گروه بلککتس، فرهاد مهراد، بوی دود و توصیهی شهبال شبپره/خاطراتی از شهرداد روحانی+ویدیو
|
سینماروزان: شهرداد روحانی موزیسین که در دهه پنجاه به همکاری با گروه بلککتس پرداخته بود، خاطراتی از آن دوران را روایت کرد.
شهرداد روحانی در گفتگو با سروش صحت در برنامه اکنون گفت: در دوران نوجوانی برای بلک کتس ساز کیبورد میزدم، شهبال مدیر گروه بود و فرهاد مهراد خواننده گروه بود.
او ادامه داد: ما در کافه کوچینی در یک زیرزمین-بلوار کشاورز ابتدای خیابان کاخ- با بلک کتس کار میکردیم و آنجا همه سیگاری بودند و بوی سیگار همه جا را میگرفت و من هم که شب به خانه میرفتم بدجوری هم لباس ها و حتی موهایم بوی دود سیگار میداد و همین امر مادرم را نگران کرده بود که نکند من معتاد شوم اما شهبال با او صحبت کرد و به من توصیه کرد که فقط بر ساز تمرکز کنم و مادرم خاطرجمع شد که من فقط ساز میزنم.
شهرداد روحانی افزود: من از ابتدا هم فقط دنبال تجربه گرایی بودم و فقط پنج شش ماه با بلک کتس کار کردم چون دنبال نوازندگی ویولن و موسیقی کلاسیک بودم و نمیخواستم فقط پاپ کار کنم. بلک کتس آن موقع فقط قطعات خارجی را بازخوانی میکرد و من هم نقش تنظیم کننده داشتم و کار کنار شهبال خیلی به من در درک تنظیم به خصوص برای سازهای بادی، کمک کرد.
برای تماشای ویدیوی حرفهای شهرداد روحانی اینجا را ببینید.
ضبط سکانس عروسی فیلم “صبحانه با زرافهها” در شب قتل مهرجویی و همسرش!+ویدیو
|
سینماروزان: شب فوت داریوش مهرجویی در پشتصحنه #صبحانه_با_زرافهها چه گذشت؟!
گویا همزمان با قتل داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی فر، سکانس عروسی فیلم “صبحانه با زرافهها” در حال ضبط بوده، سروش صحت و بهرام رادان از آن ماجرای تلخ باخبر بودند ولی بقیه، نه…
سروش صحت در این باره میگوید، تمام صحنهها در شرایط آشفته فیلمبرداری شد.
بهرام رادان میگوید که فقط یک بار چک کردن گوشی تلفن همراه باعث شد بفهمم چه اتفاقی افتاده و واقعا شوکه بودم!
برای تماشای ویدیوی گفته های عوامل “صبحانه با زرافهها” اینجا را ببینید.
برنامه “اکنون”، آواز شجریان، بخش شبانگاهی رادیوپیام، ادعای شاعر تودهای و…
|
سینماروزان/حامد مظفری: برنامه “اکنون” از معدود برنامه های فرهنگی آرام بخش فضای ویاودی است و در نقطه مقابل آن تصور غلط که فقط با هیاهو میتوان مخاطب داشت.
“اکنون” و قبل تر از آن “سپنج” که هر دو در فیلیمو عرضه شدند را میتوان در امتداد نگاهی دانست که زمانی رادیوپیام در باکس شبانگاهی خود و با افرادی مثل حسین آهی، محمد صالح علا، فتح الله جوادی و… به دنبالش بود؛ آرامبخشی و در عین حال تغذیه فرهنگی مخاطبان.
سروش صحت در “اکنون” آن نگاه صلب و بسته رسانه ملی پسند در پرداخت به ادبیات با حضور مهمانان اغلب مطلوب رسانه ملی در “کتاب باز” را کنار گذاشته و سعی کرده فرهنگ و هنر را گسترده تر از انتشاراتیهای حوالی کریمخان ببیند و نتیجه اش میشود برنامه هایی با حضور علیرضا قربانی و ایرج طهماسب که از همان ساعات ابتدایی وایرال میشوند.
صدالبته که برخی ژست های سیاسی را در اینجا هم می بینیم وقتی از شجریان حرف میزنند یا آن شاعری که تا آخر عمرش در حال اثبات تودهای نبودن(!) بود، که بدیهی است مشتری هم داشته باشد اما باز غلبه بر نوعی تنفس فرهنگی است.
همان قدر که کمدی های خالتوری چه در سینما و چه در تئاترهای مکتب گلریز میتوانند مسکّن آلام روحی و جسمی باشند، تاکشوهای فرهنگی هم اگر بی قیقاژ بر سیاست و سیاستبازی تولید شوند قطعا میتوانند آرامشبخش و در عین حال آموزنده باشند.
آنچه نیاز تاکشوهای مُسکّن است، هر چیزی است به جز اندرزگویی مستقیم که آفت برنامههای روتین تلویزیون شده بهخصوص که این اندرزگرافیهای مستقیم توسط مجریان و کارشناسانی صورت میگیرد که حتی یاد نگرفتهاند با سیمایی آراسته جلوی دوربین روند و گاهی آنقدر مهیبند که ترس فرزندان خویش را موجب میشوند چه برسد به مخاطب…
برنامه اکنون
درباره ایرادات “اکنون” میتوان از دکور زیادی شلوغ پلوغ آن یاد کرد که هر جایی گل و گیاهی چیدهاند و میتوان از “سپنج” یاد گرفت که با یک تکه فرش اصیل ایرانی و صرفا دو صندلی، دکوری موقر خلق کرده بود یا آن روال روتین احسان عبدی پور که در گفتگوی فرهنگیِ “تنهای تنهای تنها” گیر کرده! احسان باید دیگرانی خلاقتر را پیدا کرده و جلوی دوربین بفرستد.
“اکنون” و “سپنج”فیلیمو درکنار “کنسرتینو”ی نماوا را میتوان تاکشوهای آبرومند، آرام بخش و فرهنگساز یاد کرد و مایه خجالت صدها پلتفرمی که مجوز هم دارند ولی حتی از تولید یکی از همین تاکشوهای لوباجت عاجزند و مدام میگویند بودجه بدهید که سریال کلهدار بسازیم-که بابت کلهها حسابی بخورند-اما یادشان رفته که اگر بلد کار باشند میتوانند یک تاکشوی جمع و جور ولی دارای غنای فرهنگی تولید کرد که هم برندسازی کند و هم مخاطب جمع کند و حتی سرمایه ها را به سمت پلتفرم آورد…
حامد مظفری منتقد و روزنامهنگار
“صبحانه با زرافه ها” و شوخی جنسی؟؟/سروش صحت پاسخ داد+توضیح درباره ساخت یک سریال غیرکمدی
|
سینماروزان: دومین فیلم سینمایی “سروش صحت” با عنوان “صبحانه با زرافه ها” روی پرده رفته و با استقبال مخاطبان هم مواجه است ولی همچنان برخی در هجمه های خود به این فیلم و دیگر کمدی ها از شوخی های جنسی گله میکنند.
سروش صحت در گفتگو با تینا جلالی در روزنامه اعتماد در این باره گفت: ببينيد واقعيت را بگويم اينكه من شوخي جنسي مستقيم را اصلا دوست ندارم اما شوخي در پرده و چندپهلو استفاده ميكنم!
وی ادامه داد: شوخی دوپهلو، سه پهلو، چهار پهلو، پنج پهلو(!!) هرچه پهلوها بيشتر بهتر؛ اينجور شوخيها را دوست دارم اما شوخي مستقيم كه اشارهاي به چيزي باشد واقعا نميپسندم و اميدوارم موردي نبوده باشد. فكر ميكنم حتي شوخيهاي چندپهلو هم بايد سر جايش بنشيند نه اينكه به فيلم تحميل شود.
صبحانه با زرافه ها و شوخی جنسی؟/سروش صحت پاسخ داد
سروش صحت درباره تأثیرپذیری از کارگردانان شهیر سینمای ایران گفت: مهرجويي و كيارستمي اسطورههاي ذهني من هستند و من ديوانه وار دوستشان دارم و اميدوارم از آنها تاثير گرفته باشم و در كارم به گرد پاي اين بزرگواران برسم. من و ايمان با حساسيت و وسواس فيلمنامه را مينويسيم و سعي ميكنيم از زندگي واقعي كمك بگيريم.نظرم اين است كه در زندگي غم و شادي، افسردگي و سرخوشي، موفقيت و شكست كنار هم هستند. لحظاتي هست كه آدميزاد غمگين است اما همان لحظه، اتفاق خنده داري پيش ميآيد و خندهاش ميگيرد. ما از چنين احساسات و لحظههايي در كارهايمان استفاده ميكنيم.
صحت در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است دور کمدی سازی را خط بکشد، گفت: ممكن است، اميدوارم به دام تكرار نيفتم و قطعا تلاشم را خواهم كرد. به فكر ساختن سريالي در ژانري ديگر و غیرکمدی هستم.
پاسخ سروش صحت به یک سوءتفاهم؟+فیلم
|
سینماروزان: دومین تجربه کارگردانی سروش صحت در سینما با عنوان “صبحانه با زرافه ها” جزو پیشتازان گیشه پاییزی سینماهاست.
آنچه از همان زمان رونمایی فیلم در جشنواره مطرح بود، فضای هپروتی فیلم بود که بیش از هر چیز یادآور “اسب حیوان نجیبی است”عبدالرضا کاهانی بود و یک سوءتفاهم راجع به فیلم صحت این بود که حرف حسابش چیست؟ و میخواهد از چه بگوید؟
سروش صحت در این باره به سینماتیکت گفت: تم اصلی فیلم درباره بخشش است و فیلم میخواهد بگوید اگر آدمها ببخشند، جهان، زیباتر میشود و زندگی راحتتر میشود.
وی ادامه داد: آنچه شانس من در فیلم بود تیم تولید و بازیگری خوبم بود. تیم بازیگری واقعا تیم عجیب و غریبی بود چون چندین و چند بازیگر سرشناس دارم.
صحت پیرامون نظرات مختلف مخاطبان افزود: همه نظرات مخاطبان را میخوانم و از آنها میخواهم بروند فیلم را ببینند و نظرات شان را هرچه هست بی تعارف بیان کنند…
سفر به دل قصههای ناب در «اکنون» با احسان عبدیپور و سروش صحت
|
سینماروزان/مهدی فلاح: احسان عبدیپور، در بخشی از برنامه «اکنون» سروش صحت، میزبان روایتهای تازهای میشود.
«اکنون» به تهیهکنندگی محمدرضا رضائیان، قرار است با بخشهای مختلف و جدیدی در نمایش خانگی منتشر شود.
بر همین اساس، احسان عبدیپور در یکی از بخشهای این برنامه، با سفر به نقاط مختلف جهان، قرار است راوی تجربههای متفاوتی در این برنامه باشد.
عبدیپور پیش از این نیز در برنامه «کتابباز»، در میز جداگانهای میزبان روایتهایی از زندگی مردم بود و حالا با حضور در برنامه «اکنون»، سراغ قصههایی ناب از دل زندگی میرود که شاید در کتابها هم پیدایشان نکنیم.
«اکنون» به کارگردانی سروش صحت و با داستانهای متفاوتی که هر کدام در هر قسمت به موضوعی میپردازند، به زودی از فیلیمو منتشر میشود.
“صبحانه با زرافهها” یا “رکسانا”؛ کدام به اسکار میرسد؟
|
سینماروزان/محمد شاکری: در آستانه معرفی گزینه ایرانی اسکار۲۰۲۵ گمانههایی مختلف درباره نماینده نهایی ایران مطرح میشود.
در این میان نام فیلم “رکسانا”ی پرویز شهبازی به عنوان یکی از گزینه های اسکار مطرح شده؛ فیلمی که در ایران رونمایی نشده و حتی در جشنواره فجر هم حضور نداشته ولی ناگاه و با ذکر خاطرات از فیلم اسبق سازندهاش “نفس عمیق”، به عنوان گزینه اسکار مطرح شده!
یکی دیگر از گزینه های اسکار “صبحانه با زرافه ها” ساخته سروش صحت است؛ یک کمدی فانتزی هپروتی که برخلاف “رکسانا” در جشنواره فجر رونمایی شده و اقبال توأمان مخاطبان و منتقدان را همراه داشته؛ از جنس کمدی هایی که تلاش دارد وودی آلنی باشد ولی جاهایی که از دست میرود، میشود یک فکاهه ایرونی.
“صبحانه با زرافهها” که گرفتار مواردی ممیزی هم بوده و بابت سانسورهای بعد از رونمایی در فجر، تعدیل شده در آستانه اکران داخلی است و “رکسانا” هم بناست در نقطه ای از ایران به نمایش درآید تا شرط لازم برای اسکار را داشته باشد.
صبحانه با زرافه ها یا رکسانا؛ کدامیک به اسکار میرسد؟
پرویز شهبازی حدود دو دهه قبل با همان “نفس عمیق”، نماینده ایران در اسکار شد که البته نتوانست به جمع کاندیداهای نهایی راه یابد ولی سروش صحت کارگردان “صبحانه با زرافهها” پیش از این سابقه حضور در اسکار را نداشته!
با مرور ادوار بیاصغر فرهادی، تکلیف ایران در اسکار معلوم است ولی گزینشگران همچنان به تکرار مکررات تن میدهند و یک اثر موسوم به اجتماعی، را روانه اسکار میکنند؟؟ یا خرق عادت کرده و به ژانر مطلوب مخاطبان ایرانی که کمدی است رجوع کرده و یک کمدی فانتزی با مایه های ابزورد به نام “صبحانه با زرافه ها” که منتقدان را نیز راضی کرده به اسکار می فرستند؟
اولین عکسهای مجموعه جدید سروش صحت منتشر شد
|
سینماروزان: آقای کتاب باز به زودی با «اکنون» در فیلیمو رویت میشود.
«سروش صحت» با اجرای یک برنامهی جدید به نام «اکنون» دوباره میزبان اهالی فرهنگ، هنر و علم خواهد بود.
«اکنون»، به تهیهکنندگی و کارگردانی محمدرضا رضائیان، یک تاکشوی هفتگی است که با همان حس و حال و نگاهی که از تیم سازنده برنامه کتاب باز انتظار می رود، طراحی شده و در حال ساخت است.
صحت این بار و در بستر نمایش خانگی گفتگوهایی جذاب و دلنشین با هدف گسترش فرهنگ کتاب خوانی با مهمانان و کارشناسان شناختهشده خواهد داشت.
«اکنون» در حال تولید است و به زودی به صورت هفتگی از فیلیمو پخش خواهد شد.
برنامه اکنون با اجرای سروش صحت
برنامه اکنون با اجرای سروش صحت
#صبحانه_با_زرافهها(سروش صحت)؛ طلاقِ فیثاغورث
|
سینماروزان/حامد مظفری:
+جنس کمدی طوری نیست که قهقهه زاید و فقط لبخندی نمکین است محصول قرارگیری آدمهای معیار کارگردان در موقعیت های تازه و دوپهلو حرف زدنهایی مثل دکتر! جون دکتر یا قرار دادن بازیگر پروژههای ارزشی در موقعیت خماری یا جا ماندن جسد یا تیتاپ خوردن بعد از خماری یا سرو نیمروی بعد از ضربه مغزی یا آرزوی تماشای بازی بایرن مونیخ توسط فروشنده اینستاگرامی کاسه بشقاب چوبی یا تاکید بر تعداد اندک دختر برای مخ زنی یا خوردن قیمه شب قبل رفیق متوفی یا…
-پژمان جمشیدی و بیژن بنفشه خواه و هوتن شکیبا و مجید یوسفی را از سریالهایش آورده اینجا و آنها را کنار هم قرار داده در موقعیتی که میتوانست یکی از موقعیتهای سریال لیسانسه ها باشد ولی اینجا دست و بالش بازتر است در شوخیهای خاص که بعید بود ممیزان سیما به آن راه دهند. آن چهار تن منهای پژمان چندان تفاوتی ندارند با تجربه های قبلی شان و نفر پنجم بهرام رادان است که سابقه کمدی بی پولی را دارد و گریمش هم یادآور نیمه دوم بی پولی و بخصوص آن سکانسهای سیب زمینی شستن یا گفتگو با زهره صفوی در بیآرتی.
+ آدمهای پرنقصان گرفتار موقعیت خطیر که اینجا پرواز است به هپروت.
-بیژن و هوتن عینهو لیسانسه ها و همان دیسیپلین صوری بیژن و هَوَل بازی هوتن، مجید عینهو مگه تموم عمر چند تا بهاره، پژمان ولی تلاش کرده شخصیت تازه ای بسازد از داماد گرفتار نشئگی مفرط در شب عروسی!
-مجید یوسفی با همان لحن و روال مگه تموم عمر چند تا بهاره فقط ریشهایش را زده و سبيل دارش در نگاه اول قدری رعب انگیز است ولی کج که میشود مشابه سروش جمشیدی و زبان که باز میکند همان است که بود.
+ لو انگل برای ماقبل هپروت و واید انگل برای مابعد هپروت!؟ همه جا و همه وقت با نوای تصنیف مریم چرا با ناز و با افسون و لبخندی به جانم شعله افکندی…
+ساخت و ساز انواع زوایا از قائمه تا حاده و منفرجه بیشتر به بازیگوشی با مثلثات شبیه است تا ربط ماهوی با هپروت مگر آن که فرض کنیم جناب فیثاغورث یا تالس هستند که روحشان در یکی از این هپروتیها حلول کرده.
+دیر زنان را وارد داستان میکند و تازه بعد از یک ساعت و نیم که زنان وارد داستان میشوند، کمدی قهقههزایی شکل میگیرد! سریال سازی مفرط باعث شده کلی مقدمه بچیند برای ورود زنان و آن شاهسکانس گپ و گفت اسپانیولی و…؟؟ سنت کمدی ایرانی بدون زنان؟ میشود؟ قدیمترها هم زنپوش میآوردند که ذائقه ایرانی را قلقلک دهند. ایشان ولی مقاومت میکند جهت متفاوتنمایی! تازه بناست ورژن زنانه همین را هم بسازد؟ که لابد در آنجا ۹۰ دقیقه زنان در هپروت ند؟ مردپوش میآورد؟
صبحانه با زرافه ها
+صحت بعد از چند سریال و یک فیلم همچنان در نخ مرگ و پرش بعد از مرگ و چشمان گاوی است که آرامشبخش پیشمرگ است؛ درست به مانند آن تیپ های آشنا و اغلب شکستخورده از سر و همسر که یکدم او را رها نمیکنند و در این الگوریتم، رهایی ممکن نیست مگر با پیوند تراژدی به پارادایس تخیلی؛ به خصوص که همه هم به یک اندازه در قتل تقصیرکارند.
-جنس فانتزی های سروش صحت همین است که هست و خودش نه علاقه دارد و نه شاید بتواند از آن رهایی پیدا کند و این جنس هم لاجرم خودخواسته بنا نیست که خیلی بخنداند مبادا طبقهای که به آن منتسب شده، مخدوش گردد؟ رقابت؟ با سینمای کمدی؟ بعید است! با خودش؟ همچنان پژمان.
-دیالوگ:
زن بگیری پشیمونی، نگیری پشیمونی، چه بگیری چه نگیری پشیمونی!
سومین برگردان ایرانی #خماری در جشنواره فجر۴۲؟/سروش صحت و ماجرای #صبحانه_با_زرافهها
|
سینماروزان/مهرداد شهبازی: بیش از یک دهه پس از ساخت فیلم خماری (هنگ اور) توسط تاد فیلیپس، امسال سومین برگردان ایرانی آن با عنوان #صبحانه_با_زرافهها در جشنواره فجر۴۲ رونمایی خواهد شد.
روزنامه وطن امروز گزارش داده: فیلم «صبحانه با زرافهها» به کارگردانی سروش صحت با بازی بهرام رادان، پژمان جمشیدی، هوتن شکیبا، هادی حجازیفر، کاظم سیاحی و بیژن بنفشهخواه با اقتباسی از فیلم «هنگ اور» به کارگردانی تاد فیلیپس محصول آمریکا میتواند یکی از مهمترین آثار کمدی حاضر در فجر 42 باشد؛ فیلمی که با توجه به اقتباس صورت گرفته از یک فیلم پرمخاطب در حوزه کمدی و احتمالا اکران نوروزی پس از فجر میتواند جایگزین مناسبی برای 2 فیلم کمدی حال حاضر اکران باشد. اما در کنار ژانر طنز نکته مهم اینکه باید امیدوار بود با توجه به کارگردانی سروش صحت و سوابق فیلمسازی کارگردان اثر، میتوان امید داشت در کنار تولید با متر و معیارهای مخاطبپسند، در چهلودومین جشنواره فیلم فجر نیز بدرخشد و پس از مدتها سینمای ایران شاهد تولیدات سینمای کمدی با رعایت سطح و کیفیت مناسب باشد و همانند دهه 60 و 70 آثار کمدی در کنار جذب مخاطب شاهد حضور درخشان در مهمترین هماورد سینمایی کشور باشد.
#خماری که داستان آخرین شب مجردی و بدمستی سه دوست جوان است پیشتر دو بار در ایران، کپی شده؛ یک بار مصطفی منصوریار به تهیهکنندگی امیر سماواتی فیلم #همه_چی_آرومه را براساس آن ساخت که در جشنواره فجر۳۰ حضور داشت و کارگردان هم صادقانه کپی کاری از خماری را تایید کرد.
صبحانه با زرافه ها؛ سومین کپی ایرانی خماری؟؟
یک بار دیگر هم رامبد جوان در اپیزودهای ۳۴ تا ۳۷ سریال #مسافران با عنوان #فراموشی، مشابه اتفاقات خماری را ارائه داده بود؛ سریالی که نام سروش صحت را نیز به عنوان نویسنده داشت.
سروش صحت اخیرا سریال مگه تموم عمر چند تا بهاره را در شبکه خانگی داشت که هرچند نتوانست جریان سازی گرمی در شبکه خانگی داشته باشد اما کمدی ولرم-و نه داغی- بود که میشد کنار گوشیبازی، آن را هم دید و لبخندی زد.
فیلم منبع که خماری باشد با بودجه ۳۵میلیون دلاری تولید شد و نزدیک ۵۰۰میلیون دلار در گیشه فروش کرد که یک سوددهی خوب است و باعث شد سه فیلم دیگر هم در ادامه آن تولید گردد با این حال…
فیلم همه چی آرومه در اکران رسمی خود در سال۹۱ فقط نزدیک ۴۰۰میلیون فروخت در شرایطی که فیلم اول باکسآفیس آن سال(کلاه قرمزی و بچه ننه) حدود ۵میلیارد فروخته بود یعنی بیشتر از ده برابر کپی خماری! آن سه اپیزود فراموشی سریال مسافران هم چندان چنگی به دل نمیزد و اینکه حالا صبحانه با زرافهها بتواند یک کمدی داغ در اکران وطنی باشد، واقعا ممکن است؟
اعتراف صادقانه سروش صحت به ضعف تکنیکی آثارش!
|
سینماروزان: در میان کارگردانان ایرانی کمتر کسی را پیدا میکنید که ایرادات آثارش را بپذیرد و اغلب با افرادی سفسطهگر روبروییم که حتی ایرادات آشکار آثار خود را نمیپذیرند و مثلا وقتی بعد از چهار دهه فیلمسازی، سفارش فیلم اعتراضی میگیرند و حاصل کار به کمدی ناخواسته بدل میشود، زمین و زمان را متهم میکنند برای آن که زیر بار قبول نقاط ضعف نروند.
در این اوضاع اینکه یکی مثل سروش صحت که اتفاقا هم فیلم مخاطبپسند “جهان با من برقص” را ساخته و هم سریالهای مفرح “پژمان” و “لیسانسهها” را بیسفسطه از ضعف تکنیکی خودش میگوید جای خشنودی دارد.
سروش صحت با اعتراف به ضعف تکنیکی آثارش به بیستوچهار گفت: من در تکنیک خیلی ضعیفم و خیلی تکنیک بلد نیستم و جایی که در آن حس میکنم بهتر و بلدترم، حسم است و در تمام کارهایم به این حس معتقدم.
صحت با اشاره به شکل تمریناتش ادامه داد: وقتی داریم تمرین میکنیم بهخصوص در میزانسن و با لباس و زمانی که تمرین جدی است روی حسها متمرکزم و میدانم چه چیزهایی را باید روتوش کنم؛ این موقع است که یک ذره دیوانه بازی دارم مثلا میگویم این انگشتت را آن قدر تکان نده یا کمی سرت را این طرفتر بیاور.
سروش صحت افزود: خیلی به گوشم اعتماد دارم و به صداها و نحوه ادای جملهها. ممکن است یک جمله طولانی را با یک برداشت بگیریم ولی بر سر نحوه گفتن یک بله یا نه، نصف روز وقت بگذاریم! به نظرم ما پر از بدی و خوبی هستیم؛ منتها باید خوبیهای خود را تقویت کنیم و گسترش دهیم و بدیها را آرشیو کنیم!
روایت علی مصفا از تجربه ناکامش در ساخت کمدی⇐اگر میتوانستم سر تهیهکننده را کلاه بگذارم یک کمدی بزرگ خلق میشد!!!/هنوز نتوانستهام کسی را گمراه کنم(!) که پولی دهد تا فیلم سومام را بسازم!!
|
سینماروزان: علی مصفا بازیگری که اخیرا درام رازآلود «گرگ بازی» را روی پرده داشت و دو فیلم آماده اکران به نامهای «روزهای نارنجی» و «سال دوم دانشکده من» را هم دارد، سالها بعد از ایفای نقش در کمدی «همه دختران من»اسماعیل سلطانیان قصد دارد در یک کمدی دیگر با نام «پیچ تند» به کارگردانی سروش صحت و تهیه کنندگی محمدرضا تخت کشیان ایفای نقش کند.
علی مصفا که در کنار پژمان جمشیدی و جواد عزتی در کمدی «پیچ تند» ایفای نقش خواهد کرد با اشاره به این کمدی به بهناز شیربانی در «شرق» گفت: اول بگویم این کار اصلا کمدی نیست. یا حداقل کمدی معمول این روزهای سینمای ما نیست. درست است که بههرحال طنزی در جریان قصه هست. فیلمنامه را خیلی دوست داشتم و امیدوارم کار خوبی از آب دربیاید.
مصفا درباره علاقمندیش به ژانر کمدی گفت: خودم همیشه کمدی را دوست داشتهام و فکر میکنم میتوانم کمدی بسازم. یک بار هم فیلمنامهای کمدی نوشتم و شاید 14-15 بار فیلمنامه را بازنویسی کردم تا رسید به یک هفته قبل از شروع فیلمبرداری. تهیهکننده با من جلسهای گذاشت و شروع کرد به دادوبیداد و فریاد که تو میخواهی سر ما کلاه بگذاری و به اسم فیلم کمدی فیلم روشنفکری بسازی که نشد. البته اگر من میتوانستم سر ایشان کلاه بگذارم، خودش یک کمدی بزرگ میشد. منظورم این است که فیلم کمدی به نظر من اولا خیلی کار سختی است شاید واقعا از باقی گونههای فیلم سختتر باشد ولی درباره چیزی که این روزها در سینماها میبینیم، باید گفت این هم بههرحال شکلی از فیلمهایی است که مردم دوست دارند و اصلا هم بد نیست و بههرحال کمدی است ولی شکلی که در ذهن من به عنوان فیلم کمدی جاافتاده، این نوع فیلم نیست. راستش من بلد نیستم تعریفی از فیلم کمدی بدهم که خودم دوست دارم، ولی خب در ذهن من شکل ایدهآل یک فیلم کمدی فیلمهای وودی آلن است که شبیهاش را در ایران شاید در چند کار از آقای مهرجویی دیده باشیم. این چیزی است که من به عنوان کمدی دوست دارم و میپسندم.
علی مصفا که سابقه ساخت دو فیلم «پله آخر» و «سیمای زنی در دوردست» را در کارنامه دارد درباره برنامه هایش برای ساخت فیلم سوم گفت: الان خیلی سال است که در تلاشم سرمایهای جور شود و فیلمم را بسازم ولی هنوز متأسفانه نتوانستهام کسی را گمراه کنم که پولی بدهد تا من فیلم بسازم، بههرحال دارم کارهایی میکنم و امیدوارم بالاخره یکی به دامم بیفتد.
تحلیل «کیهان» بر فصل دوم «لیسانسهها»⇐از نگاه فرویدی به مسأله ازدواج و درامسازی مبتنی بر «عقده جنسی» تا نقطه قوتی به نام «پلیس»!
|
سینماروزان: از جمله سریالهای اخیر رسانه ملی که مورد توجه مخاطبان قرار گرفته «لیسانسه ها2» به کارگردانی سروش صحت است؛ سریالی که ایرادات خاص خود را هم دارد اما به نسبت بسیاری از آثاری تلویزیون قابل تحملتر است.
روزنامه اصولگرای «کیهان» در تحلیلی بر این سریال با برشمردن برخی از نقاط ضعف این سریال یکی از معدود نقاط قوت آن را شخصیت پلیس سریال دانسته است.
متن تحلیل «کیهان» را بخوانید:
محور فصل دوم سریال «لیسانسهها» همچون آثار قبلی کارگردان این سریال، نمایش تصویری کاریکاتوری از طبقات متوسط و مرفه شهری در ایران است. سروش صحت، قبلا در سری اول «لیسانسهها»، «شمعدونی» و به ویژه «پژمان»، تبحر خود در زمینه شوخی با دغدغههای نازل و بیمایگی تازه به دوران رسیدههای جامعه را نشان داده بود. او در این سریالها، بخشی از مردم که گرفتار مدرنیته و نوعی بیهویتی شدهاند را دست میانداخت و درباره سبک زندگی و دلمشغولیهای مبتذل آنها شوخی میکرد. اما محور سریال جدید او عقدههای فروخورده و سرکوب شدهای است که مطابق با نگاه وی، کل جامعه را در بر گرفته است. طوری که همه کاراکترهای اصلی در «لیسانسهها 2» از هر طیف و گروه سنی و در هر شغلی، مسئلهای جز ازدواج ندارند! در قسمت قبلی، فقط حبیب به این مسئله مبتلا بود و بقیه شخصیتهای داستان، ماجراهای دیگری داشتند و این باعث تنوع داستان شده بود. اما در این قسمت، مازیار هم با اینکه با سرطان دست و پنجه نرم میکند وارد این فاز شده، پدر معتاد او هم قصد تجدید ازدواج با همسر سابقش را دارد، جناب سروان هم در پی رسیدن به معشوق قدیمی خود است، دکتر مهاجر هم همه وقتش صرف فراهم کردن تجدید فراش میشود و…! پرداختن به مقولههای عاشقانه و ازدواج جزء الزامات بدیهی آثار دراماتیک و نمایشی است اما آنچه در «لیسانسهها2» غالب شده، نمایش تصویر و تصوری فرویدیستی از این موضوعات است. این نگاه در شخصیت حبیب بیش از بقیه برجسته شده است. چیزی که در او دیده میشود، یک تمایل عادی به ازدواج و حتی عشق نیست، بلکه رفتارش بیمار گونه است و هر لحظه به سمت کسی میرود!
یکی از مسئولیتهای اصلی رسانه ملی، ترویج سبک زندگی مثبت است، اما در پربینندهترین ساعت و شبکه سیما هرشب سریالی با عنوان «لیسانسههای2» پخش میشود که مبنا و اساس نگاهش فرویدیسم است و همه چیز را در قالب عقده جنسی دراماتیزه میکند. دهها مسئله مهم درپیرامون ازدواج جوانان وجود دارد، اما سریالی که از ابتدا تا انتهای آن را ازدواج تشکیل داده، کمتر کمکی به آسیبشناسی یا فرهنگسازی در این زمینه میکند. حتی مانع اصلی مسعود برای شروع زندگی مشترکش یعنی اشتغال نیز در این سریال هیچ گاه تبدیل به یک مسئله اجتماعی نمیشود، بلکه این مشکل به تنبلی و ناتوانی خود او نسبت داده میشود. برخی از پیامهای اجتماعی و فرهنگی سریال هم در قالب اطلاعیه به خورد مخاطب داده میشود. مثلا ناگهان در وسط داستان، یکی از کاراکترها رو به دوربین، مخاطب را درباره یک موضوع نصیحت میکند!
«لیسانسههای2» کم فروشی آشکار سروش صحت است. طوری که اتفاقات و فراز و نشیبهای داستان در این سریال، کمتر از حد استاندارد است و موقعیتهای کمدی بسیار کمی در آن دیده میشود. حتی ماجراهایی مثل رها شدن الاغها در سطح شهر و جستوجو برای یافتن آنها هم با اینکه ایده بکر و جالبی بود اما مورد استفاده کامل قرار نگرفت. یکی از نقاط عطف و کلیدی سریال، معرفی گزینه اشتباه به حبیب بود. در اوائل داستان، وقتی مازیار به دندانپزشکی رفت تا تقاضای خواستگاری حبیب از نرگس را به وی منتقل کند اما این پیام را به دوست او رساند. جابجایی و بروز اتفاقات اشتباهی، یکی از ترفندهای ایجاد کمدی است. اما مشکل این است که در این سریال، این جابجایی بدون هیچ منطق و دلیلی رخ داد و مشخص نشد که مازیار چرا پیشنهاد ازدواج حبیب را به فرد دیگری داد؟ به این ترتیب، این ایده هم به خاطر عدم پرداخت دقیق و ظریف، هدر رفت. بسیاری از حوادث داستان، بیهوده و بیکارکرد هستند. به طور مثال، این اقدام رحیم که پولهای خود را وسط بیابان برد و چال کرد، علاوهبر اینکه هیچ بار کمدی و طنزی ندارد، غیرمنطقی هم هست. چون شخصیت پردازی رحیم به گونهای است که مخاطب او را فردی منفعتطلب و زیرک میپندارد. با این زمینهسازی، پنهان کردن پولها توسط او در بیابان هیچ معنایی نمییابد. دستمایه قرار دادن رقابت و حسادت دختر و زنبابا هم در قالب دعوای فرزند و همسر دکتر مهاجر در این سریال بسیار اغراق شده است و در قالب موقعیتهای پیش پا افتاده، تکرار میشود و به غیر از یکی دو لحظه، هیچ جذابیت و طنزی را ایجاد نمیکند. تأکید بیش از اندازه بر اینکه نمیتوان با هیچ قشری شوخی کرد و هر بار که درباره گروهی حرفی زده میشود، یکی از کاراکترها رو به دوربین از آن گروه عذرخواهی میکند، فضای سریال را از حالت طبیعی خارج میکند. این ترفند بیش از آنکه گویای عدم انتقادپذیری دیگران باشد، القا میکند که سازندگان سریال، جسارت نقد را ندارند و از واکنشها میهراسند.
البته این واقعیت را باید پذیرفت که طنز و طنازی بسیار دشوار و پیچیده است و «لیسانسههای2» به رغم ضعف اساسی و کلی اما در برخی لحظات توانست مخاطب را به خنده وادارد. یکی از معدود نقاط قوت این مجموعه، مأمور پلیس است که بسیار مودبانه و اخلاقی عمل میکند و در لحظه خودش را به محل وقوع جرم یا جایی که به او نیاز دارند میرساند. این کاراکتر هم از ارزش طنزآمیز برخوردار است و هم جنبه الگوسازی دارد.
بناست که قسمت سوم این سریال هم با عنوان «فوقلیسانسهها» ساخته شود و به نمایش در بیاید. تجربه نشان میدهد که معمولا فیلمهایی که به سریهای دوم و سوم و… میرسند، هر چه جلوتر میروند ضعیفتر میشوند و به اصطلاح، به آنها آب بسته میشود همچنانکه در «لیسانسههای2» همین اتفاق افتاد. به همین دلیل، ناظران و دستاندرکاران سیما باید نظارت لازم را بر کیفیت و محتوای این سریال داشته باشند تا نتیجه بهتری به دست بیاید.
سروش صحت در گفتگویی تفصیلی بیان کرد⇐ بعد از «شمعدوني» احساس کردم ديگر نميتوانم کار طنز انجام بدهم چون فکر ميکردم ديگر با چه چيزي ميتوان شوخي کرد؟/وقتی مجددا خواستم کار طنز انجام دهم ناچار شدم با همین اتفاق که نمیشود با هیچ کس شوخی کرد، شوخی کنم/ با بسياري ازچهرهها مثل تاج، کفاشيان، خياباني، احسان عليخاني، فرزاد فرزين و… شوخي کرديم و هيچکدام واکنش بدي نشان ندادند/بهزودي ساخت يک اثر سينمايي طنز را شروع خواهم کرد
|
سینماروزان/بهناز شیربانی: «ليسانسهها»، تجربه ديگري از سروش صحت و حاصل نگارش او و ايمان صفايي است؛ تجربهاي که به زعم صحت، تابهحال موفقيتآمیز بوده و قرار است ادامهدار شود.
به گزارش سینماروزان و به نقل از «شرق» سریال «ليسانسهها» برخلاف ٢٤ قسمت اول که موافقان زیادی داشت، اينبار بسياري از تغيير لحن و بهنوعي کمشدن بار کمدي کار صحبت ميکنند و دوپارهشدن سريال را يکي از نقاط ضعف آن ميدانند.
سروش صحت درباره عکسالعملهاي مخاطبان سريال و کارهاي اخيرش صحبت کرده است.
مقايسه بين فصل اول و دوم سريال «ليسانسهها»تابهحال بيشترين بحث و نظر را ميان مخالفان و موافقان اين مجموعه داشته است؛ مخالفان اين فصل از جذابيتهاي سري اول صحبت ميکنند که به مرور کمرنگ شده و قصه در فصل دوم کشش لازم را ندارد و برخي ديگر از جزئياتي در کار حرف ميزنند که در فصل گذشته نبوده، البته با اين پيش فرض که طبق صحبتهاي پيشين شما اساسا نميتوان اين مجموعه را به دو فصل تفکيک کرد و درواقع تنها بين زمان پخش فاصله افتاده است.
بله. نکته اصلي اين است که اصلا دو فصل وجود ندارد. درحقيقت «ليسانسهها» از ابتدا يک سريال ٦٠ قسمتي بود و با همين ذهنيت که سريال بايد در اين تعداد قسمت ساخته شود کار را شروع کرديم. زماني که ٢٤ قسمت از مجموعه آماده شد، شبکه اعلام کرد که اين تعداد قسمت آماده شده و پخش شود و ما همچنان بدون تعطيلي به کارمان که ساخت سريال بود، ادامه داديم، اما نکته اينجاست؛ زماني که قرار بود با وقفهاي ادامه سريال پخش شود، پاياني براي آن در نظر گرفتيم و اين پايان هم بهگونهاي بود که داستان همچنان ادامه دارد، چراکه طبعا نميشد مجموعه تا پخش قسمتهاي بعد به همين شکل رها شود. بنابراين صحبتهايي که درباره فصل دوم سريال ميشود درست نيست، چراکه فاصلهاي بهلحاظ نگارش و ساخت بين اين دو وجود نداشت. براي ما کار پيوسته ادامه داشت، اما چون ميدانستيم قطعا اين تصورات پيش خواهد آمد، در بخش دوم، مواردي را در اجرا اضافه کرديم؛ مثل برخي موتيفهاي فانتزي يا تاشهاي فانتزي که ميبينيد؛ اينکه خوانندهاي داريم و نکتههايي که حالوهواي اين بخش را از بخش قبل متمايز ميکند. طبعا اگر قرار بود فصل بعدي ساخته شود، بايد شخصيتي کم يا زياد ميشد يا گسست زماني اتفاق ميافتاد و قصه بايد از منظری ديگر و از جاي ديگري شروع ميشد. طبعا اگر ساخت «فوقليسانسهها» را آغاز کنيم همهچيز تفاوت خواهد داشت. البته شايد همين تغييرات جزئي است که عکسالعملها نسبت به اين بخش را متفاوت کرده و برخي از کمشدن بار کمدي سريال صحبت ميکنند… .
روزي که بخشهاي فانتزي را به مجموعه اضافه ميکرديم، هم من و هم ايمان صفايي حدس ميزديم که به سمت چيزهايي حرکت ميکنيم که مردم خيلي به آن عادت ندارند. ميدانستيم مخاطبان ما دو گروه خواهند شد؛ عدهاي که خيلي بيشتر از قبل سريال را دوست خواهند داشت، يکسري هم که همهچيز را مثل قبل ميپسندند. دقيقا همين اتفاق افتاد و قابل پيشبيني بود. طبيعي است براي هر کاري که مورد قبول واقع ميشود، وقتي تغييراتي ايجاد شود، عدهاي که به ساختار پيشين عادت کردهاند معترض خواهند شد و مقايسه ميکنند.
جدا از فصلبنديها و واکنشهاي متفاوتي که مخاطبان در اين مدت داشتهاند، نکته جالبي درباره اين مجموعه وجود دارد. به نظر ميرسد به مرور طي ساخت اين مجموعه به زبان جديدي در گفتار طنز رسيديد که کمترين انتقادها را در تلويزيون داشت. شايد بتوان از اين زاويه نگاه کرد که «ليسانسهها» با دستمايهقراردادن انتقادهاي مرسوم در تلويزيون، توانست توجه بيشتري را جلب کند. بعد از «شمعدوني» احساس کردم ديگر نميتوانم کار طنز انجام بدهم. با ايمان صفايي تصميم گرفتيم چيز ديگري بنويسيم و طرح سريال ملودرام در ذهنمان بود، چون فکر ميکردم ديگر با چه چيزي ميتوان شوخي کرد؟ در حقيقت با هيچچيز و با هيچکس نميتوان شوخي کرد. آنقدر احساس فشار ميکردم و حس ميکردم دستوپايم بسته است که اصلا به ساخت سريال طنز فکر نميکردم. بسياري از کارگردانهاي خوبي که پيش از اين در تلويزيون آثار کمدي جذابي ميساختند ديگر در تلويزيون کار نميکنند. مهران مديري مدل کارهايش را عوض کرده است، رضا عطاران و رامبد جوان هم در سينما فعاليت ميکنند و ساختارهاي سريالي کم شده. من هم حس کردم شايد ديگر نميتوان مثل سابق در تلويزيون کار کمدي ساخت، ولي وقتي که از ما خواسته شد دوباره کار طنز بسازيم، با ايمان فکر کرديم درباره هرچيزي که صحبت کنيم به کسي بر خواهد خورد، بنابراين فکر کرديم همين موضوع را وارد ساختار قصه کنيم، پس با همين اتفاق شوخي کرديم و خداراشکر جواب داد و کار پخش شد. ميبينيد که با بسياري از شخصيتها و مشاغل شوخي شد، بدون اينکه واکنش تندي بههمراه داشته باشد. جالب است که اين ساختار را، هم مردم پذيرفتند و هم تلويزيون… .
من، هم از مردم متشکرم و هم از تلويزيون. پس شايد از ديدگاه شما بتوان اينطور تفسير کرد که هنوز هم فضا براي ساخت مجموعههاي طنز در تلويزيون وجود دارد و بايد به فکر ساختارهاي متفاوتتر بود.
شرايط با گذشته تفاوت دارد، اما من اميدوار شدم که ميتوان در اين مديوم کارهايي انجام داد. در «ليسانسهها» ما با خيلي از وزارتخانهها و وزرا شوخي کرديم و پخش شد.
نيروي انتظامي سعهصدر نشان داد، ما اجازه پيدا کرديم با نيروي انتظامي با مديران و مسئولان يا با خود تلويزيون شوخي کنيم و اين براي من جذاب بود، فکر ميکردم ديگر کار طنز انجام نميدهم، الان بعد از استقبالي که از کار شد، به ايدههاي ديگري در ارتباط با ساخت مجموعه طنز
فکر ميکنم. يکسري از عوامل، خصوصا بازيگران در مدت پخش مجموعه واکنشهاي متفاوتي به عملکرد تلويزيون داشتند و در صفحات شخصيشان انتقادهايي را نسبت به رويکرد تلويزيون در پخش سريال مطرح ميکردند. بيشترين حجم مميزيهايي که به سريال آسيب رساند، چه بود؟
طبعا در هر رسانهاي که کار ميکنيم، محدوديتهاي خاص خودش را دارد. اما بايد با ديدگاه متفاوتي به اين محدوديتها نگاه کرد، بايد ديد نسبت قبل و بعد اين محدوديتها چطور بوده است؟ بله طبعا محدوديتهايي بوده، بخشهايي از سريال حذف شده، اما من را خيلي اذيت نکرد و از برايند کار راضي و خوشحالم. کليت اتفاقي که قرار بود ساخته شود برايم اهميت بيشتري داشت، اينکه توانستيم با خيليها شوخي کنيم و شوخيها پذيرفته شد و مردم به آن خنديدند و حس نکردند به کسي توهين شده است، اتفاق مهمي بود. ما با بسياري ازچهرهها مثل آقايان تاج، کفاشيان، خياباني، احسان عليخاني، فرزاد فرزين و… شوخي کرديم و هيچکدام واکنش بدي نشان ندادند. رضا صادقي بخشهايي را که با او شوخي شده، روي صفحه شخصياش گذاشته است. اين اتفاق خوبي است که شوخي توهين نيست و حس ميکنم پذيرفته شده است. از شرايط حال حاضر تلويزيون صحبت کرديد، به نظر ميآيد حجم قابل توجه ساخت آثار کمدي در سينما چشمگيرتر است و قطعا سال آينده با درصد بالاتري از فيلمهاي کمدي روبهرو خواهيم شد. به عنوان کارگرداني که بهزودي ساخت فيلم کمدي را آغاز خواهيد کرد، چه نگاهي به اين بخش داريد؟
اساسا ساخت تعداد زيادي از آثار کمدي در سينماي ايران تابع شرايط خاصي است؛ مثل اينکه مردم به دنبال فضايي هستند که فارغ از تمامي مسائل و مشکلات بخندند و خودشان را رها کنند. طبعا فيلمهاي کمدي پرفروش ميشود چون مردم اين فضا را ميخواهند. در اين مدت فيلمهاي کمدي خوبي ساخته شد، فقط اميدوارم پرفروششدن فيلمهاي کمدي باعث نشود کمديها دمدستي شوند. در اين مدت کارهاي کمدي خوب ديده شدند و فروش خوبي هم داشتند. برخي هم ممکن است از هر ابزاري براي خنداندن مخاطب استفاده کنند، اشکالي هم ندارد؛ همه جاي دنيا اين هست که فيلمهاي خيلي خوب و خيلي بد کم است و اکثر فيلمها متوسط هستند و نميتوان گفت کاري کنيم که ديگر فيلم متوسط و بد ساخته نشود. اما اميدوارم همينطور که فيلمهاي کمدي خوب ميفروشد، باعث نشود سينماي کمدي کماهميت شود و جدي به آن نگاه نشود؛ چه از طرف سازندگان آثار و چه از نظر مخاطب. من هم بهزودي ساخت يک اثر سينمايي طنز را شروع خواهم کرد تا پيش از اينکه سريال «فوقليسانسهها» را بسازم و تصور ميکنم تا آخر عمر حتي اگر يک درام تلخ بسازم، باز هم رگههايي از طنز در آن پيدا خواهم کرد و مايلم به اين شکل فيلم بسازم.
مدتهاست مشغول کار در تلويزيون هستيد، در کنارش اجراي برنامه «کتاب باز» را انجام ميدهيد و به نظر ميرسد در حال حاضر فعاليت در تلويزيون را ترجيح ميدهيد، همينطور است؟
چيزي که در حال حاضر برايم اهميت دارد و دوست دارم مردم هم به آن برسند، آرامش و رضايت دروني است. اميدوارم کمي همديگر را بفهميم و خيلي ببخشيم. اين روزها بيشتر از قبل آرامش دروني دارم و سعي ميکنم کارهايم را با آرامش پيش ببرم؛ علاوه بر اينکه براي کارهاي آينده برنامهريزي کردهام. برنامه «کتاب باز» از ابتداي پخش توانسته مخاطبانش را با خود همراه کند و از سوي ديگر تصور ميکنم علاقهمندي شخصي شما به کتاب و کتابخواني اتفاق بهتري براي برنامهاي است که نمونهاش را در رسانه ملي کمتر سراغ داريم. چقدر روند اين برنامه براي شما راضيکننده است؟
برنامه «کتاب باز» را دوست دارم. اساسا چند چيز را خيلي دوست دارم؛ دوستانم را دوست دارم و بسياري از ميهمانان برنامه، کم يا زياد از دوستاني هستند که با آنها آشنايي دارم و اين برايم دلنشين است، حرفزدن و حرفشنيدن را دوست دارم، اين برنامه هم گفتوگومحور است و از اين جهت هم برايم جالب است. موضوع برايم مهم است و يکي از موضوعات مورد علاقه من کتاب است. هرکسي در زندگي علاقهمنديهايي دارد و يکي از علاقهمنديهاي من هم کتاب است و تصور کنيد هر آنچه من دوست دارم در اين برنامه وجود دارد و چه بهتر از اين؟ و اتفاقي که افتاده اين است كه خيلي بيشتر از چيزي که ما فکر ميکرديم، برنامه ديده شد و بازتاب داشت و اين انرژي من را براي ادامه روند اجراي برنامه زياد ميکند. بسياري از افرادي که روزانه با آنها معاشرت ميکنم، همانقدر که در مورد «ليسانسهها» حرف ميزنند، درباره «کتاب باز» هم صحبت ميکنند، بسياري باز به کتابخواندن علاقهمند شدند، حتي پيغامهاي بسياري از خارج از ايران داريم و همه اينها خوشحالم ميکند. چرا کمتر بازي ميکنيد؟
سعي ميکنم نوشتن، بازي، کارگرداني و کارهاي مطبوعاتي را در کنار هم پيش ببرم و هيچکدام را کنار نگذارم. در حال حاضر ترجيح ميدهم کارهايي را انجام دهم که بيشتر دوست دارم. اساسا بازيگري نيستم که براي هر نقشي مناسب باشم و براي بعضي نقشها مناسب هستم، وقتي متوجه ميشوم انتخاب مناسبي براي نقشي نيستم، بازي نميکنم. قبلا اينطور نبود؛ ميرفتم و بازي ميکردم. از طرف ديگر بازيگري هستم که حتما بايد کارگردان بالاي سرم باشد و هدايتم کند، درحالحاضر به اين چيزها بيشتر دقت ميکنم، طبعا وقتي مشغول کار هستم و کارگرداني ميکنم، فرصت بازيکردن ندارم.
نميگويم بازيگر گزيدهکاري هستم، اما سعي ميکنم حواسم را جمع کنم. خيليوقتها حتي با حواس جمع هم اشتباه ميکني، چه برسد به اينکه روي برخي مسائل بيشتر دقت کني، اما سعي ميکنم به نسبت گذشته بيشتر دقت کنم. ظاهرا تجربه نويسندگي مشترک با ايمان صفايي موفقيتآميز بوده و ادامهدار خواهد شد.
بله. اميدوارم تا آخر عمرم هر کاري که در حوزه نمايشي مینويسم با ايمان مشترک باشد. اين تجربه آنقدر برايم جذاب بود که تصور ميکنم من و ايمان تبديل به يک نفر شدهايم و فيلمنامهنوشتن با او برايم جذاب است، با این حال هرکدام از ما علاقهمنديهاي خاص خودمان را داريم و مثلا بهتنهايي داستان مينويسيم، اما قطعا در حوزه نمايش، فيلمنامه سريال يا سينمايي يا نمايشنامه تجربه همکاري مشترک اتفاق بهتري است. ترکيب بازيگران «ليسانسهها» از نقاط قوت کار بود. در ادامه ساخت «فوقليسانسهها» هم همين ترکيب را خواهيم ديد؟
هميشه براي من بخش انتخاب بازيگر مهم و هيجانانگيز و با ريسک همراه است. خوشحالم که مردم هم از اين انتخاب راضي هستند. الان که بازيها را ميبينم، غير از سه شخصيت پسر سريال که بسيار درخشان بازي کردند، چقدر بازيگران ديگر خوب و عالي بودند. در مدتي که به بازيگران اين مجموعه فکر ميکردم برايم مهم بود که هم فيزيک بازيگران و هم شيمي آنها مخاطب را جذب کند و به نظرم اين اتفاق رخ داد و همهچيز درست پيش رفت، اما در «فوقليسانسهها» طبعا به دليل اينکه مجموعه ديگري است، شايد تغييراتي ايجاد شود و بازيگران کم يا زياد شوند.
توضیحات سروش صحت درباره تولید «فوق لیسانسهها» و شخصیتهای جدیدش
|
سینماروزان: سروش صحت کارگردان-بازیگری که این شبها فصل دوم سریال «لیسانسه ها» را روی آنتن دارد تا حد بالایی توانسته انتظارات مخاطبان را برآورده کند و همین راه را برایش هموار میکند در جهت تولید فصل سوم «لیسانسه ها».
به گزارش سینماروزان سروش صحت درباره تولید فصل سوم «لیسانسه ها» یا «فوق لیسانسه ها» به «جام جم» بیان داشت: صحبتهایی شده و شبکه هم مایل به ادامه ساخت کار است. ولی منتظرم اول پخش این سری تمام بشود و ببینم که آیا مردم اصلا کار را دوست داشتهاند یا نه.
صحت ادامه داد: اگر مخاطبان دوست داشته باشند و شرایط هم فراهم باشد، سراغ ساخت «فوق لیسانسهها» خواهیم رفت. در سری جدید حتما باید سراغ شوخیها و شخصیتهای جدید برویم و داستانهای تازهای برای شخصیتهایمان بنویسیم.
روایت سروش صحت از آلودگی هوا و پیدا شدن دو توده در ریه و طحال!!!
|
سینماروزان: هرقدر که اکران پاییزی سینماهای متراکمتر و آشفتهتر میشود هوای تهران هم به دلیل خشکی بیش از حد روزبروز آلودهتر میشود.
به گزارش سینماروزان همان قدر که شورای صنفی نمایش به عنوان متولی اصلی چینش اکران، فیلمسوزی برآمده از تراکم اکران پاییز را قبول ندارد متولیان ارگانهایی که بودجه میگیرند برای حمایت از محیط زیست هم موضعی منفعلانه در برابر هوای تهران دارند.
سروش صحت بازیگر-کارگردانی که به تازگی «لیسانسه ها2» را روی آنتن فرستاده آلودگی هوای تهران را مجالی کرده برای داستانکی با نام «زندگی…» که در یک تاکسی می گذرد.
متن داستانک صحت را بخوانید:
خيابان كيپكيپ بود و ماشينها از جايشان تكان نميخوردند. مردي كه عقب تاكسي نشسته بود، گفت: «اين ترافيك ديگه داره ديوانهمون ميكنه.» زني كه كنار مرد نشسته بود، گفت: «قبلاها فقط صبحها و غروبها ترافيك بود، حالا ديگه همهاش ترافيك داريم، صبح، ظهر، عصر، شب، نصفه شب… همهاش.» راننده گفت: «حالا كاش هوا خوب بود… فكر كنيد همهاش تو ترافيك باشيد، هوا هم آلوده باشه.» مردي كه عقب تاكسي نشسته بود، گفت: «تازه هنوز اول آلودگيه، بذاريد زمستان بشه ديگه نفس نميتونيم بكشيم.»
زني كه عقب تاكسي نشسته بود، گفت: «خدا بهمون رحم كنه.»
مرد ميانسالي كه جلوي تاكسي نشسته بود، به بيرون خيره شده بود و انگار صداي بقيه مسافرين تاكسي را نميشنيد. زني كه عقب تاكسي نشسته بود از مردي كه جلو نشسته بود و بيرون را نگاه ميكرد، پرسيد: «شما رو ترافيك و آلودگي هوا اذيت نميكنه؟» مرد لحظهاي مكث كرد و بعد گفت: «من دو تا توده توي ريه و طحالم پيدا شده، دارم ميرم جواب آزمايشهاش رو بگيرم، ببينم چيه.»
ماجرای سفر پیمان قاسمخانی و کمال تبریزی به تایلند و قال گذاشتن گروه تولید یک سریال پرمخاطب
|
سینماروزان: پیمان قاسم خانی نویسنده ای که نخستین تجربه کارگردانیش «خوب بد جلف» نوروز اکران شد و اخیرا هم وارد شبکه خانگی شده است قبل از آن که وارد تلویزیون شود از اوایل دهه هفتاد در سینما به عنوان نویسنده فعالیت داشت ولی از اواخر دهه هفتاد فعالیتهای تلویزیونی اش آن قدر شد که چند سالی از سینما دور افتاد.
به گزارش سینماروزان یکی از موفق ترین سریالهایی که قاسم خانی در نگارش آن نقش داشت سریالی بود با نام «خانه ما» که توسط مسعود کرامتی بازیگر-کارگردان ساخته شده بود.
بازپخش این سریال از شبکه «آیفیلم» موجب شده است مسعود کرامتی به ذکر خاطراتی از بدقولی پیمان قاسم خانی در نگارش این سریال بپردازد گویا طراح اصلی داستان «خانه ما» مصطفی خرقه پوش تدوینگر سینما بوده است که بنا بوده با همراهی پیمان قاسمخانی داستان را امتداد دهد اما کرامتی به «همشهری جوان» گفته که پیمان از جایی به بعد سفر به تایلند با کمال تبریزی را ترجیح داده و آنها را قال گذاشته است.
کرامتی می گوید: پیمان قاسمخانی بنا بود در نویسندگی به مصطفی خرقهپوش کمک کند اما مصطفی از همان ابتدا ناگهان کنار کشید و رفت و از آن زمان قرار شد پیمان قاسمخانی سرپرست نویسندگان باشد و متنها را بنویسد اما بدقولیهایی کرد و باعث شد شادمهر راستین و حتی سروش صحت چند قسمتی برای ما بنویسند.
وی ادامه میدهد: بدقولیهای پیمان قاسم خانی باعث شد که حتی احمد حامد مجری طرح سریال هم نویسنده شود. قاسمخانی متنها را نمیآورد البته بدلیل جوانی و خامی شاید پذیرش موقعیت سرپرست نویسندگان برایش جانیفتاده بود.
مسعود کرامتی میافزاید: بعد از رفتن خرقه پوش و شروع فیلمبرداری ما یازده قسمت نوشته شده داشتیم و از جایی به بعد خاطرم است کمال تبریزی بنا بود فیلمی در تایلند بسازد و پیمان قاسمخانی در آن بازی کند. این گونه بود که وسط کار پیمان به مالزی و تایلند رفت البته با این تعهد که در نبودش متن را برایمان بفرستد. اگر شما یک ورق از آن متن را دیدید ما هم دیدیم!!!
موضعگیری انتخاباتی کارگردان «ساختمان پزشکان» و «لیسانسهها»
|
سینماروزان: سروش صحت کارگردان و نویسنده ای که بیشتر در تلویزیون فعال بوده و سال گذشته هم سریال موفق «لیسانسه ها» را در رسانه ملی داشت در تازه ترین یادداشتش که ذیل ستون «تاکسینوشت» در «اعتماد» منتشر شده کوشیده به زعم خود موضع گیری انتخاباتی خاص خود را داشته باشد.
صحت نیز به مانند اغلب سینماگران دیگر ایرانی که در انتخابات پیش رو سعی کردهاند موضع گیری صریحی نداشته باشند کوشیده یک موضع گیری انتخاباتی دوپهلو درنظر گیرد که البته طرفداران «کلید»(!) هم میتوانند آن را منسوب به خود بدانند.
متن یادداشت صحت را بخوانید:
حال و هوای بهتر
همه جا صحبت انتخابات است حتي توي تاكسي. مردي كه جلوي تاكسي نشسته بود، پرسيد: «شما راي ميديد؟» زن كه عقب تاكسي نشسته بود گفت: «معلومه» مرد ديگري كه عقب تاكسي نشسته بود، گفت: «من مرددم» مرد جلويي پرسيد: «چرا؟» مردي كه عقب نشسته بود، گفت: «براي اينكه دم انتخابات همه كانديداها شعارهاشون خوبه ولي بعد حرفهايي كه زدن يادشون ميره» زن گفت: «يادشون نميره… خيلي از كارها را ميخوان انجام بدن اما نميتونن، نميشه» مرد پرسيد: «يعني چي؟» زن گفت: «نديدين اول هر سال به خودمون ميگيم امسال اِل ميكنيم، بل ميكنيم… اين كار را نميكنيم، اون كار را ميكنيم… آخر سال نگاه ميكنيم ميبينيم نصف كارهايي كه ميخواستيم را نتونستيم انجام بديم» مرد جلويي گفت: «نصفش را انجام داده باشيم كه خوبه» راننده تاكسي گفت: «من خيلي به حرفهاي كانديداها كاري ندارم» مرد جلويي پرسيد: «پس به چي كار داريد؟» راننده گفت: «من به حال و هواي كانديداها نگاه ميكنم… هركدام اين كانديداها يه حال و هوايي دارن كه اگه انتخاب بشن همون حال و هوا را با خودشون ميارن» مرد جلويي پرسيد: «حالا ميدونيد به كي ميخواين راي بدين؟» راننده گفت: «بله… همون كه حال و هواش بهتره.»
سروش صحت: بعد از «لیسانسهها» یک فیلم سینمایی میسازم و بعدش یک سریال ملودرام!
|
سینماروزان: سروش صحت کارگردانی که این شبها با سریال کمدی «لیسانسه ها» مهمان مخاطبان است در تازه ترین گفتگویی که درباره این سریال با «شرق» داشته از برنامه هایش برای کارگردانی در سینما و سپس کنار گذاشتن طنز و رفتن به سراغ ملودرام سخن گفته است.
بخشهای مرتبط با برنامه های آینده سروش صحت را بخوانید:
گویا قرار است بهزودی کارگردانی سینما را تجربه کنید. مهران مدیری یا پیمان قاسمخانی هم پس از سالها دست به چنین تجربهای زدند. کارگردانی سینما برای شما به معنی قطع همکاری با تلویزیون است؟
دوست دارم تجربه کسب کنم و بعد به سراغ سینما بروم. اما این به معنی قطع ارتباط با تلویزیون نیست. کار سینمایی هم طنز خواهد بود؟
مایههای طنز دارد. اصولا مدتی است سلیقهام مدام تغییر میکند، اما نگاهم به هیچ کاری صرفا طنز نیست. معتقدم در هر کاری همانقدر که طنز و کمدی هست، رگههایی از غم هم پیدا شود، مثل زندگی، چراکه زندگی هم تلفیقی از غم و شادی است.
هیچ وقت به ساخت سریال ملودرام فکر کردهاید؟
بله مدتهاست به این موضوع فکر میکنم و شاید بعد از ساخت فیلم سینمایی این سریال را بسازم. طرح سریال هم آماده است و دوستش دارم. تا شهریور سال آینده مشغول ساخت سریال «لیسانسهها» هستم و بعد از آن سرگرم ساخت فیلم سینماییام خواهم شد و امیدوارم بعد از آن فرصت ساخت این سریال فراهم شود.
روایت کارگردان “پژمان” از اولین عشق زندگیش…
|
سینماژورنال: سروش صحت نویسنده، کارگردان و بازیگری که بیشتر با نقشهای طنز می شناسیمش مدتهاست که ستونی به نام “تاکسی نوشت” را در روزنامه “اعتماد” دارد و به شرح اتفاقاتی میپردازد که حین تاکسی سواری برایش رخ داده.
به گزارش سینماژورنال یکی از تازه ترین نوشتههای صحت در “تاکسی نوشت” درباره اولین عشق زندگیش و دیدار با وی بعد از سالها در یک تاکسی بوده است.
اولین عشق زندگیم
کارگردان “پژمان” و “ساختمان پزشکان” در شرج اولین عشق زندگیش نوشته است: اولين عشق زندگيام مربي مهدكودكمان بود. خانم قاسمي كه او را خاله شهرزاد صدا ميكرديم به نظرم زيباترين، مهربانترين، باشعورترين و بهترين زن عالم بود و من در چهار سالگي يك دل نه صد دل عاشقش بودم…
سلام خانم قاسمی
وی ادامه داده است: چند روز پيش سوار تاكسي كه شدم ديدم خانم قاسمي كنارم نشسته است. با همان نگاه اول شناختمش، هر چند كه سالهاي سال از آن دوره عشق و عاشقي گذشته بود. خانم قاسمي الان زن چاقي در آستانه ٨٠ سالگي بود كه كنار دخترش كه زن ميانسالي بود نشسته بود و روبهرو را نگاه ميكرد. گفتم: «سلام خانم قاسمي.» خانم قاسمي نگاهم كرد اما جواب سلامم را نداد. گفتم: «منو يادتون هست؟ شما توي مهد مربي من بوديد.»
دروغگو
صحت افزوده است: دخترش سلام و عليكي كرد و توضيح داد كه متاسفانه حافظه مادرش مخدوش شده و خاطراتش را از دست داده است. نااميد نشدم و گفتم: «من عاشق شما بودم.» خانم قاسمي نگاهم كرد و باز هم جوابي نداد. گفتم: «هنوزم عاشقتونم.» خانم قاسمي گفت: «دروغگو»