جدال بر سر خرمشهر؛ از «درخشش»احمدرضا درویش تا «گستاخی»رضا استادی!
سینماروزان: جنگ دوازده روزه فرصتی فراهم کرده تا دوباره ساخت و تولید آثاری با موضوع «دفاع از ایران» رونق بگیرد.خرمشهر به عنوان نماد مقاومت در ایران حالا در فیلم جدید احمدرضا درویش قرار است دوباره روایت شود.
درویش در حالی پس از ۱۲ سال دوری از سینما در تدارک ساخت درخشش است که طبق اطلاعات اعلام شده این فیلم روایتی از مقاومت ملت ایران در برابر تهاجم دشمن به سرزمین ایران است. فیلمی که با حمایت سازمان اوج تولید میشود و در ادامه آثار دیگر سازنده اش یعنی«کیمیا»، «سرزمین خورشید»، «دوئل» و «متولد ماه مهر» است. طبق اطلاعات منتشر شده، این فیلم که به تهیه کنندگی سازمان اوج تولید میشود؛ نگاهی مستندگونه به آزادسازی خرمشهر دارد.
این روزها رضا استادی روزنامهنگار و نویسنده و مستندساز نیز در حال آخرین ویرایشهای رمان خود با نام «گستاخی» است که این کتاب هم به خرمشهر میپردازد. رمانی که طبق مصاحبه اخیر این فیلمساز با شبکه کتاب،نگارش آن از سال ۸۸ آغاز شده، مسیری طولانی را طی کرده و سهگانهای مفصل است که قرار است دفتر اول آن در نمایشگاه کتاب ۴۰۵ رونمایی شود.
گستاخی رضا استادی دربرابر درخشش درویش؟
دفتر اول این کتاب وقایع شهر خرمشهر را از فروردین ۱۳۵۸ تا پایان اشغال این شهر در ۴ آبان ۱۳۵۹ روایت میکند و طبق آنچه استادی پیشتر اعلام کرده، علاوه بر خرمشهر بخشهای زیادی از داستان در کشور عراق و همچنین لندن و تهران و دبی هم رخ میدهد تا تصویری باشد از جنگ در کنار جنبههای اجتماعی و زیستی.
آن گونه که استادی اعلام کرده به موازات شخصیتهای ایرانی، شخصیتهای عراقی نیز در کتاب حضوری پُررنگ دارند و زندگی آنها به موازات شکلگیری و آغاز جنگ روایت میشود.
استادی در یک سال اخیر کتاب «پرونده مختارنامه» و مستند بلند «بنز ایرانی» را تولید کرده و اخیرا ساخت مستندی درباره زندگی برادران خیامی با روایت پرویز پرستویی-با نام «احمد محمود» را نیز به پایان رسانده است.
باید دید که روایت داستانی و احتمالا تخیلی استادی از خرمشهر-که جنگ را حضوری ندیده- بر بستر رمان «گستاخی» واکنش مثبت مخاطبان را به همراه خواهد داشت یا فیلم مبتنی بر واقعیت «درخشش» احمدرضا درویش که خودش زمانی هم در کمیته و هم در جبههها حضور داشته؟
سگبازی فریبا نادری دربرابر سام درخشانی وسط جنگ دوازده روزه!+فیلم
سینماروزان: فریبا نادری امسال با فیلم «سقف» در جشنواره فیلم فجر۴۴ حضور داشت؛ فیلمی که داستان آن در دل جنگ دوازده روزه میگذشت.
سام درخشانی بازیگر مقابل فریبا نادری در «سقف» است و بیژن بنفشهخواه و گیتی قاسمی نیز در فیلم حضور دارند با روایت ماجرای خانواده ای که در گریز ار تهران جنگزده به شمال سفر میکنند و در ویلای یک خویشاوند نوکیسه پناه میگیرند.
از ویژگیهای فیلم «سقف» حضور یک سگ به عنوان یکی از شخصیتهای داستان است. سگی که مشکلاتش با سام درخشانی بخشی از داستان را پیش میبرد. هم فریبا نادری و هم سام درخشانی قبل از بازی در «سقف» تمریناتی را با این سگ پشت سر گذاشتند.
به تازگی فریبا نادری فیلمی از رویارویی خود با این سگ را منتشر کرده؛ مواجههای مایین ترس اولیه و تلاش برای القای شجاعت.
فیلم «سقف» را ابراهیم امینی به تهیهکنندگی سعید خانی ساخته است.
معرفی ده متقاضی اصلی اکران نوروز/۵ کمدی+۲ برندهی مردمی+یک کودک+یک تاریخی+…
سینماروزان: گرچه شورای صنفی نمایش هنوز فهرست رسمی اکران نوروز را اعلام نکرده اما ده متقاضی اصلی اکران نوروز مشخص شدهاند که درنهایت از میان آنها پنج تا هفت فیلم روی پرده خواهد رفت.
در میان این ده فیلم، نام ۵ کمدی(آنتیک+قایق سواری…+خانوم والده+ذوق مرگ+تاکسیدرمی)، دو برنده سیمرغ مردمی فجر(اسکورت+زنده شور)، یک فیلم تاریخی(بهشت تبهکاران)، یک فیلم کودک(بامبولک۲)، یک فیلم جنگ دوازده روزه(نیم شب) به چشم میخورد.
فهرست متقاضیان اکران نوروز با پخشکننده های احتمالی به شرح زیر است:
–اسکورت(شهر فرنگ) با بازی امیر جدیدی و هدی زینالعابدین و…
–زندهشور(شایسته فیلم) با بازی بهرام افشاری، امیر جعفری و…
–بامبولک۲(راه عرفان)
–قایق سواری در تهران یا جانشین(بهمن سبز) با بازی سحر دولتشاهی و پیمان قاسمخانی و…یا آرمان درویش و شکیب شجره و…
–بهشت تبهکاران(هدایت فیلم) با بازی امیرحسین آرمان و لادن مستوفی و…
–آنتیک(فیلمیران) با بازی پژمان جمشیدی و بیژن بنفشهخواه خواه و…
–خانوم والده(عامریان فیلم) با بازی رضا عطاران
–ذوق مرگ(شایستهفیلم) با بازی پژمان جمشیدی و نعیمه نظامدوست و…
–تاکسیدرمی(بهمن سبز) با بازی مجید صالحی
–نیمهشب(شهر فرنگ)
درگذشت سعید اویسی بازیگر نقش ساواکی فیلم «رگبار»
سینماروزان/حامد مظفری: سعید اویسی بازیگر و نویسنده در ۸۲ سالگی در سوئد درگذشت.
سعید اویسی متولد ۱۳۲۲ تهران بود و بازیگری را با «گروه هنر ملی» آغاز نمود و سپس در گروهی که «پیتر بروک» (کارگردان مشهور انگلیسی) برای اجرای نمایش در «جشن هنر شیراز» تشکیل داده بود، همکاری کرد و بعدها به «کارگاه نمایش» آربی اوانسیان پیوست.
اویسی بعد از بازی در فیلم رگبار(بهرام بیضایی) و بازی در فیلمهای ساعت فاجعه(رایموند هواکیمیان) و پرونده(مهدی صباغزاده) در سريالهاي تاریخی تلویزیونی دهه ۶۰ همچون سربداران(محمدعلی نجفی)، ابن سينا(کیهان رهگذر) و اميركبير(سعید نیکپور) نیز بازی کرد.
درگذشت سعید اویسی بازیگر رگبار
سعید اویسی که به غیر از آوانسیان و بیضایی با هنرمندان دیگری نظیر عباس جوانمرد، بیژن مفید، داوود رشیدی، ایرج نور، اسماعیل خلج، شهرو خردمند، محمدعلی نجفی، همایون شهنواز و… همکاری داشت، در اواخر دهه ۶۰ ممنوعالفعالیت شد و به سوئد مهاجرت کرد.
سوسن تسلیمی، محمد مطیع، کیهان رهگذار، علیرضا مجلل، نسرین پاکخو، میترا قمصری، قاسم میرفصیحی و سعید اویسی و حتی بهرام بیضایی ازجمله هنرمندانی بودند که در آن زمان همه به سوئد رفتند و از میان آنها فقط محمد مطیع و بهرام بیضایی بودند که برگشتند و باز هم کار کردند.
او در سوئد نیز کار بازیگری و نگارش را ادامه داد و با برخی شبکه های تلویزیونی محلی و کارگردانانی مثل رضا باقر، رضا رحیمی، اوا برگمن، توبیاس اندسن و اوا تکنن همکاری کرد.
شاید به یاد ماندنی ترین نقش سینمایی سعید اویسی در فیلم رگبار باشد. اویسی در اولین فیلم بلند بهرام بیضایی، با عینکی مشکی نقش کوتاه یک مامور امنیتی را بازی میکرد که درظاهر حمّال آقای حکمتی-پرویز فنی زاده- و درباطن نوعی مخبر است که گزارش افعال حکمتی را به ساواک میدهد.
البته که در زمان اکران فیلم رگبار، بیضایی رد گم کرده و گفته بود چون چشمان بازیگر، مشکل داشته، عینک مشکی برایش قرار داده ولی درنهایت معلوم شد چشمان اویسی هیچ مشکلی نداشته و مساله ی اصلی همان کدگذاری در نقد ساواک بوده.
کانون کارگردانان، پیچینگ فارابی و یک پارادوکس؟
سینماروزان/محمد شاکری: ماجرای توزیع پروژه در فارابی سالهاست که با واکنش آنهایی روبروست که پروژه بهشان نرسیده؛ حتی اگر سینماگری هر سال از فارابی کار بگیرد و سال بعد، کار نگیرد، دادش به هوا میرود و از بی عدالتی مینالد…
راهاندازی پیچینگ در فارابی و برگزاری جلسهی دفاع از پروژه هم مشکلات را حل نکرده و کمبود منابع و حذف بخش عمدهی متقاضیان باز هم با گلایه و نارضایتی همراه بوده.
به تازگی هیات رئیسه کانون کارگردانان خانه سینمای ایران به انتقاد از پیچینگ فارابی پرداخته و در بیانیه ای خواستار شفاف سازی درباره آن شده است.
اینکه شفاف سازی لازم است و اینکه شبهات وارده به پیچینگ باید پاسخ داده شود، صحیح اما در اولین تصاویر ی که از پیچینگ فارابی مخابره شد شاهد حضور کارگردانانی بودیم که اتفاقا در هیات رئیسه کانون کارگردانان و خانه سینما فعالیت داشتهاند.
در پیچینگ جنگ دوازده روزه، سینماگرانی مثل فریدون جیرانی (رییس کانون کارگردانان سینمای ایران) و مهدی جعفری (عضو هیات مدیره کانون کارگردانان سینمای ایران) به عنوان داور، حضور داشتند.
یا در پیچینگ سینمای اجتماعی، افرادی مثل فرهاد توحیدی (مشاور فرهنگی مدیرعامل خانه سینما) و مهدی سجادهچی (رییس سابق کانون فیلمنامه نویسان خانه سینما) به عنوان ارزیاب حضور داشتند.
فریدون جیرانی(رییس کانون کارگردانان)، مهدی سجاده چی(رییس کانون فیلمنامه نویسان)، فرهاد توحیدی(مشاور مدیر خانه سینما) و مهدی جعفری(از هیات رئیسه کارگردانان) به عنوان همکار پیچینگ فارابی، حضور داشتند
پرسش اینجاست که چرا کانون کارگردانان خانه سینما ابتدا از همین معتمدان صنفی کانون و خانه که همکارِ پیچینگِ فارابی بودهاند، خواستار شفاف سازی نمیشود؟
هنوز دیر نشده، هیات رییسهی کانون کارگردانان، به سراغ همصنفیهای حاضر بهعنوان ارزیابِ پبچینگ فارابی رفته و آنها را سوال-جواب کند و خواستار شفافسازی گردد.
سپس متن پاسخهای آنها را منتشر کند تا قبل از همه، اهالی سینما بدانند همکاران صنفی آنها جهت استیفای حقوق آنها در پیچینگ چه کردهاند؟؟
مرگ رضا چراغی؛ بازیگر فیلمهای مخملباف/ مردهشوی ماندگار فیلم «زنگها»
سینماروزان: رضا چراغی بازیگر قدیمی سینمای ایران در آلمان مرحوم شد.
رضا چراغی کار بازیگری خود را از اوایل دهه پنجاه با تئاتر شروع کرد و در دهه شصت و همزمان با راه اندازی حوزه هنری جذب فیلمهایی شد که در این نهاد ساخته میشد.
چراغی کار بازیگری خود را با فیلم «توجیه»(منوچهر حقانی پرست) آغاز کرد و پس از آن در «دو چشم بی سو»(محسن مخملباف) ایفای نقش نمود. «شکار شکارچی»(کار گروهی محصول حوزه)، «زنگها»(محمدرضا هنرمند)، «بایکوت»(محسن مخملباف) و «تیرباران»(علی اصغر شادروان) دیگر فیلمهایی بود که چراغی در آنها ایفای نقش نمود و در این بین بازی با شمایل یک مردهشوی در فیلم زنگها، یک وجهه دوپهلوی ماندگار مابین طنز و وحشت از او به جای گذاشت.
چراغی در عین بازیگری، در فیلمهایی مثل «شکار» (مجید جوانمرد) و «لبه تیغ»(جمال شورجه) به عنوان دستیار تولید کار کرده بود ولی بخش عمده کارنامه اش با محسن مخملباف گره خورده چون به غیر از کارگردانی مخملباف در دو چشم بیسو و بایکوت، فیلمنامه های توجیه و زنگها نیز نوشته مخملباف بود.
مرگ رضا چراغی بازیگر
صدور پروانه برای فیلمهای شهرداری+صدور پروانه برای مدیر تلویزیون+معاون نظارتِ احمدینژاد+…
سینماروزان: شورای پروانه نمایش سینمایی، مجوز نمایش ۶ فیلم را صادر کرد. دو فیلم قایق سواری… و نیمشب از محصولات تصویرشهر شهرداری پروانه نمایش گرفتهاند تا بزودی اکران شوند.
حامد بامروت مدیر شبکه دوم تلویزیون پروانه نمایش فیلم «دختر ایران» را گرفته به کارگردانی جلال اشکذری. اشکذری اخیرا فیلم «رخ نیلو-ممنوعالخروجی» را روی پرده داشته که از قعرنشینان گیشه است.
محمود اربابی که در دولت اول محمود احمدینژاد معاون نظارت سینما بود پروانه فیلم کارخانه نمایش را گرفته که ابراهیم اشرف پور-مستتدساز- آن را کارگردانی کرده.
صدور پروانه نمایش برای دختر ایران و…
فهرست پروانههای صادره به شرح زیر است:
–«قایق سواری در تهران» به تهیهکنندگی روحاله سهرابی و کارگردانی سید رسول صدرعاملی
–«نیم شب» به تهیهکنندگی حبیباله والی نژاد و کارگردانی محمدحسین مهدویان
–«کارواش» به تهیهکنندگی بهروز مفید و کارگردانی احمد مرادپور
— «دختر ایران» به تهیهکنندگی حامد بامروت نژاد و کارگردانی سید جلال دهقانی اشکذری
–«سومری ها» به تهیهکنندگی و کارگردانی کاوه سجادی حسینی
— «کارخانه نمایش» به تهیهکنندگی محمود اربابی و کارگردانی ابراهیم اشرف پور
پژمان جمشیدی با سه فیلم در کمینِ اکران نوروز!
سینماروزان: پژمان جمشیدی که در سالهای اخیر یکی از الهمانهای فروش فیلمها بوده با سه فیلم در کمین اکران نوروز است.
کمدی «آنتیک» که در جشنواره فجر۴۳ رونمایی شد و پژمان در آن دربرابر بیژن بنفشهخواه بازی کرده، از جمله گزینه های اکران نوروزی است. این فیلم را هادی ناییجی ساخته و ستاره پسیانی، آناهیتا افشار، غلامرضا نیکخواه، امیر نوروزی دیگر بازیگران فیلمند. آنتیک در برههای مشکلاتی بر سر مالکیت فیلمنامه هم داشت که معلوم نیست مرتفع شده یا نه؟
کمدی «ذوق مرگ» ساخته داوود اطیابی-برادر کوچکتر مسعود تکزاسساز- دیگر فیلم پژمان جمشیدی است که آماده اکران نوروز است. بیژن بنفشهخواه در اینجا هم مثل آنتیک نقش مقابل پژمان را بازی میکند و نعیمه نظامدوست از دیگر بازیگران آن است.
پژمان جمشیدی با سه فیلم در کمین اکران نوروز
سومین فیلم پژمان جمشیدی که گزینهی اکران نوروز است یک کمدی حادثه ای به اسم «شاخ» است که کاظم راست گفتار-سازنده فیلمهایی مثل نقاب، چک و آشوب- آن را ساخته است.
«شاخ» که یک شوخی همهجانبه با فضای مجازی است به غیر از پژمان از حضور مهدی هاشمی، ژاله صامتی، بهاره رهنما، کیانوش گرامی و قاسم زارع سود میبرد. در «شاخ» یک بازیگر زن اوکراینی به نام تاسیا پستر تسووا نیز دربرابر پژمان نقشآفرینی کرده…
دربارهی سریال «ساهره»(ساخته حمیدرضا لوافی): تماس با ماوراء!/سرسام از باگ!
سینماروزان/ احمد محمداسماعیلی: روزگاری نه چندان دور در ماه رمضان با سریال های ماورایی جذاب و خیابان خلوت کن با تم روان شناسانه و گاه ترسناک از قبیل او یک فرشته بود، اغما و… روبه رو بودیم که درام داستانی جذاب و درست و درمانی با پیچ و خمهای درست دراماتیک توسط کارگردان و تهیهکنندههای امتحان پس داده ای مثل سیروس مقدم، رامین عباسیزاده، علیرضا افخمی و… ساخته میشد و مخاطب با رغبت این سریال ها را دنبال می کرد.
بعد از موفقیت «او یک فرشته بود» چندین و چند سریال با همان الگو ساخته شد و ساخته شد که تازهترین آنها «ساهره» است؛ سریالی که در ماه رمضان روی آنتن پخش شبکه سوم رفته و ظاهرا قرار است مخاطب را وارد یک هزارتوی پیچیده و پر از باگ و شکست مدام زمان و تقابل شخصیتها بکند.
در عمل نه تنها سریال «ساهره» در این کار موفق نیست بلکه گُنگی را آن قدر ادامه میدهد که باعث ملال، سردرگمی و کلافگی تماشاگر می شود و بعید نیست که مخاطب با ریموت، میرود شبکه دیگری و مسابقه فوتبالی یا بازپخش سریالهای قدیمی را میبیند.
سریال ساهره
شخصیت اصلی سریال «ساهره»، مهندس میانسالی با نام احسان آزموده است که در زندگی کاریش درحال چالش با فرامرزی (بدمن ماجرا) است و در زندگی شخصیش با مرگ همسرش و وارد شدن یک پرستار مرموز به زندگیش دچار بحران می شود. نقشی که مشابهاش را زندگانی در یک سریال دیگر چند سال پیش بازی کرده بود.
حرکات دوار و عجیب و غریب دوربین ، گلوله اشک ریختن بازیگر اصلی زن فیلم ( پزشک جوان ) با بازی بد و آزار دهنده بازیگرش و تلفن ماوراییاش ! ظاهرا قرار است مخاطب را درگیر کند اما در نهایت باعث عدم ارتباط با داستان سریال می شود.
طرح مسئله شکست زمان و سرسام گرفتن دو شخصیت اصلی(که یادآور سریال کره ای “کایروس” هم شده)در شرایطی که مردم این نیاز را دارند که یک کار حال خوب کن ببینند چه ویژگی مثبتی برای مخاطب دارد؟
آیا همچنان باید به کلیشه های ساخت سریال در ماه رمضان ( یک کار کمدی ، یک کار جدی و یک کار تلخ و ماورایی ) بدون در نظر گرفتن شرایط مردم و جامعه ادامه بدهیم؟ واقعا تنوع ژانری بدون استانداردسازی چه فایدهای دارد؟
احمد محمداسماعیلی منتقد و روزنامهنگار سینما
دخترِ سعید آقاخانی در سریال «اسباب زحمت» چه میکند؟!+ویدئو
سینماروزان: سریال تازه سعید آقاخانی با عنوان “اسباب زحمت” در کنداکتور رمضان شبکه یک است.
این سریال که ماجراهای کارگران یک کامیون حمل اثاث منزل و مشتریان آنها را روایت میکند از آقاخانی، حسن معجونی و عباس جمشیدی در نقشهای اصلی سود میبرد.
به جز کمند امیرسلیمانی که همسر آقاخانی-پدر خانواده- را بازی میکند، دریا آقاخانی-دختر سعید- هم در این سریال در نقش -گلناز/دختر خانواده- ظاهر شده. دریا آقاخانی قبلتر سابقه کار تئاتر داشته و حالا جدی ترین تجربه تصویری خود را در کنار پدرش تجربه میکند.
دریا آقاخانی-که نیمرخی شبیه به حمیرا ریاضی دارد- در اسباب زحمت در نقش دختری عاشقپیشه و کنجکاو بازی میکند که در آستانه ازدواج است و ازقضا یکی از همکاران پدر-عباس جمشیدیفر- نیز خاطرخواه اوست.
دریا آقاخانی دختر سعید آقاخانی در سریال اسباب زحمت
تصویربرداری این سریال به تهیهکنندگی حسام آقاباباییپور در تهران، جاجرود، بسطام، شاهرود، مشهد، سمنان و … انجام شده و بیش از ۱۵۰ بازیگر در آن ایفای نقش کردهاند.
در این سریال، سعید آقاخانی در نقش «احمد آقا»، حسن معجونی در نقش «ناصر خان»، عباس جمشیدیفر در نقش «صادق»، کمند امیرسلیمانی در نقش «طاهره خانم»، عاطفه باقری در نقش «ژاله»، دریا آقاخانی در نقش «گلناز»، نیما هوشمند در نقش «بهروز»، افشین سنگچاپ در نقش «سعادت»، رضا کریمی در نقش «فرج (وکیل)»، کریم قربانی در نقش «نیکنامی»، کیاشا تنگستانیپور در نقش «ایمان»، هومن حاجیعبدالهی در نقش «صفایی»، فریده سپاهمنصور در نقش «آالاله خانم»، سعید امیرسلیمانی در نقش «پدربزرگ (سمیعی)»، سیاوش مفیدی در نقش «سمیعی»، شراره درشتی در نقش «خانم سمیعی»، جواد خواجوی در نقش «سوارکار»، محمود جعفری در نقش «میرزا مصطفی»، سپند امیرسلیمانی در نقش «سروش»، بیتا سحرخیز در نقش «ساحل»، رامین ناصرنصیر در نقش «فرید»، سوسن پرور در نقش «فرناز»، خشایار راد در نقش «نظری»، مریم سرمدی در نقش «پریچهر»، علی اخوان در نقش «بازرس»، علیرضا ابراهیمی در نقش «دلیجانی (مهندس)»، عرفان برزین در نقش «پژمان»، شیرین منجمی در نقش «خانم صفایی» و حسین حسینیان در نقش «صاحبخانه» ایفای نقش کردهاند.
برای تماشای ویدئو ی حضور دریا آقاخانی و سعید آقاخانی در سریال اسباب زحمت، اینجا را ببینید.
از شهر تا روستای ترکیه در صدر!/اعلام برندگان اصلی جشنواره فیلم برلین۲۰۲۶
سینماروزان/حامد مظفری: جشنواره ۷۶ برلین بدون نماینده ای از سینمای ایران برگزار شد و در شب اختتامیه، دو فیلمساز ترک، خرس طلا و خرس نقره ای گرفتند؛ برای دو تولید مشترک که ردّپای هم ترکیه و هم عربستان در آنها به چشم میخورد و یکی در مناطق شهری و دیگری در مناطق روستایی ترکیه روایت میشوند.
برندگان بخش مسابقه اصلی هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم «برلیناله» معرفی شدند؛
جایزه «خرس طلایی» به فیلم سینمایی «حروف زرد» به کارگردانی «ایلکر چاتاک»-سینماگر ۴۲سالهی ترک زادهی آلمان- رسید؛ «حروف زرد» فیلمی است با زمانی بالای دو ساعت(!) محصول آلمان، فرانسه و ترکیه. یک مینیمال با محوریت زندگی یک زوج هنرمند ترک به نامهای دریا و عزیز که با دخترشان در آنکارا زندگی میکنند و یک اتفاق باعث میشود که آنکارا را ترک و به استانبول نزد پدر عزیز بروند؛ زندگی تازه در استانبول است که آنها را به درکی جدید از خانواده میرساند…
جایزه بزرگ خرس نقرهای هم به فیلم «رستگاری» به کارگردانی «امین آلپر»-فیلمساز ۵۲ ساله ی ترک-محصول مشترک کشورهای ترکیه، فرانسه، هلند، یونان، سوئد و عربستان سعودی رسید. فیلم «رستگاری» داستانی در روستاهای کردنشین ترکیه را روایت میکند حول یک نزاع ارضی. یک طرف نزاع اولیه یک گروه محلی است و طرف دیگر، گروهی که سالها تبعید بودهاند. نزاع نهایی میان دو برادر است که در صدر گروه محلی قرار گرفتهاند.
در این فیلم که درگیری های قدیمی ترک ها و کردها را محور کرده، عربستان سعودی هم به عنوان شریک تولید حضور داشته!!
اعلام فهرست برندگان جشنواره برلین۲۰۲۶
اعضای هیأت داوران بخش «رقابتی اصلی» این رویداد معتبر و درجه یک سینمای جهان که عبارت بودند از؛ «ویم وندرس» Wim Wenders کارگردان، نویسنده و عکاس از کشور آلمان ـ رئیس هیأت داوران، «مین بهادر بام» Min Bahadur Bham کارگردان و تهیهکننده از کشور نپال، «بائه دونا» Bae Doona بازیگر از کشور کره جنوبی، «شیوندرا سینگ دونگارپور» Shivendra Singh Dungarpur کارگردان و تهیهکننده از کشور هندوستان، «رینالدو مارکوس گرین» Reinaldo Marcus Green کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده از کشور آمریکا، «هیکاری» HIKARI کارگردان، فیلمنامهنویس و تهیهکننده از کشور ژاپن و همچنین «اوا پوشچینسکا» Ewa Puszczyńska تهیهکننده از کشور لهستان؛ آرای خود را بدین شرح اعلام کردند:
–جایزه «خرس طلا»
جایزه «خرس طلایی» بهترین فیلم به فیلم سینمایی «حروف زرد» Yellow Letters به کارگردانی «ایلکر چاتاک» İlker Çatak محصول مشترک کشورهای آلمان، فرانسه و ترکیه رسید.
–جایزه بزرگ «خرس نقرهای» هیأت داوران
جایزه بزرگ «خرس نقرهای» هیأت داوران در این دوره از جشنواره، به فیلم سینمایی «رستگاری» Salvation به کارگردانی «امین آلپر» Emin Alper محصول مشترک کشورهای ترکیه، فرانسه، هلند، یونان، سوئد و عربستان سعودی اهدا شد.
–جایزه «خرس نقرهای» هیأت داوران
جایزه «خرس نقرهای» هیأت داوران نیز به فیلم سینمایی «ملکه در دریا» Queen at Sea به کارگردانی «لنس همر» Lance Hammer و با بازی «ژولیت بینوش» Juliette Binoche محصول مشترک کشورهای انگلستان و آمریکا تعلق گرفت.
–جایزه «خرس نقرهای» بهترین کارگردانی
جایزه «خرس نقرهای» بهترین کارگردانی هفتاد و ششمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم «برلیناله» نیز به «گرنت جی» Grant Gee برای کارگردانی فیلم سینمایی «همه بیل ایوانز را مسخره میکنند» Everybody Digs Bill Evans محصول مشترک کشورهای ایرلند و انگلستان اهدا شد.
–جایزه «خرس نقرهای» بهترین بازیگری نقش اول
جایزه «خرس نقرهای» برای بهترین بازیگری خلاق و پیشرو نقش اول به خانم «ساندرا هولر» Sandra Hüller برای بازی در فیلم سینمایی «رُز» Rose به کارگردانی «مارکوس شلاینزر» Markus Schleinzer محصول مشترک کشورهای اتریش و آلمان اهدا شد.
–جایزه «خرس نقرهای» بهترین بازیگر نقش مکمل
جایزه «خرس نقرهای» برای بهترین بازیگر نقش مکمل به صورت مشترک به خانم «آنا کالدر ـ مارشال» Anna Calder-Marshall و «تام کورتنی» Tom Courtenay برای بازی در فیلم سینمایی «ملکه در دریا» Queen at Sea به کارگردانی «لنس همر» Lance Hammer محصول مشترک کشورهای انگلستان و آمریکا رسید.
–جایزه «خرس نقرهای» بهترین فیلمنامه
جایزه «خرس نقرهای» برای بهترین فیلمنامه به خانم «ژنهویو دولود ـ دو سل» Geneviève Dulude-de Celles برای نگارش فیلمنامه فیلم سینمایی «نینا رُزا» Nina Roza محصول مشترک کشورهای کانادا، ایتالیا، بلغارستان و بلژیک تعلق گرفت.
–جایزه «خرس نقرهای» برای مشارکت هنری برجسته
و همچنین جایزه «خرس نقرهای» برای مشارکت هنری برجسته به گروه خلاقِ فیلم سینمایی «عشق یک پرندهی سرکش است» Love is a Rebellious Bird به کارگردانی مشترک «آنا فیچ» Anna Fitch و «بنکر وایت» Banker White محصول کشور آمریکا اهدا شد.
هفتاد و ششمین دوره جشنواره بینالمللی فیلم «برلیناله» Berlinale با مدیریت خانم «تریشیا تاتل» Tricia Tuttle در چندین بخش رقابتی از جمله؛ بخش رقابتی «اصلی»، بخش رقابتی و جدید «چشماندازها» Perspectives، بخش رقابتی «برخوردها» Encounters، بخش رقابتی «پانوراما» Panorama، بخش رقابتی «نسلها» Generations، بخش رقابتی «فُروم» Forum، بخش «فیلم کوتاه»، بخش «مستند» و چندین بخش غیررقابتی از جمله؛ بخش «پانوراما»، بخش ویژه «گالا»، بخش ویژه «برلیناله»، بخش «نمایش سینمای کلاسیک» و … در روزهای 23 بهمن ماه تا 3 اسفند ماه جاری (12 تا 22 فوریه 2026) در شهر برلین در کشور آلمان برگزار شد.
شش سال گذشت/ترمینال نظارتی سمفا؛ همچنان در نقطهی آغاز؟!
سینماروزان: شش سال بعد از راهاندازی سمفا همچنان پرداخت حقالسهم صاحبان آثار سینمایی با تاخیر روبروست در حالی که یکی از اصلیترین دلایل ایجاد نظارت دولتی در بلیتفروشی سینماها و راهاندازی سمفا، حل این مشکل بود.
به تازگی مهدی کرم پور دبیر شورای صنفی نمایش از حل این مشکل در سال آتی خبر داده و متعاقب وی ابوالحسن داوودی دبیر شورایعالی تهیهکنندگان نیز وعدهی حل مشکل را در اکران نوروز۴۰۵ داده.
با این حال هر دوی اینها ضمانت اجرایی تقسیم از مبدأ عواید اکران را به سازمان سینمایی و موسسه سینماشهر واگذار کردهاند.
اساسا سازمان سینمایی ترمینال نظارتی سمفا را ایجاد کرد که همین مشکل حل شود ولی می بینیم که بعد از شش سال، سمفا نه تنها نتوانسته مشکل را حل کند بلکه خودش به عامل اصطکاکی بر جریان بلیت فروشی سینماها در مواعید پرمخاطب بدل شده.
اگر تاکنون تقسیم از مبدأ عواید فروش سینماها اجرا نشده به دلیل بی علاقگی برخی سینماداران است که اقتصاد سالن داری را متزلزل میبینند و درجهت جبران خسارت فیلمهای کمفروش، عایدی فیلمهای پرفروش را مدتها در حساب خود نگه میدارند.
ساختار نظارتی سمفا جز عدم اجازهی اکران فیلم جدید چه میتواند بکند دربرابر سینماهای متخلف؟ بر فرض که فیلم جدید به سینمادار ندادند، فیلم قدیمی یا فیلم بی کپی رایت خارجی یا اصلا تئاتر موزیکال عصرگاهی که هست.
سمفا؛ شش سال بعد
چاره چیست؟ نظارت و تهدید و تحدید بی فایده است. شش سال تحدید با سمفا نتیجه نداد. اگر باز بخواهند با سدّی تازه، آنها را وادار به تمکین کنند، مجددا واکنش منفی خواهند گرفت. باید سینماداران را قانع کرد و دربرابر آنها به عنوان اولین عامل ارتباط با مخاطب، کرنش داشت.
اختلاف مسعود فروتن و امیرعلی نبویان بر سر مهران مدیری!+ردّ شایعه خواهرزادگی!
سینماروزان: مسعود فروتن با وجود اختلاف سنی زیاد، ارتباطی خوب با نسل جوان دارد. او میگوید تیمی که هماکنون با آنها کار میکند همه زیر سی سال هستند، اما او هرگز احساس غربت نمیکند. راز این ارتباط در این است که فروتن سن خودش را نمیشمارد.
در میان جوانانی که در این سالها در گروهش بودند، نام امیرعلی نبویان به عنوان خواهرزاده و یکی از کشفهای مسعود فروتن مطرح شده. سالهاست که همه امیرعلی را خواهرزاده تنی مسعود فروتن میدانند ولی فروتن در گفتگو با روزنامه هفت صبح نه تنها این شایعه را رد میکند بلکه از اختلاف نظرش با امیرعلی درباره مهران مدیری میگوید.
مسعود فروتن میگوید: امیرعلی نبویان خواهرزاده من نیست! ماجرای فامیلی ما از این قرار است که مادربزرگ امیرعلی (یعنی مادر مادرش) دخترعموی مادر من است یعنی فامیل دوریم. ما در یک محل و منطقه بزرگ شدیم و بچههایمان همسن بودند و در مدرسه همدیگر را میدیدند. وقتی دخترهای آن خانواده ازدواج کردند و بچهدار شدند، طبق رسم و احترام به من میگفتند «دایی مسعود». این دایی مسعود گفتن روی امیرعلی ماند.
اما داستان ورود این «خواهرزاده ناتنی» اما عزیز به دنیای هنر بسیار شنیدنی است. فروتن تعریف میکند که امیرعلی پس از فارغالتحصیلی در رشته مهندسی برق، از آمل پیش او آمد و گفت: «من این مدرک مهندسی را گرفتم و تحویل پدر و مادرم دادم که خیالشان راحت شود؛ حالا میخواهم بروم دنبال عشق و علاقه خودم، یعنی کار هنر!» فروتن که استعداد و هوش او را میدید، با موسسه «کارنامه» تماس گرفت و او را معرفی کرد: «امیرعلی رفت و حمید امجد و محمد رحمانیان از او تست گرفتند. او آنقدر باهوش بود که همان موقع خانم مدیر کارنامه به من زنگ زد و گفت: مسعود فروتن، فامیلت قبول شد! بعد از آن هم کارش را با منصور ضابطیان در رادیو هفت شروع کرد. بعدها مجلات آمدند از ما عکس گرفتند و روی جلد تیتر زدند خواهرزاده مسعود فروتن و من هم اعتراضی نکردم و گذاشتم بماند.چون داشتن خواهرزادهای به این باهوشی، منطقی و خوشتیپی واقعاً یک امتیاز است و من مثل یک خواهرزاده واقعی دوستش دارم.»
مسعود فروتن و امیرعلی نبویان
مسعود فروتن در مسیر حرفهای امیرعلی همیشه یک راهنمای سختگیر هم بوده است. او میگوید یک بار که امیرعلی با ذوق و شوق آمده بود تا خبر بازی در یکی از سریالهای مهران مدیری را بدهد، او قاطعانه مخالفت کرد. فروتن با خنده یادآوری میکند: «به او گفتم بیخود کردی! تو الان تازه داری یاد میگیری. حیف است نوشتن را رها کنی. گفتم حق داری در فضای هنر کار کنی، اما تو فعلاً بازیگر نیستی، به نوشتنت و اجرا بپرداز.» فروتن معتقد است شخصیت امیرعلی بیشتر به یک نویسنده و مجری میخورد و امروز از این مخالفت سرسختانه و جهتدهی درستش کاملاً دفاع میکند.
ماجرای بودجه میلیون دلاری سریال «امام علی(ع)»؟+فیلمی زیرخاکی از شمایل ۱۵ چهرهی سریال
سینماروزان: سریال «امام علی(ع)» در اوایل دهه هفتاد با بودجهای در حدود ۲۷ میلیون تومان به عنوان یک تلهتئاتر مقابل دوربین رفت. این مجموعه در طول مدت ۱۹ ماه ساخت بیش از ۱۰ بار دچار اصلاح برآورد شد و در نهایت با بودجهای معادل ۲۶۹ میلیون تومان به پایان تولید رسید. متوسط قیمت دلار در ابتدای دهه هفتاد حول و حوش ۲۰۰ تومان بود و به این ترتیب بیش از یک میلیون دلار خرج تولید سریال شده است؟
به تازگی فیلمی زیرخاکی از نشست پانزده چهره سریال «امام علی(ع)» منتشر شده مشتمل بر پرویز پرستویی(محمد بن ابوبکر)، محمدرضا شریفینیا(ولید)، عبدالله اسکندری(چهره پرداز)، بهرام زند(مدیر دوبلاژ)، محمد بیک زاده(تهیهکننده)، مجید میرفخرایی(طراح هنری)، محسن روشن(صدابردار)، مهری شیرازی(گریمور)، ویشکا آسایش(قطام)، داوود میرباقری(کارگردان)، اصغر همت(مروان)، مهدی فتحی(عمروعاص)، سیروس گرجستانی(اباقطام)، بهزاد فراهانی(معاویه) و داریوش ارجمند(مالک).
آقای زالو ۱۴۱میلیارد/یوز ۹۳میلیارد/کفایت مذاکرات ۷۰میلیارد/جیمز باند ۲۵میلیارد/دختر برقی ۲۲میلیارد/جهیزیه ۱۱میلیارد و افسانه سپهر ۱۰میلیارد+آمار کامل فروش
سینماروزان: فروش هفته اخیر سینماها حدود ۲۰میلیارد بوده که تفاوت چندانی نسبت به هفته پیشتر نداشته.
آقای زالو ۳میلیارد فروش هفتگی داشته و ۱۴۱میلیارد را رد کرده. یوز ۳میلیارد فروش هفتگی داشته و ۹۳میلیاردی شده. کفایت مذاکرات ۳/۵میلیارد در این هفته فروخته و ۷۰میلیاردی شده. جیمز باند ۲/۵میلیارد فروش هفتگی داشته و از ۲۵میلیارد گذر کرده.
دختر برقی ۲میلیارد در این هفته فروخته و ۲۲میلیاردی شده. جهیزیه ۶۰۰میلیون فروش هفتگی داشته و مماس با ۱۱میلیارد است.
افسانه سپهر ۲میلیارد در این هفته فروخته و ۱۰میلیاردی شده.
آمار کامل #فروش_سینماهای_ایران تا ابتدای اول اسفند ۱۴۰۴ به شرح زیر است:
(تمام ارقام به تومان است و منهای اکران سیار)
— #مرد_عینکی ۱۸۲میلیارد ونیم (۱۲۹روز/۵۹هزار سانس)
— #پیرپسر ۱۸۱میلیارد و نیم(۱۳۶روز/۴۵هزار سانس)
— #آقای_زالو ۱۴۱میلیارد و نیم (۱۰۲روز/۴۵هزار سانس)
— #صددام ۱۳۵میلیارد( ۱۶۲روز/۵۰هزارسانس)
— #زن_و_بچه ۱۰۰میلیارد و ۸۰۰میلیون(۱۲۰روز/۳۳هزار سانس)
— #یوز ۹۳میلیارد و نیم(۱۴۴روز/۳۵هزار سانس)
— #قسطنطنیه ۷۸میلیارد (۱۲۳روز/۳۰هزار سانس)
— #کفایت_مذاکرات ۷۰میلیارد(۸۴روز/۳۰هزار سانس)
— #ناجورها ۵۱میلیارد(۱۲۹روز/۲۴هزارسانس)
— #کجپیله ۴۵میلیارد و ۸۰۰میلیون (۹۵روز/۱۹هزارسانس)
— #ماجراجویی_در_جیمز_باند ۲۵میلیارد و نیم (۵۲روز/۱۸ هزار سانس)
– #دختر_برقی ۲۲میلیارد(۱۰۹روز/۱۶هزارسانس)
— #طهران۵۷ ۱۹میلیارد و ۹۳۰میلیون (۱۰۹روز/۱۱هزار سانس)
— #مجنون ۱۹میلیارد و ۲۰۰میلیون(۱۲۶روز/ده هزارسانس)
— #گوزنهای_اتوبان ۱۸میلیارد و ۴۰۰میلیون (۱۰۶روز/ده هزارسانس)
— #غریزه ۱۶میلیارد و ۶۰۰میلیون(۹۵روز/۷هزار سانس)
— #دوروز_دیرتر ۱۶میلیارد و ۴۰۰میلیون (۱۱۷روز/۱۱هزار سانس)
— #بچهمردم ۱۵میلیارد(۱۰۹روز/۸هزار سانس)
— #جهیزیه ۱۰میلیارد و ۶۰۰میلیون (۵۲روز/۸هزار سانس)
— #افسانه_سپهر ۱۰میلیارد و ۳۰۰میلیون(۵۸روز/۸هزارسانس)
— #احمد ۸میلیارد و نیم (۵۸روز/۷هزار سانس)
— #هایکپی ۱میلیارد و ۵۳۰میلیون (۷۹روز/۱۷۵۰سانس)
— #رخنیلو ۹۰۰میلیون(۴۴روز/۱۱۰۰سانس)
— #ژولیت_و_شاه ۷۵۰ میلیون(۴۴روز/هزار سانس)
مرگ هادی ساعدمحکم صدابردارِ سینما؛ یار مهدویان از «لاتاری» و «ماجرای نیمروز» تا «شیشلیک» و «زخم کاری» و…
سینماروزان: هادی ساعدمحکم صدابردار سینما و تلویزیون فوت شد.
ساعدمحکم متولد کردستان بود و گرچه کار سینمایی خود را از ابتدای دهه ۹۰ و در فیلم آخرین زمستان(سالم صلواتی) شروع کرد اما این قرارگیری در گروه کاری محمدحسین مهدویان بود که رشد او را رقم زد.
ماجرای نیمروز، لاتاری، رد خون، درخت گردو، شیشلیک، مرد بازنده و زخم کاری، از جمله کارهایی بود که ساعدمحکم با مهدویان انجام داد و بابت صدابرداری رد خون کاندیدای جشن خانه سینما و بابت صدابرداری فیلم توقیفی شیشلیک، نامزد سیمرغ جشنواره فیلم فجر۳۹ هم شده بود.
هادی ساعدمحکم در عین حال برای آثاری مانند تکزاس۲(مسعود اطیابی)، مجنون(مهدی شاهمحمدی)، زیر همکف(مهدی کریمی)، پناه(احمد بهرامی)، مستند پهلوان و خرقه(آرش لاهوتی)، سریال بچه های گروه بلال(عبدالرحمن شلیلیان)، نیز کار صدابرداری انجام داده بود ضمن اینکه همواره از همکاری با فیلمسازان کوتاه، استقبال میکرد و ازجمله در فیلمهای کوتاهی نظیر پاسپورت؛ دراپ، نامه ۴۴، تدفین، شکار، آبی کمرنگ و…
از هادی ساعدمحکم فرزند پسری به نام اهورا به یادگار مانده.
دربارهی فیلم “طهران۵۷”(ساختهی ایمان یزدی): کلاهبرداری ترامپ در کابارهی شماعیزاده!؟
سینماروزان/حامد مظفری: فیلم طهران۵۷ از جنس کمدی نوستالژیهای متاثر از نهنگ عنبر و فسیل است؛ از همان اولین نماها هم این تاثیرپذیری را داد میزند و ابایی ندارد که ادای راه متفاوت دربیاورد پس تکلیف روشن است و روشن تر میشود که بخش عمده ی فیلم هم در یک کابارهی موسوم به آمریکایی میگذرد.
این تکرار مکررات پوئن منفی است اما فیلم یک امتیاز مهم دارد و اینکه برای سوار شدن بر موج نوستالژی، یک داستان بدردبخور را محور کرده که از صفر شروع میشود و به نیم میرسد و حوالی یک، تمام میشود. به یک نمیرسد چون نیمه ی اول اسیر کاباره بازی است و نیمه ی دوم عجله دارد که سر و ته داستان را هم آورد.
طهران۵۷ بدعت هایی هم دارد و از همه برتر اینکه وارد بازی با سیاست شده و ترامپ را به عنوان شخصیت واقعی وارد داستان تخیلی خود کرده؛ یک ضلع، ترامپ است به عنوان یک سینماگر کلاهبردار که در بحبوحه انقلاب وارد ایران شده و قصد اخاذی از یک کاباره دار و پسرعمویش -اضلاع دیگر-را دارد و ازقضا در این کاباره از ابی تا حسن شماعی زاده و شهرام شب پره میخوانند. ترامپِ فیلم بیش از حد تیپ است و اندک حرف میزند و شاید اگر پرداخت داستانی بیشتری حول او صورت میگرفت موتور فیلم به مراتب گرمتر میشد ولی همین شبهترامپ هم باعث میشود فیلم را پی بگیریم و تا انتها برویم و ببینیم چگونه بن افلکِ آرگوساز وارد طهران۵۷ میشود تا ترامپ و چندی از کارمندان سفارت را از طریق سفارت کانادا خارج کند؛ این تکه های پارودیطور از دیگر تفاوت های طهران۵۷ با کمدی نوستالژی های اخیر است.
زوج احمد مهرانفر-حامد آهنگی خوب پیش میروند بخصوص احمد مهرانفر که نشان میدهد جدا از پایتخت بازیگر قابل اتکایی شده و هم لحظات تلخ و هم شیرینیها را بهاندازه به خورد مخاطب میدهد.
در انتها که پژمان جمشیدی -با نقشی مشابه کوکتل مولوتف/ماجرای برنده شدن بلیت بختآزمایی همزمان با انقلاب، اینجا هم هست!- وارد میشود، لحظات طنز بیشتر میشود.
فیلم طهران ۵۷
طهران۵۷ مانند دیگر کمدی های نوستالژی، پرش زمانی بلند ندارد و بخش اصلی داستان حول همان زمستان ۵۷ و چند ماه این طرف و آن طرف میگذرد و در همان موعد نیز فیلم پایان میگیرد با یک متلک گویی به ابی که بهتر است در ایران بماند چون اگر کوچ کند در آینده آن قدر باید کنسرت بگذارد که اسباب خنده شود. فیلم البته به شوخی و جدی-با پررنگ کردن مناسبات قبلی بهروز و شماعی زاده- تاکید میکند که آنها نباید به ایران برگردند.
طهران۵۷ در اجرا فیلمی است دور از جاهطلبی و عینهو دورخوانی یک داستان بامزه، و در طراحی صحنه و لباس به روتینترین شکل پیش میرود، کاوه ایمانی در تدوین سعی کرده پلانهای تکراری را کم کند و هر جا که فیلمساز خواسته موقعیت خندهآور کلیشه بسازد، به عکس خود بدل شده و فیالمثل سکانس رقاصی در کاباره، از بیمزهترین سکانسها شده. با این حال قیاس با دیگر ساخته ایمان یزدی-برای رعنا- وزنه را به سمت طهران۵۷ سنگین میکند چون کمدی سازی از جنس نوستالژی آن قدر دستمالی شده که فکرش را هم نمیکنید یزدی با تکیه بر داستانی قدری تازهتر و پارودیهای سیاسیاش بتواند تا انتها، نبض خود را حفظ کند.
اگر جز پیچینگ ، روش بهتری میشناسید اعلام کنید+اعلام اسامی سه رتبهی برتر پیچینگ جنگ دوازدهروزه +ماجرای کارگردانی که یکشبه ۲۰ میلیارد تخفیف داد+جریان تهیهکنندهای شکستخورده که برآورد صد میلیاردی داده بود!!
سینماروزان: حامد جعفری مدیر جوان فارابی که تازهترین تولیدات این ارگان را در جشنواره فیلم فجر۴۴ ارائه داده و برخی از این تولیدات نظیر اسکورت و قمارباز، با اقبال مخاطبان هم روبرو شدند، در گفتگویی تفصیلی با خبرگزاری تسنیم درباره ی برخی پرسشهای حول جریان جدید تولید فیلم در این ارگان که مبتنی است بر پیچینگ، توضیح داده است.
فرازهایی از گفته های مدیر فارابی را بخوانید:
–برخی سینماگران معتقدند که بنیاد فارابی باید در انتخاب طرحها و فیلمنامهها برای تولید، اقتضایی عمل کند؛ به این مفهوم که از میان حجم زیادی از فیلمنامههای ثبت یا خریداری شده، اثری را به دلخواه خود و با تشخیص مدیرعامل انتخاب کند! این در حالی است که برای چنین انتخابی یا باید سلیقهای عمل کرد و یا راهکار ارائه داد. ما در بنیاد تاکید کردهایم که برای همه امور ریل و ساختار و ساز و کار ایجاد کنیم. برای انتخاب اثر هم روش پیچینگ، چیزی است که به نظر ما میرسد و اگر فردی روش بهتری سراغ دارد یا میتواند روش فعلی را اصلاح کند، حتما از آن استقبال میکنیم.
–متن سازوکار پیچینگ را به صورت مدون آماده کردیم و بعد از برگزاری چند دوره پیچینگ، به زودی به عنوان ریلگذاری فرایند انتخاب بنیاد سینمایی فارابی منتشر خواهیم کرد و از اهالی رسانه و سینما درخواست میکنیم که نقدها و اصلاحیههای مدنظر خودشان را به آن اعلام کنند. در این زمینه هم با شفافیت کامل عمل میکنیم؛ هر کسی میتواند ایرادها را بگوید و ما اصلاح خواهیم کرد. در عین حال این توضیح نیز لازم است که مدل پیچینگی که در حال حاضر در فارابی اجرایی شده، بر اساس تجربههای موفق بینالمللی در دنیا طراحی شده است؛ هرچند ممکن است برخی تغییرات جزئی به منظور بومیسازی و بهبود اثربخشی جلسات پیچینگ و افزایش کیفیت آثار تایید شده اعمال شده باشد.
— در جریان پیچینگ فراخوان اعلام کردیم تا همه طرحها کنار هم دیده شوند و فرصتها از دست نروند. سامانه فیلمخانه بنیاد فارابی برای ثبت طرحها استفاده شد و فقط طرحهایی از تهیهکنندگان، کارگردانان یا نویسندگانی که رزومه قابل قبول به عنوان فیلمساز داشتند، پذیرفته شد. در مرحله ارزیابی، هر طرح، توسط چند کارشناس بنیاد بررسی و امتیازدهی شد تا اعتبار بررسی بیشتر و نتایج دقیقتر باشد. بعد از ارزیابی، خلاصه قصهها و طرحها در جلسهای به نام کمیته غربالگری، خلاصه قصه همه آثاری که حداقل امتیاز را کسب کرده باشند، مطرح شد و هر طرحی که حداقل یک موافق داشت، به مرحله پیچینگ رفت. در واقع این روند که توضیح داده شد، برای بیش از 750 طرح و فیلمنامه که در طول این مدت درخواست داشتند به طور کامل انجام شد تا بتوانیم امیدوار باشیم که حقی از کسی ضایع نشود.
–در پیچینگ جنگ 12 روزه، از حدود 95 فیلمنامهای که ثبت نام کردند، 12 فیلمنامه برای حضور در پیچینگ انتخاب شد و به ترتیب سه فیلم “قمارباز”، “سقف” و “کافه سلطان” رتبههای اول تا سوم را از داوران پیچینگ اخذ کردند و سایر فیلمنامهها از نظر امتیاز فنی داوران پیچینگ، پایینتر از این آثار بودند. پس به نوعی میتوان این طور گفت که این سه فیلم (در ساحت فیلمنامه) بضاعتمان از بین حدود 100 فیلمنامه بوده است.
–در جریان پیچینگ برخی شیطنتها هم شکل میگیرد و گاهی بعدا به انتقاد به بنیاد تبدیل میشود. مثلا کارگردان یکی از طرحهای برگزیده در پیچینگ کودک، ابتدا برآورد بودجه بیش از 50 میلیارد تومانی ارائه کرد اما وقتی گفتیم نمیتوانیم و این رقم منطقی نیست و ما سقف داریم، ناگهان برآورد ارائه شده 20 میلیارد تومان کاهش یافت! منطق تهیهکنندگی میگوید با چنین فردی نمیشود وارد تولید شد.
–هدف ما شفافیت، عدالت و کارآمدی در انتخاب فیلمها و فیلمنامههاست. میخواهیم همه فیلمسازان و سرمایهگذاران، بدون وابستگیهای غیررسمی، فرصت برابر برای موفقیت در نهاد ملی سینمای ایران داشته باشند و فارابی را به عنوان یک سیستم کارآمد و قابل اعتماد نشان دهیم. اما آیا این به این معناست که در انتخاب 15 فیلمی که برای سال 1404 قرارداد منعقد شده، اشتباه نداشتهایم؟ حتما این طور نیست و اشتباهاتی هم داشتهایم که مسئولیت آن را میپذیریم و تلاش خواهیم کرد که برای سال 1405 اشکالات را رفع کنیم و گوشمان برای شنیدن انتقادات باز باشد و بماند.
حامد جعفری
–وقتی فردی با سابقه ساخت چند فیلم کاملا شکستخورده چه به لحاظ کیفیت، چه به لحاظ جذب مخاطب، چه به لحاظ گیشه و چه به لحاظ عرضه بینالملل، منتقد فارابی می شود، کمی عجیب است، چرا؟ چون یک موضوع خوب (نه فیلمنامه و حتی طرح) به بنیاد ارائه داده و 100 میلیارد تومان بودجه خواسته، چون به او پول داده نشده تا تجربه شکست مجدد تکرار نشود، حالا منتقد فارابی شده است، یا دوست دیگری انتقادات تندی را مطرح کند چرا؟ چون فامیلشان را میخواسته کارگردان اول کند و متاسفانه داوران در پیچینگ، طرح و فیلمنامهاش را رد کردهاند، پس طبیعتا ما اینها را جزو انتقادات منصفانه دستهبندی نمیکنیم!
–در همین سالهای اخیر یک دوره، جشنواره فیلم کودک تعطیل شد. آیا وضعیت تولید در سینمای کودک تفاوتی کرد؟! به عنوان یک فیلمساز کودک میگویم که خیر! بنابراین با تعطیلی و خاک پاشیدن روی یک برند 37 ساله، اتفاق خاصی نخواهد افتاد. جشنواره کودک ناگزیر است که علاوه بر داوری تخصصی توسط داوران بزرگسال که از اهالی برجسته سینما هستند، به سلیقه کودکان و نوجوانان هم احترام بگذارد. به همین دلیل بود که امسال تعداد داوران کودک و نوجوان به تقریبا دو برابر چند سال قبل افزایش داده شد. این موضوع به کاهش خطاهای داوری هم خیلی کمک میکند و امکان رشد سازوکار جشنواره را بیشتر فراهم میکند.
جهانآرا و معمای خرمشهر/بالاخره ارگان تولیدکنندهی «درخشش»احمدرضا درویش، مشخص شد
سینماروزان: بالاخره و بعد از سالها احمدرضا درویش موفق شد حمایت مالی سازمان هنری-رسانه ای اوج را جلب کرده و پیشتولید پروژه پرهزینهی «درخشش» را استارت بزند.
«درخشش» فیلمنامه ای است مرتبط با فتح خرمشهر و تلاشهای محمد جهان آرا و همرزمانش برای آزادسازی این شهر.
درویش حدود دو دهه پیش و بعد از تولید پروژه پرهزینهی دوئل، قصد ساخت «درخشش» را داشت ولی مشکلات مالی اجازه نداد و در برهههای مختلف از سیمافیلم تا فارابی و روایت و… به عنوان حامیان تولید آن معرفی شدند ولی هیج کدام نتوانستند بودجه تولید را فراهم کنند تا حالا که سازمان اوج زعامت تولید را برعهده گرفته است.
سازمان اوج که بعد از تغییر و تحول مدیریتی و جایگزینی محمد هاشمی با احسان محمدحسنی، از کمّیت گرایی سابق دور شده و در فجر۴۴ هم فقط فیلم «حاشیه» را داشت که به صورت اشتراکی با سوره تولید شده است، با ورود به تامین بودجهی پروژهی پرهزینهی «درخشش»، قصد دارد دور تازه فعالیت های خود را در همکاری با سینماگران باسابقه شکل دهد؟
فیلم «درخشش» با عنوان قبلی «شکوه پیروزی» در منطقهی خوزستان و خرمشهر متمرکز است و داستان از شروع جنگ مقاومت سرسختانهی نیروهای ایرانی در خرمشهر، سقوط خرمشهر، احیا و ساماندهی قوای ایرانی و درنهایت فتح خرمشهر بستر زمانی و مکانی فیلم را تشکیل میدهد.
احمدرضا درویش پیش از این و در دو فیلم کیمیا و سرزمین خورشید روایتهایی از سقوط خرمشهر را ارائه داده بود و اینکه در فیلم درخشش، دوباره سقوط را نشان خواهد داد یا به طور کامل سراغ فتح خرمشهر میرود، مشخص نیست؟
سازمان اوج تولید درخشش را برعهده گرفت
چرایی حذف سیاوش طهمورث و جایگزینی با عنایت بخشی؟؟/افشاگری مجید جوانمرد کارگردان فیلم «شکار» چهار دهه بعد از تولید
سینماروزان: فیلم شکار ساخته مجید جوانمرد فارغ از نماهای تعقیب و گریز جاده ای، بابت حضور عنایت بخشی در نقش منفی آن همچنان دیدنی است.
مجید جوانمرد کارگردان فیلم «شکار» حدود چهار دهه بعد از تولید فیلم و همزمان با مرگ عنایت بخشی به افشاگری درباره نقش منفی فیلم دست زده و گفته است: در اواسط دهه شصت یک نقش ساواکی در فیلمنامه خود داشتم که غیرمتعارف بود. برای اینکه واقعا شخصیت بود، یعنی نه سیاه مطلق بود و نه سفید مطلق. شخصیت خاکستریای بود که مشکلات شخصی داشت.
وی ادامه داد: ساواکی در شکار از جنس ساواکیهایی که در بقیه فیلمها دیده میشدند، نبود و برای همین عنایت بخشی خودش هم خیلی این نقش را دوست داشت. بازی کرد و بعدها که فیلم به نمایش و موفقیت رسید خیلی راضی بود. من هم خیلی خوشحال بودم که از حضورش در این فیلم راضی است. وقتی همدیگر را میدیدیم خیلی دوست داشتیم که همکاری جدیدی داشته باشیم که متأسفانه پیش نیامد.
او ادامه داد: ساواکی فیلم «شکار» نماد و الگویی شد برای این شکل نقشها. بخشی واقعا دوست داشت این نقشهای چندبعدی را کار کند. با خود من که حرف میزد میگفت اکثر نقشهای ساواکی که به او پیشنهاد شده سطحی هستند، ولی شخصیت ساواکی فیلم «شکار» چندبُعدی است. آدمی است که انگار حریف میطلبد، یعنی به دشمنش بهعنوان یک شخصیت خبیث نگاه نمیکند. انگار دنبال یک رقیب است. با خسرو شکیبایی بهعنوان شخصیت مقابلش رابطه ذهنی برقرار میکند، حتی وقتی بالای جنازه شخصیت خسرو شکیبایی بهعنوان یک مبارز میرسد، از مرگ او افسوس میخورد. اینها نشانه یک شخصیتپردازی درست است.
حذف سیاوش طهمورث و ورود عنایت بخشی به فیلم شکار
جوانمرد اظهار داشت: اول کار قرار بود سیاوش طهمورث نقش ساوکی فیلم «شکار» را بازی کند که با او به توافق نرسیدیم. بعد عنایت بخشی معرفی شد و همان لحظه هم به توافق رسیدیم و برای تست گریم و لباس رفت و کار را شروع کردیم. دوستی عمیقی هم بین ما شکل گرفت و خیلی دوست داشت شکار۲ ساخته شود که نه برای او پیش آمد و نه من.
مجید جوانمرد خاطرنشان ساخت: هر بازیگری باید توانایی بازی در هر نقشی را داشته باشد؛ یکجا یک حاج آقای سنتی بازاری است، یکجا ساواکی است و یکجا هم مدیر یک کارخانه. آنچه از روحیات عنایت بخشی میدانم، این است که عاشق نقشهای منفی عمیق بود.