در تازه‌ترین گفتگوی محمد اصفهانی بیان شد⇐از ماجرای خوانندگانی که پول می‌دهند تا تیتراژ بخوانند تا تعریف و تمجید از علیرضا افتخاری و همکاری تازه با بهروز صفاریان

سینماروزان: محمد اصفهانی بعد از سالها دوری از عرصه موسیقی پاپ چندیست که بار دیگر با همراهی ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان اجرای زنده را تجربه میکند؛ اجراهایی که به دلیل سالها دوری از صحنه دچار مشکلاتی هم بوده است.

اصفهانی در تازه ترین گفتگوی تفصیلی خود که با «شرق» انجام شده است هم درباره این مشکلات صحبت کرده است و هم درباره ماجرای خوانندگانی که پول میدهند تا تیتراژ بخوانند و هم درباره آلبوم جدیدش که با همکاری بهروز صفاریان ضبط خواهد شد.

بخشهای خواندنی گفتگوی اصفهانی را بخوانید:

آلبوم جدیدتان چه ویژگی‌هایی دارد؟
مثل آلبوم‌های قبلی همچون برکت در سبک پاپ است و نتیجه همکاری با دوستانی است که با هم کار می‌کردیم؛ آقای بهروز صفاریان، آقای کهن‌دیری و دیگران. ترانه‌ها هم از روزبه بمانی، هوشنگ ابتهاج و دوستان دیگر است.
بخشی از فعالیت شما به خواندن تیتراژ برمی‌گردد که در این زمینه هم کم‌کار شده‌اید.
همیشه وقتی پیشنهاد کار دارم، داستان یک سریال و شعر و آهنگ تیتراژ را بررسی می‌کنم. الان زمانه عوض شده. دغدغه‌ها و وسواس‌ها را برنمی‌تابند چون تقاضا زیاد شده. تهیه‌کننده به‌جای اینکه دغدغه‌ها و وسواس‌های من را بپذیرد و دستمزدم را بدهد تا کار را اجرا کنم، از میان پیشنهادهای انبوهی که از سوی خوانندگانی به او رسیده که حاضر هستند برای شناخته‌شدن حتی پول هم بدهند، یکی را انتخاب می‌کند. البته بعضی‌هایشان هم واقعا خوب هستند و همین برایشان می‌شود یک آغاز جدید و خوب؛ آن زمان این ارتباط‌ها باب نبود؛ خواننده‌ای که برای شناخته‌شدن دستمزد نمی‌گیرد هم کار درستی می‌کند، چون ممکن است صدای خوبی داشته باشد، با همین تیتراژ روی آنتن برود و بعد خواننده بسیار موفقی شود؛ یعنی ارتباطات و راه‌های انتخاب تغییر کرده. طبیعی است که در این شرایط آنها کار خودشان را می‌کنند، من هم کار خودم را…؛ اما دلیل نمی‌شود که خودم را به رنگ و لعاب دیگری دربیاورم. چون خوشبختانه احتیاجی به چنین کاری ندارم. همان اصول سال ٨٠ را همین الان هم دارم که باید ارکستراسیون، ترانه و فیلم‌نامه نظرم را جلب کند و مطمئن شوم که در همراهی با این مجموعه خوشحال هستم. می‌دانم که اگر با حال خوش بخوانم، احتمال اینکه مردم هم خوش‌شان بیاید بیشتر می‌شود.
چقدر خوب است که آدم به جایگاهی برسد که این چیزها خیالش را از آسودگی خارج نکند. در این سطح کار و در این نسل یکی، دو نفر بیشتر با این ویژگی‌ها وجود ندارند و این بی‌شک روی گزیده‌کاری هم تأثیر می‌گذارد. با این روحیه و قدم‌های بسیار حساب‌شده، چطور شد که تصمیم گرفتید با ارکستر نوپای ملی همکاری کنید؟
عامل اصلی‌اش وجود آقای شهبازیان است؛ همان‌طور که در نشست خبری هم گفتم، این نوع ارکسترها را معمولا استادانی مانند استاد فرهاد فخرالدینی و دیگران رهبری می‌کنند. من در برابر این استادان شاگرد هستم، بنابراین نمی‌توانم دغدغه‌هایم یا مسائلی را که دوست دارم لحاظ شود، مطرح کنم. نوعی حجب و حیا همیشه مانع این بوده که بتوانم با چنین ارکسترهایی که چنین رهبرهایی دارند همکاری کنم؛ اما با آقای شهبازیان این مسائل را نداشتم، چون آشنایی کاری‌مان جای دیگری شکل گرفته بود. از ابتدای کارم با ایشان شروع کردم و بسیار از ایشان آموختم. با طرز تفکر و سلیقه ایشان کاملا آشنا بودم و طبیعتا باب میلم بوده وگرنه نمی‌شد بهره‌ای که از ایشان بردم استمرار داشته باشد؛ بنابراین وقتی پیشنهاد این کار را دادند با خیال راحت آن را پذیرفتم و همکاری‌مان را شروع کردیم.
خودتان بهتر می‌دانید که مردم ما به خوانندگان موسیقی پاپ و ملی اقبال زیادی نشان می‌دهند، به همین نسبت نوک پیکان بسیاری از حمله‌ها به سوی آنهاست. همان‌طور که در اجرای قبلی همین ارکستر انتقادهای زیادی متوجه علیرضا افتخاری شد و همین‌طور مشکلاتی در ارکستر وجود داشت که آقای شهبازیان هم آنها را کتمان نمی‌کنند. با وجود این چه شد که باز هم در این راه پا گذاشتید؟
نمی‌شود کارهای خوب و بزرگ را به‌دلیل سختی‌هایی که دارند زیر سؤال ببریم و بگوییم انجامشان نمی‌دهیم. وقتی روی صحنه می‌روید، چه با یک ارکستر پاپ
شش، هفت نفره و چه با ارکستر ٦٠نفره، ریسک‌هایی را قبول می‌کنید. من هم یک انسان هستم و ممکن است جایی شعر یادم برود یا جایی که باید شروع کنم، نکنم؛ آقای افتخاری هم همین‌طور؛ هیچ‌کدام کامپیوتر نیستیم. نباید روی این چیزها خیلی حساس بود. اگر کلیت کار با‌کیفیت و حساب‌شده و فکرشده و خوب ارائه شد، از خطاهای انسانی که ناشی از طبیعت ماست می‌توان چشم‌پوشی کرد. خدا خطا را بر ما موجه کرده و می‌بخشد؛ بنابراین نباید زیاد روی این چیزها به‌اصطلاح کلید کرد. آقای افتخاری چندین سال بود که از صحنه دور بودند، بعد از چندین سال، طبیعی است که با وجود اینکه خواننده بسیار توانایی هستند، مانند هر خواننده‌ای تا بیایند و با صحنه اخت و هماهنگ شوند، زمان می‌برد؛ اما خواننده چون بیشترین افتخارات را کسب می‌کند، باید پذیرای بیشترین انتقادات هم باشد. چون نظام این جهان این‌گونه است که بهای هر چیزی را باید پرداخت کرد. خواننده مثل کسی که در تیم فوتبال گل می‌زند، همیشه زیر ذره‌بین است؛ اما وقتی که گل می‌زند، بیشترین افتخار هم نصیب او می‌شود، همان‌طور که وقتی یک موسیقی خوب است، همه خواننده را تشویق می‌کنند، وقتی هم کار خراب می‌شود خواننده باید مسئولیتش را بپذیرد.




توضیحات بهروز صفاریان درباره احتمال برگزاری اولین کنسرت زنده محسن چاووشی

سینماژورنال: بهروز صفاریان آهنگساز و تنظیم کننده کاربلد وطنی در تولید آلبوم “امیر بی گزند” محسن چاووشی به عنوان یکی از هسته های اصلی آهنگسازی و تنظیم کنار چاووشی بود و البته که حاصل کارش هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.

به گزارش سینماژورنال انتشار کلیپی خانگی از اجرای زنده محسن چاووشی در کانال شخصی این خواننده(اینجا را بخوانید) سبب ساز شکل گیری شایعاتی درباره برگزاری کنسرت قریب الوقوع این خواننده شد.

صفاریان که خود سابقه خوانندگی هم دارد و بناست در ماههای پیش رو خوانندگی را جدی تر از قبل دنبال کند در پاسخ به اینکه آیا انتشار فیلم کوتاه اجرای زنده چاووشی در صفحات مجازی مقدمه ای برای اجرای کنسرت زنده است به “مهر” گفت: به اعتقاد من نمی شود از این اقدام این گونه برداشت کرد که وی قصد برگزاری کنسرت دارد. به نظرم این کار محسن برای رفع تهمت هایی است که طی این چند ساله به وی زده شد.

وی ادامه داد: عده ای می گفتند صدای او با بهره گیری از ابزار و ادوات الکترونیک به مخاطبان ارائه می شود و این موضوع باعث شده تا این خواننده به برخی از منتقدان نشان دهد که قطعا توانایی خواندن زنده را دارد.




چاووشی همه چیز را گفت⇐از اذان موذن‌زاده تا زمان برگزاری کنسرت، از حالی که مولانا در او ایجاد کرد تا ترانه‌سرایانی که پشت نام خود پنهان شده‌اند و…

سینماژورنال: محسن چاووشی سال قبل را با فراگیری قطعاتی گذراند که برای “شهرزاد” خوانده بود و امسال و همزمان با ماه مبارک رمضان هم با “امیر بی گزند” مخاطبانش را سورپرایز کرد.

به گزارش سینماژورنال هنوز مدت کوتاهی از انتشار این آلبوم نگذشته بود که برخی از قطعات آن و به خصوص قطعه “امیر بی گزند” در فهرست پرمخاطب ترین قطعات این سالها قرار گرفت.

چاووشی در اولین گفتگویی که بعد از انتشار این آلبوم با “شرق” انجام داده پاسخگوی سوالات مختلفی درباره این آلبوم و برخی از مباحث تکراری‌تر مثلا چرایی عدم برگزاری کنسرت بوده است.

چاووشی در این گفتگو به صراحت به نقد برخی از ترانه‌سرایان ایرانی پرداخته که فقط نامشان هست که قیمتشان را بالا برده، او همچنین از قرار دادن اذان موذن زاده در افتتاحیه آلبومش سخن گفته است و به تحسین جوانانی پرداخته که در این آلبوم کنارش بوده اند.

سینماژورنال متن کامل گفتگوی چاووشی را به نقل از “شرق” ارائه می دهد:

معمولا برای هنرمندانی که با یک اثر گل کرده‌اند، انتشار اثری دیگر بلافاصله بعد از آن، ریسک بالایی دارد، آلبوم تازه‌ای از شما منتشر شده و می‌خواهم به‌عنوان اولین سؤال حس درونی شما را درباره آن بدانم، آیا این ریسک شامل حال شما هم بود؟ نگران نبودید از اینکه نتوانید به رکورد «کجایی» برسید؟
در وهله اول در پاسخ به سؤال شما باید بگویم که هویت و ذات این دو اثر با هم تفاوت بسیاری دارد. به هر صورت آثاری که برای سریال «شهرزاد» تولید شد، براساس اصول، قواعد و منطقی که بر سریال حاکم بود، ساخته و در قالب سریال یا به‌عنوان کلیپ آن منتشر شد و در واقع به شکلی سفارشی بود که البته من شکل و شیوه این سفارش را که از قالب فیلم بیرون می‌آمد، دوست داشتم و این را قبلا هم گفته‌ام؛ اما درباره ریسکی که می‌گویید؛ فکر می‌کنم برای هرکس می‌تواند این ریسک وجود داشته باشد؛ اما آمار بالا و رکوردهایی که ترانه‌های شهرزاد زدند، هیچ‌وقت برای من نگران‌کننده نبود؛ چون با این اتفاقات آشنا هستم و بدون اینکه درگیر و به گفته شما نگران شوم، سعی می‌کنم که روی کارهای بعدی‌ام تمرکز کنم. «شهرزاد» راوی شهرزاد بود و «امیر بی‌گزند» راوی محسن چاوشی.
  در آلبوم تازه، ما با شما نه فقط در مقام یک خواننده، بلکه در مقام یک آهنگ‌ساز هم مواجهیم و اتفاقا آهنگ‌هایی که ساخته‌اید، تم‌های تازه‌ای در خود دارد، یک جور رنگ‌آمیزی شرقی در بعضی از آهنگ‌ها به گوش می‌رسد که کمتر در موزیک ایرانی جایی برای خود داشته. این تجربه از کجا آماده است؟ محسن چاوشی چطور به این ترکیب رسیده؟
اولا خوشحالم که شما این درک و دریافت را از این تم‌ها داشته‌اید و این فضا را حس کرده‌اید. در این آلبوم سعی شد از تم‌های مختلفی استفاده شود، از شرق تا غرب، از گوشه‌های مختلف و نواهای بومی و فولک ایران تا کشورهای دیگر. شاید یک بخش‌ آن به این دلیل باشد که خود من اصولا موزیک‌های روز دنیا را زیاد گوش می‌کنم و علاوه بر گوش‌دادن، سطح کیفیت و ارزش هنری آنها هم برایم مهم است. آنها هم مولانا می‌خوانند و اگر صدای خواننده را در نظر نگیریم، باید به این نکته توجه کنیم که در تنظیم‌ها و آهنگ‌سازی‌هایشان چه می‌کنند و از چه کیفیت و دانشی بهره می‌برند. اتفاقا من فکر می‌کنم خیلی از موزیک‌هایی که در ایران تولید می‌شوند صدای بهتری از موزیک‌هایی که در اروپا و آمریکا تولید می‌شوند دارند، یا حداقل دست‌کمی از آنها ندارند. از روز اول که برای این آلبوم روی شعرهای مولانا کار می‌کردم، دلم می‌خواست مرزها حداقل در اجرای شعر مولانا برداشته شود؛ همان‌طور که خود مولانا مرزی ندارد و تمام جهان شیفته او هستند. موسیقی، زبان مشترک همه دنیاست و اگر شما اشراف داشته باشید، حتما می‌توانید جایی برای خودتان در این زبان مشترک پیدا کنید؛ حال هرکس به اندازه و نوعی و براساس قدر و تجربه‌اش.
  آلبوم تازه کمی هم با تأخیر بیرون آمد، علت آن چه بود؟ پای مسائل فنی در میان بود یا چیزی دیگر؟
بیشتر فنی بود. خوشبختانه با تیمی کار کردم که به اندازه یا حتی بیشتر از من در این کار از خود وسواس نشان دادند و سعی کردیم نهایی‌ترین شکل ممکن را به مردم عرضه کنیم. واقعا اگر قرار باشد شما آلبومی را سرهم‌بندی کنید و بیرون بدهید، دو هفته بیشتر وقت نمی‌برد؛ اما اگر قرار باشد ریزبه‌ریز و نُت‌به‌نُت از صبح تا شب درگیر آهنگ‌ها باشید، این تأخیرها طبیعی به نظر می‌رسد. «امیر بی‌گزند» برای من آلبومی ویژه بود. تک‌تک شعرهایی را که در آن آمده ‌هزاران بار با خودم و در خلوت با موزیک و بی‌موزیک، خواندم و با آنها زندگی کرده‌ام. مولانا ویژه است. جای دیگری ایستاده است. خودش را بر من تحمیل می‌کرد. بگذریم… به‌هرصورت من از همه مردمی که تحمل و صبوری کردند، تشکر می‌کنم و امیدوارم بدانند همه این تأخیرها و دیرشدن‌ها در وهله اول به خاطر احترام به آنها و شعور و گوش و هوششان است.
  در انتخاب اشعار هم گویی سخت‌گیرتر شده‌اید؛ حالا دیگر ترانه‌سرای ثابت ندارید و گاه حتی به سراغ اشعار کلاسیک شاعران کهن ایران هم می‌روید، این انتخاب از یک نگاه جهانی برمی‌آید یا صرفا کاری بومی و برای فاصله‌گرفتن از جنجال دنیای ترانه‌سراهاست؟
متأسفانه خیلی وقت‌ها این اسم‌ها هستند که حرف می‌زنند و ادعا دارند، نه رسم‌ها. اما برای من اصلا مهم نیست که اسم چه کسی پای شعر یا ترانه است. همان‌طور که در جواب سؤال قبلی‌تان گفتم، شخصا دنبال شعری می‌روم که خودش را بر من تحمیل کند و استخوانش استخوان‌هایم را خرد کند. حالا چه فرقی می‌کند که شاعر آن چه کسی است؟ متأسفانه چیزی که من خیلی وقت‌ها می‌بینم این است که آدم‌ها پشت اثرشان ایستاده‌اند و خیلی از شعرها بدون حضور شاعرشان آن‌چنان چنگی به دل نمی‌زنند.
  به صورت خصوصی این سؤال هم پیش می‌آید که چه شده دیگر خبری از ترانه‌سراهای پیشین‌تان نیست؟ آن رفاقت‌ها هنوز بر سر جای خود هستند؟
بله. هیچ مشکلی وجود ندارد و همچنان با هم دوست و در ارتباط هستیم.
  بازدید ١٨‌میلیونی از آهنگ«کجایی» یک پیام پنهان هم برای منِ مخاطب شما داشت؛ اینکه گاهی اوقات برای ارتباط نزدیک‌تر یک خواننده با مخاطبانش نیاز به یک عنصر واسطه هست، مثلا سریال «شهرزاد» برای شما عنصر واسطه‌ای شد تا قطعه‌هایی مانند «کجایی»، مخاطب گسترده‌ای پیدا کند. اگر با این ایده موافقید، فکر می‌کنید تابه‌حال چه عنصرهای واسطه دیگری می‌توانستید برای ارتباط‌گرفتن بیشتر با مخاطب تجربه کنید که از آنها غافل بوده‌اید؟
من فکر می‌کنم هیچ واسطه‌ای وجود ندارد و اثر مهم‌ترین واسطه بین این دو است. فقط‌وفقط مسئله فنی مهم است و اینکه شما و مخاطبتان سعی کنید در کنار هم رشد کنید و نه اینکه درجا بزنید. خیلی فروتنانه می‌گویم من اهل درجازدن نیستم. برای من بیشترین لذت در تجربه‌کردن است؛ مدام تجربه‌کردن. حتی اگر آن تجربه خوب نباشد و بعدا از آن کاملا ناراضی باشم، باز هم تجربه‌ای بوده که در زمان خودش فکر کردم باید انجامش دهم اگر این کار را نکنم، می‌پوسم و مرداب می‌شوم.

محسن چاووشی امیر بی گزند
محسن چاووشی/امیر بی گزند


  در لحن و انتخاب ترانه‌های شما، غمی وجود دارد که برای بسیاری از مخاطب‌هایتان به نوستالژی عشق‌های ازدست‌رفته، تعبیر می‌شود، اما بیشتر به نظر می‌رسد این غم، غمِ ازدست‌رفتن چیزی در تاریخ و حتی جغرافیای سیاست است. وقتی از شیر می‌گویید، وقتی از امیر می‌خوانید، اینها آیا معنای دیگری هم دارند؟ آیا انتخاب شعری از مولانا بهانه‌ای نیست برای آنکه نگاه خود را به دنیای امروز به صورت پنهان بیان کنید؟
خودتان خوب جواب خودتان را دادید. غم ازدست‌رفتن چیزی… معنی‌اش را شما بنویسید.
  احتمالا‌ هزار بار به این سؤال جواب داده‌اید یا لااقل از شما پرسیده شده است، اما به نظرم بعد از ماجرای شهرزاد و انتشار این آلبوم، وقتش رسیده باشد که به طور جدی و کامل به این سؤال پاسخ دهید که چرا ارتباط با مخاطب خود را به صورت زنده نمی‌پسندید؛ آن هم در بازاری که خوانندگان، عموما از کنسرت درآمد بسیار خوبی دارند؟
الان حال خوبی دارم. تمام روزوشب وقت دارم کار کنم و در خلوتم چیزی خلق کنم. یک روز که وقت کنسرت‌دادن برسد، حتما این کار را خواهم کرد. اما فعلا برای آن عجله‌ای ندارم.
  یکی از ترانه‌هایی که در آلبوم وجود دارد و اتفاقا سر آلبومی است و خیلی هم این روزها مورد توجه قرار گرفته، همان «امیر بی‌گزند» است. آواها از اذان مؤذن‌زاده شروع می‌شود و به آواهای دیگری که ایرانی نیستند و بیشتر شبیه دعا هستند، ختم می‌شوند. می‌خواستم با این مقدمه درباره تنظیم‌هایی که در این آلبوم داشتید، بپرسم. در تنظیم‌هایتان به چه چیزی بیشتر توجه داشتید؟
تنظیم چیزی نیست که بشود درباره‌اش خیلی فنی حرف زد و گفت مثلا شامل این چیزهاست. حداقل برای من این‌طور است و خیلی وقت‌ها نمی‌شود برای همه‌چیز متر و معیار و خط و شکل ریاضی در نظر گرفت. شما با این کار فقط به کیفیت اثر می‌توانید کمک کنید اما حال‌وهوای هر اثری چیزی است و رای اینها. من نمی‌توانم خیلی از جزئیات این مسائل حرف بزنم. یک حالی است به آدم دست می‌دهد و شما در تعریف آن حال و چگونه‌رسیدن به آن حال، زبان و کلمات قاصری دارید. حال من با مولانا مخصوصا این‌طوری بود. در بخش ترانه‌ها روایتی وجود دارد و آن روایت خیلی وقت‌ها به شما می‌گوید چه کنید و چه نکنید. به‌ویژه اینکه متن ترانه‌ها با بخشی از زندگی مادی ما در ارتباط است و می‌شود گفت تجربه مشترک آدم‌هاست که به شعر تبدیل شده. اما درباره شعرهای مولانا علی‌الخصوص فقط روح و جان محض است. در ذهن من در قطعه «امیر بی‌گزند»، همه دارند عبادت می‌کنند. هیچ قضاوتی درباره هیچ آدمی وجود ندارد. همه اجزا در حال پرستش و سجده هستند؛ چه آن صدای مؤذن‌زاده و چه صدای آن دیگری. هیچ قضاوتی وجود ندارد. همه به یک جا وصل شده‌اند و با اجزای طبیعت یکی شده‌اند. همه مورد لطف و عنایت هستند. آدم‌ها در این قطعه، امنیت و آرامش دارند. حالشان خوب است. من خوشحالم به گفته شما، این حال خوب به دیگرانی که آلبوم را شنیده‌اند، رسیده است. همان‌طور که گفتم، خیلی وقت‌ها مهندسی‌کردن و خط‌کشیدن واقعا جواب نمی‌دهد و فقط باید دل بدهی و دل بگذاری. این قطعه را اولین قطعه از آلبوم گذاشتم تا بی‌معطلی همه را شریک این آرامشی که به من می‌داد، کنم.
  در تنظیم قطعات آلبوم نام بهروز صفاریان که چهره شناخته‌شده‌ای در عرصه موسیقی است دیده می‌شود تا فرشاد حسامی و جوانی به نام عادل روحنواز که نوازنده گیتارالکتریک این آلبوم هم بوده است. به نظر می‌رسد در این مسئله هم روی معرفی چهره‌های جوان و تازه‌نفس خیلی تأکید دارید… .
من واقعا از همه دوستانی که در این آلبوم دلسوزانه و درنهایت صمیمیت با من همکاری داشتند، تشکر می‌کنم. واقعا تک‌تکشان از هیچ کمکی برای این آلبوم فروگذار نکردند، به‌ویژه بهروز، فرشاد و عادل. بهروز صفاریان همیشه دلسوزانه نظرش را درباره تک‌تک قطعه‌ها به من ارائه می‌داد و با هم همفکری‌های زیادی داشتیم تا به شکل نهایی که مدنظرمان بود، برسیم. بهروز با همه دغدغه‌ها و مشغله‌هایش از کم‌تحملی من خبر داشت و دارد و همیشه در اسرع وقت کارها را پیش می‌برد و اگر مشکلی پیش می‌آمد به‌سرعت آن را حل می‌کرد و کارهای دیگرش را کنار می‌گذاشت. فرشاد حسامی در بخش میکس و مستر واقعا با خلوص نیت تجربه‌هایش را در اختیار من گذاشت و بارها و بارها کارها را باهم مرور می‌کردیم و درباره آن حرف می‌زدیم تا به نتیجه نهایی برسیم. فرشاد حسامی بی‌نهایت انسان قابل احترام و اعتمادی است. عادل هم واقعا برای خودش نابغه‌ای است و حقش است خیلی بیشتر از این معرفی و استعدادش شناسایی شود. رابطه من و عادل، رابطه‌ای دوستانه و صمیمی است از بس که این پسر ماه است و البته خیلی هم خوش‌تیپ. فکر می‌کنم عادل روحنواز در ایران بهترین است. این فقط نظر و حرف من نیست جوایز جهانی‌ای که او در نوازندگی گیتارالکتریک به دست آورد، این را می‌گوید. من از وجود این دوستان در کنار خودم واقعا خوشحالم و دستشان را به‌گرمی می‌فشارم.

 




چرا خلعتبری و قربانی از محسن چاووشی جاماندند؟/ سرمایه‌گزار “شهرزاد” توضيح مي‌دهد

سینماژورنال: بسیاری از آنها که کارهای حسن فتحی را پی گرفته اند حتما یادشان هست که وی یک دهه و نیم پیش از این سریالی به نام “شب دهم” را ساخته بود که یکی از عناصر  موفقیت آن سریال موسیقی آن بود.

به گزارش سینماژورنال موسیقی عاشقانه‌اي كه از چشم هاي سياه معشوق مي گفت براي پانزده سال پيش تلويزيرن آن هم در ايام عزاداری ماه محرم آن قدر براي مخاطب آن سالها شگفتي‌ساز بود كه اصل خود سريال كه براي اولين بار پاي كلاه مخملي هاي محبوب دهه چهل و پنچاه سينماي ايران را پس از انقلاب به صداوسيماي بسته  آن سالها باز مي كرد و از عشق هاي پاك و جوانمردانه ي آنها مي گفت.

همين ها كافي بود صداي كمتر شناخته شده  پرسوزو گدازي كه بر خلاف ادبيات و عرف رسمي سيما اعلام مي كرد كفر و ايمان چه به هم نزديك است در يادها كم وبيش بماند و سبب شهرت بيشتر  سازنده و خواننده اش شود.

چاووشی باعث شد خلعتبری به حاشیه برود

15 سال بعد از آن موفقیت وقتی حسن فتحی تصمیم گرفت “شهرزاد” را بسازد باز هم کار ساخت موسیقی و آواز تیتراژ را به خلعتبری-قربانی سپرد كه همه این سالها هم با آنها همکاری داشت. موسیقی و آواز قسمتهای ابتدایی “شهرزاد” هم توسط همین دو نفر تولید شد.

اما از قسمت پنجم به بعد و با ورود محسن چاووشی و همکارش بهروز صفاریان به سریال و پخش اولین قطعه ای که او برای “شهرزاد” ساخته بود به ناگاه صدای قربانی و نوای خلعتبری به حاشیه رانده شد.

خلعتبری-قربانی هم از سریال حذف شدند هم از آلبوم

این به حاشیه رفتن با پخش قطعات بعدی چاووشی یعنی “کجایی” و “افسار” برای “شهرزاد” پررنگ شد و استقبال مخاطب از عاشقانه های پرسوز و گدازی که چاووشی برای این کار خواند آن قدر زیاد بود که اول نغمه جدايي و به اصطلاح قهر آهنگساز قبلی شنيده شد و سپس محمدهادی رضوی سرمایه گذار “شهرزاد” از این گفت که در آلبوم موسیقی “شهرزاد” هم خبری از آثار خلعتبری و قربانی نخواهد بود!!

رضوی در چرایی این مسأله به “مهر” گفت: ما در بخش خصوصی فعالیت می کنیم و برای پول ارزش قائلیم اگر ببینیم پنج قسمت پخش شده آنطور که باید مردم را راضی نمی کند با همفکری شورای تصمیم گیری راه دیگری را امتحان می کنیم مثل همان اتفاقی که  دربخش موسيقي رخ داد.

این سرمایه گزار  كه داماد معاون اجرايي رييس جمهور هم مي باشد،افزود: حضور محسن چاووشی فضای کار را تأثیرگذارتر کرد و بالطبع در فروش هم تاثیر بسزایی داشت. با اینکه برخی شایعاتی مبنی بر دلخوری و جدا شدن این دو هنرمند مطرح شده اما به هیچ وجه این موضوع صحت ندارد.

وی ادامه داد: تغییرات در همه جای دنیا اتفاق می افتد و کاملا به خاطر احترام به سلیقه مخاطب این جریان به سمت دیگری پیش رفت.

وی همکاری با خلعتبری و قربانی را باعث افتخار کل مجموعه دانست و گفت: خوشحالیم که نام ای دو هنرمند در کارنامه «شهرزاد» هست. پیش تر هم بابت این اتفاق عذرخواهی کردیم ولی هنرمندان بهتر از هر کسی می دانند اولویت کارهای فرهنگی مردم هستند. ارتباط «شهرزاد» با چاووشی با مردم صمیمی تر شد.

آینه عبرتی برای موزیسنهای سنت گرا

به گزارش سینماژورنال جدایی خلعتبری-قربانی که زمانی با “شب دهم” اثرشان مورد توجه قرار گرفته بود این فرضیه را بیش از پیش تأیید می کند که اگر هنرمندان نتوانند اقتضائات روز را شناخته و به‌روز حرکت کنند این مخاطبان خواهند بود که آنها را کنار خواهند زد.

علیرضا قربانی زمانی توانست مورد توجه قرار گیرد که همگان به دنبال شنیدن صدای چهره هایی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و تا حدودی علیرضا افتخاری بودند.

وی و خلعتبری با تکیه بر قدری نوآوري در ارائه ي اثر و  صدالبته در انتخاب کلامي كه تا آن زمان عليرغم معاصر بودن، تكراري نبود، هم به “شب دهم” کمک کردند و هم راهی تازه را پیش روی گذشتگان قرار دادند اما افسوس که این نوآوری در طی سالهای بعد به نوعی تکرار رسید تا این بار محسن چاووشی باشد که از راه رسیده و آنها را از گردونه خارج کند…

سالهاست که اهالی موسیقی پاپ ایران از سوی بزرگان موسیقی سنتی با نگاهی از بالا نگریسته شده اند بی توجه به این نکته مهم که این درک اقتضائات زمان از سوی هنرمند است که او را جاودانه می کند و نه تعلق داشتن به سني يا سنتی خاص.

امید که همین یک مصداق از رقابت دو گروه موزیسین یکی متعلق به استانداردهای سالهای قبل و دیگری به‌روز، آینه عبرتی باشد پیش روی موزیسینهای  قديمي‌تر که کمی هم از برج عاج خویش پایین آمده و به فکر تعامل با جوانان موسیقی  و موسيقي جوانانه تر  يا موسيقي كه همانند جوانان از طراوت و تازگي بيشتري برخوردار باشد ، بيفتند.




چاووشی “به رسم یادگار” خواند+موسیقی و فیلم

سینماژورنال: هفته گذشته اولین قطعه ای که محسن چاووشی با شعری از وحشی بافقی برای سریال “شهرزاد” خوانده بود انتشار یافت(اینجا را بخوانید).

به گزارش سینماژورنال حالا یازدهم مهرماه و در فاصله 9 روز مانده به عرضه نخستین قسمت سریال، دومین قطعه ای که او برای سریال “شهرزاد” خوانده، همزمان با آنونس رسمی سریال رونمایی شد.

آهنگسازی این قطعه را که «به رسم یادگار» نام دارد، محسن چاوشی برعهده داشته و تنظیم آن توسط بهروز صفاریان انجام شده است. ترانه اثر سروده حسین صفا است. ساخت آنونس نیز توسط مسعود رفیع زاده صورت گرفته است.

برای تماشای این آنونس اینجا را کلیک کنید.

برای شنیدن آهنگ “به رسم یادگار” چاووشی اینجا را کلیک کنید.

سریال “شهرزاد” به کارگردانی حسن فتحی از ۲۰ مهر ماه توسط شرکت تصویرگستر پاسارگاد، توزیع و پخش می شود.

علی نصیریان، ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، مصطفی زمانی، پریناز ایزدیار، مهدی سلطانی، محمود پاک نیت، هومن برق نورد، گلاره عباسی، غزل شاکری، سهیلا رضوی، فریبا متخصص با هنرمندی جمشید هاشم پور و ابوالفضل پورعرب به همراه بیش از ۲۰۰ هنرمند دیگر از نقش آفرینان این مجموعه هستند.