حرفهای فریدون جیرانی پیرامون وضعیت صدور مجوز در شورای پروانه ساخت⇐تاکنون فقط یک فیلمنامه مرتبط با کرونا به شورای ساخت ارائه شده!/اکثر فیلمنامه‌های کمدی ارائه‌شده، شبیه به هم هستند!/تصمیمات شورا متاثر است از حملات رسانه‌های مخالف به دولت ولی مدیریت شورا تا به حال سعي كرده تعادل را در شورا حفظ كند!/دفاع من از تعادل معني‌اش اين نيست كه همه فيلمنامه‌های انتقادی، تصويب شده و فيلمنامه‌اي رد نشده است!!

سینماروزان: با راه‌اندازی شوراهای پروانه ساخت، صدور پروانه ساخت برای آثار سینمایی از سر گرفته شده ولی همچنان مشخص نیست که چه حجمی از این فیلمنامه‌های پروانه‌گرفته، دست گذاشته‌اند بر مشکلات کلان اجتماعی و فی‌المثل شیوع کرونا و اغتشاشات بازار ارز.

فریدون جیرانی کارگردان پیشکسوت که عضو شورای پروانه ساخت است پیرامون کیفیت فیلمنامه‌های بررسی شده در شورای ساخت در هفته‌های اخیر به تینا جلالی در اعتماد گفت: دو دسته فيلمنامه به شورا ارسال مي‌شود، يك‌سري فيلمنامه‌هايي كه وصل به جريان اصلي هستند، آن جرياني كه به ميزان فروش و مخاطب سينما فكر مي‌كند و سازندگان براي جلب ‌توجه مخاطب بيشتر تلاش مي‌كنند بنابراين بيشتر فيلمنامه‌هاي ارسالي، كمدي هستند، اكثر اين فيلمنامه‌هاي كمدي فيلمنامه‌هاي بدي ندارند اما اكثرا شبيه به هم هستند، يك‌سري فيلمنامه‌هايي هم هستند كه توسط نسل جوان نوشته مي‌شود و قرار است توسط اين گروه ساخته شود كه مربوط به سينماي اجتماعي مي‌شود يا بخشي كه من نامش را سينماي اعتراضي مي‌گذارم دركنار اينها يك‌سري فيلمنامه‌ها هم توسط كارگردان‌هاي مطرح نوشته مي‌شود كه در كنار اين جوانان در مجموع مورد ارزيابي و بررسي قرار مي‌گيرد.

این عضو شورای صدور پروانه ساخت با اشاره به قلت فیلمنامه‌های مرتبط با کرونا گفت: تا اين لحظه كه با شما صحبت مي‌كنم به غير از يك فيلمنامه درباره كرونا، فيلمنامه ديگري نخواندم. البته بگويم كه 4 هفته بيشتر نيست شوراي پروانه ساخت كارش را مجددا شروع كرده است، در سال جديد اين هفته پنجم است كه بررسي فيلمنامه‌ها را از سر گرفتيم.

جیرانی درباره تاثیرپذیری شورا از اتفاقات سیاسی-اجتماعی گفت: شورا سياست خاصي كه نوشته شده باشد، ندارد. اما سليقه اعضاي شورا و مديريت شورا در تصميم‌گيري موثر است. اين سليقه و مديريت هم متاثر از فضاي سياسي و اجتماعي است. متر اين فضاي سياسي و اجتماعي را هم بايد در برخورد سايت‌ها و رسانه‌هاي مخالف دولت و ارشاد ديد. اين سايت‌ها و رسانه‌ها مي‌دانند با انتقاد تندشان روي عملكردها تاثير میگذارند. البته اين انتقادهاي تند هم ريشه در حال و هواي همان فضاي سياسي و اجتماعي‌ دارد كه امكان اين تندروي را ايجاد كرده است. البته مديريت شورا تا به حال سعي كرده تعادل را در شورا حفظ كند و نگذارد جوان‌هايي كه فيلمنامه اجتماعي نوشتند، آسيب ببينند.

جیرانی درباره حجم فیلمنامه‌های ردشده تاکید کرد: دفاع من از تعادل معني‌اش اين نيست كه همه فيلمنامه‌های انتقادی، تصويب شدند و فيلمنامه‌اي رد نشده است. اما مي‌توانم با قاطعيت عنوان كنم، فيلمنامه‌هاي تصويب شده جوان‌ها بيشتر از رد شده‌هاست!!




واکنش تهیه‌کننده “سرب” و “مارال” به ادعای پرویز پرستویی مبنی بر صدور مجوز فعالیت فردین در انتهای دهه شصت⇐واقعاً بی‌حواسید یا نان بی‌حواسی‌تان را می‌خورید؟ /در تمام دوران حیات فردین، هیچ‌گاه صلاحیتش برای بازیگری تائید نشد!/حتی بعد از دوم خرداد و زمانی که بنا شد فردین نقش اول فیلمی به کارگردانی ناصر تقوایی را بازی کند شخص مهاجرانی-وزیر وقت ارشاد- ساز مخالف زد!!/تاریخ را تحریف نکنید و جلوی قاضی، معلق بازی نفرمایید!

سینماروزان: ادعای اخیر پرویز پرستویی درباره صدور مجوز بازیگری فردین در انتهای دهه شصت با واکنش تهیه‌کننده “سرب” و “مارال” مواجه شد.

پرویز پرستویی در گفتگو با فریدون جیرانی در آپارات مدعی شده در اواخر دهه شصت، شرایط برای بازی فردین در سریال “رعنا”ی داوود میرباقری فراهم آمده و این خود فردین بوده که علاقه به بازی نداشته!

این ادعا با واکنش محمدهاشم سبوکی مدیر شیرازفیلم و تهیه‌کننده آثاری ماندگار نظیر “سرب”، “مارال” و “آوار” مواجه شده است که با نگارش یادداشتی تند، ادعاهای پرستویی را زیر سوال برده.

متن یادداشت محمدهاشم سبوکی را بخوانید:

آقای پرویز پرستویی! هنرمند عزیز در این تفکر مانده‌ام که آیا واقعاً بی‌حواسید یا نان بی حواسی‌تان را خوب میخورید ؟ !
طبق مدرکی موجود در نامه ای که در سال ۱۳۶۳ از وزارت ارشاد دریافت نمودم اعلام شد آقایان محمدعلی فردین، ناصر ملک مطیعی، ایرج قادری و سعید مطلبی صلاحیتشان جهت کارهای بازیگری تایید نمیشود که در این خصوص ماها نیز بیکار ننشستیم و از مراجع تقلید چه نامه ها که نگرفتیم و در تمام مدت حیات فردین، ارشاد ترتیب اثری نداد و هیچ گاه صلاحیتش تایید نشد ! …

بعد از اینکه دوم خرداد شد و مسئولین اصلاح طلبی که اوایل انقلاب روی کار بودند دوباره با اسم و رسمی جدید در راس کار آمدند و همه تصور کردند که بالاخره این تبعیض قائل شدنها خاتمه یافته و بر همین باور قرار بر آن شد فیلمی با بازی فردین و کارگردانی ناصر تقوایی تهیه کنیم و به همین دلیل یک بار در منزل زنده‌یاد اصغر بیچاره و باری دیگر در سینمای خود فردین(سینما نیاگارا/جمهوری) جلسه ای تشکیل دادیم و با وجود میل قلبی فردین، متاسفانه این بار هم جناب مهاجرانی ساز مخالفش را به صدا در آورد و اینگونه تیر خلاصی فردین را زد!

کافیست لحظه ای تامل کنید تا به یاد آورید فردین و آن انگشت شمار هنرمندانی که گلچین و ممنوع الکار شدند بخاطر این بود تا جایی برای امثال شماهایی باز شود که بر عکس آنها هیچکدامتان مردمی و گزینش ملت نبودید بلکه بادکنکی بودید که توسط بعضی از مسئولین بادی در شما دمیده شد !!! …

شما به خوبی میدانید وقتی سخن از مردمی بودن یک هنرمند به میان می آید چه معنایی دارد. به طور مثال آیا فردین در فیلم “جهنم به اضافه ی من” با فردین “آقای قرن بیستم” برای مردم فرقی داشت ؟ !
فردین “غزل” با فردین “گنج قارون” چطور ؟ !
و یا فردین “بر فراز آسمانها” با فردین “قهرمان قهرمانان” ؟؟؟
البته که فرقی نداشت ؛ فردین با هر کاراکتر برای مردم همان فردینی بود که جای سوزن انداختن در سینمایش پیدا نمیشد.

موضوع دیگر اینکه مگر فردین و دیگر هنرمندان ممنوع‌الکار، در فیلم “برزخیها” به خدمت انقلاب در نیامدند ؟ مگر خودشان را با جامعه ی جدید وفق ندادند؟ ! مگر در زمان آقای مجید معادی خواه و آقای مهدی کلهر پروانه “برزخیها” صادر نشد ؟ ! و در آخر چه شد غیر از اینکه فیلم را از اکران پایین کشیدند و پروانه اش را باطل کردند !

آقای پرستویی اینکه برادر شهید هستید احترامتان واجب ؛ اما اینکه شما را چه شده که اینگونه بداهه میگویید کس نمیداند ! شاید هم از چیزی ذی نفع میشوید؟؟ ! اکنون هم پس از گذشت سالها عوض اینکه جلوی قاضی، معلق بازی و تاریخ را تحریف کنید بروید و حواستان به خودتان باشد که به ناگه زودتر از موعد نترکید و بادتان خالی نشود !!! …

 

محمدهاشم سبوکی(تهیه کننده)+پرویز پرستویی

محمدهاشم سبوکی(تهیه کننده)+پرویز پرستویی




یک فعال سینما با زیر سوال بردن کیفیت داوری‌های جشنواره سی و هشتم بیان داشت⇐انگاری عمدا برخی فیلمها را نادیده گرفتند!/داوران فجر با نادیده گرفتن “خون شد”، به‌دنبال نمایش بزرگی(!) خود بودند؟/کدام فیلم جشنواره به خوبی “خون شد” سوداگری‌های بازار ارز را چوب زده بود؟؟ /چرا مستندهای مستقل و ازجمله “خط باریک قرمز” را بازی ندادند؟/اینکه دستیار یک داور دوتابعیتی جایزه می‌گیرد عجیب نیست؟؟/اگر بنا به بایکوت مطلق “پسرکشی” بود اصلا چرا فیلم را با تاخیر وارد جشنواره کردند؟؟/چرا در سال بازیهای ضعیف بازیگران زن، اجرای قدرتمند ژاله صامتی در “پسرکشی” دیده نشد؟/اینکه فردی هم داور است، هم برایش بزرگداشت می‌گیرند و هم دخترش را کاندیدا می‌کنند در شان جشنواره فجر است؟؟/انگاری در تعارف با حمایت ۸میلیاردی شهرداری مانده بودند و برای همین جشنواره را معطل فیلمی نگه داشتند که حمایت یک بانک شهری را داشت و درنهایت هم سیمرغ اصلی را به همین فیلم دادند؟؟/چرا “کشتارگاه” که به بهترین شکل پشت پرده مراودات اقتصادی ایران و عراق را نشان می‌داد نادیده گرفته شد؟؟/چرا جشنواره به افرادی باج داد که اساسا جشنواره را به رسمیت نشناخته و اختتامیه را تحریم کردند؟؟/از سال بعد در بالای فراخوان جشنواره با فونت درشت بنویسند: این فراخوان برای سینماگران مستقل است و افراد خاص(!) می‌توانند فراخوان را زیرپا بگذارند و باز جایزه بگیرند

سینماروزان: جشنواره سی و هشتم فیلم فجر به اختتامیه رسید و اغلب جوایز مطابق پیش‌بینی‌ها توزیع شد تا مشخص گردد علیرغم ژست‌های استقلال‌طلبانه هیات‌ داوران این جشنواره، همچنان افراد و جریانات متصل هستند که باید از این جشنواره بهره‌مند باشند و همچنان مستقلین را که روی پای خود ایستاده‌اند به بازی نمی‌گیرند.

روح‌الله حسینی فعال سینما و رسانه با انتقاد از داوری‌های جشنواره گفت: انگاری عمدا برخی فیلمها را نادیده گرفتند و نخواستند آنها را احتساب کنند وگرنه چطور می‌شود یک فیلم کشدار و کسل‌کننده که حتی از آثار قبلی سازنده‌اش هم عقبتر است و حتی سوژه‌اش هم کپی سوژه فیلمی مربوط به ۱۵ سال قبل است نامش بین کاندیداها باشد ولی کیفیت روبه‌جلوی مسعود کیمیایی در “خون شد” دیده نشود.

این فعال سینما ادامه داد: کیمیایی در “خون شد” اجرای تمیزی ارائه داده ضمن اینکه خیلی خوب روایتش را به اتفاقات ارزی پیوند زده! کدام فیلم جشنواره این قدر خوب سوداگری‌های بازار ارز را چوب زده بود؟؟ داوران فجر با نادیده گرفتن “خون شد”، به‌دنبال نمایش بزرگی(!) خود بودند؟

حسینی با اشاره به ورود مستندهای ارگانی به فهرست کاندیداهای سیمرغ گفت: اینکه دستیار یک داور دوتابعیتی جشنواره جایزه می‌گیرد عجیب نیست؟؟؟چرا مستندهای مستقل و ازجمله “خط باریک قرمز” را بازی ندادند؟ نمیشود که بچه‌های مستقل را برای گرم کردن تنور وارد جشنواره کرد ولی در داوری سرشان را برید.

روح‌الله حسینی درباره ورود با تاخیر “پسرکشی” به جشنواره گفت: فیلم را با تاخیر وارد جشنواره کردند و در رای‌گیری هم احتسابش نکردند و حتی وقت کافی برای نشست خبری دراختیارش نگذاشتند!! آن هم درحالی‌که این فیلم یکی از بهترین آثار کارگردانش بود و بخصوص در بازیگری و اجرا از بسیاری آثار جشنواره بهتر و ارزنده‌تر بود؛ حداقلش این بود که در سال بازیهای ضعیف بازیگران زن، اجرای قدرتمند ژاله صامتی در “پسرکشی” باید دیده می‌شد ولی فیلم را کاملا بایکوت کردند. چرا؟ چون امثال صامتی اهل پارتی‌های شبانه نیستند؟؟ اگر بنا به بایکوت مطلق “پسرکشی” بود اصلا چرا فیلم را با تاخیر وارد جشنواره کردند؟؟ این اتفاقات بیش از پیش سوءظن مهندسی آرا را تقویت می‌کند!

این فعال سینما و رسانه با اشاره به حضور فریدون جیرانی در هیات داوران و کاندیداتوری فرزندش در بخش طراحی لباس بیان داشت: اینکه فردی هم داور است و هم برایش بزرگداشت می‌گیرند و هم دخترش را کاندیدا می‌کنند در شان جشنواره فجر است؟؟

روح‌الله حسینی با اشاره به تحریم اختتامیه توسط تیم تولید “روز صفر” بیان داشت: نمی‌دانم دلیل این همه باج دادن چیست؟؟ وقتی عوامل فیلمی علاقه ندارند داوری شوند چه اصراری بود که پنج جایزه نصیبشان شود؟؟ بهتر نبود اساسا اینها از داوری حذف می‌شدند و افرادی جایگزین می‌شدند که لااقل جشنواره را به رسمیت می‌شناسند؟

حسینی با اشاره به ورود با تاخیر فیلم “خورشید” به جشنواره گفت: انگاری در تعارف با حمایت ۸میلیاردی شهرداری از جشنواره مانده بودند و برای همین جشنواره را معطل فیلمی نگه داشتند که در تیتراژش نام یک بانک شهری به چشم می‌خورد و درنهایت هم سیمرغ اصلی را به همین فیلم دادند!

این فعال سینما تاکید کرد: آیا بهتر نبود وقتی فراخوان را منتشر می‌کردند رک و راست می‌نوشتند این فراخوان فقط برای سینماگران مستقل است و سینماگران خاص(!) می‌توانند فراخوان را زیر پا بگذارند؟؟ وگرنه چه دلیلی وجود داشت که فیلمی به‌روز از یک فیلم اولی به نام “کشتارگاه” که به بهترین شکل پشت پرده مراودات اقتصادی ایران و عراق را نشان می‌داد نادیده گرفته شود؟؟

روح‌الله حسینی




فریدون جیرانی اعتراف کرد⇐ میخواستم “آشفتگی” را با محوریت دو خواهر بسازم و لیلا حاتمی هم قصه را خواند و دوست داشت ولی…+حرفهای جیرانی درباره ضدچپ بودن “فروشنده” و دوپارگی “متری شش و نیم”

سینماروزان: “آشفتگی” تازه‌ترین فیلم فریدون جیرانی است که با بازیگرانی گران همچون بهرام رادان و مهناز افشار ساخته شده و اخیرا روی پرده رفته ولی در رقابت با کمدی‌های تجاری نتوانسته قدعلم کند تا گواهی باشد بر این ادعا که در این سینما نه رادان تضمین فروش است و نه مهناز.

فریدون جیرانی به تازگی در گفتگویی تفصیلی با “شرق” اعتراف کرده به اینکه دوست داشته به جای دو برادر و یک زن اغواگر، دو خواهر- و لابد یک مرد اغواگر(؟)- را محور “آشفتگی” کند ولی ترسیده مجوز نگیرد.

فریدون جیرانی با اشاره به اینکه قصد داشته “آشفتگی” را با محوریت دو خواهر بسازد گفت: خط قصه‌اي که از ابتدا در ذهنم بود، شخصيت برديا خيلي توضيح داده نمي‌شد. برديا فقط لحظه ابتداي قصه بود و بعد از قصه خارج مي‌شد و کم‌کم باربد متوجه مي‌شد که برديا چه آدم کثيفي بوده. البته قصه اوليه براساس دو خواهر بود و ليلا حاتمي هم قصه را خواند و دوست داشت ولی احساس کردم با قصه اين دو خواهر پروانه ساخت گرفتن مشکل مي‌شود. شايد اگر قصه دو خواهر بود، تمام ايده‌هايي که براي اجرائي‌کردن قصه بود، بهتر پيش مي‌رفت.

فریدون جیرانی با طعنه به فقدان گفتمان در سینمای موسوم به اجتماعی این سالها بیان داشت: گفتمان چپ، روشن است. حرفش عدالت اجتماعي و دفاع از محرومان و فقراست. کساني که براساس اين گفتمان فيلم مي‌سازند، مي‌دانند به دنبال چه چيزي هستند اما وقتي از مطرح‌کردن انديشه چپ فرار مي‌کني نتيجه چيز ديگري مي‌شود. «فروشنده» آرتور ميلر نيز براساس انديشه چپ نوشته شده اما در «فروشنده»اصغر فرهادی، انديشه چپ کنار گذاشته شده تا همه چيز اين‌طور تعبير شود که به زندگي شخصي تجاوز شده است و بايد از زوايه ديگري به موضوع نگريست. 

جیرانی با نقد “متری شش و نیم” بیان داشت: سعيد روستايي نمونه خوبي براي بررسي سينماي اجتماعي است. در «متري شيش‌و‌نيم» نيمه اول قهرمان پليس و نيمه دوم قهرمان يک قاچاقچي است. اگر قهرمان پليس را براساس گفتمان چپ زمان سابق پيگيري مي‌کرديم، بايد با پايان ديگري مواجه مي‌شديم اما الان فيلم دوپاره است!!

جیرانی ادامه داد: کيميايي مي‌دانست که در «گوزن‌ها» قرار است چه بگويد. شخصيت سيد در “گوزن‌ها” وقتي وارد قصه مي‌شود تا انتهاي قصه مسيرش طبيعي است. ابي در فيلم “کندو” مسيرش كاملا روشن است. اتفاقا پيچيده‌تر از شخصيت ابي اصلا پيدا نمي‌کنيد اما در “متري شيش‌ونيم” نمي‌داني بايد قاچاقچي را دوست داشته باشي يا نه؟ اينها نکاتي است که به نظر من از دل گفتمان‌ها بيرون مي‌آيد ولی وقتی گفتمانی نداری، محصولت به بار نمی‌نشیند. امکان دارد فيلم‌ساز خوبي باشي، تکنيک بداني و حس و حال را خوب بلد باشي اما گفتمان است که حرف اصلي را مي‌زند.




جیرانی با پرستویی به “کافه آپارات” برگشت

سینماروزان: فریدون جیرانی، بعد از وقفه  یک ماه  برنامه “کافه آپارات” را با میزبانی از پرویز پرستویی اجرا کرد.

فریدون جیرانی در قسمت نهم برنامه کافه آپارات، میزبان بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون پرویز پرستویی است که به بهانه اکران فیلم سینمایی “مطرب ” مهمان این برنامه شده است.

فریدون جیرانی ، یک ماه پیش همزمان با پخش برنامه عزت الله ضرغامی، بر اثر  سکته  خانه نشین شده بود ، قرار است  از او در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به پاس چهار دهه فعالیت هنری تجلیل به عمل آید.

جیرانی که در ادوار جشنواره فیلم فجر به عنوان روزنامه‌نگار، منتقد، کارگردان، نویسنده، تهیه‌کننده و عضو هیات انتخاب و داوری حضور موثری داشته است. او حضور در سینمای حرفه‌ای را در سال ۱۳۶۰ با نوشتن فیلم‌نامه فیلم «آفتاب نشین‌ها» تجربه کرد و فعالیت در مطبوعات را با سردبیری در مجله سینما در سال ۱۳۷۰ آغاز کرد.

جیرانی تا به امروز در برنامه کافه آپارات، میزبان عوامل فیلم سرکوب و افرادی چون  همایون اسعدیان، مازیار میری، طناز طباطبایی،جواد عزتی، خانواده محمد علی فردین و …. بوده است.

این برنامه به تهیه کنندگی عمار سبحانی و سردبیری و اجرا فریدون جیرانی روزهای سه شنبه ساعت 22 از آپارات پخش می گردد.




جیرانی قید کارگردانی را زد و برای کارگردان “لج و لجبازی” پروانه گرفت!!/صدور پروانه ساخت برای قسمت دوم “چند میگیری گریه کنی؟”+فهرست کامل پروانه های صادره

سینماروزان: شورای صدور پروانه ساخت در جلسه اخیر با تولید سه فیلمنامه موافقت کرد.

به گزارش سینماروزان از جمله فیلمنامه های پروانه گرفته قسمت دوم “چند میگیری گریه کنی؟” است که بناست توسط علی توکل نیا تهیه کننده قسمت اول ساخته شود.

فریدون جیرانی هم گویا قید کارگردانی را زده و این بار پروانه “فالوئر” را به تهیه کنندگی خودش و کارگردانی مهدی برقعی گرفته است. برقعی سالها پیش یک کمدی به نام “لج و لجبازی” را ساخته بود و “فالوئر” دومین کارش است.

فهرست کامل پروانه های صادره به شرح زیر است:

–“فالوئر” به تهیه‌کنندگی فریدون جیرانی، کارگردانی مهدی برقعی و نویسندگی امیرحسین جهدوست با موضوع اجتماعی

–“چند میگیری گریه کنی؟2” به تهیه‌کنندگی محسن توکل نیا ، کارگردانی علی توکل نیا و نویسندگی رحیم بهبودی با موضوع کمدی

–“به عقب برنمیگردیم” به تهیه‌کنندگی بهمن کامیار ، کارگردانی و نویسندگی پویا نبی با موضوع اجتماعی




ادعاهای حسین هدایتی در آخرین دفاعیاتش⇐فیروز دولت آبادی[حامی روزنامه ای به سردبیری فریدون جیرانی]  ۲۱ میلیارد تومان برای یک سریال و فیلم از بنده پول گرفته است!!/مهران برومند، داوود میرباقری، سیمافیلم و برخی دیگر نیز به من بدهکارند!!

سینماروزان: حسین هدایتی از سرمایه گذاران متمولی که در سالهای اخیر از فوتبال تا هنر فعالیتهایی داشت در آخرین جلسه دفاعیاتش ادعاهای تازه ای را علیه برخی افراد بیان کرد.

حسین هدایتی با اشاره به فیروز دولت آبادی که مدتی حامی انتشار روزنامه “سینما” به سردبیری فریدون جیرانی بود بیان داشت: سراغ افراد بانفوذ بروید و آن‌ها را محاکمه کنید. فیروز دولت آبادی سفیر دولت وقت در ترکیه ۲۱ میلیارد تومان برای یک سریال و فیلم از بنده پول گرفته است!! چرا او را محاکمه نمی‌کنید و موضوع دو سکه یک فوتبالیست را مطرح می‌کنید؟؟؟

وی افزود: ۴ سال است در دادسرای ناحیه سه شعبه ۱۲ علیه فیروز دولت‌آبادی طرح شکایت کرده ام، اما هنوز ترتیب اثر داده نشده است.

هدایتی ادامه داد: مهران برومند، داوود میرباقری، سیمافیلم و برخی دیگر نیز به من بدهکارند. همچنین از مجید عادلیان طلب داشتم و چکی بود که ۵ دست چرخید و به دست بابک زنجانی رسید که وی از شعبه ۶ بانک سرمایه وام می‌گیرد. در زندان افتاده‌ام، اموالم را غارت می‌کنند و پروژه‌هایم خوابیده است.




«آشفتگی» (فریدون جیرانی)⇐فیلم معیار جریان انحرافی!! اینجا برلین شرقی است یا میدان ۷۲ نارمک؟؟ کپی از “پرستیژ”نولان یا تقلید از “گلپری جون”جمیله؟؟

سینماروزان/محمد شاکری:

منفی: فیلم معیار جریان انحرافی؟؟! فیلمی که از ابتدا تا انتها منحرف است تا قتل در نتیجه ودکاخوری مقتول اخیر و قاتل سابق را تداعی کند یا انحراف ذهنی نویسنده قاتل و در نهایت مقتول را؟؟ جغرافیای انحراف کجاست؟ میدان 72 نارمک؟ یا نقطه ای در آلمان شرقی پیش از فروپاشی دیوار برلین؟

منفی: به “ارژنگ” که میرسیم باز چپیدن در لونه موشهای حوالی شاهپور است که رخ میدهد!! از برلین شرقی تا شاپور راهی نیست حقیقتا؟!

مثبت: انحراف میدان باعث شده تصویری تازه از نسیم ادبی را ببینیم تا مشخص شود این بازیگر عمدتا مکمل حتی در دل انحراف هم بازیگر است!

منفی: کپی از “پرستیژ”کریس نولان؟؟ یا تقلید از “گلپری جون”؟ رادان قدم در راه کریستین بل گذاشته یا جمیله؟

منفی: شباهت گریم “ارژنگ” با بازی مهران احمدی به شکیبایی “سالاد فصل”!! گریم “دریا مشرقی” با بازی مهناز افشار هم یادآور لیلای “سالاد…” است!

*جوک
-این همه اصرار به جدا نوشتن “گی” از “آشفته” از کجا نشأت گرفته؟؟ شبیه شدن به “خفه”+”گی”؟؟!!

-سرو دوغ آبعلی با اسپاگتی!!

-باجه تلفن حائل دار کجاست؟؟ یکی هست شریعتی روبروی مخابرات! آیا این همان است؟

*دیالوگ
-تو این مدت که قهر بودیم آدم نشدی؟
–هنوز همون خریم که میگفتی

-کیفش به همینه که بخوری بالا بیاری و بعد بالا بیاری و باز بخوری!!

-دریا هیچکیو دوس نداره! لامروت اصلا قلب نداره!!

 




یک عضو هیأت انتخاب جشنواره فجر بیان کرد⇐فیلمسازان مطرح جشنواره با گذشته خودشان فاصله دارند!⇔پرسش: منظور این عضو هیأت انتخاب کیست؟ صدرعاملی؟ هنرمند؟ جیرانی؟ میرکریمی؟ یا پوراحمد؟؟

سینماروزان: بلافاصله پس از اعلام فهرست فیلمهای بخش مسابقه جشنواره فجر گفتگوهایی مختلف از اعضای هیأت انتخاب فجر منتشر صد که جملگی سعی در تأکید بر انتخابهای درست خویش داشتند و حتی یکی کار را به جایی رساند که علنا به تبلیغ مستقیم برخی آثار پرداخت.

حسین کرمی مدیر سیمافیلم از جمله اعضای هیأت انتخاب جشنواره فجر است که به نوبه خود از کیفیت بالای آثار و بخصوص فیلمهای اول جشنواره حرف زده ولی آثار فیلمسازان مطرح را نقد کرده.

حسین کرمی درباره وجه کیفی فیلمهایی که دیده به “جوان” گفت: به عنوان کسی که به انتخاب مجموعه‌ای از فیلم‌ها کمک کرده است و یک کار تیمی با دوستان انجام دادیم تا ۲۰ الی ۳۰ فیلم انتخاب شوند نمی‌توانم به صراحت بگویم که خوب بوده است یا خیر. در میان کار‌های اول کار‌های درخشان دیده می‌شود، اما برخی فیلمسازان مطرح ما هنوز با گذشته خودشان فاصله دارند.

به گزارش سینماروزان اگر بخواهیم بر اساس فیلمهایی که به بخش مسابقه راه پیدا کرده اند درباره فیلمسازان مطرحی که کرمی از آنها یاد کرده است، گمانه زنی کنیم به کیومرث پوراحمد(تیغ و ترمه)، فریدون جیرانی(آشفتگی)، رسول صدرعاملی(سال دوم دانشکده من)، محمدرضا هنرمند(سمفونی نهم) و رضا میرکریمی(قصرشیرین) برمیخوریم!!

منظور کرمی از فیلمسازان مطرحی که با گذشته فاصله دارند، کدامیک از اینهاست؟؟




در روزهایی که با انصراف افخمی، تولید فصل چهارم “هفت” بار دیگر به بن بست رسیده، یک رسانه اصلاح طلب مطرح کرد⇐”هفت” از زمان جیرانی در پي ايجاد شلوغ بازي و دفاع از فيلم‌هاي بي‌ارزش و تخطئه سينماگران باارزش بوده!!/فقط زمان گبرلو(!!) فیلمسازان موجه به “هفت” آمدند!!/رویکرد “هفت” هیچ گاه فرهنگ ساز نبود!!!

سینماروزان: فصل چهارم “هفت” بنا بود با حضور مجدد بهروز افخمی در مرکزیت به تولید برسد ولی انصراف وی از اجرا بار دیگر این برنامه پرحاشیه تلویزیون را در بن بست قرار داده است.

در همین اوضاع روزنامه اصلاح طلب “اعتماد” در تحلیلی که بهانه اش ماجرای اخیر فراستی در تلویزیون بوده به تندی از کلیت برنامه “هفت” انتقاد کرده است و فقط فصل دوم “هفت” را که یکی از انفعالی ترین دوران برنامه بوده تلویحا تحسین کرده!!!

در بخشی از تحلیل این رسانه آمده است: «هفت» از روزي كه طراحي شد و فريدون جيراني بر مسند مجري‌گري‌اش نشست در پي ايجاد شلوغ بازي و فضاسازي الكي و دفاع از فيلم‌هاي بي‌ارزش و تخطئه سينماگران باارزش بوده است.

این رسانه ادامه داده است: تنها در دوران محمود گبرلو شاهد بوديم برخي فيلمسازان موجه به برنامه هم آمدند. اما رويكرد كلي برنامه «هفت» هیچ گاه مثبت و فرهنگساز نبوده و نتوانسته است باعث رشد و بالندگي فرهنگ سينمايي شود.




فریدون جیرانی در نشستی دانشگاهی اظهار داشت⇐ کیمیایی با “قیصر” و علی حاتمی با “حسن کچل” به دنبال رفع بحران هویت ملی رفتند/در دهه شصت تلاش کردند با اقتصاد دولتی، سینمای ملی را شکل دهند!/در دوران هاشمی رفسنجانی، مهرجویی با “هامون” بحران هویت را نشان دادند/بعد از دوم خرداد۷۶، هویت تبدیل شد به برابری شهروندان در برابر نظام!/برای اصغر فرهادی هویت ملی مهم نبود!!/عجیب است که اغلب مستندهای واقعه ۲۸ مرداد را از بی‌.بی.سی خریده‌ایم!!/ در فرانسه فیلم‌های مستند زیادی از تاریخ ایران وجود دارد ولی کسی سراغ آنها نرفته!

سینماروزان: فریدون جیرانی در همه این سالها در کنار فیلمسازی هم سرکی کشیده به کار رسانه ای و هم هرازگاه نظرات تحلیلی خود درباره سینما را بیان کرده.

به گزارش سینماروزان جیرانی به تازگی در نشستی مرتبط با سینمای ملی نیز علیرغم پراکنده گویی برخی نقطه نظرات خاص خویش درباره تاریخ سینمای ایران را طرح کرده است.

فریدون جیرانی در نشست مرتبط با سینمای ملی در دانشگاه تهران گفت: در پایان دهه ۴۰ مسعود کیمیایی با «قیصر» و علی حاتمی با ساخت «حسن کچل» به دنبال رفع بحران هویت ملی رفتند و اینکه چگونه حل این بحران را به درون سینما بکشانند. مسعود کیمیایی سعی کرد از دل فیلم “قیصر” که مرثیه‌ای بر ارزش‌های از دست رفته است، به سینمای ملی برسد.

وی ادامه داد: درواقع نطفه سینمای ملی از دل بحران هویت در دل یک جامعه استبداد زده شکل گرفت و تعریف سینمای ملی به تاریخ، سنن و فرهنگ یک کشور برمی‌گردد.

کارگردان «شام آخر» اظهار داشت: چه کیانوش عیاری که از سینمای آزاد آمده بود و چه رخشان بنی‌اعتماد که از دانشگاه هنرهای دراماتیک آمده و چه فیلمسازانی که از دل جنگ بیرون می‌آیند، مانند ابراهیم حاتمی کیا، همه این‌ها سینمای جدید پس از انقلاب را شکل می‌دهند که با تهران تغییر کرده است؛ تهرانی که تبدیل به یک شهر سنتی شده و جلوی مصرف کالاهای تجاری به خاطر جنگ گرفته شده. با اقتصاد دولتی این‌ها همه تطبیق پیدا می‌کند و با تفکر جدیدی که وارد سینما شده است. از دل این تفکر و همین سینمای دولتی، سینمای ملی شکل می‌گیرد.

جیرانی یادآور شد: در اواسط دهه ۶۰ وقتی شهر سنتی تغییر می‌کند و قرار است از نظام اقتصاد دولتی به نظام اقتصاد سرمایه‌داری برگردیم و واژه رفاه که از دوره هاشمی رفسنجانی شروع می‌شود جای واژه‌های دیگر را می‌گیرد بازهم بحران هویت ملی به وجود می‌آید. به عنوان مثال، در فیلم «شاید وقت دیگر» بهرام بیضایی هویت وجود دارد؛ هویت گمشده و فیلم «هامون» نویسنده روشنفکری که دچار بحران هویت شده است و فیلم «مادر» که بازگشت به سنت‌ها و گذشته است.

جیرانی همچنین گفت: من معتقدم سینمای ملی از دل سینمای سال‌های ۶۷ به بعد در “دیده‌بان”، “مهاجر”، “مادر” و “هامون” شکل می‌گیرد و درواقع بازهم بحران هویت است و نسلی هم که در مهاجر دیده می‌شود درحال از بین رفتن است. “مهاجر” از بقایای آخرین نسلی می‌گوید که مبارزه کرده و در “هامون” هم شهر درحال عوض شدن و ساخته شدن برج‌ها است. بین سال‌های ۶۷ تا ۷۱ یک سینمای جدیدی داریم که می‌شود درباره آن‌ها بسیار صحبت کرد و همچنین “دندان مار” که بازگشت کیمیایی به سینمای خودش است.

وی ادامه داد: در نظام‌های ایدئولوژیک به جای واژه سینمای ملی، سینمای متعهد قرار می‌گیرد و قبل از انقلاب هم به فیلم‌های اجتماعی سینمای متعهد می‌گفتند. از سال ۷۱ به بعد تا سال ۷۶ می‌توانیم از فیلم‌هایی نام ببریم که در آن‌ها هم نشانه‌هایی از سینمای ملی است مانند “بچه‌های آسمان”، “پدر”، “از کرخه تا راین”، “لیلا” و…. از سال ۷۶ به بعد مفهوم جدید ملی مفهومی که به هویت دیگر ربطی ندارد و مربوط است به شهروند بودن و به برابری یک شهروند در نظام سیاسی وارد مفاهیم سینمایی می‌شود.

کارگردان «پارک وی» افزود: در واقع از‌‌ همان سال‌هاست که مفاهیم جدید علوم انسانی در جامعه ایران رشد می‌کند (یعنی علوم انسانی از سال ۷۶ به بعد در جامعه ایران رشد می‌کند). درواقع در دل علوم انسانی مفاهیم جدید وارد سینما می‌شود و نمونه آخری که به واسطه آن می‌توان سینمای ملی را تعریف کرد سینمای اصغر فرهادی است. برای فرهادی هویت ملی زیاد مهم نیست. برای او اینکه چطور می‌توان شهروندان یک جامعه را به شهروندان خوب تبدیل کرد اهمیت دارد. از طریق ایجاد اصول اخلاقی کلی، نفی خشونت و مفهوم جدید ملی در این سینما رشد دیگری پیدا می‌کند و نسل جدیدی هم دنبال این مفهوم یعنی آن هویت ملی که ما از دلش مسعود کیمیایی و علی حاتمی را داشتیم، که نگران از بین رفتن سنت‌ها، تاریخ و فرهنگ، تبدیل شده به نگرانی شهروند بودن ملت در یک نظام سیاسی مستقر، نفی خشونت و قضاوت نکردن و تبدیل کردن شهروندان آن به شهروندان خوب. شهروند مفهوم جدیدی است که از دل جامعه مدرن به وجود آمده و معیار جدید آن سینمای اصغر فرهادی است.

جیرانی یادآور شد: بسیاری از فیلمسازانی که بعد‌ها شاخص شدند از مستند شروع کرده‌اند. دو ارگان سعی می‌کردند از گذشته مستندسازی را در ایران رشد دهند. ابتدا وزارت فرهنگ و هنر است و دیگری تلویزیون، که مستندهای شاخصی از ناصر تقوایی از دل آن بیرون آمده بود.

وی با بیان اینکه درواقع انقلاب مستند را رشد داده است، گفت: البته در این مورد محمد تهامی‌نژاد کتابی نوشته که بسیار مفصل در این باره صحبت کرد. درحال حاضر سینمای مستند رشد بیشتری کرده است.

کارگردان «قرمز» ادامه داد: عجیل است که اغلل مستندهایی که از واقعه ۲۸ مرداد داریم را از بی‌بی سی خریده‌ایم درحالیکه در فرانسه فیلم‌های مستند زیادی درباره ایران وجود دارد و این مستند‌ها در ایران بسیار کم است و کسی سراغ آنها نرفته درحالیکه باید از خیلی وقایع مستند داشته باشیم. باید بدانیم که سینمای ملی سینمایی است که متعلق به همه آحاد مردم است.

جیرانی با بیان اینکه توسعه اقتصادی بدون توسعه سیاسی امکان‌پذیر نیست، خاطرنشان کرد: از دل این شرایط روشنفکری شکل گرفته که در آن دوران دچار بحران هویت می‌شود و بحران هویت موجب می‌شود که ما به گذشته برگردیم و درواقع هویت را در یک گذشته تاریخی، سنن و تاریخ و فرهنگمان جستجو کنیم. این بحران هویت که در سال‌های ۴۶ و ۴۷ اوج خود را دارد با رشد اندیشه چپگرایی در دنیا همزمان می‌شود و جنبش دانشجویی را متحول می‌کند و در ایران نیز تاثیر می‌گذارد.

وی ادامه داد: دو اندیشه درکنار هم قرار می‌گیرند یکی روشنفکرانی که متاثر از اندیشه مارکسیستی هستند و روشنفکرانی که متاثر از اندیشه مذهبی هستند و به اسم چپ مذهبی تلقی می‌شوند. این دو اندیشه در مقابل امپریالیسم جهانی که در آن زمان سردمدارش آمریکا بود. نکته اینجاست که در آن زمان جنگ ویتنام بوده است و این دو جبهه تفکری را به هم نزدیک می‌کند که در یک مورد باهم متحد می‌شوند تا در مقابل فرهنگ غربی و بازگشت به گذشته همراه شوند.




فریدون جیرانی نمایش «دیگری» را افتتاح میکند

سینماروزان: پیش فروش بلیت نمایش «دیگری» به نویسندگی و کارگردانی محمد حاتمی و تهیه کنندگی اردشیر رضایی در سایت تیوال ادامه دارد.

قرار است زنگ افتتاح نمایش «دیگری» را فریدون جیرانی به صدا در بیاورد؛ در کنار این کارگردان شناخته شده هنرمندان و چهرهای سرشناس دیگری نیز حضور پیدا خواهند کرد.

افتتاح نمایش «دیگری» از چهارشنبه 27 تیر الی 25 مرداد ساعت 20:45 در تالار حافظ توسط فریدون جیرانی صورت می گیرد و روی صحنه می‌رود.

در خلاصه داستان این نمایش آمده است: قصه این اثر نمایشی حکایت از زندگی زنی نویسنده دارد که در حوادث پیرامون اجتماعش سخت درگیر می‌شود و آخرین رمانش را بر اساس اتفاقات اطرافش پایه‌ریزی می‌کند به شکلی که او غرق در جهانی دیگری با قصه دیگری می‌شود.

بازیگرانی که در نمایش «دیگری» ایفای نقش می کنند عبارتند از: خسرو شهراز، توماج دانش بهزادی مهمان از گروه «تئاتر پراکسیس»، نوشین اعتماد، لاله مرزبان و محمد حاتمی.

از دیگرعوامل این نمایش می توان به مدیر اجرایی: شیرین خشایی، طراح لباس: هلیا شکری، دستیار یک کارگردان: پیمان بلاغی، منشی صحنه: زهرا فراهانی، عکس: علیرضا شیوا، گروه موسیقی تهران الف و مشاور رسانه و روابط عمومی علی دهبان اشاره کرد.

پیش از این نمایش محمد حاتمی نمایش «پالت» را در ایرانشهر سالن استاد ناظرزاده کرمانی به عنوان کارگردان روی صحنه داشته است.

علاقه‌مندان به تماشای این نمایش می‌توانند برای خرید بلیت به سایت تیوال و یا بصورت حضوری به تالار حافظ واقع در خیابان رازی_ خیابان استاد شهریار_ روبروی تالار وحدت، سالن حافظ مراجعه کنند.




طعنه فرزند ناصر ملک‌مطیعی به فریدون جیرانی؟؟⇐خیلی دلمان میخواست پدر به برنامه شما بیاید اما…

سینماروزان: خانه سینما در سالهای اخیر هرقدر که در زمینه حرمت گزاری به سینماگران در زمان حیاتشان و حل مشکلات اولیه بدنه صنف و مثلا راه اندازی یک بیمه درمانی جامع، کم‌کاری کرده در زمینه برگزاری مراسم تشییع و ترحیم و یادمان پیشرو بوده است.

تازه ترین مراسم از این دست هم به بهانه مرگ ناصر ملک مطیعی از اسطوره های سینمای ایران در خانه سینما برگزار شده است؛ مراسمی که حتی امثال منوچهر شاهسواری و همایون اسعدیان که در زمان بستری بودن این هنرمند به سراغش نرفتند نیز در آن حضور یافتند! مراسمی که فریدون جیرانی در آن به تعریف از خویش پرداخت و فرزند ملک مطیعی هم با بیانی طعنه‌آمیز پاسخ او را داد.

فریدون جیرانی در بخشی از این مراسم و با تعریف از خود گفت:  اولین کسی که بعد از انقلاب با ناصر مصاحبه کرد من بودم و البته دوست داشتم مصاحبه مفصل‌تری هم با او داشته‌باشم اما شرایطش ایجاد نشد.

امیرعلی ملک مطیعی پسر ناصر ملک مطیعی با بغض و با اشاره به عکسی که در این مراسم به نمایش گذاشته شده بود، گفت: این‌ نگاه ناراحتِ حسرت به دل همیشه جلوی چشم من است. او خیلی منتظر شما بود؛ البته خیلی‌ها بودند که آمدند و به او سر زدند. او کتابش را باز می‌کرد، چند صفحه‌ای را می‌خواند و بعد پنجره را نگاه می‌کرد. او منتظر یک دعوت و جلوی دوربین رفتن بود. این اواخر شاید برای لباس پوشیدن هم مشکل داشت اما وقتی می‌خواست در مراسم‌ها حضور پیدا کند زودتر از من حاضر می‌شد.

فرزند ملک مطیعی ادامه داد: آقای جیرانی! خیلی دلمان می‌خواست پدر به برنامه شما بیاید اما…! آقای قدکچیان! بابا زنگ زد و به خاطر آن مقاله از شما تشکر کرد. او دوست داشت هر روز در کنار شما باشد. در پنج سال‌ آخر بسیار خوشحال بود و انرژی زیادی داشت.




ادعاهای فریدون جیرانی در یک گفتگوی تفصیلی با رسانه‌ای اصولگرا⇐وزارت فرهنگ و هنر پهلوی به کیمیایی وام داد تا «سفر سنگ» را بسازد/کیمیایی از طرق قط‌ب‌زاده، «فریاد مجاهد»ستار هریس را پایین کشید/ستار هریس به اینکه مسعود کیمیایی لطمه فراوانی به او زد، انتقاد داشت/ستار هریس اولین فیلم ضدّبهاییت با نام «سرباز اسلام» را ساخت/کیمیایی کارگردانی است که بیشتر از این که روشنفکر باشد، ذاتا مذهبی است/سینماگران روشنفکر -از حاتمی تا کیمیایی و بیضایی-در اول انقلاب هم با حاکمیت همکاری کردند/«کیهان»ی که دست چپ بود «برزخیها» را پایین کشید/از جمع اولیه حوزه هنری هیچ کدامشان نیستند و همه در خارج از کشور به سر می‌برند!!!

سینماروزان: فریدون جیرانی در کنار فیلمسازیش به خاطر تجربیات روزنامه نگاری خود از جمله فیلمسازانیست که هر وقت پایش بیفتد درباره ادوار مختلف سینمایی ایران سخن می گوید.

به گزارش سینماروزان یکی از تازه ترین گفتگوهای فریدون جیرانی که با نشریه اصولگرای «عصر اندیشه» صورت گرفته هم حاوی ادعاهایی قابل توجه درباره سینمای ایران در سالهای انتهایی طاغوت و سالهای ابتدای بعد از انقلاب اسلامی است.

جیرانی درباره ماجراهای اعتصاب سینماداران در آخرین سالهای پهلوی بیان داشت: اعتصاب سینما قبل از آتش سوزی سینما رکس بود که آخر مردادماه است و اوایل سال 57 به دلیل اینکه می خواهند قیمت بلیت ها را افزایش بدهند، سینمادارها اعتراض می کنند. من در ابتدای انقلاب در روزنامه اطلاعات فعالیت داشتم و در جلسات مختلف سینما هم شرکت می کردم و یادم می آید که آن زمان سینماداران اعتراض کرده بودند. البته باید یک فلش بک بزنم درباره اتفاقات سیاسی قبل از انقلاب که مهم ترین اتفاقی که افتاد و جالب است این بود که حزب رستاخیز در سال 56 همایش های چند روزه ای برای بررسی سینمای ایران گذاشته بود. فکر می کنم در اواخر تابستان سال 56 بود که هویدا رفته بود. در آن همایش های حزب رستاخیز، فیلمسازان خیلی تند حرف می زنند و یکی از سینماگرانی که خیلی تند حرف می زند ناصر تقوایی است و سعید مطلبی که به شدت نسبت به سانسور و ممیزی آن دوران انتقاد می کنند و خیلی تند و تیز حرف می زنند و همه این مطالب تند و تیز را هم حزب رستاخیز در مجله ای به نام رستاخیز جوان منتشر می کند و شماره ویژه ای در رابطه با این همایش ها درمی آورد. در آن جا اولین بار مطالبی بازگو می شود که براساس حافظه ذهنی امروزی که دارم تا قبل از آن چنین مطالب تند و منتقدانه ای در هیچ نشریه و محفلی را نخوانده بودم و نشنیده بودم. در آن نشست ها فیلمسازان تندرو از حاکمیت شاه می خواهند که فضا را باز کند و به سینما امکان بدهد که حرفش را بزند به همین دلیل هم وزارت فرهنگ و هنر آن دوران کمی تغییر می کند و به آقای کیمیایی وام می دهد که فیلم سیاسی «سفر سنگ» را بسازد. فکر می کنم وزارت فرهنگ و هنر به 20، 30 نفر در سال 56 از دویست هزار تا یک میلیون وام می دهد که فیلم بسازند. بنابراین اولین جریان مهم شکل یافته در فرهنگ و هنر قبل از اتقلاب از همان نشست های تند و تیزی می آید که در سال 56 نسبت به سانسور می شود و دومین فضای تند و تیز فضای هفت شب نویسندگان در گوته است که من هیچ وقت جمله قاضی یادم نمی رود که پشت تریبون رفت و حنجره اش را عمل کرده بود و از طریق دخترش گفت من در کشوری که زبان ها را می برند و در واقع نمی گذارند آدم حرف بزند بهتر است حنجره نداشته باشم. در آن هفت شب برای اولین بار گروه های چریکی می توانند به راحتی بیانیه هایشان را توزیع کنند و وارد فضای دیگری از جامعه شده بودیم.

جیرانی با اشاره به نقش مسعود کیمیایی در پایین کشیدن یکی از اولین آثار انقلابی اظهار داشت: فیلم «فریاد مجاهد»ستار هریس هفت روز بیشتر در اکران نبود و با توجه به منتقدانش که مخالف فیلم بودند و با توجه به دیدگاه های مختلفی که وجود داشت، در عین داشتن تماشاگر زیاد متوقف شد و در واقع باید گفت کیمیایی از طریق قدرت قطب زاده که آن موقع مدیرعامل صدا و سیما بود فیلم «فریاد مجاهد» را از اکران پایین کشید. من فکر می کنم تنها هفت روز اکران داشت اما در 3 روز اول اکران رکوردی زد که در تاریخ سینمای ایران و در آن زمان رکورد عجیبی است و اگر اکرانش ادامه می یافت و مخالفت ها تمام می شد، یک شرایط ویژه برای «فریاد مجاهد» پیش می آمد. اما فیلم از اکران پایین کشیده شد. ستار هریس یا فیروز هم آدم پُرتلاشی بود که به نظرم می خواست در سینمای پس از انقلاب فعالیت های خوبی داشته باشد.

وی ادامه داد: ستار هریس تلاش های زیادی کرد که بتواند «فریاد مجاهد» را اکران کند و به همین دلیل به قم رفت و از مراجع کمک گرفت و از جاهای مختلف دیگری هم کمک گرفت تا سرانجام بعد از دو ماه توانست دوباره فیلمش را اکران کند اما فیلم دیگر لطمه خورده بود و در اکران مجدد به آن صورت قبلی فروش نرفت و به همین دلیل همیشه آقای ستار هریس به خاطر این که مسعود کیمیایی لطمه فراوانی به او در زندگی اش زد، انتقاد داشت. من او را می شناختم و مصاحبه ای با او کرده بودم که البته در جاهای دیگر هم مصاحبه کرد و این حرف ها را زد.

جیرانی افزود: به نظرم مسعود کیمیایی کارگردانی است که بیشتر از این که روشنفکر باشد، ذاتا مذهبی است. اما آقای هریسی که من می شناختم خیلی صادقانه و براساس شعور خودش یک فیلم ساخته بود. این را در نظر داشته باش که ستار هریس در آن  تاریخ به آن اندازه از سیاست و سینما می فهمید. همین طور معدنیان هم از سیاست آنقدر می فهمید که «فریاد مجاهد» را ساخت. شما در آن مقطع آشوب و آشفتگی هنگامی که در  کنار چریک های فدایی، نیروهای انقلاب اسلامی را در فیلمی داشته باشید بیشتر از این هم نمی توانید انتظار داشته باشید!

فریدون جیرانی درباره خاستگاه ستار هریس گفت: نکته این جا است که امثال هریسی که نام می بریم برای ساخت فیلم «فریاد مجاهد» همان قدر می فهمید و بیشتر هم نمی فهمید که بسازد اما سعی کرد یک فیلم برای انقلاب بسازد و ساخت. حالا بعدا یک مقدار جلویش را گرفتند و نتوانست زیاد کار کند و تنها به نظرم یک فیلم دیگر به نام «سرباز اسلام» ساخت و دیگر کنار کشید. در واقع این دومین فیلمی است که ستار هریس تهیه کرد و دیگر فیلمی نساخت و رفت خانه اش نشست! حتی همان «سرباز اسلام»ستار هریس فیلم مهمی در ابتدای انقلاب است. من دوباره «سرباز اسلام» را اخیراً دیده ام و این فیلم ها را دوباره دارم بازبینی می کنم. به نظرم «سرباز اسلام» اولین فیلمی است که در آن نقد بهائیت وجود دارد یعنی راجع به بهائیت فیلمساز حرف زده است، هر چند فیلم بسیار ضعیفی است و ساختار ضعیفی دارد و اصلا کارگردانی و قصه ندارد اما بهائیت در آن گفته شده و فیلم علیه بهائیت است و در آن دوران مساله مهمی بود.

فریدون جیرانی با اشاره به هسته شکل گیری حوزه هنری اظهار داشت: وقتی مجید معادیخواه از ارشاد می رود و بعد از این که «برزخی ها» از اکران پایین کشیده می شود و آقای خاتمی به جای ایشان می آید، سینما هم دچار تغییراتی می شود. در آن دوران سینما سمت و سوی دیگری می رود. آن موقع حوزه هنری هم تشکیل شده بود که جمعی از بچه های انقلابی در حوزه هنری جمع شده بودند و از آن جمع حوزه هنری الان هیچ کدامشان نیستند و همه در خارج از کشور به سر می برند. منظورم آن بدنه اصلی است که حوزه هنری را شکل دادند. روزنامه کیهان هم در آن موقع دست جناح چپ بود که موفق می شوند که «برزخی ها» را با آن نقد معروفی که نوشتند به پایین بکشند، در حالی که آن اتفاق برای «برزخی ها» نمی افتاد آن فیلم تبدیل به پرفروش ترین فیلم سینمای ایران می شد.

جیرانی این گونه ادعایی هم درباره همکاری طیف روشنفکر سینماگران با حاکمیت ارائه داد: سینماگران روشنفکر در اول انقلاب هم با حاکمیت همکاری کردند و علی حاتمی برای تلویزیون فیلم «حاجی واشنگتن» را ساخت و بیضایی هم «مرگ یزدگرد» و کیمیایی فیلم «خط قرمز» را ساخت. البته بعدها فیلم های «خط قرمز» و «مرگ یزدگرد» به دلیل این که بازیگران زنش بی حجاب بودند نمایش داده نشدند ولی فیلم «حاجی واشنگتن» توانست پروانه بگیرد و با تغییراتی به نمایش درآمد. به نظرم در آن دوران فیلم های خیلی خوبی ساخته شد و خیلی از فیلمسازان موفق پیش از انقلاب شرایط فعالیت پیدا کردند. آن 3 فیلمی که نام بردم فرصت پیدا کردند تا در جشنواره بین المللی فیلم فجر نمایش داده شوند و آن جشنواره با فیلم های بیضایی و حاتمی و کیمیایی هویت خوبی پیدا کرد. آن موقع شورای پروانه نمایش دست آقایی به نام گلمحمدی بود. در واقع روحانی شورا که سروستانی بود رفته بود و به جایش گلمحمدی، روحانی شورای پروانه نمایش شده بود که به نظر من کمک کرد که این فیلم ها نمایش داده شوند. در اولین دوره جشنواره بین المللی فیلم فجر که با توجه به نگاه انقلاب برای دهه فجر راه اندازی شده بود، فیلم های خوبی به نمایش درآمد که فکر می کنم کلهر اولین دوره این فستیوال را اداره کرد که تنها 5 فیلم ایرانی شامل «حاجی واشنگتن»، «خط قرمز»، «مرگ یزدگرد»، «سفیر» بود و یک فیلم دیگر که حافظه ام یاری نمی کند اسمش چه بود! فیلمی که فخیم زاده و ناصر آقایی در آن بازی می کردند؟




اظهارات سمپاتیک فریدون جیرانی نسبت به محصولات تجاری⇐به جز چند استثناء مابقی فیلمهای بفروش ۴۰ سال اخیر فرقی با فیلمفارسی ندارد؛ این مسأله هیچ اشکالی هم ندارد/آنها که به فکر سلیقه‌سازی هستند در رویا سیر می‌کنند/اصلا واژه «مبتذل» غلط است! /مردم دلشان می‌خواهد به سینما بیایند تا سرگرم شوند/«روزگار قریب» چیه؟ پربیننده‌ترین سریال سالهای اخیر «ستایش» بود!/وقتی فیلم می‌فروشد و تماشاگر دارد، دیگر شما نمی‌توانید به سازندگان آن بگویید چرا اینها را می‌سازند!/مهم، دوست داشتن مردم است/این‌که می‌گویند سینمای ایران در سال ۵۶ فقط دو فیلم تولید کرده، اشتباه است. در آن سال ۴۳ فیلم تولید شد/در سال ۵۷ هم ۳۰ فیلم تولید شد/هیچ گاه پته‌ فیلمفارسی روی آب ریخته نشد!  /فیلمفارسی اگر تماشاگر نداشت، سرپا نمی‌ماند

سینماروزان: فریدون جیرانی این روزها «خفگی» را روی پرده دارد که به لطف تبلیغات خوبش توانسته از رقم فروش 4میلیارد عبور کند.

به گزارش سینماروزان همزمان با «خفگی» یک کمدی-موزیکال پرفروش به نام «خالتور» هم روی پرده است که در مدت زمانی کمتر از یک ماه توانسته در آستانه فروش 3.5 میلیارد قرار گیرد؛ آن هم در شرایطی که سینماهای شهرداری را هم ندارد.

فروش بالای آثاری همچون «خالتور» که مدام از سوی جریانات شبه‌روشنفکر نواخته میشوند اسباب طرح پرسشهایی از فریدون جیرانی در «جام جم» شده است؛ پرسشهایی که جیرانی هم کوشیده صراحتا به آنها پاسخ دهد.

فریدون جیرانی با اشاره به اقبال مخاطبان نسبت به کمدیهای تجاری و اینکه چرا سلیقه مخاطب تربیت نشده بیان داشت: خیلی به تربیت سلیقه معتقد نیستم. این حرفی که می‌خواهم بزنم، خیلی تلخ است. با این‌که حدود 40 سال از انقلاب اسلامی ایران می‌گذرد، اما به جز چند استثنا مثل «نهنگ عنبر» آقای مقدم که دوستش دارم و چند فیلم دیگر، باقی آثار خیلی پرفروش تفاوت چندانی با فیلم‌های فارسی قبل از انقلاب ندارد. همیشه گفته‌ام که این هیچ اشکالی هم ندارد. آنهایی که فکر می‌کردند سلیقه می‌سازند، باید بفهمند که ساختن سلیقه براحتی نیست. آنها همه در رویا هستند. آقا! مردم می‌خواهند به سینما بیایند و سرگرم شوند. مردم دلشان می‌خواهد بخندند و شاد شوند. اگر در کشوری که کنسرت کم است و جوان‌ها غیر از میدان‌های فوتبال جایی برای جیغ زدن و فریاد کشیدن ندارند، یک فیلم وجود داشته باشد که در آن چهار قطعه آواز و موسیقی پخش شود و در آن دست بزنند، مردم با آن شاد می‌شوند و برای تماشای آن می‌آیند. بحث عقده خالی کردن است دیگر! الان فیلم‌ها براساس شکستن خط قرمزها می‌فروشند، نه براساس داستانگویی درخشان.

جیرانی درباره اینک همین فیلم‌های کمدی نمی‌تواند استاندارد ساخته شود می‌گوید: استاندارد… آخر ببین عزیز من! وقتی من فیلمی می‌سازم که میلیاردها تومان می‌فروشد و بعد با خودم فکر می‌کنم می‌توانم یک فیلم دیگر عین همین بسازم که باز همین‌قدر بفروشد، برای چه دنبال استانداردسازی بروم؟! سلیقه تماشاگر ایرانی و جهان سومی، عوض شدنی نیست. به خدا این‌طوری نیست که یک عده فکر می‌کنند می‌توانند این سلیقه را تغییر دهند. من یک سوال از شما دارم؛ پربیننده‌ترین سریال سال‌های اخیر تلویزیون چیست؟ یادتان می‌آید؟

این کارگردان ادامه می دهد: «روزگار قریب» چیه؟! روشنفکری برای من حرف نزن! پربیننده‌ترین سریال سال‌های اخیر، «ستایش» است. چه کسی آن را نوشته؟ سعید مطلبی. این سریال «ستایش» بود که همه را به وجد آورد، قسمت دوم آن ساخته شد و قسمت سوم آن را هم قرار است بسازند. شما فرمول این سریال را بگذارید و روی کاغذ آن را نگاه کنید. مردم آن را دیدند، خوششان آمد، گریه و زاری کردند. دوباره پخش شد، سه باره پخش شد، باز هم دیدند. پس به من نگو «روزگار قریب»! بگو «ستایش»، واقعیت را بگویید. شعار ندهید. مردم «ستایش» می‌خواهند. (محکم و با تاکید روی میز می‌کوبد) این را از جانب من بنویس. مردم «چرخ فلک» نمی‌خواهند، «ستایش» می‌خواهند. (می‌خندد) بنویس به‌خدا.

جیرانی درباره اینکه سینمای تجاری بفروش مدام از سوی گروهی شبه‌روشنفکر با واژه مبتذل نواخته میشود اظهار داشت: مبتذل چیه؟! اصلا واژه مبتذل غلط است. مردم فیلم و سریالی می‌خواهند که آنها را سرگرم کند، ملودرام باشد و تاثیر بگذارد. به‌خدا «ستایش» مبتذل نیست، تاثیر می‌گذارد و سرگرم می‌کند.

این کارگردان که سابقه سالها کار روزنامه نگاری دارد ادامه داد: فیلم‌هایی که می‌فروشد، محصول فضای بسته تان است! فضا را باز کنید، این فیلم‌ها عوض می‌شود.

جیرانی با رد شایعات مربوط به شکست فیلمفارسی در اواخر دهه پنجاه گفت: نه، نه. هیچ هم پته‌ فیلمفارسی روی آب ریخته نشد. فیلمفارسی تا آخرین لحظه هم تماشاگر داشت.

جیرانی درباره انتشار ویدیویی در «هفت» که در آن محمدعلی فردین از محدودیتهای فیلمفارسی بخاطر اکران خارجی میگفت بیان داشت:  اصلا هیچ‌کدامتان نمی‌دانید قضیه آن جلسه چه بود! من آن‌موقع روزنامه‌نگار بودم، قرار بود سینماها قیمت بلیتشان را افزایش دهند، برای همین تصمیم با وزارت فرهنگ وقت دعوا داشتند. این‌که می‌گویند سینمای ایران در سال 56 فقط دو فیلم تولید کرده، اشتباه است. در آن سال 43 فیلم تولید شد. در سال 57 هم 30 فیلم تولید شد. تازه در آن وضعیت روزهای انقلاب سینماها تا 15 آبان هم باز بود و 17 فیلم هم به نمایش درآمد. این شکلی نیست، واقعیت‌ها را مخدوش نکنیم. فیلمفارسی اگر تماشاگر نداشت، سرپا نمی‌ماند. آن سینما زمانی ضربه خورد که عریانی سینمای ایتالیا را وارد فیلم‌های ایرانی کرد. در چنین شرایطی آن حاشیه نشینان و افراد طبقات پایین که تماشاگران اصلی سینمای ایران بودند، به دلیل باورهایی که داشتند برخی صحنه‌های فیلم‌ها را دوست نداشتند و از این سینما بدشان آمد.

 این کارگردان با اشاره به فروش بالای کمدیهای تجاری بیان داشت: اصلا مهم نیست مورد علاقه من باشد یا نه، وقتی فیلم می‌فروشد و تماشاگر دارد، دیگر شما نمی‌توانید به سازندگان آن بگویید چرا اینها را می‌سازند. مهم، دوست داشتن مردم است. اصلا این‌که ما سینما را تصفیه و تمیز کنیم، حرف غلطی است.




غلامحسین لطفی در گفتگویی تفصیلی بیان کرد⇐موقع بازی در «خفگی» عصبانی بودم!/جیرانی فیلمنامه را نداد که بخوانم/نقشم را هم چند بار عوض کرد/جنتی دکترایی به من داد که یک قران هم به حقوقم اضافه نکرد/کیمیایی از «گوزنها» به این طرف سقوط وحشتناکی کرده!/موقع ساخت «پاکباخته» اکبر عبدی و علیرضا خمسه قهر بودند/به‌جای سیاهی‌لشکر، جنگ‌زده‌ها را از هتل المپیک می‌آورند که نقش بگیرند!!!

سینماروزان: غلامحسین لطفی را هرچند بیشتر به عنوان بازیگر و آن هم بازیگر آثار طنز دیده ایم اما لطفی سابقه کارگردانی هم دارد و علاوه بر ساخت یک فیلم خلاف جریان به نام «سرخپوستها» در اواخر دهه پنجاه، کارگردانی یک سریال خاطره انگیز با نام «آینه» و یک کمدی پرمخاطب در سینما و تلویزیون با نام «پاکباخته» را هم در کارنامه دارد.

به گزارش سینماروزان لطفی به مانند بسیاری از هم‌نسلان خود در سالهای اخیر کم‌کار شده ولی هرگاه مجالی ولو کوتاه برایش فراهم شده کوشیده ایفای نقش اثرگذاری داشته باشد. او این روزها با «خفگی»فریدون جیرانی در سینماهاست که پرفروش هم شده.

لطفی در گفتگویی با «جام جم» که پیرامون دلایل کم کاریش در سینما و تلویزیون بوده هم به گلایه از فریدون جیرانی پرداخته و هم گریزی زده به افت کاری مسعود کیمیایی.

متن کامل گفتگوی لطفی را بخوانید:

چرا این‌قدر کم کارید؟

اولین دلیل این است که کمی از محیط دور شده‌ام و در قزوین زندگی می‌کنم، البته از دید من این مساله بهانه است، چون تلفن دارم و همکاران می‌توانند تماس بگیرند و برای کار دعوت کنند. هر چند، چند باری هم در سال گذشته دعوت شده‌ام، اما نه سناریوها خوب بود و نه نقشی که من قرار بود بازی کنم. می‌دانم اگر برای بازی هم بروم یا پولم را می‌خورند یا نصفش را می‌دهند و بقیه را نمی‌دهند. از این گرفتاری‌ها هم هست. خودم هم سناریوهایی برای ساخت فیلم سینمایی و سریال دارم، اما متاسفانه کسی را برای سرمایه‌گذاری پیدا نکردم. چون خودم که سرمایه‌دار نیستم. دلایل غیبت و کم کاری همین‌هاست، وگرنه مشکل خاصی ندارم و اتفاقا در اوج آمادگی هستم. سناریوهایی را هم که دارم نو و دست اول است، نه از این فیلمنامه‌های تکراری که ازروی دست همدیگر کپی می‌کنند.

در همه این سال‌ها بیشتر شما را در نقش‌های کمدی دیدیم، این نمک و شوخ‌طبعی را در زندگی واقعی هم دارید؟

بله، همین‌طور است. منتها بارها گفته‌ام که دوست نداشتم کمدی بازی کنم. یک دفعه آن اوایل اشتباه کردم، کمدی بازی کردم و بعد همین‌طور ادامه پیدا کرد. در سینمای ایران اگر نقش منفی بازی کنید، تا آخر عمرتان نقش منفی به شما پیشنهاد می‌شود و اگر نقش کمدی بازی کنید، برای همیشه کمدین می‌مانید. اتفاقا نقش جدی زیاد بازی کردم، حتی بیشتر از نقش‌های کمدی، اما چون کمدی بیشتر در ذهن می‌ماند، به نظر می‌آید که من کمدی زیاد بازی کرده ام. البته من طنز را دوست دارم، اما کمدی‌هایی را که شلنگ تخته می‌اندازند، نه.

بعد از مدت‌ها غیبت، بازی شما را در «خفه‌گی» دیدیم؛ نقشی که باحضورتان آن را بامزه و دوست‌داشتنی کردید.

من فیلم را ندیدم، اما می‌دانم چیزی از بازی من در این کار باقی نمانده؛ چون نقش خیلی بیشتر از این بود و بقیه حذف شده است. شما که فیلم را دیدید، نقش من طنز بود؟

موقعیتی که در آن به عنوان خواستگار پیر یک دختر جوان (صحرا مشرقی با بازی الناز شاکردوست) حضور داشتید، بامزه و نمکین بود و البته این به بازی خوب شما هم مربوط است.

متاسفانه آقای جیرانی کلا سناریو را تا لحظه کلید خوردن صحنه، به من نداد که آن را بخوانم. من عادت دارم با خواندن فیلمنامه و قبل از فیلمبرداری، روی نقشم کار کنم. من جیرانی را دوست دارم، اما به نظرم این فیلمنامه را دراختیار بازیگر نگذاشتن تا قبل از فیلمبرداری و هیچ توضیحی هم درباره نقش ندادن، از آن اداهایی است که کارگردا‌ن‌های امروزی و خارجی درمی‌آورند. این کار اصلا پسندیده نیست، برای این‌که وقتی شما اطلاعاتی از نقش به بازیگر نمی‌دهید، او مجبور است برای درآوردن نقش، زور بزند! حالا این کار از جانب خارجی‌ها توجیه دارد، برای این که سناریو لو نرود و چند میلیون دلار ضرر نکنند. اما اینجا سناریو لو برود، هیچ اتفاقی نمی‌افتد. برای همین موقع بازی در «خفه‌گی» عصبانی بودم، چون بجز این بی‌اطلاعی از نقش تا لحظه بازی، سه چهار بار کاراکتر من عوض شد و بعد از چند شب معطلی، این دو صفحه فیلمنامه را به من دادند. به نظرم اصلا درباره این کاراکتر، فکر هم نشده بود. با این اوضاع اگر هم چیزی از این شخصیت در فیلم درآمده، تصادفی است.

تقریبا همیشه بجز یکی دو مورد، با کارگردان‌های هم‌نسل خودتان کار کردید. چرا با جوان‌های فیلمساز همکاری نمی‌کنید؟ پیش نیامده؟

اصلا برای کار کردن، پیر یا جوان‌بودن کارگردان فرقی برایم ندارد. حاضرم با یک کارگردان ده ساله هم کار کنم! مشکل من با سن و سال کارگردان‌ها نیست، یا پیشنهادی نبوده یا نشده که این همکاری با فیلمسازان جوان شکل بگیرد. من کسی نیستم که نخواهم با کارگردان‌های جوان کار کنم یا نکنم. من هنرپیشه بسیار پیش‌پاافتاده‌ای هستم!

شما از دهه ۵۰ در سینما و تلویزیون هستید…

اولین کاری که بازی کردم، سریال «دلیران تنگستان» بود.

چون تحصیلکرده رشته بازیگری و کارگردانی هم هستید و کارشناس این حرفه هم محسوب می‌شوید، نظرتان درباره وضعیت امروز سینمای ایران نسبت به دهه‌های قبل چیست؟

البته قبل از پاسخ به سوال شما باید بگویم من دو سال پیش دکترای رشته بازیگری را هم از آقای علی جنتی، وزیر وقت ارشاد گرفتم.

بله قربان، می‌دانم. حالا به دردتان خورد این دکترای افتخاری؟

نخیر، موقعی این دکترا را به من دادند که من به عنوان کارمند وزارت ارشاد بازنشسته شده بودم و گفتند دیگر یک قران هم به حقوق شما اضافه نمی‌شود! (می‌خندد) فقط یک کلمه «دکتر» برای من ماند که آن هم به هرکس می‌گویم باور نمی‌کند. این هم طنزی است برای خودش و عموم مردم فکر می‌کنند دکتر فقط کسی است که برای مریض نسخه می‌نویسد.

نگفتید؛ اوضاع سینمای ما الان نسبت به قبل بهتر شده یا نه؟

بهتر نشده، متاسفانه الان همه چیز بزن برویی و سطحی شده است و من اول هر فیلمی را نگاه کنم، می‌دانم ته آن چه می‌شود. برای همین فیلم‌های سینمای ایران را در این سال‌ها نمی‌بینم و برای دیدن آنها بلیت نمی‌خرم. البته از حق نباید گذشت که جرقه‌های خوبی هم در این سینما وجود دارد، منتها تعداد این جرقه‌ها کم است. کارگردان‌های قدیمی هم که … البته خوشحالم که آقای کیمیایی همچنان فیلم می‌سازد، اما متاسفانه سال‌هاست که فیلم‌های ایشان دیدن ندارد. از «گوزن‌ها» به این‌طرف آقای کیمیایی به شکل وحشتناکی سقوط کرده است.

در دوران اوج سینمای کمدی ایران، خیلی‌ها دوست داشتند دو ستاره این سینما یعنی اکبر عبدی و علیرضا خمسه را در یک فیلم سینمایی کنار هم ببینند؛ شما به عنوان کارگردان در فیلم «پاکباخته» این کار را کردید و این دو را کنار هم قرار دادید.

جالب است بدانید این دو نفر همان زمان با هم قهر بودند و من طوری دکوپاژ می‌کردم که اینها در یک پلان با هم نباشند. کارم خیلی سخت بود، اما به هر صورت اواسط فیلمبرداری اینها را آشتی دادیم که بتوانیم فیلم‌مان را بسازیم.

فیلم موفقی هم در گیشه بود.

بله، چون آقای فرحبخش (تهیه‌کننده پاکباخته) کار بد نمی‌کند، معمولا کپی از فیلم‌های قدیمی است و… (می‌خندد)

اولین ساخته سینمایی‌تان، «سرخپوست‌ها» بی‌تردید از آثار متفاوت سینمای ایران است؛ فیلمی درباره سیاهی‌لشکرهای فیلمفارسی. احتمالا باید بجز مردم و همکارانتان، میان این قشر هم محبوب باشید، نه؟

بله، ظاهرا همین‌طور است. وقتی دانشجو بودم این فیلم را ساختم. خیلی از سیاهی لشکرهای قدیمی فوت کرده‌اند و خیلی‌ها هم دیگر از خانه بیرون نمی‌آیند. الان سیاهی لشکرها مثل قدیم نیستند و جدیدا بعضی از این جنگزده‌ها از دهکده المپیک را می‌آورند که چیزی از بازیگری بلد نیستند. دیگر هیچ چیزی مثل قدیم‌ها نیست و سینمایی وجود ندارد که آدم از دیدن فیلم جدیدی ذوق کند. بخدا، من شرمنده‌ام و تقصیر من نیست! (می‌خندد)




فریدون جیرانی بیان داشت⇐شمقدری در مقطع اول حضورش در سازمان سینمایی نگاه بازی داشت/پولاد کیمیایی حق دارد از من شاکی باشد!/روزنامه «سینما» مثل گذشته اهمیت ندارد/گروه تولید «خفگی» موافق حضور الناز شاکردوست نبودند/ قرار بود بهاره رهنما در «خفگی» بازی کند/سلیقه ۵ نفرۀ شورای پروانه ساخت است که سینما را هدایت می‌کند/گبرلو می‌تواند «هفت» را در لاین وسط اداره کند!!

سینماروزان: فریدون جیرانی که تازه ترین فیلمش «خفگی» با امکانات تبلیغی خوبی که در اختیار داشته توانسته فروش 3میلیارد را رد کند در تازه ترین گفتگویی که به بهانه این فیلم داشته برخی نقطه نظراتش درباره سینما، «هفت» و انتشار مجدد روزنامه «سینما» را بیان کرده است.

جیرانی با اشاره به شکست آخرین فیلمش قبل از «خفگی» یعنی «خواب زده ها» به «ایسنا» بیان داشت: من نمی‌خواستم «خواب زده ها» را بسازم. من دو فیلم توقیفی «قصه پریا» و «من مادر هستم» را داشتم و با مشکلات زیادی پروانه‌اش را گرفتم چون سکانس‌های زیادی از آنها حذف شد. بعد از آن تا حدود یک سال به من پروانه ساخت نمی‌دادند. آقای شمقدری در مقطع اول  حضورشان در معاونت امور سینمایی نگاه باز و بهتری داشتند ولی در مقطع دوم که فشارها به آن‌ها وارد شد، اینطور نبود. در آن مقطع یک شورایی برای تصویب فیلم‌نامه در جامعه صنفی و ارشاد تشکیل شد، این فیلم نامه از جامعه صنفی بیرون آمد ولی در ارشاد دچار مشکل شد و تقریبا ۶ ماه امروز، فردا کردند. من به تدریج فهمیدم که این‌ها به من پروانه نمی‌دهند. می خواستم برای فیلمنامه «خانم» که سه اپیزود بود و در نهایت تینا پاکروان آن را ساخت، پروانه بگیرم حتی با عوامل فیلم صحبت کرده بودم و امکانات مالی هم جمع شده بود که من ساخت فیلم را به سرعت شروع کنم ولی پروانه ساخت ندادند.

این کارگردان ادامه داد: در همان مقاطع رحمان سیفی‌آزاد قصه‌ای را که من برای شان تعریف کرده بودم به یک طرح تبدیل کرد و گفت اگر من برای آن پروانه ساخت بگیرم و تهیه کننده باشم آن را می‌سازی؟! که در نهایت من هم قبول کردم. سپس ایشان از ارتباطاتش استفاده کرد و توانست پروانه ساخت «خواب‌زده‌ها» را بگیرد. البته منت زیادی هم بر سرش گذاشتند و درنهایت ما بین ساختن و نساختن آن تصمیم گرفتیم که «خواب زده ها» را بسازیم. ولی اگر من لحن فانتزی فیلم را دنبال کرده بودم خیلی بهتر از آب در می‌آمد اما متاسفانه من لحن اجتماعی آن را دنبال کردم که اشتباه بود، درحالیکه می‌توانستم مثل یک کمدی رمانتیک همچون «صورتی» یک لحن اجتماعی کمدی بگیرم اما آن را فانتزی ندیدم و فیلم هم درنیامد.

جیرانی درباره‌ گلایه‌های پولاد کیمیایی از کوتاه شدن نقش‌اش در «خفه‌گی» توضیح داد: پولاد کیمیایی حق دارد که شاکی باشد و گلایه داشته باشد. ولی در واقع شروع فیلم «خفه‌گی» را جوانی زد به اسم «پاشا» که سال‌ها با او دوست بودم و قرار بود در یکی از  فیلم‌های من بازی کند. فیلمی به نام «عشق» قرار بود ساخته شود ولی به دلیل اینکه گریم مناسبی صورت نگرفت، فیلم ساخته نشد. بعد به سراغ این فیلم آمدیم و قرار شد سرمایه آن را جور کند ولی نتوانست کل سرمایه را پیدا کند و قسمت زیادی را تهیه کرد و قرار شد خودش نقش اول را بازی کند ولی بعد نوید محمدزاده آن را بازی کرد.

وی ادامه داد: برای بازیگر زن هم انتخاب‌های متعددی داشتیم و در ابتدا هم قرار شد که بهاره رهنما در آن بازی کند ولی یک لحظه ترسیدم که سابقه کمدی او در یک فیلم جدی برخورد منفی ایجاد کند. بعد الناز شاکردوست آمد و قصه را برایش تعریف کردیم و منتظر ماند تا فیلمنامه آماده شود. تمام تیم من خیلی موافق آمدن الناز نبودند کما اینکه در «سالاد فصل» هم موافق حضور مهناز افشار نبودند، ولی با اصرار مشاورین و تصمیم نهایی خودم به این نتیجه رسیدم که الناز شاکر دوست در این فیلم بازی کند. فیلم برداری را با الناز شروع کردیم و در همان چند روز اول متوجه شدیم که او یک اتفاق خیلی خوب را راه انداخته است، سپس به این نتیجه رسیدیم که باید یک بازیگر دیگری هم داشته باشیم که به روند داستان کمک کند بنابراین نقش برادر را تقویت کردیم.

فریدون جیرانی با ردّ تأثیرگذاری راه اندازی مجدد روزنامه «سینما» در فروش «خفگی» بیان داشت: امروزه روزنامه مثل گذشته اهمیت ندارد. در واقع تبلیغاتی که دفتر پخش و بیلبوردها در معرفی این فیلم انجام دادند در دیده شدن فیلم کمک کرد. روزنامه‌های کاغذی و ورقی که تیراژ زیادی ندارند فقط بر روی فضای داخل سینما تاثیر می‌گذارند، به نظرم مهمترین کاری که انجام شد، تبلیغات گسترده فیلم بصورت بیلبورد قبل از آغاز اکرانش بود. به نظرم باید برای فیلم‌های متوسطی که از قبل روی آن‌ها حساب باز نمی‌کنند، تبلیغات انجام شود. خیلی از فیلم‌ها پیش از اکرانشان معروف هستند مثلا بازیگر مطرحی مثل رضا عطاران در آن حضور دارد یا کارگردان مطرحی فیلم را ساخته و فیلم قبلی‌اش هم فروش خوبی داشته است به این ترتیب خودش به اندازه کافی تبلیغ اولیه دارد ولی فیلم‌های متوسط که حدود ۸۰ درصد از سینمای ما را تشکیل می‌دهند نیاز به جا انداختن بواسطه تبلیغات دارند. خوشبختانه شرکت پخش فیلم ما به این علت که تازه کار بود، نیاز داشت تا موجودیت پیدا کند، این نیاز باعث شد که فیلم ما را در نظر عموم مردم جا بیاندازد. این در حالی است که اگر در یک پخش بزرگ می‌رفتیم، ممکن بود زمان اکران زودتری برای ما می‌گرفت ولی این تبلیغات انجام نمی‎‌شد. در واقع در سینمای ایران، نکته مهم این است که شما بتوانید فیلم متوسط را به فروش مطلوب برسانید. فیلم «خفگی» قبل از اکران از نظر خیلی‌ها فیلمی بود که می‌گفتند به سختی شاید به فروش یک میلیاردی برسد.

این کارگردان درباره اوضاع و احوال سینمای امروز بیان داشت: مرز خودی‌ها و غیرخودی‌ها تحت تاثیر افکار عمومی مخدوش شده است و مثل سابق نیست. ممکن است یک عده به امکاناتی دسترسی داشته باشند که بقیه ندارند اما مرزها در حال مخدودش شدن هستند. در واقع فیلم‌سازان عرفی قدرت زیادی دارند و این اتفاق مهمی است که در دولت احمدی‌نژاد رخ داد. الان هم گریزی نیست و دیگر نمی‌شود مانعی برای رشد فیلمسازان عُرفی ایجاد کرد، آن فیلمسازان در جایگاه خودشان می‌توانند قدرت بگیرند و گروهی دیگر از فیلم‌سازان هستند که باید تغییراتی ایجاد کنند و باید درک زمانه را داشته باشند. چون شرایط قانون‌مندی شده نیست و قانونی حاکم نیست، سلیقه ۵ نفر در شورای پروانه ساخت، سینما را هدایت می‌کند و امکان دارد برنامه‌ها و نظراتی از بالا به آنها اعلام شود.

جیرانی که در فصل اول «هفت» مجری این برنامه تلویزیونی بود درباره‌ی اینکه نبودن این برنامه سینمایی در این روزها آیا تاثیری در سینما گذاشته است،گفت: من بررسی دقیقی انجام نداده‌ام ولی دلم نمی‌خواهد که «هفت» تعطیل شود. هیچ برنامه‌ای به عقب برنمی‌گردد. دوره‌ها عوض شده است و اکنون نوبت نسل جدید است که اجرای «هفت» را بگیرد. به نظر من «هفت» با حضور آقای افخمی خنثی نبود. عده‌ای «هفت» با اجرای گبرلو را دوست دارند من هم احساس کردم با حضور او نه تنش‌های دوران اجرای ما وجود خواهد داشت و نه افخمی و ایشان می‌تواند «هفت» را در لاین وسط اداره کند.




یک گمانه تازه درباره فصل چهارم «هفت»⇐انتخاب مجری از میان شهیدی‌فرد یا گبرلو!!

سینماروزان: در روزهایی که همه جور شنیده ای درباره آینده برنامه «هفت» ار تعطیلی کامل برنامه تا واگذاری اجرا به یکی از سینماگران مطلوب مدیریت سینمایی شنیده میشود روزنامه فرهنگی-اجتماعی «هفت صبح» در گزارشی گمانه‌های تازه‌ای را درباره فصل چهارم «هفت» مطرح کرده است.

به گزارش سینماروزان براساس این گمانه یکی از دو گزینه محمود گبرلو و محمدرضا شهیدی فرد است که اجرای فصل چهارم «هفت» را برعهده خواهد گرفت و این برنامه در نزدیکی جشنواره سی و ششم روی آنتن خواهد رفت.

متن گمانه زنی «هفت صبح» را بخوانید:

طبق پيگيري و براساس خبرهاي درگوشي که به هفت صبح رسیده، تمايل تلويزيون و سازمان سينمايي براي اجراي برنامه «هفت» محمدرضا شهيدي فرد و محمود گبرلو است. چرا مي توان به اين شايعه اعتماد كرد؟

دو روز پيش خبري در رسانه ها منتشر شد كه رسول صدرعاملي گزينه اصلي اجراي «هفت» است. در تحليل آن آمده بود سازمان سينمايي به طور مستقيم در محتواي برنامه مشاركت دارد و خط دهي هفت عملا در اين سازمان شكل مي‌گيرد. ديروز نوشتيم صدرعاملي تمايلي به اجراي «هفت» ندارد و اين گزينه منتفي است. از آن سو سازمان سينمايي واكنشي درباره مشاركت در ساخت «هفت» نشان نداده و طبق پي گيري كه انجام داديم مشخص شد اصل خبر صحت دارد. در حين پي گيري خبري ديگر دستگيرمان شد كه محمدرضا شهيدي فرد و محمود گبرلو گزينه هاي اصلي اجراي «هفت» هستند و شانس دومي البته بيشتر است. با كنار هم قرار دادن نشانه‌ها مي توان شايعه را نزديك به واقعيت دانست و به اين نتيجه رسيد انتشار خبر اجراي صدرعاملي وسيله اي براي پرت كردن حواس ها به سمت ديگر بوده است.

حتما نخستين پرسش شما اين است كه چرا از ميان گزينه هاي متعدد نام محمد رضا شهيدي فرد و محمودگبرلو بيرون آمده. يك جواب كوتاه و روشن دارد: اين دو اهل حاشيه نيستند. يعني فارغ از اين كه كيفيت اجراي آن ها چيست، براي تلويزيون و سازمان سينمايي ، عدم جنجال مقدم از هر نكته ديگري است. «هفت» فريدون جيراني و بهروز افخمي بارها و بارها به جنجال كشيده شد اما محمود گبرلو در طول مدت حضور سعي مي كرد دل «همه» را بدست بياورد. حتما اين ويژگي به تنهايي امتياز مثبت نيست ولي خب نظر مسولان تاكيد بر پرهيز از هياهو است. در مقابل اما علاقمندان، دو هفت ِديگر را موفق تر و برنده تر مي دانستند.

نياز به يادآوري نيست كه محمدرضا شهيدي فرد نه تنها در قياس با محمود گبرلو كه در ميان خيل نامزدهاي اجراي هفت، گزينه مطلوب تري است. براي اين كه پي ببريم او چه مجري خوبي است؛ تماشاي يك قسمت از «چهل چراغ» كه اين شب ها روي آنتن شبكه سه است، كفايت مي كند. از قضا خيلي از مهمان ها چهره هاي سينمايي بوده اند و شهيدي فرد تسلطش را بر اين حوزه بار ديگر به رخ كشيد. كمي به عقب برگرديم؛ او علاوه بر اين كه مجري اختتاميه و افتتاحيه هاي سينمايي بوده، اجراي نشست هاي خبري جشنواره سي و سوم فجر را هم در كارنامه دارد. او در اين نشست ها نشان داد در زمين نقد، مجري آرامي است و با رعايت انصاف و در نظر گرفتن شرايط سوال ها را مطرح مي كند. اين همان مشخصه اي است كه مطلوب سازمان سينمايي و صدا و سيما است كه در كنار توانايي شهيدي فرد، از او يك مجري بدون رقيب مي سازد. ديگر نقطه قوت شهيدي فرد را از ياد نبريم؛‌او در زمينه برنامه سازي جزو چهره هاي شاخص تلويزيون بحساب مي آيد و بارها توانايي اش را در اين زمنيه نشان داده.«مردم ايران سلام»، «پارك ملت» و البته «خندوانه» استاندارهاي برنامه سازي تلويزيون را جابجا كردند. با اين اوصاف شكي نمي ماند او گزينه بهتري است اگر خودش بپذيرد و جمع بندي درباره اش صد در صد باشد.

محمد رضا شهيدي فرد اهل مجادله است و نشان داده در اين كار توانايي دارد اما به اقتضاي شرايط پرهيز مي كند. در مقابل محمود گبرلو ذاتا مجري آرامي است و اهل همرايي. در دوران تصدي «هفت» هر گاه خواست گفت و گوي جنجالي انجام دهد تيرش به سنگ خورد و ترجيح داد كنار مهمان بايستد نه در مقابل او. نتيجه آن كه از حيث حضور چهره هاي شاخص ، برنامه او بالاتر از هفت جيراني و افخمي مي ايستد. سينماگران مي دانستند تريبوني در اختيارشان هست كه مي توانند حرف خود را بزنند؛ ولو اين كه مجري سوال ديگري پرسيده باشد!‌ گبرلو حتي پاي رخشان بني اعتماد را به تلويزيون باز كرد اما بعد از برنامه كسي نگفت چرا مجري با او چالش كرده. از آن طرف هنوز مدتي از حضورش در «هفت» نگذشته بود كه مسعود فراستي را كنار گذاشت تا اين گونه سايه حاشيه از برنامه دور و دورتر شود. با مانيفست صدا و سيما و سازمان سينمايي گزينه اي بهتر از او هست؟ هر چقدر اهالي رسانه و برخي از سينماگران بگويند «هفت» خنثا مي شود، گبرلو براي مسولان در قياس با حاشيه هاي بيشمار «هفت» افخمي ارجح است.

در درواني كه محود گبرلو هفت را روي آنتن مي برد،‌ بارها ايرادهاي فني اجراي او و خود برنامه را شرح داديم و فعلا از بازخواني شان پرهيز مي كنيم. در اواخر حضور او، دايره انتقادها تنگ شده بود و غالب رسانه ها رويه برنامه و مجري اش را زير سوال بردند. اتفاقا سويه انتقادها ،‌صرفا خنثا شدن «هفت» نبود بلكه از اساس نوع برنامه سازي و اجرا ايراد داشت. در نهايت با تعويض مديران تلويزيون، محمود گبرلو هم كنار گذاشته شد. واكنش رسانه ها و سينماگران در برابر اين انتخاب چه خواهد بود؟

حالا به بحث ابتدايي برگرديم و به شكل مصداقي دليل تمايل سازمان سينمايي به سمت محمود گبرلو رو واكاوي كنيم. بخشي از آن تعامل و همراهي با سينماگران و عدم تسلط در وورد به مسائل حاشيه اي است كه ذكرش رفت. علاوه بر اين سازمان سينمايي يك تجربه موفق همكاري با گبرلو داشته. او در جشنواره سال پيش فجر هم، مجري نشست هاي نقد و بررسي فيلم ها بود. اتفاقا از روز اول، حاشيه ها كليد خورد و با اعلام نامزدها به اوج رسيد. محمود گبرلو اما با خونسردي حواشي را كنترل مي كرد و رفتارش به گونه اي بود كه گويي نماينده سينماگران است نه سازمان سينمايي. مثلا وقتي ساره بيات تعارض ديدگاه داوران را پيش كشيد و خواست سند رو كند، گبرلو همراهي اش كرد و گفت اين نوع رفتارها با سينماگران زيبنده نيست. سياست او كه دل همه را بدست مي آورد مطلوب سازمان سينمايي است. از آن سو عدم ورودش به مباحث جنجالي باعث شده حتي آن دسته از  مديران تلويزيون كه مخالف حضورش در هفت هستند، نظرشان را تجديد كنند.

يك نشانه عيني ديگر مي گويد محمود‌گبرلو به صندلي «هفت» نزديك تر شده. او  بتازگي به مساله قهر مهدي فخيم زاده از سينما دو ورود كرده و در صفحه اينستاگرام خود يادداشتي به اشتراك گذاشته:«چه عواملی باعث می شود دریک برنامه زنده تلویزیونی یک هنرمند پیشکسوت صحنه گفتگو را به عنوان اعتراض ترک می کند. این تحلیل را برای بهتر شدن و باتجربه شدن تهیه کنندگان و مجریان محترم عرض می کنم. وقتی هنرمند پیشکسوتی همچون آقای فخیم زاده برای یک بحث کارشناسی دعوت می شوند‌ لازم است تمام محورهای گفتگو زمان گفتگو نحوه نشستن آن فرد با دیگران و حتی شخص مجری که روبروی او می نشیند از قبل برنامه ریزی و هماهنگ شود …» نوشته او گويا است؛

گبرلو از موضع يك مجري و برنامه ساز باتجربه ورود كرده و براي دست اندركاران«سينما دو» توصيه هايي دارد. حتما نيتش‌خير است اما معاني ديگر هم در آن مستتر است. او مي داند نوشته اش به دست مديران بالادستي تلويزيون مي رسد و چه فرصتي بهتر از اين تا غير مستقيم بگويد كنترل يك برنامه زنده كار هر كسي نيست ولي من مي توانم. نكته ظريف ديگر؛‌او مي گويد بايد و شروط مهمان را مهيا كرد. آيا سپردن تمام و كمال عنان به دست مهمان،يك برنامه را خنثا نمي كند؟ پس شايعه شرط ابراهيم حاتمي كيا كه «هفت» زنده نباشد و هر سوالي پرسيده نشود،صحت دارد؟

وانگهي وقتي مجري گفت و گو با لاله اسكندي را شروع مي كند،تلفن قطع مي شود و بحثش را با فخيم زاده ادامه مي دهد. اين يعني فخيم زاده مشكلي با شرايط نداشته و طولاني شدن گفت و گوي تلفني او را كلافه مي كند. از كسي كه مدعي تجربه است انتظار مي رود متوجه اين نكات مهم شود.

گبرلو در بخش ديگر نوشته اش چند توصيه براي مجريان دارد كه بعد از قهر مهمان چه كنند:«مجری نباید با لم دادن به صندلی تظاهر کند که برایش اهمیت ندارد…»

اين ادبيات نقادانه و تاختن به يك برنامه تلويزيوني كم سابقه است و مي تواند به«موضع گيري مجري اسبق هفت عليه تلويزيون» تعبير شود. حتما هدف گبرلو اين نبوده اما چنين معنايي از آن برمي آيد.شايد هم زمينه چيني براي به حاشيه راندن رقيبي به نام «سينما دو» براي «هفت» است كه گفته مي شود بهمن ماه به آنتن باز مي گردد.




در مناظره‌ای با حضور فریدون جیرانی و کیوان امجدیان مطرح شد⇐اصلاح‌طلبان در انتخابات آینده دور علی لاریجانی جمع خواهند شد!/فاصله طبقاتی و شرایط اقتصادی جامعه، بحران آمیز شده!/چرا فرهادی در «فروشنده» از فرمول کاملا معمولی پرداختن به مسائل جنسی استفاده کرده؟/چرا مهران مدیری که در برخی از آثار تلویزیونی، شخصیت کثیفی است، به شدت  محبوب می‌شود؟/چرا فیلم قهرمان‌پردازانه قریبیان را در اکران اخته کردند؟

سینماروزان: صحبت درباره فقر سینمای قهرمان پرداز در ایران مدتهاست که جریان دارد و به تازگی در مناظره ای که با حضور فریدون جیرانی کارگردان و کیوان امجدیان روزنامه نگار در «فار30نما» انجام شد این بحث مورد تحلیل قرار گرفت.

به گزارش سینماروزان کیوان امجدیان در ابتدای برنامه به «قهرمان پردازی در سینما» اشاره کرد و گفت: تصور من این است که دلایل متعددی در این حوزه وجود دارد اما مسایل اقتصادی و عدم  دل کندن سازندگان آثار  از فیلم‌های لو باجت بکنند. قهرمان در فیلمی دیده می شود که پروداکشن خوبی داشته باشد و این شکل و شمایل فیلمسازی خیلی مقرون به صرفه اقتصادی نیست و این دلیل دیگری است که تهیه کنندگان و تولید کنندگان ترجیح می‌دهند به  سراغ فیلم های ساده بروند که از دل آن قهرمان بیرون نمی آید.

جیرانی درباره بحث قهرمان سازی به تفکرات حاکم بر جامعه اشاره کرد و گفت: مجبورم در این خصوص یک منظر تحلیلی داشته باشم. بخش مدرن در جامعه امروز رشد کرده و این جامعه از پایین رشد کرده است.  بخش فرهنگی این جامعه مدرن در انتخابات تعیین کننده است در عرصه فرهنگی تعیین کننده است. از سوی دیگر بخش سنتی جامعه بعد از احمدی نژاد دچار انشقاق شده آن بخش دارای تکه های مختلفی شد.  اصولگرایان سنتی به نظر من فرقی با اصلاح طلبان میانه ندارند و فکر می کنم اصلاح طلبان در سال های آتی دور علی لاریجانی خواهند آمد و برای رئیس جمهوری او  همکاری می کنند.

وی ادامه داد: بخش موتلفه و جبهه پایداری و جمنا هم در جامعه وجود دارند که به نظرم جمنا ترکیبی از افرادی هستند که یک جریان فکری خاص را ایجاد کنند. جمنا جریان فکری نبود؛ جریان آدم‌ها بود. تنها چیزی که وجود دارد در این بخش نسل جدید سپاه است که وارد میدان شده و در عرصه فرهنگی فعالیت می کند و ایده های تازه دارد؛ این نسل می تواند در آینده اتفاقات زیادی را راه‌اندازی کند. بخش مدرن هم دارای تفکرات مختلف است و تفکر واحدی در آن نیست. قبل از انقلاب پیروان آیت الله خمینی ،دکتر شریعتی و چپ در یک منظر با هم اشتراکت داشتند و آن هم  «عدالت اجتماعی» بود.  این تفکرات همگی در مبارزه با امپریالیسم، فقر مشترک بودند و موضع گیری در مقابله جامعه شبه مدرن داشتند. از درون این ائتلاف و افکار عمومی جامعه قهرمانی بیرون آمد که به دنبال عدالت بود و از طبقه پایین جامعه بود و دنبال شهر سنتی و بومی می‌گشت و مقابل ظلم و بی عدالتی می ایستاد.

کارگردان«خفه‌گی» به تعریف قهرمان اشاره دارد و گفت: قهرمان برای رسیدن به هدف مبارزه می کند و اگر به شکست برسد ارزش ها‌یی که به دنبال آن بوده باز هم از او قهرمان می‌سازد. اما در تفکر مدرن این تئوری و نظریه وجود ندارد.  تنها چیزی که فصل مشترک تفکرات حاکم است فاصله طبقاتی و شرایط اقتصادی جامعه است که بحران آمیز شده و این شرایط در فیلم‌های مدرن به سمت یک رئالیزم اجتماعی می روند که مشکلات اقتصادی را مطرح می‌کند و متاثر از سینمای اصغر فرهادی است که سینمای خرده پیرنگ است و تعدد قهرمان در آن دیده می شود همچنین پایان باز  شاخصه‌های این سینما است. سینمای خرده پیرنگ و تعدد قهرمان.

امجدیان در بخش دیگر برنامه تاکید کرد: فکر می کنم شاید نتوانیم موقعیت اجتماعی و سیاسی را خلق قهرمان پررنگ بدانیم. سینمای هند و هالیوود مدام در حال تولید قهرمان است شاید اکثر قهرمانان جعلی باشند اما هستند.  در دوران پیش از انقلاب نمونه هایی از قهرمان داشتیم که تیپ شد و  با همان شکل و شمایل بار قصه را به دوش می‌کشید. در دوران دفاع مقدس ما در فضای اجتماعی قهرمانان متعدد داشتیم  و در فیلم ‌ها دیده می شد و قصه را جلو می برد اما از یک مقطعی قهرمان سازی در سینما متوقف شد و به سمت قهرمانانی رفت که باید مشکلات خودش را حل کند. قهرمان در آپارتمانش و به حل مشکلات خودش بسنده کرد. این نوع تفکر از «هامون» زاییده شد که  مشکلات خودش را حل کند و بار خودش را به دوش بکشد. اما برخی از فیلمسازان پیشکسوت از جمله کیمیایی و حاتمی‌کیا همچنان قهرمان دارد.

وی در ادامه گفت: قهرمان سازی در سینما به قدری اهمیت دارد که رهبر انقلاب از خطوطی که در دیدار سینماگران تاکید داشت که به فکر قهرمان باشید. اما قهرمان در سینمای ایران در یک جایی متوقف شد.  اینقدر اهمیت دارد که گوشزد می شود اما الان در سینما قهرمانان به سمتی هدایت شده اند که فقط باید مشکلات خود را حل کند و به سمت سینمای اروپایی یخ زده و  مدیوم شاتی حرکت کردیم که چیزی برای ارائه ندارد به جز حل مشکلات شخصی چند نفر در یک مکان که ردی از قهرمان در آن نمی بینیم.

جیرانی در ادامه گفت: هالیوود امروز با گذشته متفاوت است اندیشه چپ قهرمان فردی دارد. از دل اندیشه چپ قهرمان فردی به وجود آمد  در دوره ریگان «جنگ ستارگان» ساخته شد. در دوره جمهوریخواهان سینما تغییر کرد و در زمان دمکرات ها سینمای اجتماعی قدرت گرفت و شکل عوض کرد در اسکار فیلم ایناریتو مطرح می شود که نه قهرمان دارد و نه مبتنی بر الگوی قهرمان پروری است. جیمز باند هم از حالت فانتزی در می‌آید و در دست کارگردان روشنفکر می افتد که  برای نوجوانان  جذاب است زیرا هالیوود هیچ گاه قشر نوجوان را از دست نمی دهد.

امجدیان در بخش دیگر برنامه «فار 30 نما» گفت: انسان ذاتا قهرمان را دوست دارد. در زمان اکران فیلم «قیصر» مردم از شهرهای بدون سینما برای دیدن فیلم به شهرهایی که صاحب سینما بودند می رفتند. متاسفانه جو حاکم بر سینما اجازه اکران و دیده شدن آثاری که قهرمان دارد را نمی دهد. فیلم  «گناهکاران» ساخته فرامرز قریبیان در اکران خفه شد و انتهای  فیلم را اخته کردند و در اکران کاری کردند که فیلم دیده نشود.  شنیده ام فیلم  مهدی صباغ زاده «خانه کاغذی» هم قهرمان دارد و  قصه را جلو می‌برد و آن هم معلوم نیست چه سرنوشتی دارد.

کارگردان فیلم «قرمز» در ادامه توضیح داد: قهرمان معمولا برای رسیدن به هدفی با حریف ها مبارزه می کند و سرانجام یا برنده می شود و یا بازنده، این فاکتور مربوط به سینمای داستانی است. یا قهرمان از ارزش به ضد ارزش می رسد یا از بی‌خاصیتی به آرمانگرا تبدیل می شود. در شرایط فعلی برسر ارزش هایی که قهرمان با آن مبارزه کند اختلاف داریم. خط فکری به‌ظاهرمدرن معتقد به قهرمان نیست و می گوید همه چیز  نسبی است. در بخش سنتی  و در میان روشنفکران مسلمان هم شاهد هستیم که بین آنچه در واقعیت جامعه می گذرد و  آنچه به آن اعتقاد دارند اختلافاتی وجود دارد و سرگردانند. غیر از حاتمی کیا  که معتقدم قهرمان دارد گرچه قهرمان «بادیگارد» قهرمان تلخی است. این طیف هم   قهرمانشان را از دست دادند. سینمای داستانی دچار لکنت شده؛ ما تحت تاثیر اروپایی و خرده پیرنگ هستیم.

امجدیان که به ریشه یابی موضوع قهرمان سازی در سینما اعتقاد دارد گفت: باید ریشه یابی صورت گیرد که چرا چیزی که مردم  دوست دارند و آن هم سینمای قصه گو است و همچنین قهرمان سازی در داستان در سینمای ایران که ظرفیت جذب 80 میلیون مخاطب را دارد دیده نمی شود در شرایطی که کشور ما از شخصیت‌های مهم و قهرمانانی چون میرزا کوچک خان، سعدی، شهید همت و… کم ندارد.

جیرانی در بخش دیگر این نشست به ساخت فیلم با قهرمانان دفاع مقدس با نگاه روشنفکری اشاره کرد و گفت: فیلم «ایستاده در غبار» فیلم شاخص دو سال گذشته با شخصیت دفاع مقدس اما  نگاه روشنفکری بر اثر حاکم بود و همه جایزه ها را هم گرفت. شرایط تاثیرگذار است. همچنین فیلم«ماجرای نیمروز» که با نگاه روشنفکرانه ساخته شده است.

امجدیان درباره سلیقه مخاطب گفت: ما  سلیقه مردم را شکل ندادیم و باید روی آن کار کنیم تا قهرمان را بپذیرد. با احترام به‌ اصغر فرهادی، او از فرمول معمول پرداختن به مسایل جنسی و شرایط اجتماعی در «فروشنده» استفاده کرده است! اگر  دوربین را سعی می کرد به سمتی بچرخاند که شهاب حسینی جلوی خطای پیرمرد را بگیرد؛ فیلم شاید از کار شبه اروپایی و روشنفکری تغییر می کرد.

جیرانی در ادامه گفت: «فروشنده» قهرمان دارد، شهاب حسینی قهرمان قصه است. اتفاقا فرهادی نئورئالیسم را با تعریف هیچکاک دیده و قهرمان دارد. مشکل؛ سینمایی است که به سینمای اروپایی توجه دارد و رئالیزم افراطی و بی خاصیت در آن رواج یافته است. قهرمان «فروشنده» یک روشنفکر است که از مرحله A به مرحله B می رسد و به انسان مسخ تبدیل می شود. او می خواهد بگوید فساد از جامعه به داخل خانواده آمده است.  فرهادی با فکر  است و این در اثر به خوبی دیده می شود اما مشکل اینجاست افرادی که از او تقلید می کنند بدون فکر عمل می کنند.

امجدیان به عدم حضور قهرمان در سینمای ایران اشاره دارد و گفت: قهرمان را مردم را دوست دارند. اما بیش از اینکه شرایط اجتماعی و سیاسی در قهرمان پروری موثر باشد اجازه ندادیم مردم قهرمان ببینند. هر بار یک شکل اروپایی، آپارتمانی و… ساختیم. چند سال است که مردم قهرمان نمی بینند؛ قهرمان روی پرده نیست اگر هم بیاید لنگ می زند قهرمان با هیبت مناسب و درست نیست.

جیرانی درباره حضور قهرمان در سینمای کمدی اشاره می کند و می گوید: قهرمان داریم اما قهرمانان داستان های ما به شدت ریاکار هستند! «من سالوادورنیستم» آدم ریاکار جامعه است تمام کمدی های ما حول آدم های ریاکار است این از این جهت در سینما آمده است که  در جامعه فساد و ریا وجود دارد و در کمدی های ما قرار گرفته است. این بحث نیاز به  تحقیق مفصل دارد. مهران مدیری در برخی از آثار کمدی تلویزیونی به ارزش‌ها پشت پا می زند، دروغ می‌گوید و شخصیت کثیفی است اما شخصیت به شدت  محبوب می شود.  چرا یک شخصیتی به این شکل در  جامعه ما محبوب می شود؟ 

امجدیان به درام داستان‌های مذهبی اشاره کرد  گفت: همین طور است. وقتی پدری برای کودکش از واقعه کربلا سخن می گوید به شهادت امام حسین (ع) می رسد، کودک می گوید بابا آن زمان مرد عنکبوتی نبود او را نجات دهد. در شرایطی که ما قهرمان نمی سازیم هالیوود قهرمانان خود را به ما تزریق می کند.

جیرانی به سریال «امام علی (ع)» اشاره کرد و گفت: بخشی از زندگی و شهادت حضرت علی(ع) درام بسیار زیبایی دارد. و هر سه ضلع درام را دارد اما ما در سینما آن را نیاوردیم شاید هزینه زیاد آن باعث شد. یک فیلم هم با حمایت دولت ساخته شد که «رستاخیز» شد. به عقیده من ما  همه در یک دفاع از ارزش اسلامی و ایرانی مشترک هستیم باید در  منافع ملی نقاط اشتراکمان را بیابیم. متاسفانه مدیریت فرهنگی ثابتی نداریم و این لطمه بزرگی می زند. من معتقدم  آرمان هایی از جامعه رخت بربسته و نسل بدون آرمان رشد کرده است من واسطه به تفکری هستم که آرمان داشتند. سینما مجموعه ای از شرایط موجود است و مجزا از شرایط جامعه نیست. مال های بزرگ می سازند دیگر نمی توان از ساده زیستی حرف زد. سرمایه داری مدرن را رشد می دهید این سرمایه داری  فرهنگ مدرن می خواهد.

امجدیان در خاتمه تاکید کرد: سینما ابزاری است که در خدمت فرهنگ قرار می گیرد و با ایجاد قهرمان شرایط جامعه نیز روبه بهبود خواهد رفت. قهرمان وقتی با فساد مقابله می کند این فرهنگ را در جامعه شکل می دهد.

کارگردان «سالاد فصل» در خاتمه تاکید کرد: من دلم می خواهد سینمای داستانی رشد کند زیرا با  خودش قهرمان می آورد. سینمای الگوهای کلاسیک بدون قهرمان نمی تواند حرکت کند.




چرا جیرانی حرف خود درباره هیأت داوران فجر سی و پنج و دو داور خاص-یکی محمدرضا هنرمند و دیگری آقای ایکس- را پس گرفت؟ آیا او امیدوار است به حضور در هیأت داوران جشنواره سی و ششم؟

سینماروزان: تازه ترین فیلم فریدون جیرانی با نام «خفگی» که از امکانات تبلیغی فوق العاده ای سود می برد تا اینجا رقم فروش 1.5 میلیارد را رد کرده است.

به گزارش سینماروزان جیرانی به بهانه «خفگی» گفتگویی را با جواد طوسی در «24» داشته و از نادیده گرفتن فیلمش توسط هیأت داوران جشنواره سی و پنجم فجر و دو داور خاص که یکی اش محمدرضا هنرمند است و دیگری آقای ایکس(؟!) گلایه کرد.

جیرانی گفت: یک تفکری آنجا بوده که اسم «خفه گی» نباید جایزه جایزه داشته باشد. به هر حال سلیقه و تفکر داورها مهم است. من دو داور آنجا را می شناسم که روی داورهای دیگر تاثیر می گذارند. من قبلش هم در مصاحبه ای گفته بودم که دوره ی فیلمسازی محمدرضا هنرمند تمام شده است. من با توجه به شرایط کلی جامعه گفته بودم دوره ی فیلمسازی هنرمند تمام شده است. وقتی نظر من را دیدند فیلم را کنار گذاشتند و اصلا راجع به آن از اول حرف نزدند. چون اگر حرف می زدند، حداقل ایمان امیدواری و مسعود سلامی را نامزد می کردند.

این اظهارنظر درباره هیأت داوران مناقشه برانگیز جشنواره سی و پنجم خیلی زود با واکنشی دیگر از سوی جیرانی مواجه شد. جیرانی این بار گفت: راستش نمی‌خواستم مطالبی را که درباره‌ جشنواره گذشته به جواد طوسی در «24» گفته بودم در مصاحبه‌ام بیاید. یادم رفت بگویم  که موضوع مهم نیست و در مصاحبه نیاورد. در مصاحبه آمد با تنظیمی که از حرف من استنباط اشتباهی صورت گرفته بود. من چند سال پیش در مصاحبه‌ای با «همشهری جوان» درباره‌ سینمای جدید و تاثیر اصغر فرهادی گفته بودم که دوره‌ خیلی از فیلمسازها تمام شده و دوره‌ نسل جدید است و از چند فیلمساز نام برده بودم از جمله آقای هنرمند و گفته‌ من کلی و ناظر به شرایط جدید بود.جواد از اشاره‌ من به این موضوع فکر کرده بود که من زمان جشنواره چنین حرفی گفتم و همین حرف باعث کنار گذاشتن فیلم من در جشنواره شده است. من به شوخی از آن جمله یاد کردم.

جیرانی با بیانی محافظه کارانه ادامه داد: پشت پرده‌ای نیست،چند داور بودند، نشستند حرف زدند و داورهایی تاثیر بیشتری روی بقیه گذاشتند مثل همه‌ی دوره‌ها  و فیلمی کنار گذاشته شده است. موضوع مهمی نیست که پشت پرده‌ای داشته باشد. داوری جشنواره گذشته بی‌خودی زیر ذره‌بین قرار گرفت، داوری بود مثل بیشتر  داوری‌ها با ضعف‌هایی که داوری‌های دیگر هم داشتند.

⇓⇓⇓

چرا حرفش را پس گرفت؟؟

اینکه جیرانی بلافاصله بعد از انتشار گفته های صریحش درباره هیأت داوران جشنواره ای که از همان زمان جشنواره مورد انتقادات قرار گرفتند سعی می کند محافظه کاری پیشه کرده و در اظهارنظری دیگر، داوری این جشنواره را مثل بیشتر داوریهای دیگر بداند عجیب است. هرچه نباشد دست اندرکاران فیلم «خفگی» جیرانی از جمله منتقدان شیوه داوریهای جشنواره سی و پنجم بودند.

پس چرا جیرانی این گونه می کوشد اظهارنظر قبلی را پس بگیرد؟ آیا او امیدوار است به مانند جشنواره سی و چهارم فجر که به هیأت انتخاب راه یافته بود در جشنواره سی و ششم هم یکی از هفت عضو هیأت داوران باشد و از حالا نمی‌خواهد زمینه را برای تبدیل شدن خویش به کانون انتقادات احتمالی معترضان به داوری، فراهم کند؟