«نهنگ عنبر۳» فیلم در فیلم شد⇐عطاران در سودای گلزار؟/مدیری و صحت در نقش خودشان؟
سینماروزان: تولید قسمت سوم نهنگ عنبر در حالی استارت خورده که فقط رضا عطاران از جمع بازیگران اصلی در آن حضور دارد و نه مهناز افشار، نه ویشکا آسایش در آن نیستند.
همشهری خبر داده که قسمت سوم این کمدی فیلم در فیلم است و ارژنگ صنوبر-عطاران- را در سودای ورود به دنیای بازیگری میبینیم و تلاش برای رقابت با استارهایی همچون محمدرضا گلزار.
همشهری نوشت: رضا عطاران بهعنوان بازیگر اصلی با نهنگ عنبر۳ قرارداد خود را بسته و بقیه بازیگران نیز در حال انتخاب هستند. قسمت سوم «نهنگ عنبر» با نام «نهنگ عنبر؛ 6روز آخر» در شرایطی جلوی دوربین رفت که مهران مدیری و سروش صحت نیز کنار رضا عطاران قرار گرفتند تا مثلثی پرامید برای فتح گیشه شکل بگیرد. جای خالی بازیگران زن 2قسمت قبلی هم با حضور آزاده صمدی پر شد که در سالهای اخیر در چند کمدی ایفای نقش کرده و گزینهای قابلقبول برای تازهترین کمدی سامان مقدم به نظر میرسد.
نهنگ عنبر۳ فیلم در فیلم شد
این رسانه افزود: ظاهرا در قسمت سوم «نهنگ عنبر» خبری از نوستالژی دههشصتی به آن صورتی که در 2قسمت قبلی شاهدش بودیم نیست. این بار ارژنگ صنوبر سودای بازیگری در سر دارد و گویا بخشهایی از این کمدی در قالب فیلم در فیلم ساخته میشود. به این ترتیب به نظر میرسد برخی از ستارههای فیلم در «نهنگ عنبر؛ 6روز پایانی» نقش خودشان را ایفا میکنند.
سریال «تاکسی»؛ ۱۲ مسیر کوتاه، ۱۲ قصه ماندگار
سینماروزان: گاهی برای شنیدن یک قصه لازم نیست مسیر زیادی را بروید؛ فقط باید سوار تاکسی شوید.
«تاکسی» میکروسریال ۱۲ قسمتی جدید این پلتفرم است؛ مجموعهای اپیزودیک که قرار است قصههای کوتاه و آدمهای عجیبوغریب و آشنا را از صندلیهای تاکسی به قاب تصویر بیاورد.
این سریال اقتباسیست از «تاکسیسواری» #سروش_صحت؛ کتابی که بیش از ۵۰ بار تجدید چاپ شده و حالا مسیرش را از کتابفروشی به قاب تصویر تغییر داده. هر اپیزود، ژانر و مقصد خودش را دارد؛ روایتهایی از آدمها و لحظههای روزمره که کوتاهاند اما تا مدتها بعد از پیاده شدن، در ذهن میمانند.
پشت این پروژه، سهگانهایست از صحت نویسنده کتاب و فیلمنامه، #مجید_صالحی تهیهکننده و #علی_مصفا مشاور هنری— ترکیبی که میکروفیکشن را از کاغذ به تصویر رسانده. فیلمنامه را صحت و ایمان صفایی نوشتهاند و کارگردانی برعهده حسن نوری است.
«تاکسی» پاییز ۱۴۰۵ از شیدا پخش میشود؛ گاهی یک تاکسی، چند مسافر و چند دقیقه، برای یک داستان خوب کافی است.
دربارهی فیلم «استخر»(ساختهی سروش صحت): دامادِ حضرت نوح!/رازِ انگشت اشاره!
سینماروزان/حامد مظفری:
+به نظر میرسد سروش صحت راه خود-در شوخی با فلسفهبازی فیک- را در سینما ادامه میدهد و قصد ندارد از این شاخه به آن شاخه بپرد. استخر سومین ساخته سروش صحت است و ردّپای عناصر مشترک و تکرار شونده دو فیلم قبلیش یعنی جهان با من برقص و صبحانه با زرافه و حتی سریالهایی مثل لیسانسهها به خوبی در استخر قابل مشاهده است.
+وجود قهرمان میانسال روشنفکر کمی تا قسمتی درونی و خجل و دست و پاچلفتی ، دغدغه مرگ و رابطه پر نوسان و ابزورد میان شخصیت اصلی با سایر شخصیتها جزو خطوط اصلی آثار صحت هست که در استخر هم خودنمایی میکند؛ با یک تفاوت و اینکه صحت در استخر فیلمش را واکنشی کرده به دنیای زنان معلق بین سنت و مدرنیته، زنانی بلاتکلیف که خسته از آموزه های زندگی سنتی، میخواهند متارکه را که انگار مثل خرید حیوان خانگی، یکی از ویژگیهای مدرننمایی شده، تجربه کنند.
+قهرمان فیلم استخر دکتر دامپزشکی است که درگیر روزمرگی است و کارش شده اینکه از مطب به خانه بیاید و با پسرش فوتبال ببیند و مثل هر عادت دیگری فقط با زنش زندگی کند! با اعتراض زن به وضعیت موجود و ترک خانه، مرد تازه متوجه می شود که چه آدم تنهایی است و حتی نمی تواند ارتباط درستی با پسرش داشته باشد و هیچ کسی در تنهایی اش مثل دوست روان پزشکش در کنارش نیست!
+شروع کمدی از همان اولین سکانسها و در تقابل پدر و پسر خانوادهای که مادر در آن نیست. پدر و پسر سالهاست با هم زندگی کردهاند اما چندان هم را نمیشناسند. حدیث نفس کارگردان؟
+وجود شخصیتهای فرعی جذاب مثل دکتر روانکاو دون ژوانوار-مهران مدیری- ، پدرزن باحال و اهل دل -علیرضا خمسه-و مرد خواستگار مصمم زن مطلقه-کاظم سیاحی- به خوبی فضا و جهان مورد نظر صحت را در درام داستان خلق می کند.
+القای متقاعدکننده تمام شدن حس زنی که در دور تکرار افتاده و انگاری که به سمت افسردگی میرود؛ یادآور علی مصفا در جهان با من برقص!
+ استخر گرمابخشی به داستان را تا میانه و انتها حفظ میکند؛ ابتدا با قرار دادن مرد ایرانی در لبه ی شک و دودلی و سپس با رشد ذهنی او دربارهی آدمهایی که ظاهرا دوست و رفیق هستند ولی آنجا که باید باشند، نیستند.
+استخر را میتوان پاسخی به مردانگی بیش از حد فیلم قبلی سروس صحت-صبحانه با زرافه ها-دانست. صحت زنی که میشناخته-زن میانسال در آستانه ی زوال- را محور قرار داده و بخشی از دغدغه های او نسبت به اطراف را آنالیز نموده.
+قرار دادن آدمهایی که اغلب به جای همدلی نوعی شانه خالی کردن دربرابر قهرمان نشان میدهند و از همه متناوب تر علیرضا خمسه در نقش نوح زمان-پدرزن قهرمان- که فقط فکر خودش است و میخواهد ۱۲۰ سال عمر کند بلکه به عشق تازهاش برسد.
+سورنا پسر سروش صحت مشابه ماموران دولتی/انتظامی سریال لیسانسه ها؛ با همان گویش کتابی و چارچوبی فیک.
-استفاده بامزه از اله مان دست روی شانه، تظاهر به دود دادن بدون وجود سیگار، بدل کردن قهرمان به انگشت اشاره، شوخی با مثل های ژاپنی و بازی با حیوانات و نمایش گاو مثل جهان با من برقص و مسخره کردن رقابت های عاشقانه و…، باعث نوعی یکدستی در استخر میشود.
فیلم استخر
-آشنایی زدایی از اتفاقات معمول را همچنان ادامه میدهد و به خاطر جنس همین آشنایی زدایی و فاصله گذاریها است که مهران مدیری بعد از مدتها میتواند یک کاراکتر خوب بیافریند.
-امتدادِ فلسفیبازی برگرفته از جملات قصار پراکنده در فضای مجازی؛ همان قدر پوچی را به جدیت نشان میدهد که جماعت مبتلا به مجاز خودی را جدی میگیرند.
-در پایان بندی ابتدا یادآور کنعان مانی حقیقی میشود اما پوچی کنعانی را به شوخی میگیرد و سعی میکند منطق ابتدایی را بر هم نزند.
+بازیهای فیلم هم یکدست و باندازه و قابل تحسین؛ از امین حیایی تا سحر دولتشاهی و از سورنا صحت تا علیرضا خمسه و کاظم سیاحی خیلی خوب جهان استخر را درک کرده و خود را پرت کردهاند در آن.
فینال؟
تنها راه رهایی از غمِ کمبودها را قدر دانستن داشتهها میداند؛ قهرمان داستان از تصادف مرگبار جان سالم به در میبرد و بالاخره میفهمد از آنچه بد هست، بدتری نیز وجود دارد و همین دیدگاه است که برخورد نرمتر او با زندگی را در پی دارد.
چشم انداز؟
دیدن استخر با توجه به پاساژهای عاطفی و طنز ولرمی-که از خالتوری پرهیز دارد- حال مخاطب را خوب می کند و به راحتی میتوان به مخاطب توصیه کرد که برود فیلم را ببیند و درگیر و شیفته جهان خلق شده توسط سروش صحت بشود که در شصت سالگی در همان کاری که بلد است-کمدی سازی با آدمهای فیلسوفمابانهی مانده در سطح- به نوعی غنا رسیده و میتواند فیلمش را در قله و بی اضافات،تمام کند.
—دیالوگ؟
—فازم نوله
—-چه خوب شد که نمردم(بعد از خوردن سوسیس)
اولین تصاویر از فیلم پربازیگر «استخر»؛ صدرنشین فروش جشنوارهی فیلم فجر۴۴/از سیمای نسکافهای سحر دولتشاهی تا گریم متفاوت امین حیایی و کاهش وزن مهران مدیری+۷ عکس اختصاصی
سینماروزان: از همان ابتدای بلیت فروشی جشنواره فیلم فجر۴۴ ، مخاطبان عطش بالایی نشان دادند برای تماشای فیلم «استخر» ساخته سروش صحت و این فیلم در صدر آمار پرمخاطبترین فیلمهای جشنواره قرار دارد.
فیلم استخر
در اولین تصاویر منتشره از این فیلم، سیمای تازهی سحر دولتشاهی را با گیسوان نسکافهای، مهران مدیری با کروات و کاهش وزن محسوس، امین حیایی و سروش صحت و فرزندش-سورنا صحت- را میبینیم.
«استخر» یک کمدی ابزورد است با رگههایی از فانتزی کدر دربارهی آدمهایی گرفتار موقعیتهایی غیرقابل پیش بینی.
مهران مدیری در نمایی از فیلم استخر
امین حیایی و سورنا صحت در نمایی از فیلم استخر
«استخر» سومین اثر بلند سینمایی سروش صحت پس از «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها» محسوب میشود که به تهیهکنندگی محمد شایسته تولید شده است.
امین حیایی، سحر دولتشاهی، کاظم سیاحی، پانتهآ پناهیها، علیرضا خمسه، بیژن بنفشهخواه، مجید یوسفی و مهران مدیری بازیگران اصلی این فیلم هستند که پرفروشترین فیلم فستیوال فجر۴۴ بوده.
سروش صحت در پشت صحنه فیلم استخر
امین حیایی در پشت صحنه فیلم استخر
پشت صحنه فیلم استخر
پشت صحنه فیلم استخر
سورنا صحت به عنوان آخرین بازیگر «استخر»سروش صحت معرفی شد
سینماروزان: سورنا صحت-فرزند سروش صحت و سارا سالار- به ترکیب بازیگران فیلم کمدی «استخر» اضافه شد. سورنا صحت ۲۴ ساله و سروش صحت ۵۹ ساله است و سورنا شباهت زیادی با سالهای جوانی پدرش دارد!
همزمان با پایان فیلمبرداری فیلم سینمایی «استخر» جدیدترین ساخته سروش صحت به تهیهکنندگی محمد شایسته، سورنا صحت به عنوان آخرین بازیگر این فیلم سینمایی معرفی شد.
پیش از این نام امین حیایی، سحر دولتشاهی، کاظم سیاحی، پانتهآ پناهیها، علیرضا خمسه، بیژن بنفشهخواه، مجید یوسفی و مهران مدیری به عنوان بازیگران فیلم رسانهای شده بود.
«استخر» اولین همکاری سروش صحت با پسرش سورنا صحت در یک پروژه سینمایی محسوب میشود.
«استخر» سومین اثر بلند سینمایی سروش صحت پس از «جهان با من برقص» و «صبحانه با زرافهها» محسوب میشود و جهانی مشابه به دو اثر قبلی این کارگردان دارد و برای حضور در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر آماده خواهد شد.
این فیلم سینمایی محصول «شایستهفیلم» است.
گروه بلککتس، فرهاد مهراد، بوی دود و توصیهی شهبال شبپره/خاطراتی از شهرداد روحانی+ویدیو
سینماروزان: شهرداد روحانی موزیسین که در دهه پنجاه به همکاری با گروه بلککتس پرداخته بود، خاطراتی از آن دوران را روایت کرد.
شهرداد روحانی در گفتگو با سروش صحت در برنامه اکنون گفت: در دوران نوجوانی برای بلک کتس ساز کیبورد میزدم، شهبال مدیر گروه بود و فرهاد مهراد خواننده گروه بود.
او ادامه داد: ما در کافه کوچینی در یک زیرزمین-بلوار کشاورز ابتدای خیابان کاخ- با بلک کتس کار میکردیم و آنجا همه سیگاری بودند و بوی سیگار همه جا را میگرفت و من هم که شب به خانه میرفتم بدجوری هم لباس ها و حتی موهایم بوی دود سیگار میداد و همین امر مادرم را نگران کرده بود که نکند من معتاد شوم اما شهبال با او صحبت کرد و به من توصیه کرد که فقط بر ساز تمرکز کنم و مادرم خاطرجمع شد که من فقط ساز میزنم.
شهرداد روحانی افزود: من از ابتدا هم فقط دنبال تجربه گرایی بودم و فقط پنج شش ماه با بلک کتس کار کردم چون دنبال نوازندگی ویولن و موسیقی کلاسیک بودم و نمیخواستم فقط پاپ کار کنم. بلک کتس آن موقع فقط قطعات خارجی را بازخوانی میکرد و من هم نقش تنظیم کننده داشتم و کار کنار شهبال خیلی به من در درک تنظیم به خصوص برای سازهای بادی، کمک کرد.
برای تماشای ویدیوی حرفهای شهرداد روحانی اینجا را ببینید.
ضبط سکانس عروسی فیلم “صبحانه با زرافهها” در شب قتل مهرجویی و همسرش!+ویدیو
سینماروزان: شب فوت داریوش مهرجویی در پشتصحنه #صبحانه_با_زرافهها چه گذشت؟!
گویا همزمان با قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی فر، سکانس عروسی فیلم “صبحانه با زرافهها” در حال ضبط بوده، سروش صحت و بهرام رادان از آن ماجرای تلخ باخبر بودند ولی بقیه، نه…
سروش صحت در این باره میگوید، تمام صحنهها در شرایط آشفته فیلمبرداری شد.
بهرام رادان میگوید که فقط یک بار چک کردن گوشی تلفن همراه باعث شد بفهمم چه اتفاقی افتاده و واقعا شوکه بودم!
برای تماشای ویدیوی گفته های عوامل “صبحانه با زرافهها” اینجا را ببینید.
برنامه “اکنون”، آواز شجریان، بخش شبانگاهی رادیوپیام، ادعای شاعر تودهای و…
سینماروزان/حامد مظفری: برنامه “اکنون” از معدود برنامه های فرهنگی آرام بخش فضای ویاودی است و در نقطه مقابل آن تصور غلط که فقط با هیاهو میتوان مخاطب داشت.
“اکنون” و قبل تر از آن “سپنج” که هر دو در فیلیمو عرضه شدند را میتوان در امتداد نگاهی دانست که زمانی رادیوپیام در باکس شبانگاهی خود و با افرادی مثل حسین آهی، محمد صالح علا، فتح الله جوادی و… به دنبالش بود؛ آرامبخشی و در عین حال تغذیه فرهنگی مخاطبان.
سروش صحت در “اکنون” آن نگاه صلب و بسته رسانه ملی پسند در پرداخت به ادبیات با حضور مهمانان اغلب مطلوب رسانه ملی در “کتاب باز” را کنار گذاشته و سعی کرده فرهنگ و هنر را گسترده تر از انتشاراتیهای حوالی کریمخان ببیند و نتیجه اش میشود برنامه هایی با حضور علیرضا قربانی و ایرج طهماسب که از همان ساعات ابتدایی وایرال میشوند.
صدالبته که برخی ژست های سیاسی را در اینجا هم می بینیم وقتی از شجریان حرف میزنند یا آن شاعری که تا آخر عمرش در حال اثبات تودهای نبودن(!) بود، که بدیهی است مشتری هم داشته باشد اما باز غلبه بر نوعی تنفس فرهنگی است.
همان قدر که کمدی های خالتوری چه در سینما و چه در تئاترهای مکتب گلریز میتوانند مسکّن آلام روحی و جسمی باشند، تاکشوهای فرهنگی هم اگر بی قیقاژ بر سیاست و سیاستبازی تولید شوند قطعا میتوانند آرامشبخش و در عین حال آموزنده باشند.
آنچه نیاز تاکشوهای مُسکّن است، هر چیزی است به جز اندرزگویی مستقیم که آفت برنامههای روتین تلویزیون شده بهخصوص که این اندرزگرافیهای مستقیم توسط مجریان و کارشناسانی صورت میگیرد که حتی یاد نگرفتهاند با سیمایی آراسته جلوی دوربین روند و گاهی آنقدر مهیبند که ترس فرزندان خویش را موجب میشوند چه برسد به مخاطب…
برنامه اکنون
درباره ایرادات “اکنون” میتوان از دکور زیادی شلوغ پلوغ آن یاد کرد که هر جایی گل و گیاهی چیدهاند و میتوان از “سپنج” یاد گرفت که با یک تکه فرش اصیل ایرانی و صرفا دو صندلی، دکوری موقر خلق کرده بود یا آن روال روتین احسان عبدی پور که در گفتگوی فرهنگیِ “تنهای تنهای تنها” گیر کرده! احسان باید دیگرانی خلاقتر را پیدا کرده و جلوی دوربین بفرستد.
“اکنون” و “سپنج”فیلیمو درکنار “کنسرتینو”ی نماوا را میتوان تاکشوهای آبرومند، آرام بخش و فرهنگساز یاد کرد و مایه خجالت صدها پلتفرمی که مجوز هم دارند ولی حتی از تولید یکی از همین تاکشوهای لوباجت عاجزند و مدام میگویند بودجه بدهید که سریال کلهدار بسازیم-که بابت کلهها حسابی بخورند-اما یادشان رفته که اگر بلد کار باشند میتوانند یک تاکشوی جمع و جور ولی دارای غنای فرهنگی تولید کرد که هم برندسازی کند و هم مخاطب جمع کند و حتی سرمایه ها را به سمت پلتفرم آورد…
حامد مظفری منتقد و روزنامهنگار
“صبحانه با زرافه ها” و شوخی جنسی؟؟/سروش صحت پاسخ داد+توضیح درباره ساخت یک سریال غیرکمدی
سینماروزان: دومین فیلم سینمایی “سروش صحت” با عنوان “صبحانه با زرافه ها” روی پرده رفته و با استقبال مخاطبان هم مواجه است ولی همچنان برخی در هجمه های خود به این فیلم و دیگر کمدی ها از شوخی های جنسی گله میکنند.
سروش صحت در گفتگو با تینا جلالی در روزنامه اعتماد در این باره گفت: ببينيد واقعيت را بگويم اينكه من شوخي جنسي مستقيم را اصلا دوست ندارم اما شوخي در پرده و چندپهلو استفاده ميكنم!
وی ادامه داد: شوخی دوپهلو، سه پهلو، چهار پهلو، پنج پهلو(!!) هرچه پهلوها بيشتر بهتر؛ اينجور شوخيها را دوست دارم اما شوخي مستقيم كه اشارهاي به چيزي باشد واقعا نميپسندم و اميدوارم موردي نبوده باشد. فكر ميكنم حتي شوخيهاي چندپهلو هم بايد سر جايش بنشيند نه اينكه به فيلم تحميل شود.
صبحانه با زرافه ها و شوخی جنسی؟/سروش صحت پاسخ داد
سروش صحت درباره تأثیرپذیری از کارگردانان شهیر سینمای ایران گفت: مهرجويي و كيارستمي اسطورههاي ذهني من هستند و من ديوانه وار دوستشان دارم و اميدوارم از آنها تاثير گرفته باشم و در كارم به گرد پاي اين بزرگواران برسم. من و ايمان با حساسيت و وسواس فيلمنامه را مينويسيم و سعي ميكنيم از زندگي واقعي كمك بگيريم.نظرم اين است كه در زندگي غم و شادي، افسردگي و سرخوشي، موفقيت و شكست كنار هم هستند. لحظاتي هست كه آدميزاد غمگين است اما همان لحظه، اتفاق خنده داري پيش ميآيد و خندهاش ميگيرد. ما از چنين احساسات و لحظههايي در كارهايمان استفاده ميكنيم.
صحت در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است دور کمدی سازی را خط بکشد، گفت: ممكن است، اميدوارم به دام تكرار نيفتم و قطعا تلاشم را خواهم كرد. به فكر ساختن سريالي در ژانري ديگر و غیرکمدی هستم.
پاسخ سروش صحت به یک سوءتفاهم؟+فیلم
سینماروزان: دومین تجربه کارگردانی سروش صحت در سینما با عنوان “صبحانه با زرافه ها” جزو پیشتازان گیشه پاییزی سینماهاست.
آنچه از همان زمان رونمایی فیلم در جشنواره مطرح بود، فضای هپروتی فیلم بود که بیش از هر چیز یادآور “اسب حیوان نجیبی است”عبدالرضا کاهانی بود و یک سوءتفاهم راجع به فیلم صحت این بود که حرف حسابش چیست؟ و میخواهد از چه بگوید؟
سروش صحت در این باره به سینماتیکت گفت: تم اصلی فیلم درباره بخشش است و فیلم میخواهد بگوید اگر آدمها ببخشند، جهان، زیباتر میشود و زندگی راحتتر میشود.
وی ادامه داد: آنچه شانس من در فیلم بود تیم تولید و بازیگری خوبم بود. تیم بازیگری واقعا تیم عجیب و غریبی بود چون چندین و چند بازیگر سرشناس دارم.
صحت پیرامون نظرات مختلف مخاطبان افزود: همه نظرات مخاطبان را میخوانم و از آنها میخواهم بروند فیلم را ببینند و نظرات شان را هرچه هست بی تعارف بیان کنند…
سفر به دل قصههای ناب در «اکنون» با احسان عبدیپور و سروش صحت
سینماروزان/مهدی فلاح: احسان عبدیپور، در بخشی از برنامه «اکنون» سروش صحت، میزبان روایتهای تازهای میشود.
«اکنون» به تهیهکنندگی محمدرضا رضائیان، قرار است با بخشهای مختلف و جدیدی در نمایش خانگی منتشر شود.
بر همین اساس، احسان عبدیپور در یکی از بخشهای این برنامه، با سفر به نقاط مختلف جهان، قرار است راوی تجربههای متفاوتی در این برنامه باشد.
عبدیپور پیش از این نیز در برنامه «کتابباز»، در میز جداگانهای میزبان روایتهایی از زندگی مردم بود و حالا با حضور در برنامه «اکنون»، سراغ قصههایی ناب از دل زندگی میرود که شاید در کتابها هم پیدایشان نکنیم.
«اکنون» به کارگردانی سروش صحت و با داستانهای متفاوتی که هر کدام در هر قسمت به موضوعی میپردازند، به زودی از فیلیمو منتشر میشود.
“صبحانه با زرافهها” یا “رکسانا”؛ کدام به اسکار میرسد؟
سینماروزان/محمد شاکری: در آستانه معرفی گزینه ایرانی اسکار۲۰۲۵ گمانههایی مختلف درباره نماینده نهایی ایران مطرح میشود.
در این میان نام فیلم “رکسانا”ی پرویز شهبازی به عنوان یکی از گزینه های اسکار مطرح شده؛ فیلمی که در ایران رونمایی نشده و حتی در جشنواره فجر هم حضور نداشته ولی ناگاه و با ذکر خاطرات از فیلم اسبق سازندهاش “نفس عمیق”، به عنوان گزینه اسکار مطرح شده!
یکی دیگر از گزینه های اسکار “صبحانه با زرافه ها” ساخته سروش صحت است؛ یک کمدی فانتزی هپروتی که برخلاف “رکسانا” در جشنواره فجر رونمایی شده و اقبال توأمان مخاطبان و منتقدان را همراه داشته؛ از جنس کمدی هایی که تلاش دارد وودی آلنی باشد ولی جاهایی که از دست میرود، میشود یک فکاهه ایرونی.
“صبحانه با زرافهها” که گرفتار مواردی ممیزی هم بوده و بابت سانسورهای بعد از رونمایی در فجر، تعدیل شده در آستانه اکران داخلی است و “رکسانا” هم بناست در نقطه ای از ایران به نمایش درآید تا شرط لازم برای اسکار را داشته باشد.
صبحانه با زرافه ها یا رکسانا؛ کدامیک به اسکار میرسد؟
پرویز شهبازی حدود دو دهه قبل با همان “نفس عمیق”، نماینده ایران در اسکار شد که البته نتوانست به جمع کاندیداهای نهایی راه یابد ولی سروش صحت کارگردان “صبحانه با زرافهها” پیش از این سابقه حضور در اسکار را نداشته!
با مرور ادوار بیاصغر فرهادی، تکلیف ایران در اسکار معلوم است ولی گزینشگران همچنان به تکرار مکررات تن میدهند و یک اثر موسوم به اجتماعی، را روانه اسکار میکنند؟؟ یا خرق عادت کرده و به ژانر مطلوب مخاطبان ایرانی که کمدی است رجوع کرده و یک کمدی فانتزی با مایه های ابزورد به نام “صبحانه با زرافه ها” که منتقدان را نیز راضی کرده به اسکار می فرستند؟
اولین عکسهای مجموعه جدید سروش صحت منتشر شد
سینماروزان: آقای کتاب باز به زودی با «اکنون» در فیلیمو رویت میشود.
«سروش صحت» با اجرای یک برنامهی جدید به نام «اکنون» دوباره میزبان اهالی فرهنگ، هنر و علم خواهد بود.
«اکنون»، به تهیهکنندگی و کارگردانی محمدرضا رضائیان، یک تاکشوی هفتگی است که با همان حس و حال و نگاهی که از تیم سازنده برنامه کتاب باز انتظار می رود، طراحی شده و در حال ساخت است.
صحت این بار و در بستر نمایش خانگی گفتگوهایی جذاب و دلنشین با هدف گسترش فرهنگ کتاب خوانی با مهمانان و کارشناسان شناختهشده خواهد داشت.
«اکنون» در حال تولید است و به زودی به صورت هفتگی از فیلیمو پخش خواهد شد.
برنامه اکنون با اجرای سروش صحت
برنامه اکنون با اجرای سروش صحت
#صبحانه_با_زرافهها(سروش صحت)؛ طلاقِ فیثاغورث
سینماروزان/حامد مظفری:
+جنس کمدی طوری نیست که قهقهه زاید و فقط لبخندی نمکین است محصول قرارگیری آدمهای معیار کارگردان در موقعیت های تازه و دوپهلو حرف زدنهایی مثل دکتر! جون دکتر یا قرار دادن بازیگر پروژههای ارزشی در موقعیت خماری یا جا ماندن جسد یا تیتاپ خوردن بعد از خماری یا سرو نیمروی بعد از ضربه مغزی یا آرزوی تماشای بازی بایرن مونیخ توسط فروشنده اینستاگرامی کاسه بشقاب چوبی یا تاکید بر تعداد اندک دختر برای مخ زنی یا خوردن قیمه شب قبل رفیق متوفی یا…
-پژمان جمشیدی و بیژن بنفشه خواه و هوتن شکیبا و مجید یوسفی را از سریالهایش آورده اینجا و آنها را کنار هم قرار داده در موقعیتی که میتوانست یکی از موقعیتهای سریال لیسانسه ها باشد ولی اینجا دست و بالش بازتر است در شوخیهای خاص که بعید بود ممیزان سیما به آن راه دهند. آن چهار تن منهای پژمان چندان تفاوتی ندارند با تجربه های قبلی شان و نفر پنجم بهرام رادان است که سابقه کمدی بی پولی را دارد و گریمش هم یادآور نیمه دوم بی پولی و بخصوص آن سکانسهای سیب زمینی شستن یا گفتگو با زهره صفوی در بیآرتی.
+ آدمهای پرنقصان گرفتار موقعیت خطیر که اینجا پرواز است به هپروت.
-بیژن و هوتن عینهو لیسانسه ها و همان دیسیپلین صوری بیژن و هَوَل بازی هوتن، مجید عینهو مگه تموم عمر چند تا بهاره، پژمان ولی تلاش کرده شخصیت تازه ای بسازد از داماد گرفتار نشئگی مفرط در شب عروسی!
-مجید یوسفی با همان لحن و روال مگه تموم عمر چند تا بهاره فقط ریشهایش را زده و سبيل دارش در نگاه اول قدری رعب انگیز است ولی کج که میشود مشابه سروش جمشیدی و زبان که باز میکند همان است که بود.
+ لو انگل برای ماقبل هپروت و واید انگل برای مابعد هپروت!؟ همه جا و همه وقت با نوای تصنیف مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی به جانم شعله افکندی…
+ساخت و ساز انواع زوایا از قائمه تا حاده و منفرجه بیشتر به بازیگوشی با مثلثات شبیه است تا ربط ماهوی با هپروت مگر آن که فرض کنیم جناب فیثاغورث یا تالس هستند که روحشان در یکی از این هپروتیها حلول کرده.
+دیر زنان را وارد داستان میکند و تازه بعد از یک ساعت و نیم که زنان وارد داستان میشوند، کمدی قهقههزایی شکل میگیرد! سریال سازی مفرط باعث شده کلی مقدمه بچیند برای ورود زنان و آن شاهسکانس گپ و گفت اسپانیولی و…؟؟ سنت کمدی ایرانی بدون زنان؟ میشود؟ قدیمترها هم زنپوش میآوردند که ذائقه ایرانی را قلقلک دهند. ایشان ولی مقاومت میکند جهت متفاوتنمایی! تازه بناست ورژن زنانه همین را هم بسازد؟ که لابد در آنجا ۹۰ دقیقه زنان در هپروت ند؟ مردپوش میآورد؟
صبحانه با زرافه ها
+صحت بعد از چند سریال و یک فیلم همچنان در نخ مرگ و پرش بعد از مرگ و چشمان گاوی است که آرامشبخش پیشمرگ است؛ درست به مانند آن تیپ های آشنا و اغلب شکستخورده از سر و همسر که یکدم او را رها نمیکنند و در این الگوریتم، رهایی ممکن نیست مگر با پیوند تراژدی به پارادایس تخیلی؛ به خصوص که همه هم به یک اندازه در قتل تقصیرکارند.
-جنس فانتزی های سروش صحت همین است که هست و خودش نه علاقه دارد و نه شاید بتواند از آن رهایی پیدا کند و این جنس هم لاجرم خودخواسته بنا نیست که خیلی بخنداند مبادا طبقهای که به آن منتسب شده، مخدوش گردد؟ رقابت؟ با سینمای کمدی؟ بعید است! با خودش؟ همچنان پژمان.
-دیالوگ:
زن بگیری پشیمونی، نگیری پشیمونی، چه بگیری چه نگیری پشیمونی!
سومین برگردان ایرانی #خماری در جشنواره فجر۴۲؟/سروش صحت و ماجرای #صبحانه_با_زرافهها
سینماروزان/مهرداد شهبازی: بیش از یک دهه پس از ساخت فیلم خماری (هنگ اور) توسط تاد فیلیپس، امسال سومین برگردان ایرانی آن با عنوان #صبحانه_با_زرافهها در جشنواره فجر۴۲ رونمایی خواهد شد.
روزنامه وطن امروز گزارش داده: فیلم «صبحانه با زرافهها» به کارگردانی سروش صحت با بازی بهرام رادان، پژمان جمشیدی، هوتن شکیبا، هادی حجازیفر، کاظم سیاحی و بیژن بنفشهخواه با اقتباسی از فیلم «هنگ اور» به کارگردانی تاد فیلیپس محصول آمریکا میتواند یکی از مهمترین آثار کمدی حاضر در فجر 42 باشد؛ فیلمی که با توجه به اقتباس صورت گرفته از یک فیلم پرمخاطب در حوزه کمدی و احتمالا اکران نوروزی پس از فجر میتواند جایگزین مناسبی برای 2 فیلم کمدی حال حاضر اکران باشد. اما در کنار ژانر طنز نکته مهم اینکه باید امیدوار بود با توجه به کارگردانی سروش صحت و سوابق فیلمسازی کارگردان اثر، میتوان امید داشت در کنار تولید با متر و معیارهای مخاطبپسند، در چهلودومین جشنواره فیلم فجر نیز بدرخشد و پس از مدتها سینمای ایران شاهد تولیدات سینمای کمدی با رعایت سطح و کیفیت مناسب باشد و همانند دهه 60 و 70 آثار کمدی در کنار جذب مخاطب شاهد حضور درخشان در مهمترین هماورد سینمایی کشور باشد.
#خماری که داستان آخرین شب مجردی و بدمستی سه دوست جوان است پیشتر دو بار در ایران، کپی شده؛ یک بار مصطفی منصوریار به تهیهکنندگی امیر سماواتی فیلم #همه_چی_آرومه را براساس آن ساخت که در جشنواره فجر۳۰ حضور داشت و کارگردان هم صادقانه کپی کاری از خماری را تایید کرد.
صبحانه با زرافه ها؛ سومین کپی ایرانی خماری؟؟
یک بار دیگر هم رامبد جوان در اپیزودهای ۳۴ تا ۳۷ سریال #مسافران با عنوان #فراموشی، مشابه اتفاقات خماری را ارائه داده بود؛ سریالی که نام سروش صحت را نیز به عنوان نویسنده داشت.
سروش صحت اخیرا سریال مگه تموم عمر چند تا بهاره را در شبکه خانگی داشت که هرچند نتوانست جریان سازی گرمی در شبکه خانگی داشته باشد اما کمدی ولرم-و نه داغی- بود که میشد کنار گوشیبازی، آن را هم دید و لبخندی زد.
فیلم منبع که خماری باشد با بودجه ۳۵میلیون دلاری تولید شد و نزدیک ۵۰۰میلیون دلار در گیشه فروش کرد که یک سوددهی خوب است و باعث شد سه فیلم دیگر هم در ادامه آن تولید گردد با این حال…
فیلم همه چی آرومه در اکران رسمی خود در سال۹۱ فقط نزدیک ۴۰۰میلیون فروخت در شرایطی که فیلم اول باکسآفیس آن سال(کلاه قرمزی و بچه ننه) حدود ۵میلیارد فروخته بود یعنی بیشتر از ده برابر کپی خماری! آن سه اپیزود فراموشی سریال مسافران هم چندان چنگی به دل نمیزد و اینکه حالا صبحانه با زرافهها بتواند یک کمدی داغ در اکران وطنی باشد، واقعا ممکن است؟
اعتراف صادقانه سروش صحت به ضعف تکنیکی آثارش!
سینماروزان: در میان کارگردانان ایرانی کمتر کسی را پیدا میکنید که ایرادات آثارش را بپذیرد و اغلب با افرادی سفسطهگر روبروییم که حتی ایرادات آشکار آثار خود را نمیپذیرند و مثلا وقتی بعد از چهار دهه فیلمسازی، سفارش فیلم اعتراضی میگیرند و حاصل کار به کمدی ناخواسته بدل میشود، زمین و زمان را متهم میکنند برای آن که زیر بار قبول نقاط ضعف نروند.
در این اوضاع اینکه یکی مثل سروش صحت که اتفاقا هم فیلم مخاطبپسند “جهان با من برقص” را ساخته و هم سریالهای مفرح “پژمان” و “لیسانسهها” را بیسفسطه از ضعف تکنیکی خودش میگوید جای خشنودی دارد.
سروش صحت با اعتراف به ضعف تکنیکی آثارش به بیستوچهار گفت: من در تکنیک خیلی ضعیفم و خیلی تکنیک بلد نیستم و جایی که در آن حس میکنم بهتر و بلدترم، حسم است و در تمام کارهایم به این حس معتقدم.
صحت با اشاره به شکل تمریناتش ادامه داد: وقتی داریم تمرین میکنیم بهخصوص در میزانسن و با لباس و زمانی که تمرین جدی است روی حسها متمرکزم و میدانم چه چیزهایی را باید روتوش کنم؛ این موقع است که یک ذره دیوانه بازی دارم مثلا میگویم این انگشتت را آن قدر تکان نده یا کمی سرت را این طرفتر بیاور.
سروش صحت افزود: خیلی به گوشم اعتماد دارم و به صداها و نحوه ادای جملهها. ممکن است یک جمله طولانی را با یک برداشت بگیریم ولی بر سر نحوه گفتن یک بله یا نه، نصف روز وقت بگذاریم! به نظرم ما پر از بدی و خوبی هستیم؛ منتها باید خوبیهای خود را تقویت کنیم و گسترش دهیم و بدیها را آرشیو کنیم!
روایت علی مصفا از تجربه ناکامش در ساخت کمدی⇐اگر میتوانستم سر تهیهکننده را کلاه بگذارم یک کمدی بزرگ خلق میشد!!!/هنوز نتوانستهام کسی را گمراه کنم(!) که پولی دهد تا فیلم سومام را بسازم!!
سینماروزان: علی مصفا بازیگری که اخیرا درام رازآلود «گرگ بازی» را روی پرده داشت و دو فیلم آماده اکران به نامهای «روزهای نارنجی» و «سال دوم دانشکده من» را هم دارد، سالها بعد از ایفای نقش در کمدی «همه دختران من»اسماعیل سلطانیان قصد دارد در یک کمدی دیگر با نام «پیچ تند» به کارگردانی سروش صحت و تهیه کنندگی محمدرضا تخت کشیان ایفای نقش کند.
علی مصفا که در کنار پژمان جمشیدی و جواد عزتی در کمدی «پیچ تند» ایفای نقش خواهد کرد با اشاره به این کمدی به بهناز شیربانی در «شرق» گفت: اول بگویم این کار اصلا کمدی نیست. یا حداقل کمدی معمول این روزهای سینمای ما نیست. درست است که بههرحال طنزی در جریان قصه هست. فیلمنامه را خیلی دوست داشتم و امیدوارم کار خوبی از آب دربیاید.
مصفا درباره علاقمندیش به ژانر کمدی گفت: خودم همیشه کمدی را دوست داشتهام و فکر میکنم میتوانم کمدی بسازم. یک بار هم فیلمنامهای کمدی نوشتم و شاید 14-15 بار فیلمنامه را بازنویسی کردم تا رسید به یک هفته قبل از شروع فیلمبرداری. تهیهکننده با من جلسهای گذاشت و شروع کرد به دادوبیداد و فریاد که تو میخواهی سر ما کلاه بگذاری و به اسم فیلم کمدی فیلم روشنفکری بسازی که نشد. البته اگر من میتوانستم سر ایشان کلاه بگذارم، خودش یک کمدی بزرگ میشد. منظورم این است که فیلم کمدی به نظر من اولا خیلی کار سختی است شاید واقعا از باقی گونههای فیلم سختتر باشد ولی درباره چیزی که این روزها در سینماها میبینیم، باید گفت این هم بههرحال شکلی از فیلمهایی است که مردم دوست دارند و اصلا هم بد نیست و بههرحال کمدی است ولی شکلی که در ذهن من به عنوان فیلم کمدی جاافتاده، این نوع فیلم نیست. راستش من بلد نیستم تعریفی از فیلم کمدی بدهم که خودم دوست دارم، ولی خب در ذهن من شکل ایدهآل یک فیلم کمدی فیلمهای وودی آلن است که شبیهاش را در ایران شاید در چند کار از آقای مهرجویی دیده باشیم. این چیزی است که من به عنوان کمدی دوست دارم و میپسندم.
علی مصفا که سابقه ساخت دو فیلم «پله آخر» و «سیمای زنی در دوردست» را در کارنامه دارد درباره برنامه هایش برای ساخت فیلم سوم گفت: الان خیلی سال است که در تلاشم سرمایهای جور شود و فیلمم را بسازم ولی هنوز متأسفانه نتوانستهام کسی را گمراه کنم که پولی بدهد تا من فیلم بسازم، بههرحال دارم کارهایی میکنم و امیدوارم بالاخره یکی به دامم بیفتد.
تحلیل «کیهان» بر فصل دوم «لیسانسهها»⇐از نگاه فرویدی به مسأله ازدواج و درامسازی مبتنی بر «عقده جنسی» تا نقطه قوتی به نام «پلیس»!
سینماروزان: از جمله سریالهای اخیر رسانه ملی که مورد توجه مخاطبان قرار گرفته «لیسانسه ها2» به کارگردانی سروش صحت است؛ سریالی که ایرادات خاص خود را هم دارد اما به نسبت بسیاری از آثاری تلویزیون قابل تحملتر است.
روزنامه اصولگرای «کیهان» در تحلیلی بر این سریال با برشمردن برخی از نقاط ضعف این سریال یکی از معدود نقاط قوت آن را شخصیت پلیس سریال دانسته است.
متن تحلیل «کیهان» را بخوانید:
محور فصل دوم سریال «لیسانسهها» همچون آثار قبلی کارگردان این سریال، نمایش تصویری کاریکاتوری از طبقات متوسط و مرفه شهری در ایران است. سروش صحت، قبلا در سری اول «لیسانسهها»، «شمعدونی» و به ویژه «پژمان»، تبحر خود در زمینه شوخی با دغدغههای نازل و بیمایگی تازه به دوران رسیدههای جامعه را نشان داده بود. او در این سریالها، بخشی از مردم که گرفتار مدرنیته و نوعی بیهویتی شدهاند را دست میانداخت و درباره سبک زندگی و دلمشغولیهای مبتذل آنها شوخی میکرد. اما محور سریال جدید او عقدههای فروخورده و سرکوب شدهای است که مطابق با نگاه وی، کل جامعه را در بر گرفته است. طوری که همه کاراکترهای اصلی در «لیسانسهها 2» از هر طیف و گروه سنی و در هر شغلی، مسئلهای جز ازدواج ندارند! در قسمت قبلی، فقط حبیب به این مسئله مبتلا بود و بقیه شخصیتهای داستان، ماجراهای دیگری داشتند و این باعث تنوع داستان شده بود. اما در این قسمت، مازیار هم با اینکه با سرطان دست و پنجه نرم میکند وارد این فاز شده، پدر معتاد او هم قصد تجدید ازدواج با همسر سابقش را دارد، جناب سروان هم در پی رسیدن به معشوق قدیمی خود است، دکتر مهاجر هم همه وقتش صرف فراهم کردن تجدید فراش میشود و…! پرداختن به مقولههای عاشقانه و ازدواج جزء الزامات بدیهی آثار دراماتیک و نمایشی است اما آنچه در «لیسانسهها2» غالب شده، نمایش تصویر و تصوری فرویدیستی از این موضوعات است. این نگاه در شخصیت حبیب بیش از بقیه برجسته شده است. چیزی که در او دیده میشود، یک تمایل عادی به ازدواج و حتی عشق نیست، بلکه رفتارش بیمار گونه است و هر لحظه به سمت کسی میرود!
یکی از مسئولیتهای اصلی رسانه ملی، ترویج سبک زندگی مثبت است، اما در پربینندهترین ساعت و شبکه سیما هرشب سریالی با عنوان «لیسانسههای2» پخش میشود که مبنا و اساس نگاهش فرویدیسم است و همه چیز را در قالب عقده جنسی دراماتیزه میکند. دهها مسئله مهم درپیرامون ازدواج جوانان وجود دارد، اما سریالی که از ابتدا تا انتهای آن را ازدواج تشکیل داده، کمتر کمکی به آسیبشناسی یا فرهنگسازی در این زمینه میکند. حتی مانع اصلی مسعود برای شروع زندگی مشترکش یعنی اشتغال نیز در این سریال هیچ گاه تبدیل به یک مسئله اجتماعی نمیشود، بلکه این مشکل به تنبلی و ناتوانی خود او نسبت داده میشود. برخی از پیامهای اجتماعی و فرهنگی سریال هم در قالب اطلاعیه به خورد مخاطب داده میشود. مثلا ناگهان در وسط داستان، یکی از کاراکترها رو به دوربین، مخاطب را درباره یک موضوع نصیحت میکند!
«لیسانسههای2» کم فروشی آشکار سروش صحت است. طوری که اتفاقات و فراز و نشیبهای داستان در این سریال، کمتر از حد استاندارد است و موقعیتهای کمدی بسیار کمی در آن دیده میشود. حتی ماجراهایی مثل رها شدن الاغها در سطح شهر و جستوجو برای یافتن آنها هم با اینکه ایده بکر و جالبی بود اما مورد استفاده کامل قرار نگرفت. یکی از نقاط عطف و کلیدی سریال، معرفی گزینه اشتباه به حبیب بود. در اوائل داستان، وقتی مازیار به دندانپزشکی رفت تا تقاضای خواستگاری حبیب از نرگس را به وی منتقل کند اما این پیام را به دوست او رساند. جابجایی و بروز اتفاقات اشتباهی، یکی از ترفندهای ایجاد کمدی است. اما مشکل این است که در این سریال، این جابجایی بدون هیچ منطق و دلیلی رخ داد و مشخص نشد که مازیار چرا پیشنهاد ازدواج حبیب را به فرد دیگری داد؟ به این ترتیب، این ایده هم به خاطر عدم پرداخت دقیق و ظریف، هدر رفت. بسیاری از حوادث داستان، بیهوده و بیکارکرد هستند. به طور مثال، این اقدام رحیم که پولهای خود را وسط بیابان برد و چال کرد، علاوهبر اینکه هیچ بار کمدی و طنزی ندارد، غیرمنطقی هم هست. چون شخصیت پردازی رحیم به گونهای است که مخاطب او را فردی منفعتطلب و زیرک میپندارد. با این زمینهسازی، پنهان کردن پولها توسط او در بیابان هیچ معنایی نمییابد. دستمایه قرار دادن رقابت و حسادت دختر و زنبابا هم در قالب دعوای فرزند و همسر دکتر مهاجر در این سریال بسیار اغراق شده است و در قالب موقعیتهای پیش پا افتاده، تکرار میشود و به غیر از یکی دو لحظه، هیچ جذابیت و طنزی را ایجاد نمیکند. تأکید بیش از اندازه بر اینکه نمیتوان با هیچ قشری شوخی کرد و هر بار که درباره گروهی حرفی زده میشود، یکی از کاراکترها رو به دوربین از آن گروه عذرخواهی میکند، فضای سریال را از حالت طبیعی خارج میکند. این ترفند بیش از آنکه گویای عدم انتقادپذیری دیگران باشد، القا میکند که سازندگان سریال، جسارت نقد را ندارند و از واکنشها میهراسند.
البته این واقعیت را باید پذیرفت که طنز و طنازی بسیار دشوار و پیچیده است و «لیسانسههای2» به رغم ضعف اساسی و کلی اما در برخی لحظات توانست مخاطب را به خنده وادارد. یکی از معدود نقاط قوت این مجموعه، مأمور پلیس است که بسیار مودبانه و اخلاقی عمل میکند و در لحظه خودش را به محل وقوع جرم یا جایی که به او نیاز دارند میرساند. این کاراکتر هم از ارزش طنزآمیز برخوردار است و هم جنبه الگوسازی دارد.
بناست که قسمت سوم این سریال هم با عنوان «فوقلیسانسهها» ساخته شود و به نمایش در بیاید. تجربه نشان میدهد که معمولا فیلمهایی که به سریهای دوم و سوم و… میرسند، هر چه جلوتر میروند ضعیفتر میشوند و به اصطلاح، به آنها آب بسته میشود همچنانکه در «لیسانسههای2» همین اتفاق افتاد. به همین دلیل، ناظران و دستاندرکاران سیما باید نظارت لازم را بر کیفیت و محتوای این سریال داشته باشند تا نتیجه بهتری به دست بیاید.
سروش صحت در گفتگویی تفصیلی بیان کرد⇐ بعد از «شمعدوني» احساس کردم ديگر نميتوانم کار طنز انجام بدهم چون فکر ميکردم ديگر با چه چيزي ميتوان شوخي کرد؟/وقتی مجددا خواستم کار طنز انجام دهم ناچار شدم با همین اتفاق که نمیشود با هیچ کس شوخی کرد، شوخی کنم/ با بسياري ازچهرهها مثل تاج، کفاشيان، خياباني، احسان عليخاني، فرزاد فرزين و… شوخي کرديم و هيچکدام واکنش بدي نشان ندادند/بهزودي ساخت يک اثر سينمايي طنز را شروع خواهم کرد
سینماروزان/بهناز شیربانی: «ليسانسهها»، تجربه ديگري از سروش صحت و حاصل نگارش او و ايمان صفايي است؛ تجربهاي که به زعم صحت، تابهحال موفقيتآمیز بوده و قرار است ادامهدار شود.
به گزارش سینماروزان و به نقل از «شرق» سریال «ليسانسهها» برخلاف ٢٤ قسمت اول که موافقان زیادی داشت، اينبار بسياري از تغيير لحن و بهنوعي کمشدن بار کمدي کار صحبت ميکنند و دوپارهشدن سريال را يکي از نقاط ضعف آن ميدانند.
سروش صحت درباره عکسالعملهاي مخاطبان سريال و کارهاي اخيرش صحبت کرده است.
مقايسه بين فصل اول و دوم سريال «ليسانسهها»تابهحال بيشترين بحث و نظر را ميان مخالفان و موافقان اين مجموعه داشته است؛ مخالفان اين فصل از جذابيتهاي سري اول صحبت ميکنند که به مرور کمرنگ شده و قصه در فصل دوم کشش لازم را ندارد و برخي ديگر از جزئياتي در کار حرف ميزنند که در فصل گذشته نبوده، البته با اين پيش فرض که طبق صحبتهاي پيشين شما اساسا نميتوان اين مجموعه را به دو فصل تفکيک کرد و درواقع تنها بين زمان پخش فاصله افتاده است.
بله. نکته اصلي اين است که اصلا دو فصل وجود ندارد. درحقيقت «ليسانسهها» از ابتدا يک سريال ٦٠ قسمتي بود و با همين ذهنيت که سريال بايد در اين تعداد قسمت ساخته شود کار را شروع کرديم. زماني که ٢٤ قسمت از مجموعه آماده شد، شبکه اعلام کرد که اين تعداد قسمت آماده شده و پخش شود و ما همچنان بدون تعطيلي به کارمان که ساخت سريال بود، ادامه داديم، اما نکته اينجاست؛ زماني که قرار بود با وقفهاي ادامه سريال پخش شود، پاياني براي آن در نظر گرفتيم و اين پايان هم بهگونهاي بود که داستان همچنان ادامه دارد، چراکه طبعا نميشد مجموعه تا پخش قسمتهاي بعد به همين شکل رها شود. بنابراين صحبتهايي که درباره فصل دوم سريال ميشود درست نيست، چراکه فاصلهاي بهلحاظ نگارش و ساخت بين اين دو وجود نداشت. براي ما کار پيوسته ادامه داشت، اما چون ميدانستيم قطعا اين تصورات پيش خواهد آمد، در بخش دوم، مواردي را در اجرا اضافه کرديم؛ مثل برخي موتيفهاي فانتزي يا تاشهاي فانتزي که ميبينيد؛ اينکه خوانندهاي داريم و نکتههايي که حالوهواي اين بخش را از بخش قبل متمايز ميکند. طبعا اگر قرار بود فصل بعدي ساخته شود، بايد شخصيتي کم يا زياد ميشد يا گسست زماني اتفاق ميافتاد و قصه بايد از منظری ديگر و از جاي ديگري شروع ميشد. طبعا اگر ساخت «فوقليسانسهها» را آغاز کنيم همهچيز تفاوت خواهد داشت. البته شايد همين تغييرات جزئي است که عکسالعملها نسبت به اين بخش را متفاوت کرده و برخي از کمشدن بار کمدي سريال صحبت ميکنند… .
روزي که بخشهاي فانتزي را به مجموعه اضافه ميکرديم، هم من و هم ايمان صفايي حدس ميزديم که به سمت چيزهايي حرکت ميکنيم که مردم خيلي به آن عادت ندارند. ميدانستيم مخاطبان ما دو گروه خواهند شد؛ عدهاي که خيلي بيشتر از قبل سريال را دوست خواهند داشت، يکسري هم که همهچيز را مثل قبل ميپسندند. دقيقا همين اتفاق افتاد و قابل پيشبيني بود. طبيعي است براي هر کاري که مورد قبول واقع ميشود، وقتي تغييراتي ايجاد شود، عدهاي که به ساختار پيشين عادت کردهاند معترض خواهند شد و مقايسه ميکنند.
جدا از فصلبنديها و واکنشهاي متفاوتي که مخاطبان در اين مدت داشتهاند، نکته جالبي درباره اين مجموعه وجود دارد. به نظر ميرسد به مرور طي ساخت اين مجموعه به زبان جديدي در گفتار طنز رسيديد که کمترين انتقادها را در تلويزيون داشت. شايد بتوان از اين زاويه نگاه کرد که «ليسانسهها» با دستمايهقراردادن انتقادهاي مرسوم در تلويزيون، توانست توجه بيشتري را جلب کند. بعد از «شمعدوني» احساس کردم ديگر نميتوانم کار طنز انجام بدهم. با ايمان صفايي تصميم گرفتيم چيز ديگري بنويسيم و طرح سريال ملودرام در ذهنمان بود، چون فکر ميکردم ديگر با چه چيزي ميتوان شوخي کرد؟ در حقيقت با هيچچيز و با هيچکس نميتوان شوخي کرد. آنقدر احساس فشار ميکردم و حس ميکردم دستوپايم بسته است که اصلا به ساخت سريال طنز فکر نميکردم. بسياري از کارگردانهاي خوبي که پيش از اين در تلويزيون آثار کمدي جذابي ميساختند ديگر در تلويزيون کار نميکنند. مهران مديري مدل کارهايش را عوض کرده است، رضا عطاران و رامبد جوان هم در سينما فعاليت ميکنند و ساختارهاي سريالي کم شده. من هم حس کردم شايد ديگر نميتوان مثل سابق در تلويزيون کار کمدي ساخت، ولي وقتي که از ما خواسته شد دوباره کار طنز بسازيم، با ايمان فکر کرديم درباره هرچيزي که صحبت کنيم به کسي بر خواهد خورد، بنابراين فکر کرديم همين موضوع را وارد ساختار قصه کنيم، پس با همين اتفاق شوخي کرديم و خداراشکر جواب داد و کار پخش شد. ميبينيد که با بسياري از شخصيتها و مشاغل شوخي شد، بدون اينکه واکنش تندي بههمراه داشته باشد. جالب است که اين ساختار را، هم مردم پذيرفتند و هم تلويزيون… .
من، هم از مردم متشکرم و هم از تلويزيون. پس شايد از ديدگاه شما بتوان اينطور تفسير کرد که هنوز هم فضا براي ساخت مجموعههاي طنز در تلويزيون وجود دارد و بايد به فکر ساختارهاي متفاوتتر بود.
شرايط با گذشته تفاوت دارد، اما من اميدوار شدم که ميتوان در اين مديوم کارهايي انجام داد. در «ليسانسهها» ما با خيلي از وزارتخانهها و وزرا شوخي کرديم و پخش شد.
نيروي انتظامي سعهصدر نشان داد، ما اجازه پيدا کرديم با نيروي انتظامي با مديران و مسئولان يا با خود تلويزيون شوخي کنيم و اين براي من جذاب بود، فکر ميکردم ديگر کار طنز انجام نميدهم، الان بعد از استقبالي که از کار شد، به ايدههاي ديگري در ارتباط با ساخت مجموعه طنز
فکر ميکنم. يکسري از عوامل، خصوصا بازيگران در مدت پخش مجموعه واکنشهاي متفاوتي به عملکرد تلويزيون داشتند و در صفحات شخصيشان انتقادهايي را نسبت به رويکرد تلويزيون در پخش سريال مطرح ميکردند. بيشترين حجم مميزيهايي که به سريال آسيب رساند، چه بود؟
طبعا در هر رسانهاي که کار ميکنيم، محدوديتهاي خاص خودش را دارد. اما بايد با ديدگاه متفاوتي به اين محدوديتها نگاه کرد، بايد ديد نسبت قبل و بعد اين محدوديتها چطور بوده است؟ بله طبعا محدوديتهايي بوده، بخشهايي از سريال حذف شده، اما من را خيلي اذيت نکرد و از برايند کار راضي و خوشحالم. کليت اتفاقي که قرار بود ساخته شود برايم اهميت بيشتري داشت، اينکه توانستيم با خيليها شوخي کنيم و شوخيها پذيرفته شد و مردم به آن خنديدند و حس نکردند به کسي توهين شده است، اتفاق مهمي بود. ما با بسياري ازچهرهها مثل آقايان تاج، کفاشيان، خياباني، احسان عليخاني، فرزاد فرزين و… شوخي کرديم و هيچکدام واکنش بدي نشان ندادند. رضا صادقي بخشهايي را که با او شوخي شده، روي صفحه شخصياش گذاشته است. اين اتفاق خوبي است که شوخي توهين نيست و حس ميکنم پذيرفته شده است. از شرايط حال حاضر تلويزيون صحبت کرديد، به نظر ميآيد حجم قابل توجه ساخت آثار کمدي در سينما چشمگيرتر است و قطعا سال آينده با درصد بالاتري از فيلمهاي کمدي روبهرو خواهيم شد. به عنوان کارگرداني که بهزودي ساخت فيلم کمدي را آغاز خواهيد کرد، چه نگاهي به اين بخش داريد؟
اساسا ساخت تعداد زيادي از آثار کمدي در سينماي ايران تابع شرايط خاصي است؛ مثل اينکه مردم به دنبال فضايي هستند که فارغ از تمامي مسائل و مشکلات بخندند و خودشان را رها کنند. طبعا فيلمهاي کمدي پرفروش ميشود چون مردم اين فضا را ميخواهند. در اين مدت فيلمهاي کمدي خوبي ساخته شد، فقط اميدوارم پرفروششدن فيلمهاي کمدي باعث نشود کمديها دمدستي شوند. در اين مدت کارهاي کمدي خوب ديده شدند و فروش خوبي هم داشتند. برخي هم ممکن است از هر ابزاري براي خنداندن مخاطب استفاده کنند، اشکالي هم ندارد؛ همه جاي دنيا اين هست که فيلمهاي خيلي خوب و خيلي بد کم است و اکثر فيلمها متوسط هستند و نميتوان گفت کاري کنيم که ديگر فيلم متوسط و بد ساخته نشود. اما اميدوارم همينطور که فيلمهاي کمدي خوب ميفروشد، باعث نشود سينماي کمدي کماهميت شود و جدي به آن نگاه نشود؛ چه از طرف سازندگان آثار و چه از نظر مخاطب. من هم بهزودي ساخت يک اثر سينمايي طنز را شروع خواهم کرد تا پيش از اينکه سريال «فوقليسانسهها» را بسازم و تصور ميکنم تا آخر عمر حتي اگر يک درام تلخ بسازم، باز هم رگههايي از طنز در آن پيدا خواهم کرد و مايلم به اين شکل فيلم بسازم.
مدتهاست مشغول کار در تلويزيون هستيد، در کنارش اجراي برنامه «کتاب باز» را انجام ميدهيد و به نظر ميرسد در حال حاضر فعاليت در تلويزيون را ترجيح ميدهيد، همينطور است؟
چيزي که در حال حاضر برايم اهميت دارد و دوست دارم مردم هم به آن برسند، آرامش و رضايت دروني است. اميدوارم کمي همديگر را بفهميم و خيلي ببخشيم. اين روزها بيشتر از قبل آرامش دروني دارم و سعي ميکنم کارهايم را با آرامش پيش ببرم؛ علاوه بر اينکه براي کارهاي آينده برنامهريزي کردهام. برنامه «کتاب باز» از ابتداي پخش توانسته مخاطبانش را با خود همراه کند و از سوي ديگر تصور ميکنم علاقهمندي شخصي شما به کتاب و کتابخواني اتفاق بهتري براي برنامهاي است که نمونهاش را در رسانه ملي کمتر سراغ داريم. چقدر روند اين برنامه براي شما راضيکننده است؟
برنامه «کتاب باز» را دوست دارم. اساسا چند چيز را خيلي دوست دارم؛ دوستانم را دوست دارم و بسياري از ميهمانان برنامه، کم يا زياد از دوستاني هستند که با آنها آشنايي دارم و اين برايم دلنشين است، حرفزدن و حرفشنيدن را دوست دارم، اين برنامه هم گفتوگومحور است و از اين جهت هم برايم جالب است. موضوع برايم مهم است و يکي از موضوعات مورد علاقه من کتاب است. هرکسي در زندگي علاقهمنديهايي دارد و يکي از علاقهمنديهاي من هم کتاب است و تصور کنيد هر آنچه من دوست دارم در اين برنامه وجود دارد و چه بهتر از اين؟ و اتفاقي که افتاده اين است كه خيلي بيشتر از چيزي که ما فکر ميکرديم، برنامه ديده شد و بازتاب داشت و اين انرژي من را براي ادامه روند اجراي برنامه زياد ميکند. بسياري از افرادي که روزانه با آنها معاشرت ميکنم، همانقدر که در مورد «ليسانسهها» حرف ميزنند، درباره «کتاب باز» هم صحبت ميکنند، بسياري باز به کتابخواندن علاقهمند شدند، حتي پيغامهاي بسياري از خارج از ايران داريم و همه اينها خوشحالم ميکند. چرا کمتر بازي ميکنيد؟
سعي ميکنم نوشتن، بازي، کارگرداني و کارهاي مطبوعاتي را در کنار هم پيش ببرم و هيچکدام را کنار نگذارم. در حال حاضر ترجيح ميدهم کارهايي را انجام دهم که بيشتر دوست دارم. اساسا بازيگري نيستم که براي هر نقشي مناسب باشم و براي بعضي نقشها مناسب هستم، وقتي متوجه ميشوم انتخاب مناسبي براي نقشي نيستم، بازي نميکنم. قبلا اينطور نبود؛ ميرفتم و بازي ميکردم. از طرف ديگر بازيگري هستم که حتما بايد کارگردان بالاي سرم باشد و هدايتم کند، درحالحاضر به اين چيزها بيشتر دقت ميکنم، طبعا وقتي مشغول کار هستم و کارگرداني ميکنم، فرصت بازيکردن ندارم.
نميگويم بازيگر گزيدهکاري هستم، اما سعي ميکنم حواسم را جمع کنم. خيليوقتها حتي با حواس جمع هم اشتباه ميکني، چه برسد به اينکه روي برخي مسائل بيشتر دقت کني، اما سعي ميکنم به نسبت گذشته بيشتر دقت کنم. ظاهرا تجربه نويسندگي مشترک با ايمان صفايي موفقيتآميز بوده و ادامهدار خواهد شد.
بله. اميدوارم تا آخر عمرم هر کاري که در حوزه نمايشي مینويسم با ايمان مشترک باشد. اين تجربه آنقدر برايم جذاب بود که تصور ميکنم من و ايمان تبديل به يک نفر شدهايم و فيلمنامهنوشتن با او برايم جذاب است، با این حال هرکدام از ما علاقهمنديهاي خاص خودمان را داريم و مثلا بهتنهايي داستان مينويسيم، اما قطعا در حوزه نمايش، فيلمنامه سريال يا سينمايي يا نمايشنامه تجربه همکاري مشترک اتفاق بهتري است. ترکيب بازيگران «ليسانسهها» از نقاط قوت کار بود. در ادامه ساخت «فوقليسانسهها» هم همين ترکيب را خواهيم ديد؟
هميشه براي من بخش انتخاب بازيگر مهم و هيجانانگيز و با ريسک همراه است. خوشحالم که مردم هم از اين انتخاب راضي هستند. الان که بازيها را ميبينم، غير از سه شخصيت پسر سريال که بسيار درخشان بازي کردند، چقدر بازيگران ديگر خوب و عالي بودند. در مدتي که به بازيگران اين مجموعه فکر ميکردم برايم مهم بود که هم فيزيک بازيگران و هم شيمي آنها مخاطب را جذب کند و به نظرم اين اتفاق رخ داد و همهچيز درست پيش رفت، اما در «فوقليسانسهها» طبعا به دليل اينکه مجموعه ديگري است، شايد تغييراتي ايجاد شود و بازيگران کم يا زياد شوند.
توضیحات سروش صحت درباره تولید «فوق لیسانسهها» و شخصیتهای جدیدش
سینماروزان: سروش صحت کارگردان-بازیگری که این شبها فصل دوم سریال «لیسانسه ها» را روی آنتن دارد تا حد بالایی توانسته انتظارات مخاطبان را برآورده کند و همین راه را برایش هموار میکند در جهت تولید فصل سوم «لیسانسه ها».
به گزارش سینماروزان سروش صحت درباره تولید فصل سوم «لیسانسه ها» یا «فوق لیسانسه ها» به «جام جم» بیان داشت: صحبتهایی شده و شبکه هم مایل به ادامه ساخت کار است. ولی منتظرم اول پخش این سری تمام بشود و ببینم که آیا مردم اصلا کار را دوست داشتهاند یا نه.
صحت ادامه داد: اگر مخاطبان دوست داشته باشند و شرایط هم فراهم باشد، سراغ ساخت «فوق لیسانسهها» خواهیم رفت. در سری جدید حتما باید سراغ شوخیها و شخصیتهای جدید برویم و داستانهای تازهای برای شخصیتهایمان بنویسیم.