چهارده گاف‌ محسن چاووشی از منظر یک شاعر معاصر⇔از سیاوش قمیشی جعلی رسیدیم به مولانای دروغین؟!

سینماروزان: انتشار شعری منسوب به محسن چاووشی که ظاهرا در قالب مثنوی است ولی درباطن پر از ایرادات نحوی-وزنی واکنشهای منفی مختلفی را شکل داده وبسان همیشه هواداران یکطرفه چاووشی را وارد کارزار کرده که مخالفان را همه جوره بنوازند.
اسماعیل امینی شاعر معاصر در نقدی بر این شعر چاووشی در 14 بند گافهای چاووشی را برشمرده و غلط خوانی وی را زیر سوال برده.
متن یادداشت اسماعیل امینی را بخوانید:

شعري به نام محسن چاوشي منتشر شده است اما عجيب است كه خواننده، شعر خود را غلط مي‌خواند. به نظر مي‌رسد خواننده از اطرافيانش براي سرهم كردن اين سطرها كمك گرفته است. يكي از همان اطرافيان و يارانش نوشته است كه منتقدان اين شعر، چون نام چاوشي زير شعر است به آن حمله مي‌كنند و اگر بدون نام منتشر شده بود با شعر مولانا، برابرش مي‌دانستند و نيز اينكه منتقدان حرف‌هاي كلي مي‌زنند و به كاستي‌هاي مشخص شعر اشاره ندارند. حرف‌هاي درهم و برهم ديگري هم درباره معنا و بي‌معنايي و محاكات نوشته‌ است كه مصداق بارز پوچ‌نويسي است.

من اين شعر را سطر به سطر مي‌نويسم و در هر بيت فقط به يك كاستي اشاره مي‌كنم براي رعايت اختصار.

تاج‌گذاري كند آمده كاري كند
بت شكند شاه ما بنده‌نوازي كند
– اين بيت قافيه ندارد (كاري-نوازي) قافيه نيست.

ما بنوازيم نيز ناز بتِ بت شكن
بت بنوازد هر آن چنگ به سازي كند
– اين بيت آشفتگي نحوي دارد. در هر دو سطر فعل متعددي آمده (بنوازيم-بنوازد) اما مفعول اين دو فعل در جملات نيامده است.

آمده با قصد خود هر چه بت قادر است
با تبرش يك نفس دست درازي كند
– اين بيت هم آشفتگي نحوي دارد. فاعل جمله مشخص نيست. نقش نحوي جمله (هر چه بت قادر است) نيز مشخص نيست (دست درازي كند) چه معنايي دارد؟

خوي علي خوي او روي علي روي او
دست به زانو زند فتح اراضي كند
– اين بيت ترجيع است. در اين بيت معناي (دست به زانو زند) با ساير مفاهيم سازگاري ندارد. خوي علي و فتح اراضي چه ربطي دارد به (دست به زانو زند؟)

تيغ كشاند به هر كس كه به ناحق گرفت
عدل كشاند به هر قصد به قاضي كند
– هر دو مصراع آشفته است (كه به ناحق گرفت) عبارتي است كه مي‌خواهد درباره (هر كس) توضيح بدهد. اما اين عبارت بي‌معنا و نارساست.
دو جمله مصراع دوم نيز هر دو بي‌معناست.

سر بزند آنكه را خون خلايق مكيد
آب رخ مردمان ريخته؛ بازي كند
– (كه) مفعول جمله است اما انگار سراينده آن را با (كه) حرف ربط وابستگي جمله‌ پايه و پيرو اشتباه كرده است.
مصرع دوم كاملا بي‌معناست دو جمله توضيحي براي (آن كه) كه خودشان هيچ معنايي ندارند.

باز بگيرد خود آن آه دل مردمان
خود دل ايتام را آمده راضي كند
– (خود) در هر دو مصراع، زايد است و فقط وزن را پر كرده است. باز گرفتنِ (آن آه دل مردمان) نارسايي معنايي دارد.

در نگشايد به آن ذات كه پهلوي خلق
مي‌شكند دم به دم بعد نمازي كند
– (در نگشايد به آن ذات) آشفتگي معنايي دارد.

تيغ به فرقش زنيد شير به زهرش كنيد
شير خدا باز خود بنده‌نوازي كند
– (بنده‌نوازي) مختص خداي متعال است.

لافتي‌اي پدر لافتي جز شما
فزّتُ بربك علي فرق تو را مي‌خرم
– مصراع اول اشكال وزني دارد. معناي مصراع دوم (خريدن فرق امام) موهن است.

هم چو برادر، شهيد دست و سرم آن او
زهر بنوشم شها بنده شهيدت شوم
– مصراع اول آشفتگي نحوي و نارسايي معنايي دارد. قافيه ‌بيت (مي‌خرم-شوم) غلط است.

بنده سرافكنده‌ام در گذر از نطفه‌ات
قول دهم چون شما شير خدايي روم
– معناي مصراع اول موهن است. (قول دهم) در تنگناي وزن اين‌چنين ذوق‌ستيز شده است.

شبه علي مي‌رود اصل به ما مي‌رسد
دست خدا بر سرم او برسد در برم
– (او برسد در برم) غلط بارز نحوي و زباني است. از تعريض (شبه علي) هم درمي‌گذرم.

شبه پيمبر كلان جامه تن همچو آن
جامه دران خواهمش از سر او نگذرم
– (كلان) در مصراع اول بي‌معناست. (جامه تن) حشو قبيح است. (همچو آن) مرجع ضميرش مشخص نيست.
(جامه دران) در شعر عرفاني از نشانه‌هاي وجد و شور و حال است اما سراينده آن را به عنوان يكي از روش‌هاي مجازات به كار برده است.

بازار ابتذال، تقليد، جعل و دروغ‌ رونقي دارد. صداي ساختگي، حنجره الكترونيكي، عرفان مشتري‌پسند، موسيقي سنتي زرد، داريوش دست دوم، ابي دروغين، سياوش قميشي جعلي، گلپاي طرح ژنريك، فرهاد مهراد تقلبي و… تا بيايد برسد به مولاناي دروغين و سروده‌هاي پوچ و آشفته و پرغلط با زباني الكن و درونمايه‌اي سخيف.

و از همه شگفت‌تر، رواج اين جمله # مولاناي زمانت را بشناس
با يد‌الله با تيغ علي، ذوالفقار
سينه گردن كشان اذن دهد مي‌درم




متن کامل اشعار آلبوم تازه چاووشی لو رفت!!

سینماروزان: محسن چاووشی بعد از تغییر نام اجباری آلبومش از “قمارباز” به “بی‌نام” قصد کرده این آلبوم را از ۲۶آذر به طور رسمی منتشر کند.

تهیه‌کننده آلبوم تازه چاووشی هادی حسینی است که گفته شده برادرزاده محمد حسینی وزیر ارشاد دولت دوم احمدی‌نژاد است.

به تازگی روزنامه “فرهیختگان” متعلق به دانشگاه آزاد متن کامل اشعار آلبوم “بی نام” را منتشر کرده. این آلبوم ۱۰ قطعه دارد و اشعارش از میان آثار مولوی، سعدی و فصیح‌الزمان شیرازی انتخاب شده‌اند.

متن اشعار آلبوم “بی نام” را در ادامه بخوانید:

–قند منی(مولوی)

جان منی جان منی جان من
آن منی آن منی آن من
شاه منی لایق سودای من
قند منی لایق دندان من
نور منی باش در این چشم من
چشم من و چشمه حیوان من
گل چو تو را دید به سوسن بگفت
سرو من آمد به گلستان من
از دو پراکنده تو چونی بگو
زلف تو حال پریشان من
ای رسن زلف تو پابند من
چاه زنخدان تو زندان من
دست‌ فشان مست کجا می‌روی
پیش من آ ‌ای گل خندان من

–گنجشک پریده (سعدی)

ای یار جفا کرده پیوند بریده
این بود وفاداری و عهد تو ندیده
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم
گرگ دهن آلوده یوسف ندریده
ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند
افسانه مجنون به لیلی نرسیده
در خواب گزیده لب شیرین گل اندام
از خواب نباشد مگر انگشت گزیده
بس در طلبت کوشش بی‌فایده کردیم
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده
مرغ دل صاحب نظران صید نکردی
الا به کمان مهره ابروی خمیده
میلت به چه ماند به خرامیدن طاووس
غمزت به نگه کردن آهوی رمیده

–بر سلطان (مولوی)

تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم
نیست شوم نیست شوم تا بر جانان برسم
خوش شده‌ام خوش شده‌ام پاره آتش شده‌ام
خانه بسوزم بروم تا به بیابان برسم
خاک شوم خاک شوم تا ز تو سرسبز شوم
آب شوم سجده کنان تا به گلستان برسم
چونک فتادم ز فلک ذره صفت لرزانم
ایمن و بی‌لرز شوم چونک به پایان برسم
چرخ بود جای شرف خاک بود جای تلف
بازرهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم
عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا
در دل کفر آمده‌ام تا که به ایمان برسم
آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد
شد رخ من سکه زر تا که به میزان برسم

–چنگ (فصیح‌الزمان شیرازی)

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویى
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویى؟!
به کسى جمال خود را ننموده‏یى و بینم
همه جا به هر زبانى، بود از تو گفت‌وگویى!
غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم
تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از میانه، گویى!
به ره تو بس که نالم، زغم تو بس که مویم
شده‏ام زناله، نالى، شده‏ام زمویه، مویى
همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار، چنگى
من از آن خوشم که چنگى بزنم به تار مویى!
چه شود که راه یابد سوى آب، تشنه کامى؟
چه شود که کام جوید زلب تو، کامجویى؟
شود اینکه از ترحّم، دمى اى سحاب رحمت!
من خشک لب هم آخر ز تو‌ تر کنم گلویى؟!

–قمارباز (مولوی)

همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر
همه غوطه‌ها بخوردی همه کارها بکردی
منشین ز پای یک دم که بماند کار دیگر
همه نقدها شمردی به وکیل در سپردی
بشنو از این محاسب عدد و شمار دیگر
تو بسی سمن بران را به کنار درگرفتی
نفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگر
خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر
تو به مرگ و زندگانی هله تا جز او ندانی
نه چو روسبی که هر شب کشد او بیار دیگر
نظرش به سوی هر کس به مثال چشم نرگس
بودش زهر حریفی طرب و خمار دیگر

–عقل و خرد (مولوی)

جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
از زعفران روی من رو می‌بگردانی چرا
یا این دل خون خواره را لطف و مراعاتی بکن
یا قوت صبرش بده در یفعل الله ما یشا
این دو ره آمد در روش یا صبر یا شکر نعم
بی شمع روی تو نتان دیدن مر این دو راه را
هر گه بگردانی تو رو آبی ندارد هیچ جو
کی ذره‌ها پیدا شود بی‌شعشعه شمس الضحی
بی باده تو کی فتد در مغز نغزان مستی یی
بی عصمت تو کی رود شیطان بلا حول و لا
در مرگ هشیاری نهی در خواب بیداری نهی
در سنگ سقایی نهی در برق میرنده وفا
سیل سیاه شب برد هر جا که عقلست و خرد
زان سیلشان کی واخرد جز مشتری هل اتی

–باز آمدم (مولوی)

بازآمدم بازآمدم، از پیش آن یار آمدم
در من نِگر در من نِگر، بهر تو غمخوار آمدم
شاد آمدم شاد آمدم، از جمله آزاد آمدم
چندین هزاران سال شد، تا من به گفتار آمدم
آن جا روم، آن جا روم، بالا بدم، بالا روم
بازم رَهان بازم رَهان، کاین جا به زِنهار آمدم
من مرغ لاهوتی بُدم، دیدی که ناسوتی شدم
دامَش ندیدم ناگهان، در وی گرفتار آمدم
من نور پاکم ‌ای پسر، نه مشت خاکم مختصر
آخر صدف من نیستم، من درّ شَهوار آمدم
ما را به چشم سَر مَبین، ما را به چشم سِر ببین
آن جا بیا ما را ببین، کین جا سبکبار آمدم

–من ندانستم (سعدی)

من ندانستم از اول که تو بی‌مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
آن نه خالست و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سریست خدایی
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند
تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان
این توانم که بیایم به محلت به گدایی
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهلست تحمل نکنم بار جدایی

–قوم به حج رفته (مولوی)

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدید
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

–راز (سعدی)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینم
دلی بی‌غم کجا جویم که در عالم نمی‌بینم
دمی با همدمی خرم ز جانم بر نمی‌آید
دمم با جان برآید چون که یک همدم نمی‌بینم
مرا رازیست اندر دل به خون دیده پرورده
ولیکن با که گویم راز چون محرم نمی‌بینم
قناعت می‌کنم با درد چون درمان نمی‌یابم
تحمل می‌کنم با زخم چون مرهم نمی‌بینم
خوشا و خرما آن دل که هست از عشق بیگانه
که من تا آشنا گشتم دل خرم نمی‌بینم
نم چشم آبروی من ببرد از بس که می‌گریم
چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمی‌بینم




رسانه منسوب به هلال احمر خطاب به محسن چاووشی⇐كاش به ما بگوييد با خودتان چند چنديد؟!/ چطور است كه شما هم دردمنديد و هم بهره‌مند!؟؟/هم كار سفارشي مي‌كنيد و هم از ظلم و ستم روا رفته بر محرومان مي‌گوييد؟؟

سینماروزان: محسن چاووشی خواننده پاپ در این سالها نه فقط به خاطر میزان مخاطبان یا پرهیز از اجرای زنده بلکه به خاطر تناقضات رفتاریش در کانون اظهارنظر قرار گرفته. محسن چاووشی جزو معدود خوانندگان پاپ است که هم برای سریالی خوانده که سرمایه گذارش به 20 سال حبس محکوم شده، هم حمایت آقازاده ای را در تولید آلبوم داشته که مدعی داشتن «ژن خوب» است و هم برای برخی ارگانهای ارزشی متمول محصول تولید کرده است و در عین حال سعی کرده خود را حامی حقوق محرومان جامعه نشان دهد!!

اخیرا خبری منتشر شده مبنی بر آن که محسن چاووشی توانسته با حمایتهای خویش 32 نفر را از اعدام قطعی نجات دهد؛ انتشار این خبر موجب نگارش یادداشتی در روزنامه «شهروند» منسوب به سازمان هلال احمر شده است. یادداشتی که در آن با تحسین رفتارهای خیرخواهانه چاووشی، تناقضات این رفتارها گوشزد شده است.

متن یادداشت «شهروند» را بخوانید.

 اين يادداشت را نوشتم تا از خواننده‌اي به نام محسن چاووشی كه در سكوت كامل خبري به ناگهان ادعا کرد كه 32 نفر را از اعدام نجات داده، تشكر كنم. قطعا اجر اين عمل شما نزد خدا محفوظ است، اما كاش تعدادشان را نمي‌شمرديد و به دوست نزديك خبرنگارتان اعلام نمي‌كرديد، تا باز هم در سكوت كامل خبري بمانيد، چراكه غير از آن دو نفري كه به يمن صفحات اجتماعي و طرفداران‌تان برايشان پول جمع شد، كسي از وجود آن 30 نفر كه معلوم نيست كي هستند و چطور نجات‌شان داديد، خبر نداشت و ندارد!

فارغ از اين كه تيتر نجات جان 32 اعدامي توسط شما با متن خبر كه مي‌خواهيد در سكوت خبري بمانيد، مغايرت دارد، اما در همه جاي دنيا از شهرت سلبريتي‌ها براي انجام امور خيريه استفاده مي‌شود، اين كار برخلاف گذشته كه مثلا تختي از چهارراه‌وليعصر تا بويين زهرا پياده مي‌رفت و سينه به سينه آدم‌ها پول جمع مي‌كرد و چند شبانه‌روز نمي‌خوابيد، ساده‌تر شده و با گذاشتن يك پيغام روي صفحات اجتماعي اداي دين مي‌شود، اگرچه هنوز هم علي دايي با همان مرام پهلواني تختي، ماه‌ها كنار افراد آسيب‌ديده زلزله مي‌ايستد و تا كار را به سرانجام نرساند، كنار نمي‌كشد.

در جاي درست كه كمك مي‌خواهد، اتفاقا كار رسانه‌اي هم مي‌كند و ابايي ندارد كه بگويد قصدش چيست و هرجا كه بايد حساب‌وكتاب‌هايش را شفاف بيان مي‌‌كند .خداي نكرده منظورم اين نيست كه چرا براي اين كار خيرتان عرق نريختيد، نه اصلا! دم شما هم به قول دوست خبرنگارتان گرم، چون هر وقت احساس خطر مي‌كنيدبرای نهادها سفارشي كار مي‌كنيد و پول‌هاي كلان مي‌گيريد و هر وقت ميل‌تان كشيد مردمي مي‌شويد و براي محروميت خطه‌اي فغان سر مي‌دهيد.

كاش به ما بگوييد با خودتان چند چنديد؟! مگر سازوكار زندگي و تفكر و منش و رفتار يك خواننده اجتماعي نبايد با هم هماهنگ باشد، پس چطور است كه شما هم دردمنديد، هم بهره‌مند! هم كار سفارشي مي‌كنيد و هم از ظلم و ستم روا رفته بر محرومان خوزستان مي‌گوييد؟

باز هم دم شما گرم كه از اين همه اعتمادي كه به شما شده و از اين همه اعتباري كه در اختيار شما قرار گرفته، پستي از صفحه اجتماعي‌تان را به نجات چند جوان اعدامي اختصاص داديد، اما با اين‌كه خواستيد در سكوت خبري بمانيد، خواهشمنديم از سرنوشت 30 نفر ديگر و اين‌كه چطور نجات بخش‌شان شديد، اطلاعاتي به دوستان خبرنگارتان بدهيد، اگر كار خير رسانه‌اي شد، اشكالي ندارد، شما شفاف‌سازي كنيد تا ابهامات از بين برود.




کنایه مطنطن محسن نامجو به محسن چاووشی!!+فیلم

سینماروزان: محسن نامجو خواننده ایرانی مقیم نیویورک به تازگی از قطعه ای با نام “اعترافات 45ضربی” رونمایی کرده! این قطعه متعلق به آلبوم “مطنطن” است که زمستان امسال عرضه خواهد شد.

“اعترافات…” به لحاظ ارکستراسیون قطعه ای تلفیقی است که از سه تار تا گیتار و درام را در خود دارد و از چهارگاه تا شور را تداعی میکند.

کلیپ این قطعه روایتگر زندگی کرمی است که در حسرت پرواز شعله ور میشود!!

در بخشی از “اعترافات…” چنین طعنه ای روانه چاووشی شده: من از عقب یه جوری ولو گشتم/به زور از خوشی مردم/محسن چاووشی خواندم…

برای تماشای ویدیوی “اعترافات…” اینجا را ببینید.




آقای محسن چاووشی! از صندوق ذخیره فرهنگیان هم بخوان! 

سینماروزان/حامد مظفری: آقای محسن چاووشی! چه خوب که توانستی با تهدید به مهاجرت و در کوتاهترین زمان ممکن مجوز آلبوم «ابراهیم» را بگیری.

آقای چاووشی! دمت گرم که با قطعه «ای ماه مهر» ادای دین کردی به کودکان فقیر سرزمینت!

بازدمت گرمتر که در ترانه «در آستانه پیری» از «دوندگی» بی حاصل «جماعت» مینالی!

دست مریزاد که در قطعه «همراه خاک اره»، «سربار بودن» در عسلی به نام «نفت» را جار میزنی!

بارک الله که ملت را دعوت میکنی به آن که «جهان فاسد مردم را» دور ریخته و به «عطر نافه خود» خو کنند!

اما میدانی جای چه چیز در ترانه هایت خالیست؟

جای فریادهای مالباختگان موسسات مالی-اعتباری!

جای مردمی که کرور کرور پولشان در ارگانهایی تلف میشود که روسایشان، دفاع مقدس را مجالی کرده‌اند برای کاسبی خودیها!

جای هزاران فرهنگی که چشم امیدشان به صندوق دخیره ای بود که هیچ کس نفهمید چگونه وامهای کلان را در اختیار چشم‌چرانانی قرار دارد که نه اسمشان فرهنگی بود و نه رسمشان!

آقای محسن چاووشی که از آقازاده سیاستمدار اصلاح‌طلب تا برادرزاده سیاستمدار اصولگرا و از تهیه‌کننده درگیر در پرونده صندوق تا سازمان ارزشی حمایتت کرده‌اند تا بدون برگزاری حتی یک اجرای زنده، مدام آلبوم بدهی، بد نیست زکات مالت را قطعه‌ای کنی درباره یکی از انبوه مسأله مبتلابه پیرامونی بلکه ژست مردمخواهی‌ات باورپذیرتر شود!!

شاید هم همکاری پیشین با امثال تهیه کننده درگیر در ماجرای صندوق در سریالی خانگی، جسارت انتقاد از اینان را ازتان گرفته که در آن صورت خواندن از لگد به شیر صبور(!) نیز دردی از ملت زمینگیر از صبر(!) دوا نخواهد کرد و فقط به حدیث نفسی دردناک خواهد ماند از حنجره ای متصل!!




به‌دنبال حل مشکل آلبوم تازه چاووشی بعد از بستنی خوردن با یک مدیر ارشاد⇐کارگردان یک فیلم توقیفی پیشنهاد داد: حاضرم به تمامی کارمندان ارشاد از وزیر تا معاونان و ممیزان، بستنی دهم بلکه ولو به قیمت مثله شدن، مجوز نمایش فیلمم صادر شود!

سینماروزان: تهدیدات محسن چاووشی درباره انتشار بی‌مجوز آلبوم «ابراهیم» نتیجه داد و زودتر از حد تصور علی ترابی مدیر دفتر موسیقی ارشاد از حل مشکل آلبوم وی خبر داد. جالب و در عین حال عجیب آن که ترابی از حل مشکل قطعات آلبوم چاووشی صرفا در یک نشست بستنی‌خوران(!) خبر داد! ترابی در نشست جشنواره موسیقی فجر گفت: ما با آقای چاوشی نشستیم و با هم بستنی خوردیم و در یک شرایط دوستانه با هم حرف زدیم. من در این فضا بر اساس مسئولیت خودم ۳ قطعه ای را که اصلاحیه خورده مجوز دادم و ۲ قطعه دیگر نیز اصلاحاتی دارند که باید درباره آن اقدامات لازم انجام شود.

به گزارش سینماروزان این ادعاها، فارغ از واکنشهای متفاوت مخاطبان و تأکید بر آن که این روحیه بستنی خوری باید درباره هنرمندان لحاظ شود و نه فقط برخی از آنها(!) با واکنش یک کارگردان هم مواجه شده است.

صالح دلدم کارگردانی که آثاری همچون «نارمک» و «کباب غاز» را در کارنامه دارد و مدتهاست منتظر تعیین تکلیف آخرین ساخته اش «منشی مخصوص من» است با نگارش یادداشتی با طعنه به ماجرای ترابی-چاووشی خواستار تغیین تکلیف فیلمش شده است.

متن یادداشت این کارگردان را بخوانید:

بالاخره «ابراهیم» تازه‌ترین آلبوم «محسن چاوشی» بعد از کش و قوس‌های رسانه‌ای فراوان موفق به اخذ مجوز از وزارت ارشاد گردید و رییس دفتر موسیقی این وزارتخانه مطابق ادعای خودشان بعد از بستنی خوردن با چاووشی مجوز آلبوم را صادر کرد.

کاش تمام مشکلات ناشی از بی‌تدبیری ممیزان با یک بستی خوردن ساده تمام می‌شد اما این اتفاق تنها برای محسن چاوشی افتاد که گویا تهیه‌کننده آلبوم جدیدش از بستگان سیدمحمد حسینی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوم احمدی‌نژاد است(!!) که از قضا برخلاف وزرای متعدد ارشاد دولت روحانی کارنامه قابل دفاعی هم از خود به جای گذاشته است. یعنی باز هم گره از کاری باز می‌شود و سرمایه‌ای در حوزه فرهنگ نجات می‌یابد!

الغرض؛ در فاصله زمانی اسفند ۹۲ تا بهار ۹۳ فیلمی با عنوان «منشی مخصوص من» را ساختم. فیلم در اواخر دولت احمدی‌نژاد و در زمان تصدی‌گری جواد شمقدری بر سازمان سینمایی وزارت ارشاد و سیدمحمد حسینی بر وزارت ارشاد موفق به اخذ پروانه ساخت از ارشاد می‌شود اما تولید آن و سپس مراحل اخذ پروانه نمایش به دولت اعتدال و وزارت ارشاد دولت جدید و بدنبال آن مدیران سینمایی جدید برخورد می‌کند و خلاصه کلام، اول فیلم دچار سانسورهای فراوان (۸۲ مورد) می‌شود و سپس بعد از انجام سانسورهای لازم باز هم توقیف می‌ماند و موفق به اخذ پروانه نمایش و اکران در سینماها نمی‌شود. و سرمایه اینجانب و یکی دو نفر از شرکای سرمایه‌گذار و زحمات یک ‌گروه هنری که این فیلم را با دلار ۲۷۰۰ تومان ساختند تا به امروز روی هواست!

فیلم نه سیاسی است نه به مذهب یا موضوع حساس دیگری پرداخته، بلکه صرفاً یک کمدی خانوادگی و شاد و البته شیک است و شیکی زیاد فیلم ممیزان سختگیر را اذیت کرده و فیلم را با توجیه اروتیک، معلق کرده اند! تناقض آنجاست که همین الان فیلم‌هایی روی پرده اند که به زعم اهالی رسانه پر از دیالوگهای اروتیک هستند اما نه تنها کسی مانع نمایش آنها نشده که صدها سالن و دو برابر همین قدر سانس دراختیارشان است اما فیلم ما علیرغم دریافت تأییدیه برخی از همان اهالی رسانه شرایط یک اکران حداقلی را هم پیدا نکرده!!

چندین بار مسئولین سینمایی بابت پرداخت خسارت یا خرید حمایتی این فیلم جهت جبران ضرر و زیان وارده وعده هایی دادند اما در واقعیت نه شرایط اکران فراهم شده نه شرایط جبران خسارت توقیف. آیا درست است که در هنگام صلات ظهر بدون فوت وقت به نماز بایستیم اما با سرمایه و زندگی و زحمات مردم و افرادی که مستقلند این گونه بازی شود؟

۵ سال است به جبران خسارت عدم اکران «منشی مخصوص من» وعده حمایت از فیلم‌ جدیدم را می‌دهند اما در عمل از صدور مجوز ساخت جهت اثر جدیدم و با وجود ارائه مکرر فیلم‌نامه های مختلف، سر باز می‌زنند و هر بار به بهانه‌ای فیلم‌نامه ها را رد می‌کنند! و در عمل ۵ سال است در دولت اعتدال بیکار هستم و سرمایه ام به فنا رفته و دچار تدبیر و امید گشته‌ام!

آیا من هم میتوانم مانند چاووشی برای حل مشکل مجوز از «بستنی» کمک بگیرم؟؟ 

آقای وزیر ارشاد بفرما بستنی! آقای رییس سینما بفرما بستنی! آقای معاون ارزشیابی و نظارت بفرما بستنی! آقای مدیرکل بفرما بستنی! اعضای شورای پروانه نمایش بفرمایید بستنی!!! من حاضرم برای حل مشکل فیلمم به تمامی کارمندان ارشاد، بستنی دهم بلکه حتی با اعمال ممیزیهای مدنظر و مثله شدن، فیلمم پروانه نمایش گیرد بلکه بخشی از ضررهای اقتصادی تولید جبران شود؟ آیا هست یاری کننده ای که یاری کند ما را؟؟




تناقض درجه اول⇐محسن چاووشی که این سالها حمایت «ژن خوب»ها و جریانات متصل(!) را داشته در آلبوم تازه‌اش می‌خواند: دلیر ماندی و نان را به خون زدی که نمیری!!

سینماروزان: محسن چاووشی در روزهای اخیر به خاطر عدم ارائه مجوز آلبومی به نام «ابراهیم» و تهدیداتش مبنی بر انتشار بی مجوز این آلبوم در کانون توجه قرار گرفته است. رفتاری که با واکنش مدیر دفتر موسیقی ارشاد مبنی بر صدور مجوز با انجام اصلاحات همراه شد.

به گزارش سینماروزان در این اوضاع دمویی از آلبوم «ابراهیم» هم توسط محسن چاووشی منتشر شده که در بخشی از آن چاووشی چنین میخواند: تو را که بست به گاری که روز مزد عذابی/لگد زدند به شیری که صبر غرش او بود/شکست یوزیلنگی که رام و آینه‌خو بود/و از فراز دهانی سقوط کرد عقابی/دلیر ماندی و نان را به خون زدی که نمیری/به هرزه پا ندواندی از این دوندگی آخر/ چه میرسد به جماعت جز آخوری و طنابی

اینکه چاووشی در این قطعه کوشیده ولو به نماد هم که شده از گرفتاریهای کف جامعه بگوید قابل تأمل است اما چگونه میتوان از مخاطبی که در این سالها مراودات مختلف چاووشی با افراد و جریانهای متصل(!) را دنبال کرده انتظار داشت همدردی چاووشی را بپذیرد؟؟

محسن چاووشی به غیر از همین آلبوم «ابراهیم» که با حمایت هادی حسینی برادرزاده محمد حسینی وزیر ارشاد دولت دوم احمدی نژاد و شوهرخواهر اصغر پورمحمدی از مدیران سالیان رسانه ملی تولید شده در آلبوم قبلیش هم از حمایت حمیدرضا عارف آقازاده محمدرضا عارف که مدعی «ژن خوب» داشتن بود بهره برد.

ایشان در سریال «شهرزاد» هم از حمایت محمد امامی تهیه کننده ای که به خاطر درگیری با ماجرای پرونده صندوق ذخیره فرهنگیان مدتی در بازداشت به سر می برد برخوردار بود ضمن اینکه ایشان در ماههای اخیر همکاریهایی هم با موسسات ارگانی وابسته به سازمان هنری-رسانه‌ای اوج داشته است.

در این شرایط آیا مخاطبان همدردی چاووشی را می‌پذیرند؟ و آیا این همدردی مصداق بارز رطب خوردن و در عین حال منع رطب کردن نیست؟

بخشهایی از اجرای چاووشی را اینجا ببینید.




واکنش مدیر نظارت دفتر موسیقی ارشاد به تهدید محسن چاووشی مبنی بر انتشار بدون مجوز آلبوم تازه‌اش⇐مثل این می‌ماند که یک فرد عینکی درخواست صدور گواهینامه بدون عینک داشته باشد!!!/دو قطعه آلبوم چاووشی تأیید شده و پنج قطعه دیگر اصلاحیه خورده/هیچ اقدامی برای اصلاح قطعات انجام نشده/چاووشی اگر اعتراض دارد درخواست تجدیدنظر کند

سینماروزان: دو روز قبل بود که محسن چاووشی خواننده پاپ در اعتراض به عدم صدور مجوز آلبوم تازه‌اش «ابراهیم»، ارشاد را تهدید کرد به انتشار بدون مجوز این آلبوم. این تهدید با واکنش مدیر نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی ارشاد مواجه شده است که تأکید نموده بر اعمال اصلاحات آلبوم چاووشی و سپس صدور مجوز برای آن.

ابوالفضل صادقی‌نژاد مدیر شورای ارزشیابی و نظارت دفتر موسیقی ارشاد به «مهر» گفت: در تاریخ ششم مرداد ماه سال ۹۶ با شماره ثبت ۹۶.۱۴۹۵ هفت قطعه در قالب آلبومی با عنوان «ابراهیم» از سوی موسسه طرف قرارداد با محسنچاوشی در دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ثبت شد. پس از ثبت این آلبوم ما طبق روال اداری و قانونی روز ۱۸ مرداد ماه این آثار را به شورای شعر و ترانه دفتر موسیقی ارسال کردیم که پس از بررسی ۲ قطعه تایید و پنج قطعه نیز اصلاحیه خورد.

وی افزود: پس از اعلام این موضوع به موسسه ارسال کننده آلبوم، تاکنون هیچ اقدامی برای اصلاحیه موارد یاد شده انجام نگرفته بنابراین اگر ۹۰ ماه هم این موضوع از سوی موسسه تولیدکننده آلبوم راکد بماند، دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوزی به این آلبوم نمی دهد زیرا پرونده هنوز به طور کامل تایید نشده است. وقتی شما برای دریافت گواهینامه رانندگی به مراجع مربوط مراجعه می کنید و آن مرجع به شما اعلام می کند که شما با عینک می توانید گواهینامه بگیرید و در غیر این صورت به شما گواهینامه اعطا نمی شود آیا در آنجا هم می توان گفت چرا بدون عینک به من گواهینامه ندادند؟

صادقی نژاد تصریح کرد: اگر محسن