تحولات برره‌ای در سینمای جعفر پناهی+چگونه فیلمفارسی به داد «بی‌داد» رسید؟/افشای طرح اصلی فیلمنامه مجوزگرفته‌ی «بیداد» درباره‌‌ی زوجی که به صداوسیما دعوت میشوند!!

سینماروزان: سعید مستغاثی از منتقدان باسابقه و عضو سابق شورای پروانه ساخت سازمان سینمایی در یادداشتی حول سینمای زیرزمینی در کیهان، نگرانی‌ها از رشد این سینما را بیهوده دانسته و در عین حال نقدی کرده بر ساختار ابتدایی فیلمهای زیرزمینی و درنهایت خط اصلی فیلمنامه “بیداد” سهیل بیرقی که با آن پروانه ساخت گرفته را لو داده است.

سعید مستغاثی نوشت: نگرانی بعضی حضرات داخلی از رشد همین سینمای به‌اصطلاح زیرزمینی که به تصور آنها به دلیل سخت‌گیری در مجوزهای سینمای «روزمینی» روندی افزایشی داشته، چندان با واقعیات مطابقت ندارد. و البته واضح و مبرهن است که همه آن نگرانی ادعایی، در واقع برای رها ساختن کامل عرصه تولید سینمای کشور مورد پافشاری قرار گرفته، اگرچه در حال حاضر هم چندان با آن رهاسازی فاصله‌ای به چشم نمی‌خورد!! خیلی طبیعی است که اغلب آثار تولیدشده، هیچ نسبتی با فیلم و سینما نداشته باشند، چه آنها که شخصی بوده‌اند و چه آنها که خواسته‌اند روال قانونی را دور بزنند و طرفه آنکه این گروه دوم مملو از نمونه‌های غیرسینمایی و بلکه ضدسینمایی هستند، چراکه برای عبور از درهای بیشتر جشنواره‌های فیلم امروز دنیا، چندان نیازی به هنر سینما و هنرنمایی سینمایی نیست و بنا به مصالح آن جشنواره، خصوصاً از کشورهایی مانند ایران، مقداری شعر و شعار کفایت می‌کند و شبه‌روشنفکر/فیلم‌ساز وطنی هم به سیاق اسلاف خود، به‌اصطلاح پیاز داغ قضیه را بیشتر کرده و دیگر فرصتی برای پرداختن به «فیلم» و «سینما» برایش باقی نمی‌ماند. به‌ویژه آنکه اساساً هم از ابتدا چندان سررشته‌ای از هنر هفتم نداشته و در این اوضاع شلم‌شوربای هنر امروز، راه گم کرده و به‌اصطلاح دستش خط خورده، یک‌دفعه به عرصه فیلم و سینما پرتاب شده و کم‌کم امر بر او مشتبه گشته که نکند چیزی از هنر هفتم حالیش است.

وی ادامه داد: از همین روی، حتی نمی‌تواند در فیلم «دانه انجیر معابد»، راکورد نوری دو پلان پی‌درپی را در حد یک هنرآموز ابتدایی حفظ کند! و در فیلم «کیک محبوب من»، از یک تصویربردار مجالس عروسی هم نابلدتر عمل می‌نماید!! و علی‌رغم سرقت بی‌تعارف نمایشنامه «مرگ و دوشیزه» آریل دورفمن و فیلم معروف رومن پولانسکی، تحولات برره‌ای!!! را محور «یک تصادف ساده» قرار می‌دهد!

دعوت زوج "بیداد" به صداوسیما؟/فیلمنامه‌ی اصلی "بیداد لو رفت/تحولات برره ای در سینمای جعفر پناهی/عضو سابق شورای پروانه ساخت ارشاد مطرح کرد
دعوت زوج “بیداد” به صداوسیما؟/فیلمنامه‌ی اصلی “بیداد لو رفت/تحولات برره ای در سینمای جعفر پناهی/عضو سابق شورای پروانه ساخت ارشاد مطرح کرد

مستغاثی افزود: حالا رسیدیم به اثری به نام «بی‌داد» که برای پوشاندن حفره‌های عمیق ضدسینمایی و غیرهنری‌اش، خیلی زور زده و می‌زند که باور کنند یک «فیلم زیرزمینی» بوده! در حالی که برخلاف این ادعاها و تبلیغات شبکه‌های شبه‌رسانه‌ای خارجی و داخلی، «بی‌داد» یک اثر کاملاً روزمینی به شمار می‌آید!! «بی‌داد» با دریافت پروانه ساخت رسمی فیلم‌سازی از شورای صدور پروانه ساخت سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت شهید رئیسی در اواخر مهرماه ۱۴۰۱ (اوج اغتشاشات موسوم به «زن زندگی آزادی»!) که بسیاری از صاحبان آثار به علت شرایط التهاب‌آمیز جامعه، فیلمنامه‌های خود را به شورا ارائه نکرده و بعضاً ترجیح می‌دادند بدون پروانه ساخت، اقدام به تولید نمایند، بله، در چنین شرایطی سهیل بیرقی، فیلمنامه «بی‌داد» را به شورای صدور پروانه ساخت ارائه نمود که با اکثریت آرای اعضای شورا و بدون هیچ اصلاحیه، حتی جزئی، مورد موافقت قرار گرفت.

این منتقد اظهار داشت: آن فیلمنامه با آنچه امروز به نام «بی‌داد» نمایش داده شده، به‌کلی متفاوت بود. آن فیلمنامه «بی‌داد»، ماجرای زوج جوان و نوازنده‌ای را روایت می‌کرد به نام غزال و وحید، یکی نوازنده سه‌تار و دیگری تار، که در آغاز زندگی مشترک، به‌عنوان یک گروه موسیقی، قصد دارند تا سازها و موسیقی اصیل ایرانی را در میان نسل جوان احیا کرده، آنها را به ریشه‌هایشان بازگرداند و پویشی به راه می‌اندازند با محوریت «زن و شوهر» و «خانواده» و «وطن و ایران» و… یکی از دوستان پدر غزال که حاجی خطابش می‌کنند، این زوج و گروه جوان را به تلویزیون برده و در برنامه‌ای پرمخاطب، قصد آنها مبنی بر احیای موسیقی اصیل ایرانی را در میان جوانان، به اجرا در می‌آورد. اما در همین بین، از شبکه‌های خارج کشور با وحید تماس گرفته و او را تحریک می‌کنند با ادعای برپایی جنبشی اعتراضی در میان جوانان، به خارج کشور پناهنده شده و آینده خودش را تضمین نماید. در حالی که گروه کوچک آنها به مدیریت غزال، روزبه‌روز در ایران محبوبیت بیشتری کسب می‌کند، وحید با پخش یک ویدئوی جعلی به خارج فرار می‌کند، اما در محل قرار، یعنی استانبول، مورد بی‌اعتنایی واقع شده و پشیمان به کشور بازگشته، مورد تشویق دستگاه اطلاعاتی و امنیتی واقع شده و مجدداً آینده خود را در وطن جست‌وجو می‌نماید.

دعوت زوج "بیداد" به صداوسیما؟/فیلمنامه‌ی اصلی "بیداد لو رفت/تحولات برره ای در سینمای جعفر پناهی/عضو سابق شورای پروانه ساخت ارشاد مطرح کرد
دعوت زوج “بیداد” به صداوسیما؟/فیلمنامه‌ی اصلی “بیداد لو رفت/تحولات برره ای در سینمای جعفر پناهی/عضو سابق شورای پروانه ساخت ارشاد مطرح کرد

مستغاثی تاکید کرد: اما آنچه بیرقی از این فیلمنامه تصویب‌شده درآورده، دختری است که فکر می‌کند صدای خوبی دارد، می‌خواهد برای عموم آواز بخواند، اما گویی با ممانعت‌هایی مواجه شده و یک مادر دائم‌الخمر (لیلی رشیدی) که کاری به کار دخترش ندارد! پایان آبکی کار هم حسن ختامی بر آن همه کاریکاتوریسم است؛ یک آدم مفنگی مقابل کلی پلیس می‌ایستد تا مثلاً لکنت زبان دختر باز شود! و اینجا دیگر جناب کارگردان نمی‌تواند به «فیلم‌فارسی» ادای دین نکند (بالاخره فیلم‌فارسی به داد «بی‌داد» رسید!) و ترانه یکی از همان فیلم‌ها به نام «اتهام» (ساخته شاپور یاسمی در سال ۱۳۳۵) را در آخرین صحنه در دهان دختر می‌گذارد! که لااقل آن صدای خواننده اصلی ترانه، یعنی حسن گلنراقی، را هم ندارد و با یک صدای به‌اصطلاح «ضیق‌ضیقی» مانند یک ویلن ناکوک روی اعصاب تماشاگر می‌رود. آنچه نقض غرض کل اثر است، یعنی ادعای خوانندگی فردی در کل «بی‌داد» که اصلاً صدای خوشی هم ندارد!




بایکوت مطلق فیلم «یک تصادف ساده» در گلدن گلوب!/اسکار از دست جعفر پرید؟

سینماروزان: بایکوت فیلم تصادف ساده ساخته جعفر پناهی در مراسم گلدن گلوب۲۰۲۶ و عدم اعطای هیچ جایزه ای به این فیلم، ظن های مرتبط با ارائه اسکار به فیلم را هم تحت تاثیر قرار داده است.

 

روزنامه کیهان گزارش داد: با وجود تبلیغات و فضاسازی‌ شدید صورت گرفته برای فیلم جدید جعفر پناهی اما در هشتاد و سومین دوره جوایز سینمایی و تلویزیونی گلدن گلوب به این فیلم جایزه‌ای داده نشد.

«یک تصادف ساده» کار جدید جعفر پناهی در هشتاد و سومین دوره گلدن گلوب نامزد چهار جایزه شده بود. با توجه به جوایزی که قبلاً در جشنواره کن و برخی دیگر از فستیوال‌های غربی به این فیلم اعطا شده بود و همچنین تبلیغات فراتر از تصور برای آن، اما با توجه به ضعف مفرط فیلم جعفر پناهی، به نظر می‌رسد که داوران هشتاد و سومین دوره جوایز سینمایی و تلویزیونی گلدن گلوب، رویشان نشده که به آن جایزه بدهند.

 

کیهان ادامه داد: با اینکه اغلب منتقدان و کارشناسان سینمایی، فیلم «تصادف ساده» را از نظر ساختاری، فیلمی بسیار ضعیف ارزیابی کرده‌اند، اما این اثر به خاطر محتوای ضدایرانی توانست از جشنواره فیلم کن فرانسه جایزه بگیرد (همان موقع رئیس هیئت داوران جشنواره کن اذعان کرد که جایزه به فیلم پناهی صرفاً به خاطر اهداف سیاسی است). همچنین پس از آن، تلاش زیادی برای برجسته‌سازی این فیلم صورت گرفت، حتی باراک اوباما رئیس‌جمهور اسبق آمریکا هم از «یک تصادف ساده» حمایت کرد؛ طوری که پیش‌بینی می‌شد، در مراسم گلدن گلوب و همچنین اسکار هم با مقاصد سیاسی، به این فیلم جایزه بدهند.

بایکوت فیلم تصادف ساده در گلدن گلوب
بایکوت فیلم تصادف ساده در گلدن گلوب

کیهان خاطرنشان ساخت: به نظر می‌رسد با وجود هیاهو و فضاسازی غیرعادی برای این فیلم، دست‌اندرکاران گلدن گلوب خجالت کشیدند که جایزه‌ای به آن بدهند. البته، شکست آشوب و فتنه در ایران هم در خالی ماندن دست پناهی در گلدن گلوب بی‌تأثیر نیست و احتمالاً این کارگردان در فستیوال‌های ضدایرانی، با توجه به پیروزی مردم ایران بر آمریکا و اسرائیل و انگلستان در وقایع اخیر، تاریخ مصرفش تمام شده است. باید دید در مراسم اسکار چه در انتظار فیلم «یک تصادف ساده» و کارگردانش است؟ با توجه به نادیده گرفتن پناهی در مراسم گلدن گلوب -که در اصل پیش‌مراسم اسکار به حساب می‌آید- احتمالاً دست پناهی از اسکار هم دور خواهد ماند!




حامد مظفری در سینماتیک شرح داد: چرا «یک تصادف ساده» یک فیلم کاملا خودی است؟

سینماروزان: دو فیلم ایرانی داریم که مهمترین نماینده‌های ما در اسکار غیر انگلیسی زبان هستند؛ یکی “علت مرگ‌ نامعلوم” که نماینده ایران است و یکی هم “یک تصادف ساده” که نماینده فرانسه هست…شخصا بعد از دیدن تصادف ساده کاملا حق دادم به هیات داوران کن که به فیلم نخل طلا بدهد چون از نظر مضمونی فیلم به شدت به‌روز پیش میرود و از همه مهمتر اینکه برخلاف “زن و بچه” که آن هم نماینده ایران در کن بود، پایان بندی تصادف ساده نتیجه‌ی منطقی سیر حوادث فیلم است…

 

حامد مظفری منتقد و روزنامه‌نگار با بیان مطلب فوق در ژورنال تصویری سینماتیک با اجرای علی عطشانی گفت: جعفر پناهی شاید به دلیل اینکه خودش محصول ساختار فرهنگی نظام است در «تصادف ساده» سعی میکند دو طرف درگیر در ماجرا را به سمت پوزش و بخشش ببرد. یعنی انگار پناهی که ظاهرا فیلمساز اپوزیسیون است هم فهمیده که اگه ساختار فعلی سینمای ایران نبود خودش هم نمیتوانست به چنین جایگاهی برسد، پس در نتیجه گیری بجای حذف طرف مقابل- دعوت میکند به پوزش و دلجویی و بعد بخشش…که قاعدتا نسخه ‌ی درمانی موثرتری است تا مثلا آن دیدگاه التقاطی که فقط حذف را چاره راه میداند…

این منتقد ادامه داد: اگر بخواهیم مقایسه کنیم با مثلا علت مرگ نامعلوم خیلی راحت میشود گفت شانس اسکار با فیلم جعفر است به یک دلیل مهم و آن هم اینکه “علت مرگ…” زیاده از حد محافظه کار و لفافه گو ست و جرات ندارد حرف اصلی را بزند پس می‌افتد به نمادبازی و درگیری های کلامی تکراری و درنهایت آن نتیجه‌گیری مثلا امیدبخش هم بیشتر یک جور راه گریز برای بستن فیلم هست تا سیر منطقی اتفاقات.

 

مدیر رسانه تحلیلی سینماروزان خاطرنشان ساخت: از نظر فرم، پناهی که اصولا مدعی نیست و همه فیلمهایش-به جز طلای سرخ- فرم را فدای شعارهای سیاسی میکند؛ “تصادف ساده” نیز چیزی شبیه بولتن‌های خبری است تا اثر هنری و اوضاع “علت مرگ…” هم آن قدر بهتر نیست چون در اجرا فیلم خیلی تنبل تری است و حالا پناهی میتواند محدودیت اجرا و تولید زیرزمینی را دلیل این مساله بداند اما “علت مرگ…” که این محدویت را نداشته چرا اینقدر در اجرا فقیر است؟

این منتقد سینما با اشاره به ماجرای برداشت یک‌ تصادف ساده از نمایشنامه مرگ‌ و دوشیزه‌ی آریل دورفمن-نویسنده شیلیایی- گفت: خود دورفمن که می‌گوید فیلم پناهی را ندیده و تازه از مشاورانش خواسته، ماجرا را پیگیری کنند ولی برایم‌ خیلی عجیب است که یک ایرانی با دورفمن مکاتبه کرده و در این باره به او گرا داده! واقعا حالا نقد فیلم و سینما به کنار، حتی اگر نمایشنامه دورفمن را ندیده باشیم، فیلمی که رومن پولانسکی براساس آن را ساخته که دیده‌ایم و بر همان مبنا که قیاس کنیم، شباهت ها اندک تر از آن است که بشود نام اقتباس را بر تصادف ساده گذاشت.

حامد مظفری تاکید کرد: تصادف ساده به اسکار نزدیک شده و با حواشی حول جعفر پناهی، رسیدن به اسکار چندان دور از ذهن نیست و آنچه جای پرسش است فیلمی که در پیام نهایی کاملا همان حرف نظام را میزند، می‌توانست با سیاست ورزی صحیح مدیران سینمایی به عنوان گزینه نهایی به اسکار ارسال شود چون ورای همه حرف و حدیثها و اینکه مثلا فیلم بدون مجوز ساخته شده و…، تصادف ساده فیلمی است در خدمت نظام و محصول کارگردانی رشدیافته در ساختار فرهنگی نظام و اینکه چرا این فیلم را از ایران به اسکار نفرستاده اند، فقط می‌تواند یک دلیل داشته باشد و آن هم حفظ وجهه فیلم به عنوان یک محصول اپوزیسیون تا در صورت دریافت اسکار بگویند یک فیلم غیرخودی، اسکار گرفته؟؟ البته نوعی “غیرخودی” که خودی‌ترین پیام را متبادر میکند.

گفتنی است برنامه سینماتیک با اجرای علی عطشانی و کارگردانی امیر سرایی مقدم و تهیه‌کنندگی سعید پاکستانی محصول استودیوی برایتلایت است.