چرا جشنواره فیلم کوتاه زمین خورد؟⇐پنج پاشنه آشیل دبیرخانهی بهروز شعیبی/از ضعفِ ارتباط تا رسوخ گردننگیران و…
سینماروزان/حامد مظفری: بهروز شعیبی در سال دوم دبیری بر جشنواره فیلم کوتاه بدجوری زمین خورد و متاسفانه نه تنها نتوانست دبیری پیشرو باشد بلکه نوعی عقبگرد در دبیری فستیوال به جا گذاشت.
پاشنه آشیل اول شعیبی فقدان یک مدیر روابط عمومی باتجربه و دارای انعطاف در تعامل با رسانه ها بود. وقتی حتی نشست خبری شعیبی با حذف رسانه های مستقل و منتقدان برگزار شد کاملا قابل پیش بینی بود که این تکصدایی بعدتر بر جشنواره اثر سوئی خواهد داشت. شعار جشنواره کوتاه امسال این بود: «اندیشه ایرانی، روایت جهانی» کدام روایتگری و کدام اندیشهای در سایهی تکصدایی به بلوغ رسیده؟
سال قبل شعیبی از حضور یک نیروی حرفه ای مجرب-علی افشار- در روابط عمومی برخوردار بود. افشار نه تنها سعی کرد دامنه تعامل با رسانه ها را افزایش داد بلکه با تندترین منتقدان نیز جز با ادب و احترام گفتگو نکرد.
شعیبی خودش جزو سینماگران محترمی است که حتی وقتی درگیر تولید دهلیز بود باز پرسش هیچ خبرنگاری را بی پاسخ نمیگذاشت و گاردش برای هر نقدی باز بود چرا علی افشار را حفظ نکرد؟ و بعد از جدایی افشار چرا نیرویی در حد و اندازه او که بتواند کمک حالش در روزهای سخت باشد، نگمارد.
البته که مسعود نجفی مدیرکل روابط عمومی سینما سعی کرد دلخوری های پیش آمده در نتیجه عدم تعامل جشنواره کوتاه۴۰۵ با اهالی رسانه و منتقدان را حل کند اما درنهایت مسئولیت اصلی اطلاع رسانی جشنواره با افرادی بود که گرچه دنبال رشد هستند و انشاءالله که ترقی کنند ولی به هر حال از همان نشست و با حذف رسانه های منتقد، کاری کردند که فرصت به تهدید بدل شود.
مشکل دوم دبیری بهروز شعیبی در چینش هیات های انتخاب و داوری و کارگاه های جشنواره رخ داد. این همه سینماگر باسابقه و بجز برخی استثنائات باز معدودی افراد تکراری که از فارابی تا حوزه و اوج و روایت و... مدام در حال خدمت یکطرفه(!) هستند وارد جشنواره کوتاه شدند و خروجی اش هم که معلوم شد؛ تعارض منافع در توزیع جوایز اختتامیه که گلایه فیلمسازان و رسانه ها را رقم زد.
از آن گذشته برادر عزیز بهروز شعیبی چرا یک سری سیاسیبازان-اغلب حقوق بگیر رسانه های ارگانی-جناحی که کمترین ربطی به سینما و رسانه های سینمایی ندارند را در میان اساتید کارگاه ها قرار دادی؟ یعنی انجمن سینمای جوانان ایران با نیم قرن سابقه هنوز استاد تخصصی ندارد که ریویونویسان سیاسیباز-که نوشته های شان باندازه باکس نیمه شب شبکه چهار هم مخاطب ندارد- باید بشوند استاد جشنواره کوتاه؟ و بدتر اینکه یکی از این اساتید سیاسیباز در اختتامیه آفتابی نشد تا جا باز باشد تا با دبیر بعدی هم ببندند؟
مشکل سوم وقتی حادث شد که بهروز عزیز شعیبی سعی کرد تاکید کند بر پسوند بین المللی جشنواره و درنهایت جز تعدادی سینماگر کم نام و نشان-که تعدادشان به انگشتان دو دست هم نمیرسید- شدند مهمان بین المللی. چه کاری بود برادر؟ این چسباندن پسوند جهانی به درد هر مدیر ناکارآمدی که بخورد به درد شعیبی نمیخورد که یک سینماگر کاملا ملی است و خودش از کم و کیف بازار جهانی محصولات وطنی آگاه است. تجربهی غلط جدایی مجدد بینالملل از فجر و تعطیلی مجدد آن در سال جاری، جلوی چشمتان نبود؟

مشکل چهارم اصرار بر برگزاری جشنواره در پردیس ملت است. پردیس ملت که زمانی پردیس گالری خوانده میشد و در طراحی میخواست شبیه موزه هنرهای معاصر باشد اگر هم مدرن و متفاوت بوده برای همان ۱۵ سال قبل است. پردیس ملت عمر مفیدش را کرده و نه اینکه باید تعطیل گردد بلکه نیاز به یک بازسازی کامل دارد. پردیس ی که نمیتواند بعد از سالها یک پیاده رو بر بلوار نیایش-هاشمی- برای مخاطبان ایجاد کند، باید چند ماهی استراحت کند و بعد از بازسازی وارد دور شود. پردیس چارسو در پیک شلوغی جمهوری و میان بازار دلارفروشان، هرچه که نداشت یک سرویس بهداشتی با ظرفیت بالای سرویس دهی و نظافتچیان آماده به خدمت داشت که در کسری از دقیقه، سرویسها را تمیز میکردند ولی پردیس ملت چه؟ این همه پردیس سینمایی مدرن در پایتخت راه افتاده و شان جشنوارههای سینمایی آن است که در بهترین سینماها برگزار شوند.
مشکل پنجم بهروز شعیبی نبود مشاوران توانا و امتحان پس داده ای بود که در دل بحران کنارش باشند. در این سالها مشاورانی «گردننگیر» به انجمن حقنه شدند که به شدت محافظه کار بوده و در بزنگاه نه تنها به کمک بهروز شعیبی نیامدند که این ور و آن ور نشستند و هی گفتند ما که کاره ای نیستیم! حالا جالب است برخی از همین مشاوران بودند که آن سیاسیبازان بیربط را وارد تیم اساتید جشنواره کردند ولی تا بحث نقد میشود تنها لوکیشنی که میفرستند کوچه علیچپ است…
ختم کلام شعیبی اگر میخواهد در انجمن سینمای جوان بماند اول از همه دور حقوق بگیران گردننگیر بی مسئولیت را خط بکشد و بعد برود یکی دو نفر جربزه دار را پیدا کرده و کنار خود گمارد تا در شکست این همه تنها نباشد…
