سه سال بعد از مهاجرت از ایران، رامسین کبریتی در گفتگویی شفاف با سینماروزان اظهار داشت⇐در کانادا هستم و یک زندگی آرام و بی‌هیاهو را سپری میکنم!/بعد از «ستایش»، دو سال تمام بیکار بودم/در مدت بیکاری، هر پروژه‌ای که نمی‌خواست پول بازیگران را دهد سراغ من می‌آمد و به نوعی اسمم شده بود «خیرالله»!!!/برخلاف میل درونی، به «GEM» پیوستم و ترجیحم این بود که در کشورم کار کنم ولی وقتی کار نبود چه باید میکردم؟؟/شرایط مالی «جم» کاملا معمولی بود ولی بدحسابی ندیدم/انگاری هرجا من میروم آنجا می‌خشکد چون مدتی بعد از حضورم در «جم»، مدیر این شبکه به قتل رسید و کل پروسه تولید خوابید!!/بعد از قتل سعید کریمیان، اغلب همکاران «جم» اخراج شدند و تولید در این شبکه متوقف شد/پس از جدایی از «جم»، سعید سلطانی پیشنهاد داد برگردم و در فصل سوم «ستایش» بازی کنم ولی میدانستم که اگر برگردم ممنوع‌الفعالیت خواهم شد و به «ستایش۳» نمیرسم!/آن قدر تشنه بازیگری هستم که دوست دارم در تک تک فیلمهای روز سینمای ایران بازی کنم!!/دیگر با هیچ شبکه ماهواره‌ای همکاری نخواهم کرد!/تا ۲ سال آینده قطعا در ایران خواهم بود

سینماروزان/مسعود احمدی: رامسین کبریتی از جمله بازیگران کم حاشیه و بااخلاق تلویزیون و سینما بود که وقتی سه سال قبل به ناگاه خبر پیوستنش به شبکه ماهواره ای «جم» منتشر شد خیلیها را شگفت زده کرد. با این حال مدت زمان حضور کبریتی در «جم» هم چندان به طول نینجامید و بعد از قتل مدیر «جم»، رامسین کبریتی از این شبکه جدا شد و به کانادا مهاجرت کرد و این روزها هم مشغول تحصیل در کانادا است.

رامسین کبریتی سه سال بعد از ترک ایران، درباره شرایط این روزهایش به سینماروزان گفت: این روزها در کانادا هستم و یک زندگی آرام و بی‌هیاهو را سپری میکنم. اگر چه دور بودن از حرفه ای که عاشقانه دوستش داشتم یعنی بازیگری خیلی سخت است ولی سعی میکنم با شرایط کنار بیایم.

کبریتی که سابقه ایفای نقش در درامهایی ماندگار همچون «آواز قو» و «شبهای تهران» را در کارنامه داشته در چرایی مهاجرت از ایران بیان داشت: والله من دوست نداشتم از ایران خارج شوم اما شرایط زندگی و کار در ایران برایم خیلی سخت بود. من «ستایش» را با ۹۸ درصد ببینده روی آنتن داشتم اما دریغ از یک تماس با من و ارائه یک پیشنهاد کار معقول.

کبریتی ادامه داد: من حدود ۲ سال تمام بیکار بودم و هیچ کاری بهم پیشنهاد نمی شد؛ البته پیشنهاد می‌شد اما مجانی و بدون دستمزد و در راه خیریه!!! من یکی دو کار خیریه(!) قبول کردم بلکه اوضاع بهتر شود اما بعدش کار به جایی رسیده بود که دیگر هر پروژه ای که نمیخواست پول بازیگران را دهد سراغ من می آمد و به نوعی اسمم شده بود «خیرالله»!!!{میخندد}

رامسین کبریتی در پاسخ به این سوال که چرا از «جم» شد به سینماروزان گفت:بیکاری آن قدر بهم فشار آورد که ناچار شدم به ترک ایران و همکاری با «جم» ولی بعد از ترور سعید کریمیان مدیر این شبکه ماهواره ای، شرایط عوض شد و دیگر اصلا تولید چندانی در این شبکه صورت نمیگرفت!! انگاری من هر جا می‌روم آنجا میخشکد!!{میخندد} چون مدتی کوتاه بعد از حضور در «جم»، کریمیان به قتل رسید و تقریبا اغلب کارمندان «جم» اخراج شدند و دربدر غربت!!! برخی از همکاران به ایران برگشتند و برخی نیز در غربت ماندگار شدند.

اینکه چرا علیرغم پایین بودن کیفیت محصولات «جم»، رامسین کبریتی راضی شده به حضور در این شبکه، پرسش بعدی سینماروزان از این بازیگر بود. رامسین کبریتی در این باره بیان داشت: ببینید، به لحاظ تولید، «جم» تازه در ابتدای راه بود و بنا بود شرایط تغییر کند و تولیدات حرفه‌ای تر شود ولی به هر حال سعید تروریان کشته شد و کل روند تولید خوابید.

کبریتی ادامه داد: البته من برخلاف میل درونی ام بود که به جم پیوستم و ترجیحم این بود که در کشورم کار کنم ولی وقتی کار نبود چه باید میکردم؟؟ در هر صورت آدم زنده نیاز به زندگی دارد و باید کار کند. در ایران کار نبود و من هم به جم رفتم تا فقط کار کنم و زندگیم بچرخد. در آنجا هم نه فیلم سیاسی بازی کردم نه در نماهای خلاف شرع و عرف بازی کردم!!

رامسین کبریتی پیرامون شرایط مالی کار در «جم» و میزان ابراز رضایتش از مسیری که پیموده به سینماروزان گفت: والله شرایط مالی کاملا معمولی بود ولی بدحسابی ندیدم. با ما به صورت ماهانه قرارداد بسته بودند و بصورت ماهانه حقوقمان پرداخت میشد. در آنجا یادم نمیآید که پول کسی را خورده باشند و تقریبا با همه مطابق قرارداد تسویه حساب کردند. در مورد راضی بودنم هم باید بگویم راهی بود که انتخابی کرده بودم و باید تا انتها میرفتم.

در روزهایی که فصل سوم و نهایی سریال «ستایش» در حال آماده سازی برای پخش است اینکه آیا تولید فصل سوم «ستایش» باعث نشده رامسین کبریتی به ایران بازگردد سوال بعدی سینماروزان از کبریتی بود. کبریتی با تأیید پیشنهاد کارگردان «ستایش» اظهار داشت: برای بازی در فصل سوم «ستایش» دعوت به کار شدم. سعید سلطانی کارگردان محترم سریال پیشنهاد دادند که برگردم و در فصل سوم همراهیشان کنم ولی از آنجایی که میدانستم با بازگشتم مدتی را باید ممنوع‌الفعالیت سر کنم و به «ستایش ۳» نخواهم رسید و از طرف دیگر همزمان با پیشنهاد سلطانی برای مهاجرت به کانادا اقدام کرده بودم، برای همین ترجیح دادم به کانادا بیایم و تحصیلم را ادامه دهم.

بازیگر سریالهایی همچون «مدار صفر درجه»، «شب دهم» و «تنهاترین سردار» در پاسخ به این پرسش که برنامه ای برای بازگشت به ایران ندارد گفت: راستش را بخواهید برای برگشت به ایران لحظه شماری میکنم و یک دنیا دلتنگم برای وطنم ولی تا دو سال آینده نمیتوانم به ایران بیایم چون در حال حاضر در کانادا مشغول تحصیلم.

رامسین کبریتی ادامه داد: علیرغم پیشنهاداتی که داشته ام دیگر با هیچ شبکه ماهواره ای همکاری نخواهم کرد و فقط و فقط به تحصیل همزمان در یک دوره پیشرفته بازیگری و همچنین آموزش زبان میپردازم ضمن اینکه با یک موسسه پذیرش تحصیلی برای کشورهای اروپایی-آمریکایی نیز مشغول همکاری هستم ولی تا ۲ سال آینده قطعا در ایران خواهم بود.

این بازیگر درباره ارتباطش با محصولات روز سینما و تلویزیون ایران به سینماروزان گفت: تقریبا تمام سریالها و فیلمهای ایرانی روز را پیگیری میکنم و امیدوارم تولید محصول به قدری زیاد باشد که هیچ یک از همکارانم بیکار نباشند!!

«آیا فیلم یا سریالی بوده که رامسین کبریتی دوست داشته در آن حضور داشته باشد؟» رامسین کبریتی در پاسخ به این پرسش سینماروزان صادقانه اظهار داشت: آن قدر تشنه بازیگری هستم که دوست داشتم در تک تک فیلمهای روز سینمای ایران بازی میکردم!!

رامسین+کبریتی

رامسین کبریتی




یک بازیگر بازگشته از جم مدعی شد⇐مدیران GEM مدعی بودند تولیدات شان را با هماهنگی دستگاههای نظارتی داخلی میسازند!!/بدقولیهای مالی و سوءاستفاده از حسن نیت افراد در رفتار دست اندرکاران GEM موج میزد!!

سینماروزان: دو سال بعد از قتل مشکوک سعید کریمیان مدیر شبکه های ماهواره ای جم دیگر تب و تاب سابق بازیگران برای مهاجرت به ترکیه و حضور در محصولات این شبکه وجود ندارد و به جایش اخباری متناقض درباره سرنوشت همکاران داخلی این شبکه است که منتشر میشود.

ماهور بساکی بازیگر 30 ساله ای که مدتی به کار برای این شبکه و ایفای نقش در آثاری همچون “سیندخت” و “روزی روزگاری آنتالیا” پرداخت از تازه ترین همکاران جم است که مدتی کوتاه پس از کار برای این شبکه به ایران بازگشته و بدنبال مجالی برای ادامه فعالیت در داخل است.

ماهور بساکی درباره چگونگی ورود به جم برای سینماروزان گفت: حدودا از  20 سالگی زمانی که دانشجوی مهندسی مکانیک در دانشگاه تهران بودم به عنوان مدل مشغول به کار شدم. در آن دوران عرصه مدلینگ در مارکت ایران به هیچ عنوان شباهتی به وضعیت کنونی اش نداشت و فضای کار بسیار محدود و سخت بود.

بساکی ادامه داد: شش سال فعالیتم در این زمینه تجربه کار کردن با بیش از 50 برند و تولیدی وطنی را برایم به ارمغان آورد. همین رزومه باعث شد بتوانم قرارداد همکاری با آژانس مدلینگ معتبری در استانبول ترکیه را به امضاء برسانم.

بساکی پیرامون چگونگی ورود به بازیگری اظهار داشت: پس از گذشت چندین ماه از حضورم در استانبول بصورت کاملا اتفاقی در خیابان با شخصی ایرانی برخورد کردم که پیشنهاد بازی به عنوان کاراکتر اصلی در فیلمی سینمایی را به من داد!!! از آنجا که صنعت سینما و مدلینگ همواره باهم عجین شده و این آرزوی هر مدلی است که بازیگری را نیز تجربه کند پس نتوانستم پاسخ منفی به این پیشنهاد بدهم.

ماهور بساکی در توصیف ادعاهای مدیران شبکه ماهواره ای جم به سینماروزان گفت: به واسطه  پیشنهاد بازیگری بود که پای من به جم باز شد در حالیکه هنوز اطلاعی نداشتم که با کدام شبکه طرفم ولی وجود شخصیتهایی شناخته شده از ایران باعث قوت قلب و خوشحالی بیشترم برای انجام کار شد. بعد از بازی در اولین فیلم تازه متوجه شدم فیلم قرار است از شبکه جم پخش شود. مسلما این موضوع باعث پا پس کشیدنم شد ولی صحبت

های زیادی که افراد با سمتهای مختلف با من کردند (که بعدها ثابت شد دروغی بیش نبوده) از جمله اینکه الان نهادهای نظارتی داخل ایران مشکلی با شبکه ندارند و حتی تیزرهای فیلم ها و محصولات تولیدی در داخل ایران از همین شبکه نیز  پخش میشود و بنده چون مرد هستم قانون کشف حجاب شاملم نمیشود و بعدها براحتی میتوانم به شغلم در ایران ادامه دهم و  هزاران دروغ دیگر باعث شد در نهایت راضی به همکاری شوم.

این بازیگر خاطرنشان ساخت: مشکل اینجا بود که باید قرارداد کاری خود را در استانبول فسخ کرده و به آنتالیا می رفتم. با وعده دستمزد بالایی که به من دادند چنین کردم و به آنتالیا رفتم و در سه فیلم سینمایی ایفای نقش کردم اما زودتر از حد تصور واقعیتها از مسایل پشت پرده و ماهیت وجودی شبکه برایم روشن شد.

ماهور بساکی با اشاره به مشکلات کار در جم بیان داشت: حقوق ندادن به پرسنل، مشکلات اخلاقی و فرهنگی شدید حاکم بر آنجا و سوءاستفاده از حسن نیت و سادگی افراد باعث شد قید همکاری را بزنم و استعفای خود را نوشته و با زیان فراوان مالی و موقعیتی پس از حدود 6 ماه از شبکه خارج شدم.

این بازیگر با بیان اینکه جم برایش هیچ نداشته جز دردسر تأکید کرد: قطعا از بزرگترین اشتباهاتم همکاری با شبکه جم بوده و اگر واقعا دورنمای درستی از این شبکه داشتم قطعا تن به همکاری نمیدادم. اکنون حدود یک سال است که به ایران بازگشته ام و قصد فعالیت در مملکت خودم دارم. به امید اینکه فعالیتهایم در ایران بتواند خط سیاهی بر انتخابهای نادرستم در گذشته بکشد.

ماهور بساکی در کنار بهمن مفید




حل مشکل ممنوعیت کاری بازیگر زن برگشته از GEM با ایفای نقش یک جن!؟

سینماروزان: از جمله بازیگران زن ایرانی که در کوران مهاجرت بازیگران بیکار و کم کار به ترکیه، به این کشور رفت و مشغول همکاری با شبکه جم شد، رابعه اسکویی بود.

اسکویی دو سال بعد از اقامت در ترکیه و بعد از قتل(؟) سعید کریمیان مدیر جم به ایران بازگشت و کوشید از علاقه خود برای بازگشت به عرصه تصویر بگوید با این حال مجوز فعالیت دریافت نکرد.

به تازگی ولی نام رابعه اسکویی در فهرست بازیگران نمایش “آلفرد” آمده که بناست از نوزده فروردین در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برود. نمایش “آلفرد” به نویسندگی پاسکال نوواکی با طراحی و کارگردانی هادی عامل روی صحنه خواهد رفت.

جالب و البته عجیب آن که پوریا پورسرخ بازیگر تیپیکال آثار سینمای تجاری بناست در “آلفرد” در برابر اسکویی ایفای نقش کند. داستان این نمایش درباره مردیست که تصمیم به خودکشی دارد ولی در آخرین لحظات قبل از خودکشی، جنی از بطری بیرون می‌آید و تلاش می‌کند تا او را از این کار منصرف کند و…

هیچ بعید نیست که رابعه اسکویی در این نمایش، جن شده باشد؟؟!!




پناهندگی بازیگر زن «شوق پرواز» به سوئد؟؟!!+عکس

سینماروزان: در روزهایی که بعد از فوت یدالله صمدی، سریال خاطره انگیز «شوق پرواز» به نویسندگی و کارگردانی وی روی آنتن «آیفیلم» رفته است خبر مهاجرت و پناهندگی یکی از بازیگران زن این سریال در فضای مجازی منتشر شده است.

پناهندگی این بازیگر زن که بهناز سلیمانی نام دارد بعد از  قطع همکاری با «جم» صورت گرفته است. این بازیگر فیلمهایی نظیر «حس پنهان»، «شرقی»، «ارتباط خانوادگی» و سریالهایی مثل «دزد و پلیس» و «عملیات ۱۲۵» را در کارنامه داشته است.

سلیمانی از جمله بازیگرانی بود که در دو سال گذشته به علت آنچه بیکاری قلمداد کرد، به ترکیه مهاجرت نموده و مدتی کوتاه به همکاری با شبکه «جم» پرداخت ولی زودتر از حد تصور و بعد از قتل مدیر این شبکه قید همکاری با این شبکه را زد و چند ماهی از وی خبری نبود تا حالا که تصاویری از وی در مقابل اداره مهاجرت گوتنبرگ در فضای مجازی منتشر شده است.

سلیمانی خودش هیچ واکنشی به انتشار تصاویر مرتبط با پناهندگیش نشان نداده است و نه آن را تأیید و نه تکذیب کرده است؟؟!!

تصویر بهناز سلیمانی در برابر سفارت سوئد
تصویر بهناز سلیمانی در برابر اداره مهاجرت گوتنبرگ



سعید ابراهیمی‌فر مدتی بعد از بازگشت از «جم» در گفتگویی تفصیلی بیان داشت⇐با آمدن دولت اعتدال خوشحال شدم که می‌توانم یک طرح ملی را به نتیجه برسانم اما به در بسته ایوبی برخورد کردم!/در سراشيبي افسردگي حاد ناشی از بیکاری بودم كه پیشنهاد GEM رسید/هیچ کدام از سریالهای ماهواره‌ای را ندیده بودم و فقط رفتم تا از بیکاری رها شوم/قرار بود با بهروز وثوقی و فرامرز اصلانی کار کنم…/بعد از بازگشت به ایران فهمیدم اوضاع بدتر شده/سرمایه‌گزارانی که پولهای کلان به سینما می‌آورند هدفی جز پولشویی ندارند!!!/مدیران خانه سینما باید پاسخ دهند که چرا بعد از بیش از دو دهه از راه اندازی خانه سینما، هنوز امنیت شغلی نداریم!؟/«خودی»های سینما هر وقت که بخواهند امکانات و نقدینگی بیشمار جلویشان است!/باندهایی در سینما شکل گرفته که مدام از پروژه‌ای به پروژه دیگر می‌روند/امثال من چون نه «خودی» هستند و نه در «باند»ها عضویت دارند باید بیکار بمانند!!

سینماروزان: سعید ابراهیمی فر کارگردانی که در دهه شصت و اوج قدرت سینمای گلخانه ای با فیلم «نار و نی» مورد توجه قرار گرفت وقتی نتوانست در دولت اول اعتدال هیچ کدام از طرحهایش را به فیلم درآورد مجبور به مهاجرت به ترکیه و همکاری با شبکه جم شد اما این همکاری هم دیری نپایید و ابراهیمی فر زودتر از حد تصور به کشور بازگشت.

این کارگردان درباره مهاجرتش به ترکیه و کار برای جم به تینا جلالی در «اعتماد» اظهار داشت: مهاجرت؟! ببينيد بعضي اوقات بحث مهاجرت نيست،‌ بحث كار كردن و بودن است.توضيح مي‌دهم. سال 92 با انتخاب آقاي روحاني به عنوان رييس‌جمهور از يك لحاظ خيلي خوشحال شدم. چون يك سال درباره پروژه درياچه اروميه و كم‌آبي در كل ايران كار كرده بودم و وقتي ايشان انتخاب شد در اولين نطق خود به بحران درياچه اروميه اشاره كرد و آن را فاجعه ملي ناميد. من به اين نتيجه رسيدم مي‌توانم فيلمي كه برايش زحمت كشيدم، بيشتر از يك سال برايش وقت گذاشتم، تحقيق و پژوهش كردم را بسازم. اما در نهايت اين اتفاق نيفتاد و مسوولان وقت مرا تحويل نگرفتند. به صراحت مي‌گويم چون در باندي نبودم و مستقل كار مي‌كردم كسي حامي من نبود. به هر حال در اولين برخورد با معاونت سينمايي وقت{حجت ایوبی} با در بسته مواجه شدم.

ابراهیمی فر در چرایی عدم حمایت ایوبی از طرحش گفت: از طرح و فيلمنامه من استقبال نكردند از آن دست فيلمنامه‌هايي بود كه مخارج آن بالغ بر دو ميليارد تومان برآورد شده بود. فيلمي بود كه به مساله ملي مي‌پرداخت و من بايد از دريچه دولت وارد مي‌شدم تا با كمك و حمايت مالي وزارتخانه‌هاي زيرمجموعه بتوانم آن را بسازم.

فيلمي هشدار‌دهنده كه نكات مهمي در آن مطرح مي‌شد. البته من هم معتقدم هيچ مدياي هنري باعث تحول عظيم در جامعه نمي‌شود اما قطعا تاثيرگذار است. به همين جهت در ساخت اين فيلم مي‌خواستم همه كوشش خود را بكنم تا بحران كم‌آبي را گوشزد كنم به حدي كه بعد از ديدن فيلم مخاطب حتي آب ته ليوان خود را هم دور نريزد كه تلف شود. شايد ضعف ارتباطي من بود كه باعث شد ساخت اين پروژه براي من ممكن نشود…من حداقل انتظارم اين بود كه وقتي چنين طرحي كه مستقيم به يكي از مهم‌ترين معضلات ملي (كم‌آبي و…) پرداخته ارايه مي‌شود آنها (مسوولان ذي‌ربط) وقتي براي مطالعه آن صرف كنند. دررابطه با موضوع بحران آب و درياچه اروميه تحقيقات زيادي انجام دادم و جزئيات را به خوبي مي‌دانستم. در دوره‌اي كه من روي اين پروژه تحقيق مي‌كردم وزراي مربوطه كاملا اطلاع داشتند و مي‌دانستند كه مملكت دچار بحران كمبود آب مي‌شود.

این کارگردان ادامه داد: راستش را بخواهيد نوع برخورد مسوولان سينمايي من را ناراحت كرد و به من بر خورد. از طرفي بيكاري و مشكلات مالي به من فشار آورد و وقتي پيشنهاد ساخت سريال در استانبول به من شد باعث شد روي اين موضوع فكر كنم. من عاشق استانبول هستم. به نظر من استانبول يكي از زيباترين شهرها و بهترين لوكيشن براي فيلم ساختن است. مهم‌تر اينكه من خاطرات خوبي از اين شهر دارم. سال 1990 لاله طلايي براي فيلم «نار و ني» را از جشنواره استانبول دريافت كردم. نكته مهم ديگر اينكه آنها به من گفتند كه در سريالم با بهروز وثوقي و فرامرز اصلاني همكاري خواهم كرد؛ آن هم دو هنرمندي كه من در دوران كودكي و نوجواني پشت كتاب‌هاي درسي عكس آنها را مي‌چسباندم. خب وقتي من مي‌بينم كه من كارگردان در مملكتم سرخورده‌ام و نمي‌توانم كار كنم و در سراشيب تند افسردگي قرار گرفتم كه تنها راه علاجش كار كردن است چه تصميمي بايد بگيرم؟ اين مهم‌ترين دليل من براي رفتنم شد. براي اينكه راحت‌تر بتوانم از شر افسردگي‌ام خلاص بشوم و فكر كنم و كار كنم. براي شما وضعيت كاري و روحي خودم را توضيح دادم وقتي مي‌ديدم در ايران چيزي براي ماندن ندارم. بايد در اتاقم بنشينم طرح‌هاي بي‌سرانجامم را نوميدانه دنبال كنم. واقعا مي‌گويم كه در سراشيبي افسردگي حاد بودم كه نزديك بود افسرده شوم. به هر حال پيشنهاد اغوا‌كننده‌اي بود كه پذيرفتم.

ابراهیمی فر در تناقضی عجیب افزود: جالب همين است كه اين شبكه‌هاي ماهواره ای عامه‌پسند را كه عمدتا سريال‌ها و فيلم‌هاي دوبله شده پخش مي‌كنند را نه مي‌ديدم و نه الان مي‌بينم. من فيلم دوبله شده را نمي‌توانم تحمل كنم. فيلم سنگاپوري هم كه باشد را با زيرنويس مي‌بينم. براي من مهم نبود چه كسي تهيه‌كننده كارم است مهم براي من اين بود كه كاري به من پيشنهاد شده و به هيچ عنوان قرار بر سياه‌نمايي عليه كشورمان كه نيست. اتفاقا موضوع سريال به مسائل راجع به مهاجرت و مشكلات مهاجرت مربوط مي‌شد.

کارگردان «تک درختها» درباره اوضاع و احوالش بعد از بازگشت به وطن گفت: وضعيت به مراتب بدتر هم شده. سيري است كه شروع شده به صورت سينوسي رو به پايين است. كدام سرمايه‌گذاري است كه در شرايط فعلي پول دارد كه خرج كند و توقع داشته باشد هفت ماه ديگر سه برابر فيلم بفروشد كه تازه به پول اصلي خود برسد؟ به نظر من نفس سرمايه‌گذاري براي ساخت فيلم در شرايط فعلي علامت سوال به وجود مي‌آورد. من باور نمي‌كنم كه در شرايط بحراني وضعيت اقتصادي كسي آن‌قدر عاشق سينما باشد كه چند ميليارد خرج ساخت فيلم كند. اصلا معادله جور در نمي‌آيد سرمايه‌هاي كلان كه بودجه‌هاي ميلياردي دارند و اقدام به توليد فيلم مي‌كنند و دستمزدهاي كلان مي‌دهند ممكن است چيزي جز پولشويي نباشد. مثلا سرمايه‌هايي كه براي فرار از ماليات، اسما در كار فرهنگي سرمايه‌گذاري مي‌شود ولي در واقع يك نوع پولشويي است زيرا مانند هر سرمايه‌گذاري صرفا اقتصادي آنها خواهان سود بي‌شمار هستند پس سرمايه‌اي كه قرار است در جهت فرهنگي صرف شود خرج فيلم‌هاي سطحي و بعضا ضدفرهنگي با بازيگران «پولساز» مي‌شود. در اين شرايط چه انتظاري است كه سرمايه‌گذاري سراغ فيلمسازاني مثل من بيايد.

سعید ابراهیمی فر تأکید کرد: وقتي ما با حرفه جمعي به اسم سينما طرف هستيم و تشكلي داريم به اسم خانه سينما كه توسط اهالي سينما براي حمايت از اهالي سينما تشكيل شده كه يكي از اهداف و وظايفش بايد ايجاد امنيت شغلي باشد اين سوال به وجود مي‌آيد كه پس چرا ما اهالي سينما بعد از بيش از دو دهه هنوز امنيت شغلي نداريم. به نظر من اينجا بايد مديريت‌‌ سال‌هاي مختلف خانه سينما پاسخ دهند. ضمن اينكه مشكل مهم ديگر ذهنيت «خودي» و «غيرخودي» است كه سال‌هاست گريبان ملت را گرفته و طبيعتا در حرفه سينما هم لحاظ شده و مي‌شود «خودي‌هاي» سينما كه اغلب تكليف‌شان مشخص است هر زمان كه بخواهند يا بايد فيلمي بسازند با امكانات و نقدينگي بي‌شمار كارشان را انجام مي‌دهند (بماند كه بعضي آنها از پشت چه خنجرها زدند) از طرفي «غيرخودي‌ها» به خاطر عدم امنيت شغلي گروه گروه مي‌شوند.

ابراهیمی فر با اشاره به باندی شدن سینما بیان داشت: به خاطر امكانات كمتري كه دراختيار غيرخودي‌ها قرار مي‌گيرد اين دسته افراد مثل خانواده كه مي‌خواهند خودشان را حفظ كنند به مجموعه‌اي تبديل مي‌شوند كه وقتي كاري به آنها محول مي‌شود بين خودشان تقسيم مي‌كنند. البته شايد من هم همين كار را در گذشته مي‌كردم كه بايد بگويم اشتباه مي‌كردم چون اين‌گونه كار كردن امنيت جمعي را از بين مي‌برد. مثل عشيره‌اي عمل كردن است. فقط فرصت كار كردن براي يك عده فراهم مي‌شود. يكسري افراد از اين فيلم به فيلم ديگر مي‌روند. به عنوان مثال براي فيلمي كه قرار است توليد شود و تكنيك خاصي مي‌طلبد ممكن است تكنيسين‌هاي مناسب‌تري باشند يا براي ايفاي نقش‌هايي بازيگران توانمندتري باشند ولي همان دايره محدود عشيره‌اي جلوي انتخاب مناسب را مي‌گيرد كه هم باعث افت كيفي كار شده و هم موجب دلسردي و انزواي عده بي‌شماري از اهالي سينما مي‌شود.




پرسش رسانه‌های مستقل از محمدمهدی حیدریان⇐چه کسی مجوز پخش تیزرهای فیلم کم‌فروش «خاله قورباغه» از GEM را صادر کرده؟/آیا پخش تیزرهای این فیلم با هماهنگی مدیران سینما بوده؟/چون تهیه‌کننده «خاله قورباغه» همسر مدیرعامل ابوالمشاغلش است مجوز تبلیغ از GEM را دریافت کرده؟

سینماروزان: مدتهاست که هیچ کدام از تهیه کنندگان سینمای ایران جرأت این را ندارند که برای پخش تیزرهای آثارشان با شبکه های ماهواره ای وارد مذاکره شوند چون علاوه بر تعهد سفت و سختی که رسانه ملی به هنگام قرارداد پخش تیزر مبنی بر عدم ارسال تیزر برای شبکه های ماهواره ای از آنها میگیرد به هنگام صدور پروانه نمایش فیلمها، معاونت نظارت هم اکران فیلم را منوط به عدم پخش تیزر از شبکه های ماهواره ای میکند.

علیرغم این بگیر و ببند چند روزیست که تیزرهای فیلم «خاله قورباغه» که در تولید هم تسهیلات ویژه فارابی را داشته از شبکه «جم جونیور» در حال پخش است و همین مسأله با واکنش رسانه‌های مستقل مواجه شده که در این باره طرح سوال کرده اند.

رسانه «سینماایده‌آل» با اشاره به این ماجرا نوشت: در حالی که مدتی قبل تبلیغات فیلم های سینمایی در شبکه جم ممنوع شد و حتی چند فیلم سینمایی بخاطر تبلیغ در این شبکه در آستانه توقیف قرار گرفتند، فیلم سینمایی «خاله قورباغه» این روزها در حال انجام تبلیغات پرتعداد در شبکه «جم جونیور» است. اینکه فرشته طائرپور توانسته مجوز تبلیغ در این شبکه را به واسطه همسرش که مدیرعامل خانه سینماست بگیرد یا اینکه این دو در حال انجام تخلفی آشکار هستند هنوز مشخص نیست؟؟؟ لازم به ذکر است براساس تعهدی که سازندگان فیلم ها امضاء میکنند اگر فیلمی به شبکه جم آگهی دهد اکرانش از سوی وزارت ارشاد متوقف می‌شود! آیا این قانون شامل خانم طائرپور همسر منوچهر شاهسواری هم خواهد شد؟

رسانه «سینمای حرفه‌ای» با اشاره به تناقض صورت گرفته در جریان پخش تیزرهای «خاله قورباغه» از جم نوشت: عدم استقبال از «خاله قورباغه» باعث شده در روزهای گذشته و در اقدامی غیرقانونی شبکه «جم» حجم بالایی از تیزرهای فیلم را پخش کند! آیا حیدریان جلوی این تخلف می ایستد یا این تخلف با هماهنگی او انجام شده؟؟

دیگر رسانه ای که به این ماجرا پرداخته «سینما24» است. این رسانه با تأکید بر ممنوعیت ارشاد درباره پخش تیزر از شبکه‌های ماهواره‌ای نگاشت:  بر روی پروانه نمایش ارشاد صریحا آمده پخش تیزر از شبکه‌های ماهواره‌ای ممنوع است اما تیزرهای «خاله قورباغه» در حال پخش از «جم جونیور» است. چرا؟ چون فرشته طائرپور تهیه‌کننده‌اش، همسر مدیرعامل15شغله خانه سینماست؟

تبلیغات «خاله قورباغه» در «جم جونیور»
تبلیغات «خاله قورباغه» در «جم جونیور»



افاضات آقازاده-مدیری که با واژه «کثافت» به پرمخاطب‌ترین فیلم اکران۹۷ تاخته بود⇐ کاری که گروه تلویزیونی جم انجام می‌دهد شیادی است/اینکه ساعات تماشای تلویزیون افزایش پیدا کند، باعث نگرانی است!!

سینماروزان: آنها که اخبار سینمایی را پیگیری میکنند حتما یادشان می آید ابتدای اردیبهشت ماه و در جریان جا ماندن فیلمهای ارگانی-4درصدی از کمدی «مصادره»-که تا اینجا پرمخاطب ترین فیلم اکران97 است-، یک مدیر تلویزیون با واژه «کثافت» به «مصادره» که با پروانه ساخت وزارت ارشاد تولید شده و با پروانه نمایش همین وزارتخانه اکران شد تاخت!

این مدیر محمد سرشار نام داشت که آقازاده محمدرضا سرشار از نویسندگان متبوع جریان اصولگرایی است. ادبیات این آقازاده که احتمالا به واسطه تواناییهایشان و نه داشتن ژن خوب(!) به مدیریت شبکه کودک رسیده با انتقاد بسیاری از رسانه ها مواجه شد ولی دریغ از سر سوزنی دلجویی بابت به کار بردن آن عبارات از سوی مدیر شبکه کودک!(اینجا را بخوانید)

حالا این مدیر در گفتگویی که با خبرگزاری متبوع سازمان تبلیغات داشته در کنار گلایه از شبکه پرحاشیه جم مدعی شده اینکه ساعات تماشای تلویزیون افزایش پیدا کند باعث نگرانی است چون ممکن است مخاطبان را از اموری مانند کتابخوانی بازدارد! اما این مدیر انگار حواسش نیست که احتمال رجوع مخاطب به کتاب بخاطر فقر محصول سرگرم کننده در رسانه ملی، خیلی کمتر از احتمال رجوع به فضای مجازی و شبکه های ماهواره ایست؛ کافیست یک بار سرانه مطالعه در کشور را ارزیابی کنیم تا همه چیز دستمان بیاید!

سرشار گفته است: ما باید بین شیادی رسانه ای و تربیت تفاوت قایل شویم، کاری که گروه تلویزیونی جم انجام می دهد شیادی است. این درست نیست که یک شبکه تلویزیونی حیازدایی و تحریک جنسی انجام دهد و بعد که مشکل بوجود آمد به صراحت آموزش هایی دهد که باید به شکل خصوصی انجام شود. درواقع آنها یک خرابکاری بزرگ را با یک خرابکاری بزرگتر می پوشانند.

این مدیر ادامه داده است: مهمترین رویکرد ما در شبکه کودک تربیت محوری است و اینکه تلاش کنیم به سمت یک رسانه مربی حرکت کنیم. به نظرم حدود ۲ سال و چند ماهی که از تاسیس این شبکه گذشته، گواه این تجربه است که ما توانسته ایم مخاطبمان را سرگرم کنیم و برایش جذاب باشیم و از طرف دیگر دانسته های خود را به او انتقال دهیم اما نکته دیگر این است که تماشای زیاد تلویزیون دیگر مهارت های کودک از جمله کتابخوانی را کاهش می دهد و اگر روزی برسد که کودک ایرانی روزی یک ساعت تلویزیون ببیند ایده آل ماست.

سرشار افزوده است: بزرگترین خطا این است که خانواده به دلیل اعتمادی که به شبکه کودک دارد بچه را از سر خود باز کرده و او را جلوی تلویزیون بگذارد. ما مثل یک آشپز محصولات مختلفی را برای بچه ها تولید می کنیم و فهرست متنوعی داریم اما انتخاب اینها توسط خانواده و خود بچه ها صورت می گیرد و خانواده نباید اجازه دهد با تنوع این لیست بچه ها بیشتر برنامه ببینند. ما اکنون ۱۰ برنامه داریم که بیش از ۵۰ درصد بیننده دارد که در تاریخ تلویزیون این میزان محبوبیت برنامه های کودک سابقه نداشته است اما همانطور که گفته شد نباید باعث شود تعداد ساعات تماشای تلویزیون افزایش پیدا کند زیرا این امر باعث نگرانی ما می شود.




محمود شهریاری بیان کرد⇐خودم هم نمی‌دانم چرا ممنوع‌التصویر هستم؟!/از شبکه‌های سیاسی گرفته تا همین GEM به من پیشنهاد همکاری داده‌اند!!!/صداوسیما باید زودتر از اینها به سودآوری می‌رسید/توسعه کمّی بیهوده ضربه سختی به رسانه ملی زد/ تعداد کارکنان برخی شبکه‌های تلویزیون بیشتر از تعداد مخاطبان است!/ماهواره را مسخره می‌کنند و از آن طرف «استیج» را کپی می‌کنند!!/با تحقیر شبکه‌های ماهواره‌ای نمی‌توان مخاطب جذب کرد/مدام می‌گویند کمبود بودجه داریم اما سوال اینجاست که با همین بودجه موجود چه کرده‌اید؟/اگر نهادهای قضایی به کمک سازمان نمی‌آمدند فارغ از فیلمهای سینمایی تمامی شرکتهای تجاری هم آگهی‌های خود را به ماهواره می‌دادند/برای بهبود اوضاع رسانه ملی قبل از هر کاری باید جلوی موازی‌کاری را گرفت و سپس به سراغ کوچک کردن سازمان رفت/آدمهای کاربلد با حذف از رسانه ملی بیکار نمی‌مانند؛ می‌روند در شبکه خانگی کار میکنند یا برای فضای مجازی برنامه می‌سازند

سینماروزان/مهناز خدادوست: محمود شهریاری مجری قدیمی رادیو و تلویزیون که مدتی است دچار مشکل ممنوعیت از فعالیت در رسانه ملی شده است این روزها در کنار اداره یک شرکت فرهنگی چندمنظوره اجرای برنامه های ارگانی را هم برعهده می گیرد.

شهریاری آخرین بار با فصلی ناتمام از «قویترین مردان ایران» که با نام «مردان پولادین» تولید شده بود به عنوان مجری به شبکه خانگی آمد. خودش درباره این تجربه به سینماروزان گفت: این مجموعه قرار بود به مانند فصلهای قبلی از تلویزیون خودمان پخش شود اما گویا رسانه ملی برای پخش این مجموعه از اسپانسر کار رقمی بالا درخواست کرده بود و اسپانسر هم که تأمین این هزینه در توانش نبود قید پخش کار از تلویزیون را زد و به سراغ شبکه خانگی رفت.

شهریاری درباره اقبال مخاطبان به این محصول در شبکه خانگی گفت:  کل مسابقه در دو دی.وی.دی به شبکه خانگی عرضه شد؛ یکی مربوط به دور مقدماتی و دیگر نهایی و کار آن قدر امتداد نیافت که بخواهیم درباره میزان مخاطبان آن به دورنمایی روشنی برسیم.

محمود شهریاری با اشاره به ممنوعیت از فعالیت در تلویزیون اظهار داشت: حضورم در شبکه خانگی به دلیل همان ماجرای ممنوع التصویری است که چند سالی است بر ما حادث شده و خودمان هم خبر نداریم چرا این اتفاق افتاده است.

وی ادامه داد: در این مدت هم نه طرحی برای تولید برنامه به صداوسیما بردم و نه اصلا مایل به همکاری مجدد بودم. وقتی رسانه ملی قدر منابع انسانی که سالها همکارش بوده‌اند را نمی‌داند چه دلیلی دارد که ما مدام طرح بدهیم. آدمهای کاربلد که بیکار نمی‌مانند؛ می روند بیرون از سازمان و یا در فضای مجازی برنامه می سازند و یا درگیر مدیومهایی مانند شبکه خانگی می شوند. این سازمان است که از نبود این کاربلدان ضربه می خورد.

شهریاری با اشاره به شرکت چندمنظوره اش اظهار داشت: این روزها تمام وقت در موسسه فرهنگی «شبکه فرهنگ و هنر» هستم؛ موسسه‌ای چندمنظوره که می تواند از انتشار روزنامه تا مجله و کتاب و آلبوم موسیقی تا برگزاری همایش را انجام دهد.

شهریاری در پاسخ به این پرسش که چرا برخلاف برخی از همکارانش از قابلیتهای فضای مجازی و سامانه ویدیوی درخواستی برای تولید برنامه استفاده نمی کند به سینماروزان گفت: اتفاقا پیشنهادات مختلفی برای همکاری با سامانه های فعال در این حیطه داشتم اما متأسفانه یک قانون قدیمی پوسیده در این باره وجود دارد و آن هم اینکه صداوسیما خود را قیّم همه این سامانه ها می داند و اخیرا هم که دیدیم رفته است از برخی از فعالان این حیطه شکایت کرده. چرا؟ شاید به خاطر اینکه انحصار سازمان را شکسته اند!؟؟

وی ادامه داد: در کنار سامانه های مجازی از برخی شبکه های ماهواره ای فارسی زبان اعم از شبکه های سیاسی گرفته تا شبکه های سرگرم کننده مانند جم پیشنهاد داشته ام اما حتی وارد مذاکره هم نمی شوم و فقط می گویم نه! دلیلش هم کاملا شخصی است چون ایران را دوست دارم و گمان می کنم هیچ کس بهتر از هنرمندی که در داخل کشور است نمی تواند برای مخاطب محصول تولید کند.

محمود شهریاری که سابقه اجرای برنامه هایی مانند «سلام صبح به خیر»  و «زنده رود» را دارد با بیان اینکه حسرت می خورد از اینکه شبکه های ماهواره ای رقابت با صداوسیما را به نفع خود تمام کرده اند به سینماروزان اظهار داشت: متأسفانه مدیران صداوسیما در برج عاج نشسته‌اند و فکر می‌کنند همین که شبکه‌های ماهواره‌ای را دست بیندازند و آنها را تحقیر کنند کافیست در حالی که تقریبا در همه جای ایران این شبکه ها مخاطب دارند و بخش عمده مخاطب رسانه ملی به این واسطه از دست رفته است.

وی ادامه داد: باعث تأسف است که شبکه ای ماهواره‌ای با 10 تا 20 نیروی جوان کاری را می‌کند که رسانه ملی با ده‌ها هزار پرسنل نمی‌تواند انجام دهد.

این مجری افزود: همین مسابقه صدایابی ماهواره ای(استیج) را درنظر بگیرید؛ مگر کل دست اندرکاران تولید این برنامه چند نفرند؟ خیلی بد است که این مسابقه خیابانهای شهر ما را خلوت کند و از آن طرف رسانه ملی که مدام ماهواره را مسخره می کند از روی دست این مسابقه به تولید برنامه های مشابه اقدام کند و از آن طرف آن شبکه ماهواره ای خاص طلبکار باشد و اینها را دست بیندازد که از ما کپی کرده اید!

شهریاری با بیان اینکه توسعه کمّی بیهوده در رسانه ملی باعث کند شدن تدریجی سرعت آن و در نهایت زوال آن شده است تأکید کرد: توسعه کمّی بدون فکر و فقط برای افزودن بر دامنه ردیفهای بودجه باعث شد که مدام شبکه راه بیندازند و کارمند بگیرند به جای اینکه می شد با تولید برنامه های خوب و غنی در همان شبکه های معدود به افزایش مخاطب کمک کرد.

این مجری افزود: از آن طرف می بینیم که با تغییر مدیران نیز سیاستهای سازمان مدام تغییر می کند؛ مدیری می آید و یک شبکه را منحل می‌کند و مدیری دیگر برای آن شبکه جشن افتتاح می‌گیرد! بارها شده برخی همکاران به من می گویند تعداد کارکنان شبکه ها به مراتب بیشتر از مخاطبان آن است. خودم پشت یک وانت خواندم «تنهاتر از شبکه … هستم»!

این مجری 58 ساله با اشاره به کلیدواژه مدیران سازمان که کمبود بودجه است اظهار داشت: مدام می گویند کمبود بودجه داریم اما سوال اینجاست که با همین بودجه موجود چه کرده اید که حالا افزایش بودجه می خواهید؟ این خیلی بد است که سازمان صداوسیما بعد از این همه سال هنوز به سودآوری نرسیده است در صورتی که باید در طول این سه دهه و نیم به جایی می‌رسید که خودش به سوددهی رسیده و حتی به دولتها کمک کند نه آن که مدام دست به دامن دولتها شود.

شهریاری خاطرنشان ساخت: همین بحث پخش آگهی‌ها از شبکه های ماهواره ای مثل جم را ببینید. باور کنید اگر دادستانی و قوه قضاییه به کمک سازمان نمی آمدند فارغ از فیلمهای سینمایی تمامی شرکتهای تجاری هم آگهی‌های خود را به این شبکه ها می‌دادند. باعث تأسف است که در پخش آگهیهای فرهنگی-هنری هم خودی و غیرخودی دارند؛ برخی آگهیها را هزاران بار نمایش میدهند و برخی دیگر را با وجود دریافت مجوز اصلا نشان نمیدهند!!

محمود شهریاری با بیان اینکه جلوی ضرر را از هرجا که بگیری منفعت است از مدیران سازمان صداوسیما خواست در گام اول جلوی موازی کاری در رسانه ملی را بگیرند. وی به سینماروزان گفت: الان ما هم شبکه ورزش داریم و هم در چندین شبکه دیگر برنامه ورزشی روی آنتن می فرستیم؛ هم شبکه سلامت داریم و هم در چندین شبکه دیگر برنامه های پزشکی روی آنتن می فرستیم! این موازی کاریها جز اینکه به اتلاف منابع منجر شود سود دیگری ندارد. برای کمک به بهبود اوضاع رسانه ملی بهترین آغاز جلوگیری از همین موازی کاری هاست. در مراحل بعدتر هم می توان به کوچکتر کردن سازمان و حفظ نیروهای هدفمند و واسپاری بسیاری از بخشهای سازمان به دست‌اندرکاران بخش خصوصی تکیه کرد.




تناقض‌گویی همکاران سازمان ارزشی⇐سیروس مقدم: نماهای ترکیه «پایتخت۵» را در آنتالیا ضبط کردیم!/محسن تنابنده: همه پلان‌ها را در نوشهر گرفتیم

سینماروزان: فصل پنجم «پایتخت» که از محصولات سازمان هنری-رسانه ای اوج است به کار خود پایان داد در حالی که از همان قسمتهای ابتدایی گافهای مختلف در بازیگردانی دوقلوها، حفظ راکورد صحنه‌ها و عدم تسلط تکنیکی در نماهای مهیج مانند بالن سواری اسباب انتقاد مخاطبان را موجب شد.

به گزارش سینماروزان حضور یکی از همکاران زن شبکه ماهواره ای جم با موهای کاملا باز در این سریال و همچنین به تصویر کشیدن جاذبه های توریستی ترکیه از جمله ایراداتی بود که رسانه‌های دست راستی نسبت به «پایتخت5» وارد دانستند.

در برخورد با ماجرای چرایی فیلمبرداری در ترکیه و تبلیغ این همسایه پرتوریست(!) ابتدا سیروس مقدم به «هفت صبح» گفت: متاسفانه برخی دوستان تحقیق نکرده حرف می زنند. ما اصلا در آدنا نبودیم، بخش های ترکیه را در آنتالیا ضبط کردیم ولی با توجه به حساسیت ها نسبت به نام آنتالیا، اسم آن را آدنا گذاشتیم. چرا آنجا؟ چون نزدیک ترین مرز آبی ترکیه با سوریه آنتالیا و ادناست.

سیروس مقدم با تأکید بر فیلمبرداری در ترکیه ادامه داد: ما نشان می دهیم خانواده نقی و دیگر کاراکتر ها با چه مشکلاتی در ترکیه رو به رو می شوند، کتک خوردند، مناطق کثیف و پر از آشغال را نشان دادیم. حال اینها می شود جاذبه توریستی؟! آیا نشان دادن پیاده رو، یک اتوبوس برقی و کالسکه یعنی جاذبه تصویری؟! ما پرچم های ترکیه و مجسمه آتاتورک را از تصاویر در آوردیم.

در ادامه چرایی فیلمبرداری در ترکیه محسن تنابنده کلا مدعی فیلمبرداری همه سکانسها در نوشهر شده است. تنابنده در میانه‌های گفتگویی بلند به «شرق» گفت: ما اصلا شهر «ادنا» را تبلیغ نکردیم، همه پلان‌هایمان را در نوشهر گرفتیم، بعد به ما می‌گویند چرا نگفتی این پلان‌ها را در نوشهر گرفتید؟ یعنی واقعا باید چنین چیزی را مطرح می‌کردیم؟! چرا دوست داریم تحلیل‌های ساده‌ای که پایتخت نشان می‌دهد را نادیده بگیریم و الکی پشت آن جریان‌سازی کنیم.

اینکه در فاصله کمتر از یک هفته کارگردان «پایتخت5» از فیلمبرداری بخشهای ترکیه در آنتالیا می‌گوید و محسن تنابنده مدعی می‌شود تمامی پلانها در نوشهر گرفته شد یعنی یک تناقض بزرگ به خصوص که در تیتراژ هم نام همکاران بخش ترکیه به چشم می‌خورد و اگر همه نماها در نوشهر گرفته شده دیگر چه نیاز به استخدام همکارانی در ترکیه که یکی از آنها هم اتفاقا همکار شبکه‌ای پرحاشیه به نام جم است؟؟




«پایتخت۵» صدای «کیهان» را هم درآورد⇐ای کاش سازمان ارزشی حامی تولید، نظارت بیشتری بر داستان و انتخاب عوامل داشت

سینماروزان: کیفیت پایین تصویرسازی نماهای بالن سواری سریال «پایتخت5» در کنار کشدار بودن ریتم داستانی سریال و از آن عجیبتر حضور یک بازیگر «سر باز» جم در سریال که قرار گرفت، انتقادات نسبت به این سریال که با بودجه هنگفت سازمان هنری-رسانه ای اوج تولید شده بود را به اوج رساند.

به گزارش سینماروزان حالا روزنامه اصولگرای «کیهان» که اغلب از حامیان محصولات این سازمان ارزشی بوده هم زبان به انتقاد گشوده و حسرت خود را درباره نظارت پایین بر این سریال بیان کرده است.

متن تحلیلی «کیهان» را بخوانید

سریال «پایتخت5» متهم به همکاری با عوامل فعال شبکه جم در ترکیه شده است. در این سریال همچنین از صدای یک خواننده مبتذل ترکیه‌ای نیز استفاده شد که این موضوعات با انتقاد بسیاری از مردم مواجه شده است.
به گزارش خبرنگار کیهان، سریال پایتخت، امسال هم با استقبال گسترده مردم مواجه شد. دلیل استقبال مردم از این سریال علاوه‌بر طنزآمیز بودن آن، توجه به فرهنگ بومی و ارزش‌های اخلاقی و مذهبی قسمت‌های گذشته این سریال بود. در این قسمت نیز به سفارش سازمان «اوج»، سریال «پایتخت» در قسمت‌های پایانی خود به مسائل منطقه و مقاومت در برابر داعش توجه کرده است. با این حال، این سریال به برخی از حواشی آلوده شده است؛ ازجمله حضور عوامل شبکه ماهواره‌ای جم که یکی از آنها به عنوان بازیگر در یکی از قسمت‌ها ایفای نقش کرد، استفاده از ترانه‌های ابراهیم تاتلیس خواننده ترکیه‌ای و همچنین تبلیغ آشکار جاذبه‌های توریستی کشور ترکیه. حاشیه‌هایی که طی روزهای اخیر با انتقاد شدید مردم و کاربران فضای مجازی مواجه شد.
برخی از عوامل سریال «پایتخت5» پیش از این از افراد و جریان‌های سیاسی آلوده و حتی اغتشاشات تحت حمایت حامیان داعش حمایت کرده بودند.
ای کاش سازمان انقلابی اوج نظارت بیشتری بر داستان و انتخاب عوامل سریال یاد شده می‌کرد.




دو نتیجه حاصل از کشف حجاب بازیگر زن ایرانی مهاجر به GEM در سریالی محصول سازمان ارزشی⇐آقای عیاری! خوشحال باش که با پلتیک(!) سازمان ارزشی، «کاناپه» هم روی آنتن خواهد رفت/خانمها نیکی کریمی، مهتاب کرامتی و دیگر بانوان بازیگر ایران! از حالا به بعد خواهید توانست پرسوناژ ارامنه را «سر باز» ایفا کنید!

سینماروزان: حضور یکی از بازیگران جم در سریال تلویزیونی «پایتخت5» بدون حجاب و با موهای باز آن هم در برابر انبوه بازیگران مرد روبرو و بغل دستش در کنار بازخوردهای فراوان در فضای مجازی مصداقی دیگر بود از نقطه نظر سینماروزان پیرامون مواجهه مدام با تولید نقیض توسط پدیده‌های مختلف در گذر از میانه دهه نود.(اینجا را بخوانید)

به گزارش سینماروزان رسانه ملی همان رسانه ایست که پخش تیزرهای فیلمی مثل «سه بیگانه» را به بهانه سفر کارگردانش به جم ممنوع کرد اما حالا فصل پنجم «پایتخت» با سرمایه سازمان هنری-رسانه ای اوج در حالی روی آنتن رفته که یک بازیگر جم با موهای باز در آن ظاهر شده است!!!

کودکانه آنجاست که برای توجیه این حضور در متن سریال بر ارمنی بودن پرسوناژ در قصه  تأکید شده  آن هم به ساده ترین شکل که بازیگر مسلمان بی‌حجاب بی‌مقدمه در میان دیالوگهایش می‌گوید که من از ارامنه هستم!  همین است که می‌تواند دستورکاری جدید را به ذهن متبادر کند و آن هم اینکه طبق فتوای مفتیان اوج(؟!) به صرف بازی در نقش اقلیت، بازیگر مسلمان هم می‌تواند بی‌حجاب باشد؛ دستورکاری که میتوان منتج از آن به این پرسشها رسید؛

–آیا دیگر بانوان بازیگری ایران از نیکی کریمی تا مهتاب کرامتی هم خواهند توانست پرسوناژ زنان ارمنی را در سریالهای تلویزیونی با موهای باز ایفا کنند؟

–آیا حالا کیانوش عیاری که فیلم آخرش «کاناپه» به دلیل سر باز بودن بانوان در نماهای داخلی دچار توقیف شده می‌تواند امیدوار باشد که با تغییری مختصر در فیلم و معرفی خانواده محوری به عنوان خانواده ارمنی، فیلمش توسط رسانه ملی روی آنتن برود؟؟

این پرسشها شاید در ابتدا قدری خنده دار به نظر برسد اما نتیجه منطقی کشف حجاب بازیگری ایرانی روی آنتن به بهانه ارمنی بودن جز این نیست؟

بماند که باز امثال عیاری زنان را در نماهای داخلی با حضور محارم سر باز نشان داده بودند و حالا سریالی محصول یک سازمان ارزشی پرمدعا، زن ایرانی را در نمای خارجی و داخل یک رستوران و با انبوهی نامحرم سر باز نشان داده است!




فریب دوباره GEM را نخورید! اوضاع قاراشمیش است! ماجرای چکامه هم شوآفی بیش نیست!؟؟

سینماروزان: حدود نه ماه قبل بود که اخباری مرتبط با قتل سعید کریمیان مدیر شبکه ماهواره ای جم منتشر شد؛ اخباری که فقط به قتل می‌پرداخت و درباره برگزاری تشییع یا حتی دفن وی اطلاعاتی به مخاطب نمی‌داد!!؟

به گزارش سینماروزان از آن زمان تاکنون شبکه ماهواره ای جم که نوروز95 با پخش فله‌ای تیزرهای سینمایی توانسته بود به نوبه خود اسباب رونق گیشه‌ها را موجب شود وضعیت کجدار و مریزی را طی کرده است چون نه تنها فرآیند توسعه‌ای مدنظر مدیر مقتول به سرانجام مفیدی نرسیده که بدهی‌های مالی به تعدیل نیرو و کوچک سازی این شبکه منتج شده است.

مدیران شبکه جم به دلیل ناتوانی مالی در پرداخت هزینه ها مجبور شده‌اند دفتر اصلی شبکه را در استانبول تخلیه کنند و به یک دفتر خیلی کوچکتر نقل مکان کنند و به موازات آن کلیه برنامه‌های تولیدی این شبکه تعطیل شده و هیچ تولیدی در آن انجام نمی‌گیرد. در نتیجه این امر نزدیک به 70 درصد نیروهای تولیدی شبکه مجبور به تسویه حساب شده اند.

خانواده مدیر مقتول جم که به نوعی مدیریت شبکه به آنها واگذار شده نیز  کم کم از ترکیه خارج میشوند و به دنبال آن هستند که جاپایی تازه برای خود در کشوری دیگر دست و پا کنند.

در این اوضاع اما برخی از واسطه های این شبکه و از جمله فردی به نام رضا.ز مجددا به دنبال آن هستند که با طبیعی نشان دادن اوضاع به جذب نیروهای داخلی دست زنند و جالب است که در این پروسه تازه جذب نیرو به دنبال افرادی هستند که در کنار تولید کار اسپانسرینگ را هم انجام دهند!!!

در امتداد همین مسیر بوده که از چکامه چمن‌ماه دعوت شده مجددا به کار برای این شبکه بپردازد. دست اندرکاران جم هراسان از جدایی پی در پی همکاران این شبکه که از هرمز سیرتی و احمدرضا گرشاسبی به رابعه اسکویی و مهدی مظلومی رسید وقتی با جدایی موقت چکامه چمن‌ماه مواجه شدند مجددا وی را به کار دعوت کردند تا یک مانور تبلیغاتی بدهند که همچنان همه چیز آرام است اما…

اما اوضاع این شبکه قاراشمیش‌تر از آن است که بتواند رویاپردازی گذشته را به بازیگران کم‌کار و حتی بیکار وطنی دهد؛ به خصوص اگر بدانیم مهاجرت و فعالیت برای این شبکه در بازگشت یک دردسر بزرگ در پی خواهد داشت و آن هم ممنوع‌الفعالیت شدن برای بازه های زمانی کوتاه یا بلند.




دستگیری کارگردان GEM در مرز زمینی آستارا؟!

سینماروزان: در حالی که به تازگی رابعه اسکویی بازیگر پیوسته به جم با انتشار تصویری زیارتی از بازگشت خود به ایران خبر داده بود حالا خبری درباره بازداشت یکی از کارگردانان جم منتشر شده است.

به گزارش سینماروزان این کارگردان جم مهدی مظلومی است که نوروز امسال هم کمدی «سه بیگانه» را روی پرده داشت.

به تازگی اخباری منتشر شده درباره اینکه دو هفته قبل مهدی مظلومی به ایران بازگشته ولی در مرز آستارا بازداشت شده است.

البته مظلومی با سپردن وثیقه ۲۰۰ میلیونی آزاد شده است ولی هنوز هیچ ارگان رسمی این خبر را تأیید نکرده است.




باز هم پای GEM در میان است؟⇔ادعای یک کارگردان-کارمند هنروتجربه درباره تأثیرپذیری سینمای ایران از سریالهای ترک

سینماروزان: در سالهای اخیر تب بالایی از سوی مخاطبان برای پیگیری سریالهایی که از شبکه های ماهواره ای همچون جم روی آنتن میروند مشاهده شده است؛ تبی که هر کس تحلیل خود را درباره علل آن دارد.

به گزارش سینماروزان شهرام مکری کارگردانی با فیلمهای هنروتجربه ای که یکی از اعضای سیاستگزاری گروه کاملا دولتی هنروتجربه هم هست در گفتگو با «ایلنا» مدعی تأثیرپذیری سینمای ایران از سریالهای شبکه های ماهواره ای شده است.

شهرام مکری با اشاره به سریالهای ماهواره ای بیان داشت: یکی از مشکلاتی که سینمای ایران امروز گریبانگیر آن است تأثیری است که سریال‌های ترکی روی آن گذاشته‌اند. سریال‌های ترکی با حجم اطلاعات بسیار کم و خط داستانی بسیار ساده ساخته می‌شود به شکلی که شما می‌توانید قسمت اول سریال را ببینید و اگر ۱۰ قسمت این سریال را نبینید و قسمت یازدهم را ببینید، متوجه می‌شوید که هیچ اطلاعاتی را از دست نداده‌اید.

مکری ادامه داد: خودِ من هر سال عید به دیدن مادرم می‌روم و مادر من این سریال‌ها را دنبال می‌کند. من عیدِ سال گذشته به دیدن مادرم رفتم و قسمت‌هایی از یک سریال ترکی را دیدم امسال نیز دوباره که به دیدنش رفتم قسمت‌های دیگری از آن سریال را دیدم و متوجه شدم در طول یک سال هیچ اطلاعاتی را از دست نداده‌ام. همین مسأله سینمای ما را نیز به خطر انداخته است. بسیاری از فیلمسازان فکر می‌کنند که حجم اطلاعات در فیلم‌ها می‌تواند به همین اندازه کم و خلاصه باشد. بسیاری از فیلم‌های سینمایی را براساس همین مبنا کار می‌کنند و اتفاقا پرفروش نیز می‌شوند.




ادعاهای یک مستندساز⇐GEM برده‌داری نوین ایجاد کرده بود و تاشش ماه حقوق نمی‌داد!!/برخی از مهاجران به GEM برای آن که گشنه نمانند مجبور شدند به ماهیگیری!!!/بعضی از تهيه‌كننده‌هاي سينما به اين مي‌انديشيدند كه چطور شبانه تيزر فيلم‌هايشان را براي پخش به GEM  برسانند

سینماروزان/محمدصادق عابديني: دوربين مستندسازي جوان براي اولين بار حقايقي را از پشت پرده شبكه «جم» بر ملا مي‌كند. تصاويري كه آرش سجادي حسيني در مستند «دوربرگردان» از فعاليت شبكه «جم» به تصوير كشيده است، به قول خودش يك مرصاد فرهنگي بوده؛ روايتي مخفيانه از زندگي رقت‌بار هنرمنداني كه با وعده پول و شهرت به «جم» پيوسته‌اند.

در آستانه رونمايي از اين مستند که محصول بسیج صداوسیما است، سجادي حسيني در گفت و گو با «جوان» درباره مستندش توضیحاتی داده و ادعاهایی را درباره مهاجران به جم بیان کرده است.
خيلي دير سراغ موضوع «جم» نرفته‌ايد؟
اين مستند يك‌سال است كه آماده رونمايي است، ولي بنا به مصالحي تا امروز رونمايي نشده است. «جم» امروز كه بي‌اعتبار شده است را نمي‌شود با «جم» پارسال كه اين مستند ساخته شد مقايسه كرد. آن زمان در تركيه كودتاي نافرجامي شده بود و ما نگران كساني بوديم كه هر چند انسان‌هاي موجهي نبودند و با يك رسانه معاند همكاري داشتند، اما باز هم ايراني بودند و زماني در ايران جزو همكاران ما بودند. در اين مستند سراغ زندگي آنها در تركيه و همكاري‌شان با جم و چگونگي زندگيشان رفتيم.
يعني در روزهاي كودتا براي اينكه بدانيد چه بر سر هنرمندان همكار با «جم» آمده، به تركيه رفتيد؟
بله، آنها رفته بودند كه از شرايط بد مالي و بي‌پولي نجات پيدا كنند و از گرفتاري‌هايي كه دچارش بودند دور شوند و در آن شرايط معلوم نبود چه بر سرشان خواهد آمد.
«جم» آن روزها شرايط ويژه‌اي داشت و حتي در داخل از رئيس‌جمهور مي‌خواستند اجازه دهد فيلم‌هاي سينمايي بدون محدوديت در «جم» تبليغ شوند!
شبكه تلويزيوني «جم» سال گذشته جزو رسانه‌هاي بسيار تأثير‌گذار و پرمخاطب شده بود، به امروزش نگاه نكنيد كه تأثير خودش را از دست داده است. آن زمان برو بيايي داشت و حتي عده‌اي در ايران فكر مي‌كردند اگر تبليغات در «جم» نباشد فيلم‌هاي سينمايي در داخل كشور فروش نمي‌كنند و تهيه‌كننده‌هاي سينما به اين مي‌انديشيدند كه چطور شبانه تيزر فيلم‌هايشان را براي پخش به دست «جم» برسانند. 
در آن روزهاي كودتا رفتن به تركيه ريسك بزرگي محسوب مي‌شد، مي‌شود گفت خطر كرديد!
به هر حال سفر به كشوري كه آن زمان درگير كودتا بود و هنوز هم با وجود گذشت بيش از يك‌سال، شرايط ويژه در اين كشور حكمفرماست کاری مخاطره‌آمیز بود. طبق اين شرايط ويژه مي‌توانند هر كس را بدون دليل تا سه‌ماه بازداشت كنند بدون اينكه از محل نگهداري وي كسي با خبر شود و تازه مي‌توانند مدت بازداشت وي را بيش از سه‌ماه نيز تمديد كنند. در آن شرايط فيلمسازي به عنوان يك خارجي به اين كشور رفته‌است و قصد ساخت مستند دارد، شرايط واقعاً حساس بود.
فكر نمي‌كنيد اگر در آن شرايط دولت تركيه به فعاليت‌تان حساس مي‌شد، امكان بازداشت‌تان هم وجود داشت؟!
بله، دقيقاً، خيلي سخت مي‌شد در آن شرايط ثابت كرد كه براي ساخت مستند درباره يك موضوع ديگر به آن كشور رفته‌ايم! احتمالاً هم در صورت بازداشت چندين روز طول مي‌كشید تا قانع شوند كه اصلاً موضوع سفر و توليد مستند، كودتا نبوده است.
در روزهاي كودتاي تركيه، اولين برخوردتان با «جم» و كارمندانش چطور پيش آمد؟
واقعيتش اين است كه من «جم» را خيلي خوب مي‌شناختم. دليلش هم اين است كه يكي از اولين نفراتي بودم كه براي همكاري با من صحبت كردند و پيشنهاد ساخت يك سريال به من دادند، ولي به محض اينكه فهميدم چه شياداني در آنجا كار مي‌كنند و چه شارلاتان‌هايي هستند و مي‌خواهند چه موجي به راه بيندازند به ايران بازگشتم.
پيشنهاد همكاري با «جم» چه موقع به شما ارائه شد؟
تقريباً چهار سال پيش بود و شش‌ماه بعد از آن ملاقات بود كه «جم» شروع به تبليغات گسترده براي جذب هنرمندان كرد و متأسفانه خيلي‌ها را جذب كرد.
خب آن روز كه برگشتيد همين موضوع را به ديگران هم مي‌گفتيد!
در بازگشت به ايران دقيقاً شبيه گنگ خواب ديده شده بودم، يعني چيزهايي كه ديده بودم را نمي‌دانستم چطور به بقيه بگويم كه باور كنند با موجي كه «جم» به راه خواهد انداخت آنهايي كه شنا بلند نيستند، غرق مي‌شوند.
وقتي دوباره به تركيه رفتيد و با «جم» مواجه شديد، چقدر تغيير كرده‌ بود؟
در زمان كودتا وقتي به «جم» رفتم، شبكه‌اي با 600 كارمند بود كه بيشترشان را از طريق آگهي و اين جور مسائل جذب كرده بود.
در مستند با كارمند‌هاي «جم» مصاحبه داشتيد؟
خيلي از آنها در اين مستند براي اولين‌بار درباره شرايط زندگي‌شان در تركيه و كار در «جم» صحبت مي‌كنند.
چطور راضي شدند از شرایط كار براي «جم» صحبت كنند؟
به هر حال بسياري از اين افراد به خاطر نبود مديريت صحيح فرهنگي در كشور كه نتوانسته است شرايط را براي توزيع مناسب و عادلانه كار براي هنرمندان درجه 2 و 3 مهيا كند، مجبور شدند به تبليغات «جم» در ايجاد يك مدينه فاضله اعتماد كنند و از كشور بروند. كساني كه فكر مي‌كردند با آزادي‌هاي ظاهري كه در تركيه وجود دارد به قبله آمالشان رسيده‌اند، ولي در همان يكي، دو هفته اول متوجه اشتباه‌شان شده بودند. با اين وجود مديريت شبكه «جم» كاري كرده بود كه آنها هيچ راه بازگشتي براي خودشان متصور نشوند و همه پل‌هاي پشت سرشان را خراب شده ببينند. براي همين تلاش مي‌كردند تا ظاهر را حفظ كنند و همه چيز را در ظاهر خوب جلوه دهند.
چه چيز  از شرايط كاري در «جم» بيشتر در نظرتان پر رنگ بود؟
مي‌شود گفت «جم» نوعي برده‌داري نوين ايجاد كرده بود. برده‌اي فرهنگي كه حتي نمي‌شود نام آن را استخدام ناميد چون بعضاً تا شش‌ماه هم حقوق آنها را پرداخت نمي‌كردند و در شرايط رقت‌باري كه ايجاد كرده بودند، هر گونه سوء‌استفاده‌اي از آنها مي‌كردند. افراد وادار مي‌شدند كه تن به هر كاري بدهند و حتي براي اينكه گشنه نمانند مجبور مي‌شدند بروند ماهيگيري كنند و با خوردن ماهي زنده بمانند. 
گفته مي‌شود فيلمبرداري به صورت مخفيانه بود، آيا منظور از مخفيانه همين گفت و گو‌هاست‌؟!
بله، حرف‌هايي كه در اين مستند گفته‌اند را به هيچ وجه در گفت‌و‌گو‌هاي عادي نمي‌زدند، اما وقتي به آنها نزديك شديم و خبري از دوربين و مصاحبه رسمي نبود، تازه درد دلشان شروع مي‌شد و مي‌ناليدند.
افرادي كه با آنها صحبت شده است، الان كه متوجه توليد مستند شده‌اند، واكنشي نشان نداده‌اند؟ 
از وقتي تيزرهاي مستند پخش شده، شروع به واكنش كرده‌اند، از صبح مداوم دارند تماس مي‌گيرند و مي‌گويند ماجرا چيست؟ چه چيزي شده‌؟ و چه چيزي قرار است پخش شود؟
چه جوابي به آنها داده‌ايد؟
گفتم بالاخره بايد يك جايي جلوي افرادي ايستاد و نگذاشت كه آب به آسياب دشمن بريزند. به آنها مي‌گويم توليد اين فيلم يك مرصاد فرهنگي بوده است براي آنهايي كه دارند نامردي مي‌كنند! جالب است كه هنوز فكر نمي‌كنند كارشان وطن فروشي است.



نقشه تازه GEM براي تيغ‌زدن بيننده‌هايش!

سینماروزان: شبكه تلويزيوني GEM قصد دارد با پايان دادن به پخش رايگان تعدادي از شبكه‌هايش، دسترسي به آنها را منوط به داشتن رسيور (گيرنده) اختصاصي كند، به همين منظور اين شبكه اقدام به فروش رسيورهايي كرده است كه صرفاً شبكه‌هاي متعلق به GEM را پخش مي‌كنند.

به گزارش سینماروزان و به نقل از «جوان» شبكه GEM تا به امروز به دلايل مختلفي توانسته نامش را در بين بيننده‌هاي ماهواره مطرح كند؛ شبكه‌اي كه سريال‌هاي تركي را به طور وسيعي دوبله و پخش كرد و در اين رابطه سراغ دوبلورهاي صداوسيما رفت، بعد از آن روند توليد فيلم و سريال به زبان فارسي را آغاز كرد و توانست با ايجاد چندين شبكه مختلف، بخشي از آگهي‌هاي بازرگاني شركت‌هاي ايراني را با قيمت‌هاي نازل پخش كند. البته همه اين شهرت‌ها هميشه مطلوب نبود و مدير اين شبكه كه سابقه عضويت در گروهك منافقين را داشت، در يك حادثه مشكوك به رگبار بسته و كشته شد تا اسم پليس تركيه از امكان دست داشتن گروه‌هاي مافيايي در قتل وي خبر دهد و پاي فعاليت‌هاي مافيايي نيز به پرونده قطور ابتذال‌هاي فرهنگي اين شبكه باز شود.

GEM يك بار زماني كه اكثر شبكه‌هاي فارسي‌زبان روي ماهواره هاتبرد حضور داشتند، تصميم عجيبي گرفت. سعيد كريميان مالك GEM كه با كشور‌هاي عربي مراودات مشكوكي داشت، دستور داد تا اين شبكه از هاتبرد به ماهواره گمنامي به نام «ياه ست» مهاجرت كند. «الياه سات» كه متعلق به امارات متحده است و دفترش در ابوظبي قرار دارد، فعاليت منطقه‌اي دارد و بيشتر منطقه خاورميانه و آفريقا را پوشش مي‌دهد. دليل اقدام كريميان خيلي زود مشخص شد. وي كه در كنار فعاليت رسانه‌اي تجارت مي‌كرد، با شركاي اماراتي‌اش بيزنس تازه‌اي به راه انداخته بود و گفته مي‌شود واسطه‌گري و بازاريابي غير مستقيم حضور شبكه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان در ياه‌ست بر عهده وي قرار داشت. اماراتي‌ها و كريميان از اينكه شبكه‌هاي فارسي زبان براي داشتن مخاطب فركانس ياه‌ست مي‌خريدند و به اين ماهواره مي‌آمدند، سود خوبي به جيب مي‌زدند. بالا بودن مخاطبان شبكه GEM بسياري از شبكه‌هاي فارسي‌زبان را دست به جيب كرد تا براي دور نماندن از قافله، به ماهواره «ياه ست» بيايند. حتي شبكه‌هاي لس‌آنجلسي كه اغلب با گدايي و درخواست كمك مالي از بيننده‌هايشان برپا هستند هم خودشان را به ياه ست رساندند.
مرگ مشكوك سعيد كريميان كه گويا شبكه GEM تمايلي به پرداختن به آن ندارد، باعث شد تا مجموعه شبكه‌هاي GEM دچار تغييراتي شود و اكنون اين شبكه مدعي است كه مي‌خواهد به پخش رايگان تعدادي از شبكه‌‌هايش پايان دهد. GEM آگاهانه برخي از شبكه‌هايش را كه مي‌تواند مخاطب بيشتري داشته باشد و جذابيتش باعث جلب توجه شود‌،از فهرست شبكه‌هاي رايگان خارج و با ساخت رسيور اختصاصي اعلام كرده است كه اين شبكه‌ها صرفاً از طريق اين رسيور قابل‌دريافت خواهد بود. از نيمه آذرماه و به مرور شبكه‌هاي GEM به رسيورهاي موسوم به «لاينز» كوچ مي‌كنند. گروه لاينز متعلق به خود GEMTV است و گويا اينبار مديران اين شبكه تمايلي ندارند كه اماراتي‌ها را در درآمد با‌لقوه اين كاسبي شريك كنند. 
اكنون بايد پرسيد كه رسيورهاي اختصاصي چطور به ايران رسيده‌اند؟ آيا اين گيرنده‌ها هم از مسيرهاي سنتي يعني كشورهاي تركيه و عراق به ايران قاچاق مي‌شوند يا شايعاتي كه درباره فعاليت GEM در داخل ايران وجود دارد، در مورد رسيورها هم صدق خواهد كرد!
موضوع دوم نيز ميزان استقبال از گيرنده‌هاي اختصاصي است. تا پيش از اين شبكه‌هاي ايراني جزو شبكه‌هاي رايگان ماهواره‌اي بوده و اغلب ايراني‌ها تمايلي به خريد كارت‌هاي شبكه‌هاي پولي نداشتند. در عوض بازار هك يا تقلب در شكستن كد‌هاي شبكه‌هاي پولي غالباً گرم بوده است. اين بار GEM ريسك كرده و مي‌خواهد ميزان دست به جيب‌شدن ماهواره‌بين‌ها را بسنجد؛ كاري كه ممكن است در نهايت به يك بيزنس پر سود براي اين شبكه تبديل شود.
براي همين از همان ابتدا به بيننده‌هاي GEM هشدار داده شده‌است كه رسيور تقلبي نخرند! احتمالاً موفقيت GEM در به دست آوردن مشتري براي رسيورهايش مي‌تواند بار ديگر شبكه‌هاي فارسي‌زبان را به تقلا بيندازد تا آنها هم از اين امكان بهره‌مند شوند و از اين طريق نيز درآمد مضاعفي براي گردانندگان GEM به وجود آيد. البته احتمال ديگري نيز وجود دارد كه بعد از مرگ كريميان، اين شبكه دچار اشتباه در تصميم‌گيري شده‌است و ريسك ايجاد رسيور اختصاصي با تمايل‌نداشتن بينندگان فارسي‌زبان براي خريد گيرنده‌ها، به يك شكست تجاري تبديل شود و مخاطبان اين شبكه‌ها ترجيح دهند خود را با ديگر شبكه‌هاي فارسي‌زبان سرگرم كنند. GEM كه دفتر اصلي‌اش در تركيه قرار دارد، تلاش‌هاي متعددي براي متفاوت‌بودن با ديگر شبكه‌هاي ماهواره‌اي داشته است، از جمله توليد سريال‌هاي فارسي‌زبان كه در ابتدا با جذب چند بازيگر سينما و تلويزيون از ايران، سر و صداي زيادي را به همراه داشت و بعد با شكست و جدايي بازيگران روبه‌رو شد، اكنون نيز بايد ديد اين تلاش براي متفاوت‌بودن در داشتن رسيور اختصاصي به تجربه شكست‌خورده سريال‌سازي منجر مي‌شود يا خير!



پخش رپورتاژهای «ساعت ۵عصر» در GEM!!!+فیلم

سینماروزان: در آستانه محرم و در شرایطی که برای امتداد اکران در این ماه، علی سرتیپی پخش کننده “ساعت 5عصر” -فیلمی که در بخشهایی از آن قطعاتی از شهرام شب پره و کامران_هومن گنجانده شده-مدعی کمدی نبودن این فیلم شده(!!) تیزرهای این کمدی به کرات از شبکه ماهواره ای جم روی آنتن رفت.

به گزارش سینماروزان عنقریب است که این پخش تیزر با واکنش تولیدکنندگان این کمدی مبنی بر بی اطلاعی از آن و تکفیر شبکه ماهواره ای روبرو شود اما جالب است که از میان همه فیلمهای روی پرده تیزرهای “ساعت 5عصر” در ساعات گذشته چندین بار از جم روی آنتن رفته است.

واقعیت پیش رو درباره “ساعت 5عصر” عدم توانایی در جابجایی رکوردهای فروش با وجود همه امکانات تبلیغی فراوان فیلم از تیزرهای تلویزیونی تا تبلیغات محیطی و تخصیص سینماهای حوزه هنری است.

حالا با پخش تیزر از جم آخرین تلاشها برای افزایش رقم فروش انجام میگیرد بلکه فیلم تا پایان اکران یکی دو میلیارد بیشتر بفروشد تا توجیهی باشد بر هزینه های تبلیغاتی بالایی که بر اسپانسر فیلم تحمیل شد.

برای دیدن فیلم رپوتاژ «…5عصر» در جم اینجا را ببینید.




خاطره‌نگاری کارگردان «آواز قو» از دیدار با مدیر مقتول GEM در ترکیه!+طعنه‌های تند و تیز این کارگردان به تهیه‌کننده ۳ارگانی، حجت ایوبی و…

سینماروزان/امید عشیری(عشریه): سعید اسدی کارگردانی که آثاری همچون «آواز قو»، «سیب سرخ حوا» و «فرود در غربت» را در کارنامه دارد آخرین بار ۹ سال قبل بود که با یک درام-حادثه ای با مایه های جنایی به نام «خیابان بیست و چهارم» در سینما حضور داشت و پس از آن مدتی را به دنبال فراهم آوردن شرایط تولید «یو.اس.اس.وینس…» با محوریت اصابت موشک آمریکایی به ایرباس ایرانی گذراند ولی به نتیجه نرسید.

 سعید اسدی در تازه ترین گفتگویش که با سایت «سینماروزان» انجام شده در کنار ذکر توضیحات پیرامون راه اندازی جنبش فراگیر آموزش سینما در شبکه خانگی به ذکر خاطره ای جالب از دیدار با سعید کریمیان مدیر مقتول شبکه ماهواره ای جم پرداخته است.

اسدی که در این سالها به دنبال راه اندازی جنبش فراگیر آموزش سینما در شبکه خانگی بوده درباره روند این طرح گفت: به دنبال عرضه ۱۵۰ ساعت برنامه آموزشی در حیطه های بازیگری و فیلمنامه نویسی در شبکه خانگی بودم. از آنجا که در این سالها بارها با علاقمندانی روبرو شدم که درباره سوءاستفاده برخی آموزشگاههای بازیگری می گفتند طرحم را بر این مبنا گرفتم که ۶۰ ساعت آموزش بازیگری و ۹۰ ساعت آموزش فیلمنامه نویسی را در قابل یک مجموعه به شبکه خانگی ارائه دهم تا مخاطبان دورترین نقاط ایران هم بتوانند با حداقل هزینه از این مجموعه استفاده کنند.

وی ادامه داد: در دوران ریاست حجت ایوبی این طرح را به سازمان سینمایی ارائه دادم اما ایوبی علیرغم موافقتهای ابتدایی در نهایت هیچ حمایتی از پروژه به عمل نیاورد و بعدتر شنیدم طرح را بنا بوده در زیرمجموعه مدرسه ملی سینمایی که خودشان با بریز و بپاش فراوان راه انداختند به اجرا درآورد!! موسسه رسانه های تصویری می توانست در این مسیر همراهی کند و شرایطی را فراهم کند برای تولید و عرضه یک کار ماندگار آموزشی در سینمای ایران اما این کار را نکردند و به جایش درگیر شدند با طرحهای قرون وسطایی واردات سینماسیار!!!

اسدی با اشاره به اینکه این طرح در صورت اجرایی شدن به سوددهی میرسید خاطرنشان ساخت: مشکل آنجاست که مدیران فرهنگی ما به‌روز نیستند و چون با مخاطب حشرونشر ندارند از نیازهای آنها آگاهی ندارند. همین میشود چنین طرحی که با بودجه یکی از پروژه های مشارکتی فارابی امکان تولید داشت بایکوت میشود و بودجه تخصیص می دهند به پروژه هایی که در ظاهر نام جنگ دارند اما حتی یک پلان آنها هم در خط مقدم نمی گذرد. واکنش مخاطب هم که مشخص است! فیلم سه ما روی پرده می ماند و کلی برایش بلیت ارگانی توزیع میشود ولی مخاطبانش به ۲۰۰ هزار نفر هم نمی رسند!!!

سعید اسدی با بیان اینکه طرح جامع آموزش سینما در شبکه خانگی را به محمدمهدی حیدریان هم ارائه داده گفت: خلاصه‌ای از طرح را برای حیدریان فرستاده ام و تاکنون جوابی نشنیده ام. شاید درگیرودار تغییر و تحولات مدیریتی در ارشاد فرصت بررسی طرح ایجاد نشده باشد و شاید هم…! به هر حال صبر میکنیم تا ببینیم بالاخره چه میشود.

اسدی درباره اینکه آیا پیشنهادی برای تولید سریال در شبکه خانگی نداشته بیان داشت: در پنج سال اخیر دو طرح سریال خانگی به من ارائه شد اما سرمایه گذارانی که به نام تهیه کننده جلو آمده بودند آن قدر بی ربط به فرهنگ بودند که قید همکاری را زدم. بماند که فیلمنامه هایی که پیشنهاد شد نیز خیلی ضعیف بود.

وی ادامه داد: مشکل این است که شخصی چون رابطه خاصی در فلان ارگان دارد ایکس میلیارد بودجه برای کار فرهنگی میگیرد اما چون نمیداند چه کند بودجه به راحتی به فنا میرود در صورتی که با یک برنامه ریزی درست همین بودجه های ارگانی را هم میتوان مجالی کرد برای سودآوری فرهنگی.

سعید اسدی در ادامه با اشاره به وضعیت بلاتکلیف پروژه «یو.اس.اس.وینس…» خاطرنشان ساخت: در همین سالهای اخیر کم ارگان و نهاد نداشته ایم که سربرآورده اند و مدعی حمایت از آثار استراتژیک هستند اما در عمل اینها هر کدام محفل خود را تشکیل داده اند و صرفا خودیها را راه میدهند و میان همدیگر بودجه ها را تقسیم میکنند و اگر فیلمسازی مستقل مثل ما بخواهد استراتژیک ترین پروژه را هم پیش ببرد به جایی نمیرسد.

کارگردان «تلافی» با طعنه مستقیم به تهیه کننده 3ارگانی افزود: به ما که خاک سینما را خورده‌ایم حمایت نمیرسد اما تازه از راه رسیدگانی را می بینیم که بدون دانش آکادمیک سینما و حتی کمترین عقبه سینمایی از دو تا ۳ ارگان حمایت میگیرند و فیلمهایی ‌می‌سازند که قابهایشان یادآور تله‌فیلمهای استانی است. همین میشود که یا سینماگران اصیل منزوی میشوند یا مهاجرت می کنند.

اسدی درباره اینکه آیا خودش به سرش نزده که مهاجرت کرده و فیلمسازی مثلا در شبکه ای همچون GEM را تجربه کند گفت: زودتر از خیلیهای دیگر سعید کریمیان مدیر جم به سراغ من آمد ولی من آموخته ام در این حرفه اگر با آدمهای کوچک حشرونشر کنم به جایی نمیرسم. به کریمیان هم صراحتا گفتم با آدمهای کوتوله ای که دورش جمع کرده به جایی نمیرسد اما وی دو سال پیش به من گفت اگر تا سال آینده ۳۰۰ فیلم نساختم اسم مرا بگذار «اختر بندانداز»!!! ولی من بهش گفتم نمیتوانی تا ۵ سال بعد هم چنین کاری کنی چون نیاز داری به لااقل به ۳۰ سناریست حاذق که در دست و بالت نیست و با کوتوله هایی که دورت جمع شده اند حتی سالی ۲۰ فیلم خوب هم آرزوست.

اسدی ادامه داد: ایشان البته توصیه های مرا جدی نگرفت و به کار با کوتوله ها ادامه داد و در نهایت هم سرنوشت خودش و محصولات تولیدی پیش رویمان است.




گزارش رسانه اصولگرا از وضعیت اسفناک زندگی یک بازیگر زن پناهنده به GEM+عکس

سینماروزان: موج سفر به ترکیه و پناهنده شده به شبکه ماهواره ای GEM در ماههای اخیر کاهش یافته؛ از یک طرف تبدیل وضیعت پرسنل این شبکه از قراردادی به پروژه ای و از طرف دیگر قتل مشکوک سعید کریمیان مدیر این شبکه موجب شده برای مدتی هم که شده درباره مهاجرت به این شبکه خبری نرسد.

به گزارش سینماروزان وضعیت زندگی پناهندگان به جم هم در ماههای اخیر چندان روبراه نبوده است و مدام درباره نارضایتیهای آنها شنیده ایم.

خبرگزاری اصولگرای «فارس» با تمرکز بر وضعیت اسفناک زندگی پردیس افکاری و همسرش بعد از پناه بردن به جم به عنوان مشتی نمونه خروار کوشیده درباره بخشهایی از آنچه بر پرسنل مهاجر این شبکه میرود اطلاع رسانی کند.

متن گزارش «فارس» را بخوانید:

درست یک سال پیش بود که خبر رفتنش در کنار خبر رفتن چند همکار دیگرش به ترکیه منتشر شد؛ خبری که در آن روزهای اوج پیوستن بازیگران ایرانی به یک شبکه فارسی زبان، چندان عجیب نبود.

جم تی وی با مدیریت سعید کریمیان آن روزها آرزوی برخی از بازیگران زن و مرد کم کار ایرانی بود که می خواستند با پیوستن به یک شبکه به ظاهر پربیننده، هم درآمد مناسبی کسب کنند و هم بیشتر دیده شوند.

اما همه آنها بعد از چندماه به یک نقطه مشترک می رسیدند؛ «تحقیر…» این تنها چیزی بود که بعد از چندماه بازی در سریال های دست چندم شبکه جم تی وی نصیبشان می شد؛ رویای درآمد میلیونی، بازیگری حرفه ای، رفتن به آمریکا و خیلی وعده های دیگر جای خود را به عدم ثبت قرار داد، جای خواب نامناسب و گاها گروهی و چیزهایی از این قبیل می داد.

طی چندماه گذشته برخی بازیگرانی که سراسیمه خود را جم تی وی رسانده بودند، سودای بازگشت سردادند و حتی برخی از آنان راهی ایران شدند؛ اما تعدادی از همین بازیگران که عمدتا از بازیگران زن هستند، تقریبا نه راه پس دارند و نه راه پیش.

یکی از این بازیگران پردیس افکاری است؛ بازیگر 51 ساله ای که حضورش در نقش های مکمل زن در بسیاری از سریال ها و فیلم های سینمایی دیده شده است؛ ولی تیرماه سال قبل ناگهان خبر پیوستن او به شبکه جم تی وی به همراه عکس های بی حجابش، منتشر شد.

وضعیت زندگی این بازیگر شاید نمودی از وضعیت دیگر بازیگران پیوسته به شبکه جم تی وی باشد؛ وضعیتی که محصول بی تدبیری و اعتماد به مدیر کشته شده شبکه جم یعنی سعید کریمیان است.

حضور بازیگران در این شبکه کاملا بر اساس وعده های رنگی شکل گرفته است؛ وعده اقامت در ترکیه و درآمد میلیونی، اما این وعده های خیلی زود برای امثال افکاری و همسرش رنگ باخت.

بر اساس اخبار رسیده، بعد از حضور افکاری و همسرش در ترکیه، بر خلاف وعده داده شده از سوی کریمیان برای گرفتن اقامت این کشور، هیچ گونه اقدامی برای گرفتن اقامت آنان انجام نشده است.

ظاهرا سعید کریمیان همین معامله را با دیگر بازیگران فراخوانده شده به شبکه اش هم انجام داده و به جای معرفی آنها به اداره اقامت ترکیه، آنها را از ماموران این اداره، با روش هایی پنهان کرده است.

افکاری و همسرش نیز که فقط یکی از قربانیان وعده های کریمیان هستند، به همین سرنوشت دچار شدند و برای گرفتن اقامت مجبور شدند تن به شرایط سخت و طاقت فرسای کمیسریای سازمان ملل در ترکیه بدهند.

این در حالی است که شرایط گرفتن اقامت از طریق سازمان ملل آنقدر سخت است که برخی عطای آنرا به لقایش می بخشند.

بر اساس قانون سازمان ملل و کشور ترکیه، حداقل زمان گرفتن اقامت در ترکیه از سوی سازمان ملل حداقل یک سال و حتی تا دو سال ممکن است ادامه پیدا کند و فرد درخواست کننده نیز در این مدت با شرایطی مانند امکان توقیف توسط پلیس مهاجرت ترکیه و کمبود منابع مالی روبرو خواهد شد.

همچنین بعد از اخذ مجوز اقامت، این دولت ترکیه است که تعیین می کند فرد مورد نظر در کدام شهر ترکیه اقامت داشته باشد و برای رفتن به شهر دیگر، حتما باید از پلیس این کشور مجوزهای لازم اخذ شود؛ البته ممکن است دولت ترکیه به دلایل مختلف از جمله مبارزه با تروریسم هیچگاه با این درخواست موافقت نکند و در واقع فرد حتی پس از اخذ مجوز اقامت نیز حس زندانی بودن را در شهر محل اقامت خود خواهد داشت.

نکته دردناک تر اینکه افرادی که مجوز اقامت کمیسریای سازمان ملل را دریافت می کنند، باید در هفته از یک تا سه بار خود را به مقر پلیس محل اقامت خود معرفی کنند و اگر این اقدام در طول یک هفته انجام نشود، پلیس می تواند ضمن دستگیری فرد، وی را به کشور مبدا عودت دهد.

پردیس افکاری و همسرش ظاهرا بعد از مدت ها موفق به اخذ اقامت در ترکیه از کانال سازمان ملل شده اند، اما شرایط سخت و طاقت فرسای کار در شبکه جم و همچنین شرایط اقامت شدیدا باعث آزار آنها شده است؛ وضعیتی که بسیاری از بازیگران پیوسته به شبکه جم، در آشکار و نهان به آن گرفتار شده و حتی علنا درباره اش صحبت کرده اند.

حال باید دید آیا این بازیگر زن و دیگر چهره هایی که با وعده های مدیرعامل کشته شده جم تی وی به این شبکه پیوسته اند، برای آینده خود چه تصمیمی خواهند گرفت؛ آیا راه بازگشت به وطن و هزینه قبول کرده و یا شرایط تلخ حضور ماندن در غربت را تحمل خواهند کرد؟

درخواست پناهندگی پردیس افکاری و همسرش از سازمان ملل
درخواست پناهندگی پردیس افکاری و همسرش از سازمان ملل

اوراق پناهندگی پردیس افکاری و همسرش از سازمان ملل

اوراق پناهندگی پردیس افکاری و همسرش از سازمان ملل

 




ادعاهای بازیگر غول‌پیکر سینما و تلویزیون⇐ بخاطر حضور در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن بایکوت شدم!!!/از بالیوود پیشنهاد داشتم اما رد کردم!

سینماروزان: احمد ایراندوست بازیگری که بیش از همه به واسطه فیزیک متفاوتش نزد مخاطبان شناخته شده است در گفتگویی با «فرهنگ نیوز» در کنار صحبت درباره تازه ترین فعالیتهایش ادعایی را مطرح کرده درباره بایکوت از سوی کارگردانان تلویزیون و سینما بخاطر شرکت در راه پیمایی 22 بهمن.

به گزارش سینماروزان احمد ایراندوست درباره تازه ترین فعالیتهای بازیگریش گفت: بازی در فیلم «سازش» با نام قبلی «پا تو کفشم نکن» را اخیرا پشت سر گذاشتم. این فیلم درونمایه ای طنازانه دارد و اولین تجربه کارگردانی حسین فرحبخش در حیطه سینمای کمدی است. فرحبخش پیش از این فیلمهایی با درونمایه سیاسی مثل «زندگی خصوصی» یا اجتماعی مانند «مستانه» را انجام داده بود اما «سازش» فیلمی است کاملا کمدی.

ایراندوست درباره فضای حاکم بر «سازش» اظهار داشت: فیلم در کنار رگه های طنز، مایه های فانتزی هم دارد و سعی شده کنتراستی ایجاد شود میان آنچه در واقعیت می بینیم با آنچه در رویاهایمان با آن روبرو هستیم. تیم بازیگران کار و از جمله علی صادقی، سیروس گرجستانی، سحر قریشی و بهنوش بختیاری چهره هایی هستند که پیشتر آنها را در آثار کمدی دیده ایم و اینجا من نقش برادر سحر قریشی را ایفا می کنم؛ نقشی با مایه های کمدی موقعیت.

احمد ایراندوست با اشاره به نوعی از سینمای بدنه که «پویافیلم» شرکت متبوع فرحبخش را به آن میشناسند اظهار داشت: به هر حال پویافیلم موسسه ای متعلق به بخش خصوصی است و طبیعی است که به سمت سینمای تجاری و مورد پسند مخاطبان در گیشه ها برود؛ در چنین سینمایی برای آن که قدرت ریسک پایین بیاید باید برنامه ریزی دقیقی برای صرف بودجه داشت. آنچه من در همکاری با فرحبخش کارگردان دیدم تسلطش بر دکوپاژ دقیق و منطبق با فیلمنامه بود ضمن اینکه به لحاظ عمل به تعهدات مالی هم انصافا همه چیز به موقع انجام شد.

پیشنهادات سطحی را نمی پذیرم حتی اگر صدمیلیون بدهند
بازیگر آثاری نظیر «اخراجیها2» و «بیداری رویاها» با اشاره به پیشنهادات تلویزیونی گفت: پیشنهاد هست اما برخی از پیشنهادات آن قدر سطحی، مسخره و تحقیرآمیز است که ترجیح میدهم حتی اگر صدها میلیون بدهند ایفای نقش نکنم. همه جای دنیا بازیگرانی دچار فیزیک آماده و قدبلند بهترین گزینه ها برای ایفای نقشهای اکشن هستند اما در اینجا چون دور ژانر اکشن را خط کشیده ایم همه می خواهند به ابلهانه ترین شکل ممکن این بلندی قد را عاملی کنند برای خنده گرفتن که اصلا منطقی نیست.

وی ادامه داد: مسأله ای که اخیرا هم برایم پیش آمده بود این است که برخی از کارگردانان چون در راه پیمایی 22 بهمن شرکت کردم مرا بایکوت کردند! برایم عجیب است وقتی به خاطر ملیتم در راه پیمایی 22 بهمن شرکت کردم از یک طرف رسانه های معاند مانند بی.بی.سی و رادیوفردا به تمسخر پرداختند و از آن سو برخی از کارگردانان تلویزیون صراحتا حتی با وجود داشتن قرارداد، مرا از ترکیبشان حذف کردند! این مسأله را به مدیران حراست سازمان صداوسیما هم گوشزد کردم و دیگر نمی دانم پیگیر ماجرا شدند یا نه.

گعده گرایی عامل افت کیفی محصولات تلویزیونی است
احمد ایراندوست با ذکر «گعده گرایی» به عنوان عاملی دیگر بر کم کاری برخی بازیگران گفت: کلا در سینما و تلویزیون یک سری گعده یا باند وجود دارد که هموار با هم هستند و از پشت صحنه تا جلوی دوربین را پر میکنند شاید برای همین است که ناگهان می بینی در شش ماه یک بازیگر 5 فیلم بازی میکند و یکی دیگر دو سال است بیکار است. شاید یک دلیل افت کیفی محصولات بخصوص در تلویزیون هم همین گعده گرایی است. فقط یاد گرفتیم ظاهر را درست کنیم و مدام در شعار از اهمیت توجه به تخصص بگوییم اما در باطن نه.

بازیگر مجموعه هایی همچون «مختارنامه» و «شبهای برره» با اشاره به رقابت شدیدی که در این سالها میان رسانه ملی و مدیومهایی دیگر مانند شبکه خانگی و البته ماهواره پیش آمده گفت: به نظرم هنوز هم اگر کار را به کاردان بسپرند و از کارگردانان و تهیه کنندگان امتحان پس داده استفاده کنند شک نداشته باشید که مخاطب باز هم سراغ تلویزیون خودمان می آید. ما زمانی «خنده بازار» را با حداقل هزینه روی آنتن داشتیم که به اندازه خود مخاطب هم داشت اما دیگر چنین برنامه های کم هزینه ای هم تولید نمی شود و به جایش شبکه های مختلف پر شده اند از برنامه های گفتگومحور!

آنها که به سراغ شبکه های ماهواره ای میروند بعد از مدتی سرخورده میشوند
ایراندوست با اشاره به مهاجرت برخی بازیگران به شبکه های ماهواره ای اظهار داشت: آن طرف هم خبری نیست. می روند و بعد از چند ماه سرخورده می شوند چون به هر حال هنر باید در وطن به اوج برسد.

وی ادامه داد: خودم از بالیوود چندین بار پیشنهاد داشتم آن هم به واسطه «آکشی کومار» که جزو دوستان نزدیکم است و البته پول خوبی هم می دادند اما نرفتم چون دوست دارم در کشورم دیده شوم.