روی آنتن زنده‌ مطرح شد⇐ابوالحسن داوودی: تشکیل صنف واحد تهیه‌کنندگان یادآور استالین و اتحاد جماهیر شوروی است!/حسین فرحبخش: تشتت تهیه‌کنندگان عین آنارشی و هرج و مرج است! اگر اتحاد تهیه‌کنندگان، مصداق استالینی شدن است پس صنف واحد کارگردانان هم استالینی است!/مرتضی شایسته: یعنی همایون اسعدیان، پخش‌کنندگان و سینماداران را قبول ندارد و یادش رفته چه زحماتی برایشان کشیده‌ام؟

سینماروزان: تمرکز بر مسائل فرعی به‌جای حل معضلات اساسی بدنه سینما، راهکاریست که مدتهاست از سوی سران خانه سینما دنبال میشود و مصداق تازه‌اش هم فرار از توضیح درباره چرایی حذف هزاران نفر از فهرست عیدی میلیاردی ارشاد با تمرکز بر اتفاقات شورای صنفی نمایش؛ مساله‌ای که اسباب بحث و تبادل نظر روی آنتن زنده سینمامعیار را رقم زد.

ابوالحسن داوودی رییس اسبق شورای صنفی نمایش روی آنتن زنده “سینمامعیار” درباره اتفاقات اخیر شورای صنفی نمایش بیان کرد: در این ماجرا خیلی دخیل نیستم و اطلاعاتم براساس خوانده‌ها بود و چیزی که به نظرم آمد اینکه اشتباهی رخ داده در شکل مدیریت اتفاقات سینما!

داوودی ادامه داد: شورای صنفی نمایش همواره از مراکز اختلاف سلیقه بوده. وزارت ارشاد بلحاظ قانونی حق دارد بر شورا، نظارت کند ولی نباید این نظارت طوری انجام شود که به بازی باخت-باخت برای خانه-سازمان بدل شود.

این کارگردان تاکید کرد: اینکه دولت نماینده تهیه‌کنندگان را در شورا می‌گذارد کاملا قانونی است ولی باید با رعایت احترام صورت گیرد. در زمان ریاست من بر شورا هم سازمان سینمایی، نماینده تهیه‌کنندگان را معرفی می‌کرد ولی با رعایت احترام.

داوودی مدعی شد: در شرایط فعلی شورایعالی با وجود همه مشکلات بهترین راه جمع‌آوری سلایق مختلف تهیه‌کنندگی کنار هم است و اینکه همه بروند زیر سقف یک صنف واحد، استالینی(!!) است و یادآور اتحاد جماهیر شوروی است!! دولت هم باید شورایعالی را به رسمیت بشناسد و به‌دنبال اتحاد تهیه‌کنندگان نباشد.

بنا بود ابوالحسن داوودی در سینمامعیار به مناظره با حسین فرحبخش بپردازد ولی به‌محض اینکه فرحبخش روی آنتن آمد، داوودی مکالمه را قطع کرد!!

با این حال حسین فرحبخش در واکنش به حرفهای داوودی گفت: مگر در صنف قنادان تهران یا در صنف پزشکان یا در صنف مهندسان با اصلا در همین صنف کارگردانان همه مثل هم فکر میکنند؟؟ پس اگر اتحاد مصداق استالین است پس صنف واحد کارگردانان هم استالینی است! همه جای دنیا و همه حرفه‌ها، یک صنف دارند و اعضا، سلایق‌شان را در آن صنف طرح کرده و درنهایت اکثریت نظر قطعی را می‌دهد.

فرحبخش ادامه داد: تشتت تهیه‌کنندگان عین آنارشی و هرج و مرج است. الان جامعه صنفی ۲۲۰ عضو دارد و صنوف منشعب زیر ۱۰۰ عضو دارند ولی در شورایعالی حق آن صنف ۲۲۰نفره با حق صنفی که ۵۰ عضو هم ندارد، برابر است!! جامعه صنفی حاضر است تحت هر شرایطی به سمت اتحاد برود ولی صنوف دیگر نمی‌خواهند چون دنبال باج‌گیری هستند.

فرحبخش افزود: برخی از منشعب‌کنندگان، جلوی روسا میگویند اتحاد را قبول داریم ولی جدا که میشوند، اتحاد را قبول ندارند. باعث و بانی تشتت تهیه‌کنندگان امثال م. الف، ر.م(مدیرعامل وقت خانه) و م.ج هستند و اینها بودند که چون دربرابر تهیه‌کنندگان پیشکسوت در جامعه صنفی حرفی برای گفتن نداشتند به سمت انشعاب رفتند.

این تهیه‌کننده اظهار داشت: جلسه اخیر شورای صنفی نمایش سه بخش داشت؛ اول تقدیر از اعضای سابق و دوم بررسی آیین‌نامه و سوم انتخابات. امیریوسفی اگر نماینده کارگردانان نبود چرا در اصلاح آیین‌نامه شرکت کرد و چرا وارد انتخابات شد؟؟ و تازه بعد از آن که در انتخابات، رای نیاورد گفت که من نماینده کانون نیستم!!!

فرحبخش تاکید کرد: چرا داوودی در زمان ریاست خودش که نمایندگان تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان با دستور سازمان وارد شورا شدند به دولت اعتراضی نکرد؟؟ ارشاد هم از بی‌صاحبی صنف تهیه‌کنندگان است که مجبور به دخالت در شورای صنفی نمایش شده وگرنه اگر صنف واحد تهیه‌کنندگان شکل گیرد این ماجراها خیلی زود ختم خواهد شد. تشتت به نفع هر دولتی است چون باعث میشود دولت هر کاری دلش خواست بکند ولی شخص انتظامی به‌شدت دنبال اتحاد تهیه‌کنندگان بوده و هست.

فرحبخش گفت: رئوس خانه سینما هم اتحاد تهیه‌کنندگان را مقابل خود میداند وگرنه چرا پارسال و پیارسال و سالهای قبل که همیشه سازمان بود که نماینده تهیه‌کنندگان را وارد شورا می‌کرد حتی یک بیانیه بی‌امضاء به‌سبک امسال ازشان درنیامد؟؟ اینها بی‌کفایتی خود در امور مختلف و حتی توزیع عیدی را با دخالت در شورا میخواهند بپوشانند؟ خانه سینما روزهای خوبی ندارد و حتی سازمان بازرسی کل کشور خانه سینما را غیرقانونی خوانده!! چرا رئوس خانه درباره مسائل اصلی خود حرف نمی‌زنند و افتاده‌اند به بیراهه؟؟

مرتضی شایسته بعد از فرحبخش روی آنتن سینمامعیار آمد و درباره اتفاقات اخیر شورای صنفی نمایش گفت: در جلسه اخیر شورای صنفی نمایش هیچ حاشیه‌ای در کار نبود و همه چیز درنهایت آرامش رخ داد و امیریوسفی هم کاندیدا بود که رای نیاورد و بعد از رای نیاوردن گفت که دیگر به شورا نمی‌آیم!

شایسته ادامه داد: از همایون اسعدیان رییس هیات مدیره خانه سینما گله دارم که اگر بیانیه بی‌امضای اخیر درباره شورای اکران را منتشر کرده چرا یک تماس با ما نگرفت؟؟ یعنی اسعدیان، پخش‌کنندگان و سینماداران را قبول ندارد؟ و یادش رفته امثال من چه زحماتی برای خانه کشیده‌ایم؟

این پخش‌کننده افزود: بنده در آخرین دقایق وارد شورا شدم و خودم هم به‌دنبال ریاست نبودم ولی دوستان پیشنهاد دادند که من کاندیدا شوم و بعد هم که رای آوردم!! وقتی انتخابات را قبول داریم باید به نتیجه‌اش احترام بگذاریم و اینکه تا خودشان رای نمی‌آورند حاشیه‌سازی می‌کنند، منطقی نیست.

شایسته تاکید کرد: مساله اکران مساله‌ایست بین سینماداران، پخش‌کنندگان و تهیه‌کنندگان و کارگردانان که اغلب آنها جزو رفقای ما هستند هم همچنان در شورا هستند ولی به هر حال نماینده آنها در انتخابات رای نیاورده.

مرتضی شایسته، ابوالحسن داوودی و حسین فرحبخش

مرتضی شایسته، ابوالحسن داوودی و حسین فرحبخش




توضیحات معاون نظارت درباره اتفاقات جلسه اخیر شورای صنفی نمایش⇐تمام اعضای شورا به جز محسن امیریوسفی به مرتضی شایسته رای دادند!/به‌مجرد اینکه شایسته رای آورد، امیریوسفی مدعی شد نماینده کانون کارگردانان نیست!!/امیریوسفی حدود دو ساعت و بیست دقیقه در شورا حضور داشت، در تمام مراحل رای گیری شرکت کرد و حتی رای هم داد ولی وقتی رای نیاورد تازه مدعی شد نماینده کارگردانان نیست!/ اگر امیریوسفی نماینده کانون کارگردانان نبود اصلا چرا در رای‌گیری شرکت کرد؟/امیدوارم امیریوسفی برای پنهان کردن برخی حواشی مالی خود، این جنجال‌ها را به پا نکرده باشد!

سینماروزان: انتخابات دوره تازه شورای صنفی نمایش با ریاست مرتضی شایسته و حذف محسن امیریوسفی از ریاست همراه بود؛ حذفی که با واکنش امیریوسفی و طرح ادعا درباره اینکه نماینده کارگردانان نبوده، همراه بوده است.

اینکه چرا محسن امیریوسفی قبل از حضور در جلسه شورای صنفی نمایش از این نگفته که نماینده کارگردانان است و در انتخابات شرکت کرده و بعد تازه یادش افتاده، نماینده کارگردانان نیست به‌شدت پرسش‌برانگیز شده به‌خصوص که اخیرا ماجرای بدهی امیریوسفی به فارابی هم درکانون توجه قرار گرفته بود.

محمدمهدی طباطبایی‌نژاد نظارت سینما درباره اتفاقات جلسه اخیر شورا به مهر گفت: جلسه امروز به منظور تقدیر و تشکر از اعضای سابق و شروع به کار اعضای جدید این شورا برگزار شد. از قبل هم این موضوع را به صنوف مختلف اعلام کرده بودیم. صنوف هم نمایندگان خود را کتبا معرفی کرده بودند، به جز ۲ صنف؛ یکی تهیه‌کنندگان و دیگری کانون کارگردانان.

وی افزود: درباره تهیه‌کنندگان که ما اصلا با آن‌ها نامه‌نگاری نکرده بودیم چون جامعیت صنفی ندارند و ما شورای عالی تهیه‌کنندگان، انجمن تهیه‌کنندگان مستقل و… را داریم اما صنف واحد تهیه‌کنندگان نداریم. در نظام‌نامه اکران هم آمده است که تا زمانی که جامعیت صنفی وجود نداشته باشد، معاون ارزشیابی، کارشناس مربوطه را از آن صنف انتخاب می‌کند. تا زمانی که جامعیت صنفی به وجود بیاید و یک صنف بتواند نماینده خود را معرفی کند. از این منظر طبیعتا انجمن صنفی تهیه‌کنندگان نیاز به معرفی نماینده نداشت و ما هم مکاتبه‌ای نکرده بودیم. خود من محمدحسین فرحبخش را بعنوان نماینده انتخاب کردم چون در قانون هم عنوان شده که معاون ارزشیابی می‌تواند این کار را بکند.

طباطبایی‌نژاد ادامه داد: درباره صنف کارگردانان هم از قبل به امیریوسفی سپرده بودیم که نماینده خود را معرفی کنند. ایشان معرفی نکردند و خودشان به‌عنوان نماینده در جلسه حاضر شدند تا جایی که محمدرضا فرجی اعلام کردند، امیریوسفی نماینده کانون کارگردانان است. من هم حکم ایشان را در کنار احکام اعضای دیگر که قرار بود در جلسه حضور داشته باشند، آماده کردم.

وی افزود: جلسه که برگزار شد، از اعضای سابق تقدیر کردیم، نظام‌نامه اکران را بررسی کردیم و مورد تایید قرار گرفت و موارد اصلاحی را هم برطرف کردیم و تا اینجا هم آقای امیریوسفی در جلسه حضور داشتند و در بحث‌ها مشارکت می‌کردند. سپس زمان رای‌گیری برای انتخاب رییس شد. در اینجا سوالم از  امیریوسفی این است که اگر ایشان نماینده کانون کارگردانان نبود چرا در رای‌گیری شرکت کرد؟ چرا همان لحظه نگفت که من نماینده کانون کارگردانان نیستم؟ ایشان نشستند در بحث‌ها و رای‌گیری شرکت کردند و از خود و جایگاهشان دفاع کردند تا رای بیاوردند و در نهایت رای‌گیری انجام شد. در واقع خود من رای‌گیری را انجام دادم که رای‌گیری پنهان نبود و علنی بود. از تک تک اعضای جلسه سوال کردم که چه کسی مورد نظرشان است.

این مدیر سینمایی ادامه داد: مدنظر آقای امیریوسفی، گزینه کانون کارگردانان بود که رای نیاورد، دوستان دیگر آقای مرتضی شایسته را انتخاب کردند. در واقع همه به جز آقای امیریوسفی به آقای شایسته رای دادند و مرتضی شایسته با اکثریت قاطع آرا به جز یک رای محسن امیریوسفی، رای آورد. به مجرد اینکه آقای شایسته رای آورد، یعنی به فاصله چند ثانیه، آقای امیریوسفی بلند شد و پاکتی از جیبش دراورد و روی میز من گذاشت که در آن عنوان شده بود ایشان نماینده کانون کارگردانان نیست و آقای رضا درمیشیان است. من تعجب کردم چون ایشان در طول دو ساعت و نیم جلسه حدود دو ساعت و بیست دقیقه حضور داشت. تمام مراحل رای گیری شرکت کرد و رای داد ولی وقتی رای نیاورد پاکت نامه از جیبش درآورد.

معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی اظهار کرد: در واقع ایشان این رندی را می‌کرد که اگر رأی آورد، بگوید خودم نماینده‌ام ولی اگر رأی نیاورد، درمیشیان را به عنوان نماینده معرفی کند و زیر میز بزند. یعنی این اتفاق در نهایت ناراستی و نفاق رخ داد در حالی که ایشان در همان اول جلسه می‌توانست بگوید من نماینده نیستم و پاکت نامه را به من بدهد. اصلا چرا روز گذشته این نامه را نداد که ما درمیشیان را دعوت کنیم؟ ایشان گفته‌اند که نماینده کانون کارگردانان به جلسه دعوت نشده است، در حالی که این یک دروغ آشکار است. پنج دقیقه به پایان جلسه نامه آقای امیریوسفی به دست ما رسید. شاید هم امیریوسفی برای پنهان کردن برخی حواشی مالی خود، این جنجال‌ها را به پا می‌کند؟؟؟ امیدوارم این طور نبوده باشد.

وی در پایان گفت: رفتار شورای صنفی نمایش صد در صد قانونی بوده است، همه اعضا حضور داشتند و آن‌ها بر قانونی بودن جلسه و رای گیری صحه می‌گذارند. رای گیری را خود من انجام دادم و به آقای امیریوسفی گفتم که آیا با انتخاب آقای شایسته موافق است یا خیر که عنوان کرد خیر. اگر ایشان نماینده نیستند چرا در رأی گیری شرکت کردند، مگر نمی‌دانستند نماینده باید در رأی‌گیری شرکت کند؟




روایت حسین فرحبخش از تغییر و تحول در شورای صنفی نمایش⇐امیریوسفی وقتی دید رییس نیست، قید شورا را زد و درمیشیان را جایگزین نمود؟؟!!

سینماروزان: در اولین جلسه شورای صنفی نمایش در دوره جدید و بعد از رای‌گیری این مرتضی شایسته بود که به عنوان رییس انتخاب شد و غلامرضا فرجی هم به‌عنوان نایب‌رییس انتخاب شد.

محمد مهدی طباطبایی نژاد معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، غلامرضا فرجی و محمدرضا صابری از انجمن سینماداران، مرتضی شایسته از کانون پخش کنندگان، حسین فرحبخش به نمایندگی از تهیه کنندگان و محسن امیریوسفی به نمایندگی از کارگردانان دراین جلسه حاضر بودند.

در این جلسه همچنین سینماهای آزادی و بهمن(متعلق به حوزه)، کورش، مگامال، ماندانا، ایران، و فرهنگ(متعلق به فارابی) به عنوان سرگروه معرفی شدند.

حسین فرحبخش از اعضای حاضر در جلسه درباره کیفیت برگزاری جلسه بیان داشت: در این جلسه علاوه بر بررسی آیین‌نامه جدید اکران و اعمال اصلاحات، مقرر شد آیین‌نامه برای تایید به ریاست سازمان سینمایی ارسال شود.

فرحبخش ادامه داد: انتخابات شورای صنفی نمایش نیز با حضور معاون نظارت سازمان برگزار شد که درنتیجه رای‌گیری، مرتضی شایسته به‌عنوان دبیر و همزمان سخنگو انتخاب شده و غلامرضا فرجی هم نائب‌دبیر گردید.

نماینده تهیه‌کنندگان در شورای صنفی نمایش افزود: در کمال تعجب بعد از پایان شمارش آرا و تعیین مرتضی شایسته به دبیری، دبیر سابق شورا(محسن امیریوسفی) گلایه‌هایی مطرح نموده و درنهایت نامه‌ای را به شورا تحویل نمود مبنی بر اینکه دیگر به شورا نمی‌آید و این رضا درمیشیان است که به‌جای وی به‌عنوان نماینده کارگردانان در شورا حضور خواهد داشت!!

فرحبخش ادامه داد: اینکه فردی که خودش با رای‌گیری دو سال رییس شورا بوده از انتخاب فردی دیگر به‌عنوان رییس در نتیجه انتخابات اخیر شورا گله‌مند باشد چندان با مدعای دوستان درباب دموکراسی و آزاداندیشی همخوانی ندارد! ای کاش وقتی اصول رای‌گیری را می‌پذیریم هم شکست را قبول کنیم و هم پیروزی را!




پیگیری سینماروزان جواب داد ⇐معرفی رسمی “سمفا” به‌عنوان مرجع خرید بلیت سینماها/تمام سامانه‌های آنلاین بلیت‌فروشی باید زیرمجموعه “سمفا” قرار گیرند

سینماروزان: حدود یک هفته بعد از طرح پرسش سینماروزان در چرایی عدم راه‌اندازی رسمی سامانه سمفا(اینجا را بخوانید) سازمان سینمایی دستور به راه‌اندازی “سمفا” به‌عنوان سامانه مرکزی بلیت‌فروشی داده و مقرر کرده تمام سامانه‌های آنلاین بلیت‌فروشی باید به زیرمجموعه‌های سمفا بدل شوند.

باشگاه خبرنگاران گزارش داده به تازگی سازمان سینمایی، جلسه‌ای با حضور محمدرضا فرجی مدیرکل دفتر نظارت بر عرضه و نمایش فیلم و گروه کارشناسی و برنامه ریزی «سمفا» و کانون پخش کنندگان سینمای ایران با هدف بازگشایی سینما‌ها و مشخص کردن مرجع بلیت فروشی (سمفا) برگزار کرده است.

در این جلسه مقرر شد که چهار مرجع بلیت فروشی کنونی سینما و بخش آنلاین کل سینمای ایران زیرمجموعه «سمفا» قرار بگیرند و قرار شد در جلسه بعدی یعنی چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت، نماینده‌های جدید شورای صنفی نمایش مشخص شوند.

«سمفا» همان سامانه‌ای است که در زمان خریداری بلیت‌های سینما توسط مخاطب، سهم‌ سینمادار و تهیه کننده و پخش‌کننده و بخش مالیات آن را در حساب‌های جداگانه واریز می‌کند تا صاحبان آثار در کمترین فاصله نسبت به بلیت‌فروشی به سهم خود برسند.




سانسور ۷۰ دقیقه‌ای “کامیون” به‌خاطر ورود به زندگی بانوان فوتبالیست!!؟؟

سینماروزان: در دورانی که گوگوش‌بازان با حمایت مالی هنگفت مشغول کارند و مجازند همه‌جور اشاره مستقیم یا غیرمستقیم به استعمال تریاک، شرب خمر و توهین علیه دایی و مادر و پدر را داشته باشند اینکه سریالی به‌خاطر پرداختن به زندگی بانوان فوتبالیست گرفتار ممیزی شود جای تعجب دارد.

سریال “کامیون” که از ابتدای نوروز روی آنتن رفته از ابتدای هفته چندین بار به‌صورت بازپخش قسمتهای قدیمی پخش شد تا درنهایت قسمت تازه‌اش سه‌شنبه‌شب پخش شد ولی چه پخش شدنی که پر بود از کات‌های بی‌دلیل و پرش‌هایی که حکایت داشت از ممیزی سریال.

کامیون” که داستانش را از دریچه همراهی یک قهرمان سابق و سه جوان ایرانی بیکار شروع کرده بود در قسمت اخیر وارد زندگی سه فوتبالیست زن ایرانی شد؛ سه فوتبالیستی که بناست برای حضور در یک تورنمنت بین‌المللی عازم خارج شوند با این حال حذف و تعدیل‌های وارده بر سریال آن قدر بالا بود که داستان زندگی این زنان فوتبالیست درحد یک خرده‌روایت عاشقانه باقی ماند.

هنوز نه مدیران سیمافیلم و نه مدیران شبکه دوی سیما درباره چرایی پرش‌های موجود در سکانس‌های مختلف این سریال توضیحی نداده‌اند ولی شنیده‌ها حکایت از ممیزی ۷۰دقیقه‌ای “کامیون” دارد!

اینکه نه تصویری از تمرینات بانوان فوتبالیست و نه تصویری از مسابقات آنها- که کاملا هم با پوشش متعارف و به‌صورت محجبه ضبط شده -در “کامیون” نمی‌بینیم و اینکه گرفت و گیرهای اقتصادی بانوان ورزشکار کمترین اثری در سریال ندارد و مدام با برش‌هایی مواجهیم که خط داستانی را به هم می‌ریزد از کجا نشات گرفته؟؟

آیا ممیزانی که این چنین به ابتر کردن سریالی با مضمون بانوان فوتبالیست پرداخته‌اند حواسشان نیست اگر در رسانه‌های رسمی داخل فضایی برای تصویرسازی واقعی زندگی ورزشکاران زن نداشته باشیم، رسانه‌های معاند، تصویرسازی خاص خود را ارائه خواهند داد؟؟

اینکه افتضاح سریالی معمولی(!) در کپی‌برداری از نردعشق‌های گوگوش آتشین در فیلمهای مختلفش عاملی شد برای هجمه به تلویزیون به‌جای خود ولی اینکه به‌جای توبیخ بانیان گوگوش‌بازی، سریالی دیگر که از ابتدا کاملا سلامت به‌دنبال داستان‌پردازی بوده، دستخوش سانسور و جرح و تعدیل می‌شود مبتنی بر کدام منطق مدیریتی است؟
از آن گذشته تکلیف این همه سکانس سانسورشده از “کامیون” که می‌توان با کنار هم گذاشتن آنها یک فیلم تازه تولید کرد چه می‌شود؟؟ این سکانسها، پخش نخواهد شد تا بعدا و بسان مواردی نظیر “شوخی با ماهواره”مدیری از فضای مجازی سردرآورد؟

یا آن که سکانسهای حذف شده در قسمتهای باقیمانده گنجانده شده و روی آنتن خواهد رفت تا راه بر هر سوءتفاهمی بسته شود؟؟؟

امید که لااقل بخشی از سکانسهای حذف شده در قسمتهای انتهایی سریال قرار داده شود تا هم سیر منطقی سریال زیر سوال نرود و هم راهی باز شود برای استفاده بیشتر از مضمون زندگی ورزشکاران زن در رسانه ملی!

 




یک روزنامه‌نگار پیشکسوت فاش کرد⇐یکی از روسای خانه سینما بابت حضور در شوراهای مختلف سازمان، فقط در اسفندماه دستخوش ۳۰میلیونی گرفته!!!

سینماروزان: در دورانی که سینماگران بیکارشده در نتیجه شیوع کرونا حتی یک ریال عیدی از سازمان نگرفته‌اند اینکه یکی از روسای صنف سینما بابت حضور در شوراهای مختلف سازمان، فقط در یک ماه ۳۰میلبون عایدی داشته باشد به‌شدت برخورنده است.

رضا اورنگ روزنامه‌نگار پیشکسوت سینما در یادداشتی با عنوان “۳۰ میلیون تومان دستخوش به خاطر هیچ!” به افشاگری این بریز و بپاش بیهوده در سازمان پرداخته و از مدیران فرهنگی خواسته حتما در این باره شفاف‌سازی کنند.

متن یادداشت رضا اورنگ را بخوانید:

شنیده ایم یکی از سردمداران خانه سینما که عضو شوراهای مختلف سازمان سینمایی نیز هست،اسفندماه که همه شوراها تعطیل بوده و خروجی نیز نداشته اند 30 میلیون تومان پول بی زبان را به عنوان دستخوش دریافت کرده است!

بارها مسوولان سازمان سینمایی اذعان کرده بودند که اعضای شوراهای این سازمان یا پول نمی گیرند و یا بسیار اندک است! اگر برای حضور نیافتن 30 میلیون دریافت می کنند،خدا می دانند برای حضور نیم بند در این شوراهای بی خاصیت چقدر دریافت کرده و می کنند!

شاید برای مسندنشینان سینما پول اندکی باشد و به چشم شان نیاید، اما گرفتاران و نداران عرصه سینما با این 30 میلیون تومان می توانند 30 ماه زندگی کرده و همچنان زنده بمانند!

ما که همیشه می دانستیم، اما آنانی که نمی دانستند یا نمی خواستند که بدانند پشت پرده چه خبر است،حالا متوجه می شوند، چرا عده ای برای حضور در این شوراها سر و دست شکسته و می شکنند و چرا سازمان سینمایی فقط افراد خاصی را به عضویت این شوراها در می آورد!؟؟

سازمان سینمایی آیا این موارد را نیز شامل شفاف‌سازی می داند یا جزو اسرار مگوست؟!

حرف و حدیث های گذشته که منتشر شد متاسفانه شایعه نبود،اما امیدواریم دریافت دستخوش 30 میلیون تومانی شایعه ای بیش نباشد که برای تشویش اذهان عمومی و سینمایی ها مانند ویروس کرونا شیوع پیدا کرده است!؟




دست مریزاد می‌گوییم به بذل و بخشش‌های قابل توجه(!) سازمان در روزگار کرونایی سینما⇐پس از اعطای وام هنگفت ۱۰میلیونی(!) به سینماداران، حالا اعطای حمایت هنگفت ۲۰درصدی(!) برای حراج خانگی فیلمها

سینماروزان: به‌زودی دومین ماه تعطیلی سینماها و پروژه‌های سینمایی به‌دلیل شیوع کرونا را پشت سر گذاشته و وارد ماه سوم خواهیم شد و در این مدت مدیران سینمایی که به‌نام مدیریت سینما حقوق و اضافه کار و عیدی و پاداش و حق ماموریت و… می‌گیرند هنوز نتوانسته‌اند تمهیداتی موثر و فراگیر برای جبران ضرر و زیان کرونایی بدنه سینما ایجاد کنند.

در سازمان سینمایی کارگروهی برای بررسی آسیبهای کرونا ایجاد شده که اتفاقا رییس صندوق اعتباری هنر هم در آن حضور دارد ولی دریغ از اعطای یک معافیت بیمه‌ای فراگیر به بدنه سینمایی که این روزها بیش از هر زمان دیگر گرفتار مشکلات اقتصادی است.

چندی قبل بود که دستاورد این کارگروه در اعطای وام هنگفت ۱۰میلیونی(!) به صاحبان سالنهای تعطیل درنتیجه کرونا را ارج نهادیم و حالا هم باید قدردان
اعطای حمایت هنگفت ۲۰درصدی(!) برای حراج خانگی فیلمها باشیم!!!

کارگروه بررسی آسیب های کرونا در سینما مورخ ۲۸ اسفند ۹۸، فیلمهای سینمایی اکران‌نشده درصورت عرضه در شبکه نمایش خانگی معادل ۲۰ درصد مبلغ قرارداد علاوه بر قراردادی که با آن سامانه ها دارند، مورد حمایت قرار میگیرند.
شرایط این حمایت به شرح زیر است :
1- قرارداد فیلم با سامانه ویدئویی درخواستی (دارای مجوز از سازمان سینمایی) ارائه شود.
2- فیلم مطابق پروانه مالکیت، متعلق به بخش خصوصی باشد. مبلغ حمایتی سازمان سینمایی به نسبت سهامداران توزیع میشود.
3- فیلم دارای پروانه نمایش سینمایی ( بجز گروه هنر و تجربه) باشد.
4- فیلم تاکنون اکران نشده باشد.
5- پروانه نمایش فیلم متعلق به سال 96 به بعد باشد.
6- درخواستها حداکثر تا پایان فروردین ماه سال جاری ارائه می شود.
7-در راستای شفافیت، اسامی فیلم های مورد حمایت به تفکیک میزان حمایت و قرارداد، منتشر می شوند!

دقت کردید؟ کارگروه کرونایی سینما حتی نکرده ۲۰درصد هزینه تولید فیلم را به‌عنوان حمایت برای حراج اینترنتی آن به صاحبان اثر تخصیص دهد و با راحت کردن خیال خود به ۲۰درصد رقم رایت خانگی که احتمالا معادل هزینه شام و ناهار پروژه است، بسنده کرده!
با این حمایت‌های هنگفت(!!) آیا به‌غیر از صاحبان آثار ارگانی که سودشان را در تولید کرده‌اند، کسی اصلا در مخیله‌اش هم خطور می‌کند که فیلمش را این گونه در فضای مجازی حراج کند؟؟




حمله همزمان روزنامه های اصلاح طلب و اصولگرا به فصل اخیر “پایتخت”⇐یکی سریال را “آبکی” خوانده و دیگری سریال را به “سیرک” تشبیه کرده!

سینماروزان: هرچقدر که رسانه ملی سعی میکرد قبل از روی آنتن فرستادن “پایتخت6” با پخش نظرات مثبت ملت گرفتار در کرونا از عملکرد قابل قبولش در تولید سریال بگوید ولی منتقدان و بعضد مخاطبان طرفدار “پایتخت” از حجم ورود شوخیهای نازل در فصل تازه سریال گله داشتند.
رسانه های اصلاح طلب و اصولگرا هم که کم پیش میآید در ظاهر شبیه هم حرف بزنند ولی در نواختن “پایتخت6” دو روزنامه شرق و جوان کاملا همپوشانی یافتند.

روزنامه اصولگرای “جوان” با آبکی خواندن “پایتخت6” نوشت: اگر در پایتخت‌های قبلی سادگی شخصیت‌ها منجر می‌شد صرفاً در قلیلی از موقعیت‌ها؛ دورویی، نفاق و دیگر خصایص منفی خود را نشان دهد و بروز این ویژگی‌های منفی هرگز به رویه‌ای عادی تبدیل نمی‌شد، اما در “پایتخت ۶” شاهد بیرون آمدن این خصایل از حاشیه به متن هستیم.

این روزنامه ادامه داد: اینکه یک نویسنده برای خلق موقعیت‌های کمیک از شوخی‌های اینترنتی و شخصیت‌هایی، چون احمد ذوقی که صرفاً طیفی از مشتریان خاص فضای مجازی با آن آشنایی دارند استفاده کند، بی‌تردید معنایی جز خالی بودن دست نویسنده و ناتوانی او در خلق موقعیت‌های خلاقانه سالم ندارد. اگر دلمان خوش بود که سریال پایتخت در مقایسه با فیلم‌های بی‌مایه و مبتذل سینمایی که مبتنی بر شوخی‌های جنسی ساخته می‌شوند از طنزی فاخرتر و مناسب‌تر برای خانواده‌ها و طیف وسیع مخاطبان تلویزیونی برخوردار است، در این فصل از پایتخت شاهدیم که این مجموعه نیز تن به موقعیت‌های آبکی و سطحی داده که صرفاً اصالت خنده در آن مطرح بوده و فرهنگ به کلی به حاشیه رفته است. همه این‌ها باعث می‌شود که فقدان مرحوم خشایار الوند بیش از پیش برایمان محسوس باشد؛ نویسنده‌ای که تا پیش از مرگش کمتر اسمی از او می‌شنیدیم و حالا می‌فهمیم که سالم و تروتمیز بودن پایتخت چقدر به وجود او وابسته بوده و ما از این مسئله غافل بوده‌ایم. چقدر دوست داشتیم و دلمان خوش بود که نقی معمولی با پدری که مشاعرش را از دست داده به شکلی احترام‌آمیز رفتار می‌کند. او را روی دوش می‌گیرد و نسبت به رعایت احترام و حرمت پدر حساس است و این رفتار‌ها چقدر به دلمان می‌نشست و چقدر حالمان بد می‌شود وقتی می‌بینیم بهتاش با آن قدوقواره پدرش را در جمع کتک می‌زند و با مادرش مثل چاله‌میدانی‌ها صحبت می‌کند و برای پدر و مادر مدام شاخ و شانه می‌کشد.

روزنامه جوان افزود: ضعف فیلمنامه سبب شده در پایتخت ۶ خبری از داستان نباشد. در پایتخت‌های پیشین در هر قسمت یک اتفاق یا ماجرا محور بود و داستان مبتنی بر همین اتفاق کانونی پیش می‌رفت و معمولاً سرنوشت ماجرا در هر قسمت تا حدودی مشخص بود و داستان مبتنی بر یک طرح و جمع‌بندی حساب شده و مهندسی شده طرح‌ریزی شده بود، اما کاملاً مشخص است که نویسنده پایتخت ۶ از ایجاد یک چارچوب دراماتیک عاجز بوده و صرفاً در خلق برخی موقعیت‌های کمیک تمرکز کرده و با رونمایی از سندروم دست بی‌قرار اوج خلاقیت خود را عرضه کرده است.
این رویکرد ربط مستقیمی با همان اتفاقی دارد که به تدریج توانسته مانند یک بیماری سایه‌اش را روی مدیران سازمان صداوسیما سنگین‌تر کند و آن هم اصالت دادن به خنده و جذب مخاطب به هر قیمتی است. مدیران صداوسیما در رقابت با ماهواره و در وضعیتی که دولت از اهرم بودجه برای کنترل سازمان سوءاستفاده می‌کند تا حدودی تن به حاکمیت اسپانسر‌ها داده‌اند و ظاهراً از درک تأثیرات مخرب بداخلاقی‌های نمایشی غافل هستند. واقعیت این است که حتی هالیوود هم این اندازه به سرگرمی و خنده اصالت نمی‌دهد و پیام و محتوا، حتی برای لیبرالیسم هم اولویت دارد. هدف سطحی، اولیه و کاملاً تاکتیکی می‌تواند این باشد که آثاری، چون پایتخت مردم را در رقابت با ماهواره جذب تلویزیون خودمان کند، اما این استراتژی حداقلی در غیبت نگاه کلانی که باید به فرهنگ‌ساز بودن این آثار توجه داشته باشد می‌تواند خسران‌زا باشد.

روزنامه اصلاح طلب شرق در تحلیلی بر “پایتخت6” آورد: سریال در بازتاب برخی وقایع و خصوصیات قومی و طرح موضوع، کاملا محافظه‌کارانه پیش می‌رود و درباره کیفیت بصری مجموعه هم جز تأسف، نظر خاصی نمی‌توان داد. سریال به مجموعه‌ای از تصاویر برای تبلیغات تبدیل شده که احیانا دو تا جوک و طعنه بی‌مزه و دم‌دستی و کنایه سیاسی بدون بو و خاصیت هم در آن گنجانده شده است.

این روزنامه ادامه داد: در این هشت سال، تکامل داستان‌گویی و اجرا در سریال‌های خارجی جهشی شگفت‌انگیز داشته و مدام در حال پیشرفت است؛ بنابراین حس زیبایی‌شناسی بیننده‌ای پیگیر سریال‌های خارجی و حتی کسانی که اتفاقا تماشاگر این سریال‌ها بودند، اگر دچار عقب‌ماندگی ذهنی نباشند، ترقی می‌کند و انتظارشان از مفهوم سریال بالا می‌رود؛ اما در ایران انگار همه چیز به هنگام رسیدن به حد مشخصی از رشد متوقف می‌شود. نه‌فقط در زمینه محصولات بصری؛ بلکه در زندگی روزمره هم حد توقع مشتری و خریدار و مصرف‌کننده به‌شدت پایین است و به هر کژی و نقصانی خو می‌کند. مثال ساده‌اش اغذیه‌فروشی‌هایی است که زمانی به دلیل کیفیت متفاوت اسم در‌کردند و مدت‌هاست کیفیت غذای‌شان پایین آمده و مشتری‌ها هم به امر واقف هستند؛ با‌وجود‌این برحسب عادت باز هم به همان اغذیه‌فروشی می‌روند، انگار باید رفتاری بی‌معنی را به جا بیاورند!

روزنامه شرق ادامه داد: مشکل اینجاست که برای رساندن چند ایده به قسمت‌های طولانی یک مجموعه تلویزیونی، به غیر از موقعیت‌های ایستا، حرکات طبیعی آدم‌ها و کشمکش‌ها هم الکی کش داده می‌شوند، زوایای غریب بی‌دلیل و به‌وفور در سریال گنجانده می‌شوند و سریال در حد یک آتراکسیون و سیرک تنزل می‌کند. در نتیجه، با توجه به روحیه پذیرنده تماشاگر، معمولی‌ترین چیزها را به‌عنوان طنز و شوخی به او می‌دهیم و سطح سلیقه او را در یک دهه یکسان و حتی نازل نگه می‌داریم! در نتیجه مفهوم ریتم در اینجا به پرکردن اوقات فراغت تقلیل می‌یابد و عملا از یک ساعت هر قسمت، 10 دقیقه برای پی‌گرفتن وقایع کفایت می‌کند!

این روزنامه تاکید کرد: می‌توانیم درباره پدیده‌هایی از جنس “پایتخت” منتقد باشیم؛ چون برآمده از وضعیتی ناسالم‌اند و به جای بهبود اوضاع، از آب گل‌آلود ماهی می‌گیرند. قومی را به شکل اجسام درآورده و هنوز با سایز شکم و ابروی پرپشت و قد دراز و مسخره‌بازی از تماشاگر خنده می‌گیرند! به جای تقویت خود‌فرهیختگی در بیننده، او را به لحاظ ذهنی و سلیقه‌ای عقب‌مانده نگه می‌دارند و باعث تکامل او نمی‌شوند. به وضعیت موجود ظاهرا معترض هستند؛ اما از نابسامانی بیشتر بهره می‌برند تا نظم و کمال؛ و هیچ روزنه‌ای برای بهتر‌شدن به بیننده نشان نمی‌دهند جز چند نصیحت دیکته‌شده بی‌بخار!




رد شایعه تقسیم عیدی میان تمام سینماگران⇐باز هم خودی و غیرخودی در تقسیم عیدی۹۹ ارشاد میان سینماگران+جدول

 

سینماروزان/حامد مظفری: از اواخر سال قبل تا همین امروز مدام بدنه سینما و رسانه‌های مستقل بر توزیع منصفانه عیدی ارشاد میان تمام اعضای خانه سینما و نه فقط یک حلقه تاکید کردند و در شرایطی که شایعاتی مطرح شده بود درباره اینکه امسال عیدی به تمام سینماگران میرسد ولی باز در آستانه نوروز امسال شاهد توزیع عیدی ارشاد فقط میان بخشی از اعضای خانه هستیم.

خانه سینما حدود ۵هزار عضو دارد و ارشاد هم ۱.۲۶میلیارد عیدی برای خانه درنظرگرفته که با تقسیم برابر میان همه اعضا، لااقل به هر نفر بیش از ۲۰۰هزار تومان می‌رسید ولی باز جدول تقسیم عیدی طوری چیده شده که فقط نیمی از اعضا عیدی بگیرند و مابقی، نومیدتر از قبل، نظاره‌گر اوضاع باشند.

مشخص نیست پشت این گونه عیدی دادن چه فلسفه‌ای نهفته است و چرا برای حل یک مساله ساده، باز به روشی غلط روی آورده‌اند که سال پیش انجام شد و کلی اعتراض برانگیخت؟؟

اگر وزارت ارشاد، عیدی برای سینماگران درنظرگرفته که این عیدی باید میان تمام اعضا و نه بخشی از سینماگران توزیع شود.

توجیهاتی نظیر توزیع عیدی میان فقط نیازمندان سینما هم کاملا زیر سوال است چون اساسا در دوران شیوع کرونا و تعطیلی سینما و پروژه‌های سینمایی، بخش عمده سینما گرفتار مشکلات اقتصادی هستند و از آن گذشته فراوان سینماگر نیازمند داریم که مناعت طبع‌شان، اجازه نمی‌دهد خودشان را نیازمند معرفی کنند پس اگر بنا بوده عیدی دهند باید طوری برنامه‌ریزی می‌کردند که به همه اعضا عیدی برسد.

سینماروزان آماده است پاسخ مدیران سینمایی ارشاد در چرایی این گونه تقسیم عیدی را منعکس کند.

جدول تقسیم عیدی ارشاد میان صنوف مختلف




پیشنهاد سینماروزان به رییس سینما⇐هزینه پشتیبانی میلیاردی نهادهای زیرمجموعه را صرف جبران خسارت کرونایی سینماها کنید

سینماروزان: از همان اولین روزهای تعطیلی سینماها به‌خاطر جلوگیری از شیوع کرونا بر ضرر و زیان وارده به سینماها و صاحبان آثار درنتیجه این تعطیلی اشاره کردیم و وقتی این تعطیلی امتداد یافت، افزایش ضرر و زیان را گوشزد کردیم.

به‌دنبال هشدارهای سینماروزان هم رییس انجمن سینماداران و هم سخنگوی شورایعالی اکران بر از دست رفتن اقتصاد سینما در نتیجه این تعطیلی تاکید کردند و از مدیران بالادستی خواستار تصمیم‌گیری برای جبران ضرر و زیان وارده شدند.

واقعیت هم همین است که به‌هرحال بخشی از سالنهای سینمای ایران دراختیار بخش خصوصی است و تعطیلی سینماها، مشکلات بخش خصوصی لاغر سینما را بیشتر و بیشتر خواهد کرد. یعنی برخلاف بخش دولتی چاق سینمای ایران که این تعطیلی‌ها کمترین تاثیری به‌حالش ندارد، بخش خصوصی سینما و سینماداران درنتیجه این تعطیلی به سمت لهیدگی کامل می‌روند.

این هشدارها به گوش حسین انتظامی رییس سینما هم رسیده که در توییتی از ضرر تعطیلی سینماهای خصوصی درنتیجه کرونا گفته و خواستار طرح پیشنهاد برای جبران این ضرر شده.

پیشنهاد سینماروزان به رییس سینما این نیست که برای جبران ضرر و زیان کرونایی سینماداران، باری تازه بر دوش دولت گذاشته و به‌دنبال دریافت ردیف بودجه‌ای تازه باشد بلکه انتظامی باید بانی یک جراحی بر پیکر ساختار دولتی زیرمجموعه‌ها برای جبران ضرر وارده به بخش خصوصی باشد.

حسین انتظامی همان رییسی است که در دوران حضورش در سینما، شفاف‌سازی مالی در ارگانهای زیرمجموعه از فارابی گرفته تا مرکز گسترش و موزه سینما، هنروتجربه، سینماشهر، انجمن سینمای جوان و خانه سینما را در دستور کار قرار داده و از این حیث، موجب نوعی شفاف‌سازی درباره بریز و بپاش‌های این زیرمجموعه‌ها شده.

ساختار دولتی زیرمجموعه‌های سینما، چهار دهه است که بودجه‌هایی ویژه را به‌بهانه پشتیبانی از دولت دریافت می‌کنند؛ بودجه‌هایی که شفاف‌سازی انتظامی موجبات افشای ارقام هنگفت آنها شده.
در نتیجه آخرین شفاف‌سازی مشخص شده که فقط در سه زیرمجموعه دولتی سینمایی یعنی فارابی، انجمن سینمای جوان و مرکز گسترش به‌ترتیب بودجه‌‌های ۸.۵میلیاردی، ۹میلیاردی و ۴میلیاردی به‌نام پشتیبانی صرف شده!!

بودجه پشتیبانی همین سه زیرمجموعه رویهم بیش از ۲۰میلیارد میشود که فقط با نیمی از آن میتوان لااقل بخشی از ضرر کرونایی سینماداران را جبران کرد؛ این همان جراحی است که باید انتظامی عهده‌دارش شود. البته که این جراحی یک جراحی نرم است چون می‌توان کاملا منطبق بر چشم‌اندازهای دولت الکترونیک آن را پیش برد.

مگر نه اینکه در سایه دولت الکترونیک باید دیوان‌سالاری هزینه‌زا و گاه مفسده‌زا را ریشه‌کن کرد پس چه بهتر حالا که تنفس اصلی‌ترین پل ارتباطی سینما و مخاطبان که همان سینماداران باشند دچار خلل شده، از دیوان‌سالاری دولتی کاست و مابه‌التفاوتش را صرف کمک به جبران زیان کرونایی سینماداران کرد.

اصلی‌ترین فعالیت ارگانهای زیرمجموعه سینما جز توزیع پول برای تولید فیلم یا برگزاری محفل است؟؟ چرا باید برای توزیع بودجه‌ای چندمیلیاردی، چندمیلیارد صرف پشتیبانی کرد؟؟ میتوان بخش عمده این روند را به‌صورت الکترونیک درآورده و جلوی بریز و بپاش‌ها را گرفت.

پیشنهاد سینماروزان به حسین انتظامی آن است که بی‌تعارف از زیردستانی که مدعی خدمت به سینما هستند بخواهد در سال کرونایی سینمای ایران قید دریافت تمام یا لااقل نیمی از هزینه هنگفت پشتیبانی را بزنند تا این بودجه صرف جبران ضرر کرونایی سینماداران شود. در این صورت یقینا هم بخشی از مشکلات بخش خصوصی حل خواهد شد و هم بخش خصوصی کم‌توان سینمای ایران بعد از مدتها درک خواهد کرد که مدیرانی حامی آنها در ساختار حاکمه بر سر کارند.




در غفلت مدیران سینما، جامعه صنفی تهیه کنندگان با نگارش بیانیه ای خطاب به بنیاد شهید مطرح کرد⇐چرا سینمای خاطره ساز “رادیوسیتی” با بهای اندک واگذار شده است؟/ کدام شخص حقیقی یا حقوقی، “رادیوسیتی” را خریداری کرده؟/چه تضمینی وجود دارد که خریدار، “رادیوسیتی” را تخریب نکند؟/چرا متن قرارداد واگذاری “رادیوسیتی” منتشر نمیشود؟؟

سینماروزان: انتشار اخباری درباره فروش سینمای مصادره شده رادیوسیتی توسط بنیاد شهید، این انتظار را از سازمان سینمایی ایجاد میکرد که درباره چگونگی این فروش از مدیران بنیاد طرح پرسش کند با این حال سر مدیران سینما آن قدر شلوغ کاغذ(؟؟) و آینده سیاسی حامیانشان(؟؟) است که کمترین واکنشی از سوی سازمان در این باره صورت نگرفته!

در این غفلت، جامعه صنفی تهیه کنندگان سینمای ایران با نگارش بیانیه ای سرگشاده خطاب به مدیران بنیاد شهید، خواستار شفاف سازی درباره قرارداد واگذاری رادیوسیتی شده است.

متن بیانیه جامعه صنفی تهیه کنندگان را بخوانید:

بارها و بارها از خیابان ولیعصر عبور کردیم، بسیاری از فعالان محیط زیست به درخت های قطع شده، موش‌های داخل جوی‌های خیابان، پرترافیک شدن این خیابان واکنش نشان داده و راهکار برای بهینه شدن وضعیت ارائه کرده‌اند. اما نکته اینجاست، چند تن از فعالان و هنرمندان به وضعیت سینمایی که سال‌هاست در کنار خیابانی پر رفت و آمد قرار دارد، توجه کردند آن هم در شرایطی که ناوگان سینمایی کشور به شدت با کمبود سالن سینما مواجه است؛ «رادیوسیتی» که از مجلل‌ترین و مدرن‌ترین سینماهای ایران در سال ۱۳۳۷ بود و امروز همچنان سرپاست چه سرنوشتی پیدا کرده است!؟

بنیاد شهید بعد از انقلاب مدیریت این سینما را عهده‌دار شد اما امروز مدعی است همکاری بسیاری خوبی با وزارت میراث فرهنگی داشته و این سینما را به بخش خصوصی سپرده است.

حال جامعه صنفی تهیه‌کنندگان در شرایطی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مدعی شفاف‌سازی است خواستار انتشار متن قرار داد واگذاری سینما رادیو سیتی است. قراردادی که به ادعای سرپرست دفتر حفظ و احیای بناها، بافت‌ها و محوطه‌های تاریخی بنیاد شهید، قرارداد به گونه‌ای تنظیم شده که تخریب این ساختمان صورت نگیرد.
شفاف‌سازی متن قرارداد در شرایطی که اخبار متناقضی درباره این سینما در رسانه‌ها منتشر شد، الزامی است.

ابهاماتی که در خصوص ادعاهای بنیاد شهید وجود دارد:

۱. چرا سینما با بهای اندک واگذار شده است؟

۲. کدام شخص حقیقی یا حقوقی سینما را خریداری کرد؟

۳. چه تضمینی در قرارداد وجود دارد  که خریدار سینما را تخریب نکند؟ اگر خریدار آنقدر ذی نفوذ است که سینما را زیر قیمت خریداری کرده آیا ممکن است سینما را تخریب نکند و کسی هم مانع نشود؟

۴. آیا شرایطی فراهم می‌شود که جامعه صنفی تهیه‌کنندگان یا سازمان سینمایی بتواند روند بازسازی این سینمای خاطره‌انگیز – به شکل سابق – را تا زمان بازگشت به چرخه اکران پیگیری کند؟

البته جامعه صنفی تهیه‌کنندگان سینمای ایران تلاش دارد تا به عنوان چشم بینای جامعه هنری، ‌روند فعالیت بازسازی تا بازگشت به چرخه اکران را پیگیری کند.




یک فعال سینما با زیر سوال بردن کیفیت داوری‌های جشنواره سی و هشتم بیان داشت⇐انگاری عمدا برخی فیلمها را نادیده گرفتند!/داوران فجر با نادیده گرفتن “خون شد”، به‌دنبال نمایش بزرگی(!) خود بودند؟/کدام فیلم جشنواره به خوبی “خون شد” سوداگری‌های بازار ارز را چوب زده بود؟؟ /چرا مستندهای مستقل و ازجمله “خط باریک قرمز” را بازی ندادند؟/اینکه دستیار یک داور دوتابعیتی جایزه می‌گیرد عجیب نیست؟؟/اگر بنا به بایکوت مطلق “پسرکشی” بود اصلا چرا فیلم را با تاخیر وارد جشنواره کردند؟؟/چرا در سال بازیهای ضعیف بازیگران زن، اجرای قدرتمند ژاله صامتی در “پسرکشی” دیده نشد؟/اینکه فردی هم داور است، هم برایش بزرگداشت می‌گیرند و هم دخترش را کاندیدا می‌کنند در شان جشنواره فجر است؟؟/انگاری در تعارف با حمایت ۸میلیاردی شهرداری مانده بودند و برای همین جشنواره را معطل فیلمی نگه داشتند که حمایت یک بانک شهری را داشت و درنهایت هم سیمرغ اصلی را به همین فیلم دادند؟؟/چرا “کشتارگاه” که به بهترین شکل پشت پرده مراودات اقتصادی ایران و عراق را نشان می‌داد نادیده گرفته شد؟؟/چرا جشنواره به افرادی باج داد که اساسا جشنواره را به رسمیت نشناخته و اختتامیه را تحریم کردند؟؟/از سال بعد در بالای فراخوان جشنواره با فونت درشت بنویسند: این فراخوان برای سینماگران مستقل است و افراد خاص(!) می‌توانند فراخوان را زیرپا بگذارند و باز جایزه بگیرند

سینماروزان: جشنواره سی و هشتم فیلم فجر به اختتامیه رسید و اغلب جوایز مطابق پیش‌بینی‌ها توزیع شد تا مشخص گردد علیرغم ژست‌های استقلال‌طلبانه هیات‌ داوران این جشنواره، همچنان افراد و جریانات متصل هستند که باید از این جشنواره بهره‌مند باشند و همچنان مستقلین را که روی پای خود ایستاده‌اند به بازی نمی‌گیرند.

روح‌الله حسینی فعال سینما و رسانه با انتقاد از داوری‌های جشنواره گفت: انگاری عمدا برخی فیلمها را نادیده گرفتند و نخواستند آنها را احتساب کنند وگرنه چطور می‌شود یک فیلم کشدار و کسل‌کننده که حتی از آثار قبلی سازنده‌اش هم عقبتر است و حتی سوژه‌اش هم کپی سوژه فیلمی مربوط به ۱۵ سال قبل است نامش بین کاندیداها باشد ولی کیفیت روبه‌جلوی مسعود کیمیایی در “خون شد” دیده نشود.

این فعال سینما ادامه داد: کیمیایی در “خون شد” اجرای تمیزی ارائه داده ضمن اینکه خیلی خوب روایتش را به اتفاقات ارزی پیوند زده! کدام فیلم جشنواره این قدر خوب سوداگری‌های بازار ارز را چوب زده بود؟؟ داوران فجر با نادیده گرفتن “خون شد”، به‌دنبال نمایش بزرگی(!) خود بودند؟

حسینی با اشاره به ورود مستندهای ارگانی به فهرست کاندیداهای سیمرغ گفت: اینکه دستیار یک داور دوتابعیتی جشنواره جایزه می‌گیرد عجیب نیست؟؟؟چرا مستندهای مستقل و ازجمله “خط باریک قرمز” را بازی ندادند؟ نمیشود که بچه‌های مستقل را برای گرم کردن تنور وارد جشنواره کرد ولی در داوری سرشان را برید.

روح‌الله حسینی درباره ورود با تاخیر “پسرکشی” به جشنواره گفت: فیلم را با تاخیر وارد جشنواره کردند و در رای‌گیری هم احتسابش نکردند و حتی وقت کافی برای نشست خبری دراختیارش نگذاشتند!! آن هم درحالی‌که این فیلم یکی از بهترین آثار کارگردانش بود و بخصوص در بازیگری و اجرا از بسیاری آثار جشنواره بهتر و ارزنده‌تر بود؛ حداقلش این بود که در سال بازیهای ضعیف بازیگران زن، اجرای قدرتمند ژاله صامتی در “پسرکشی” باید دیده می‌شد ولی فیلم را کاملا بایکوت کردند. چرا؟ چون امثال صامتی اهل پارتی‌های شبانه نیستند؟؟ اگر بنا به بایکوت مطلق “پسرکشی” بود اصلا چرا فیلم را با تاخیر وارد جشنواره کردند؟؟ این اتفاقات بیش از پیش سوءظن مهندسی آرا را تقویت می‌کند!

این فعال سینما و رسانه با اشاره به حضور فریدون جیرانی در هیات داوران و کاندیداتوری فرزندش در بخش طراحی لباس بیان داشت: اینکه فردی هم داور است و هم برایش بزرگداشت می‌گیرند و هم دخترش را کاندیدا می‌کنند در شان جشنواره فجر است؟؟

روح‌الله حسینی با اشاره به تحریم اختتامیه توسط تیم تولید “روز صفر” بیان داشت: نمی‌دانم دلیل این همه باج دادن چیست؟؟ وقتی عوامل فیلمی علاقه ندارند داوری شوند چه اصراری بود که پنج جایزه نصیبشان شود؟؟ بهتر نبود اساسا اینها از داوری حذف می‌شدند و افرادی جایگزین می‌شدند که لااقل جشنواره را به رسمیت می‌شناسند؟

حسینی با اشاره به ورود با تاخیر فیلم “خورشید” به جشنواره گفت: انگاری در تعارف با حمایت ۸میلیاردی شهرداری از جشنواره مانده بودند و برای همین جشنواره را معطل فیلمی نگه داشتند که در تیتراژش نام یک بانک شهری به چشم می‌خورد و درنهایت هم سیمرغ اصلی را به همین فیلم دادند!

این فعال سینما تاکید کرد: آیا بهتر نبود وقتی فراخوان را منتشر می‌کردند رک و راست می‌نوشتند این فراخوان فقط برای سینماگران مستقل است و سینماگران خاص(!) می‌توانند فراخوان را زیر پا بگذارند؟؟ وگرنه چه دلیلی وجود داشت که فیلمی به‌روز از یک فیلم اولی به نام “کشتارگاه” که به بهترین شکل پشت پرده مراودات اقتصادی ایران و عراق را نشان می‌داد نادیده گرفته شود؟؟

روح‌الله حسینی




این است خروجی هیات داوران جشنواره سی و هشتم ⇐ اهدای بخش عمده جوایز به تحریم‌کنندگان اختتامیه، تهیه کننده مطبوع(؟!) سازمان ارزشی و…

سینماروزان: اختتامیه جشنواره سی و هشتم فیلم فجر با اهدای بخش عمده جوایز(۱۳ سیمرغ) به سه فیلم “شنای پروانه”، “روز صفر” و “خورشید” به اتمام رسید.

شنای پروانه(۵سیمرغ)، روز صفر(۵) وخورشید(۳) در صدر سیمرغ‌بگیران قرار داشتند و عجبا که دست‌اندرکاران تولید “روز صفر” که ۵سیمرغ نصیب‌شان شده بود به‌کل اختتامیه را تحریم کرده و هیچ کدام از جوایز را دریافت نکردند.

جایزه بهترین فیلم، فیلمنامه و طراحی صحنه به “خورشید” رسید که امیر بنان تهیه‌کننده سریال ارگانی “گیله‌وا” و جانشین‌تهیه فیلم ارگانی “ایستاده در غبار” هر دو از محصولات سازمان ارزشی اوج، تولیدش را برعهده داشت.

“شنای پروانه” سیمرغ مردمی را گرفت و درکنارش سیمرغ‌های مکمل زن و مرد، صدا و تدوین!

“روز صفر” سیمرغ‌های فیلم اول، نگاه ملی، جایزه ویژه هیات داوران، جلوه‌های ویژه میدانی و طراحی لباس زا گرفت.

“درخت گردو” سیمرغهای بازیگری مرد و کارگردانی را گرفت.

آمار کمی سیمرغهای جشنواره۳۸ به شرح زیر است:

–شنای پروانه(۵)

–روز صفر(۵)

–خورشید(۳)

–درخت گردو(۲)

–خروج(۲)

 

فهرست کامل سیمرغ‌بگیران جشنواره فجر به شرح زیر است:

–سیمرغ بلورین بهترین فیلم: مجید مجیدی و امیر بنان برای فیلم “خورشید”

–سیمرغ زرین بهترین فیلم با نگاه ملی: سعید ملکان برای فیلم “روز صفر”

–سیمرغ بلورین فیلم برگزیده تماشاگران: “شنای پروانه” به تهیه کنندگی رسول صدرعاملی

–سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه: نیما جاویدی و مجید مجیدی برای “خورشید”

–جایزه ویژه هیئت داوران: سعید ملکان برای فیلم “روز صفر”

–سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی: محمدحسین مهدویان برای فیلم “درخت گردو”

–سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اصلی زن: نازنین احمدی برای فیلم “ابر بارانش گرفته”

–سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اصلی مرد: پیمان معادی برای فیلم “درخت گردو”

–سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن: طناز طباطبایی برای فیلم “شنای پروانه”

–سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد: امیر آقایی برای فیلم “شنای پروانه”

–سیمرغ بلورین بهترین فیلم هنر و تجربه: بهمن و بهرام ارک برای فیلم “پوست”

–سیمرغ بلورین بهترین تدوین: اسماعیل علیزاده برای فیلم “شنای پروانه”

–سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری: مرتضی نجفی برای فیلم “تومان”

–سیمرغ بلورین بهترین جلوه‌های بصری: محمد برادران برای فیلم “خروج”

–سیمرغ بلورین جلوه های ویژه میدانی: محسن روزبهانی برای فیلم “روزصفر”

–سیمرغ بلورین بهترین چهره پردازی: مهرداد میرکیانی برای فیلم “خروج”

–سیمرغ بلورین بهترین طراحی لباس: امیر ملک‌پور برای فیلم “روزصفر”

–سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه: کیوان مقدم برای فیلم “خورشید”

–سیمرغ بلورین بهترین صدابرداری و صداگذاری: مهدی صالح کرمانی و آرش قاسمی برای فیلم “شنای پروانه”

–سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن: بامداد افشار برای فیلم “پوست”

–سیمرغ بلورین بهترین عکس: مریم تخت‌کشیان برای فیلم “غلامرضا تختی”

–سیمرغ بلورین بهترین پوستر: محمد تقی‌پور برای فیلم
“بیست و سه نفر”

–سیمرغ بلورین بهترین آنونس: امید میرزایی برای فیلم “شاه کش”

–سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه داستانی: فیلم “دابر” برای کارگردانی سعید نجاتی

–سیمرغ بهترین فیلم مستند سینمایی به فیلم مستند “جایی برای فرشته ها نیست” به کارگردانی سام کلانتری و تهیه‌کنندگی محمد شکیبانیا و محسن شاه محمدمیراب

— سیمرغ بلورین بهترین فیلم نگاه نو به فیلم “روزصفر” به کارگردانی سعید ملکان

–جایزه ویژه سردار حاج‌قاسم‌سلیمانی: فیلم “آبادان یازده ۶۰” به کارگردانی مهرداد خوشبخت و تهیه کنندگی حسن کلامی




معرفی کاندیداهای سیمرغ جشنواره سی و هشتم⇐با صدرنشینی “شنای پروانه” و “درخت گردو”+توجه ویژه به مجید، سعید و نیکی!! +حال حسابی به آقازاده یک داور، رخشان‌زاده و برادران افغان+!!+بایکوت نسبی “خون شد” و بایکوت مطلق “پسرکشی”

سینماروزان: فهرست کاندیداهای جشنواره سی و هشتم فیلم فجر کم و بیش مطابق پیش‌بینی‌ها اعلام شد.

در صدر آمار کاندیداها، شنای پروانه(۱۲کاندیداتوری)، درخت گردو(۱۱)، خورشید(۱۰) و روز صفر(۹) قرار گرفته‌اند.

به دنبال آنها پوست(۶)، آتابای(۵)، تومان(۵)، خروج(۵)، سه کام حبس(۴) و سینماشهرقصه(۴) قرار گرفته‌اند.

ابر بارانش گرفته(۳)، مغز استخوان(۲)، من می‌ترسم(۲)، مردن در آب مطهر(۲)، قصیده گاو سفید(۲)، آبادان یازده ۶۰(۲) و خون شد(۲) دیگر فیلمهایی هستند که در میان کاندیداها به چشم می‌خورند.

مارال جیرانی آقازاده فریدون جیرانی داور جشنواره هم کاندید جشنواره است؛ در بخش بهترین طراحی لباس برای “خروج”!!!

برادران محمودی افغان با اثری انتقادآمیز در دو رشته کاندیدا هستند و باران کوثری فرزند رخشان بنی‌اعتمادی که زیر بار تحریم فجر نرفت هم با نقشی متزلزل در “عامه پسند” کاندیدای سیمرغ است!!!

فیلم “خون شد”کیمیایی که به‌اعتقاد بسیاری جزو آثار قابل قبول این سالهای کارگردان است فقط در دو رشته کاندیدا شده؛ شاید به خاطر تحریم فجر توسط این کارگردان.

فیلم “پسرکشی”محمدهادی کریمی نیز گرفتار بایکوت مطلق شده؛ این فیلم که در روالی عجیب خیلی دیر وارد جشنواره شده و در رای‌گیری مردمی هم احتساب نشد حتی در یک رشته هم کاندیدای سیمرغ نشد آن هم در شرایطی که اغلب آنها که فیلم را دیده بودند از کیفیت بالای فیلمنامه و کارگردانی و همچنین بازی ژاله صامتی به‌عنوان برگ برنده فیلم یاد کرده‌اند.

فهرست کامل کاندیداها به شرح زیر است:

–نامزدهای بهترین فیلم
نیکی کریمی برای فیلم آتابای
امیر بنان و مجید مجیدی برای فیلم خورشید
سیدمصطفی احمدی برای فیلم درخت گردو
سعید ملکان برای فیلم روزصفر
رسول صدرعاملی برای فیلم شنای پروانه

–نامزدهای بهترین کارگردانی
نیکی کریمی برای فیلم آتابای
مرتضی فرشباف برای فیلم تومان
مجید مجیدی برای فیلم خورشید
محمدحسین مهدویان برای فیلم درخت گردو
سعید ملکان برای فیلم روز صفر
محمد کارت برای فیلم شنای پروانه

–نامزدهای بهترین فیلمنامه
نیما جاویدی و مجید مجیدی برای فیلم خورشید
سعید ملکان و بهرام توکلی برای فیلم روز صفر
محمد کارت، حسین دوماری و پدرام پورامیری برای فیلم شنای پروانه
بهتاش صناعی‌ها، مریم مقدم و مهرداد کورش‌نیا برای فیلم قصیده گاو سفید
علی زرنگار برای فیلم مغز استخوان
بهنام بهزادی و سحر سخایی برای فیلم من می‌ترسم

–نامزدهای بهترین نقش اصلی زن
نازنین احمدی برای فیلم ابر بارانش گرفته
پریناز ایزدیار برای فیلم سه‌کام حبس
مریم مقدم برای فیلم قصیده گاو سفید
ندا جبرئیلی برای فیلم مردن در آب مطهر
الناز شاکردوست برای فیلم من می‌ترسم

–نامزدهای بهترین نقش اصلی مرد
میرسعید مولویان برای فیلم تومان
فرامرز قریبیان برای فیلم خروج
پیمان معادی برای فیلم درخت گردو
امیر جدیدی برای فیلم روز صفر
علی شادمان برای فیلم مردن در آب مطهر

–نامزدهای بهترین نقش مکمل مرد
جواد عزتی برای فیلم آتابای
ارشیا نیک‌بین برای فیلم ابر بارانش گرفته
مجتبی پیرزاده برای فیلم تومان
بابک کریمی برای فیلم سینماشهرقصه
امیر آقایی برای فیلم شنای پروانه
نوید پورفرج برای فیلم مغز استخوان

–نامزدهای بهترین نقش مکمل زن
لیلا زارع برای فیلم خون شد
مینو شریفی‌پور برای فیلم درخت گردو
سمیرا حسن‌پور برای فیلم سه‌کام حبس
طناز طباطبایی برای فیلم شنای پروانه
باران کوثری برای فیلم عامه‌پسند
ستاره پسیانی برای فیلم من می‌ترسم

–نامزدهای بهترین موسیقی متن
حسین علیزاده برای فیلم آتابای
بامداد افشار برای فیلم پوست
رامین کوشا برای فیلم خورشید
حبیب خزایی‌فر برای فیلم درخت گردو
مسعود سخاوت‌دوست برای فیلم شنای پروانه

–نامزدهای بهترین تدوین
محمد نجاریان برای فیلم پوست
حسن حسن‌دوست برای فیلم خورشید
محمد نجاریان برای فیلم درخت گردو
میثم مولایی برای فیلم روز صفر
سیاوش پورخلیلی برای فیلم سینماشهرقصه
اسماعیل علیزاده برای فیلم شنای پروانه

–نامزدهای بهترین فیلمبرداری
سامان لطفیان برای فیلم آتابای
مسعود امینی تیرانی برای فیلم ابر بارانش گرفته
مرتضی نجفی برای فیلم تومان
هومن بهمنش برای فیلم خورشید
مسعود سلامی برای فیلم سه‌کام حبس
سامان لطفیان برای فیلم شنای پروانه

–نامزدهای بهترین طراحی لباس
رسول علیزاده برای فیلم پوست
مارال جیرانی برای فیلم خروج
بهزاد جعفری طادی برای فیلم درخت گردو
امیر ملک‌پور برای فیلم روز صفر
شیده محمود زاده برای فیلم سینماشهرقصه
غزاله معتمد برای فیلم شنای پروانه

–نامزدهای بهترین طراحی صحنه
پوریا اخوان برای فیلم پوست
کیوان مقدم برای فیلم خورشید
محمدرضا شجاعی برای فیلم درخت گردو
سهیل دانش اشراقی برای فیلم روز صفر
آیدین ظریف برای فیلم سینماشهرقصه

–نامزدهای بهترین صدا
امیر شاهوردی و سیدعلیرضا علویان برای فیلم پوست
رشید دانشمند و امین شریفی برای فیلم تومان
امیر نوبخت و آرش قاسمی برای فیلم خروج
حسین بشاش و محمدرضا دلپاک برای فیلم خورشید
مهدی صالح‌کرمانی و آرش قاسمی برای فیلم شنای پروانه

–نامزدهای بهترین جلوه‌های ویژه بصری (CGI)
جواد مطوری برای فیلم آبادان یازده 60
محمد برادران برای فیلم خروج
جواد مطوری برای فیلم خورشید
امین پهلوان‌زاده و کامیار شفیع‌پور برای فیلم درخت گردو
رضا میثاقی و محسن خیرآبادی برای روز صفر

–نامزدهای بهترین جلوه‌های ویژه میدانی
محسن روزبهانی برای فیلم آبادان یازده 60
آرش آقابیک برای فیلم پوست
ایمان کرمیان برای فیلم خورشید
ایمان کرمیان برای فیلم درخت گردو
محسن روزبهانی برای فیلم روزصفر
آرش آقابیک برای فیلم شنای پروانه

–نامزدهای بهترین چهره‌پردازی
مهرداد میرکیانی برای فیلم خروج
محمدرضا قومی برای فیلم خون شد
شهرام خلج برای فیلم درخت گردو
ایمان امیدواری برای فیلم سه‌کام حبس
عظیم فراین برای فیلم شنای پروانه




اعلام اولین نامزدهای جشنواره فجر⇐ از شهردار و سردبیر مجله شهرداری تا مرکز گسترش، اوج و وحید جلیلی!!

سینماروزان: نامزدهای سه بخش نگاه نو، کوتاه داستانی و مستند بلند سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر معرفی شدند.

جلسه جمع‌بندی داوری فیلم‌های بخش نگاه نو، مستند و کوتاه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر با حضور خانم فرشته طائرپور و آقایان روح‌الله حجازی، هادی مقدم‌دوست، مهدی جعفری و مصطفی رزاق‌کریمی در دبیرخانه جشنواره فیلم فجر برگزار شد و نامزدهای این دوره از جشنواره در سه بخش به شرح زیر اعلام شدند:

فیلم‌های کوتاه داستانی
1- امتحان (کارگردان: سونیا حداد، تهیه‌کننده: پوریا حیدری اوره)
2- دابُر (کارگردان: سعید نجاتی، تهیه‌کننده: سعید نجاتی و مهدیه غلامحسینی)
3- کوچه (کارگردان: محمدرضا مصباح، تهیه‌کننده: امیرحسین مهر)

فیلم‌های مستند
1- بانو (کارگردان: محمد حبیبی منصور، تهیه‌کننده: محمد حبیبی منصور)
2- پروژه ازدواج (کارگردان: حسام اسلامی، عطیه عطارزاده، تهیه‌کننده: مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی)
3- جایی برای فرشته‌ها نیست (کارگردان: سام کلانتری، تهیه‌کننده: محمد شکیبانیا، محسن شاه‌محمد میراب)
4- زمستان است (کارگردان: مهرداد زاهدیان، تهیه‌کننده: پیروز حناچی)

نامزدهای نگاه نو
1- بی‌صدا حلزون (کارگردان: بهرنگ دزفولی‌زاده، تهیه‌کننده: مرتضی شایسته)
2- پوست (کارگردان: بهمن ارک و بهرام ارک، تهیه‌کننده: محمدرضا مصباح)
3- روز صفر (کارگردان: سعید ملکان، تهیه‌کننده: سعید ملکان)
4- شنای پروانه (کارگردان: محمد کارت، تهیه‌کننده: رسول صدرعاملی)
5- لباس‌شخصی (کارگردان: امیرعباس ربیعی، تهیه‌کننده: حبیب‌الله والی‌نژاد)

جالب است که شهردار تهران که حمایت ۸میلیاردیش نصیب جشنواره شده نامش در فهرست نامزدهای مستند به چشم میخورد. محمد شکیبانیا از جمله سردبیران سالهای اخیر مجله همشهری۲۴ شهرداری از دیگر افرادیست که نامش در نامزدها به چشم میخورد.

فیلم “لباس شخصی” محصول اوج و “بانو” محصول دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب به مدیریت وحید جلیلی از دیگر فیلمهای اولیت فهرست نامزدهای فجرند.




چرا روسای سینما مهمترین جایزه تولید را از جشنواره حذف کرده‌اند؟؟ آقای انتظامی! پیگیری کن!

سینماروزان: حذف تندیس مدیران تولید از فهرست جوایز تجلی اراده ملی جشنواره سی و هشتم فجر بدعتی غلط است که نه ریشه صنفی دارد و نه حرفه‌ای.

محمدرضا منصوری رییس انجمن مدیران تولید سینمای ایران با انتقاد از حذف تندیس مدیران تولید سینما از بخش جنبی تجلی اراده ملی سی‌وهشتمین جشنواره فیلم فجر توسط مدیران جشنواره گفت: برای پیشرفت، توانمندسازی و بهره‌وری بالای نیروی انسانی خلاق و کارآمد تولید، راهی جز ایجاد نشاط کاری، بالا بردن اعتماد به نفس و ایجاد انگیزه‌ در درون انجمن مدیران تولید نیست. از اولین دوره حضور در جشنواره فیلم فجر تاکنون، تقدیر و تشویق عملکرد مدیران تولید در بخش تجلی اراده ملی جشنواره فجر، نقش به سزایی در توانمندسازی و کادرسازی نیروی جوان و خلاق تولید سینما داشته است. این بی‌مهری به انجمن صنفی مدیران تولید از سوی سازمان محترم سینمایی تاکنون با پاسخ روشنی رو به رو نشده است. آقای انتظامی! این نادیده گرفته شدن چه پیامی را منتقل ‌می‌کند؟ به همین خاطر به مدیران محترمی که نقشی در این تصمیم‌گیری نادرست داشته‌اند، توصیه می‌شود به جای آن که در مقابل اصناف باشند در کنار آن‌ها باشند.

آنچه از اظهارات رییس صنف مدیران تولید برمی‌آید آن است که اراده‌ای درون ساختار دولتی سینما به‌دنبال حذف این جایزه بوده؟؟ پرسش آن است مدیران سینمایی و به‌ویژه شخص حسین انتظامی که مدام از اهمیت کار صنفی در سینما می‌گویند چرا مهمترین صنف تولید را نادیده گرفته‌اند؟؟

مهمترین آثار جشنواره امسال بلحاظ پروداکشن از “درخت گردو” و “روز صفر” گرفته تا “شنای پروانه”، “خون شد” و “پسرکشی” بخش عمده‌ای از کیفیت تولیدشان را مرهون مدیران تولیدی بوده‌اند که کوشیده‌اند استانداردهای سینمای ایران را ارتقا دهند. چرا نباید برای تشویق این صنف قدرنادیده هم که شده تندیس مدیر تولید را در تجلی اراده ملی داشت؟؟

آیا قدرت صنف مدیران تولید که قادر است در یک جشن صنفی ده برابر بزرگترین جشن‌ و جشنواره‌های مملکت، چهره درجه یک سیاسی-فرهنگی-اجتماعی-نظامی را کنار سینماگران قرار دهد عامل ترس مدیران سینما از رقابت با ایشان و حذف تندیس مدیران تولید شده؟؟ 

مگر نه اینکه تا صنف نباشد، قدرت سینما معنا نمی‌یابد پس چرا نباید مدیران از قدرت چنین صنوفی استقبال کرده و اتفاقا با دخیل کردن آنها در جشنواره فجر بر کیفیت جشنواره بیفزایند؟؟؟ شاید هم اختلافات درونی هیات مدیره خانه سینما و ایستادگی برخی اعضا دربرابر خودکامگی‌های روسا، عامل این حذف بوده است که در این صورت هم باید گریست به حال روسای دولتی سینما که در بزنگاه جشنواره خام خودکامگی روسای خانه شده‌اند و بخاطر دلبری از آنها، جنگ با یکی از قدرتمندترین صنوف سینما را استارت زده‌اند!




روسای صنوف خبر دارند؟⇐پخش‌کننده منتفع از اکران، مدیریت آرای مردمی فجر را برعهده گرفته!!

سینماروزان: اولین فهرست برگزیدگان آرای مردمی جشنواره سی و هشتم فجر در شرایطی رونمایی شده که آثار ارگانی بعضا ضعیف وارد فهرست شده‌اند.

با این حال مشکل اصلی نه فقط این فهرست مملو از آثار ارگانی بلکه واسپاری مجدد مدیریت آرای مردمی از سوی خانه سینما به علی آشتیانی‌پور است.

علی آشتیانی‌پور در ماههای اخیر دفتر پخش آفرین‌فیلم را راه انداخته و تقریبا در تمام فصول اکران، سهمی از فیلمهای روی پرده داشته است. در این شرایط اینکه مدیریت آرای مردمی به پخش‌کننده‌ای منتفع از اکران سالانه برسد جای پرسش ندارد؟

تعارف که نداریم؛ بخشی از اقبال مخاطبان به آثار در اکران سراسری مرهون نتایج آرای مردمی فجر است و چه بسیار فیلمهایی که به‌خاطر ورود به فهرست آرای مردمی، پتانسیل اولیه بالاتری برای گیشه خواهند داشت.

آیا انتخاب علی آشتیانی‌پور با هماهنگی روسای صنوف خانه سینما انجام شده یا در این تصمیم‌گیری فقط پای یکی دو نفر از بالادست خانه در میان است؟؟ آیا روسای صنوف راضیند از اینکه پخش‌کننده‌ای منتفع از اکران، مدیریت آرای مردمی را برعهده گیرد؟؟

اصلا بهتر نبود مدیر پخش آفرین‌فیلم شخصا از پذیرش مسئولیت آرای مردمی استعفا می‌داد و جا را باز می‌کرد برای افراد بی‌طرف؟؟

سینماروزان آماده است توضیحات مدیران خانه سینما در این باره را منعکس کتد.




ادعای روزنامه کیهان⇐ تمام اتفاقات جشنواره فجر در دفتری بیرون از ارشاد و توسط مثلث “ر.ح.ت” طراحی شده!

سینماروزان: حتی با وجود آن که تقریبا تمام فیلمهای ارگانی معیار روزنامه “کیهان” وارد جشنواره شده باز این روزنامه دست از نقد جشنواره برنمی‌دارد و در تازه‌ترین گزارش خود از فجر، مدعی مهندسی اتفاقات جشنواره در دفتری بیرون از ارشاد و توسط مثلث “ر.ح.ت” شده است!!

امیرحسین جوانشیر در گفت‌وگو با کیهان گفت: سازمان سینمایی و جشنواره فیلم فجر، توسط «ع،ر»، «م.م. ح» و «ع. ت» در دفتری بیرون از مجموعه وزارت ارشاد «باغ فردوس» طرح‌ریزی و مهندسی می‌شود و حسین انتظامی ‌معاون وزیر و رئیس سازمان سینمایی و ابراهیم داروغه‌زاده دبیر جشنواره فیلم فجر و حتی دیگر مدیران سینمایی در عمل هیچ‌کاره‌اند و تنها مجری تصمیمات و دستورات این عناصر در سایه و کلیدی سینما هستند!

این منتقد افزود:‌ اشخاص هدف نظر، در همه امور و انتصابات و جشنواره‌ها و حتی صدور مجوز فیلم‌ها دخالت مستقیم دارند و تمام مهره‌چینی‌ها در سینما دولتی و تدوین برنامه‌های سینمای دولت به اصطلاح تدبیر و امید از طرف اتاق فکر اصلاح‌طلبان به این عوامل‌شان محول شده است!!

وی همچنین گفت: یکی از مأموریت‌های مهم این‌ اشخاص میدان دادن بیش از حد به تشکیلات مافیایی و کاملاً سیاسی خانه سینما و تقویت همه‌جانبه آنها و دخالت دادن‌شان در کل امور سینمای دولتی و کمرنگ کردن نقش نیروهای ارزشی و انقلابی است که نتیجه آن پر و بال دادن به عده‌ای سلبریتی بی‌شناسنامه و بی‌هویت برای میدانداری و جهت‌دهی در انتخابات‌ها و بزنگاه‌های مختلف سیاسی به نفع جریانی خاص شده است.

جوانشیر ادامه داد: این روزها هم شاهد مانور دستوری این عده قلیل در نمایش‌هایی مثل تحریم جشنواره‌های فجر و یا شرکت هدفمند در تجمع ضدانقلاب رو‌به‌روی در دانشگاه امیرکبیر و دوشادوش اربابشان «سفیر انگلیس» بودیم که نمونه‌های این‌گونه اقدامات به شکل فزاینده‌ای این روزها در حال افزایش است و البته همگی هم به علت عدم همراهی مردم با شکست مواجه شده است!




خروجی تازه‌ترین شفاف‌سازی سازمان سینمایی درباره هنروتجربه⇐یک میلیارد برای اجاره سالن!!+بیش از ۸۰۰میلیون هزینه پشتیبانی!!+۴۰۰میلیون برای انتشار مجله+بیش از صدمیلیون برای سایت+۱۵۰میلیون برای انتشار برنامه اکران!

سینماروزان: در روال منتج از مدیریت حسین انتظامی بر سازمان سینمایی تازه‌ترین گزارش عملکرد مالی هنروتجربه منتشر شده است.

طبق این شفاف‌سازی مالی معلوم شده که در این گروه فقط یک میلیارد صرف اجاره سالن میشود؛ اینکه چقدر از این یک میلیارد هزینه اجاره سالن، از طریق جلب مخاطب برمی‌گردد نامعلوم است؟!

بیش از ۸۰۰میلیون(دقیقا ۸۳۱/۲میلیون تومان) در این گروه صرف پشتیبانی(!) شده است!

۴۰۰ میلیون از بودجه هنروتجربه برای انتشار مجله‌ای صرف شده که تیراژ و تک‌فروشی‌اش مشخص نیست؟

در هنروتجربه ۱۵۰میلیون برای انتشار برنامه اکران صرف شده است! آن هم در روزگار غلبه صفر و یک بر زندگی آدمیان و درحالی‌که فضای مجازی بر همه چیز سایه افکنده است!!

در عملکرد مالی هنروتجربه با رقم ۱۴۰میلیونی بابت محتوا برای سایت و نشر اخبار هم مواجهیم! آیا این گروه برای نشر اخبارش در رسانه‌ها هزینه پرداخت می‌کند؟؟؟

گزارش تازه‌ترین کامل عملکرد مالی هنروتجربه را اینجا ببینید‌.




کارگردان فیلم ارگانی در مسیر بابک حمیدیان؟/ساده‌زیستی حوالی کاخ نیاوران؟؟+فیلم

سینماروزان: بعد از انصراف بابک حمیدیان بازیگر فیلم ارگانی “روز بلوا” از حضور در جشنواره، کارگردان این فیلم هم با لحنی محافظه‌کارانه درباره “روز بلوا” صحبت کرده است.

شعیبی، فیلمش را اثری بدون جهت‌گیری و فاقد قضاوت خوانده؛ انگار که در بخش خصوصی و با سرمایه شخصی، فیلمی مستقل ساخته!!

مگر نه اینکه “روز بلوا” با حمایت سازمان هنری-رسانه‌ای اوج تولید شده و رییس این سازمان هم تاکید کرده با افتخار از سپاه بودجه می‌گیرد پس چرا شعیبی این قدر خنثی حرف می‌زند؟؟

نمی‌شود که هم حمایت اوج را داشت و هم مدعی فقدان جهت‌گیری شد! اوج سازمانی منسوب به نیروهای نورس دست راستی است و شعیبی هم خواه ناخواه برای چنین سازمانی فیلم ساخته.

اینجاست که می‌شود گفت دم حاتمی‌کیا گرم که لااقل وقتی با حمایت ارگانهای حاکمیتی فیلم میسازد آن قدر وجود دارد که فریاد بزند فیلمساز نظام است!! به هر حال نمی‌شود که هم حوالی کاخ نیاوران سکنی گزید و هم مدعی ساده‌زیستی شد!

برای تماشای گفته‌های شعیبی اینجا را ببینید.