1

 با برنامه‌ریزی بازیگر «رسوایی۲»⇐کارگردان «کافه ترانزیت» فیلم تازه‌اش را کلید زد+عکس

سینماروزان: فيلمبرداري فيلم سينمايي «كاميون» به نويسندگي و كارگرداني كامبوزيا پرتوي آغاز شد.

به گزارش سینماروزان این اثر تازه ترین فیلم پرتوی در مقام کارگردان بعد از تجربه‎ی موفق فیلم «کافه ترانزیت» است که دوازده سال پیش ساخته شد.

تاکنون از داستان فیلم خبری منتشر نشده اما با انتشار فهرست عوامل فیلم علاوه بر آشکاری حضور یک بازیگر فرنگی به مانند «کافه ترانزیت» دستیاری کارگردان و برنامه ریزی فیلم را هم رامین راستاد بازیگر «رسوایی2» و «دارا و ندار» هر دو از ساخته های مسعود ده نمکی برعهده دارد.

فهرست عوامل حاضر در «کامیون» به شرح زیر است:

بازيگران: سعيد آقاخاني، نيكي كريمي، تروسكا جولا، نسرين مرادي و رامین راستاد، دستيار اول و برنامه ريز : رامين راستاد، مدير فيلمبرداري: تورج اصلاني، صدابردار : پرويز آبنار، طراح صحنه : بابك صبحي، طراح گريم : بابك اسكندري ، مجري طرح : هومن احمدي توفيقي، تهيه كننده: كامبوزيا پرتوي، محصول موسسه سينمايي خط سوم

کامیون
سعید آقاخانی در نمایی از «کامیون»



مسعود ده‌نمکی با انتقاد از ورود آقازادگان به عرصه فرهنگ بیان کرد⇐هنرمند ما با افتخار دست دراز می‌کند که از آقازاده‌ها پول بگیرد تا فیلم جنگی بسازد!!!/وابستگی خیلی از روزنامه‌ها و سایت‌ها به آقازاده‌هایی که تا دیروز تفریح‌شان جت‌اسکی بود و امروز اداره کردن رسانه و ساختن فیلم و سریال، عیان است!!!/به جای اینکه بگویند این پول کثیف که حاصل پول‌شویی است و با آن سریال می‌سازند و تهیه‌کننده فلان سریال به زندان رفت، از کجا آمده است {برای بازداشت تهیه‌کننده} ماتم سر داده‌اند!/آن فیلم متوسلیان که بخواهد با پول این آقازاده‌ها ساخته شود چه تأثیری روی مخاطب خواهد داشت؟

سینماروزان: مسعود ده نمکی کارگردانی که همواره چه در آثار سینمایی و تلویزیونی اش و چه در سخنانش از عدالتخواهی دم می زند در تازه ترین گفتگوی تلویزیونی خود که در برنامه “جهان آرا”ی شبکه “افق” انجام شده طعنه های تندی زده است به آقازادگانی که در سالهای اخیر فارغ از عرصه های اقتصادی و صنعتی وارد فرهنگ هم شده اند و بسیاری از هنرمندان را هم به خدمت خود درآورده اند.

به گزارش سینماروزان مسعود ده نمکی با اشاره به روند سیاستگذاریهای دو دهه قبل بیان داشت: یک جامعه قناعت‌محور را تبدیل به یک جامعه مصرف‌محور کردند یعنی یک مدل اقتصادی لیبرال آوردند و فقط یک اسم اسلامیت کنار آن گذاشتند. تبعات و عوارض آن همین است. خیلی‌ها می‌گفتند ما یک بخشی از اقتصاد کاپیتالیستی را وارد می‌کنیم و به مسائل فرهنگی آن تن نمی‌دهیم! شما چطور می‌توانید به مسائل فرهنگی آن تن ندهید؟ اگر بحث خصوصی‌سازی را به این شکل که طرف مثلاً می‌تواند پالایشگاه داشته باشد پذیرفتید، آن‌وقت فرزند او در خیابان حتماً مازراتی سوار می‌شود.

وی ادامه داد: این جامعه را دچار پارادوکس می‌کند. دوربین‌های عدالت‌خواهی در خیابان‌ها راه بیفتند و از مانور تجمل فیلم بگیرند، آن وقت سیاست‌گزاری کلان را نادیده بگیرند که این سیستم سیاست‌گزاری اقتصاد است که خروجی آن فرزندان آقایان می‌شود.

کارگردان سری “اخراجیها” خاطرنشان ساخت: بدتر از آن این است که در جامعه‌ای که این‌گونه ثروت‌ها شکل گرفت اگر تا دیروز این ثروت‌ها صرف اشرافیت به شکل تفریح و تفرج می‌شد، امروز پول این آقازاده‌ها و طبقه جدیدی که شکل گرفته است، صرف مسائل فرهنگی می‌شود و این ثروت را حق خودشان می‌دانند. طرف در تریبون مجلس سهم‌خواهی می‌کند و می‌گوید سهم زحمات ما است. یکی دیگر می‌گوید آیا به جرم اینکه پدر من مسئول بوده است نباید کار کنم؟! این را نمی‌گوید اگر پدر تو فلانی نبود آیا می‌توانستی این‌قدر پول داشته باشی؟ این پول کجا می‌رود؟ به سیستم رسانه‌ای ما.

مسعود ده نمکی با اشاراتی غیرمستقیم به ماجرای بازداشت تهیه کننده سریال “شهرزاد” تأکید کرد: وابستگی خیلی از روزنامه‌ها و سایت‌ها به همین آقازاده‌هایی که تا دیروز تفریح‌شان جت‌اسکی بود و امروز اداره کردن رسانه و ساختن فیلم و سریال است عیان است. الان گفتند فلان کس را به خاطر فلان مسئله اقتصادی گرفتند، ماتم سر داده شده است. یعنی به جای اینکه بگویند این پول کثیف که حاصل پول‌شویی است و با آن سریال می‌سازند و تهیه‌کننده فلان سریال به زندان رفت، از کجا آمده است، دغدغه مردم این شده است که سرنوشت این سریال چه می شود! از طرف دیگر اینها اسپانسر انتخابات‌ها می‌شوند یا در سیستم سینما نفوذ می‌کنند.

کارگردان “رسوایی” تأکید کرد: بخش زیادی از این پول‌ها صرف ساخت فیلم‌های سینمایی از سمت اشراف و طبقه جدیدی که شکل گرفته است می‌شود. هنرمند ما با افتخار دست دراز می‌کند که از او پول بگیرد تا فیلم جنگی بسازد! بچه رزمنده سراغ دارم از طیف همین بچه‌های عدالت‌خواه که پول بدهید من راجع به متوسلیان فیلم بسازم! آن متوسلیان یا امام حسین یا معصومی که بخواهد با پول این آقازاده در مملکت ساخته شود چه تأثیری روی مخاطب خواهد داشت؟ عادی‌سازی این روابط و حاکم شدن این اپیدمی در جامعه به این برمی‌گردد که تا دیروز متهم داستان بودند و امروز در دانشگاه سخنرانی می‌کنند و دانشجوی مملکت و دفتر تحکیمی که دو دهه قبل در خیابان داد می‌زد «آنان که در خانه شاهانه‌اند/ از درد ملت همه بیگانه‌اند»، امروز ستاد حمایت برای آقای فلانی تشکیل می‌دهد. چرا؟ چون بودجه فلان تشکیلات به او بسته است! همان دانشجو را هم جذب می‌کند و به او روزنامه هم می‌دهد. خیلی از سردبیران و روزنامه‌نگاران از کجا سر در آوردند؟ از استعدادهایی که از همین جنبش‌های دانشجویی شکار شدند. جنبش دانشجویی‌ای که به خاطر اینکه یک زمانی نقد اشرافیت فلان آقازاده را انجام می‌داد وقتی دچار سرخوردگی شد می‌شود سمپات همین جریان و در انتخابات در کنار همین افراد قرار می‌گیرد.




ریشخند ده‌نمکی به ماجرای حضور مک‌دونالد در ایران+عکس

سینماژورنال: در بحبوحه اتفاقات بعد از توافق هسته ای خبری هم مبنی بر حضور نمایندگی رسمی فست فود مک دونالد در ایران در کانون اخبار قرار گرفت.

به گزارش سینماژورنال مسعود ده نمکی کارگردان سری “اخراجیها” به تازگی و با قرار دادن تصویری از مک دونالد در صفحه اجتماعیش اظهارنظری آمیخته به ریشخند درباره این حضور را طرح کرده است.

ده نمکی نوشته است: با ورود مک دونالد به ایران دیگر کسی گرسنه نمی ماند!

واکنش طعنه آلود ده نمکی به حضور مک دونالد در ایران
واکنش طعنه آلود ده نمکی به حضور مک دونالد در ایران



بهنوش بختیاری از چه کسی بوی رذالت و پستی را استشمام کرد؟

سینماژورنال: ماجرای گفته های بهنوش بختیاری در یک برنامه رادیویی درباره توافق هسته ای و متعاقب آن یادداشت انتقادآمیز یک روزنامه اصلاح طلب از وی سبب ساز آن شد که یک دوقطبی عجیب بر سر الفاظ به کار رفته توسط وی در آن برنامه و البته نگاه آن روزنامه ایجاد شود.

به گزارش سینماژورنال برخی از چهره های سینما طرف بختیاری را گرفتند و برخی نیز طرف روزنامه منتقد را.

حالا بختیاری که یکی از پرکارترین آدمهای فضای مجازی است و تقریبا روزی نمی شود که مطلبی را در صفحه اجتماعیش نگذارد با نگارش دلنوشته ای بلندبالا به موضع گیری درباره این اتفاق پرداخته است.

بختیاری که در سالهای اخیر بیشتر بازیگر آثار نه چندان مطرحی است که در شبکه خانگی عرضه می شود در این دلنوشته که همزمان با روز خبرنگار منتشر شده، ابتدا خبرنگاری را نواخته که صحبتهای او را در برنامه موردنظر رسانه ای کرده بود و از فعل او بوی پستی و رذالت را استشمام کرده و سپس سعی کرده توجیهاتی ارائه دهد درباره موضع گیری سیاسی اش.

سینماژورنال متن کامل گفته های بختیاری را ارائه می دهد:

استشمام بوی پستی از فعل خبرنگاری که ماجرا را رسانه ای کرد

من اولین آدمی نیستم که در معرض قضاوتهای نادرست و بی اخلاقی های رسانه ای، سیاسی، انگ زدنهای ناجوانمردانه قرار میگیرم، آخریشم نیستم..ت وضیحی دارم برای کسانی که صحبتهای منو در مورد توافق هسته ای نه با گوش خود شنیدن و نه جایی مکتوب دیدن…خبرنگاری که نمیدونم با چه رویی میخواد زندگی کنه(هرچند که وجدان کیلویی چند وقتی پای فروش روزنامس..آبروی مثقال مثقال جمع شده آدمها چه ارزشی داره..انگ بزن و بفروش.) در موردم نوشت که من توافق را با عهدنامه ای قدیمی مقایسه کردم که این از بیخ وبن بوی پستی و رذالت میدهد.

واقعا نمیدونم این خوشحالی در مرور زمان چه میشود؟؟

برداشت غلط از حرفم…مثل همه مردم از این که ممکنه با برداشتن تحریم دردها کمتر شود خوشحال شدم اما واقعا نمیدونم این خوشحالی در مرور زمان چه میشود؟؟ نه گفتم دلواپسم و نه گفتم همه چیز درست پیش رفته، حالا این وسط عده ای هر انتقادیو در دسته بندی های سیاسی قرار میدن..و من واقعا نفهمیدم پس تکلیف آزادی بیان که اینقدر ازش دم میزنن چیست؟؟

مگه همه کسانی که رای دادن و یا نظرشونو گفتن دکترای علوم سیاسی دارن که به من گفتن شما که دلقکی نظرت اندازه بقال وسلمونی(که این عزیزان هم جزو شریف ترین اقشار این کشورن)ارزش داره نظر نده. چطور ممکنه شادی مردم برای منی که راهم رو تو شادیشون انتخاب کردم برام مهم نباشه…

به خدا قسم با نون به نرخ روزخوری آشنا نیستم

نون به نرخ روز خور واژه سنگینیه دوستان؛ من با مفهومش به خدا قسم آشنا نیستم که اگر بلد بودم وارد این بحث نمیشدم و با محافظه کاری سکوت میکردم اما من عادت دارم حرف حق بزنم. گفتن این که آرزویم جامعه شناسی خوندنه که با آگاهی تصمیم بگیرم آیا توهین است؟؟یا گفتن جملاتی وقیحانه با ادبیاتی دلقک وار و سخیف..

جای پای ما در صداوسیما محکمه!

دلم شکست که سخن پاک منو با بی رحمی و بی ادبی به سمت خودشون برگردوندن و شناس و ناشناس شدن منتقد و هتاک و فحاش..

با اخلاق وارد شوید تورو به مقدساتتون..امثال من که سالها برای خندیدن مردم کار کردیم نیازی به محکم کردن جای پامون تو صداوسیما نداریم…جای پای ما محکمه چون با صبر و آبرو و شرافت و تلاش و سختی های زیاد کار کردیم و زندگی و جای پامونو خدا محکم میکنه و جالبه که موقع خیریه ها، انجمنها، سفیر تعیین کردنها، رضایت از خانواده مقتول گرفتنها و به بیمارستانها رفتنها ما فرهیخته ایم و اینجور وقتا که من میگویم مطالعه و آگاهی برای تصمیم درست، میشم دلقک.

از بقالها و سلمونیها عذرخواهی می کنم

من به نوبه خودم از بقالها. سلمونی ها و سایر اقشار زحمتکش این مملکت عذرخواهی میکنم که لفظ دلقک بهشون نسبت داده شد..

روز خبرنگار بر کسانی مبارک که جانشون رو برای مردمشون دادن نه اونهایی که از فرط دریوزگی به تهمت زدن میپردازن که نون بهشون برسه و تیراژ روزنامشون بره بالا.




عرضه گسترده “فقر و فحشا”ی ده‌نمکی در شبکه نمایش خانگی/این فیلم نه از دولت اصلاحات مجوز گرفت و نه از دولت احمدی‌نژاد/ارشاد دولت یازدهم با افزودن بر حجم نماهای شطرنجی مجوز آن را صادر کرد/”فقر و فحشا” به همراه “کدام استقلال کدام پیروزی” و پشت صحنه “اخراجیها۳” و با قیمت ۴ هزار تومان به بازار آمده+توضیحات ده‌نمکی درباره مجوزدار شدن

سینماژورنال: اولین تجربه سینمایی مسعود ده نمکی در ژانر مستند فیلمی بود به نام “فقر و فحشا”؛ فیلمی که در اوایل دهه هشتاد به صورت غیرمجاز در شبکه قاچاق محصولات ویدیویی منتشر شد.

به گزارش سینماژورنال “فقر و فحشا” که سعی داشت نقش فقر اقتصادی در شیوع فحشا را نشان دهد در آن هنگام که هنوز اینترنت این قدر متداول نشده بود و دانلودهای اینترنتی فراگیر نشده بود میلیونها نسخه به صورت سی.دی کپی شده و دست به دست شد.

بعد از فراگیری اینترنت نیز این فیلم از جمله آثاری بود که بصورت غیرمجاز در سایتهای آپلود فیلم برای دانلود قرار داده می شد با این حال صدور مجوز این فیلم حدودا یک دهه و اندی طول کشید.

نه دولت اصلاحات مجوز نمایش را داد و نه دولت احمدی نژاد

ده نمکی در همان زمان تولید “فقر و فحشا” برای دریافت مجوز فیلمش جهت عرضه در شبکه خانگی اقدام کرد اما فیلم به دلیل سوژه ملتهبش نتوانست از وزارت ارشاد دولت اصلاحات مجوز بگیرد. در هشت سالی که محمود احمدی نژاد سر کار بود نیز نه در وزارتخانه صفارهرندی و نه وزارتخانه محمد حسینی به این فیلم روی خوش نشان ندادند تا سال قبل که بالاخره وزارتخانه ارشاد علی جنتی مجوز پخش ویدیویی “فقر و فحشا” را صادر کرد.

کتاب “فقر و فحشا” نیز مجوز انتشار گسترده نگرفت

جالب است که تقریبا چند ماه بعد از انتشار غیرقانونی “فقر و فحشا” کتابی حاوی سلسله مقالاتی درباره فیلم و البته گفتگو با کارگردان آن نیز تهیه گردید اما این کتاب نیز در دولت احمدی نژاد مجوز انتشار گسترده نگرفت و فقط طبق یک قرارداد نانوشته با ده نمکی مقرر گردید کتاب با تیراژ محدود و صرفا جهت آرشیو شخصی عوامل گردآورنده منتشر شود!!!

پیوستن “فقر و فحشا” به جنبش سه فیلم با یک بلیت!!!

“فقر و فحشا” اما حالا و بعد از بیشتر از یک دهه که از تولیدش گذشته به صورت گسترده در شبکه خانگی توزیع شده است.

روش عرضه “فقر و فحشا” هم جالب است؛ این فیلم در کنار “کدام استقلال کدام پیروزی” دیگر مستندی که ده نمکی آن را ساخته و البته پشت صحنه “اخراجیها3” با دو دی.وی.دی در یک مجموعه و تنها با قیمت 4 هزار تومان به بازار عرضه شده است.

به این ترتیب مخاطبان تنها با صرف هزینه ای که برای یک فیلم می کنند می توانند دو مستند در نوع خود ملتهب و پشت صحنه یکی از کمدیهای پرفروش سالهای اخیر را به تماشا بنشینند.

افزایش نماهای شطرنجی

درباره مقایسه نسخه قانونی “فقر و فحشا” با نسخه قاچاق آن نیز اصلی ترین نکته ای که به چشم می خورد عدم ممیزی محسوس است و تقریبا تمامی نماهای نسخه زیرزمینی در نسخه مجاز هم وجود دارد با یک تفاوت!

تفاوت در افزایش حجم نماهای شطرنجی موجود در فیلم است. در نسخه اصلی فیلم هم برخی از نماها به دلیل رعایت آبروی اشخاص شطرنجی شده بود و در نسخه مجاز بر حجم این نماها افزوده شده است.

فقر و فحشا
پوستر “فقر و فحشا” در سطح شهر

ده نمکی: گفتمان عدالت خواهی همواره مخاطب دارد

یکی از نکاتی که درباره توزیع قانونی “فقر و فحشا” وجود دارد این است که بعد از گذشت یک دهه و اندی از تولید فیلم، آیا همچنان سوژه فیلم می تواند جذابیت زا باشد آن هم برای مخاطب دهه نودی که هر روز با ده ها عنوان فیلم برای انتخاب روبروست.

مسعود ده نمکی کارگردان “فقر و فحشا” در گفتگو با سینماژورنال در این باره بیان می دارد: “فقر و فحشا” از گفتمان عدالت خواهی سخن می گوید که همواره و در همه ادوار جایگاه خود را داشته است. سالها بعد از “فقر و فحشا” وقتی “دارا و ندار” را در مدیوم تلویزیون می ساختم نیز همین گفتمان عدالت خواهانه محور کار بود. حتی “رسوایی” نیز از چنین نگاهی برخوردار بود و همه این فیلمها نیز مخاطب خاص خود را داشتند.

ده نمکی تاکید می کند: گفتمانی که برپایه عدالت خواهی بنا شده مربوط به دولت خاص یا زمان خاصی نیست و اگر صادقانه بیان شود همه جا و در همه دورانها مخاطب خاص خود را دارد. “فقر و فحشا” می تواند برای آدمهای روزگار ما نیز جاذبه های خاص خود را داشته باشد چون محدود به زمان خاصی نیست و متکی است بر گفتمانی که حتی امروزه نیز می تواند کاربردی باشد.