1

«پالتو شتری»(مهدی علیمیرزایی)⇐ شونه تخم مرغی در بخش مسابقه؟! متلمذین استاد «دلواپسیم» همچنان در کف جنس لطیف؟

سینماروزان/حامد مظفری:

منفی: شلوغ،  پرهرج و مرج و بی ریشه! حرف و حرف و حرف! درست مانند تله فیلمهای شونه تخم مرغی!! مسأله همچنان ازدواج و مخ زنی دختران است! درست مثل “در مدت معلوم”!

منفی: از زیپ تا …وز !! از دادن تا عق زدن! از جر دادن تا …ی زدن با کمربند!! از …ه خوردن تا فین کردن در کلینکس و خشتک را پاپیون کردن، جای جای فیلم را گرفته و در عین حال از نیچه میگوید تا رد گم کند؟! گرفته اید ما را؟ به خصوص با آن شهرام شب پره ابتدایی و آن امید حاجیلی انتهایی!

منفی: هم پااندازی دخترخاله برای رفیق را داریم و هم کف کردگی برای مادر بیوه رفیق!! دختر؟ زن؟ ماده؟ جنس لطیف؟ مسأله چیست؟ مسأله این متلمذین اساتید دلواپسیم فقط و فقط نرم تنی است؟ مشابه روندی که در “فی المدت معلوم” طی کردند! Shaggy هم که هست! همان جاماییکایی خواننده sexy lady!!! این همه علاقه کارگردانی که زمانی طلبه بوده به چنین موتیفی از کجا نشأت گرفته؟؟

منفی: دایی(مجید شیخ انصاری) که خواهرزاده(مهدی علیمیرزایی) را بکند کارگردان، خروجی هم میشود یک محصول شونه تخم مرغی که بجای شبکه خانگی از بخش مسابقه فجر سردرآورده!! شگفتا که شبکه خانگی هارور جاه طلبانه و ملودرام لبه مرزی، تولید میکند و کمدی شونه تخم مرغی در بخش مسابقه فجر حاضر است!

*دیالوگ
-خدمت به مردم؟! چه ایده فریبنده ای؟ چرا جرأت خدمت به خودتونو ندارین؟

-این گوجه رو میکنم تو حلقش
–این خیارم روش!

-یکی از بهترین کاربردهای دانشگاه در مملکت ما یافتن همسره!!

-اگر میخوای کسی رو عاشق کنی، روی توهمش کار کن!




پیشنهاد سینماژورنال به سازمان سینمایی: بودجه مدرسه عالی سینما را حداقل صرف راه‌اندازی “بیمارستان جامع سینماگران” کنید

سینماژورنال: یکی از طرحهایی که رییس سازمان سینمایی دولت یازدهم به انجام آن همت گماشته تاسیس مدرسه عالی سینما است.
مدرسه در معنای کلی محلی است برای آموزش و تربیت نیروی کارآمد برای ورود به اجتماع و مدرسه عالی هم طبیعیست که باید فضایی را فراهم کند برای تربیت نیروهایی که بناست در سطوح عالي آموزش دیده و در اين سطح در جامعه به فعالیت بپردازند.
به گزارش سینماژورنال حجت ا.. ایوبی در حکمی که زمستان سال قبل برای اعضای هیات امنای این مدرسه صادر کرد “نهادینه کردن تجربه گرانسنگ سینمای ایران و انتقال آن به نسل آینده” را اصلی ترین هدف این مدرسه عالی دانسته بود.
البته که چنین هدفی نیز میتواند هدفی زیبنده برای یک مدرسه عالی باشد اما…

آموزش متولیان خاص خود را دارد
اما مساله بر سر فلسفه تاسیس چنین مدرسه ای توسط سازمان سینمایی است. مطابق آنچه در قانون اساسی ما آمده این دو وزارتخانه آموزش و پرورش و علوم و تحقیقات و فناوری هستند که وظیفه آموزش و شکوفایی استعدادهای کشور و جهت دهی به آنها را برعهده دارند.
دقیقا در همین راستا بوده که از یک سو در هنرستانهای ما آموزش هنرهای نمایشی جایگاه یافته و از آن سو دانشگاههای مختلف کشور از دانشگاههای دولتی گرفته تا آزاد، پیام نور و علمی-کاربردی نیز در همه این سالها تلاش کرده اند به تربیت نیرو برای هنر کشور بپردازند.
بررسی اینکه خروجی این سیستم آموزشی چقدر منطبق بوده با نیازهای هنری کشور به جای خود می تواند مفیدفایده باشد اما بحث بر سر متولی تربیت نیروی کارآمد هنری است که مطمئنا این متولی نمی تواند وزارت ارشاد باشد.

وظیفه شما تربیت نیرو نیست

همان طور که وزارت صنعت و معدن تربیت نیروهای متخصص عرصه صنعت از مهندسان رده بالا تا تکنسینهای رده میانی و حتی نیروهای کارگری را برعهده وزارتخانه های آموزش و پرورش و علوم و تحقیقات  گذاشته تربیت نیروی کارآمد عرصه سینما را هم باید از همین دو وزارتخانه خواست.
اینکه سازمان سینمایی خودش شخصا وارد فاز تربیت نیروی ماهر سینمایی شود درست مانند آن است که مثلا وزارت جهاد کشاورزی به تربیت کشاورز یا مهندسین کشاورزی بپردازد یا وزارت راه و شهرسازی به تربیت مهندسین عمران بپردازد.

سازمان سینمایی کمک کند به ارگانهای متولی آموزش
البته که سازمان سینمایی می تواند تعاملی سازنده را با وزارتخانه های متولی آموزش و در نگاهی جزیی تر دانشگاههای هنر و دانشکده های سینمایی داشته باشد و  درباره نیازمندیهای صنعت سینمای مملکت به آنها مشاوره دهد.
از آن طرف میتوان تسهیلات ویژه ای را برای پیشکسوتان ایجاد کرد تا بتوانند با راه اندازی آموزشگاههای آزاد و کارگاههای کوتاه یا بلندمدت به تربیت نیروی مفید برای سینما بپردازند. البته که در این حالت کمکی هم شده است به رشد و توسعه بخش خصوصی در کشور.
اما اینکه سازمان سینمایی در کنار این همه گرفتاری که با آن روبروست بخواهد وارد حوزه آموزش سینما هم بشود فقط و فقط افزودن بر دامنه وظایف و البته در نهایت به کمال نرساندن اهداف اصلی سازمان است.

طبیعیست که وقتی مدرسه عالی سینما راه اندازی میشود بودجه ویژه ای هم برای اجرای آن درنظر گرفته میشود؛ بودجه ای که میتوان آن را صرف بسیاری از امور مغفول مانده سینما از سالن سازی در نقاط دور از مرکز تا شرایطی برای پخش فراگیر آثار ایرانی در کشورهای منطقه کرد.

از این راه میان بر استفاده کنید

اگر بناست کمبودهای سیستم آموزشی سینما را برطرف کنید راه ميانبري بسيار كم هزينه تر يعني تشكيل يك كمسيون مشترك از همين هيئت امناي پيشنهادي شما و هيئتي كه وزارت آموزش عالي برمي گزيند هم وجود دارد. با کمک این کمیسیون به آسيب شناسي علل ناكارآمدي هاي احتمالي تعليم و تعلم در اين رشته خاص يعني سينما پرداخته و آن را رفع كنید.

يك كمسيون كم خرج بدون بودجه هاي آنچناني ميتواند از دانشكده هاي قديمي دولتي تا دانشكده هايي چون سوره وابسته به حوزه هنري را به آن مقصودي رهنمون كند كه  در نظر است با صرف بودجه هاي گزاف در اين مدرسه عالي محقق شود.

حتي اگر عنوان شود بودجه چندان زيادي هم به اين امر اختصاص نخواهد يافت، باز هم اين مورد به واسطه دوباره كاري يا در حال حاضر چند باره كاري بي فايده است و بهتر آنكه در اين اوضاع و احوال كار بيهوده نكنيم و حداقل در اين يك مورد ميتوان به گذشته نگاهي عبرت آموز كرد ، زماني كه حوزه هنري  با همين هدف كه در تاسيس مدرسه عالي سينما عنوان ميشود ، مجتمع آموزشي سوره را بنا نهاد.

آن زمان دلسوزاني پیدا نشدند كه بگویند به جاي تأسیس نهادی هزینه بر، سراغ برگرداندن استادهايي چون بهرام بيضايي به دانشكده هنر دانشگاه تهران رفته و در آيين نامه گزينش دانشجويان رشته هاي هنري بازنگری کنید و نتیجه اش را هم که دیدیم چه شد؟

آن زمان تب دانشگاه و مجتمع آموزشي ساختن داغ بود ، پرديس هاي پولي دانشكده هاي دولتي هم به رقابت با دانشگاه آزاد وارد شده بودند و “هر جوان ايراني يك مدرك” شعار ناگفته مسئولينی بود كه بدشان نمي آمد حداقل چند سالي ورود جوانها به بازار كم توان و بي رونق اشتغال به تاخير بيفتد، اما حالا چه ؟

با وجود اين همه دانشكده مجازي بين المللي، ورك شاپهاي چند روزه فيلمسازاني همسنگ امثال هيئت امناي شما در موسسات خصوصي ، چه نيازي واقعاً به اين مدرسه عالي است كه خارج از ضوابط بقيه موسسات دولتي آموزشي هم نمي تواند فعاليت كند ، مگر آنكه ادعا داشته باشيد مواد درسي شما ويژه و خارج از دستور شوراي عالي انقلاب فرهنگي است و يا قوانين نامكتوب حاكميتي كه در دانشكده هاي هنر اجرا مي شوند، اينجا اجرا نخواهند شد که البته این امر هم بعید به نظر می رسد.

به داد اکران فیلمهای مجوزدار برسید

جناب ايوبي! مشكل سينماي ايراني كه بزرگانش يا مهاجرت كرده يا بيكارند و يا فيلمشان مورد لطف شوراي صنفي قرار نگرفته و هر آن منتظرند طلبكارها به در خانه شان بريزند ، فراتر از اين حرفهاست كه در پشت  نبود مدرسه عالي سينما این مشکلات را پوشاند.

مشكل جوانهاي مستعد در دنياي ارتباطات كنوني و با وجود اين همه موسسات آموزشي از نوع مجازي و حقيقي اش، تعليم ديدن نيست ، يأس و سرخوردگي از وضعي است كه بر سر فيلم ها در اكران مي آيد ، از كمبود سالن است ، كه اين همه فيلم چند سالن معدود در كل كشور داشته باشند و راس هرم منزلتي سينماي  جريان اصلي را تعداد سانس هاي یک پردیس سینمایی تازه تأسیس مشخص كند و مافياي سانس جايگزين كلمه مافياي پخش شود آن هم با اين هزينه هاي بالا و اين فروش هاي نازل كه كل فروش سالانه اين سینما با اين همه معاون و مدير كل و … به اندازه قيمت يك مجتمع مسكوني چند طبقه در محله اي نه چندان گران قيمت نيست.

هیأت امنای تان را به هیأت امنای سینمای جوان منتقل کنید

آقاي ايوبي! دفاتر سينماي جوانان استانها بخصوص استانهاي محروم را تجهيز كنيد و در همه جاي ايران استعداديابي كنيد، دفاتر سينماي جوان كه در چند دهه از آزمون استعداديابي سربلند بيرون آمده بودند اينك در فقر مادي و امكانات، نيمه تعطيل هستند.

اين بودجه را به آنها بدهيد و هيأت امناي تان را با همان حقوق ماهيانه به هيأت امناي انجمن سينماي جوان انتقال دهيد ، هر چه اين دفاتر را كه وظيفه آموزش سينما به جوانهاي ايراني در همه جاي كشور را برعهده دارند پرتوان سازيد و آنها پرتلاش ظاهر شوند، استعداد هاي ناب بومي مناطق مختلف را با فرديت هاي گوناگون و  متنوعي كه بر گرفته از زبان و جغرافياي محل سكناي آنهاست، به دست خواهيد آورد.

آقای ایوبی! بیمارستان جامع سینماگران راه اندازی کنید

اصلا چرا راه دور برویم؛ سینماگران ایرانی سالهاست که در حسرت یک نظام بیمه درمانی درجه اول به سر می برند؛ بیمه ای که آنها را بی نیاز کند از خرجهای فراوانی که به هنگام بروز بیماری سراغشان می آید.
آیا نمی شود بودجه ای که بناست صرف راه اندازی مدرسه عالی سینما شود را برای ساخت یک کلینیک درمانی چندمنظوره برای سینماگران صرف کرد؟
کلینیکی که اهالی سینما بتوانند با احترام کامل در آن ویزیت شده و با حداقل هزینه درمان شوند.
به دور و برمان نگاه که کنیم می بینیم کارمندان ارگانهایی مانند بانکها، وزارت نفت و حتی این اواخر وزارت آموزش و پرورش از چنین امکاناتی برخوردارند اما دریغ که برای اهالی سینمایی که بیشتر از یک قرن از عمرش می گذرد هنوز چنین امکانی ایجاد نشده است.
جناب ایوبی! این یک پیشنهاد مفید و خداپسندانه است؛ کار آموزش را به وزارتخانه های متبوعش سپرده و بودجه مدرسه عالی سینما را صرف راه اندازی بیمارستان جامع سینماگران کنید.  اهالی شریف صنف سینما و بخصوص کف صنف که بهره ای از میلیاردهای ردوبدل شده در پروژه های بالاییان نمی برند حق شان است حداقل در زمانی که خود یا بستگانشان بیمارند به جز رنج بیماری، رنج دیگری را متحمل نشوند.

جناب ایوبی! اگر این کار را بکنید و این بیمارستان را راه اندازی کنید، ثوابی می برید ده ها برابر تأسیس مراکزی موازی با دانشکده های وزارت علوم.