حمایت تهیه‌کننده “هامون” و “ناخدا خورشید” از مواضع اخیر رهبر انقلاب+ذکر خاطره‌ای از دیدار با امام(ره)

سینماروزان: هارون یشایایی تهیه‌کننده‌ای که تولید آثاری همچون “هامون”، “ناخدا خورشید”، “ای ایران” و “دیوار” را برعهده داشته در یادداشتی به حمایت از مواضع اخیر رهبر انقلاب پرداخت.

یشایایی که از جمله یهودیان ایران به شمار میرود از اینکه رهبر انقلاب حساب یهودیان از صهیونیست‌ها را جدا کرده قدردانی نموده و آن را موضع دائمی نظام در تمام چهل سال اخیر دانسته است.

متن یادداشت هارون یشایایی را بخوانید:

سخنان حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در حضور نمايندگان كشورهاي مسلمان به مناسبت هفته وحدت و ولادت پيامبر گرامي اسلام، با آنكه تأكيد بر مواضع جمهوري اسلامي ايران از نخستين روزهاي موجوديت آن بوده است، باوجود‌این در شرايطي كه باندهای امپرياليستي و نوچه‌هاي آنها در منطقه سعي مي‌كنند با نمايش معكوس عقايد و مواضع ملت و دولت ايران در مسائل و موارد مختلف و تخطئه امنيت آنها، چهره حق‌به‌جانب به خود بگيرند و در ثبات و اعتماد‌به‌نفس مردم سنگ‌اندازي كنند و به‌طور معمول هروقت در بيان نظر و تبليغات خود كم مي‌آورند، موضوع تبعيض عليه اقليت‌هاي ديني و مخصوصا يهوديان ايران و جهان را دستمايه هياهوي روزانه خود مي‌كنند، موضع‌گيري رهبر معظم انقلاب از اهميت بيشتري برخوردار است، ايشان در سخنراني مذكور فرمودند «از ابتداي انقلاب اسلامي تا امروز همچنان بر اين موضع باقي هستيم؛ يعني بدون ملاحظه و رودربايستي به فلسطيني‌ها كمك كرده و خواهيم كرد و اين كار را وظيفه دنياي اسلام مي‌دانيم. ما طرفدار فلسطین، استقلال و نجات آن هستیم. محو اسرائیل به معنی محو مردم یهودی نیست؛ چراکه با آنها هیچ کاری نداریم، همچنان که در کشور ما جمعی از یهودیان در کمال امنیت زندگی می‌کنند». در ادامه نیز فرمودند «مردم فلسطين چه مسلمان چه مسيحي و چه يهودي كه صاحبان اصلي آن سرزمين هستند، بايد بتوانند خودشان دولت خود را انتخاب كنند و بيگانه‌ها و اراذل‌واوباشی مانند نتانياهو را بيرون و كشورشان را اداره كنند كه البته اين اتفاق خواهد افتاد».

بنده به‌عنوان نويسنده اين مختصر كه يهودي هستم و در جريان انقلاب اسلامي و موجوديت جمهوري اسلامي ايران حضور و مشاركت داشته‌ام، لازم مي‌دانم حقايقي مربوط به رابطه ملت ايران و جمهوري اسلامي ايران و مديران آن با اقليت‌هاي ديني خصوصا يهوديان ايران را با خوانندگان عزيز در ميان بگذارم.‌فارغ از مواضع سياسي و بيان حوادث مربوط به آن گفتني است قبل از جنگ دوم جهاني تقريبا در تمام كشورهاي مسلمان از آسيا تا شمال آفريقا يهوديان زندگي مي‌كردند و از شرايط رعايت حقوق شهروندي و انجام فرایض مذهبي خود برخوردار بودند.

با پايان جنگ دوم و تشكيل اسرائيل، در تمام كشورهاي مذكور تحولات مهم سياسي و اجتماعي اتفاق افتاد و نظاميان مسلط بر اوضاع آن كشورها شدند. يكي، دو سال بعد از اين تحولات تمام يهوديان اين كشورها به آمريكا و بعضي به اسرائيل مهاجرت كردند و تمام نهادهاي مربوط به امور شرعي آنها تعطيل شد. گو اینکه گوشه‌و‌كنار اين كشورها بعضی يهوديان به‌صورت انفرادي زندگي مي‌كردند ولي زندگي اجتماعي آنها از ميان رفته بود و اينك نيز شرايط چنين است كه بيان كردم. در ايران، انقلاب اسلامي در سال 1357 در اوج تحولات پي‌در‌پي در منطقه به پيروزي رسيد و رهبر انقلاب، روحاني مسلمان شناخته‌شده‌‌اي بود. در آن روزهاي انقلاب بلندگوهاي خارجي كه در اختيار منابع صهيونيستي بودند، لحظه‌اي از ترساندن يهوديان ايران و واداركردن آنها به فرار از كشورشان دريغ نداشتند، با اين‌همه هرچند تعداد يهوديان ايران به لحاظ عددي كمتر شده ولي نهادهاي مذهبي آنها از گذشته استوارتر است و يهوديان در شهرهاي يهودي‌نشين تهران، شيراز، اصفهان، كرمانشاه، يزد، كرمان و رفسنجان انجمن‌هاي مخصوص به خود را دارند و در ارتباط دوستانه با ساير هم‌وطنان خود هستند. براي اهميت حضور يهوديان در ايران بعد از استقرار جمهوري اسلامي ايران ذكر خاطره‌اي بي‌مناسبت نيست.

در ارديبهشت‌ماه 1358 بروز يك واقعه يهوديان ايران را سخت نگران و دلواپس كرده بود. روحانيون و بزرگان جامعه يهودي ايران از طريق آيت‌الله امامی‌كاشاني تقاضاي ملاقات با حضرت امام (راحل) را کردند. ايشان در قم اقامت داشتند. آيت‌الله امامي‌كاشاني خبر دادند كه حضرت امام با ملاقات نمايندگان كليميان ايران موافقت کردند و روز بعد 24 ارديبهشت 1358 حضرت امام در منزل مسكوني خود در شهر قم ما را پذيرفتند. دو نفر روحاني يهودي، نماينده يهوديان كه بعدها به‌عنوان نماينده كليميان در مجلس خبرگان انتخاب شد و مهندس عزيزالله دانش، رئيس بيمارستان دكتر سپیر نماينده كليساهاي تهران و بنده در اين ملاقات حضور داشتیم. اصل اين ملاقات همان شب از سيماي جمهوري اسلامي پخش شد. در اهميت اين ملاقات فقط به قسمتي از آنچه امام راحل فرمودند، اكتفا مي‌كنم. اصل فرمايش امام: «يهوديان شهروندان ايراني هستند و با رعايت قوانين جمهوري اسلامي در ايران زندگي خواهند كرد. ما حساب جامعه يهود را از حساب صهيونيست‌ها جدا مي‌دانيم».




مرگ بهرام شفیع؛ گزارشگری که پسرخاله مرحوم احمد خمینی بود!!

سینماروزان: بهرام شفیع مجری و گزارشگری که با حضور بیش از سه دهه ای در قامت مجری “ورزش و مردم” از رکوردداران ثبات حضور در تلویزیون بود درگذشت.

به گزارش سینماروزان بهرام شفیع که زادهٔ ۱۳۳۵ بود بیش از یک دهه ریاست فدارسیون هاکی ایران را هم برعهده داشت.

بهرام شفیع خواهرزاده خدیجه ثقفی همسر امام خمینی(ره) و پسرخاله مرحوم احمد خمینی بود و از همان اوان پیروزی انقلاب اسلامی وارد صداوسیما شد و کوشید با تولید و اجرای برنامه های ورزشی جایگاه خود را در تلویزیون تثبیت کند.

او از اواسط دهه شصت و بعد از ممنوع التصویری مجید وارث و مهاجرتش به استرالیا اجرای “ورزش و مردم” را برعهده گرفت و تا لحظه مرگ این کار را ادامه داد.

هرچند شفیع در سالهای اخیر همچنان به حضور خود در رسانه ملی ادامه داد اما نه فقط با حضور گزارشگران جوان و مطلع جایگاه سابق خود در گزارشگری را از دست داده بود بلکه برنامه اش هم مخاطبان سالهای دور را نداشت.




یک سکانس سینمایی⇐نتیجه امام خمینی(ره) در آستانه نوروز از بهارهای بی‌گل نوشت

سینماروزان: احمد خمینی فرزند حسن خمینی و ندا بجنوردی، نوه سیداحمد و نتیجه امام خمینی(ره) است. احمد که بی‌شباهت به پدربزرگش سیداحمد هم نیست در سالهای اخیر مورد توجه رسانه‌هایی قرار گرفته که خواسته‌اند از دریچه ذهنی او درباره خانواده بنیانگزار انقلاب اسلامی بیشتر بدانند.

نتیجه امام خمینی(ره) به تازگی در یادداشتی نوروزی که در «اعتماد» منتشر شده و مخاطب آن پدربزرگش سیداحمد خمینی است از جای خالی او در خانواده‌اش سخن گفته؛ جایی که باعث شده مادربزرگش هیچ گاه از عمق دل شاد نباشد.

متن یادداشت نتیجه امام(ره) را بخوانید:

دل در تو گرفتار و نگاه تو مرا بس اي خوب‌تر از خوب، پناه تو مرا بس

پدر بزرگ!

هر سال كه نفس‌هاي اسفند به شماره مي‌افتند و همگان در انتظار بهاري نو هستند، جاي خالي شما بيشتر احساس مي‌شود، نامت بيشتر برده مي‌شود و چشم‌هاي مادربزرگم، به ياد زخمي كهنه، غمبار مي‌شوند، و چه زخمي عميق‌تر از يك جدايي زودهنگام… يك جاي خالي كه در گذر سال‌ها پر نمي‌شود.

مي‌دانم و باور دارم كه خوبان نمي‌ميرند بلكه زنده‌اند و نظاره‌گر عزيزان و احوالات‌شان و دلواپس و دعاگوي‌شان.

بارها و بارها در روزهاي جفاكار و ناملايمات سياست ايران، ايمان آورده‌ام كه دعاهاي امام و شما، پدر صبورم را تنها نگذاشته‌اند و هر روز او را استوارتر و عزيزتر و بزرگ‌تر از روز پيش ساخته‌اند.

و اما من، احمد، با شما عهد مي‌بندم كه تنها به هم‌نام بودن با شما اكتفا نكنم و تا مي‌توانم در پدرداري شاگرد مكتب‌تان
باشم.

دعايم كنيد كه در راه خدمت و جانفشاني در راه انقلاب امام پاي در جاي پاي شما
بنهم.

بيست و يكمين بهار عمر من از راه مي‌رسد ولي افسوس كه بهارها بي‌گل روي تو آغاز مي‌شوند.

كاش بودي تا بوسه‌اي بر دستان مهربانت مي‌زدم،

كاش بودي كه چهره‌ي مادربزرگم را يك‌بار هم كه شده عميقا شاد و خوشحال مي‌ديدم،

كاش بودي تا خنده‌هاي پدرم را از عمق دل مي‌ديدم، از علاقه‌ي خودم به او متوجه جاي خالي‌ات در زندگي‌اش مي‌شوم،

و كاش بودي…