چرا معاون نظارت به پشت صحنه آثار فقرا نمی‌رود؟؟

سینماروزان: اینکه در بحبوحه ماجراهای منتج از توقیف مجدد “خانه پدری” به ناگاه خبر می‌رسد که معاون تازه نظارت به پشت صحنه یکی دو پروژه سینمایی رفته و با عوامل این پروژه‌ها، عکس یادگاری گرفته عجیب نیست؟؟

به پشت صحنه فیلمها رفتن بدعت نیست؛ چراکه پیش از محمدمهدی طباطبایی‌نژاد، محمد احسانی از معاونان نظارت دولت اول اعتدال هم هرازگاه به پشت صحنه پروژه‌ها می‌رفت ولی هیچ گاه مشخص نشد رفتن به پشت صحنه از سوی ایشان چه سودی برای سینما دارد؟؟
از جمله پروژه‌هایی که احسانی در پشت صحنه‌اش حضور یافت “نهنگ عنبر”ی بود که کلی تعدیل متحمل شد که مبادا توقیف شود و بتواند روانه اکران شود.
“آوازهای سرزمین من” از دیگر پروژه‌هایی بود که احسانی به پشت صحنه‌اش رفت ولی عجبا که هنوز هم مجال اکران نیافته و به‌گونه‌ای ناگفتنی در توقیف به‌سر می‌برد.
“اسب سفید پادشاه”، “ماهی سیاه کوچولو” و “این سیب هم برای تو” که جملگی از آثار شکست‌خورده گیشه‌ها بودند از دیگر فیلمهایی بودند که احسانی به پشت‌صحنه‌شان سر زده بود.

رفتار احسانی در عزیمت به پشت صحنه فیلمها اخیرا از سوی طباطبایی‌نژاد معاون تازه نظارت پی گرفته شده و ایشان هم سر زدن به پشت صحنه فیلمهای در حال تولید را در دستور کار قرار داده. جالب است که طباطبایی‌نژاد اخیرا به پشت صحنه دو فیلم “درخت گردو” و “خون شد” رفته که هر دو چهره‌هایی متمول را به‌عنوان تولیدکننده کنار خود دارند.

“درخت گردو” را مصطفی احمدی تهیه‌کننده مطبوع(!) اول مارکت همراه اول مخابرات تولید میکند و “خون شد” هم حمایت محمدصادق رنجکشان سرمایه‌گذار متمول جدیدالورود به سینما را کنار خود دارد!!

طباطبایی‌نژاد پیشتر هم به پشت صحنه دو پروژه “لباس شخصی”امیرعباس ربیعی و “عنکبوت”ابراهیم ایرج‌زاد رفته بود که پروژه اول متعلق به سازمان ارزشی متمول اوج و پروژه دوم هم باز از آن رنجکشان است!!!

آیا عجیب نیست که معاون نظارت به‌جای پروژه‌های مستقل و لوباجت متعلق به سینماگران کم‌بنیه به سراغ پروژه‌های متمکنین رفته؟؟ اینکه از بین چهار پروژه‌ای که طباطبایی‌نژاد در همین ماههای ابتدایی حضورش در معاون نظارت به پشت صحنه آنها رفته، دو پروژه متعلق به رنجکشان، یک پروژه متعلق به اوج و دیگری متعلق به تهیه‌کننده متبوع اول مارکت است چه معنایی دارد؟؟

جای سینماگران مستقلی که لوباجت فیلم می‌سازند کجای دایره دیدارهای معاون نظارت است؟؟




معاون تازه نظارت زودتر از حد تصور در بن‌بست قرار گرفت⇐ “خانه پدری” با حکم دادسرای رسانه توقیف شد

سینماروزان: محمدمهدی طباطبایی‌نژاد معاون تازه نظارت امید زیادی داشت که دستاورد ابراهیم داروغه‌زاده در رفع توقیف و اکران بی‌دردسر فیلمهای توقیفی را امتداد دهد ولی با توقیف دوباره “خانه پدری”، زودتر از حد تصور در بن‌بست قرار گرفت.

نسخه پالایش‌شده “خانه پدری” از ابتدای آبان روی پرده رفت و در سه روز نخست اکران خود هم نزدیک به نیم میلیاردی فروش داشت ولی در ششم آبان ماه و با دستور دادسرای رسانه توقیف شد.

سازمان سینمایی اعلام کرد با ابلاغ دستور قضایی بازپرس شعبه 16 دادسرای فرهنگ و رسانه تهران به سازمان سینمایی اکران فیلم «خانه پدری» متوقف شده است و مشخص نیست مجددا بتواند روی پرده برود یا نه؟؟

داروغه‌زاده معاون پیشین نظارت توانسته بود در دوران مدیریتش آثاری توقیفی همچون “خانه دختر”، “عصبانی نیستم”، “آشغالهای دوست داشتنی” و “پارادایس” را روی پرده بفرستد ولی طباطبایی‌نژاد در اولین گام از اکران “خانه پدری” بازماند!




معاون نظارت در برابر دیوان عدالت اداری؟!⇐ نظام درجه‌بندی با قدرت ادامه پیدا می‌کند!/آنچه برای رده‌بندی سنی اعمال می‌کنیم نزدیک دو دهه است که در حال اجرا شدن است!!/درجه‌بندی فیلمها مثل قربانی کردن است که برای حاجی، امری واجب اما تماشایش برای خانواده‌ها مکروه است!!!/دیوان عدالت اداری و دادستان کل کشور چیزی را توقیف کرده‌اند که اصلاً وجود ندارد!

سینماروزان: کمتر از یک هفته پس از اعلام لغو درجه‌بندی سنی فیلمهای روی پرده به دستور دیوان عدالت اداری، معاون نظارت سازمان سینمایی مدعی ادامه درجه‌بندی سنی فیلمها کمافی‌السابق شده است‌ چون به اعتقاد وی، دیوان، قاعده‌ای را ابطال کرده که اصلا اجرا نمی‌شده!!!

سید محمد مهدی طباطبایی‌نژاد درباره روند پیش رفته در طرح درجه‌بندی که منجر به حاشیه‌های اخیر شده است، به “ایسنا” بیان کرد: در تاریخ ۲۸ اردیبهشت‌ماه مشاور دادستان نامه‌ای را به دادستان کل کشور مبنی بر به جلوگیری از دستورالعمل نظام‌نامه رده بندی سنی می‌نویسد و درخواست می‌کند به این اتفاق رسیدگی شود. دادستان محترم کل هم به بر اساس ادله‌ای که می‌آورد؛ ادله‌ای که محل گفت‌وگو است، نسبت به دستورالعمل ابلاغ شده در اردیبهشت‌ماه، درخواست ابطال از دیوان عدالت اداری می کند و دیوان هم قبل از طرح در هیات عمومی دیوان که تکلیف را روشن کند، دستور توقف اجرا می دهد.

او افزود:‌ در واقع دستور این بود که نظام رده بندی سنی که اردیبهشت‌ماه منتشر شده بود متوقف شود در حالی که این دستورالعمل اصلاً اعمال نشده بود چون اساسا در سازمان سینمایی از آن استفاده نمی‌شد و ما خودمان آن را پیش‌تر باطل کرده و بر اساس بازخوردهایی که گرفته بودیم پیش‌نویس جدیدی را تنظیم کرده بودیم، یعنی الان دیوان عدالت اداری به درخواست دادستانی کل نسبت به چیزی به ما دستور توقف داده‌اند که نه تنها از آن استفاده نمی‌کنیم بلکه اصلا وجود ندارد. ضمن اینکه در دستور آن‌ها توقف پخش و ساخت براساس دستورالعمل آمده در حالی که اصلاً قرار نبوده و نیست بر اساس این دستورالعمل‌ها فیلمی ساخته شود!

وی ادامه داد:‌ درباره چگونگی این اتفاق و سوءبرداشت باید بگویم بعضی مدعیان کارشناسی با اطلاعات اندک خود در رسانه ها حرف‌هایی می‌زنند که فکر می‌کنند درست است در حالی که آن‌ها اطلاع ندارند و ما نظام‌نامه درجه بندی سنی اردیبهشت ماه را هیچ‌گاه اعمال نکردیم. الان یک شیوه‌نامه وجود دارد که پیش نویس آن در شهریورماه نوشته شده و ذیل ماده ۸ آیین‌نامه شورای پروانه نمایش تعریف می‌شود که هر چه در آن آمده هم جنبه توصیه‌ای دارد.

طباطبایی‌نژاد درباره تغییراتی که در دستورالعمل جدید رده بندی سنی نسبت به نسخه اردیبهشت‌ماه آن وجود دارد، توضیح داد: به عنوان مثال در نظام‌نامه اردیبهشت ذکر شده بود که برای فیلم‌های +18، سینماداران اجازه ورود افراد کمتر از ۱۸ سال را به سالن سینما نباید بدهند اما الان در شیوه نامه جدید اساسا رده بندی بالای ۱۸ سال نداریم!. حتی در نسخه فعلی تاکید شده که سینمادار اجازه جلوگیری از ورود افراد را ندارد و این وظیفه والدین و همراهان بزرگسال است که مسئله را رعایت کنند یا در نسخه قبلی که خودمان متوقف کرده ایم درجه بندی توسط شورای پروانه نمایش صورت می گرفت یا مجازات سینماهای متخلف پیش بینی شده بود که در نسخه جدید و بر اساس بازخوردها از اهالی سینما، یک شورای تخصصی 35 نفره این کار را انجام می دهند و مجازات سینماهای متخلف و شرکت های پخش هم به گونه ای دیگر طراحی شده است.

معاون ارزشیابی و نظارت ادامه داد: پس نکته اول این است که دیوان محترم عدالت اداری و داستان محترم کل نسبت به چیزی دستور دادند که تحصیل حاصل است چون خود ما آن را باطل کرده بودیم و الان اصلاً وجود ندارد و نکته دوم اینکه آنچه برای رده بندی سنی اعمال میکنیم نزدیک دو دهه است که در حال اجرا شدن است اما حالا به دلیل تاکیدمان بر صیانت از کودکان و نوجوانان و ایجاد امنیت خاطر برای خانواده ها جدی‌تر اتفاق می‌افتد و آن هم یک امر توصیه‌ای و ارشادی است که دیوان عدالت اداری نسبت به آن موضع منفی نداشته است.

او یادآور شد:‌ از 19 مرداد سال ۱۳۸۲ که آیین‌نامه شورای پروانه نمایش به تصویب هیات وزیران رسید، در ماده ۸ آن به شورای پروانه نمایش اجازه داده شده که از نظر کارشناسی برای بعضی فیلم‌ها استفاده کند. تا این تاریخ یعنی تا چند ماه قبل شورای پروانه نمایش بعد از اینکه فیلم را می‌دید و با این مواجه می‌شد که فیلمی به رده‌بندی سنی نیاز دارد آن را اعلام می‌کرد اما عده ای معتقد بودند این کار تخصصی است و باید از روانشناسان و جامعه شناسان و کارشناسان بین رشته ای استفاده کرد لذا سازمان سینمایی تصمیم گرفت با همراهی همان اعضای شورا که بعضی از آن‌ها عضو شورای رده‌بندی سنی هم هستند، جامعه این رده‌بندی سنی را بزرگتر کند پس شورایی مرکب از کارشناسان علوم تربیتی، اهالی سینما، فعالان فرهنگی و روانشناسان تشکیل شد که هر هفته فیلم‌هایی را که از شورای پروانه نمایش مجوز نمایش گرفته، برای رده‌بندی سنی بررسی می‌کنند. این نکته حائز اهمیت است که فقط فیلم‌هایی به این شورا ارجاع داده می‌شوند که اولا پروانه نمایش گرفته باشند و بعد اینکه توسط شورای پروانه نمایش تشخیص داده شوند که نیاز به کارشناسی دقیق‌تر برای تعیین رده‌بندی سنی دارند.

معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی تاکید کرد: تمام فیلم هایی که به شورای رده‌بندی سنی می‌رسند طبق قانون و با مجوز شورای پروانه نمایش که همه اعضایش با حکم وزیر و مبتنی بر مصوبه هیات وزیران فعالیت می‌کنند، اجازه دارند روی پرده سینما بدون استثنا اکران شوند. درواقع این شورای رده‌بندی سنی نقش کارشناسی را برای شورای پروانه نمایش دارد یعنی در عرض شورای پروانه نمایش نیست بلکه در طول آن است و وقتی شورای پروانه نمایش فیلمی را تایید کرد و پروانه نمایش داد آن وقت در صورت لزوم سراغ شورای رده بندی سنی می‌روند. من نمی‌دانم این ابهام را چه کسی به وجود آورده که فقط فیلم‌هایی که رده‌بندی سنی به آن‌ها تعلق می‌گیرد می‌توانند پروانه نمایش بگیرند و قرار است شورای رده بندی سنی جایگزین نظارت شود چون این دقیقاً وارونه جلوه دادن ماجرا است و اتفاقا فقط فیلم‌هایی که پروانه نمایش می‌گیرند اگر لازم باشد به شورای رده‌بندی سنی می‌روند. تازه رده‌بندی هم یک امر توصیه‌ای است نه ممانعتی. اصلا از بعضی مخالفت‌ها تعجب می‌کنم چون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، حافظ امنیت روانی و فرهنگی جامعه است و چطور از ما انتظار می‌رود که به فکر فرزندان مملکت و روح و روان آن‌ها نباشیم؟

او اضافه کرد: ممکن است یک فیلم ارزشی باشد اما بنا به شرایطی که در فیلم وجود دارد مشمول رده‌بندی سنی ‌شود چون صحنه‌هایی از کشتار و عملیات جنگی در بعضی آثار هست که برای یک بچه مثلا هفت ساله معنای متفاوتی دارد و دیدن چنین صحنه هایی را نمی تواند هضم کند و آرامش روانی او به هم می ریزد. ندیدن خشونت‌ یا مواردی از این دست حتی در دین ما هم اشاره شده مثل قربانی کردن که برای حاجی امری واجب است اما تماشایش برای خانواده‌ها مکروه پس چرا ما نباید این‌ها را برای خانواده‌ها و فرزندان مراعات کنیم؟

طباطبایی‌نژاد ادامه داد: در همه کشورهای صاحب سینمای جهان فقط یک کشور نسبت به رده‌بندی سنی سکوت کرده آن هم لهستان است. البته لهستان هم سکوت نکرده بلکه وزارت فرهنگش یک جمله گفته و آن هم اینکه مسئولیت تشخیص دادن تماشای یک فیلم برای کودکان به عهده پدر و مادر است و در واقع رده‌بندی سنی را از دوش خود برداشته و به عهده والدین گذاشته است. بنابراین همه کشورها چنین موضوعی را لحاظ می‌کنند حتی از سال ۲۰۱۵ در سینمای آمریکا سیگار کشیدن قهرمان فیلم، مشمول رده بندی سنی میشود یعنی انجمن روانشناسان درخواست کردند که سیگار کشیدن توسط قهرمان فیلم باید جزء مصادیق رده بندی سنی باشد و چند سال است این موضوع در آمریکا مورد بحث است. حال ما در یک کشور اسلامی که داعیه فرهنگ داریم باید بیشتر از همه نگران فرهنگ باشیم و قطعاً می‌دانیم که دیوان عدالت اداری و دادستان محترم نسبت به این موضوع و این توجه اعتراض ندارند.

وی خاطرنشان کرد: درباره اتفاق اخیر همه چیز سوء تعبیر شده چون یک سری افراد ناآگاه از دستور دیوان عدالت اداری سوءتعبیر می‌کنند. یقیناً منظور دیوان عدالت اداری و دادستانی کل کشور این نیست که اگر در فیلمی امری خشونت‌بار وجود داشت آن را نشان ندهیم اما یک گزارش غلط به آن‌ها داده شده که در آن بدون اطلاع دقیق و با بی‌اخلاقی می‌گویند سازمان سینمایی با این رده بندی سنی اباحه‌گری را رواج می‌دهند و این وسط ما می‌مانیم و دو جبهه که یکی بعضی سینماگران هستند که می‌گویند با رده بندی سنی داریم ممیزی مجدد می‌کنیم و ما باید آنها را متقاعد کنیم که اینطور نیست چون فیلم پروانه نمایش گرفته و فقط می‌خواهیم به خانواده‌ها اعلام کنیم که این فیلم حاوی صحنه‌های خشونت‌آمیز یا دارای صحنه ها یا جملاتی نامناسب برای کودکان است که نمایش آن در کل مانعی ندارد اما برای آن کودک مناسب نیست.

او با بیان اینکه رده‌بندی سنی یک امر اخلاقی، توصیه‌ای و تربیتی است و توجه به خطوط قرمز آیین‌نامه شورای پروانه نمایش در تمام این سال‌ها هم وجود داشته، در پاسخ به اینکه آیا طرح رده‌بندی سنی اجرایی می‌شود و شورای رده‌بندی به کار خود ادامه می‌دهد؟ گفت: با قاطعیت این کار یعنی رده‌بندی سنی با شکل توصیه ای و هشداری به خانواده ها ادامه خواهد یافت و این چیزی است که در همه جهان و حتی تلویزیون ایران هم اجرا می‌شود؛ آن هم تلویزیونی که خیلی راحت برای همه در دسترس است.

طباطبایی‌نژاد در پایان صحبت‌های خود بیان کرد: تاکید می‌کنم تمام فیلم‌هایی که دارای پروانه نمایش هستند چه برچسب محدودیت سنی بگیرند و چه نگیرند مجاز به نمایش در سینماهای ایران هستند. نکته بعدی اینکه این وظیفه ارشادی و فرهنگی ماست و نسبت به این وظیفه اهمال و کوتاهی نخواهیم کرد. این وظیفه را هم به تنهایی انجام نمی‌دهیم بلکه جامعه نخبگان کشور به کمک ما آمده و یک جمع 35 نفره ما را همراهی می‌کند و میانگین برآیند نظرات آن‌ها به جمع‌بندی می‌رسد. انتظار داشتیم از سوی کسانی که نگرانی های فرهنگی و تربیتی دارند بابت این جدیت، تشویق می شدیم. همچنین این خبر را به اهالی سینما که نگران بودند می‌دهم که شما از این محدودیت‌ها آسیبی نمی‌بینید.   




در نامه سرگشاده تهیه‌کننده یک فیلم ضدّملکه به معاون تازه‌ نظارت آمد⇐بعد از گذشت چهار ماه و با وجود پیگیریهای متعدد، همچنان اجازه اکران نداریم!!!/چرا صدور مجوز اکران این فیلم را به اجازه افرادی موکول کرده‌اند که نقشی در اکران ندارند؟؟!!/امیدواریم در دورانی که سازمان سینمایی مدام شعار شفافیت میدهد دیدن این فیلم، جرم نشود!!

سینماروزان: پنج ماه بعد از رونمایی فیلم ضدملکه «دیدن این فیلم جرم است» در جشنواره فیلم فجر و در شرایطی که اغلب مخاطبان، این فیلم را به خاطر پرهیز از باج دادن به دو جناح سیاسی حاکم بر کشور و نقد نگاه استعماری انگلستان، تحسین کرده بودند هنوز تکلیف اکران این فیلم مشخص نشده است.

به گزارش سینماروزان همزمان با ورود محمدمهدی طباطبائی نژاد به معاونت  ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، محمدرضا شفاه تهیه کننده فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است!» در نامه ای سرگشاده به وی، خواستار شفافیت موضع سازمان سینمایی درباره اکران این فیلم شد.

متن نامه تهیه کننده این فیلم ضدملکه را بخوانید:

جناب آقای طباطبائی نژاد
معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی

باسلام
ضمن آرزوی توفیق برای جنابعالی، همانطور که مطلعید در دوره پیش از شما با وعده صدور پروانه نمایش فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است!» مشروط به انصراف از اکران نوروزی، این فیلم برخلاف میل ما از اکران کنار گذاشته شد.
تا امروز همواره تلاش شد تا به دور از حواشی، شرایط برای کسب مجوز در فضایی منطقی فراهم آید. اما علیرغم گذشت 4 ماه از آن وعده و با وجود پیگیری های متعدد، پاسخ روشنی به تقاضای اکران داده نمی شود و مرتبا صدور مجوز به اجازه افرادی موکول می گردد که اساسا نقش قانونی ای در مسیر پروانه نمایش فیلم ها ندارند.
معاون پیشین که با آن وعده رفت؛ امروز از شما به عنوان معاون جدید خواستاریم در زمانی که سازمان سینمایی شعار شفافیت سر می دهد، موضع رسمی و شفاف خود را نسبت به اکران این فیلم به مردم و رسانه ها اعلام نمایید. امید که دیدن این فیلم جرم نشود…

باتشکر
محمدرضا شفاه
تهیه کننده «دیدن این فیلم جرم است!»

 

 




رهایی داروغه زاده از معاونت نظارت+حذف طباطبایی نژاد از مرکز گسترش و ورود به اداره نظارت+انتصاب یک فعال مطبوعاتی(!) بر موزه سینما+انتصاب یک کارمند رسمی تلویزیون(!) بر مرکز گسترش+تمدید حکم دبیری فجر برای داروغه زاده

سینماروزان: بالاخره جدی ترین تغییرات سازمان سینمایی بعد از ریاست حسین انتظامی بر این سازمان صورت پذیرفت.

به گزارش سینماروزان رییس سازمان سینمایی طی احکامی سیدمحمد‌مهدی طباطبایی‌نژاد را به عنوان معاون ارزشیابی و نظارت، ابراهیم داروغه زاده را به عنوان دبیر جشنواره فیلم فجر، محمد حمیدی مقدم را به عنوان مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و مهران عباسی انارکی را به عنوان مدیرعامل موزه سینما منصوب کرد.

حذف طباطبایی نژاد از مرکز گسترش در شرایطی صورت میگیرد که حین شش سال حضور در این سمت بارها با انتقادات مستندسازان در چگونگی توزیع تسهیلات مواجه شده بود.

به جای طباطبایی نژاد یک کارمند رسمی تلویزیون به نام محمد حمیدی مقدم به مدیریت مرکز گسترش رسیده است.

ابراهیم داروغه زاده بعد از رهایی از معاونت پرحاشیه نظارت به عنوان دبیر جشنواره فجر مسئولیتش تمدید شده است.

انتظامی برای مهران عباسی انارکی که بخش عمده سوابقش مربوط به حیطه مطبوعات بوده(!!!) نیز حکم مدیریت موزه سینما را صادر کرده است.

سیاهه سوابق مدیران تازه سازمان را در ادامه بخوانید:

سید محمد مهدی طباطبایی نژاد متولد 1349 در تهران دارای مدرک کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی شهری از دانشگاه تبریز و مدرس دانشگاه پیام نور است.

از سوابق اجرایی او می توان به مدیر گروه فرهنگ، تاریخ و هنر شبکه اول سیما، مدیر طرح و برنامه شبکه اول سیما، مدیر هفتمین تا دوازدهمین دوره جشنواره بین‌المللی سینماحقیقت و مدیرعاملی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی (از 1392 به بعد) اشاره کرد.

طباطبایی نژاد به عنوان تهیه‌کننده ارشد سیمای جمهوری اسلامی ایران ساخت برنامه ها و مجموعه های متعددی را بر عهده داشته است.

ابراهیم داروغه زاده که پیش از این به عنوان معاون نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی و در دو دوره اخیر جشنواره فیلم فجر به عنوان دبیر مسئولیت داشته است متولد ۱۳۴۹ در تهران و دارای مدرک دکتری پزشکی عمومی و نیز کارشناسی ارشد روابط بین الملل است.

از دیگر سوابق مدیریتی داروغه زاده می توان به ریاست پخش شبکه چهار سیما، مدیریت گروه اجتماعی شبکه اول سیما، مدیر عاملی موسسه رسانه‌های تصویری، مدیر عاملی موسسه تصویر شهر و مدیریت موسسه آوای سلامت اشاره کرد.

تهیه کنندگی برنامه ها و مجموعه های متعدد تلویزیونی از فعالیت های او به عنوان تهیه کننده ارشد صداوسیما محسوب می شود.

محمد حمیدی مقدم متولد 1347 در همدان دارای مدرک کارشناسی ارشد سینما از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر، فعالیت فیلمسازی را از اواخر دهه 1360 در انجمن سینمای جوانان ایران آغاز کرد که با ساخته هایش موفق به دریافت جوایزی از جشنواره های داخلی و خارجی شده است.

او به عنوان تهیه کننده و کارگردان رسمی صدا و سیما فعالیت حرفه ای در حوزه برنامه سازی تلویزیونی را از سال 1376 با طراحی و تهیه کنندگی مجموعه سینمادو آغاز کرد و از دیگر برنامه های او می توان به سینماچهار، سینمایک، مستند چهار (85-94) و آنسو اشاره کرد.

مهران عباسی انارکی متولد 1350، دارای مدرک کارشناسی ارشد مدیریت شهری است.

مشاور اجرایی معاون وزیردر امور مطبوعاتی، مدیرعامل و ریس هیات مدیره موسسه نشر آوران، مدیر راه اندازی واجرایی مرکزنظارت وارزیابی سازمان صداوسیما، معاون اجرایی شبکه جهان بین صدا و سیما، مدیر طرح بانک اطلاعاتی هنرمندان و عوامل تولیدسازمان صدا وسیما، مدیر خانه خبرنگاران آزاد روزنامه جام جم، عضو هیات مدیره موسسه نمایشگاه های فرهنگی ایران، معاون مرکز روابط عمومی و بین الملل شهرداری تهران، مدیرعامل و عضو هیات مدیره شرکت پیام رسا شهرداری تهران، عضو هیات مدیره شرکت چاپ و توسعه روزنامه همشهری و نماینده شهرداری تهران بعنوان حامی برگزاری جشنواره فیلم از جمله سوابق اجرایی و مدیریتی عباسی انارکی محسوب می شود.




مدیر مرکز گسترش: در سال جدید چهار فیلم تجربی و سه انیمیشن تولید خواهیم کرد!!⇔پرسش اول: آیا تولید این هفت پروژه به خودیان شکست خورده محول خواهد شد؟؟/پرسش دوم: آیا بهتر نیست قبل از اتلاف بیت المال در پروژه های تازه، تکلیف پروژه های مدتها پشت خط اکران مانده مرکز گسترش و فی المثل فیلم “کاکا” مشخص شود؟؟

سینماروزان: زمزمه های تغییر و تحول در زیرمجموعه های سازمان سینمایی همچنان وجود دارد و در این اوضاع،  مدیران فعلی زیرمجموعه ها تلاش بالایی میکنند که با مصاحبه و دید و بازدید بر تثبیت مدیریت خود صحه بگذارند.

محمدمهدی طباطبایی نژاد مدیر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نیز از جمله مدیرانیست که زمزمه های حذفش از سازمان شنیده میشود ولی خودش بی توجه به این زمزمه ها از برنامه های آینده اش در مرکز گسترش گفته است.

طباطبایی نژاد با اشاره به پروسه تخصیص بودجه تولید فیلم تجربی به مرکز گسترش به “صبا” گفت: فارابی متولی حمایت از سینمای حرفه ای  است و فیلمها در آن جا حمایت می شود، ولی در این چند سال با تغییراتی که رخ داده جایی برای حمایت از فیلم های تجربی نداشتیم و با تصمیم حسین انتظامی قرار شد با حمایت سازمان سینمایی مرکز گسترش به مسئولیت گذشته خود بازگردد و بحث تولید فیلم های سینمایی تجربی در مرکز در سال ۹۸ محقق شود. ما هم قول دادیم حداقل ۴ فیلم سینمایی تجربی هم در ساختار و هم در فرم تولید کنیم. لزوما هم لازم نیست فیلمساز فیلم اولی باشد و ممکن است فیلمسازی چندین فیلم ساخته و فیلم جدیدش را بخواهد تجربی بسازد که ما از آن ها حمایت می کنیم. بر این اساس تعداد فیلمهای سینمایی انیمیشن که قرار است کلید بزنیم افزایش پیدا خواهند کرد. بودجه ساخت سه فیلم انیمیشن در اختیار ما قرار گرفته که آن شاالله به زودی آنها را شروع خواهیم کرد.

⇓⇓⇓

به گزارش سینماروزان فارغ از آن که بازگشت تولید فیلم بلند به مرکز گسترش که در ابتدای دولت روحانی به فارابی محول شد معنایی ندارد جز اختراع از نوی چرخ دو پرسش کلیدی هم حول سخنان مرکز گسترش وجود دارد.

پرسش اول: آیا تولید این هفت پروژه (شامل چهار فیلم بلند و سه فیلم انیمیشن) به خودیان شکست خورده محول خواهد شد؟؟ یا در واسپاری پروژه ها سینماگران دارای کارنامه موثر در ارتباط با مخاطب برگزیده خواهند شد؟
 

پرسش دوم: آیا بهتر نیست قبل از صرف بیت المال در پروژه های تازه، تکلیف پروژه های مدتها پشت خط اکران مانده مرکز گسترش و فی المثل فیلم “کاکا” که مدتها بعد از تولید هنوز قرارداد اکرانش هم بسته نشده مشخص شود؟؟




بری دیگر از شفاف سازی حسین انتظامی⇐از بودجه ۱۰٫۹ میلیاردی مرکز گسترش، فقط ۴٫۶ میلیارد هزینه پشتیبانی شده و نزدیک به ۲٫۸ میلیارد صرف برگزاری جشنواره های حقیقت و آوینی!!

سینماروزان: استمرار شفاف سازی مالی حسین انتظامی موجب شده به بودجه خوارترین عنصر محافل سینمایی که “هزینه پشتیبانی” است برخورد کنیم.

در شفاف سازی جشنواره موسوم به جهانی فجر نزدیک به 1.9 میلیارد هزینه پشتیبانی دستمزد مدیران و پرسنل هویدا شد! در شفاف سازی انجمن سینمای جوانان نزدیک به 9 میلیارد هزینه پشتیبانی عیان گشت و حالا در شفاف سازی مرکز گسترش به رقم 4.6 میلیاردی هزینه پشتیبانی رسیده ایم!!!

اینکه کل بودجه مرکز گسترش 10.9 میلیارد است و از این مقدار هم فقط 4.9میلیارد هزینه پشتیبانی شده جای سوال دارد؟؟ از آن سو مرکز 2.8 میلیارد هم صرف برگزاری دو جشنواره حقیقت و آوینی کرده و آنچه برای مابقی امور مانده چیزیست حدود میلیارد که باید صرف کلی مستندساز کوچک و بزرگ شود؟؟




توضیحات طباطبایی نژاد درباره حذف از مدیریت مرکز گسترش⇐وزارت ارشاد به دنبال نگه داشتن ماست!!!/صداوسیما بایستی تصمیم نهایی را بگیرد!

سینماروزان: عدم شفاف سازی مالی مرکز گسترش درباره بودجه های مصروفه برای تولید مستند در کنار حواشی جشنواره سینماحقیقت و بخصوص چرایی جمع آوری دستی(!) آرای مردمی و همچنین اعطای جایزه بهترین فیلم به محصول یکی از همکاران جشنواره(!) و از همه اینها گذشته پایان مأموریت محمدمهدی طباطبایی نژاد در مرکز، پرسشهایی جدی را درباره تغییر و تحول مدیریتی در این مرکز شکل داده است.

محمدمهدی طباطبایی‌نژاد در واکنش به حذف از مرکز به “تسنیم” گفت: هنوز اطلاع دقیقی ندارم باید یکی دو روز صبر کنیم. در صداوسیما تهیه‌کننده شبکه یک هستم و اگر این تصمیم گرفته شود برگردم دوباره تهیه‌کننده گروه فیلم و سریال شبکه یک خواهم شد.

طباطبایی نژاد ادامه داد: وزارت ارشاد به دنبال نگه داشتن دوستان فعال صداوسیمایی هست اما صداوسیما بایستی تصمیم نهایی را مبنی بر تمدید مأموریت ما بگیرد. باید منتظر بمانیم تا ببینیم طی یکی دو روز آینده تصمیم نهایی صداوسیما چه خواهد بود؟




آقای طباطبایی‌نژاد! این شمارش آرای دستی(!) یادآور زمانی است که فیلم شکست خورده اکران نوروز تبدیل شد به برگزیده مردمی فجر!!/چرا علیرغم بودجه مکفی سامانه ای استاندارد برای جمع آوری آرای مردمی سینماحقیقت تدارک ندیدید؟؟

سینماروزان: علیرغم اقبال بالای مخاطبان به مستند تاریخ باشگاه استقلال «آبی به رنگ آسمان» در جشنواره سینماحقیقت ولی نام این فیلم حتی در میان پنج فیلم آرای مردمی هم نیست!!

جمع آوری دستی آرای مردمی به سبک دو دهه قبل و همچنین کمبود برگه رأی گیری علیرغم حضور نزدیک به ششصد مخاطب که برخی هم ایستاده به تماشای «آبی…» نشسته بودند و همچنین عدم تخصیص سانس فوق العاده علیرغم تقاضای بالای مخاطبان، پرسشهایی جدی را درباره چگونگی شمارش آرای مردمی پیش رو میگذارد!!

محمدمهدی طباطبایی‌نژاد دبیر جشنواره حقیقت حتما باید به این پرسش پاسخ دهد که علیرغم بودجه هنگفت این جشنواره چرا سامانه ای استاندارد برای رأی گیری الکترونیک فراهم نشده و همچنان رأی گیری دستی انجام شده!؟؟

مگر امکان دارد فیلمی که صدها مخاطب را فقط در یک سانس جمع کرده حتی در میان پنج فیلم مردمی نباشد؟؟ این روند بیش از همه یادآور ادواری از جشنواره فجر است که رأی گیری دستی بود و به ناگاه فیلمهایی بعدتر رکوردشکن مثل «گشت2» از فهرست آرای مردمی خارج شدند و بجایش فیلمهایی به عنوان برگزیده مردمی معرفی شدند که حتی در اکران نوروز هم قعرنشین بودند!!

 آقای طباطبایی نژاد! در هر جایزه ای که توجیه سلیقه هیأت داوران به کار آید برای منتخب مردمی نمیتوان چنین توجیهاتی تراشید! بترسید از روزی که منتخب مردمی جشنواره تان هم زیر سوال برود…




ادعای مدیر مرکز گسترش: تلاش کردیم هم در زمینه عمل به تعهدات و هم در بخش افزایش برآوردها بهترین عملکرد را داشته باشیم!!⇔پرسش: در زمینه شفاف‌سازی چطور؟؟ چرا علیرغم تأکید وزیر ارشاد مبنی بر شفاف‌سازی، فهرست کامل حمایتهای مالی مرکز از پروژه‌های مستند منتشر نشده؟؟؟

سینماروزان: عباس صالحی وزیر ارشاد دولت دوازدهم از همان ابتدای حضورش در ارشاد بر لزوم شفاف سازی مالی سازمانهای زیرمجموعه تأکید کرد و در این مسیر برخی سازمانهای سینمایی و از جمله فارابی و موسسه رسانه های تصویری فهرستهای حمایتی خود را منتشر کردند.

با این حال مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که الویتش حمایت از سینمای مستند است جز فهرستی از فیلمهای داستانی مشمول حمایت، داده ای درباره دریافتیهای مستندسازان از این ارگان منتشر نکرد!

محمدمهدی طباطبایی نژاد مدیر مرکز به تازگی در گفتگو با “مهر” با اشاره به نوسانات اقتصادی کشور فرموده اند: ما در مقام دولت، تلاش داشته‌ایم هم در زمینه عمل به تعهدات و هم در بخش افزایش برآوردها، بهترین عملکرد را داشته باشیم!!

اینکه مدیر مرکز شخصا از تلاشهایش برای عمل به تعهدات و افزایش برآوردها گفته ویژگی اغلب مدیران ایرانی است اما ایشان برای نشان دادن عیار کاری خویش و اینکه چقدر تلاشهایش به ثمر نشسته باید یک کار مهم دیگر انجام دهد.

آن کار عبارتست از اینکه در راستای تأکیدات وزیر، مدیر مرکز به شفاف سازی مالی زیرمجموعه اش پرداخته و دقیقا بگوید در حیطه مستند از کدام پروژه ها حمایت صورت گرفته و هر پروژه چقدر مشمول حمایت شده!؟




علیرغم توصیه اکید وزیر ارشاد مبنی بر شفاف‌سازی مالی زیرمجموعه‌ها⇐مرکز گسترش، نه فهرست حمایتی از مستندسازان را منتشر کرده و نه درباره ردیف بودجه جشنواره سینماحقیقت توضیح داده! چرا؟

سینماروزان/مهدی فلاح‌صابر: تقاضای پی در پی رسانه های مستقل مبنی بر شفاف سازی مالی در موسسات و ارگانهای دولتی سینما سبب ساز آن شد که ابتدا فارابی و بعد موسسه رسانه های تصویری و سرآخر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی درباره حمایتهای مالی سالیان اخیر خود فهرستهای جداگانه ای را منتشر کنند و در کنار اینها دبیران جشنواره های فجر و اخیرا کودک هم رقم بودجه خود را اعلام کنند.

در این بین مرکز گسترش فقط فهرست حمایتهایی که از محصولات داستانی داشته را منتشر کرد(!) و در شرایطی که تصور میشد به خاطر پسوند «مستند» این مرکز هم که شده باید فهرست کامل حمایت از مستندسازان هم منتشر شود اما هنوز مرکز گسترش نه در این باره شفاف سازی انجام داده و نه درباره بودجه سالهای اخیر جشنواره سینماحقیقت.

اگر سخنان هفته های اخیر عباس صالحی وزیر ارشاد را پیگیری کرده باشید حتما دیده اید که ایشان مدام بر شفاف سازی مالی تمامی زیرمجموعه ها و معاونتها تأکید کرده اند و قطعا مدیر مرکز گسترش هم باید به ندای وزیر ارشاد مبنی بر شفاف سازی پای بند باشد.

مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی باید در وهله اول فهرست کمکهایی که در دولت اعتدال به تولید مستند اختصاص یافته و همچنین بودجه جشنواره سینماحقیقت را منتشر کند تا پرسشهای مبنی بر تخصیص حمایتهای چندصدمیلیونی از برخی از مستندهای خاص(!) پاسخی منطقی بیابد. به دنبال آن نیز میتوان فهرست کمکهای مرکز به مستندسازان در دولتهای قبل هم منتشر گردد تا فرصت مقایسه عملکرد مدیران برای اهالی رسانه و پژوهشگران حیطه سینما فراهم شود.

 




افشاگری مرکز گسترش حکایت دارد از عدالت مطلق محمد آفریده در توزیع بودجه⇐حمایت از ۴۴پروژه با بودجه‌ای چهارمیلیاردی در دوران مدیریت محمد آفریده/حمایت از ۲۴پروژه با بودجه‌ای پانزده میلیاردی(!) در دوران مدیریت شفیع آقامحمدیان/حمایت از فقط ۸پروژه با بودجه‌ای بیش از دومیلیارد در دوران مدیریت طباطبایی‌نژاد

سینماروزان: تقاضای رسانه های مستقل سبب ساز آن شد که بعد از بنیاد سینمایی فارابی و موسسه رسانه های تصویری که فهرست حمایتی خود در سالهای اخیر را منتشر کردند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هم به تازگی فهرست حمایتی خود در ده سال اخیر را منتشر کند.(اینجا را بخوانید)

در فهرست ارائه شده از سوی مرکز نام 76 پروژه سینمایی به عنوان پروژه های مشمول تسهیلات مرکز دیده میشود و اگر بخواهیم به لحاظ گستردگی دامنه حمایتی بسنجیم موفقترین کارنامه مرکز از آن محمد آفریده بوده است.

اول. در فاصله زمانی 85 تا 88 و در زمان مدیریت محمد آفریده بر مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نزدیک به 44پروژه سینمایی با بودجه‌ای حدودا چهار میلیاردی مورد حمایت قرار گرفته اند و جالب اینجاست که در میان دریافت کنندگان تسهیلات همه جور سینماگری به چشم میخورد؛ از امثال بهنام بهزادی و محسن امیریوسفی و عبدالرضا کاهانی تا مسعود ده نمکی و محمدرضا ورزی و مسعود اطیابی!

این معنایی دارد جز آن که آفریده کوشیده بود حین مدیریت خود شرایط بهره وری تمامی سینماگران با حدی میانه از بهره هوشی را فراهم آورد و تا حد امکان از خودی و غیرخودی کردن در ارائه تسهیلات بپرهیزد؟

دوم. در فاصله زمانی 88 تا 92 و در زمان مدیریت شفیع آقامحمدیان بر مرکز گسترش 24پروژه مورد حمایت بوده اند آن هم با بودجه ای هنگفت نزدیک نزدیک به 15میلیارد.

 در همین دوره بوده که بالاترین پرداختیهای مرکز اهدا شده و از جمله بیش از 6میلیارد برای «لاله» یا بیش از 2میلیارد برای «شهابی از جنس نور» و بیش از یک میلیارد برای «رنج و سرمستی» و ناگفته پیداست که علیرغم بودجه هنگفت 15میلیاردی گستردگی توزیع بودجه مناسب نبوده و تقریبا نصف دوران آفریده را شامل شده.

سوم. در فاصله زمانی 92 تا 96 و در دوره مدیریت محمدمهدی طباطبایی نژاد بر مرکز گسترش فقط 8پروژه مورد حمایت قرار گرفته اند آن هم با بودجه ای بیش از 2میلیارد. رقم صرف شده برای حمایت از همه کمتر است. یک دلیل آن میتواند راه اندازی محافل سینمایی بودجه خوار از هنروتجربه تا جشنواره جهانی(؟) فجر و مدرسه ملی سینما در دوره اخیر باشد که باعث شد بودجه واریزی به مرکز از همه کمتر باشد؟؟

فارغ از این،  آمار کمّی حمایت شدگان مرکز در بدترین حالت خود قرار دارد و در این دوره زمانی فقط 8 پروژه مورد حمایت قرار گرفته‌اند!!




راه‌اندازی شورای تازه برای دریافت بودجه؟؟⇐مدیرعامل فارابی در واکنش به راه‌اندازی «شورای بین‌الملل»: امیدوارم با «تخصیص بودجه»، اتفاقات خوبی در این حوزه رقم بخورد!!⇔پرسش: در شرایطی که اغلب اعضای «شورای بین‌الملل»، مدیران و کارمندان ارگانها و محافل دولتی هستند آیا بناست برای حضور در این شورای تازه هم دستمزد دریافت کنند؟

سینماروزان: محمدمهدی حیدریان از بدو حضورش در سازمان سینمایی علاقه زیادی برای راه اندازی شوراهای مختلف از شورای مقاومت تا شورای معناگرا نشان داده است و در تازه ترین مورد شورای عالی بین الملل سینمای ایران هم راه اندازی شده است.

به گزارش سینماروزان اینکه در روزگاری که بیش از هر چیز تکیه به بخش خصوصی حس میشود راه اندازی چنین شوراهایی آن هم با حضور افرادی که کمترین خروجی در بخش خصوصی نداشته اند چه سودی را عاید سینمای ایران خواهد کرد مشخص نیست اما اینکه مدیرعامل فارابی که عضو همین شورای بین الملل هم هست، اتفاقات خوب در این شورا را گره بزند به تخصیص بودجه پرسش‌برانگیز است.

علیرضا تابش با اشاره به وظایف شورای بین الملل به «شرق» گفت: چند حوزه وجود دارد که در شورا باید به آنها توجه شود از جمله توسعه حضور در بازارهای جهانی که موضوع مهمی است. دبیرخانه این شورا نیز بنیاد سینمای فارابی در نظر گرفته شد و نخستین کار این است که کارگروهی تشکیل شود و در نخستین جلسه یک‌سری مصوبات در نظر گرفته خواهد شد. قطعا حوزه بین‌الملل سینما وسیع است و نیاز به آیین‌نامه و شیوه‌نامه است که در شورا به تصویب برسد… البته اكران فيلم خارجي نيز از جمله مباحثي است كه در شورای عالی بین‌الملل سینمای ایران قابل طرح است. اميدوارم با همفكري و هم‌گرايي و تخصيص بودجه اتفاقات خوبي در اين حوزه رقم بخورد.

علیرضا تابش تخصیص بودجه را عاملی در جهت رخداد اتفاقات خوب در حوزه بین الملل مطرح کرده است. تخصیص بودجه برای چه؟ برای پرداخت دستمزد به اعضای شورای عالی بین الملل؟

اعضای شورای عالی بین الملل چه کسانی هستند؟

–علیرضا تابش که مدیرعامل فارابی است.

–صادق موسوی که مدیرعامل انجمن سینمای جوانان است.

–محمدمهدی طباطبایی نژاد که مدیرعامل مرکز گسترش است.

–رضا میرکریمی که دبیر محفل هشت میلیاردی بین الملل فجر است.

–رائد فریدزاده که معاون بین الملل فارابی است.

–ایرج تقی پور که جزو سیاستگزاران گروه دولتی هنروتجربه و کارمندان محفل هشت میلیاردی بین الملل است.

–مهدی یزدانی که هم مدیرعامل موسسه رسانه های تصویری است و هم جزو مدیران محفل هشت میلیاردی بین الملل فجر.

–نادر طالب زاده که هم جزو هسته مرکزی جشنواره عماری است که ردیف بودجه آن در لایحه بودجه مجلس می آید و هم جزو کارمندان محفل جهانی فجر!

–امیر اسفندیاری که نزدیک بیست سال معاون بین الملل فارابی بود و قطعا به قدر کفایت از بابت این معاونت دستمزد دریافت کرده است.

در شرایطی که بخش عمده اعضای شورای عالی بین الملل به عنوان مدیر یا کارمند مشغول کار برای ارگانهای دولتی یا ارگانهای متصل به منابع عمومی هستند آیا بناست مجددا به آنها بابت حضور در شورای عالی بین الملل دستمزد پرداخته شود؟




چرا درست بعد از معرفی وزیر جدید ارشاد به مجلس، حیدریان حکمهای ۲ ساله و ۳ساله صادر کرد؟⇐آیا حیدریان خیالش از آینده تخت است یا می‌خواهد رییس آینده سینما را در عمل انجام شده قرار دهد؟

سینماروزان: در 24 ساعت گذشته و درست بعد از آن که حسن روحانی وزرای مدنظر خود برای وزارتخانه های مختلف را به مجلس شورای اسلامی معرفی کرد و مشخص شد وزیری تازه به نام عباس صالحی به وزارت ارشاد خواهد آمد، احکامی تازه در سازمان سینمایی صادر شد.

به گزارش سینماروزان محمدمهدی حیدریان که حدودا دو ماه پیش هم یک سری حکم مدیریتی صادر کرده بود دیروز از یک طرف احکام  مسعود جعفري جوزاني، محمدحسن خوشنويس، حسن بلخاري، محمدعلي حسين نژاد، اسماعيل بني اردلان، سيدروح‌الله حسيني، مجيد مسچي، محمود اربابي و مرتضي كاظمي را برای 3 سال حضور در شورای علمی مدرسه ملی سینما صادر کرد و از طرف دیگر مرتضی رزاق کریمی را به عنوان قائم مقام مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی منصوب کرد.

امروز هم خبر ابقای دوساله محمدمهدی طباطبایی نژاد از سوی حیدریان به عنوان مدیر مرکز گسترش آمد.

اینکه حیدریان درست بعد از معرفی عباس صالحی اقدام میکند به صدور حکم جدید چه معنایی دارد؟ آیا او خیالش تخت است که در وزارتخانه عباس صالحی همچنان رییس سینما خواهد ماند یا آن که میخواهد آخرین احکام را تا قبل از استقرار عباس صالحی صادر کند تا حتی در صورت تغییر و تحول باز هم معتمدان خودش باشند که زمام سینما را در دست داشته باشند؟




بعد از مرور رزومه بحث‌برانگیز طباطبایی‌نژاد در سینماروزان⇐ابراهیم داروغه‌زاده ریاست بر اداره نظارت را برعهده گرفت⇔آیا عمر حضور داروغه‌زاده در اداره نظارت به یک سال خواهد رسید؟

سینماروزان: هفته گذشته و بعد از طرح نام محمدمهدی طباطبایی نژاد به عنوان گزینه جانشینی حبیب ایل بیگی در اداره نظارت با مرور رزومه طباطبایی نژاد که مدیر فعلی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است پرسشهایی را درباره چرایی حضور احتمالی او در یک مرکز مهم سازمان سینمایی را در سینماروزان مرور کردیم.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماروزان حالا و یک هفته بعد از شفاف سازی آن رزومه، طباطبایی نژاد از دایره گزینه های اداره نظارت حذف شده است و حکم ریاست بر این اداره برای ابراهیم داروغه زاده مدیرعامل فعلی موسسه آوای هنر سلامت وابسته به وزارت بهداشت صادر شده است.

البته مذاکره با داروغه زاده برای حضور در این معاونت از مدتها پیش در جریان بوده اما داروغه زاده چون حواشی غیرقابل انکار این معاونت را می دانسته سعی زیادی کرده از پذیرش این مسئولیت سرباز زند اما در نهایت و با حذف طباطبایی‌نژاد از دایره گزینه ها بوده که رضایت تلویحی وی برای حضور در این معاونت کسب شد.

داروغه‌زاده که فارغ‌التحصیل پزشکی است سالها در حلقه مدیران سینمایی حضور داشته است و مدیریت نهادهایی مانند موسسه رسانه های تصویری، تصویرشهر و مدیریت بر شبکه های اول و چهارم سیما را تجربه کرده است. داروغه‌زاده در ابتدای دولت یازدهم هم مدتی کوتاه به عنوان معاون فرهنگی فارابی حضور داشت ضمن اینکه قائم مقام و رییس کاخ جشنواره سی و دوم فجر بود با این حال امتداد حضورش در هیچ کدام از این مسئولیتها امتداد نیافت که یک دلیل این امر صراحتی بود که او در متنهای اجتماعیش داشت و ابایی نداشت از نقد دولت اعتدال.

در  امتداد التهاباتی که در دولت یازدهم پیرامون توقیف فیلمها و بخصوص فیلمهای مجوزدار پیش آمد و راه اندازی کمیته ای موسوم به بازبینی درست بعد از انتخابات96 برای حل فیلمهای مشکل دار، اینکه داروغه زاده فضای آرام و بی دردسر فعالیت فرهنگی در وزارت بهداشت را رها کرده و به معاونت نظارت می آید پرسش برانگیز است! داروغه زاده اگر هم وارد اداره نظارت شود چقدر در برابر حواشی این اداره دوام خواهد آورد؟

تجربه حضور در معاونت فارابی که به هشت ماه هم نرسید و قائم مقامی جشنواره فجر که به همان یک دوره منتهی شد، نشان از آن دارد که او اهل مسامحه کاری نیست و اگر نتواند برنامه هایش را پیش ببرد خیلی زود استعفا میدهد. با این حساب او چند روز، چند هفته و چند ماه در اداره نظارت دوام خواهد آورد؟




واگذاری اداره نظارت به مدیری که فیلمی با ۴۰ اصلاحیه نظارتی در سازمان تحت امرش تولید شد!؟

سینماروزان: با شعری از شهریار که حبیب ایل بیگی در صفحه اجتماعیش گذاشت و حدیث رفتن را سرود(اینجا را بخوانید) رفتن او از اداره نظارت دیگر قطعی شده و حالا باید دید چه کسی به جای وی ریاست اداره نظارت را برعهده خواهد گرفت؟

به گزارش سینماروزان محمد احسانی و محمود اربابی اولین گزینه هایی بودند که درباره احتمال جایگزینی آنها با ایل بیگی نوشتیم(اینجا را بخوانید) و در این میان معاون سیما مدتی کوتاه بعد از آن نوشتن، حکم احسانی را برای مدیریت شبکه نسیم صادر کرد تا یکی از گزینه های اداره نظارت بسوزد.(اینجا را بخوانید)

اربابی همچنان گزینه ریاست بر اداره نظارت است و در این بین دو گزینه دیگر هم به فهرست گزینه ها اضافه شده است؛ یکی محمد آفریده مدیرعامل اسبق مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و دیگری محمدمهدی طباطبایی نژاد مدیرعامل فعلی مرکز گسترش.

آفریده به دلیل حواشی دامنگیر وی بعد از تولید «یک خانواده محترم» تقریبا هیچ گاه نتوانسته نفر اول مدیریت در ساختارهای مختلف سینمایی باشد و بعید است که حالا هم محمدمهدی حیدریان ریسک کند و از او به عنوان رییس اداره نظارتی که در ذات خود با حاشیه عجین است استفاده کند.

فرزند شهید هفت تیر می‌آید؟

می ماند محمدمهدی طباطبایی نژاد مدیرعامل فعلی مرکز گسترش. حضور طباطبایی نژاد که فرزند نورالله طباطبایی نژاد نماینده اردستان در مجلس اول و از شهدای انفجار دفتر حزب جمهوری در هفتم تیر 1360 است در اداره نظارت به یک دلیل می‌تواند جالب باشد و آن هم اینکه در دوران حضور او در مرکز فیلمی تولید شده با 40 اصلاحیه نظارتی!

طباطبایی نژاد تقریبا باثبات ترین مدیرعامل سینمایی دولت یازدهم بوده چون برخلاف بنیاد سینمایی فارابی، انجمن سینمای جوان و همین اداره نظارت که از روزهای روی کار آمدن این دولت تاکنون در برهه های زمانی مختلف نیروهای مختلفی را به عنوان مدیر دیدند، طباطبایی نژاد توانسته از همان ابتدای دولت تاکنون که دولت رو به انتهاست مدیریت مرکز گسترش را عهده دار باشد.

حضور طباطبایی‌نژاد در مدیریت مرکز گسترش هرچند به این منجر شد که وظیفه حمایت از فیلم اولیها از این نهاد برداشته شود و الویت اصلی اش ارائه حمایت به مستندسازان باشد اما از جمله آثاری که در آخرین روزهای پیش از این تغییر فاز در این مدیریت تصویب شد و البته با حضور طباطبایی نژاد هم حمایت از تولید آن برای به ثمر رسیدن انجام شد، فیلمی بود به نام «کاکا».

فیلمی که امیر سماواتی تهیه کننده اش بود و جوانی به نام علی سرآهنگ کارگردانش. این فیلم که هنوز نتوانسته اکران شود در برهه ای از زمان به دلیل حجم بالای اصلاحاتی که از اداره نظارت به آن وارد شد-نزدیک به 40 مورد اصلاحیه-حاشیه ساز شد همچنان پروانه نمایش ندارد.

دلیل اصلی ممیزی وارده به «کاکا» رقابت عشقی است که در فیلم میان یک پدر و فرزند به وجود می آید؛ اتفاقی که باعث شد تک نمایش فیلم در جشنواره ای به نام سما که با حمایت موسسه شهید آوینی برگزار میشود هم با انتقادات شدید رسانه های اصولگرا مواجه شود.(اینجا و اینجا را بخوانید)

در چنین شرایطی اینکه طباطبایی نژاد که «کاکا» در زمان مدیریت وی بر مرکز گسترش تولید شده و البته 40 اصلاحیه نظارتی هم به وی وارد شده خود بخواهد به ریاست اداره نظارت برسد جالب به نظر می رسد و حداقل در گام اول می تواند این مزیت را داشته باشد که وضعیت پروانه نمایش «کاکا» را مشخص کند بخصوص که اگر بدانیم طباطبایی نژاد در فیلم «با دیگران» به تهیه کنندگی مشترک امیر سماواتی-محمد آفریده هم به عنوان مجری طرح حضور داشت؛ فیلمی که بخاطر حواشی پررنگی که برای تهیه‌کنندگی آفریده وجود داشت نام امیر سمواتی را هم به عنوان تهیه کننده مشترک با آفریده، برای کم کردن فشارها بر پیشانی خویش دید.

محمدمهدی طباطبایی نژاد در پشت صحنه "کاکا"
محمدمهدی طباطبایی نژاد در پشت صحنه «کاکا» در حال گفتگو با امیر سماواتی



۴۰ مورد اصلاحیه بر فیلمی که با حمایت مستقیم مرکز گسترش تولید شده!+عکس⇔فیلمی با مضمون مثلث عشقی یک پدر و پسر!!!

سینماروزان: اگرچه مدتی است وظیفه کمک به تولید فیلمهای کارگردانان فیلم اولی از مرکز گسترش به بنیاد سینمایی فارابی منتقل شده است اما همچنان هستند برخی از فیلمهای اولی که پیش از این تفویض مسئولیت با حمایت مرکز گسترش تولید شدند و البته هنوز که هنوز است تکلیف اکران آنها مشخص نیست.

به گزارش سینماروزان از جمله این فیلم اولیها اثریست به نام “کاکا” به کارگردانی علی سرآهنگ. امیر سماواتی تهیه کننده این فیلم است و مجتبی راعی نیز مشاور کارگردان بوده است.

“کاکا” با حمایت مستقیم مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تولید شده و هرچند به نظر می رسید که با آماده شدن پیش از جشنواره سی و چهارم در آن شرکت کند اما فیلم به جشنواره پارسال نرسید و با اینکه چند ماه است کارهای فنی آن نیز به اتمام رسیده و نسخه نهایی آن هم حاضر شده اما فیلم اکران هم نشده است.

ممیزی‌های فراوان وارده بر فیلمی از محصولات مرکز گسترش

دلیل این عدم اکران را باید به ممیزی های وارده به فیلم نسبت داد! شنیده شده نزدیک به 40 مورد اصلاحیه به “کاکا” وارد شده است و همین امر شرایط سختی را برای اعمال اصلاحات فراهم آورده است!

اگر فیلمی محصول بخش خصوصی و بدون کمترین حمایت دولتی این طور ممیزی می‌خورد و حتی توقیف می‌شد چندان عجیب نبود اما درباره “کاکا” که جزو محصولات مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی است، چرا؟

آیا مدیران این مرکز و در رأس آنها محمدمهدی طباطبایی نژاد که البته برای کمک به ساخت آثار مستند هم سختگیری های خاص خود را دارند حواس شان به فیلمنامه “کاکا” و مضمون آن نبوده که حالا اداره نظارت ارشاد این حجم از ممیزی را به آن وارد کرده است؟

از آن طرف این پرسش پیش می‌آید مرکز گسترش که بعد از تفویض مسئولیت الویت خود را فقط بر حمایت از آثاری که دارای وجهه تجربه گرایانه هستند قرار داده بود چه اله‌مانی در این محصول ممیزی خورده دیده که حمایت از آن را در دستور کار قرار داده است؟

پدر و پسر گرفتار مثلث عشقی

اگر بخواهیم به لحاظ مضمونی هم “کاکا” را بررسی کنیم بعید است بتوانیم دلیل قانع کننده ای مبنی بر وجه تجربه گرایی فیلم پیدا کنیم و آن گاه چرایی حمایت را توجیه کنیم.

خط اصلی داستان “کاکا” مبتنی بر یک مثلث عاشقانه است که دو ضلع آن یک جوان و پدرش هستند! این خط داستانی هم حکایت از آن دارد که نه با محصولی بکر و ویژه که اتفاقا با فیلمی روبروییم که بیش از هر چیز خط داستانی فیلمی به نام “طوقی” از ساخته های علی حاتمی را یادآور می شود.

تفاوت فقط در آن است که در آنجا ناصر ملک مطیعی و بهروز وثوقی بودند که نقشهای اصلی را ایفا می کردند و تهیه کننده “کاکا” در کنار حسین محجوب فرزندش فرید سماواتی را در نقش جوان اول فیلم به کار گرفته است!

آیا همکاری قبلی رییس مرکز با تهیه کننده “کاکا” باعث حمایت شده؟

اینکه چطور شده این خط داستانی مورد تأیید مرکز گسترش برای حمایت از تولید قرار گرفته و از آن سو کارگردانی نظیر مجتبی راعی هم پذیرفته به عنوان مشاور کارگردان چنین پروژه ای همکاری داشته باشد پرسشهایی است که حتما باید پاسخ داده شود.

آیا حضور محمدمهدی طباطبایی نژاد مدیر این مرکز در گروه تولید فیلم قبلی تهیه کننده “کاکا” یعنی “با دیگران” بوده که باعث حمایت از این پروژه شده است؟

طباطبایی نژاد در “با دیگران” که توسط ناصر ضمیری ساخته شده بود و امیر سماواتی تهیه کننده اش بود به عنوان مجری طرح حضور داشت! آیا همین همکاری قبلی باعث حمایت از “کاکا” شده است یا…؟

کاکا
کاکا
محمدمهدی طباطبایی نژاد در پشت صحنه "کاکا"
محمدمهدی طباطبایی نژاد در پشت صحنه “کاکا”



در هیاهوی انتشار فیش‌های حقوقی چندصدمیلیونی⇐کارگردان پروژه نیمه‌تمام و پرهزینه”لاله” برای همیشه به آمریکا بازگشت!⇔تکلیف آن ۶ میلیارد و ۷۰۰ میلیون چه می‌شود؟

سینماژورنال: اسی نیک‌نژاد کارگردانی که اواخر زمستان 91 در زمان حضور جواد شمقدری در سازمان سینمایی و با حمایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تولید پروژه ای به نام “لاله” را آغاز کرده بود بعد از تغییر دولت و روی کار آمدن حجت‌ا.. ایوبی در سازمان سینمایی، پروژه‌اش را معلق دید.

به گزارش سینماژورنال تعلیق تولید “لاله” در اوایل پاییز 92 در شرایطی رخ داد که حدودا 70 درصد فیلمبرداری اثر انجام شده بود و البته نیک‌نژاد هم تلاشهای خود را انجام داده بود که یک درام زندگینامه ای استاندارد با مرور بخشهایی از آنچه برای لاله صدیق قهرمان اتومبیلرانی ایرانی رخ داده بود را روایت کند.

دلیل تعلیق پروژه “لاله” از سوی مرکز گسترش، مشخص نبودن مالک اصلی آن اعلام شد و همزمان با تعلیق این وعده داده شد که این تعلیق تا زمان تعیین تکلیف مالکیت فیلم ادامه خواهد داشت اما در نهایت بعد از گذشت دو سال و چند ماه از تعلیق و علیرغم تلاشهایی که نیک‌نژاد برای حل مشکل انجام داد، اقدامی عملی برای راه اندازی پروژه صورت نگرفت تا نیک نژاد هم قید پروژه را زده و به لس آنجلس بازگردد.

نمی‌شود مدام اتلاف سرمایه‌ها را تماشا کرد و بر صاحب منصبان خرده نگرفت

در اعلام رسمی خبر تعلیق پروژه از سوی مرکز گسترش، بودجه مصروف برای این فیلم بیش از 6 میلیارد و 700 میلیون تومان اعلام شد و همین رقم بالا بود که عدم تعامل برای کمک به راه اندازی دوباره پروژه را زیر سوال برد. سوال اینجاست که با توقف تولید تکلیف آن 6 میلیارد و 700 میلیون تومان چه می شود؟

درست است که در همین ماههای گذشته جشنواره‌هایی به نام جهانی در کشور ما برگزار شده‌اند که بودجه ای در همین حد را صرف یک محفل کاملا بومی یک هفته‌ای کرده‌اند و درست است که مرتب هزینه‌های عمومی صرف راه‌اندازی مدارسی می‌شود که جز موازی‌کاری عایدی دیگری ندارند و باز هم کاملا بدیهی است که در همین سال قبل بودجه مهمترین ارگان سینمایی بخش دولتی صرف شراکت در تولید دو پروژه شد که در آوردگاه جشنواره فجر، جز کسالت مخاطبان را در پی نداشتند اما به هر حال نمی‌شود که مدام این اتلاف سرمایه‌ها را تماشا کرد و بر صاحب منصبان خرده نگرفت.

دقیقا مشخص کنید این 6 میلیارد و 700 میلیون به جیب چه کسی رفته؟

اگر بنا بود “لاله” به طور کامل متوقف شود که با بازگشت دائمی نیک‌نژاد به آمریکا این اتفاق تقریبا رخ داده است باید تکلیف آن رقم میلیاردی که صرف تولید نیمه کاره پروژه شد هم به طور شفاف مشخص شود به خصوص که در هفته های اخیر و با افشای فیشهای حقوقی برخی مدیران مملکتی این شفاف سازی اهمیت بیشتری هم پیدا کرده است.

الان وقتش است همان مدیران سینمایی که دستور به تعلیق این پروژه داند و البته همزمان با تعلیق رقم میلیاردی بودجه را هم اعلام کردند صریحا به شفاف‌سازی در این باره بپردازند؛ یعنی دقیقا و با ذکر جزییات مشخص گردد که این 6 میلیارد و 700 میلیون تومان صرف چه چیزی شده است و به جیب چه کسانی رفته است؟

البته که در کنار این شفاف سازی مالی باید به این پرسش هم پاسخ داده شود که چرا دو سال و اندی بعد از تعلیق پروژه ای که فقط 30 درصد تولیدش باقی مانده بود هیچ همراهی برای ادامه تولید صورت نگرفت؟

وقتی بودجه ای برای تولید صرف شده و مدیران توان بازپس‌گیری هزینه‌ها را ندارند حداقل کار این بود که از تهیه‌کننده و کارگردان بخواهند به خاطر دستمزدی که گرفته‌اند پروژه را به پایان برسانند و در نهایت مخاطبان باشند که قضاوت کنند آیا این پروژه ارزش این را داشته که چندین میلیارد صرف آن شود یا نه؟

نه آن که پروژه ای که دوسوم تولیدش انجام شده را معلق کنند و نه شرایط امتداد تولید و در معرض قضاوت گذشته محصول نهایی ایجاد شود و نه شفاف سازی درباره چگونگی هزینه‌کرد پیرامون این پروژه.

پرسشهایی پیش‌روی مدیران سابق و فعلی

البته که بخش عمده تولید “لاله” در دولت قبل انجام شد و در پاسخگویی پیرامون چگونگی تعیین و تأمین بودجه برای اثر، مدیران سابق سینمایی و از جمله مدیر سابق مرکز گسترش همباید طرف سوال قرار گیرند اما سوال اصلی از مدیران فعلی است که پروژه را معلق کردند بی آن که پاسخی دهند به پرسشهایی درباره اتلاف بیت‌المال صورت گرفته در نتیجه این توقف.

یک بار برای همیشه باید مشخص شود که آن 6 میلیارد و 700 میلیون که هنوز و بعد از گذشت 4 سال از کلید خوردن پروژه، رقم قابل توجهی است صرف چه شده است و به جیب چه کسانی رفته است؟

نیک‌نژاد که چندین بار در گفتگوهایش از این گفته بود که تنها عایدی‌اش بابت این پروژه 350 میلیون تومان بوده است. سوال اینجاست که آن 6 میلیارد و 350 میلیون تومان دیگر چطور هزینه شده است؟

اسی نیک نژاد در پشت صحنه "لاله"
اسی نیک نژاد در پشت صحنه “لاله”



ممانعت از راه‌اندازی غرفه “مرکز گسترش” در بازار کن

سینماژورنال: در حالی که بازار فیلم شصت و نهمین جشنواره فیلم کن از ۱۰ می آغاز به کار کرده ولی برخلاف رسم چند سال اخیر، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی ایران در این بازار حضور نیافته است که شنیده‌های ما حاکی از آن بود که ریاست سازمان سینمایی اجازه این حضور را نداده است.

به گزارش سینماژورنال محمدمهدی طباطبایی نژاد مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در این باره به “مهر” گفت: ما در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی تابع سازمان سینمایی و سیاست های آن هستیم. برای حضور در هر جشنواره و رویداد بین المللی باید اجازه این حضور از سوی سازمان سینمایی و شورای بین الملل سازمان سینمایی صادر شود و چون این اجازه رسمی از سوی سازمان سینمایی به ما اعلام نشد ما نیز در بازار جشنواره فیلم کن حضور پیدا نکردیم.

سازمان سینمایی اجازه نداد

وی تاکید کرد: طبق روال سابق برای بازار فیلم کن درخواست غرفه کرده بودیم اما چون از سوی سازمان سینمایی اجازه ای برای حضور در کن اعلام نشد، برنامه حضور در بازار به صورت خودکار کنسل شد.

مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی بیان کرد: سازمان سینمایی دارای بخشی به نام شورای بین الملل است و این شورا تصمیم می گیرد که چه موسساتی در جشنواره های خارجی حضور داشته باشند و چه موسساتی حضور نداشته باشند. اگر در این شورا تصمیم گرفته می شد که مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی می تواند در بازار فیلم کن حضور داشته باشد، ما حتما حضور پیدا می کردیم چراکه ما تابع نظرات و تصمیمات سازمان سینمایی هستیم.

درباره جایگزین مرکز در کن چیزی به ما نگفتند

وی تاکید کرد: پیش‌بینی ما این بود که با توجه به اینکه در «داک کورنر» این جشنواره فیلم داشتیم، درخواست غرفه برای بازار بدهیم ولی در نهایت در بازار حضور نیافتیم.

این مدیر سینمایی در پاسخ به این پرسش که آیا به دلیل پررنگ کردن نقش بخش خصوصی در بازارهای بین المللی جهانی اجازه حضور مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در بازار فیلم کن صادر نشده است، توضیح داد: به ما در مورد اینکه جایگزین ما کسی از بخش خصوصی برود، چیزی اعلام نشده است. طبق دستور سازمان سینمایی لزوما موسسه ها با دستور مکتوب شورای بین الملل می توانند در جشنواره ها حضور داشته باشند که این دستور به دست ما نرسید.

طباطبایی نژاد در پایان در جواب این سوال که این امکان وجود دارد همان سیاست های جدیدی که برای موسسه رسانه های تصویری مبنی بر حضور کمرنگ تر در بازارهای بین المللی در نظر گرفته شده است برای مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی اجرا می شود یا خیر، پاسخ داد: من اطلاعی ندارم.




روایت یک کارگردان زن از برخورد با سرمایه‌گذاری که گفت پول ندارد اما او را به شام دعوت کرد!!!

سینماژورنال: هرچقدر درباره سوءاستفاده‌هایی که از علاقمندان به سینما و بخصوص طیف بانوان صورت می‌گیرد سخن گفته می‌شود باز هم هستند سینماگرانی که سریع در برابر این سخنان واکنش نشان می‌دهند و سعی می کنند فضای سینما را آرمانی نشان دهند.

به گزارش سینماژورنال حالا اما دیگر فقط آن دسته از بازیگرانی که از ایران مهاجرت کرده اند نیستند که درباره برخی مراودات غیراخلاقی سینما و تلویزیون حرف می زدند بلکه برخی از بازیگران سالهای دور و کارگردانان نیز در این باره اظهارنظر می کنند.

در یک مورد تازه آیدا پناهنده کارگردان زنی که با نخستین فیلمش “ناهید” تنها نماینده ایرانی جشنواره کن 2015 بود و موفق شد جایزه ای به نام “آینده نویدبخش” را از این جشنواره بگیرد درباره برخی دردسرهایی گفته که برای پیدا کردن بودجه فیلم اولش با آن روبرو بوده است.

فیلمنامه را برای امکانیان فرستادم؛ او فیلمنامه را دوست داشت اما پول نداشت

پناهنده که با همراهی همسرش ارسلان امیری سناریوی “ناهید” را نوشته به “شرق” می گوید:  تابستان ٩٠، با «ارسلان امیری» شروع کردیم به نوشتن فیلم‌نامه. قبلا ایده‌هایی داشتیم و طرح‌هایی زده بودیم. پاییز ٩١ نسخه اولیه فیلم‌نامه آماده بود اما باز هم مرتب روی متن کار می‌کردیم و فیلم‌نامه را بارها و بارها ویرایش کردیم. اواخر پاییز٩١، فیلم‌نامه را برای «بیژن امکانیان» فرستادم. امکانیان فیلم‌نامه را خیلی دوست داشت و قول همکاری داد. قبلا در فیلم تلویزیونی «آبروی از دست‌رفته آقای صادقی» بازیگرم بود. مانع بزرگ پیش روی تولید «ناهید» بحث بودجه بود. امکانیان پول نداشت و توان جذب سرمایه را هم نداشت.

رویارویی با تاجر جوانی که مرا به شام دعوت کرد…

این کارگردان زن سپس درباره معرفی شدن به سرمایه گذاری که از نظر اخلاقی فاسد بوده ادامه می دهد: به آب و آتش زدم اما آنچه نبود، پول بود و درهایی که یکی از بعد از دیگری به رویم بسته می‌شد. همه فیلم‌نامه را می‌خواندند و احسنت می‌گفتند، اما دریغ از یک پاپاسی پول! یک‌بار معرفی‌ام کردند به یک تاجر جوان که داروهای انرژی‌زا وارد می‌کرد. با مدیر تولید فیلم رفتم به دفترش. روی میزش پر از فیلم‌نامه بود و مرتب لبخند می‌زد و گفت متأسفانه پول‌هایش را برای یک فیلم دیگر خرج کرده؛ اما به شام دعوتم کرد و من هم لبخند زدم و گفتم شب‌ها شام نمی‌خورم!

مسئولان امور فرهنگی بانکهای خصوصی مدام شعر می خواندند…

آیدا پناهنده می افزاید: به دفتر امور فرهنگی چند بانک خصوصی رفتیم که مسئولانش مدام شعر می‌خواندند و از تابلوهای گران‌قیمتی که در حراجی برای بانک خریده بودند حرف می‌زدند، اما نتیجه‌ای حاصل نشد؛ هم‌زمان به چند مرکز دولتی سر می‌زدم که بدجور سوت‌وکور بودند و پولی در صندوق ایشان باقی نمانده بود.

زنی را ملاقات کردیم که همه جای صورتش عمل شده بود…

پناهنده خاطرنشان می سازد: زنی را ملاقات کردیم که اسم مستعار داشت، همه‌جای صورتش را عمل کرده بوده و با شرط‌بندهای مسابقات اسب‌دوانی رابطه نزدیک داشت. مکالمات تلفنی با آدم‌های عجیب‌وغریب داشتیم که شیتیل‌های کلان می‌گرفتند تا از شرکت‌های صوری، وام‌های غیرصوری برایمان بگیرند و البته که ما نپذیرفتیم، دنبال دردسر نبودیم.

با همکاری مرکز گسترش تیرم به هدف خورد

این کارگردان که در نهایت با مراجعه به مرکز گسترش توانسته بودجه تولید فیلمش را فراهم کند می گوید: بهار ٩٣، فیلم‌نامه را به مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی دادم که متصدی فیلم‌های اول شده بود. با همکاری و مساعدت آقای طباطبایی‌نژاد و رزاق‌کریمی و اعضای شورای فیلم‌نامه، تیرم بالاخره به هدف خورد و قصه بی‌پولی‌مان تمام شد. دوستان مرکز هم فیلم‌نامه را دوست داشتند و هم از سابقه کارهایم به‌خوبی باخبر بودند و به من اعتماد داشتند. اگر حسن‌نیت طباطبایی‌نژاد و سعی و اهتمام رزاق‌کریمی نبود، شاید «ناهید» حالا نبود.