1

کیانوش عیاری: شگفت‌انگیز است که فکس من برای جشنواره کن،  به دست مسئولان ارشاد رسید!

سینماروزان/مهدی فلاح صابر: بازنشر گفتگوی تفصیلی اردیبهشت ۸۸ کیانوش عیاری با واحد تاریخ شفاهی موزه سینما از سوی موزه سینما، حاوی ادعایی به زعم عیاری شگفت انگیز است.

عیاری در این گفتگو درباره ارتباط مدیران جشنواره کن با مدیران سینمایی ارشاد، ادعایی مطرح کرده بود؛ ادعایی که خود عیاری هم آن را شگفت‌انگیز قلمداد کرده.

به گزارش سینماروزان کیانوش عیاری فیلم “آبادانیها” را در سال 71 و در دوران معاونت سینمایی فخرالدین انوار و وزارت ارشاد علی لاریجانی ساخت و فیلم را به فجر یازدهم داد و دو کاندیداتوری هم بدان تعلق گرفت.

فیلم خوش ساخت و به لحاظ ضرباهنگ روان “آبادانیها”، به دلیل مضمون ضدجنگ در محاق قرار گرفت و درنهایت یک سال بعد از رونمایی در فجر در 23 بهمن 1372 و درست پس از پایان جشنواره فجر روی پرده رفت و کمتر از یک هفته بعد، در روز 26 بهمن هم به اکرانش خاتمه دادند تا لابد دیده نشود.

“آبادانیها” در زمان خود برای نمایش در جشنواره کن هم انتخاب شد ولی مدیران وقت ارشاد جلوی نمایش آن در کن را گرفتند.

سعید پورصمیمی و سعید شیخ زاده در "آبادانیها"
سعید پورصمیمی و سعید شیخ زاده در “آبادانیها”

عیاری به واحد تاریخ شفاهی موزه سینما گفته است: “آبادانی‌ها” برای جشنواره فیلم کن انتخاب شد اما به درخواست وزارت فرهنگ و ارشاد (وقت) از این جشنواره بیرون کشیده شد و در همه روزنامه‌ها خبر اینکه آبادانی‌ها برای جشنواره کن برگزیده شده است، منتشر شد.

عیاری مدعی شد: من فکسی به جشنواره فیلم کن نوشتم مبنی بر اینکه فیلم متعلق به من و با سرمایه شخصی‌ام ساخته شده است، متعلق به دولت نیست و شما نباید فیلمی که انتخاب کرده‌اید را از بخش مسابقه بیرون آورید و کپی آن را به ایران بفرستید اما آنها این کار را انجام دادند و نکته جالب این است که مسئولین وقت ارشاد متن فکس من به جشنواره کن را هم خوانده بودند و این موضوع برایم بسیار شگفت‌انگیز بود.

باید دید واکنش مسئولان سینمایی وقت ارشاد و به خصوص فخرالدین انوار به ادعای عیاری چیست؟ بماند که ادعای عیاری، اعتبار برگزارکنندگان جشنواره کن را هم خدشه دار میکند که مدام ندای جدایی هنر از سیاست داده اند! مدیران وقت جشنواره کن باید بگویند فکس مستقیم عیاری برای آنان، چگونه به دست مدیران وقت سینمای ایران رسیده؟؟؟

سعید پورصمیمی و سعید شیخ زاده در "آبادانیها"
حسن رضایی و سعید شیخ زاده در “آبادانیها”

 




کیانوش عیاری در گفتگویی تازه اظهار داشت⇐{در جریان مشکلات «خانه پدری» و «کاناپه»} خانه سینما هیچ حمایتی از من نکرد/سالهای زیادی را به‌خاطر مسائل بی‌ارزش و درگیری در صنف از دست دادم/مدیران وقت سینمایی{فخرالدین انوار؟} «آبادانیها» را از جشنواره کن بازگرداندند و با این کار سرنوشت من از یمین به یسار رفت/ای کاش پیشنهاد فرانسویان را می‌پذیرفتم و به‌جای «دو نیمه سیب» با سرمایه دولت فرانسه فیلم می‌ساختم!!!/وقتی فرح پهلوی و شمس را در سال ۵۳ با حجاب تصویر کردم دیدم این یک دروغ خیلی جدی و دامنه‌دار است!/بعد از «کاناپه» دیگر هیچ زنی را در خلوت با روسری نشان نخواهم داد

سینماروزان: کیانوش عیاری کارگردان ایرانی در سالهای اخیر به خاطر توقیف دو فیلم «خانه پدری» و «کاناپه» در کانون توجه قرار گرفته است که در این بین گویا مشکل فیلم اول حل شده اما درباره «کاناپه» همچنان مشکلات باقیست.

به گزارش سینماروزان عیاری درحالی بناست در جشن خانه سینما مورد تجلیل قرار گیرد که در تازه ترین گفتگوی تفصیلی خود با «ایسنا» کوشیده به صراحت برخی رفتارها و تصمیمات گذشته خود را نقد کند. عیاری به جایی رسیده که دیگر ابایی ندارد از اینکه بگوید اگر در انتهای دهه 60 خورشیدی پیشنهاد دولت فرانسه برای فیلمسازی را می پذیرفت شاید اوضاعش بهتر از این بود!!!

کیانوش عیاری در جایی از گفتگو هم مدعی شده دیگر در هیچ کدام از فیلمهایش زنان را در خلوت با روسری نشان نخواهد داد آن هم در حالی که اخیرا درگیر تولید سریال «87متر» برای تلویزیون شده است!!! آیا هیچ کدام از لوکیشنهای این سریال داخلی نیستند؟

عیاری درباره حس و حالی که الان به سینما دارد، بیان کرد: آدمی که دل شکسته و خسته باشد چه می تواند بگوید؟! چه حسی می تواند داشته باشد؟ ازسال ۶۳ که اولین فیلم‌ام را ساختم و حتی دو سال قبل از آن هم که یک فیلم بلند برای تلویزیون ساخته بودم تا الان، همه کارهایم یا توقیف شده یا به نحوی اذیت و آزار شده‌اند. از این رو نمی‌دانم واقعا احساسم چگونه است چون در این سال‌ها آب خوش از گلوی من پایین نرفته است که بخواهم چیزی را در عرصه حرفه‌ای خودم دوست داشته باشم یا برایم لذت بخش باشد. الان اصلا چیزی برای من نمانده که لذت بخش باشد.

وی سپس با اشاره به برخی فیلم هایش ادامه داد: سال ۱۳۶۳ که فیلم «تنوره دیو» را ساختم فقط و فقط کارشکنی دیدم، البته هر از گاهی مسئولی هم بوده که با مسائل من با حسن ‌نیت برخورد ‌کرده، نه با من بلکه با  دیگر فیلمسازان ولی من چون همیشه سکوت می‌کردم و غر نمی زدم و مسائلم را رسانه‌ای نمی‌کردم، شاید کمتر در معرض مخالفت‌ها قرار گرفته باشم.

عیاری گفت: آن زمان «تنوره دیو» برای فستیوال دهلی انتخاب شد و این فستیوال در آن موقع یکی از پنج  جشنواره الف دنیا بود؛ جشنواره ای که جانشین جشنواره جهانی تهران پس از انقلاب شده بود و بعدها از دهلی به قاهره منتقل شد. در آن مقطع فیلم مرا به بهانه اینکه باید زیرنویس شود به هلند فرستادند و در نهایت دیر رسید و هیچ اتفاقی هم برایش نیفتاد و شرایط به گونه‌ای پیش رفت که کاملاً معلوم بود خیلی علاقه‌ای وجود نداشته این فیلم به جشنواره برود، آن هم نه به خاطر اینکه «تنوره دیو» مسئله داشت، بلکه به نظر می‌آمد با خود من مسئله دارند و طبیعی است که تولیدی‌های من نیز تحت تأثیر نگاهی قرار گرفت که نسبت به من وجود داشت.

وی افزود:  بعد از آن نوبت به «شبح کژدم» رسید و بعد فیلم «آن سوی آتش» که دو سالِ تمام، نمایش داده نمی شد و ممنوع‌الخروج بود، چون آقایانی مسئول امور بین الملل تلویزیون در آن زمان بودند که می‌گفتند اگر این فیلم از کشور خارج شود یکسری روزنامه های خارجی از آن مشتی آهنین و محکم علیه ایران درست می کنند و به سود ایران نیست که این فیلم به خارج از کشور برود و به این بهانه فیلم  دو سال توقیف شد، در حالی که تردید ندارم آن دو نفر مسئول وقت در سال ۶۶ واقعا نگران آنچه می گفتند نبودند، بلکه به نگاه‌های شخصی چنان پوششی می‌دادند که کارشان موجه شود. بعد از آن نوبت به فیلم «آبادانی‌ها» رسید که به عنوان اولین فیلم سینمایی ایران به جشنواره کن دعوت شد ولی از حضورش در این جشنواره جلوگیری شد در حالی که شنید آن سال شانس‌های برای موفقیت این فیلم وجود داشت.

او با اشاره به مدیران وقت سینمایی که فیلم را از جشنواره کن برگرداندند، بیان کرد: با این کار بدون هیچ تردیدی سرنوشت من از یمین به یسار رفت، چون مگر می‌شود فیلمی به چنین جشنواره‌ای راه یابد و حتی یک نمایش معمولی داشته باشد اما در سرنوشت یک جوان بی تأثیر باشد؟ درحالی که کسانی که مانع از حضور این فیلم در جشنواره کن شدند اهمیتی برایشان نداشت که بر سر سازنده جوان این فیلم چه می آید یا مثلا این اتفاق چه تاثیر مثبتی می‌توانست بر شکل گیری سینمای نوین پس از انقلاب داشته باشد.

عیاری با مرور بیشتر فیلم‌هایش که به مشکل برخورده بودند، به «خانه پدری» رسید و گفت: درباره این فیلم هم انگار باز نظر شخصی بر هر چیزی اولی است، چون این فیلم کوچکترین مسئله‌ای نداشته که هفت سال است در توقیف به سر می‌برد و اصلا چرا باید این اتفاق بیفتد؟ جز ترس، تنگ نظری و سوء تفاهم چه چیزی باعث این اتفاق شده است؟ درباره «کاناپه» هم بهتر است صحبت نکنم چون انتظاری ندارم؛ همان‌طور که به همه بازیگرانی که می خواستند موهایشان را برای بازی در فیلم کوتاه کنند گفتم فکر نکنید این فیلم شما را به عرش می‌برد، چرا که کاناپه توقیف می شود.

او اظهار کرد: من انتظاری نداشتم که این فیلم به آسانی امکانی برای عرضه پیدا کند ولی انتظار دارم نگاهی مسلط بر اوضاع،  تشخیص دهد که اتفاقا نمایش فیلم «کاناپه» می‌تواند یک مقدار به تلاطم‌های دم افزون جامعه در جهت آرام‌تر شدن آن حداقل در یک وجه، کمک کند.

وی با اشاره به سختی‌هایی که پس از توقیف «خانه پدری» کشیده است، افزود: شش سال طول کشید تا پس از «خانه پدری» دوباره بتوانم فیلم بسازم و باز هم می‌سازم، اما بعد از «کاناپه» دیگر هیچ نقش زنی را در خلوت یا در حضور محارمش با روسری نشان نخواهم داد، یعنی اصلاً به سمت گرفتن چنین صحنه هایی نمی‌روم، همه یا در مکان عمومی خواهند بود یا حذف می‌شوند.

عیاری در پاسخ به اینکه با این اوصاف آیا به اکران فیلم «کاناپه» امیدی دارد با بیان اینکه صد در صد امیدوار است، به انگیزه هایی که باعث ساخت این فیلم شدند اشاره و اظهار کرد: همیشه از اینکه زن را در خلوت خودش با حجاب نشان دهم خجالت می‌کشیدم وخجالت می‌کشم. هنگام ساخت سریال «روزگار قریب» هم همین حس را داشتم و وقتی فرح پهلوی و شمس را در سال ۵۳ با حجاب تصویر کردم دیدم این یک دروغ خیلی جدی و دامنه‌دار است، چون سینمای مدعی واقع‌گرایانه ایران در قدم اول واقعیت را تحرف می‌کند، به همین دلایل بود که در «کاناپه» آنچه را به آن اعتقاد داشتم اجرا کردم.

او درباره اینکه با ساخت این فیلم به نوعی پیشرو شده است، تاکید کرد:‌ هیچ کدام از این کارها را برای پیشرو یا متفاوت بودن انجام نداده و نمی‌دهم، بلکه به طور غریزی در بهترین شکل ممکن کار می‌کنم و حتی یک حرکت جلوتر را نیز پیش‌بینی نمی‌کنم که عاقبتش چه می شود. اصلا به نظرم خجالت آور است که تصور کنم نسبت به جامعه خودم تعهداتی دارم که باید آن را قالب فیلم اجرا کنم، این شرم آور است که احساس مسئولیت کنم  چون باید احساس مسئولیت درون انسان جوشیده شود و آن وقت است که کار اصولی تر می شود.

او درباره کتابی که حاوی گفتگوی خیالی وی با جلال مقدم است توضیح داد: یک زمان خانم نوشابه امیری ـ سردبیر مجله گزارش فیلم ـ با آگاهی از علاقه من به جلال مقدم پیشنهاد داد که مصاحبه ای با او داشته باشم و اشاره اش هم به مصاحبه تروفو و هیچکاک بود اما گرفتاری‌های من مانع شد که مصاحبه را به وقت خودش انجام دهم تا این که آن حادثه اتفاق افتاد و ایشان درگذشت و این اندوه برای من باقی ماند که چرا چنین فرصتی را از دست دادم، به همین دلیل مصاحبه خیالی را با روح جلال مقدم داشتم که در حد یک کتاب شد.

وی گفت: البته در این کار پیش از آنکه مصاحبه با جلال مقدم داشته باشم به چشم انداز و باوری پرداخته ام که جلال مقدم در سینما داشت و من آن را دوست می داشتم، چون معتقدم جلال مقدم یکی از بنیانگذاران نوعی سینمای رها و تاحدودی دلخوش بود که در عین داشتن تلخی ها، یک نمونه خوب برای سینمای مشابه خود در غرب محسوب می شود.

او گفت: بزرگترین حسرت من این است که سال های زیادی را به خاطر مسائل بی ارزش از دست دادم. مثلا در انجمن تهیه کنندگان سینما عضو بودم و رئیس آنجا شدم، آن هم جایی که عباس شباویزها یا میثاقی ها حضور داشتند و نمی دانم آدمی که هنوز هم فیلمساز آماتور است چرا باید رئیس انجمن تهیه کنندگان سینمای ایران شود؟ درواقع اینها دورانی بود که به نظرم به بطالت گذشت و حتی به نظرم بصیرتی را که به خاطر حضور در این مجامع داشتم ارزشی ندارد درحالی که می توانستم فیلم بسازم.

وی خاطرنشان کرد: البته حسرت نمی خورم که ای کاش نوع فیلمسازی دیگری را در پیش گرفته بودم ولی ای کاش اولین دعوتی را که از یک فیلمساز ایرانی برای کار داشتم دنبال می‌کردم.  این دعوت زمانی که در سال ۶۸ از کن به پاریس بر می گشتیم از سوی انجمنی فرانسوی به من پیشنهاد شد تا با سرمایه گذاری دولت فرانسه یک فیلم سینمایی بسازم اما فقط یک قول پیش‌پاافتاده به نماینده ای از “آراز فیلم ارومیه” برای ساخت «دو نیمه سیب» باعث شد این کار را نکنم و این اشتباه به همین راحتی سرنوشت خودم و حتا بُعدی از سینمای ایران را تحت تأثیر قرار داد.

کیانوش عیاری در پاسخ به اینکه آیا اشاره اش به فعالیت های صنفی به دلسرد بودن از صنف ارتباط دارد و آیا اصلا در طول این سالها بویژه با توقیف فیلم هایش حمایتی از سوی خانه سینما شامل حالش شده است؟ گفت: هیچ حمایتی که از من نشده اما حرفم به معنای مشکل داشتن با فعالیت صنفی نیست. بلکه معتقدم اکر آن هایی که مشوقم بودند اهمیتی به سرنوشتم می دادند می‌گفتند کیانوش وارد این عرصه (فعالیت صنفی) نشو و فیلم بساز که این بیشتر برای سینمای ایران اهمیت دارد؛ بویژه با این مافیابازی های سخیف به همین دلیل حالا فکر می کنم اگر یک فیلم بیشتر می‌ساختم تاثیر بیشتری بر شکل گیری این سینما می توانستم داشته باشم.

او در آخر درباره ساخت فیلمی جدید با اشاره به اینکه هنوز خبری از نمایش فیلم «خانه پدری» ندارد افزود: فعلا در اولین قدم انتظار دارم «خانه پدری» اکران شود تا ببینم  گشایش اتفاق افتاده و بعد به واسطه آن قدم بعدی را بردارم. «خانه پدری» در سال ۸۹ ساخته شد و می توانست در سال ۹۰ اکران شود، آن وقت من هم روحیه داشتم تا بیشتر و بهتر کار کنم، اما تنگناهای «خانه پدری» باعث شد در ارتباط با ساخت فیلم بعدی هم به مشکل بخورم.