درگذشت خالق «کیف انگلیسی» و «کلاه پهلوی»⇔کارگردانی که در روزگار رییس معزول هم از شورای پروانه نمایش حذف شد و هم تمام طرحهایش بایکوت شد

سینماروزان: سیدضیاءالدین دری کارگردانی که بیش از هر چیز به خاطر ساخت سریالهای تاریخی «کیف انگلیسی» و «کلاه پهلوی» شناخته میشد درگذشت.

به گزارش سینماروزان دری که در هفته های اخیر به خاطر پیوند کبد به شیراز منتقل شده بود به علت عفونت بعد از پیوند درگذشت.

دری از جمله سینماگرانی بود که در دولت اول اعتدال و در روزگار رییس معزول سینما، در شورای پروانه نمایش حضور داشت و تلاش فراوانی کرد برای حل مشکل برخی از آثاری که گرفتار ممیزی بودند و از جمله «مادر قلب اتمی»، «فروشنده» و «نهنگ عنبر».

با این حال در تغییر و تحولات آخرین ماههای حضور رییس معزول در سازمان سینمایی به ناگاه دری از شورای پروانه نمایش حذف شد! بماند که در همان سالها دری تلاشهای بسیاری برای روی غلتک انداختن چند پروژه سینمایی از جمله «پهلوان خشمگین»(در حاشیه زندگی حسین نوری کشتی‌گیر و شوهرخواهر محمدعلی فردین) و درام زندگینامه ای مرتضی پاشایی را داشت اما هیچ کدام مورد حمایت قرار نگرفت.

دری در ماههای انتهایی عمرش به دنبال آن بود که بتواند از طریق معاونت استانهای سیما سریال «سنجرخان» را بسازد اما نتوانست و در نهایت درگذشت.

چقدر باید بگذرد تا کارگردانی با تجربه پروژه هایی نظیر «کیف انگلیسی» و «کلاه پهلوی» پیدا شود؟ مشخص نیست! افسوس که قدر این تجربیات دانسته نمیشود و میرانده میشوند قبل از آن که بمیرند و می میرند در حالی که کوله باری از تجربه به فنا میرود…




اظهارات یک مدیر اسبق حوزه هنری⇐ چرا با وجود تأیید مخاطبان، ارشاد از حامد هاکان حمایت نکرد؟/مرتضی پاشایی هم اگر سرطان نمی‌گرفت بعید بود در سالهای آخر عمر مورد توجه قرار گیرد!/لااقل بعد از مرگ امکان ارائه آثار حامد هاکان فراهم شود

سینماروزان: درگذشت حامد ذاکری مشهور به حامد هاکان خواننده و دی.جی موسیقی پاپ که فرزند یکی از روحانیون متنفذ شهرری بود اما تا آخر عمر غیرمجاز ماند و تشییع مهجورانه وی بدون حضور هیچ مقام هنری در زادگاهش شهرری با واکنش یکی از مدیران توانمند سالهای گذشته حوزه هنری مواجه شده است.

به گزارش سینماروزان رضا مهدوی نوازنده، مدرس موسیقی و مدیر اسبق مرکز موسیقی حوزه هنری با انتقاد از عدم توجه مدیران هنری به تأثیرگذاری خوانندگانی همچون حامد هاکان به «شرق» گفت:  حامد هاکان آنچه در چنته خودش و هوش ذاتی‌اش داشته و هر آنچه از بزرگان موسیقی اکتساب کرده است، با لهجه و سبک خاص خودش به جامعه عرضه و بالطبع هوادارانی هم پیدا می‌کند. مردم همیشه هواداران اصلی بوده‌اند.

مهدوی با اشاره به عدم حمایت از حامد هاکان ادامه داد: چرا با وجود تأیید و هواداری مردم مراکز ذی‌ربط با این نوع موسیقی موافقت نمی‌کنند و از افرادی که در این فضا فعالیت می‌کنند، حمایتی نمی‌شود و وزارت ارشاد هنوز هم این نوع موسیقی‌ها را به رسمیت نمی‌شناسد با آنکه در زمان جشنواره موسیقی فجر و دادن مجوز به این نوع موسیقی که سهم بسیاری در میان انواع موسیقی دارد و در تالارهای بزرگ اجرا می‌شود، همواره با آن موافقت می‌شود و البته کج‌دار و مریز نیز آلبوم‌هایشان پخش می‌شوند.


مهدوی افزود: بی‌سیاستی‌های مدیران کلان فرهنگی باعث چنین اتفاقی شده و این نوع برخوردها حاکی از باری به‌هرجهت‌بودن مدیریت فرهنگی است چراکه اینان نه توان خط‌دهی و سیاست‌گذاری کلان موسیقی را دارند و نه به دنبال حمایت از این هنرمندان هستند و از جمله حامد هاکان که از این بی‌بضاعتی مدیریت فرهنگی چه در زمان زندگی و ارائه آثار و چه در زمان مرگ و خاکسپاری چندان بهره‌ای نمی‌برد. این مدیران فقط به دلیل شرایط زمانه با نگاه غيرفرهنگي به موسیقی نگاه مي‌كنند و با هنرمندان رفتار می‌کنند. 

مدیر اسبق حوزه هنری خاطرنشان ساخت: اگر مرتضی پاشایی یکباره در عمر دو، سه ساله هنری‌اش مطرح می‌شود، اول اینکه شانس می‌آورد و قطعه‌ای از موسیقی‌اش در تیتراژ برنامه پربیننده «ماه عسل» پخش می‌شود و بعد هم بیماری دهشتناکش-سرطان- دل هوادارانش را به درد می‌آورد، در نتیجه مردم در مراسم خاکسپاری‌اش هجوم می‌آورند و در این خصوص دستگاه‌های ذی‌ربط مستأصل می‌مانند که چه کار کنند. اگر حامد هاکان هم یک سریال باعث پخش صدا و شهرتش شده بود و بیماری‌اش رسانه‌ای می‌شد، امروز حامیانش هجوم می‌آوردند و شبکه‌هاي اجتماعی درباره‌اش جریان‌سازی می‌کردند. امروز شاهد سکوت در خاکسپاری‌اش هستیم؛ حامد هاکان و دوستانش از یک فرهنگ برخاسته‌اند و می‌خواهند ابراز هویت کنند و به دنبال بیان نوعی موسیقی هستند که بشود آن را بومی‌سازی كرد که هواداران زیادی دارد و متولیان اگر با آن همدل و همگام شوند دیگر شاهد توسعه این نوع موسیقی خواهیم بود و از فردمحوری نیز پرهیز خواهد شد.


مهدوی ضمن یادآوری اینکه حامد هاکان در زمان زنده‌بودن مورد توجه قرار نگرفته است، تأکید کرد: در نبودنش باید آنچه شایسته و بایسته‌اش است، منظور شود و او که از حداقل‌ها محروم بوده است، در زمانه نبودنش امکان ارائه آثارش فراهم شود.


این منتقد درباره اینکه نمونه‌هایی از این دست چه تعداد هستند، با اظهار تأسف اعلام کرد: آمار دقیقی نداریم چون هنوز بانک اطلاعاتی برای همه ژانرهای موسیقی و اهلش نداریم و فقط می‌دانیم از این دست بسیار هستند که در بی‌توجهی‌ها به سر می‌برند اما باید بانکی باشد برای بیان آمارهای دقیق و در ضمن همان حمایت‌ها و توجهات لازم برای این هنرمندان در دسترس باش




پدرام کشتکار در گفتگویی صریح اظهار داشت⇐شادمهر عقیلی برای تنظیم آهنگهای «دهاتی» هزار تومان هم به من و بهروز صفاریان نداد/در همان زمان محمد اصفهانی برای تنظیم تک‌آهنگ «فاصله» ۱۵۰ هزار تومان به من داد/بعد از خوردن دل و جیگر با شاهکار بینش‌پژوه فهمیدم شادمهر به کانادا رفته/شادمهر میخواست برگردد اما یک مصاحبه کار دستش داد/ کلاً خیری از شادمهر ندیده‌ام و او را نه می‌بخشم و نه دعا می‌کنم/اصفهانی لجباز است اما خسیس نیست/مرتضی پاشایی را موفقتر از شادمهر و محسن یگانه می‌دانم/«سنتوری»چاووشی را نشنیده‌ام!!!

سینماروزان: پدرام کشتکار از جمله آهنگسازان و تنظیم کنندگان موسیقی پاپ بعد از انقلاب در روزهای اوج شکوفایی آن در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد بود.

به گزارش سینماروزان کشتکار که سابقه همکاری با برخی از مطرح ترین خوانندگان پاپ بعد از انفلاب و از جمله محمد اصفهانی، شادمهر عقیلی و احسان خواجه امیری را دارد چند سالیست که فعالیت زیادی در حیطه موسیقی ندارد و این فعالیت اندک یک دلیلش دلخوریهایی است که از برخی همکارانش دارد؛ دلخوریهایی که برخی از آنها در گفتگو با «موسیقی ما» به صریح ترین شکل ممکن منعکس شده است.

کشتکار درباره این کم کاری می گوید: یکی از دلایل حضور کم‌رنگ سال‌های اخیرم این بود که وقتی می‌بینی زحمت می‌کشی و دیده نمی‌شوی و خواننده‌ها بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند، دلت می‌خواهد قهر کنی! من جریانات زیادی ایجاد کردم ولی مگر چند بار می‌توانی اتفاق ایجاد کنی؟ مثلاً یک آلبوم با شادمهر داشتیم که او گفت تنظیم کن و حاصلش آلبوم «عرشیا» شد. اگر کاست این آلبوم را ببینید، نوشته آهنگساز شادمهر عقیلی و یک مستطیل پررنگ مشکی زیرش است که اگر در نور بگیرید، اسم من را خواهید دید! یا مثلاً زمانی که آهنگ «فاصله» منتشر شد، دیدم نوشته تنظیم پدرام کشتکار و بهروز صفاریان! با بهروز تماس گرفتم و گفت که عوامل پخش تصمیم گرفته بودند فقط اسم من را بزنند؛ اما اصرار کردم اسم پدرام کشتکار هم حتماً قید شود! آلبوم «دهاتی» هم که منتشر شد، اسم من فقط به عنوان نوازنده کیبورد قید شده بود! می‌خواستم برای این آلبوم هم پیگیری کنم اما بهروز اجازه نداد. همه اینها منجر به دل‌سردی شما می‌شود.

پدرام کشتکار که به همراه بهروز صفاریان یکی از هسته های اصلی تنظیم آلبوم پرفروش «دهاتی» شادمهر بوده است درباره اینکه چرا اسمش در این آلبوم نیامد اظهار می دارد: قرار بود شادمهر عقیلی در آلبوم بعدی جبران کند و ما هم گفتیم که اسم خودمان کنار آثارمان می‌آید و در مورد «دهاتی» هم توضیح می‌دهیم. شادمهر آن زمان می‌دانست که آلبوم «آدم و حوا» به سرانجام نمی‌رسد؛ چون با شرکت توزیع‌کننده «دهاتی» مشکل داشت. یک روز آقای تبریزیان با من تماس گرفت و گفت که شادمهر اینجا بود و آلبوم جدیدش را ما منتشر می‌کنیم و من هم خوشحال شدم. او دلیل این خوشحالی را پرسید و من هم گفتم که ما آهنگ و تنظیم کارهایش را انجام دادیم. اما آقای تبریزیان گفت که او آهنگسازی و تنظیم همه کارها را به نام خودش زده است!

کشتکار درباره این ادعای شادمهر که بابت آلبوم «دهاتی» 40 میلیون گرفته بیان می دارد: من و بهروز صفاریان هزار تومان هم از شادمهر پول نگرفتیم. اما او هم معرفت‌هایی داشت و در کارهای ما اگر گیتار می‌زد یا بک‌وکال خواننده‌ها را می‌خواند، پول نمی‌گرفت. ما آن زمان دستمزدی هم نداشتیم و قطعاً 40 میلیون تومان هم دستمزد نگرفته است. من کلاً خیری از شادمهر عقیلی ندیده‌ام و او را نه می‌بخشم و نه دعا می‌کنم.

کشتکار درباره مهاجرت شادمهر عقیلی به کانادا می گوید: یک روز شاهکار بینش‌پژوه دنبال من آمد و رفتیم سمت تهرانپارس دل و جگر خوردیم. گفت می‌دانی الان از کجا آمده‌ام؟ گفتم کجا؟ گفت همین الان شادمهر را به فرودگاه رساندم و رفت. خیلی ناراحت شدم که تا دو روز قبل با شادمهر بودیم ولی هیچ‌چیز به ما نگفته بود.

این آهنگساز ادامه می دهد: شادمهر ظاهراً می‌خواست برگردد ولی مصاحبه خارج از چارچوب در یکی از شبکه‌ها داشت و کارش را خراب کرد.

پدرام کشتکار درباره وضعیت دستمزدها در اواخر دهه هفتاد می گوید: در بحث دستمزدها هم باید بگویم اولین دستمزدی که من گرفتم، بابت تنظیم آهنگ «فاصله» به مبلغ 150 هزار تومان بود. من هیچ‌وقت مشکل حساب و کتاب با محمد اصفهانی نداشته‌ام و ادعای برخی که می‌گویند او خسیس است را اصلاً قبول ندارم؛ اما می‌گویم که او لج‌باز است و اگر حس کند که در کار طرف مقابلش، دروغ و کلک وجود دارد، اذیتش می‌کند. اما اگر شما با دکتر روراست باشید، او بسیار بااخلاق و خوش‌حساب است. این خاطرات من از سال‌های دهه هشتاد بود تا حدود سال 87 که دیگر کم‌کار شدم.

پدرام کشتکار درباره خواننده هایی که صدایشان را دوست دارد اظهار می دارد: صدای مرتضی پاشایی را دوست دارم. ولی او را تا زمان فوت نمی‌شناختم و پس از آن متوجه شدم چه کارهایی داشته و چه تعداد کنسرت برگزار کرده است. مرتضی پاشایی تقلید نمی‌کرد و صدای حرف زدنش هم همین بود. اگر برابر من شادمهر عقیلی، محسن یگانه و مرتضی پاشایی را قرار دهند، در آن سونوریته صدا و طراحی خوانندگی، حتماً مرتضی پاشایی را موفق‌تر می‌دانم.

کشتکار درباره 5 قطعه مگاهیت این سالها هم بیان می دارد: قطعاً خیلی بیشتر از 5 قطعه است. «گل یاس» (شادمهر)، «ای کاروان» (علیرضا عصار)، «ناصریا» (ناصر عبداللهی)، «دلم گرفت» (حامی)، «غزلک» (سعید شهروز)، «حسرت» (محمد اصفهانی)، «سکوت» (محسن یگانه)، «سنتوری» (محسن چاوشی) که البته من این را نشنیده‌ام{!!!؟؟؟}، «ماه عسل» فرزاد فرزین، «سلام آخر» (احسان خواجه‌امیری)، «دوست دارم زندگی رو» (سیروان)، «طفره نرو» (زانیار)، «خوشگل عاشق» (فریدون) و «وایسا دنیا» (رضا صادقی) از جمله مگاهیت‌های این سال‌ها هستند.

پدرام کشتکار با ظاهر دهه نودی
پدرام کشتکار با ظاهر دهه نودی



روایت حجت‌الاسلام شهاب مرادی از تلاشهایش برای رفع ممنوعیت شجریان، اشک ریختن برای “شهرزاد” و “قباد”، دربست کردن سینما برای تماشای فیلم و…

سینماژورنال: حجت الاسلام شهاب مرادی که با نام کارشناس خانواده، ازدواج و جوانان شناخته می شود، از جمله روحانیون رسانه ملی است که همواره سعی می‌کند نظرات خود را در بسته‌بندی‌های شیک و متفاوتی به مخاطب عرضه کند.

به گزارش سینماژورنال همین ارائه حتی ثقیل‌ترین محتوا در یک بسته بندی به‌روز است که باعث می شود اغلب برنامه‌هایش در رسانه ملی با اقبال مخاطبان روبرو شود.

این روحانی در تازه ترین گفتگوی خود که با “تماشاگران امروز” انجام شده کوشیده برخی از علایق هنری خود را فاش کند.

سینما را دربست می گیریم و فیلم می بینیم

مرادی با اشاره به اینکه معمولا در سینما فیملها را می بیند گفته است: با خانواده و دوستانم به سینما میروم. بعضی وقتها که یک فیلم را خیلی دوست باشیم که سینما را دربست کردیم و رفتیم فیلم را دیده ایم.

وی ادامه داده است: یک بار “ردکارپت” را هفت هشت نفری با دوستانم رفتیم و دیدیم. خیلی هم خسته بودیم ولی گفتم من این فیلم را ندیده ام و باید ببینم…اغلب فیلمهای اسکاری 2015 را دیده ام.

فیلم “جاذبه” را ایستاده دیدم

این کارشناس مذهبی درباره علایق سینمایی اش بیان داشته است: بازی و ساخت خوب در انتخاب فیلم برایم اهمیت بسیار دارد. مثلا فیلم اتاق ROOM را دیدم و از وسطهای داستان فیلم می افتد و آن جذابیت لازم را ندارد ولی مثلا بخشی از فیلم جاذبه GRAVITY را ایستاده می دیدم. من دوست دارم خودم را به فیلم بسپارم و اینکه مدام دنبال این باشم که این بخش را کروماکی بدانم و آن بخش را جلوه های ویژه کامپیوتری نرمال نمی‌دانم.

حین تماشای “شهرزاد” گریه کردم

به گزارش سینماژورنال وی با اشاره به علاقه اش به سریال “شهرزاد” خاطرنشان ساخته است: سه چهار بار طی دیدن فصل اول “شهرزاد” به گریه افتادم. یکی دو بارش برای “قباد” بود.

مرادی افزوده است: “شهرزاد” تاریخ آن مقطع را صرفا سیاسی و در جهت مصدق و فاطمی نشان می داد.. به نظرم الان برای مخاطب مصدق و کاشانی و فداییان اسلام خیلی فرق ندارد و حساسیتهایی که در گذشته بوده الان زیاد وجود ندارد.

بعد از دیدن “ملکه”…

حجت الاسلام مرادی با اشاره به یکی از بهترین آثار سینمای دفاع مقدس در سالهای اخیر بیان داشته است: فیلم “ملکه” را در سینما ندیده بودم. تلویزیون آن را پخش کرد و وقتی تمام شد. ساعت یک و نیم شب به میلاد کیمرام زنگ زدم و گفتم واقعا کیف کردم بازی تو عالی بود.. کیمرام هم گفت تبریک تو از برای من از هزار سیمرغ بهتر است.

چیزی که دشمن بابت آن منت بگذارد مایه مباهات نمی دانم

این روحانی با اشاره به اینکه “درباره الی” فرهادی از “جدایی…”اش بهتر بوده با بیان اینکه “جدایی…” را کمی سیاه تر دیده درباره فرهادی اظهار داشته است: نسبت به آقای فرهادی مسأله ای ندارم ولی این موضوع نباید مرا از اظهارنظر بازدارد. نباید بگویم حالا که تب اسکار است پس من هم تبریک بگویم و بگویم البته یک سری ملاحظاتی هست که بعدا میگویم و آن بعداد هیچ وقت پیش نیاید. من چیزی را که دشمن ما بابت آن سر ما منت بگذارد مایه مباهات نمی دانم. ولی اگر مردم فقط در یک سینما برای فیلمساز دست بزنند آن موفقیت را به او تبریک می گویم.

حاتمی کیا را بیشتر از آثارش دوست دارم

مرادی درباره حاتمی کیا چنین نظر داده است: خودش را بیشتر دوست دارم و “چ” بهتر از “بادیگارد” بود. “آژانس شیشه ای” از همه فیلمایش بهتر است.

شهاب مرادی پیرامون “یتیم خانه ایران” ابوالقاسم طالبی هم اظهار داشته است: دیالوگهای فیلم در بعضی جاها خوب نبود ولی به نظرم این فیلم همین قدر که بتواند این موضوع یک خطری را در ذهن جا بیندازد که نیمی از جمعیت ایران در یک قحطی از بین رفته اند و این از تاریخ ما پاک شده، کافی است.

تلاش برای حل مشکل شجریان

یکی از جالبترین بخشهای گفته های مرادی جایی است که از علاقه دیرین خود به صدای محمدرضا شجریان و تلاشهایش برای حل مشکل ممنوعیتهای حرف زده است. به گزارش سینماژورنال مرادی با اشاره به شنیدن آثار شجریان گفته است: آن زمان که ما شجریان گوش می کردیم خیلی ها که الان از او طرفداری می کنند می گفتند اینها چیست گوش می کنید؟ یاد بدهکاری و بدبختی هایمان می افتیم.

وی ادامه داده است: واقعا شجریان به نظرم یک اتفاق بی تکرار است. آواز را در نقطه ای قرار داده که دیگر دست کسی به آن نمی رسد. سالهای متمادی طلبگی در موسیقی داشته است.

مرادی درباره تلاشهایش برای حل مشکل شجریان اظهار داشته است: ابتدای بروز مسائل تلاش کردم و می دانم افراد دیگری هم سعی خود را کرده اند اما احساس میکنم طرفین خودشان هم باید بخواهند.

منبر در مجلس ختم شکیبایی، پاشایی و…

حجت الاسلام شهاب مرادی در پاسخ به این سوال که در مجلس ختم چه چهر هایی منبر رفته است گفته است: خسرو شکیبایی، چهلم قربانیان زلزله بم در این شهر، آیدین نیکخواه بهرامی، مرتضی پاشایی، محمدعلی اینانلو و…

معلم آشپزی موسیقی درس می داد

به گزارش سینماژورنال ابراز تعلق خاطر مرادی به شجریان و منبر رفتن ایشان در مجلس ختم مرتضی پاشایی در حالی صورت گرفته که خودش زمانی که ریاست سازمان فرهنگی-هنری شهرداری تهران را برعهده داشت، آموزش موسیقی در فرهنگسراها را تعطیل کرد. خودش دلیل این امر را برآمده از تخصصی نبودن آموزش دانسته و گفته است: همان موقع سازمان مورد نقد موسیقیدانان مسئول هم بود که معلم آشپزی در فرهنگسرا موسیقی درس می دهد.

وی ادامه داده است: ما مقرر کردیم آموزشهای تخصصی هنر از جمله موسیقی را برنامه ریزی و اجرا کنند کنند با نگاه حمایتی و بدون درآمدزایی مانند مکتب آواز تهران که مقدمات آن انجام شده بود.

مرادی خاطرنشان ساخته است: نکته دیگری که به آن به عنوان یک اصل معتقد هستیم عدم رقابت با بخش خصوصی بود است که باید همیشه و همه جا جدی گرفته شود. خیلی از آموزشگاهها اعتراض می کردند و این اعتراض آنها به حق بود که سازمان فرهنگی هنری با فضای رایگان و کلاسهای ارزانتر  عرصه را بر 300 آموزشگاه خصوصی تهران تنگ کرده است.




خاطره‌نگاری رضا صادقی از کاپشنی که پاشایی روی دوشش انداخت

سینماژورنال: رضا صادقی خواننده آلبوم «فقط گوش کن» با بیان خاطره نوروزی از زنده یاد مرتضی پاشایی هنگام ضبط یک کلیپ ویژه تعطیلات سال نو از این خواننده به عنوان اسوه ادب و احترام به بزرگتر یاد کرد.

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “مهر” رضا صادقی که این روزها برای برگزاری چند کنسرت در کشور آمریکا به سر می برد همزمان با ایام تعطیلات  خاطره ای از یکی از نوروزهای خود را این گونه تعریف کرد: نوروز سال ۹۳ بود که قرار شد برای ضبط کلیپ ویژه برنامه احسان علیخانی سر فیلمبرداری حاضر شویم  و در روزی که هوا به شدت سرد بود، قرار تصویربرداری گذاشته بودیم و من به همراه دوستان دیگر و زنده یاد مرتضی پاشایی جمع شدیم.

صادقی ادامه داد: من لباس تابستانی پوشیده بودم و چون هوا سرد بود،  مرتضی پاشایی کل آن محوطه را گشت تا برای من کاپشنی پیدا کند و آخر سر هم موفق شد و کاپشن خود را روی شانه های من انداخت و در طول تصویربرداری هم بارها از من می پرسید: «عمو سردت نیست که؟»

عمو سال بعد عکس من را هم کنار عکس همشهری ات ناصر عبداللهی بگذاری

وی افزود: مرتضی در آن روزها که نزدیک عید بود و اتفاقا او هم به دلیل بیماری حال و روز خوبی نداشت نزدیک من آمد و گفت: «عمو سال بعد عکس من را هم کنار عکس همشهری ات ناصر عبداللهی بگذاری.» غمگین شدم و اخم کردم و حالم گرفته شد. هیچ انرژی ای برای ادامه ضبط نداشتم و گفتم: «تو حالت خوب می شود پسر. فکر منفی هیچوقت نکن. خدا تو را و ما را دوست دارد. خدا به خاطر همه دوستدارانت و دعای خیر آنها حتما حالت را خوب می کند.» مرتضی خندید و آن خنده هنوز در ذهن من است.

هر سال نزدیک عید یاد جمله مرتضی می‌افتم و دلم می گیرد

این خواننده موسیقی پاپ کشورمان بیان کرد: هر سال نزدیک عید یاد جمله مرتضی می‌افتم و دلم می گیرد. یاد آن روز می افتم که با چه ادب و احترام با همه عوامل برخورد می‌کرد و مردم چقدر دوستش داشتند. این عزت و احترامی که مردم برایش قائل بودند فقط خواست خدا بود و نجابت این پسر دلیل اصلی آن. مرتضی نمونه واقعی هنرمندی بود که با سختی فراوان خودش و آثارش را توانست در جامعه موسیقی و بین مردم معرفی کند و به مرور به ستاره موسیقی کشور تبدیل شود. خیلی‌ها به این موج محبوبیت آثار پاشایی حمله می کردند ولی قلب این پسر به قدری بزرگ و صاف بود که همه دیدیم چطور بخش بزرگی از تاریخ موسیقی پاپ این سال ها را تشکیل داد




ناراحتی پدر پاشایی از انتشار گسترده دو آلبوم مرتضی در آستانه سالمرگش⇐يك نفر جلوي این آبروريزي‌ها را بگيرد!

سینماژورنال: در حالي كه همين روزها سالگرد درگذشت مرتضي پاشايي است، شركت‌ها و صاحبان امتياز آثار قبلي مرتضي پاشايي بار ديگر آلبوم‌هاي قبلي اين خواننده را در بسته‌بندي جديد از صبح ديروز روانه بازار كردند.

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “اعتماد” آلبوم «يكي هست» و «اسمش عشقه»، دو آلبوم رسمي و مجوزدار اين خواننده از روز گذشته با طراحي و بسته‌بندي جديد روانه بازار موسيقي كشور شده است. اين دو آلبوم با بسته‌بندي جديد و به گفته مسوولان «پخش دنياي هنر» با ٥٠ درصد تخفيف توزيع شده است.

اين شركت در توضيح آلبوم خود نوشته است: «آلبوم “اسمش عشقه” و آلبوم “يكي هست” دو آلبوم در يك بسته بندي، همزمان با سالگرد اين هنرمند فقيد مجددا عرضه شد. اين اثر، آلبوم جديد نبوده و تنها با بسته‌بندي جديد و ٥٠ درصد تخفيف به صورت پك تمامي آثار مرتضي پاشايي بازنشر شده است.»

اين در حالي است كه «مرتضي معماري» (مدير پخش شركت پخش دنياي هنر) در پاسخ به سوالی مبني بر صحت خبر بازنشر آثار قبلي اين خواننده به “موسیقی ما” گفته بود: «تا اين لحظه هيچ تصميمي گرفته نشده است و در حال رايزني با مسوولان هستيم.»

خانواده پاشایی مجوز بازنشر نداده است

در اين ميان ناصر پاشايي پدر مرتضی در اين باره و بازنشر دو آلبوم قبلي پسرش به همين سايت گفته است: «خانواده پاشايي هيچ گونه مجوزي براي اين كار نداده است و متاسفانه در آستانه سالگرد درگذشت پسرم، دوباره در حق او جفا كردند. اين دوستان در فضاي مجازي در حال فرافكني هستند؛ ولي صبح امروز ديديم كه در پي سوءاستفاده مالي و آبروريزي هستند. »

وی ادامه داده است:«يك نفر جلوي اين سوءاستفاده مالي و آبروريزي‌ها را بگيرد. هيچ هماهنگي‌اي با خانواده پاشايي درباره انتشار بازنشر اين آلبوم‌ها نشده و من واقعا تاسف مي‌خورم كه در آستانه سالگرد فوت مرتضي برخي افراد به ظاهر دوست قديمي مرتضي، تنها به فكر جيب‌شان هستند و در فضاي مجازي خانواده مرتضي را به مال‌پرستي متهم مي‌كنند.»

روابط عمومی دفتر موسیقی ارشاد: پاشایی خودش در جریان انتشار آلبوم بوده است

پدر مرتضي پاشايي ديروز نيز به خبر انتشار آلبوم «گل بيتا» واكنش نشان داده بود و از دفتر موسيقي وزارت ارشاد خواسته بود در اين باره تصميم بگيرد. در اين ميان روابط عمومي دفتر موسيقي وزارت ارشاد در جوابيه‌اي در اين خصوص نوشته است: «طبق پيگيري‌هاي به عمل آمده مرحوم مرتضي پاشايي حدود ۱۰ سال گذشته از طريق موسسه ترانه سمان آلبومي را توليد كرده كه تمامي مجوز آن از سوي مديريت وقت دفتر موسيقي وزارت ارشاد صادر شده و اين هنرمند نيز در جريان كامل اين آلبوم قرار گرفته و اجازه انتشار آن را نيز داده است.»

روابط عمومی ارشاد افزوده است:«البته ذكر اين نكته ضروري است كه مجوز صادرشده براي محتواي آلبوم ۱۰ سال پيش بوده كه اگر بنا به انتشار آن باشد بايد عينا بر اساس محتواي آلبومي باشد كه ۱۰ سال گذشته با اجازه خواننده و مجوز دفتر موسيقي وزارت ارشاد اجازه انتشار يافته است. اين در حالي است كه هر گونه دخل و تصرف ديگر در آلبوم ياد شده براي انتشار كه در زمان صدور مجوز با عنوان گل بيتا مجوز دريافت كرده بايد با نظارت و اجازه دفتر موسيقي وزارت ارشاد انجام گرفته باشد.»

 




گیتاریست مرتضی پاشایی از لس‌آنجلس سردرآورد!!+عکس

سینماژورنال: صفا درمان که در ارکستر سابق مرتضی پاشایی به عنوان نوازنده گیتار فعالیت می کرد و در دومین جشن سالانه “موسیقی‌ما” به همراه پاشایی و ارکسترش به اجرای برنامه پرداخت، چندی است به لس آنجلس رفته و به یک گروه لس آنجلسی پیوسته است.

به گزارش سینماژورنال و به نقل از “موسیقی ما” این نوازنده در سکوت کامل خبری به گروه بلک کتس پیوست و در ویدئوی آخر این گروه نیز در کنار دیگر اعضای بلک کتس به نوازندگی پرداخت.

صفا درمان که پیش از این در ارکستر بسیاری دیگر از خواننده های داخلی نیز ساز زده است، در تصاویری هم که از خود و اعضای این گروه منتشر کرده، از حضورش در این گروه و ادامه فعالیت هایش خارج از کشورنوشت.

گروه بلک کتس در سال ۱۳۴۲ در تهران توسط شهبال شب‌پره راه‌اندازی شد.

بلک کتس در طی تمام سال‌های فعالیت خود، ۴۳ عضو داشته‌ است که هر کدام فقط برای مدتی به‌همراه شهبال شب‌پره در گروه حضور داشته‌اند.

فرهاد مهراد، منوچهر اسلامی، شهرام شب‌پره، حسن شماعی زاده، ابراهیم حامدی، ناصر چشم آذر، پیروز پاینده آزاد، کامران و هومن جعفری و سامی بیگی و برخی چهره های جوان تر عرصه موسیقی از جمله کسانی هستند که در مقاطع مختلف دراین گروه عضویت داشته‌اند.

صفا درمان در کنار سرپرست گروه بلک کتس
صفا درمان در کنار سرپرست گروه بلک کتس



سلفی زیبای مرتضی پاشایی، هادی نوروزی، هما روستا و دیگران+عکس

سینماژورنال: درگذشت ناگهانی هادی نوروزی کاپیتان جوان پرسپولیس و مرگ هفته قبل هما روستا بازیگر فرهیخته ایرانی زمینه ای شده است برای یک تصویرسازی  زیبا توسط شهاب جعفرنژاد گرافیست توانای وطنی.

به گزارش سینماژورنال جعفرنژاد در تصویرسازی خود یک سلفی خلق کرده است.

در این سلفی که “سلفی در بهشت” نام گرفته و در “هفت صبح” منتشر شده، هم هما روستا هست و هم همسرش حمید سمندریان.

ناصر حجازی، خسرو شکیبایی و هادی نوروزی دیگر حاضران در این سلفی اند و تصویربرداری سلفی را هم مرتضی پاشایی انجام داده است!!!

محل تصویربرداری هم جایی است در نزدیکی ابرها…

سلفی خاطره انگیز چهره های محبوب مرحوم
سلفی خاطره انگیز چهره های محبوب مرحوم



بالاخره “حبیب” به حرف آمد و درباره همه چیز سخن گفت؛ از دیدار با مشایی و علاقه برای همخوانی با محمد اصفهانی تا بدقولی یک آقازادۀ خواننده، پشت پرده دستگیری‌اش در گیلان، قرآن‌خوانی پسرش در مسجد، بازگشت خوانندگان لس‌آنجلسی و کیفیت صدای پاشایی و چاووشی

 سینماژورنال: حبیب محبیان خواننده موسیقی پاپ شش سالی می شود به ایران وارد شده و در این بازه زمانی قطعاتی را هم ساخته است و خوانده است.
به گزارش سینماژورنال هرچند در بازه های زمانی مختلف شایعاتی درباره انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت حبیب مطرح شد اما هیچ کدام از این شایعات رنگ واقعیت نگرفت.

حبیب در گفتگویی تفصیلی با “زندگی ایده آل” کوشیده درباره بخشهایی کمتر شنیده شده از زندگیش پس از بازگشت به ایران سخن گوید.

احمدی نژاد امضاء کرد و سه روزه مجوز گرفتم

حبیب درباره دیدار با اسفندیار رحیم مشایی مشاور محمود احمدی نژاد می گوید: دیدار کوتاهی با مشایی در دفترشان داشتیم. دوستی که نزدیکی به دولت وقت داشت نامه ای تنظیم کرد و پیش احمدی نژاد برد. ایشان هم بلافاصله امضا کردند و به ارشاد رسید. سه روزه مجوز گرفتم تا بتوانم آلبوم ضبط کنم تا اینکه شخصی که مایل به سرمایه گذاری بود مرا برد پیش آقای مشایی. به چه دلیل نمی دانم.

مشایی گفت اگر برگردید خوشحال می شویم
وی ادامه می دهد: مشایی خواستند مرا ببینند و گفتند اینجا وطن شماست و اگر برگردید خوشحال می شویم. برخوردشان خیلی خوب بود. وقتی فهمیدند تا سال 62 ایران بودم برایشان جالب بود.

آقازاده خزعلی زیر قولش زد…

حبیب که طی حضور در ایران قطعه ای دوصدایی با عنوان “محکوم” را با حسین خزعلی فرزند آیت ا.. خزعلی که با نام هنری “سمیر زند” فعالیت می کند خوانده است خاطره خوشی از این همکاری ندارد.

به گزارش سینماژورنال وی در شرح این ماجرا می گوید: درباره آهنگ “محکوم” باید بگویم شخصی{سمیر زند} به من زنگ زد و گفت اگر اجازه دهید من یک خط با شما بخوانم و من گفتم مخارجش بالاست. وی ابتدا همه شرایط را فراهم کرد و من رفتم و خواندم.
وی ادامه می دهد: اما وی شیطنت کرد و برخلاف ابتدای کار که گفت فقط یک خط می خواند دو سه خط خواند. البته من د