جواد شمقدری رییس اسبق سازمان سینمایی⇐«به رنگ ارغوان» را قبل از رفع توقیف برای نمایندگان مجلس نمایش دادیم؛ تأیید آنها باعث پشت‌گرمی ما شد/دلیل پایین کشیدن «گشت ارشاد» و «زندگی خصوصی» از درون خود سینما بود/بخشی از جریان خانه سینما و حوزه هنری با هم دست به یکی کردند و از پشت خنجر زدند!/اگر مدیریت ما ادامه پیدا می‌کرد همان فیلمنامه اولیه «عصبانی نیستم» تولید می‌شد و توقیف هم نمی‌شد!//در هالیوود نمی‌توانید به راحتی کارگردان شوید، اما در ایران به راحتی می‌توانید فیلمساز شوید/اخیرا تیزر فیلمی را دیدم که عرق شرم برچهره انسان می‌نشاند!

سینماروزان: جواد شمقدری در پی صدور مجوز چند فیلم سینمایی که پیش از این برای اکران با مشکل مواجه شده بودند و نیز پس از اظهارنظر اخیر وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برای اینکه تلاش شود آمار فیلم‌های اکران نشده به صفر نزدیک شود، با اشاره به دوران مدیریتی‌اش در سازمان سینمایی و مشکلاتی که در حوزه صدور پروانه ساخت و نمایش فیلم با آن‌ها روبرو بوده است به «ایسنا» بیان کرد: ابتدا بگویم این که می‌خواهند تلاش شود فیلم‌های توقیفی به مرحله نمایش برسند خوب است، اما اینکه این اتفاق با چه فرایندی به نتیجه می‌رسد خیلی اهمیت دارد؛ یعنی سازوکار خیلی از نیت مهم‌تر است.

او با اشاره به زمان ریاست خود بر سازمان سینمایی گفت: در آن دوران ما خیلی به دنبال این بودیم که فیلم‌ها با مشکلی برای نمایش روبرو نباشند و در این راستا تلاش هم کردیم اما آخر باز هم چند فیلم نتوانستند مجوز بگیرند، چون گاهی باید مصلحت‌ها و حریم‌هایی در نظر گرفته شود و خطوط قرمزی  وجود دارد که نباید از آن‌ها عبور کرد.

وی درباره فشارهایی که گاهی بیرون از حوزه سینما و وزارت فرهنگ برای نمایش فیلم‌ها وارد و مانع از اکران آن‌ها می‌شود، اظهار کرد:‌ طبق آیین نامه یک شورای 9 نفری برای تصمیم‌گیری در این رابطه مشخص است و بعد از آن هم شورای عالی نظارت است که در آن وزیر و معاونان وزیر هم هستند. نظر این شوراها قانون است و اگر همه بپذیریم که اجرای یک ساختار قانونی بهتر است، به نفع همه خواهد بود تا به این ترتیب اگر مثلا ضعفی وجود دارد برطرف شود.

شمقدری ادامه داد: اما نکته اینجاست که گاهی اتفاقاتی می‌افتد که هم قانونگذار تحت فشار قرار داشته باشد و خوب عمل نکند و هم از بیرون فشارهایی وارد شود که قانونگذار را مجبور به احتیاط کند. این ها از مسائلی است که در یکسری گروه‌های کارشناسی می‌تواند بررسی و راهکارهایی برای آن‌ها پیدا شود. ما در دوره خودمان این مسیر را طی کردیم و طبیعی است که هر دولتی باید بخواهد، تا برای رفع مشکل راه حل پیدا کند.

او در پاسخ یه اینکه در این سال‌ها همه حرف از اجرای قانون می‌زنند اما چرا در عمل این اتفاق نمی‌افتد و فیلم‌هایی که مجوز قانونی دارند هم به مشکل می‌خورند؟ گفت: شاید بهتر باشد در شورای عالی نظارت نمایندگانی از دستگاه‌ها دیگری که با اکران یک فیلم مشکل دارند حضور داشته باشند تا رای نهایی این شورای مشورتی عملی شود. البته همین شورای عالی نظارتی که الان در مرحله دوم بررسی فیلم‌ها برای صدور پروانه نمایش هست، معمولا تشکیل نمی‌شود و در دوره ما هم برای یکی دو فیلم تشکیل جلسه داد و فیلم ‌ها بررسی شدند.

وی اضافه کرد: حضور یک نفر از کمیسیون فرهنگی مجلس یا دستگاه‌های دیگر در شورای مشورتی شرایط را ممکن است بهتر کند و این هر چه باشد بالاخره بهتر از این است که امروز می‌بینیم یک مدیر یا تصمیم نمی‌گیرد یا با احتیاط تصمیم گیری می‌کند.

شمقدری یادآور شد:‌ من در دوران مدیریت خودم در سازمان سینمایی هم، این کار را می‌کردم هرچند در قانون چنین چیزی نیامده است. مثلا برای فیلم «به رنگ ارغوان» که توقیف بود، از نماینده‌های مجلس دعوت کردیم فیلم را دیدند و تایید کردند و همین برای ما پشت گرمی شد. ما این کار را به عنوان یک اقدام مشورتی انجام دادیم و نه امری قانونی، ولی معتقدم می‌تواند حتی قانون هم باشد.

رییس اسبق سازمان سینمایی در پاسخ به اینکه آیا در زمان حضورش در سازمان سینمایی فیلمی بوده که براثر همین فشارهای خارج از حیطه سینما به آن مجوز نمایش نداده باشد؟ گفت: خیر چنین شرایطی نبود و هر آنچه بود را خودمان به این تصمیم رسیدیم که اکران نشود. البته خیلی زیاد هم نبودند؛ دو فیلم «گشت ارشاد» و «زندگی خصوصی»  بود که از اکران پایین کشیده شدند و دلیل آن هم از درون خود سینما بود و خنجر از پشت زدند چون مشخص بود که بخشی از جریان خانه سینما و حوزه هنری با هم دست به یکی کردند. البته این ماجرا را هم همه می‌دانند و احتیاجی نیست که من کامل بازگو کنم. ضمن اینکه آن زمان افرادی هم به اسم انصار حزب الله آمدند و جنجال راه انداختند در حالی که امروز اصلا پیدایشان نیست.

جواد شمقدری در ادامه درباره فیلم‌هایی که در زمان مدیریت خودش توقیف شدند، بیان کرد:‌ فکر می‌کنم تعداد فیلم‌ها زیاد نبود و فقط هشت فیلم توقیف شد البته تاکید می‌کنم آنچه  در دوران کاری من باید محاسبه شود براساس پروانه‌های نمایش فیلم‌ها است که تقاضا شده بودند.

او در این‌باره اضافه کرد:‌ مثلا «عصبانی نیستم» فیلمی بود که آنچه الان ساخته شده با آنچه اول از ما مجوز ساخت گرفت تفاوت دارد، یعنی وقتی دولت عوض شد کارگردان با فیلمنامه خودش فیلم را ساخت و توقیف شد. چه بسا اگر مدیریت ما ادامه پیدا می‌کرد کارگردانش این کار را نمی‌کرد و همان فیلمنامه اول را می‌ساخت که تایید شده بود. آن وقت دیگر توقیف هم نمی‌شد. درواقع این خطای فیلمساز بود که وقتی دولت تغییر کرد، فکر می‌کرد می‌تواند فیلمنامه تایید شده را تغییر دهد. البته من خودم فیلمنامه را نخوانده بودم اما همکارانی که خوانده بودند پس از تماشای فیلم ساخته شده گفتند فیلمنامه تغییر کرده است.

وی در پاسخ به اینکه اگر خودش الان رییس سازمان سینمایی بود به همین «عصبانی نیستم» فعلی مجوز نمایش می‌داد یا خیر؟ گفت:‌ بستگی به شرایط داشت.

این پاسخ شمقدری جریان گفت‌وگو را به همان ابتدا و چرایی انجام این مصاحبه رساند که وقتی همه چیز بستگی به شرایط دارد پس چطور می‌توان آمار فیلم‌هایی بدون مشکل برای اکران را به حداقل رساند چرا که به نظر نمی‌رسد هیچ گاه نداشتن فیلم توقیفی ممکن نخواهد بود.

او در این باره اظهار کرد: در سیستم قضایی هم همین است و وقتی هیات منصفه و قاضی عوض شود، ممکن است رأی هم تغییر کند. برای نمایش فیلم هم در دنیا همین شرایط وجود دارد چون مثلا در کشوری دیگر ممکن است کاری کنند که آن فیلم هیچ گاه شانس اکران پیدا نکند به طوری که هیچ کمپانی‌ای متقاضی نمایش فیلم نباشد و برای این کار از یک روش غیرآشکار استفاده ‌شود.

 شمقدری در پاسخ به اینکه با توجه به فعالیت خودش در عرصه فیلمسازی و با این وضعیت که موانعی می‌توانند از اکران یک فیلم جلوگیری کنند، چقدر کار را برای فیلمسازان راحت می‌داند؟ گفت: این مسئله موارد متعددی را دربرمی‌گیرد ولی به چند مورد آن اشاره می‌کنم از جمله اینکه وقتی شما فرصت پیدا می‌کنید فیلمساز شوید، یعنی به امکانی دست یافته‌اید که در همه جا فراهم نیست و اصلا اجازه‌اش داده نمی‌شود، چون گفته می‌شود کسانی که فیلم می‌سازند به دلیل اینکه می‌توانند بر مغز و فکر و عواطف و احساسات مردم اثر بگذارند پس باید از یکسری گلوگاه‌ها عبور کنند.

 او افزود: شما در هالیوود نمی‌توانید به راحتی کارگردان شوید، اما در جمهوری اسلامی ایران به راحتی می‌توانید فیلمساز شوید و اگر کمی استعداد داشته باشی و سماجت کنی به کارگردان تبدیل می‌شوی. وقتی در این جایگاه هستی یعنی نسبت به افکار عمومی مسئولیت داری و اگر فیلمساز نخواهد به این مسئله توجه کند، فضا سخت می‌شود چون باید درک مشترکی با گروه‌های مختلف فکری و اجتماعی وجود داشته باشد و هر حرفی نباید در همه جا گفته شود. این همان احترام به قانون است و بیشتر فیلمسازان ایرانی آن را درک می‌کنند و فقط در سه، چهار درصد است که به مشکل برمی‌خوریم.

شمقدری با اشاره دوباره به فیلم «به رنگ ارغوان» ابراهیم حاتمی‌کیا گفت: تمام آنچه در این سال‌ها گذشته، یک تجربه است چون یک زمانی مسئولان احساس خطر کردند درحالی که این احساس، اشتباه بود. پس این تجربه است که بدانیم گاهی تصمیم‌هایی که پشت درهای بسته می‌گیریم درست نیست و باید گاهی جسارت و شهامتی باشد تا تجربه‌های جدید اتفاق بیفتد مگر در مواردی که خطوط قرمز شفاف است، ضمن اینکه امیدوارم کمی هم تلاش شود تا آب از سرچشمه گل‌آلود نشود چرا که اخیرا تیزر فیلمی را دیدم که فقط عرق شرم برچهره انسان می‌نشاند.




جواد شمقدری در گفتگویی تازه اظهار داشت⇐مگر اینکه ترامپ فحاشی کند تا سراغ ما هم بیایید!/روحانی به ترامپ می‌گوید تاریخ بخوان اما سینما است که تاریخ را به خورد دنیا می‌دهد/تا زمانی که درباره لانه جاسوسی فیلم نسازیم همیشه محکوم خواهیم بود/براي بعضي كارها ميلياردها تومان حمايت وجود دارد، اما برای تولید محصول درباره لانه جاسوسی هیچ حمایتی نیست/سراغ همه ارگانها رفته‌ام اما فقط سر می‌دوانند

سینماروزان: جواد شمقدري رییس سازمان سینمایی دولت دهم مدتهاست به دنبال ساخت سریالی با محوریت تسخیر سفارت آمریکاست.

به گزارش سینماروزان با این حال بیش از چهار سال است که به دنبال فراهم آوردن مقدمات تولید است اما به جایی نمیرسد.

شمقدری به تازگی در گفتگویی تفصیلی با محمدصادق عابدینی در «جوان» به گلایه از ارگانها و نهادهایی پرداخته که هیچ حمایتی برای تولید این پروژه با او نداشته اند.

متن گفتگوی شمقدری را بخوانید:

ترامپ درباره تسخير لانه جاسوسي گفت و فكر ميكنم همين بهانه خوبي باشد براي سؤال درباره تنها سريالي كه قرار بود درباره اين حادثه بزرگ در صداوسيما ساخته شود!

مگر اينكه ترامپ بيايد فحاشي كند و حرفي از تاريخ بزند كه سراغ اين موضوع بياييد و گرنه چهار سالي است كه هيچكس درباره آن صحبتي نميكند. متأسفانه ما در امور فرهنگي هميشه عقب هستيم و اگر زودتر سريال ساخته و پخش ميشد، تأثيرات رواني داخلي و خارجياش باعث ميشد ترامپ به اين راحتي ما را متهم به تسخير سفارتخانه امريكا نكند. آقاي روحاني در جواب ترامپ به وي توصيه ميكند كه تاريخ را بخواند اما تاريخ خيلي گسترده است، وقتي ما درباره اين حادثه كتاب و فيلم سینمایی و مستند توليد نكنيم، آنها روايت خود را خواهند ساخت و به خورد دنيا ميدهند. همانطور كه درباره تسخير لانه جاسوسي نيز چنين كردند.

مي شود گفت يكي از ضد امريكاييترين فيلمسازان ايراني هستيد، كسي كه «طوفان شن» را ساخت و به دنبال ساخت سريال«انقلاب دوم» است!

وقتي درباره «طوفان شن» كار ساخته شد و مردم ديدند، كمتر امريكاييها توانستند درباره آنچه اتفاق افتاد، ادعايي مطرح كنند، اما تا زماني كه درباره لانه جاسوسي و علت تسخير آن فيلم نسازيم، شاهد روايتهاي امريكايي مانند «آرگو» خواهيم بود كه مانند سخنرانياي كه ترامپ داشت، در آنها هميشه ما محكوم خواهيم شد.

چرا هنوز «انقلاب دوم» ساخته نشدهاست؟

من تمام وقت و عمرم را براي ساخت اين سريال گذاشتهام و باقيمانده عمرم را هم صرف اين كار خواهم كرد، ولي بايد پرسيد چرا در جمهوري اسلامي كه اساسيترين مظهر هويتياش ضديت با استعمار است و نماد آن امريكا است و مردم شعار «مرگ بر امريكا» را به عنوان شعار محوري استكبارستيزي به كار ميبرند، حمايتي از توليد آثاري مانند «انقلاب دوم» نميشود. ما به دنبال حمايتهاي آنچناني هم نيستيم؛ حمايتي منطقي و درست كه بشود با آن كار را انجام داد، اما ميبينيم براي بعضي كارها ميلياردها تومان حمايت ميشود، اما حاضر نيستند براي اين كار كمكي كنند.

الان نهادهايی فرهنگي هستند كه در حال حمايت از توليدات سينمايي با موضوع انقلاب، دفاع مقدس و مقاومت هستند، براي دريافت كمك و پشتيباني سراغ آنها رفتهايد؟

سراغ همه آنها رفتهام، هر كسي را كه فكرش را بكنيد، اما حمايتي نكردهاند و فقط ما را سرميگردانند.

«انقلاب دوم» مسئله مهمي را قرار است بيان كند، چرا از آن حمايت نميكنند؟

اگر قرار باشد از حمايت‌‌نكردنها انتقاد كنم، اولين نقد را بايد از رسانهها داشته باشم. رسانهها در طول چهار سال گذشته كاملاً خاموش بودهاند، در صورتي كه ميتوانستند موضوع ساختهشدن اين سريال را به مطالبهاي رسانهاي تبديل كنند. بعضيها فكر ميكنند اين كار براي شمقدري است، نه اين سريال شمقدري نيست، يك كار ملي است. هم اكنون كارشناسان خبره صداوسيما فيلمنامه را خوانده و آن را جزو كارهاي ارزشمند دانستهاند.

فيلمنامه تكميل شدهاست؟

بله. فيلمنامه تكميل و آماده ساخت است، اما اتفاقات سريال بين سالهاي 57 و 58 رخ ميدهد، اكنون در تهران نميشود خياباني را پيدا كرد كه حتي يك پلان از آن دوره را گرفت، همه صحنهها را بايد ساخت. اين سريال مانند فيلمهاي آپارتماني نيست كه در يك ساختمان و فضاي بسته، دوربين را بكاريم و فيلمبرداري كنيم.

آخرين صحبتي كه با صداوسيما براي ساخت سريال داشتهايد، به چه نتيجهاي منجر شد؟

آخرين توافق و حرفي كه رد و بدل كردهايم، اين بود كه وارد پيشتوليد شويم. نظر كارشناسان صداوسيما بر حمايت از ساخت سريال است.

با اين حساب فكر ميكنيد چقدر طول ميكشد كه «انقلاب دوم» را بسازيد؟

ابتدا قرار بود ظرف 5/1سال سريال آماده شود، ولي ميبينيم كه چهار سال طول كشيده كه فقط به پيشتوليد برسيم. سريال را در سه فاز پيشبيني كردهايم كه فاز يك آن از پيش از انقلاب شروع ميشود و تا تسخير لانه جاسوسي را روايت ميكند. فازهاي بعدي هم به حوادث حين گروگانگيري تا كودتاي نوژه و آغاز جنگ تحميلي كه با حمايت امريكا صورت گرفت، ميپردازد. همه چيز بستگي به نوع حمايتها دارد، ولي اگر همه چيز خوب پيش برود و از ساخت سريال حمايت شود، حدود چهار ماه ديگر كليد ميزنيم و فكر كنم فاز اول دو سال به طول ميانجامد.

فاز اول سريال چند قسمت خواهد داشت و چه چيزهايي را قرار است روايت كنيد؟

فعلاً ساخت 30 قسمت قطعي شده است، ولي ممكن است بيشتر هم شود. دقيقاً قرار است به همان ابهاماتي كه ترامپ مطرح كردهاست، پاسخ دهيم؛ اينكه چرا دانشجويان پيرو خط امام لانه جاسوسي را تسخير كردهاند؟ اين روايت باعث ميشود مخاطب بداند چه اتفاقي افتاده و به آن دانشجويان حق دهد.

ممكن است از دل اين سريال، نسخه سينمايي نيز ساخته شود؟

چنين موضوعي در ذهنم هست، ولي بايد ديد كه صداوسيما از آن استقبال ميكند يا خير چون اگر قرار باشد بلافاصله بعد از ساخت سريال آن را پخش كنند، امكان اينكه نسخهاي سينمايي توليد شود و به عنوان اثر سينمايي در جشنواره شركت داده و اكران عمومي شود، سخت ميشود. چون حداقل بايد بين شش ماه تا يكسال براي اين موضوع وقت گذاشت، درباره «طوفان شن» هم چنين كاري كرديم و يك سريال هفت قسمتي از آن ساخته شد.




اظهارات آقازاده شمقدری که مستندی درباره مسائل جنسی ساخته⇐ممنونم که به من اعتماد شد/می‌خواستم عكس‌هاي اندازه‌گيري مايوی شناي زنان را هم بياورم اما نشد…/ خيابان «چراغ قرمز»هلند بيشتر جنبه توريستي دارد/ ازدواج موقت يكي از نمادهاي روشنفكري دين اسلام است

سینماروزان: حسین شمقدری آقازاده جواد رییس اسبق سازمان سینمایی که چند سالی است به مستندسازی می‌پردازد در امتداد برخی دیگر از آنها که در ابتدا با مضامین ارزشی و دارای حمایت ارگانی وارد کارزار تولید می‌شوند اما بعد از مدتی به سمت مباحث اروتیک می‌روند تازه‌ترین مستندش با عنوان «انقلاب جنسی» را با محوریت روابط جنسی ساخته است.

به گزارش سینماروزان «انقلاب جنسی»شمقدری هرچند درظاهر قصد دارد مقایسه ای انجام دهد میان چگونگی ارضای جنسی جوانان در ایران و غرب اما از آنجا که به دلایل شاید ناگفته بناست روایت طوری پیش برود که در نهایت غرب محکوم باشد و پایان بندی به نفع تفکر خاص حامی فیلمساز رقم بخورد نمی تواند مانایی یک مستند واقع گرایانه را داشته باشند.

حسین شمقدری در گفتگو با محمدصادق عابدینی در «جوان» در عین اینکه تلویحا تأیید کرده چون آقازاده شمقدری بوده در تولید این مستند به او اعتماد شده، ادعاهایی را هم درباره فیلمش و نظرگاهش نسبت به مسائل جنسی بیان کرده است. آقازاده شمقدری در جایی از گفتگویش هم با طعنه ای به محمود احمدی نژاد از این گفته که در بحث همجنسگرایی به سراغ مقایسه میان ایران و غرب نرفته چون بعضی در داخل گمان میکنند چنین چیزی وجود ندارد!!

متن کامل گفتگوی آقازاده شمقدری را بخوانید:

بعد از «ميراث آلبرتا» و «سي و سه سال سكوت» باز هم سراغ موضوعي در غرب رفتهاي، دوباره شاهد مقايسه ميان آنچه در غرب ميگذرد و آنچه در ايران است، هستيم. در مستندهايت به خوبيهايي كه در غرب هست نگاه ميكني و اين خلافنظري است كه ميگويد همه غرب بد است يا اينكه همه غرب خوب است، چرا اين نوع نگاه را انتخاب كردهاي؟

علت اصلياش اين بود كه خودم نيز در اوايل نگاه خوبي نسبت به غرب نداشتم. مخصوصاً از اينكه نخبگان جامعهمان به غرب مهاجرت ميكنند، ناراحت بودم. اما وقتي كه خودم از نزديك با غرب و جامعهشان روبهرو شدم، ديدم خوبيهايي دارند كه توانستهاند سطح جامعهشان را تا حدي بالا ببرند كه بتوانند بچههاي نخبه ما را جذب كنند. غرب مجموعهاي از خوبيها و بديها است و نميشود گفت صرفاً خوب يا بد است. در موضوع آزاديهاي جنسي هم به نظرم الان ما در نقطهاي هستيم كه جامعه غربي حدود 200 سال پيش در آن حضور داشت و ميخواهيم مقايسه كنيم ميان مسيري كه آنها رفتهاند و مسيري كه پيش روي ما است.

مستند را با عكسهاي قديمي شروع ميكني و به نظرم تنها دليلي كه براي اثبات اينكه ما در مسير غرب هستيم ميآوري اين است كه مثلاً در عكسهاي حدود 100 يا 150 سال پيش زنان غربي هم با حجاب بوده و روسري داشتهاند، آيا اين براي نشان دادن اينكه ما به سرنوشت غرب دچار ميشويم كافي است؟

به نظرم همين كافي بود، وقتي نوع پوشش جامعه غربي را نشان ميدهيم نشان دهنده روابط اجتماعي آن جامعه است. در آن زمان روابط اجتماعي بسيار سختگيرانه و محدوديتهاي اجتماعي زيادي در جامعه غربي بوده كه تخطي از آنها توبيخهاي قضايي را به همراه داشته است و حتي اين قوانين موضوع بزرگي است كه جاي پرداخت دارد.

ما هيچ اثري از آنها در مستند نميبينيم، به نظر ميرسد مسيري كه غرب پشت سر گذاشته بسيار فراتر از موضوع پوشش بوده، تغييرات سياسي، تكنولوژيك و حتي دگرگوني در ساختار اقتصاد جامعه هم مؤثر بوده!

ما ميخواستيم طرح موضوع اوليه داشته باشيم و به نظرم همين پرداختن به حجاب روسري به اندازه كافي تكاندهنده بود. ميشود اين ايراد را گرفت كه چرا بر اساس سناريويي كه داشتيم به اين موضوعات توجه بيشتري نكرديم اما ميشود گفت در همين حد هم براي نشان دادن اين موضوع كه ما در راهي هستيم كه غرب قرار داشته، كافي است، مثلاً ميخواستم درباره محدوديتها عكسهايي را كه مربوط به اندازهگيري مايوی شناي زنان است هم در مستند بياورم اما بعد نظرم عوض شد.

بعد از اينكه تيزر مستند منتشر شد، خيليها گفتند اگر كسي غير از حسين شمقدري سراغ اين موضوع ميرفت، نه تنها جلوي مستندش را ميگرفتند،بلكه با خودش هم برخورد شديد ميشد و به قول معروف توي گونياش ميكردند! خودت اينها را شنيدهاي؟

بله، شنيدهام (ميخندد)، اما كلاً سعي كرده ام وقتي در هر موضوعي مانند اين به من اعتماد شد جواب اين حسن اعتماد را بدهم. خودم ميدانم كه فيلم موضوع حساسي دارد و تلاش كردهام آن را صحيح و سالم به مقصد برسانم و احتياطهاي لازم را درباره آن داشته باشم. ممنونم از اينكه به من اعتماد شد ولي خب به ديگر گروههاي مستندساز هم در جاي خودش اعتماد شده و اين نبوده كه صرفاً در مورد من اين كار را انجام داده باشند.

با ساخت مستند «انقلاب جنسي» به نظرم تعريفها از «تابو» و خط قرمز را خيلي جلوتر بردهاي، اين تابوشكني عامدانه بوده است؟!

بسياري از تابوهايي كه ما در جامعهمان با آن سر و كار داريم براي اين به وجود آمدهاند كه نيامدهايم دربارهشان به صورت علمي حرف بزنيم و براي حلشان استدلال و دليل بياوريم. ما تلاش ميكنيم ذهنيت جامعه و حاكميت را نسبت به برخي از مسائل اصلاح كنيم. علاوه بر اين هنوز موضوعات زيادي هستند كه به عنوان تابو در جامعه ما شناخته ميشوند و ميتوان به آنها نيز پرداخت؛ موضوعاتي كه شبيه عرف شدهاند اما با اصل دين اسلام و مباني اسلامي در تضاد نيستند.

مانند بحث ازدواج موقت يا همان«صيغه» كه در مستند «انقلاب جنسي» از آن به عنوان راهحل جامعه براي دچار نشدن به معضلات جنسي در غرب ياد ميكني!

بحث ازدواج موقت يكي از نمادهاي روشنفكري دين اسلام است. زماني ما از دنياي غرب دفاع ميكنيم دقيقاً جايي است كه آنجا چيزهايي رخ ميدهد كه در اسلام وجود دارد اما ما آن را از اسلاممان حذف كردهايم. در حالي كه اين مسائل در اسلام بوده و اسلام آن را ترويج ميداده است. در غرب به طور كامل به نيازهاي جنسي پاسخ داده ميشود و ما ميگوييم اينكه به يك نياز پاسخ داده ميشود، خوب است. اسلام نيز با مطرح كردن مسئله ازدواج موقت به اين نياز پاسخ داده است.

به نظر ميرسد نگاهي كه نسبت به آزاديهاي جنسي در غرب داريد، نگاه مثبتي است و حتي پرداختن به راهپيمايي همجنسبازها يا مردان فاحشه، نيز آن طور كه بايد نتوانسته فساد جنسي در غرب را به نمايش بگذارد.

تم اصلي كار ما مقايسه ميان غرب و شرايط ايران بود و صرفاً در مرحله بحث همجنسبازي يا مردان فاحشه به خاطر اينكه بعضيها در داخل فكر ميكنند كه اين موضوع وجود ندارد، دست به مقايسه نزديم. مراد ما از نشان دادن سكانس مردان روسپي، اين بود كه بگوييم زنان غربي به خاطر اينكه مردانشان داراي شادابي جنسي نيستند سراغ مسائلي مثل رابطه با روسپيهاي مرد و همجنسگرايي رفتهاند و آن طور كه ما تصور ميكنيم اين موضوع در غرب فراگير نيست. براي همين هم زياد به آن نپرداختيم.

بحث فساد اخلاقي در غرب و بيبندوباري جنسي در غرب را چطور ميبينيد؟

در غرب بيبندوباري جنسي مانند آنچه در خيابان «چراغ قرمز» ديديم بيشتر جنبه توريستي و كسب درآمد دارد.

در انتهاي فيلم به توليد قسمت دوم «انقلاب جنسي» اشاره كرديد، به نظر ميرسد مخاطب هنوز جواب سؤالهايش را نگرفته و منتظر است در قسمت بعدي جوابهايش را بگيرد، اين اتفاق به اينكه بيننده نتواند جمعبندي از مستند داشته باشد، نميانجامد؟

اين را قبول ندارم كه مخاطب نميتواند به يك نتيجهگيري كلي از مستند برسد. ما براي ايجاد جذابيت و پيگيري قسمت بعدي سؤالهايي را مطرح كردهايم ولي مستند داراي چارچوب و ساختاري است كه در آن به جواب آنچه در ابتدای مستند به آن پرداختهايم ميرسد.




تازه‌ترین اظهارات سیدضیاءالدین دری عضو سابق شورای پروانه نمایش⇐«خانه پدری» بنا بود با درجه‌بندی سنی اکران شود اما ایوبی بخاطر دخترش فیلم را توقیف کرد!/شمقدری خیلی از کاهانی حمایت کرد اما کاهانی فکر میکرد با رفتن شمقدری اوضاع برای او خیلی بهتر خواهد شد ولی نشد/كاهاني بعدتر فكر مي‌كرد با رفتن ايوبي و ايل‌بيگي كارش راحت‌تر مي‌شود ولي نشد/کاهانی الان نمی‌تواند به حیدریان بپرد پس به من گیر می‌دهد

سینماروزان/جواد محرمی: «اين فيلم ظاهري خانوادگي دارد ولي مناسب خانواده نيست، اين را مخاطب سينما بايد پيش از رفتن به سينما يا خريد از سوپرماركت بداند وگرنه نوعي كلاهبرداري محسوب مي‌شود. من خودم موافق اكران خانه پدري با قيد رده سني بالاي 20 سال بودم و اين تقريباً در شوراي نمايش حتي از سوي اعضاي ارزشي، مورد اجماع بود و آقاي عياري هم جايي به من گفت كه من با نظر شما موافقم ولي آقاي ايوبي بعداً آمد و گفت: «من فيلم را ديدم و دخترم حالش بد شد و به نظرم قابل پخش نيست» و فیلم توقیف شد وگرنه همان سال 92 به اصطلاح قال قضيه با رده‌بندي سني كنده شده بود. وقتي موضوعي ملتهب سوژه فيلمي مي‌شود تهيه‌كننده و كارگردان بايد از قبل آماده باشند كه فيلم‌شان قيد رده‌بندي بخورد. با اين قيود مي‌شود بخشي از توقيف‌ها را سامان داد.»

 ضياء‌الدين دري عضو سابق شورای مجوز نمایش با مرور خاطره توقیف «خانه پدری» درباره كمپيني كه چندي پيش با عنوان «هنر توقيف شدني نيست» در فضاي مجازي ايجاد شد به «جوان» گفت: عده‌اي آمدند كمپيني راه انداختند و حتي بهروز وثوقي را نيز متقاعد كردند از امريكا به آن بپيوندد و البته كمپين‌شان شكست خورد چون حرف‌شان خيلي كلي بود، البته اينكه هيچ فيلمي توقيف نشود، آرزوي خوبي است و اگر محقق شود براي سينما اتفاق مباركي است اما اين ايده‌آل با قوانين غيرشفاف و اين وضعيت حاكم بر سينما محقق نمي‌شود.
وي به اين اشاره كرد كه رده‌بندي سني براي سينما در همه دنيا وجود دارد و توضيح داد: در امریکا فیلم را براي توده‌هاي مردم مي‌سازند و آنجا چون بسياري از مردم مذهبي هستند، موضوع اخلاق اهميت زيادي دارد. اولين جايي كه فيلم‌ها را كنترل مي‌كند خود جامعه است، مثلاً اگر فيلمي اكران شود كه مناسب 12 سال به پايين نيست و اطلاع‌رساني نشده باشد، جامعه عكس‌العمل نشان داده و پاي مجامع قانوني وسط كشيده مي‌شود كه اين فيلم درست رده‌بندي نشده. خود تهيه‌كنندگان به دليل اينكه بر كار مشرفند مجبورند به طور خودكار آثارشان را با رده‌بندي سني هماهنگ كنند، رسانه‌ها آنجا خيلي پيگير رده‌بندي سني هستند، البته برخي مصداق‌هاي اخلاق در آنجا با ايران به طور طبيعي متفاوت است اما به روح متعارف حاكم بر جامعه پايبندي وجود دارد.
به گفته اين فيلمساز و عضو سابق شوراي مجوز نمايش، مسائل اخلاقي تنها معيار براي رده‌بندي سني فيلم‌ها در غرب نيست بلكه معيارهاي ديگري هم وجود دارد، براي مثال ممكن است سريالي ظاهراً خانوادگي باشد و درون خانواده اتفاق بيفتد ولي ديالوگ‌ها و ارجاعاتي مثلاً سياسي يا فلسفي داشته باشد كه براي سنين پايين و حتي مخاطب عام مفهوم نباشد، اين موارد هم در رده‌بندي لحاظ مي‌شود كه مخاطب بداند نبايد با كودك يا نوجوان يا آدمي كه به اين فيلم‌ها علاقه ندارد به سينما برود. در واقع مخاطب‌شناسي و احترام به سليقه مخاطب با رده‌بندي سني اعمال مي‌شود. اين موضوع بايد در سينماي ما هم سامان پيدا كند، الان براي فروش روي پوستر برخي فيلم‌ها عكس‌هايي مي‌زنند كه با محتواي حقيقي اثر مغايرت دارد، در واقع مخاطب را ترغيب مي‌كنند فيلمي را ببيند كه سليقه او نيست. اينها در سينما به بي‌اعتمادي و آشفتگي منجر مي‌شود.

وي در بخش ديگري از سخنانش از كاهاني به عنوان فيلمسازي كه در دوره احمدي‌نژاد كارگردان شد ياد كرده و گفت: شمقدري خيلي از او حمايت مي‌كرد، او با رفتن شمقدري فكر مي‌كرد در دولت روحاني اوضاع براي امثال او خيلي بهتر خواهد شد و مي‌تواند جوهر اصلي خود را به لحاظ فكري در سينما بيرون بريزد، همين كار را هم كرد و حتي ايوبي شخصاً براي مجوز گرفتن فيلمنامه‌اش پادرمياني كرد ولي فيلمش نتوانست مجوز اكران بگيرد. كاهاني فكر مي‌كرد با رفتن ايوبي و ايل‌بيگي كارش راحت‌تر مي‌شود ولي نشد. الان هم چون نمي‌تواند به حيدريان بپرد به من انتقاد مي‌كند، حرف‌هايي كه درباره مخالفت من با فيلمش هم ‌زده شد و مي‌شود درست نيست چون من اصلاً فيلم آخر او را نديده‌ام كه بخواهم مخالفتي داشته باشم.




در دادگاهی که محمدمهدی حیدریان جزو هیأت منصفه آن بود⇐شمقدری یک روزنامه سینمایی را شکست داد

سینماروزان: یک روزنامه سینمایی به خاطر انتشار تهمت و اخبار کذب علیه رئیس اسبق سازمان سینمایی از سوی هیئت منصفه مطبوعات، مجرم شناخته شد.

به گزارش سینماروزان این روزنامه، چهار سال قبل و طی سه روز متوالی با تیترهایی در صفحه اول خود، ادعا کرده بود مبالغی از بودجه‌های عمومی سینما توسط جواد شمقدری رئیس اسبق سازمان سینمایی به موسسه مرآت هنر به مدیرعاملی روح‌الله شمقدری برادر جواد شمقدری و رسانه سینماپرس و … پرداخت شده است.

با پیگیری‌های شمقدری و طرح شکایت در دادسرای فرهنگ و رسانه پس از گذشت چهار سال بالاخره جلسه رسیدگی به شکایت از روزنامه سینمایی مذکور انجام شد و طبق اعلام سخنگوی هیئت منصفه مطبوعات، اعضای این هیئت اقدام این روزنامه را مصداق نشر اکاذیب جهت تشویش اذهان عمومی قلمداد کرد و این روزنامه نیز محکوم شد که حکم آن به زودی اعلام خواهد شد.

گفتنی است، در جلسه رسیدگی به اتهام روزنامه مذکور محمدمهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی نیز در بین اعضای هیئت منصفه مطبوعات در دادگاه حضور داشت.




«لولوهراسی» تجمع مستندسازان مقابل خانه سینما را به بن‌بست کشاند⇐تجمع بعدی مقابل ارشاد!

سینماروزان: شماری از مستندسازان و اعضای انجمن مستندسازان همان طور که پیشتر وعده داده بودند سه شنبه در اعتراض به تعطیلی دفتر این انجمن در خانه سینما به تجمع مقابل ساختمان این نهاد دست زدند.

به گزارش سینماروزان مشکل اصلی مستندسازان آن است که علاقه ای ندارند صنف خود را به عنوان یک صنف کارگری در وزارت کار ثبت کنند و خواهان باقی ماندن به صورت انجمن فرهنگی هستند و این موضوعی نیست که به ذائقه هیأت مدیره خانه سینما خوش آید چون آنها از واهمه انحلالی که یک بار در دولت دهم بر سر این نهاد آمد از همه صنوف زیرمجموعه خود خواسته اند که در وزارت کار ثبت شوند تا کسی نتواند به بهانه عدم ثبت قانونی آنها را منحل کند.

مستندسازانی همچون پیروزکلانتری، ارد زند، مهدی قربان‌پور، ناهید رضایی، همایون امامی، مانی پتگر، مهناز محمدی، مقدس جعفری، محمدعلی رخشانی و صادق جعفری در این تجمع حضور یافتند و پلاکاردهایی همچون «دوباره خرداد، دوباره درهای خانه بسته این‌بار برای مستندسازان» و «تعلیق عضویت انجمن مستندسازان غیرقانونی است» در دست داشتند.

همایون اسعدیان رییس هیأت مدیره خانه سینما از جمله اعضای هیأت مدیره بود که در این تجمع حاضر شد اما وی به جای آن که راهی تازه برای تعامل با مستندسازان طرح کند با شبیه کردن ابراهیم مختاری که از جمله مخالفان قانونی شدن از طریق وزارت کار است به جواد شمقدری، شرایطی را پیش آورد که بیش از همه ماجرای شبیه کردن مدیران سابق به «لولو» از سوی برخی دولتمردان ناتوان از حل مشکلات،در ذهن تداعی شود.

اسعدیان البته از این گفت که مستندسازان اگر با روال فعلی مشکل دارند از طریق مجمع عمومی خانه سینما آن را مطرح کنند اما در برابر مستندسازان از این گفتند بارها به هیأت مدیره خانه سینما نامه نوشته اند و خواستار برگزاری نشست تعاملی بوده اند اما به آنها وقت نداده اند.

منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما دیگر چهره حاضر در این تجمع بود که البته حضور وی نیز نتوانست مشکلی را حل کند و در نهایت مستندسازان با اشاره به اینکه نامه هایی برای حل مشکل خویش به وزیر ارشاد و شخص رضا صالحی امیری نگاشته اند از این گفتند که اگر مشکلشان جدی گرفته نشود در برابر وزارت ارشاد تجمع خواهند کرد.




تقدیر از آقازاده شمقدری در سازمان ارزشی اوج در معیت ابوی+عکس

سینماروزان: مراسم تجلیل از سه مستندساز جوان، تحت عنوان «عصر مستند» در سازمان هنری-رسانه ای اوج برگزار شد و از وحید فراهانی، حسین شمقدری آقازاده جواد شمقدری و وحید فرجی تقدیر به عمل آمد.

به گزارش سینماروزان جالب اینجا بود که علاوه بر نادر طالب زاده و سلیم غفوری، جواد شمقدری رییس سابق سازمان سینمایی نیز در این مراسم تجلیل و از جمله تجلیل از فرزندش حضور داشت.

نادر طالب‌زاده در این مراسم گفت: ما سریال‌ساز بچه حزب‌اللهی کم داریم به همین دلیل در این حوزه باید آموزش و تربیت بیشتری داشته باشیم.
سلیم غفوری مدیر شبکه مستند نیز در ادامه مراسم تجلیل از مستندسازان با بیان اینکه ما هر سه این مستندسازان عزیز را با آثارشان می‌شناسیم، خاطرنشان کرد: هرسه در تولید آثار جسارت و شجاعت دارند. وحید فراهانی در حوزه بحران شناخته شده است، در خط مقدم حاضر می‌شود و در همراهی با رزمندگان جسارت دارد.شمقدری با مستندهای اجتماعی شناخته شده و نقدهای او در این حوزه به گونه‌ای است که به دور از سیاه‌نمایی و به نفع نظام و انقلاب است. وحید فرجی با مستندهای علیه نظام سلطه شناخته شده است؛ خوشحالم جبهه فرهنگی انقلاب توانمند و در جریان رسانه‌ای با مستندهای خود بسیار تاثیرگذار هستند.
محسن یزدی مدیر مرکز مستندسازی حوزه هنری در ادامه نشست گفت: کار در عرصه مستند در شرایط سوریه تهور و شجاعت می‌خواهد. این عزیزان کشورشان را دوست دارند و نگاه به جوایز جشنواره‌ها نمی‌کنند. رفتن به جشنواره‌ها و انجام خواست آنها کار سختی نیست اما این هنرمندان دل در گرو کشور دارند.

تجلیل از حسین شمقدری در حضور جواد شمقدری
تجلیل از حسین شمقدری در حضور جواد شمقدری/عکس: امیرحسین غضنفری



پاره‌ای از اظهارات محسن امیریوسفی که «آتشکار»ش در دولت قبل اکران شد و «آشغالهای…»ش در دولت فعلی، توقیف⇐در دولت اعتدال، درِ سینما بر همان پاشنه دولت قبلی چرخیده است!/چهار سال امیدم به اندکی تدبیر بود ولی اشتباه بود/تنها پاسخی که از مدیران گرفتم، خانه‌نشین‌کردنم بود!/باید همان سال 92 فیلمم را به جشنواره‌های خارجی می‌دادم

سینماروزان: محسن امیریوسفی کارگردانی که در دولت دهم بعد از مدتها توانست فیلم توقیفی «آتشکار»ش را هم در جشنواره فجر به نمایش درآورد و هم آن را اکران عمومی کند در دولت یازدهم نه توانست آخرین ساخته اش «آشغالهای دوست داشتنی» را در جشنواره به نمایش درآورد و نه توانست پروانه نمایش آن را برای اکران عمومی بگیرد.

به گزارش سینماروزان این کم لطفی به فیلمسازی که مدام به دولت دهم نقدهای اساسی وارد می کرد مطمئنا اسباب دلخوری را موجب می شود تا جایی که او در تازه ترین گفتگویش که با «شرق» و در فاصله ای اندک تا انتخابات 96 انجام شده بالاخره مدیران سینمایی دولت یازدهم را هم نقد کرده است.

متن کامل گفتگوی محسن امیریوسفی را با این توضیح بخوانید که ای کاش سینماگران ما قبل از تبلیغ برای کاندیدایی خاص در انتخابات قدری در اندیشه های فرهنگی این کاندیداها هم تأمل کنند تا دقیقا توسط همان کاندیدایی مهجور واقع نشوند که سنگش را به سینه زده اند:

‌ بسیاری از اهالی رسانه و منتقدان در جشنواره، تقاضای نمایش «آشغال‌های دوست‌داشتنی» را داشتند که متأسفانه اتفاق نیفتاد و ظاهرا مشکل نمایش این فیلم همچنان ادامه دارد، در این مدت واکنشی از جانب مدیران دولتی نسبت به فیلم داشتید. 
هیچ جوابی نگرفتم! ولی از همه صد منتقد و خبرنگار تشکر مي‌كنم و به‌خاطر اینکه هیچ جوابی از دبیر جشنواره نگرفتند، از همه آنها عذرخواهی می‌کنم، بالاخره روزی «آشغال‌های دوست‌داشتنی» به نمایش درمی‌آید.
‌ این چهارمین‌باری بود که فیلمتان را در جشنواره ثبت‌نام کردید. چرا آن را رسانه‌ای نکردید و تابه‌‌حال درباره اتفاقاتی که در این چند سال افتاده حرفی نزده‌اید؟ 
در این سال‌ها می‌خواستم در سکوت و باآرامش در پی احقاق حق فیلمم باشم، ولی به قول یکی از مدیران قبلی جشنواره، امسال هیئت محترم انتخاب بالاخره ننگ نپذیرفتن «آشغال‌های دوست‌داشتنی» را پذیرفت و آن را به نام خودش ثبت کرد! این فیلم کاملا قانونی ساخته شده و نزدیک چهارسال است که امید به اندکی تدبیر و اعتدال دارم، ولی اشتباه بود! تابه‌حال در دولت اعتدال، درِ سینما بر همان پاشنه دولت قبلی چرخیده است!
چهارسال است که می‌گویم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» فیلمی در جهت گفت‌وگو، وحدت ملی و پرهیز از فضای دوقطبی در جامعه است؛ چیزی که نیاز امروز جامعه ماست، ولی تنها پاسخی که از مدیران گرفتم، خانه‌نشین‌کردنم بود! آن‌هم در بهترین سال‌های زندگی کاری‌ام.  شاید همان سال ٩٢ وقتی اجازه ندادند هیئت انتخاب جشنواره، این فیلم را ببیند، باید آن را به جشنواره‌های خارجی می‌دادم تا حداقل زحمات گروهی از بهترین عوامل سینمای ایران دیده می‌شد، هنوز نمی‌خواهم قبول کنم که اشتباه کرده‌ام!
‌ امسال فیلم‌اولی‌ها حضور پررنگی در جشنواره داشتند و آثارشان در کنار سایر بخش‌ها دیده شد، آثار فیلم‌اولی‌ها را چطور دیدید؟ 
در این شرایط تنها امید سینمای ایران فیلم‌اولی‌ها هستند که باوجود همه مشکلات، فیلم‌های بسیار خوبی ساختند، فیلم‌های اول چون عمدتا ریشه در جریان فیلم کوتاه دارند، از پشتوانه‌ غنی تکنیکی و محتوایی برخوردارند که امید به احیای سینمای ایران را بالا می‌برد.
‌ انتقاداتی نسبت به انتخاب فیلم‌ها، سطح کیفی آثار و درنهایت داوری‌ها شد که بسیاری از این حواشی همچنان ادامه دارد، امسال نام بسیاری از دیگر فیلم‌سازان جریان‌ساز سینمای ایران هم از حضور در جشنواره حذف شد، به نظر شما تا چه حد برخی از این انتقادها به عملکرد هیئت انتخاب و داوری وارد است؟ 
همه داوران از چهره‌های شناخته‌شده و معتبر سینمای ایران بودند و چون همه فیلم‌ها را ندیدم، ترجیح می‌دهم نظری ندهم، ولی حجم اعتراضاتی که امسال به مدیریت و داوری جشنواره شد، نام جشنواره سی‌وپنجم را ماندگار کرد. ولی درباره هیئت انتخاب، نپذیرفتن فیلم «کاناپه» آقای عیاری که غیر از داستان ساده و انسانی‌اش، منحصربه‌فردترین تجربه سینمای ایران در چهره‌پردازی بازیگران زن را نشان می‌داد، اوج محافظه‌کاری و بی‌مهری بود. کاناپه باعث تحول سینمای ایران در ارتباط هرچه‌بهتر و واقعی‌تر با فیلم‌های ایرانی می‌شود.  من دو فیلم «لِرد» آقای رسولف و «هجوم» آقای مکری و چند فیلم دیگر را هم ندیده‌ام، ولی مطمئنم کیفیت این فیلم‌ها کمتر از اکثر فیلم‌های جشنواره امسال نبود و حضورشان جشنواره را گرم‌تر و جذاب‌تر می‌کرد.
 ‌ بسیاری معتقدند ضعیف‌ترین جشنواره سال‌های اخیر را پشت‌سر گذاشتیم، نظر شما چیست؟ 
از نظر مدیریتی تا حدی موافقم، هرچند امسال تعدادی فیلم خوب هم در جشنواره بود.
‌ به‌زعم برخی، محتوای بسیاری از فیلم‌های امسال جشنواره تلخ بود، نظر شما هم همین است؟ 
این تلخی در جامعه امروز ایران و نهایتا در سینمای ما هم هست. این تلخی حاصل روحیه مردم و سینمایی است که خیلی وقت‌ها پاسخ امیدواری‌اش را نمی‌گیرد.




توصیف تلخ بهرام بیضایی از “روز واقعه”اش که خود نتوانست آن را بسازد ⇐شبیه شد به فیلمهایی که بناست از تلویزیون پخش شود

سینماروزان: بهرام بیضایی وقتی در اوایل دهه 60 سناریوی “روز واقعه” را با نام مستعار “ع.سالک” نوشت و به داریوش فرهنگ داد تا به گروه فیلم و سریال شبکه ارائه کند هرگز فکرش را نمی کرد که ده سال بعد جوانی به نام شهرام اسدی که آن زمان تازه از آمریکا بازگشته بود بشود کارگردان این سناریو.

به گزارش سینماروزان شهرام اسدی کوشید در اندازه های خود فیلم استانداردی بسازد و البته هیأت داوران جشنواره سیزدهم فجر که از ابراهیم حاتمی کیا تا خسرو سینایی و جواد شمقدری در آن حاضر بودند با بایکوت نام بیضایی به عنوان سناریست، چهار جایزه بهترین فیلم،موسیقی، طراحی صحنه و چهره پردازی را به این فیلم داد.

اما بیضایی چنان که باید از نتیجه کار اسدی و فیلمی که ساخته شد راضی نبود و آن را اثری تلویزیونی می دانست.

10 کارگردان عوض شد اما نگذاشتند خودم بسازم

بیضایی خودش در سال 88 و مدتی پیش از مهاجرت به ایالات متحده در گفتگویی با جواد طوسی درباره دلیل ساخت فیلم توسط اسدی گفته بود: نگذاشتند خودم بسازم. لااقل ۱۰ کارگردان عوض شد و من تعجب می‌کردم که این همه آدم نمی‌توانند این فیلم را بسازند. حتی گفتند واروژ کریم مسیحی این فیلم را بسازد. خوشحالم می‌شدم اگر او این فیلم را می‌ساخت. حتی اسم آقای محمدرضا اصلانی را آوردند.

وی ادامه داده بود: خیلی‌ها عقیده داشتند که چند جای فیلم را باید عوض کنم، اما من برای عوض کردن نرفتم. به هر حال آقای اسدی مهارتش را داشت که لااقل تعداد جاهایی را که می‌خواستند عوض شود به سه برساند و فیلمی بسازد شبیه فیلم‌هایی که قرار است از تلویزیون پخش شود.

بیضایی تاکید کرده بود: اصلا نمی‌خواهم بگویم راضی هستم یا نه. تمام حرف من این است که من این فیلم را این طور نمی‌دیدم. این فیلم شباهتی به فیلم‌هایی که داشتم، ندارد.

روز واقعه
روز واقعه



آقازاده شمقدری در “هفت”+عکس

سینماژورنال: در حالی که سری تازه برنامه «هفت» با اجرای بهروز افخمی با حمایت آشکار اغلب رسانه های اصولگرا روی آنتن رفته است امشب آقازاده جواد شمقدری رییس پیشین سازمان سینمایی به «هفت» می آید.

به گزارش سینماژورنال حسین شمقدری فرزند جواد شمقدری که سابقه ساخت تعدادی مستند را هم در کارنامه دارد به «هفت» می آید تا در مقابل بهروز افخمی نشسته و به عنوان چهره ای باتجربه(!!) به بحث درباره مستند اجتماعی بنشیند.

در شرایطی در که سینمای مستند ما هستند کارگردانانی بسیار باتجربه و امتحان پس داده تر از شمقدری اینکه بررسی مستند اجتماعی در این برنامه با حضور آقازاده شمقدری انجام می شود هم جای تأمل دارد.

حسین شمقدری
حسین شمقدری



“بگم بگم” منکراتی ایوبی برای ختم ماجرای درز یک نامه حراستی؟

سینماژورنال: در روزهای گذشته و در امتداد روند فیش گیت که با انتشار فیشهای نجومی برخی مدیران دولتی آغاز شده بود حجت ا.. ایوبی رییس سازمان سینمایی دولت یازدهم از آمادگی شفاهی خود برای انتشار فیشهای حقوقی مدیران فعلی سازمان خبر داد.(اینجا را بخوانید)

به دنبال وی جواد شمقدی مدیر قبلی سازمان در گفتگو با رسانه متبوع خودش از حقوق ماهیانه ۳ تا ۴ میلیونی خود خبر داد. (اینجا را بخوانید) این مسأله با واکنش ایوبی مواجه شد که نه از طریق رسانه ای رسمی که از طریق کانال تلگرامی اتهامات مالی میلیاردی را روانه مدیران قبلی سینما کرد؛ البته که این اتهامات بدون نام بردن از شخص خاصی بود.

این پاتک ایوبی با واکنش شمقدری روبرو شد که این بار با انتشار تصویر فیشهای حقوقی اش از رقم دریافتی حقوق ۳ تا ۴ میلیونی اش به صورت مستند تصویرسازی کرد.(اینجا را بخوانید)

در مقابل اما ایوبی هیچ فیش حقوقی از خود یا مدیرانش منتشر نکرد ولی یک سایت شبه‌اصولگرا تصویر نامه ای داخلی از حراست به رییس سازمان سینمایی را منتشر کرد که در آن ادعا شده بود دو مدیر سازمان سینمایی سابق یعنی محمدرضا عباسیان و عباس اسدالهی دریافتی های بالا داشته اند.(اینجا را بخوانید)

انتشار این نامه زودتر از حد تصور با واکنش عباسیان مواجه شد که در یادداشتی کوتاه ارقام دریافتی منسوب شده به خود را زیر سوال برد و سپس در جوابیه‌ای تفصیلی و همراه با انتشار تصویر فیشهای حقوقی خویش، تمامی ادعاهای ذکر شده را به چالش کشید.(اینجا و اینجا را بخوانید)

تناقض مدیری که از علاقه خود برای پایان دادن می گوید

حالا ایوبی مجددا وارد گود شده و این بار نه از طریق کانال تلگرامی که در گفتگو با سایت اطلاع رسانی دولت، بدون اینکه پاسخی بدهد بر چگونگی انتشار یک نامه درون سازمانی از طریق یک رسانه شبه‌اصولگرا سعی کرده با تکیه بر سیاست‌ورزی که درس آن را خوانده و با اشاره به اینکه ماجرای فیش گیت یک عملیات ایذایی و ردگم کنی بوده، از علاقه خود برای پایان یافتن به این روند سخن بگوبد.

اما تناقض گفته های این مدیر جایی است که برخلاف ادعایش درباره علاقمندی به پایان یافتن ماجرا ادعای تازه ای را طرح کرده درباره گم شدن 36 ساعته یکی از معاونهای سابق سینمایی.

آنونس برنامه آینده؟

ایوبی بدون آن که پاسخگوی شبهه های عباسیان باشد متأثر از شیوه‌ “بگم بگم” که منتسب به دولت سابق بود و امثال ایوبی سخت بر آن می تازیدند حالا خود با به‎راه انداختن بگم بگم منکراتی، احتمالا آنونس و تیزر برنامه آینده را که این بار افشاگری اخلاقی است در متن گفتگویش آورده است که بازی ادامه پیدا نکند و شکایتی که عباسیان به نمایندگی از مسئولین پیشین سینما وعده آن را داده بود انجام نگیرد. به نظر می رسد این شیوه تقاضای غیرمستقیم از طرف مقابل است که قید ماجرای فیشها را زده و از در مصالحه برآید.

ضمن باقی ماندن این پرسش که چرا ایوبی برای خاتمه ماجرا برای یک بار هم که شده  فیش حقوقی خود و همکارانش در سازمان سینمایی را منتشر نمی کند، باید منتظر ماند و دید نامه درون سازمانی که منتسب است به ادعای فقدان 36 ساعته یک معاون سابق در کدامیک از رسانه های شبه‌اصولگرا منتشر خواهد شد.

متن گفتگوی پایگاه اطلاع رسانی دولت با ایوبی را بخوانید:

ایوبی گفت: من معتقدم اصل ماجرای فیش‎گیت یک جنگ روانی انتخاباتی برای کند کردن شتاب حرکت دولت و ایجاد جو سوءتفاهم علیه دولت بود. ضمن اینکه مدیران فعلی براساس روندها و مقرراتی که از دولت‎های پیش برجای مانده این پرداخت‎ها را انجام داده‎اند.

 رییس سازمان سینمایی با تاکید بر لزوم شفاف‎سازی در دستگاه‎های اجرایی و نهادهای عمومی، اصلاح ساختارها مبنی بر حذف رانت و ایجاد سیستم‎های فرایندی شفاف و پاسخگو را رویکرد مهم سیاست‎های مدیریت او در دوره جدید اعلام کرد.

ایوبی از اولین مدیرانی بود که حقوق خود را اعلام کرد، با این حال می‎گوید او و مدیرانش تلاش کردند در دام جنگ زرگری کسانی که دوست دارند آرامش سینما را از بین ببرند نیفتند.

ایوبی با بیان این که در سازمان‎های دولتی ارقام فیش‎های حقوقی کاملا مشخص است و انتشار فیش‎های حقوقی هیچ چیز را روشن نمی‎کند، تصریح کرد: به غیر از مواردی که از قانون نظام پرداخت هماهنگ، مستثنی شده‎اند امکان تخلف وجود ندارد و آن چیزی که مهم است و زمینه سوء استفاده را فراهم می‎کند، پرداخت‎های غیرقانونی و پاداش‎های نامتعارف است که باید بررسی شود. دیوان محاسبات در تمام سازمان‎ها نماینده دارد، سازمان بازرسی نظارت می‎کند و پرداخت‎ها را بررسی می‎کنند، حتی آقای وزیر هم نمی‎تواند حقوق امثال بنده را بیشتر از آن چیزی که در قانون مشخص شده است افزایش دهد؛ من عضو هیات علمی هستم، پایه حقوقم را از دانشگاه می‎گیرم و مابقی را وزارت ارشاد پرداخت می‎کند.

او افزود: اما من معتقدم اصل ماجرای فیش‎گیت یک جنگ روانی انتخاباتی برای کند کردن شتاب حرکت دولت و ایجاد جو سوءتفاهم علیه دولت بود. دستور صریح مقام معظم رهبری و برخورد صادقانه رئیس محترم جمهوری به نظرم اتفاق خوب و مثبت این رویداد بود. ضمن اینکه مدیران فعلی براساس روندها و مقرراتی که از دولت‎های پیش برجای مانده این پرداخت‎ها را انجام داده‎اند. پس باید به جای متهم کردن افراد و مدیران روندها را اصلاح کرد. و البته در اصلاح مقررات باید عدالت را رعایت کرد. به هر حال مدیر متخصص و شایسته و با تجربه هم طبیعی است که باید زندگی‎اش مطابق شئوناتش تامین شود. اگر بنا بر شایسته سالاری است هزینه این شایسته سالاری هم باید با عدالت و انصاف پرداخته شود. در غیر این صورت دولت از مدیران توانا تهی خواهد شد.

وی با تاکید بر اینکه باید روندها اصلاح شود گفت: من از اینکه در جریان این فیش‎بازار سیاسی، نام برخی افراد دست‎کم در حوزه سینمایی بر سر زبان‎ها افتاد به هیچ وجه راضی نیستم و امیدوارم این ماجرا به سرعت خاتمه یابد.

رییس سازمان سینمایی با اشاره به ناپدید شدن 36 ساعته یکی از معاون‎های سازمان در دوره قبلی گفت: مجموعه ای از رخدادهای تلخ در دوره گذشته که من نمی‎خواهم بدان ورود کنم دیوار اعتماد بین اهالی سینما و مدیریت نظام را به کلی فروریخت. کسانی متاسفانه در ورطه فسادهای مالی و اخلاقی افتادند که پیوسته از مفاهیم ارزشمند و دین هزینه کردند و کار را بر مدیران متدین و ارزش‎گرای واقعی سخت کردند. اصول‎گرایان و انقلابی‎های متدین واقعا باید مدعیان اصلی این مدیران باشند. آنها به نام انقلاب و ارزش‎ها آمدند و این همه رویدادهای تلخ را رقم زدند.

ایوبی افزود: من همچنان معتقدم که ماجرای فیش‎ها عملیات ایذایی، رد گم‎کنی و کاملا سیاسی بود و امیدوارم دومینوی مچ‎گیری به گونه ای نباشد که اعتماد مردم را از کلیت نظام سلب کند.




انتشار تصویر یک نامه درون سازمانی؛ از حراست به ایوبی+عکس/متوسط دریافتی ماهانه: 45 میلیون!!!

سینماژورنال: در حالی که اتهامات تلگرامی حجت ا.. ایوبی به مدیران سابق سینمایی منجر شده بود به اینکه جواد شمقدری فیش حقوقی خود را منتشر کند(اینجا و اینجا را بخوانید) حالا تصویر نامه ای عجیب از حراست سازمان سینمایی منتشر شده که در آن رقم دریافتی کل دو مدیر میانی سازمان سینمایی سابق آمده است.

به گزارش سینماژورنال در این نامه رقم دریافتی محمدرضا عباسیان مدیر موسسه رسانه های تصویری و دبیر جشنواره سی و یکم فیلم فجر و عباس اسدالهی خزانه دار سابق سازمان سینمایی به ترتیب 1 میلیارد و 469 میلیون تومان و 682 میلیون تومان ذکر شده است.

دریافتی ماهیانه هر کدام چقدر بود؟

عباسیان این دریافتی را در فاصله مرداد 89 تا اردیبهشت 92 یعنی قریب به 33 ماه داشته است. دریافتی اسدالهی هم مربوط به تیر 89 تا شهریور 93 بوده است یعنی 50 ماه.

اگر بخواهیم براساس این مجموع دریافتی به متوسط دریافتی ماهیانه هر یک برسیم نتیجه چنین است؛ محمدرضا عباسیان ماهیانه حدود 45 میلیون تومان دریافتی داشته است و  اسدالهی ماهیانه حدود 14 میلیون تومان درآمده داشته است.

دو نکته 

در کنار ارقام بالای برآمده از این نامه دو نکته درباره آن قابل ذکر است؛ یکی منبع انتشار نامه که “تابناک” است یعنی رسانه ای منسوب به محسن رضایی و دیگری استفاده از عبارت “بیت المال مسلمین” در نامه!

این نامه درون سازمانی اگر از طریق روابط عمومی سازمان سینمایی یا رسانه های نزدیک به دولت منتشر می شد آن قدرها عجیب به نظر نمی رسید. سوال اینجاست که این نامه چطور به دست یک رسانه اصولگرا رسیده است؟

به جز این  به نظر نمی رسد عبارت “بیت المال مسلمین”  عبارتی باشد که استفاده از آن در نامه های داخلی سازمانی مانند سازمان سینمایی کاربرد داشته باشد. آیا در مکاتبات داخلی سازمان تحت مدیریت حجت ا.. ایوبی هم چنین واژگانی به کار می رود؟

حالا باید منتظر ماند و دید از یک طرف واکنش سازمان سینمایی به این نامه چیست و از طرف دیگر واکنش محمدرضا عباسیان و عباس اسدالهی؟

نامه ای که تابناک آن را منتشر کرده
نامه ای از حراست سازمان به رییس سازمان



شمقدری اولین فیش حقوقی سینمایی را منتشر کرد+عکس/حالا نوبت ایوبی است

سینماژورنال: در فاصله کمتر از یک سال مانده تا انتخابات ریاست جمهوری و چند هفته بعد از انتشار فیشهای حقوقی چند صد میلیونی برخی مدیران دولتی که موجب شد برخی از چهره های مدیریتی دیگر برای افشای پاکدستی به صورت داوطلبانه فیشهای خویش را منتشر کنند، بالاخره اولین فیش حقوقی یک مدیر سینمایی هم منتشر شد.

به گزارش سینماژورنال البته این فیش مربوط به مدیران فعلی سینما نیست بلکه جواد شمقدری رییس قبلی سازمان سینمایی فیش حقوقی خود را منتشر کرده است.

اقدام به انتشار فیش حقوقی از سوی شمقدری در حالی بود که چند روز قبل حجت ا.. ایوبی در یادداشتی تلگرامی یک سری اتهامات مبهم مالی را درباره مدیران قبلی سینما مطرح کرده بود و البته بدون انتشار تصویر فیش حقوقی اش، رقم پایه آن را اعلام کرده بود.(اینجا را بخوانید)

حالا شمقدری هم فیش حقوقی اش را برای انتشار در اختیار خبرگزاری متبوعش “سینماپرس” قرار داده است و هم به صراحت از پیگیری حقوقی اتهام زنندگان به خود خبر داده است. باید دید واکنش ایوبی به این انتشار فیش چیست و آیا او نیز تصویر فیش حقوقی خود را منتشر خواهد کرد؟

فیش حقوقی منتشر شده جواد شمقدری برای دو ماه سال ۹۲ است که بر اساس آن میانگین دریافتی وی حدود دومیلیون و ششصد هزار تومان می‌شود؛ این امر در حالی که ایوبی در یادداشت تلگرامی خود تنها پایه حقوق خود را چهار میلیون و هشتصد عنوان کرده است که بعضا مبلغ فیش حقوقی تا بیش از دو برابر پایه حقوق می شود.

همانند کودتای ترکیه

شمقدری با اشاره به اتهامات مطرح شده علیه دوران مدیریت وی گفت: این گونه دروغ پرانی ها همانند کودتای نافرجام ترکیه است که تنها ساعاتی کافی است که میزان سست بودن و دروغ بودن آن به خوبی بر همگان ثابت شود. جای بسی تاسف است که یک مدیر دولتی چه راحت اتهامات بی پایه و اساس را آن هم بعد از سه سال نشستن بر کرسی مدیریتش،  بر بدنه مدیریت پیش از خود وارد می کند. این نمونه از دروغ گویی برای من جای بسی تعجب دارد. همه اسناد و مدارک و امکانات و ارتباطات مدیریتی سه سال است دست ایشان است و حالا یک سری اتهامات مبهم وارد می سازند که قطعا کذب است.

وی ادامه داد: این آقایان در شش ماه اول نشستن بر کرسی مدیریت سینما تا آنجا که می توانستند اسناد بی پایه و اساس جور کردن و علیه مدیران سابق پرونده سازی کردن، ولی همه آنها به علت بی پایه و اساس بودن به جایی نرسید و حالا مجبورند به چنین حربه های سخیفی روی بیاورند. اگر اینها حرف راست برنند باید شک کرد.
رییس سازمان سینمایی دولت دهم درباره اتهامات وارد شده مبنی بر گم شدن صدهزار دلار و یا پاداش میلیاردی مورد ادعای رییس فعلی سازمان سینمایی افزود: این موارد کذب است و احتمالا برای سرپوش گذاشتن بر سوء مدیریت خودشان چنین ادعاهایی نمودند. هرکس کوچکترین تجربه اجرایی داشته باشد می داند که امکان گم شدن مبلغ در ساختارهای اداری و مالی وجود ندارد. حتما برای آن پرداخت کننده و دریافت کننده و مسیر پرداخت وجود دارد. اینگونه ادعاها صرفا به آن جهت است که بر ناتوانی خود در مدیریت منابع مالی سرپوش بگذارند.

فیش حقوقی منتشر شده شمقدری
فیش حقوقی منتشر شده شمقدری

چنین ادعاهایی قطعا دروغ و کذب است

شمقدری افزود: مبلغ ادعایی به عنوان پاداش برای مدیری که دو سال و ده ماه مدیریت داشته نیز همینطوری درهم ادعا شده و قطعا کذب محض است. متاسفانه دروغ گویی در این دولت برای رهایی از فشارهای رسانه ای عادت شده است. معلوم نیست این مبلغ را از کجا آورده اند و همین طوری ادعا شده پاداش است! بنده با تمام مدیران ستادی شرط کرده بودم حقوقشان حدود پنج میلیون بیشتر نباشد و پاداش هایی که آن هم می بایست به تصویب هیات مدیره موسسات می رسید، در پایان هر سال از یک میلیون تا حداکثر بیست میلیون بود و چنین ادعاهایی قطعا دروغ و کذب است.

قطعا حق پیگیری حقوقی و قضایی بر علیه منتشر کنندگان اینگونه مطالب برای بنده محفوظ است
شمقدری در زمینه حقوق ۴۳ میلیون تومانی منسب به وی در برخی سایتها و شبکه های مجازی نیز گفت: واقعا جای تاسف است که یک مدیر چگونه با دروغ گویی و ابهام آفرینی زمینه سازی گسترش شایعه ای بی پایه و اساس می شود.  جالب است آمده اند رقم بی پایه مورد ادعای آقای ایوبی را بر مدتی که وی گفته تقسیم کرده اند و شده ۴۳ میلیون و آن را به بنده منتسب کرده اند. همه چیز بر باد هوا! دروغ بزرگی است که منتشر کنندگان آن باید در درگاه الهی پاسخ گو باشند. قطعا حق پیگیری حقوقی و قضایی بر علیه منتشر کنندگان اینگونه مطالب برای بنده محفوظ است. برای روشن شدن این موضوع بنده فیش حقوقی دو ماه از آخرین سال حضورم در سازمان سینمایی را در اختیار رسانه ها گذاشته ام. باشد که خود مردم قضاوت کنند.




ایوبی بدون انتشار تصویر فیش حقوقی‌اش، به ذکر رقم آن بسنده کرد

سینماژورنال: در هفته های گذشته انتشار فیشهای چندصدمیلیونی برخی مدیران دولت یازدهم، جواد شمقدری رییس سابق سازمان سینمایی را وارد گود کرد که با اعلام دریافت حقوق ماهانه 3 تا 4 میلیونی از مدیران فعلی سازمان سینمایی بخواهد فیشهای خود را منتشر کنند.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماژورنال حالا ایوبی رییس فعلی سازمان سینمایی در یادداشتی که شکل و شمایل یک بیانیه دارد رقم حقوق دریافتی اش را اعلام کرده بدون اینکه تصویری از فیش حقوقی اش منتشر کند.

ایوبی البته که در این یادداشت هم به مانند همیشه از صفهای طولانی مردم در برابر سینماها به لطف مدیریت خود گفته است؛ البته نگفته که این صف های طولانی جلوی کدام سینما و برای دیدن کدام فیلم بسته می شوند تا اهالی رسانه هم نسبت به ضبط تصاویر این صفها مبادرت کنند!!!

متن یادداشت ایوبی را بخوانید:

ایستگاههای پرشمار قطار سیاست در سرزمین فرهنگ بازهم انتخاباتی دیگر در راه است و چه خوب که ما می توانیم به خودمان ببالیم که انتخابات داریم. مردم سالاری دینی داریم. حالا که آب از آسیابهای بهارستان افتاده و تکلیف کرسی های ریاست و غیر ریاست هم روشن شد. ناخودآگاه ذهنها می رود به سوی سال 96. سال پایان یک دوره از یک دولت. دولتی که می کوشد پیام آور امید باشد در عرصه های داخلی و خارجی. اتفاقا همین امید را باید نشانه گرفت. پس باید سراغ آن جاههایی رفت که نسیم امید در آنجاها وزیدن گرفته.
واین است فلسفه ماجراهای این روزهای سینما. سینمایی که سرپاست. پیش می رود. قلمروهای از دست رفته اش را فتح می کند. سینمایی که مخاطب دارد. سینمایی که می فروشد. سینمایی که سرمایه اصلی اش یعنی مردم را باز می یابد. صفهای طولانی در برابر سینماها همان اندازه که برای دوستداران فرهنگ وهنر این سرزمین و برای علاقه مندان به نظام جمهوری اسلامی ایران یک خبر خوب است، می تواند خبری ناخوشایند برای آنهایی باشد که پرهستند از کینه نسبت به مردم ونظام. می تازند از سرخشم با تیرهای آشکار و پنهان. مفاهیم ارزشمند، می شود دستاویزی برای تسویه حسابهای سیاسی.
گوشهای ناشنوایی که نشنید فریادهای برخاسته از دل و جان پیر دیر و رهبر هشیار را درباره «شبیخون فرهنگی»،« تهاجم فرهنگی» و«ناتوی فرهنگی». اینک به بهانه «ولنگاری فرهنگی» می تازد بیرحمانه بر مدیران امین و پاکدست و با غیرت سینمای ایران. آنها که این همه فریاد را در روزگاری که زور در بازو و زر در ترازو داشتند نشنیدند، امروز دایه های مهربانتر از مادر شده اند. فیش حقوقی می خواهند.
در این فیش بازار سیاسی که راه افتاده کمی هم خودمان را به جای مردمی بگذاریم که در اوج سختی ها با این خبرها بمباران می شوند. و آن وقت ما انتظار داریم به دولت و نظام اعتماد کنند. به این دوستان می گویم نگران نباشید.خیالتان راحت در سازمان سینمایی هیچ مدیری در دو سال و ده ماه ( یک میلیارد و چهارصد شصت و نه میلیون و نه صد و هشتاد وشش هزار و نه صد و چهل و هفت تومان) نمی گیرد ( تقسیم بر هزار کنید می شود معادل دلاری).
از پاداش های چند ده میلیونی خبری نیست. اینجا دیگر به بهانه خرید تجهیزات سینمایی از اروپا صدهزار دلار گم نمی شود. بدون گذر از هیچ شورا و فیلتری به شخصیت های حقیقی و حقوقی دوست و زحمتکش پولهای بی حساب و کتاب چندصدمیلیونی و میلیاردی داده نمی شود. ( به رغم همه فشارها هنوز منتشر نشده ولی …).
هیچ سایت خبری با هزینه دولت برای برای شخصی سازی در روزمبادا تاسیس نمی شود. اینجا همه چیز روشن است. این چند کلمه هم اگر نبود درخواست صریح دوستان گفته نمی شد.
ماجرای شیرین فیش ها ادامه دارد. قطار سیاست راه افتاده. از بخت بدِ اهالی فرهنگ، قطار سیاست که دراین سرزمین چندان هم خالی نمی رود، ایستگاههای پرشماری در سرزمین فرهنگ و هنر و بویژه سینما دارد. حالا در این فیش بازارسیاست بگذارید فیش حقوقی رئیس سازمان سینمایی را همه بدانند. حقوق پایه دانشیار دانشگاه تهران + 48.627.224 ریال ( چهارمیلیون و هشتصد و … تومان بدون کسورات) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این می شود فیش حقوقی رئیس سازمان سینمایی.
بگذریم انتخابات 96 در پیش است. قطار سیاست ایستگاههای پرشماری در عرصه فرهنگ و هنر و بویژه سینما دارد. سینماگران اما هوشیارند. دست رقیبان سینما را خوانده اند. فریب این فیش بازیها و رجز خوانی ها را نمی خورند. با آرامش دستاوردهایشان را پاس می دارند. سینما به پیش می رود. موفقیتهای سینماگران در ایران و جهان ادامه خواهد داشت.




واکنش شمقدری به طعنه ایوبی⇐حقوق ماهیانه بنده در حدود ۳ تا ۴ میلیون تومان بود/شما هم فیش خود را نشان دهید

سینماژورنال: حدودا سه هفته قبل و در بحبوحه داغ بودن ماجرای انتشار فیشهای حقوقی نجومی مدیران دولتی، رییس سازمان سینمایی از آمادگی خود برای انتشار فیشهای حقوقی خود و همکارانش سخن گفت.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماژورنال حجت ا.. ایوبی در حاشیه جلسه امضای تفاهمنامه سه جانبه میان «تهیه کنندگان سینما-شرکتهای عرضه کننده سامانه ویدیوی درخواستی-موسسه رسانه های تصویری» گفت: ما آمادگی داریم فیش‌های حقوقی مدیران فعلی و قبلی را منتشر کنیم هرچند این کار‌ها را خیلی درست نمی‌دانیم اما اگر این کار را بکنیم شما‌ها متحیر می‌شوید.

البته که در تمام این سه هفته هیچ خروجی عملگرایانه از ادعای ایوبی را ندیدیم و هیچ فیش حقوقی مربوط به مدیران سینمایی منتشر نشد. حالا جواد شمقدری رییس قبلی سازمان سینمایی در گفتگو با “سراج24” پاسخگوی طعنه ایوبی درباره فیش حقوقی مدیران قبلی بوده است.

متن گفته های شمقدری را بخوانید:

آقای ایوبی در گفته ای کنایه آمیز عنوان داشتند که می توانند فیش‌ های حقوقی خود را به همراه فیش مدیران گذشته سینمایی منتشر کنند و بیان کردند که با انتشار این فیش ها و در مقام مقایسه، تعجب همگان از میزان حقوق دریافتی فاصله مند مدیران فعلی نسبت به مدیران دولت قبل رخ می دهد!

این کار را بکنند و تنها در حد حرف و شعار باقی نماند! درباره حقوق مدیران سینمایی دولت قبل بلوف می زنند، چرا که حقوق ماهیانه بنده در آن دوران متوسط در حدود ۳ تا ۴ میلیون تومان بود که فیش های آن هم موجود می باشد. از این جهت به مدیران سینمایی اعلام می کنم که فیش های خود را هم نشان دهند که مشخص شود چقدر می گیرند و به پاداش های خود هم اشاره کنند.

پس شما رضایت خود را از اعلام همزمان فیش حقوقی خود در دولت گذشته به همراه فیش حقوقی مدیران فعلی سازمان سینمایی اعلام می کنید؟

بله، باید شفاف سازی شود. البته به احتمال زیاد رقم های نجومی موسسات بانکی و نفتی در حوزه فرهنگ و سینما وجود نخواهد داشت اما بهتر است برای جلوگیری از هر گونه برداشت های نامناسب حقوق مدیران و رئیس سازمان سینمایی اعلام شود و قبل از ورود نهادهای نظارتی خودشان در جهت پاسخ به مطالبه عمومی پیشقدم شوند.




تکذیب بخش دیگری از ادعاهای عسکرپور توسط علیرضا سجادپور

سینماژورنال: گفتگوی صریح علیرضا رییسیان درباره برخی اتفاقات سالهای اخیر خانه سینما(اینجا و اینجا را بخوانید) با جوابیه ای از سوی محمدمهدی عسکرپور(اینجا را بخوانید) مواجه شد؛ جوابیه‌ای که عسکرپور در آن ادعاهای مختلفی طرح کرده بود.

به گزارش سینماژورنال ساعاتی کوتاه بعد از این جوابیه ابتدا سعید سهیلی و به دنبال وی نیز حسین فرحبخش بخشهایی از جوابیه که مربوط به حمایت عسکرپور از صاحبان فیلمهای توقیفی توسط حوزه هنری بود را کاملا تکذیب کردند.(اینجا و اینجا را بخوانید)

حالا علیرضا سجادپور رییس اداره نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی در دولت دهم نیز در گفتگو با “صبح نو” به تکذیب بخشی دیگر از جوابیه عسکرپور پرداخته است؛ بخشی که در آن سجادپور متهم به نقل قولی شده درباره علیرضا رییسیان.

عسکرپور در جوابیه اش بر گفتگوی رییسیان نوشته بود: آنچه مایل نبودم علنی کنم اینکه آقای سجادپور در حضور من و جناب توحیدی ناخواسته از نقش جنابعالی{علیرضا رییسیان} درمعرفی مسیر ورود معاونت سینمایی وقت(به نظر من) و دفتر حقوقی ارشاد(به نظر شما) به ماجرای انحلال خانه سینما پرده برداشت.

کاملا تکذیب می‌کنم

علیرضا سجادپور معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی در دولت دهم اما با ردّ ادعای عسکرپور به «صبح نو» گفت: اول آن که در ایام ماه مبارک رمضان طاعات همگان قبول باشد. دوم آن که خیلی پیگیر اخبار این روزها نیستم اما شنیده ام اخیرا نقل قولی از من در باب خانه سینما منتشر شده و در این نقل قول پای یک نفر دیگر هم به میان کشیده شده. نمی‌دانم چنین ادعایی از کجا آمده و علت طرح آن چست اما اینکه آقای عسکرپور نقل قولی را به من نسبت داده که در آن پای رییسیان هم وسط کشیده شده،  کاملا تکذیب و ردّ می‌کنم.

قبل از انحلال جلسه ای داشتیم برای حل مشکل

سجادپور در پاسخ به این پرسش که آیا اساسا هیچ جلسه ای با عسکرپور در ماجرای انحلال خانه سینما نداشتید بیان داشت: در همان ایام که بحث تعطیلی خانه سینما از سوی شورای فرهنگ عمومی و به خاطر اشکالات حقوقی آن جدی شده بود با آقایان عسکرپور و توحیدی که مدیرعامل و رییس هیأت مدیره خانه سینما بودند، جلسه ای داشتم. این جلسه در محل خانه سینما برگزار شد و هدف از برگزاری آن هم کمک برای حل مشکل بود یعنی سعی کردم در جهت حل مشکلات حقوقی که به خانه سینما وارد شده بود به آنها کمک کنم.

در این جلسه کلمه ای درباره رییسیان صحبت نشد

وی ادامه داد: این جلسه به صورت کاملا آشکار انجام گرفت و هیچ اتفاق مخفیانه و غیرعلنی در آن رخ نداد و ابدا هم در این جلسه کلمه ای درباره رییسیان صحبت نشد و هیچ نقل قولی از ایشان صورت نگرفت چون اصلا بحث جلسه ربطی به شخص خاصی نداشت و درباره یک سری مشکل حقوقی بود که در نهایت نیز منجر به انحلال خانه سینما شد.




رییسیان همه چیز را گفت⇐کمک فائزه هاشمی به عباس کیارستمی در ماجرای نخل طلا/ تلاشهای سیدضیاء هاشمی برای عدم واگذاری مسئولیت به شمقدری/ رابطه خانوادگی نزدیک عسکرپور با شمقدری/ شباهت ایوبی به مربی والیبالی که نمی‌تواند در فوتبال موفق باشد/ راه‌اندازی خانه سینما با الگوی شوروی سوسیالیستی/پاره شدن حکمی که ضرغامی برای ریاست ناصر شفق بر خانه سینما زد و…

سینماژورنال: گفتگوی علیرضا رییسیان در برنامه اینترنتی “35” با فریدون جیرانی گفتگویی پر از نکته بود.

به گزارش سینماژورنال بخشی از شمول این گفتگو را پیشتر ارائه کردیم.(اینجا را بخوانید)

بخشهای خواندنی دیگری از این گفتگو که توسط تحریریه سینماژورنال استخراج شده را در ادامه بخوانید:

کمک فائزه هاشمی به کیارستمی

کیارستمی همچنان معتبرترین فیلمساز ایران در سطح جهان است؛ او سینمایی دارد که در نقاطی از دنیا و از جمله آسیای جنوب شرقی تقلید میشود و این تفاوت او با دیگران است.
بعد از دریافت نخل طلای کن توسط عباس کیارستمی و به هنگام ورود وی به ایران شنیده بودیم که بناست گروهی برای تظاهرات به فرودگاه بروند. در نتیجه من از یک دوست کارگردان که الان ایران نیست کمک خواستم. او نیز در تماس با فائزه هاشمی شرایطی را فراهم کرد تا کیارستمی بتواند از در پشتی فرودگاه مهرآباد خارج شود.

سیدضیاء هاشمی به دیدار مقامات رفت تا نگذارد شمقدری رییس شود

سال 84 گروهی از سینماگران از جمله سیدضیاء هاشمی نزد مقامات بالای دولتی و حتی بیت رهبری رفتند تا نگذارند هیات اسلامی هنرمندان و شخص شمقدری امور را در دست گیرند. در نتیجه صفارهرندی وزیر ارشاد، محمدرضا جعفری جلوه را که رابطه قدیمی با وی داشت به عنوان رییس سازمان سینمایی تعیین کرد.

خودشان هم واهمه حضور در مجمع را داشتند

وقتی برای اولین بار تصمیم گرفته شد کارگردانانی امثال محمدمهدی عسکرپور و رضا میرکریمی در مجمع انتخاب هیأت مدیره خانه سینما به عنوان نمایندگان کانون کارگردانان شرکت کنند حتی خودشان هم واهمه حضور در مجمع را داشتند اما من همواره کنار آنها بودم و در مجمع چنان آنها را معرفی می کردم که در نهایت به هیأت مدیره راه یافتند.

عسکرپور و شمقدری رابطه نزدیکی داشتند و بچه هایشان آنها را “عمو” خطاب می کردند!

ریشه اختلافات طرفین درگیر در خانه سینما نمیدانم کجا بود اما میدانم که شمقدری و عسکرپور از سالها قبلتر یعنی زمان حضور عسکرپور در مرکز گسترش و بعد فارابی، رابطه خانوادگی نزدیکی داشتند و بچه هایشان آنها را “عمو” خطاب می کردند.

نه توحیدی حرف زد نه تارخ و نه عسکرپور

قبل از آن که محمد حسینی از مجلس رای اعتماد بگیرد و وزیر ارشاد شود به همراه برخی از اعضای هیات مدیره خانه سینما و از جمله فرهاد توحیدی، محمدمهدی عسکرپور، امین تارخ و محسن هاشمی به واسطه برادرخانم محمد حسینی به دیدار وی رفتیم. آنجا ایشان پرسید پیشنهاد شما برای معاونت سینما کیست و هیچ کدام از این دوستان حرفی نزد حتی عسکرپور که در این نشست کلی صحبت کرد هم کلمه ای در این باره چیزی نگفت.
قبلترش که بحثی درباره حضور عسکرپور به عنوان معاون سینمایی دولت یازدهم صورت گرفته بود من به عسکرپور گفتم اتفاقا تو خیلی هم از این جریان دور نیستی!

ایوبی مانند مربی والیبالی است که نمی تواند در فوتبال موفق باشد

ایوبی آدم روشنفکر و مثبتی است اما مساله اینجاست که مربی والیبال هیچ وقت نمی تواند در فوتبال موفق باشد هرچند هر دو ورزش هم توپ دارند و هم تور!!

در جریان انحلال خانه سینما، تیر اول را عسکرپور زد

طیف عسکرپور در دو سال اول شمقدری ابدا مشکلی با او نداشتند و در جشنواره ها هم شرکت می کردند و جایزه می گرفتند. در جریان درگیری انحلال هم
تیر اول را عسکرپور شلیک کرد که نامه ای هتاکانه نوشت به وزیر ارشاد؛ ضمن اینکه از مدتها قبل گرفت و گیرهای اساسنامه هویدا شده بود و حتی جعفری جلوه هم به آن اذعان کرده بود.

خانه سینما را شورای فرهنگ عمومی منحل کرد

یادم می آید شمقدری در محفلی چند نفره به اسم جلاله الله قسم خورد که من تقصیری نداشتم در بسته شدن خانه سینما.
واقعیت هم این بود که در شورای فرهنگ عمومی این اتفاق افتاده بود و بسیاری از آنها که در ظاهر موافق خانه سینما بودند در آنجا به انحلالش رای دادند!!! اصلا معاونت سینمایی طرح انحلال را ارجاع نداده بود به شورای فرهنگ عمومی و این کار را دفتر حقوقی انجام داده بود.
خانه سینما در درگیری های پیش آمده به جای استفاده از اعضاء و بدنه صنف از جریانات سیاسی کمک گرفت و همین باعث ادامه کشمکش شد.

احمدی نژاد سه بار خواستار بازگشایی خانه سینما شد اما بده بستان خانه سینما با یک جناح سیاسی مانع این کار شد

جوزانی گفت در شورایعالی سینما احمدی نژاد نه یک بار بلکه سه بار گفت بروید و خانه سینما را باز کنید اما خانه سینما باز نشد و در مقابل مقاومتهایی صورت گرفت که باز نشود. چرا؟ چون وقتی صنف درگیر بده بستان سیاسی میشود آن جناح سیاسی خاص است که موقعیت صنف را تعیین میکند و نه بدنه صنف.

ضرغامی، شفق را فرستاد که مدیرعامل خانه سینما شود

در سال 75 عزت ا.. ضرغامی ناصر شفق را با حکم مدیرعاملی به مجمع عمومی خانه سینما فرستاد اما تلاش امثال من برای جلوگیری از عدم ورود صنف به بازیهای سیاسی باعث شد آن حکم پاره شود! حتی در آن زمان نامه ای زده بودند که نه تنها خانه سینما تعطیل شود که دفتر من و دفتر سیف ا.. داد هم تعطیل شود اما باز هم قدرت صنف باعث وتو شدن آن نامه ها شد.

خانه سینما را با الگوی شوروی سوسیالیستی راه انداختند

خانه سینما را با الگوی خانه سینمای اتحاد جماهیر شوروی قبل از فروپاشی راه انداختند در حالی که فارغ از آمریکا و کشورهایی مانند فرانسه، در روسیه کنونی هم چیزی به نام خانه سینمای دولتی وجود ندارد.
به جایش یک آکادمی سینما وجود دارد که کارهای ارتقای فرهنگی را برعهده گرفته و یک سندیکا که امور صنفی و حل مشکلات رفاهی، معیشتی و بیمه و مانند آن را سامان می دهد.




روایت علیرضا رییسیان از ریاکاران سینمای ایران⇐آنها که هم برای سجادپور دسته گل فرستادند و هم مجیز مدیران حال را می‌گویند/آنها که در دوره توقیف فیلمها توسط حوزه هنری با این نهاد همکاری کردند و آنها که در اختتامیه جشنواره 88 روی سن رفتند و با لبخند جایزه گرفتند…

سینماژورنال: علیرضا رییسیان کارگردانی که سال قبل درام اجتماعی پرفروش “دوران عاشقی” را روی پرده داشت از جمله سینماگران ایرانی است که همواره کوشیده با صراحت نقدهایش درباره سینما را بیان کند.

به گزارش سینماژورنال رییسیان در تازه ترین گفتگوی خود که با فریدون جیرانی در “35” انجام شده هم طعنه های تندی زده به برخی از سینماگران حاضر در حلقه بالادستی خانه سینما که در زمان شمقدری برای معاون نظارت وی یعنی علیرضا سجادپور دسته گل می فرستادند و حالا و با تغییر دولت، آن مدیران را آماج نقد قرار داده اند و مجیز مدیران حال را می گویند.

من هیچ ملاقات شخصی با شمقدری نداشتم

علیرضا رییسیان با رد شایعات مربوط به همکاری با طیف شمقدری می گوید: من هیچ وقت به هیات اسلامی هنرمندان مشورت ندادم.
وی ادامه می دهد: من هیچ ملاقات شخصی با شمقدری نداشتم ولی کسانی بودند که وقتی سجادپور از مکه آمد برای او دسته گل یک متری بردند و جزو نیروهای این طرف! هم بودند.

درست در جشنواره 88 جایزه گرفتم و روی سن نرفتم
این کارگردان با اشاره به حضورش در جشنواره بیست و هشتم با فیلم “چهل سالگی” بیان داشت: درست در جشنواره سال 88 جایزه گرفتم و در اختتامیه شرکت نکردم و روی سن نرفتم که جایزه بگیرم اما دوستان دیگر(!!!) رفتند و جایزه هم گرفتند تازه در جلسه کانون کارگردانان خانه سینما آمدند و گفتند چرا به ما هم نگفتی که نرویم و من فقط به آنها گفتم هر کس مسئول کار خودش است.

خانه سینما به طور کلی باید دگرگون شود
این کارگردان سینما با اشاره به ناکارآمدی صنفی خانه سینما اظهار می دارد: ساختار خانه سینما به طور کلی باید دگرگون شود. من منتقد جدی مدیریت خانه سینما بوده و هستم برای اینکه خانه سینما اصولا از لاک صنفی خارج شد و پوزیشن سیاسی گرفت.

انتقاد از آنها که با حوزه هنری همکاری کردند

رییسیان با طعنه به کارگردانانی که در ماجرای توقیف فیلمها توسط حوزه هنری به فیلمسازی برای این نهاد پرداختند بیان می دارد: اولین وظیفه صنف دفاع از حقوق اعضا است نه اینکه برود با کسی که فیلمش را پایین کشیده همکاری کند. این بدترین اتفاقی است که می تواند در یک صنف اتفاق بیافتد.

حتی مدیرعاملی خانه سینما را قبول نکردم
وی با اشاره به بی علاقگی به حضور در رأس صنفی که اعضایش از مشکلات عدیده رنج می برند ادامه می دهد: در دوره ای دوستان حکم مدیرعاملی خانه سینما را برایم زدند اما صراحتا به آنها اعلام کردم اگر می خواهند قید کانون را برای همیشه بزنم، این حکم را رسمی کنند!

هیچ کس بزرگتر از اعضای سینما نیست
رییسیان خاطرنشان می سازد: در جریانات سیاسی هیچ کس بزرگتر از اعضای سینمای ما نیست. هیچ کس بزرگتر از مهرجویی نیست. هیچ کس بزرگتر از تقوایی نیست. هیج کس بزرگتر از کیمیایی نیست.

کارگردان “ریحانه” و “ایستگاه متروک” می افزاید: در هیچ کشوری در دنیا الان دیگر خانه سینما وجود ندارد. ما سینمای دولتی در هیچ جای دنیا نداریم حتی در اروپا؛ سینمای سوبسیدی داریم اما سینمای دولتی نداریم. ساختار خانه سینما به طور کلی باید دگرگون شود.




درگیری مجیدی و شمقدری بر سر “آفتاب و عشق”

سینماژورنال: مستند سینمایی “آفتاب و عشق” به کارگردانی جواد شمقدری اولین فیلم مستند درباره ارتحال امام است که سالهای ۱۳۶۹ ، ۱۳۷۰ و ۱۳۷۱ همزمان با نیمه خرداد، در سینماها اکران شد و پس از آن هرساله به همین مناسب از شبکه های مختلف سیما پخش گردید.

به گزارش سینماژورنال به تازگی گفتگویی برگرفته از کتاب “در قلمرو دیدار” که کتابی درباره زندگی و آثار مجید مجیدی است منتشر شده که در این گفتگو مجیدی به گلایه از حجت الاسلام زم پرداخته که اجازه نداد وی کار ساخت این فیلم را به انتها برساند و فیلم را برای تکمیل به جواد شمقدری دید.

انتشار این گفتگو با واکنش جواد شمقدری مواجه شده است

ابتدا متن گفته های مجید مجیدی درباره “آفتاب و عشق” را بخوانید:

من بلافاصله بعد از دریافت خبر فوت امام، راهی حوزه هنری شدم. بچه ها همگی ماتم گرفته بودند نشسته بودند و گریه می کردند. همانجا به نظرمان آمد که این اتفاق تاریخی باید ثبت شود . بعدهم من همراه با یک فیلمبردار، با دوربین، به طرف جماران و بعد هم به محل دفن امام رفتیم و ۵ شبانه روز به شکل ممتد مشغول فیلمبرداری بودیم و خانه نمی رفتیم. لحظات وروزهای سختی بود. دوربین را روی کانتینر کار گذاشته بودیم و وقتی پیکر امام مثل یک قدیس روی دست ها می چرخید فیلم می گرفتیم. انگار که قیامتی به پا شده بود.
من به عنوان کارگردان آن چه را که در ذهنم بود به درمنش انتقال می دادم تا بعد بتوانم در استودیو آن را باز بسازم. بعد از فیلمبرداری من برای خودم برنامه ای ریختم تا بتوانم با گرفتن نماهایی مختلف، یک فیلم متفاوت با آنچه که درتلویزیون پخش شده بود بسازم اما یک روز که به حوزه هنری آمدم، گفتند قرار است تصویرهایی که شما گرفته اید را جواد شمقدری کامل کند!
از این که راشهای من را گرفته بودند و قرار شده بود که هیچ اقدامی درباره آنها نکنم با اعتراض نزد محمدرضا تخت کشیان رفتم و بعد از جویا شدن علت فهمیدم که دستور آقای زم بوده است. حدود ۴۰حلقه فیلم گرفته بودم اما کم لطفی آقایان، تمام زحماتم را بر باد داد. حتی آقای شمقدری یک اجازه کوچک از من نگرفت و در نهایت، بخشهای گرفته شده، درهم ادغام شدند و با عنوان “عشق و آفتاب”….
راستش احساس می کنم یک واقعه تاریخی که ماده خام بسیار خوبی داشت به هدررفت و به یک فیلم معمولی ژورنالیستی تبدیل شد که نمونه هایش در آن روزها زیاد از تلویزیون پخش می شد

واکنش جواد شمقدری به گفتههای مجیدی هم چنین است:

همين كه مجيدي افسوس مي خورد كه ای کاش اين كار مال او بود جاي شكرگذاري دارد.

هفت ماه اين كار روي زمين مانده بود. نه مجيدي و نه كس ديگر سراغش نيامد من هم بعد از آن بود كه به سراغ اين كار آمدم. در اين فيلم آنچه مهم است اسكلت و فيلمنامه و روش كار است كه اين ديگر مال خود من هست.

ضمنا هفتاد درصد پلان‌ها باز متعلق به من هست. تنها پلان هاي لانگ‌شات ثابت مال دوربيني است كه مجيدي كنار دست محمد درمنش فيلمبردارش ايستاده بود. غير از ما دو گروه، چهارگروه ديگر فيلمبرداري داشتند و بخشي از تصاویر هم از آرشيو است. حالا ببينيد ادعاي مجيدي چقدر رنگ حقيقت دارد.
مجيدي در فيلم مستند استعدادي ندارد و براي همين هم حوزه هنری كار را به او نسپرد. كار مستند او در خصوص امام رضا(ع) گواه اين واقعيت است.




شمقدري و حكايت خريد هواپيماي شخصي…

سینماژورنال: انحلال رسمی شورایعالی سینما حدودا سه سال بعد از روی کار آمدن دولت جدید در شرایطی رخ داد که در همه ماههای حضور تیم جدید مدیریتی در سینمای ایران نیز این شورا خروجی مشخصی نداشت.

به گزارش سینماژورنال این انحلال که واکنشهای متفاوتی را در میان اهالی سینما رقم زده است سبب ساز آن شده جواد شمقدری رییس پیشین سازمان سینمایی که خود بانی راه اندازی شورایعالی سینما برای ارتباط بیشتر میان سازمان سینمایی و رییس جمهور بود در یادداشتی طنازانه به نقد انحلال خانه سینما بپردازد.

متن یادداشت شمقدری را در ادامه بخوانید:

با شنیدن خبر اقدام برای انحلال شورایعالی سینما یاد داستان آدمی افتادم که تازه دوچرخه سواری یاد گرفته بود. دست برقضا پدر پولدارش به او هواپیمایی هدیه داد. او دقیقا نمی دانست چطور می تواند از این هدیه بی قواره استفاده کند.

چندی آنجا را اتاق کارش کرد، مدتی اتاق خوابش شد، چند بار در آن میهمانی و جشن گرفت و بالاخره به این نتیجه رسید که این اتاقک تنگ و خفه که بر روی چرخهایی سوار شده که براحتی هم نمی تواند جابجایش کند به درد هیچکدام از این کارها نمی خورد.

بنابراین فکر بکری به نظرش رسید، بهتر است آن را اوراق کند، حداقل از محل فروش قطعات اوراقی شاید بتواند برای اتاق کارش چیزهای جدیدتری بخرد.