آقای دبیر! در چینش هیأت داوران، مراقب دوتابعیتی‌ها باش!

سینماروزان: جشنواره سی و هشتم فیلم فجر به دلایل مختلف که اصلی‌ترین آنها حذف فیلمهای کنشگر از فهرست فیلمهای جشنواره و وارد کردن بخشی از آثار هنروتجربه ای کسالت‌بار و شماری از آثار ارگانی به جشنواره است، در کانون نقد و نظر قرار گرفته است.

به جز این، تب تحریم جشنواره فجر بخشی از سینما را درگیر خود کرده و چهره‌هایی شناخته‌شده نظیر علی مصفا، تهمینه میلانی، جعفر پناهی، محمد رسول‌اف، محمدعلی سجادی، رضا درمیشیان، حمید فرخ‌نژاد، ژیلا ایپکچی، محمدرضا مویینی، فریدون شهبازیان، جمیل رستمی، مرضیه وفامهر، اشکان اشکانی، مصطفی خرقه‌پوش و زینت رضا نیز به فهرست تحریم کنندگان فجر پیوسته‌اند.

دست‌اندرکاران جشنواره به‌جای پذیرفتن انتقادات و باز کردن باب دیالوگ حتی با تحریم‌کنندگان، به سمت نوعی رپورتاژنگاری یکطرفه در خدمت جشنواره از طریق رسانه‌های متبوع خویش رفته‌اند و تلویحا کوشیده‌اند بر این فرض اثبات‌نشده اصرار ورزند که شرکت نکردن در جشنواره ریختن آب در آسیاب دشمنان است!

با احترام به این فرض است که باید از دبیر جشنواره انتظار داشته باشیم برای چینش هیأت داوران بخش اصلی جشنواره که سودای سیمرغ باشد، سراغ افراد دوتابعیتی که نیمی از سال را در داخل مشغول کاسبی و نیمی دیگر را در زمین دشمن(!) مشغول خوشگذرانی هستند، نرود.

برخی می‌گویند از دست‌اندرکاران جشنواره ای که شناخته شده‌ترین سلبریتی حامیش، یک دوتابعیتی است(!) نمیتوان انتظار شق‌القمر داشت ولی اینکه شنیده‌هایی جدی درباره حضور برخی سینماگران دوتابعیتی در هیأت داوران مسابقه اصلی جشنواره وجود داشته باشد به شدت برخورنده است.

اینکه امثال سیروس الوند و ابوالحسن داوودی و محمدمهدی دادگو که دوتابعیتی هستند بخواهند در فهرست گزینه‌های داوری فجر سی و هشتم باشند فرض اثبات‌نشده حامیان جشنواره را کاملا زیر سوال می‌برد و دبیر جشنواره را با یک چالش جدی مواجه خواهد کرد.

آیا ابراهیم داروغه‌زاده برای چیدمان هیأت داوران به سراغ دوتابعیتی‌ها می‌رود و گرفتار دردسرهایی خواهد شد که دبیر جشنواره سی و پنجم را درگیر کرد؟؟ دبیر جشنواره سی و پنجم دو تفاوت با دبیر جشنواره سی و هشتم داشت و آن هم اینکه هم خودش دوتابعیتی بود و هم اینکه هیچ گاه خود یا حامیانش تلاش نکردند مخالفان جشنواره را بازیگران زمین دشمن بخوانند برای همین کار دبیر امسال در استفاده از دوتابعیتی‌ها به مراتب دشوارتر خواهد بود.

آقای دبیر! در چینش هیأت داوران، مراقب دوتابعیتی‌ها باش!




پاره‌ای از ادعاها و اظهارات مهدی فخیم‌زاده در تازه‌ترین گفتگوی تفصیلی‌اش⇐ از دستمزد ۱.۵میلیاردی ناصر تا دستمزد ۳میلیاردی بهروز در سالهای منتهی به انقلاب/از حضور قاچاقی سرکار استوار در یک سریال بعد از انقلاب تا ممانعت فخرالدین انوار از اعطای سیمرغ به فخری خوروش!!/از رد پیشنهاد ساخت پروژه‌های “محمد(ص)” و “امام حسین(ع)” تا نقد انفعال دولت در مسأله “رستاخیز”

سینماروزان: مهدی فخیم زاده از معدود کارگردانان ایرانی است که هم در سینما و هم در تلویزیون محصولاتی مخاطب پسند داشته است؛ هم فیلمهایی مانند «همسر» و «خواستگاری» و «مسافران مهتاب» و هم سریالهای نظیر «بی صدا فریاد کن»، «ساختمان85»، «تنهاترین سردار» و «ولایت عشق» جزو آثاری از فخیم هستند که توجهات را برانگیخته اند.

فخیم این روزها فیلم «مشت آخر» را روی پرده دارد و همین بهانه ای شده برای گفتگویی تفصیلی با علی زادمهر در «ایلنا» که در خلال آن حرفهایی خواندنی زده است.

مهدی فخیم‌زاده با اشاره به دستمزد بالای بازیگران مطرح در ادوار مختلف گفت: درحالیکه در سالهای منتهی به انقلاب تولیدات در سینمای قبل از انقلاب بسیار کاهش پیدا کرده بود اما چهار هنرپیشه شناخت شده محمدعلی فردین، بهروز وثوقی، بیک ایمانوردی و ناصر ملک‌مطیعی دستمزدهای خیلی خوبی می‌گرفتند. مثلا ناصر ملک‌مطیعی برای حضور در یک فیلم 150 هزار تومان(معادل ۱۵۰هزار دلار آن زمان و بیش از ۱.۵میلیارد این زمان) دستمزد گرفت یا بهروز وثوقی برای حضور در فیلم «نفس بریده» 300 هزار تومان (معادل ۳۰۰ هزار دلار آن زمان و بیش از ۳میلیارد این زمان) دستمزد گرفت درحالیکه همان زمان نیز همین بازیگران فیلم‌های ناموفقی در سینما داشتند که به فروش خوبی نرسیده بود.

فخیم‌زاده درباره همراهی با بازیگران قبل از انقلاب در سالهای بعد از انقلاب گفت: اصولا سراغ آن تیپ بازیگران نمی‌رفتم چون مجوز نمیدادند ولی یک بار در تلویزیون و در زمان ساخت سریال «بی‌صدا فریاد کن» عبدالعلی همایون(سرکار استوار) که پیر شده بود به دیدن من آمد و من می‌دانستم اگر به مسئولان صداوسیما اعلام کنم که می‌خواهم به او نقش بدهم آنها سابقه وی را بررسی می‌کنند و به او اجازه کار نمی‌دهند زیرا دنبال دردسر نبودند اما من یک نقش معمولی و پزشکی در بیمارستان را به او دادم و شش روز نیز سر صحنه بود اما به هیچ عنوان خبرش را اعلام نکردم و به روابط عمومی سریال نیز گفتم که اطلاع‌رسانی نکنند. البته متاسفانه چند روز بعد از پایان فیلمبرداری و قبل از پخش سریال عبدالعلی همایون درگذشت و تصاویر وی در آن سریال به عنوان آخرین نقش‌آفرینی او ثبت شد و دخترش نیز از ما بسیار تشکر کرد و گفت که پدرش آن شش روز را جزو یکی از بهترین روزهای زندگی‌اش می‌دانست.

فخیم‌زاده ادامه داد: وضعیت درباره بازیگران زن قبل از انقلاب بسیار بدتر بود و حتی کسانی که چهره‌های شناخته شده معروفی نیز نبودند باز اجازه نداشتند بعد از انقلاب فعالیت کنند و ما باید از بازیگرانی استفاده می‌کردیم که سن آنها بالا رفته باشد و دیگر شبیه چهره‌شان قبل از انقلاب نباشند. مثلا من با فخری خروش در فیلم «زخمه» همکار بودم و نقش زن و شوهر را ایفا می‌کردیم، بعد فخری خروش در فیلم «مترسک» ایفای نقش کرد و در جشنواره فیلم فجر می‌خواستند به او جایزه بدهند اما انوار اعلام کرد اگر به او جایزه بدهید گروه‌های فشار جنجال درست می‌کنند و دیگر اجازه نمی‌دهند تا او کار کند!!

فخیم‌زاده درباره چرایی عدم همکاری با تلویزیون در سالهای اخیر بیان داشت: همیشه از تلویزیون پیشنهاد داشتم و بعد از ساخت آخرین سریالم «فوق سری» پیشنهادات زیادی از تلویزیون داشتم و حتی به من پیشنهاد شد که سریالی تاریخی درباره شیخ بهایی، امام حسین(ع) بسازم یا سریالی در سه مقطع (از تولد تا بعثت، از بعثت تا فتح مکه، از فتح مکه تا رحلت) درباره حضرت محمد(ص) بسازم و حتی رسول جعفریان پژوهش و تحقیقات سریال را انجام داد اما من نپذیرفتم زیرا سریال تاریخی توانایی و انرژی زیادی می‌خواهد و البته دردسرهای بسیار زیادی دارد.

فخیم‌زاده افزود: من در هنگام ساخت سریال «ولایت عشق» استرس زیادی را تحمل کردم و آن زمان تازه سیستمی وارد کشور شده بود که می‌توانستیم بر روی شخصیتی که نقش معصوم را بازی می‌کند هاله نور بیندازیم تا مشکلی نداشته باشد و علیرضا رضاداد که مدیر تولید سیمافیلم بود به من و مازیار پرتو گفت که این سیستم را امتحان کنیم. بعد از آنکه سریال “ولایت عشق” ساخته شد شب اول پخش من تا صبح خوابم نبرد و می‌ترسیدم که پخش آن واکنش‌های زیادی را داشته باشد حتی نذر کردم که اتفاقی نیفتد که بعد از 10 روز پخش نیز آیت‌الله مکارم شیرازی نامه‌ای به تلویزیون نوشت و تشکر کرد ولی دیگر من سراغ ساخت سریال تاریخی و مذهبی نرفتم با اینکه پیشنهادات بسیاری داشتم .

این کارگردان خاطرنشان ساخت:  ساخت فیلم‌های تاریخی و مذهبی علاوه بر آنکه باید از فیلمنامه و تیم تولید قوی برخوردار باشد باید مورد حمایت کامل مدیران قرار بگیرد اما مدیران علاقه ندارند برای این کارها هزینه بدهند مثلا الان دولت نمی‌خواهد برای فیلم «رستاخیز» ساخته درویش هزینه بدهد و از آن دفاع کند.




«مطرب» ۳۵میلیاردی شد/«زیرنظر» ۶میلیارد را رد کرد/«جهان…» ۳٫۵میلیاردی شد/«جاندار» از ۳میلیارد عبور کرد/شکست سنگین فیلمهای کودک تازه‌اکران+آمار کامل فروش

سینماروزان: «مطرب» کماکان به ترکتازی خود در گیشه سینماها ادامه میدهد و تاکنون 35میلیارد را رد کرده و اگر 5میلیارد دیگر هم بفروشد 40میلیاردی میشود و پرفروشترین فیلم تاریخ سینما.

به دنبال آن «چشم و گوش بسته» قرار گرفته که 11میلیاردی شده است و پس از آن کمدی ممنوع العرضه در سینماهای حوزه «زیرنظر» که با وجود همه محدودیتها 6میلیارد را رد کرده است.

«جهان با من برقص» 3.5میلیاردی شده است و «جاندار» هم از 3میلیارد عبور کرده است.

دو فیلم کودک تازه اکران شده «کاتی و ستاره» و «قطار آن شب» هم که انگاری فقط اکران شده‌اند تا اکران شده باشند در دو روز ابتدایی اکران رویهم 5میلیون هم نفروخته‌اند که شکستی سنگین برای هر دو فیلم است.

آمار فروش تا ابتدای جمعه چهارم بهمن ۱۳۹۸ به شرح زیر است:

(تمامی ارقام به تومان است)

–مطرب 35میلیارد و 100میلیون(75روز)

–چشم و گوش بسته 11میلیارد و200میلیون(75روز)

–زیرنظر 6میلیارد و ۱۰۰میلیون(26روز)

–منطقه پرواز ممنوع ۵میلیارد و 440 میلیون(75روز)

–بنیامین 4میلیارد و 200میلیون(75روز)

–جهان با من برقص 3میلیارد و 500میلیون(19روز)

–جاندار ۳میلیارد و 300میلیون(40روز)

–بیست و سه نفر ۱میلیارد و 400 میلیون(40روز)

–آشفتگی 550میلیون(33روز)

–سونامی 310میلیون(26روز)

–اژدر 300میلیون(15روز)

–مشت آخر 200میلیون(33روز)

–امیر60میلیون(9روز)

–اولین امضاء برای رعنا 8میلیون(9روز)

–کاتی و ستاره 4میلیون(2روز)

–قطار آن شب2میلیون(2روز)




صاحبان فیلمهای ارگانی خوشحال باشند⇐معرفی داوران فیلم اولیهای فجر با حضور سازندگان فیلمهای ارگانی+داداش یک مدیر حاضر در صحنه+عیال مدیرعامل خانه سینما

سینماروزان: هیات داوران بخش فیلم اولیهای فجر معرفی شدند آن هم با حضور حداقلی سینماگران مستقل.

مهدی جعفری و هادی مقدم‌دوست که فیلمهای ارگانی “۲۳نفر” و “هیهات” را با حمایت اوج ساخته اند، از جمله داوران بخش فیلم اولیها هستند.

مصطفی رزاق‌کریمی داداش مرتضی رزاق‌کریمی قائم‌‌مقام مرکز گسترش که از جمله مدیران حاضر در صحنه است و حضور پررنگی در محافل مختلف سینمایی دارد(!) و فرشته طائرپور همسر مدیرعامل چندشغله خانه سینما از دیگر اعضای هیات داوران فیلم اولیها هستند.

روح‌الله حجازی فیلمسازی با آثاری شکست‌خورده درگیشه و ازجمله “مرگ ماهی” دیگر داور فیلم اولیهاست.

این پنج نفر علاوه بر فیلم اولیها، آثار مستند و کوتاه فجر را هم داوری خواهند کرد و با توجه به چینش هیات داوران، از همین حالا میتوان موفقیت ارگانیها را در این بخش پیش‌بینی کرد.




پرسش کلیدی رسانه اصولگرا⇐ مردم سیل‌زده شمال کشور، مردم غبارزده جنوب کشور و کسانی که در فلات مرکزی ایران دچار بحران بی‌آبی شده‌اند چه جایگاهی در آثار سینمایی امسال و محصولات جشنواره دارند؟؟

سینماروزان: در حالی که بخش عمده آثار حاضر در جشنواره امسال فجر متاثر از غلبه فیلمهای ارگانی-هنروتجربه است و بخشی از آثار کنشمند به دلیل لحن انتقادی از جشنواره کنار گذاشته شده اند یک روزنامه اصولگرا به انتقاد از نبود کف جامعه در محصولات سینمایی اخیر پرداخته است.

روزنامه “فرهیختگان” با نقد نگاه خنثای سینمای شبه روشنفکرانه نوشت: در مورد مسائل و دغدغه‌هایی که سینمای روشنفکری ایران مطرح می‌کند، مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین بحث این است که چه لایه‌هایی از اجتماع و کدام طبقه، وقت و حوصله پرداختن به هرکدام از این موضوعات دارد و علاقه‌مند است جزئیات آن را بررسی کند.

این رسانه با اشاره به آثاری همچون “احتمال باران اسیدی” و “بنفشه آفریقایی” نوشت: یک انسان افسرده و مردم‌گریز، از پنجره آپارتمانش در شهرک غرب تهران به تنهایی بی‌منتهای بشریت نگاه می‌کند، یک زن میانسال، شوهر سابق خود را به خانه‌اش آورده تا همراه همسر فعلی‌اش از او مراقبت کند و این شوهر سابق کسی است که به او خیانت شده بود و… اینها چند نمونه از دغدغه‌های مطرح شده در سینمای روشنفکری ایران طی سال‌های اخیر است.

“فرهیختگان” با انتقاد از خلأ وجود کف جامعه در سینما و جشنواره نوشت: می‌شود یک لحظه چهره مردم سیل‌زده شمال کشور، مردم غبارزده جنوب کشور و کسانی که در فلات مرکزی ایران دچار بحران بی‌آبی شده‌اند را تصور کرد که این فیلم‌ها به‌عنوان بیان‌کننده دغدغه‌های عمومی اجتماع ایران برایشان نشان داده می‌شود. می‌توان جوانی را در پایتخت تصور کرد که با مدرک لیسانس پیک موتوری شده و پیرمردی را جلوی چشم قرار داد که در کردستان کولبری می‌کند یا کشاورز بلوچ را پیش نظر آورد که تا دیروز درگیر بی‌آبی بوده و امروز خانه و کاشانه‌اش را سیل برده و دنبال این امید می‌گردد که کسی دستش را بگیرد تا از دامنه این بلا بلند شود.آنها به بعضی از این دغدغه‌هایی که سینمای ایران مطرح می‌کند چه می‌گویند؟ آیا آنها با تماشای کمدی‌های بفروش سینمای ایران قادر هستند که از دنیای پرمصیبت‌شان حتی لحظاتی فارغ شوند و اگر پای تماشای یک سری از فیلم‌های روشنفکری سینمای ایران بنشینند، این احساس رضایت به ‌آنها دست خواهد داد که دغدغه‌هایشان بیان شده است؟

این رسانه تاکید کرد: از رهگذر این پرسش‌هاست که می‌شود به دلیل فاصله ایجاد شده بین سینمای ایران و عموم جامعه پی برد. بخش عمده‌ای از سینمای ایران در سال‌های متمادی اخیر، راهی را پیموده که امروز متعلق به یک طیف فکری به‌خصوص و یک طبقه اجتماعی خاص است. برای همه نیست. حالا نوبت سقوط این فواره در نقطه اوج آن فرارسیده و نوبت دیگران است که صدایشان در سینمای ایران شنیده شود!!




بایکوت کمدی “اژدر” توسط ارگانهای سینمادار؛ به‌خاطر علی انصاریان یا بدل مسی؟؟

سینماروزان: کمدی “اژدر”رضا سبحانی از جمله کمدیهای روی پرده رفته در شلوغی اکران نزدیک جشنواره است.

“اژدر” یک کمدی با مایه‌های فانتزی است که داستانی پر از موقعیت کمدی درباره افرادی را روایت می‌کند که زندگیشان با شاخ گاو(!) گره می‌خورد.

“اژدر” به غیر از آن که در یکی از بدترین دوره‌های اکران روی پرده رفته تقریبا از ابتدای اکرانش با بایکوت ارگانهای سینمادار مواجه بوده است.

شهرداری تهران از همان ابتدای اکران این کمدی را در برنامه نمایش پردیس ملت قرار نداده و حوزه هنری هم حتی یک سانس به این فیلم در پردیس آزادی نداده!! هر دو ارگان در دیگر سینماهای خود هم سانس مکفی به فیلم نداده‌اند.

اینکه چرا یک کمدی-فانتزی با مضمونی فاقد خط قرمزهای آن چنانی باید با چنین بایکوتی مواجه شود مشخص نیست.

آیا علی انصاریان بازیگر “اژدر” عامل این توقیف است یا چهره‌های محبوب در فضای مجازی نظیر بدل مسی و دی.جی‌.فسنقری که سکانسهایی در فیلم حضور داشته‌اند باعث توقیف شده‌اند؟؟ شاید هم اساسا مشکل این ارگانها با شاخ گاوی بوده که داستان فیلم را پیش می‌برد؟؟؟




کارگردان فیلم ارگانی در مسیر بابک حمیدیان؟/ساده‌زیستی حوالی کاخ نیاوران؟؟+فیلم

سینماروزان: بعد از انصراف بابک حمیدیان بازیگر فیلم ارگانی “روز بلوا” از حضور در جشنواره، کارگردان این فیلم هم با لحنی محافظه‌کارانه درباره “روز بلوا” صحبت کرده است.

شعیبی، فیلمش را اثری بدون جهت‌گیری و فاقد قضاوت خوانده؛ انگار که در بخش خصوصی و با سرمایه شخصی، فیلمی مستقل ساخته!!

مگر نه اینکه “روز بلوا” با حمایت سازمان هنری-رسانه‌ای اوج تولید شده و رییس این سازمان هم تاکید کرده با افتخار از سپاه بودجه می‌گیرد پس چرا شعیبی این قدر خنثی حرف می‌زند؟؟

نمی‌شود که هم حمایت اوج را داشت و هم مدعی فقدان جهت‌گیری شد! اوج سازمانی منسوب به نیروهای نورس دست راستی است و شعیبی هم خواه ناخواه برای چنین سازمانی فیلم ساخته.

اینجاست که می‌شود گفت دم حاتمی‌کیا گرم که لااقل وقتی با حمایت ارگانهای حاکمیتی فیلم میسازد آن قدر وجود دارد که فریاد بزند فیلمساز نظام است!! به هر حال نمی‌شود که هم حوالی کاخ نیاوران سکنی گزید و هم مدعی ساده‌زیستی شد!

برای تماشای گفته‌های شعیبی اینجا را ببینید.




ادعاهای مدیر تصویرشهر در شرح عملکرد خویش⇐تملک پردیس باغ کتاب تا پایان سال+احداث یک سالن آمفی تئاتر ۲۴۰نفره در پردیس ملت برای برگزاری نشست‌های خبری فجر+ایجاد پارکینگی با ظرفیت ۷۰۰ خودرو و با دو ورودی نیایش و کردستان جنب پردیس ملت+راه‌اندازی فودکورتی با ظرفیت ۸۰۰ صندلی با همه جور اغذیه ایرانی و فرنگی برای اقشار کم درآمد و پردرآمد در پردیس ملت+افزایش ۴۴درصدی درآمد پردیس رازی با نیم‌بها کردن بلیت+افزایش ۳۰درصدی درآمد پردیس راگا با اکران دوبله همزمان انیمیشن‌های خارجی!+تولید سریال ۹۰قسمتی با همکاری سیمافیلم

سینماروزان: هاشم میرزاخانی حدود یک سال بعد از رسیدن به کرسی مدیریت تصویرشهر شهرداری در نشستی خبری به تشریح عملکرد خود پرداخت و تا توانست از دستاوردهای خود گفت.

میرزاخانی در ابتدای این نشست اظهار داشت: موسسه تصویرشهر از سال ۱۳۸۳ فعالیت خود را آغاز  و آثار بسیاری را تولید کرده است. چندین پردیس سینمایی به صورت مشارکتی در اختیار داریم و تا سال آتی پردیس باغ کتاب نیز زیرمجموعه موسسه تصویرشهر خواهد شد.

وی ادامه داد: تمامی پردیس های ما سنوات عمری شان از ۱۲ سال گذشته بود و ما در ۲ محور تجهیز امکانات و ایجاد احداث بناهای جدید برنامه ریزی هایی را انجام دادیم. برگزاری جشنواره بین المللی فیلم شهر هم از جمله فعالیت های این موسسه است و خوشبختانه با جذب حامی توانستیم هزینه ها را تأمین کنیم.

مدیرعامل موسسه تصویرشهر خاطرنشان کرد: بازسازی سیستم های هواساز، تعمیر و مرمت سرویس های بهداشتی، رنگ آمیزی لابی ها، نصب و تجهیز به سیستم دوربین مداربسته و… از جمله کارهایی بوده که در پردیس سینمایی تماشا و سایر پردیس های سینمایی انجام شده است. در دوره ۹ ماهه میزبان ۱۵ هزار دانش آموز در پردیس سینمایی تماشا بودیم. پردیس تماشا از سال ۹۴ زیان ده بوده اما خوشبختانه ما آن را به سوددهی رساندیم.

میرزاخانی ادامه داد: پردیس سینمایی راگا هم یکی دیگر از پردیس های جنوب شهر است. ما تمام پردیس های جنوب شهر را با تجهیزات نوین مجهز کردیم و درصدد هستیم پرده های سالن ها را نیز تعویض کنیم. پردیس راگا هم روی مسأله زنگ سینما تمرکز جدی داشت و ما حتی برنامه زنده اجرای دوبله انیمیشنهای خارجی را داشتیم که با استقبال اهالی کم برخوردار شهر تهران روبرو شد. ۳۰ درصد افزایش درآمد در این پردیس سینمایی داشتیم.

میرزاخانی سپس به پردیس سینمایی رازی اشاره کرد و گفت: این پردیس قرار بود جمع آوری شود چون روزانه ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان بیشتر درآمد نداشت. این پردیس رسما از دست رفته بود. این سالن به دلیل اینکه مخاطب نداشت مدیریت سابق ۲ سالن آن را برای برگزاری مجالس تغییر کاربری داده بود. دوستان ما در موسسه تصویرشهر عملیات جهادی انجام دادند. ما در تمام ایام این پردیس را نیم بها کردیم. اینجا ۲ سالن داشت ما آن را مجهز کردیم و تمام مشکلات را برطرف کردیم و بالاترین رشد درآمد برای پردیس رازی شده به نحوی که ۴۴ درصد افزایش درآمد داشته و با استقبال بسیار روبرو شده است.

وی سپس به کارهای انجام شده در پردیس سینمایی ملت اشاره کرد و اظهار داشت: طبقه مثبت ۲ این پردیس رها شده بود. ما موظف بودیم پردیس ملت را از محاق درآوریم. عدم وجود پارکینگ که یکی از معضلات بزرگ این پردیس سینمایی بود با مساعدت شهردار تهران این معضل حل شد و زمین یک هکتاری را از حالت کارگاهی خارج کردیم و ۷۰۰ ظرفیت پارکینگ ایجاد کردیم. یک در آن از نیایش است و یک در دیگر هم ان شاالله از بزرگراه کردستان باز می شود. این مجموعه جایی برای نشستن خانواده ها نداشت و ما فودکورت را با ظرفیت ۸۰۰ صندلی ایجاد کردیم. همه جور اغذیه ایرانی و فرنگی برای اقشار کم درآمد و پردرآمد در این فودکورت وجود دارد.

میرزاخانی ادامه داد: بررسی های جدی صورت گرفت و ۷ سالن نمایش ایجاد کردیم که ظرفیت مان از سالن وی آی پی ۴۰ نفره تا ۳۱۰ نفره دارد؛ قبل از افتتاحیه جشنواره فجر این سالن ها افتاح خواهد شد. یک سالن آمفی تئاتر چندمنظوره هم برای این مکان در نظر گرفتیم که ظرفیت آن ۲۴۰ نفره است و نشست های خبری جشنواره فیلم‌فجر نیز در آنجا برگزار خواهد شد. ما از این پس امکان برگزاری حراج و ایونت های مختلف را در پردیس ملت داریم.

وی افزود: تعامل با تاکسی های اینترنتی داشتیم به نحوی که هرکس ۴ بلیت خریداری کند رایگان می تواند به این سینما بیاید؛ جشنواره باید برنامه ریزی برای بعد مسافت بین پارکینگ تا سالن سینما داشته باشد.

میرزاخانی در بخش دیگری از این نشست خبری گفت: در کنار پردیس داری در مشارکتی با سیما فیلم ، شهرداری و سازمان فرهنگی هنری سریالی ۹۰ قسمتی را کلید می زنیم! از سویی می خواهیم در حوزه های کوتاه و مستند هم برنامه ریزی جدی داشته باشیم تا در خصوص اشاعه فرهنگ زندگی شهروندی و ارائه تولیدات فرهنگی فاخر و اثرگذار پیشرو باشیم.




حرفهای مدیر روابط عمومی جشنواره روی آنتن زنده⇐سینماتیکت امتحانش را پس داده و دلیلی ندارد به‌مانند سال ۹۵ با سامانه‌ای جایگزین شود که از همان ساعات اول، داون شود!/هیات داوران ظرف چندروز آینده معرفی خواهد شد/ انشاءالله دو فیلم “خورشید” و “روز صفر” در جشنواره به نمایش درمی‌آیند!!/بر روی تمام بلیت‌ها، نام فیلم و درجه سنی آمده!/درآمد بلیت‌فروشی میان سینماداران و تهیه‌کنندگان تقسیم خواهد شد ولی هزینه دی.سی.پی را تهیه‌کنندگان باید پرداخت کنند

سینماروزان: در فاصله‌ای کوتاه تا جشنواره فجر قرار داریم و فارغ از حرف و حدیثها درباره هیات داوران، شنیده‌هایی درباره عدم وصول نسخه کامل دو فیلم “خورشید” و “روز صفر” به جشنواره و جایگزینی با آثاری دیگر مطرح شده آن هم در حالی که بلیت‌فروشی با اعلام نام این دو فیلم صورت گرفته.

مسعود نجفی مدیر روابط عمومی سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر در پاسخ به این شایعه که فیلم‌های «خورشید» ساخته مجید مجیدی و «روز صفر» به کارگردانی سعید ملکان به دلیل طولانی شدن فرآیند تولید شاید به جشنواره نرسند روی آنتن زنده شبکه سوم اظهار کرد: ان شاءالله هر دو فیلم در جشنواره امسال دیده می‌شود!!! طی آخرین پیگیری‌های دبیرخانه نمایش فیلم‌ها هم در سینماهای مردمی و هم در سینمای رسانه طبق برنامه‌ریزی منتشر شده در قالب جداول اکران جلو خواهد رفت.

مدیر روابط عمومی جشنواره فیلم فجر همچنین اعلام کرد: امسال برای اولین بار چهار فیلمی که رده‌بندی سنی دارند، در بلیت‌ها قید شده و برای اولین‌بار برخلاف سال‌های گذشته که نهایتا اسم گروه فیلم‌ها ثبت می‌شد، اسم خود فیلم و درجه سنی هم بر روی بلیت درج می‌شود تا مخاطب بداند چه فیلمی بناست ببیند.

مدیر روابط عمومی جشنواره فیلم فجر که با برنامه تلویزیونی «سلام صبح بخیر» شبکه سه گفتگو می‌کرد، در پاسخ به اینکه آیا سهم فروش بلیت‌ها بین جشنواره، تهیه‌کننده و سینمادار تقسیم می‌شود، توضیح داد: سهم بلیت بین تهیه‌کننده و سینما تقسیم خواهد شد و جشنواره سهمی نخواهد بود. هزینه دی‌سی‌پی هم تا سال گذشته به عهده جشنواره بوده، اما از امسال برعهده تهیه‌کننده است.

وی درباره پیش فروش بلیت توسط سینماتیکت هم گفت: به هر حال این سامانه سینماتیکت طی ایام سال هم بلیت فروشی سینماها را برعهده دارد و با توجه به تعداد بالای مخاطبانی که در لحظات اول به اپلیکیشن ورود می‌کنند باید سامانه‌ای باشد که در طول سال امتحان خود را پس داده است. در سال ۹۵ و دوره ۳۵ با سامانه دیگری تجربه داشتیم که از همان ساعات اول داون شد و کلی مشکل ایجاد کرد بنابراین با توجه به سیل علاقمندان باید سامانه‌ای باشد که از پس تقاضاها بربیاید و خوشبختانه سینماتیکت امتحان خود را پس داده.

مدیر روابط عمومی جشنواره فجر در پاسخ به اینکه چرا لیست نهایی هیات داوران هنوز اعلام شده است، گفت: ما با مدل جشنواره فیلم فجر هر ساله پیش رفته‌ایم و معمولا در روزهای اول بهمن هیات داوران معرفی می‌شوند. در چند روز آینده گزینه‌های مورد نظر نهایی و معرفی خواهد شد.




تحلیل رسانه اصلاح‌طلب بر “زیرنظر”عطاران که بدون سینماهای حوزه و بدون تیزر تلویزیونی، ۵میلیارد را رد کرده⇐”زير نظر” فيلمي سياسي است!!/ وضعيت كاناپه فیلم به ‌شدت يادآور وضعيت امروز است!!

سینماروزان: کمدی “زیرنظر” هرچند با تحریم دوگانه حوزه و تلویزیون روبرو شده ولی توانسته رقم فروش ۵میلیارد را رد کند.

روزنامه اصلاح‌طلب “اعتماد” در تحلیلی بر “زیرنظر” آن را فیلمی سیاسی دانسته که خط اصلی داستانش هم متاثر از فضای امروز ایران است.

متن تحلیل “اعتماد” را بخوانید:

در سال 1398 هيچ كمدي در ايران چندان تفسير و تاويل نشد. گويي كمدي‌ها در ايران نوعي ژانر مرده براي منتقدان است. همواره زبان كنايي اين آثار به عنوان ادبيات سخيف تعبير شده و با تكيه بر عامه‌پسند بودن چنين رويه‌اي، كمدي‌ها به جاي نقد شدن، در پناهگاه بي‌توجهي نقد مستقر شده‌اند. نمونه جديد اين در امان بودن را مي‌شود در فيلم «زير نظر» جست‌وجو كرد.

فيلم در فضاي گروتسك امروز، به شكل مويرگي فروش مي‌كند؛ بدون آنكه يك نظر نقادانه جذاب درباره‌اش خوانده باشيم. بدون آنكه جامعه نقد سينما نسبت به آنچه روي پرده اكران شده است، واكنشي علمي – ادبي داشته باشد.

فارغ از اينكه فيلم «زير نظر» چيست، همين تاويل‌ناپذيري كمدي‌ها نظرم را جلب كرده است و اين موضوع همزمان با انتشار كتاب «چشم‌انداز طبيعي» نورتروپ فراي، منتقد و اسطوره‌شناس كانادايي توسط رضا سرور ترجمه شده است.

كتاب جذاب فراي در فصل نخست به يك مساله مي‌پردازد كه چرا ادبيات عامه‌پسند – كه كمدي نيز در اين زمره قرار مي‌گيرد – تاويل‌گريز است. فراي در گام نخست مي‌نويسد كه هر چه داستان قاعده‌مندتر باشد، بيشتر مبتني بر سنت است و خواندنش راحت‌تر مي‌شود. ادبيات عامه‌پسند به ‌طرز چشمگيري شيو‌ه‌مند است و پرتوان بودن سنت داستاني در آنها باعث مي‌شود كه اثر همه‌فهم شود. او در ادامه مي‌نويسد: «اگر شكل و ساختار كلي داستان پيشاپيش مشخص شده باشد؛ آنگه تمامي امتيازات و محاسن داستاني و شوخ‌طبعي صرفا نتيجه مهارت استاندارد مولف و به‌ كارگيري تكنيك است.»

به عبارت ديگر بر اساس قواعد هميشگي – كه عموما ما از آن به عنوان كليشه ياد مي‌كنيم – ما مي‌دانيم يك اثر عامه‌پسند چيست و چه مي‌خواهد بگويد و شايد حتي بدانيم آخر داستان چه مي‌شود. آنچه ما را بيشتر درگير مي‌كند، تكنيكي است كه مولف براي بيان داستان بهره مي‌گيرد.

هر چه اثر بيشتر درگير قواعد تثبيت ‌شده شود، بيشتر مقبول همگان قرار مي‌گيرد و با قوي‌تر شدن شكل بياني‌اش، اثر بيش از پيش تاويل‌گريز مي‌شود. شايد اين دليل ادبي فراي كليد اين مساله باشد كه چرا كمدي‌ها در ايران چندان مورد توجه منتقدان قرار نمي‌گيرند و سرسري از كنارشان مي‌گذرند؟

به نظر مقبوليت آنها شرايط را براي تاويل مهيا نمي‌كند. با اين حال، چند پرسش پاسخ ‌داده ‌نشده باقي مي‌ماند. نخست آنكه چقدر فيلم‌هاي كمدي ايراني برحسب قاعده هستند؟ شايد در تقابل با بهترين آثار سينمايي آثار ايراني هيچ حرفي براي گفتن نداشته باشند؛ اما واقعيت آن است كه آنها در چارچوب خودشان عمل مي‌كنند. از سينماي كمدي قبل از انقلاب تا به امروز، كمدي ايراني درش بر يك پاشنه چرخيده است. قواعد اين سينما نيز بر اساس ادبيات هزلي است كه تشريحش زمان زيادي مي‌برد.

پرسش دوم آن است كه آيا تاويل‌گريزي برابر با تاويل‌ناپذيري است؟ پاسخ به ‌سادگي خير است. آثار كمدي ايراني به ‌شدت نياز به تاويل دارند، از نگرش طبقاتي‌شان به جامعه ايران تا رويه سياست‌زدايي.

به نظر مي‌رسد «زير نظر» فيلمي سياسي است، وضعيت كاناپه سوراخ ‌شده به ‌شدت يادآور وضعيت امروز است. پيام كنايي فيلم در لفافه خنده‌ها كمرنگ مي‌شود. براي تئاتري‌ها ابوالفضل كاهاني نام شناخته‌ شده‌اي است که آثارش سرشار از کنایات است و اینجا هم طنز بهانه‌ای است برای کنایه‌هایی که کمتر کسی در آن غور کرده!




تازه‌ترین خروجی شورای صنفی نمایش⇐دستور اکران دو فیلم جدید از همین هفته+تعطیلی شورا تا انتهای جشنواره

سینماروزان: شورای صنفی نمایش در تازه‌ترین جلسه خود مقرر کرد فیلم سینمایی «کاتی و ستاره» به کارگردانی رضا مجلسی از چهارشنبه این هفته دوم بهمن ماه در گروه سینمایی ایران اکران می شود.

شورا همچنین تعیین کرد فیلم سینمایی «قطار آن شب» به کارگردانی حمیدرضا قطبی چهارشنبه دوم بهمن ماه در گروه سینمایی آستارا اکران شود.

شورا همچنین دستور داد جلسه بعدی شورای صنفی نمایش به دلیل برگزاری سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر  بیستم بهمن برگزار شود.




پرسش همکار سالیان مخملباف: داوران فجر کجا هستند؟؟

سینماروزان: در فاصله حدودا دوهفته‌ای تا برگزاری جشنواره فیلم فجر هنوز هیات داوران جشنواره معرفی نشده‌اند. یک دلیل این امر می‌تواند کیفیت انتقادبرانگیز عملکرد هیات انتخاب و وارد کردن انبوه فیلمهای ارگانی-هنروتجربه‌ای به جشنواره باشد که وسواس سینماگران مطرح برای پذیرفتن داوری چنین آثاری را بیش از پیش کرده است.

محمد احمدی تهیه‌کننده سینما که سابقه همکاری طولانی با محسن مخملباف را داشته با نگارش یادداشتی در اعتماد به طرح این سوال پرداخته که چرا داوران فجر مشخص نشده‌اند‌.

متن یادداشت این تهیه‌کننده را بخوانید:

هيات داوران سي و هشتمين جشنواره فيلم فجر هنوز مشخص نشده و اين موضوع اگر چه براي كساني كه با رويه جشنواره آشنايي دارند عجيب نيست ولي محل اعتراض‌ها و دغدغه‌هايي شده است. واقعيت اين است كه تمام فستيوال‌هاي بزرگ دنيا از يك ديسيپلين خاص پيروي مي‌كنند، از يك نظم از پيش مشخص شده كه تبعيت از آن جزو قواعد جشنواره است. به اين ترتيب همه بخش‌هاي مختلف آن جشنواره مطابق با استانداردهاي از پيش تعيين شده پيش مي‌روند به اين معني كه داوران اين فستيوال‌ها مشخص هستند و برنامه نمايش فيلم‌ها بدون تغيير و بر اساس زمان‌بندي ثابت چيده شده است و مهمان‌هايي كه قرار است در اين رويداد حاضر شوند با هماهنگي‌هاي لازم فهرست شده‌اند. در اين فستيوال‌ها مشخص است كنفرانس‌هايي قرار است برگزار شود و چه كساني قرار است در اين كنفرانس‌ها شركت كنند اما متاسفانه در ايران و در جشنواره فجر چنين رويه‌اي وجود ندارد. انگار همه ‌چيز به وقت اضافه كشيده مي‌شود. اين در حالي است كه امروزه وضعيت به مراتب از سال‌هاي پيش بهتر شده است، تا چند صباح پيش فيلم‌هاي بخش مسابقه دو روز مانده به برگزاري جشنواره اعلام مي‌شدند. چنين رويه‌اي براي جشنواره فجر خيلي غيرطبيعي نيست و اگر مي‌بينيم داوران بخش مسابقه هنوز مشخص نشده‌اند، احتمالا تصور دست اندركاران جشنواره اين است كه فرصت كافي براي رايزني و گفت‌وگو با سينماگران وجود دارد و تا برگزاري جشنواره روزهاي زيادي مانده است اما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه دير اعلام شدن نام داوران اگر چه در ايران و در جشنواره فجر طبيعي جلوه مي‌كند اما از قاعده و استاندارد دور است. ما نبايد همه ‌چيز را به دقيقه نود واگذار كنيم؛ به هر حال تمام فيلم‌هاي جشنواره بايد توسط هيات داوران در فضايي آرام ديده شود و مورد قضاوت قرار گيرد چون به اواسط جشنواره كه برسيم، كانديداهاي بخش‌هاي مختلف بايد اعلام شوند و در اين مرحله كار به مرحله حساسي مي‌رسد كه اتفاقا مستلزم وجود فضايي آرام و بي‌هياهو است. با در نظر گرفتن جميع جهات بد نيست به اين نكته هم اشاره كنم كه در اين 8 – 27 سالي كه در سينماي ايران كار كردم و در فستيوال‌هاي بزرگ دنيا هم شركت داشتم، آشفتگي برنامه‌هاي جشنواره فيلم فجر برايم طبيعي شده است اما نمي‌توانم انتظار نداشته باشم كه روز به ‌روز بايد به سطح استاندارد جهاني نزديك شويم و برنامه‌هاي‌مان را متناسب با فستيوال‌هاي بزرگ دنيا بچينيم.

البته محدوديت‌هايي هم در اين زمينه داريم اما اعلام نام داوران جشنواره حداقل كاري است كه مي‌توان در بهتر شدن اين رويداد مهم داخلي انجام داد. بايد بپذيريم وقتي دبير جشنواره هر دو سال به يك ‌بار عوض مي‌شود و همه امور جشنواره مطابق با سليقه آدم‌ها شكل مي‌گيرد، توقع اعلام نام داوران طبق يك نظم استاندارد دور از ذهن است. به خاطر همين بايد ريشه اين مشكل را شناسايي كنيم و بعد به اين برسيم كه واقعا دليل اين ‌همه بي‌نظمي چيست؟ اميدوارم جشنواره فيلم فجر براي مدتي طولاني از يك دبير ثابت برخوردار شود تا او بتواند به اين رويداد مهم ملي و سينمايي نظمي ببخشد كه شايسته نام جشنواره فجر باشد.




مواجهه داریوش ارجمند با سگی که از فرزندان وی خوشش نمی‌آمد!!

سینماروزان: داریوش ارجمند بازیگر تلویزیون و سینما با تاختن به وطن‌فروشان از تحقیر توسط یک پیرزن فرانسوی و سگش، حرف زده است بلکه تکانی بدهد به آنها که کعبه آمال‌شان، غرب است.

داریوش ارجمند با اشاره به سالهای تحصیل در خارج به سینماپرس گفت: من هم آن‌طرف آب بودم، درسم که تمام شد، آمدم. من هم می‌توانستم آن‌طرف باشم. یک بخور و نمیر بگیرم و دلقک‌بازی در بیاورم؛ مثل بقیه‌ای که می‌روند و می‌آیند و این کار را می‌کنند. مثل آنهایی که از اینجا بلند می‌شوند می‌روند در آغوش آمریکایی‌ها تئاتر می‌گذارند، بعد می‌آیند می‌گویند ما در نیویورک تئاتر اجرا کردیم. کدام نیویورک؟ کدام آمریکا؟ کدام تئاتر؟ اینها مرا به خنده وادار می‌کند!

ارجمند با بیان خاطره‌ای از سالهای فرنگ‌نشینی گفت: من در فرانسه زندگی می‌کردم و درس می‌خواندم. روزی که زن و بچه‌ام از ایران آمده بودند فرانسه، وقتی سوار آسانسور شدیم، پیرزنی با سگش وارد شد. کلاه خود را برداشت و روی صورت سگش گذاشت. گفتم مادام چرا اینکار را می‌کنی؟ گفت: سگ من از بچه‌های سرسیاه خوشش نمی‌آید!!!




توضیحات دوپهلوی شهردار تهران درباره حمایت ۸میلیاردی از جشنواره‌ای که هم خودش و هم برادرزاده‌اش در آن فیلم دارند!!

سینماروزان: بعد از تایید حمایت شهرداری از جشنواره فجر توسط ابراهیم داروغه‌زاده حالا شهردار تهران هم با جملاتی دوپهلو و بدون مشخص کردن مبلغ، این حمایت را تایید کرده است.

پیروز حناچی شهردار تهران درحاشیه گردهمایی مدیران ۱۵۰۰ مدرسه در طرح مدرسه آماده، درباره کمک ۸ میلیاردی شهرداری تهران به جشنواره فیلم فجر و حواشی آن گفت: این موضوع مربوط به دو الی سه روز گذشته نیست و شهرداری همواره به این جشنواره‌ها کمک می‌کرده و کمک شهرداری صرفا مالی نیست بلکه می‌تواند تبلیغات یا اجاره سالن‌ها باشد.

وی با بیان این که جشنواره‌ها مهم هستند؛ اما اقدامات در چارچوب قانون و امکانات خواهد بود، ادامه داد: ارائه اعتبار به جشنواره که همیشه پول نیست بلکه می‌توان از امکانات شهرداری در اختیار آنها قرار داد.

پیروز حناچی شهردار تهران امسال با مستند “زمستان است” در جشنواره حضور دارد ضمن اینکه برادرزاده‌اش خاطره حناچی هم با مستند “دختران فروغ” وارد جشنواره شده!




صدور پروانه کمدی “انفرادی” یک هفته بعد از اعلام اسامی جشنواره!!⇔ “انفرادی”  درباره زندانیانی است که حتی پس از آزادی، در آرزوی بازگشت به زندانند!

سینماروزان: شورای پروانه نمایش فیلمهای سینمایی برای یک فیلم مجوز نمایش صادر کرد.

به گزارش سینماروزان “انفرادی” به تهیه کنندگی سیدابراهیم عامریان ، کارگردانی سید مسعود اطیابی و نویسندگی حمزه صالحی صادر شد.

اینکه مجوز نمایش “انفرادی” یک هفته بعد از اعلام اسامی فیلمهای جشنواره، صادر شده پرسش‌برانگیز است و انگار راهی بوده برای ممانعت از حضور فیلم در فجر؟؟؟

“انفرادی” با حضور رضا عطاران-مهدی هاشمی-احمد مهرانفر داستان سه زندانی است که بعد از آزادی از زندان و در اجتماع آزاد، گرفتار یک کلاهبرداری بزرگ‌ می‌شوند و به فلاکتی دچار می‌گردند که هر لحظه آرزوی بازگشت به زندان را درسرمی‌پرورند…




علی ژکان با انتقاد از به‌هم‌ریختگی اکران اظهار داشت⇐مدیریت فیلمفارسی بازار سینما را در اختیار گرفته و به فیلمهای غیرخودی سالن نمی‌دهد!!/شرایط سیاسی-اجتماعی هم قوز بالای قوز شده و شکستی سنگین را برای آثار فرهنگی رقم زده!/سی سال قبل “مادیان” را در دل موشک‌باران اکران کردند و حالا “اولین امضاء…” را در شرایطی اکران کرده‌اند که کمتر کسی دل و دماغ سینمارفتن دارد!

سینماروزان: علی ژکان کارگردان قدیمی سینمای ایران تازه‌ترین فیلمش “اولین امضاء برای رعنا” را در آستانه جشنواره و در روزهایی پرده فرستاده که به زمان مرده اکران شهره است و در یک روند قابل پیش‌بینی، فیلمش توجهی هم برنینگیخته!

ژکان با انتقاد از پروسه‌ای که در اکران فیلم بر او تحمیل شده به “ایسنا” گفت: اکران فیلم «اولین امضا برای رعنا» به این دلیل بود که به نظر می‌رسید وضعی بهتر از این وجود نخواهد داشت.

علی ژکان درباره دلیل اکران این فیلم در چند هفته مانده تا جشنواره فجر و نیز اوضاع و احوال روزهای اخیر جامعه بیان کرد: در شرایطی هستیم که از وضعیت و موقعیت اکران در سینما همه آگاهیم هستیم و اینکه فیلم «اولین امضا برای رعنا» در این شرایط اکران شده خیلی به انتخاب من وابسته نبود. آنچه در اختیار من است انصراف از اکران بود، اما فکر کردم وضع بهتر از این وجود نخواهد داشت، چون ظرفیت نمایش فیلم‌های سینمایی حداکثر ۷۵ فیلم در سال است.

او با اشاره به اینکه تعداد زیادی فیلم هر سال به اصطلاح در اکران می‌سوزند، گفت: میزان کلی تولید فیلم در طول سال حدود یکصد فیلم است و تقریبا ۲۵ فیلم پشت صف اکران باقی می‌مانند. من هم که سه سال قبل این فیلم را ساختم، به اندازه سه تا ۲۵ تا پشت اکران بودم، به همین دلیل می‌گویم که از نظر ظرفیت نمایشی تناسبی با حجم تولید نیست و هنوز ظرفیت‌های مثل VOD هم به درستی و گسترده راه‌اندازی نشده‌اند که برای نمایش فیلم‌ها راهگشا باشند.

ژکان ادامه داد: به این شرایط اضافه کنید حاکمیت سالن‌دارها و صاحبان سینماها را  که در انتخاب فیلم‌ها نقش دارند و این مدیریت فیلمفارسی که بازار سینما را در اختیار دارد و به فیلمهای غیرخودی سالن نمی‌دهد، کار را برای اکران فیلم‌های فرهنگی و هنری سخت‌تر می‌کند.

او با تاکید بر اینکه در این شرایط کسانی که داعیه فیلم‌های فرهنگی هنری دارند کار برایشان سخت است، گفت: علاوه بر این‌ها شرایط امروز سیاسی و اجتماعی هم به قول قدیمی‌ها قوز بالای قوز شده و خیلی ها دل و دماغ و رمقی ندارند تا به سینما بروند، بویژه برای فیلم‌هایی که از ستاره‌های تجاری سینما هم بهره نبرده‌اند. در نهایت نتیجه چنین اکرانی معلوم است که به شکست مطلق در گیشه منجر می‌شود.

کارگردان فیلم‌های «سایه به سایه» و «مادیان» در پایان بیان کرد: یادم می‌آید ۳۰ سال قبل هم که فیلم «مادیان» را اکران کردم زمان موشک‌باران بود و شرایطی سختی را تجربه کردیم ولی هنوز براساس اصولی که به آن اعتقاد دارم کارم را انجام می‌دهم. هنرمندی که اثری خلق می‌کند دوست دارد دیگران را دعوت به دیدن کند و الان انتقادم بیشتر به عدم عدالت و وجود شرایط منفعت‌طلبانه و سودجویانه در سینماست؛ به هر حال با وجود تمام شرایط اجتماعی‌ای که شاهدش هستیم انسان ناگزیر است زندگی کند و دنبال ایجاد شرایط بهتری باشد تا به بقای خود ادامه دهد. من این روزها بیشتر یاد فیلم «زیر درختان زیتون» عباس کیارستمی می‌افتم که درباره زلزله رودبار بود و تلاش می‌کرد بگوید تا جوانه‌های زندگی باید همیشه رشد کند.




ادعای “کیهان”: قطع همکاری دائمی صداوسیما با افرادی که جشنواره‌های فجر را تحریم کرده‌اند

سینماروزان: ترکشهای تحریم جشنواره فجر توسط شماری از چهره‌ها همچنان ادامه دارد و حتی یادداشت حامیانه امثال شهاب حسینی نسبت به جشنواره هم بیش از آن که عامل همدلی شود زمینه‌ای شده برای آن که برخی حامیان کیمیایی، بخش پایانی این یادداشت را طعنه به کیمیایی پنداشته و بر درستی تحریم توسط استادشان کیمیایی اصرار ورزند.

در این اوضاع “کیهان” مدعی شده صداوسیما قصد دارد افرادی که جشنواره‌های فجر را تحریم کرده‌اند، ممنوع‌الفعالیت کند.

“کیهان” نوشته است: شنیده شده که صداوسیما بنا دارد تا با افرادی که رسانه ملی یا جشنواره‌های فجر را برای فضاسازی سیاسی تحریم کرده‌اند، برای همیشه قطع همکاری کند. در نتیجه برخی از این افراد، به طور آشکار یا پنهانی، ابراز پشیمانی کرده‌اند. از جمله، بعضی از داوران جشنواره هنرهای تجسمی فجر که قبلا به نشانه اعتراض، از این جشنواره انصراف داده بودند قصد بازگشت به این رویداد را دارند. همچنین برخی از گروه‌های تئاتری که از جشنواره تئاتر فجر کنار کشیده بودند، اعلام کرده‌اند که پشیمان هستند.




آچمز رسانه‌هایِ راستیِ خوشحال از تحریم فجر ⇐ از یک سو با وعده اهدای جوایز به داماد یک چهره معترض+از سوی دیگر با ورود بازیگر فیلمهای ارگانی به باشگاه تحریمی‌ها و طعنه تند یک تهیه‌کننده جوان به این بازیگر

سینماروزان: موج تحریم جشنواره فجر هرچند در ابتدا خوشحالی را پیش‌روی رسانه‌های دست راستی قرار داد که خود را یکه‌تاز دریافت جوایز می‌دانستند-بخصوص که تمامی فیلمهای متبوع‌شان وارد جشنواره شده- با این حال از یک طرف تلاشهای مدیران برای مهار اوضاع با وعده اهدای جوایز به داماد یک چهره معترض(!) و از طرف دیگر ورود بابک حمیدیان به باشگاه تحریمی‌ها، رسانه‌های دست راستی را آچمز کرده!!

بابک حمیدیان که سابقه ایفای نقش در شماری آثار ارگانی و ازجمله “چ”، “بادیگارد”، “به وقت شام” و “هیهات” را در کارنامه دارد و اتفاقا فیلم ارگانی “روز بلوا” را هم در جشنواره فجر دارد با پیوستن به تحریمی‌ها، به‌شدت تحلیلگران راست را متحیر کرده.

در این اوضاف حسین پورمحمدی تهیه‌کننده جوان فیلمی دیگر از حمیدیان با نام “مغز استخوان”-که این هم در بخش مسابقه فجر حاضر است- نیز با طعنه به انصراف بابک از جشنواره گفته است: من هم به نشانه هم‌دردی با مردم جگرسوخته‌ی سیستان و بلوچستان قسط آخر دستمزد شما را به سیل‌زدگان اهدا می‌کنم!!!

این اتفاقات را بگذارید کنار وعده‌هایی که به داماد یک چهره معترض داده‌اند برای دیدن دم فیلمش در جشنواره تا دریابید چقدر محاسبات راستیون غلط از کار درآمده؟؟

اینکه حالا رسانه‌های دست راست بناست چه سیاستی را درپیش گیرند که جوایز به داماد آن چهره معترض نرسد و مساله تحریم یک بازیگر ارگانی هم پوشش داده شود، مشخص نیست؟؟!




بعد از عموجان-شهردار، برادرزاده هم وارد جشنواره شد!

سینماروزان: مدتی بعد از معرفی فیلم “زمستان است” به تهیه‌کنندگی پیروز حناچی شهردار تهران به‌عنوان یکی از فیلمهای مستند جشنواره فجر، رسانه صداوسیما مدعی حمایت ۸میلیاردی شهرداری از جشنواره فجر شد و البته مشاور شهردار هم در اظهاراتی دوپهلو نه این مساله را تایید و نه تکذیب کرد.

حالا و با ورود فیلمی به کارگردانی برادرزاده حناچی به جشنواره، سایه حضور شهردار بر جشنواره سنگین‌تر از همیشه شده است.

بعد از انصراف مستند “کامی” از حضور در جشنواره، مستند “قصه دختران فروغ” ساخته خاطره حناچی به بخش مستند سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر اضافه شده است.

خاطره حناچی برادرزاده پیروز حناچی مستند “قصه دختران فروغ” را با حمایت مرکز گسترش و درباره دختران و پسران بدسرپرست مشهدی ساخته است.

عاقبت رقابت عمو و برادرزاده در جشنواره فجر چه خواهد شد؟؟ عمو به نفع برادرزاده از دریافت سیمرغ انصراف می‌دهد یا بالعکس یا … ؟




آغاز پیش‌فروش بلیتهای جشنواره با تعطیلی تحویل حضوری بلیتها(!) و بدون تعیین تکلیف فیلمهایی که هنوز نسخه کاملشان به دبیرخانه نرسیده؟؟؟

سینماروزان: معاون اجرایی جشنواره سی و هشتم فجر از سی دی ماه به عنوان زمان شروع پیش فروش بلیتهای جشنواره گفته ولی به غیر از تعطیلی

روال تحویل حضوری بلیتها که لابد متاثر از شرایط جامعه است(؟) مشخص نیست چگونه امکان پیش فروش بلیت بدون مشخص بودن فهرست کامل فیلمها ممکن است؟؟

عزت الله علیزاده معاون اجرای فجر گفت: پیش فروش بلیتهای سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر برای مخاطبان مردمی از ساعت 12روز دوشنبه 30 دی‌ماه سال جاری آغاز و تا ساعت 18چهارشنبه دوم بهمن‌ماه ادامه خواهد داشت. سازمان ها و نهادها می‌توانند روزهای جمعه و شنبه (4 و 5 بهمن ماه) با مراجعه به سامانه فروش بلیت به آدرس www.Fajrticket.ir بلیت‌های مورد نظر را تهیه کنند. هر شخص مجاز خواهد بود تا با کدملی خود، دو سری بلیت از طریق سامانه به آدرس www.Fajrticket.ir پیش‌خرید کند. بلیت‌های کلیه افرادی که اقدام به  پیش‌خرید کرده‌اند، بر مبنای آدرس‌ و زمان‌های اعلام شده توسط متقاضیان در سامانه پیش‌فروش، در روزهای شنبه، یکشنبه و دوشنبه، 5 تا  7 بهمن‌ماه از طریق پیک تحویل داده خواهد شد.

فارغ از اینکه برخلاف سالهای قبل که امکان تحویل حضوری بلیت به مخاطبان وجود داشت، امسال کلا بساط تحویل حضوری جمع شده این نکته که چگونه و براساس کدام فهرست بناست به مخاطبان بلیت بفروشند هم جای پرسش است؟

جشنواره امسال هرچند 22 فیلم در بخش مسابقه دارد ولی برخی از فیلمهای این بخش در مسیر فیلمبرداری قرار دارند و بعید است به جشنواره برسند و از همین رو 5 فیلم رزرو برای این بخش اعلام شده. حالا مخاطبی که بناست برای پیش خرید بلیت، پول دهد چطور باید بداند که برای کدام فیلم پول میدهد؟ فیلمی که نامش اعلام شده ولی فیلمبرداریش به نیمه هم نرسیده؟؟؟ یا فیلمهای رزرو؟؟؟ آیا بلیت فروشی برای یک محصول و درنهایت نمایش محصولی دیگر، حرفه ای و شرعی ست؟؟

چرا دبیرخانه فجر هرچه سریعتر به صاحبان فیلمهای بخش مسابقه اولتیماتوم نمیدهد که تکلیف حضور را مشخص کنند؟؟

آخر این چه روالیست که بعد از 38 دوره باز جشنواره است که باید آویزان افراد متصلی باشد که چون فیلمی در مسیر تولید دارند حتما باید نامشان در بخش مسابقه بیاید به این امید که شاید به جشنواره برسند؟؟؟

برای احترام به مخاطبان هم که شده هرچه زودتر و قبل از پیش فروش بلیت، تکلیف فیلمهایی که نسخه کاملشان به دبیرخانه نرسیده را مشخص کنید. فرقی ندارد با یک راپرتچی طرف باشیم یا با یک بزکچی، همه باید در برابر مقررات، یکی باشند و باید قبل از فروش بلیتشان به مخاطب، بگویند فیلمشان به فجر میرسد یا نه!؟