• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
دوشنبه 30 شهریور 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه گفتگو

مسعود کیمیایی: نه بیمه دارم، نه بازنشستگی/باید کار کنم تا نان بخرم!!!

24 مرداد 1395
در گفتگو
0 0
A A
3
آخرین پروانه ساخت 94 به “قاتل اهلی” مسعود کیمیایی رسید⇐عوامل فیلم قرارداد سفید امضاء کردند/یک خواننده رپ در فیلم ایفای نقش خواهد کرد!

مسعود کیمیایی

سینماژورنال: مسعود کیمیایی کارگردانی که این روزها درگیر فیلمبرداری تازه ترین اثرش “قاتل اهلی” است در تازه ترین گفتگویش که با “شرق” انجام شده از حال و هوای فیلمسازی در میانه دهه هفتم زندگی گفته است.

به گزارش سینماژورنال کیمیایی که صاحب یکی از آموزشگاههای پرهنرجوی سالهای اخیر با نام “کارگاه آزاد فیلم” است در بخشی از گفتگویش از این گفته که نه بیمه دارد و نه بازنشستگی و باید کار کند تا نان بخرد.

متن تازه ترین گفتگوی کیمیایی را بخوانید:

هفتم مرداد تولد ٧٥ سالگی شما بود. شما آن زمان مشغول فیلم‌برداری جدیدترین فیلمتان، «قاتل اهلی»، بودید. حالا که فرصتی کوتاه پیش آمد که با شما گفت‌وگوی کوتاهی کنیم، این سؤال برایم پیش آمده؛ ‌از اینکه در ٧٥ سالگی فیلم می‌سازید، چه احساسی دارید؟
به دلیل کارکردن مداوم و به دلیل میان مردم بودن و اهمیت زبان که از نوجوانی در من بوده و گذشت این‌همه جابه‌جایی در بافت و ذات این سرزمینِ عزیز، بی‌تردید قضاوت‌هایی در عمرم تبدیل به نگاه و عقیده شده که تأثیر آنها را در فیلم و تألیفات ادبی‌ام می‌بینیم.
این دگرگونی‌های سرازیرشده که در پود این ملتِ اضطراب‌دیده، شگفتی‌های بسیار ساخته، بدون‌شک شکل تاریخی به خود می‌گیرد که این فرازها و فرودها را تاریخ هنر قضاوت خواهد کرد که سهم بزرگی در فهم تاریخ اجتماعی، سیاسی و حتی مبارزاتی ما دارد.
هر جست‌وجوگر هنرمندی می‌داند هیچ‌گاه بالغ نمی‌شود
در تألیف‌های سخت کوشیده‌ام، مثل «حسد بر زندگی عین‌القضات»، «جسدهای شیشه‌ای»، «سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند» و دیگر نوشته‌ها و فیلم‌های ساخته‌شده‌ام. این نگاه و بودِ مستقیم از قضاوت‌هایم می‌آید. هم آرمیده‌ها را در این سال‌های اخیر بشمارید. هرکدام بخشی از زیبایی دنیا بودند. قضاوت‌های پنهان و آشکار در انسان هنرمندِ دانسته، زندگی او را قضاوت خواهد کرد. قضاوت مهم‌ترین سرزمین پاک‌اندیش انسان است که هم برتری و برگزیدگی می‌سازد و هم افول. برای نوشتن یک شعر، نوشتن قطعه‌ای موسیقی و ساخت یک فیلم و بقیه، قضاوت‌ها دائم در تمام راهروهای حس و دانایی‌ات حضور دارند. یک قضاوت بد، یک قضاوت سیاه، شعرت را ناشعر می‌کند. قضاوت، ایمان انسان است که عقیده را مطمئن می‌گوید و دانسته و سزاوار.
سینمای ازدست‌رفته را نگاه کنید. هنر که از دست نرود. خاموش می‌شود. تغییر می‌کند. خواب می‌رود. اما هست. در حمله به ایران مجلس ترحیمِ موسیقی، زیاد شلوغ نشد. کاشی‌کاری آمد با تمام ملودی‌هایش. درآمد (اورتور) دارد. متنِ آوازی دارد. ضیافت آبی و سبز فیروزه‌ای است، ‌صاف منتقل شد به فرش، ‌همان درآمد، میان آن تصنیف باغ، گیاه و درخت، حتی با پرنده‌هایش. چهارگوش‌های درهم، حجم‌سازی در آن درهمی‌ها (دوره‌ای از نقاشی‌های سپهری) یا (اشر، ‌نقاش و معمار) که کسی از کسی تقلید نکرد. زمانه می‌گذرد. قضاوت‌ها می‌سازد که آفریده می‌شوند در این روزگار می‌توان «عارف» نبود و حفظ اسرار کرد. آن اسرار در قضاوت‌های حال به زمین آمده‌اند و فاش‌کردن‌شان حبس دارد.
در سؤال اول، پرسیده‌اید چه احساسی دارید؟ و… آن حرف‌های (قضاوتی) دشت وسیعی از انتخاب انسان امروز است، مثل تدوین، خواب تدوین شده هست اما می‌توان دوباره منظره‌های دیگری بر آن گذاشت و مناظری از آن منها کرد. کاری که در روز کرده‌ای را دوباره مونتاژ کن. آنها را که دوست نداری کم کن و رؤیای تمیزت را اضافه کن، در خانه، کار، پیاده‌رو، کارخانه، سینما، رانندگی، می‌شود یک زندگی دیگر که منظرهایی دارد که مال تو نیست. کارِ قضاوت سخت می‌شود.
گفتم سینما دارد از دست می‌رود، یا از دست رفته. انسان را در سینمای دهه ٤٠ و ٥٠ و تا ٨٠ ببین. آرزوهای انسانِ سینمای قدیم شریف بود. رؤیاهای زندگی آسیبی نداشت. حتی رؤیای چلمنی که قهرمان می‌شد، اگر هنوز هم این عقیده سوسیالیستی را دارید که قهرمان، جامعه رنجبر و کارگرنشین را فریب می‌دهد، آیا همان فریب زیباتر از تمام سینمای امروز نیست؟ بله فریب و ریاکاری است، اما قهرمانی مثل «شِین» می‌آید شهرت را تمیز می‌کند، چشم به خانواده‌ات ندارد، هرچه خوب دارد یاد پسرت می‌دهد، خونی شده می‌رود جایی دیگر. مردانِ بدِ هجومی را کشته است و دوست ندارد پسربچه‌ای او را ببیند، آدم‌کشی کار بدی است، اما بدی‌کشی کیف دارد. بدی‌کشی به جامعه رنجبر و کارگرنشین هم به‌دردبخور است -نه بیشتر- آنجا هم قهرمان است.
در همین فیلم «قاتل اهلی» با جوانی آشنا شدم که فیلم‌بردار است. اما فیلم‌برداری را از رفته به خاک، نعمت حقیقی آموخته است، آمد برای فیلم‌برداری، خیلی خوب، ترکیب و رنگ می‌داند. می‌دانم هیچ‌گاه از سفره فیلم‌برداری‌اش سیر نمی‌شود. این را گفتم که فیلم بد، فیلم‌برداری خوب به دردش نمی‌خورد. سالن خالی برای آهنگ‌ساز دست نمی‌زند. فیلم «قاتل اهلی» عذاب‌های مرد متدین قدیمی تهرانی است.
انسانِ امروز را نمی‌گویم. هنرمند امروز بسیار شیفته و بدهکار این دستگاه کامپیوتر شده. حتی از آن خلاقیت می‌خواهد. یاد فیلمی از جوزف لوزی افتادم (مستخدم)؛ مستخدمی استخدام یک مرد تنهای پول‌دار با تربیت انگلیسی و اشرافیتِ قدیمیِ بریتانیایی. مستخدم بسیار «بلد» است. آهسته و آرام با ارباب دوست می‌شود. کارهایش را بی‌تکلف انجام می‌دهد. گاهی به آقا ترحم دارد. گاهی دلسوز است. اما همیشه یک مستخدم. خلاصه کنم کار به جایی می‌رسد که مستخدم به جای آقا می‌نشیند. آقا تعظیم به مستخدم می‌کند. کفش‌هایش را واکس می‌زند… تا تنها راه رهایی این است، دوباره به اصل خودش برگردد؛ همان تربیتی که داشت. حالا حریف این بی‌پدرومادر می‌شود، همین مستخدم که به کلید برق می‌زدیم کمک انسان می‌شد، کامپیوتر. که آهسته ارباب شد.
انسان امروز «دچار» این دستگاه شده است، خیلی‌ها «دچار» می‌شوند، دچار عشق، دچار پول، دچار رفاقت و دچار کشتن و دچار زندگی… .
سینمای امروز به کف خیابان، به مردم پیاده‌رو، به آمده‌ها برای چاق‌کردن حاشیه‌ شهرها، به فحشا و علت‌ها، به بی‌خانگی کاری ندارد، ‌سینمای امروز روزنامه نمی‌خواند، موسیقی نمی‌داند. تدوین نمی‌شناسد. عشق را بلد نیست. ترجمه شده. دانایی قرض‌گرفتن را می‌داند. بدهکار می‌ماند. می‌زند به فضا و سفینه‌ها، فیلم‌های قدیم، ‌اتومبیل‌های قدیم. می‌شود تارانتینو، جدول فیلم‌های بزرگ تاریخ سینما همه از گذشته است. «پدرخوانده» جدیدترین آن است که آن هم تحت تقلید ١٠ تا فیلم نوآر ست. بهترینش را «ریچارد کَُنت» بازی می‌کند و «ادوارد جی. رابینسون». استادش«وینست شرمن» است که با خطوط در سیاه سفیدها چه‌ها می‌کند. انسان امروز قهرمانِ تمام‌وقت می‌خواهد. قهرمانِ نیم‌وقت نمی‌خواهد. آدمِ امروز تمام روز و شبش را احتیاج به قهرمان دارد، دکترهای نیمه‌‌وقت، خیلی‌ها را به انتظار گذاشته‌اند.
قهرمان نمی‌داند اول فکرکردن کجاست. فکرکردن دورش می‌کند. نباید اسیر انتخاب‌ها شود و شک. فکر هیچ ایستگاهی برای خستگی درکردن نیست. دشمنِ ارزیابی است. هنرمند و قهرمان، ریل‌های مشترکی دارند. بعضی از ایستگاه‌های فکرِ هنرمند شعر می‌نویسد و ادبیات. بعضی تبدیل به موسیقی و نقاشی تا همه. قهرمان از بیخ، این ارزیابی‌کردن‌ها را منهدم می‌کند.
هنرمند، قهرمان می‌خواهد و قهرمان را هنرمند می‌گوید، ‌در «تنهاکِشی»‌ها می‌خواهد همان تسلط را داشته باشد. در ایستگاه‌های فکر بماند و «چاله‌گردی» کند تا برسد به یک تحلیل، از موضوعی کسل‌کننده، کسل‌کننده نگذرد، «جسدهای شیشه‌ای» را پنج سال نوشتم.  «سرودهای مخالف» را چهار ‌سال نوشتم. «حسد…» را که این ١٠ سال را حاشیه‌نشینی کرده‌ام. من باید کار کنم تا نان بخرم. بازنشستگی ندارم. بیمه ندارم. ارث نرسیده. جایی که حقوق داشته باشم، ندارم. پس باید کار کنم. «جسدهای شیشه‌ای» طاقت‌فرسا نبود. پنج سال گرسنگی، جنگ، ‌حبس، ‌دردسر عشق‌رفتگی، ‌عشق‌مردگی، ‌رفیق‌مردگی. حقیقت‌ها دیر می‌آیند. بعد از آمدن هم کامل نیستند. کم ‌و کسر دارند. نگاه به این مجسمه‌های کائوچویی توی ویترین‌‌های کت‌وشلوارفروشی ردیفی بکن. چقدر کراوات دارند و پاپیون‌، کت‌وشلوارها سیاه و براق هستند، گردن آنها کراوات است و در خیابان هیچ مردی کراوات ندارد.
روزگاری، سلامتِ جنون معنی داشت. عقل از این جنون به وجد می‌رسید. خانم! مصاحبه‌ها جای خیلی از حرف‌ها نیست. مصاحبه‌ها بیشتر بدهکارِ ملاحظه و مدارا شده‌اند. اگر حرف‌هایت را مواظب باشی که به دروغ می‌رسی. تقلب می‌شود. نشانی حرف‌های مواظبت‌شده پر از تقلب می‌شوند. واژه مواظبت، احترام به سانسور می‌گذارد، حیف از درخت بلند و صبوری که در جنگلی دور گم شده باشد. روز از آنِ عشق نیست، در شب گشایی معلوم می‌شود، موسیقی و عشق در شب زبان باز می‌کنند. برای همین موسیقی صدای عقل ندارد. معرکه‌های زندگی در روز زنده و پول‌سازند.

پیوند کوتاه: https://www.cinemajournal.ir/?p=27124
image_print
برچسب ها: بازنشستگیبیمهجسدهای شیشه ایحسد بر عین القضات همدانیسرودهای بزرگقاتل اهلیمسعود کیمیایی
نوشته قبلی

جوابیه تدوینگر فیلمی با مضمون چندهمسری درباره حضور در جشنواره صلح⇐برای مستندسازی به جشنواره رفتم+نگاه سینماژورنال به چهار تناقض موجود در جوابیه

نوشته‌ی بعدی

رونمایی از معضلات یک دختر چاق با حضور معتمدآریا+عکس

مطالب مرتبط

محمدمهدی طباطبایی نژاد

بوی دهه ۶۰ به مشام میرسد⇐درجه‌بندی به‌جای پروانه‌ی ساخت/حرفهای محمدمهدی طباطبایی‌نژاد-معاون نظارت سینما- درباره‌ی چگونگی حذف پروانه‌ی ساخت

4 شهریور 1405

سینماروزان: حذف پروانه ساخت یکی از تقاضاهایی است که هرازگاه از سوی برخی روسای صنوف سینما خطاب به مدیران سینمایی...

فیلم صد سال به این سالها

چرا «صد سال به این سالها» در سینماها اکران نشد؟/ماجرای سانسور یک ربع از فیلم چیست؟

10 مرداد 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: عرضه فیلم "صد سال به این سالها" در شبکه خانگی بعد از حدود بیست سال توقیف، در عین...

نمایش فراموشخانه

تابوشکنی زنانه در “فراموشخانه”/در گفتگو با آیلار نوشهری بازیگر نمایش مطرح شد  

31 تیر 1405

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: نمایش "فراموش خانه" که با گارگردانی سهاب محبعلی روی صحنه رفته، برشی از تاریخ معاصر ایران است که...

نوشته‌ی بعدی
یادداشت دستیار مجیدی درباره فاطمه معتمدآریا و اتفاقات کاشان⇐هرکه می‌آید می‌زند و می‌رود

رونمایی از معضلات یک دختر چاق با حضور معتمدآریا+عکس

دیدگاه‌ها 3

  1. Faraakh az khaani می‌گوید:
    قبل 10 سال

    یک میلیون بار تکرار مکرّرات، مشگل این جناب، تمّام شدن دوران اوست …

    آخ و اوخ، ناله و گلایه، اون دوران چه خوب، حالا چه بد، فقط ما بودیم که سینما را می‌شناختیم ..

    شما در یک کلام دچار افسردگی ناشی‌ از خود هنرمند پنداریت هستی‌ ..

    فیلمهای اجتماعی نسل جوان امروز بارها بهتر از گوزنهای شماست. معلوم میشود از دور و برت هم خبر نداری ..

    اگر بیمه‌ و بازنشستگی هم داشتی یک بهانه دیگر پیدا میکردی که فیلم بسازی تا مردم بخاطر ترحم به شما تماشا کنند ..

    پیری تلخ است، فکر کن قیصر و فرمان زنده بودند و امروز جایی گدأیی میکردند …

    پاسخ
    • کابوکی می‌گوید:
      قبل 10 سال

      این آقا (Faraakh az khaani) چه مشکلی با کیمیایی دارد که هر موقع خبری از این فیلمساز در سایت منتشر میشود افاضات میفرمایند و متلک میاندازند.آ یا کیمیایی جای کسی را تنگ کرده .این همه فیلمسازجوان مشغول به کارند!

      پاسخ
      • Faraakh az khaani می‌گوید:
        قبل 10 سال

        کابوکی جان، افاضات و متلک نیست، “خود هنرمند پنداری و کبر و غرور پوشیده در پوسته‌ تواضع” نشان عجز و بدبختی ایشان و امثال اوست..

        سراغ داری جائی‌ ایشان باشد و نالهٔ “ما هنرمندان قدیم چه خوبیم و حالا همه مصنوعی هستند ..” سر ندهد.

        مشگل ایشان خرید نان نیست، بلکه گدأیی “ما را درک نکردند و قدر ندانستند …” است و بس ..

        خوشبختانه جوجه کباب ایشان هر شب برقرار است، شما نگرانش نباش …

        پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • فیلم داستانهای موازی ساخته اصغر فرهادی

    چرا «داستانهای موازی» به یک فیلم عربی بدل شده؟/یادش بخیر خان‌دایی جون…

    152 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 61 توئیت 38
  • اغاز به کار سامانه “بلیت”

    27 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 11 توئیت 7
  • تحولات برره‌ای در سینمای جعفر پناهی+چگونه فیلمفارسی به داد «بی‌داد» رسید؟/افشای طرح اصلی فیلمنامه مجوزگرفته‌ی «بیداد» درباره‌‌ی زوجی که به صداوسیما دعوت میشوند!!

    22 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 9 توئیت 6
  • صدور پروانه برای تونل‌زنی در دل جنگ+صدور پروانه‌ی فیلم عمو پورنگ+صدور چهار پروانه دیگر

    18 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 5
  • هم باحجاب است و هم مدافع پدر ایرانی!/توصیف سمپاتیک رسانه سوپراصولگرا از فیلم «مراقب»

    17 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 7 توئیت 4
  • صدور پروانه برای نویسنده‌ی «فسیل»، تهیه‌کننده «مارمولک» و دو پروانه دیگر

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4
  • امیر جدیدی در ویتنام چه میکند؟⇐معمای دیزی درباز و حیای گربه 

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4
  • صدور پروانه‌ی فیلم ممنوعه‌ی نوید محمدزاده و رضا عطاران+صدور دو پروانه دیگر

    14 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 6 توئیت 4

آخرین مطالب

فیلم “استخر” و حرکت بر لبه‌ی سحر دولتشاهی

ثبت قرارداد اکران فیلمهای “بی‌دار”شهاب حسینی، “بورسیه”جواد عزتی و “حاشیه”هادی کاظمی+ایجاد محدودیتِ درصد برای بلیت‌فروش‌های آنلاین

امیر جدیدی در ویتنام چه میکند؟⇐معمای دیزی درباز و حیای گربه 

پیمان قاسم‌خانی در فیلم “بن سای”/خالق “پژمان” و متد هزار ساله !  

رکوردزنی با حذف انحصار⇐افتتاحیه ۱۲۰ هزار نفری «خانم‌والده»/ ثبت فروش بیش از ۲۲ میلیارد تومان

گرامیداشت روز شعر و ادب فارسی با معرفی برنامه‌های «آینه‌دار دوران»

“زنده‌شور” ۱۷۰میلیارد و “استخر” ۱۵۴میلیارد/”اسکورت” ۳۲میلیارد و “سفینه نجات” ۲۵میلیارد/”ناپلئون” به سمت ۲۰میلیارد/”لباس شخصی” ۱۰میلیارد و “سقف” ۹/۵میلیارد/”خانوم والده” دوروزه ۲۰میلیاردی شد/استارت نومیدکننده‌ی “آن‌دو”+آمار کامل فروش

حبس و جریمه‌ی نقدی سنگین برای سارق فیلم “فسیل”

قیچی باغبونی+ تسبیح!⇐رونمایی از تصاویر تازه‌ی شهاب حسینی در فیلم «بی‌دار»

خالقان کلاه قرمزی به‌جای چهره‌ها؟⇐برگزاری جشن خانه‌ سینما بدون چهره‌‌های سینمایی و با حضور افراطی مدیران دولتی

تبلیغات

ویژه ها

فیلم “استخر” و حرکت بر لبه‌ی سحر دولتشاهی
خبر وسط

فیلم “استخر” و حرکت بر لبه‌ی سحر دولتشاهی

29 شهریور 1405

سینماروزان: سحر دولتشاهی از معدود بانوان بازیگر دهه قبل است که همچنان توانسته در بورس بماند و کمابیش آثاری را...

ادامه مطلب
ثبت قرارداد اکران فیلمهای “بی‌دار”شهاب حسینی، “بورسیه”جواد عزتی و “حاشیه”هادی کاظمی+ایجاد محدودیتِ درصد برای بلیت‌فروش‌های آنلاین

ثبت قرارداد اکران فیلمهای “بی‌دار”شهاب حسینی، “بورسیه”جواد عزتی و “حاشیه”هادی کاظمی+ایجاد محدودیتِ درصد برای بلیت‌فروش‌های آنلاین

29 شهریور 1405
امیر جدیدی در ویتنام چه میکند؟⇐معمای دیزی درباز و حیای گربه 

امیر جدیدی در ویتنام چه میکند؟⇐معمای دیزی درباز و حیای گربه 

29 شهریور 1405
پیمان قاسم‌خانی در فیلم “بن سای”/خالق “پژمان” و متد هزار ساله !   

پیمان قاسم‌خانی در فیلم “بن سای”/خالق “پژمان” و متد هزار ساله !  

28 شهریور 1405
رکوردزنی با حذف انحصار⇐افتتاحیه ۱۲۰ هزار نفری «خانم‌والده»/ ثبت فروش بیش از ۲۲ میلیارد تومان

رکوردزنی با حذف انحصار⇐افتتاحیه ۱۲۰ هزار نفری «خانم‌والده»/ ثبت فروش بیش از ۲۲ میلیارد تومان

28 شهریور 1405
توقف «متری شش و نیم» کمی بالاتر از 27میلیارد/«تگزاس2» 17میلیاردی شد/دو فیلم حاکمیتی-مشکوک المنابع که سانسها را بلعیده‌اند بعد از دو هفته، رویهم فقط کمی بیش از 12میلیارد فروختند/«سرخپوست» 5میلیاردی شد/«زهرمار» دوروزه در مرز نیم میلیارد/«دختر شیطان» علیرغم تبعید به سانسهای کم‌مخاطب صبحگاهی(!) در آستانه میلیارد قرار گرفت+آمار کامل فروش

“زنده‌شور” ۱۷۰میلیارد و “استخر” ۱۵۴میلیارد/”اسکورت” ۳۲میلیارد و “سفینه نجات” ۲۵میلیارد/”ناپلئون” به سمت ۲۰میلیارد/”لباس شخصی” ۱۰میلیارد و “سقف” ۹/۵میلیارد/”خانوم والده” دوروزه ۲۰میلیاردی شد/استارت نومیدکننده‌ی “آن‌دو”+آمار کامل فروش

27 شهریور 1405
قیچی باغبونی+ تسبیح!⇐رونمایی از تصاویر تازه‌ی شهاب حسینی در فیلم «بی‌دار»

قیچی باغبونی+ تسبیح!⇐رونمایی از تصاویر تازه‌ی شهاب حسینی در فیلم «بی‌دار»

27 شهریور 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم