۱۷۰۲۱۴۰۰

بابک تختی: علی حاتمی گفت فیلمنامه “جهان پهلوان” را جلوی دوربین می‌نویسم/مادرم به تختی نمی‌خورد!/در مجلس ختم مادر همه از تختی گفتند بجز اصغر فرهادی!

سینماژورنال: نزدیک به نیم قرن بعد از مرگ غلامرضا تختی همچنان حجم عظیم پرسشها درباره زندگی و البته مرگ وی است که پیش روی ایرانیان وجود دارد.

سلوک شخصیتی تختی، علاقه اش به جبهه ملی و شخص آیت ا.. طالقانی و از آن سو تقابلاتی که با رژیم قبل داشت سبب ساز آن شده که در همه سالهای بعد از تختی، ماجرای مرگش یک معما باشد؛ معمایی که بسیاری در حاشیه آن سخن گفتند و هیچ کس نتوانست متن آن را بازگو کند.

به گزارش سینماژورنال در سینمای ایران پیش از هر کس دیگر این علی حاتمی بود که جرأت این را کرد که سناریویی با محوریت زندگی جهان پهلوان بنویسد.

با این حال مدتی کوتاه بعد از آغاز فیلمبرداری بیماری مهلک سرطان که از مدتی پیش پنجه در پنجه حاتمی افکنده بود جان وی را گرفت و پروژه نیمه کاره “جهان پهلوان” به بهروز افخمی رسید که او نیز به گونه ای کاملا غیرمرتبط با حاتمی فیلم را به سرانجام رساند.

غلامرضا تختی یک بار بیشتر ازدواج نکرد و آن هم با شهلا توکلی؛ زنی که در تمام سالهای بعد از تختی کلمه ای درباره مرگ وی اظهارنظر نکرد تا خرداد امسال که به همسر پیوست.

ثمره این ازدواج بابک تختی بود.

بابک تختی که نویسنده و البته صاحب نشرقصه است و از ازدواجش با منیرو روانی پور یک فرزند به نام غلامرضا دارد در گفتگویی تفصیلی با معصومه حیدری پارسا و مریم باقرزادگان در “دنیای فوتبال” نکاتی خواندنی و گفته نشده درباره پدر و مادرش بیان کرده است.

یعنی وجود ندارم و باید کاری را کنم که تختی می کرد

به گزارش سینماژورنال بابک تختی درباره سختیهای مقایسه شدن با پدر می گوید: ۲۶ -۲۷ ساله بودم آقایی که داشت من را به مراسم بزرگداشت تختی می برد گفت تو هیچ کار سختی نداری. راه و کارت این است که فکر کنی اگر تختی بود چه کار می کرد همان کار را انجام بدهی. می دانید یعنی این یعنی چه. یعنی تو وجود نداری یعنی باید کاری کنی که مردم از تختی می خواهند اما من که تختی نبودم! و البته این یک بخش عمده بوده است و البته این خیلی متداول بود.

همه از تختی حرف میزدند به جز اصغر فرهادی

بابک ۴۷ ساله درباره اینکه همواره خانواده آنها در سایه نام پدر بودند بیان می دارد: در مجلس ختم شهلا دیدید چه اتفاقی افتاد. مجلس ختم شهلا بود اما همه درمورد تختی حرف زدند به جز اصغر فرهادی که از مامان من صحبت کرد. همه از تختی صحبت کردند در حالی که مجلس ختم مامان من بود، این یعنی زیر سایه بودن.

بابک تختی

بابک تختی

مگر میشود تختی کاری خلاف اعتقادات نکرده باشد

فرزند تختی با بیان اینکه تختی هم آدمی بود شبیه همه آدمهای اجتماع و نباید از وی اسطوره ساخت اظهار می دارد: اگر تختی جایی هم سنت های ما را نادیده گرفته ما نمی شنویم چون آن صدا خفه شده. مگر می‌شود چنین کسی کاری نکرده باشد مخالف باورها و اعتقادهایی که می بینید چقدر پیچیده و دست و پا گیر است.{اما مشکل اینجاست که} آن صدا{و رفتارهای تختی که دوست نداریم دیده شوند} خفه شده و شنیده نمی شود.

تختی، رستم نیست/شهلا هم اسطوره نیست

بابک که کتابی با عنوان “محبوب‌ترین ورزشکار تاریخ ایران” را درباره پدر نوشته به شدت از نگاههای افسانه ای نسبت به تختی گلایه دارد و بیان می کند: وقتی گفتم تختی رستم نیست گفتند این ضد پدرش است. حالا نسیم فمینیستی هم به ما خورده ، یاد شهلا افتادیم. شهلا هم یک خورده “سیمین دوبوار” قاطی اش می کنیم و یک اسطوره دیگر می سازیم. این نگاه را عوض کنیم این طوری نیست.

غلامرضا تختی

غلامرضا تختی

در دولت احمدی نژاد اجازه کار نمی دادند و من هم به آمریکا رفتم

به گزارش سینماژورنال بابک تختی که چند سالی میشود در ایالات متحده اقامت دارد درباره این مهاجرت می گوید: رفتن به آمریکا به دلیل فرار از اجتماع نبود موقعیتش پیش آمد، دولت آقای احمدی نژاد اجازه کار نمی داد البته هنوز هم وزارت ارشاد خیلی اجازه فعالیت به من را نمی دهد.

بابک درباره انتخاب ینگه دنیا برای مهاجرت می افزاید: به نظرم هنوز برای مهاجرت ما ایرانی ها آمریکا بهترین مکان است چون نگاه نازلی به ایرانی ها ندارد.

نه احمدی نژاد مجوز کتابم را می داد و نه دولت جدید

وی درباره تازه ترین کارهای انتشاراتش می گوید: یک کتاب دارم که منتظر اعلام وصولش هستم، کتابی که هم از دولت احمدی نژاد برایش مجوز دارم و هم از دولت آقای خاتمی اما در دولت جدید مجوز نمی دهند و البته جواب درستی هم نمی دهند. من سی سال کتاب چاپ می کردم ولی آقای احمدی نژاد که آمد در یک سال و نیم فقط ۶۵ کتاب در ارشاد بلاتکلیف داشتیم.

بابک در کنار فرزندش غلامرضا

بابک در کنار فرزندش غلامرضا

نمی خواستم فرزندم کتک خوردن را تجربه کند!!!

به گزارش سینماژورنال بابک تختی در جایی از گفتگوی خود دلیلی کاملا عجیب و غیرمنطقی برای مقیم کردن فرزندش غلامرضا در ایالات متحده آورده و می گوید: در دوره دبیرستان همیشه مسیر خانه تا مدرسه را پیاده می آمدم. هر روز می دیدم بچه ها را می زنند برای اینکه موهایشان بلند است، آستین شان کوتاه است ، من دلم نمی خواست پسرم این روزها این اتفاقات را ببیند.

وی می افزاید: نمی خواستم غلامرضا اینها را تجربیات کند وآن روزهایی که من دیده بودم مثل زدن دوستان من را ببیند.

از مصدق حرف زدم که سانسور شد

این تنها بازمانده تختی خاطره جالبی هم از سانسور صحبتهایش در تلویزیون داشته و می گوید: بعد از اینکه خیلی سال پیش تلویزیون با من مصاحبه کرد و من از مصدق حرف زدم که سانسور کردند، من دیگر مصاحبه نکردم. چند بار هم تکه تکه بدون سرو ته مصاحبه ام را نشان دادند که قلب شد صحبت های من!

تختی خودش را به شاه نفروخت

بابک درباره ویژگیهای شخصیتی پدر می گوید: تختی خودش را به شاه نفروخت ، علاقه اش به دانشجو ها بود. می گفت هر دفعه دلم می گیرد ، می روم دانشگاه را طواف می کنم. این ویژگی های برجسته ای بود برای من که در وجود تختی می دیدم.

حاتمی گفت چرکنویس وقتی پاکنویس میشود که برود جلوی دوربین

بابک تختی درباره فیلمنامه ای که بنا بود حاتمی آن را بسازد بیان می کند: علی حاتمی را چند بار دیده بودم اما مشورت یا حرفی نشد. فقط به ما گفت سناریو را همان شب می نویسم. علی حاتمی درباره فیملنامه اش گفت فقط یک چرک نویس دارم که پاک نویسی آن زمانی است که برود جلوی دوربین.

غلامرضا تختی در شب ازدواج کنار شهلا توکلی

غلامرضا تختی در شب ازدواج کنار شهلا توکلی

مادرم به تختی نمیخورد

بابک که به دلیل مرگ پدر با منش و روش مادر بزرگ شده درباره روش زندگی مادر و پدرش اظهار می دارد: زندگی شهلا زندگی زن های این مملکت است. ضعیفه بودن، کنج آشپزخانه بودن، بچه نگاه داشتن. این نگاه متداول و این فشار خوفناک وجود دارد. به گزارش سینماژورنال وی با بیانی صریحتر ادامه میدهد: شهلا یک زن دانشگاهی بود، زیبا بود نمی خورد به تختی. من نمی دانم به تختی چه می خورد اما همه این را می گفتند.

دوستداران پدرم بودند که مادرم را قاتل تصور کردند

وی درباره ارتباط مادر و پدر می افزاید: تختی بلایی سر شهلا نیاورد. دوستداران پدرم آوردند. این نگاه که زن خوب تو سری خور است و حرف گوش کن. فکر می کنم از اولین لحظات مرگ تختی این فشارها {علیه مادرم} وجود داشت. شروعش این بود که {مادرم} قاتل است و مسئول قتل تختی.

شهلا توکلی در آخرین روزهای حیات

شهلا توکلی در آخرین ساعات حیات

شهلا سر خاک تختی نمی رفت

به گزارش سینماژورنال بابک تختی در جایی از گفتگو در پاسخ به این پرسش که آیا مادر سر خاک تختی نمی رفت می گوید: بله، نمی رفت. من یادم نمی آید که خیلی رفته باشد. سال ۵۷ آخرین بار رفتیم البته بعدها که آب ها از اسیاب افتاد فکر می کنم می رفت.

image_print
تاريخ انتشار: جمعه 27 فوریه 2015 - 20:59
لینک کوتاه: http://www.cinemajournal.ir/?p=1233

بعدش؟

مطالب اخیر

5 نظر برای مطلب "بابک تختی: علی حاتمی گفت فیلمنامه “جهان پهلوان” را جلوی دوربین می‌نویسم/مادرم به تختی نمی‌خورد!/در مجلس ختم مادر همه از تختی گفتند بجز اصغر فرهادی!"

  1. الی گفت:

    شما هر چی داری از پدرته
    اگه پدرت اسطوره نبود که تو چیزی نمیشدی
    الانم همین که اسم پدر روته احترام داااری
    پس محترمانه از بابات حرف بزن

  2. شهرزاد گفت:

    سلام به خدا راس میگم تاریخ عروسی تختی و شهلا ۳۰ بهمن سال ۱۳۴۶ و تولد فرزند ۱۱ شهریور سال بعد یعنی دقیقا ۶ ماه و ۱۱ روز چه مدلیه من شنیدم بچه ۶ ماه به دنیا بیاد ممیره

    • پرند پرنده گفت:

      آره من هم متوجه شدم عزیزم. فکر کنم مال دوره عقدشونه، آخه تاریخ عقدشون ۲ آبانه.

بی‌پرده با مخاطبین

ارسال نظر

*

code