• مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
یکشنبه 3 آبان 1405
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ژورنال سینما
  • مرام‌نامه
  • شبکه های اجتماعی
  • سفارش آگهی
  • تماس با ما
  • درباره ما
تبلیغات
خانه یک سکانس سینمایی

روایت تلخ همسر یک روزنامه‌نگار فقید از تلاش‌های نافرجام برای زنده نگه داشتن یاد همسر⇐ناگهان همه‌چیز به هوا رفت و در ناتمامی عذاب‌آوری، غرق شد

2 آبان 1396
در یک سکانس سینمایی
41 0
A A
0
در یادداشت کارگردان “آشغالهای دوست‌داشتنی” بیان شد⇐مقصر مرگ رضا رستمی تومور مغزی بود یا آنها که چهار ماه وی را خانه‌نشین کردند؟

محمدرضا رستمی

سینماروزان: روزنامه نگاران اگر بخواهند مستقل باشند و بی آلودگیهای سیاسی زندگی کنند قطعا به همان اندازه که از اثرگذاری در حرفه خویش لذت می برند ممکن است در برابر موانعی هم قرار گیرند که قصد انحراف آنها از مسیر پیش رو را دارند اما اعتماد به اصول و توکل می تواند هر سدی را از راه بردارد.

به گزارش سینماروزان محمدرضا رستمی روزنامه نگار عرصه فرهنگ از جمله فعالان این حیطه بود که در زمان حیات کوشید تا حد زیادی به عنوان مهره ای سیاسی مطرح نشود و سدها را با تکیه بر اصول از پیش رو بردارد شاید برای همین است که بعد از درگذشت ناگهانی اش جز با احترام از وی یاد نشد.

الهه خسروی یگانه همسر محمدرضا رستمی بعد از درگذشت وی به دنبال راه اندازی یک کتابخانه به نام همسرش در زادگاه وی اسدآباد همدان بود اما با وجود گذشت یک سال از فقدان محمدرضا هنوز موفق به این کار نشده است. خسروی یگانه با نگارش یادداشتی در «شرق» کوشیده روایتی ارائه دهد از تلاشهای نافرجام برای زنده نگه داشتن یاد همسر.

متن یادداشت همسر محمدرضا رستمی را بخوانید:

از پیگیری برای یاد رضا خسته نمی‌شوم

پیش از هر چیزی، شاید بهتر باشد به‌جای نوشتن حرف‌های تکراری، برای یک‌بار هم که شده از وضعیتی که بعد از فوت محمدرضا رستمی، همسرم، پیش آمد، حرف بزنم. بعد از این اتفاق، من و خانواده او با دو موضوع روبه‌رو شدیم؛ نخست پرونده پزشکی و دیگری ماجرای کتابخانه‌ای که قرار بود به اسمش در شهر زادگاه او تأسیس شود.  داستان پرونده پزشکی که حالا کمیسیون پزشکی برای آن حکم ١٠ درصد قصور داده است، یکی داستان است پر آب چشم. مثل همه قصه‌هایی که با این موضوع، در جامعه روی می‌دهد. ما همچنان با دیوار بلند بی‌اعتمادی، سوءتفاهم و البته بی‌مسئولیتی روبه‌روییم. در این مدت آن‌قدر حرف‌های عجیب‌وغریب شنیده‌ام که باورم نمی‌شود در چنین شرایطی دارم زندگی می‌کنم. وقتی شما از اعضای کمیسیون می‌شنوید که تقدیر این بوده که همسرم بر اثر تشخیص و جراحی اشتباه، فوت شود یا اینکه همین ١٠ درصد قصور زیاد هم هست، چون معمولا بیش از یکی، دو درصد، قصور تأیید نمی‌شود، دیگر نمی‌دانی چه باید بگویی و اصلا گفت‌وگو را بر چه اساسی ادامه دهی. من در این ماجرا با پزشکی روبه‌رو هستم که ظاهرا پیش از این نیز در دادسرای جرائم پزشکی پرونده داشته است؛ پزشکی که وقتی از جلسه کمیسیون بیرون می‌آید، بدون آنکه لحظه‌ای فکر کند مقصر در مرگ یک همسر، یک پدر و یک فرزند است، از روند کمیسیون با لفظ «عالی، عالی» یاد می‌کند و خوشحال است که روند ماجرا به نفع او پیش می‌رود.

در چنین شرایطی شما چه‌کار باید بکنید؟ چه راهی دارید جز اینکه دوباره شکایت کنید و در ‌هزارتوی روند بررسی، دندان بر جگر بسایید و هیچ نگویید؟

  بعد از فوت رضا، وقتی دوستانش تصمیم گرفتند برای او مراسم یادبودی برگزار شود، پیشنهاد دادم که آدم‌ها به‌جای گل، با کتاب به مراسم بیایند؛ کتاب‌هایی که رفته‌رفته و قطره‌قطره جمع شدند و کمپین کتاب به‌جای گل، در نهایت منجر به جمع‌شدن ١٢ هزار جلد کتاب شد. با همیاری دوستان وزارت ارشاد و جناب آقای صالحی، معاون فرهنگی وقت، علی‌اصغر سیدآبادی و استاد سیدفرید قاسمی، قرار شد در دانشگاه تازه‌تأسیس سیدجمال‌الدین اسدآبادی کتابخانه‌ای به نام همسرم احداث شود؛ کتابخانه‌ای که برای نخستین‌بار در یک دانشگاه بخش کودک و نوجوان داشت و محلی بود برای فرزندان دانشجویان و استادان تا وقتی پدرومادرهایشان مشغول درس و کار هستند، از کتاب‌ها و فضای آن استفاده کنند. رؤیاهای بزرگ از راه رسیدند. با آدم‌های زیادی برای برگزاری کارگاه‌های مختلف، به‌خصوص در حیطه کودک و نوجوان حرف زدم و قول مساعد گرفتم. رئیس فرهیخته دانشگاه هم به تهران آمد و در جلسه‌ای مشترک همه‌چیز فراهم شد. قرار شد هفته بعد به اسدآباد برویم و کار شروع شود، اما، ناگهان همه‌چیز به هوا رفت و در ناتمامی عذاب‌آوری، غرق شد. 

چه کسی اجازه تأسیس کتابخانه را در شهر اسدآباد نمی‌دهد؟ این پرسشی است که شما هیچ پاسخ روشنی برای آن نمی‌توانید بیابید. اصلا نمی‌دانید با کدام نهاد یا ارگان باید حرف بزنید؟ طرف حسابتان کیست و چه‌کار باید کرد. حالا کتاب‌ها در زیرزمین خانه خواهر همسرم محبوس شده‌اند. در این یک سال آدم‌های زیاد دیگری هم خواسته‌اند به کتابخانه کتاب اهدا کنند؛ کتابخانه‌ای که هنوز وجود خارجی ندارد و پاسخ من به آنها جز سکوت و شرمندگی چیز دیگری نبوده است.
این، خلاصه یک سالی است که فارغ از سوگواری و داغ بر من گذشته است. در این یک سال من چیزهای زیادی یاد گرفتم؛ یاد گرفتم درد شخصی‌ام را هدف قرار ندهم و از این به‌بعد سعی کنم صدای کسانی باشم که بر اثر خطای پزشکی آسیب می‌بینند و صدایشان به جایی نمی‌رسد، درعین‌‌حال یاد گرفتم اگر بخواهی کار ریشه‌ای و درست در عرصه فرهنگ بکنی هفت کفش آهنی شوخی است، باید همه وجودت را از آهن بسازی و فقط بدوی، بی‌آنکه امیدی به رسیدن داشته باشی.
چرا اینها را می‌نویسم؟ راستش از واگویه همه اینها خسته شده‌ام، ولی از پیگیری خسته نمی‌شوم؛ نه پیگیری پرونده پزشکی و نه کتابخانه‌ای که کتاب‌هایش چون بار سنگینی به امانت روی دوش من مانده است. حافظ در جواب آنهایی که می‌گویند سنگ در مقام صبر، لعل می‌شود حرف خوبی می‌زند. بااطمینان می‌گوید: آری شود ولیک به خون جگر شود. خوش به حالش، چون من حتی با این خون‌دلی که خورده‌ام، مطمئن نیستم صدایم به جایی برسد. بااین‌حال هرروز به خودم می‌گویم به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل! چاره دیگری ندارم. جز کلمات و ادبیات چه چیزی می‌تواند از پس این داغ و این وضعیت برآید و آن را قابل تحمل کند؟

پیوند کوتاه: https://www.cinemajournal.ir/?p=44465
image_print
برچسب ها: الهه خسروی یگانهکتابخانهمحمدرضا رستمیمرگ
نوشته قبلی

خودکشی دو دختر نوجوان به‌خاطر یک بازی آنلاین⇐ماجرایی که محمدهادی کریمی 5 سال قبل در «بشارت…» درباره‌اش هشدار داده بود⇔یعنی همان زمانی که از مدیر گرفته تا فیلمسازان شبه‌روشنفکر آلوده داستانهای مبتنی بر خیانتهای زناشویی بودند!!

نوشته‌ی بعدی

راه‌اندازي وزارت ارشاد شماره2⇐واقعيت پنهان يا گافی دیگر از متصدي روابط عمومي سينما؟؟+عکس

مطالب مرتبط

آرش سزاوار ترانه سرا

مرگ آرش سزاوار خالق قطعات ماندگار فریدون فروغی و رامش/منتقدِ جنتی عطایی و گوگوش

26 مهر 1405

سینماروزان: آرش سزاوار ترانه‌ سرا، آهنگساز، عکاس و روزنامه‌ نگار ایرانی در ۸۳ سالگی درگذشت. آرش سزاوار با نام کامل...

مرگ داریوش عیاری فیلمبردار زنانه‌های تلخ سینمای ایران

مرگ داریوش عیاری فیلمبردار زنانه‌های تلخ سینمای ایران

17 مهر 1405

سینماروزان: داریوش عیاری فیلمبردار پیشکسوت سینما در ۸۰ سالگی درگذشت. داریوش عیاری زاده ۱۳۲۵ اهواز و دانش‌آموخته روزنامه‌نگاری بود. داریوش...

توطئه‌ی ابی و قمیشی علیه شهرام صولتی!/افشاگری شهرام درباره خام شدن خواهرش-شهره- توسط دو خواننده‌ی معروف+ویدئو 

توطئه‌ی ابی و قمیشی علیه شهرام صولتی!/افشاگری شهرام درباره خام شدن خواهرش-شهره- توسط دو خواننده‌ی معروف+ویدئو 

9 مهر 1405

سینماروزان: شهرام صولتی خواننده‌ی لس‌آنجلس نشین در گفتگویی با برنامه آنکات، مدعی شده که شهره صولتی-خواهر کوچکترش- تحت تاثیر ابراهیم...

نوشته‌ی بعدی
دگرگونی شوراي پروانه نمایش با عناصر جناح منتقد دولت/ كارگردان  “پادري” رفت، ناظر كيفي “پريا” آمد

راه‌اندازي وزارت ارشاد شماره2⇐واقعيت پنهان يا گافی دیگر از متصدي روابط عمومي سينما؟؟+عکس

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پربازدیدها

  • رامبد جوان با برنامه استعدادیابی "دوئت" میآید

    رامبد جوان با برنامه استعدادیابی “دوئت” میآید

    3673 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 1469 توئیت 918
  • از فیلم «مهمان مامان» تا سریال «بامداد خمار»/تغییر رنگ ماتیک گلاب آدینه برای مهرجویی/بهنوش بختیاری چه نوشت؟

    2681 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 1072 توئیت 670
  • چرا سریال «بدنام» پرمخاطب شد؟ /چرا برخی تظاهر میکنند که آن را ندیده‌اند؟/یک فارغ‌التحصیل جامعه‌شناسی در ۶ بند توضیح داد

    225 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 90 توئیت 56
  • پایان فیلمبرداری سریال “تبعید” با شمایلی دیگر از محسن تنابنده

    156 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 62 توئیت 39
  • ۱۲+۱= پایانِ سریال «بدنام»!؟

    132 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 53 توئیت 33
  • سورپرایز مهران احمدی در سریال بامداد خمار/از شعبان استخوانی و پهلوان اکبر به افراسیاب

    85 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 34 توئیت 21
  • مرگ بازیگر “هتل کارتن”+عکس

    714 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 286 توئیت 179
  • اغاز به کار سامانه “بلیت”

    101 اشتراک ها
    اشتراک گذاری 40 توئیت 25

آخرین مطالب

توضیحات بهنام بهزادی کارگردان فیلم «من می‌ترسم» درباره بازگشت الناز شاکردوست به ایران

دبیر نخستین جشنواره بین‌المللی “سینما و گردشگری ویستا” معرفی شد

آغاز اکران فیلم “هر چی تو بگی” در فیلمنت

رونمایی از پوستر «استخوان سوز»؛ سریال جدید فیلم‌نت+تیزر

انیمیشن «نبرد بادبادک‌ها» صاحب پوستر شد

بهرنگ توفیقی جلوی دوربین «پل آرزوها» می‌رود/ سحر لطفی در نقشی متفاوت

چرا جشنواره فیلم کوتاه زمین خورد؟⇐پنج پاشنه آشیل دبیرخانه‌ی بهروز شعیبی/از ضعفِ ارتباط تا رسوخ گردن‌نگیران و…

خانوم والده در مرز ۲۷۰میلیارد/زنده‌شور ۱۹۶میلیارد و استخر ۱۷۴میلیارد/اسکورت ۶۲میلیارد/سفینه نجات ۵۱میلیارد/بی‌‌دار مماس با ۲۰میلیارد/جانشین ۱۰میلیارد/بت ۳/۵میلیارد/بامبولک ۲میلیارد/من می‌ترسم دوروزه ۳۰۰ میلیون/کافه سلطان دوروزه ۱۵۰میلیون+آمار کامل فروش

افتتاحیه رسمی سینما مهر هماگ بجنورد 

درباره‌ی فیلم «بت» ساخته حمید نعمت‌الله؛ «کندو»ی مونث/ بایسیکل‌ران درونت را قورت بده و با انرژی ببین!

تبلیغات

ویژه ها

توضیحات بهنام بهزادی کارگردان فیلم «من می‌ترسم» درباره بازگشت الناز شاکردوست به ایران
خبر وسط

توضیحات بهنام بهزادی کارگردان فیلم «من می‌ترسم» درباره بازگشت الناز شاکردوست به ایران

3 آبان 1405

سینماروزان: فیلم‌ "من میترسم" با بازی الناز شاکردوست در حالی روی پرده رفته که به دلیل ممنوعیت‌کاری دوساله اجازه استفاده...

ادامه مطلبDetails
«اکسیدان» 9میلیارد را رد کرد/«رگ خواب» در آستانه 5میلیارد فروش/«پا تو کفش من نکن» میلیاردی شد/«21 روز بعد» 800 میلیون را رد کرد/«..5عصر» از 8 میلیارد عبور کرد+آمار کامل فروش

خانوم والده در مرز ۲۷۰میلیارد/زنده‌شور ۱۹۶میلیارد و استخر ۱۷۴میلیارد/اسکورت ۶۲میلیارد/سفینه نجات ۵۱میلیارد/بی‌‌دار مماس با ۲۰میلیارد/جانشین ۱۰میلیارد/بت ۳/۵میلیارد/بامبولک ۲میلیارد/من می‌ترسم دوروزه ۳۰۰ میلیون/کافه سلطان دوروزه ۱۵۰میلیون+آمار کامل فروش

1 آبان 1405
درباره‌ی فیلم «بت» ساخته حمید نعمت‌الله؛ «کندو»ی مونث/ بایسیکل‌ران درونت را قورت بده و با انرژی ببین!

درباره‌ی فیلم «بت» ساخته حمید نعمت‌الله؛ «کندو»ی مونث/ بایسیکل‌ران درونت را قورت بده و با انرژی ببین!

30 مهر 1405
حمله‌ی رسانه‌ی اصولگرا به فیلم «بی‌دار» و توماج صالحی/پروژه‌ای ضدّامنیتی!؟/«بی‌دار» توماج صالحی یا «بی‌دار» سینمای ایران؟!

حمله‌ی رسانه‌ی اصولگرا به فیلم «بی‌دار» و توماج صالحی/پروژه‌ای ضدّامنیتی!؟/«بی‌دار» توماج صالحی یا «بی‌دار» سینمای ایران؟!

30 مهر 1405
یک ملودرام خوب/نقطه‌نظر منتقد باسابقه درباره فیلم کوتاه "این تماس از زندان برقرار میشود"+ویدئو

یک ملودرام خوب/نقطه‌نظر منتقد باسابقه درباره فیلم کوتاه “این تماس از زندان برقرار میشود”+ویدئو

29 مهر 1405
بهنوش بختیاری و گلاب آدینه

از فیلم «مهمان مامان» تا سریال «بامداد خمار»/تغییر رنگ ماتیک گلاب آدینه برای مهرجویی/بهنوش بختیاری چه نوشت؟

29 مهر 1405
متعاقب ممنوع‌کاری دوساله/ استقبال از اکران «من می‌ترسم»؛ فیلم تازه‌ی الناز شاکردوست  

متعاقب ممنوع‌کاری دوساله/ استقبال از اکران «من می‌ترسم»؛ فیلم تازه‌ی الناز شاکردوست  

29 مهر 1405
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی

© 2023 ژورنال سینما - تمام حقوق محفوظ است طراحی سایت توسط آنیل طراح

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • خانه
  • خبر
  • رک و راست
  • شیروانی داغ
  • گزارش
  • گفتگو
  • گوناگون
  • یادداشت
  • یک سکانس سینمایی
برای ما ژورنال چیز دیگریست و برای خیلی‌ها، چیز دیگر
ما به منظور دیگری ژورنالیست شدیم و آنها به‌منظور دیگری در این حرفه‌اند...