1

روایت مرتضی احمدی از پیش‌پرده‌خوانی علیه ثریا در شب عروسی ثریا+فیلم

سینماروزان: شاید بسیاری ندانند مرتضی احمدی بازیگر و صداپیشه فقید ایرانی در کارنامه کاری خود سابقه تندترین انتقادات علیه دولتیون را دارد.

مرتضی احمدی خود درباره دردسرهایی که بخاطر خواندن پیش‌پرده‌های انتقادی داشته گفته بود: به‌خاطر یک پیش‌پرده‌خوانی در نقد مالیات گرفتن از ملتی که نان ندارند بخورند، مرا شش ماه تبعید کردند به کرمان و اگر محمد مسعود به دادم نمی‌رسید و در روزنامه‌اش “مرد امروز” در این باره افشاگری نمی‌کرد و رایزنی نمی‌کرد، ممکن بود سالها در تبعید بمانم!!

مرتضی احمدی با اشاره به دلیل تبعید گفت: دربرابر هیات دولت و مقابل قوام‌السلطنه پیش‌پرده‌ای خواندم حاوی این بیت: مالیاتچی بس که کودن و خرفته/خرو ول کرده و پالون‌و گرفته..‌.

این بازیگر درباره اجرا در عروسی ثریا اسفندیاری هم از پیش‌پرده‌ای گفته که حمید قنبری با طعنه به ثریا در این عروسی خوانده است؛ پیش‌پرده‌ای به‌شدت تند و ۱۶+ !!!

فیلم حرفهای مرتضی احمدی را اینجا ببینید‌.

 

مرتضی احمدی+ثریا اسفندیاری

مرتضی احمدی+ثریا اسفندیاری

 

 




جزییات ملبّس شدن علی انصاریان به پوشش روحانیت+عکس

سینماروزان: علی انصاریان که بعد از حضور چند ساله اش به عنوان سرمایه گذار و بازیگر در یک سری آثار ویدیویی اخیرا در نقش شهید رضایی مجد در مستند-داستانی «یک پنج هفت» ایفای نقش کرده بود(اینجا را بخوانید) با کاراکتری متفاوت به سینماها می‌آید.

به گزارش سینماروزان علی انصاریان در کمدی «تنها صداست که می ماند» سعید چاری در نقش یک روحانی ایفای نقش کرده است!!!

«تنها صداست که می ماند» که زمینه ای انتقادی دارد و با محوریت پشت پرده اتفاقات استودیوهای زیرزمینی دوبله و موسیقی، داستان پردازی می‌کند با ترکیبی از فیلمبرداری رئال و انیمیشن ساخته شده است و در بخش انیمیشن کار بازساری برخی کاراکترهای کارتونی محبوب دهه 60 مانند شیپورچی، دارکوب زبله، پینوکیو و روباه مکار و جیمبو ارائه شده است.

اما درباره کاراکتر علی انصاریان؛ علی انصاریان که یکی از عموهایش شیخ حسین انصاریان است از منبری‌های بنام است و عموی دیگرش رضا انصاریان تهیه کننده سریال «گاهی به پشت سر نگاه کن» و ناظر کیفی «کیمیا» و عموی سومش ابراهیم انصاریان داماد آیت الله مهدوی کنی و از مدیران سالیان دانشگاه امام صادق(ع)، در «تنها صداست که می‌ماند» نقش یکی از مدیران دفتر موسیقی ارشاد را ایفا می‌کند و در برخورد میان خوانندگان مختلف با وی است که ماجراهای متفاوتی روی می‌دهد.

رضا رویگری، میرطاهر مظلومی، تورج نصر، ثناصادقی، امیرزریوند، سیاوش قاسمی، مختار سائقی، مجید شهریاری، فریده دریامج، علی شجاعی و آرمین اقبالی دیگر بازیگران این فیلم هستند ضمن اینکه مرتضی احمدی نیز آخرین بازیش را در این فیلم انجام داده است.

مرتضی احمدی علاوه بر بازی و دوبله صدای «روباه مکار» برای فیلم یک قطعه ضربی ریتمیک هم اجرا کرده است.

«تنها صداست که می ماند» با پخش شکوفافیلم بناست از میانه های بهار امسال روی پرده برود.

عوامل تولید «تنها صداست که می‌ماند» به شرح زیرند:

کارگردان و تدوین: سعید چاری، تهیه کننده: هادی مشکات، مجری طرح : محمد آزادی مهربانی، فیلمنامه: سعید چاری-ثنا صادقی، طراح گریم: جنان صدفی، مدیر تولید : مجتبی عربی، صدابردار: احمد کلانتری، مدیر فیلمبرداری: امید رخ‌افروز

علی انصاریان در نقش یکی از مدیران دفتر موسیقی ارشاد
علی انصاریان در نمایی از «تنها صداست که میماند» در نقش یکی از مدیران دفتر موسیقی ارشاد




شوخی گزنده با اتفاقات ۸۸ در سکانسی لو رفته از “زیرزمینی‌ها”؛ کمدی-موزیکالی که طعنه‌های سیاسی، اکرانش را ۴ سال به تاخیر انداخته+فیلم

سینماروزان: “زیرزمینی ها” عنوان یک کمدی-موزیکال سینمایی است که در آن با خوانندگان رپ زیرزمینی و دوبلورهای شبکه قاچاق شوخی شده است.

به گزارش سینماروزان “زیرزمینی ها” بخش دوم فیلمیست به نام “صداست که میماند” که چهار سال قبل ساخته شد و در جشنواره سی و یکم فجر هم حضور داشت اما ممیزی وارده به اثر باعث شد بخشی از فیلم با نام “دهه شصتیها” از شبکه خانگی سربرآورد و بخش دوم هم با اعمال تعدیلات فراوان پروانه نمایش بگیرد.

سعید چاری که در ماههای اخیر بخاطر ساخت کمدی-پارودی “فیلسوفهای احمق” حاشیه ساز شده بود کارگردان “زیرزمینی ها” است و در سکانس لو رفته از فیلم در شبکه های اجتماعی، طعنه های مستقیمی می بینیم به اتفاقات انتخابات 88.

برای دیدن این سکانس اینجا را کلیک کنید.

گویا سی درصد “زیرزمینی ها” انیمیشن است و مابقی آن رئال؛ رضارویگری، میرطاهر مظلومی، تورج نصر، مهران رجبی، ثنا صادقی، امیرزریوند، مجید شهریاری، اردشیر کاظمی، مختار سائقی، سیاوش قاسمی، فریده دریامج و اسدالله یکتا از جمله بازیگران فیلمند ضمن اینکه زنده یاد مرتضی احمدی نیز در این فیلم ایفای نقش داشته است.




مرضیه برومند: کاسب‌هایی از جنس مرتضی احمدی کم شده‌اند و کاسبانی از جنس حسن پورشیرازی برج‌دار شده‌اند!!!

سینماروزان: دهم آبان ماه سالروز تولد مرتضی احمدی است؛ بازیگر، صداپیشه و خواننده ای که جزو بااخلاق ترین هنرمندان این دیار بود.

به گزارش سینماروزان مرضیه برومند کارگردان زن سینما و تلویزیون که سابقه همکاری و رفاقت دیرین با این هنرمند را داشت به بهانه سالگرد تولد او یادداشتی را برای “اعتماد” نوشته و در این یادداشت از مرام و اصالت این هنرمند سخن گفته است.

متن کامل این یادداشت را بخوانید:

مردانه پاي حرفش مي‌ايستاد

آقاي مرتضي احمدي از آن دسته افرادي بودند كه با رفتن‌شان از اين دنيا، يك فرهنگ را با خودشان بردند. و دريغ و افسوس كه از اين فرهنگ كمتر به ما و نسل‌هاي بعد چيزي رسيد. مخصوصا جوان‌هاي اين روزها كه بايد منش، اخلاق و جوانمردي نسبت به كار و ديگران را از گذشتگان بياموزند. در تاريخ كشورمان ما بزرگاني داشته‌ايم كه جاي منش آنها خالي است. بزرگاني كه با عزت و آبرو زندگي كردند. آقاي مرتضي‌احمدي اخلاق حرفه‌اي داشتند. ايشان بسيار انسان مودب، وظيفه‌شناس، بلند نظر و در يك كلام انسان خيلي دوست داشتني‌اي بودند. به غير از اينكه افتخار داشته‌ام در چندين كار با آقاي «مرتضي ‌احمدي» همكاري داشته باشم، رابطه‌اي دوستانه بين من و ايشان برقرار بود. آقاي احمدي هر چند وقت يك‌بار به من تلفن مي‌كرد و جوياي احوال يكديگر مي‌شديم كه در اين كار هم ايشان پيشقدم بود و حال و احوال من و ديگر دوستان‌مان را مرتب و با‌حوصله مي‌پرسيد.

ادبیات متفاوت
اما نكته‌اي كه من از آقاي احمدي به ياد دارم و هميشه باعث مي‌شود ايشان در ياد من زنده باشد، گذشته از اشعاري كه ايشان داشتند و مي‌خواندند، عبارات و كلماتي است كه از ايشان باقي مانده و براي من خيلي جالب است. براي مثال ايشان به جاي اينكه از كلمه مفت و مجاني استفاده كنند، مي‌گفتند «مفت‌كلسي» يا به جاي اينكه از كلمه سيلي استفاده كنند، مي‌گفتند «چپلن‌چورني» كه وقتي آقاي احمدي اين كلمه را مي‌گفت قشنگ صداي سيلي را براي اطرافيان تداعي مي‌كرد. اين نوع صحبت كردن آقاي مرتضي‌احمدي خيلي بامزه بود. ايشان در سريال «آرايشگاه زيبا» از اين كلمه‌ها خيلي استفاده مي‌كرد و من هم همچنان بعضي از اين كلمات را در زندگي روزمره‌ام به كار مي‌برم.

كاسب‌هايي از جنس مرتضي‌ احمدي كمرنگ شده‌اند و به جاي آن كاسب‌هايی با بازي حسن ‌پور‌شيرازي برج‌دارند

صحبت “آرايشگاه‌ زيبا” شد و ياد نقش آقاي مرتضي‌احمدي در اين سريال افتادم. نقش آقاي احمدي در اين سريال كه كاسبي درستكار، واقعي و خيرخواه بود خيلي خوب به ايشان نشسته بود و در مقابل ايشان، كاسب جديدي بود كه نقش او را آقاي حسن‌ پورشيرازي بازي مي‌كرد كه بازي اين دو مقابل يكديگر خيلي جالب شده بود. الان كه ٢٦ سال از پخش اين سريال مي‌‌گذرد، كاسب‌هايي از جنس مرتضي‌ احمدي در آرايشگاه زيبا در جامعه كمرنگ شده‌اند و به جاي آن كاسب‌هاي ناصرخان با بازي حسن ‌پور‌شيرازي الان همين‌هايي هستند كه برج‌ها را در شهر دارند.

وقتي آقاي احمدي به خاك سپرده شد، منش او نيز به خاك سپرده شد
هرچند كه ياد و نام آقاي‌احمدي در بين ما زنده است و ايشان هم خود همت كرد كتاب و آلبوم موسيقي از خود به جا گذاشت كه همين چيزها تبلور فرهنگ گذشته شهر و مملكت است اما آنچه در اين چند خط مي‌خواهم بيان كنم و باعث حسرت و افسوس است، نبود منش اين افراد در جامعه است. وقتي آقاي احمدي به خاك سپرده شد، منش او نيز به خاك سپرده شد. در روزگار كنوني ديگر خبري از منش و مرام افراد قديمي در جامعه نيست.

آرایشگاه زیبا
آرایشگاه زیبا

قديم‌ها اخلاق ‌حرفه‌اي در بين بازيگران وجود داشت

آن قديم‌ها وقتي بازيگري قول مي‌داد كه در نقشي بازي مي‌كند، مردانه پاي قولش مي‌ايستاد يا اگر كارگرداني به بازيگر پيشنهاد بازي مي‌داد و آن بازيگر نمي‌توانست در آن نقش بازي كند، نفر بعدي كه كا‌ر‌گردان به او پيشنهاد كار مي‌داد، مي‌رفت از نفر اول براي شروع به كار در آن نقش اجازه مي‌گرفت. اما اين روزها ماشاءالله هزار ماشاءالله بازيگران كار را از دست هم قاپ مي‌زنند، بي‌احترامي مي‌كنند، نقش دزدي مي‌كنند.

قديم‌ها اخلاق ‌حرفه‌اي در بين بازيگران وجود داشت و مسووليت قبول مي‌كردند اما در اين روزگار برعكس شده است. الان سوپراستارها را صبح كه آفيش كني، ظهر سر صحنه مي‌آيند. با ديگر همكاران سرصحنه بدرفتاري مي‌كنند در صورتي كه قديمي‌هايي چون آقاي مرتضي ‌احمدي به ديگر همكاران خود كلي عزت و احترام مي‌گذاشت و در نتيجه اين رفتار فضاي خوبي به وجود مي‌آمد. من از كاركردن با افرادي چون مرتضي احمدي لذت مي‌بردم.

رقیه چهره آزاد  به من گفت ننه زودتر نقش من را بگير، يه وقت من مي‌ميرم و كارت نصفه نيمه مي‌ماند

خدا رحمت كند خانم «رقيه چهره‌آزاد» را. وقتي كه ايشان سكته كردند و بستري شدند در حال بازي در فيلم «الو الو من جوجوام» بودند. چند سكانس بيشتر از فيلم باقي نمانده بود كه اين اتفاق برايشان افتاد. روي همان تختخواب به من گفت كه ننه زودتر نقش من را بگير، يه وقت من مي‌ميرم و كارت نصفه نيمه مي‌ماند. فكر مي‌كرد مي‌ميرد و نمي‌خواست كار من نصفه بماند. مسووليت‌پذير بود.

اصالت به‌شدت زير سوال است

قديم‌ها آدم‌ها اين‌طوري بودند. شريف و درجه يك بودند. همين آقاي رشيدي كه شوهرخواهر من بود، مي‌ديدم كه با چه مسووليتي سعي مي‌كرد منظم و مرتب باشد. نسل اين افراد اصالت داشت. حالا اصالت به‌شدت زير سوال است و من از اين موضوع متاسفم. قديمي‌ها عشق به كار داشتند. اما حالا چي؟ جوانان بايد ياد بگيرند كه وقتي كسي وارد كار فرهنگي مي‌شود بايد با عشق و اخلاق كار را انجام دهد و احساس مسووليت داشته باشد. جاي مرتضي ‌احمدي در اين روزگار در بين ما بسيار سبز است. همچنان ما در پرتو حضورشان هستيم و از دانسته‌ها و گنجينه حرفه‌اي كه در سينه داشتند و براي ما به جا گذاشتند، استفاده مي‌كنيم.