محمدصادق رنجکشان در گفتگویی تفصیلی بیان داشت⇐”قیصر” یک فیلم بود که تمام شد و رفت؛ “خون شد” یک فیلم کاملا جدید است!/من با طیب خاطر برای کیمیایی سرمایه‌گذاری کردم و حتی اگر “خون شد” اکران نشود باز ناراحت نیستم!/کیمیایی پاسخ شهاب را با “خون شد” داد که سالن‌هایش پر بود!!/در ماجرای “قاتل و وحشی”، نعمت‌الله خودش مقصر است چون باعث شد دردسرهایی برای خودش و دیگران به وجود بیاید!!/ نعمت‌الله بارها زنگ زد و گفت برگرد ولی من نمی‌خواهم برگردم!!/نعمت‌الله باید این موضوع را بداند که اگر یک سرمایه‌گذاری آمد و برای فیلمش سرمایه‌گذاری کرد باید چطور از آن سرمایه حفاظت کند؟!/موافق نبودم که “عنکبوت” ساعت ۱۲شب در جشنواره به نمایش درآید!/درباره دستمزد نوید در “متری شش و نیم” از ساداتیان بپرسید!

سینماروزان: محمدصادق رنجکشان امسال چهار فیلم را به‌عنوان سرمایه‌گذار تولید کرد؛ دو فیلم‌ “شنای پروانه” و “خون شد” به طور مستقیم وارد جشنواره شدند.

فیلم‌ “عنکبوت” بخاطر التهاب مضمون در خارج از مسابقه جشنواره و در یکی از بدترین سانس‌ها به نمایش درآمد و فیلم چهارم “قاتل و وحشی” به‌دلیل اختلافات با کارگردان، سرنوشتش نامعلوم است.

رنجکشان در گفتگویی تفصیلی با “خبرآنلاین” درباره برخی وجوه پرسش‌برانگیز کارنامه امسالش حرف زده است.

*فیلم مسعود کیمیایی را در جشنواره دیدیم که شما سرمایه‌گذارش بودید.

«خون شد» کار خوبی بود و چون استاد کیمیایی هم فیلمنامه‌اش را نوشته بود و هم کارگردانی می‌کرد، لازم بود که من ساپورت کنم و این کار را انجام بدهیم و درنهایت به کمک آقای نوروزبیگی این کار را انجام دادیم. فکر می‌کنم فیلم خوبی است و این مردم هستند که حق دارند بپسندند یا نپسندند.

*می‌گویند این فیلم قیصر ۱۴۰۰ است. یک مقدار فضاهایش شبیه به همان فیلم است و استاد به دهه چهل و پنجاه برگشته، منتهی تفاوتش این است که این‌بار خانه و خانواده جای واژه ناموس قرار گرفته.

این را می‌گویند ولی واقعیت این نیست. قیصر یک چیزی بود و تمام شد و رفت و این هم یک فیلم کاملا جدید با موضوع جدید است. هر چیزی که آقای کیمیایی بسازد را می‌شود به یکی از فیلم‌های گذشته‌اش ربط داد. به نظر من این فیلم ربطی به قیصر ندارد و با یک فکر جدید و یک دنیای جدید ساخته شده. فکر می‌کنم مردم حالشان با این فیلم خوب است. یک مردی که ۷۸سالش است، این فیلم را ساخته و در سردترین شرایط در سوادکوه کار می‌کردیم و ایشان کوچکترین تذکری هم به ما نداد. این مرد جایگاه خاصی دارد و من هم با طیب خاطر در این فیلم سرمایه‌گذاری کردم.

*انتقادهایی از فیلم وجود دارد. امروز هم در بعضی از سالن‌ها واکنش‌های منفی نسبت به فیلم ایشان داشتیم. یک مقدار به نظر می‌رسد این اتفاقات برای فیلم‌های استاد طبیعی شده.

اینطور نیست که فقط برای استاد باشد برای فیلمسازهای دیگر هم وجود دارد. در فوتبال هم یک روز یک بازیکن را تشویق می‌کنند و یک روز دیگر آن را می‌کوبند. خبرنگارها هم محترم‌تر از آن هستند که به یک فیلم واکنش بدی نشان بدهند. برای من ژورنالیست‌ها آدم‌های محترمی هستند و من در سالنی که بودم واکنش بدی ندیدم. شاید استاد را یک زمانی از دست بدهیم و نباشد. حیف است. او سال‌ها زحمت کشیده. شاید خیلی‌ها این کار را نمی‌کردند ولی من با طیب خاطر سرمایه‌گذاری کردم و حتی اگر اکران هم نشود من ناراحت نیستم.

*اتفاقات هفته‌های اخیر باعث شد حاشیه‌های فیلم به نوعی بیشتر از متن آن باشد. ویدئویی که آقای کیمیایی منتشر کردند و جرقه‌ای شد برای تحریم جشنواره فجر. البته بعدتر آقای نوروزبیگی گفتند استاد به جشنواره می‌آیند اما دیدیم که نیامدند.

من هم اعتقاد داشتم ایشان تشریف نمی‌آورند و انتظاری هم نداشتم. دیشب هم با ایشان صحبت کردم و توقع آمدن از ایشان نداشتم. عقیده افراد محترم است و ما هم به عقیده ایشان احترام می‌گذاریم و به کسانی که آمدند هم احترام می‌گذاریم. اینکه ما شخصیت یک فردی را زیر سوال ببریم و روی همه هنرهایش خط سیاه بکشیم، درست نیست.

*ایشان روغن ریخته را نذر امامزاده کردند؟

نمی‌دانم. باید از کسی بپرسیم که این حرف را گفته. ما که خبر نداریم و کسانی که این حرف را گفتند باید خودشان پاسخگو باشند.

*شهاب حسینی انتقادات تندی به آقای کیمیایی داشت و ایشان واکنشی نداشتند. شما بعد از آن صحبت‌ها با ایشان صحبت کردید؟

 آقای کیمیایی فعلا قرار نیست جوابی به آقای حسینی بدهند. آقای حسینی هم شخصیت محترمی است و در یک جو و مود خاصی بودند. من نمی‌توانم بگویم صددرصد صحبت‌هایشان از دلشان بوده. ایشان جوان هستند و صلاح هم نیست آقای کیمیایی به ایشان پاسخی بدهند. پاسخش را با فیلمش داد که سالن‌هایش پر بوده. خوب است که همه به هم احترام بگذاریم  و برای هنرمندها احترام قائل باشیم و اجازه بدهیم حال سینما خوب باشد. وقتی ۸۰فیلم در سال ۹۸ ساخته می‌شود و ده فیلم می‌فروشد، خیلی باید حواسمان جمع باشد که کاری نکنیم که فیلمی را زمین بزنیم یا اکرانش را خراب کنیم. به نظر من کسانی که وفادار به سینمای امروز کشور هستند این کار را هیچ‌وقت نمی‌کنند.

*خیلی‌ها معتقدند پدیده جشنواره امسال «شنای پروانه» و محمد کارت هستند. شما سال گذشته هم به سراغ جوانان رفتید و فیلم‌های پرفروشی هم داشتید.

من جوان‌ها را دوست دارم و اگر هم امروز هستم بیشتر فیلم‌هایم را جوان‌ها کارگردانی کردند. شاید فیلمی بوده که اکران خوبی هم نداشته ولی فیلم‌های مثل «روسی» و «سرکوب» را داشتم. با آقای ایرج‌زاد «عنکبوت» را کار کردیم و… تنها فیلمسازی که یک مقدار سنش به من می‌خورد و با او کار کردم، آقای کیمیایی است. سه، چهار تا فیلم دیگر هم دارم یکی را آقای شهرام شاه‌حسینی کارگردانی کرده. «بی حسی موضعی» را هم حسین مهکام کارگردانی کرده و… شش، هفت فیلم برای سال ۹۹ دارم که ان‌شالله اکران خواهند.

*چه شد که در «شنای پروانه» سرمایه‌گذاری کردید؟

دفتر ما یک کمیته فیلمنامه‌خوانی دارد که در آن کمیته آقای کارت این فیلمنامه را برای ما فرستادند. تشخیص همه افراد آن کمیته بالاتفاق این بود که فیلمنامه خوبی است. خودم هم تشخیصم همین بود که با آقای کارت این کار را شروع کنیم و آقای صدرعاملی هم به عنوان تهیه‌کننده قرار گرفتند. امیدوارم فیلم خوبی شده باشد. آقای کارت پسر جوان خوش‌ذوقی است و فیلم‌های کوتاهش هم مورد توجه قرار گرفتند. این روزها هم همه از این فیلم تعریف می‌کنند.

*به سراغ «عنکبوت» برویم. رفتن سراغ سوژه سعید حنایی بعد این همه سال، یک مقدار عجیب است. فیلم هم از آن فیلم‌هایی است که امکان اکرانش سخت است.

من خودم موافق این نیستم که این فیلم در جشنواره ساعت ۱۲ شب پخش شود. به نظر من فیلم خوبی است و ما زندگی یک فردی که کارهای خوبی نکرده را به تصویر می‌کشیم. چند روز پیش هم یک تئاتر در همین رابطه در پردیس شهرزاد داشتیم که استقبال خوبی شد. امیدواریم مردم از این فیلم هم استقبال کنند.

*شما چندین پروژه هنوز روی پرده نرفته دارید و تعدادی فیلم ساختید. پردیس تئاتر هم فعالیت خوبی دارد. در سینمایی که به قول خودتان سودده نیست، این سرمایه‌گذاری حرف و حدیث‌هایی به دنبال داشته. اگر بخواهیم صریح بپرسیم اصلا چرا باید این همه پول وارد این سینما کنید؟

این همه پول نبوده. ۲۴۰میلیارد تومان در سال ۹۷ ترنوور کار سینما بوده؛ یک ماشین‌فروشی در خیابان عباس‌آباد من می‌شناسم ۸۰۰ میلیارد تومان ترنوور مالی‌اش بوده. کسانی هستند که نمی‌خواهند سینما اوج بگیرد. پول خونی است که در رگ سینما است. هنرمند درس خوانده دانشگاه رفته، می‌خواهد یک فیلم بسازد. این نمی‌تواند بدون پول بسازد. ما هم معمولا از جوان‌ها حمایت می‌کنیم. حالا کسی هم بنشیند و تفسیر کند و یادداشت بنویسد که این پول از کجا آمده. پول من مشخص است.

*این کلیدواژه پول کثیف یا پول مشکوک مدتی است در سینمای ما آمده.

اگر کسی فیلمنامه‌ای به دفتر ما بدهد و ما قبولش نکنیم دشمن ما می‌شود. کسانی بودند که این حرف را زدند و بعد سر خودشان به سنگ خورده. من اینجا اعلام می‌کنم. من یک ریال به هیچ بانکی، هیچ موسسه اقتصادی و وزارت دارایی بدهکار نیستم. ۵۴ سال است که کار می‌کنم و نزدیک به ۷۰ سالم است. پس من در این سن باید صنار سه شاهی داشته باشم که بخواهم در یک جای درست خرج کنم. نمی‌خواهم ببرم در ساختمان‌سازی. هزارها میلیارد در ساختمان سازی خرج می‌شود کسی چیزی نمی‌گوید. یک فیلم سه، چهارتومنی چرا باید این حرف‌ها باشد؟ به نظر من اینها که دشمن سینما هستند این حرف‌ها را می‌زنند.

*می‌گویند شما سینما را گران کردید.

مصداقی بگویید.

*مثلا نوید محمدزاده و قراردادهایی که با شما داشته و مثلا می‌گویند برای ۴ فیلم ۴میلیارد گرفته.

اولا شما گریبان تهیه‌کننده‌ها را بگیرید. ما فیلم «متری شیش‌ونیم» را با نوید محمدزاده داشتیم که آقای ساداتیان تهیه‌کننده و شریک من در سرمایه‌گذاری بودند. از ایشان بپرسید. از خود آقای نوید محمدزاده هم می‌شود سوال کنید. این که «می‌گویند….» اعتباری ندارد. وقتی ما وارد سینما شدیم دهها یا صدها دشمن داشتیم و الان افرادی هستند که پشت سر ما حرف می‌زنند. سال‌ها می‌گفتند پول‌های فلان و پول‌های شسته شده و … ولی نتوانستند ثابت کنند. من سه سال است هستم چرا گروههای نظارتی یا دادگستری نیامدند به من بگویند این پول‌ها چیست؟ برای اینکه آنها می‌دانند. و آنهایی که نمی‌دانند و می‌خواهند به سینما ضربه بزنند باید نگران باشند. چون به سینما ضربه می‌زنند نه من.

*پس این اتهام گران کردن سینما و بالا بردن دستمزدها را رد می‌کنید؟

این یک دروغ بزرگ است.

*فیلم «قاتل و وحشی» هم می‌توانست در جشنواره باشد اما نبود. فکر می‌کنم جای حمید نعمت‌الله خیلی خالی است.

ما برای آقای نعمت‌الله احترام قائل هستیم اما در بیزینس اولین حرف را دو دوتا چهارتا می‌زند. نمی‌شود بیزینس کنیم و رفاقتی کار کنیم. آقای نعمت‌الله بسیار مرد شریف ومحترمی است برای فیلمش هم با جان و دل ایستادم تا ساخته شود. ولی خودش مقصر است و شاید کمتر قدرشناسی کرد و باعث شد یک دردسرهایی برای خودش و دیگران به وجود بیاید. من به خاطر بعضی از مسائل از این پروژه جدا شدم و بعد ایشان با یک آقای دیگر تفاهم کرد و با هم دچار مشکل شدند. آقای نعمت‌الله هم الان بارها زنگ می‌زند و می‌گوید برگرد. من نمی‌خواهم برگردم.

*حیف آن فیلم نیست؟

حیف خودم است. آقای نعمت‌الله باید بداند که اگر نعمت‌الله است من هم رنجکشان هستم. باید این موضوع را بداند که اگر یک سرمایه‌گذاری آمد و برای فیلمش سرمایه‌گذاری کرد باید چطور از آن پول حفاظت کند. متاسفانه این کار را نکرد و الان هم امیدواریم که در نهایت پیش خودمان بیاید و البته فکر نمی‌کنم به جشنواره می‌رسید. خیلی کار داشت. در تدوین خیلی مشکل داشت. بعید می‌دانم که به جشنواره می‌رسید ولی فیلم خوبی است.

*شما درباره جزئیات فیلم‌ها خیلی صحبت می‌کنید و مشخص است که در جریان هستید. به نظر می‌رسد تا الان مسیرتان سمت دیگری اشتباهی رفته و الان سمت دلتان یعنی سینما برگشتید؟

نه جایی نرفته. من بیزینس را خیلی دوست دارم و از سال‌ها پیش بیزینس می‌کردم. سال ۱۳۴۸ اولین دسته چکم را گرفتم.

*در فوتبال مثلا می‌گویند یک سرمایه‌گذاری آمده و تیم را هم ارنج می‌کند. این جزئیاتی که می‌گویید حس می‌کنم یک جاهایی مثلا می‌گویید این سکانس اضافه است و …

من سر فیلم محمد کارت یک بار هم نرفتم. خود آقای صدرعاملی و آقای محمد کارت هستند می‌توانند بگویند. برای اینکه همیشه به کارگردان احترام می‌گذارم و می‌گویم کارگردان باید کارش را بکند. جایی که سرمایه را می‌خواهد باید سرمایه تزریق شود. سر فیلم «قاتل و وحشی» شاید سه بار رفتم و سر زدم. اصلا نه ارنج می‌کنیم و نه نظری به کسی تحمیل می‌کنیم و نه دوست دارم کست بچینم. اینها حرف‌هایی است که به آن توجه نکنید.




انصراف مسعود کیمیایی از جشنواره فجر با فیلمی که سرمایه‌اش تمام و کمال از جیب دیگری است!! +فیلم⇔راهی بهتر برای همدردی نبود رییس؟!

سینماروزان: مسعود کیمیایی به‌بهانه روزگار سخت مردم و تسلیت به مسافران پرواز اوکراین از این گفته که دلش نمی‌خواهد فیلم اخیرش “خون شد” در جشنواره فجر باشد!

اگر “خون شد” فیلمی بود که کیمیایی آن را به تهیه‌کنندگی خودش و با سرمایه شخصی تولید می‌کرد این انصراف، منطقی می‌نمود ولی وقتی تهیه‌کننده فیلم جواد نوروزبیگی است و سرمایه تولید “خون شد” را محمدصادق رنجکشان فراهم کرده، این انصراف چه کارکردی می‌تواند داشته باشد؟؟

مسعود کیمیایی کارگردانی است که حتی بعد از حوادث۸۸ هم نه تنها جشنواره را تحریم نکرد که به تهیه‌کنندگی خودش فیلم “جرم” را ساخت و در جشنواره هم حضور به‌هم رسانید ولی حالا که تهیه‌کننده فیلم، دیگری است و سرمایه‌گذارش، یکی دیگر، یاد مردم افتاده و دم از انصراف می‌زند؟؟

نیک آن بود که کیمیایی ابتدا سرمایه تولید را پس می‌داد و سپس تهیه‌کنندگی را به خودش منتقل می‌نمود و آن گاه به فکر بیرون کشیدن فیلم خودش-و نه فیلم دیگران- از جشنواره می‌افتاد!

فیلم حرفهای کیمیایی را ابنجا ببینید.




با اعلام دبیرخانه فجر⇐صاحبان بیش از صد فیلم از همین حالا باید خود را حذف شده جشنواره سی و هشتم بدانند⇔نکته: این، جشنواره‌ایست که اوج و رنجکشان با بیش از ده فیلم متقاضی حضور در آن هستند!⇔توصیه: این جشنواره نیاز مبرم دارد به هیات انتخابی قدرتمند و توصیه‌ناپذیر!

سینماروزان: با پایان مهلت ثبت‌نام برای حضور در جشنواره سی و هشتم فیلم فجر مشخص شد ۱۵۱ فیلم متقاضی حضور در جشنواره شده‌اند.

۱۱۵ فيلم سينمايي بلند( ۳۷ فیلم اولی و ۷۸ فیلم دیگر) به همراه ۳۶ فيلم مستند متقاضي حضور در جشنواره فيلم فجر هستند که بعد از تطبیق با مقررات از دهم آذرماه توسط هیات انتخاب دیده شده و بررسی می‌شوند.

با توجه به آن که در بخشهای مختلف جشنواره از سودای سیمرغ(۲۲) تا نگاه نو(۱۰) و مستند(۱۰) در مجموع فقط ۴۲ فیلم میتوانند به جشنواره راه یابند از همین حالا باید ۱۰۹ فیلم را حذف شده بدانیم!

در جشنواره‌ای که به جز فارابی و مرکز گسترش، یک سازمان ارزشی متمول به نام اوج با هفت تا هشت فیلم متقاضی حضور در جشنواره است، شانس صاحبان آثار مستقل برای قرارگیری در لیست ۱۰۹تایی حذف‌شدگان باید خیلی بالا باشد. این طور نیست؟

از آن طرف هم سرمایه‌گذارانی متمول نظیر محمدصادق رنجکشان را داریم که همزمان با چهار فیلم متقاضی حضور در جشنواره‌اند.

اوج امسال فیلمهای”آبادان ۱۱/۶۰” (مهرداد خوشبخت-حسن کلامی)، “اوج ۱۱۰”(سیاوش سرمدی-جلیل شعبانی)، “کیک زرد”(علی شاه‌حاتمی-جلیل شعبانی)، “خروج” ابراهیم حاتمی‌کیا، “لباس شخصی”( امیرعباس ربیعی- حبیب والی‌نژاد)،”روز بلوا”(بهروز شعیبی-محمدرضا تخت‌کشیان) و”کارو” احمد مرادپور-حسین صابری را در مسیر تولید دارد و به نظر می‌رسد با همه آنها متقاضی حضور در جشنواره باشد.
فیلم “خورشید”مجید مجیدی هم به تهیه‌کنندگی امیر بنان تولید میشود. بنان تهیه‌کننده سریال “گیله‌وا”ی اوج بوده ولی هنوز مشخص نیست که “خورشید” هم با سرمایه اوج تولید شده یا نه؟؟

سرمایه‌گذار چندفیلمه انتهای دهه نود یعنی محمدصادق رنجکشان با “خون شد”(مسعود کیمیایی-جواد نوروزبیگی)، “عنکبوت”(ابراهیم ایرجزاد-جواد نوروزبیگی)، “شنای پروانه”(محمد کارت-رسول صدرعاملی) و “قاتل و وحشی”(حمید نعمت‌الله) متقاضی حضور در جشنواره است.

همین اوج و رنجکشان را که رویهم بگذاریم به ۱۱ فیلم میرسیم که حدودا معادل یک‌سوم ظرفیت بخش فیلمهای داستانی جشنواره است. این، تازه جدا از سهم نهادهایی مانند فارابی و سرمایه‌گذارانی نورس نظیر علی طلوعی و ابراهیم عامریان است که با فیلمهایی همچون “کشتارگاه”، “دینامیت” و “انفرادی” مترصد حضور در جشنواره‌اند…

آیا در جشنواره سی و هشتم فجر جایی برای مستقل‌ها هست؟؟
واسپاری هیات انتخاب جشنواره سی و هشتم به نامهای تکراری و افراد منفعلی که خیلی راحت تحت تاثیر جوسازیهای منسوبین به متمولین قرار می‌گیرند یک جشنواره کاملا سفارشی را پیش رو خواهد گذاشت اما اگر ابراهیم داروغه‌زاده دبیر جشنواره، هیات انتخابش را با افرادی توصیه‌ناپذیر بچیند که خودشان به‌طور نسبی هم که شده در سینمای مستقل رشد کرده و بالا آمده باشند و البته توانایی دفاع از شایستگان واقعی-و نه نیروهای متبوع این طرف و آن طرف- را داشته باشند، میتوان امید داشت به جشنواره‌ای پویا و متنوع.




سنگ تمام جواد نوروزبیگی-که دو فیلم مختلف را با حمایت رنجکشان تولید میکند-برای این سرمایه‌گذار چندفیلمه⇐از افرادي که براي سينما زحمت مي‌کشند، تقدير کنيم!!/رنجکشان، سينما را شروع کرده است و به درستي ادامه مي‌دهد!!/همه به فکر بازگشت سرمایه‌اند ولی رنجکشان از فیلم خوب صحبت می‌کند!!!/اگر رنجکشان نبود فیلم کیمیایی ساخته نمی‌شد!!

سینماروزان: محمدصادق رنجکشان از جمله سرمایه‌گذاران جدیدالورود به سینماست که در مدت کوتاه حضورش در سینما چندین پروژه مختلف را حمایت کرده و به همین خاطر به سرمایه‌گذار چندفیلمه شهره شده.

رنجکشان این روزها نیز همزمان سه پروژه “خون شد”مسعود کیمیایی، “عنکبوت”ابراهیم ایرج‌زاد و “شنای پروانه”محمد کارت را در مسیر تولید دارد و عجبا که تهیه‌کنندگی دو پروژه اول را همزمان با هم جواد نوروزبیگی برعهده گرفته(!!) و تهیه‌کننده پروژه سوم هم رسول صدرعاملی از شرکای فیلمیران است!!

نوروزبیگی که زمانی با حمایت بانک پاسارگاد چند فیلم و ازجمله “…دیه گو مارادونا”، “اعترافات ذهن خطرناک من” و “بهمن” را تولید کرده بود و زمانی دیگر با حمایت یکی از آقازادگان صنف جواهرفروشان فیلم “سلام بمبئی” را تهیه کرده بود حالا به حمایت از سرمایه‌گذار چندفیلمه‌ای پرداخته که حمایتی مستقیم دارد از تولید دو فیلم تازه ایشان!!

جواد نوروزبيگي درباره سرمايه‌گذار ساخت فيلم اخير مسعود کيميايي با نام “خون شد” به “شرق” گفت: آقاي محمدصادق رنجکشان ازجمله افرادي است که در يک سال اخير حواشي بسياري حول چرايي و چگونگي حضورش در سينما ايجاد شد. اما در اين مدت همه ما متوجه شديم که او يکي از علاقه‌مندان سينما خصوصا سينماي اجتماعي است.

نوروزبیگی ادامه داد: همه ما که در سينما کار مي‌کنيم مي‌دانيم که بسياري از سرمايه‌گذاران به دنبال بازگشت سريع سرمايه‌شان هستند و اکثر آنها بعد از حضور در مقام سرمايه‌گذار به سراغ فيلم کمدي مي‌روند و خواهان همکاري با بازيگران مشخصي هستند که برگشت سرمايه‌شان را تا حد زيادي تضمين کنند. اما آقاي رنجکشان از فيلم خوب صحبت مي‌کند و کيفيت است که برايش اولويت دارد. او انتخاب مي‌کند و اين کار را با وسواس انجام مي‌دهد. اگر حضور آقاي رنجکشان نبود، قطعا فيلم «خون شد»کیمیایی ساخته نمي‌شد. او در اين مدت از بسياري از فيلم‌سازان نسل جوان حمايت کرده و مهم‌تر از آن اين است که سينماي اجتماعي را حمايت مي‌کند.

نوروزبيگي در‌ ادامه تعریف و تمجیدهای خود از رنجکشان اظهار داشت: به نظرم بهتر است به جاي مطرح‌کردن حرف‌هاي تکراري از افرادي که براي سينما زحمت مي‌کشند، تقدير کنيم. يا اگر از آنها سپاسگزاري نمي‌کنيم، دست‌کم ناسزا نگوييم و سکوت کنيم. همه کساني که من را مي‌شناسند مي‌دانند اعتقاد و باوري دارم و تا صحت مسئله‌اي به خودم ثابت نشود به راحتي آن را نمي‌پذيرم. مدتي است کنار آقاي رنجکشان هستم و موضوع شبهه‌داري نديدم. به‌راحتي تهمت‌زدن کار پسنديده‌اي نيست. يک‌سال‌ونيم از ورود آقاي رنجکشان به سينما گذشته است. حاصل اين حرف‌ها چه شد؟ آقاي رنجکشان فيلم نساخته؟ دادگاهي شد؟ او در حال طي‌کردن مسيرش است. او ديگر ميهمان نيست. همکارمان شده. سينما را شروع کرده است و به درستي ادامه مي‌دهد.




در نامه ابراهیم گلستان برای آقازاده احمدرضا احمدی آمد⇐همچنان کیمیایی را آماده‌ترین می‌بینم حتی وقتی در عمل اصرار دارد در یقین من، نقصانی بچپاند!!

سینماروزان: ایفای نقش ماهور آقازاده احمدرضا احمدی در فیلم تازه مسعود کیمیایی “خون شد” که با حمایت محمدصادق رنجکشان سرمایه‌گذار چندفیلمه تولید می‌شود و نامه‌نگاری ماهور احمدی به ابراهیم گلستان بابت این حضور، پاسخ متقابل گلستان را به دنبال داشته است.

ابراهیم گلستان نوشت: به مسعود كيميايي پير  و  ماهور احمدي جوان! مسعود در ذهن و يقين و اطلاع من محكم‌ترين و مستعدترين كسي است كه من مي‌شناسم كه در كار سينماي ايران است. من از همان اول كه اولين كار او را ديدم او را از آماده‌ترين آماده‌ها براي رفتن به راهي كه افتاده بود درش مي‌ديدم. هنوز هم مي‌بينم. هنوز هم – اگر حق داشته باشم كه اميدي به سينماي زنده در ايران داشته باشم- او را به همان صفات مي‌شناسم و مي‌دانم و مي‌خواهم، حتي وقتي كه در عمل اصرار داشته باشد كه در يقين و ايمان من نقصاني بچپاند.

گلستان ادامه داد: و تو هرگز فكر نكن كه اگر منتقدي غيرايراني درباره او چيزی ننوشته باشد ذره‌اي از ارزش و جايي كه مسعود دارد، مي‌شود كه كم شود.هر منتقدي كه ايراني نيست و اهل هر جاي ديگر دنيا باشد لزوما درست‌تر و برجسته‌تر حرف نمي‌زند و نمي‌نويسد و نمي‌انديشد. شعور و قضاوت درست و مقام و جاه به كسي بخشيدن ربطي به نشاني خانه و جلد گذرنامه و نوع خوراك يا خوابي كه دارد ندارد. شعور و شناخت شعور لازم است نه زبان‌بازي به ضد يا به نفع كسي يا چيزي يا كاري. قدر مسعود را بدان كه او خيلي قدر دارد. و به راحتي مي‌تواند بيشتر داشته باشد. 




توصیف رسانه اصلاح طلب از فیلم “روسی” که با حمایت سرمایه گذار چندفیلمه تولید شد⇐مثل ظرف ميوه‌اي كه در آن پوست سيب و موز و هسته هلو و تخمه‌هاي هندوانه به چشم مي‌خورد اما ميوه‌اي در كار نيست!!!

سینماروزان: از جمله فیلمهای روی پرده که با حمایت محمدصادق رنجکشان سرمایه گذار چندفیلمه تولید شده “روسی” است که علیرغم تبلیغات فراوان با گذشت بیشتر از یک ماه از اکران هنوز فروشش به یک میلیارد هم نرسیده است.

لحن الکن “روسی” در روایت و کندی بیش از حد ضرباهنگ فیلم از جمله نقاط ضعف اساسی آن است که باعث پس زدن از سوی مخاطبان میشود.

روزنامه اصلاح طلب “اعتماد” در نقدی بر “روسی” این فیلم را همچون ظرف میوه ای پر از پوست(!) و خالی از میوه دانسته است.

متن نقد “اعتماد” را بخوانید:

امان از روزي كه كارگردان يك فيلم تحت تاثير يكي از المان‌هاي اثر خودش قرار بگيرد. اين المان يا به بيان بهتر يكي از اجزاي فيلم، مي‌تواند چيزهاي زيادي را در بر بگيرد؛ ايده اوليه، روايت، يكي از بازيگران، موسيقي يا هر چيزي ديگري. در اين صورت ما در نهايت با اثري مواجهيم كه در آن يك جنبه از فيلم بسيار پررنگ است و مدام مي‌خورد توي ذوق‌مان و باقي اثر مي‌شود لنگ در هوا. آن جنبه‌اي كه آقاي كارگردان مي‌خواهد بكند توي چشم‌مان كه ببينيد فلان چيز فيلم من چقدر باحال است. هنگام تماشاي فيلم روسي چنين حسي به مخاطب مي‌دهد. اميرحسين ثقفي در فيلم جديدش يك لوكيشن انتخاب كرده كه در ناكجاآباد است و چنان مجذوب اين لوكيشن شده كه همه اجزاي فيلم را بالكل دايورت كرده است. دوربين ثقفي در روسي با نماهاي كارت پستالي از لوكيشن مدام مي‌خواهد به ما قدرت تصويربرداري و قاب‌بندي كارگردان را نشان بدهد. در اين بين نه چيزي از قصه مي‌فهميم نه چيزي از كاراكترها و نه حتي از خود همان جايي كه مدام تصاويرش توي چشم‌مان است. تصاوير روسي بيشتر از اينكه يك فيلم باشد، مي‌تواند يك آلبوم عكس باشد. يا حداكثر يك گالري عكس با تم سرد و خشن. مولف در روسي تقريبا پاي همه ژانرها را به اثر باز مي‌كند و در نهايت به هيچ‌كدام هم نمي‌پردازد. روسي مثل ظرف ميوه‌اي است كه در آن پوست سيب و موز و گلابي و هسته هلو و تخمه‌هاي هندوانه به چشم مي‌خورد اما ميوه‌اي در كار نيست.

بازي‌هاي اگزجره با تاكيدات دوربين روي چهره كه ما را ياد سينماي اكسپرسيونيستي مي‌اندازد، برداشت‌هاي طولاني و تراولينگ‌هاي بي‌دليل دوربين كه مي‌خواهد سينماي شرق اروپا را تداعي كند، مثلث عشقي فيلم كه نشان دهنده وجه رمانتيك اثر است و البته اين سه ضلعي هيچ‌گاه به يك مثلث تبديل نمي‌‌شود و در نهايت سه خط پاره از هم جدا باقي مي‌مانند، گريم‌هاي فتوشاپي بازيگران كه تلاش دارد فضايي شخصي‌سازي شده را خلق كند، حضور يك رفيق با مرام الكلي كه مي‌نشيند كنار رفيقش به عرق‌خوري در حالي كه آهنگ دولدور عدنان شنسس پخش مي‌شود و قرار است سينماي دهه چهل و پنجاه خودمان را تداعي كند و چند نمونه ديگر همگي در نهايت ملغمه‌اي مي‌سازند بي‌سر و ته. آيا اين معجون بدمزه را مي‌توان سينماي متفاوت خطاب كرد؟

آيا اگر مولفي نتواند پرداخت درستي از موقعيت داشته باشد و در وهله اول نسبت خودش را با اثرش مشخص كند، اين مي‌شود خلاف جريان شنا كردن؟ آيا ضعف نويسنده در شخصيت‌پردازي در همين كتگوري جا مي‌گيرد؟ اصرار بازيگران براي بازي‌هاي گل درشت، مثل صداي عجيب صابر ابر يا خدا خدا كردن ميلاد كي‌مرام كه نمي‌دانم كي قرار است يك بازي درست از خودش نشان دهد يا گريه‌هاي خنده‌دار امير آقايي مقابل طناز طباطبايي كه «آه من تو را دوست دارم، من بدون تو مي‌ميرم» خلاقيت است؟

در نهايت بايد پرسيد اگر همه كاراكترها را از فيلم حذف كنيم، روايت را كنار بگذاريم و فقط بنشينيم تصاوير كارت پستالي جناب كارگردان را ببينيم چه اتفاقي مي‌افتد؟ يك ظرف پر از پوست ميوه با يك ظرف خالي چه فرقي دارد؟




به تهیه کنندگی مجری طرح “رحمان۱۴۰۰″(!) ، با حضور بازیگر اصلی “رحمان…”، همراهی بازیگر ده نمکی” و با بودجه سرمایه گذار چندفیلمه(!!)⇐مسعود کیمیایی فیلم تازه اش را کلید زد

سینماروزان: مسعود کیمیایی فیلم تازه‌اش با عنوان «خون شد» را جلوی دوربین برد.

سازنده «قیصر» و «گوزن ها» این روزها فیلمبرداری بیست و نهمین فیلمش را در خیابان‌های تهران آغاز کرده است. علیرضا زرین‌دست در ششمین همکاری‌اش با کیمیایی مدیریت فیلمبرداری «خون شد» را بر عهده دارد.

نکته عجیب درباره فیلم تازه مسعود کیمیایی تهیه کنندگیش توسط جواد نوروزبیگی مجری طرح “رحمان1400” و تأمین بودجه اش توسط محمدصادق رنجکشان سرمایه گذار چندفیلمه جدیدالورود به سینماست!!

محمدصادق رنجکشان علاوه بر سرمایه گذاری به عنوان مجری طرح در این پروژه حضور دارد.

بازیگر اصلی فیلم تازه مسعود کیمیایی هم سعید آقاخانی است یعنی همان بازیگر اصلی “رحمان…”. هومن برق نورد بازیگر اصلی آخرین کار سینمایی مسعود ده نمکی با عنوان “زندانیها” نیز در “خون شد” آقاخانی را همراهی میکند.

سیامک انصاری، لیلا زارع، نسرین مقانلو، سیامک صفری و … دیگر بازیگران فیلم را تشکیل می‌دهند.




به دنبال گزارش سینماروزان پیرامون شبهه های متعدد برخی از سرگروههای اکران۹۸، حالا یک سینماگر قدیمی بیان کرد⇐چطور تمام فیلمهای محمدصادق رنجکشان سرمایه گذار تازه وارد به سینما به تناوب در سرگروه‌های آستارا یا باغ کتاب روی پرده رفته یا قرارداد اکران‌شان منعقد شده؟؟؟

سینماروزان: دو روز قبل بود که در گزارشی تحلیلی به مرور عملکرد شبهه دار برخی سرگروههای سینمایی اکران98 و از جمله آستارا و باغ کتاب پرداختیم و از شورایعالی اکران و بالاخص رییس اش که وعده بازبینی سرگروهها در تابستان را داده بود خواستیم فکری کند بر این شبهه ها.(اینجا را بخوانید)

به دنبال آن گزارش تحلیلی یکی از سینماگران قدیمی که فیلمش علیرغم حضور در بخش مسابقه ذجشنواره فجر هنوز فرصت اکران نیافته هم به انتقاد از شبهه های گروه بندی اکران98 پرداخته است.

این سینماگر با اشاره به تاثیرگذاری بیش از حد یک سرمایه گذار نورس بر اوضاع اکران به “سینماپرس” گفت: این سرمایه گذار که معلوم نیست این پول های کلان و مشکوک را از کجا آورده در سهام سینما آستارا به عنوان یکی از سرگروه های سینمایی هم شریک است و به تازگی حتی به عرصه تئاتر هم ورود پیدا کرده و مالکیت برخی از سالن های خصوصی تئاتر را هم خریده است! ‌ این افراد رسما اجازه نفس کشیدن و دیده شدن به دیگر فیلمسازان و تهیه کنندگان را نمی دهند و به نوعی در سالن های خود سایر فیلم ها و فیلمسازان را بایکوت کرده اند و مسئولان سازمان سینمایی هم دست روی دست گذاشته و مشغول تماشای این جریانات شوم و ناپسند هستند.

این سینماگر افزود: سوأل اینجا است که چطور تمام فیلمهای محمدصادق رنجکشان سرمایه گذار تازه وارد به سینما به تناوب در سرگروه‌های آستارا یا باغ کتاب روی پرده رفته یا قرارداد اکران‌شان منعقد شده؟ فیلم هایی مانند «متری شش و نیم» و یا «سرخپوست»؟ چرا حالا مجدد قرارداد اکران «سرکوب» در گروه آستارا منعقد شده و «روسی» برای اکران در باغ کتاب در انتظار است؟ این ها سوألاتی است که احتمالا جواب آن را مدیران سینمایی می دانند و باید پاسخگوی این سوألات باشند.

این سینماگر ادامه داد: حرف بنده این است که ابراهیم داروغه زاده بعنوان رییس شورایعالی اکران حالا که قرار است به زودی از سازمان سینمایی بروند باید پاسخگوی اعمال و رفتارشان در چیدمان اکران باشند.




صدور پروانه برای داداش کوچیکه مجیدی با اسم شناسنامه‌ای+صدور پروانه برای فیلمی دیگر از سرمایه‌گذار چندفیلمه+صدور یک پروانه دیگر

سینماروزان: شورای پروانه نمایش فیلم های سینمایی در جلسه اخیر که با حضور اکثریت اعضا برگزار شد، مجوز نمایش سه فیلم را صادر کرد.

به گزارش سینماروزان پروانه فیلم «جاندار» متعلق به کامران داداش کوچیکه مجید مجیدی که شایعاتی مختلف بر سر نحوه تأمین سرمایه اش وجود داشت با اسم شناسنامه ای کامران که ابراهیم طالش مجیدی است صادر شده.

پروانه نمایش یکی دیگر از فیلمهای محمدصادق رنجکشان سرمایه گذار چندفیلمه با نام «بی حسی موضعی» نیز صادر شده که هیچ کدام از فیلمهای این سرمایه گذار در نوبت اکران نماند؟

فهرست کامل پروانه های صادره به شرح زیر است:

–«بی حسی موضعی» به تهیه کنندگی حبیب رضایی و کارگردانی و نویسندگی حسین مهکام

–«جان دار» به تهیه کنندگی ابراهیم طالش مجیدی ، کارگردانی مشترک حسین امیری دوماری ، پدرام پورامیری و نویسندگی مشترک حسین امیری دوماری ، پدرام پورامیری ، محمد داودی

–«آشفتگی» به تهیه کنندگی ، کارگردانی و نویسندگی فریدون جیرانی




پرسش یک رسانه‌ مستقل در برابر شورایعالی تهیه‌کنندگان⇐چه کسی برای سرمایه‌گذار چندفیلمه کارت تهیه‌کنندگی صادر کرده؟؟/آیا صرف ترانسفر پول، مترادف است با قرار گرفتن در جایگاه تهیه‌کننده؟؟

سینماروزان: از جمله پرحرف و حدیث ترین سرمایه‌گذاران جدیدالوورد به سینما محمدصادق رنجکشان است که امسال دو فیلم «متری شش و نیم» و «سرخپوست» را در بخش مسابقه فجر و فیلم «بی حسی موضعی» را در بخش رزرو جشنواره داشت.

همزمان با نمایش فیلمهای «متری شش و نیم» و «سرخپوست» در جشنواره، کم نبودند رسانه هایی که درباره سرمایه گذار این دو فیلم نوشتند و به هنگام برگزاری نشستهای این دو فیلم نیز طرح سوال درباره چرایی ورود این سرمایه گذار به سینما در کانون توجه قرار گرفت.

به تازگی پرسشهایی طرح شده درباره صدور کارت تهیه کنندگی برای رنجکشان از سوی یکی از صنوف چهارگانه تهیه کنندگی.

رسانه مستقل «سینمامخاطب» با طرح سوالاتی مرتبط با صدور کارت تهیه کنندگی این سرمایه گذار از سوی انجمن موسوم به تهیه کنندگان مستقل از این گفته که چگونه شده فردی با حداقل عقبه در سینما به خاطر مشارکت در سرمایه گذاری تعدادی فیلم میتواند تا مقام تهیه کنندگی صعود کند؟

چندی بعد باز همین رسانه گزارشی داد درباره شکل گیری اختلاف میان روسای صنوف تهیه کنندگی در چرایی صدور کارت تهیه کنندگی برای رنجکشان!!؟؟

به نظر میرسد اکنون وقتش است شورایعالی تهیه کنندگان درباره این ماجرا موضع گیری کند و به صراحت بگوید آیا موافق صدور کارت تهیه کنندگی برای افراد به صرف سرمایه گذاری هست یا نه؟؟




الحمدلله که دلیل سانسور «متری شش و نیم» هم مشخص شد⇐ادای واژه «…خل» از سوی پلیسی با لحن ناز کافه‌ای!!+فیلم

سینماروزان: در روزهای برگزاری جشنواره، حتی به هنگام اختتامیه و بعد از آن مدام شایعاتی درباره سانسور یکی از دو فیلم سرمایه گذار چندفیلمه یعنی «متری شش و نیم» توسط اداره نظارت مطرح میشد.

هرچند معاون نظارت در همان ابتدای شایعات از صدور پروانه نمایش فیلم خبر داد ولی به هر حال برخی تلاش زیادی داشتند که نسخه جشنواره «متری شش و نیم» را بخاطر سانسور سیاسی، ابتر بدانند!!

حالا اتفاق جالبی افتاده و آن هم اینکه یکی از سکانسهای سانسورشده فیلم از برنامه «هفت»شبکه سوم سربرآورده!!! فکر می‌کنید مهمترین ویژگی این سکانس چیست؟ ادا شدن واژه «…خل» از سوی پلیسی که تقریبا در کل فیلم با لحن ناز کافه‌ای فریاد میکشد!!!

اینکه بعد از آن همه حرف و حدیث، صرف سانسور واژه‌ای 18+ است که رخ می‌نمایاند چه معنایی دارد جز آن که حتی مشاوران سرمایه‌گذار چندفیلمه نیز در ایجاد فضای تبلیغی حول فیلم پرهزینه‌شان آلوده شده‌اند به بدوی‌ترین رفتارها!!

در شرایطی که حتی زیرنویس‌کنندگان زیرزمینی فیلمهای روز جهان-بدون آن که ممیزی ارشاد بالای سرشان باشد- سعی میکنند واژگانی متعادل را به عنوان مترادف غلیظ ترین فحشهای آن طرف آبی بگذارند تا خانواده‌ها راحتتر به تماشای فیلم بنشینند، اینکه سانسور «…خل» در محصولی مدعی نقد اجتماعی که متأسفانه هیچ تصویر تازه ای از پشت پرده قاچاق مواد مخدر را پیش رو نمیگذارد میخواهد با درغلتیدن به چرایی سانسور این واژگان مشتری جلب کند محل مداقه است!!!

به خصوص که سیدی همچون جمال ساداتیان تهیه کننده حقیقی فیلم است! آقای ساداتیان! آیا شما با سانسور واژگان 18+ مشکل دارید؟

برای تماشای سکانس سانسورشده اینجا را ببینید.




پرسشهای یک رسانه اصولگرا درباره برنامه‌های جشنواره‌ای سیما⇐چرا برنامه‌های «هفت» و «نقدسینما» حمایت بی‌سابقه‌ای داشتند از فیلم‌هایی که محمدصادق رنجکشان در آنها سرمایه‌گذاری کرده است؟؟/اصرار شبکه سوم در استفاده از منتقدان(؟) بدون عقبه در «هفت» چه بود؟/آیا صرف اتصال به انجمنی تأسیس شده توسط سرپرست فیلم و سریال شبکه سوم عاملی بود بر این حضور؟/چرا منتقدانِ اخیرا مدیرشده، آستین را برای نقد فیلم‌های جریان روشنفکری بالا نزدند؟؟

سینماروزان: هرقدر هم که محصولات سینمایی رادیو و تلویزیون در جریان سازی موفق نباشند باز هم به واسطه آبشخور مالی این برنامه ها هم که شده هستند جماعتی که خود را نصف میکنند برای حضور در تیم تولید یا اجرای این برنامه ها!! عطش دیده شدن در میان بسیاری از منتقدنمایان فاقد تأثیرگذاری در روزگار غلبه سایبر هم باعث میشود هرازگاه از این جماعت نیز برای مهمانی در این برنامه ها دعوت به عمل آید و آنان نیز اغلب با روخوانی محتواهای عرضه شده در رسانه های مستقل، میکوشند در این برنامه ها حضور پیدا کنند.

به گزارش سینماروزان «نقد سینما» و «هفت» دو برنامه سینمایی تلویزیون در ایام جشنواره نیز امتداد چنین نگاهی در برنامه سازی بودند؛ یعنی فقط تولید شده بودند که باشند و دریغ از آن که سر سوزنی جریان‌سازی در میان مخاطبان داشته باشند! یک دلیل این ضعف را باید در گردآوری آدمهایی متصل به یک جریان فکری خاص در این برنامه ها دانست.

خبرگزاری اصولگرای «تسنیم» در تحلیلی بر چرایی بایکوت فیلم ارگانی «ماجرای نیمروز: ردّ خون» به طرح پرسشهایی درباره کیفیت این دو برنامه پرداخته است! هرچند بهانه این طرح پرسش فقط و فقط بایکوت فیلمی نه چندان قابل توجه به نام «رد خون» بوده و البته جدی گرفتن بیش از حد یکی مثل مسعود فراستی-که برای فیلمهای رنجکشان حسابی تبلیغ کرد و اتفاقی برای این فیلمها در داوری نیفتاد- در جای جای این تحلیل به چشم میخورد، ولی به هر حال مرور برخی پرسشهای این رسانه خالی از فایده نیست.

متن تحلیل «تسنیم» را بخوانید:

فیلم «ماجرای نیمروز: رد خون» درباره حمله بزرگترین جوخه ترور پس از انقلاب اسلامی، در ایام برگزاری سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، رسماً توسط کارشناسان تلویزیون ترور شد. این دومین سالی است که منتقدان سینمایی، فیلمی انقلابی را در شبکه‌های مختلف رسانه ملی ترور می‌کنند. سال گذشته حین برگزاری سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، فیلم «به‌وقت شام» در اتفاقی مشابه، توسط جوخه ترور منتقدان سینمایی در شبکه‌های مختلف تلویزیونی ترور شد.

به‌تبع حمله به فیلم «به‌وقت شام»، ابراهیم حاتمی‌کیا در اختتامیه سی و ششمین جشنواره فیلم فجر روی سن جشنواره حاضر شد و حین دریافت سیمرغ کارگردانی‌اش گفت: من فیلمساز وابسته و فیلمساز این نظامم. من افتخار می‌کنم از کسانی حرف می‌زنم که باورشان دارم. من سی سال است روی این سن می‌آیم و می‌روم. از سازمان اوج تشکر می‌کنم. آنها خیلی زحمت می‌کشند و باید نام سربازان گمنام امام زمان(عج) را به آنها داد. متأسفم از همکارانم که وقتی اسم این سازمان‌ها و… به‌‌میان می‌آید، به آن معنا می‌دهند. افتخار می‌کنم برای مدافعان حرم فیلم ساختم. افتخار می‌کنم از بچه‌های سپاه و حاج قاسم سلیمانی جایزه گرفتم. بابت کارهایم پشیمان نیستم. اگر خانه سینما به محل کارآفرینی تبدیل شود، من کارآفرینم چرا که یک سال رزق به آنها رساندم. امثال رشیدپور این واژه‌ها را می‌سازند. به تلویزیون اعتراض می‌کنم از مسئولان شبکه سه و دو، شکایتم را به خدا می‌برم. حاج قاسم سلیمانی با دیدن فیلم من اشک ریخت. این نگاه واقعاً زشت است برای این مملکت. من شکایتم را پیش خدا می‌برم.

آن روزها تلویزیون دست‌خوش تحولات مدیریتی کنونی نشده بود و تفکر سلبریتی‌پروری انقلابی، هنوز در صدا و سیما، جای محافظه‌کاری مدیران کهنسال را نگرفته بود و فریادهای اعتراض حاتمی‌کیا نسبت به نقد ناجوانمردانه فیلم به‌وقت شام اوج گرفت.

مهدی آذرپندار، سرپرست فعلی گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما که در آن زمان حکمش  را دریافت نکرده بود در یکی از جراید، سند معتبر و گرانبهایی از خود باقی گذاشت و در یک هم‌سویی با ابراهیم حاتمی‌کیا نوشت: فریاد حاتمی‌کیا، انتقام ما بود از همه‌‌ شب‌هایی که در جشن‌ها و محافل این سینمای محفلی غریب ماندیم و بغض کردیم. اینها چه منتقدانی هستند که یک نفر را برگزیده می‌کنند و بعد روی سن، به‌زعم خودشان تصمیم می‌گیرند جایزه‌‌ خودشان را لجن‌مال کنند؟ و ایضاً انتقام‌مان را گرفتیم از بیست‌ و ششم مرداد 96؛ از آن شب جمعه‌ای که قرار بود «محمدحسین مهدویان» بابت کارگردانی «ماجرای نیمروز» دیپلم افتخار یازدهمین جشن منتقدان و نویسندگان را بگیرد و آن هم از دست چه‌کسی؟ «جعفر پناهی»، از همان شبکه دویی که سابقاً پول فیلم جعفر پناهی را می‌داد و حالا این روزها اجازه می‌دهد منتقدانی با مغزهای کوچک بنگ‌زده، آنتن را همان‌قدر امن بدانند برای خودشان که انگار اینجا هم همان جشن محفلی‌ خودشان است و می‌توانند همه‌ امراض روحی‌شان را بر سر فیلم‌های درخشان انقلاب تخلیه کنند!

مهدی آذرپندار سرپرست گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما در پایان این متن می‌نویسد:آقای حاتمی‌کیا! سرباز سرافراز نظام! ما با فریاد شما، حساب‌مان را از سی و چند سال پیش تا امروز با سینما و تلویزیون تسویه کردیم و انتقام‌مان را یکجا گرفتیم. سپاس!

به‌استناد تصدیق بسیاری در متن سازمان صدا و سیما؛ هم بغض ابراهیم حاتمی‌کیا، هم‌اکنون در کسوت سرپرست گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما، نفر دوم این شبکه به‌حساب می‌آید و در بسیاری از تصمیمات اساسی در این شبکه مشارکت دارد، حتی به‌کرّات چندین نوبت همراه با م.ش در پشت‌صحنه برنامه هفت حضور پیدا می‌کند.

ایشان قبل از ورود به عرصه مدیریتی، انجمن منتقدان سینمای انقلاب را به‌همراه امیر ابیلی، سردبیر برنامه سینمایی ــ هنری کیوسک تأسیس کردند و هر سال بولتن را در جشنواره فیلم فجر با عنوان «نقد روز» منتشر می‌کنند و با نوشتارهایی سینمایی به فیلم‌های اکران‌شده در جشنواره فیلم فجر ستاره‌ می‌دهند. سال 1397 با تغییرات گسترده و ورود مدیران و منتقدانی که خود را هم‌بغض حاتمی‌کیا معرفی می‌کردند، انتظار می‌رفت که ناقدان و منتقدان سینمایی جدی‌تر و انقلابی‌تری به تحلیل آثار سینمایی انقلاب در برنامه‌های سینمایی، علی‌الخصوص برنامه «هفت» بپردازند. دور تازه برنامه هفت که با اجرای «محمدحسین لطیفی» و تهیه‌کنندگی مجتبی امینی از شبکه سوم سیما پخش می‌شد، نوید این رویداد را می‌داد که فیلم‌های انقلابی حداقل نواخته نمی‌شوند.

اما با وجود این تغییرات، خط سیر ترور فیلم‌های انقلابی به‌مثابه سال گذشته توسط منتقدان سینمایی انقلاب صورت پذیرفت.

سید امیر جاوید که به‌عنوان قائم‌مقام گروه ادب و هنر شبکه چهار سیما با یکی از جراید گفت‌وگوی مکتوبی را انجام داده تا با این عنوان شناخته شود، قبل از اینکه مسعود فراستی فیلم ماجرای نیمروز را تحلیل و تحقیر کند، به ترور مستقیم فیلم انقلابی «ماجرای نیمروز: رد خون» اقدام کرد. سید امیر جاوید کمی قبل از برگزاری جشنواره فیلم فجر زمینه نرم توقف برنامه شب‌های تئاتر به‌سردبیری «محراب محمدزاده»‌ای را فراهم آورده بود که دو هفته قبل از حذف از این مجموعه برنامه، در قالب یک هیئت تئاتری با مقامات عالی‌رتبه کشور دیدار کرده بود.

امیر جاوید متولی حذف آرام و توأم با لبخند پیام دهکردی بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر از اجرای برنامه‌ای (شب‌های تئاتر) را فراهم کرد، که این بازیگر از 12 بهمن ماه وارد سریالی شد که در آن سریال نقش «جیسون رضائیان» را ایفا می‌کرد. دانستن این مختصات درباره مدیر ــ منتقدی که در برنامه هفت، «فیلم ماجرای نیمروز: رد خون» را بی‌محابا ترور کرد، قطعاً ضروری است و تمامی این حذف‌ها با لبخند و سلفی‌ مندرج صورت پذیرفت.

جاوید که در سابقه‌اش کمتر می‌توان نقد مکتوب سینمایی را جست‌وجو کرد و در فضای رسانه‌ای کشور به‌عنوان منتقد سینما شناخته نمی‌شود، همان‌طور که حسین معززی‌نیا عنوان کرد بیشتر در بولتن «نقد روز» همزمان با جشنواره فیلم فجر نقش ستاره‌دهی را در صفحه آخر این بولتن ایفا می‌کند، بدون هیچ عقبه مکتوبی، تنها به‌واسطه هم‌بغضی با سرپرست گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیما در برنامه هفت حضور پیدا می‌کند و فیلمی را که درباره جوخه ترور گروهک رجوی ساخته شده بود با عبارتی که شبیه نقد نبود، ترور کرد، حتی پا را از نقد آمیخته به ترور فراتر نهاد و از زدن تیر خلاص به محمد حسین مهدویان ساده نگذشت. میزانسن مناظره در این برنامه کاملاً متفاوت بود. خسرو نقیبی فیلمنامه‌نویس فیلم پل چوبی (فیلمی معارض درباره رخدادهای سال 88)  و یکی از سینمایی‌نویسان جریان روشنفکری، بدل به موافق و حامی فیلم ماجرای نیمروز می‌شود و سیدامیر جاوید که خاستگاهش در ستاره‌ دادن، ریشه در انجمن منتقدان سینمای انقلاب دارد، به قطب مخالف فیلم تبدیل می‌شود. این میزانسن بسیار حیرت‌انگیز نیست؟!

سید محمود رضوی در واکنش به نقد سید امیر جاوید پستی را توییت می‌کند و می‌نویسد: شهیدآوینی: حزب‌الله، حتی در میان دوستان خویش غریبند، چه برسد به دشمنان؛ اگرچه در عین گمنامی و مظلومیت، باز هم من به یقین رسیده‌ام که خداوند لوح و قلم تاریخ را بدینان سپرده است. و با اضافه کردن هشتگ سید امیر جاوید، اعتراض انقلابی و نجیبانه خود را در فضای مجازی منتشر می‌کند، چون با چنین نقدی که جاوید در هفت مطرح کرد، فرصت روی سن جشنواره رفتن از سیدمحمود رضوی که سابقه ساختن سه فیلم را درباره سازمان منافقین خلق دارد، از دست می‌رود و سید محمود رضوی نمی‌تواند از دست منتقدان (تروریست‌های سینمایی) به خدا پناه ببرد. قطعاً با تخریب ماجرای نیمروز توسط منتقدان انقلابی‌نما، مخاطبان به گنگی دچار خواهد شد که این چهره‌هایی که خود را عاقبت و آخرت جبهه فرهنگی انقلابی معرفی می‌کنند، چرا فیلمی درباره سازمان منافقین را چنین زیر گیوتین نقد می‌گذارند؟! این منتقدان مدیرشده چرا آستین را برای نقد فیلم‌های جریان روشنفکری بالا نمی‌زنند؟ چرا امیر جاوید مثلاً برای نقد فیلم «ناگهان درخت» در برنامه هفت ظاهر نمی‌شود؟ چرا شرایط نقد طوری فراهم می‌شود که او قبل از فراستی نخستین تیر را شلیک کند؟

کارزار نقد ماجرای نیمروز چنان ناجوانمردانه است که وحید جلیلی فریاد برمی‌آورد و می‌نویسد: شب بیست و دوم بهمن چهل‌سالگی انقلاب بنشینی پای «هفت» و پنج و ببینی رسانه‌های جمهوری اسلامی بسیج شده‌اند یا بهتر بگویم میلیشیا شده‌اند که رد خون را کور کنند تا بشود در فضای «گرگ و میش» دوغ و دوشاب را قاطی کرد.فردا در حسینیه هنر مشهد، به تفصیلش خواهیم پرداخت.

این هم تیترهایش:”پارسال به‌وقت شام/امسال ردخون/صداوسیما به وظیفه خود آشناست”و”ترور محمد حسین مهدویان توسط فرزندان «سیما»

رد خون نشان داد «سیما» مستحق ترحم نیست”.

نکته جالب، اصرار شبکه سه در حوزه نقد فیلم، در برنامه هفت، استفاده از منتقدان انقلابی (بدون عقبه مکتوب و مستمر) متصل به انجمن تأسیس‌شده توسط سرپرست گروه فیلم و سریال شبکه سوم سیماست.

اگر هفتمین برنامه ویژه‌نامه «هفت» جشنواره را ارزیابی کنیم محسن دریالعل  را به‌عنوان منتقد سینما به برنامه هفت می‌آورند، مدیری که به‌عنوان مدیر نشر مؤسسه روایت فتح فعالیت می‌کند و به‌زودی میان انتصابات شبکه سوم سیما جای خواهد گرفت… او را که به‌عنوان چهر‌ه‌ای انقلابی به برنامه هفت می‌آورند نه‌تنها مسلط به گفتمان انقلابی‌اش نیست، بلکه درباره سینما بماهو سینمای ایران و سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر نمی‌تواند مانیفست روشنی ارائه دهد.

در واقع نظارت و دعوت از منتقدان چنان به‌صورت غیرکارشناسی صورت می‌پذیرد که هر فردی را که صاحب یک کانال تلگرامی سینمایی است می‌تواند به‌عنوان منتقد سینما روی آنتن زنده برنامه هفت ظاهر شود. یک کپی‌پِیست کار اینستاگرامی را که نقش‌های فرعی در سریال‌های منوچهر هادی بازی کرده به‌عنوان کارشناس تبلیغات و خبر در فضای مجازی به برنامه هفت دعوت می‌کنند تا شگفتی بسیاری از اهالی رسانه را به‌دنبال داشته باشد. کسی که حتی در لیست اعلامی روابط عمومی جشنواره فجر بدون مجوز بوده و حتی بعید است بتواند یک پاراگراف خبر تنظیم کند اما امکان حضور در سینمای رسانه‌ها را پیدا کرد و  امکان حضور روی آنتن زنده تلویزیون را هم پیدا می‌کند. این‌که چه روابط و چه ارتباطاتی به چنین فردی  در برنامه هفت تریبون می‌دهد، سؤال بسیار بزرگی است. این بلبشو به جایی می‌انجامد که مدیر گروه ادب و هنر شبکه چهار سیما فرصت ترور یکی از مهمترین فیلم‌های جریان انقلابی را پیدا می‌کند.

اما جریان نقد انقلابی که بعدها لباس مدیریتی پوشید پیوندهای دیگری هم دارد. در مناظره‌ای که درباره وضعیت سینمای ایران در حوزه هنری برگزار شد، مهدی آذرپندار و محمدرضا رضا‌پور سردبیر مجله نقد سینما روی کرسی مناظره با علی معلم و ابوالحسن داوودی کارگردان، با موضوع سینمای ایران و منافع ملی در تاریخ یازدهم آذر 1393، نشستند تا از موضع حفظ منافع ملی در سینمای ایران دفاع کنند.«نقد سینما» در تصمیم تازه‌ای تبدیل به یک برنامه تلویزیونی شد تا در قالب یک برنامه سینمایی در ایام جشنواره فیلم فجر از شبکه پنجم سیما پخش شود، برنامه‌ای که تولید حوزه هنری است و سردبیری آن را «محمدرضا رضاپور» به‌عهده دارد.

میلاد دخانچی مجری و برنامه‌ساز سیما، به‌عنوان یکی از منتقدان سینما روی کرسی این برنامه می‌نشیند. این مسئله همچنان روشن نیست که میلاد دخانچی آیا به‌صورت رسمی منتقد سینماست؟ یا منتقد سیاست‌های جمهوری اسلامی است؟ (عطف به انتشار مطالب منتشره در کانال شخصی‌اش).دخانچی اساساً منتقد سینما نیست، او منتقد و مخالف هر محصولی است که توسط «سیدمحمود رضوی» ساخته می‌شود. سابقه او در مخالفت با مهدویان و رضوی واضح و آشکار است و تنها نقدهای سینمایی به‌نگارش‌درآمده توسط وی، درباره آثار مشترک رضوی ــ مهدویان است.  سند قابل اتکا رجوع به کانال تلگرامی میلاد دخانچی است. او از منتقدان مخالف سرسخت قسمت نخست ماجرای نیمروز و فیلم لاتاری است. مقالات تند و گاهی بدون استدلالش درباره این دو فیلم نشان می‌دهد او با مهدویان و تهیه‌کننده انقلابی‌ این دو اثر زاویه مشخصی دارد.

او نیز در مقام منتقد در برنامه نقد سینما حاضر می‌شود و هر آنچه را دلش می‌خواهد در قالب نقد درباره فیلم «ماجرای نیمروز: رد‌خون» در برنامه «نقد سینما» ادا می‌کند و از قضا عباراتی که در نقد فیلم به‌کار می‌برد، به‌شدت شبیه نقد شفاهی امیر جاوید در شبکه سوم سیماست. اما دخانچی تفاوت بارزی که با سیدامیر جاوید دارد، برای ساختن گفتمان در مقابل آثار سینمایی انقلابی در این برنامه حاضر شده است. او در مقدمه نقد ماجرای نیمروز اصرار به عبور از مفهوم ایدئولوژی دارد و به مقصودش می‌رسد و روزنامه سازندگی تیتر اصلی‌اش را با ساز دخانچی تنظیم می‌کند. نکته قابل تأمل این است که حوزه هنری به‌عنوان بانی این برنامه، در ساخت ماجرای نیمروز یک مشارکت و در حوزه اکران و پخش ویدئویی فیلم سهیم بوده است. سیاست‌های حوزه هنری چگونه تغییر کرده که به منتقد برنامه تلویزیونی‌اش این فرصت را برای حمله و ترور قسمت دوم همان فیلم می‌دهد.

اما مهمترین مسئله‌ای که در مجموع برنامه‌های سینمایی هفت و نقد سینما مطرح است، حمایت بی‌سابقه این دو برنامه توسط منتقدانش از فیلم‌هایی است که محمدصادق رنجکشان در آن  سرمایه‌گذاری کرده است. تقریباً تمام آثار رنجکشان در هر دو برنامه توسط منتقدان ستایش می‌شوند و حتی نیمچه نقد غیرکارشناسی و بدون پشتوانه محمد تقی فهیم درباره یکی از تولیدات رنجکشان توسط منتقد دیگری به‌سخره گرفته می‌شود.

با ارزیابی کلی این وضعیت می‌توان اذعان داشت که در آزمون سینمایی رسانه ملی، بازنده بزرگ باز هم رسانه ملی بود که هیچ‌گاه درگاه ارزیابی علمی و انقلابی، برای دعوت از منتقدان نزدیک به جبهه انقلاب، پشتوانه‌ای سینمایی نداشت و اگر فراستی چند بار دیگر فرصت کوبیدن مهمترین فیلم جشنواره یعنی فیلم آبیار را پیدا می‌کرد، این فیلم در جشنواره سی و هفتم سلاخی می‌شد. اما پرسش مهم این است؛ آیا مدیران انقلابی هم‌بغض حاتمی‌کیا، به‌سادگی از کنار این موضوع مهم عبور می‌کنند یا اینکه فرستادن هم‌بغض ستاره‌ساز (امیر جاوید) در بولتن نقد روز، بخشی از یک برنامه از پیش طراحی‌شده بوده است؟




فارابی، رقیب اصلی اوج است یا رقیب سرمایه گذاران بازداشتی و چندفیلمه؟؟؟⇐حداقل ۹ فیلم جشنواره با حمایت مستقیم فارابی تولید شده!!+فهرست فیلمها و مبلغ تسهیلات دریافتی

سینماروزان: اعلام فهرست فیلمهای جشنواره فجر مشخص کرد سازمان هنری-رسانه اوج با فیلمهای “23 نفر”، “قسم” و “تختی” در بخش مسابقه جشنواره حاضر است. محمدصادق رنجکشان سرمایه گذار جدیدالورود سینما با دو فیلم “متری شش و نیم” و “سرخپوست” در بخش مسابقه جشنواره است و حوزه هنری هم فقط با یک فیلم با نام “دیدن این فیلم جرم است” در بخش فیلم اولیها! پرسشهایی جدی نیز درباره حضور یک سرمایه گذار بازداشتی با دو فیلم در جشنواره وجود دارد.

تازه ترین شفاف سازی فارابی درباره تسهیلات بگیرانش مشخص نموده فارابی پرفیلم ترین ارگان حاضر در جشنواره است.  فارابی هشت فیلم در بخش مسابقه فجر دارد که میشود 36 درصد از کل این بخش!!! فارابی یک فیلم هم در بخش نگاه نو دارد. فهرست اخیر تسهیلات بگیران فارابی را اینجا ببینید.

“سمفونی نهم”(1) محمدرضا هنرمند که حمایت ۸۷۵میلیونی فارابی در سال ۹۶ یعنی دوران دلار زیر ۴هزار تومانی را برای تولید داشته از فیملهای حاضر در بخش مسابقه جشنواره است.

«پالتو شتری»(2) و «طلا» (3)که هر کدام ۳۰۰میلیون تسهیلات فارابی را داشته اند نیز در بخش مسابقه حاضرند. مجید شیخ انصاری از مدیران سالیان تلویزیون تهیه کنندگی «پالتو شتری» را برعهده داشته است. «ماجرای نیمروز۲»(4) از دیگر فیلمهای مورد حمایت فارابی است که در بخش مسابقه جشنواره فجر حضور دارد.

فارابی به “سونامی”(5) ساخته میلاد آقازاده رسول صدرعاملی که در بخش فیلم اولیهای فجر است نیز تسهیلات 342 میلیونی داده است.

رضا میرکریمی دبیر محفل موسوم به جهانی فجر که اخیرا حسین انتظامی نوید ادغام آن با جشنواره اصلی فجر را داده برای ساخت “قصر شیرین”(6) دقیقا 350 میلیون تسهیلات فارابی را گرفته و با این فیلم در بخش مسابقه جشنواره است.

“بنفشه آفریقایی”(7) به تهیه کنندگی علیرضا شجاع نوری از مدیران محفل جهانی فجر نیز 225 میلیون از فارابی تسهیلات گرفته است و البته که در بخش مسابقه فجر است.

سیاوش حقیقی هم برای تولید “خون خدا”(8) نزدیک به 150 میلیون تسهیلات فارابی را گرفته است و با همین فیلم در بخش مسابقه فجر است در حالی که فیلم قبلیش “مادری” از شکست خوردگان گیشه بود.

علیرضا رییسیان نیز با “مردی بدون سایه” (9)در بخش مسابقه حاضر است. این فیلم تسهیلات 550 میلیونی فارابی را داشته!




حرفهای قابل تعمق بدلکار پروژه ۷میلیاردی سعید روستایی که با شراکت مستقیم “سرمایه گذار چندفیلمه هفتاد ساله” تولید شده⇐برای یک سکانس چند دقیقه ای گاهی چند روز(!) با فیلمبردار و عوامل دیگر(!) تمرین میکردیم!!⇔پرسش: اگر شراکت “سرمایه گذار چندفیلمه” نبود، آیا امکان داشت ساداتیان برای یک پروژه شهری چنین هزینه ای کند؟؟؟

سینماروزان: محمدصادق رنجکشان سرمایه گذاری که در ماههای گذشته بطور متوالی در چند پروژه سینمایی سرمایه گذاری کرده در نخستین گفتگوی خود از تأمین نیمی از سرمایه بیش از هفت میلیاردی که برای “متری شش و نیم” هزینه شده، سخن گفت.

بیشتر از هفت میلیارد هزینه برای یک پروژه شهری حتی در دوران دلار یازده هزار تومانی هم هزینه هنگفتی است و فیلم باید بیش از 20 میلیارد بفروشد تا فقط سرمایه اصلی برگردد.

اینکه چرا چنین هزینه ای برای یک پروژه شهری شده، پرسشی است که جمال ساداتیان تهیه کننده ای که بعد از رد تهیه کنندگی پیمان معادی توانست پروانه “متری شش و نیم” را بگیرد باید بدان پاسخ دهد ولی در همین اوضاع طراح بدلکاری فیلم گفتگویی کرده که میتواند پاسخی باشد بر چرایی افزایش هزینه تولید.

امیر بدری بدلکار “متری شش و نیم” به “ایسنا” گفته است: برای یک سکانس چند دقیقه ای گاهی چند روز با فیلمبردار و عوامل دیگر تمرین می‌کردیم تا به بهترین نحو فیلمبرداری انجام شود.

به گزارش سینماروزان همه هنر کارگردانی به جلوی دوربین رفتن با دکوپاژ کامل است و اینکه تازه حین فیلمبرداری با تمرین به دکوپاژ نهایی برسیم در اسلوب حرفه ای گری و جایی که بابت ریال به ریال سرمایه باید جواب داد منطقی نیست. اگر شراکت سرمایه گذار چندفیلمه نبود آیا امکان داشت چنین وقت و متعاقب آن هزینه ای شود برای ضبط تک تک سکانسها؟؟؟




این هم اولین واکنش “سرمایه گذار چندفیلمه هفتاد ساله” به پرسشهای متعدد پیرامونش در کنار پوستر فیلمی از حمید نعمت الله⇐از خرازی شروع کردم و به آژانس مسافرتی رسیدم!/نه شریک ایرانی دارم و نه شریک خارجی!/دخترم که نویسنده است، فیلمنامه های پیشنهادی را میخواند!!/به دنبال ملودرامهایی هستم که باقیات صالحات در پی داشته باشد!!/پشت جمال ساداتیان نماز میخوانم!!!/دو میلیارد برای “بی حسی موضعی” هزینه کردم و دو میلیارد هم برای “سرکوب”/نیمی از ۷میلیارد بودجه “متری شش و نیم”{که میشود ۳٫۵میلیارد}را من دادم!

سینماروزان: پرسشهای متعدد رسانه های مستقل در چرایی سرمایه گذاری کوتاه مدت مردی هفتاد ساله به نام محمدصادق رنجکشان در چندین پروژه سینمایی و از جمله «متری شش و نیم»، «سرکوب»، «سرخپوست»، «بی‌حسی موضعی»، «قاتل و وحشی» و «روسی» به کارگردانی امیر ثقفی و تهیه کنندگی مستانه مهاجر با واکنش این سرمایه گذار مواجه شد.

محمدصادق رنجكشان که با مجموعه دلتابان شناخته می‌شود، در کنار پوستر فیلم “رگ خواب”حمید نعمت الله درباره منشأ سرمایه‌هایش به “تابناک” گفت: من پنجاه و دو سال است، به مدت دوازده ساعت در روز کار می‌کنم و الان در هفتاد سالگی این روند ادامه دارد. اولین دسته چکم را در سال 1348 در بانک شرق بازار گرفتم و همین طور مداوم در صنف خرازی واردات و صادرات می‌کردیم. با توجه به آنکه دفتر ما در خیابان سیداسماعیل بود و محل مناسبی برای تاجران خارجی نبود، دفتر دیگری خارج از بازار گرفتیم که بعدها به آژانس مسافرتی تغییر کرد و اکنون 22 سال است در کار هواپیمایی هستم و در سال‌های اخیر در حرفه خودمان، عنوان برگزیده ملی سال را از سازمان میراث فرهنگی دریافت کردیم.

او ادامه داد: خودتان می‌توانید بررسی کنید که امروز جزو معدود اشخاصی هستم که یک ریال به شخص یا بانک یا مؤسسه‌ای بدهکار نیستم. اگر این حرفی که می زنم درست نبود، هیچ بخشی از گفته‌هایم را پخش نکنید. این ارقامی که می‌گویند من ندارم و نمی‌دانم صدها میلیاردی که می‌گویند بر چه مبنایی است. چنین رقم‌هایی را نیز در سینمای ایران نیاورده‌ام.

او که اخیراً کارت تهیه کنندگی دریافت کرده، درباره شایعه دیگری مبنی بر ارتباط او با شرکای خارجی به گفت: کل مجموعه اقتصادی من متعلق به خودم است و حتی شریک ایرانی نیز ندارم. البته در زمان ورود به سینما با برخی سینماگران در پروژه‌ها و اماکن سینمایی شریک شده‌ام و بخشی از سهم را خریده‌ام اما اصل سرمایه گذاری متعلق به خودم است.

این سرمایه گذار سینمای ایران در واکنش به این شایعه که صاحب تعدادی هواپیمای مسافربری بود و دارای چنین سرمایه نجومی در صنعت هوایی ایران است، تأکید کرد: من همچون سایر آژانس‌های هواپیمایی، فروش خرد و کلان بلیت‌های مسافرتی را بر عهده دارم که به شغلمان برمی گردد اما هواپیمایی تحت مالکیت ندارم. اساساً راستی‌آزمایی این ادعا هم کاری ندارد و سازمان هواپیمایی کشور به راحتی به شما پاسخ می‌دهد که آیا هواپیمایی تحت مالکیت من، بستگانم یا دلتابان است. کسی که بخواهد هواپیما داشته باشد، باید ایرلاین داشته باشد و قاعدتاً من چنین چیزی ندارم. البته داشتن هواپیما و سرمایه کلان بد نیست اما اینها شایعه است.

رنجکشان درباره منشأ این شایعات که گفته می‌شود او پنجاه تا صد میلیارد به سینما ایران آورده، تأکید کرد: اصلاً چنین رقم‌هایی صحت ندارد. برخی در سینما به دنبال کانالیزه کردن من در سینما بودند و من احساس کردم آنها قصد دارند من را در فضایی ببرند که به تلف شدن سرمایه گذاری‌ام در سینما منتهی شود. فکر می‌کردند من نمی‌فهمم و می‌توانند سرمایه‌ام را حیف‌ومیل کنند. وقتی در باند آنها نرفتم من را به باد انتقاد می‌گیرند.

این تهیه‌کننده سینما با اشاره به دشمنی‌هایی که عده‌ای با او در سینما دارند و در آغاز کار سنگ‌اندازی کردند، ادامه داد: بعد از دشمنی‌ها احساس کردم باید بیشتر دقت و مطالعه کنم و با تامل بیشتری ارتباطات در سینما داشته باشم. همین باعث شد برای دورهای ارتباطم را کمتر کنم و همین مسأله خشم این آقایان را به دنبال داشت. افرادی که به من تهمت باید ثابت کند که پول من کثیف است. من ادعا می‌کنم یکی از تمیزترین پول ها را در کشور دارم. بعضی اوقات حسادت آدم را کور و کر میکند. اینها افتاده‌های صنف هستند و من با شرف 50 سال کاسبی کرده‌ام و از آنها نمی‌ترسم.

رنجکشان درباره انگیزه‌اش از سرمایه گذاری در سینما گفت: من از همان دوران مدرسه که شغل بچه‌ها را می‌پرسیدند عاشق فیلمبرداری بودم. در همان دوران کودکی دوربین عکاسی خریدم و از تهران عکاسی می‌کردم. در ادامه وقتی در دبیرستان میرداماد درس می‌خواندم، به تئاتر علاقمند شدم و تئاتر بازی کردم. علاقمندی اصلی من هم به تئاتر است و بعد سینما. الان به جز تئاتر «بینوایان»، در تئاتر «جنون» که یک کار دانشجویی است سرمایه‌گذاری کردم که قرار بود در سالن تئاتر شهرزاد به نمایش درآید. در واقع این عرصه، عشق و علاقه شخصی‌ام است اما در عین حال با شم سرمایه گذاری و اقتصادی به سراغ علاقمندی‌ام آماده‌ام و این مورد پسند برخی آقایان نیست.

او در پاسخ به این پرسش که «سینمای ایران به خصوص از آن جنس از سینما که شما به عنوان سرمایه گذار سراغش رفته‌اید، سودده نیست و ممکن است سودآوری نداشته باشد. آیا این منطق اقتصادی دارد؟» گفت: ما هم حتماً باید برویم فیلم مبتذل و سخیف پا بسازیم تا نگرانی به وجود نیاید؟ این سبک فیلم‌ها مورد علاقه‌ام نیست و این آثاری که در آن سرمایه گذاری کردم، جنس سینمای مورد علاقه‌ام را نشان میدهد. انگیزه من هم پول پیدا کردن در سینما نبود. من پنجاه سال تجارت کرده‌ام و می‌دانم در این شرایط اگر ابتدای سال هر چیزی خریده بودم، الان سه برابر شده بودم. من سینما و بیش از سینما، تئاتر را دوست دارم و انگیزه این حضور علاقمندی است. الان هم زمانی نیست که من بخواهم پول پیدا کنم و می‌خواهم به علاقمندی خودم برسم. در عین حال شما می‌دانید که فروش فیلم در سینمای ایران تا حدود زیادی به شانس مربوط می‌شود.

رنجکشان خطاب به فعالان سینما گفت: اگر یک نفر آمده و سرمایه‌ای به سینما آورده، تخریب او و فراری دادنش هم ناجوانمردی در حق سینماست و هم ناجوانمردی در حق آن شخص. در یک فیلم سینمایی دست کم پنجاه نفر کار می‌کنند و چرا نباید رخ دهد؟ از عمر و سن من چندان باقی نمانده و فکر می‌کنم من حق دارم در سال‌های پایانی عمرم، بخشی از سرمایه‌ام را صرف حوزه‌ای کنم که از کودکی و شصت سال پیش دوست داشتم.

او درباره نحوه ورودش به سینما گفت: اولین ارتباطم در سینما با سیدضیاء هاشمی بود که به تولید منتهی نشد اما اولین حضورم در سینما با سرمایه گذاری در «سرکوب» اولین فیلم رضا گوران بود. همان موقع برخی آقایان آمدند و به من گفتند «تو بلد نیستی و ممکن است گوران که اولین فیلمش است، نتواند» اما آقای حبیب اسماعیلی آمد، با هم دوست شدیم و تصمیم گرفتم سرمایه گذاری کنم و خوشبختانه فیلم خوبی ساخت. از همان جا، زدن من شروع شد و با تئاتر «بینوایان» به اوج خودش رسید. اینکه اجازه ندهند فیلم او به اندازه کافی دیده شود، حرکت ناجوانمردانه‌ای است. این خیلی بد است که کاری کنند آدم‌ها به جای سرمایه‌گذاری، پول‌هایشان را به سمت دلار و ارز ببرند یا از کشور خارج کنند و در اقتصاد کشور سرمایه گذاری نکنند.

او درباره اینکه از شخصی به عنوان مدیر برنامه‌اش یاد میشود و در پاسخ به این پرسش که مشاورش در سینما کیست؟، گفت: مشاوری در حوزه سینما ندارم. گاهی اوقات از بزرگان سینما مشورت می‌گیرم. هرکس می‌خواهد با خود من در ارتباط است و اهالی سینما به خودم مراجعه میکنند. دخترم که نویسنده است، تنها مشاورم بوده است. فیلمنامه را می‌دهم، می‌خواند و نظرش را می‌گیرم اما در نهایت تصمیم‌گیرنده خودم هستم. من به فیلمسازانی که می‌آیند می‌گویم من یک ملودرام اجتماعی انسانی میخواهم که باقیات الصالحات در پی داشته باشد.

او درباره اینکه گفته می‌شود رابطه صمیمی با نوید محمدزاده دارد و رابطش با پارسایی کارگردان تئاتر «بینوایان» بوده، گفت: این هم از آن ادعاهاست. من زمانی که با آقای پارسایی آشنا شدنم اصلا هیچ‌یک از بازیگران نمایش مشخص نشده بودند در نهایت من به آقای پارسایی گفتم سرمایه گذاری می‌کنم و این تئاتر پیش رفت.

محمدصادق رنجکشان
محمدصادق رنجکشان در کنار پوستر فیلم حمید نعمت الله

رنجکشان در پاسخ به اینکه آیا با ساداتیان درباره انتخاب و سرمایه گذاری در پروژه‌ها مشورت کرده، گفت: اصلاً. پس از آقای سیدضیاء هاشمی تصمیم گرفتم با هیچ آدم سینمایی مشورت نکنم. البته منظورم آقای ساداتیان نیست. ایشان شریک من است، برایش احترام قائلم و پشتش نماز می‌خوانم اما به طور کلی کمتر مشورت می‌گیرم.

رنجکشان در پاسخ به پرسشی پیرامون میزان سرمایه گذاری‌اش در سینما آستارا به عنوان شریک سیدجمال ساداتیان گفت: سهم من در مشارکت برای سینما پنجاه درصد است. مجموعه سینمایی که مخروبه بوده را ساخته‌ایم و سرمایه گذاری کردیم. طبیعتاً باید ما را تشویق کرد. سینما عشقم است و تا عشقم را کور نکنند، در سینمای ایران میمانم. ما مثل خودشان میتوانیم رفتار کنیم اما حتی تا به حال مصاحبه هم نکرده بودم.

او درباره میزان سرمایه‌گذاری‌اش در سینما و پیرامون ارقام نجومی که مطرح میشود، گفت: ارقامی که به عنوان شایعه مطرح شده، واقعیت ندارد برای «سرکوب» که یک لوکیشن داشت حدود دو میلیارد هزینه کردیم و برای «بی‌حسی موضعی» نیز حدود دو میلیارد سرمایه گذاری کردیم. تنها فیلم که بیش از اینها هزینه کردیم، فیلم «متری شش و نیم» به کارگردانی سعید روستایی است که برای آن لوکیشن پرهزینه ساختیم که مجموعاً بالای هفت میلیارد پرداخت شد و تنها پنجاه درصدش را من پرداخت کردم.

رنجکشان درباره تئاتر «بینوایان» گفت: برای این تئاتر شش تا هفت میلیارد هزینه کردیم و بقیه هزینه‌اش را از فروش بلیت در ایران نمایش تامین کردیم. واقعاً چرتکه نیانداخته‌ایم ببینیم که چه میزان به سوددهی رسیده اما امیدواریم پس از اینکه این تئاتر در 28 دی ماه به پایان رسید و حساب و کتاب کردیم، به سوددهی رسیده باشد.

رنجکشان در واکنش به این اتهام که نوع سرمایه گذاری چهره‌هایی چون او باعث گران تر شدنِ تولید در سینمای ایران شده، گفت: اولاً من پول زیادی در سینمای ایران نیاوردم و پولی که من به سینما آوردم برای شش هفت فیلم سینمایی، عدد زیادی نیست. در ثانی، من سرمایه گذار این پروژه‌ها هستم و تهیه کننده‌های حرفه‌ای و سالمی این پروژه‌ها را هدایت کرده‌اند و واقعاً نمی‌دانم ارتباطی بین سرمایه گذاری محدودم با سطح دستمزدها برقرار کنم.

او در واکنش به تعبیر «سلطان سینما» که درباره او به کار رفته، گفت: من نیامده‌ام سینما را بگیرم و با لفظ «سلطان» مشکل دارم. من چند فیلم ساخته‌ام و من را خونین جگر کردند. شاید یک روزی دوست داشتم کار بزرگی در سینمای ایران انجام دهم اما بعد از حواشی دروغی که علیه من به وجود آورند، انگیزه‌ام را به کلی از دست دادم.

رنجکشان درباره اینکه آیا برنامه‌تان این است که همچنان سالی شش یا هفت فیلم را بسازید؟ گفت: من فضای سینمای ایران را نمیشناختم و الا در این تعداد سرمایه گذاری نمی‌کردم. من فکر میکردم سینما هم همچون سایر حوزه‌هاست و از سرمایه گذاری استقبال می‌کنند. اگر این فضا ادامه داشته باشد، قاعدتاً سرمایه گذاری ام در سینما کاهش پیدا می‌کند.




یک ماه و اندی بعد از افشاگری رسانه های مستقل، حالا روزنامه منسوب به هلال احمر گزارشی منتشر کرده درباره “سرمایه گذار هشت فیلمه”⇐ عموسبیلو، آقای دوربینی یا سلطان سینمای ایران؟

سینماروزان: کمی بیش از یک ماه قبل بود که برخی رسانه های مستقل هنری و از جمله “سینما24” و “سیمانما” درباره حضور “سرمایه گذار هشت فیلمه” در سینما و چرایی حضور متوالیش به عنوان سرمایه گذار در هشت پروژه مختلف طرح سوال کردند.

حالا هفته ها بعد از آن خبررسانی برخی رسانه های ارگانی که معمولا در طرح مباحث کلیدی دنباله روی رسانه های مستقل هستند نیز درباره رسوخ سرمایه گذار هشت فیلمه به سینما طرح سوال میکنند.

از جمله این رسانه ها روزنامه “شهروند” منسوب به سازمان هلال احمر است که در گزارشی با عنوان “عموسبیلو، آقای دوربینی یا سلطان سینمای ایران؟” درباره این سرمایه گذار هشت فیلمه حرف زده است.

متن گزارش “شهروند” را بخوانید:

در ماه‌های اخیر «نگاه رسانه‌ها متوجه قصه جذاب ‏حضور عجیب صاحب یک آژانس مسافرتی شده که صاحب بخش مهمی از فیلم‌های امسال است». این شخص به‌نام محمدصادق ‏رنجکشان امسال در فیلم‌های مهم و کنجکاوبرانگیزی چون متری شش‌ونیم سعید روستایی، سرکوب رضا گوران، سرخپوست ‏نیما جاویدی و لتیان ساخته علی تیموری، بی‌حسی موضعی حسین مهکام، تفریق مانی حقیقی، قاتل و وحشی حمید نعمت‌الله و از ‏عشق امیر ثقفی سرمایه‌گذاری کرده و از این طریق خود را به‌عنوان مهمترین نام این روزهای سینمای ایران تثبیت کرده که «اگر ‏فیلم‌‌هایش را از جشنواره بیرون بگذارد، مهمترین رویداد فرهنگی کشور آسیب می‌بیند». گفتنی ا‌ست رنجکشان در نمایش بینوایان نیز سرمایه‌گذاری کرده است.‏

می‌گویند محمدصادق رنجکشان را سیدجمال ساداتیان به دنیای سینما آورده. آنهایی که روزهای بازسازی سینما آستارا را یادشان ‏است، در تصاویری که از مراحل مختلف بازسازی آن سینما رسانه‌ای شد، بی‌تردید متوجه مرد میانسالی شده بودند که در کنار ‏ساداتیان حضور داشت. مردی خوش‌تیپ با سبیل‌های آراسته‌ای که یادآور آدم پولدارهای فیلم‌های ایرانی بود. بله؛ او همان ‏محمدصادق رنجکشان است. مردی که با همکاری در بازسازی سینما آستارا واقع در میدان تجریش فعالیت در حوزه سینما را آغاز ‏کرد. مردی که از بیست‌وچهار- پنج‌سال پیش با تأسیس و ریاست هیأت‌مدیره یکی از مهمترین آژانس‌های مسافرتی و توریستی ‏کشور به‌نام دلتابان در عرصه‌ توریسم هم نام و نشانی به‌دست آورده و سه بار در سال‌های ٩٤، ٩٥ و ٩٦ هم به‌عنوان برگزیده ‏برتر ملی گردشگری انتخاب شده، آن‌هم در دو دولت مختلف با نگاه و نگرش و سیاست‌های به‌شدت متفاوت. ظاهرا رنجکشان ‏مالک هتل‌های پارمیدا و هلیا در کیش نیز است.

شوخی‌های مجازی حکایت از این دارند که از این به بعد پروژه‌ای برای کوبیدن رنجکشان آغاز خواهد شد؛ به این دلیل کوچک که در ‏این مرزوبوم الصاق عنوان سلطان به نام یک فعال اقتصادی در هر رشته‌ای باشد، او را سیبل می‌کند. بدا به حال او!‏

این‌که در سینمای تا ریشه دولتی ایران شخصی پیدا شده که اگر فیلم‌‌هایش را از جشنواره بیرون بگذارد، نمادین‌ترین و مهمترین ‏رویداد فرهنگی کشور آسیب می‌بیند؛ این روزها بهانه‌ای شده برای آغاز پروژه زیر سوال بردن حجم سرمایه‌گذاری رنجکشان، که ‏حداقل 8 فیلم از فیلم‌های امسال را وارد چرخه تولید کرده.  چنین شده که رسانه‌هایی خاص شروع کرده‌اند به تشکیک در منابع ‏مالی پروژه‌هایی که با سرمایه‌گذاری این فرد جلوی دوربین رفته‌اند. این در حالی ا‌ست که بر عکس سرمایه‌گذاران گل‌درشت سابق ‏سینمای ایران، رنجکشان حداقل در ظاهر با کسب‌وکاری که پیش از ورود به سینما نیز داشته، با دیگرانی که از طریق اتکا به ‏منابع دولتی به ریخت‌وپاش در سینما می‌پرداختند، متفاوت به نظر می‌رسد.

بخش دیگر انتقادها در مورد رنجکشان به شهرت‌طلبی او مربوط می‌شود. این‌که در سال‌های اخیر تقریبا تمام ضیافت‌های ‏دلتابان که فقط کانال تلگرامش 21‌هزار فالوور دارد چهره‌های نامدار سینمایی حضور داشته‌اند و در این بین مدام عکس‌های ‏دونفره رنجکشان با چهره‌هایی چون مرحوم ناصر ملک‌مطیعی، محمدرضا شریفی‌نیا، مجید مظفری، امیر جعفری و… منتشر شده، ‏دلیل بروز انتقادهایی شده که سرمایه‌گذاری این شخص را به انگیزه‌های خودنمایانه‌ تقلیل می‌دهند.‏

این‌که آیا رنجکشان در این حیطه جدید نیز موفق خواهد شد یا نه، نیاز به گذر زمان دارد. اما تاکنون تنها چیزی که روشن ‏شده این است که این سرمایه‌گذار در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته. کاربری نوشته: «اگر بدانید او چه پولی ‏وارد سینما کرده، سبب دلیل علاقه سینماگران را متوجه خواهید شد.» کاربران بی‌شماری اما نگاهشان به سرمایه‌گذاری رنجکشان ‏مثبت است: «درحالی‌که جیب فرهنگی دولت خالی است، ظهور یک سرمایه‌گذار که فقط در یک پروژه تئاتری نزدیک به 300 ‏فرصت شغلی پدید آورده اتفاق خوبی‌ است.» کاربری نیز با اعتراض به انتقاداتی که از حضور رنجکشان صورت گرفته، نوشته: «‏مدت‌هاست می‌گویید راه علاج سینمای ایران از سرمایه‌گذاری خصوصی می‌گذرد. بابا این‌که دیگه بخش خصوصیه. دیگه از چی ‏می‌نالید؟»

درباره تاثیرگذاری رنجکشان همین بس که او در شرایطی در سینمای ایران 8فیلم مهم را سرمایه‌گذاری کرده که دو مرکز ‏مهم سرمایه‌گذاری فرهنگی این سینما- که به نهادهای دولتی و حکومتی نزدیک هستند- از نظر سرمایه‌گذاری تفاوت زیادی با او ‏ندارند…




سیدضیاء هاشمی رییس جامعه صنفی تهیه کنندگان رودررو با شریک “سرمایه گذار هشت فیلمه” بیان کرد⇐با سابقه ۴۰ ساله تهیه کنندگی نمیتوانم دو فیلم همزمان بسازم اما سرمایه گذاری وارد شده که به راحتی هشت فیلم را با هم میسازد!!!/چطور صد میلیارد سرمایه مشکوک وارد فرهنگ میشود و مدیران حرفی نمیزنند؟/پولهای کثیف است که کل سینمای ایران را روی هوا برده و آقایان به دنبال نظارت بر یک سریالند!!/تأکید بر افزایش فروش سینماها فقط و فقط پلتیکی است برای سرپوش گذاشتن بر ورود سرمایه های مشکوک وگرنه کیست که نداند سینمای ما کاملا ورشکسته است!/صدور پروانه ساخت برای سرمایه گذاران مشکوک باید ممنوع اعلام شود/با کمک حسین انتظامی صنف واحد تهیه کنندگان را راه انداخته و ورود سرمایه های مشکوک را مهار میکنیم!!

سینماروزان: افشاگری رسانه های مستقل درباره ورود سرمایه های مشکوک به سینما که با حضور “سرمایه گذار هشت فیلمه” به اوج رسیده بعد از انتقاداتی از سوی برخی سینماگران با اظهارات تند و تیز رییس جامعه صنفی تهیه کنندگان مواجه شد.

به گزارش سینماروزان سیدضیاء هاشمی که برای مناظره ای درباره آفات ورود سرمایه های مشکوک دربرابر تهیه کننده ای که اخیرا به شراکت با سرمایه گذار هشت فیلمه مشغول است در شبکه “شما” حاضر شده بود درباره ورود پولهای مشکوک به سینمای ایران گفت: با گسترش هزینه تولید در برخی سریالهای نمایش خانگی و یا فیلمهای سینمایی به واسطه حضور برخی افراد که پشتوانه فرهنگی هم نداشتند و از جریان های مختلفی حمایت شدند که ما هم دقیق متوجه پشتوانه آنها نشدیم، طی چهار سال قبل ضربه مهلکی به سینمای ایران وارد شد و با افزایش بیش از حد دستمزدها که از بازیگران تراز اول آغاز شد و بعد به تدریج با گسترش آن به عوامل دیگر هم رسید، تولید در بخش خصوصی بسیار دشوار شد.

هاشمی در برابر دفاع تهیه کننده روبروی خود از ورود پولهای نامعلوم به سینمای ایران گفت: هر کسی سرمایه می آورد، فرامین مافوقان را هم با خود دارد.  با سرمایه گذاری مشکوک در یک بازه زمانی کوتاه تعداد زیادی فیلم با یک سرمایه گذار تولید شدند و هدف از آن هم نامعلوم است. زمانی که دولت نظارت خود را تنها محدود به پروانه ساخت و نمایش کرده است، چطور ۱۰۰ میلیارد از سوی یک نفر وارد حوزه فرهنگ میشود و مدیران حرفی نمی زنند؟! این پروداکشن ها و لاکچری بازی در سینما و تئاتر بسیار خطرناک است بخصوص فیلمسازهای خوب ما علاقه ای به ساخت فیلم با این پولها ندارند.

سیدضیاء هاشمی خاطرنشان کرد: سرمایه گذاران جدید رفتارشان هم تازه است به طوری که با بازیگر تماس می گیرند و خودشان با آنها مذاکره می کنند و برای چند کار با آنها قرار داد می بندند. اساسا سرمایه گذار همه آدمها و بازیگران را انتخاب می کند و به تهیه کننده به چشم اپراتور نگاه میکند.

هاشمی با انتقاد از مسیر انحرافی توجیه مشکلات سینما با تکیه بر آمار فروش یادآور شد: تأکید بر افزایش فروش فقط و فقط پلتیکی است برای سرپوش گذاشتن بر ورود سرمایه های مشکوک!! این افزایش فروش امسال گیشه هم که مطرح می شود به دلیل افزایش قیمت بلیت سینما است وگرنه اتفاقی نیفتاده است، دولت در خواب غفلت به سر می برد، کل بودجه سینمای ما پول کوچک واردات یک شرکت خودرو نمی شود!!! ما ورشکستگی سینما را می دانیم و ارقام واقعی اعلام شده نشان از ورشکسته بودن سینمای ایران می دهد. ما مجبوریم جلوی این سرمایه های مشکوک بایستیم و انشاءالله با کمک حسین انتظامی بتوانیم صنف واحد تهیه کنندگی را ایجاد کنیم و در صنف واحد هم قطعا ورود چنین سرمایه هایی را مهار خواهیم کرد.

هاشمی تأکید کرد: من گیوه ام را کشیده ام و در مقابل این پول ها می ایستم!! سینمای ما در خطر جدی قرار گرفته است و آنهایی که می روند و روی یک سریال نظارت می کنند در خواب غفلت هستند، این پولهای کثیف است که کل سینمای ایران را روی هوا می برد!

این تهیه کننده باسابقه در پایان خاطرنشان ساخت: من شنیدم این سرمایه گذار هشت فیلمه درباره اکران فیلم هایش گفته است که ما برنامه ریزی کاملی برای اکران فیلم هایمان در سال آینده کرده ایم، یعنی مشخص است که این سرمایه ها از یک جایی پشتیبانی می شوند. از زمان صدور پروانه ساخت مشخص است که سرمایه فیلمها از کجا آمده پس صدور پروانه ساخت را باید برای این آدمها ممنوع کرد!!!  من با سابقه ۴۰ ساله تهیه کنندگی این سینما نمی توانم دو فیلم همزمان بسازم اما سرمایه گذاری وارد شده که به راحتی هشت فیلم را با هم میسازد.




راه اندازی صنف واحد تهیه‌کنندگان با حضور «سرمایه‌گذار هشت فیلمه»؟؟؟+عکس

سینماروزان: انتشار تصاویری از کافه نشینی شماری از تهیه‌کنندگانی که مدام علیه ورود سرمایه های مشکوک به سینما موضع میگیرند در کنار محمدصادق رنجکشان که به طور متوالی در حدود هشت فیلم سرمایه گذاری کرده، به شدت پرسش ساز شده است.

به گزارش سینماروزان در این تصاویر از مرتضی شایسته تا غلامرضا موسوی تا تهیه کننده فیلم سه ارگانی هلاکت موسی خیابانی تا شریک مجری درگیر در پرونده یک موسسه مالی-اعتباری، همه کنار رنجکشان حضور به هم رسانیده اند!

آیا صنف واحد تهیه کنندگان بناست با حضور رنجکشان به رسمیت شناخته شود؟

کافه نشینی محمدصادق رنجکشان و گروهی از تهیه کنندگان
کافه نشینی محمدصادق رنجکشان و گروهی از تهیه کنندگان



پرسش رسانه های مستقل پیرامون ظهور یک “سرمایه گذار ۸فیلمه” در سینمای ایران⇐چرا این فرد در بازه ای چندماهه، در چندین پروژه مختلف سرمایه گذاشته؟!/چرا این سرمایه گذار به جای پیمودن مسیر تدریجی و پله پله، به ناگاه پول تولید چندین و چند پروژه را تأمین کرده!؟؟/مدیران نظارتی سینما حواسشان بوده که در این چند ماه چند بار نام فرد مذکور به عنوان سرمایه گذار کنار پروژه ها آمده؟/آیا هزینه بازسازی سینما آستارا هم توسط همین سرمایه گذار تأمین شده؟/آیا ایشان به دنبال آن است که با بازسازی سینما آستارا و تبدیل آن به سرگروه، مسیری هموار فراهم کند برای اکران فیلمهای متعددش؟؟

سینماروزان: علیرغم همه دردسرهای ناشی از فعالیت در آکواریوم سینما آن هم در روزگار قدرت رسانه های مستقل همچنان هستند سرمایه گذارانی که به ناگاه وارد سینما شده و با همین ورود ناگهانی کلی هم پرسش ساز میشوند.

به گزارش سینماروزان تازه ترین سرمایه گذار وارده به سینما مردیست میانسال به نام محمدصادق رنجکشان که در هفته های گذشته به واسطه سرمایه گذاری در چندین و چند پروژه پرسش ساز زده.

برخی رسانه ها در چرایی سرمایه گذاری متوالی او در چند فیلم مختلف طرح سوال کرده اند و برخی نیز درباره نقش او در بازسازی سینما آستارا طرح سوال کرده اند.

ابتدا گزارش رسانه “سینما24” درباره این سرمایه گذار را بخوانید:

در ماههای گذشته نام یک سرمایه گذار نورس به نام محمدصادق رنجکشان به عنوان حامی مالی تولید چندین فیلم از محصولات سال اخیر سینمای ایران مطرح شده است.

عناوین این فیلمها را مرور کنید: متری شش و نیم(سعید روستایی-جمال ساداتیان)-سرکوب(رضا گوران)-سرخپوست(نیما جاویدی)-بی حسی موضعی(حسین مهکام-حبیب رضایی)-تفریق(مانی حقیقی)-لتیان(علی تیموری)-قاتل و وحشی(حمید نعمت الله)-از عشق(امیر ثقفی-مستانه مهاجر)

هشت فیلم فوق از جمله پروژه هایی هستند که یا در فهرست عوامل خود نام این فرد را به عنوان مجری طرح و سرمایه گذار آورده اند یا آن که منسوب هستند به حمایت این سرمایه گذار!!

فارغ از آن که صاحبان هشت فیلم نامبرده میتوانند درباره نقش این فرد در تولیدشان شفاف سازی کنند اینکه چرا یک فرد در فاصله ای چندماهه سرمایه چندین پروژه را تأمین کرده جای سوال دارد؟!

این چه سرمایه گذاری است که به جای پیمودن مسیر تدریجی و پله پله به ناگاه پول تولید چندین و چند پروژه را تأمین کرده ؟؟ در اغلب موارد و در بهترین حالت بودجه تولید یک فیلم سینمایی کمتر از یک سال بازنخواهد گشت. بر این اساس این جوان چطور جرأت کرده همزمان در تعدادی بالا فیلم سرمایه گذاری کند؟؟

معاون نظارت سینما و مدیران سینما که اخیرا شرط شفافیت نام سرمایه گذار را در صدور پروانه ساخت لحاظ کرده اند حواسشان بوده که در این چند ماه چند بار نام فرد مذکور به عنوان سرمایه گذار کنار پروژه ها آمده؟؟

پول ایشان از کجاست که به این راحتی صرف بیزنس پرخطر سینما و بعضا صرف افرادی شده که کارنامه ای شکست خورده در سینما دارند؟ احیانا با قارون نسبت دارند؟؟

رسانه مستقل “سیمانما” هم پرسشهایی مبنی بر بازسازی سینما آستارا توسط رنجکشان را این گونه مطرح کرده است:

خبر سرمایه گذاری متوالی محمدصادق رنجکشان در چندین فیلم سینمایی بشدت با تعجب اهالی سینما مواجه شده ولی هنوز مدیران سینمایی در چگونگی حضور همزمان وی در پروژه های مختلف توضیح نداده اند!!؟؟

به تازگی پرسشهایی طرح شده درباره شراکت رنجکشان با جمال ساداتیان در بازسازی سینما آستارا؟؟! ساداتیان که نام فیلم اخیرش “متری شش و نیم” در لیست فیلمهای رنجکشان آمده تاکنون درباره این شراکت حرفی نزده!

آیا رنجکشان به دنبال آن است که با بازسازی سینما آستارا و تبدیل آن به سرگروه مسیری هموار فراهم کند برای اکران فیلمهای متعددش؟؟ باید منتظر ماند و واکنش جمال ساداتیان نسبت به نقش رنجکشان در معادلات سینماییش را دید.