انتقادات تند حسن هدایت- خالق «کارآگاه علوی»- از سازندگان فصل سوم سریال: کودکانه رفتار کردند!/بیخود اصرار داشتند احمد نجفی در سریال بماند/بهنام تشکر به درد نقشهای دو و سه میخورد و نه نقش اصلی!/چرا آدمهای سریال با لباس عروسی بیرون میآیند؟/امیدوارم تولید را ادامه ندهند
سینماروزان: فصل سوم سریال کارآگاه علوی اخیرا روی آنتن تلویزیون رفته و چنان که باید نتوانسته مورد توجه مخاطبانی قرار گیرد که از فصول قبل خوششان آمده بود.
حسن هدایت خالق اصلی کارآگاه علوی که دو فصل سریال را خودش نوشته و کارگردانی کرده بود به تازگی گفتگویی تفصیلی با ایسنا داشته و انتقادات تندی را روانه فصل سوم سریال کرده.
بخشهایی از گفتههای حسن هدایت به نقل از ایسنا را بخوانید:
–متأسفانه طنز تلخ قضیه اینجاست که تأکید داشتند بازیگری که در فصل قبل این نقش را بازی کرده-احمد نجفی- اینجا هم کارآگاه باشد! ما هر چه میگفتیم ایشان سنشان بالا رفته و از پسِ کار برنمیآید و باید نقش را به یک بازیگر دیگر داد، بسیار پافشاری کردند و من هم گفتم خود دانید هر کاری میخواهید انجام دهید. در نهایت خودشان به این تشخیص رسیدند و برای اینکه حرفشان دو تا نشود گفتند ایشان به عنوان برکت سریال هستند، برادرزادهای برایش بتراشیم به عنوان کارآگاه علوی دوم. ببینید چقدر «کودکانه»!!! با قضیه برخورد میکنند در حالی که من با آنها بحث منطقی داشتم و خودشان هم میپذیرفتند.در حالی که من با آنها بحث منطقی داشتم و خودشان هم میپذیرفتند. در همه جای دنیا شخصیتهای کلاسیکی مثل «پوآرو»، «جیمز باند» و در کشور خودمان ناصرالدینشاه و امثال آنها و حتی تارزان هستند. چرا به زور میخواهید کار کنید.
— من معتقد بودم شخصیت «کارآگاه علوی» باید عوض شود. عوض شد، منتها بازیگری را سرِ کار گذاشتند -بهنام تشکر- که بازیگر بدی نیست، خوب است اما برای نقشهای کمدی و نقشهای دو و سه. اصلاً ظرفیت نقش اصلی را ندارد. به تبع آن وقتی نقش اصلی این باشد نقشهای فرعی هم ضعیفتر میشوند. وقتی بازیگر به اندازه نقش اول توانا نیست، آن پیشینه و بکگراند کار کمدی در پیشانیاش نقش بسته و تماشاگر نمیتواند قبولش کند. وقتی برادرزاده میآید تمام فیلمنامه به هم میریزد، چون ایشان شخصیتی هستند که در فیلمنامه نیست و یکباره آفریده میشود. طبیعتاً بقیه اجزای فیلمنامه باید بر اساس اهداف این شخصیت شکل بگیرد.
–برای نقش اصلی بازیگری باید انتخاب میشد که چندان چهره نباشد اما قد و قواره و استایل یک کارآگاه را داشته باشد و البته معروف نباشد. تلویزیون این «بیماری»!!! را دارد که به جای اینکه به دنبال قصه و تیم تولید خوب باشد، مدام به دنبال بازیگر معروف است. این غلط را متأسفانه بالای ۱۰ ـ ۱۵ سال است که ادامه میدهد، در حالی که تلویزیون محل تولید بازیگر برای سینماست. شناختی از تیم تولید ندارم و قضاوتشان هم نمیکنم ولی سابقهشان نشان میدهد افراد کمتجربهای هستند و خب طبیعی است که خطاهای اینچنینی هم داشته باشند.

—شخصاً امیدوارم تولید کارآگاه علوی ادامه پیدا نکند ولی ظاهراً در برنامهشان است که این کار غلط ادامه پیدا کند. مدیران و مسئولان آن را درک نمیکنند چون درگیر مسائلی هستند که بنده نمیفهمم و من هم دغدغههایی دارم که آنها نمیفهمند و مثل دو خط موازی کنار هم هستیم که هیچ وقت همدیگر را قطع نمیکنند.
–در حالی که در آثار دنیا میبینید از آدمها، ماشینها و ساختمانها همه چیز با فضای جلوههای ویژه کار میشود یا جدیداً با هوش مصنوعی که خیلی هم خوب درست میشود. این در حالی است که ما هنوز با تیر و تخته و دکورها وَر میرویم. کلی هزینه صرف آنها میکنیم که داد بزنیم این دکور است؛ یعنی دکورسازیمان هم خوب نیست. هر چه میسازند نو و شیک است مثل لباس بازیگران که انگار همه آنها از بوتیک بیرون آمدهاند، در حالی که مردم عادی لباس معمولی دارند، کسی با لباس عروسی بیرون نمیآید، به ویژه اینکه در یک فیلم که حساسیت زیادی دارد و شما باید زمانی را که داستان را در آن روایت میکنید، به درستی به مخاطب القاء کنید. با جلوههای بصری از لباس گرفته تا فضاسازیهای دکور و اشیائی که استفاده میکنید یا حتی اتومبیلها که متأسفانه دقت نمیکنیم و نتیجه این اشتباهات در جلوههای تصویری، کارهای ضعیف میشوند که میبینید. بهویژه در تلویزیون از فیلمبرداران باتجربه استفاده نمیشود، اغلب همین که دوربین روشن کنند و فیلم بگیرند و دو تا نور بیندازند میشوند فیلمبردار. الان هم که تهیهکنندهها عادت کردهاند دنبال کسی میگردند که کارش ارزانتر باشد اما متوجه نیستند که چقدر این کارِ ارزان میتواند به اثر صدمه بزند. صداوسیما هم که واقعاً برایش مهم نیست چه تولید کند.

–آمارها میگویند که تلویزیون بیشتر از ۷۰ درصد از مخاطبانش را از دست داده که بسیار جای تأسف دارد. یادم است نوجوان بودم و تلویزیون ملی ایران دو کانال بیشتر نداشت، کانال اصلی بود و یک کانال بود که شبکه دو میگفتند، شبکه آموزشی بود، جمعیت ایران هم نزدیک ۳۶ میلیون نفر بود، نمیگویم همه برنامههایش خوب بود اما خیلی مخاطب را همراه میکرد، باکیفیت بود و تلاش میکرد برنامههایی در خور مخاطب بسازد. الان تعداد کانالهای رادیو و تلویزیون از موهای سرمان هم بیشتر است، اما چند درصد مخاطب دارد؟! برنامههایی تکراری که مخاطب با دیدن آنها خسته میشود. خب ظاهراً هیچ نقد و انتقادی از آن گیت اجازه عبور به سمت محوطه و رسیدن به گوش بزرگواران را ندارد.