سینماروزان/حامد مظفری: فیلم جانشین در کارنامه کاری کارگردانش-مهدی شاه محمدی- یک گام به پیش است به یک علت اصلی و آن هم انتخاب دو بازیگر توانا برای نقشهای اصلی. شاه محمدی در مجنون تلاش کرده بود تصویری واقعی از شهید مهدی زین الدین ارائه دهد ولی متاسفانه انتخاب بازیگری-که بیشتر در ملودرام های کافهای دیده شده- باعث نقض غرض شده بود و فیلم را از ضرباهنگ جنگی می انداخت اما خوشبختانه در جانشین با دو بازیگر روبروییم که هم نقشها را درست فهمیده اند و از آن مهمتر با اعتقاد به کاراکتر آن را آفریده اند.
جانشین دو قطب دارد، یکی فرمانده ای باهوش، جدی و مرد روزهای سخت که آرمان درویش به خوبی و شاید متاثر از مستندهایی که از حسین املاکی موجود است، ماکت کاراکتر را درآورده و بعد در نسبت با اطرافیان املاکی، در آن روح دمیده.
جذابیت تماشای هر قهرمان در کنار مکملهای شوخ و شنگ، دوچندان میشود و حضور شکیب شجره با شمایلی مشابه مبرزا کوچک خان-البته یک میرزای طناز- باعث شده فیلم متکی بر یک زوج، داستانی مغفول از دل تاریخ را بازنمایی کند. داستانی که آن قدرها فراز و فرود غیرمنتظره ندارد و همین درک زوج بازیگر در فضاسازی شخصیتی را مهم جلوه میکند.
شاهمحمدی در کارگردانی همان نگاه روایت فتحی را داشته-یعنی صحنه سازی های مستندگونه و خرد کردن پلان و ضبط موازی و بعد خروجی گرفتن در باکس تدوین- در چنین نگاهی اگر نبودند بازیگرانی که جنگ و زندگی را کنار هم ارائه دهند، جانشین کیفیت فعلی را نداشت.
روحالله سهرابی تهیهکننده کار حواسش بوده که فیلم هرچقدر استراتژیک باید مخاطب عام را هم درگیر کند بخصوص فیلمی مثل جانشین که قطعا در سالهای آتی از تلویزیون هم پخش خواهد شد پس به همان الگوی امتحان پس دادهی اینک آخرالزمان استنلی کوبریک رجوع کرده و زندگی و بگو و بخند را جزئی جدایی ناپذیر از دلهرهی جنگ-متکی بر دو کاراکتر متفاوت اما با یک هدف- نشان داده.
حالا پس از دو جنگ دوازده روزه و رمضان دیگر برای ایرانیان اثبات شده که نمیتوان زندگی را به بهانه جنگ تعطیل کرد و می بینیم قهرمان جانشین حتی بعد از مصدومیت و انتقال به شمال باز هم دلمشغول جنگ است و دربرابرش حین جنگ نیز زندگی انسانی جریان دارد و همینهاست که فیلم را مردمی میکند و انذار ابتدایی فیلم-نشه کربلای۴- را در خروجی اثر محقق مینماید.
در سینمای جنگ این سالها که به لطف ارگانهای مختلف امتداد حیات میدهد ده ها بازیگر آمده اند و رفته اند و نقشهای قهرمانی فرماندهان را بازی کرده اند ولی دیدیم که بعد از جنگ رمضان فقط معدودی از آن چهره ها، کنار ایران و ایرانی ایستادند و یک دلیل اینکه تماشای جانشین لذت بخش میشود همین است؛ هم آرمان درویش و هم شکیب شجره حرمت وطن را پاس داشتند و جلوتر از بسیاری مدعیان، دربرابر تجاوزگران قد علم کردند و یککلام هم کاراکتر استراتژیک را درک کردند و هم قدرت درک زمانه را داشتهاند…
































