۱۸۰۹۱۴۰۰

عطاران خون یک معتاد را یکجا می‌نوشد!!!⇔در فیلمی به کارگردانی خودش با نام “دراکولا”

سینماژورنال: علی سرتیپی تهیه کننده ای که پیشتر در کمدی “رد کارپت” رضا عطاران ایفای نقش کرده بود و البته پخش فیلم را هم انجام داده بود، تهیه کنندگی فیلم جدید عطاران را برعهده گرفت.

به گزارش سینماژورنال حدودا یک ماه قبل از ثبت فیلمنامه “دراکولا” در بانک فیلمنامه خانه سینما خبر دادیم(اینجا را بخوانید) و حالا عطاران فیلمنامه را به تهیه کنندگی سرتیپی به اداره نظارت ارائه داده است.

به مانند دو ساخته قبلی عطاران این خودش است که نقش اصلی آن را ایفا می کند و بنا بر اطلاعات ارائه شده در “سینما” عطاران در فیلم نقش یک خون آشام را بازی خواهد کرد.

خون آشامی که معتاد می شود

عطاران نقش خون آشام یا وامپیری را بازی میکند که از نقطه ای ناشناخته وارد ایران شده و اولین شخصی که سرراهش قرار میگیر یک معتاد است!!

آقای خون آشام به راحتی خون این معتاد را می مکد اما بعد از مدتی آثار اعتیاد در وجود خون آشام مشاهده می شود و همین ماجرا وضعیت کمیکی را برایش رقم می زند.

ابتدا قرار بود در حوزه هنری ساخته شود
نکته جالب درباره “دراکولا” آن است که طرح ابتدایی اش پیشتر در برهه ای در حوزه هنری(!) مطرح شده و بنا بود توسط محمدرضا هنرمند نگاشته و ساخته شود که البته به جایی نرسید.

پس از وی یک بار هم رامبد جوان به دنبال نگارش و ساخت آن بود که به نتیجه نرسید.

“دراکولا” که فیلمنامه اش را عطاران خودش نوشته بعد از دریافت پروانه ساخت وارد پیش تولید شده و برای نمایش در جشنواره آماده می شود.

image_print
تاريخ انتشار: چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۹۴ - ۱۶:۳۸
لینک کوتاه: https://www.cinemajournal.ir/?p=10589

بعدش؟

مطالب مرتبط

3 نظر برای مطلب "عطاران خون یک معتاد را یکجا می‌نوشد!!!⇔در فیلمی به کارگردانی خودش با نام “دراکولا”"

  1. حبیب گفت:

    وامپیر نه جناب، ومپایر :))

  2. مهمان گفت:

    دیروز با رفقام رفتم دیدم.
    یک فیلم تو مایه شیفت شب فقط یکم ترسناک تر و بی داستان تر و با یک پایان واقعا افتضاح.
    فیلم قبلی عطاران “من سالوادور نیستم “یک فیلم نسبتا خوب بود اما با این فیلم یک نزول بد داشته.
    از حق نگذریم دو سه تا صحنه خنده دار داره که البته انتظار نداشته باشید که خوشتون بیاد.
    یک نکته.بچه ها رو همراهتون نبرید چون دو تا بچه اطراف ما بودن یکیشون شروع کرد گریه کردن یکشون هم حوصلش سر رفته بود هی با پاش میزد به صندلی من.

بی‌پرده با مخاطبین

ارسال نظر

*

code