۲۷۱۰۱۳۹۹

چرا برنامه‌سازی در رسانه ملی تا این حد تکراری و غیرخلاقانه شده است؟

سینماروزان/محمدصادق عابدینی: بـرنامـه‌هاي پـرمخـاطب «دورهمي» و«خندوانه» پيش از آغاز ويژه‌برنامه‌هاي مناسبتي ماه محرم و صفر به اتمام رسيدند.

به گزارش سینماروزان با پايان پخش اين دو برنامه اين صحبت به ميان آمد كه برنامه‌های تلويزيون بعد از «دورهمي» و «خندوانه» تمام شده است و ديگر برنامه‌اي ندارد كه بتواند مردم را پاي تلويزيون بنشاند و گویا در عمل هم همین اتفاق رخ داده است.

شبكه يك، شبكه هر ايراني!
به رسم پيشكسوتي و اينكه دكمه‌هاي ريموت كنترل تلويزيون از يك شروع مي‌شود، شبكه يك سيما با شعار «شبكه هر ايراني» اولين شبكه‌اي است كه برنامه‌هايش را بررسي می کنیم. شبكه اول از زمان آغاز به كار سازمان راديو و تلويزيون تأسيس شده و تاكنون ادامه حيات داشته است؛ شبكه‌اي كه برنامه‌هايش بايد براي همه ايران باشد. اين «بايد» باعث شده تا برنامه‌سازان شبكه اول ايده كهنه شده‌اي را حدود ۲۰ سال تكرار كنند.

اگرچه برنامه «صبح بخير ايران» تعطيل شده است ولي اقبال واحدي، مجري اين برنامه دل از سفرهاي دور ايران نبريده است و با «سفرنامه صبا» به گوشه و كنار ايران مي‌رود ولي بدي سفرنامه صبا اين است كه در طول دو دهه گذشته نخواسته تغييري داشته باشد و واحدي همان سبك قديمي‌اش را تكرار مي‌كند.

در مقابل برنامه اقبال واحدي، نمونه موفق يك ايرانگردي را مي‌توان در مجموعه مستند«ايرانگرد» ديد كه به جاي اينكه وقت بينندگان تلويزيون را با گفت‌وگو با مديران محلي و مسئولان شهرستان‌ها پر كند، به زيبايي‌هاي طبيعي كشورمان مي‌پرداخت و براي افرادي كه سوداي سفر در سر دارند راهنماي خوبي بود.

شبكه يك در ديگر روزهاي هفته مسابقه «خانه ما» را دارد كه از شبكه افق نيز پخش مي‌شود. ايده «خانه ما» در مديريت هزينه و مصرف نيز يك كپي ساده از روي مسابقات ماهواره‌اي است. شبكه اول سيما برنامه‌هاي «هم‌قصه» با رويكرد جهان اسلام، «حرف حساب» اقتصادي، «نگاه يك» اكثراً با رويكرد سياسي، «امروزي‌ها» و «ثريا» را دارد كه در اين بين «ثريا» به خاطر رويكرد خاصش داراي جامعيت مخاطب است.

شبكه دو، شبكه خانواده
شبكه دو به طور مشخص چند تاك‌شو دارد. اولي برنامه «رو به راه» است كه اجراي آن را مژده لواساني بر عهده دارد. در هفته گذشته«رو‌به راه» ميزبان پيرهادي، عضو شوراي شهر تهران بود؛ برنامه‌اي كه مي‌توانست با توجه به حواشي كه در مورد واگذاري زمين‌ها توسط شهرداري تهران مطرح است، محمل خوبي براي پاسخگويي به افكار عمومي باشد ولي مجري برنامه به جاي استفاده بهينه از فرصت به وجود آمده مدت زمان زيادي را به تعريف و تمجيد از پيرهادي گذراند.

«زنده باد زندگي» با اجراي محمدجعفر خسروي فضايش كمي سن و سال‌دارتر از «رو به راه» است. اين برنامه شامگاهي نيز با وجود اينكه چند سالي است اجرا مي‌شود ولي نتوانسته جريان‌سازي داشته باشد چون هدف برنامه‌ساز مشخص نيست و خسروي برنامه تلويزيوني را با گپ‌هاي خانوادگي و حرف‌هايي كه گفتن‌شان صرفاً به گذر زمان كمك مي‌كند، تبديل كرده است. شبكه دو هم مانند شبكه يك برنامه قديمي را احيا كرده و آن مسابقه محله است كه سال‌هاي خيلي دور توسط مسعود بينش‌پژوه اجرا مي‌شد و حالا نيز با كمترين تغيير نسبت به گذشته اجرا مي‌شود.

شبكه سه، حالا خورشيد
صبح را مي‌توان با «حالا خورشيد» شروع كرد. نه به خاطر اينكه ديگر شبكه‌هاي تلويزيوني برنامه صبحگاهي ندارند بلكه به خاطر اينكه رضا رشيدپور خوب بلد است برنامه‌اش را شلوغ كند و خبرسازي كند. چيزي كه بيننده‌هاي تلويزيون به آن احتياج دارند يعني تزريق انرژي و كمي استرس براي شروع يك روز كاري.

البته در اين بين گاف‌هايي هم پيش مي‌آيد كه ناشي از اصرار زياد براي پرداختن به حاشيه روز توسط رشيدپور است. براي ظهر‌ها هم شبكه سه «سمت خدا» را دارد كه سرشناس‌ترين برنامه ديني است و بيننده‌هاي خاص خود را دارد. خانم دكتر جلالي بعد از جدا شدن از شبكه دو، برنامه «خط سوم» را در شبكه سه توليد كرده است كه برنامه‌اي گفت‌وگو‌محور است و حال و هوايش نيز مانند برنامه‌هاي شبكه دو است.

«هفت» و «نود» نيز بيننده‌هاي خود را دارد، با اينكه اصلاً از ميزان رضايت عمومي اين دو برنامه قابل قياس نيستند. «هفت» به دليل ادبيات مجري و كارشناسش اين روزها از سوي منتقدان با انتقادهایی روبه‌رو شده است ولي«نود» پربيننده‌ترين برنامه ورزشي سيما است كه بينندگانش دوشنبه شب‌ها منتظر‌ند تا عادل فردوسي پور ساختار فوتبال كشور را به نقد بكشد.

شايد كمتر بيننده تلويزيوني تصور مي‌كرد برنامه پزشكي هم مي‌تواند جنجال‌آفرين باشد. تصور عامه از برنامه‌هاي پزشكي اين است كه آقا يا خانم دكتر كاملاً با پرستيژ رسمي و لبخند تصنعي به سؤالاتي كه مجري‌هاي برنامه‌هاي تلويزيوني به نمايندگي از سوي بينندگان مي‌پرسند جواب دهد و پاسخ‌ها هم آنقدر كلي باشد كه بيننده براي پيگيري درمان سراغ مطب دكتر را بگيرد، اما «اكسير» با اجراي فرزاد حسني به خاطر نوع اجراي حسني و حاشيه‌هاي برنامه توانست چهره‌اي متمايز از خود به نمايش بگذارد. اين تمايز را نمي‌توان به معناي بهتر بودن دانست ولي قطعاً تفاوت‌هاي«اكسير» با ديگر برنامه‌هاي تلويزيوني باعث شده اين برنامه بيننده‌هاي خودش را داشته باشد.

شبكه چهار، پر‌كردن آنتن با گفت‌و‌گو
در يك نگاه سختگيرانه اگر هر شب به طور رندوم شبكه چهار را ببينيد يك برنامه گفت‌و‌گو محور در حال پخش است. اين شبكه به تازگي برنامه جديدي را در اختيار محمد صالح علاء گذاشته است. صالح علاء كه با “دو قدم مانده به صبح” در شبكه چهار برنامه‌اي شبانگاهي آرام را داشت بعد از چند سال دوري از هفته گذشته برنامه «چشم شب روشن» را به شبكه چهار آورده كه متأسفانه اين برنامه فاقد نوآوري در قياس با «دو قدم مانده به صبح» است. گويا صالح علاء در سال‌هاي دور بودن از تلويزيون به همه چيز فكر مي‌كرده به غير از اينكه در زمان بازگشت چه كار كند كه برنامه‌اي پرمخاطب داشته باشد.

شبكه پنج، سرگردان ميان تهراني بودن يا نبودن
شبكه پنج سيما دوباره شبكه تهران شده است ولي برنامه‌هايش هنوز رنگ و بوي اقتصاد را دارد و تهراني بودن اين شبكه هنوز پررنگ نشده است. برنامه‌هاي گفت‌و‌گو محور شبكه پنج نيز غالباً نگاه اقتصادي دارند. ايراد بزرگي كه هنوز تلويزيون نتوانسته آن را حل كند، اين است كه مفاهيم خشك اقتصادي را چگونه بايد براي مردمي كه از تئوري‌هاي اقتصادي سر درنمي‌آورند اما زندگي‌شان بر پايه اقتصاد شكل مي‌گيرد، برنامه‌سازي كرد.

به همين خاطر گپ و گفت‌هاي اقتصادي شبكه پنج بي‌رمق و صرفاً براي جامعه مخاطب خاص است. «به خانه بر مي‌گرديم» برنامه خانواده‌محور شبكه پنج است كه با وجود عوض شدن چندباره گروه‌هاي اجرا استايل و چارچوب برنامه تغيير خاصي نداشته است. برنامه جديد «دست خط» كه با اجراي محمدحسين رنجبران تهيه مي‌شود شباهت‌هاي زيادي به برنامه «شناسنامه» دارد. اين برنامه هفته پيش ميزبان مهدي چمران بود و گفت و گو با اين عضو شوراي شهر بيشتر از آنكه چالشي باشد به تعريف و تمجيد از عضو شوراي شهر گذشت.

شبكه‌هاي جديد، سهم‌هاي متفاوت از مخاطب
ستاپ باكس‌ها اين امكان را مي‌دهد تا بيننده‌هاي تلويزيون به مجموعه‌اي از شبكه‌هاي جديد دسترسي داشته باشند. شبكه‌هايي كه هر كدام مشخصه‌هايي دارد و به دليل مأموريت‌هاي خاص‌شان از مخاطبان متفاوتي برخوردارند. در بين شبكه‌هاي نوظهور سيما به طور مشخص دو شبكه افق و  نسيم برنامه‌هاي گفت‌و‌گو محور دارند و البته شبكه «ورزش» كه رويكردش مشخص است.

افق كه جزو كم‌بيننده‌ترين شبكه‌هاي تلويزيوني است چند برنامه گفت‌وگومحور دارد. علت انتخاب برنامه‌هاي گفت‌وگو‌محور براي اين شبكه احتمالاً راحت بودن برنامه‌سازي براي گروه‌هاي نيمه آماتور برنامه‌ساز اين شبكه است. در مقابل نسيم، دو برنامه «خندوانه» و «دورهمي»را به روي آنتن آورد كه به جاي پرداختن به مسائل تكراري، سراغ سبك‌هاي جديدي در اجرا رفت. سياست نسيم براي جلب بيننده با تكيه بر برنامه‌هاي «خندوانه» و «دورهمي» جواب داد و اين روزها با نبود اين دو برنامه نشانه‌هاي ركود را در «نسيم» و كليت تلويزيون مي‌توان ديد.

در زماني كه كپي بودن برنامه «دورهمي» به راحتي از سوي مخاطبان كشف مي‌شود، انتظار اينكه تاك‌شو‌هاي ديگر شبكه‌ها كپي نباشد خيلي سخت است. در بهترين حالت برنامه‌سازان تلويزيون سعي كرده‌اند برنامه‌هاي پرمخاطب خارجي را بومي‌سازي كنند، مانند كاري كه رامبد جوان در «خندوانه» انجام داده است. ديگر برنامه‌ها كه حتي حاضرند از شبكه‌هاي داخلي كپي كرده و خلاقيت‌شان را صرفاً در تغيير نام برنامه به نمايش بگذارند.

image_print
تاريخ انتشار: شنبه 29 اکتبر 2016 - 8:54
لینک کوتاه: http://www.cinemajournal.ir/?p=30305

بعدش؟

مطالب مرتبط

2 نظر برای مطلب "چرا برنامه‌سازی در رسانه ملی تا این حد تکراری و غیرخلاقانه شده است؟"

  1. تینا جلالی گفت:

    واقعا شما هنوز تلویزیون نگاه میکنید؟
    ادرس بده برات چند تا دی وی دی خوب بفرستم
    بیخیال تلویزیون بشو
    تلویزیون هم شده مثل ایران خودرو که باید باز باشه
    تا یه سری نون بخورن
    وگرنه توجه به علایق مردم کیلو چند؟

  2. تجلی گفت:

    ای بابا
    همون خندوانه و دورهمی
    هم اینقدر تکراری شده بودن
    که اگه خودشون تعطیلشون نمیکردن
    دیگه مهموناشون هم ته می کشید
    و مجبور میشدن مثل احسان علیخانی
    برن پوزر عروس بیارن

بی‌پرده با مخاطبین

ارسال نظر

*

code