واکنش طراح گریم سریال “مختارنامه” به گریم حاشیه ساز نرگس محمدی در “ستایش۳″⇐میخواهند کار را ارزان تمام کنند!

سینماروزان: فصل سوم سریال “ستایش”سعید سلطانی در حالی روی آنتن رفته که فارغ از کندی بیش از حد خط داستانی این گریم بازیگر نقش “ستایش” است که سوژه مخاطبان شده.

نرگس محمدی در “ستایش3” با گریمی جوانانه ظاهر شده که بیش از همه یادآور گریمش در سریال “بوی باران” است و نه در ادامه گریمش در “ستایش2” و همین است که سوژه خنده مخاطبان در فضای مجازی شده.

مسعود ولدبیگی طراح چهره پردازی “مختارنامه” در خلال گفتگویی با “جوان” درباره کیفیت چهره پردازی “مختار” پاسخگوی سوالاتی پیرامون طراحی گریم “ستایش” هم بوده است.

ولدبیگی درباره طراحی چهره ضعیف در برخی سریال‌های تلویزیونی و از جمله سریال “ستایش” گفت: بستگی به تهیه‌کننده کار دارد. بعضی‌ها می‌خواهند کار را ارزان تمام کنند و به جای گریمور و طراح حرفه‌ای سراغ مبتدی‌ها می‌روند و کار به درستی انجام نمی‌شود. از طرف دیگر خیلی از بازیگران هستند که دوست ندارند چهره‌شان بد نشان داده شود و تصویر بدی در ذهن بیننده باقی بماند، برای همین تلاش می‌کنند روی مواردی مانند پیر شدن مقاومت کنند و سعی دارند زیبایی صورت‌شان را حتی بیشتر نشان دهند. بازیگرانی داریم که بعد از گریم، به گوشه‌ای می‌روند و در خلوت آرایش می‌کنند و بعد جلوی دوربین می‌آیند.

ولدبیگی درباره اینکه چرا بازیگر نقش یک زن جاافتاده در “ستایش3” هیچ اثری از پیری ندارد، گفت: این هم به نظر کارگردان و تهیه‌کننده باز می‌گردد. کارگردانی داریم که روی طراحی چهره انجام شده پافشاری می‌کند، مثلاً قرار است چهره بازیگر پیر و شکسته شود یا سوخته شود یا اینکه روی آن اثر اسیدپاشی گذاشته شود، اگر بازیگر حاضر نشود چنین گریمی داشته باشد، کارگردان به او می‌گوید اگر قبول نکنی از کار کنار گذاشته می‌شوی و بازیگر دیگری می‌آورد که آن طراحی را قبول کند ولی می‌بینیم بعضی از تهیه کننده‌ها و کارگردان‌ها خیلی ضعیف هستند و اجازه می‌دهند بازیگر با طراحی انجام شده مخالفت کند، برای همین است که می‌بینیم در بعضی کار‌ها فقط با گذاشتن عینک می‌خواهند بازیگر را پیر نشان دهند یا اینکه قرار است کاراکتر پیرتر شود، اما بازیگر جوان‌تر از نقش می‌شود!!




اطلاعات رسانه صداوسیما از جزییات تولید “مختارنامه”⇐از بودجه ۳۰میلیاردی تولید تا هزینه ۱۰میلیاردی ساخت دکور!/از استخدام ۳هزار هنرور تا به کارگیری ۱۲۰ رأس اسب/از سرو بیش از ۲میلیون پرس غذا تا صرف بیشتر از ۸میلیون لیتر آب و…

سینماروزان: سریال عاشورایی “مختارنامه” بار دیگر از آغاز محرم از چند شبکه مختلف تلویزیونی روی آنتن رفته است و همین بهانه ای شده برای رسانه رسمی سازمان صداوسیما که اطلاعاتی درباره روند تولید این مجموعه ارائه کند.

روزنامه “جام جم” با انتشار جدولی از بودجه 30میلیاردی تولید این سریال و صرف 10 میلیارد برای ساخت دکور گفته است.

همچنین بر طبق این جدول مشخص شده برای تولید “مختار…” نزدیک به 3هزار هنرور استخدام شده اند و 120 رأس اسب و 30 نفر شتر به کار گرفته شده اند.

در این جدول اعداد و ارقام جالبی هم درباره میزان نوشیدنیها و خوراکیهای مصروفه در پروژه منتشر شده است.

حین تولید هشت ساله “مختارنامه” روزی 800 پرس غذا سرو شده که مجموعا و طی هشت سال بیش از 2 میلیون غذا میشود. در این مدت روزانه 3هزار لیتر آب مصرف شده که جمعش برای هشت سال به عددی بیش از 8میلیون لیتر میرسد.

این سریال بیش از 1400 نیرو در پشت صحنه داشته و 40 بدکار حرفه ای نیز در تولید حضور داشته اند.

فهرست کامل اطلاعات تولید “مختارنامه” را در ادامه ببینید:

جدول اطلاعاتی تولید “مختارنامه”




تهیه کننده “مختارنامه” در گفتگو با سینماروزان بیان داشت⇐حین بازپخش “مختار…” کلی آگهی پخش میکنند ولی تاکنون دیناری برای بازپخش این سریال به عوامل نرسیده!!/دستمزدم بابت تهیه کنندگی سریال از بسیاری از بازیگران “مختار…” کمتر بود/فریبرز عرب نیا بیشترین دستمزد را بابت “مختار…” گرفت/امیدوارم سرمایه گذاری پیدا شود تا “سلمان…” را بسازیم

سینماروزان/غفور پورغفور: نزدیک به یک دهه بعد از اولین رونمایی، سریال “مختارنامه” همچنان گزینه ای مهم برای پر کردن شبکه های مختلف سیما در ایام محرم است و عجبا که در این بازپخشها همچنان “مختار…” مخاطب دارد.

محمود فلاح تهیه کننده “مختارنامه” در چرایی بازپخشهای چندین باره این سریال به سینماروزان گفت: لحن حماسی سریال و بخصوص ماجرای خونخواهی امام حسین(ع) موجب شده این سریال همچنان بیننده داشته باشد و تا وقتی هم که بیننده دارد بازپخش سریال، عجیب نیست. هم من به عنوان تهیه کننده و هم داوود میرباقری به عنوان کارگردان سعی کردیم سریال جذاب وخوبی بسازیم که مخاطب پسند باشد و خوشحالیم که بعد از یک دهه همچنان “مختارنامه” مخاطب پسند باقی مانده.

محمود فلاح با اشاره به روال بازپخش محصولات تلویزیونی در دنیا بیان داشت: تا به حال دیناری برای بازپخش این سریال به من نداده اند در حالی که در همه جای دنیا رسم و قانون است که سریالی که مخاطب پسند بوده و چندین بار بازپخش شده است، باید در هر بازپخش به تهیه کننده مبلغی پرداخت شود. من اوایل که این سریال بازپخش می شد این موضوع را مطرح کردم ولی متاسفانه هیچ اقدامی نکردند و تاکنون بابت بازپخش، ریالی به من ندادند در حالی که در هر بازپخش کلی آگهی هم ابتدا و هم در میان سریال روی آنتن میرود. چرا عوامل سریال نباید از سودآوری این بازپخش سهمی داشته باشند؟؟

تهیه کننده “مختارنامه” در پاسخ به این پرسش سینماروزان که با اوضاع اقتصادی فعلی امکان دارد در آینده نزدیک سریالی مانند “مختار…” تولید شود گفت: اکنون هزینه های تولید چندین برابر شده است و تولید سریالهای فاخر به مراتب دشوارتر شده است ولی اگر سرمایه اش باشد میشود باز هم چنین سریالهای مخاطب پسندی ساخت که ماندگار باشند و مردم از دیدن به دفعات آن هم لذت ببرند.

محمود فلاح با بیان اینکه سعی کرده “مختارنامه” را با بودجه منطقی و بدون اسراف تولید کند به سینماروزان گفت: برخلاف تصور،  دستمزدم بابت تهیه کنندگی سریال از بسیاری از بازیگران کمتر بود چون وظیفه تهیه کننده هم همین است که دستمزد خوب بدهد و کار خوب و ماندگار بگیرد. به عنوان تهیه کننده اول به فکر بازی خوب و کار خوب بودم و سپس به فکر منافع خودم و همین شد که الحمدلله  کار خوبی رقم خورد.

محمود فلاح درباره بیشترین دریافتی عوامل “مختارنامه” به سینماروزان بیان داشت: بازیگران بیشترین دستمزدها را گرفتند و در میان آنها نیز فریبرز عرب نیا بیشترین دستمزد را گرفت و البته که انصافا هم با جان و دل کوشید شمایلی ماندگار از “مختار” خلق کند.

محمود فلاح با تأکید بر حل مشکلات مالی رسانه ملی برای تولید سریالهای درجه یک بیان داشت: ما تجربیاتی داریم که نباید هدر برود. باید کمبودهای مالی را مرتفع کرد تا بزرگان تلویزیون باز هم تولید کنند.  امیدوارم اگر سرمایه گذارش پیدا شود “سلمان فارسی” را بسازم تا سطحی تازه تر از تواناییهای به روز تولید در ایران را ارائه کنم.




ادعای بازیگر “مختارنامه”: به خاطر دو رکعت نماز که میخوانیم به ما نقش نمیدهند!!!

سینماروزان: درباره ارتباطات پشت پرده توزیع نقشهای آثار سینمایی و تلویزیونی حرف و حدیث فراوان است. از گلایه های پیشکسوتان بابت نادیده گرفته شدن تا گلایه های جوانان بابت خرید و فروش نقشها و ارجحیت دادن بازیگر-اسپانسرها بر آنها.

انوش معظمی بازیگر نقش حرمله در سریال «مختارنامه» و بازیگر نقش شمر در “رستاخیز” از جمله بازیگران توانمندیست که در این سالها چنان که باید بهش نقش نمیرسد.

معظمی با تأکید بر عشقش به سیدالشهداء به “تسنیم” گفت: قبلاً هم امام حسین(ع) به ما آبرویی داده بود و در هیئت فعالیت می‌کردیم و مورد توجه بودیم. اما با ایفای این نقش، کانون توجهات هزار چندان شد. همین قدر که خیلی از هیئت‌ها با دیدن این نقش به یاد من می‌افتند و به هیئت‌های مختلفی دعوت می‌شوم. در آن چند دقیقه حضور به من کرامت می‌کنند و احترام می‌گذارند. من همه‌چیز را از نوکری امام حسین(ع) دارم.

معظمی درباره وجود مافیا در عرصه بازیگری هم اظهار داشت: یک زمانی یکی دو نفر را به‌عنوان مافیای بازیگری و انتخاب بازیگر معرفی می‌کردند ولی امروز آن دو نفر در حاشیه قرار گرفته‌اند و باندها جزیره جزیره و فامیلی، اداره می‌شوند. آن‌قدر ماجرا پیچیده شده که حد و حساب ندارد. هرکس را می‌بینیم اقوام و آشنایان خودش را آورده و جزیره‌ای برای خودش درست کرده است. تخصص و شایسته‌سالاری اصلاً ملاک نیست. عمق فاجعه اینجاست که همان بازیگر سفارشی ناکارآمد در یک جشنواره مهم، جایزه هم می‌گیرد. حیرت‌زده می‌شوم که چطور آن بازیگر که هیچ بار حرفه‌ای ندارد؛ هیئت داوران جایزه بازیگری به او می‌دهند؛ اینجاست که می‌گویم مافیا و باندبازی حقیقت دارد.

معظمی با اشاره به اعتقادات مذهبی اش ‌تصریح کرد: در طول سال نقش‌ها بین عده خاصی تقسیم می‌شود و به ما برچسب می‌زنند. وقتی نام من می‌آید به‌خاطر دو رکعت نماز که می‌خوانیم ما را زیر سؤال می‌برند و به ما کار نمی‌دهند!! اصلاً نماز خواندن من چه ربطی به سینما و بازیگری‌ام دارد؟؟!!




حرفهای قابل تأمل تهیه کننده “مختارنامه” در روزهایی که سازمان از آغاز پیش تولید “سلمان” خبر داده⇐چون فهمیدم امکان تولید «سلمان فارسی» آن طور که خودم می‌خواهم وجود ندارد پس قیدش را زدم!!/ آقایان می‌خواستند «سلمان…» را جور دیگری بسازند و چون با زاویه نگاه ایشان کنار نیامدم از تهیه کنندگی کنار کشیدم!!/امیدوارم میرباقری موفق باشد ولی ساخته شدن «سلمان…» به این راحتیها نیست!!

سینماروزان: در روزهای گذشته خبری درباره آغاز پیش تولید سریال “سلمان فارسی” در بخشهای خبری صداوسیما منتشر شد. خبری که متکی بود بر ملاقات داوود میرباقری با رییس سازمان بدون کمترین داده ای درباره تیم تولید و انتخاب بازیگران و حتی زمان فیلمبرداری!!

به گزارش سینماروزان محمود فلاح تهیه کننده ای که پیشتر در تولید “مختارنامه” کنار میرباقری بود در اظهاراتی برای “جام جم” از دلایل کنار رفتن خود از پروژه “سلمان” سخن گفته است.

محمود فلاح گفت: سالها بعد از بازنشستگی رسمی‌ام این روزها بیش ار همیشه احساس بازنشستگی می‌کنم البته نه به خاطر عدم توانایی شخصی بلکه به خاطر عدم توانایی روی غلتک انداختن پروژه‌هایی که مدتها دنبالشان بودم. طرحهایی که بعد از «مختارنامه» برای تولید داشتم اغلب تاریخی بودند و دیگر مثل قدیم نمی‌شود کارهای تاریخی را به جریان انداخت چون اوضاع اقتصادی در همه جا نامیزان است و در این نامیزانی بودجه‌هایی که می‌آید صرف کارهای روتین می‌شود.

این تهیه کننده ادامه داد: مدتها پیش چون فهمیدم امکان تولید «سلمان فارسی» آن طور که خودم می‌خواهم وجود ندارد پس قیدش را زدم. آقایان می‌خواستند «سلمان…» را جور دیگری بسازند و چون با زاویه نگاه ایشان کنار نیامدم از تهیه کنندگی کنار کشیدم.

محمود فلاح افزود: البته داوود میرباقری دوست عزیزم همچنان به دنبال فراهم آوردن شرایط تولید این سریال است و از صمیم قلب از خدا میخواهم کمکش کند ولی آنچه حس شخصیم است اینکه ساخته شدن «سلمان…» به این راحتیها نیست. «سلمان…» باید به گونه‌ای ساخته شود که چندپله جلوتر از «مختارنامه» و تمام محصولات تاریخی پیش از خود باشد و اگر بدون اطمینان به این اتفاق به تولید برسد مطمئنا کارنامه عواملش را خدشه‌دار خواهد کرد. امید که لطف خدا همراه میرباقری باشد و در صورت فراهم شدن ابزار بتواند یک سریال ماندگار دیگر خلق کند.




یک رسانه اصولگرا متذکر شد⇐داوود میرباقری اگر در هالیوود بود برای ساخت یک سریال تاریخی آن قدر او را علاف نمی‌کردند که در نهایت از بیمارستان سردرآورد!!/میرباقری اگر در آمریکا بود تا رس او را در تولید محصولات میهنی نمیکشیدند رهایش نمی‌کردند!/چگونه است که سازمانی با ۴۸ هزار نیرو و هزاران میلیارد تومان درآمد، بودجه تولید «سلمان» را ندارد؟/ آنها که آرزویشان به تصویر کشیدن عشق عروس به پدرشوهر است(!) مدام کار میکنند تا امثال میرباقری به محاق بروند؟

سینماروزان: داوود میرباقری کارگردانی که محرم امسال برای چندمین بار سریال “مختارنامه”اش روی آنتن رفت و همچنان جلب نظر کرد مدتهاست به دنبال تولید سریال “سلمان فارسی” است و به جایی نمیرسد.

روزنامه اصولگرای “جوان” با نقد عدم استفاده از نیروهای کاربلدی همچون میرباقری به مدیران رسانه ملی تاخته است که چرا قدر سرمایه هایشان را نمیدانند.

متن گزارش “جوان” را بخوانید:
عمر معدود افراد امتحان پس‌داده‌ای که شوق و اشتیاق دینی و ملی و فهم تکنیکی خود را بار‌ها با آثارشان اثبات کرده‌اند در تنگنا‌ها و پیچ و خم‌های بوروکراتیک در حال تلف شدن است.
داوود میرباقری اگر در هالیوود بود امریکایی‌ها از او خیلی بهتر از اینی که مدیران فرهنگی ما سود می‌برند استفاده می‌کردند و اجازه نمی‌دادند مثلاً فیلمنامه او درباره یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های تاریخی کشورشان که با وجود اهمیت و عظمت هنوز میان مردم مهجور مانده سال‌ها در ذهن او خاک بخورد و قطعاً او را آنقدر علاف نمی‌کردند که به مرز سالخوردگی برسد و در آستانه کلید زدن پروژه‌ای که برای ساختنش سال‌ها با مدیران چک و چانه زده به دلیل بیماری قلبی راهی بیمارستان شود.

اگر داوود میرباقری فیلمسازی شیعه نبود و گذرش به هالیوود میافتاد قطعاً از او برای ساخت یک دوجین شخصیت و قهرمان واقعی و قلابی امریکایی استفاده می‌کردند و تا به اصطلاح رس او را در ساخت آثار ایدئولوژیک به نفع سبک زندگی امریکایی نمی‌کشیدند به حال خود رهایش نمی‌کردند. اگر میرباقری در هالیوود بود جوری بستر را برای او مهیا می‌کردند تا وقتش را صرف مثلاً شاهگوش یا دندون طلا برای جایی مثل شبکه نمایش خانگی نکند. اگر داوود میرباقری ایرانی نبود و پایش به هالیوود باز می‌شد امریکایی‌ها همانطور که از استیون اسپیلبرگ، جیمز کامرون و غول‌های دیگر صنعت فیلم‌شان به سود منافع ملی و آرمان‌های امریکایی سود بردند از او نیز بهترین استفاده را می‌کردند، اما داوود میرباقری ایرانی و دلباخته اهل بیت (ع) است و سازمان صداوسیما با ۴۸ هزار نیرو و هزاران میلیارد تومان درآمد تبلیغات بازرگانی سال‌ها برای ساخت «سلمان فارسی» او پول نداشته و وقتی پس از سال‌ها سرکار گذاشتن قانع شده او را یاری کند، قاعدتاً زمان به جایی رسیده که قلب و جسم آقای کارگردان دیگر آن جوانی و طراوت سابق را ندارد.

داوود میرباقری به گفته دوست و رفیق دیرینش، امرالله احمدجو بیش از ۳۰ سال پیش طرح فیلمنامه سلمان فارسی را نوشته، اما هنوز امکان ساخت آن را پیدا نکرده است. احمد جو همان کارگردان سریال فاخر «روزی روزگاری» است که اوایل دهه ۷۰ مخاطب انبوهی را پای گیرنده‌ها می‌نشاند. او نیز سال‌هاست خانه‌نشین است. بی‌مهری و مدیریت ضعیف سینما و تلویزیون ایران نسبت به نخبگانش به امثال داوود میرباقری و امرالله احمدجو خلاصه نمی‌شود.

مرحوم سیدضیاء‌الدین دری در زمان حیات، تلاش نافرجامی برای تولید فیلم حضرت زینب (س) و نیز فیلمی درباره خلیج فارس و استعمار انگلستان به خرج داده بود، اما به گفته خودش همواره او را سر می‌دواندند. این سردواندن‌ها همواره در حالی رقم می‌خورد که شبکه‌های مختلف سیما برای سریال‌های زیرمتوسط و کارگردان‌های میان‌مایه همیشه پول در اختیار دارند و هیچ وقت هم کم نمی‌آورند.

این موضوع البته تنها به کارگردان‌های آثار دینی و تاریخی محدود نمی‌شود. صداوسیما همواره بی‌رغبتی عجیبی به همکاری با کارگردان‌هایی نشان داده که در کارنامه آن‌ها آثار خانوادگی روحیه‌بخش، نشاط‌آور و اخلاق‌گرا به چشم می‌خورد. برای مثال بیژن بیرنگ کارگردان آثار موفقی، چون «خانه سبز» و «همسران» نزدیک به دو دهه است که امکان ساخت هیچ اثری در صداوسیما را پیدا نکرده است. او جزو معدود کارگردان‌هایی است که همواره منتقد جدی پمپاژ ناامیدی، تلخی و منفی‌گرایی بسیاری از آثار سینما و تلویزیون ایران بوده است.

وقتی به لیست سریال‌هایی که طی ۲۰ سال اخیر در صداوسیما ساخته شده نگاهی بیندازیم به طور واضح به انبوهی از آثار برمی‌خوریم که در جذب مخاطب و انتقال مفاهیم دهان پرکن و گل درشت ناموفق عمل کرده‌اند؛ آثار‌ی که رنگ و بوی امید، اخلاق و سبک زندگی صحیح از آن به مشام نمی‌رسد، اما سازندگان آن هیچ وقت بیکار نبوده‌اند. وقتی پیگیر این می‌شوید که نویسنده و کارگردان این آثار چه کسانی هستند می‌بینید که ضعف این آثار رابطه مستقیمی با عقاید، افکار و گرایش‌های سازندگانش دارد. در برهه‌های مختلف برخی از آثار الف. ویژه که اهمیت موضوعات آن‌ها بر هیچ کس پوشیده نیست به دست افراد میان‌مایه و درجه چندمی سپرده شده که اتفاقاً امتحان خود را پیش از آن با ساخت آثاری کم‌ارزش پس داده‌اند، اما هنوز از ساخت اثر قبلی فارغ نشده به پروژه جدید دعوت شده‌اند.

در این باره مثال فراوان است. سعید نعمت‌الله نویسنده آثار میان‌مایه‌ای است که همواره دوره‌های پرکاری را با تلویزیون پشت سرگذاشته و به تازگی نیز خبر همکاری مجدد او به گوش می‌رسد.

او در گفت و گویی با روزنامه اعتماد که سال گذشته انجام شده بخشی از اعتقاداتش را رونمایی می‌کند و عجیب اینکه آن گفت‌و‌گو منجر به کمترین واکنشی از سوی مدیران سیما نمی‌شود. گویی این سخنان را یک کارمند جزء بر زبان آورده نه نویسنده‌ای که به واسطه فیلمنامه‌هایش خوراک فرهنگی برای میلیون‌ها مخاطب مسلمان طبخ می‌کند. «یک دوره کار تدوین و فروش فیلم آن هم به صورت یواشکی! فیلم‌های غیرمجاز انجام می‌دادم! یک روز به این نتیجه رسیدم، چون درآمدم از جای دیگری است، اگر سراغ نوشتن بروم برایم اتفاق بدی نمی‌افتد. برخلاف آنچه همیشه می‌گویند که تلویزیون زیاد دچار ممیزی و سانسور می‌شود باید بگویم اینطور نیست. امنیت تلویزیون خیلی بیشتر از شبکه نمایش خانگی است! خیلی‌ها به من می‌گویند نگو من با تلویزیون مشکل سیاسی دارم، اما من می‌گویم که با تلویزیون مشکل سیاسی دارم ولی می‌توانم با بخش نمایش آن کار کنم. خوشبختانه همه آدم‌هایی هم که ما با آن‌ها کار کردیم آدم‌های دموکراتی هستند، همین آقای میرباقری، یکی از دموکرات‌ترین مدیران تلویزیون است. دوست دارم یک روزی قصه عشق عروسی به پدرشوهرش را بنویسم! اگر سوئیس بودم حتماً می‌نوشتم، کار نمایش سرگرم کردن مردم است و هیچ رسالت دیگری به جز این ندارد. خوشبختی تنها در این است که زندگی را به شیوه خود سپری کنی. تا حالا ممیزی به کار‌های من نخورده است! من آن چیزی که خواسته‌ام را نوشته‌ام. به غیر از خانواده، کسانی را دارم که ساعت‌ها درباره خاطرات‌شان با هم حرف می‌زنیم. آدم‌هایی که نمی‌توانم اسم‌شان را بیاورم، چون شما اجازه چاپ اسم آن‌ها را هم ندارید! من با مرام و مسلک این آدم‌ها جلو می‌روم.

در مورد همسرم از بی‌اهمیت‌ترین چیز که پوشش اوست گرفته تا تفکراتی که دارد، همه مال خودش است. زنان در جامعه ما احترام ویژه‌ای را که باید داشته باشند، ندارند. زن‌ها همیشه نقطه اتکای فیلم‌های من بوده‌اند. مدیریت وقت شبکه، زمان پخش «رستگاران» به من می‌گفت: خیلی فمنیستی می‌نویسی، اما من به او گفتم فمنیستی نیست، واقعیت است! کاراکتر‌های من در یک جامعه عصبانی و خشمناک زندگی می‌کنند. خیلی حرف‌ها در دلم است که نمی‌توانم بزنم، چون زندان‌ها به اندازه کافی برای همه جا دارد.»
این آقای نویسنده خوشحال با وجود سن کم تا به حال بیش از ۱۰ برابر آدم‌هایی مثل میرباقری و مرحوم دری با رسانه ملی همکاری کرده است. عقیق۱۳۹۶، زیر پای مادر ۱۳۹۶، پشت بام تهران، ۱۳۹۴، میکائیل ۱۳۹۴، مدینه۱۳۹۳، مادرانه۱۳۹۲، دیوار۱۳۹۱، جراحت۱۳۸۹، زیر هشت۱۳۸۹و رستگاران ۱۳۸۸ تعدادی از آثاری هستند که سوگلی لیبرال‌مسلک رسانه ملی آن‌ها را برای مخاطبان ایرانی نوشته است. آدم‌های ساده‌لوح قطعاً می‌گویند رسانه ملی از تخصص او استفاده کرده و این ربطی به مثلاً مرام فکری و عقیدتی او ندارد، اما حقیقت این است که آنچه با عنوان سکولاریسم پنهان در آثار نمایشی تلویزیون ایران رواجی سیل‌آسا دارد با همین مغلطه کردن‌ها جریان پیدا کرده است. شاید به کارگیری این عناصر برای برخی بخش‌های سخت‌افزاری نتیجه بدهد، اما وقتی نرم‌افزارتان را به دست مهره‌هایی سپردید که مرام فکری دشمن شما را قبول دارند قطعاً به فرهنگ مردم ظلم کرده‌اید. وقتی به صفحه شطرنج و آرایش نیرو‌ها نظر می‌اندازیم، مشاهده می‌کنیم عمر معدود افراد امتحان پس‌داده‌ای که شوق و اشتیاق دینی و ملی و فهم تکنیکی خود را بار‌ها با آثارشان اثبات کرده‌اند در تنگنا‌ها و پیچ و خم‌های سازمان صداوسیما در حال تلف شدن است تا به نقطه پایان زندگی برسند و در این میان کوتوله‌های فکری جولان می‌دهند. برای ویرانی یک کشور کافی است مسئولیت‌های مهم و راهبردی فرهنگ را به آدم‌های بی‌کفایت بسپارید تا همین مهره‌هایی که آن‌ها را دست کم می‌گیریم از درون همه چیز را دچار فروپاشی کنند.




درددلهای رضا رویگری که بعد از سکته مغزی کم‌کارتر شده⇐۹۹ درصد هزینه درمانم را خودم داده‌ام و نهاد‌های صنفی هیچ کاری برایم انجام نداده‌اند/همچنان در تلویزیون ممنوع کارم!/یکی از مشاوران تلویزیون بهم گفت اگر در فیلمم بازی می‌کردی مشکل ممنوع کاری‌ات حل می‌شد/بیماری بهانه خوبی شده که به آثار سینمایی دعوت نشوم/ نه کمک می‌خواهم و نه بیمه‌شان به دردم می‌خورد! لطف کنند ممنوع کاریم را بردارند/انگار منتظرند تا بمیرم بلکه برای تشییعم بیایند 

سینماروزان: مدت‌هاست جای خالی رضا رویگری خواننده و بازیگرِ تئاتر، سینما و تلویزیون کشورمان احساس می‌شود و کمتر وی را در فیلم‌ها و سریال‌ها می‌بینیم، یا بیراه نیست اگر بگوییم کلاً دیده نمی‌شود و کار نمی‌کند. مدت‌ها پیش هم اخبار متعددی مبنی بر سکته مغزی و بیماری‌اش منتشر شد که باعث شایعات بسیاری هم شده بود.

رویگری درباره آخرین وضعیت جسمی و روحی‌اش به «تسنیم» گفت: در حال حاضر تحت نظر دو پزشک هستم. فیزیوتراپی و آب درمانی انجام می‌دهم و تمرین می‌کنم تا کاملاً بتوانم سلامتی خودم را به دست بیاورم. هنوز کاملاً به اصطلاح خوبِ خوب نشده‌ام، اما خدا را شکر بسیار بهترم و وضعیتم رو به بهبود و امیدوارکننده است.
وی ضمن بیان اینکه در کل دوران بیماری‌اش در یک یا دو پروژه حضور داشته است، این بیماری را بهانه سینماگران خواند و گفت: متأسفانه این بیماری بهانه خوبی برای همکاران و دوستانمان شده بود تا برای بازی در فیلم یا سریالی دعوت به همکاری نکنند و فکر می‌کنم اگر کاملاً هم خوب بشوم، حتی در المپیک هم نفر اول بشوم، دوستان سینمایی‌مان طوری رفتار می‌کنند که به تو القا کنند نمی‌توانی کار کنی. چون با این القا راحت‌تر می‌توانند یک نقش را به آن کسی که دلشان می‌خواهد بدهند. به هر حال نیاز به بهانه‌ای دارند و این بیماری هم برایشان بهانه خوبیست، اما من تمام سعی‌ام را می‌کنم تا ان‌شاءالله هرچه سریع‌تر سلامتی کامل را به دست آورم، تا باز ببینم این دوستان کارگردان و تهیه‌کننده، برای همکاری نکردن بهانه‌ای دارند؟

خواننده آلبوم «کازابلانکا» در ادامه افزود: البته وضعیت روحی‌ام خراب‌تر از وضعیت جسمانی‌ام است، وضعیت جسمانی‌ام دارد بهتر می‌شود، اما از نظر روحی اصلاً حالم خوب نیست، چون من بازیگر را به ماهی تشبیه می‌کنم، وقتی ماهی را از آب بگیرید و به خشکی بیندازیدش چه حالی دارد؟ بازیگری هم که جلوی دوربین نباشد و بازی نکند حالش همین گونه است. ما مثل ماهی از آب گرفته هستیم.

وی همچنین در خصوص درآمد مالی این روزهایش گفت: در پروژه‌ای مشغول بازی نیستم تا از آن دستمزدی دریافت کنم و همچنین از جایی هم مبلغی دریافت نمی‌کنم، چون ما بازیگر‌ها بازنشستگی نداریم و اصولاً بعد از فوتمان بازنشسته می‌شویم، به همین دلیل حتی یک دینار از جایی به من پرداخت نمی‌شود و عملاً منبع درآمدی ندارم. 
رویگری افزود: مثلاً برای برنامه‌ای دعوتت می‌کنند شرکت کنی و قرار است فلان مبلغ ناچیز هم پرداخت کنند، اما بعد برنامه می‌بینید از آن مبلغ اندک که خبری نیست هیچ، حتی آن مسئول برنامه دیگر اصلاً پیدایش نمی‌شود. آن هم در این وضعیت اقتصادی سختی که ما الان داریم، این اجاره‌خانه‌های بالا، هزینه‌های درمان سنگین، زندگی‌های دلاری و… واقعاً کار زشتی است حتی دستمزد یک نفر را ندهند.
صاحب آهنگ حماسی «ایران ایران» در ادامه عنوان کرد: چندوقت پیش بین آهنگ‌هایی که تا کنون برای ایران خوانده شده بود، جشنواره‌ای برگزار شد. در آن برنامه آهنگِ «ایران ایران» از نگاه مردم رتبه اوّل را کسب کرد، بعد اعلام کردند که فلان مبلغ به عنوان هدیه پرداخت می‌شود و فلان جوایز را می‌دهند، اما بعدش اصلاً خبری نشد و هیچ چیزی به من داده نشد و فقط منّتش برایم ماند. 
بازیگر سریال «سال‌های مشروطه» همچنین در مورد هزینه‌های درمانش گفت: تا الان ۹۹ درصد هزینه درمانم را خودم داده‌ام و نهاد‌هایی مثل بیمه هنرمندان و خانه سینما تاکنون هیچ کاری برایم انجام نداده‌اند. فقط خیلی وقت پیش یک نفر فکر می‌کنم از طرف خانه سینما مبلغ خیلی اندکی برای بیمارستانی که در آن بستری بودم آورده بود و پرداخت کرده بود، ولی مابقی هزینه‌ها تماماً از هزینه شخصی خودم است. حتی بیمه‌ام هم بیمه شخصی است، نه از طرف هنرمندان و…

بازیگر سریال «معراجی‌ها» در مورد پیگیری هنرمندان و مسئولان بیان کرد: در این مدت بیماری‌ام به جز تعداد اندکی از دوستانم کسی حالم را نپرسیده است! اصلاً نمی‌دانند کجا هستم و چه می‌کنم. مسئولان هم که انگار اصلاً و ابداً ما وجود نداشته‌ایم و کار کرده‌ایم، عین خیالشان نیست. ۴۰ سال صدا و چهره‌ام از طریق صداوسیما پخش شد، اما انگار کسی از مسئولان یادش نیست.

این بازیگر باسابقه سینما گفت: سینما بسیار بی‌رحم است و انگار خاصیت سینما همین فراموشی است و این بی‌مهری‌ها برای همه است. وی در ادامه ضمن تشکر از مردم گفت: اما مردم بسیار لطف دارند و محبت‌شان بی‌پایان است. گاهی اوقات به حدی باعشق حالم را می‌پرسند که شرمنده‌شان می‌شوم و معتقدم به مردممان بسیار بدهکاریم.

کیانِ ایرانی سریال «مختارنامه» در ادامه مطرح کرد: بعد از مختارنامه ممنوع‌الکار شدم، بدون آنکه نامه‌ای یا حکمی بدهند. فکر کنم اصولاً بدون آنکه هرگونه نامه یا حکمی به فرد بدهند و علتش را مطرح کنند، خیلی ناگهانی فردی را ممنوع الکار می‌کنند و طوری رفتار می‌کنند که خودت بفهمی ممنوع‌الکار شده‌ای. مثلاً با یک پروژه‌ای قرار است کار کنید، ناگهان به کارگردان یا تهیه‌کننده می‌گویند فلانی را از پروژه‌ات حذف کن. آنجا می‌فهمی که نامت در لیست سیاه رفته است.

این بازیگر در ادامه افزود: آن اوایل هنوز کمی شک داشتم که آیا واقعا ممنوع‌الکار شده‌ام یا مشکل دیگری وجود دارد، تا اینکه روزی فردی از مشاوران تلویزیون که در تدارک ساخت فیلمی هم بود، به من پیشنهاد بازی در فیلمش را داد ولی من بنا به دلایلی نتوانستم برایش بازی کنم، بعد از مدتی آن شخص به من گفت: «اگر در فیلم من بازی می‌کردی، حکم ممنوع‌الکاری‌ات را رفع می‌کردم.» وقتی این حرف را از وی شنیدم، مطمئن شدم که ممنوع‌الکار بوده‌ام و گمان و توهم یا شایعه نبوده است. البته الان نمی‌دانم شاید این حکم ممنوع‌الکاری رفع شده باشد، باز هم همچنان چیزی به من اطلاع نداده‌اند.
این بازیگر و خواننده با سابقه تئاتر، سینما و تلویزیون کشور افزود: من پول این آقایان را نمی‌خواهم، نه کمک می‌خواهم نه بیمه‌شان را می‌خواهم نه هیچ چیز دیگر، فقط بگذارند کارمان را بکنیم، ممنوع‌الکارمان نکنند، دستمزدمان را بدهند، مانع‌تراشی نکنند و… (حقّ‌مان را بدهند و ضایع نکنند) نمی‌خواهد کار خاصی برایمان انجام دهند.
وی به عنوان سخن پایانی گفت: حمایت، بهتر از تشییع است، از هنر و هنرمند حمایت کنیم تا هنرمند با غم و غصه از دنیا نرود. برای حمایت از هنرمندی که زنده است هیچ کاری نمی‌کنیم ولی برای تشییع‌اش دوان دوان می‌رویم. خب چه فایده‌ای دارد؟!



صدای تهیه‌کننده سریال هم درآمد⇐«مختارنامه» بیش از اندازه پخش شده/بارها این مسأله را با مدیران تلویزیون هم مطرح کردم/ به جز «مختارنامه» وجدانا چیزی برای پخش در ایام‌ مناسبتی ندارند!/سالها پیش می‌خواستیم سریال «زهیر بن قین» را با فریبرز صالح بسازیم اما نشد⇔پرسش: آیا عدم تولید «زهیر بن قین» به ماجرای «دام نامرئی» و تیمسار مقربی مربوط است؟

سینماروزان: پخش مدام سریال «مختارنامه» در ماههای محرم و صفر با اعتراض تهیه کننده این سریال محمود فلاح مواجه شد.

به گزارش سینماروزان محمود فلاح درباره‌ وضعیت مجموعه‌های نمایشی در مناسبتی مثل محرم امسال به «ایسنا» گفت: متاسفانه دست سازمان صداوسیما برای ساخت و پخش آثار شاخص خیلی خالی است و همان‌طور که دیدیم امسال هم تلویزیون در ایام محرم به بازپخش «مختارنامه» و سریال‌های قدیمی بسنده کرد.

وی با اشاره به بازپخش هر ساله سریال «مختارنامه» گفت: این روزها مشغول تماشای «مختارنامه» هستم و هر بار هم این سریال را ببینم، سیر نمی‌شوم. اما واقعیت این است که این سریال بیش از اندازه پخش شده است. بارها با مسؤولان تلویزیون مطرح کردیم که فکر نمی‌کنید «مختارنامه» زیادی پخش شده است، اما با این اوصاف از هر کسی می‌پرسم بازپخش این سریال را هم می‌بینند و هنوز برای مخاطب جذابیت دارد.

این تهیه‌کننده در ادامه با بیان اینکه پس از «مختارنامه» دیگر کارهای شاخصی برای تلویزیون ساخته نشده است، افزود: اگر تلویزیون به بازپخش «مختارنامه» اقدام می‌کند، به این دلیل است که وجدانا چیزی برای پخش در ایام‌ مناسبتی ندارد.

وی یادآور شد: در تولید سریال «امام علی(ع)» مدیر کل تولید بودم و همان جا با آقای میرباقری همکاری کرده بودم. آن زمان پیشنهاد ساخت سریالی با نام «توابین» که بعدها به «مختارنامه» تغییر نام پیدا کرد را مطرح کردند.

فلاح ادامه داد: امیدوارم باز هم لطف خداوند شامل حالم شود و بتوانم از این دست سریال‌ها برای تلویزیون بسازم. اما ساخت این سریال‌ها بودجه زیادی می‌خواهد و نمی‌توان با هزینه شخصی آن را تولید کرد. از سال‌ها پیش دوست داشتم اثری درباره زندگی زهیر بن قین بسازم. حتی نویسنده و کارگردان آن نیز مرحوم فریبرز صالح بود، در ادامه رییس وقت سازمان، آقای ضرغامی با نیمی از بودجه تولید این اثر موافقت کردند اما در نهایت نشد.

عواقب «دام نامرئی»؟؟

 اینکه محمود فلاح از علاقه به همکاری با فریبرز صالح برای ساخت سریال«زهیر بن قین» گفته و اینکه علیرغم تصویب نیمی از بودجه باز هم سریال به تولید نرسیده می تواند مرتبط باشد به همان پرسشی که بعد از مرگ فریبرز صالح مطرح شد؛

پرسشی ناظر به ساخت فیلم «دام نامرئی» به سفارش سازمان امنیت طاغوت و درباره یکی از امرای ارتش به نام تیمسار مقربی توسط صالح در دوران پهلوی دوم که پاشنه آشیلی برای وی بعد از موفقیتهای فیلم «سفیر» شد و موجب گشت او علاوه بر کنار گذاشته شدن از تولید سریال «شیخ مفید» هیچ گاه نتواند درخششی همچون «سفیر» را تجربه کند. (اینجا را بخوانید)




فرهاد اصلانی در یک گفتگوی موضوعی بیان داشت⇐ از سانسور نقش یزید در «امام علی(ع)» و ماجرای اختلاف با اکبر عبدی تا تلاشهای مهدی فتحی برای یاد دادن دروغگویی به وی/از انتقاد به تهمت‌های مدیران تلویزیون تا گلایه از روی آوردن کارگردانان تئاتر به بازیگران پرفالوئر

سینماروزان: فرهاد اصلانی امسال سه فیلم «یک روز بخصوص»، «زیر سقف دودی» و «ماجان» را روی پرده داشته که در این میان فقط اقبال مخاطبان به «زیر سقف دودی» مثبت بوده است.

فرهاد اصلانی که یکی از مهره‌های قابل اتکای داوود میرباقری در «مختارنامه» بود به تازگی در خلال یک گفتگوی موضوعی با «همشهری جوان» پیرامون ایفای نقش اشقیاء از «یزید» در سریال «امام علی(ع)» تا «ابن زیاد» سریال«مختارنامه»، حرفهای تازه ای درباره «امام علی(ع)» زده  و گلایه هایی را طرح کرده از اوضاع تلویزیون و تئاتر.

فرهاد اصلانی با اشاره به ایفای نقش در «امام علی(ع)» گفت: یزید در «امام علی(ع)» برای خودش داستانی داشت که سانسور شد. قصه پررنگی نبود ولی لحظات خوبی داشت. مثلا عاشق میشد و ماجراهایی پیش میآورد ولی در نهایت سهمش از داستان همان بود.

این بازیگر ادامه داد: اگر بخواهم به نکته ای از «امام علی(ع)» اشاره کنم که یادم مانده جمله ای بود که سرصحنه این سریال از مهدی فتحی شنیدم که یک بار گفت اگر میخواهی دروغ بگویی باید اول خودت آن را باور کرده باشی و فقط در این صورت است که دیگران دروغت را باور میکنند. از نظر فتحی بازیگری، دروغ گفتن بود!

اصلانی خاطرنشان ساخت: در «امام علی(ع)» علاوه بر خودم به جای سه نفر حرف زدم؛ یکی دو تا از سرداران سپاه بودند که نقششان را دوبله کردم. به جای اکبر عبدی هم حرف زدم که ناراحت هم شد ولی بعد وقتی شنید این کار به من سپرده شده و من فقط مجریش بودم دلخوریش برطرف شد.

فرهاد اصلانی با اشاره به دوری چندساله اش از تلویزیون اظهار داشت: کارهای تلویزیونی اخیر نه نشانی از انگیزه دارند و نه بلندپروازی فقط سند تلاش مدیران برای حفظ میزهایشان هستند. نگاه کاسبکارانه ای بر تلویزیون حاکم شده که آزاردهنده است. به نظرم متولیان تلویزیون به جای اینکه به مردم تهمت بزنند که چرا ماهواره می بینند بنشینند وضعیت و روند کاری خودشان را آسیب شناسی کنند. گرچه من نشانه ای از نارضایتی مدیران از این وضع نمی‌بینم یعنی انگار در این سازمان عریض و طویل کسی هم چندان از این شرایط ناراضی نیست.

این بازیگر که کارش را با تئاتر آغاز کرده درباره امکان حضور مجدد در صحنه گفت:  سیزده سالی هست که از تئاتر دورم و هرچند سالنها زیاد شده و هر شب کلی نمایش روی صحنه میرود ولی رویکرد جدید تئاتر را نمی فهمم؛ اینکه برویم دو بازیگر که فالوئر زیاد دارند را به کار دعوت کنیم و هر شب دو اجرا برویم و برای فروش به هر شرایطی تن دهیم هیچ ربطی ندارد به آن تئاتری که من یاد گرفته ام. ممکن است نمایشی را کارگردانی کنم اما بعید میدانم دست کم در آینده‌ای نزدیک به عنوان بازیگر در تئاتر روی صحنه بروم.




مهدی فخیم‌زاده: بازپخش برخی کارهای قدیمی به مدیران تلویزیون ارتباطی ندارد و معلول کمبود بودجه است/از اواسط دوران ضرغامی تلویزیون دچار معضل کمبود بودجه شد و این معضل همچنان باقیست/تا بودجه نباشد کسی به سراغ تولید سریال تاریخی-مذهبی نمی‎‌رود

سینماروزان: مهدی فخیم زاده از جمله کارگردانان باسابقه سینماست که سابقه فعالیت برای تلویزیون را هم دارد و از جمله دو سریال تاریخی «ولایت عشق» و «تنهاترین سردار» را کارگردانی کرده است.

به گزارش سینماروزان بازپخش چندین و چندباره آثار تاریخی-مذهبی قدیمی و از جمله «مختارنامه» از رسانه ملی موجب شده مهدی فخیم زاده در این باره طرف پرسش قرار گیرد.

مهدی فخیم زاده که قصد دارد به زودی و بعد از سالها دوری از سینما فیلمی با نام «مشت در وقت اضافه» را بسازد با اشاره به دلیل بازپخش برخی سریال‌ها در تلویزیون به «ایسنا» گفت: زمانی که تلویزیون برای تولید آثار نمایشی جدید بودجه ندارد، مجبور می‌شود به اینکه سریال‌های قدیمی را بازپخش کند و تکرار یک سریال دیده شده دیگر جذابیتی برای بیننده ندارد.

این کارگردان با اشاره به روند تولید سریال‌های تاریخی مذهبی، بیان کرد: ساخت سریال‌های مذهبی و تاریخی بودجه زیادی لازم دارند و مدت زمان زیادی طول می‌کشد تا به نتیجه برسد. تولید سریال «مختارنامه» هفت سال طول کشید. همچنین مجموعه «ولایت عشق» را دو سال و نیم فیلمبرداری کردیم؛ البته از زمانی که من شروع به تحقیق و نگارش فیلمنامه این سریال کردم تا زمانی که پخش سریال تمام شود، پنج سال زمان برد.

فخیم‌زاده به مشکلات مالی تلویزیون اشاره کرد و گفت: ساخت این نوع سریال‌ها سنگین و دشوار است و هزینه زیادی برای تولید آن‌ها نیاز است. تلویزیون از اواسط دوره آقای ضرغامی، رییس سابق سازمان صدا وسیما گرفتار معضل کمبود بودجه شد در نتیجه اگر بودجه نباشد اصل قضیه یعنی تولید و کیفیت هم دچار مشکل می‌شود.

او با اشاره به اینکه پخش تکراری برخی سریال‌ها از تلویزیون معلول کمبود بودجه است ادامه داد: بازپخش برخی کارهای قدیمی از تلویزیون به مدیران سازمان ارتباطی ندارد، بلکه به بودجه تلویزیون مربوط می‌شود. در حال حاضر تلویزیون به دلیل مشکلات مالی تحمل مخارج سنگین برای تولید یک پروژه را ندارد، بنابراین زمانی که تلویزیون برای تولید آثار نمایشی جدید بودجه ندارد، مجبور می‌شود سریال‌های قدیمی را بازپخش کند و تکرار یک سریال دیده‌شده دیگر جذابیتی برای بیننده ندارد.

این بازیگر درباره محتوای برخی مجموعه‌های تلویزیونی اظهار کرد: من به دلیل اینکه تمامی سریال‌های تلویزیون را ندیده‌ام، نمی‌توانم قضاوت کلی کنم  اما کیفیت محتوای سریال‌های تلویزیونی هم به بودجه بستگی دارد و مدیران هم نمی‌توانند کاری کنند.

او درباره تاثیر بودجه بر کیفیت ساخت یک سریال توضیح داد: زمانی که برآورد بودجه سریالی که تولید آن هفت یا هشت ماه زمان می‌برد، پایین باشد باعث می‌شود که آن سریال در چهار ماه فیلمبرداری و تمام شود؛ بنابراین این کم وقت گذاشتن بر روی تولید یک سریال، به کیفیت آن لطمه خواهد زد.




داوود میرباقری روی آنتن⇐چقدر باید به‌خاطر «سلمان» به روح و جسمم زخم بخورد؟/۱۵ سال پیش «سلمان» را نوشتم و پدر خودم را درآوردم تا آن را بسازم اما نشد/«سلمان» را آن طوری که خودم نوشته‌ام خواهم ساخت نه آن طوری که دیگران می‌خواهند/فهم بازگشت مالی «سلمان فارسی» برای برخی مدیران دشوار است/همواره برایم جای سوال بوده که چرا ایرانیان در کربلا کنار سیدالشهداء(ع) نبودند؟؟؟

سینماروزان: داوود میرباقری کارگردانی که سریالهای تاریخی-مذهبی ماندگاری همچون «امام علی»، «مختارنامه» و «معصومیت از دست رفته» را در کارنامه دارد وقتی مقابل محمدرضا شهیدی فر در «چهلچراغ» قرار گرفت محافظه کاری را کنار گذاشت و به گلایه از ساختار مدیریتی سازمان پرداخت که شرایط تولید سریال «سلمان فارسی» را فراهم نمیکند.

به گزارش سینماروزان با اشاره به تلاشهای بی ثمرش برای تولید «سلمان فارسی» بیان داشت: چقدر باید به خاطر «سلمان» روح و جسمم زخم بخورد؟ من 15 سال پیش «سلمان» را نوشتم و در این سالها پدر خودم را درآوردم تا بسازمش اما نشد. فیلمنامه مدتهاست آماده است اما در تغییر مدیریتها کلی لطمه خورد و کار به تولید نرسید.

وی با تأکید بر آن که «سلمان فارسی»خودش را خواهد ساخت ادامه داد: «سلمان» را آن طوری که میخواهند نخواهم ساخت بلکه آن را همان طوری که نوشته ام و خود میخواهم، خواهم ساخت و زیربار هیچ تعدیلی نخواهم رفت.

میرباقری افزود: به اعتقاد من «سلمان فارسی» یک پروژه جهانی است بخصوص که موضوعش جستجوی خداست که موضوعی بشری است و همه جهانیان سالهاست که با آن درگیرند. شخصا به لحاظ ساختار همه بضاعتم را گذاشتم روی فیلمنامه تا کار جذابی شود تا هم مخاطبان حرفه ای و هم مخاطبان عام از آن استقبال کنند.

این کارگردان با گلایه از بهانه کمبود بودجه که عاملی شده مبنی بر عدم تولید «سلمان» اظهار داشت: «مختار» به روایتی 25 میلیارد و به روایتی دیگر 30 میلیارد هزینه داشت. فارغ از پخش چندین باره از تلویزیون و عرضه در دیگر کشورهای مسلمان، به طور متوسط چند خانواده ایرانی یک مجموعه «مختار» را خریده و در خانه دارند؟ آن هم مجموعه ای که قیمتش 15 تا 16 هزار تومان است. بر این اساس مگر میشود هزینه تولید برنگشته باشد اما فهم این مسأله برای برخی مدیران دشوار است!

میرباقری با اشاره به حضور ایرانیان در نهضت مختار بیان داشت: نهضت مختار بدون حضور ایرانیان معنا ندارد و به محض حذف ایرانیان بود که نهضت شکست خورد. ایرانیان از بدو تولد شیعه کنار آن بودند اما برایم همیشه سوال بوده که چطور در روز عاشورا کنار امام(ع) نبودیم!؟

داوود میرباقری افزود: ریشه های شیعه توسط سلمان فارسی به این مملکت آورده شد پس چرا ایرانیان در کربلا کنار سیدالشهداء(ع) نبودند؟ باید در این باره تحقیق کرد و حتما دلایلی در این باره وجود دارد.

این چهره امتحان پس داده ژانر تاریخی با اشاره به وقتی که برای «سلمان فارسی» گذاشته خاطرنشان ساخت: می‌خواهم باقیمانده عمرم را با سلمان حال کنم. سلمان همان کسی بود که به دنبال منجی می گذشت و قبل از اسلام به مسیح به عنوان منجی فکر میکرد اما بعد از اسلام عشق به علی است که حالش را خوب میکند.

میرباقری با بیان اینکه به غیر از فیلمنامه «سلمان فارسی» هر جا که باشد «دفتر سلمان» را همراه دارد گفت: در «دفتر سلمان» که دو جلدش تمام شده و به جلد سوم رسیده هر آنچه در کوچه و خیابان و حین سفر درباره سلمان به ذهنم میرسد می نویسم شاید به هنگام اجرا به دردم بخورد. به گزارش سینماروزان میرباقری تأکید کرد: درک شخصیتهای منفی چون به ما نزدیکترند راحتتر است اما درک امثال مالک اشتر، مختار و حالا سلمان واقعا دشوار است و نیاز دارد به کندوکاو ذهنی فراوان.




بازیگر «طوفان زندگی» دهمین دهه عمر را آغاز کرد+عکس

سینماروزان: در هیاهوی درگذشتهای 95 ابتدای بهار 96 همراه بود با تولد ژاله علو بازیگر و دوبلور توانای وطنی.

به گزارش سینماروزان ژاله علو با نام اصلی شوکت علو متولد اولین روز بهار 1306 است آن هم در محله سنگلج تهران و با آغاز نوروز 96 وارد دهمین دهه عمر خود شد.

ژاله علو پس از فارغ‌التحصیل دانشسرای مقدماتی تهران و هنرستان هنرپیشگی تهران (دوره تحصیلی ۳ ساله) نخستین فعالیتهای هنری را با گویندگی در رادیو آغاز کرد و مدتی بعد نیز در اواخر دهه 20 نخستین تجربه بازیگری خود را با «طوفان زندگی» علی دریابیگی تجربه کرد.

علو طی شش دهه حضور در سینما در بیش از 50 فیلم سینمایی ایفای نقش کرده است که آخرین آنها «کارناوال مرگ» و «ملک سلیمان» بوده است.

این بازیگر کار در تلویزیون را هم از اواسط دهه 60 با سریال «امیرکبیر» آغاز کرد و در سالهای بعد تا به امروز در نزدیک به 30 سریال ایفای نقش داشت. آخرین سریالی که با بازی وی دیدیم «مختارنامه» بود که در آن سیمایی ماندگار از مادر مختار ثقفی ارائه داد.

علو سابقه حضور در دوبله برخی آثار خاطره انگیز و از جمله انیمیشنهای «گربه‌های اشرافی»، «سیندرلا»، «زیبای خفته»، «صد و یک سگ خالدار»، «ماجراهای پینوکیو»، «سفیدبرفی و هفت کوتوله» و «تام بندانگشتی» را داشته است.

ژاله علو
ژاله علو



تازه‌‌ترین سخنان محمد رحمانیان که علیرغم ژست مخالف‌خوانی یکی از پرکارترین کارگردانان سالهای اخیر بوده⇐تالار وحدت به‌دلیل نبود باله و اپرا رونق ندارد!/استفاده از موسیقی در نمایش به ۱۸ سال قبل بازمی‌گردد و اجرای یک نمایش-موسیقی توسط الهام چرخنده-فرشید نوابی!/در «مختارنامه» میرباقری باید به نقش خانم ام‌البنین در قیام مدینه، ماجرای حره و قتل عام مردم مدینه اشاره می‌کرد!/خیالتان راحت! درباره حصر خانگی حضرت معصومه (س) در قم کاری اجرا نمی کنم!

سینماروزان: محمد رحمانیان شخصیت جالبی است؛ از آن شخصیتهایی که مدام ژست مخالف می گیرد و از کمبود امکانات برای تولید آثارش سخن می گوید اما در عین حال از پرکارترین کارگردانان به شمار می روند.

به گزارش سینماروزان رحمانیان که در سالهای اخیر با گریمی خاص شخصیتی شبیه به کارل مارکس فیلسوف آلمانی پیدا کرده(!) در سال اخیر هم نمایشهایی مانند «مجلس ضربت زدن»، «آدامس خوانی» و «بیست نمایش کوتاه درباره سلفی» را روی صحنه برده و هم روخوانی هایی نظیر «هفت مجلس در عزا و معجزه (نمایشنامه خوانی مجموعه مسافران)» و «مصاحبه» داشته است. ضمن اینکه او امسال اولین تجربه سینمایی اش «سینمانیمکت» را هم روی پرده فرستاد و در این اکران هم پردیس چارسو که مدیریت وقت آن را اشکان خطیبی بازیگر نزدیک به وی برعهده داشت به شدت کمک حال رحمانیان شد.

حالا هم بناست رحمانیان نمایش «نام تمام مادران…» را از سوم اسفندماه به مدت ۲۰ شب در تماشاخانه کنش معاصر اجرا کند.

رحمانیان به مانند همه این ماهها در نشست خبری این نمایش هم در خلال صحبت درباره ویژگیهای نمایش اش کوشید همچنان ژست مخالف خود را حفظ کند و از مخالفتهایی بگوید که با اجرای برخی آثار او وجود داشته است.

محمد رحمانیان گفت: می دانم که روزهای پایانی سال، گرفتاری ها زیاد است و در این شرایط اجرای نمایش، دشوارتر است. اما امیدوارم این نمایش مخاطب خود را پیدا کند.

او ادامه داد: این اولین نمایش من نیست که با زمان اجرایش تناسب و تقارن دارد. پیش از این نمایش، در ونکوور «شب سال نو» را در شب سال نو اجرا کردم.

این نویسنده و کارگردان گفت: داستان «نام تمام مادران…» همین روزها می گذرد، زمانی که ماه جمادی الثانی و اسفندماه تقارن پیدا کرده. ۲۰ جمادی الثانی که بارها در نمایش به آن اشاره می شود و میلاد حضرت فاطمه (س) است با  ۲۹ اسفندماه یکی شده است. این تقارن و همزمانی برای من اهمیت داشت و شاید همین موضوع ایده و انگیزه اصلی برای نوشتن این نمایشنامه بود.

رحمانیان افزود: آیین های اسطوره ای که از دل اسلام گرفته شده با آیین های اسطوره ایرانی مطابقت دارد، همدیگر را تکمیل کرده و بهم پاسخ می دهند.

او درباره نمایش تازه اش گفت: داستان این نمایش در یک روز و یک پرده اتفاق می افتد. چند روز مانده به عید نوروز و تولد حضرت فاطمه (س).قصه در خانه ای اطراف شهرکی سینمایی  روایت می شود. شهرکی شبیه آنچه مجموعه «مختارنامه» در آن ساخته شده است. فیلمی قرار است درباره حضرت زهرا (س) در این شهرک ساخته شود. زنانی در این خانه حضور دارند که ما برش عصایی از زندگی شان را روایت می کنیم.

محمد رحمانیان در بخش دیگری از این نشست گفت: نمایش به زن، زنانگی و مادری اشاره دارد. ویژگی هایی که در شخصیت حضرت زهرا (س) وجود دارد.

این نمایش بسیار زنانه است، نه فقط به دلیل موضوع آن، این نمایش درباره بروز احساسات زنانه و عواطف و دنیای زنان است. حس های زنانه در جامعه ما کتمان می شود و کمرنگ شده است. پس از نمایش «خروس» که آن را به مادران تقدیم کرده بودم به دنبال این بودم تا درباره حقیقت گمشده زنان معاصر بنویسم. این همزمانی فرصتی شد تا به دغدغه هایم در قالب یک داستان معاصر بپردازم.

کارگردان نمایش «اسب ها» گفت: آناهیتا یا زهره یا ناهید خصوصیات خود را در اسطوره های ایرانی با اسطوره زهرا شریک است. همه این ها در ذهن، معنای درخشندگی، تابندگی و روشنی را تداعی می کنند.

رحمانیان درباره ارتباط سینما و تئاتر در آثارش گفت: در «سینما نیمکت» سعی کردم توضیح بدهم که سینما و تئاتر دو هنر مستقل نیستند. در «مجلسنامه» توضیح دادم که شبیه خوانی و مجلس تقلید از دل هم زاده شده اند.

آنچه در سینما می بینیم مدیون تئاتر و شگردهای تئاتری است. مثل کلوزآپ، فید این، فید اوت و …نحوه روایت بین این دو هنر تفاوت دارد. رویکردی که به سینما دارم برخاسته از تجربه های تئاتری من است. من چیزی اختراع نکردم، سعی کردم از تجربه های دیگران استفاده کنم.

او ادامه داد: شگردهای گوردون گریک که ۲۰۰ سال پیش به تئاتر جهان افزود توسط سینمایی ها استفاده شد. چیزهایی که برشت و پیسکاتو تجربه کردند به سینما راه یافته.

کارگردان نمایش«پل» گفت: استفاده از موسیقی و تئاتر در نمایش های من چیز جدیدی نیست و قبلا تجربه شده، در تئاتر هند، چین، ژاپن و ایران وجود داشته. حتی در ایران هم پیش از من چنین تجربه هایی بوده. هفده، هجده سال قبل فرشید نوابی و الهام چرخنده یک موسیقی نمایش در سالن چهارسو اجرا کردند. کار خوبی هم بود.

رحمانیان در بخش دیگری از سخنانش درباره اجرا در تماشاخانه کنش معاصر گفت: سالن های تئاتری تهران هویت ندارند. آنها تنها مکان هایی برای اجرای نمایش هستند. البته این که تعداد تماشاخانه ها افزایش داشته، خوب است اما پیش از پیروزی انقلاب اسلامی هر سالن هویت مستقل داشت و مخاطب می دانست در تئاتر سنگلج یا مولوی چه می بیند.

اما الان تالار مولوی که باید در اختیار دانشجویان باشد، در اختیار جوان های مستعد نیست. تئاترشهر مدتهاست از مرکزیت خارج شده و تالار وحدت به دلیل نبود تئاتر موزیکال یا اپرا و باله رونقی ندارد. این تماشاخانه ها برنامه نمایشی خاصی ندارند و همه انواع تئاتر را نمایش می دهند.

رحمانیان در پایان این نشست و در پاسخ به سوال یک خبرنگار درباره این که زمانی گفته بود به سراغ موضوع های مذهبی نمی رود گفت: من پس از ماجرایی که برای «روز حسین» اتفاق افتاد، اعلام کردم درباره معصومین و ائمه در تاریخ حیاتشان نمایشی اجرا نمی کنم.

اما در «نام تمام مادران…» داستان در زمان حال روایت می شود‌. من حضرت زهرا (س) را یک فعال اجتماعی می شناسم. به او هر وقت ظلم شده مقابله کرده، واکنش نشان داده، توهین شنیده و در جریان فعل و انفعال دنیای اطرافش بوده.

او ادامه داد: میزان مشارکت اجتماعی زنان در صدر اسلام قابل تقدیر است. حضرت خدیجه (س) هم این ویژگی را داشت و من در «عشقه» به این موضوع پرداختم. ام البنین هم این گونه بود، پس از واقعه عاشورا او تا سال ها در مدینه جلساتی برای یادآوری این واقعه داشت و با مادران شهدا دیدار می کرد. من دوست داشتم میرباقری در «مختارنامه» به نقش خانم ام البنین در قیام مدینه، ماجرای حره و قتل عام مردم مدینه اشاره کند که از این موضوع به سرعت عبور شد.

کارگردان «عشقه» افزود: من نمایشنامه «درخت» درباره حضرت زینب (س) را چاپ و اجرا نخواهم کرد. درباره حصر خانگی حضرت معصومه (س) در قم کاری اجرا نمی کنم. خیال دوستان راحت باشد. سعی می کنم به این موضوع ها به شکلی کوچک در کنار داستان های معاصر بپردازم. من باور دارم اسطوره ها در جهان امروز کاربرد دارند. من اعتقاد دارم زینب (س)٬ خدیجه (س)٬ فاطمه (س)، ام البنین (س) و … برای پرسش های انسان امروز پاسخ هایی دارند.




انتقاد پرویز پورحسینی از بازپخش مداوم «مختارنامه» در پنج سال اخیر

سینماروزان: پرویز پورحسینی بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون به بهانه برگزاری دومین سوگواره فرهنگی هنری عبرات با محوریت موضوع پیاده روی اربعین حسینی به عدم تولید سریال های مذهبی نظیر «مختارنامه» و بازپخش چندباره آثار فاخر ساخته شده با این موضوع، از تلویزیون انتقاد کرد.

به گزارش سینماروزان پرویز پورحسینی، بازیگر سریال «مختارنامه» با محوریت موضوع سیره امام حسین(ع) و یارانشان و واقعه عاشورا ساخته و بارها از تلویزیون بازپخش شد، با انتقاد به کمبود تولید آثار سینمایی و تلویزیونی مذهبی نظیر این سریال گفت: متاسفانه من نظر انتقادی نسبت به کمیت تولیدات مذهبی در تلویزیون و سینما دارم و برایم جای سوال است که چرا باید با گذشت چند سال از اولین مرتبه پخش «مختارنامه» این سریال همه ساله و برای چند نوبت، دوباره در کنداکتور پخش شبکه های مختلف تلویزیونی قرار بگیرد و کمتر به تولید آثار فاخر دیگری مانند این سریال اقدام کرد؟!
وی افزود: چرا تنها سریالی نظیر «مختارنامه» باید درباره کربلا ساخته و پخش شود و آثار فاخر دیگری مانند این سریال را درباره این موضوع مهم نبینیم؟!
بازیگر نقش میثم تمار در «مختارنامه» ادامه داد: صداوسیما و کسانی که در حوزه تولید فیلم و سریال دست اندرکار هستند، نباید از موضوعات این چنینی غافل شوند. چراکه جامعه به ساخت این نوع آثار هنری که رنگ و بوی مذهبی داشته باشند، نیاز دارد و آن ها باید به این مقوله بیشتر بپردازند.
پورحسینی در پایان خاطرنشان کرد: به نظرم این مردم هستند که درباره یک سریال قضاوت می کنند و آن ها باید درباره سریال «مختارنامه» نظر بدهند که با استقبال از آن می توان نظرشان را فهمید.



برنامه‌ريزي تکراری سیما برای تعطيلات⇐تلويزيون يك هفته تعطيلي را تعطيل بود

سینماروزان/محمدصادق عابدینی: هفته گذشته ترتيب تعطيلات به نوعي بود که عملاً بسياري از فعاليت‌ها را نيمه‌تعطيل يا تعطيل کرده بود. تقريباً يک هفته تعطيلي که در آن مردم براي اوقات فراغت‌شان از چندين روز جلوتر برنامه‌ريزي داشتند.

برنامه‌ريزي که کار اساسي آن يک نگاه ساده به تقويمي بود که همه جا هست؛ از خانه‌هاي شهروندان گرفته تا روي ميز مديران تلويزيون، ولي با اين تفاوت که مردم به تقويم با نگاه برنامه‌ريزي نگاه کردند ولي مديراني که قرار است در تلويزيون براي روزهاي تعطيل ملت ايران برنامه توليد کنند، گويا سرشان شلوغ بوده و فرصت اين کار را نداشته‌اند.

“ولايت عشق” جور “مختار” را کشيد
روزهاي سوگواري هفته گذشته يعني ايام رحلت پيامبر(ص)، شهادت امام حسن مجتبي(ع) و شهادت امام رضا(ع) امکان پخش چندين باره مجموعه مختارنامه را از تلويزيون گرفته بود، زيرا به غير از چند قسمت اول مختارنامه که به دوران امامت حسن‌بن‌علي(ع) مربوط مي‌شد، باقي قسمت‌هاي اين سريال ارتباطي با ايام هفته گذشته نداشت و اين توفيق اجباري بود تا دست به کار شوند و يک مجموعه قديمي را از آرشيو صداو سيما بيرون بکشند و پخش کنند؛ سريال «ولايت عشق» که مهدي فخيم‌زاده بعد از توليد «تنهاترين سردار» براي تلويزيون ساخت. در سي‌امين روز ماه صفر تلويزيون گلچيني از اين مجموعه را در قالب فيلم سينمايي پخش کرد.
به غير از اين فيلم روال کار شبکه‌هاي تلويزيوني همان روش قديمي پخش سخنراني بود، حتي وجود حرم مطهر امام رضا(ع) در ايران و قطب معنوي بودن مشهد مقدس در کشورمان نتوانسته خلاقيت در برنامه‌سازي تلويزيوني را به حرکت درآورد. اگرچه برکت حضور ثامن‌الائمه قرن‌هاست به اين سرزمين رونق و اعتبار داده است، ولي هنوز آثار آن را در برنامه‌هاي تلويزيوني نمي‌بينيم. ذکر مصيبت آل‌الله از فرايض ديني است ولي بايد رسانه ملي براي ايجاد فضاي معنوي در روزهاي پاياني صفر به همين حد بسنده کند؟!

کلاه قرمزي جايگزين لورل و هاردي
گذر از ماه صفر به ربيع‌الاول يعني پايان ايام حزن و اندوه و اتمام ماهي که در فرهنگ عامه نحس و سنگين به شمار مي‌رود و در عوض شروع ماهي که شادي اهل‌بيت(ع) را به همراه دارد و طبق سنتي ديني اين ماه عزيز شمرده شده و مردم فرا رسيدن آن را به يکديگر تبريک مي‌گويند.
همان‌طور که الگوهاي برنامه‌سازي در ايام سوگواري هرساله تکرار مي‌شود، سبک و سياق ورود به روزهاي شادي نيز در تلويزيون تکراري‌اند. از زماني که غالب مردم تلويزيون‌هاي سياه و سفيد داشتند و سيماي جمهوري اسلامي در دو شبکه خلاصه مي‌شد روزهاي عيد و شادي در پخش قطعاتي از مجموعه فيلم‌هاي زوج کمدين استنلي لورل و اوليور هاردي خلاصه مي‌شد و هرازگاهي هم چارلي چاپلين، باستر کيتون و ديگر ستاره‌هاي فيلم‌هاي کمدي سينماي صامت فرصت ديده شدن پيدا مي‌کردند. اين روش البته مدتي است کمرنگ شده و در عوض با بازپخش قسمت‌هايي از مجموعه تلويزيوني کلاه قرمزي وظيفه سرگرم کردن بينندگان تلويزيون برعهده عروسک‌هاي اين برنامه قرار گرفته است. در کنار کلاه قرمزي دعوت از خواننده‌هاي همکار صداوسيما و اجراي موسيقي به روش پلي‌بک (لب‌ زدن) هم روش مرسوم ديگر شبکه‌هاي تلويزيوني براي نگه داشتن بيننده‌ها پاي شبکه‌هاي صداوسيماست.

آيا تلويزيون در سال‌هاي اخير کاري کرده که بيننده‌هايش شگفت‌زده و از اينکه نتوانسته‌اند دست رسانه ملي را بخوانند، هيجان‌زده شوند؟ اينکه هر سال بيننده‌ها منتظر برنامه‌اي تکراري باشند را مي‌توان به پاي هوش بالاي بيننده‌ها گذاشت يا بي‌تحرکي و عدم خلاقيت در تلويزيون؟ اگر قرار باشد در فضاي غيرانحصاري يک رسانه اين‌گونه عمل کند، مي‌تواند دوام بياورد؟

روزهاي تعطيل براي شبکه‌هاي تلويزيوني حکم شب عيد را دارد
نگاهي به نوع برنامه‌سازي شبکه‌هاي مهم تلويزيوني نشان مي‌دهد نه‌تنها اين شبکه‌ها نسبت به ايام تقويمي بي‌تفاوت نيستند بلکه هر ساله از تيم‌هاي برنامه‌سازشان مي‌خواهند برنامه‌اي متفاوت با قبل را ارائه دهند، حتي در تعطيلات آخر هفته يا همان ويکند هم تنوع برنامه‌ها تفاوت چشمگيري با جدول پخش ديگر روزهاي هفته دارند.
روزهاي تعطيل براي شبکه‌هاي تلويزيوني حکم شب عيد را براي مغازه‌دارها دارد؛ روزهايي که بايد حداکثر مشتري را جذب کرد و نگذاشت بازار در دست رقبا بيفتد. ما هنوز جشن ميلاد نبي اکرم(ص) را پيش‌رو داريم، براي تصميم‌گيران رسانه ملي حدود دو هفته زمان باقي است تا براي آن روز بزرگ کنداکتور متفاوتي را بچينند و کاري کنند که مخاطبان تلويزيون يک روز مفرح و به يادماندني را پاي گيرنده‌هاي تلويزيوني تجربه کنند.




تازه‌ترین اظهارات فریبرز عرب‌نیا⇐ از نارضایتی نسبت به یک فیلم هنروتجربه‌ای به نام “گاهی” تا حکم مخدوشی که تهیه‌کننده این فیلم علیه او ارائه داده/از عقب‌گرد مدیران فعلی ارشاد تا ردّ پیشنهاد اصغر فرهادی با حضور مدیران فعلی/از دلایل عدم همکاری با “ماه تی تی” تا اثرات ویرانگر سیاست بر سینما و…

سینماروزان/دنیا خمامی: فریبرز عرب‌نیا این روزها در خارج از کشور به سر می‌برد و در هیچ پروژه سینمایی حضور ندارد. او از سینمای ایران و مدیریت بسیار ناراضی و گلایه‌مند است.

به گزارش سینماروزان بازیگر  نقش شهید چمران در فیلم سینمایی «چ» و مختار در «مختارنامه» روز اول محرم در گفت‌وگویی با «خبرآنلاین» درباره وضعیت حضور خود در سینمای ایران و همچنین بازپخش‌های چندین‌باره مجموعه «مختارنامه» و به سرانجام نرسیدن همکاری‌ دوباره‌اش با داود میرباقری سخن گفت.

این شاید اولین گفت‌وگوی مفصل فریبرز عرب‌نیا است که پس از سال‌ها پیرامون مباحث مختلف انجام شده است.

آقای عرب‌نیا، درحال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

در حال حاضر مشغول پرداختن به امور زندگی هستم. بیشتر وقتم صرف آشپزی و خانه‌داری می‌شود و سامان دادن به کارهای جان‌یار و کمک به او در کارهایش اولویت زندگی‌ام است. اوقات فراغتم را نیز به ورزش و مطالعه می‌پردازم.

این اواخر فیلمنامه خوبی به دستتان رسیده که روی آن تامل کنید و بخواهید درباره‌اش تصمیم‌گیری کنید؟

زمانی که من بیرون از ایران هستم، تقریباً از سینما بی‌خبر می‌شوم و از طریق اینترنت و فضای مجازی پیگیر اتفاقات می‌شوم و موضوعات را دنبال می‌کنم. اما فیلمنامه‌ای با نام «هجرت» موجود هست که یکی دو سال پیش روی آن کار می‌کردم و به پیشنهاد برخی از دوستان در کشور سوئد آماده شد که موضوعی درباره  مهاجرت دارد. قرار بود این پروژه تابستان گذشته اجرایی شود که به خاطر شرایط من و قراردادم با پروژه «ماه تی‌تی» متاسفانه به سرانجام نرسید و فصلش هم گذشت. امیدوارم سال دیگر بتوانم آن را انجام بدهم.

به تازگی فیلم «گاهی» با بازی شما وارد شبکه نمایش خانگی شده است، چقدر از خروجی این کار راضی هستید؟

حقیقتش این است که از فیلم «گاهی» اصلاً راضی نیستم. خروجی کار بسیار ضعیف از آب درآمده است؛ به دو دلیل خیلی مهم: اول اینکه تهیه‌کننده و کارگردانش اشخاصی نابلد بودند! نتیجه‌اش هم می‌شود این که با وجود زحمت عوامل و انرژی که گذاشتیم، کار بسیار سطحی از آب درآمده است و ایراداتی فاحش دارد.

«آخرین بار کی سحر را دیدی» هم به زودی وارد چرخه اکران می‌شود فکر می‌کنید این فیلم می‌تواند در اکران موفق باشد؟

درباره «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» نمی‌توانم هیچ نظری بدهم چون هنوز نتیجه کار را ندیده‌ام. اما در مورد اینکه می‌تواند موفق باشد، ندیده هم می‌توانم بگویم که چرخه اکران در ایران و موفقیت در فروش فیلم به عوامل  زیادی بستگی دارد که این عوامل متاسفانه نه سینمایی و فرهنگی و نه هنری هستند. در حال حاضر تاثیرات ویرانگر سیاست است که بر روی حیات سینما سایه افکنده و روی فروش فیلم‌ها تاثیر می‌گذارد.

راستی پروسه قانونی که داشتید برای بازپس‌گیری حق و حقوقتان از فیلم‌های «آخرین بار کی سحر را دیدی» و «گاهی» طی می‌کردید به کجا رسید؟

بعد از یک سال و چندین ماه دوند‌گی در ایران و خارج از ایران نهایتاً کار به جایی رسید که خانه سینما و شورای حل اختلاف، حق را به بنده دادند. طرفین دعوا را که آقای امیر پورکیان (فیلم «گاهی») و آقایان فرزاد موتمن و سعید عصمتی(«آخرین بار کی سحر را دیدی؟!») بودند ملزم به پرداخت دیون‌شان‌ به اینجانب کردند. درنهایت وقتی کار به ارشاد رسید این وزارت‌خانه کم کاری کرد و من به حقم نرسیدم.

درهمین راستا آخرین بار با آقای فرجی صحبت کردم که قول‌هایی شنیدم مبنی بر اینکه جلوی اکران این فیلم‌ها گرفته می‌شود تا حساب‌شان را تسویه کنند، اما این اتفاق هم نیفتاد.

هردو فیلم «گاهی» و «آخرین بار کی سحر را دیدی؟» اکران شد و می‌شود و متاسفانه به نظر می‌رسد ما همچنان باید از حقوق خودمان بگذریم اگرچه حق با ماست. دلیل آقایان درباره فیلم «گاهی» این بود که با حکم قوه قضاییه، حکم خانه سینما بلااثر می‌شود و نکته جالب و تاسف‌برانگیز ماجرا هم این است که آن حکمی که امیر پورکیان به ارشاد ارائه داده، یک فتوکپی بدون امضا است! دوستان در ارشاد حتی به خودشان زحمت ندادند که از او بخواهند حکم اصلی را ارائه بدهد و فقط منتظر هستند تا با کم‌ترین نشانه‌ای مسئولیت را از دوش خودشان بردارند.

به گفته حقوق‌دان‌هایی که با آنها مشورت کردم، آن حکم مشکوک و ایرادات جدی قضایی دارد. یکی از ایرادات این است که من را مجهول الآدرس اعلام کردند درحالی که از بنده سه نشانی در پرونده موجود است؛ از جمله نشانی که خانه سینما هم حکم را به آن ارسال کرده است. معلوم است که آقای پورکیان و دوستان از غیبت من استفاده کردند و ادعایی مخدوش را به قاضی‌ رساندند که این قاضی به نظر نه از سینما خبری داشته و نه از حضور من در خارج از ایران و آدرس‌هایم در کشورم.

یکی دیگر از ایرادات این است که نوشته‌اند متن به امضای فرد رسیده نه هیئت مدیره درحالی که یک هیئت، شورای حل اختلاف بوده است و… همه اینها را کنار بگذاریم ارشاد بی‌توجهی غیرمسئولانه کرده است که حتی اگر حکم درست باشد هم زمانی برای اعاده دادرسی و تجدید نظرخواهی در حکم وجود دارد و حکم هنوز قطعی نیست که آنها نسبت به این بند بی‌توجه بودند.

نمی‌دانم چطور به آموزه‌های دینی‌مان نگاهی ندارند که حتی یک کشور هم با کفر ممکن است حیات داشته باشد، اما با ظلم نه و این یک ظلم مشهود است و در این موضوع حق مسلم من خورده ‌شد. مسئولان، فیلم در چرخه اکران کم دارند و برای همین حاضر هستند هر فیلمی را اکران کنند و در این راستا با ساده‌انگاری حقوق کسانی مثل من را زیر پا می‌گذارند. در کل باید بگویم تنها بزنگاه برای رسیدن من به حقم ارشاد بود که آن هم به لطف بعضی از مدیرانش از دست رفت، این میزان از تعهد و وظیفه‌شناسی را به آنها تبریک می‌گویم و برای خود و همکارانم متاسفم.

گفته می‌شد در پروژه جدید داود میرباقری به نام «ماه تی تی» حضور خواهید داشت. اما این همکاری به نظر منتفی شد، چرا؟

من با تهیه‌کننده قرارداد منعقد کرده بودم و آماده شده بودیم که برای اقامت پسرم و تحصیلش راه‌حل‌هایی پیدا شود تا من بتوانم هفت ماه با این پروژه همراه باشم اما متاسفانه به نظرم رسید که این پروژه توان انجام تعهدات را ندارد. درنهایت با تایید حدس بنده از طرف تهیه‌کننده متوجه شدیم نه تنها قول‌هایی که به بنده داده شده که حتی بر امضاهایی که در قرارداد وجود داشت هم جای شک و شبهه بود. برای همین من ترجیح دادم دوستی‌ها حفظ شود و مشکل دیگری برایم پیش نیاید. خیلی بی‌پرده باید بگویم برای سه  فیلم آخری که کار کردم بلااستثناء دستمزدم را کامل دریافت نکردم و این انگار یک رویه عادی در سینما و تلویزیون شده است. من ترجیح دادم دوباره دچار این معضل نشوم به خاطر اینکه شکل زندگی‌ام و اقامت پسرم و تحصیلش در خارج از کشور اجازه همچنین مسائلی به من نمی‌دهد، برای همین از پروژه «ماه‌تی‌تی» جدا شدم.

هنرمندان اغلب نسبت به این موضوع که به ناحق مورد داوری و قضاوت قرار می‌گیرند گلایه می‌کنند. این گلایه ها از وقتی بیشتر شد که نشریه “یالثارات” اول نسبت به پوشش هنرمندان در جشن حافظ و حالا به سه نفر از سینماگران شاخص هتاکی و توهین کرده است ، شدت گرفت. شما به عنوان یکی از بازیگران مهم سینمای ایران در این باره واکنش یا اظهارنظری ندارید؟

نظری ندارم، اما به شکل خیلی کلی می‌توانم بگویم که متاسفانه این گردابی که هنرمندان در آن مشغول غرق شدن هستند به این دلیل است که تنها از زاویه سیاست به مسائل نگاه، و فرهنگ نادیده گرفته می‌شود. برخوردها همه سیاسی است و کنش‌ها همه براساس منافع سیاسی است. اگر کنشی انجام بشود قطعاً سیاسی است و اگر انجام نشود هم باز سیاسی است.

متاسفانه به ریشه‌ها پرداخته نمی‌شود؛ ریشه‌ها یعنی اصلاح قوانین سینمایی، یعنی ایجاد قوانین جدید در مجلس و گذراندن آن از تصویب برای همه نهادها، ریشه‌ها یعنی تعریف درستی از فرهنگ و نگاه ما به آن و اینکه اساساً چه توقعی از آن داریم. ریشه‌ها یعنی اینکه تمام فرهنگ را در مقابله با سینما و موسیقی و نابودی دیده‌ایم. مسائلی که باید از ابتدا در مدارس به بچه‌ها آموزش داده شود مثل نحوه رابطه با دیگران، رانندگی، بهداشت، نگهداری از محیط زیست، اخلاق پهلوانی و…. کاملاً نادیده گرفته می‌شود و همه چیز صرفاً از زاویه سیاست و سیاست‌زده‌گی دارد به قهقهرا می‌رود.

امیدوارم با این اتفاقات مسئولین به خودشان بیایند و کاری بکنند. این مسائل و توهین‌ها مستقیماً مرتبط با بهداشت روانی و ناهنجاری‌هایی است که اگر کمی مسئولین سیاست را کنار بگذارند و به مسائل انسانی توجه نشان بدهند شاید شاهد تغییرات مثبت باشیم. به نظرم می‌آید که در همه عرصه‌ها به خواب غفلت فرو رفته‌ایم و خیلی ارزش‌ها فراموش شده است. امیدوارم مسئولینی که همچنان با دغدغه‌مندی بدون توجه به منافع شخصی یا حزبی‌شان با صداقت دارند زحمت می‌کشند و به رضایت خالق و مخلوق فکر می‌کنند بتوانند بیشتر از قبل در کارشان موفق باشند.

به نظر شما خانه سینما با هیات مدیره جدید و سازمان سینمایی تا چه حد توانستند حقوق از دست رفته بازیگران و هنرمندان را به آنها برگردانند؟ آیا در این زمینه موفق عمل کردند؟

من یک آدم فرهنگی هستم و علاقه‌ای ندارم حرف سیاسی بزنم، اما به واسطه دغدغه‌های فرهنگی‌ام حضور ویرانگر سیاست را در این عرصه، پررنگ‌تر از هرچیزی می‌دانم. متاسفانه در زمینه فرهنگی، دولت اصلاً و به هیچ عنوان موفق نبوده و عقب‌گرد داشتیم؛ این دیگر اظهرمن‌الشمس است. بیش از هرچیز به نظر می‌رسد که همیت دولت در سیاست‌های وزارت ارشاد مورد غفلت واقع شد. امیدوارم این رویه هرچه سریعتر اصلاح شود چون تمام این مسائل ریشه فرهنگی دارد. خودخواهی‌ها، بی‌توجهی به دیگران، ظلم ، فساد و… همه و همه به خاطر فقر فرهنگی است. این انتقادات هم به معنی زیرسوال بردن دولت اقای روحانی نیست و حرف‌های من در مواجهه با مسائل فرهنگی در این دولت زده شد و شئون دیگر را زیر سوال نمی‌برم و شاید لازم باشد بگویم که من مثل دوره قبل بازهم به آقای روحانی رای خواهم داد، مگراینکه شخص بهتری نسبت به این کاندیدا پا به عرصه بگذارد.

امسال به مناسبت ایام محرم برای چندمین بار «مختارنامه» این بار در قالب تله‌فیلم‌های موضوعی از تلویزیون پخش می‌شود. پخش چندمین باره این سریال شما را خوشحال یا ناراحت می‌کند؟ از این جهت می‌پرسم ناراحت که وقتی سریالی چند بار روی آنتن برود، لوث می‌شود و حتی مخاطبان ثابت گذشته‌اش را هم از دست می‌دهد.

وقتی هنور بعد از بارها پخش می‌بینم که مخاطبین با شوق نگاه می‌کنند و بازی من و سریال هم برای‌شان تکراری نشده قطعاً باعث خوشحالی من است. اما از چند جهت هم موجب نگرانی‌ام می شود به جای اینکه بگویم ناراحت می‌شوم باید تاکید کنم که نگران می‌شوم چرا که در درجه اول این موضوع نشان دهنده این است که تولیدات خوب انجام نمی‌شود و اصطلاحاً کفگیر به ته‌ دیگ خورده است.

دومین موضوعی که نگرانم می‌کند این است که ممکن است این مجموعه به جهت تکرار زیاد به قول شما لوث شود. اما چیزی که بیشتر نگرانم می‌کند این است که بازهم نگاه سیاسی – عقیدتی بر موضوع سایه انداخته؛ نگاهی که هنر را موظف می‌داند و برایش کارکرد متصور است و آن کارکرد را هم در معنی کردن فرهنگ به صورت خیلی محدود و فقط با توجه خطوط قرمز تلویزیون و ارشاد  پیش می‌برد نه نگاه و دغدغه‌مندی فرهنگی.

وقتی به ریشه‌یابی این پدیده هم برسیم که قطعاً همگی نگران‌تر می‌شویم وقتی ندانیم این نگاه با سرنوشت کشور ما چه خواهد کرد. درنتیجه با عنوان همه این نگرانی‌ها باید بگویم امیدوارم وقتی که «مختارنامه»  نزد مردم عادی شد و  از آن استقبال نکردند این مجموعه دیگر پخش نشود.

حالا که بیشتر اوقات سال را خارج از کشور زندگی می‌کنید نگاه‌تان به سینمای ایران و جوایزی که به تازگی نصیب‌مان شده است چیست؟

از نگاه من اصلا ما سینمایی نداریم به معنای اینکه وقتی مخاطبان، فروش و تولید قابل دفاع وزین مثل تک‌ستاره‌ها می‌آیند و می‌روند این دیگر اسمش سینما نیست چون جریان نیست، اتفاق است؛ یک اتفاق نادر. اما در جریان تولید مداوم حرفه‌ای خواه ناخواه آثار قابل دفاع و وزین هم بیرون می‌آید چون در آن شرایط کارگردانان سینما با تعداد بیشتری و بازیگران و عوامل متعدد در حال اجرای فیلمنامه‌های متنوع و براساس سلیقه ها و گروه‌های سنی مختلف جامعه خواهند بود نه فقط با اهداف و جهت‌گیری‌های صرفاً حکومتی.

سینمایی که کارهای فرمایشی داشته باشد و اتفاقات تک‌ستاره‌ای، سینمای مداوم و صاحب حیات نیست. مثل بچه‌ای است که نشسته است و هرچند ماه یک بار بلند می‌شود و دوباره می نشیند؛ این کودک سالم نیست چون نشسته است، فعلاً که نشسته است امیدواریم کمی بعد کلاً ‌نخوابد.

نمی‌خواهید دوباره طبع کارگردانی‌تان را امتحان کنید و این بار فیلم سینمایی‌تان بسازید؟ پروژه «آمبولانس» که چند سال پیش خبری شده بود عملیاتی نمی‌شود؟

با صراحت اعلام می‌کنم که تا وقتی مسئولین فعلی ارشاد از وزیر تا مدیران میانی بر سرکار هستند، من دیگر در سینمای ایران کاری نخواهم کرد. از همه بیشتر هم خودم متاسف هستم اما این تنها راهی هست که برای مقابله با این اتفاقات دارم. دوستی می گفت در دوره قبل هربار به ارشاد می‌رفتی با جواب «نه» برمی‌گشتی اما در این دولت پاسخ «آره» می‌گیری اما کارت انجام نمی‌شود. این تلخ‌کامی‌اش بیشتر است. آنچه که برمن می‌رود نماد و سمبلی است از آن چیزی که برهمه ما سینماگران می‌رود. به این جهت من صرفاً به خاطر نشان دادن اعتراضم درمورد بی‌توجهی مسئولین ارشاد به حقوق هنرمندان و آینده‌شان و مصائبی که درگیرش هستند دیگر با این مدیریت کار نخواهم کرد. حتی اگر با رای دادن دوباره من به آقای روحانی دوباره همین سیاست‌ها در ارشاد باشد، باز هم پایم را به سینما نمی‌گذارم و کار نخواهم کرد. برای همه همکارانم از همین جا آرزوی موفقیت می‌کنم. امیدوارم بتوانم برای کشورم و مردم و فرهنگ ایران عزیز فردی مفید باشم.

سوالی که اینجا برای من پیش می‌آید این است که یعنی اگر نقشی بسیار خوب و وسوسه‌کننده به شما پیشنهاد شود حاضر هستید که پاسخ منفی بدهید و کار نکنید؟ یعنی اگر به طور مثال اصغر فرهادی هم به شما یک نقش خوب در فیلمش پیشنهاد بدهد شما حاضر هستید آن پیشنهاد را رد کنید؟

ببینید من باز تاکید می‌کنم که با این سیاست‌های ارشاد دیگر در سینمای ایران کار نخواهم کرد؛ یعنی تولیدی که در داخل ایران باشد و براساس قواعد وزارت ارشاد و چرخه اکران و مسائل حقوقی مرتبط با آن (از جمله شکایات) صورت بگیرد. وقتی رویه این باشد بله دیگر کار نخواهم کرد؛ البته شاید بتوان این را هم گفت که درحال حاضر دیگر کارگردانی که بخواهد این‌قدر من را وسوسه کند که در فیلمش نقشی بازی کنم وجود ندارد و تولیدات اینقدر ترغیب کننده نیستند. فقط می‌ماند همان آقای فرهادی که آن هم قطعاً اگر در یک پروسه تولید جهانی باشد صد در صد بدون فکر پاسخ مثبت خواهم گفت. اما اگر آن پروژه داخل ایران باشد و براساس فیلمنامه مصوبی ارشاد و درگیر چرخه و شورای اکران و با این مدیران باشد، بله، قطعاً خواهم گفت: نه!




یک روایت واقعی از اکبر زنجانپور⇐چگونه عشق به دختر همکلاسی باعث بازیگر شدن پرویز فنی‌زاده شد؟

سینماروزان: اکبر زنجانپور از بازیگران پیشکسوت تئاتر ایران زمین که سابقه ایفای نقش در سینما و تلویزیون را هم داشته است و از جمله فیلمی به نام “پل خواب” را آماده اکران دارد در بخشی از گفتگویی تفصیلی که با “اعتماد” انجام شده است به مرور خاطره ای از پرویز فنی زاده بازیگر شناخته شده پرداخته است.

به گزارش سینماروزان این خاطره مربوط است به چگونگی بازیگر شدن پرویز فنی زاده که زنجانپور آن را به نقل از خود فنی زاده بیان کرده است.

متن کامل خاطره نگاری زنجانپور را بخوانید:

اوايل سال ٥٨ به پيشنهاد پرويز فني‌زاده با دكتر خواجه نوري نامي كه در زمينه مطالعات روانكاوي تخصص داشت جلسه‌اي برگزار كرديم. تعدادي از بازيگران تئاتر هم حضور داشتند. آقاي خواجه نوري به همراه گروهش آمد و بعد از چند دقيقه گفت‌وگوهاي ابتدايي از بعضي پرسيد «چرا بازيگري را انتخاب كرده‌اند؟»

يكي از افراد هميشه طلبكار كه اصلا بازيگر خوبي هم نبود جواب داد: ديدم خلق به اين كار احتياج دارد، آمدم! اغلب چنين پاسخ‌هايي مطرح مي‌شد كه مثلا براي نجات مردم! چرا؟ چون آن زمان مد روز بود. اصلا فكر نمي‌كردند كه هنرمند وراي اين حرف‌ها قرار مي‌گيرد.

 نوبت به فني‌زاده رسيد، گفت: «در دوران مدرسه عاشق شدم ولي از بس زشت بودم طرف اصلا به من نگاه نمي‌كرد. برادرش عضو گروه تئاتر مدرسه بود، به همين دليل عضو گروه شدم و يك نقش گرفتم. نقش هم اين‌طور بود كه بايد كتك مي‌خوردم. روز اجرا همه از جمله شخص مورد نظر به سالن آمدند و من اگر قرار بود زمين بخورم اتفاق را دوبرابر جلوه مي‌دادم به اين اميد كه ديده شوم. خب ديده شدم ولي نه از سوي دختري كه عاشقش بودم، بلكه صحنه من را ديد و بازيگر شدم. » بعد از اين خاطره سالن اداره تئاتر از تشويق حضار رفت روي هوا! چرا؟ چون راست گفت.

اکبر زنجانپور
اکبر زنجانپور



نظرات خواندنی یک پزشک درباره “ستایش”، “مختارنامه”، منتقدی که به شلاق محکوم شده بود و…

سینماژورنال: در هفته های گذشته مسعود فراستی منتقد سینمای ایران به خاطر نقد خاصش بر یک فیلم اگزوتیک یه نمایش درآمده در یک گروه سینمایی دولتی، با انتقاد طیفی خاص از وابستگان به این گروه مواجه شد و ماجرا تا جایی پیش رفت که یکی از کارمندان همین گروه او را به “شلاق” محکوم کرد!

به گزارش سینماژورنال فراستی اما بی توجه به این رفتارها همچنان در روزهای بعد هم بر نظر خود درباره آن فیلم خاص ابرام نشان داد و البته که باز هم کم طعنه نشنید.

حالا در یک مورد جالب پزشکی به نام محمد کیاسالار که سردبیر هفته‌نامه‌ای پزشکی به نام “سلامت” هم هست به گلایه از فراستی پرداخته؛ البته نه بخاطر استفاده از یک اصطلاح خاص که به خاطر به کار بردن کلمات “منگل” و “عقب افتاده” در توصیف یک فیلم کمدی.

این البته تنها نقد این پزشک روزنامه نگار نیست بلکه وی برخی از محصولات تلویزیونی مانند “ستایش”، “ساختمان پزشکان” و “مختارنامه” را به خاطر تحقیر برخی بیماران زیر سوال برده است.

سینماژورنال متن یادداشت دکتر کیاسالار را به نقل از “سلامت” ارائه می دهد:

مرهم نمی‌نهمی، به جراحت نمک مپاش

نشسته‌ام پای «هفت». نقد فیلم «من سالوادور نیستم» در حضور کارگردان. مسعود فراستی دارد فیلم منوچهر هادی را تحقیر می‌کند. تا اینجای قصه، عجیب نیست.

اما استفاده چندباره‌اش از کلمات مونگل و عقب‌افتاده برای تحقیر یکی از کاراکترهای فیلم واقعا عجیب و نسنجیده است. برایم سخت نیست خودم را جای پدرانی بگذارم که فرزندشان با این نقص ژنتیکی به دنیا آمده.

سندرم داون، نقص نادری نیست. از هر 700 نوزاد، یکی مبتلاست. این روزها با افزایش سن ازدواج و زایمان در ایران و جهان، آمارش بیشتر هم شده است. در همین «سلامت» در طول این سال‌ها کم ایمیل و تلفن و نامه نداشته‌ایم از پدران و مادرانی که نوزادشان با این نشانگان به دنیا آمده. یاد یکی‌شان می‌افتم که پارسال برای تشکر از تیتر «شما آدم شوید، ما فرشته می‌مانیم» در هفته نامه “سلامت” تماس گرفته بود و موقع حرف زدن از مشکلات فرزندش پای تلفن بغضش شکست.

بغضم را مشت می‌کنم و تصمیم می‌گیرم برای نمی‌دانم چندمین بار یادداشتی بنویسم با این مضمون که «مرهم نمی‌نهمی، به جراحت نمک مپاش». می‌خواهم دوباره به این بهانه از مبتلایان به این نقص ژنتیکی و خانواده‌هایشان بابت تمام تحقیرهای ناروایی که حتی پای برنامه‌های تلویزیونی تحمل می‌کنند، عذرخواهی کنم.

گلایه از “ستایش” و ربط دادن سکته مغزی به فعل گناه

پشت میزم می‌نشنیم و فایل یادداشت‌های قدیمی‌ام را ورق می‌زنم. پر است از متن‌هایی که در طول این سال‌ها با همین مضمون درباره بیماری‌های مختلف نوشته‌ام.

این یکی از همان‌هاست، در همین «سلامت»، در همین رابطه: «داریوش ارجمند رو به‌ روی سیما تیرانداز ایستاده و مونولوگ می‌گوید. سیما تیرانداز روی ویلچر نشسته و حرف‌ می‌شنود؛ حرف‌هایی قریب به این مضمون که تو اگر فلج شده‌ای و به این روز افتاده‌ای، داری تقاص گناهانت را پس می‌دهی و حالا اگر تمام دنیا را هم به پایت بریزند، تا آخر عمرت هیچ لذتی نمی‌بری.

یاد همسایه دیوار به دیوار‌مان می‌افتم که بعد از سکته مغزی‌اش فلج شده و دلخوشی‌اش زل زدن به تلویزیون و تماشای همین «ستایش»‌هاست و به این فکر می‌کنم که او از شنیدن این حرف‌ها چه حالی می‌شود و بچه‌هایش به چه بهانه‌ای می‌توانند کانال تلویزیون را عوض کنند. به این فکر می‌کنم که آمار سکته مغزی در ایران چند درصد است و چند درصد از مبتلایانش ویلچرنشین می‌شوند و از میان آنها چند درصدشان نشسته‌اند پای این سریال.

گلایه از “مختارنامه” و مرض شمر

قصه، قصه «ستایش» نیست. پای این سهوالقلم‌ها به شاهکارهای تلویزیونی هم باز شده. نمونه‌اش «مختارنامه». در یکی از قسمتها غلام مختار و غلام شمر، همسفر شده بودند تا برسند به شمر. آنجا هم بخشی از دیالوگ‌ این دو نفر درباره بیماری پوستی شمر بود؛ درباره برص؛ همان بیماری‌ای که پزشکان به آن می‌گویند ویتیلیگو و اسم عربی‌اش برص است و اسم فارسی‌اش لک و پیس. آنجا هم آن دو نفر طوری درباره این بیماری حرف می‌زدند که انگار سند این بیماری خورده است به اسم شمر؛ چیزی قریب به این مضمون که برص، ظاهر آن ملعون را چندش‌آورتر کرده و دیالوگی که خوب یادم مانده، اینکه: «برص، شمر را شمرتر کرده!»

یماری خودایمنی یعنی بیماری‌ای که ما در آن هیچ نقشی نداریم؟

آن روز هم به این فکر افتادم که اگر کسی خودش یا یکی از عزیزانش برص داشته باشد و نشسته باشد پای «مختارنامه»، از شنیدن این حرف‌ها درباره بیماری‌اش چه حالی پیدا می‌کند؟ می‌دانید شیوع برص در ایران چقدر است؟ می‌دانید پزشکان به برص می‌گویند بیماری خودایمنی؟ می‌دانید بیماری خودایمنی یعنی بیماری‌ای که ما در آن هیچ نقشی نداریم و بدنمان ناگهان علیه خودش فعالیت می‌کند و با یک مکانیسم ناشناخته، بیمارمان می‌کند؟ برص و ام‌اس و هزار و یک بیماری دیگر جزو بیماری‌های خودایمنی‌اند و همین من و شمایی که امروز چهار ستون بدنمان سالم است، فردا ممکن است با یک بیماری خودایمنی از خواب بیدار شویم؛ برص یا ام‌اس یا هزار و یک بیماری دیگر.

“ساختمان پزشکان” هم هرچه رشته کرده بودیم پنبه کرد

قصه وقتی غم‌انگیزتر می‌شود که پای فضاهای طنز به میان می‌آید؛ چون تصور رایج این است که عنوان طنز می‌تواند هر شوخی‌ و تحقیر و تمسخری را توجیه کند. نمونه‌اش «ساختمان پزشکان» که صدای روان‌شناسان و روان‌پزشکان را درآورده که هرچه ما برای انگ‌زدایی از بیماری‌های اعصاب و روان رشته بودیم، پنبه کرده.

“ساختمان پزشکان” و “مختارنامه” و “ستایش” را مثال زدم چون هر سه‌ در جذب مخاطب موفق بوده اند. سوال این است که وقتی موفق‌هایمان حواسشان به این سهوالقلم‌های دلخراش نیست، از درجه‌دومی‌ها و درجه‌سومی‌ها چه انتظاری می‌شود داشت؟»

منتقد عزیز! فیلمنامه‌‌نویس محترم! کارگردان بزرگوار! دوست هنرمند! ما از خودتان شنیده‌ایم که همذات‌پنداری، مرکز ثقل هنر است. اگر اینطور است، به شما اطمینان می‌دهم که ما در «سلامت» از همدلی با بیماران و خانواده‌هایشان و تکرار مکرر درددل آنها خسته نمی‌شویم. کاش شما هم به آنچه می‌گویید، پایبند باشید و از این همذات‌پنداری خسته نشوید. خسته نباشید!




پرسش یک رسانه اصولگرا⇐چرا الگوبرداری از “شهرزاد” می‌تواند خطرناک باشد؟

سینماژورنال: سریال “شهرزاد” جزو معدود سریالهای شبکه خانگی بود که توانست توجه مخاطبان را به قدر کفایت جلب کند و همین عاملی شده است برای آن که برخی رسانه ها این موفقیت را یک اتفاق ویژه و منحصربفرد قلمداد کنند.

به گزارش سینماژورنال با این حال روزنامه “صبح نو” از روزنامه های تازه تأسیس اصولگرا با دیدی واقع نگرانه به خطرات تحسین بیش از حد این سریال پرداخته است با طرح این پرسش که چرا الگوبرداری از این سریال می تواند خطرناک باشد؟

این روزنامه با ذکر مثال از آثاری همچون “مختارنامه”، “کیف انگلیسی” و “مدار صفر درجه” و تأکید بر فقر اقتصادی سالهای اخیر رسانه ملی که منجر به عدم توانایی تولید محصول نمایشی ویژه شده است یکی از دلایل توجه بیش از حد به “شهرزاد” را عدم امتداد سنت تولید سریالهایی فاخر نظیر “مختارنامه” در رسانه ملی دانسته است.

سینماژورنال متن کامل گزارش “صبح نو” را ارائه می دهد:

«شهرزاد» حد بالایی از سریال سازی است یا صرفا یک موفقیت نسبی در شبکه خانگی؟

در ماههای اخیر و با موفقیت نسبی که سریال «شهرزاد» در شبکه خانگی داشته است با تحلیلهای مختلفی روبروییم در نقد رسانه ملی با این رویکرد که چرا «شهرزاد» می تواند موفق باشد و رسانه ملی، نه!

اگر دوز احساسی چنین تحلیلهایی را کنار بگذاریم و بخواهیم به لحاظ منطقی درستی چنین تحلیلهایی را به بررسی کنیم چقدر می توانیم آنها را کاربردی بدانیم؟

در کیفیت استاندارد «شهرزاد» به خصوص در تصویرسازی بصری تاریخی خاص شکی نیست اما آیا «شهرزاد» حد بالایی از سقف آرزوهایمان در سریال سازی است یا صرفا یک موفقیت نسبی در شبکه خانگی؟

طبیعی است که درستی فرض دوم بیشتر است. «شهرزاد» سریال استانداردی است آن هم در شبکه خانگی که عموما کارها با بزن دررویی کامل در آنها پیش می رود و سازندگان بیشتر از آن که به دنبال جلب مخاطب در این مدیوم باشند به دنبال جلب اسپانسر برای تولید محصولند.

«شهرزاد» را چه کسی ساخته؟ حسن فتحی کارگردانی که محصول تلویزیون است و تمامی تجربیات موفقش در ژانر تاریخی از «پهلوانان نمی میرند» تا «شب دهم» و «مدار صفر درجه» را مرهون فضایی است که رسانه ملی برای رشد و نمو در اختیار او گذاشت.

فتحی تکنیسینی محصول رسانه ملی است

اگر بخواهیم «شهرزاد» را موفق بدانیم باید سهمی از آن را برآمده از سیاستهای رسانه ملی بدانیم. اما کدام سیاستها؟ سیاستهایی لااقل مربوط به یک دهه قبل که وجود منابع مالی کافی این شانس را پیش روی امثال حسن فتحی قرار می داد که بتوانند درونیات ذهنی خود از تاریخ را در قالب داستانهایی جذاب به مخاطب عرضه کنند.

حتی اگر براساس رگه های سیاسی-اجتماعی «شهرزاد» بخواهیم قضاوت کنیم کفه کیفیت در آثاری مانند «مدار صفر درجه» خیلی سنگین تر به نظر می رسد چون سریال اخیر فتحی برخلاف سریالهای قبلی اش با حداقلی از مابه ازای تاریخی پیش رفته و بیشتر این روایات عشق و فراغ و مایه های تبهکارانه بوده که به اثر شکل داده است.

اما فتحی چون تکنیسینی است محصول رسانه ای که زمانی واقعا ملی بود و سبد سرگرم سازی مخاطبان را شکل می داد دقیقا فهمیده حتی با فاکتور گرفتن یا کمرنگ کردن اتفاقات تاریخی از درامی که در دل تاریخ می گذرد چگونه باید درامی پرکشش خلق کند.

«شهرزاد» سقف توانایی های فتحی نیست

همین است که «شهرزاد» در دوره فقدان محصول سرگرم کننده نمایشی در رسانه ملی به شدت به چشم می آید و کار تا جایی می رسد که کارشناسان ما هم مرتب بر تنور الگوبرداری از «شهرزاد» می دمند….

ولی اشتباه دقیقا همین جا رخ می دهد چراکه «شهرزاد» نه تنها سقف توانایی های فتحی نیست که تجربیاتش نشان داده وقتی او به صراحت به سراغ نگارش اثری تاریخی منطبق با داده های سیاسی مشخص می رود نتیجه ای نظیر «مدار صفر درجه» رخ می دهد که در عین سرگرم سازی می تواند یک منبع مطالعاتی درباره دوره ای خاص از تاریخ هم باشد.

نتیجه چیست؟ نتیجه آن است که منطقی ترین رویکرد در قبال موفقیت «شهرزاد» این است که به جای تکرار کلیدواژه الگوبرداری از این سریال که قطعا جز کلیشه پردازی را به دنبال نخواهد داشت بر پروسه بازگشت امثال حسن فتحی به رسانه ملی تأکید کنیم.

پرسشی که روسای جدید باید به آن پاسخ دهند

باید مروری داشته باشیم بر سریالهای پرمخاطب تلویزیون در دو دهه اخیر و مثلا مقایسه ای کنیم میان «مختارنامه»، «کلاه پهلوی» و «کیف انگلیسی» با «معمای شاه» که چطور قبلی ها توانستند ذهن مخاطبان علاقمند به تاریخ را تا حد زیادی غرق لذت کنند و اثر فعلی نمی تواند آن گاه باز هم به این نتیجه می رسیم که مدیوم تلویزیون کارکشته های خودش را می خواهد.

سیدضیاءالدین دری بعد از سالها سعی و خطا و کسب تجربه در سینما و تلویزیون بود که با ساخت «کیف انگلیسی» به مرور برهه ای حساس از تاریخ پرداخت اما او نیز چند سالی است از تلویزیون فاصله گرفته.

این وضعیت درباره داوود میرباقری هم صادق است. چرا میرباقری بعد از صرف سالهای فراوان از زندگی اش و زمانی که به شکوفایی کاملی رسیده بود که نتیجه اش می شد «مختارنامه» به ناگاه از رسانه ملی فاصله گرفت و به تولی سریالهای روتینی مانند «شاهگوش» و «دندون طلا» رسید.

انصافا اگر بخواهیم «مختارنامه» یا «کیف انگلیسی» و حتی «مدار صفر درجه» را با «شهرزاد» مقایسه کنیم به کدام یک رأی خواهیم داد؟

خیلی جرأت می خواهد که یکی از این سه سریال را به لحاظ کیفی پایین تر از «شهرزاد» بدانیم.

پس چرا سنت تولید «مختارنامه»ها امتداد نیافته؟ این پرسشی است که مدیران تازه رسانه ملی باید به طور جدی به دنبال یافتن پاسخ آن باشند.




بازیگر “مختارنامه”، ایدز و یک هشدار

سینماژورنال: سیامک اطلسی بازیگر پیشکسوت به مدیران سینما و تلویزیون هشدار داد تغییر منشأ ابتلا به ایدز از اعتیاد به سمت روابط پرخطر را جدی بگیرند و برای مقابله با آن تولید محصولات نمایشی آگاهی‌بخش را در دستور کار قرار دهند.

سیامک اطلسی بازیگری که نزدیک به سه دهه است در تلویزیون فعالیت داشته است درباره چرایی عدم پرداخت درست مسأله ایدز و بیماران اچ.آی.وی در رسانه ملی به “هنر+ایدز” گفت: در تلویزیون ما متاسفانه یک محافظه کاری شدید درباره نشان دادن  مسائل و معضلات بزرگ اجتماعی مثل همین بیماری ایدز و یا اعتیاد به مخدرهای صنعتی جدید وجود دارد و اگر مجموعه ای هم در این حوزه ها ساخته شده آن قدر مبهم و دوپهلو بوده که نتوانسته جنبه آگاهی رسانی و تاثیرگذاری داشته باشد.

توقیف سریالی که به معضل اجتماعی می پرداخت

این بازیگر با اشاره به یکی از تجربیات خود در برخورد با ممیزی رسانه ملی اظهار داشت: چندی پیش در سریالی بازی داشتم به عنوان «گلریزان» که درباره اعتیاد به مواد مخدر صنعتی بود و سازنده تلاش می کرد دراین زمینه به جوانها اطلاع رسانی کند. اما مسئولین تلویزیونی آن را پخش نکردند و گفتند که دیدنش بدآموزی دارد!

وی ادامه داد: به نظر می رسد درباره ایدز هم تقریبا وضع به همین صورت است و اگر تهیه کننده ای پیدا شود و هزینه تولید را هم فراهم کند تلویزیون کمی واهمه از پخش چنین اثری خواهد داشت.

تکیه بیش از حد بر سوژه های تکراری

بازیگر سریالهای «مختارنامه» و «پدرسالار» با نقد تولیدات تلویزیون بیان داشت: تلویزیون بیشتر به حمایت از آثار معمولی که  قصه ای روتین دارند تمایل دارد و این نمی تواند ارزنده باشد بخصوص که در سالهای اخیر دیده ایم همین تکیه بیش از حد بر سوژه های تکراری مخاطبان را به سمت شبکه های ماهواره ای سوق داده است.

این بازیگر ضمن اشاره به اهمیت ساخت سریال هایی در باره بیماری ایدز افزود: به علت فراگیر بودن تلویزیون این رسانه با حمایت از تولید این نوع آثار می تواند روی جوانها فرهنگ سازی درستی انجام بدهد؛  درصورتی که مدیران تلویزیونی برخلاف این موضوع فکر می کنند و پرداختن به بیماری ایدز را جزو مسائل ممنوعه می دانند.

ایدز را از دایره خط قرمزها خارج کنید

بازیگر «روز واقعه» و «ملک سلیمان» تأکید کرد: به عنوان بازیگری که تجربه حضور در تلویزیون و سینما را کنار هم داشته ام، فکر می کنم تلویزیون می تواند به مراتب مفیدتر از سینما درباره ایدز برنامه های نمایشی مانند سریالهای جذاب و دیدنی تولید کند.

اطلسی ادامه داد: موج ایدزی که در سالهای اخیر شیوع آن از سمت اعتیاد تزریقی به سمت روابط پرخطر رفته قطعا زنگ خطر را برای مدیران فرهنگی هم به صدا درآورده که جدی تر به اطلاع رسانی در این باره از طریق رسانه ملی بپردازند. پس پیشنهاد می دهم این سوژه را از دایره خط قرمزها و سوژه های ممنوعه خارج کنند و بگذارند فیلمنامه نویسان با فراغ بال به آن بپردازند.

کمپین “هنر+ایدز”  که از نوروز ۹۵ آغاز به کار کرده، کمپینی مردم‌نهاد است که می‌کوشد به نوبه خود زمینه ارتباط بیشتر میان اهالی هنر و مردمان در زمینه آگاهی بخشی پیرامون این بیماری را فراهم کند و به بررسی دلایل عدم استفاده کافی هنرهای نمایشی از سوژه های مرتبط با بیماران اچ.آی.وی بپردازد.