معرفی سه گزینهی دیگر اکران نوروز: از زنپوشی عطاران در “خانم والده” تا دامپزشکی امین حیایی در “استخر”+فیلم ارگانی جنگ دوازده روزه”نیم شب”
سینماروزان: بعد از معرفی فیلم «تاکسیدرمی» به عنوان اولین متقاضی اکران نوروزی(اینجا را بخوانید) حالا سه فیلم دیگر به عنوان متقاضی اکران نوروز معرفی شدهاند.
فیلم ارگانی «نیم شب» با مضمون جنگ دوازده روزه به همراه دو فیلم کمدی متقاضی اکران نوروزی هستند.
فیلم «خانم والده» به کارگردانی سهیل موفق-که فیلم کمدی کفایت مذاکرات را روی پرده دارد -و در بخشهایی از آن رضا عطاران، زنپوشی را تجربه کرده با پخش عامریانفیلم متقاضی اکران نوروزی است.
فیلم «استخر» ساخته سروش صحت که امین حیایی در آن در نقش یک دامپزشک درگیر موقعیتهایی بامزه میشود، با پخش شایستهفیلم متقاضی اکران نوروزی است.
اکران نوروزی امسال شامل ۷ فیلم خواهد بود و هیچ بعید نیست فیلمهایی مثل «اسکورت» و «زنده شور» نیز به فهرست متقاضیان اضافه گردند.
معرفی فیلمهای استخر، نیم شب و خانوم والده به عنوان گزینه های اکران نوروز۴۰۵
فیلمی مرتبط با خاندان پهلوی؛ متقاضی اکران نوروز!
سینماروزان: با گذر از جشنواره فیلم فجر۴۴ و نزدیک شدن به اکران نوروز، گمانه زنی هایی درباره فیلمهای اکران نوروز امسال که همراه است با اکران عیدفطر-مطرح شده…گمانههایی که از اسکورت و زنده شور تا قایق سواری در تهران، نیمه شب و فیلمی با بازی پژمان جمشیدی-مازراتی- را دربرمیگیرد.
با این حال مهدی کرم پور دبیر شورای صنفی نمایش گفته تاکنون فقط یک فیلم «تاکسیدرمی» را متقاضی اکران نوروز است. کرمپور میگوید: تا الان فقط فیلم «تاکسیدرمی» (در جشنواره فجر سال ۱۴۰۳ رونمایی شد) متقاضی اکران بوده ولی در جلسه اخیر (۲۶ بهمنماه) به پخشکنندگان و تهیهکنندگان اعلام شد که متقاضیان اکران آثار خود را ارائه کنند. در این نوبت هفت فیلم برای نوروز اکران میشوند که تصمیم گیری درباره آنها با شورای صنفی نمایش است و بحث اصلی ما هم مخاطب خواهد بود تا فیلمها بر اساس تنوع ژانر و به نفع مخاطب انتخاب شوند. البته خود دوستان تهیهکننده و پخشکننده باید پای کار باشند چون ما به زور نمیتوانیم فیلمی را اکران کنیم و قطعاً بین آنچه موجودی خواهد بود و پروانه نمایش دارد، تصمیمگیری میکنیم.
فیلم تاکسیدرمی متقاضی اکران نوروز۴۰۵
گفتنی است فیلم کمدی «تاکسیدرمی» ساخته محمد پایدار که در فجر۴۳ رونمایی شد داستان تلاشهای عبدالرضا پهلوی-برادر محمدرضا/با بازی مجید صالحی- برای خارج کردن گوزن زرد از ایران و انتقال آن به اسرائیل است.
«سرزمین فرشتهها»؛ ساخت کل غزه در هشتگرد!؟/منوچهر محمدی پاسخ داد +توضیحات دربارهی بودجه و دستمزد بازیگر زن عرب فیلم
سینماروزان: رونمایی فیلم «سرزمین فرشتهها» در جشنواره فیلم فجر۴۴، شایعاتی را شکل داد درباره هزینه ی تولید بالای فیلم و ارقام مختلفی درباره بودجه فیلم مطرح شد؛ فیلمی که توانسته کل غزه را در ایران(لوکیشنهایی در هشتگرد و حوالی فرودگاه امام) را بازسازی کند.
منوچهر محمدی تهیهکننده فیلم «سرزمین فرشتهها» با ردّ سخنان مطرح شده درباره این فیلم به عنوان پرخرجترین اثر جشنواره به خبرگزاری ایرنا بیان کرد: «سرزمین فرشتهها» پرخرجترین فیلم جشنواره نیست، شاید چهارمین یا پنجمین رتبه فیلم از نظر هزینه باشد، تولید فیلم با تورم لجام گسیختهای در ایران همزمان شد، برای ساخت دکور غزه به بلوک و سیمان نیاز داشتیم اما مصالح به صورت محدود و با توجه به تغییر قیمتها، فروخته میشد. بخشی از این اتفاق؛ تورم لجامگسیخته و تغییر قیمت ارز برای همکاران دیگر هم اتفاق افتاد.
منوچهر محمدی افزود: تمام فیلم «سرزمین فرشتهها» با بازسازی غزه کاملاً در ایران ساخته شده؛ یک لوکیشن فیلم پنج کیلومتر بعد از فرودگاه امام خمینی و لوکیشن دیگر در هشتگرد است. باورپذیری به حدی است که برخی فکر میکنند فیلم در خارج از کشور ساخته شده است.
وی با اشاره به حفظ لوکیشن فیلم اظهارداشت: لوکیشن از نظر مالکیت متعلق به ما نیست، بنده هزینهای دادم، دکوری ساخته شده و بخشی هم با انفجارهایی تخریب شده است اما اینکه چه بشود، واقعاً نمیدانم.
تهیهکننده فیلم «سرزمین فرشتهها» درباره دستمزد سٌلاف فواخرجی بازیگر عرب زبان در مقایسه با بازیگران ایرانی گفت: زمانی که با او قرارداد بستیم دلار ۸۴ هزار تومان بود و دستمزد او کمتر از بسیاری بازیگران ایرانی بود، با وجود اینکه جایگاه سٌلاف در دنیای عرب بسیار بالاست و دستمزدش بسیار پراهمیت است.
فیلم سرزمین فرشتهها
وی ادامه داد: با این وجود، از زمانی که سٌلاف فواخرجی به یک چهره تبدیل شده، همیشه طرفدار آرمان فلسطین بوده به نحوی که دولت خودگردان فلسطین به او و خانوادهاش تابعیت افتخاری فلسطین داده است.
منوچهر محمدی خاطرنشان کرد: قرارداد فیلم «سرزمین فرشتهها» با سٌلاف فواخرجی پیش از افزایش نرخ ارز بوده است و تمام کارهای فیلم با او تمام شده است. به طور طبیعی وقتی فیلمی را ۵۰ میلیارد تومان برآورد میکنید با افزایش تورم ممکن است ۷۰ میلیارد تومان شود!
پژمان جمشیدی: به خاک مادرم، بیگناهم!+گزارش یک رسانه فرهنگی از دادگاه اخیر پژمان+اظهارات مادر شاکی
سینماروزان: روزنامه فرهنگی هفت صبح گزارشی داده از دادگاه اخیر پژمان جمشیدی و اظهارات پژمان در دادگاه و حرفهای مادرِ شاکی.
متن گزارش هفتصبح را بخوانید:
ساعت ۹ صبح روز ۲۵ بهمن است دادگاه پژمان جمشیدی، سوپراستار سرشناس سینما و تلویزیون در شعبه نهم برگزار شد. شاکی این پرونده دختر کم سن و سالی است که از ساعتی قبل از حضور آقای سوپراستار در دادگاه حاضر شده است و مادرش با ظاهری مستاصل او را همراهی میکند. وکلای جمشیدی نیز زودتر از او در دادگاه حاضر شدهاند و دقیقههای پایانی، قبل از شروع دادگاه به کندی سپری میشود. خبرنگاران نیز پشت در دادگاه حضور دارند اما بهدلیل اینکه موضوع و ماهیت دادگاه مشمول مسائل منافی عفت است، این جلسه غیرعلنی برگزار میشود.
جلسه رسیدگی به اتهام پژمان جمشیدی پشت درهای بسته آغاز شد. در این جلسه شاکی بار دیگر شکایت خود را مطرح کرده و گفته بود شب حادثه بعد از اینکه مورد تجاوز قرار گرفت توسط کمک همسایهها از آن محل فرار کرد. اما پژمان جمشیدی در دفاع از خود گفت: «شاکی را از مدتی قبل در جریان پروژههای سینمایی میشناختم.او عشق بازیگری داشت و به همین علت با سوپراستارها ارتباط دوستانه داشت. شبی که این خانم دربارهاش حرف میزد ما با هم سوار ماشین شدیم و در خیابان گشت زدیم.
با هم گپ میزدیم و میگفتیم و میخندیدیم. هیچ اجباری برای سوار کردن او در میان نبود حتی در بین مسیر از خودرو پیاده شد،خرید کرد و دوباره سوار شد.» متهم ادعا کرد که شب حادثه شاکی چند ساعتی در خانهاش مهمان بوده اما ارتباطی بین آنها برقرار نشده است.در آخر گفت:«به خاک مادرم من بیگناهم.» در این قسمت از رسیدگی شاکی با صدایی بغضآلود اظهارات متهم و موکلانش را کذب خواند. قضات دادگاه بعد از برگزاری یک تنفس ادامه رسیدگی به پرونده را در دستور کار قرار دادند اما به دلیل پایان یافتن وقت اداری دفاع آخر از متهم اخذ نشد و رسیدگی به این پرونده در جریان محاکمه ادامه دارد.
در پی این جلسه طولانی با کامبیز برجاس، وکیل پژمان جمشیدی گفتوگویی انجام دادیم تا تصویری روشنتر از فضای دادگاه و روند دادرسی ارائه شود.
برجاس با اشاره به ماهیت جلسه، آن را «جلسه دفاع ماهوی» توصیف کرد؛ نشستی که در آن، هیئت قضایی زمان قابل توجهی را به استماع دفاعیات اختصاص داد. به گفته او، فضای جلسه حرفهای و منظم بوده و امکان طرح جزئیات حقوقی پرونده برای تیم دفاع فراهم شده است. وکیل جمشیدی از رویکرد دادگاه در شنیدن کامل توضیحات وکلا ابراز رضایت کرد و این شیوه رسیدگی را در چارچوب اصول دادرسی منصفانه ارزیابی کرد.
وکیل پرونده تاکید کرد که از زمان صدور دادنامه پیشین تا برگزاری این جلسه، تحول تازهای در بخش ادله رخ نداده است. به گفته برجاس، بخش قابل توجهی از مباحث مطرحشده در دادگاه، به بررسی همان مواردی اختصاص داشته که پیشتر نیز در پرونده منعکس شده بود. او توضیح داد که اخذ مجدد اظهارات برخی اشخاص مطلع، محور مهم جلسه را شکل داده و تیم دفاع تلاش کرده است تناقضها و نقاط قابل بحث در اظهارات را به صورت مستند تشریح کند.
بر اساس توضیحات ارائهشده، جمشیدی به همراه وکلای خود در جلسه حضور داشته است. در سوی مقابل، شاکی شخصاً در دادگاه حاضر شده بود. برجاس درباره کیفیت حضور موکلش گفت که جمشیدی با آرامش و وضعیت روحی مناسب در جلسه شرکت کرده و پاسخهای خود را در چارچوب حقوقی پرونده ارائه داده است.
مادر شاکی در حاشیه دادگاه درحالیکه بهشدت مضطرب و پریشان به نظر میرسید، در گفتوگو با خبرنگار هفتصبح گفت: «بعدازاین حادثه روحیه دخترم خیلی بد شد. او بلافاصله اقدام به شکایت کرده و راهی پزشکی قانونی شده بود. وقتی دوستانش موضوع را به من اطلاع دادند، ابتدا گفتند که او تصادف کرده و من خودم را به پزشکی قانونی رساندم و آنجا بود که فهمیدم چه اتفاقی افتاده است. از همان لحظه تصمیم گرفتم تا آخر ماجرا پشت دخترم را خالی نکنم.»
پژمان جمشیدی
او ادامه داد: «متهم پرونده فرد سرشناسی است که خیلی حمایتگر دارد. من نمیدانم چطور رسیدگی به پرونده در دادگاه تجدیدنظر و خروج او از زندان اینقدر سریع انجام شد؛ اما اگر همان ابتدا از ما عذرخواهی میکرد من هم دخترم را متقاعد میکردم که از شکایتش صرفنظر کند؛ ولی او جز انکار کاری نکرده است.» مادر شاکی جوان در مواجهه با متهم در دادگاه با لحن سرزنشآمیز او را به خدا واگذار کرد و در ادامه حرفهایش گفت: «دختر من به سینما علاقه داشت؛ اما این اتفاق باعث شد نهتنها زندگی او نابود شد؛ بلکه حالا دیگر من از سینما هم بیزار شدهام. ما تحتفشار زیادی هستیم و تهمتهای زیادی شنیدیم از جمله اینکه گفته شده قصد پول گرفتن داشتیم. اما اینطور نبوده و من تا پایان این ماجرا خواهم رفت. من به قانون متوسل شدهام و انتظار دارم عدالت اجرا شود و منتظر محکومیت متهم هستم.»
حامد مظفری منتقد سینما روی آنتن زنده بیان کرد: اتفاقات سال ۹۲ مجددا در فجر۴۴ رخ داد/همان طور که عصبانی نیستم را در فجر۳۲ بایکوت کردند، امسال هم فیلمهای مستقل مثل خواب و استخر در داوری بایکوت شدند!/تنها کسی که در اختتامیه به حقش رسید، کاظم دانشی بود/اسکورت، خواب، پل، قمارباز، جانشین، استخر و زندهشور بهترینهای جشنواره فیلم فجر۴۴ بودند/اگر یک فیلمبردار در هیات داوران بود، محال بود هنر برازنده و محمدی و براتی نادیده گرفته شود/اگر یک بازیگر درجه یک در هیات داوران بود محال بود کیفیت بازی امین حیایی و آرمان درویش و امیر جعفری و کوروش تهامی نادیده گرفته شود/ فیلمی متعلق به جریان اصلی مثل اسکورت را نادیده گرفتند تا فیلمهای ویدیویی متصل، چند جایزه بگیرند؟/همچنان پرسش اصلی آن است که چرا شرط ۲۲ فیلم فراخوان را زیر پا گذاشتند و بیش از سی فیلم را وارد کردند؟/چرا اتفاق غلط فجر۳۲ مجددا رخ داد و باز هم فیلمهای مستقل را فدای آثار ارگانی کردند؟/دبیر فجر۴۵ یا فراخوان ندهد یا اگر فراخوان داد، پایش بایستد!
سینماروزان: آنچه از جشنواره فیلم فجر۴۴ دیدیم مقادیر بسیاری فیلم زیر متوسط، چند تایی فیلم متوسط و شش تا هفت فیلم خوب بود و همین که آمار فیلمهای متوسط، پایین آمده یعنی وضعیت انتخاب فیلم چندان مناسب نبوده.
حامد مظفری روزنامهنگار و منتقد سینما با بیان مطلب فوق به رادیوتهران گفت: آن قدر فاصله فیلمهای خوب با بقیه زیاد بود که به راحتی میتوان بهترینها را معرفی کرد. جشنواره فیلم فجر جشنواره ای برای آثار سینمایی است و امسال فقط معدودی فیلم دیدیم که واقعا مناسب تماشا بر پرده ی عریض هستند. از همه بهتر فیلم اسکورت بود و کنارش فیلم پل و همچنین فیلمهای خواب و زندهشور و قمارباز و جانشین و فیلم اردوبهشت، آثار قابل قبول بودند.
سردبیر ژورنال سینمای ایران ادامه داد: تعدادی فیلم متوسط مثل سرزمین فرشتهها، قایق سواری در تهران، کارواش و نگهبانان خورشید هم داشتیم و مابقی فیلمها چنگی به دل نمیزد. اصلی ترین دلیل انبوه آثار ضعیف فقدان هیات انتخاب مسئولیت پذیر است، یعنی دقیقا همان چیزی که دبیر جشنواره برای رهایی از آن، اقدام به حذف هیات انتخاب نمود.
اظهارات حامد مظفری درباره وضعیت کیفی جشنواره فیلم فجر۴۴
حامد مظفری افزود: افزایش فلهای فیلمها و بی توجهی به سقف ۲۲ فیلم در فراخوان، ضربه خود را به کیفیت جشنواره زد و دقیقا به همین دلیل است که اغلب فیلمها در سینماهای مردمی فقط پنجاه درصد ظرفیت را پر کردند. کافیست آمار فروش فیلمها از طریق سمفا اعلام گردد تا مشخص شود حتی از نظر اقتصادی، جشنواره سوددهی برای سینماداران نداشتهایم. در اختتامیه نیز همان رفتار سال ۹۲ و فجر۳۲ را شاهد بودیم. آنجا هم یک محصول مستقل مثل عصبانی نیستم حذف شد تا ارگانیها بالا بیایند و در فجر۴۴ هم آثار مستقل مثل خواب و استخر سرکوب شدند تا شماری فیلم ارگانی ضعیف بالا بیایند. باعث تعجب است که به فیلمهای ویدیویی متصل چند جایزه دادند اما فیلمی خوش ساخت و متعلق به جریان اصلی سینما-اسکورت- را از جوایز اصلی بایکوت کردند ولی دیدیم که مخاطبان همین فیلم را لایق سیمرغ مردمی دانستند.
حامد مظفری دربارهی چینش داوری فجر۴۴ گفت: خیلی بهتر میشد هیات داوران را با تکنیسین های خبره چید. مثلا اگر یک فیلمبردار در هیات داوران بود، محال بود هنر علیرضا برازنده و داوود محمدی و سعید براتی و مرتضی غفوری در فیلمهای سرزمین فرشتهها و پل و جانشین و کارواش، نادیده گرفته شود. اگر یک بازیگر درجه یک در هیات داوران بود محال بود کیفیت بازی رضا عطاران و امین حیایی و آرمان درویش و امیر جعفری و حامد بهداد و کوروش تهامی در فیلمهای خواب و استخر و جانشین و زندهشور و اردوبهشت و قمارباز نادیده گرفته شود. حتی اگر یک تهیهکننده قدیمی سینما در هیات داوران بود محال بود شاهد بی توجهی به فیلمی مثل اسکورت باشیم که استانداردهای تولید سینمایی را ارتقا داده.
حامد مظفری با ابراز امیدواری به اینکه دبیر فجر۴۵ هر که هست، دیگر زیر فراخوان خودش نزند، اظهار داشت: کودکان هم میدانند که «قانون بد از بی قانونی بهتر است» پس ای کاش فجر۴۴ حداقل فراخوان دبیر را محترم نگه میداشت و شرط ۲۲ فیلم فراخوان و الزام به داشتن پروانه سینمایی را زیر پا نمیگذاشت و بیش از سی فیلم-و چند فیلم ویدئویی-را وارد نمیکرد. نصف مشکلات فجر۴۴ به دلیل همین عدم پای بندی به فراخوان بود. دبیر فجر۴۵ هر که هست، یا فراخوان منتشر نکند یا به صفر تا صد فراخوان پایبند باشد. بعد هم اصرار آقایان بر آزمودن آزمودهها چه بود؟ وقتی درمجموع فواید برج میلاد بیشتر از هر سالن دیگری است، انتقال کاخ رسانه به سینمای مستعمل ملت-که نیاز جدی به بازسازی دارد- تغییر ترکیب برنده نیست؟ اگر هم میخواهند واقعا کاخ رسانه در یک پردیس سینمایی مدرن باشد میتوانند از پردیس های درجه یک مثل هدیش و رزمال و لوتوس و صبامال و… استفاده کنند نه سینمایی که فاصله ردیف های صندلیهایش را آن قدر کم کردهاند که برای نشستن در وسط ردیف، مجبورید پای چند همکار را لگد کنید و آه و ناله آنها را بشنوید. امیدواریم فجر۴۴ آخرین سعی و خطا باشد و در سالهای آینده از تجربیات گذشته، درس بگیریم وگرنه اینکه برای دبیرخانه فجر عمارتی ویلایی در شمال شهر مهیا کنیم ولی در کاخ رسانه، خبرنگاران را در صف انتظار یک چای خشک قرار دهیم، جز دور باطل نیست!
پژمان جمشیدی به دادگاه رفت+جزئیات دادگاه از زبان وکیل پژمان
سینماروزان: وکیل پژمان جمشیدی از برگزاری نخستین جلسه دادگاه موکلش بابت اتهامات مطروحه دربارهی یک ماجرای سوءاستفاده، خبر داد و جزئیات این جلسه را تشریح کرد.
علی محمدزاده، وکیل پژمان جمشیدی، در گفتوگو با خبرنگار قضائی خبرگزاری فارس اعلام کرد که نخستین جلسه رسیدگی ماهیتی به پرونده موکلش، صبح شنبه ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ از ساعت ۹ صبح آغاز و حدود ساعت ۱۲:۳۰ به پایان رسید.
به گفته وکیل جمشیدی، در این جلسه لایحه دفاعیه مفصلی ارائه شد. وی با اشاره به اظهارات متناقض شاکیه از بدو تشکیل پرونده تا جلسه امروز تاکید کرد که به عقیده او، هیچ دلیل یا سند محکمهپسندی علیه پژمان جمشیدی وجود ندارد. با این وجود اتخاذ تصمیم نهایی بر عهده قضات دادگاه است.
وی همچنین توضیح داد: در جریان جلسه، پژمان جمشیدی شخصاً حضور داشت. پس از پایان بررسیها، دادگاه ختم جلسه اول را اعلام کرد و مقرر شد جلسه بعدی برای ادامه رسیدگی به زودی برگزار شود.
پیش از این سخنگوی قوه قضائیه، اصغر جهانگیر با اشاره به پرونده جمشیدی، تاکید کرده بود که پروندههایی که در مرحله رسیدگی است نباید به گمانهزنی رسانهای توجه کرد و باید اجازه دهیم رسیدگی انجام شود و حقوق طرفین پرونده رعایت شود.
در دادگاه پژمان جمشیدی چه گذشت؟
از بیتکوینهای سعید آقاخانی تا نازایی حسن معجونی و…/سریال «اسباب زحمت» روی آنتن رمضان شبکه یک+تیزر و مجموعه تصاویر
سینماروزان: سعید آقاخانی با سریال کمدی «اسباب زحمت» از تولیدات مرکز سیمافیلم در ماه مبارک رمضان از آنتن شبکه یک سیما در خانههای مخاطبان است.
این مجموعه به کارگردانی سعید آقاخانی در ۲۵ قسمت به سفارش مرکز سیمافیلم تولید شده و در جدول پخش رمضانی شبکه یک قرار دارد. فیلمنامه این اثر براساس طرحی از ابوالفضل کاهانی و توسط گروهی از نویسندگان به نگارش درآمده است.
«اسباب زحمت» در ژانر کمدی اجتماعی ساخته شده و روایتگر زندگی چند نفر است که با سلسلهای از اتفاقات پیشبینینشده مواجه میشوند. از جمله محورهای داستانی این مجموعه میتوان به عدم تولد فرزند «ناصر خان»، از دست رفتن سرمایه «احمد آقا» در خرید بیتکوین/ رمز ارز، جهانگردی «صادق» با یک دوچرخه دستساز، مهاجرت اجباری احمد آقا از بسطام به تهران و … اشاره کرد.
سریال اسباب زحمت
آقاخانی که نزد مخاطبان تلویزیون با مجموعههایی چون «نون خ» شناخته میشود، اینبار به سراغ زیست شهری رفته است. «اسباب زحمت» از این منظر، تجربهای متفاوت در کارنامه کارگردانی او محسوب میشود؛ تجربهای که تلاش دارد مسائل اجتماعی را با زبانی نرم، شوخطبعانه و قابلفهم برای مخاطب عام بازگو کند.
سریال اسباب زحمت
در دو دهه گذشته، آقاخانی یکی از فعالترین چهرهها در عرصه سریالسازی بوده و آثاری چون پنج فصل «نون خ» از محبوبترین تولیدات او به شمار میآیند. با این حال، «اسباب زحمت» از نظر فضا و روایت، گامی تازه در مسیر حرفهای او تلقی میشود. همچنین در کنار کارگردانی، سعید آقاخانی در این سریال ایفای نقش نیز کرده است.
تصویربرداری این سریال در تهران، جاجرود، بسطام، شاهرود، مشهد، سمنان و … انجام شده و بیش از ۱۵۰ بازیگر در آن ایفای نقش کردهاند.
سریال اسباب زحمت
در این سریال، سعید آقاخانی در نقش «احمد آقا»، حسن معجونی در نقش «ناصر خان»، عباس جمشیدیفر در نقش «صادق»، کمند امیرسلیمانی در نقش «طاهره خانم»، عاطفه باقری در نقش «ژاله»، دریا آقاخانی در نقش «گلناز»، نیما هوشمند در نقش «بهروز»، افشین سنگچاپ در نقش «سعادت»، رضا کریمی در نقش «فرج (وکیل)»، کریم قربانی در نقش «نیکنامی»، کیاشا تنگستانیپور در نقش «ایمان»، هومن حاجیعبدالهی در نقش «صفایی»، فریده سپاهمنصور در نقش «آالاله خانم»، سعید امیرسلیمانی در نقش «پدربزرگ (سمیعی)»، سیاوش مفیدی در نقش «سمیعی»، شراره درشتی در نقش «خانم سمیعی»، جواد خواجوی در نقش «سوارکار»، محمود جعفری در نقش «میرزا مصطفی»، سپند امیرسلیمانی در نقش «سروش»، بیتا سحرخیز در نقش «ساحل»، رامین ناصرنصیر در نقش «فرید»، سوسن پرور در نقش «فرناز»، خشایار راد در نقش «نظری»، مریم سرمدی در نقش «پریچهر»، علی اخوان در نقش «بازرس»، علیرضا ابراهیمی در نقش «دلیجانی (مهندس)»، عرفان برزین در نقش «پژمان»، شیرین منجمی در نقش «خانم صفایی» و حسین حسینیان در نقش «صاحبخانه» ایفای نقش میکنند.
سریال اسباب زحمت
برای تماشای تیزر سریال اسباب زحمت، اینجا را ببینید.
مسعود فراستی: سر این فیلم را بُریدند!/بایکوت فیلم جانشين بهخاطر اسپانسر جشنواره؟؟+ویدئو
سینماروزان: همان طور که مسعود فراستی پس از تماشای فیلم «جانشین» با تحلیل ساختاری و محتوایی این فیلم، پیش بینی کرده بود این فیلم بهدلیل عدم وابستگیهای خاص مورد بیمهری قرار میگیرد، این اتفاق در اختتامیه #فجر۴۴ رخ داده و #جانشین بایکوت شد تا فیلمهای منسوب به اسپانسر جشنواره مورد توجه قرار گیرند؟؟
فراستی گفت: #فیلم_جانشین در بین فیلمهایی که دیده ام و باتوجه به اینکه اکثر فیلمها را دیده ام این یک فیلم تک افتاده است و در جشنواره فجر مورد بی مهری گرفت. به فیلم جانشین بی مهری شد چون گویا این رسم این جشنواره است. اوضاع هولناک و بلبشویی که از همان اول هم گفتم که چه خبرها هست !
#فیلم_جانشین با بازیهای متفاوت آرمان درویش و شکیب شجره و امیر آقایی و امیرحسین هاشمی، روایتی است از شمال تا غرب کشور و دربارهی زندگی یک رزمندهی ایرانی.
برای تماشای ویدئو گفته های مسعود فراستی اینجا را ببینید.
مرگ اسفندیار شهیدی؛ مدیر فیلمبرداری که از همراهی با چمران رسید به “او یک فرشته بود”
سینماروزان: اسفندیار شهیدی فیلمبردار در ۸۰ سالگی مرحوم شد.
اسفندیار شهیدی زاده ۱۳۲۴ در تهران و دانشآموخته فیلمبرداری از کالج ملی فیلم لندن بود.
شهیدی در ابتدای انقلاب به ایران آمد و مشغول تدریس در دانشکده صداوسیما شد و در اواسط دهه شصت و با مدیریت فیلمبرداری “تشکیلات”(منوچهر مصیری) وارد کار حرفه ای فیلمبرداری شد.
او با وجود آن که یک استاد دانشگاه موفق بود و فیلمبرداران بسیاری را پرورش داد اما در سینما بیشتر به عنوان فیلمبردار آثار تجاری اکشن نظیر خانه ای مثل شهر(حجت سیفی)،گریز(ناصر مهدی پور)، یاران(ناصر مهدی پور)، حرفهای(اسماعیل فلاح پور) و…، شناخته شد.
مهمترین کارهای شهیدی به عنوان فیلمبردار در تلویزیون رخ داد؛ او مدیریت فیلمبرداری دو سریال پس از باران و او یک فرشته بود را انجام داد که هر دو در زمره آثار ماندگار تلویزیون هستند.
اسفندیار شهیدی از جمله فیلمبردارانی بود که بسیار طرفدار حرفهایگری بود و کمبودهای سرصحنه را برنمیتابید و در عین حال بسیار سوال میکرد و تا قانع نمیشد، کار را شروع نمیکرد.
مرگ اسفندیار شهیدی
اسفندیار شهیدی سابقه حضور در جنگ به عنوان فیلمبردار را هم داشت و ازجمله در گروه شهید مصطفی چمران به عنوان فیلمبردار حاضر بود. خودش درباره آن روزها به آیفیلم گفته بود: گروهی حدوداً صدنفره بودند که شب برای عملیات حرکت کردند و من هم به عنوان فیلمبردار همراهشان شدم. دوربین ها بسیار دوربین های سنگینی بودند. بعدها فهمیدم که این ها می خواهند بروند عملیاتی را در مرز عراق انجام بدهند. من با همان روحیه اروپایی خودم که بعد از چندین سال از خارج آمده بودم، خودم را از آنها بهتر میدانستم و غر می زدم که چرا به من مثلا جلیقه ضد گلوگه و تفنگ و… نمی دهید… این طفلکی ها بچه اصفهان بودند و با صبر و بردباری چیزی نمی گفتند. ما رفتیم در دل شهر، با خودم فکر کردم که اگر بخواهند فیلمبرداری بشود، من چه کار کنم؟ چطور فیلمبرداری کنم؟ رسیدیم به جایی که میدان مین بود و قرار بود رزمنده ها از این میدان عبور کنند؛ اما راه را گم کرده بودند و هرچه گشتند پیدا نکردند. بعد دیدم یکیشان رفت پای درخت ایستاد و گفت الله اکبر و خوابید زمین! یکی دیگر هم از آن راه رفت و گفت الله اکبر و یک مین دیگر زیرش منفجر شد، بعد نفر سوم و چهارم؛ فهمیدم این ها دارند روی این مین ها پل می زنند. باور نمی کردم که واقعا این اتفاق بیفتد. آخر سر فرمانده گفت: شما نمی آیید؟ گفتم: از کجا بیایم؟ گفت: از روی اینها! و تردید مرا که دید، گفت: هر طور میل داری… و شروع کرد به رفتن. من دیدم در این شب تاریک، تنها مانده ام. از ترس روی آنها راه رفتم و … از آن شب به بعد نگاه من به جنگ به شدت عوض شد.
از اسفندیار شهیدی فرزندی به نام نیلوفر شهیدی مانده که بازیگر است.
بیست کیلو کاهش وزن در یک سال/عنایت بخشی همچنان در احتضار
سینماروزان: یک سال بعد از زمانی که عنایت بخشی در اختتامیه جشنواره فجر۴۳ روی سن رفت و بابت بازی در شاهنقش، جایزه گرفت، حالا هفتههاست که در بیمارستان بستری است...
عنایت بخشی در مدت بیماری حدود بیست کیلو وزن کم کرده و بسیار ضعیف شده اما هرگاه که لبخند میزند نشانی از آن بدمن دوستداشتنی سینما را در ظاهرش میبینیم.
در مدت بستری بودن عنایت بخشی برخی سینماگران نزدیک به سراغش رفته اند و هوایش را داشته اند ولی می طلبد کانون صنفی بازیگران خانه سینما و روسای آن نیز فکری کنند برای این روزهای بازیگری که خاطره ساز چند نسل بوده است...
سینماروزان: با گذر از جشنواره فیلم فجر، سینماها اکران عادی خود را از سر میگیرند.
آقای زالو ۶میلیارد در دو هفته اخیر فروخته و در مرز ۱۴۰میلیارد قرار گرفته. یوز ۳/۵میلیارد در دوهفته اخیر فروخته و ۹۰ میلیارد را رد کرده.
کفایت مذاکرات ۸میلیارد در دو هفته اخیر فروخته و ۶۶/۵میلیاردی شده. جیمز باند ۸میلیارد در این دو هفته فروخته و ۲۳میلیاردی شده. دختر برقی ۳/۵میلیارد فروش در دو هفته اخیر داشته و ۲۰میلیاردی شده.
طهران۵۷ حدود ۲میلیارد در این دو هفته فروخته و ۱۹/۵میلیاردی شده. جهیزیه ۳میلیارد در دو هفته اخیر فروخته و ۱۰میلیاردی شده. افسانه سپهر ۳میلیارد در دو هفته اخیر فروخته و ۸میلیارد را رد کرده.
آمار فروش سینماهای ایران تا ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
آمار کامل #فروش_سینماهای_ایران تا ابتدای ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ به شرح زیر است:
(تمام ارقام به تومان است و منهای اکران سیار)
— #مرد_عینکی ۱۸۲میلیارد ونیم (۱۲۹روز/۵۹هزار سانس)
— #پیرپسر ۱۸۱میلیارد و نیم(۱۳۶روز/۴۵هزار سانس)
— #صددام ۱۳۵میلیارد( ۱۶۲روز/۵۰هزارسانس)
— #آقای_زالو ۱۳۸میلیارد و نیم (۹۵روز/۴۵هزار سانس)
— #زن_و_بچه ۱۰۰میلیارد و ۸۰۰میلیون(۱۲۰روز/۳۳هزار سانس)
— #یوز ۹۰میلیارد و نیم(۱۳۷روز/۳۵هزار سانس)
— #قسطنطنیه ۷۸میلیارد (۱۲۳روز/۳۰هزار سانس)
— #کفایت_مذاکرات ۶۶میلیارد و نیم(۷۷روز/۳۰هزار سانس)
— #ناجورها ۵۱میلیارد(۱۲۹روز/۲۴هزارسانس)
— #کجپیله ۴۵میلیارد و ۸۰۰میلیون (۹۵روز/۱۹هزارسانس)
— #ماجراجویی_در_جیمز_باند ۲۳میلیارد (۴۵روز/۱۵ هزار سانس)
– #دختر_برقی ۲۰میلیارد(۱۰۲روز/۱۲هزارسانس)
— #مجنون ۱۹میلیارد و ۲۰۰میلیون(۱۱۹روز/ده هزارسانس)
— #گوزنهای_اتوبان ۱۸میلیارد و ۴۰۰میلیون (۱۰۶روز/ده هزارسانس)
— #طهران۵۷ ۱۹میلیارد و ۶۰۰میلیون (۱۰۲روز/۱۱هزار سانس)
— #غریزه ۱۶میلیارد و ۶۰۰میلیون(۹۵روز/۷هزار سانس)
— #دوروز_دیرتر ۱۶میلیارد (۱۱۰روز/۱۱هزار سانس)
— #بچهمردم ۱۴میلیارد و ۹۰۰میلیون(۱۰۹روز/۷هزار سانس)
— #جهیزیه ۱۰میلیارد (۴۵روز/۸هزار سانس)
— #افسانه_سپهر ۸میلیارد و ۳۰۰میلیون(۵۱روز/۳هزارسانس)
— #احمد ۷میلیارد و نیم (۵۱روز/۶ هزار سانس)
— #هایکپی ۱میلیارد و ۵۳۰میلیون (۷۲روز/۱۷۵۰سانس)
— #رخنیلو ۷۵۰میلیون(۳۷روز/۱۱۰۰سانس)
— #ژولیت_و_شاه ۶۰۰ میلیون(۳۷روز/هزار سانس)
در اختتامیه جشنواره فیلم فجر۴۴ چه گذشت؟جوایز اصلی جشنواره «ملی»فجر به فیلمِ «عربی زبان»!/پزشکیان از «نامردی» گفت!/یک خواهر و برادر، جایزه گرفتند!/ذبح «استخر» و «خواب» بهپای ارگانها؟!
سینماروزان: اختتامیه جشنواره فیلم فجر۴۴ با بایکوتِ بخش خصوصی و نادیده انگاشتن فیلمهای مستقل نظیر «خواب» و «استخر» برگزار شد.
در صدر جوایز فیلم سرزمین فرشتهها قرار داشته که برندهی بهترین فیلم و کارگردانی(دیپلم) و بازیگری(دیپلم) و… شد و درمجموع شش جایزه گرفت؛ فیلمی با زبان عربی و بازیگران عربی که با زیرنویس فارسی در جشنواره فجری به نمایش درآمد که بخش بینالمللش از جشنواره اصلی جدا شده است. عجبا که این فیلم در مهمترین ویژگی خود که -فیلمبرداری- بود، جایزه نگرفت! علیرضا برازنده، قابهای خوش آب و رنگی برای این فیلم بست، ولی حتی دیپلم افتخار هم نگرفت!!
شب اختتامیه را باید شب کاظم دانشی دانست که با دو فیلم -زنده شور+اردوبهشت- در میان جایزهبگیران بود، فیلمهایی که رویهم ۷ جایزه گرفتند، بماند که خودش هم سیمرغ کارگردانی را برای زندهشور گرفت.
شگفتی اختتامیه مسعود پزشکیان رییس جمهور بود که با تاخیر یک ساعته به اختتامیه آمد و خطاب به هنرمندان بیان داشت: چاره ای جز اینکه بمانیم و مملکت را بسازیم، نداریم! اینکه برخی سکوت کنند تا دشمن سرزمین خودش را بمباران کند ، اوج “نامردی” است…
در میان جایزهبگیران یک خواهر(اعظم بهروز) و برادرش(هادی بهروز) قرار داشتند که بابت نگارش و فیلمبرداری نیمهشب، جایزه گرفتند.
سرزمین فرشته ها(۶جایزه)، زندهشور(۵جایزه)، کوچ(۴جایزه)، اسکورت(۳جایزه)، نیمه شب(۳جایزه)، اردوبهشت(۲جایزه) و… از جمله ی برندگان بودند.
در اختتامیه جشنواره فیلم فجر۴۴ چه گذشت؟
فهرست کامل برندگان جشنواره فیلم فجر۴۴ به شرح زیر است:
بهترین فیلم مردمی
–اسکورت(محمدرضا منصوری)+زندهشور(کاظم دانشی)
بهترین فیلم
–سرزمین فرشته ها/منوجهر محمدی (سیمرغ)
–حال خوب زن/حسین کاکاوند(جایزه ویژه)
نگاه ملی(جایزه سردار سلیمانی)
–نیمه شب/حبیب والینژاد
کارگردانی
–کاظم دانشی/زنده شور(سیمرغ)
–بابک خواجه پاشا/سرزمین فرشتهها(ديپلم)
کارگردان اول
–قمارباز/محسن بهاری(سیمرغ)
–اردوبهشت/محمد داوودی(جایزه داوران)
فیلمنامه
–اعظم بهروز+مهدی یزدانیخرم(نیمه شب)
–محمد اسفندیاری+مهدی مطهر(کوچ)
بازیگر مرد
–بهرام افشاری/زنده شور
بازیگر زن
–آزیتا حاجیان/کافه سلطان (سیمرغ)
–سلاف فواخرجی/سرزمین فرشتهها(دیپلم)
–بازیگران کوک فیلم کوچ(دیپلم)
–بنیتا افشاری/قایق سواری در تهران(تقدیر)
–بازیگران کودک فیلم سرزمین فرشتهها(تقدیر)
بازیگر مکمل مرد
–شهرام حقیقتدوست(اردوبهشت)
بازیگر مکمل زن
–مارال فرجاد(زنده شور)
فیلمبرداری
–هادی بهروز(نیمه شب)
تدوین
–میثم مولایی(اسکورت)
موسیقی
–کارن همایونفر(زندهشور)
صدا
–سعید زند و علیرضا علویان(اسکورت)
طراحی صحنه
–پیام حسین سوری(سرزمین فرشتهها)
لباس
–مجید لیلاجی(کوچ)
چهره پردازی
–سودابه خسروی(کوچ)
جلوههای ویژه رایانه ای
–محمدحسن ایزدی(سرزمین فرشتهها)
جلوههای ویژه میدانی
–رضا ترکمان(جانشین)
دربارهی فیلم «استخر»(ساختهی سروش صحت): دامادِ حضرت نوح!/رازِ انگشت اشاره!
سینماروزان/حامد مظفری:
+به نظر میرسد سروش صحت راه خود-در شوخی با فلسفهبازی فیک- را در سینما ادامه میدهد و قصد ندارد از این شاخه به آن شاخه بپرد. استخر سومین ساخته سروش صحت است و ردّپای عناصر مشترک و تکرار شونده دو فیلم قبلیش یعنی جهان با من برقص و صبحانه با زرافه و حتی سریالهایی مثل لیسانسهها به خوبی در استخر قابل مشاهده است.
+وجود قهرمان میانسال روشنفکر کمی تا قسمتی درونی و خجل و دست و پاچلفتی ، دغدغه مرگ و رابطه پر نوسان و ابزورد میان شخصیت اصلی با سایر شخصیتها جزو خطوط اصلی آثار صحت هست که در استخر هم خودنمایی میکند؛ با یک تفاوت و اینکه صحت در استخر فیلمش را واکنشی کرده به دنیای زنان معلق بین سنت و مدرنیته، زنانی بلاتکلیف که خسته از آموزه های زندگی سنتی، میخواهند متارکه را که انگار مثل خرید حیوان خانگی، یکی از ویژگیهای مدرننمایی شده، تجربه کنند.
+قهرمان فیلم استخر دکتر دامپزشکی است که درگیر روزمرگی است و کارش شده اینکه از مطب به خانه بیاید و با پسرش فوتبال ببیند و مثل هر عادت دیگری فقط با زنش زندگی کند! با اعتراض زن به وضعیت موجود و ترک خانه، مرد تازه متوجه می شود که چه آدم تنهایی است و حتی نمی تواند ارتباط درستی با پسرش داشته باشد و هیچ کسی در تنهایی اش مثل دوست روان پزشکش در کنارش نیست!
+شروع کمدی از همان اولین سکانسها و در تقابل پدر و پسر خانوادهای که مادر در آن نیست. پدر و پسر سالهاست با هم زندگی کردهاند اما چندان هم را نمیشناسند. حدیث نفس کارگردان؟
+وجود شخصیتهای فرعی جذاب مثل دکتر روانکاو دون ژوانوار-مهران مدیری- ، پدرزن باحال و اهل دل -علیرضا خمسه-و مرد خواستگار مصمم زن مطلقه-کاظم سیاحی- به خوبی فضا و جهان مورد نظر صحت را در درام داستان خلق می کند.
+القای متقاعدکننده تمام شدن حس زنی که در دور تکرار افتاده و انگاری که به سمت افسردگی میرود؛ یادآور علی مصفا در جهان با من برقص!
+ استخر گرمابخشی به داستان را تا میانه و انتها حفظ میکند؛ ابتدا با قرار دادن مرد ایرانی در لبه ی شک و دودلی و سپس با رشد ذهنی او دربارهی آدمهایی که ظاهرا دوست و رفیق هستند ولی آنجا که باید باشند، نیستند.
+استخر را میتوان پاسخی به مردانگی بیش از حد فیلم قبلی سروس صحت-صبحانه با زرافه ها-دانست. صحت زنی که میشناخته-زن میانسال در آستانه ی زوال- را محور قرار داده و بخشی از دغدغه های او نسبت به اطراف را آنالیز نموده.
+قرار دادن آدمهایی که اغلب به جای همدلی نوعی شانه خالی کردن دربرابر قهرمان نشان میدهند و از همه متناوب تر علیرضا خمسه در نقش نوح زمان-پدرزن قهرمان- که فقط فکر خودش است و میخواهد ۱۲۰ سال عمر کند بلکه به عشق تازهاش برسد.
+سورنا پسر سروش صحت مشابه ماموران دولتی/انتظامی سریال لیسانسه ها؛ با همان گویش کتابی و چارچوبی فیک.
-استفاده بامزه از اله مان دست روی شانه، تظاهر به دود دادن بدون وجود سیگار، بدل کردن قهرمان به انگشت اشاره، شوخی با مثل های ژاپنی و بازی با حیوانات و نمایش گاو مثل جهان با من برقص و مسخره کردن رقابت های عاشقانه و…، باعث نوعی یکدستی در استخر میشود.
فیلم استخر
-آشنایی زدایی از اتفاقات معمول را همچنان ادامه میدهد و به خاطر جنس همین آشنایی زدایی و فاصله گذاریها است که مهران مدیری بعد از مدتها میتواند یک کاراکتر خوب بیافریند.
-امتدادِ فلسفیبازی برگرفته از جملات قصار پراکنده در فضای مجازی؛ همان قدر پوچی را به جدیت نشان میدهد که جماعت مبتلا به مجاز خودی را جدی میگیرند.
-در پایان بندی ابتدا یادآور کنعان مانی حقیقی میشود اما پوچی کنعانی را به شوخی میگیرد و سعی میکند منطق ابتدایی را بر هم نزند.
+بازیهای فیلم هم یکدست و باندازه و قابل تحسین؛ از امین حیایی تا سحر دولتشاهی و از سورنا صحت تا علیرضا خمسه و کاظم سیاحی خیلی خوب جهان استخر را درک کرده و خود را پرت کردهاند در آن.
فینال؟
تنها راه رهایی از غمِ کمبودها را قدر دانستن داشتهها میداند؛ قهرمان داستان از تصادف مرگبار جان سالم به در میبرد و بالاخره میفهمد از آنچه بد هست، بدتری نیز وجود دارد و همین دیدگاه است که برخورد نرمتر او با زندگی را در پی دارد.
چشم انداز؟
دیدن استخر با توجه به پاساژهای عاطفی و طنز ولرمی-که از خالتوری پرهیز دارد- حال مخاطب را خوب می کند و به راحتی میتوان به مخاطب توصیه کرد که برود فیلم را ببیند و درگیر و شیفته جهان خلق شده توسط سروش صحت بشود که در شصت سالگی در همان کاری که بلد است-کمدی سازی با آدمهای فیلسوفمابانهی مانده در سطح- به نوعی غنا رسیده و میتواند فیلمش را در قله و بی اضافات،تمام کند.
—دیالوگ؟
—فازم نوله
—-چه خوب شد که نمردم(بعد از خوردن سوسیس)
مورد عجیب کاندیداهای جشنواره فیلم فجر۴۴/آهنگساز سریال «پایتخت»: اصلا فیلمی نداشتهام ولی کاندیدا شدهام!
سینماروزان: جشنواره فیلم فجر۴۴ از حیث بی نظمی و تغییر فراخوان و وارد کردن بیش از سی فیلم بجای ۲۲ فیلم، حذف هیات انتخاب، عوض و بدل کردن فیلمها، تاخیر در نمایش در سالن رسانهها، تغییر کنداکتور و حتی هیات داورانی که یک زن در آن نبود و توزیع بخش عمده کاندیداتوری ها برای فیلمهای ارگانی، جشنوارهای خاص بود.
در اتفاقی خیلی عجیب آریا عظیمینژاد آهنگساز سریال معروف پایتخت که نامش در فهرست کاندیداهای فجر۴۴ برای فیلم اردوبهشت-از محصولات تصویرشهر شهرداری- آمده یا ارائه یادداشتی، مدعی شده که اصلا موسیقی این فیلم را نساخته که بخواهد کاندیدا شود.
آریا عظیمینژاد نوشته است: با سلام خدمت مردم هنر دوست و اهالی هنر! امروز با خواندن اسامی نامزدهای جشنواره فیلم فجر و دیدن اسم خودم در بخش بهترین موسیقی متن برای #فیلم_اردوبهشت برای کاری که موسیقی برای آن نساخته ام تعجب کردم و همین جا اعلام میکنم که فیلمی در جشنواره امسال ندارم. پس از هیئت محترم داوران تقاضا دارم لطفا به این بنده حقیر جایزه ای ندهید!/آریا عظیمی نژاد – بهمن ۱۴۰۴
مردانهی ارگانی؛ معرفی هیات داوران جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی کاندیداهای جشنواره
سینماروزان: بالاخره در آستانه برگزاری اختتامیه، هیات داوران جشنواره فیلم فجر۴۴ معرفی شدند.
هیات داوران امسال کاملا مردانه است و هیچ سینماگر زنی در آن وجود ندارد و اغلب افراد حاضر در آن، از سینماگرانی هستند دارای سابقه مدیریت ارگانی یا همکار پروژههای ارگانی.
محمدعلی باشهآهنگر، امین زندگانی، مهدی سجادهچی، محمدرضا شفیعی، مجید شیخانصاری، مجتبی فرآورده و مسعود نقاشزاده هیئت داوری این دوره از جشنواره را تشکیل میدهند.
هیات داوران، کاندیداهای دریافت جایزه از فجر۴۴ را معرفی کردند با غلبهی آثار ارگانی:
بهترین فیلم (تهیهکننده)
1. اسکورت / محمدرضا منصوری
۲. زندهشور / کاظم دانشی
۳. سرزمین فرشتهها / منوچهر محمدی
۴. قایقسواری در تهران / روحاله سهرابی
۵. قمارباز / سجاد نصراللهی نسب
۶. کوچ / مهدی مطهر
۷. نیمشب / حبیب اله والینژاد
بهترین کارگردان
1. اردوبهشت / محمد داودی
۲. اسکورت / یوسف حاتمیکیا
۳. زندهشور / کاظم دانشی
۴. سرزمین فرشتهها / بابک خواجهپاشا
۵. قایقسواری در تهران / رسول صدرعاملی
۶. قمارباز/ محسن بهاری
۷. نیمشب / محمدحسین مهدویان
بهترین فیلمنامه
1. اردوبهشت و زندهشور/ محمد داودی، کاظم دانشی
۲. حال خوب زن / مهدی بَرزُکی
۳. خواب / پژمان تیمورتاش، مانی مقدم
۴. سرزمین فرشتهها / بابک خواجهپاشا
۵. قایقسواری در تهران / پیمان قاسمخانی
۶. قمارباز / بهجت شریف
۷. نیمشب / مهدی یزدانیخرم، اعظم بهروز
بهترینکارگردانِ فیلم اول
1. اردوبهشت / محمد داودی
۲. بیلبورد / سعید دشتی
۳. حاشیه / محمد علیزادهفرد
۴. حال خوب زن / مهدی بَرزُکی
۵. غوطهور / جواد حَکَمی
۶. قمارباز / محسن بهاری
۷. کوچ / محمد اسفندیاری
معرفی هیات داوران جشنواره فیلم فجر۴۴+معرفی کاندیداها
بهترین بازیگر اصلی مرد
۱. اردوبهشت / حامد بهداد
۲. استخر / امین حیایی
۳. پل / روحالله زمانی
۴. خواب / رضا عطاران
۵. زندهشور / بهرام افشاری
۶. غوطهور / محسن قصابیان
۷. نیمشب / احسان منصوری
بهترین بازیگر اصلی زن
1. اردوبهشت / ستاره پسیانی
۲. بیلبورد / آناهیتا درگاهی
۳. حال خوب زن / مهتاب ثروتی
۴. خواب / مریلا زارعی
۵. خیابان جمهوری / الناز ملک
۶. سرزمین فرشتهها / سولاف فَواخرجی
۷. کافه سلطان / آزیتا حاجیان
بهترین بازیگر مکمل مرد
۱. اردوبهشت / شهرام حقیقتدوست
۲. اردوبهشت / اصغر همت
۳. استخر / علیرضا خمسه
۴. پل / سعید آقاخانی
۵. زندهشور / امیر جعفری
۶. قایقسواری در تهران / امین حیایی
۷. کوچ / نادر فلاح
بهترین بازیگر مکمل زن
۱ تقاطع نهایی / گیتی قاسمی
۲. حاشیه / میترا رفیعنیا
۳. خیابان جمهوری / فاطیما بهارمست
۴. زندهشور / مارال فرجاد
۵. زندهشور / رویا جاویدنیا
۶. غوطهور / محیا دهقانی
بهترین فیلمبرداری
۱. اردوبهشت / وحید ابراهیمی
۲. اسکورت / میلاد پرتوی
۳. پل / داود محمدی
۴. خواب / مسعود سلامی
۵. سرزمین فرشتهها / علیرضا برازنده
۶. کوچ / داود رحمانی
۷. نیمشب / هادی بهروز
بهترین جلوههای میدانی
۱. اسکورت / آرش آقابیک
۲. پل / ایمانکرمیان
۳. جانشین / رضا ترکمان
۴. سرزمین فرشتهها / ایمانکرمیان
۵. کوچ / ایمانکرمیان ، مرتضی رمضانی
بهترین جلوههای ویژه
۱. پل / طلا کرباسی
۲. جانشین / محمد برادران
۳. جهانِ مبهم هاتف / رضا انصارین، بهنام خاکسار
۴. سرزمین فرشتهها / محمدحسن ایزدی
۵. غبار میمون / امیر ولیخانی
۶. کوچ / محمد کشاورز خمسه
۷. مارون / رضا انصارین، بهنام خاکسار
۷. کوچ / محمد اسفندیاری
بهترین چهرهپردازی
۱. اردوبهشت / محمود دهقانی
۲. پل / شهرام خلج
۳. جانشین / عباس عباسی
۴. زندهشور / محمود دهقانی
۵. سرزمین فرشتهها / شهرام خلج
۶. کوچ / سودابه خسروی
۷. نیمشب / مونا جعفری
بهترین طراحی لباس
۱. اردوبهشت / زهرا صمدی
۲. خواب / آرام موسوی
۳. سرزمین فرشتهها / بهزاد آقابیگی
۴. کوچ / مجید لیلاجی
بهترین طراحیصحنه
۱. بیلبورد / رسول علیزاده
۲. پل / بهزاد جعفری طادی
۳. سرزمین فرشتهها / پیام حسینسوری
۴. کوچ / پیمان محمدی
۵ نیمشب / بهزاد جعفری طادی
بهترین صدا (صدابردار و صداگذار)
۱. اردوبهشت / رشید دانشمند، سیدعلیرضا علویان
۲. اسکورت / سعید زند، سیدعلیرضا علویان
۳. زندهشور / رشید دانشمند، سیدعلیرضا علویان
۴. سرزمین فرشتهها / امیر عاشقحسینی، آرش قاسمی
۵. کوچ / علی علوی، آرش قاسمی
۶. نیمشب / هادی ساعدمحکم، مهرشاد ملکوتی
بهترین موسیقیفیلم
۱. اردوبهشت / آریا عظیمینژاد
۲. اسکورت / سروش انتظامی
۳. حالِ خوبِ زن / نیما امین
۴. زندهشور / کارن همایونفر
۵. کوچ / میلاد جعفری
بهترین تدوین
۱. اردوبهشت / پگاه احمدی
۲. اسکورت / میثم مولایی
۳. حالِ خوبِ زن / پویان شعلهور
۴. زندهشور / خشایار موحدیان
۵. سرزمین فرشتهها / اسماعیل علیزاده
۶. قمارباز / حسین جمشیدیگوهری، لیلی نوروزی
بهترینکارگردانفیلمکوتاه
1. آدمک / سیاوشگرجستانی
۲. تخطی / میکاییل دیانی
۳. سرخرگ / محمدمهدی گنجی
۴. و زندگی برای همه / محسن اَصدقپور
بهترینکارگردانی مستند
۱. آگیرا / محمدصادق اسماعیلی
۲. برای دخترم / مهدی عوضزاده
۳. جنگل قائم / حامد سعادت
۴. نامش زن / ماریا ماوتی
بهترین فیلم بلند مستند (تهیهکننده)
۱. اشغال جزایر / داود مرادیان
۲. ایستاده در کنار تیمز / زهره نجفزاده
۳. برای دخترم / مهدی عوضزاده، هاشم مسعودی، مجتبی احسانی
۴. در سپهر ایران / مجید کریمی
۵. نامش زن / ماریا ماوتی
دربارهی فیلم «مولا»(ساختهی عباس لاجوردی): بهاحترامِ آقازادهی دبیر؟
سینماروزان/روحالله حسینی:
+اینکه فیلم مولا تلاش کرده اختلاف نظر دو مسافر -یکی شیعه و دیگری سنی-در سفری با قطار به مشهد را پیوند بزند به تاریخ اسلام و بعد فرازهایی از زندگی امام علی(ع) را مصور کند، در ایده قابل تحسین است ولی- اولا که شباهت خط روایی به کتابی از عبدالکریم هاشمینژاد-مناظره دکتر و پیر- شرح پاسخهای یک پیر مسلمان به دکتری ماتریالیست در سفری با قطار- کاملا آشکار است.
-دوم بحث درباره کم و کیف تاریخی سازی است. اینکه مقادیری داده تاریخی را به هوش مصنوعی بدل کنیم آن هم با ابتدایی ترین شکل و شمایل، یعنی پیشرفت هنری؟
-تصاویر آماتور نماهای تاریخی بازسازی شده با هوش مصنوعی به خصوص در نماهای جنگی یادآور تیزرهای اینستاگرامی است. وقتی میشود همین داستان را به انیمیشن بدل کرد چه اصراری است بر هوش مصنوعی؟ این همه انیماتور خبره در این کشور است چرا کل بخش تاریخی را به انیمیشن بدل نکردید که میراثی ماندگار برای سینما و تلویزیون باشد؟
–خروجی فیلم مولا-که همنام آقازاده ی منوچهر شاهسواری دبیر جشنواره فجر۴۴ است- خروجی قابل اتکایی نیست. بخشهای رئال زیادی دمدستی از نظر اجرا و افراطی -از منظر متن/ نشان دادن تفاوت به جای اشتراکات شیعه و سنی- است و کیفیت بخش هوش مصنوعی نیز به همان اندازه نازل است.
-اینکه فکر کنیم یک سری داستان های تاریخی هزاران بار شنیده شده را با هوش مصنوعی به تصاویر متحرک برگردان کنیم شبیه همان هایی است که حال پیاده کردن فرازهای اصلی یک گفتگوی بلند را ندارند و کل صوت را به ربات میدهند تا خروجی متنی بگیرند غافل از اینکه پالایش این خروجی رباتیک بهمراتب زمانگیرتر از پیاده کردن انسانی گفتگو و ویرایش توأمان با پیاده سازی است.
فیلم مولا
نتیجه؟
برخلاف تصورات سادهلوحان، تجربه همین فیلم مولا نشان میدهد همچنان هوش مصنوعی به درد همان یکی دو دقیقه تیزر اینستاگرامی میخورد و اینکه برخی فکر میکنند میشود این سمپل های کوتاه چند دقیقه ای را با مشابه سازی، زمینه ای کرد برای تولید فیلم بلند، فقط وقت تلف کردن است.
پیشنهاد؟
بخاطر حفظ حرمت مشاهیر دینی هم که شده سعی و خطاهای هوش مصنوعی را بر موضوعات تاریخی غیردینی انجام دهید و بعد از آن که به استانداردهای لازم رسیدید، الگو را بر داستانهای دینی پیاده کنید.
واکنش به یک مورد مشکوک یا پرهیز از قیقاژ!؟/چرا عوامل فیلم «استخر» به کاخ رسانه نیامدند؟
سینماروزان: رونمایی از فیلم استخر ساخته سروش صحت در حالی در کاخ رسانه جشنواره فیلم فجر۴۴ انجام شد که هیچ کدام از عوامل در نشست خبری فیلم حاضر نشدند.
از ابتدای جشنواره و با وجود خالی نگه داشتن دو ردیف صندلی در هر سالن برای عوامل، جز کارگردان و تهیهکننده و مواردی معدود بازیگران گمنام، در نشست ها حاضر نبودند ولی بعد از نمایش فیلم استخر، حتی کارگردان و تهیهکننده هم در نشست حضور نیافتند.
آمارهای سامانه های بلیت فروشی حکایت داشت از صدرنشینی استخر از همان ابتدای جشنواره، با این حال حذف ناگهانی فیلم از فهرست آرای مردمی دبیرخانه جشنواره با تعجب بسیاری از مخاطبان روبرو گشت.
چرا عوامل فیلماستخر به کاخ رسانه نیامدند؟
مشخص نیست عدم حضور عوامل در نشست به خاطر واکنش به مورد مشکوک حذف از آرای مردمی است یا آن که سازندگان فیلم ترجیح دادهاند قیقاژ دیگر حاضران در جشنواره را -که دو نفر به نشست میآمدند و ده نفر نمیآمدند و بعد مدعی بیماری و سفر میشدند- کنار گذاشته و یکدست در نشست حاضر نشوند تا مجبور به کذبگویی و دروغگویی درباره بیماری و سفر نشوند؟؟
دربارهی فیلم «جهان مبهم هاتف»(مجید رستگار): اسپینآفِ بچهمهندس؟/جای علی مشهدی خالی!
سینماروزان/احمد محمداسماعیلی:
+سکانسهای ابتدایی با ریتم سریع از یک آزمایش در نیروگاه بناست آماده مان کند برای یک درام پرهیجان با مایههای علمی اما -خیلی زود تصورات مان رنگ میبازد و میفهمیم با یک تجربهی آماتوری روبروییم یادآور آثار سینمای آزاد.
-نگاه آماتوری در پرداخت فیلمنامه، کارگردانی و تدوین، حاکم است. نه قصه اش را درست بیان میکند و نه اجرای موثری دارد، متکی بر الگوهای سوپر۸ نیم قرن قبل.
-تعدادی آدم مثلا بامزه را که قرار است نخبه باشند، کنار هم گذاشته بلکه درامی شکل گیرد اما در حد املت درست کردن، قرار عاشقانه گذاشتن و خراب کاری و هک کامپیوتر استاد و دلبری از همکلاسی و…، هیچ ویژگی نخبگی در اینها به چشم نمیخورد.
-رعایت یک سری قواعد، لازم است جهت داستان پردازی های علمی اما نویسنده به سادگی از آنها عبور میکند. ورود راحت و سردستی دو جوان به نیروگاه برق و رشد سریع و دفعتی…آشکارا الگوبرداری از آثار هندی چند دهه قبل است البته بدون هیجان و اکشن و فاقد رقص و آواز !
-دانشگاه تکاستاده؟؟ امید روحانی تنها استادی است که در دانشگاه میبینیم که هم استاد است و هم مدیر گروه و...
-همه چیزش خیالی و بدون حفظ رابطه عِلّی-معلولی است.
-فضای داخلی دانشگاه بیشتر شبیه دبیرستان است تا دانشکدهٔ فنی.
-خیلی زود و در همراهی دو دانشجوی پرسودا به دام بچه مهندس میافتد و آن هم از مسیر علی عامل هاشمی. شوخیها، بگومگوها، یکی به دو کردن ها، پیشرفت ناگهانی در سایه استعداد و حتی تم موزیک، یادآور بچه مهندس است؛ مهرداد ضیایی با همان شمایل بچه مهندس اینجا هم هست. بچه مهندسی که میخواهد کمدی هم باشد، علی مشهدی بهتر نمیتوانست به یک طنز تلویزیونی بدلش کند؟
-دانشجویان الکترونیک سهسوت وارد نیروگاه میشوند! جل الخالق!
فیلم جهان مبهم هاتف
+ورود رضا کیانیان با شمایل یک یقهسفید دربرابر دانشجویان و وعده و وعیدهای رندانهای که طرح میکند، قدری به فیلم هیجان میدهد اما گسترش نمییابد.
-نریشن کمک میکند به فهم نماهای منقطع، اما اینجا که همه چیز روتین و روال تعریف میشود چه نیازی دارد به نریشن. یحتمل سابقه مستندسازی تهیهکننده باعث شده که برای بالاتر بردن بهینه کار، نریشن بگذارد اما مشکل عدم فهم نیست بلکه ساده گرفتن بی حد و حصر موقعیت ها و آدمهاست. این یک درام زندگینامهای است و بیشتر از نریشن باید بر تصویر سوار باشد..
-پیام اخلاقی؟
پمپاژ امید در نسل جدید جهت فتح قله های دانش و ایمان و باروری و جهاد علمی و دانش بنیان شدن در سهلالوصولترین حالت!
دربارهی فیلم «خواب»(ساخته مانی مقدم): چیست افسانهی هستی؟
سینماروزان/روحالله حسینی: فیلم خواب در گونه ی روانکاوانه قابل بررسی است؛ فیلمی که تلاش می کند ذهنیات و درونیات یک آدم معمولی طبقه ی متوسط را روایت کند. شخصیت اصلی فیلم کارمند بایگانی یک اداره است که به ملال ورطه تکرار در زندگی زناشویی و کاری اش رسیده است. وی آدم محبوبی نیست و با توجه به رویکردی که دارد در اداره هم مورد توجه همکارانش قرار ندارد.
فیلم با خواب و رویای این مرد آغاز می شود و مدام در دنیای واقعیت و خیال در رفت و آمد است. بازی موثر و درست رضا عطاران کمک می کند مخاطب با این فضا فاصله نگیرد. پلان بندی درست و فیلم نامه ی مناسب باعث می شود این ریتم جذابیتش را علیرغم تکرارهای مکرر خواب دیدن عطاران حفظ کند.
نکته ی مهم فیلم ارجاعاتی است که به بحث زندگی شخصی این آدم برمیگردد و مشخص است که این کاراکتر ریشه ی سنتی دارد چون با توجه به کنشهایی که دارد مدام یاد روزگاری میافتد که یکپارچه معنویت بوده؛ از این جهت که پرداخت کارگردان به شخصیت کاملا هوشمندانه است و کار گل درشت درنیامده، این آدم با توجه به پیشینه اعتقادیاش به ورطه ی گناه نمی افتاد.
فیلم خواب با توجه به ساختار منسجم و کشش دراماتیک، جزو فیلمهای موفق جشنواره فجر۴۴ بوده.
مفهوم تکرار از مباحث جدی در دنیای مدرن است؛ از فیلم عصرجدید چارلی چاپلین تا خواب پاسخ به این پرسش است که انسان برای تکرار آفریده نشده است. این تجربه های گوناگون و تنوع و تکثر است که زندگی را معنا میبخشد؛ چیزی که دنیای مدرن از انسانها گرفته است.
در «خواب» زندگی ملال آور یک کارمند اداره را شاهدیم که بیش از سی سال از عمر خود را به یک کار مشخص اختصاص میدهد. زندگی او تبعاتی دارد که کارش را به دارالمجانین میکشاند. دنیا شتابان در حال گذر است و ملالها را یا باید تحمل کرد یا غرق رویا شد؟؟ راه سوم چیست؟ ایجاد تعادل بین واقعیت و رویا؟
فیلم «خواب» نشانگر هوش مانی مقدم کارگردان فیلم اولی آن در بازی با مفاهیم صدها بار تکرار شده زندگی بشری است. حضور امیرحسین حیدری تهيهکنندهای که هم سابقه مدیریت پخش دارد و هم سابقه سریالسازی باعث شده تولید شکل وزین و بقاعدهای داشته باشد و از کستینگ تا انتخاب لوکیشن و طراحی صحنه، همه چیز باندازه باشد.
دربارهی فیلم «اردوبهشت»(ساختهی محمد داوودی): از کربلا به پارک شهر!؟/مُطلعِ پروندهی س.ح؟!/شرحِ مظلومیتِ دبلشاه؟
سینماروزان/حامد مظفری:
+با فیلمی اجتماعی-سیاسی در باره حقیقت طلبی و میل رسیدن به آن توسط یک آدم شکست خورده و ضعیف روبروییم؛ آدمی که خیلی زود درگیر چالش با نهاد قدرت (شهرداری) میشود و گرچه به شدت شکننده مینماید ولی با ابرام بر پیگیری پروندهی قتل دخترش، هم روی دیگر از خود نشان میدهد و هم مسیری را میرود که احترام دیگران را درپی دارد و حتی شاهد همراهی همسری است که پیش از این ماجراها، درخواست طلاق داده بود.
+شروع خوب فیلم با تعزیه و پلان-سکانسی که از شبیهخوانی میرسد به سرو چای نذری و زخم خوردن ابوالفضلخوانی که در سپاه امام حسین(ع) است؛ جرقهای برای حدس سکانس نهایی که قرارگیری این شبیهخوان کنار پدر دادخواه است.
+فضاسازی خوب از دختران محصل دهه هشتادی با ارائه کدهایی از علایق فوتبالی و جنبیدن سر و گوش برخی از آنها.
+ بازی موثر و کنترل شده حامد بهداد در نقش -شاه مهدی-، برگ برندهی فیلم است؛ بهداد برخلاف دو فیلم اخیرش-گیس و زنده شور- تیپسازی را ترک کرده و به سراغ اضافه کردن ریزه کاری و نقطه گذاری هایی رفته که خروجیاش میشود اجرای درست و روان نقش یک پدر خونخواه. قطعا لایق سیمرغ است چون از نیمه به بعد دیگر خودش است و دستگاه مقابلش و اگر شوریدگی بهداد نبود، شاید جذابیت تقابل فرد-سیستم این قدر پرسوز درنمیامد.
+فیلم سریع شروع میشود و سریع به پارک شهر و دریاچه مخوف آن میرسد اما اصل واقعه-واژگونی قایق و غرق شدن محصلان- را نشان نمیدهد. انگار چون آغازش با تعزیه امام حسین بوده، واقعهی دهشتناک را قرین حادثه کربلا دیده که هر جور روایتش ممکن است، تفسیر پیرامونی ایجاد کند و این شده که مثل روز واقعهی بیضایی، اصل واقعه را نشان نمیدهد و بهمانند «ماهی»بیضایی، برش میخورد به فیلمهای آرشیوی پس از واژگونی قایق!
ائمه و معصومین را نمیشود نشان داد، بازسازی اصل یک سانحه طبیعی چرا انجام نشده؟
+نفاق معاون شهردار را درست ارائه داده؛ معاونی با نام -هوشمند-که ازقضا آدم کمهوشی هم هست و بی توجه به شخصیت شناسی آدمها، همه را میخواهد تطمیع کند.
+ در کنار بازی حامد بهداد در نقش شاه مهدی/ پدر داغدار که جنازه بچه اش پا هم ندارد. ایضا بازی شهرام حقیقت دوست-برادر همسرش- نیز با نوعی رهایی از متن و به شکل بداهه هایی پیش رفته که تعارضات او و شاهمهدی را در اول و وسط و آخر درام شکل میدهد.
-ردپای دکوپاژ «امروز»میرکریمی، در این ساختهی دستیار سابقش، محسوس است به خصوص در سکانسهای بیمارستان. مراسم ختم و درگیری و تابوت کشی هم شبیه به ابتدای «جاندار» شده که داوودی خودش در گروه نویسندگان بود-آن نوبتی داد زدن و اینکه منتظر دوربین میمانند که همچون یک روایتگر مستند جلویشان بیاید تا اکت شان شروع شود.
+دکوپاژ رئالیستی سکانس دادگاه با بازی علیرضا خمسه در نقش قاضی یادآور عین آن چیزی است که در دادگاه روی میدهد. خمسه البته دنبال خلق کاراکتر نبوده و هرچه از قضات دیده و شنیده را ضربدر نگاه فیکس و بازی با عینک کرده، تا داوری باشد که هم میترساند و هم دلرحم است. انصافا در فیلم بیست کاهانی به مراتب دهشتناکتر بود.
+استفاده از تابوت تعزیه برای تشییع خلاف نظر رییس پلیس؛ بهره گیری از بذر تعزیه ابتدایی است و انگار تجربه نویسندگی داوودی موجب شده از هر چه کاشته، استفاده کند مبادا کمکاری کرده باشد.
-آوای تعزیه در جای جای فیلم به مثابه مظلومیت شاهمهدی و یزیدی بودن ساختار؟
+به غیر از دادخواهی پدر قربانی، به خوبی خانواده گرفتار در منگنه را نشان میدهد. مادر دختر مشکوک به قتل، همان معلمی است که همراه بچه ها در پارک شهر بوده و حالا نمیداند باید پیگیر پرونده قتل دخترش باشد یا بابت قتل بچههای مدرسهاش، جواب پس دهد؟؟
-ماریو مونچیلی کارگردان ایتالیایی در بورژوای کوچک کوچک نشان داد به تلخترین داستان هم میشود، نگاه کمدی داشت و مخاطب هم جذب کرد. محمد داوودی که نشان داده که در توجه به جزییات، نگاه اقناع کنندهای دارد باید بداند واقعگرایی مماس با سانتیمانتال هم حدی دارد و میشود راهی دیگر رفت.
-شماتت شخصی پدری که دخترش را از دست داده میتوانست به خاطرات تلخ از ارتباط پدر و دختر هم پیوند بخورد.
+وارد کردن زن افغانی که دخترش زنده مانده و سرآخر راضی میشود به شهادت به نفع شاهمهدی! ارائه وجههای مثبت افغانها. در «زنده شور» هم چنین موتیفی بود.
-زدن تصویر رییس اصلاحات در پشت قاضی! مگر در دادگاه، عکس رییس جمهور میزنند؟
جایی هم در حاشیه تصویری تار از رییس کارگزاران!؟؟ میخواهد شیرفهم کند که داستان معاصر شورای شهر جنجالی اول روی میدهد، شورایی متشکل از مشارکت+کارگزاران+روحانیون مبارز که همه به اصلاحطلبی نزدیکتر بودند و سرانجام دعواهایشان انحلال شورا بود!
فیلم اردوبهشت
-آن مقام مطلع که شاه مهدی در کانون بحران، سروقتش میرود و هموست که کمکش میکند، از پیگیران پروندهی س.ح است؟
-مونولوگ شاهمهدی در دادگاه نهایی کاملا نشانهی نشانه گرفتن عملکرد مدیرانی است که حتی حال لایروبی دریاچه پارک شهر را هم نداشتند و بعد ژست اصلاحات و سازندگی میگرفتند. اینکه فیلم با حمایت نهادی وابسته به شهرداری زاکانی ساخته شده، یعنی تسویه حساب سیاسی در سینما؟
-هرچه فیلم جلوتر میرود و شاهمهدی-بهداد- از سکوت و کنش به سمت برون ریزی و سخنوری میرود، انگار طبقهی اجتماعیاش هم تغییر میکند و حتی سرآخر در دادگاه، دیالوگهایی میگوید که ابدا با طبقه اجتماعی او جور نیست ولی سیر تدریجی خونخواهی او و بازی پرشور بهداد، این حفره را کاور میکند.
-پایانبندی با رسیدن اسناد از آن مقام مطلع و سپس صدای دختر مرحوم-نیلوفر که -از نیما میخواند: تو را چشم در راهم شباهنگام که میگیرند در شاخ، تلاجن…
-کات به انحلال شورای شهر دیگر کار را از نماد میگذراند و حس و حال تسویه حساب سیاسی را چندبرابر میکند.
+فیلم حداقل تا نود دقیقه روایت نفسگیری دارد و همان به پایان رساندن تقاص شاه مهدی از عاملان مرگ دخترش، کافیست و -دیگر نیازی نیست که دوباره درگیری های شخصی شاه مهدی با فک و فامیل را پی گرفته و آنها را طماع نشان دهد تا حتما از آن وجههی ابوالفضلوار شبیهخوان در همراهی نهایی بهره گیرد. میشود فیلم را زودتر به پایان رساند و حتی قدری از تلخی آن کاست.
جوک؟
اسم کاراکتر اصلی شاهمهدی شاهمحمدی است! دبلشاه!؟
از دختران عشق نیکبخت تا ویرانی های گلدکوئست را میگوید تا ظرف زمانی را به خاطر آوریم؟
دیالوگ؟
-مار و ببینید
ما آدمیم
-آدمی که بچه ش میمیره، دیگه آدم نمیشه
چشم انداز؟
-یکی از پنج فیلم ممتاز جشنواره فیلم فجر۴۴ که نه فقط به خاطر بازیگران بلکه به خاطر سوژهی واقعی پر اشک و آه و سیر طغیان قربانی دربرابر سیستم میتواند از امیدهای اکران۴۰۵ باشد.