پژمان و ژاله در دور باطل!!⇔مقصر:سازمانی که آدم‌های اشتباهی را به کار می‌گمارد!

سینماروزان/احمد محمداسماعیلی: در دهه شصت اغلب آثاری که درباره تاریخ انقلاب ساخته می‌شد تصویری یک‌بعدی، کلیشه‌ای و شبیه به هم را نشان می‌داد. در این آثار ماموران ساواک آدمهای خنگ ، خرفت ،خشن ، زمخت با سبیلهای ازبنا گوش در رفته بودند که فاقد هرگونه هوش و زیرکی بودند و اغلب مبارزان، آدم های آرام ، متفکر، صبور و بسیار باهوش بودند که به سادگی از دست ماموران ساواک فرار میکردند و یا آنها را مچل می‌کردند.

این قضیه در سینمای جنگ هم تا زمان ظهور فیلمسازانی مثل رسول ملاقلی‌پور و ابراهیم حاتمی‌کیا ادامه داشت و عراقی‌ها عموما خشن و احمق نشان داده می‌شدند.

جلیل سامان با ساخت مجموعه‌هایی مثل “ارمغان تاریکی” ، “پروانه” و “نفس” نشان داد که دغدغه اصلیش پرداختن به جریانات سیاسی دهه پنجاه و شصت و فعالیتهای مبارزاتی نیروهای مختلف چپ و مذهبی بود؛ در این آثار عمدتا جوانی پاک و منزه و از همه چیز بی‌خبر با افکار چپ درگیر شده و بعد از مدتی به بلوغ فکری می‌رسید!!

“زیرخاکی” آخرین ساخته سامان نیز در امتداد همان تصویرسازی قبلی ولی با تم طنز محسوب می‌شود با این حال فقدان درام و عدم شخصیت‌پردازی مناسب باعث شده “زیرخاکی” در کارنامه خود سامان هم محصولی ضعیف به نظر برسد.

سامان در خلق کمدی چندان موفق نیست و به کپی از آثار موفق این سالها که اکثرا در سینما در ژانر کمدی با محوریت دهه‌های قبل مثل “نهنگ عنبر” و “مصادره” و “آشوب” ساخته شده‌اند، پرداخته است.

استفاده از دو بازیگری که در این سالها نشان داده‌اند که در حوزه سینمای کمدی توانمند هستند یعنی پژمان جمشیدی و ژاله صامتی هم فقط تلف کردن توانایی این بازیگران و گرفتن بازیهای ناپخته و کلیشه‌زده از آنها است.

ژاله صامتی که در این سالها در قالب زنان سنتی مقتدر ، عصبی مزاج حسابی جا افتاده است تقریبا همان شخصیت زن سنتی و تند مزاج کمدیهای “ضدگلوله” و “نیش زنبور” را ارائه می‌کند و انگار نه انگار او همان بازیگریست که اخیرا ازش درامهای تاثیرگذار “پسرکشی” و “درخونگاه” را دیده‌ایم!

از آن بدتر بازی اعصاب خرد کن و بدون طراوت ، جذابیت و شیرینی پژمان جمشیدی است که با دندان قروچه حرف زدن که از فرط تکرار اعصاب خردکن میشود به هیچ وجه آن پژمان جمشیدی طناز و شیرین کارهای قبلیش نیست.

تصویر کلیشه‌ای و تک‌بعدی از ساواک و ساواکی‌ها که آلت دست ساده‌لوحی میشوند که دنیایش فقط در پیدا کردن گنج خلاصه می‌شود اساسا بنیادهای قابل باور بودن موقعیتهای ایجاد شده را زیر سوال میبرد و بیشتر شاهد تیپ‌هایی از یک سری آدم خشن و بدون فکر و اندیشه هستیم.

از همه بدتر ابله نشان دادن ارتش زمان پهلوی است که یک افسر ساده یک موشک حساس را خیلی راحت از محیط پادگان بیرون می برد و مستشاران امریکایی را حد آدمهای خنگ نشان میدهد که فقط به دنبال عتیقه‌خری هستند؛ آدمهایی که اگر به این میزان خنگ و نادان بودند سلطه نیم قرنی بر ایران نداشتند و با این ساده‌لوح نشان دادن، ارزش نیروهای انقلابی در سقوط رژیم پهلوی برای نسل جوان زیر سوال نمی‌رود؟؟

استفاده از شوخی‌هایی نظیر رقصیدن فریبرز با پسرش با آهنگهای قدیمی دهه پنجاهی که خوراک جانمایی در اینستاگرام است اوج خلاقیت کارگردان مجموعه محسوب می‌شود ولی آیا چند تیپ، مقادیری رقص و خاطره‌بازی با گذشته برای ساخت یک سریال کافی است؟؟ مطمئنا نه و نشات‌گرفته از روش غلط انتخاب کارگردان در رسانه ملی.

در اشتباهی بودن موقعیتهایی که رسانه ملی پیش‌روی آدمها میگذرد همین بس که سامان بعد از ساخت سه سریال دهه پنجاهی نتوانسته در “زیرخاکی” حتی طراحی صحنه تداعیگر چهار دهه قبل را داشته باشد و مدام تیپ‌ها را به دل بیابان می‌برد که کلا صحنه‌آرایی را فاکتور بگیرد!!!

 

پژمان جمشیدی و ژاله صامتی بازیگران زیرخاکی

پژمان جمشیدی و ژاله صامتی بازیگران زیرخاکی




همراهی عادل فردوسی‌پور با ژوله، پژمان و دایی در تولید یک برنامه تازه!+عکس

سینماروزان: عادل فردوسی‌پور که بعد از حذف از «نود» حسابی بر دامنه شهرت خود افزود قصد دارد یک برنامه تازه را به هواداران خود ارائه دهد.

عادل فردوسی‌پور طراحی و تولید برنامه‌ای به نام «کلاسیکو» را برعهده داشته است که به بهانه ال‌کلاسیکوی حساس چهارشنبه شب میان بارسلونا و رئال تهیه شده است.

این ویژه برنامه با اجرای پژمان جمشیدی و با حضور هواداران دو تیم در استودیو، در آستانه ال‌کلاسیکوی حساس، یکشنبه شب عرضه خواهد شد؛ البته نه از تلویزیون بلکه از طریق پلتفرم‌های اینترنتی.

این برنامه که با حضور علی دایی، وریا غفوی، امیرمهدی ژوله به عنوان میهمان و با اجرای پژمان جمشیدی به بررسی آخرین اتفاقات بارسلونا و رئال مادرید پیش از بازی بزرگ می‌پردازد، قرار است یکشنبه شب ۲۴ آذر از طریق پلتفرم‌های فیلیمو و نماوا و کافه بازار به نمایش درآید.

 ژابی آلونسو بازیکن تیم ملی اسپانیا هم به عنوان کارشناس برنامه «کلاسیکو» با برقراری ارتباط اینترنتی تحلیل‌هایی از رقابت دو تیم و حال و هوای فعلی دو شهر بارسلون و  مادرید را ارائه می‌کند.

تهیه کنندگی «کلاسیکو» را عادل فردوسی پور برعهده دارد و کافه‌بازار، فیلیمو و نماوا از سرمایه‌گذاران این برنامه هستند. این برنامه یکشنبه ۲۴ آذر منتشر خواهد شد.

 

پژمان جمشیدی و علی دایی در «ال کلاسیک»




پژمان جان! نامزدی شما خنده نداشت! اما کاندیداتوری پنج‌گانه یک کپی درجه دوم ارگانی، اشک‌آور است!

سینماروزان/حامد مظفری: حواشی خندیدن به کاندیداتوری پژمان جمشیدی در نشست خبری اعلام کاندیداها همچنان ادامه دارد و در این چندروز از کاریکاتور تا نقد و تحلیل درباره آن خنده ها صادر شده است.
نکته مغفول ماجرا اما نه کاندیداتوری پژمان که از برخی کاندیداهای دیگر محق تر بوده بلکه کاندیداتوری برای فیلمی به نام «سوءتفاهم» است.
فیلمی ارگانی که ورای تلاش برای منگنه شدن به بودریار و هایپر ریلتی به شدت یادآور «پرده آخر« بود؛ یکی از دو فیلم بلند واروژ کریم‌مسیحی که علیرغم شایستگیهایش نزدیک به یک دهه است نتوانسته فیلمی بسازد و حتی دیگر قید تدوین را هم زده است.
پژمان جان! کاندیداتوری شما خنده دار نبود اما کاندیداتوری 5گانه فیلمی که خواسته یا ناخواسته «پرده آخر» را به ذهن میآورد و کاراکتر شما هم در فیلم یادآور داریوش ارجمند همان فیلم بود، اشک آور است!
بله، اشک آور است در سازمان متمولی که بودجه تولید فیلم را داده حتی یک مشاور نبوده که بعد از خواندن فیلمنامه متوجه شباهت گل درشت با «پرده آخر» بشود؛ بماند که خود واروژ هم فیلمش را از «شیطان صفتان» «ژرژ کلوزو» برداشته بود و این یعنی کپی اندر کپی!
باید اشک ریخت به حال ارگانهایی که منابع عمومی را به اسم تولید فرهنگی استراتژیک صرف کپی کاری میکنند و زار زد برای روسای دولتی سینما که بوسه های داغ میفرستند برای چنین ارگانهایی!

حامد مظفری
حامد مظفری



واکنش کارگردان «آذر» به پرسشهای مبتنی بر اختلافات میان او و نیکی کریمی⇐واقعا متحیرم که چرا نام من به عنوان کارگردان مخدوش شده؟!/این میزان تبلیغات بر موتورسواری نیکی کریمی به مخاطب آدرس غلط می‌دهد/نمی‌دانم چرا از ظرفیت امثال پژمان جمشیدی برای تبلیغات استفاده نشد؟!/امیدوارم پاسخ مناسبی برای رفتارهایشان داشته باشند!

سینماروزان: فیلم «آذر» تهیه کننده ای به نام نیکی کریمی دارد که یک تنه کوشیده با راه اندازی اکرانهای مردمی و استفاده از اسپانسرینگ اپلیکیشنی متمول و برندی کره شرایط دیده شدن فیلمش را فراهم آورد.

به گزارش سینماروزان یک آسیب این تلاشهای یک‌تنه بی توجهی به کارگردان جوان اثر محمد حمزه ای و برخی بازیگران نظیر حمیدرضا آذرنگ و پژمان جمشیدی و فرید سجادی حسینی بوده است به گونه ای که در هیچ یک از اکرانهای مردمی اینها حضور پررنگ نداشته اند.

محمد حمزه ای در گفتگو با «اعتماد» گلایه های خود را از رفتار تهیه کننده اعلام کرده است.

« آذر» فيلم بسيار پرحاشيه‌اي است كه اين روزها هر چه مي‌گذرد انگار حواشي آن بيشتر هم مي‌شود. به عنوان كارگردان كه در راس اين فيلم قرار داريد چه نظري در مورد اين حواشي داريد؟

ببينيد من به عنوان يك فيلمساز حالا پيش‌تر به عنوان كسي كه ساليان بلندي در پشت صحنه سينما فعاليت مي‌كردم و بعدتر فيلمسازي را در حوزه‌هاي بلند و كوتاه تجربه كردم ميلم به سمتي است كه بتوانم اثري را در آرامش توليد و به نتيجه برسانم؛ اما وقتي خواه ناخواه گرفتار برخي از حواشي اين مدلي مي‌شويم بايد ببينيم ريشه اين حواشي كجاست. من به عنوان كارگردان اين فيلم طي يك سال گذشته تمام تلاشم را كردم اين ماجراهايي كه از زمان توليد گريبانگير «آذر» بود دست‌كم از طريق من نباشد تا جايي كه شده تلاش كردم و مقابل اين ماجراها ايستادم؛ اما الان واقعا متحيرم كه چه كسي ازاين ميزان حاشيه ايجاد شده سود مي‌برد و آيا متوجه اين نيستم كه همچنان ممكن است اين ماجراها سلامت اكران فيلم را به مخاطره بيندازد و باعث شكل‌گيري ذهنيت و هاله‌اي از انرژي منفي نزد مخاطب شود. نمي‌دانم بالاخره كي بناست اين داستان مديريت شود به هر حال خود من حرف‌هاي زيادي را نگه داشتم و تا به اينجا هنوز عنوان نكردم تا بيش از اين حواشي بسط داده نشود، ولي برخي رفتارها موجب مي‌شود كه به هر حال برخي صحبت‌ها عنوان شود كه به نظر من در مجموع اين شكل خوبي ندارد.

پرسشي كه اين چند وقته ايجاد شده اينكه چرا شما در مراسم‌هاي عمومي‌‌كه براي فيلم برگزار مي‌شود حضور نداريد، اسم‌تان هم در تيزرهاي فيلم نيست يا اگر هست خيلي كمرنگ است؛ انگار كه فيلم كارگردان ندارد.

(مي‌خندد) فكر مي‌كنم علت نبود من را شخص تهيه‌كننده كه اين برنامه‌ها را طراحي مي‌كند بايد جواب بدهد. در خصوص تيزرها هم اين را خودم نديدم ولي شنيدم؛ در حال پيگيري هستم كه ببينم مشكل از كجاست كه نام من به عنوان كارگردان به اين شكل مخدوش و كمرنگ شده، اميدوارم دوستاني كه با حقوق معنوي كارگردان اينگونه برخورد مي‌كنند پاسخ مناسبي براي اين كار خود داشته باشند.

 

فيلم «آذر» از بازيگران چهره شناخته شده زيادي بهره مي‌‌برد. به عنوان مثال تنها در يك سكانس از پژمان جمشيدي استفاده كرديد و نكته جالب اينكه از اين بازيگران براي تبليغات فيلم هيچ بهره‌اي برده نشده…

ببينيد با توجه به اينكه قصه «آذر» يك بازيگر محوري زن و دو بازيگر مكمل آن سن بالا بودند از ابتدا تصميم بر اين بود حتي براي نقش‌هاي كوچك كار با توجه به اينكه فيلمنامه كامل نبود از دوستان شناخته‌شده‌تري استفاده كنيم تا حضور اين رفقا با توجه به توانايي و تجربه‌شان هم به قوام و موقعيت كاراكترها و فضاي فيلم كمك كند و از همه مهم‌تر بتوانيم از تمام پتانسيل اين افراد به عنوان بازيگران اين فيلم براي داشتن يگ گروه بازيگران در خور و ويترين مناسب هنگام اكران و تبليغات بهره ببريم تا شايد بتوانيم گروه متنوعي از مخاطبين را جذب كنيم، در نتيجه به فروش و برگشت سرمايه هم فكر كرده باشيم؛ ولي زمان اكران عمومي تا به الان كه وارد هفته سوم شديم نمي‌دانم با چه استراتژي‌اي اين اتفاق نيفتاد و براي معرفي فيلم «آذر» از تمام ظرفيت حضور دوستان بازيگر استفاده نشد كه براي خود من هم مثل شما سوال بود كه آيا كسي كه اين تصميم را گرفته براي تبليغات به تبعات آن فكر كرده يا خير.

در مصاحبه‌اي كه چند روز گذشته از شما خواندم شما به حواشي مربوط به بدلكار فيلم از جنبه تبليغي نگاه كرديد كه باعث ديده شدن فيلم مي‌شود. بازيگر فيلم شما در طول فيلم نهايت ١٠ دقيقه روي موتور مي‌‌نشيند اما پوستر فيلم حكايت ديگري دارد. پرسش من اينجاست كه آيا به هر طريقي مخاطب را بايد به سالن كشاند؟ البته منظور تنها فيلم آذر نيست. بعضا ديده مي‌شود فيلمسازان از تحريم‌هاي ارگان‌ها در جهت دعوت مردم براي ديدن فيلم‌شان بهره مي‌‌برند كه اين به نظر مي‌‌رسد راه درستي براي جذب مخاطب نيست.

خير؛ من در آن مصاحبه‌اي كه شما به آن اشاره مي‌كنيد نگفتم اين حواشي باعث ديده شدن فيلم مي‌شود؛ بلكه تعبير من اين بود در اين سينما اين گونه است كه ظاهرا برخي از نمد اين حواشي براي خود كلاهي مي‌سازند كه فيلم‌شان بيشتر مورد توجه قرار گيرد. در صورتي كه درآن مورد به خصوص ماجرا آن بدلكار خانم به نظرم مي‌‌رسد اصلا به نفع فيلم نيست و بيشتر نتيجه عكس در ذهن مخاطب ايجاد مي‌كند كه يكي هم همين مساله موتورسواري است كه اين ميزان مانور و تبليغ رو موتور سوار شدن ممكن است از پايه آدرس غلط به مخاطب بدهد و باعث سرخوردگي شود. چون مخاطب عملا وقتي به ديدن فيلم مي‌نشيند با اثري مواجه مي‌شود كه اصلا مساله قهرمان فيلم موتورسواري نيست و اين شكل فيزيكي موتورسواري به فراخور آن قصه است كه در آن صحنه شخصيت آذر ناگزير به موتور سواري مي‌شود. فكر مي‌كنم اين ماجرا را تهيه‌كننده بايد پاسخگو باشد نه من فيلمساز.

 




کارگردان عاشقانه مخاطب‌پسند«ایتالیا ایتالیا» اظهار داشت⇐سریال نوذر آزادی را اصلا ندیده‌ام!/آقازادگان در تولید و پخش هستند! آنها به دنبال پولشویی‌اند!/آقازادگان در کارگردانی ورود نمی‌کنند چون در کارگردانی پولی نیست!/نه مرکز گسترش از ما حمایت کرد و نه فارابی/سارا بهرامی را انتخاب کردم چون به دنبال جراحی زیبایی نیست/چرا باید یک سوم بودجه فیلم را به یک مثلا سوپراستار داد؟/در ايران بازيگران را يا از خيابان انتخاب مي‌كنند يا از آموزشگاه‌ها!/پژمان جمشیدی اصلا بازیگر نیست و بدتر اینکه در تئاتر هم از او استفاده می‌کنند

سینماروزان: عاشقانه گرم و توأم با فانتزیهای رویاپردازانه «ایتالیا ایتالیا» علیرغم حداقل تبلیغات محیطی توانست از ابتدای اکران خود مخاطب نسبی خود را داشته باشد و تا اینجا از فروش یک میلیارد هم عبور کرده است.

به گزارش سینماروزان کاوه صباغ زاده کارگردان این فیلم که بعد از سالها دستیاری به سینما آمده است از جمله طرفداران سینمای رویاپردازانه هالیوود است و شاید برای همین باشد محصولی که پیش روی مخاطب قرار داده تعریفی استاندارد ارائه میدهد از مدیوم سینما.

کاوه صباغ زاده با اشاره به اینکه نسبت خانوادگی پدرش مهدی صباغ زاده کمترین رانتی برای او ایجاد نکرده به «اعتماد» بیان داشت: واقعا با پارتي فيلم نساختم. از سال ٩١ تا ٩٢ به دنبال دريافت مجوز كارگرداني بودم (در آن زمان دريافت مجوز كارگرداني بسيار سخت بود) اگر آقازاده سينمايي بودم زودتر بايد مجوز دريافت مي‌كردم. از سال ٩٢ كه پروانه ساخت دريافت كردم تا ٩٤ درگير ساخت فيلمي بودم به نام «دیو باید بمیرد» كه اصلا ساخته نشد؛ فارابي از ما حمايت نكرد و بودجه‌اي به ما ندادند. آن زمان مركز گسترش كه مسووليت حمايت از فيلمسازان جوان را داشت از ما حمايت نكرد و در نهايت فيلم بعد از دو ماه پيش توليد، متوقف شد.

صباغ زاده درباره ورود آقازادگان به سینما بیان داشت: آقازاده در سينما يا مشاغل ديگر به كسي مي‌توان گفت كه يك شبه پيشرفت كرده باشد و از قبل وجود خارجي نداشته باشد….آن هم با رانت‌هاي دولتي!

وی ادامه داد: آقازاده‌ها عموما به حكومت، دولت يا نهاد و انجمني وصل هستند و كارشان در بخش تهيه، توليد يا پخش فيلم است. آنها هيچ‌وقت در حوزه كارگرداني ورود پيدا نمي‌كنند چون پولي در حرفه كارگرداني نيست. آنها به دنبال كار فرهنگي نيستند، بيشتر به دنبال درآمدزايي و حتي پولشويي هستند. خير، من به اين معنا آقازاده نيستم چون از سال ٧٤ به صورت آموزشي (فيلمبرداري پشت صحنه، دستيار تدوين) كار در سينما را آغاز كردم و از سال ٧٧ با حرفه دستياري كارگرداني به صورت رسمي فعاليتم را آغاز كردم و تا به امروز هم در اين حرفه كماكان مشغولم و يك شبه فيلمساز نشدم.

صباغ زاده درباره عنوان فیلمش که یادآور سریالی محصول دوران پهلوی است بیان داشت: من آن سريال «ایتالیا ایتالیا»ی نوذر آزادی را نديدم و در ناخودآگاهم تاثيري نداشت. در طول فيلم هم كاراكترها چند بار به اين تشابه اسمي اشاره مي‌كنند. شيطنتي بود كه مي‌خواستيم در بخش تبليغات به كمك‌مان بيايد و عده‌اي را به خاطر علاقه به آن سريال و حس كنجكاوي به سينما بكشانيم.

این کارگردان جوان با اشاره به انتخاب بازیگر اصلی زن «ایتالیا ایتالیا» بیان داشت: به نظر من مهم‌ترين ويژگي سارا بهرامي سادگي اوست. تعمدا مي‌خواستم بازيگري انتخاب كنم تا مخاطب با او همذات‌پنداري كند. يكي از دلايلي كه به‌شدت براي سارا بهرامي احترام قائلم اين است كه نمي‌خواهد تركيب صورتش را تغيير بدهد و جراحي كند! اين طبيعي بودن صورت يك بازيگر براي من كارگردان خيلي اهميت دارد چون مي‌خواهم مخاطب با بازيگرم ارتباط برقرار كند. به نظر من يك بازيگر در درجه اول بايد كارش را بلد باشد نه اينكه روي چهره‌اش حساب باز كند.

وی با اشاره به روشهای غلط انتخاب بازیگر در سینمای ایران بیان داشت: هيچ‌وقت نفهميدم چرا بايد يك سوم بودجه يك فيلم را به بازيگري اختصاص دهيم كه با هزار مكافات حضورش را سرصحنه تحمل مي‌كنيم و در نهايت هم نتيجه كار دلخواه‌مان نمي‌شود! متاسفانه بايد بگويم بعضي از بازيگران سوپراستار به اين باور رسيده‌اند فيلمساز بايد به هر قيمتي به نقش‌آفريني آنها تن دهد. من معتقدم بهترين بازيگران ما آنهايي هستند كه از تئاتر به سينما آمدند. اصلا راه تزريق درست بازيگر به سينما در سراسر دنيا اين است كه از بازيگران باتجربه و باسواد تئاتر استفاده كنيم. اما در ايران بازيگران را يا از خيابان انتخاب مي‌كنند يا از آموزشگاه‌ها! بعضي وقت‌ها هم از سلبريتي‌هايي كه بازيگري نمي‌دانند در فيلم‌هاي سينمايي استفاده مي‌كنند. مثلا آقاي پژمان جمشيدي كه به نظرم اصلا بازيگر نيست و بدتر اينكه از او در تئاتر هم استفاده مي‌كنند!

 




واکنش منطقی پژمان جمشیدی به صفت پولساز بودن⇐فروش بالای «…آلبالو»، «خوب بد جلف» و «آتش بس» به‌خاطر من نبود!

سینماروزان: پژمان جمشیدی هرچند از فوتبال به بازیگری روی آورد اما آن قدر استعداد داشت که خیلی زود و از همان سریال «پژمان» مورد توجه قرار گیرد؛ این مورد توجه قرار گرفتن سبب ساز آن شد که علاوه بر سینما تجربه حضور در تئاتر را هم کسب کند.

به گزارش سینماروزان فروش بالای «خوب بد جلف» که یکی از نقشهای اصلی آن را جمشیدی بازی میکند در کنار فروش بالای دو فیلم سینمایی قبلیش «50 کیلو آلبالو» و «آتش بس» سبب ساز آن شده که برخی از رسانه ها به او صفت پولسازترین بازیگر این سالها را بدهند.

پژمان جمشیدی اما در گفتگو با «شرق» در کنار صحبت درباره فعالیتهای بازیگریش در اظهارنظری منطقی از این گفته که فروش بالای سه فیلم اخیرش به خاطر وی نبوده است و عوامل دیگری اسباب فروش را فراهم کرده اند.

متن کامل گفتگوی جمشیدی را بخوانید:

شما به‌عنوان یکی از رکوردداران گیشه سینما و به ‌نوعی یکی از پول‌سازترین بازیگران سینمای ایران معرفی شدید. این موفقیت را پیش‌بینی می‌کردید؟
شاید هرکسی جای من بود و از فوتبال به سمت سینما و تلویزیون می‌آمد، باید از این خبر خوشحال می‌شد، اما به نظرم کمی خبر تحریک‌کننده‌ است تا اینکه برایم خوشایند باشد. طبعا فروش این سه فیلم به دلیل حضور من نبود و بازیگران بسیار خوبی در فیلم‌های «پنجاه کیلو آلبالو»، «آتش‌بس» و «خوب، بد، جلف» با من همکاری کردند و عوامل بسیاری باعث فروش بالای این سه فیلم شدند.
رسانه‌ای‌شدن این خبر بیشتر حاشیه‌ساز است، اما می‌دانم کسانی که این خبر را درج کردند قصد بدی نداشتند، اما برای من اتفاق خوشایندی نبود، چراکه مسئولیت من را بیشتر می‌کند.
طبعا موقعیت حال‌حاضر شما، با زمانی که به‌عنوان فوتبالیست به عرصه هنر پا گذاشتید متفاوت است، تجربه‌های حضور در صحنه تئاتر، سینما و تلویزیون تا حد زیادی از بار انتقادها کم کرد. نگاه خودتان نسبت به موقعیت حال‌حاضرتان چیست؟
موقعیت خاصی برای خودم نمی‌بینم و طبعا خودم را تافته جدابافته نمی‌دانم. اساسا برای موفقیت تلاش می‌کنم، اما دلخوش به این موفقیت‌ها هم نیستم. می‌دانم که یک روز همه چیزی که اسمش موفقیت است از بین خواهد رفت. نگاه من به زندگی مدت‌هاست تغییر کرده. بعد از فوت مادرم هیچ‌چیز رنگ سابق را برایم ندارد. دیگر برایم اتفاق عجیبی نیست اگر فیلم پرفروشی در اکران دارم و سریال نوروزی‌ای که در آن سهیم بودم به یکی از موفق‌ترین سریال‌های تلویزیون تبدیل شده است. معتقدم این روند بالاخره روزی تمام می‌شود. البته خیلی خدا را شکر می‌کنم برای موقعیتی که برایم ایجاد شد و بخش قابل‌ملاحظه‌ای از آن هم شانس من بود که آدم‌های مطرح و کاربلدی در مسیر حرفه‌ای من قرار گرفتند و با آنها همراه شدم. سهم زیادی از موفقیت‌هایم را مدیون آنها هستم. در این مدت از آدم‌های کاربلدی مثل پیمان قاسم‌خانی، سامان مقدم، تهمینه میلانی، مانی حقیقی و… یاد گرفتم و اگر موفقیتی برایم رقم خورده است، حاصل همراهی با این دوستان و بازیگران درجه‌یکی بوده که باعث شد من کم‌تجربه دیده شوم.
 «خوب، بد، جلف» به‌نوعی ادامه همکاری شما با پیمان قاسم‌خانی بود و بعد از سریال «پژمان»، بار دیگر این همکاری موفقیت‌آمیز بود. از ابتدا در جریان نگارش فیلم‌نامه بودید؟
بله. من از شروع نگارش فیلم‌نامه در جریان تغییرات عمده و اصلی آن بودم. این فیلم‌نامه از ابتدا با توجه به حضور من، سام درخشانی و حمید فرخ‌نژاد نوشته شد. فیلم‌نامه چندین‌بار تغییر کرد. قرار بود نقش مجید مظفری و رضا رویگری را دو دوبلور بازی کنند که این اتفاق نیفتاد و خوشبختانه این دو بزرگوار حضور داشتند. چیزی نزدیک به یک‌سال‌ونیم نگارش فیلم‌نامه زمان برد تا پیمان به ایده‌آلی که مدنظر داشت، رسید. خوشبختانه در هر فیلم یا سریالی که بازی کردم پشیمان نیستم؛ کارهایی بوده که به آنها افتخار کردم و حدس می‌زدم خروجی آنها چه می‌شود، منظورم از خروجی صرفا فروش نیست، بلکه اقبالی است که از سمت مخاطب دریافت می‌کند. می‌دانستم مانی حقیقی آبرویش را دوست دارد، پیمان قاسم‌خانی کارش را بلد است و سامان مقدم کمدی را می‌شناسد، بنابراین به این دوستان اعتماد کردم. بخشی از راحتی من مقابل دوربین از اعتمادم به این عزیزان است. شاید کارنامه‌ای که من دارم بیشتر شبیه بازیگری است که ٢٠ سال سابقه کار دارد، ولی من در سه سال موفق شدم تجربه کار با بهترین‌ها را داشته باشم.
 کمی درباره مجموعه «دیواربه‌دیوار» صحبت کنیم و جنس کمدی سامان مقدم که کمی متفاوت‌تر از روال تلویزیون است. فارغ از همراهی با کارگردانی به نام سامان مقدم، قصه این سریال چقدر برای شما جذابیت داشت؟
سامان مقدم را می‌شناختم، اما تجربه همکاری نداشتیم. «دیواربه‌دیوار» پشت صحنه بسیار خوبی داشت و شیوه کارگردانی سامان مقدم برایم بسیار قابل احترام است. شاید به نظر داستان سریال معمولی جلوه کند، اما نگاه قصه به موضوع فقر برایم جالب بود. آدم‌های این عمارت، آدم‌های فقیری هستند، اما مثل باقی فیلم‌ها یا سریال‌ها کثیف و چرک نیستند. شاید بسیاری از ما در یک دوره‌ای از زندگی روزهای این‌چنینی‌ای که در سریال می‌بینید را تجربه کردیم. من هم چنین تجربه‌ای دارم، من در خانواده فرهنگی زندگی می‌کردم و اوایل انقلاب با تغییراتی که ایجاد شد، شرایط اقتصادی خانواده ما هم تغییر کرد و مجبور شدیم طوری زندگی کنیم که دخل‌وخرجمان جور دربیاید. برای همین شیوه نگاه دوستانم در این سریال را می‌پسندم و برایش احترام قائلم. آدم‌های این سریال را در قاب تمیزی می‌بینیم و من این نگاه را دوست داشتم.
 شتاب ساخت سریال مناسبتی سخت نبود؟
چرا، فشار زیادی روی گروه بود و تمام تعطیلات نوروز سر کار بودیم. فضای پشت صحنه سریال عالی بود و کمترین حاشیه را داشتیم. البته حس می‌کنم بیشتر از ما، گروه نویسندگان این مجموعه و در رأس آنها آقای الوند فضای پراسترس‌تری را تجربه کردند، اما گروه حرفه‌ای این سریال باعث شد تا خیلی سختی‌های کار را در این سه ماه حس نکنیم.
 همچنان قصد دارید در سینما و تلویزیون، در کارهای کمدی حضور داشته باشید؟
کار غیرطنز را بیشتر در تئاتر تجربه کردم، البته در عرصه تصویر، فیلم آقای کرم‌پور طنز نبود، اما برای من همه‌چیز به فیلم‌نامه و کارگردان بستگی دارد. گاهی با کارگردانی همراه می‌شوی که به کارش مسلط است و یقین داری تو را در بهترین موقعیتی که باید می‌گذارد، مثل آقای کاهانی که در یک درام جدی، با حضور یک بازیگر کمدی، شخصیت شیرینی را خلق می‌کند و نتیجه درخشان می‌شود. ترجیح من این است که در نقش‌هایی حضور داشته باشم که دوستشان دارم؛ مثلا شخصیت بهرام در سریال «دیواربه‌دیوار» که کمدی نیست و موقعیت‌های بامزه‌ای برایش ایجاد می‌شود.
 همچنان در تئاتر فعال خواهید بود؟
اجرای «پپرونی برای دیکتاتور» آغاز شده است؛ نمایشی که در اجرای اول مورد اقبال قرار گرفت و پرفروش‌ترین نمایش سال گذشته ایرانشهر شد. اجرای مجدد این نمایش با تغییر برخی از بازیگران این نمایش روی صحنه می‌رود و قطعا بازی در تئاتر را ادامه خواهم داد.




روایت زندگی بیماران روانی آسایشگاهی در شمال با حضور مجید صالحی، مهران احمدی، پژمان جمشیدی و…

سینماروزان: فیلم سینمایی “من دیوانه نیستم “به کارگردانی علیرضا امینی و نویسندگی دانیال مقدم و تهیه کنندگی مرتضی شایسته از روز سه شنبه کلید می خورد.

به گزارش سینماروزان این پروژه سینمایی با حضور متفاوت برخی از بازیگران مطرح در شمال کشور کلید خواهد خورد.

حضور مجید صالحی، مهران احمدی ، پژمان جمشیدی، محمدرضا هدایتی، برزو ارجمند، هادی کاظمی، دانیال مقدم، مهدی ماهانی ،سیروس کهوری نژاد ،محمدرضا داودنژاد قطعی شده است و به زودی تعدادی دیگری از بازیگران مطرح به این پروژه خواهند پیوست.

در خلاصه داستان “من دیوانه نیستم” آمده است: تعدادی بیمار روانی در آسایشگاهی وسط جزیره ای در شمال کشور  زندگی را روایت میکنند و ….

برخی از عوامل “من دیوانه نیستم به شرح زیر می باشد:کارگردان:علیرضا امینی،نویسنده:دانیال مقدم ، مدیر فیلمبرداری:فرشاد گل سفیدی ، صدا بردار:امیر پرتوزاده ، طراح صحنه و لباس :سهیل میرسپاسی ، طراح گریم :امید گل زاده ، دستیار اول کارگردان و مدیر برنامه ریزی:ایمان یزدی ،  گروه کارگردانی:مهسا حسینی ، مدیر تدارکات :کامبیز اینانلو ، عکاس : حسن شجاعی ، جانشین تولید : مهرداد متولی ، مشاور رسانه ای  و روابط عمومی و فضای مجازی : سپهر پهلوانی ،  بابک جوادی ، مدیر تولید : مجتبی متولی ، تهیه کننده : مرتضی شایسته




بازگشت پژمان جمشیدی به تلویزیون با نقشی جدی در یک سریال تاریخی

سینماروزان: پژمان جمشیدی فوتبالیستی که با سریال “پژمان” وارد عرضه بازیگری شد و البته خوب هم توانست این حرفه را ادامه دهد در سریال «نفس» به نویسندگی و کارگردانی جلیل سامان مقابل دوربین رفت.

به گزارش سینماروزان تصویربرداری این سریال که از نیمه گذشته است، با حضور بازیگران جدید ادامه دارد و پژمان جمشیدی آخرین بازیگری است که تا این لحظه به پروژه پیوسته است. جمشیدی به عنوان یکی از شخصیت های سریال «نفس» همکاری با سامان را نیز تجربه می کند.
«نفس» پس از سریالهایی چون «ارمغان تاریکی» و «پروانه» سه گانه جلیل سامان را کامل می کند و یک درام پيچيده است که در بستر وقایع سیاسی قبل و بعد از انقلاب روی می دهد.
داستان این سریال درباره جوانی پر شر و شور است که در بحبوحه وقایع انقلاب رازی در زندگی اش فاش می شود.. او برای رسیدن به حقیقت حوادث پیچیده ای  را پشت سرمی گذارد.
مسعود رایگان، ژاله صامتی، علیرضا کمالی، بهناز جعفری، قربان نجفی، احسان امانی، شهاب شادابی، هادی عامل هاشمی، با معرفی ساناز سعیدی و با حضور فاطمه گودرزی، هدایت هاشمی، داریوش فرهنگ، رامین راستاد و خسرو شهراز بازیگران «نفس» هستند.
عوامل اصلی این سریال عبارتند از مدیر تولید: رضا نصیری نیا، مدیر تصویربرداری: سیروس عبدلی، مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان: علیرضا صالحی، طراح صحنه و لباس بابک کریمی، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، تدوینگر: حسن حسندوست، نیما حسندوست، مدیر صدابرداری: جواد مقدس، مسئول جلوه های ویژه رایانه ای: هادی اسلامی، عکاس: حسن شجاعی،  مدیر روابط عمومی: مریم عرفانیان.
سریال «نفس» در گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما تهیه می‌شود.



ماجرای پیشنهاد جالب کارگردان “هیس…” به خوش‌تیپ‌ترین پرسپولیسی تاریخ+عکس

سینماژورنال: یکی از خوش تیپ ترین پرسپولیسی های تاریخ افشا کرد پیشنهاد بازی در سینما را رد کرده است.

به گزارش سینماژورنال رضا شاهرودی ستاره پیشین تیم ملی و باشگاه پرسپولیس که بی شک یکی از خوش‌تیپ‌ترین‌های دهه ۷۰ فوتبال ایران بوده است، حرف‌های جالبی درباره فوتبال ایران، فوتبالش و حاشیه فوتبالش زده است.

او در بخشی از گفتگو با “رکنا” درباره پیشنهاد هنرپیشگی سخن گفته است. رضا که پرسپولیسی‌ها او را مالدینی صدایش می کردند، درباره روزهای پایان فوتبالش گفت: «فوتبالم که تمام شد، پیشنهاد بازی در سینما را هم داشتم.»

پوران درخشنده پیشنهاد بازیگری داد
این پیشنهاد بازی در سینما از جانب چه کسی بوده است؟ او این ماجرا را برای‌مان تعریف می‌کند:« خانم پوران درخشنده لطف کردند و به من پیشنهاد بازی در نقش اصلی یک فیلم را دادند. پیشنهادشان این بود که من نقش یک بچه پایین شهری را بازی کنم که خوش تیپ است و دخترهای پولدار بالای شهری را اغفال می‌کند و ثروت شان را به جیب می‌زند. از ایشان ۴۸ ساعت مهلت خواستم. هرچه فکر کردم ، دیدم من آدم بازی در سینما و جلوی دوربین نیستم. اگر بروم و بازی کنم، خودم و اسم رضا شاهرودی را خراب می‌کنم. برای همین از ایشان عذر خواستم و فکر کنم خود ایشان هم دیگر این فیلم را نساختند.»

پژمان استعدادش را داشت
او در پاسخ به این پرسش که فکر نمی‌کنی اگر می‌رفتی، می‌توانستی مثل پژمان جمشیدی راه جدیدی برای شهرت و ثروت پیدا کنی؟ گفت: «راستش را بخواهی نه. اتفاقا من خودم خیلی پژمان را برای بازی در این سریال تشویق کردم. پژمان از جوانی هم همین استعداد را داشت. او ، مهرداد میناوند و بهنام ابوالقاسم پور بین بچه‌های ما استعداد هنرپیشگی را داشتند. البته استعدادشان بازی در کارهای طنز بود. همین پژمان یک نقش جدی بازی کرده بود ، به نظرم اصلا خوب در نیامده بود اما سریال پژمان و کارهای طنزش بی نظیر است.»

رضا شاهرودی
رضا شاهرودی



روایت پژمان جمشیدی از ناسزاهای علی پروین و کشک بادنجانی که باعث شد به جام‌جهانی نرویم…

سینماژورنال: پژمان جمشیدی یک فوتبالیست بازنشسته است که به واسطه رفاقت با پیمان قاسم خانی و ایفای نقش در سریال “پژمان” از بازیگری سردرآورد اما آن قدر استعداد داشت که بتواند هم از پس ایفای نقش در “پژمان” برآید و هم اینکه بازیگری را ادامه دهد.

به گزارش سینماژورنال جمشیدی این روزها کمدی “50 کیلو آلبالو” را روی پرده دارد که جزو آثار پرفروش اما انتقادبرانگیز سینماهاست. جمشیدی در تازه ترین گفتگویش که با “شرق” انجام شده نکات جالبی را از دوران فوتبالی اش بیان داشته و یکی از این نکات ماجرای غذایی است که تیم ملی فوتبال ایران قبل از بازی با بحرین در رقابتهای مقدماتی جام جهانی 2002 کره و ژاپن صرف کرد.

تیم ملی فوتبال ایران می توانست با پیروزی برابر بحرین به طور مستقیم به جام جهانی صعود کند اما در اتفاقی غیرقابل انتظار با نتیجه 3-1 مغلوب این تیم شد و نتوانست به جام جهانی برود؛ در همان زمان برخی رسانه‌ها از ماجرای غذای مسمومی گفتند که باعث تحلیلی قوای بازیکنان ایرانی شده است.

اولین نفری بودم که گفتم چرا غذا را در هتل نخوردیم

جمشیدی با اشاره به یکی از بدشانسی هایش که نرفتن به جام جهانی 2002 بود با اشاره به آن شام که برخی آن را “کشک بادنجان” می دانستند بیان می دارد: ولی وقتی به جام‌جهانی 2002 نرفتم واقعا بدشانسی آوردم. مطمئنم ما به دلیل مسائل فوتبال یعنی ورزشی از آن جام حذف نشدیم و هنوز هم بازی بحرین برایم سؤال است.

وی ادامه می دهد: اولین نفری بودم که گفتم چرا غذا را در هتل نخوردیم و می‌توانید آرشیو «خبر ورزشی» را ببینید که اولین نفری بودم که این را گفتم. افتخار نمی‌کنم. اما نمی‌دانم چرا برای کسی عجیب نبود که ما روز بازی در بیرون از هتل غذا خوردیم! سفارت ایران در بحرین هم گفت اینها میهمان ما نبودند.

سرنوشت من و خیلی های دیگر عوض شد

جمشیدی می افزاید: نمی‌خواهم وارد حواشی فوتبال شوم، اما درنهایت ما آن جام‌جهانی را نرفتیم و سرنوشت من و خیلی‌های دیگر را تحت‌تأثیر قرار داد؛ افرادی مانند نیکبخت‌واحدی، مجاهد خضیراوی، حامد کاویانپور و حتی علی کریمی. درست است که علی کریمی دوره بعد به جام‌جهانی رفت، اما اگر در آن سن‌وسال وارد ویترین جهانی فوتبال می‌شدیم، شاید اتفاقات خیلی خوبی برایمان می‌افتاد.

عاشق بلاژویچ هستم
این بازیکن سابق و بازیگر فعلی درباره مربیان خارجی اش می گوید: عاشق بلاژویچ هستم. کلا برایم جالب است هر زمان که مربی خارجی وارد ایران شده بهترین زمان فوتبالی‌ام بوده و به حقم رسیده‌ام اما با مربی ایرانی کمتر. مثلا «دنیزلی» مربی «پاس» شد و من اوج فوتبالم بود با اینکه از «پرسپولیس» خارج شده بودم و بدترین حالت روحی را داشتم، اما یکی از بهترین سال‌های فوتبالم را تجربه کردم.

وی می افزاید: با آقای بلاژویچ در تیم ملی بزرگسالان به آنچه دوست داشتم و فکر می‌کنم حقم بود، رسیدم. با «کردس» آلمانی در تیم ملی امید فیکس بازی کردم. البته بخشی از این اتفاقات ناشی از اشتباهات خودم هم بوده.

ناسزا گفتن علی پروین مانند ارتباط ما با دوستان است!!!

جمشیدی درباره برخوردهای علی پروین با خودش بیان می دارد: بله، {علی پروین} زیاد در رختکن به من توپیدند. ناسزا گفتن آقای پروین مانند ارتباط ما مردها با دوستان‌مان است.

وی ادامه می دهد: اما تنها زمانی که دیدم ایشان واقعا عصبانی شد و از کوره در رفت، بازی پرسپولیس و برق شیراز بود. دو، سه هفته قبل از اینکه قهرمان شویم در آزادی یک بر صفر به برق شیراز باختیم. درست است که همه می‌گویند پرسپولیس آن سال شانس آورد و استقلال به ملوان باخت و قهرمان شد، اما اگر ما آن بازی را به برق شیراز نمی‌باختیم در هفته آخر خیلی چیزها روشن شده بود. آن نتیجه خیلی دور از ذهن بود. به‌همین‌دلیل آن روز آقای پروین من، کاویانپور و فنایی را از همه بیشتر مورد لطف قرار دادند!!

 




بعد از فوتبالیستهای آبی و قرمز ایرانی⇐پای مرد سال فوتبال جهان هم به سینمای ایران باز شد+عکس

سینماژورنال: عزیز اصلی، مهراب شاهرخی، علی پروین، جواد زرینچه، احمدرضا عابدزاده، نیما نکیسا، خداداد عزیزی، پژمان جمشیدی و آتیلا حجازی از جمله فوتبالیست‌های ایرانی هستند که به عنوان بازیگر در فیلم‌های سینمایی مقابل دوربین رفته‌اند و با حضور ریوالدو بازیکن مشهور فوتبال برزیل و مردس ال فوتبال جهان در سال 1999 در فیلم «من سالوادور نیستم» پای بازیکنان خارجی هم به فیلم‌های ایرانی باز شد.

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “ایسنا” سینما و فوتبال همیشه رابطه نزدیکی باهم داشته است، فیلم‌های سینمایی و سریال‌های زیادی با موضوع فوتبال ساخته شده یا فوتبالیست‌هایی که همیشه به سینما ابراز علاقه کرده‌اند و پیگیر جشنواره‌ها بوده‌اند و یا کری‌خوانی‌هایی که همیشه بازیگران سینما بر سر طرفداری از یک تیم داشته‌اند.

گاهی هم این دو قشر سرکی هم به کار هم کشیده‌اند، مثلا فوتبالیست‌هایی که فعالیت بازیگری داشته‌اند و بازیگرانی که در قالب تیم‌های مختلف فوتبال بازی کرده‌اند.

عزیز اصلی دروازه‌بان مشهور دهه 40 “پرسپولیس” و “دارایی”، اولین فوتبالیستی است که وارد دنیای هنر شد. او علاقه زیادی به بازیگری داشت و سال 44 بود که با پیشنهاد ساموئل خاچیکیان در فیلم «بی‌عشق هرگز» بازی کرد.

مرحوم خاچیکیان درباره انتخاب اصلی برای فیلمش گفته بود: «او چهره‌ای سینمایی داشت. من هم خیلی به فوتبال علاقه داشتم. زمانی که تیم رومانی به ایران آمد، تیم ایران در نیمه اول 3 یا 4 گل خورد، دروازبان ما بیاتی بود ولی نیمه دوم عزیز اصلی درون دروازه قرار گرفت. من به او پیغام دادم اگر گل نخورد از او در فیلم بعدی‌ام استفاده می‌کنم. او هم با شیرجه‌های معروفش کاری کرد که ایران در نیمه دوم گل نخورد و من هم به قولم وفا کردم و در فیلم «بی‌عشق هرگز» به او بازی دادم».

اصلی از سال 44 تا 50 در هشت فیلم سینمایی بازی ‌کرد و به خاطر چهره‌اش معمولاً در نقش‌های منفی ظاهر می‌شد.

مهراب شاهرخی، بازیکن سال‌های دور تیم ملی ایران و پرسپولیس دیگر فوتبالیستی است که وارد عرصه سینما شد. البته حضور شاهرخی برخلاف اصلی روی پرده‌ها تنها به یک فیلم خلاصه شد. شاهرخی که به خاطر شوت‌های سرکش و نفوذهای بی‌امانش شناخته شده بود، شیفته سینما بود و سرانجام سال 55 بود که به آرزویش رسید و در فیلم «علف‌های هرز» نقش آفرینی کرد. این اولین و آخرین حضور مدافع قدیمی پرسپولیس و تیم ملی در عرصه سینما بود.

جواد زرینچه کاپیتان دهه 70 استقلال هم سال 78 بود که با بازی در فیلم «مثلث آبی» نامش در ردیف فوتبالیست‌هایی قرار گرفت که روی پرده سینما رفته‌اند. در این سال فیلم «مثلث آبی» با سرمایه‌گذاری علی فتح‌الله زاده، مدیر عامل وقت استقلال جلوی دوربین رفت و زرینچه در این فیلم نقش خودش را بازی کرد.

این فیلم ماجرای نوجوان علاقه‌مند به استقلال است که به او ممدآبی می‌گویند. محمد که همراه خانواده‌اش زندگی فقیرانه و نجیبی دارد در یک فروشگاه ورزشی با جواد زرینچه آشنا می‌شود و مدافع آبی‌ها که از فداکاری این نوجوان خوشش آمده سعی می‌کند به خانواده او نزدیک شود و مشکلات آنها را حل کند.

«فوتبالیست‌ها» به کارگردانی علی اکبر ثقفی، فیلمی بود که علی پروین و حمید استیلی در سال 79 در آن بازی کردند تا آنها هم حضور جلوی دوربین را تجربه کرده باشند. در این فیلم پروین نقش سرمربی تیم بچه‌های بی‌سرپرست و استیلی نقش یک مددکار و عضو افتخاری سازمان بهزیستی را بازی کردند.

احمدرضا عابدزاده از جمله فوتبالیست‌هایی بود که همواره مورد توجه کارگردان‌های سینما برای بازیگری بود تا اینکه سرانجام سال 78 جلوی دوربین کاظم معصومی رفت و با بازی در فیلم «ازدواج غیابی» پا به عرصه بازیگری گذاشت.

البته حضور دروازه‌بان سابق استقلال و پرسپولیس و تیم ملی تنها به همین یک فیلم خلاصه شد و پس از آن دیگر عابدزاده دور سینما را خط کشید.

ماجرای فیلم «ازدواج غیابی» یک داستان خیالی است که مبنای واقعی ندارد و زندگی شخصی و خصوصی عابدزاده را روایت می‌کند. البته بازی عابدزاده در این فیلم چندان هم برای سازندگان آن بی‌دردسر نبود و اواسط فیلمبرداری بود که عابدزاده به خاطر اختلاف مالی‌اش با تهیه‌کننده از بازیگری در این فیلم انصراف داد و بقیه داستان بدون حضور عابدزاده فیلمبرداری شد.

نیما نکیسا دیگر دروازبانی است که بازیگری را با فیلم کمدی «مامان بهروز منو زد» تجربه کرد که در گیشه موفقیتی به دست نیاورد. او بعد از آن در فیلمی ویدیویی به نام «ایرانی» در نقش یک رزمنده ظاهر شد که در نهایت در طول فیلم به شهادت می‌رسد.

حسین یار‌یار یازیکن تیم فوتبال بانک ملی و برق شیراز که این روزها مدیریت تیم فوتبال هنرمندان را عهده‌دار است در سال 75 با فیلم «چووش» به کارگردانی ساموئل خاچکیان وارد سینما شد و در ادامه در فیلم‌هایی چون «مردی در آینه»، «بلوف»، «دام» و «شب روباه» به ایفای نقش پرداخت.

پژمان جمشیدی از فوتبالیست‌هایی است که حضور متفاوتی را در دنیای بازیگری تجربه کرده است. او بعد از پایان دوران فوتبالش توسط محراب و پیمان قاسم خانی به سریال «پژمان» آمد و نام خود را به عنوان بازیگر هم مطرح کرد.

جمشیدی بازیگری‌اش را ادامه داد و در فیلم ویدئویی «شرف خانواده فاضل» مقابل دوربین رفت و حتی در چندین تئاتر هم به روی صحنه رفت و با «آتش بس2» به سینما آمد و اخیرا هم بازی در «خوب، بد، جلف» اولین ساخته پیمان قاسم‌خانی را به پایان برده است.

موفقیت این فوتبالیست در بازیگری علی انصاریان بازیکن سابق پرسپولیس و استقلال را نیز ترغیب کرد، دوباره وارد این فضا شود که از طریق سرمایه گذاری در تله فیلم هایی به عنوان بازیگر هم مقابل دوربین رفت و چندی پیش در سریال «کیمیا» نیز حضور داشت. او سال 78 در مجموعه «زیر آسمان شهر» برای دقایقی به ایفای نقش پرداخته بود.

محمد برزگر دیگر بازیکن پرسپولیس، فرزادمجیدی، هافبک آن روزهای استقلال هم دیگر فوتبالیست‌هایی بودند که در کنار انصاریان در این مجموعه جلوی دوربین مهران غفوریان رفتند. انصاریان همچنین به همراه علیرضا نیکبخت واحدی در یکی از قسمت‌های سری دوم مجموعه «زیر آسمان شهر »که سال 80 پخش شد، هم بازی کرد و در «نقطه چین» نیز حاضر شد.

در این سریال خداداد عزیزی هم در قسمتی حاضر شد و سالها بعد در یک پلان از فیلم «خوابم می آد» رضا عطاران در نقش خودش بازی کرد. نقشی که در یک صحنه آسانسور ایستاده بود و شخصیت اصلی داستان وارد آسانسور می شود و او را می دید.

در سریال «به سوی افتخار» که با موضوع فوتبال در اوایل دهه هفتاد از تلویزیون پخش شد، هم چند فوتبالیست قدیمی در آن به ایفای نقش پرداختند. مرحوم مجید سبزی و غلام فتح‌آبادی دو بازیکن سابق پرسپولیس بودند که سال‌های 74 و 75 جلوی دوربین سیروس مقدم رفتند.

کریم باقری و آرش برهانی دیگر فوتبالیست‌هایی هستند که با پیشنهاد حسن فتحی جلوی دوربین سریال «در مسیر زاینده رود» رفتند و نقش خودشان را در این مجموعه بازی کردند که برای آزادی یک فوتبالیست محکوم به اعدام، تلاش می‌کردند.

وحید شمسایی ،اسماعیل فرهادی، محمد صلصالی، فرشید طالبی، احمد جمشیدیان و مهدی جعفرپور هم در این سریال برای دقایقی بازی کردند.

بهروز رهبری فر، محمد محمدی، حمید درخشان و علی موسوی دیگر بازیکنانی بودند که در سریال «پژمان» مقابل دوربین رفتند.

آتیلا حجازی – فرزند مرحوم ناصر حجازی – و بازیکن سابق استقلال از آخرین فوتبالیست های ایرانی است که بازیگری را تجربه کرد و در فیلم «شیفت شب» ساخته نیکی کریمی در چند سکانس کوتاه حضور داشت.

او گفته بود: در مجموع بازیگری را دوست دارم. جزو کارهایی است که به آن علاقه‌مند هستم. به همین دلیل هم پیشنهاد خانم کریمی را قبول کردم.

زنده یاد ناصر حجازی بدلیل ظاهر و اندامش پیشنهادات زیادی برای بازیگری داشت که برخلاف پسرش هیچکدام از آنها را نپذیرفت.

او در روزهای آخر حیاتش در حضور جمشید مشایخی در خانه‌اش به پیشنهادهای زیادی که برای بازی در سینما داشته، اشاره و گفته بود: آخرین آن پیشنهاد ایرج قادری در اولین فیلم پس از شروع به کار دوباره‌اش بود و از من خواست تا در فیلمی ساخته او جلوی دوربین بروم ولی من این پیشنهاد را رد کردم. از راه ورزش به شهرت رسیده بودم. اسم و رسمی برای خودم به هم زده بودم و دیگر نیازی نداشتم بخواهم از راه سینما معروف و بزرگ بشوم. شاید به خاطر چهره‌ام می‌توانستم، اسم در بکنم ولی این کار برایم وسوسه کننده نبود. دست آخر هم برای این که قادری قبولم نکند، به او پیشنهاد دستمزد یک صد میلیونی را دادم. او هم از پیشنهادش منصرف شد.

اماریوالدو که در فیلم در حال اکران «من سالوادور نیستم» حضور کوتاهی در نقش خودش دارد اولین فوتبالیست خارجی است که در یک فیلم ایرانی حضور پیدا می کند.

مرد سال فوتبال جهان در سال ۱۹۹۹ در این فیلم به کارگردانی منوچهر هادی در مقابل رضا عطاران حضور دارد.

من سالوادور نیستم
رضا عطاران و ریوالدو در نمایی از “من سالوادور نیستم”



پیمان قاسم‌خانی: دو میلیارد تومان هزینه شده تا من کارگردانی یاد بگیرم

سینماژورنال: پیمان قاسم‌خانی بعد از مدتها فیلمنامه‌نویسی اخیرا درگیر تولید نخستین فیلم بلندش به عنوان “خوب بد جلف” شده است.

به گزارش سینماژورنال “خوب بد جلف” که نسخه سینمایی “پژمان” است از حضور بازیگران اصلی آن سریال یعنی پژمان جمشیدی و سام درخشانی سود می برد و در کنار آن حمید فرخ نژاد، مانی حقیقی، ویشکا آسایش، بیژن امكانیان، نیوشا ضیغمی، رضا رویگرى، آزاده صمدی و نسیم ادبى هم در فیلم ایفای نقش کرده اند.

داستان می‌طلبید که اکشن داشته باشد

قاسم‌خانی درباره چرایی حجم بالای اکشن موجود در “خوب بد جلف” به “24” گفت: داستان می‌طلبید که اکشن داشته باشد. من اکشن دوست دارم اما قرار نبود این فیلم رل من بسازم. گفتم این کار را می اندازم گردن کارگردان بیچاره دیگری.

وی ادامه داد: چون خودم هم معروفم به اینکه فیلمنامه هایم خیلی شمال شهری و داخلی است اما این فیلم همه اش دربدری است. از قبرستان ماشین تا لوکیشنهای دیگر.

نشسته بودم می‌نوشتم و کیف می کردم که چه پوستی کنده میشود از کارگردان “خوب بد جلف”

قاسم‌خانی افزود: زیادی کار سختی است بخاطر اینکه اصلا فکرش را نمی کردم خودم آن را بسازم. نشسته بودم می‌نوشتم و کیف می کردم که چه پوستی کنده میشود از کارگردانش اما این بلا سر خودم آمد.

دو میلیارد تومان هزینه شده تا من کارگردانی یاد بگیرم

این فیلمنامه‌نویس سابق و کارگردان فعلی با اشاره به بودجه تولید “خوب بد جلف” خاطرنشان ساخت: بعد از این فیلم می‌توانم هر فیلم دیگری بسازم چون کارگردانی این فیلم سخت‌ترین کار است. به بچه‌ها می‌گویم این گرانترین کلاس کارگردانی است که کسی می‌تواند داشته باشد. دو میلیارد تومان هزینه شده تا من کارگردانی یاد بگیرم.

یک فیلم دیگر هست که همیشه می خواستم بسازم
پیمان قاسم‌خانی درباره آینده کاری اش بعد از این کارگردانی بیان داشت: یک فیلم هست که همیشه می خواستم بسازم. فیلمنامه اش را هنوز ننوشته ام اما داستان درجه یکی دارد. آن یک فیلم را مطمئنم می سازم ولی مطمئن نیستم بخواهم کارگردان شوم مگر اینکه فیلمی باشد که فرصت بیشتر باشد و این قدر صبح زود آدم را از خواب بیدار نکند.

خوب بد جلف
پژمان جمشیدی، حمید فرخ نژاد و سام درخشانی در “خوب بد جلف”



پایان کدورت ۷ ساله مهران مدیری و پیمان قاسم خانی؟

سینماژورنال:  پیمان قاسم خانی و مهران مدیری از اوایل دهه هشتاد و سریال “پاورچین” تا اواخر همین دهه و سریال “مرد هزار چهره” در تولید 4مجموعه نسبتا پرمخاطب به عنوان سناریست و کارگردان کنار هم قرار داشتند.

به گزارش سینماژورنال بعد از “مرد هزارچهره” اما میان این دو نفر افتراق افتاد و قاسم خانی سراغ همکاری با چهره هایی چون رامبد جوان، سروش صحت و سعید آقاخانی رفت و مهران مدیری مجبور شد به همکاری با سناریستهایی چون خشایار الوند و امیرمهدی ژوله بسنده کند.

افتراقی که به سود رامبد جوان و سروش صحت تمام شد
البته که جدایی این دو نفر بیشتر از مدیری برای کارگردانانی چون سروش صحت و رامبد جوان سود داشت که توانستند به مدد متنهای شسته رفته پیمان آثاری پرمخاطب  چون “ساختمان پزشکان”، “پژمان” و “ورود آقایان ممنوع” را کارگردانی کنند.

مدیری اما بعد از جدایی پبمان هیچ گاه نتوانست موفقیت آثاری چون “پاورچین” ،”شبهای برره” و “مرد هزارچهره” را تجربه کند و مجموعه هایی که می ساخت از “شوخی کردم” تا “ویلای من” و حتی “در حاشیه” نتوانست بلحاظ خلق کمدی حتی در حد یک اپیزود از آثار سابقش باشد.

هفت سال بعد از جدایی…
حالا هفت سال بعد از جدایی این دو نفر از  اواخر آذرماه بار دیگر کنار یکدیگر قرار می گیرند.
پیمان قاسم خانی از 25 آذر ساخت اولین فیلم سینمایی اش به عنوان کارگردان با عنوان “پلیس بازی” را آغاز خواهد کرد و مهران مدیری بناست یکی از بازیگران این فیلم باشد.

تیم بازیگران “پلیس بازی”

محسن تنابنده، آزاده صمدی، حمید فرخ نژاد، پژمان جمشیدی، سام درخشانی، ویشکا آسایش، رضا رویگری، مانی حقیقی، نسیم ادبی، بیژن امکانیان و امیرمهدی ژوله دیگر بازیگرانی هستند که در “پلیس بازی” حضور خواهند داشت.

داستان «پلیس بازی» ارتباطی با سریال «پژمان» که سال گذشته روی آنتن شبکه سوم سیما رفت ندارد و داستانش بعد از شهرت پژمان جمشیدی روایت می شود. جایی که تهیه کننده ای با بازی ویشکا آسایش قصد دارد کارگردانی یک فیلم پلیسی را به مانی حقیقی بسپارد و اصرار دارد از پژمان جمشیدی و سام درخشانی در فیلم استفاده کند. همین موضوع باعث می شود این دو نفر درگیر اتفاقاتی غیر منتظره، خارج از فیلم و سینما شوند…

محسن چگینی و عبدا.. اسکندری تهیه کنندگی این فیلم را برعهده دارند.




“پليس بازی” پژمان جمشیدی با حضور بیژن امکانیان و ابوالفضل پورعرب و البته تهیه‌کننده “شهرزاد”

سینماژورنال: پیمان قاسم خانى به زودى در مقام کارگردان اولین فیلم سینمایی اش را کلید خواهد زد.

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “سینما” نام فيلم “پلیس بازی” می باشد و قرار است با تکمیل فهرست بازیگران از 10 آذرماه جلوی دوربین برود.

بازیگرانی که در نقشهای حقیقی خود ظاهر می شوند

بیژن امکانیان، ابوالفضل پور عرب، مانی حقیقی و ویشکا آسایش قرار است در نقش های خودشان در فیلم حاضر شوند.

کاراکترهای مجازی

غیر از این 4 بازیگر پژمان جمشیدی، حمید فرخ نژاد، سام درخشانی و ژاله صامتی نیز در فیلم “پلیس بازی” بازی می کنند.

تهیه کننده “شاهگوش” هم هست

خبر دیگر درباره این فیلم تهیه کنندگی مشترک آن توسط محسن چگینی و سید محمد امامی است. امامی که پیش از این جزو تهیه کنندگان فعال سریال های شبکه نمایش خانگی بود و از جمله سریالهای “شهرزاد” و “شاهگوش” را تولید کرده قرار است این فیلم سینمایی را به طور مشترک با چگینی تهیه کند.

فیلم نامه “پلیس بازی” اصلا ارتباطی به سریال “پژمان” ندارد و داستانش بعد از شهرت پژمان جمشیدی روایت می شود.

ویشکا آسایش یک تهیه کننده است
جایی که تهیه کننده ای با بازی ویشکا آسایش قصد دارد کارگردانی یک فیلم پلیسی را به مانی حقیقی بسپارد و اصرار دارد از پژمان جمشیدی و سام درخشانی در فیلم استفاده کند. همین موضوع باعث می شود این دو نفر درگیر اتفاقاتی غیر منتظره، خارج از فیلم و سینما شوند.

فيلم “پلیس بازی” یک کمدی اکشن است که نمونه اش کم تر در سینمای ایران ساخته شده. فیلمی که اولین تجربه کارگردانی پیمان قاسم خانی در سینماست و به احتمال فراوان اولین نمایش آن در جشنواره فیلم فجر خواهد بود.

قاسم خانی پیش از این فیلمنامه سریال “پژمان” را نوشته بود که جزو مجموعه های پربیننده سال های اخیر تلوزیون بود. البته در تولید “پلیس بازی” تلویزیون هیچ مشارکتی ندارد. تمام صحنه های این فیلم در تهران و اطراف آن فیلمبرداری خواهد شد.




درگیری پژمان جمشیدی با مانی حقیقی در نسخه سینمایی “پژمان”

سینماژورنال: پژمان جمشیدی که دو سال قبل و با سریال “پژمان” ساخته سروش صحت وارد حرفه بازیگری شده بود حالا قصد دارد در نسخه سینمایی این سریال نقش اصلی را بازی کند.

به گزارش سینماژورنال پیمان قاسم خانی که به تازگی مجوز کارگردانی خود را دریافت کرده نسخه سینمایی “پژمان” را خواهد ساخت.

پیش از این از حضور حمید فرخ نژاد، سام درخشانی و ویشکا آسایش در این فیلم خبر داده شده بود و حالا “سینما” خبر داده که ژاله صامتی بازیگر گزیده کار و مانی حقیقی کارگردان ایرانی نیز در این فیلم ایفای نقش می کنند.

مانی حقیقی که این روزها در حال تولید “50 کیلو آلبالو” است در “پژمان” در نقش خودش ظاهر خواهد شد.

او در این فیلم نقش کارگردانی به نام مانی حقیقی را بازی می کند که دچار درگیریهایی با پژمان جمشیدی بازیگر میشود!!!

مانی حقیقی پیش از این در “ورود آقایان ممنوع” که سناریستش پیمان قاسم خانی بود ایفای نقش مردی دون ژوآن مسلک را برعهده داشت.

نسخه سینمایی “پژمان” که به زودی نامش تغییر میکند داستانش را حول پژمان جمشیدی بازیگر روایت می کند؛ پژمان که بعد از بازی در سریال “پژمان” معروف شده حالا دچار دردسرهای تازه ای می شود.




ایفای نفش پژمان جمشیدی در برابر ویشکا آسایش

سینماژورنال: پژمان جمشیدی برای بازی در یکی از نقش های اصلی “پنجاه کیلو آلبالو”  با سازندگان این فیلم به توافق رسید.

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “سینما” پیش ازاین ساعد ســهیلی و آزاده صمدی هم برای بــازی در نقشهای اصلی فیلم تــازه مانی حقیقی انتخاب شــده بودند و پس از انتخاب پژمان جمشــیدی قرار است یک بازیگر زن هم بــه جمع چهار بازیگر اصلــی فيلم اضافه شود

ویشکا آسایش، امید روحانی، افسانه بایگان، علی صادقی، فرهاد آییش، بهنوش بختیاری، سیامک انصاری و سروش صحت دیگر بازیگران این فیلم هستند.

پژمان جمشیدی درباره بازی در “پنجاه کیلو آلبالو” گفت: اين فيلم فیلمنامه جذابی دارد که چند ســال قبل توسط آقای حقیقی و توحیدی نوشته شــده و به خوبی به روز شــده است. همچنین خیلی دوست داشــتم با مانی حقیقی کار کنم.

وی ادامه داد: من سالهاست حتی قبل از اینکه در ســریال “پژمان” بازی کنــم، آقای محمد شایســته را میشــناختم و حتی کلیپی که با مهرداد میناوند و نیما نکیسا درباره جام جهانی منتشر کردیم در دفتر آقای شایسته ضبط شده بود.

جمشیدی افزود: چندی قبل محمد شایسته برای حضور در “شام ایرانی” از من دعوت کردند که من قبول نکردم و فکر کردم که از من دلگیرند؛ اما برای بازی در “پنجاه کیلو آلبالو” با من تماس گرفتند و خوشحالم در این پروژه حضور دارم. “پنجاه کیلو آلبالو” یک کمدی جذاب اســت که نگاه دقیقی به مسائل اجتماعی دارد و فکر میکنم از کارهای موفق سال آینده باشد.




ورسیون سینمایی “پژمان” به اشتراک فردین، آلن دلون و یک پژمان جمشیدی شکست خورده!!!

 سینماژورنال: سریال “پژمان” که براساس فیلمنامه ای از پیمان قاسم خانی تولید شد آن قدر موفق بود که تهیه کننده کار خیلی زود به فکر تولید نسخه سینمایی آن افتاد.
به گزارش سینماژورنال فیلمنامه این نسخه سینمایی را خود پیمان می نویسد و جالب اینجاست که خود او نیز به عنوان اولین تجربه کارگردانی آن را جلوی دوربین خواهد برد.
قاسم خانی درباره تیم بازیگران این کار به فاطمه پاقلعه نژاد در “تماشاگران امروز” می گوید: غیر از پژمان جمشیدی که نقش اصلی را بازی میکند سام درخشانی هم در فیلم حضور دارد.
وی ادامه می دهد: حمید فرخ نژاد،مانی حقیقی و ویشکا آسایش نیز موافقت خود را برای بازی در فیلم اعلام کرده اند.

به اشتراک دوبلورهای فردین و آلن دلون
جالب است که پیمان قاسم خانی تصمیم گرفته از حضور دو دوبلور سرشناس کشور نیز در این پروژه استفاده کند؛ یکی خسروشاهی دوبلور معروف آلن دلون و دیگری چنگیز جلیلوند دوبلور فردین. خودش در این باره می گوید: به شدت به دنبال خسرو خسروشاهی و چنگیز جلیلوند برای ایفای نقشهای خاص این پروژه هستم.

پژمانی که کاملا شکست خورده
پیمان درباره داستان نسخه سینمایی “پژمان” بیان می دارد: قصه فوتبالیستی است که سریال را بازی کرده و معروف شده و الان چند سالیست که از سریال می گذرد و الان از هنرپیشگی هم اوت شده یعنی یک پژمان شکست خورده در دو جبهه است.




مجتبی محرمی: دیدم همه بازیگر شده‌اند گفتم من هم بازیگری را تجربه کنم/دعا کنید جلوی دوربین سکته نکنم/در اولین تجربه بازیگری‌ام شخصیت واقعی خودم را ایفا می‌کنم؛ همان فوتبالیست طغیانگر عاصی را!

سینماژورنال/غفور پورغفور: مجتبی محرمی فوتبالیست سالهای دور پرسپولیس که اغلب هواداران فوتبال بخاطر روحیه جنجالی و یاغیگری وی را می شناختند مدتها بعد از خداحافظی از فوتبال تصمیم گرفته به بازیگری روی آورد.

به گزارش سینماژورنال البته اینکه چهره های هنری به سمت ورزش می آیند و چهره های ورزشی به سمت هنر چندان ماجرای عجیبی نیست که بخواهیم مورد محرمی را هم موردی عجیب قلمداد کنیم.

پژمان جمشیدی،علی انصاریان، بهروز رهبری فر و علی موسوی از جمله چهره های دو تیم پرطرفدار پایتخت بودند که اخیرا بازیگری را تجربه کردند.

مدتها قبل از اینها نیز فوتبالیستهایی نظیر عزیز اصلی، مهراب شاهرخی، جواد زرینچه، غلام فتح آبادی، مجید سبزی، احمدرضا عابدزاده و حتی علی پروین بازیگری را تجربه کردند.

داستان مردی که با دخترانش روزگار می گذراند

حالا مجتبی محرمی هم بناست در درامی خانوادگی به نام “بخاطر تو” ایفای نقش کند؛ فیلمی در فرمت ویدیویی به کارگردانی پرند زاهدی که گویا داستان زندگی مردی را روایت میکند که همسرش را از دست داده و با دخترانش روزگار می گذارند.

محرمی خودش درباره دلیل ورود به دنیای بازیگری به سینماژورنال میگوید: راستش را بخواهید دیدم همه رفقایمان بازیگر شده اند پیش خودم گفتم من هم بازیگری را تجربه کنم تا عیار این حیطه هم دستم بیاید.

بنا بود در کیش ایفای نقش کنم

وی درباره آشنایی با پرند زاهدی کارگردان “بخاطر تو” بیان می دارد: ایشان از دوستان قدیمی ماست و چندی قبل هم بنا بود با یکدیگر پروژه ای تصویری را در کیش به سرانجام برسانیم و حتی برای بازدید لوکیشن به کیش هم رفتیم اما در نهایت کار به نتیجه نرسید. اخیرا ایشان فیلمنامه جدیدی نوشتند و به من پیشنهاد دادند.

شخصیتی را ایفا میکنم که شبیه خودم است

ستاره معترض دهه های60 و 70 فوتبال ایران که درگیری اش با امیر قلعه نویی در دربی دی ماه 73 از خاطرات محو نخواهد شد، درباره ویژگیهای کاراکترش در “بخاطر تو” اظهار می دارد: از ابتدا هم نظرم این بود که اگر بنا باشد بازیگری کنم شخصیتی را ایفا کنم که به خودم نزدیک باشد. پرند زاهدی هم لطف کرد و فیلمنامه “بخاطر تو” را کاملا بر مدار ویژگیهای رفتاری خودم نوشتند ضمن اینکه به کار قدری هم پیرنگ ورزشی دادند تا ایفای نقش برایم راحتتر شود.

طغیانگری هم بخشی از شخصیتم است

وقتی از محرمی می پرسیم آیا در “بخاطر تو” آن شمایل طغیانگر و عاصی دوران فوتبالش را نشان خواهد یا نه با تلخندی به سینماژورنال می گوید: به هر حال این طغیانگری هم بخشی از روحیات شخصی من است و فیلمنامه طوری نوشته شده که این طغیانگری و عاصیگری هم در شخصیت باشد.

مجتبی محرمی
مجتبی محرمی

تست بازیگری هم دادم

محرمی که برای بازی در این اولین تجربه تصویری اش تست بازیگری هم داده ادامه می دهد: برای اینکه کارگردان در انتخاب آزاد باشد حتی چند تست بازیگری هم از من گرفتتند و من هم سعی کردم طوری کار کنم که بتواند به درستی به انتخاب دست زند. البته تست بازیگری هم بیشتر بر محوریت شخصیت خودم بود و برای همین زیاد سخت نبود که نقش خودم را در برابر یک کارگردان به اجرا گذارم.

مهرداد پیشتر هم فعالیت هنری داشته

به جز مجتبی محرمی یکی دیگر از فوتبالیستهای سابق پرسپولیس یعنی مهرداد میناوند هم بناست در “بخاطر تو” ایفای نقش کند. محرمی درباره این حضور می گوید: البته تا آنجایی که من می دانم مهرداد و من تنها فوتبالیستهای این کار هستند و فوتبالیست دیگری در پروژه حضور ندارد. البته مهرداد سابقه فعالیت هنری دارد و به هر حال خوانندگی کرده و مطمئنا از من در این زمینه پیشروتر است.

پژمان از ابتدا هم هنرمند بود و اشتباهی آمده بود سراغ فوتبال

این فوتبالیست خوش تکنیک درباره حضور پررنگ پژمان جمشیدی در عرصه بازیگری و مقایسه وضعیت پژمان با خودش بیان می دارد: قضیه پژمان واقعا متفاوت است. فکر می کنم پژمان اصلا از ابتدا هم هنرمند بود و اشتباهی آمده بود سراغ فوتبال کمااینکه در فوتبال هم نتوانست به اندازه بازیگری مطرح شود. من اما یک فوتبالیست هستم و فقط برای تجربه کردن است که می خواهم بیایم سراغ بازیگری.

اصلا به رقم قرارداد فکر نمی کنم

یکی از انتظارات فوتبالیستها وقتی بناست شهرت آنها عاملی شود برای جلب مخاطب برای یک فیلم، تخصیص رقم مالی بالا برای مبلغ قرارداد است. محرمی درباره این موضوع اما کاملا بی چشمداشت است. وی می گوید: من فکر میکنم هر چقدر هم که شهرت فوتبالی داشته باشید باز هم وقتی می خواهید بازیگر شوید مانند یک بازیگر آماتور هستید. یک بازیگر حرفه ای که سالها تجربه کسب کرده می تواند درباره رقم قرارداد صحبت کند اما من که بازیگر نیستم و اصلا هم برای کسب درآمد وارد این حیطه نمی شوم.

دعا کنید جلوی دوربین سکته نکنم

مجتبی محرمی که متولد اردیبهشت 43 در تهران است درباره اینکه آیا فکر می کند این اولین تجربه بازیگری امتدادی باشد بر ادامه حضور در حیطه بازیگری به سینماژورنال می گوید: شما دعا کنید جلوی دوربین سکته نکنم و کار آن طور که پیش بینی شده دربیاید تا بعد برای آینده تصمیم گیری کنم.




مدیر برنامه‌های پژمان جمشیدی در کنار خواننده “لاله‌زار”+عکس

سینماژورنال: سام درخشانی بازیگری که با ایفای کاراکتر در سریال “پژمان” به ناگاه در کانون توجه مخاطبان قرار گرفت از جمله هنرمندانی است که به فعالیت ورزشی اهمیت می دهد.

 به گزارش سینماژورنال وی در کنار بدنسازی و فیتنس به ورزش تنیس هم می پردازد و هرازگاه در کنار همکاران خویش در ورزشگاه انقلاب تنیس بازی می کند.

 در تازه ترین تصویری که وی در صفحه اجتماعیش قرار داده او را با راکت تنیس در دست در کنار رضا یزدانی خواننده راک وطنی و خواننده قطعه معروف “لاله زار” می بینیم.

 درخشانی که در سریال “پژمان” در نقش مدیر برنامه های پژمان جمشیدی بازی می کرد این تصویر را بهانه ای کرده است برای اطلاع رسانی درباره کنسرت هفته آینده رضا یزدانی.

رضا یزدانی
سام درخشانی در کنار رضا یزدانی

 درخشانی با گویش محاوره ای در توصیف تصویرش در کنار یزدانی می نویسد: بعد از مدتها تمرين تنيس با رضاي عزيزم… هفته ديگر پنجشنبه هم كنسرت داره اونجا ميبينيمتون.




روایت زیبای پژمان جمشیدی از زندگی پدر+عکس/پدرم با کار در یک ماست بندی روزگار می‌گذراند

سینماژورنال: پژمان جمشیدی فوتبالیست سابق و بازیگر سالهای اخیر تلویزیون و تئاتر روز پدر را بهانه ای کرده است برای نگارش یک دلنوشته زیبا درباره پدرش.

 به گزارش سینماژورنال جمشیدی که این دلنوشته را از طریق صفحه اجتماعیش با مخاطبان قسمت کرده با عشق و علاقه از پدر و مسیری که وی برای رسیدن به موفقیت طی کرده سخن گفته است و از وی به عنوان یک الگو یاد کرده است.

 پژمان جمشیدی در بخشی از این تک نگاری به شدت احساسات برانگیز از مشکلات و سختیهایی گفته که پدر در برهه ای از زمان با آن روبرو بوده و البته ایستادگی پدر در عبور از مشکلات را تحسین کرده است.

 سینماژورنال متن کامل این دلنوشته را ارائه می دهد:

پدرم را عجیب دوست دارم

پدرم را عجيب دوست دارم؛ شكلي متفاوت تر از تمام دوست داشتنها. ايشان در سال ١٣٢٠ در روستايي اطراف گوهردشت كرج (دروان) و در خانواده اي به معناي تمام و كمال مذهبي به دنيا آمدند و تحصيلات ابتدايي را در همان روستا و مكتب و مدرسه آن دوران سپري كردند.

با فقر و سختی و کار در ماست بندی روزگار طی می کنند

براي تحصيلات متوسطه به كرج آمدند و مدتي پيش برادران بزرگتر خود زندگي کردند. با فقر و سختي هاي بسيار آن دوران و كار در يك ماست بندي روزگار را طي ميكنند و پس از پايان تحصيل در دبيرستان و اخذ ديپلم، خانه اي كوچك اجاره ميكنند و با كلي لوازم عاريه اي و اجاره اي شروع ميكنند به تنها بودن.

با تمام مشکلات دو مدرک گرفت

ايشان با تمام مشكلات آن زمان و دور از خانواده و تفاوت هاي آشكار و بنيادي با تفكرات حاكم بر آن زمان روستا و آدم هاي اطراف خود، موفق به گرفتن دو مدرك می شوند. اول ليسانس زمين شناسي كه با آن به استخدام آموزش و پرورش وقت درمی آیند و مدرك ديگر ليسانس تربيت بدني براي عشق فراوان به كشتي و بخصوص كوهنوردي.

ايشان پيش از انقلاب چند سالي عهده دار رياست هيئت كشتي كرج و پس از انقلاب سالهاي زيادي رييس هيئت كوهنوردي كرج بودند كه به جرات كوهنوردي كرج در آن دوران بسيار طلايي بود و اتفاقات بسيار خوبي براي اين رشته رقم خورد.

پدر پژمان جمشیدی
پدر پژمان جمشیدی

تکلیفش با دین و دنیا مشخص بود

اما تمام اين چكيده زندگي پدر به كنار،ايشان به يك دليل مهم تر براي من بزرگترين الگوست. مردي با چنين مشكلات و از آن فرهنگ بسته و مبتني بر آميخته اي از مذهب و متاسفانه به دليل معلومات كم آن زمان روستا، گاهي آميخته باخرافات، آنچنان از ابتدا تكليفش با دين و دنيا مشخص بود كه گويي آفريدگار چيزي در گوشش گفته بود كه ما آن را نمی دانیم.

اراده ات مرا به حیرت واداشت

مرد بزرگ! اراده و ايستادگي بر تفكراتت هميشه مرا به حيرت وا داشت و به شرفم قسم مردي به بزرگيت نميشناسم. كاش عقربه هاي آن ساعت پشت سرت و تمام ساعت هاي لعنتي جهان دست كم براي گذر عمر تمام پدر ها و مادر ها متوقف ميشد.اي كاش زمان جلو نميرفت.

سایه ات مستدام

هر روز روز پدران و مادران است. تنها اين مناسبات بهانه اي ميشوند از ته قلب راجع به احساسمان به آنها، با هم گپي بزنيم. سايه ات مستدام و روح تمام پدران رفته شاد شاد شاد. روز پدر و زادروز علي(ع)  بر تمام شما عزيزان دل خجسته.