صدور پروانه برای “کافه سلطان”؛ پروژهی پرحاشیهی شریفینیا-آزیتا حاجیان+صدور سه پروانه دیگر
سینماروزان: شورای پروانه نمایش سینمایی با صدور چهار پروانه نمایش موافقت کرد.
در میان پروانه های صادره نام «کافه سلطان» با بازی محمدرضا شریفینیا و آزیتا حاجیان دیده میشود؛ فیلمی که قبل از جنگ رمضان تولید و در جشنواره فیلم فجر۴۴ رونمایی شد اما به دلیل برخی کنایات سیاسی موجود، گرفتار حواشی مختلفی شده بود.
به جز این فیلمهای بت حمید نعمتالله، اسکورت یوسف حاتمیکیا و اقیانوس پشت پنجرهی بابک نبیزاده، هم پروانه نمایش گرفتهاند.
فهرست پروانههای صادره به شرح زیر است:
–«بت» به تهیهکنندگی و کارگردانی حمید نعمتاله
–«اقیانوس پشت پنجره» به تهیهکنندگی سیدجلال چاوشیان و کارگردانی بابک نبیزاده یوسفی
–«اسکورت» به تهیهکنندگی محمدرضا منصوری و کارگردانی یوسف حاتمیکیا
— «کافه سلطان» به تهیهکنندگی مرتضی رزاق کریمی و کارگردانی مصطفی رزاق کریمی
+کافه سلطان یک درام اجتماعی خانوادگی است که قرار است در پس زمینه جنگ دوازده روزه روابط درون خانوادگی یک خانواده چهار نفره را روایت کند. قرار است مادر را محور و ستون خانواده نشان دهد تا لاقیدی و اشتباهات پدر را جبران کند. پسری در خانواده است که علیرغم ازدواجش همچنان در کنار خانواده با کلی آرزوهای برآورده نشده زیست میکند.
-در چنین روایتی مادری که به عنوان محور خانواده معرفی میشود بایستی شخصیت پردازی کاریزماتیک،درست و کاملی داشته باشد اما با توجه به حفره های فیلم نامه در چیدمان شخصیت مادر این اتفاق رخ نمیدهد و مادر زنی آرمان گرا و مهربان و گاهی حتی سنگدل در مقابل خواسته های پسرش معرفی میشود و در اوج بحران درون خانوادگی با تلفن مشغول رسیدگی به چالش زوج پیری است که پسر سربازش بر اثر اصابت موشک به شهادت رسیده است! +شاید به این گونه خواسته نقدی بر دیکتاتوری زنانه داشته باشد و این واقعیت را متبادر نماید که دیکتاتوری، جنسیت نمی شناسد و چه بسا دیکتاتوری زنانه از مردانه، مهیب تر باشد چون به هر حال مظلومیت زنانه وقتی دیکتاتوری را قرین خود کند، واویلا…؟اسم کافه را هم #سلطان میگذرد تا این ظن، پررنگتر گردد؟
– تکلوکیشن است و درام در یک رستوران متروکه در کنار یک جاده بیرون شهری رخ می دهد. این لوکیشن که قاعدتا باید محل هویتسازی خانواده باشد، فضایی سرد ، سترون و روبه اضمحلال دارد…+انگار کارگردان خواسته نوعی مشابه سازی کند با واقعیات جامعه؟ به خصوص که وقوع جنگ، همه چیز را به هم میزند و درنهایت نوعی گفتگو و نزدیکی موقت را میان اعضای خانواده شکل میدهد…طهمورث در نقش ترامپ؟ او هیولایی است بدنبال غصب کافه-مشابه نقش خود در اجارهنشینها- و یک گندهلات حبابی هم کنارش است به نشانهی نتانیاهو؟؟
-در خدمت نگاهِ جنگ نعمت است؟ هم برای کافه ی متروکهای که ناگاه رونق میگیرد و هم برای خانواده ای که گرفتار پنهان کاری شدهاند و حالا مجبورند به هم نزدیکتر شده و حرف بزنند بلکه اوضاع، بدتر نشود.
+ورود و خروج ناگهانی شخصیتهای فرعی مثل زنی که به همراه دخترش از دست شوهرش فرار کرده و میخواهد برود شمال، میخواهد رنگ و بویی احساسی به اثر دهد. شاید هم خواسته آینده ی عروس جوان خانواده را پیش رویش قرار دهد.
-الگوی جوابداده کافه ترانزیت را پیاده کرده؛ آن زن بی پناه-آنجا خارجی بود و اینجا عیال ارسطو!آن کافه ای که یکباره رونق میگیرد، بدمنی که چشم ندارد کافه را ببیند-سیاوش طهمورث بجای پرویز پرستویی و…حتی میتوان شریفینیا را معادل اسماعیل سلطانیان دانست. فقط نمیدانیم چرا حتی یک پلان از شکل و شمایل یکی از غذاهای این کافه رویت نمیشود؟
+بازیهای گرمی دارد چون هم شریفی نیا و هم حاجیان، مسلط بازی میکنند و حضور هر دو در نماهای روبرو با بقیه همچون یک بازیگردانی بوده و بقیه را هم هل داده که تکانی به خود دهند و جلو روند تا بازی های سجاد بابایی و مریم مومن و شیوا مکی نیان با بقیه، جور شود.
فیلم کافه سلطان
ربط به جنگ؟
ميتوانست رونق کافه را بخاطر قرارگیری بر یک اتوبان تازهتاسیس قلمداد کند و باز همین چرخه را شکل دهد. بماند که آن ماجرای سرباز شهید شده در جریان جنگ ۱۲روزه را که پیوند میزند به برادر مفقودالاثر دفاع مقدس، ناترازی به بار میآورد و رگه های شعار بیرون میزند. خیلی راحت میشد تعصب مادر به کافه متروکه را به دلیل خاطرات از برادر نشان دهد تا دوز منطق بالا برود.
+تقابل نسل دیروز که آرمانگراست با نسل امروز که واقع بین است، درست از کار درآمده. آنجا که مادر و فرزند بر سر فروش بنزین قاچاق درگیر میشوند، مصداق خوبی است بر اینکه طرفین حرف هم را نمیفهمند و نمیخواهند هم که بفهمند چون هیچ کدام دررو ندارند…بعد هم مونولوگ نهایی شریفی نیا و سخن گفتن از تکرار بنبستوار تجربیات شکست خورده، میآید و اصرار غلط بر این تکرار…
فیلم کافه سلطان
جوک؟
-حتما باید باریستای کافهی سلطان از انگلیس بیاید و برندسازی کند؟؟ میخواهد بگوید لنگی اقتصاد بجامانده از الگوهای مصادرهای شوراها را با سپردن کامل کار به آنگلوفیل بگیرند؟ یعنی تا الان، اینها نبودهاند و فقط آنها بودهاند؟؟
صدور پروانه برای کمال تبریزی، یک آقازاده، همکاری مدیر کاخ فجر۴۳ و بازیگر پوست شیر+صدور چهار پروانه دیگر
سینماروزان: شورای پروانه ساخت سینمایی با تولید هفت پروژه موافقت کرد.
در میان پروانههای صادره نام کمال تبریزی به چشم میخورد که پروانه «خون خانه» را گرفته به نویسندگی محمدرضا گوهری که سالها پیش فیلم معناگرای «یک تکه نان» را برای تبریزی نوشته بود.
کیان باباییان آقازاده داریوش باباییان تهیهکننده سینما، پروانه «طلایاب» را گرفته که یک کمدی است.
محمدرضا مصباح مدیر کاخ جشنواره فجر۴۳ پروانه فیلمی با عنوان «بیلبورد» را گرفته که سعید دشتی بازیگر سریال پوست شیر، آن را میسازد.
فهرست پروانههای صادره به شرح زیر است:
–«خون خانه» به تهیهکنندگی و کارگردانی کمال تبریزی و نویسندگی محمدرضا گوهری
–«طلا یاب» به تهیهکنندگی کیان آقاباباییان و کارگردانی فرزانه امینی و نویسندگی مصطفی شمشکی
— «یک قدم به عقب» به تهیهکنندگی ساسان سالور و کارگردانی و نویسندگی جلال تیموری
–«دشت هویج» به تهیهکنندگی علی آشتیانی پور و کارگردانی و نویسندگی محمد بهرامیان
— «هومپا» به تهیهکنندگی شهرام مسلخی و کارگردانی و نویسندگی مختار عبداللهی
–«بیلبورد» به تهیهکنندگی محمدرضا مصباح و مهدی فتاحی و کارگردانی سعید دشتی ساریدرق و نویسندگی سامان زرهونه
–«کافه سلطان» به تهیهکنندگی مرتضی رزاق کریمی و کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و نویسندگی عطیه زارع
صدور پروانه برای نهنگ عنبر۳+صدور پروانه برای تهیهکنندهی سفیر +صدور پروانه برای شهاب+یک داماد+یک برادر+یک آقازاده+…
سینماروزان: شورای صدور پروانه سینمایی تازه ترین مجوزهای خود را اعلام کرد.
در میان پروانه های صادره نام قسمت سوم کمدی “نهنگ عنبر” به چشم میخورد که علی قربان زاده پروانه تولید آن را گرفته.
حسن جلایر از نیروهای اسبق بنیاد مستضعفان که سابقه تولید فیلم ماندگار سفیر را در کارنامه دارد و زمانی میخواست “زنگی و رومی”تقوایی را بسازد و نشد، پروانه “رازهای کثیف کوچک” را گرفته که فرزندش-محمداسماعیل جلایر- آن را میسازد.
یوسف منصوری-داماد اصغر پورمحمدی- پروانه فیلم “حاشیه” را گرفته.
کامران(ابراهیم) مجیدی -برادر کوچکتر مجید مجیدی- پروانه ساخت تاناکورا را گرفته که بناست عادل معصومیان آن را بسازد؛ معصومیان فیلم کمدی تقریبا “جزایر قناری” را ساخته که با وجود دارا بودن پژمان، چندان بفروش نشد.
فهرست پروانههای صادره به شرح زیر است:
–«پتک» به تهیهکنندگی سید شهابالدین حسینی و کارگردانی حسام فرهمندجو و نویسندگی محمدعلی حسینی
–«محصول مشترک ایران و فرانسه» به تهیهکنندگی اسماعیل میهن دوست و کارگردانی و نویسندگی مهدی سلطانی
–«حاشیه» به تهیهکنندگی یوسف منصوری و کارگردانی محمد علیزاده فرد و نویسندگی محمد علیزاده فرد و بنیامین هفت لنگ
–«نهنگ عنبر 3» به تهیهکنندگی علی قربانزاده و کارگردانی و نویسندگی سامان مقدم
–«رازهای کثیف کوچک» به تهیهکنندگی حسن جلایر و کارگردانی و نویسندگی محمد اسماعیل جلایر
–«کافه سلطان» به تهیهکنندگی مرتضی رزاق کریمی و کارگردانی مصطفی رزاق کریمی و نویسندگی عطیه زارع
–«تاناکورا» به تهیهکنندگی ابراهیم طالش مجیدی و کارگردانی عادل معصومیان و نویسندگی پدرام سعیدی افشار