فیلم «کافه سلطان» و مسأله‌ی قدرت در خانواده/نفوذ بحران به روزمرگی

سینماروزان/رضا صائمی: در «کافه سلطان» ساخته مصطفی رزاق‌کریمی، جنگ بیش از آنکه یک واقعه نظامی باشد، موقعیتی اجتماعی است؛ بحرانی که آدم‌ها را از مسیر عادی زندگی بیرون می‌کشد و در فضایی مشترک، ناگزیر روبه‌روی یکدیگر قرار می‌دهد. کافه بین‌راهی فیلم، با حضور خانواده‌ای گرفتار مشکلات اقتصادی و مسافرانی که هر کدام سرنوشتی جداگانه دارند، به تصویری کوچک از جامعه‌ای بزرگ‌تر تبدیل می‌شود. جامعه‌ای که در آن، بحران‌های بیرونی فقط زمانی معنا پیدا می‌کنند که به زندگی خصوصی آدم‌ها راه یابند.

ایده اصلی فیلم، بالقوه واجد یک امکان جامعه‌شناختی مهم است. اینکه یک حادثه تاریخی چگونه می‌تواند مناسبات خانوادگی، تصمیم‌های اقتصادی و روابط انسانی را دستخوش تغییر کند. در چنین نگاهی، جنگ فقط صدای انفجار و اضطراب ناشی از ناامنی نیست؛ جنگ لحظه‌ای است که در آن، تناقض‌های پنهان زندگی روزمره آشکار می‌شوند. آدم‌ها در شرایط عادی می‌توانند اختلاف‌هایشان را پشت عادت‌ها و مصلحت‌ها پنهان کنند، اما بحران این امکان را از آنها می‌گیرد. آنچه باقی می‌ماند، نسبت واقعی افراد با یکدیگر است؛ نسبتی که گاه بر پایه محبت شکل گرفته و گاه بر اثر سال‌ها دلخوری، نابرابری و سوءتفاهم فرسوده شده است.

از این منظر، کافه سلطان صرفاً یک مکان جغرافیایی نیست، نوعی فضای تعلیق اجتماعی است. مسافران در آن متوقف شده‌اند، اما توقف فقط به معنای ناتوانی در ادامه مسیر نیست. آنها در فاصله میان گذشته‌ای که پشت سر گذاشته‌اند و آینده‌ای که دیگر قابل پیش‌بینی نیست، با خود و دیگران مواجه می‌شوند. کافه، به‌عنوان مکانی میان خانه و مقصد، فرصت مناسبی برای نمایش جامعه‌ای فراهم می‌کند که اعضایش الزاماً یکدیگر را انتخاب نکرده‌اند، اما شرایط آنها را در کنار هم قرار داده است. این هم‌جواری اجباری می‌توانست به کشف تفاوت‌های طبقاتی، اخلاقی و نسلی میان شخصیت‌ها منجر شود؛ تفاوت‌هایی که در وضعیت بحران، از سطح اختلاف سلیقه فراتر می‌روند و به مسئله بقا، امنیت و مسئولیت تبدیل می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین لایه‌های فیلم، تنش میان نسل‌ها و دو برداشت متفاوت از زندگی است. اختلاف بر سر حفظ یا فروش کافه را می‌توان فراتر از یک مشاجره خانوادگی خواند. برای نسل قدیمی‌تر، کافه ممکن است چیزی بیشتر از یک دارایی اقتصادی باشد؛ حاصل سال‌ها کار، خاطره، هویت و نوعی احساس تعلق. در مقابل، برای نسل جوان‌تر، همین مکان می‌تواند نماد محدودیت، فرسودگی و فرصتی ازدست‌رفته برای ساختن آینده‌ای متفاوت باشد. اینجا با تقابل ساده سنت و مدرنیته مواجه نیستیم؛ مسئله، تفاوت در تجربه زیسته دو نسل است. نسلی که برای حفظ داشته‌هایش جنگیده و نسلی که احساس می‌کند همین داشته‌ها دیگر پاسخ‌گوی نیازها و آرزوهایش نیستند.

فیلم کافه سلطان
فیلم کافه سلطان

در این میان، موقعیت اقتصادی خانواده نیز اهمیت دارد. وقتی کسب‌وکار رونق ندارد و آینده مالی نامطمئن است، تصمیم درباره فروش یک مکان، صرفاً تصمیمی تجاری نیست؛ به مسئله قدرت در خانواده تبدیل می‌شود. چه کسی حق دارد درباره آینده مشترک تصمیم بگیرد؟ تجربه و سابقه چه اندازه به فرد اختیار می‌دهد؟ و آیا تعلق عاطفی به یک مکان می‌تواند بر ضرورت‌های اقتصادی غلبه کند؟ این پرسش‌ها زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند که بحران بیرونی، امکان برنامه‌ریزی برای آینده را محدود می‌کند. بااین‌حال، فیلم برای رسیدن به یک تحلیل اجتماعی عمیق‌تر باید این تعارض‌ها را از سطح گفت‌وگوهای خانوادگی فراتر ببرد و ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی آنها را نیز ملموس‌تر کند.

شخصیت زن محوری فیلم، در این چارچوب، اهمیت ویژه‌ای دارد. پافشاری او بر حفظ کافه را می‌توان نوعی مقاومت در برابر فروپاشی جهان آشنایی دانست که سال‌ها برای ساختنش تلاش کرده است. خانه و محل کار، برای بسیاری از زنان، فقط فضاهای فیزیکی نیستند؛ عرصه‌هایی هستند که هویت و عاملیت اجتماعی خود را در آنها تعریف می‌کنند. از این رو، اصرار بر ماندن می‌تواند تلاشی برای حفظ حق تصمیم‌گیری درباره سرنوشت خویش نیز باشد. بااین‌حال، ارزش چنین شخصیتی زمانی بیشتر می‌شود که فیلم او را نه صرفاً در جایگاه مادر فداکار، بلکه به‌عنوان انسانی دارای خواسته‌ها، تناقض‌ها و حق انتخاب مستقل به رسمیت بشناسد.

مسئله اصلی «کافه سلطان» اما نسبت میان تجربه انسانی و پیام اجتماعی است. فیلم می‌خواهد از دل یک بحران جمعی به روابط خصوصی برسد؛ رویکردی که ظرفیت تأثیرگذاری بالایی دارد. بااین‌حال، هرگاه شخصیت‌ها بیش از آنکه با منطق روانی و اجتماعی خود رفتار کنند، به حاملان معنایی از پیش تعیین‌شده تبدیل شوند، از پیچیدگی جهان واقعی فاصله می‌گیریم. جامعه مجموعه‌ای از پاسخ‌های آماده نیست؛ عرصه برخورد صداها، منافع و تجربه‌های گاه ناسازگار است. سینما زمانی به عمق جامعه نزدیک می‌شود که اجازه دهد این تناقض‌ها بدون ساده‌سازی در کنار یکدیگر باقی بمانند.

«کافه سلطان» را می‌توان تلاشی برای دیدن جنگ از حاشیه زندگی روزمره دانست. از جایی که آدم‌ها نه قهرمانان میدان نبرد، بلکه صاحبان کسب‌وکارهای کوچک، اعضای خانواده و مسافرانی گرفتار شرایط پیش‌بینی‌ناپذیرند. اهمیت چنین نگاهی در این است که نشان می‌دهد بحران‌های بزرگ، پیش از آنکه تاریخ را تغییر دهند، وارد خانه‌ها و روابط انسانی می‌شوند. بااین‌حال، ظرفیت جامعه‌شناختی ایده زمانی به تجربه‌ای ماندگار تبدیل می‌شود که فیلم به‌جای تأکید صرف بر همدلی و همبستگی، پیچیدگی شکل‌گیری آنها را نیز به نمایش بگذارد زیرا اصل و اساس جامعه نه فقط در لحظه‌هایی که آدم‌ها به هم نزدیک می‌شوند، بلکه در شکاف‌ها، اختلاف‌ها و ناتوانی‌شان در فهم یکدیگر نیز خود را آشکار می‌کند.




یه گوشه از زندگی⇐رونمایی از تیزر فیلم “کافه سلطان” با بازی آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفی نیا و…+ویدئو 

سینماروزان: «بعضی قصه‌ها فقط روی پرده اتفاق نمی‌افتن؛ یه گوشه از زندگی خود ما هستن.»

تیزر فیلم سینمایی کافه سلطان همزمان با آغاز اکران رونمایی شد.

فیلم سینمایی «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق کریمی،از ۲۹ مهر در سینماهای سراسر کشور روی پرده است.

پخش از سرزمین هنر صبا

برای تماشای تیزر کافه سلطان اینجا را ببينيد.

ساخت تیزر:پریسا فدایی

 




فریاد در باد؟ ⇐رونمایی از پوستر فیلم “کافه سلطان”+عکس

سینماروزان: پوستر فیلم سینمایی «کافه سلطان» رونمایی شد.

«کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق‌کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق‌کریمی، یک درام اجتماعی با محوریت خانواده، عشق و تفاوت نگاه نسل‌ها به زندگی و آینده است.

این فیلم از ۲۹ مهرماه در سینماهای سراسر کشور روی پرده است.

پخش از سرزمین هنر صبا

طراح پوستر:الهام شفیعی

 




سخت‌ترین جای زندگی به روایت فیلم “کافه سلطان”

سینماروزان: سخت‌ترین جای زندگی اونجاست که می‌فهمی حق با هر دو طرفه…

۷ روز مانده تا اکران فیلم کافه سلطان

روایتی از خواسته‌های متفاوت، دل‌بستگی‌های عمیق و انتخاب‌هایی که می‌توانند سرنوشت یک خانواده را تغییر دهند.

فیلم سینمایی «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق کریمی، به‌زودی میزبان مخاطبان سینمای ایران خواهد بود.

پخش از سرزمین هنر صبا

 

 




واقعا اگر جای من بودی ،حقیقت رو میگفتی؟⇐«کافه سلطان» در راه اکران

سینماروزان: کمتر از ۱۰ روز مانده است تا اکران “کافه سلطان”.

“کافه سلطان” یک درام اجتماعیست با روایتی از عشق، خانواده و تصمیم‌هایی که گاهی مسیر زندگی را برای همیشه عوض میکند.

فیلم سینمایی «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق کریمی، به‌زودی میزبان مخاطبان سینمای ایران خواهد بود.

پخش از سرزمین هنر صبا

 




فقط یک توقف کوتاه!؟⇐«کافه سلطان» با بازی آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفی‌نیا روی پرده میرود

سینماروزان: فیلم سینمایی «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق کریمی، از ۲۹ مهرماه روی پرده سینماهاست.

آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفی‌نیا، سیاوش طهمورث، سجاد بابایی، مریم مؤمن، شیوا مکینیان، محمدرضا صولتی، تورج فرامرزیان، بدرالسادات برنجانی، امین ایمانی و سهیل قاصدی از بازیگران این فیلم هستند.

پخش: «سرزمین هنر صبا»

 

 




داستان دو نسل ⇐«کافه سلطان» از ۲۹ مهرماه در سینماها

سینماروزان: فیلم سینمایی «کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق کریمی، از تاریخ ۲۹ مهرماه با سرگروهی پردیس سینمایی مگامال روی پرده است.

با داستانی پر مواجهه و تقابل از زندگی دو نسل در ایران…

بازیگران: آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفی‌نیا، سیاوش طهمورث، سجاد بابایی، مریم مؤمن، شیوا مکینیان، محمدرضا صولتی، تورج فرامرزیان، بدرالسادات برنجانی، امین ایمانی و سهیل قاصدی.

نویسنده فیلمنامه: عطیه آرندی | مشاور تهیه و تولید: آرش زینال خیری | سرپرست گروه کارگردانی: رهام مخدومی | مدیر برنامه‌ریزی: سروش مردانه | مدیر فیلمبرداری: مسعود امینی تیرانی | مجری طرح: شرکت سینمایی نورتابان | مدیر تولید: حسین فیض‌آبادی | مدیر صدابرداری: روح‌الله جعفربگلو | طراح صحنه: جهانگیر میرزاجانی | طراح لباس: محمود بیاتی | طراح چهره‌پردازی: مهرداد میرکیانی | تدوین: مهدی حسینی‌وند | آهنگساز: صبا ندایی | طراحی و ترکیب صدا: عرفان یزدی | جلوه‌های ویژه بصری: حسن ایزدی | جلوه‌های ویژه میدانی: حمید رسولیان | مدیر روابط‌عمومی: علی زادمهر | عکاس: علی رزاق کریمی

 

پخش از سرزمین هنر صبا




ثبت قرارداد اکران فیلم “کافه سلطان”+فیلم “من میترسم” متعلق به ۷ سال قبل+…

سینماروزان: شورای صنفی نمایش قرارداد اکران چند فیلم را ثبت کرد.

بر اساس مصوبات شورای صنفی نمایش، فیلم ارگانی «کافه سلطان» از محصولات فارابی پس از فیلم «آن دو» -که جزو کم‌فروش‌ترین آثار اکران بوده- در پردیس مگامال، اکران شود.

شورا همچنین مقرر کرد فیلم «من می‌ترسم» ساخته بهنام بهزادی- با بازی الناز شاکردوست، پوریا رحیمی سام، امیر جعفری و… که هفت سال قبل در جشنواره فجر۳۸ رونمایی شده بود- از ۲۲ مهر پس از «سفینه نجات» در گروه آزادی اکران شود و پس از آن نیز «بادبادک‌ها» از ۶ آبان‌ اکران خواهد شد.

به جز این شورا دستور داد «بامبولک ۲» از ۲۲ مهر پس از «سفید برفی» و «همسفر» از ۲۰ آبان‌ پس از «بامبولک ۲» در گروه پردیس سیتی‌سنتر روی پرده بروند.

شورا همچنین با نیم‌بها شدن بلیت فیلم «سفینه نجات» به مناسبت هفته کودک به مدت ۲ روز موافقت کرد.

شورای صنفی نمایش با درخواست تهیه‌کننده-حمید نعمت‌الله- موافقت کرد و دستور داد اکران فیلم سینمایی «بت» با یک هفته تأخیر و از ۲۲ مهر شروع شود‌.




صدور پروانه برای “کافه سلطان”؛ پروژه‌ی پرحاشیه‌ی شریفی‌نیا-آزیتا حاجیان+صدور سه پروانه دیگر

سینماروزان: شورای پروانه نمایش سینمایی با صدور چهار پروانه نمایش موافقت کرد.

در میان پروانه های صادره نام «کافه سلطان» با بازی محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان دیده میشود؛ فیلمی که قبل از جنگ رمضان تولید و در جشنواره فیلم فجر۴۴ رونمایی شد اما به دلیل برخی کنایات سیاسی موجود، گرفتار حواشی مختلفی شده بود.

به جز این فیلمهای بت حمید نعمت‌الله، اسکورت یوسف حاتمی‌کیا و اقیانوس پشت پنجره‌ی بابک نبی‌زاده، هم پروانه نمایش گرفته‌اند.

 

فهرست پروانه‌های صادره به شرح زیر است:

–«بت» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی حمید نعمت‌اله

–«اقیانوس پشت پنجره» به تهیه‌کنندگی سیدجلال چاوشیان و کارگردانی بابک نبی‌زاده یوسفی

–«اسکورت» به تهیه‌کنندگی محمدرضا منصوری و کارگردانی یوسف حاتمی‌کیا

— «کافه سلطان» به تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق کریمی و کارگردانی مصطفی رزاق کریمی




درباره‌ی فیلم “کافه سلطان”(ساخته ی مصطفی رزاق کریمی): جنگ، نعمت است؟ /سیاوش طهمورث درنقش ترامپ؟

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی:

+کافه سلطان یک درام اجتماعی خانوادگی است که قرار است در پس زمینه جنگ دوازده روزه روابط درون خانوادگی یک خانواده چهار نفره را روایت کند. قرار است مادر را محور و ستون خانواده نشان دهد تا لاقیدی و اشتباهات پدر را جبران کند. پسری در خانواده است که علیرغم ازدواجش همچنان در کنار خانواده با کلی آرزوهای برآورده نشده زیست میکند.

 

-در چنین روایتی مادری که به عنوان محور خانواده معرفی میشود بایستی شخصیت پردازی کاریزماتیک،درست و کاملی داشته باشد اما با توجه به حفره های فیلم نامه در چیدمان شخصیت مادر این اتفاق رخ نمیدهد و مادر زنی آرمان گرا و مهربان و گاهی حتی سنگدل در مقابل خواسته های پسرش معرفی میشود و در اوج بحران درون خانوادگی با تلفن مشغول رسیدگی به چالش زوج پیری است که پسر سربازش بر اثر اصابت موشک به شهادت رسیده است! +شاید به این گونه خواسته نقدی بر دیکتاتوری زنانه داشته باشد و این واقعیت را متبادر نماید که دیکتاتوری، جنسیت نمی شناسد و چه بسا دیکتاتوری زنانه از مردانه، مهیب تر باشد چون به هر حال مظلومیت زنانه وقتی دیکتاتوری را قرین خود کند، واویلا…؟اسم کافه را هم #سلطان می‌گذرد تا این ظن، پررنگتر گردد؟

 

– تک‌لوکیشن است و درام در یک رستوران متروکه در کنار یک جاده بیرون شهری رخ می دهد. این لوکیشن که قاعدتا باید محل هویت‌سازی خانواده باشد، فضایی سرد ، سترون و روبه اضمحلال دارد…+انگار کارگردان خواسته نوعی مشابه سازی کند با واقعیات جامعه؟ به خصوص که وقوع جنگ، همه چیز را به هم می‌زند و درنهایت نوعی گفتگو و نزدیکی موقت را میان اعضای خانواده شکل می‌دهد…طهمورث در نقش ترامپ؟ او هیولایی است بدنبال غصب کافه-مشابه نقش خود در اجاره‌نشینها- و یک گنده‌لات حبابی هم کنارش است به نشانه‌ی نتانیاهو؟؟

-در خدمت نگاهِ جنگ نعمت است؟ هم برای کافه ی متروکه‌ای که ناگاه رونق می‌گیرد و هم برای خانواده ای که گرفتار پنهان کاری شده‌اند و حالا مجبورند به هم نزدیکتر شده و حرف بزنند بلکه اوضاع، بدتر نشود.

+ورود و خروج ناگهانی شخصیتهای فرعی مثل زنی که به همراه دخترش از دست شوهرش فرار کرده و میخواهد برود شمال، می‌خواهد رنگ و بویی احساسی به اثر دهد. شاید هم خواسته آینده ی عروس جوان خانواده را پیش رویش قرار دهد.

-الگوی جواب‌داده کافه ترانزیت را پیاده کرده؛ آن زن بی پناه-آنجا خارجی بود و اینجا عیال ارسطو!آن کافه ای که یکباره رونق میگیرد، بدمنی که چشم ندارد کافه را ببیند-سیاوش طهمورث بجای پرویز پرستویی و…حتی می‌توان شریفی‌نیا را معادل اسماعیل سلطانیان دانست. فقط نمیدانیم چرا حتی یک پلان از شکل و شمایل یکی از غذاهای این کافه رویت نمی‌شود؟

+بازیهای گرمی دارد چون هم شریفی نیا و هم حاجیان، مسلط بازی میکنند و حضور هر دو در نماهای روبرو با بقیه همچون یک بازیگردانی بوده و بقیه را هم هل داده که تکانی به خود دهند و جلو روند تا بازی های سجاد بابایی و مریم مومن و شیوا مکی نیان با بقیه، جور شود.

فیلم کافه سلطان
فیلم کافه سلطان

ربط به جنگ؟

ميتوانست رونق کافه را بخاطر قرارگیری بر یک اتوبان تازه‌تاسیس قلمداد کند و باز همین چرخه را شکل دهد. بماند که آن ماجرای سرباز شهید شده در جریان جنگ ۱۲روزه را که پیوند میزند به برادر مفقودالاثر دفاع مقدس، ناترازی به بار می‌آورد و رگه های شعار بیرون می‌زند. خیلی راحت می‌شد تعصب مادر به کافه متروکه را به دلیل خاطرات از برادر نشان دهد تا دوز منطق بالا برود.

 

+تقابل نسل دیروز که آرمانگراست با نسل امروز که واقع بین است، درست از کار درآمده. آنجا که مادر و فرزند بر سر فروش بنزین قاچاق درگیر میشوند، مصداق خوبی است بر اینکه طرفین حرف هم را نمیفهمند و نمی‌خواهند هم که بفهمند چون هیچ کدام دررو ندارند…بعد هم مونولوگ نهایی شریفی نیا و سخن گفتن از تکرار بن‌بست‌وار تجربیات شکست خورده، می‌آید و اصرار غلط بر این تکرار…

فیلم کافه سلطان
فیلم کافه سلطان

جوک؟

-حتما باید باریستای کافه‌ی سلطان از انگلیس بیاید و برندسازی کند؟؟ میخواهد بگوید لنگی اقتصاد بجامانده از الگوهای مصادره‌ای شوراها را با سپردن کامل کار به آنگلوفیل بگیرند؟ یعنی تا الان، اینها نبوده‌اند و فقط آنها بوده‌اند؟؟

 




صدور پروانه برای کمال تبریزی، یک آقازاده‌، همکاری مدیر کاخ فجر۴۳ و بازیگر پوست شیر+صدور چهار پروانه دیگر

سینماروزان: شورای پروانه ساخت سینمایی با تولید هفت پروژه موافقت کرد.

در میان پروانه‌های صادره نام کمال تبریزی به چشم میخورد که پروانه «خون خانه» را گرفته به نویسندگی محمدرضا گوهری که سالها پیش فیلم معناگرای «یک تکه نان» را برای تبریزی نوشته بود.

کیان باباییان آقازاده داریوش باباییان تهیه‌کننده سینما، پروانه «طلایاب» را گرفته که یک کمدی است.

محمدرضا مصباح مدیر کاخ جشنواره فجر۴۳ پروانه فیلمی با عنوان «بیلبورد» را گرفته که سعید دشتی بازیگر سریال پوست شیر، آن را می‌سازد.

فهرست پروانه‌های صادره به شرح زیر است:

–«خون خانه» به تهیه‌کنندگی و کارگردانی کمال تبریزی و نویسندگی محمدرضا گوهری

 

–«طلا یاب» به تهیه‌کنندگی کیان آقاباباییان و کارگردانی فرزانه امینی و نویسندگی مصطفی شمشکی

 

— «یک قدم به عقب» به تهیه‌کنندگی ساسان سالور و کارگردانی و نویسندگی جلال تیموری

 

–«دشت هویج» به تهیه‌کنندگی علی آشتیانی پور و کارگردانی و نویسندگی محمد بهرامیان

 

— «هومپا» به تهیه‌کنندگی شهرام مسلخی و کارگردانی و نویسندگی مختار عبداللهی

 

–«بیلبورد» به تهیه‌کنندگی محمدرضا مصباح و مهدی فتاحی و کارگردانی سعید دشتی ساریدرق و نویسندگی سامان زرهونه

 

–«کافه سلطان» به تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق کریمی و کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و نویسندگی عطیه زارع




صدور پروانه برای نهنگ عنبر۳+صدور پروانه برای تهیه‌کننده‌ی سفیر +صدور پروانه برای شهاب+یک داماد+یک برادر+یک آقازاده‌+…

سینماروزان: شورای صدور پروانه سینمایی تازه ترین مجوزهای خود را اعلام کرد.

در میان پروانه های صادره نام قسمت سوم کمدی “نهنگ عنبر” به چشم میخورد که علی قربان زاده پروانه تولید آن را گرفته‌.

حسن جلایر از نیروهای اسبق بنیاد مستضعفان که سابقه تولید فیلم ماندگار سفیر را در کارنامه دارد و زمانی میخواست “زنگی و رومی”تقوایی را بسازد و نشد، پروانه “رازهای کثیف کوچک” را گرفته که فرزندش-محمداسماعیل جلایر- آن را می‌سازد.

یوسف منصوری-داماد اصغر پورمحمدی- پروانه فیلم “حاشیه” را گرفته.

کامران(ابراهیم) مجیدی -برادر کوچکتر مجید مجیدی- پروانه ساخت تاناکورا را گرفته که بناست عادل معصومیان آن را بسازد؛ معصومیان فیلم کمدی تقریبا “جزایر قناری” را ساخته که با وجود دارا بودن پژمان، چندان بفروش نشد.

 

فهرست پروانه‌های صادره به شرح زیر است: 

–«پتک» به تهیه‌کنندگی سید شهاب‌الدین حسینی و کارگردانی حسام فرهمندجو و نویسندگی محمدعلی حسینی

–«محصول مشترک ایران و فرانسه» به تهیه‌کنندگی اسماعیل میهن دوست و کارگردانی و نویسندگی مهدی سلطانی

–«حاشیه» به تهیه‌کنندگی یوسف منصوری و کارگردانی محمد علیزاده فرد و نویسندگی محمد علیزاده فرد و بنیامین هفت لنگ

–«نهنگ عنبر 3» به تهیه‌کنندگی علی قربان‌زاده و کارگردانی و نویسندگی سامان مقدم

–«رازهای کثیف کوچک» به تهیه‌کنندگی حسن جلایر و کارگردانی و نویسندگی محمد اسماعیل جلایر

–«کافه سلطان» به تهیه‌کنندگی مرتضی رزاق کریمی و کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و نویسندگی عطیه زارع

–«تاناکورا» به تهیه‌کنندگی ابراهیم طالش مجیدی و کارگردانی عادل معصومیان و نویسندگی پدرام سعیدی افشار