۱۸۱۱۱۴۰۱

واکنش کارگردان «کلاه پهلوی» به نمایش «قاتل اهلی» در کاخ جشنواره⇐از «زهرمار» گفتن پولاد تا کیفیت الکن و مغشوش اثر

سینماروزان: بالاخره «قاتل اهلی» مسعود کیمیایی در شرایطی در کاخ جشنواره به نمایش درآمد که بازی دور از انتظار پولاد در این فیلم با انتقاد مخاطبان و البته خنده های آنها مواجه شد.

به گزارش سینماروزان متأثر از آن نشست پرسش و پاسخ فیلم هم پر شده بود از حاشیه. سیدضیاءالدین دری کارگردانی که سریالهایی نظیر «کلاه پهلوی» و «کیف انگلیسی» را ساخته در واکنش به این حاشیه ها یادداشتی را نوشته است.

متن یادداشت دری را در ادامه می خوانید:

حالا فيلم ديگر مال كارگردان نيست و متعلق به مخاطب است

تا ساعتى پيش از نظر من چشم بسته حق با كيميايى بود و جدال تهيه كننده با فاصله اى چهل ساله از كيميايى امرى بيهوده بنظر ميرسيد اما پس از مشاهده فيلم گمان ميكنم كه لشكرى تهیه کننده «قاتل اهلی» مثل هر انسان ديگر حق دارد نظرش دزباره فيلم را ابراز كند و چون بابت فيلم بايد به آقای كيميايى دستمزد بپردازد كمى بيش از افراد عادى صاحب حق ميشود.
مواجهه اين دو مسئول فيلم در تاريخ سينماى جهان امر تازه اى نيست؛ تهيه كننده سرمايه گذار يا متعهد به سرمايه گذار حق دارد نسبت به فروش فيلم نگران باشد. به نظر من حالا فيلم ديگر مال كارگردان نيست و متعلق به مخاطب است.

امشب مردم به فيلم خنديدند و پولاد با صداى بلند خطاب به مردم گفت: زهر مار! اين آماتورى ترين واكنش به اصلى ترين صاحبان حق است. فيلم ساز نميتواند به مخاطب ديكته كند كه چه واكنشى از خودشان ابراز كنند. وقتى پولاد در صحنه به دختر ميگويد: حالا پاك شدى؟ اين جمله خنده دار است.
در نهايت فيلم بشدت الكن و مغشوش است و قادر نيست ما را با شخصيت ها همراه سازد؛ هر چند كيميايى در روايت سعى كرده تا اسلوب روز را به كار بندد اما چون از متد مورد نظرش اطلاعات كافى نداشته انباشتى ديالوگ را به خورد مخاطبش ميدهد.  او ديگر در سنى نيست كه بخواهد تجربه ناقص كند.

image_print
تاريخ انتشار: یکشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۵ - ۷:۰۴
لینک کوتاه: https://www.cinemajournal.ir/?p=34417

بعدش؟

مطالب مرتبط

4 نظر برای مطلب "واکنش کارگردان «کلاه پهلوی» به نمایش «قاتل اهلی» در کاخ جشنواره⇐از «زهرمار» گفتن پولاد تا کیفیت الکن و مغشوش اثر"

  1. Faraakh az khaani گفت:

    … نترس ها، کمی‌ بیشتر نترسید تا نترسیدن شما به جای “سکوت و سرفه” به “ذوب یخ در ناخودآگاه پلنگ زخمی درون” انجامد و قطره‌ قطره‌ دریایی شود سهمگین و سیل شود و پاک کند تباهی را، و قدر ناشناسی را و لگدمال نماید “سرمایه دار خود شیفتهٔ” را و ارج نهد هنر تک سواران پیر و زخمی را که میدانند آنچه را که نمی‌دانید و میسازند آنچه را که نمیسازید و سرفه و سکوت آنها اعتراض باشد نه مزدوری و ترس …

    شلیک خنده در سالن …
    صدای اعتراض پولاد با یک “زهرمار” بلند به آنها …

  2. دوست گفت:

    مبادا خبری به نفع فیلم درج کنید؟!

بی‌پرده با مخاطبین

ارسال نظر

*

code