1

حملات سنگین روزنامه اصلاح‌طلب«شرق» به فیلم پرمخاطب «خانه دختر»⇐هرچقدر که «آقای هفت‌رنگ» کارگردانی داشت، این یکی هم دارد/کمدی‌ترین نوشته پرویز شهبازی تا به امروز «خانه دختر» است/روشنفکرفریب، شعاری و صدالبته مردانه و ضدزن!/پرویز شهبازی نشان داد بهترین گزینه برای کارگردانی «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» است/او فیلم‌نامه‌نویسی است در کسوت مأمور امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر!/آثار شهبازی بسیار برای منافع سینمای دولتی مفید است

سینماروزان: نسخه تعدیل شده فیلم «خانه دختر»شهرام شاه حسینی در حالی بعد از سه سال و بعد از حذف معاون سابق نظارت روی پرده رفته که اقبال مخاطبان به آن از همان روزهای ابتدایی اکران خوب بوده و فیلم در آستانه فروش 2میلیاردی قرار دارد.

به گزارش سینماروزان در مدت زمانی که از اکران فیلم گذشته رسانه های اصولگر و از جمله «کیهان» به سیاق زمان جشنواره تا توانسته اند فیلم را نواخته اند اما رسانه های اصلاح طلب تا امروز واکنشی انتقادی به فیلم نداشتند.

امروز ششم آبان ماه اما روزنامه اصلاح طلب «شرق» در یادداشتی کاملا انتقادی با عنوان «کدام خانه کدام دختر» حملات سنگینی را علیه «خانه دختر» انجام داده و از فیلمنامه تا کارگردانی و بازیگری آن را زیر سوال برده است.

متن یادداشت «شرق» را بخوانید:

1. پس از تماشای فیلم «خانه دختر»، آنچه بیش از خود فیلم ذهن را درگیر می‌کند، عملکرد مسئولان وزارت ارشاد است که دقیقا در آن سازمان –به‌اصطلاح تخصصی- چه کاری انجام می‌دهند (؟) که فیلمی ‌چنین مذهبی و متناسب با هنجارهای جمهوری اسلامی را سه سال بی‌دلیل توقیف کرده‌اند!

این آقایان هنگام اکران فیلم احیانا خواب نبوده‌اند که این‌همه سروصدا را برای چنین فیلمی -ناخواسته- رقم زده‌اند؟ و اگر این فرضیه درست باشد، خداراشکر که آقایان زودتر از این خوابِ سه‌ساله بیدار شدند وگرنه هیچ بعید نبود کارگردان «آقای هفت‌رنگ»، «کلاغ‌پر» و «زن‌ها فرشته‌اند» در ردیف کارگردانان شبه‌روشنفکر جشنواره‌نشین این سال‌ها قرار بگیرد! البته که در این فیلم، نقش کارگردان نقش قابل‌توجهی نیست، بلکه آنچه در فیلم اهمیت دارد، نگاه فیلم‌نامه‌نویسش است که هنوز برادران ارشادی فایده حضورش را درک نکرده و نمی‌دانند که چه گنجینه‌ای در سینمای ایران وجود دارد که می‌تواند تمام اندیشه‌های آنان را در سلسله‌فیلم‌هایی شبه‌روشنفکرانه به تصویر بکشد و چه‌بسا جایزه هم بگیرد، بی‌آنکه بار «دولتی‌بودن» بر دوش فیلم و فیلم‌ساز و نویسنده سنگینی کند؛ زیرا آثار «پرویز شهبازی» که در ظاهر روشنفکرانه است، در باطن چیز دیگری است که بسیار برای منافع سینمای دولتی مفید است.

درواقع آب در کوزه است و دوستان تشنه‌لبان می‌گردند. نوشته‌های «پرویز شهبازی» آن‌قدر محافظه‌کار و شعاری و سطحی است و آن‌قدر به تفکر آثار سینماگران دولتی نزدیک است که شاید بهترین گزینه برای کارگردانی سری جدید مجموعه «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد»، «پرویز شهبازی» باشد؛ نویسنده و کارگردانی که از فنِ فیلم‌نامه‌نویسی تنها یک موضوع و یک مضمون می‌شناسد که اتفاقا موضوعات و مضامین موردعلاقه‌اش دقیقا همان علایقی است که سینماگران دولتی دنبالش هستند.


٢. «خانه دختر» همان مباحث شعاری و بدوی فیلمفارسی‌های «پرویز شهبازی» را دنبال می‌کند. از «نفس عمیق» تا «مالاریا» و تا «خانه دختر» (به‌عنوان نویسنده فیلم‌نامه) شاهد نصیحت‌هایی هستیم که دهه ٦٠ از تلویزیون پخش می‌شد و امروز هم برخی از سینماگران (خواسته یا ناخواسته) چنین روایت‌هایی را دست‌مایه فیلم‌نامه قرار می‌دهند. موضوعاتی مثل روابط مخوف و شیطانیِ قبل از ازدواج، مردان گرگ‌صفتی که در کمین دختران ساده- و عمدتا دانشجوهای شهرستانی- نشسته‌اند و مردانی که تن به خیانت داده و یک دختر معصوم را از راه به‌در می‌کنند و از آنجایی که این موضوعات باید به سرانجامی شبیه به پایان چنین قصه‌هایی برسد، سرنوشت زنان و مردانی که روابط آزاد و رادیکالی دارند به نیستی و ویرانی ختم می‌شود -که معمولا پایان کارشان مرگ است- (نفس عمیق، عیار ١٤ و خانه دختر) و مردان گرگ‌صفتی که به انتظار شکار دختران شهرستانی نشسته تا یک لقمه چپشان کنند نیز دچار سرانجامی شوم می‌شوند؛ (دربند) و این چرخه ادامه دارد.

این فیلم‌ها فقط یک جمله در تیتراژ کم دارند و اگر پیش از آغاز فیلم، فیلم‌نامه‌نویس محترم بر سپیدی کاغذ و سیاهی تصویر می‌نوشت: «هرچه کنی به خود کنی، گر همه نیک و بد کنی» لااقل تکلیف تماشاگر با فیلم معلوم می‌شد و در مرز بین بدویت و روشن‌فکری گیر نمی‌کرد. «خانه دختر» هم یکی از همین موضوعات را دربر می‌گیرد که شاید کمدی‌ترین نوشته «پرویز شهبازی» تا به امروز باشد؛ فیلمی که هرچند یک سروگردن از سریال‌های سرِ ظهرِ شبکه یک سیما در دهه ٨٠ بالاتر باشد، اما در موضوع همان است: دختری که پیش از ازدواج احیانا روابط آزادی را از سر گذرانده، حالا که با یک شوهر مقید به سنت ازدواج کرده، نمی‌تواند رسوایی‌اش را از شوهر پنهان کند و خودش را به کشتن می‌دهد؛ انگار فیلم‌نامه‌نویس در کسوت مأمور امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر، انسان خطاکار را به سزای اعمال ننگینش می‌رساند.

معمولا هم فرشته مرگی که فیلم‌نامه‌نویس استخدام می‌کند راهی جز کُشتن در ماشین یا به وسیله ماشین را بلد نیست. ازاین‌رو اگر دوستان ارشادی و دولتی و امثالهم با فیلم‌نامه‌نویس محترم همکاری خود را آغاز کنند، می‌توانند راه‌های رسیدن به خدا را – با حداقل امکان و بدون وسیله خودرو- به فیلم‌نامه‌نویس آموزش دهند تا لااقل در فیلم‌های بعدی، مرگ کافران کمی متفاوت جلوه کند. فقط در تعجبم که ارشادیون چطور واپسین صحنه «خانه دختر» را متوجه نشدند. این نمای شعاریِ بدوی، بدون هیچ نقاب روشن‌فکری تمام‌قد دارد شعاری می‌دهد که ساکنان وزارت ارشاد – باید – دوستش داشته باشند: صحنه‌ای که «پریسا»ی جوان که –شاید – مثل خواهرش اعمال به‌اصطلاح قبیحی انجام داده – یا ممکن است بدهد- سرنوشتی مانند سرنوشت تلخ خواهرش را انتظار می‌کشد که مسببش هم آن جوان رعنای غیرتی است که در کمین برافکندن عفاف «پریسا» نشسته است. صحنه‌ای که پیام اخلاقیِ دینی- مذهبی‌اش را فریاد می‌زند. آخر چرا این فیلم توقیف شده بود؟


٣. از خیر کارگردانی فیلم گذشتیم. هرچقدر که «آقای هفت‌رنگ» کارگردانی داشت، این یکی هم دارد. فیلم‌نامه‌ای هم که وجود ندارد؛ ظاهرا یک موضوع است و چند صحنه که از فرط بی‌منطق‌بودن، کمدی شده است. تعلیق نیمه نخست هم که به‌کل غلط است، زیرا اولا هیچ شخصیتی در فیلم شکل نمی‌گیرد که مسئله‌ای ایجاد کند و ثانیا پروتاگونیستی در فیلم نیست که پیشروی روایت به دست او انجام شود، چه رسد به ایجاد تعلیق. نه فیلم‌نامه زاویه دید دارد و نه کارگردانی. هرجا متریال داستانی تمام شده، یک شخصیت نقش مبتکر عمل را برعهده گرفته تا بالاخره یک فیلم سینمایی شکل بگیرد. نیمه دوم فیلم و قضیه فلش‌بک هم کاملا بی‌دلیل است.

البته دلیل دراماتیک ندارد وگرنه دلیل اصلی‌اش کم‌آوردن مواد لازم در طبخ یک فیلمفارسی ٩٠دقیقه‌ای است. چنین می‌شود که فیلم‌نامه یک بازگشت به عقب دارد تا ابهامی که نقاب تعلیق به خود گرفته را به گره‌گشایی برساند. فیلم تهی است از هرگونه مؤلفه بیانی و قطعا هم سینما چیزی جز مدیوم بیانی نیست؛ بنابراین «خانه دختر» اصلا فیلم نیست.

یک دختر زیباروی دارد که با گریم و لحن و میمیک‌های «این سیب هم برای تو» وارد فیلم شده (رعنا آزادی‌ور)، یک مادر مذهبیِ خبیث دارد که هنوز در «سنتوری» گیر کرده و هنوز نقش آدم‌های دل‌نچسب را به خوبی ایفا می‌کند (رویا تیموریان)، یک مرد ریشوی اخموی بداخلاق دارد که گویی پس از «جدایی نادر از سیمین» کار در دادگستری را کنار گذاشته و مردِ خانه‌دار شده است (بابک کریمی) و یک «باران کوثری» هم دارد که همواره دانشجو است، بی‌آنکه کسی به سن‌وسال یک دانشجو توجهی کند. تهیه‌کننده هم تا توان مالی داشته، بازیگر در فیلم «ریخته» که نصفشان به‌راحتی قابل حذف هستند، بی‌آنکه آبی از آب تکان بخورد.

می‌ماند یک سؤال: چرا خانواده‌ای که این‌چنین به سنت‌ها مقید هستند، یک روز قبل از مراسم عقد و پس از اینکه آن‌همه پول خرج شده، دست به چنین اقدام مبتذلی می‌زنند؟ چرا روز قبلش یا روزهای قبل‌ترش این کار را نکرده بودند؟

«خانه دختر» مجموعه تصاویری متحرک است که اگرچه ادای آثار روشنفکری را درمی‌آورد، اما روشنفکرفریب است و شعاری و صدالبته مردانه و ضدزن.

 




در نشستی با محوریت مرگ بیان شد⇐این فیلم سرنوشت غم‌انگیز جوانانیست که صدایشان به گوش جامعه و خانواده نرسیده!

سینماروزان: دومین نشست تخصصی فیلم با محوریت مرگ روز گذشته (۲۱ مهرماه) با حضور کارشناسان و منتقدین برگزار شد.

در تازه‌ترین نشست از سلسله جلسات تخصصی تحلیل روانشناختی فیلم که با عنوان «سخن‌گفتن بی‌صدایان» برگزار شد فیلم سینمایی‌«نفس عمیق» به نویسندگی و کارگردانی پرویز شهبازی به نمایش درآمد و مورد بررسی قرار گرفت.

در این نشست که با استقبال گسترده علاقه‌مندان مواجه شد، محمد هندی پژوهشگر و کارشناس مطالعات فرهنگی، ضمن اشاره به ابعاد جامعه‌شناختی «نفس عمیق» عنوان کرد: «نفس عمیق» سرنوشت غم‌انگیز جوانانی است که صدایشان به گوش جامعه و خانواده نرسیده و کسی مترصد بازشناسی ایشان نبوده است.

هندی در ادامه بر ضرورت سخن گفتن و نیاز انسان به بازشناساندن خود به دیگران تاکید نموده و افزود: «نفس عمیق» اثری قابل ارزش در این حوزه است.

مرکز روان‌شناختی کاج در ادامه نشست‌های تخصصی و تحلیلی خود اقدام به نمایش و بررسی دیگر آثار برجسته سینمای ایران و جهان می‌نماید و دکتر شهرام محمدخانی و بهار آیت‌مهر از کارشناسان روانشناسی سرپرستی این جلسات را بر عهده دارند.

علاقه‌مندان می‌توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به نشانی اینترنتی http://kajpcc.ir/  مراجعه فرمایند.




با حضور تهیه‌‌کننده «سه بیگانه» و «مالاریا»⇐کارگردان «دربند» برای صدرعاملی فیلمنامه می‌نویسد

سینماروزان: پرویز شهبازی که یک فیلم آماده اکران به نام «مالاریا» دارد سناریوی تازه ترین فیلم رسول صدرعاملی را می‌نویسد؛ سناریویی که «چشم عروسک» نام دارد و بناست توسط مسعود ردایی تهیه کننده «سه بیگانه» به تولید برسد.

فیلم سینمایی «چشم عروسک» در مرحله بازنویسی فیلمنامه قرار دارد. نگارش فيلمنامه این فیلم پس از چندين جلسه مشترک و بررسي طرح اوليه به پرويز شهبازي سپرده شد.

اين فيلمنامه مضموني اجتماعي دارد و به يكي از دغدغه هاي امروز جوانان و جامعه مي پردازد.

«چشم عروسک» پس از چندين بازنويسي و بررسي سه جانبه هم اكنون در مرحله بازنويسي نهايي قرار دارد تا آماده ارائه به شوراي پروانه ساخت سازمان سينمايي شود.

رسول صدرعاملی در کارنامه خود ساخت فیلم های «من ترانه پانزده سال دارم»، «دختري با كفش هاي كتاني» و… را دارد.

مسعود ردايي هم پیش از این تهيه كنندگی فیلم های «مالاريا» و «سه بيگانه» و پرويز شهبازي نیز كارگردانی «نفس عميق» و «مالاريا» را برعهده داشته اند.

تجربه مشترك صدرعاملي، شهبازي و ردايي قرار است براي نمايش در سي و ششمين دوره جشنواره فيلم فجر آماده شود.




روایت بازیگر زن “لانتوری” از بیهوشی سر صحنه و چرایی ردّ پیشنهادات بین‌المللی

سینماژورنال: تازه ترین فیلم رضا درمیشیان با عنوان “لانتوری” از حضور یک بازیگر زن توانا به نام مریم پالیزبان در نقش اصلی خود سود می‌برد؛ بازیگری که پیش از این فقط دو فیلم سینمایی بلند یکی در “نفس عمیق” و دیگری در “لرزاننده چربی” ایفای نقش داشته است.

به گزارش سینماژورنال مریم پالیزبان در “لانتوری” ایفاگر روزنامه نگاری جوان و به‌ظاهر قاعده‌مند است که توسط جوانی خلافکار و البته عاشق‌پیشه دچار اسیدپاشی می شود.

پالیزبان که نماهای بعد از اسیدپاشی را با گریم سنگین عبدا.. اسکندری ایفا کرده است درباره ماسکی که مجبور بوده در این نماها روی صورت بگذارد به “هفت صبح” گفته است: اوایل خیلی تحت فشار بودم و احساس خفگی می کردم مثل اینکه زنده زنده زیر خاک باشید. موقعیت سنگین و سختی برای گروه بود چون حتی برای ناهار نمی توانستم این ماسک را کنار بگذارم؛ جایی را نمی دیدم و احتیاج داشتم دست مرا بگیرند.

وی ادامه داده است: حتی یک بار زیر این ماسک از حال رفتم و در بیمارستان پرستاری که برای وصل کردن سرم آمده بود نفهمید گریم است که البته تاییدی بود بر هنر بی نظیر استاد عبدا.. اسکندری. اما هیچ کس در آن لحظه نخندید و فضا همچنان سنگین باقی ماند.

پالیزبان درباره سختیهای ایفای نقش با چنین گریم سنگینی گفته است: صورت به عنوان ابزار اصلی برای انتقال احساسات از من گرفته شده بود پس تمرکز خودم را بر روی فیزیک مریم گذاشتم. در کنار این نکته آنچه که از ابتدای فیلمبرداری از مهمترین مسائل بود، صدای مریم و نحوه تکلمش بعد از حادثه بود که بعد از چند تمرین و در بررسی و پژوهش به شکل کنونی خود در فیلم رسید.

ترجیح دادم درگیر کلیشه زن مهاجر نشوم

به گزارش سینماژورنال مریم پالیزبان سالهاست ساکن آلمان است و در این کشور تحصیلاتش را تا مقطع دکترا در رشته هنرهای نمایشی ادامه داده است. پالیزبان طی سالهای تحصیل در آلمان با پیشنهادات بازیگری هم مواجه شده است اما هیچ کدام از آنها را نپذیرفته است.

پالیزبان گفته است: در سالهای اولی که به برلین آمده بودم چون آن موقع “نفس عمیق” در جشنواره برلین، کن و هامبورگ نمایش داده شده بود به من پیشنهادات زیادی شد اما این پیشنهاها برایم جالب نبود چون در اکثر موارد کلیشه یک زن مهاجر در آن وجود داشت و من خودم را در این کلیشه نمی بینم

وی ادامه داده است: من خودم را آدمی می بینم که ترجیح می دهد فراتر از مکان جغرافیایی که در آن به دنیا آمده به وی نگاه شود. شاید این درخواست زیادی نباشد اما ترجیح می دهم درگیر این کلیشه نشوم.

جالب است که پالیزبان ترجیح داده سراغ کلیشه گرایی در سینمای غرب نرود اما از آن سو بازیگران ایرانی را داریم که در فیلمها و سریالهالی درجه دوی هالیوودی مرتب به تکرار کاراکتر آوارگان شرقی می‌پردازند و البته مرتب از جایگاه خود در محصولات آن طرف گفته و برای حضور در چنین محصولاتی در داخل نشست خبری برگزار می‌کنند!!!