با دلجویی از کارگردان «ژن خوک»+استفاده از یک مدیر خوشنام+نویسنده‌ای اهل گفتگو+یک فیلمساز جشنواره‌ای+یک نماینده خانه سینما⇐هیأت داوران بخش فیلم اولیهای جشنواره فجر معرفی شد⇔پیش‌بینی: باید منتظر تقابل کارگردان و تهیه‌کننده «یک خانواده محترم» در بخش فیلم اولیها باشیم!!

سینماروزان: داوران بخش فیلم اولیها(نگاه نو)، فیلم‌های کوتاه و  فیلم‌های مستند سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر مشخص شدند.

به گزارش سینماروزان محمد آفریده، حبیب احمدزاده، آیدا پناهنده، سعید سهیلی و مازیار میری 10 فیلم بخش نگاه نو، 5 فیلم مستند و 4 فیلم کوتاه این دوره را برای انتخاب بهترین فیلم داوری خواهند کرد.

در این بین محمد آفریده از جمله مدیران محترم سالیان سینمایی است که حضورش در هیأت داوران جای امیدواری میگذارد برای جوانان فیلم اولی. جالب است که مسعود بخشی کارگردان فیلم پرحاشیه «یک خانواده محترم» هم با فیلمی به نام «یلدا» در بخش فیلم اولیها حضور دارد و حالا تقابل او با آفریده ای که تهیه کننده آن فیلم بود در این بخش دیدنی خواهد بود!!

حبیب احمدزاده مورخ و نویسنده جنگ که اغلب خود را اهل گفتگو حتی با مخالفان آرایش نشان داده، دیگر عضو هیأت داوران بخش نگاه نوی فجر است.

سعید سهیلی که فیلم «ژن خوک»ش در جشنواره برگزیده نشد را باید نماینده طیف سینمای تجاری در این بخش دانست. آیدا پناهنده هم فیلمسازی تازه‌کار است که لابد به خاطر حضور فیلم اولش «ناهید» در برخی محافل خارجی به نمایندگی از طیف سینمای جشنواره ای در این هیأت حضور دارد؟!

مازیار میری از نیروهای نزدیک به منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما که در شورای پروانه ساخت معاونت نظارت هم حضور دارد را میتوان هم نماینده نظارتی و هم نماینده طیف حاکم بر خانه سینما دانست؛ بخصوص که میری در هسته اجرایی آخرین جشن خانه سینما هم حضور داشت.




چرا محمد آفریده بی‌رقیب ترین گزینه برای مدیریت آتی مرکز گسترش است؟؟ چون نه فساد اقتصادی داشته و نه فساد اخلاقی و چتر واحدش همه را دربرگرفته؛ از خالق “اخراجیها” تا سازنده “آشغالها…” !!

سینماروزان: بعد از توفیق اجباری سینمای ایران در تصویب و اجرای قانون منع به کارگیری بازنشستگان و کنار رفتن محمدمهدی حیدریان، حسین انتظامی که برخلاف اکثر مدیران سینمایی دولت های اصلاح طلب یا نزدیک به اصلاح طلبان یک چهره فرهنگی و رسانه ای است تا یک مدیر با سابقه امنیتی، به ریاست سازمان سینمایی وزارت ارشاد منصوب شد.

به گزارش سینماروزان و به نقل از “ستاره سینما” به دنبال این تغییر در رأس هرم سینمای کشور، زمزمه هایی نیز مبنی بر برکناری مدیران پیشتر آزموده سینمای کشور به گوش رسید، از جمله مهدی طباطبایی نژاد مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که در تمام دوران فعالیتش درباره بودجه های تخصیص یافته به تولید مستند شفاف سازی نکرد.

گویا تغییر مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند قرار است زودتر از سایر بخشهای سازمان سینمایی صورت پذیرد و گمانه زنی های مختلفی از گزینه های جایگزینی احتمالی در فضای مجازی مطرح گردیده.

قاطعانه می توان گفت که در بین گزینه های موجود، محمد آفریده مناسب ترین گزینه برای ریاست این مرکز است.

وی از سال ۱۳۵۸ فعالیت هنری خود را در کانون پرورش فکری و مرکز اسلامی فیلمسازی وابسته به صداوسیما آغاز کرد. از سال ۱۳۶۲ تا ۱۳۸۸ مسئولیت‌های اجرایی متفاوتی همچون؛ کارشناس فرهنگی سینما در بنیاد سینمایی فارابی، مسئول تأمین فیلم و سریال اداره کل تأمین برنامه خارجی سیما، مدیر تولید و مدیرعامل انجمن سینمای جوان ایران و مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برعهده داشته‌است. در کارنامه هنری وی می‌توان به مواردی همچون عضویت در هیئت مؤسس کانون فیلمنامه نویسان ایران، تهیه‌کنندگی بیش از سیصد برنامه تلویزیونی فیلم کوتاه (سینمای دیگر) برای شبکه‌های سیما، کارگردانی چندین فیلم و سریال تلویزیونی و نیز نویسندگی کتاب فیلمنامه «زیر آسمان» (نویسندگی مشترک) انتشارات امیرکبیر در حوزه دفاع مقدس اشاره کرد.

آفریده همچنین تهیه‌کنندهٔ فیلمِ «یک خانوادهٔ محترم» است. فیلمی که حاشیه های آن باعث شد تا آفریده مدتی از مدیریت سینمای کشور به دور باشد. حاشیه هایی که به دلیل عقده گشایی و انتقام شخصی مدیری اسبق که خود آلوده به انواع مفاسد اخلاقی و اقتصادی است و خط دهی وی به برخی رسانه های خاص پدید آمد و در اصل ماجرا فیلم قربانی دروغ پراکنی فردی شد که خود هیچ پایبندی خاصی به ارزش های ادعایی اش نداشت! و در این وسط مدیری مانند محمد آفریده مورد هجمه قرار گرفت و البته سینمای ایران بواسطه محروم ماندن از این مدیر متخصص و اخلاق مدار آسیب دید.

محمد آفریده علاوه بر شناخت کامل از سینما و مقوله فیلمسازی، مدیری است که در عین تعهد و واقف بودن بر خطوط قرمز، به آزاداندیشی و تفکر احترام میگذارد، کوچکترین لکه اخلاقی یا مالی در کارنامه وی نیست و از طرفی در صورت مدیریت، چتر واحد وی همه را پوشش خواهد داد نه فقط عده ای خاص و همیشه حاضر در پای سفره دولتی؛ کما اینکه این امر را پیشتر در زمان مدیرعاملی خود در مرکز سینمای مستند و تجربی به اثبات رسانده و آفریده بیشترین آفرینش را در معرفی چهره های جدید و جوان فیلمسازی به سینمای کشور بر اساس شایسته سالاری در هنر در کارنامه مدیریتی خود دارد.

آفریده همو بود که حتی حضور در کسوت مشاور یک مدیر نورس و کم تجربه در شبکه مستند را هم مجالی کرد برای آشتی دادن شماری از مستندسازان با رسانه ملی.

آفریده با همه کار کرده؛ از امثال مسعود ده نمکی تا چهره هایی نظیر محسن امیریوسفی که در ظاهر هم که شده از دسته بندیهای مجزایی هستند و این خصیصه ایست که کمتر مدیر ایرانی بدان شهره باشد!!

باید منتظر ماند و دید آیا حسین انتظامی مدیری کارآزموده و فرهنگی و واقف به امور مانند محمد آفریده را دوباره بر مسند مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی خواهد نشاند یا اینکه همچنان در بر روی همان پاشنه پنج سال مدیریت قبلی و گزینه هایی مردود خواهد چرخید؟




خبر خوش دبیر جشنواره فجر برای مخاطبان⇐قیمت بلیت جشنواره همان قیمت پارسال است یعنی ۱۲ هزار تومان+توضیحات دبیر درباره استقرار اهالی رسانه و هنرمندان در پردیسهای ملت و باغ کتاب

سینماروزان: بالا رفتن قیمت بلیت سینماها در سال 97 و رسیدن به سقف قیمت 15 هزار تومان این پیش بینی را ایجاد میکرد که قیمت بلیتهای جشنواره هم افزایش یابد.

به گزارش سینماروزان با این حال دبیر جشنواره فجر از عرضه بلیت امسال به همان قیمت پارسال یعنی (قیمت تک بلیت در سری 12 هزار تومان و خارج از سری 15 هزار تومان) خبر داد.

داروغه‌زاده در ارتباط با قیمت بلیط سینماهای اکران‌کننده فیلم‌های جشنواره امسال با توجه به اکران سراسری در استان‎ها به “دانشجو” گفت: برای رعایت حال مخاطبان، امسال تغییری در نرخ قیمت بلیط چه به صورت پیش‌فروش و چه فروش در گیشه، نخواهیم داشت و به همان قیمت سال گذشته عرضه خواهد شد.

داروغه‌زاده همچنین در ارتباط با محل برگزاری جشنواره فجر سی و هفتم اعلام کرد: به احتمال فراوان مثل روال سال قبل همچنان «سینما ملت» و «پردیس سینمایی باغ کتاب»، میزبان اهالی رسانه و هنرمندان جشنواره امسال است اما با این حال این انتخاب‌ها هنوز قطعی نیست.

او افزود: با وجود برخی انتقادها از سینما ملت، مثل کمیت پارکینگ آن ولی سال گذشته از این پردیس رضایت داشتیم، فعلا هم چند پردیس سینمایی درخواست میزبانی داشته‌اند ولی همچنان به نتیجه نهایی برای میزبانی نرسیده‌ایم.




نوبر مدیریت طباطبایی نژاد-رزاق کریمی!؟⇐جوایز اصلی سینماحقیقت به مستندی ارگانی رسید؛ به تهیه کنندگی یکی از مدیران جشنواره!!!

سینماروزان/مسعود احمدی: در روزهای برگزاری جشنواره سینماحقیقت پرسشهای مکرر رسانه های مستقل درباره چرایی جمع آوری دستی آرای مردمی و حضور فراوان فیلمهای ارگانی در میان صدرنشینان آرای مردمی را شاهد بودیم.

برپایی اختتامیه جشنواره سینماحقیقت هم نه تنها از حجم پرسشها کم نکرد که پرسشهایی تازه را شکل داد.

فارغ از سهم چشمگیر شماری از محصولات مرکز گسترش و از جمله “آنجا که باد میوزد”، “ورس” و “تمام چیزهایی که جایشان خالیست” از جوایز، سه جایزه اصلی به مستندی ارگانی رسید که اتفاقا تهیه کننده اش در هسته اجرایی جشنواره حاضر بود.

مستند “خانه ی برای تو” محصول حوزه هنری جوایز بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین موسیقی سینماحقیقت را یکجا از آن خود کرد.

مهدی شامحمدی تهیه کننده این مستند مسئولیت دبیری اجرایی بخش انتخاب بهترین فیلم مردمی جشنواره را هم برعهده داشت!!! بخشی که اتفاقا به شدت هم پرسش ساز شد.

آیا محمدمهدی طباطبایی نژاد مدیر مرکز و دبیر جشنواره و مرتضی رزاق کریمی قائم مقام ایشان خبر نداشتند که شامحمدی در جشنواره فیلم دارد و بر این اساس حضورش در یک پست کلیدی جشنواره و در عین حال دروی جوایز اصلی توسط فیلم وی، ممکن است سوءتفاهم زا شود؟؟




معرفی هیأت انتخاب مستند جشنواره فجر با حضور قائم مقام مرکز گسترش+یک مدیر ارزشی تلویزیون+یک مستندساز سابق⇔پرسش اول: به این ترتیب باز هم مستندهای ارگانی هستند که به جشنواره راه خواهند یافت؟؟/پرسش دوم: مستندساز سابقی که به هیأت انتخاب فجر رفته، قید حضور فیلم بلندش در جشنواره را زده؟

سینماروزان: بعد از معرفی هیأت انتخاب بخشهای سودای سیمرغ و فیلم اولیهای جشنواره سی و هفتم فجر که به قدر کفایت مناقشه برانگیز بود حالا با معرفی هیأت انتخاب مستند جشنواره، حجم مناقشات چند برابر شده است.

ابراهیم داروغه زاده دبیر جشنواره سی و هفتم مرتضی رزاق کریمی، سلیم غفوری و آرش لاهوتی را به عنوان هیأت انتخاب مستند جشنواره امسال معرفی کرده است.

 در این هیأت فقط یک مستندساز-البته از نوع مستندساز سابق- به نام آرش لاهوتی حضور دارد و دو مدیر هستند که غلبه هیأت انتخاب مستند به نفع آنهاست. لاهوتی اخیرا فیلمی داستانی به نام «روزهای نارنجی» را به تهیه کنندگی علیرضا قاسم خان-مدیر پیشین موزه سینما که به دلیل قانون ممنوعیت حضور بازنشستگان از کار برکنار شد- ساخته که مشخص نیست فیلمش را متقاضی فجر کرده یا به خاطر حضور در هیأت انتخاب مستند فجر قید حضور در جشنواره را زده؟

مرتضی رزاق کریمی قائم مقام مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی درحالی به هیأت انتخاب مستند راه یافته که دستاورد اخیرش در برگزاری جشنواره مقاومت و حضور پررنگ ارگانیها در صدر آرای مردمی به شدت پرسش ساز شده است. سلیم غفوری هم که از مدیریت مستند شبکه ارزشی افق به مدیریت شبکه مستند تلویزیون رسید دیگر عضو هیأت انتخاب مستند فجر است.

اولین پیش بینی از چنین چینشی در هیأت انتخاب مستند، ورود مستندهای ارگانها و نهادها به جشنواره فجر است! به هر حال رزاق‌کریمی قائم مقام مرکز گسترشی است که سالانه بودجه ای هنگفت صرف تولید مستند میکند و به همین سبب سهم خود را از فجر هم میخواهد. غفوری را هم میتوان مدیر مطبوع ارگانهای ارزشی مستندساز دانست!

با این ترکیب آیا امکان دارد مستندهای متعلق به بخش خصوصی به جشنواره راه یابند؟




پس از پرسشهای شکل گرفته در چرایی جمع آوری دستی آرای مردمی سینماحقیقت، یک رسانه اصولگرا مطرح کرد⇐چرا با شبکه های معاند ماهواره ای، همسو شده اید؟؟

سینماروزان: جشنواره سینماحقیقت امسال به واسطه چرایی شمارش دستی آرای مردمی که همراه شده با حضور مستندهای ارگانی در صدر آرا(!) با انتقادات فراوانی مواجه شده است.

به تازگی رسانه اصولگرای “سینماپرس” با تحلیل یکی از مستندهای این جشنواره که با حمایت مرکز گسترش تولید شده از تقدیس پهلوی در این مستند گلایه کرده است.

“سینماپرس” نوشت:
مستند “ورسک” محصول مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی نمودی بارز از نفوذ فرهنگی است. نفوذی که تا عمق جان مدیریت فرهنگی و سینمایی حال حاضر کشور رسوخ نموده و سبب شده تا در چهل سالگی انقلاب اسلامی تولیدات حمایتی مرکز گسترش سینمای مستند به این نحو به جعل تاریخ بپردازد و با نادیده انگاشتن خیانت های فراوان و بی شمار پهلوی اول، اقدام به ترسیم و تصویر سازی قدیس گونه از این دیکتاتور نماید و این همه در لوای یک فیلم تاریخی با موضوع پایان گارانتی ۷۰ ساله «پل ورسک» پنهان گردد.

“سینماپرس” ادامه داد: مستند مذکور که سال ۹۶ برای شرکت در یازدهمین جشنواره سینماحقیقت درخواست حضور داشته، اکنون در دوازدهمین جشنواره حضور یافته است. به راستی چگونه می شود که در چهل سالگی انقلاب اسلامی مدیریت سینمایی کشور این چنین همسو با بیگانگان درآمده و به صورتی اینچنین شفاف شعار مضحک و مجعول شبکه های معاند ماهواره ای سلطنت طلب در قالب “رضا شاه روحت شاد” را با بودجه های فرهنگی کشور تصویر سازی و به مخاطب مسلمان ایرانی حقنه می نماید!؟؟؟




ستاد جمع آوری آرای مردمی سینماحقیقت درباره شبهه های شکل گرفته در مسیر دستی(!)رأی گیری بیانیه داد اما به دو پرسش اصلی پاسخ نداد⇐پرسش اول: چرا رأی گیری دستی و نه الکترونیک؟/پرسش دوم: چرا نام افراد شمارش کننده آرای مردمی و اسامی ناظران شمارش آرا مشخص نیست؟

سینماروزان: پرسشهای شکل گرفته بر سر چرایی جمع آوری دستی آرای مردمی در جشنواره سینماحقیقت و همچنین مشخص نبودن افرادی که شمارش آرا توسط آنها انجام شده با واکنش ستاد اجرایی آرای مردمی این جشنواره مواجه شده است.

این ستاد در بیانیه خود درباره کلیات رأی گیری حرف زده اما به دو پرسش کلیدی شبهه ساز پاسخ نداده است.

پرسش اول آن است که چرا رأی گیری دستی و نه الکترونیک؟؟ وقتی در آستانه رسیدن به سال 1400 هستیم و شعار دولت الکترونیک در تمامی وجوه به ترجیع بند گفتار دولتمردان بدل شده چرا دست اندرکاران سینما حقیقت همچنان رأی گیری شبهه ساز دستی را ارجح میدانند؟؟
 

پرسش دوم ناظر به عدم شفاف سازی درباره آنهایی است که از سوی جشنواره وظیفه شمارش آرا را برعهده دارند! چرا مشخص نیست آرا را چه کسانی می شمارند و چه کسانی بر شمارش آرا نظارت دارند؟؟
 

سینماروزان با اعلام آمادگی جهت انتشار پاسخ مدیران سینماحقیقت به دو پرسش فوق متن کامل بیانیه ستاد اجرایی آرای مردمی این جشنواره را ارائه میدهد:

در اولین روز جشنواره سینماحقیقت آیین نامه و مقررات عمومی پیرامون شرایط رای گیری بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در سایت رسمی جشنواره سینماحقیقت منتشر شد. مسوولان ستاد با استفاده از رسانه‌های گروهی و شبکه‌های تلویزیونی شرایط و مقررات را چندین نوبت اعلام کردند، اما همچنان پرسش‌های بسیاری توسط صاحبان آثار و عوامل مستندهای بخش مسابقه ملی و علاقه مندان به این آثار مطرح می شود به همین دلیل پاسخ متداولترین سوالات مطرح شده را دوباره درج می کنیم.1- افرادی که به صورت VIP   و خارج از صف توسط عوامل سازنده فیلم وارد سالن می شوند طبق آیین نامه برگه رای دریافت نمی کنند.2- به محض شروع فیلم توزیع برگه رای متوقف می شود و کسانی که بعد از شروع فیلم وارد سالن می شوند برگه رای دریافت نمی کنند.3- در آخر و مهمتر از همه ملاک سنجش برای شمارش آرا میزان رضایت تماشاگران از فیلم است و نه تعداد مخاطبان. این موضوع در مورد سانس های فوق العاده نیز صادق است. بنابراین همانطور که قبلا اعلام شد مجددا فرمول محاسبه را یادآوری می کنیم.هر رای خوب 2  امتیاز ، رای متوسط 1  امتیاز و رای ضعیف بدون امتیاز در نظر گرفته می شود.جمع امتیازهای فیلم تقسیم بر تعداد کل آرا خواهد شد که عددی بین 0 تا 2 به دست می آید سپس با گرفتن ضریب 50 امتیاز آن فیلم از صد محاسبه خواهد شد. هرفیلمی که نزدیکترین امتیاز به صد را داشته باشد به عنوان بهترین فیلم از نگاه تماشاگران انتخاب خواهد شد. بنابراین تعداد بالای تماشاگران لزوما امتیاز بالا برای فیلم نمی آورد و ملاک میزان رضایت مخاطبان و تماشاگران است.




آقای طباطبایی‌نژاد! این شمارش آرای دستی(!) یادآور زمانی است که فیلم شکست خورده اکران نوروز تبدیل شد به برگزیده مردمی فجر!!/چرا علیرغم بودجه مکفی سامانه ای استاندارد برای جمع آوری آرای مردمی سینماحقیقت تدارک ندیدید؟؟

سینماروزان: علیرغم اقبال بالای مخاطبان به مستند تاریخ باشگاه استقلال «آبی به رنگ آسمان» در جشنواره سینماحقیقت ولی نام این فیلم حتی در میان پنج فیلم آرای مردمی هم نیست!!

جمع آوری دستی آرای مردمی به سبک دو دهه قبل و همچنین کمبود برگه رأی گیری علیرغم حضور نزدیک به ششصد مخاطب که برخی هم ایستاده به تماشای «آبی…» نشسته بودند و همچنین عدم تخصیص سانس فوق العاده علیرغم تقاضای بالای مخاطبان، پرسشهایی جدی را درباره چگونگی شمارش آرای مردمی پیش رو میگذارد!!

محمدمهدی طباطبایی‌نژاد دبیر جشنواره حقیقت حتما باید به این پرسش پاسخ دهد که علیرغم بودجه هنگفت این جشنواره چرا سامانه ای استاندارد برای رأی گیری الکترونیک فراهم نشده و همچنان رأی گیری دستی انجام شده!؟؟

مگر امکان دارد فیلمی که صدها مخاطب را فقط در یک سانس جمع کرده حتی در میان پنج فیلم مردمی نباشد؟؟ این روند بیش از همه یادآور ادواری از جشنواره فجر است که رأی گیری دستی بود و به ناگاه فیلمهایی بعدتر رکوردشکن مثل «گشت2» از فهرست آرای مردمی خارج شدند و بجایش فیلمهایی به عنوان برگزیده مردمی معرفی شدند که حتی در اکران نوروز هم قعرنشین بودند!!

 آقای طباطبایی نژاد! در هر جایزه ای که توجیه سلیقه هیأت داوران به کار آید برای منتخب مردمی نمیتوان چنین توجیهاتی تراشید! بترسید از روزی که منتخب مردمی جشنواره تان هم زیر سوال برود…




معرفی هیأت انتخاب فجر بدون حضور فیلمساز شاخص و با حضور پررنگ نیروهای نظارتی⇐ از نویسنده “سالوادور…” تا مجری برنامه ای به تهیه کنندگی داداش کوچیکه تهیه کننده فیلم “۳ارگانی”!!/از همسر سرپرست موزه سینما تا یک مدیر پرمشغله تلویزیون؛ همه در هیأت انتخاب!!

سینماروزان: طی احکامی از سوی ابراهیم داروغه زاده دبیر سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر احمد امینی، محمد علی حسین نژاد، حسن خجسته، شاهرخ دولکو، بهروز شعیبی، حسین کرمی و رضا مقصودی به عنوان اعضای هیات انتخاب این دوره جشنواره منصوب شدند.

به گزارش سینماروزان هرچند مشخص نیست داروغه زاده در انتخاب این افراد چقدر استقلال داشته و چقدر تحت تاثیر “مدیر در سایه” سازمان بوده(؟) اما آنچه هویداست خلأ فیلمساز یا سینماگر شاخص در هیأت انتخاب است.

حسین کرمی و حسن خجسته نیروهای نظارتی هیأت انتخاب هستند و هنوز نفهمیده ایم چرا حسین کرمی با آن همه مشغله در تلویزیون باز حضور در چنین هیأتی را پذیرفته!؟؟

فیلمسازان هیأت انتخاب احمد امینی، بهروز شعیبی و رضا مقصودی هستند که هیچ کدام فیلمساز شاخص و صریح اللهجه ای نیستند و بعید است که بتوانند در برابر فشارهای وارده برای حضور فیلمهای خاص(!) دوام بیاورند؟؟

مقصودی فیلمنامه نویس کمدیهایی مثل “من سالوادور نیستم” است که سال قبل اولین فیلمش “خجالت نکش” را ساخت.

احمد امینی که سالهاست فیلمی نساخته ولی چند سال است که به طور متوالی وارد هیأت انتخاب میشود!! بماند که همسرش لادن طاهری هم اخیرا به سرپرستی موزه سینما رسیده و این معنایی دارد جز ارتباط نزدیکتر با مدیریت دولتی سینما؟؟؟

بهروز شعیبی هم که به واسطه همکاری با تهیه کنندگی فیلم 3ارگانی هلاکت موسی خیابانی شناخته میشود و تجربه موفقی در بخش خصوصی نداشته!

تهیه کننده ای به نام محمدعلی حسین نژاد هم در هیأت انتخاب حضور دارد که بیش از هر چیز به واسطه سوابق مدیریتی به خصوص در مرکز گسترش شناخته میشود.

در هیأت انتخاب شاهرخ دولکو هم هست که مشخص نیست با کارنامه اش به عنوان منتقد وارد شده یا تیزرساز؟؟ بماند که ایشان همین حالا مجری برنامه ای در تلویزیون هستند که تهیه کننده اش داداش کوچیکه تهیه کننده فیلم 3ارگانی هلاکت موسی خیابانی است!!

این تهیه کننده امسال با قسمت دوم این فیلم با عنوان “رد خون” متقاضی جشنواره است و از همین حالا حضور این فیلم در جشنواره شبهه برانگیز خواهد بود!!




متعاقب رسانه های مستقل حالا یک رسانه اصلاح طلب متذکر شد⇐ناکارآمدی تشکل‌های صنفی زیر پوشش خانه سینما به انزوا و فترت طولانی فیلم‌بردارانی مانند فرج حیدری منجر شد!!/آیا اراده ای در خانه سینما برای جلوگیری از این وضعیت غم انگیز وجود ندارد؟؟

سینماروزان: مرگ فرج حیدری فیلمبردار توانای سینمای بدنه درحالی که تازه دو هفته پیش از مرگ بیمه شده بود(!!) با انتقادات رسانه های مستقل مواجه شد و این رسانه ها به طرح این پرسش پرداختند که چرا بدنه پیشکسوت صنف برای بیمه شدن هم باید کلی دوندگی کنند و حرمتشان در زمان حیات رعایت نمیشود؟

به تازگی روزنامه اصلاح طلب “شرق” در تحلیلی با مرور کارنامه فرج حیدری به انتقاد از وضعیت سالهای آخر عمر او و دیگر پیشکسوتان فیلمبرداری پرداخته است.

این رسانه نوشته است: اساسا این‌گونه فیلم‌برداران و عوامل فنی سینما سیر تکاملی خود را در یک سینمای حرفه‌ای که «بخش خصوصی» در آن به درستی تعریف شده باشد، پیدا می‌کنند.

“شرق” ادامه داده: متأسفانه با سیاست‌گذاری‌های دائم در تغییر و تبدیل سینمای ما در سه دهه اخیر و از دور خارج‌شدن بخش خصوصی و ناکارآمدی تشکل‌های صنفی زیر پوشش خانه سینما برای تقسیم کار عادلانه و تداوم حضور و فعالیت افرادی مانند فرج حیدری، با انزوا و دوران فترت طولانی فیلم‌بردارانی مانند فرج حیدری و جمشید الوندی و اصغر رفیعی‌جم و… مواجه بوده‌ایم. این توقف و رکود ناگزیر باعث فرسودگی و عزلت‌گزینی و بازنشستگی زودهنگام و مرگ تدریجی این‌گونه افراد می‌شود.

این رسانه اصلاح طلب افزوده است: فرج حیدری در زمان مرگش 62ساله بود و فرصت زیادی برای ادامه کار حرفه‌ای و اثبات قابلیت‌های فردی‌اش داشت. آیا اراده‌ای در سازمان سینمایی و خانه سینما و صنوف اصلی و حرفه‌ای مرتبط با آن وجود ندارد تا با برنامه‌ریزی صحیح و کارشناسانه و ایجاد شرایط مناسب و الزام‌آور برای حضور اهالی حرفه‌ای سینما در دوره‌های آموزشی و به‌روزکردن خود و تطبیق با دنیای دیجیتال، از تداوم این وضعیت غم‌انگیز جلوگیری به عمل آورند؟؟




استفاده از حلقه بالادستی خانه سینما برای چینش هیأت انتخاب فجر؟؟⇐آیا یک کارگردان شکست خورده سینما که به تلویزیون پناه برده وارد هیأت انتخاب خواهد شد؟؟

سینماروزان/مهدی فلاح صابر: در فاصله کمتر از دو ماه مانده به جشنواره فجر و در شرایطی که بیش از صد فیلم متقاضی جشنواره اند هنوز اسامی هیأت انتخاب جشنواره فیلم فجر مشخص نشده!

به گزارش سینماروزان ابراهیم داروغه زاده دبیر جشنواره، سال قبل با استفاده از برخی سینماگران مستقل هیأت انتخابی چید که توانست بی فشارهای وارده از سوی برخی جریانات تمامیت خواه
، فیلمهای بخش مسابقه را بچیند.

هیأت انتخاب پارسال آن قدر جسارت داشت که فیلمی مثل”شاه کش” متعلق به یک آقازاده سیاسی یا فیلمی نظیر “دایان” که با حمایت یک ارگان متنفذ تولید شده بود یا حتی  فیلم “سراسر شب” که تهیه کننده سابقا همکار با یک بانک خصوصی را پشت خود داشت
،

کنار بگذارد و به جایش برخی آثار بلحاظ مضمونی ملتهب از “مغزها…” تا “عرق سرد” و “هایلایت” و حتی فیلمی مانند “کار کثیف”- که به صراحت از تجارت اخیرا در کانون توجه قرار گرفته مشروبات الکلی میگفت- را وارد جشنواره کند.

امسال چه خواهد شد؟ آیا داروغه زاده باز هم هیأت انتخابش را متکی بر سینماگران استخوان خردکرده و خوشنام خواهد چید یا لابیهای سینما او را به سمت مهره های مطلوب تمامیت خواهان سینما خواهد برد؟؟

آیا بدنه مستقل سینمای ایران وارد هیأت انتخاب خواهد شد یا از حلقه بالادستی خانه سینما که کارنامه صنفی شان به شدت انتقادبرانگیز بوده برای چینش هیأت انتخاب استفاده خواهد شد؟

آیا فیلمسازان شکست خورده سینما که حتی کارکردشان در محافلی همچون شورای اکران به شدت مناقشه برانگیز شده و اخیرا به کار برای تلویزیون روی آورده اند، وارد هیأت انتخاب میشوند تا سینماگرانی با کارنامه شفاف؟

چینش نادرست هیأت انتخاب فجر به مانند دومینو، سیکل اتفاقاتی را شکل خواهد داد که نه فقط روند برگزاری جشنواره که حتی کارنامه سینمایی سال آینده و از آن مهمتر جایگاه مدیریتی داروغه زاده را متزلزل خواهد کرد.




پرسش رسانه های مستقل پیرامون ظهور یک “سرمایه گذار ۸فیلمه” در سینمای ایران⇐چرا این فرد در بازه ای چندماهه، در چندین پروژه مختلف سرمایه گذاشته؟!/چرا این سرمایه گذار به جای پیمودن مسیر تدریجی و پله پله، به ناگاه پول تولید چندین و چند پروژه را تأمین کرده!؟؟/مدیران نظارتی سینما حواسشان بوده که در این چند ماه چند بار نام فرد مذکور به عنوان سرمایه گذار کنار پروژه ها آمده؟/آیا هزینه بازسازی سینما آستارا هم توسط همین سرمایه گذار تأمین شده؟/آیا ایشان به دنبال آن است که با بازسازی سینما آستارا و تبدیل آن به سرگروه، مسیری هموار فراهم کند برای اکران فیلمهای متعددش؟؟

سینماروزان: علیرغم همه دردسرهای ناشی از فعالیت در آکواریوم سینما آن هم در روزگار قدرت رسانه های مستقل همچنان هستند سرمایه گذارانی که به ناگاه وارد سینما شده و با همین ورود ناگهانی کلی هم پرسش ساز میشوند.

به گزارش سینماروزان تازه ترین سرمایه گذار وارده به سینما مردیست میانسال به نام محمدصادق رنجکشان که در هفته های گذشته به واسطه سرمایه گذاری در چندین و چند پروژه پرسش ساز زده.

برخی رسانه ها در چرایی سرمایه گذاری متوالی او در چند فیلم مختلف طرح سوال کرده اند و برخی نیز درباره نقش او در بازسازی سینما آستارا طرح سوال کرده اند.

ابتدا گزارش رسانه “سینما24” درباره این سرمایه گذار را بخوانید:

در ماههای گذشته نام یک سرمایه گذار نورس به نام محمدصادق رنجکشان به عنوان حامی مالی تولید چندین فیلم از محصولات سال اخیر سینمای ایران مطرح شده است.

عناوین این فیلمها را مرور کنید: متری شش و نیم(سعید روستایی-جمال ساداتیان)-سرکوب(رضا گوران)-سرخپوست(نیما جاویدی)-بی حسی موضعی(حسین مهکام-حبیب رضایی)-تفریق(مانی حقیقی)-لتیان(علی تیموری)-قاتل و وحشی(حمید نعمت الله)-از عشق(امیر ثقفی-مستانه مهاجر)

هشت فیلم فوق از جمله پروژه هایی هستند که یا در فهرست عوامل خود نام این فرد را به عنوان مجری طرح و سرمایه گذار آورده اند یا آن که منسوب هستند به حمایت این سرمایه گذار!!

فارغ از آن که صاحبان هشت فیلم نامبرده میتوانند درباره نقش این فرد در تولیدشان شفاف سازی کنند اینکه چرا یک فرد در فاصله ای چندماهه سرمایه چندین پروژه را تأمین کرده جای سوال دارد؟!

این چه سرمایه گذاری است که به جای پیمودن مسیر تدریجی و پله پله به ناگاه پول تولید چندین و چند پروژه را تأمین کرده ؟؟ در اغلب موارد و در بهترین حالت بودجه تولید یک فیلم سینمایی کمتر از یک سال بازنخواهد گشت. بر این اساس این جوان چطور جرأت کرده همزمان در تعدادی بالا فیلم سرمایه گذاری کند؟؟

معاون نظارت سینما و مدیران سینما که اخیرا شرط شفافیت نام سرمایه گذار را در صدور پروانه ساخت لحاظ کرده اند حواسشان بوده که در این چند ماه چند بار نام فرد مذکور به عنوان سرمایه گذار کنار پروژه ها آمده؟؟

پول ایشان از کجاست که به این راحتی صرف بیزنس پرخطر سینما و بعضا صرف افرادی شده که کارنامه ای شکست خورده در سینما دارند؟ احیانا با قارون نسبت دارند؟؟

رسانه مستقل “سیمانما” هم پرسشهایی مبنی بر بازسازی سینما آستارا توسط رنجکشان را این گونه مطرح کرده است:

خبر سرمایه گذاری متوالی محمدصادق رنجکشان در چندین فیلم سینمایی بشدت با تعجب اهالی سینما مواجه شده ولی هنوز مدیران سینمایی در چگونگی حضور همزمان وی در پروژه های مختلف توضیح نداده اند!!؟؟

به تازگی پرسشهایی طرح شده درباره شراکت رنجکشان با جمال ساداتیان در بازسازی سینما آستارا؟؟! ساداتیان که نام فیلم اخیرش “متری شش و نیم” در لیست فیلمهای رنجکشان آمده تاکنون درباره این شراکت حرفی نزده!

آیا رنجکشان به دنبال آن است که با بازسازی سینما آستارا و تبدیل آن به سرگروه مسیری هموار فراهم کند برای اکران فیلمهای متعددش؟؟ باید منتظر ماند و واکنش جمال ساداتیان نسبت به نقش رنجکشان در معادلات سینماییش را دید.




معاون فرهنگی فارابی فاش کرد⇐به مانند قسمت اول فیلم ۳ارگانی «ماجرای نیمروز»، قسمت دوم این فیلم هم با حمایت فارابی تولید شده!!⇔پرسش: قسمت اول فیلم در دوران دلار ۴هزارتومانی نزدیک به نیم میلیارد حمایت گرفته بود! قسمت دوم فیلم در روزگار افسارگسیختگی دلار چقدر از فارابی حمایت گرفته؟؟

سینماروزان: هرچند دست اندرکاران تولید قسمت دوم فیلم 3ارگانی «ماجرای نیمروز» که با عنوان «ردّ خون» در حال تولید است درباره وابستگی ارگانی این فیلم هیچ خبری منتشر نکرده اند اما معاون فرهنگی-پژوهشی فارابی به طور رسمی حمایت فارابی از این فیلم را تأیید کرد.

به گزارش سینماروزان مسعود نقاش زاده معاون فرهنگی-پژوهشی فارابی در حاشیه جشنواره مقاومت با ارائه آماری از حمایتهای مالی فارابی از محصولات مقاومت در سالهای اخیر، فهرست آثار مشمول حمایت را اعلام کرده که در میان آنها نام «ماجرای نیمروز» هم به چشم میخورد!

بر اساس اعلام معاون فرهنگی و پژوهشی بنیاد سینمایی فارابی، فیلم‌های «دریاچه ماهی» به کارگردانی مریم دوستی، «ماجرای نیمروز» به کارگردانی محمد حسین مهدویان، «ویلایی‌ها» از منیر قیدی، «امپراطور جهنم» به کارگردانی پرویز شیخ طادی، «سرو زیر آب» از محمد علی باشه‌آهنگر، «ماهورا» به کارگردانی حمید زرگرنژاد، «کنجانچم» به کارگردانی یاسمن نصرتی، «صدای منو می‌شنوید» به کارگردانی صادق پروین آشتیانی، «بی تار» به کارگردانی جمیل رستمی و «ماجرای نیمروز2: رد خون» به کارگردانی محمد حسین مهدویان از جمله فیلم‌هایی هستند که در زمینه دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و مقاومت در ۲ سال گذشته از سوی بنیاد سینمایی فارابی حمایت شده‌اند.

مطابق آمار ارائه شده توسط فارابی قسمت اول «ماجرای نیمروز» در سال 1395 که قیمت دلار کمتر از 4هزار تومان بود، دقیقا 450میلیون تومان حمایت از فارابی دریافت کرده بود!(اینجا را ببینید)

در دوران افسارگسیختگی دلار، قسمت دوم فیلم چقدر حمایت از فارابی دریافت کرده؟؟

آیا سازندگان فیلم یا مدیران فارابی در این باره شفاف سازی خواهند کرد؟؟




“کیهان” مدعی شد: با حضور انتظامی در سازمان سینمایی به زودی شاهد تغییراتی در سطوح مختلف مدیریتی خواهیم بود!/یکی از مدیران پرحاشیه زودتر از بقیه برکنار میشود!/اغلب مدیران جایگزین، افرادی غیرمتخصص و به ویژه از میان مدیران ناکام معاونت هنری وزارت ارشاد خواهند بود!!؟/یک مدیر معزول تئاتری به سینما خواهد آمد!!

سینماروزان: روزنامه اصول گرای “کیهان” که زمانی حسین انتظامی را گزینه ای قابل اعتنا برای سازمان سینمایی دانسته بود مدتی کوتاه بعد از انتصاب وی به سرپرستی سازمان مدعی تغییرات مدیریتی در زیرمجموعه های سازمان شده است.

متن خبر “کیهان” را بخوانید:

با حضور مدیر جدید سازمان سینمایی به زودی شاهد تغییراتی در سطوح مختلف مدیریتی این سازمان خواهیم بود، هر چند که برخی از این تغییرات، قابل تأمل و نگران‌کننده به نظر می‌رسد.

پس از حضور حسین انتظامی در رأس امور سینمایی کشور، رایزنی‌ها درباره تغییر مدیران این سازمان آغاز شده و به زودی شاهد جابه‌جایی‌هایی در این سازمان خواهیم بود.

از تغییرات احتمالی، برکناری زودهنگام مدیری است که اخیرا حاشیه‌های زیادی داشته است و حتی وزیر ارشاد نیز چندی پیش توئیتی را در کنایه به یکی از فعالیت‌های وی نوشته بود.

با این حال، شنیده‌ها حاکی است که این‌جابه‌جایی‌ها، قابل تأمل و بعضا نگران‌کننده هستند. به‌طور مثال، یکی از احتمالات این است که اغلب مدیران جایگزین، افرادی غیرمتخصص و به ویژه از میان مدیران ناکام و کنارگذاشته شده معاونت هنری وزارت ارشاد خواهند بود. این احتمال از آنجا قوی به نظر می‌رسد که اغلب اعضای تیم حسین انتظامی، مدیران عرصه تئاتر و هنرهای تجسمی هستند. ازجمله این افراد می‌توان به یک مدیر برکنار شده تئاتری ‌اشاره کرد که از قضا قبلا هم نامش به عنوان یکی از نامزدهای ریاست سازمان سینمایی شنیده شده بود. گویا از ابتدا نیز نام وی به این دلیل برای این سمت مطرح شده بود تا زمینه برای حضور وی در جمع مدیران سینمایی فراهم شود و غیرمتخصص بودن وی به این وسیله تعدیل شود.

به هر حال، باید منتظر بود و دید که با توجه به شرایط نه چندان نامساعد سینمای کشور، اتفاقات پیش رو چه ثمراتی خواهد داشت و آیا وضعیت مدیریت سینما به سود فرهنگ و هنر کشور و به ویژه اهالی سینما، تغییر خواهد یافت؟




حاتمی کیا در افتتاحیه جشنواره مقاومت: من نماینده تمام اهالی سینما و حتی بهرام بیضایی هستم!!↔یک روزنامه نگار: آقای حاتمی کیا! وقتی بیضایی حتی در رونمایی تنها همکاری مشترکش با شما در جشنواره حاضر نشد چطور خود را نماینده ایشان می دانید؟؟/آیا حرف زدن از بیضایی پلتیکی است تا حمایتهای هنگفت ارگانی از فیلمهایتان در روزگار ریاضت اقتصادی بدنه سینما را فراموش کنیم؟؟

سینماروزان: ابراهیم حاتمی کیا که عمدتا سعی میکند حضورش در محافل سینمایی را با اظهاراتی خاص تحت الشعاع قرار دهد، در افتتاحیه جشنواره مقاومت هم کوشید با حرف زدن از بهرام بیضایی جلب توجه کند.

مسعود احمدی روزنامه نگار سینما با اشاره به این ماجرا در “سینمامخاطب” نوشت:

آقای حاتمی کیا! شما نماینده مهاجرانید یا سازمانهای ارزشی پولدار؟؟

حاتمی کیا در مراسم تقدیر از خویش در افتتاحیه جشنواره مقاومت گفت: من نماینده تمامی اهالی سینما و حتی بهرام بیضایی(!) هستم و جایزه اخیر را به نمایندگی از ایشان گرفتم!!

آقای حاتمی کیا! چرا زمانی که بیضایی در وطن بود نمایندگی ایشان را برعهده نگرفتید و با ارتباطاتی که دارید شرایط صدور مجوز یا تأمین سرمایه تولید یکی از ده ها فیلمنامه شاخص ایشان را فراهم نکردید؟؟

البته یادمان نمیرود که بیضایی در رونمایی تنها همکاری مشترکش با حاتمی کیا یعنی”برج مینو” حتی در جشنواره فجر هم حاضر نشده بود ولی حالا حاتمی کیا در افتتاحیه جشنواره مقاومت خودش را نماینده بیضایی دانسته است! وقتی بیضایی حتی در رونمایی تنها همکاری مشترکش با شما  در جشنواره حاضر نشد چطور خود را نماینده ایشان می دانید؟

آیا حاتمی کیا از سازمانهای ارزشی بریده است و بار دیگر قصد دارد به اردوگاه دگراندیشان پناه آورد؟؟ یا آن که میخواهد با حرفهای تازه حمایتهای میلیاردی اخیر ارگانهای ارزشی از خودش در اوج بیکاری بدنه سینما را کاور کند؟؟؟
آیا حرف زدن از بیضایی پلتیکی است تا حمایتهای هنگفت ارگانی از فیلمهایتان در روزگار ریاضت اقتصادی بدنه سینما را فراموش کنیم؟؟




چگونه حسین انتظامی در افتتاحیه جشنواره مقاومت، احمدی نژاد را به یادمان آورد؟؟+متن کامل سخنان روتین و گاف آلود انتظامی در این محفل

سینماروزان: حسین انتظامی در اولین محفل رسمی بعد از انتصاب به سرپرستی سینما که افتتاحیه جشنواره مقاومت بود با پوششی کاملا غیررسمی حاضر شد!!

به گزارش سینماروزان انتظامی به جای کت با کاپشن به افتتاحیه مقاومت رفت تا یاد محمود احمدی نژاد را که با کاپشن اش مشهور شد زنده کند(؟؟؟) اما سخنانی که در این مراسم مطرح کرد برخلاف پوشش وی کاملا رسمی بود و حتی گاف آلود.

مثلا انتظامی در جایی از گفته هایش محصولات حاضر در جشنواره مقاومت را جزو آثار پرمخاطب سال گذشته سینماها دانست درحالی که در این جشنواره فیلمهایی مانند “دریاچه ماهی” ، “چراغهای ناتمام” ، “ماهورا” و”اشنوگل” حضور دارند با آمار پایین مخاطب!!

در جایی دیگر هم انتظامی از آوازه خارجی محصولات مقاومت گفت آن هم در شرایطی که حتی رهبر انقلاب هم بر کم کاری در زمینه اکران خارجی فیلمهای استراتژیک تأکید کرده است!

متن سخنان سرپرست سازمان سينمايي در افتتاحیه پانزدهمين جشنواره فيلم مقاومت را با این امید بخوانید که در محافل آینده، سخنان قابل استنادتری درباره اوضاع سینما را از ایشان بشنویم:

 

به همه حضار در اين آئين و همه فيلمسازان و سينماگران دغدغه مند كه روشنايي بخش اين دوره  از جشنواره اند خوشامد مي گويم.

جشنواره بين المللي فيلم مقاومت كه تصوير ايثار و حميت غيرتمندان است در چهل سالگي پيروزي انقلاب اسلامي كه پيروزي عزت و آزادگي است، روايتگر عشق و دلدادگي كساني است كه شجاعت و ايستادگي بر آرمانها را توشه راه خود كردند.

روايت هنرمندان مومن و انقلابي از لحظه هاي درخشاني است كه مايه ارزش و اعتبار سينماي ايران شده است.

جشنواره فيلم مقاومت ستايشگر تلاش اين فيلمسازان در ايران و جهان است كه پانزدهمين دوره آن همزمان با هفته بسیج برگزار مي گردد.

حضور تعداد زيادي فيلم سينمايي، مستند و كوتاه در دوره هاي گوناگون اين جشنواره و نيز آثار سينمايي و غيرسينمايي اين دوره از جشنواره كه عموماً جزو آثار پرمخاطب سال گذشته و امسال سينماي ايران نيز بوده اند نشان از عزم و تلاش سينماگر ايراني در اين عرصه است كه به رغم همه مشكلات در اين راه با پايمردي وايستادگي توانسته اند برگهايي از اين صفحات درخشان را به تصوير كشند و آوازه برخي از آنها از مرزهاي ايران فراتر رفته تا آنجا كه فيلمسازي با اين مضامين به گونه اي معتبر و ستايش برانگيز در جهان تبديل شده است و جشنواره فيلم مقاومت بيش از همه مديون تلاش اين سينماگران است.

آنچه در اين ميان شايسته توجه است انتظار مشاركت بيشتر نهادهاي مسئول و همه كساني است كه دلبسته اين راهند تا اين آثار با حمايت و كمك موثر آنها ابتدا به گونه اي شايسته توليد شوند و سپس به گونه اي شايسته به دست مخاطبان تشنه و علاقمند در داخل و خارج از كشور برسد و از اين رهگذر به سهم و نقش شايسته خود در توليد و نمايش دست يابد كه اين انتظار سينماگران انتظاري معقول و به جاست.

برگزاري اين دوره را كه به همت همه همكارانمان در بنیاد روایت فتح و انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و سازمان سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صورت پذيرفته به جملگي سينماگران ، مشاركت كنندگان و برگزار كنندگان به ویژه عزیزانمان در سازمان بسیج مستضعفین شاد باش مي گويم.




یک کارشناس تاریخ بیان کرد⇐شخصیت اصلی مرد «بدون دخترم هرگز» شبیه شعبان جعفری است!!!/ ایران را جهنمی کرده‌اند تا بهشت میشیگان بیشتر به چشم آید!!/چرا بانوان ایرانی را زشت و بسیار وحشتناک تصویر کرده‌اند؟؟!/ باعث تأسف است جماعتی که در دهه‌های بعد به گیاهخواری روی آوردند در «بدون دخترم هرگز» حتی سبزی خوردن ایرانی ها را هم مسخره کردند!!

سینماروزان: خسرو معتضد در رابطه با فیلم «بدون دخترم هرگز» عنوان کرد که این فیلم زندگی واقعی مردم ایران را نشان نمی دهد، زندگی مردم ایران را بسیار بد توصیف می کند و چهره ای خشن از ایرانی ها به نمایش می گذارد.

مجری و کارشناس برنامه «تاریخ و سینما» به تهیه کنندگی ایزد مهرآفرین که شنبه ها ساعت 22 و 30 دقیقه از شبکه آی فیلم پخش می شود گفت: فیلم های ضد ایرانی سراپا جعل و تزویر است. گاهی می بینم که کشورهای همسایه، این فیلم ها را با لذت چندین بار نمایش می دهند. من می خواهم مردم ایران و هم میهنان عزیز به ویژه در خارج از کشور بدانند که اینگونه فیلم ها چه ملغمه ای هستند. فیلم برایان گیلبرت به نام «بدون دخترم هرگز»  که در سال 1990 تهیه شده، یکی از همین فیلم های کذایی است.

وی عنوان کرد: زمانی که فیلم شروع می شود به مخاطب این احساس القا می شود که در بهشت است. یک دختر آمریکایی با یک مرد ایرانی (دکتر محمودی) که یک جوان بسیار نیرومند، قد بلند و ریشو است ازدواج کرده، در حالی که دکتر محمودی واقعی که داستان فیلم از زندگیش اقتباس شده، قد کوتاهی دارد، بسیار ضعیف است و سر طاسی دارد؛ این هنرپیشه ایتالیایی که برای نقش دکتر محمودی انتخاب کرده اند اصلا هیچگونه شباهتی به دکتر ندارد.

معتضد ادامه داد: فیلم در دهه 80 میلادی می گذرد. در صحنه های آغازین، دکتر ایرانی روزنامه کیهان به دست دارد و خبر حوادث ایران را که در آن چاپ شده است می خواند. دکتر در صحنه ای دیگر به همسرش می گوید که باید دو هفته ای به ایران بروند و در واقع به همسرش کلک می زند و این آقای دکتری که مقیم آمریکاست می خواهد همسر و دخترش مهتاب را برای همیشه به ایران ببرد، در حالی که در حقیقت نمی خواسته است چنین کاری کند.

او افزود: این محصول نسخه برداری شده از کتابی به همین نام، نوشته بتی محمودی و ویلیام هوفر است. هنرپیشه ایتالیایی (دکتر محمودی) آلفرد مولینا است که اصلا ظاهرش هیچ شباهتی به دکتر محمودی که او را از نزدیک دیدم ندارد. درباره ظاهر او دروغگویی کردند. این شخص تقریبا همانند شعبان جعفری است. او در این فیلم فرد گردن کلفتی به تصویر کشیده شده است. ماجرا از آنجا شروع می شود که مودی یا همان دکتر محمودی اعلام می کند که باید به ایران بروند و در ایران بمانند. آنها در سوم اوت 1984 وارد ایران می شوند.  مودی در ایران پاسپورت همسرش را می گیرد که مبادا توسط مقامات گمرک ایران ضبط شود.

معتضد خاطرنشان کرد: تهران در این فیلم تهران نیست بلکه اسرائیل است. نمی دانم اسرائیل چقدر به ما علاقه دارد که اجازه می دهد هر فیلم ضد ایرانی در آنجا تهیه شود. خانواده دکتر به بتی یک مانتو و روسری می دهند که لباس سنتی ایرانی بوده و به او می گویند که باید این لباس ها را بپوشد و این زن  از لحظه ای که به ایران می آید نگران است و سعی می کند از ایران برود. در این فیلم زندگی ایرانی را بسیار بد توصیف می کنند.

این تاریخ نگار بیان کرد: فرودگاهی که نشان داده می شود بسیار کهنه و مندرس است و در حقیقت یکی از فرودگاه های شهرهای اسرائیل است. استقبال زنان خانواده در محله ای بسیار کثیف رخ می دهد محله ای که مسجد دارد، مردم با صدای بلند در رفت و آمد و زندگی کردن هستند و در واقع خواب و آرامش ندارند. این صحنه را در مقابل صحنه میشیگان قرار داده اند به این شکل که آنجا چقدر زیبا و دیدنی بود و اکنون بتی به جهنم آمده است. در حالی که نویسندگان آمریکایی همیشه از ایران تعریف کرده اند.

مجری برنامه «تاریخ و سینما» گفت: در صحنه ای از فیلم گوسفندی را سر می برند. به اینکه اینکار درست است یا نادرست کاری نداریم اما به هر حال سنتی است که به آن احترام گذاشته می شود، در فیلم بتی با دیدن بریدن سر گوسفند دچار وحشت می شود؛ چطور در تظاهراتی که در آمریکا رخ می دهد پلیس مردم را کتک می زند و می کشد و یا قتل های تصادفی که اتفاق می افتد ایرادی ندارد اما در این صحنه کشته شدن یک گوسفند دلیلی می شود بر اینکه مردم ایران مردم خشنی هستند.

وی یادآور شد: زمانی آمریکایی ها برای ما می مردند. چطور آن زمانی که به حرف هایشان گوش می دادیم و آنها نفت ما را می بردند، معامله پنجاه میلیاردی اسلحه یا معامله گندم را به ما می دادند دوست داشتنی بودیم؟

معتضد بیان کرد: خانه پدری دکتر در جنوب تهران و در محیطی دلتنگ است. صبح زود پدر نمی گذارد آنها بخوابند و به آنها می گوید که بیایند نمازشان را بخوانند. بتی ناراحت می شود و نماز خواندن مردم را مسخره می کند. در فیلم، زنان چادری به او حمله می کنند و او را کتک می زنند که چرا روسری اش عقب رفته است. سپاهی ها یونیفرم خاکستری دارند در حالی که هیچ وقت یادم نمی آید که سربازان ایران لباس های خاکستری پوشیده باشند.

او ادامه داد: لوکیشن در مکانی به نام جی جی استودیو در اسرائیل ساخته شده است. یکی از بدترین مکان های اسرائیل است که برای ایران درست کرده اند. مسجدی که در فیلم نشان داده می شود شبیه مساجد ایران نیست. مساجد ما در دنیا معروف اند، گنبد های زیبا و سبز مساجد ما در دنیا شهرت دارد و همه جهان عاشق این گنبدها هستند. در فیلم غذا خوردن روی زمین نیز مسخره می شود، خانواده بسیار بد هستند و حتی به دور یک سفره نمی نشینند. زنها و مردها از یکدیگر جدا بر سر سفره می نشینند. باعث تأسف است جماعتی که در دهه‌های بعد به گیاهخواری روی آوردند حتی سبزی خوردن ایرانی ها را هم مسخره کردند!!! اکنون آمریکایی ها خود یکی از سبزی خوران بزرگ دنیا هستند و غذاهای گیاهی و ژاپنی، آمریکا را تسخیر کرده است. معلوم است که آمریکایی ها عقب مانده بودند. برای اینکه خوردن استیک باعث سرطان مری می شد اکنون دنیا فهمیده است که سبزیجات چقدر خوب است.

این تاریخ نگار افزود: اعضای خانواده با تندخویی، بی اعتنایی و کینه به بتی نگاه می کنند. پدر خانواده مدام شعار می دهد. زن های خانواده زشت هستند و چهره های وحشتناکی دارند. در جشن تولد زن سعی می کند به شوهرش مهربانی کند اما شوهر تحصیل کرده و دکتر تغییر می کند و به فرد خشنی تبدیل می شود که از صبح تا شب همسرش را کتک می زند.

معتضد همچنین خاطرنشان کرد: تقریبا هزاران زن آمریکایی در دویست سال اخیر به ایران آمده اند. کتاب بنجامین، اولین سفیر کبیر آمریکا در زمان  ناصرالدین شاه را بخوانید و ببینید که چقدر از ایران تعریف کرده است. این چهره خشن چیست که از ما درست کرده اند.

او افزود: این خانم به بازار می رود و با مردی رو به رو می شود که به او کمک می کند که تا با سوییس تماس بگیرد و آنها می گویند چون بچه دارد نمی تواند از ایران خارج شود. او را به مدرسه ای می برند. بتی در 1985 وارد ایران شده بود و جنگ در حال پایان بود اما همچنان بمباران های شدید انجام می شود. زنانی که در مدرسه هستند بسیار بداخلاق و بدعنق هستند. فرزانه تاییدی نیز در این صحنه ها خیلی هنرنمایی می کند.  بتی در مدرسه با فردی که واسطه است تا او را از ایران خارج کند ملاقات می کند. شوهرش به مدرسه می رود و او را به حد مرگ کتک می زند. بالاخره زن از ایران دور می شود و از طریق کردستان فرار می کند.

معتضد انتقاد کرد: در این فیلم پاسداران کودکان را جمع می کنند و به زور به جبهه می فرستند در حالی که اینگونه نبوده است و مردم برای رفتن به جبهه صف می کشیدند. ایرانی ها همیشه از وطن خودشان دفاع کرده اند. من به فیلم هایی هم که درباره آلمان نازی و شوروی تهیه کرده اند شک کردم. این فیلم غیرواقعی است و اینطور نبوده که دکتر تحصیل کرده ای همسرش را کتک بزند. این داستان در زمره همان داستان هایی است که وقتی بخواهند یک کشوری را بکوبند، شروع به تولید آنها می کنند.

مجری «تاریخ و سینما» ادامه داد: در نهایت زن از ایران فرار می کند. بلاهایی بر سرش می آید. به آنکارا می رسد و در مقابل سفارت آمریکا پرچم کشورش را می بیند و از شادی پر در می آورد و بتی و مهتاب در فوریه 1986 بالاخره به خانه شان در میشیگان می رسند؛ جمع مدت اقامتشان در ایران 18 ماه است.

معتضد در پایان گفت: این فیلم ها زندگی واقعی مردم ایران نیست. در قرن هفدهم آن همه سیاح، نویسنده و دیپلماتی که به ایران آمدند و درباره آن نوشتند ایران را به صورت یک بهشت توصیف کردند. وقتی نوشته های آنها را می خوانیم لذت می بریم و افتخار می کنیم. ساختن این نوع فیلم ها دشمنی است و اخلاق و رفتارمان باید طوری باشد که بهانه به دست دشمنی که بدخواه است ندهیم.




محرومیت تبلیغات محیطی به کنار، پخش تیزر تلویزیونی «سرو زیر آب» هم دچار مشکل شد!؟؟⇔مسأله اصلی کجاست؟ ماهیت ضدّجنگ فیلم، کاراکتر ستاره اسکندری یا تعلق خاطر به هم‌کیشان سپنتا نیکنام؟؟

سینماروزان: اکران درام میهنی «سرو زیر آب» در حالی آغاز شده که برخلاف پیش بینی ها شهرداری که از طریق تصویرشهر از تولید فیلم حمایت کرده بود، فضای محیطی چندانی را برای تبلیغ در اختیار فیلم نگذاشته است.

به جز این در روزهای گذشته پخش تیزرهای تلویزیونی «سرو زیر آب» هم دچار مشکل شده است و همه چیز دست به دست هم داده تا در روند اطلاع رسانی این محصول مشکل ایجاد شود.

درباره محدودیتهای تبلیغی پیش روی «سرو زیر آب» هیچ داده رسمی منتشر نشده است؛

برخی تعلق خاطری که محمدعلی باشه‌آهنگر کارگردان فیلم به زرتشتیان نشان داده و به خصوص تأکید موکد بر نقش زرتشتیان در جنگ تحمیلی را عامل این محدودیتها دانسته‌اند و برخی نیزشمایلی که ستاره اسکندری در فیلم ایفا کرده را عامل این محدودیتها دانسته اند.

بماند که در کنار همه اینها مشی ضدّجنگی که فیلم در پیش گرفته و تلاش برای بازنمایی واقعیات جنگ -همان طور که بوده- میتواند عاملی دیگر باشد بر مهجوریت فیلم؛ درست شبیه به روندی که فیلم قبلی آهنگر یعنی «ملکه» طی کرد.

«سرو زیر آب» روایتی در اواخر دهه شصت و در حاشیه عملیات کربلای 5 را تصویرسازی کرده است؛ روایتی ناظر به قرارگیری مسلمانان و زرتشتیان در یک جبهه واحد.




شش سال بعد از حسین فرحبخش، حالا رضا کیانیان به خاتمی نامه نوشته است!!!⇔این بار پای مشروبات الکلی در میان است!!!

سینماروزان: شش سال بعد از زمانی که حسین فرحبخش در واکنش به توقیف فیلم «زندگی خصوصی» در نامه ای به احمد خاتمی امام جمعه تهران، موضع گیری تند وی درباره فیلمش را ناشی از داده های نادرست دانست، حالا رضا کیانیان بازیگر ایرانی نامه ای به احمد خاتمی نوشته است.

به گزارش سینماروزان بهانه رضا کیانیان برای نامه نگاری به احمد خاتمی، موضع گیری خاتمی پیرامون مقاله‌ای به قلم عباس عبدی منتشره در روزنامه دولتی ایران است. خاتمی گفته بود: در روزنامه‌ای که از بودجه بیت‌المال تغذیه می‌کند می‌نویسند، چون این مشروبات الکلی قلابی بلای جان مردم شده، پس شما بیایید مانند زمان طاغوت مشروبات الکلی را آزاد کنید؛ این یعنی عبور از اسلام!

کیانیان با تأکید بر اینکه خودش مخالف مصرف مشروبات الکلی است نوشت: آقای خاتمی امام جمعه تهران! آیا خبر دارید ایران یکی از کشور هاییست که بالاترین مصرف سرانه مشروبات الکلی را دارد؟ آیا میدانید این همه مشروب الکلی از کجا تأمین می شود؟ در ایران فقط مشروبات الکلی دست ساز مصرف نمی شود، بلکه حجم بالایی از مصرف داخلی از خارج وارد میشود و این واردات آنقدر زیاد است که در اکثر نقاط ایران ، هر کجا و هر لحظه ای که اراده کنید در اختیارتان قرار می گیرد؟ فقط کافی است تلفن کنید و برایتان بیاورند درب خانه! آیا می دانید این مشروبات الکلی خارجی، در این حجم زیاد چگونه وارد ایران می شود؟ ‌آیا می دانید چون این مشروبات قاچاق هستند، سوءاستفاده کنندگان زیادی مشروبات تقلبی می سازند و در اختیار مصرف کننده قرار می دهند؟ و همین مشروبات تقلبی ، باعث کوری و مرگ و میر های فراوانی می شود؟

این بازیگر ادامه داد: آیا می دانید مصرف سرانه مخدر های طبیعی و شیمیایی آنقدر بالاست که حتی به دبستان ها هم رسیده است؟ آیا می دانید این همه مواد مخدر از کجا تامین می شود؟ آیا به نظر شما مصرف مواد مخدر مثل شیشه و هرویین و گل و ال اس دی و کوکایین و… خانمان برانداز ترند یا مشروبات الکلی؟ من از مصرف الکل حمایت نمی کنم اما با مصرف مواد مخدر با تمام وجود مخالفم. شما حتما به فیلم هایی که وزارت کشور و وزارت اطلاعات از بلاهایی که مصرف مواد مخدر به سر این مردم مظلوم آورده و میاورد در اختیار دارند دسترسی دارید. اگر ندیده اید خواهش می کنم حتما ببینید.آیا تا به حال در نماز جمعه ازین معضلات بحثی به میان آورده اید؟ آیا تا به حال به آسیب شناسی این معضلات کمک کرده اید؟

رضا کیانیان خاطرنشان ساخت: شما به گونه ای در مورد کشور ایران صحبت می کنید که انگار یک کشور خیالی ست! در ایران واقعی مثل همه کشور های دیگر جهان، چه بخواهید و چه نخواهید این مواد مصرف می شوند اما کشور های دیگر صورت مسأله را پاک نمی کنند. بلکه با واقعیات کشور به شکل واقعی رو برو می شوند. آسیب شناسی می کنند و راه حل پیدا می کنند. موضوع مشروبات الکلی هم مثل همه مشکلات فقط با ندیده گرفتن حل نمی شود. فرض کنیم روزنامه ایران هم به این موضوع اشاره نکرد. و هیأت نظارت بر مطبوعات روزنامه ایران را توقیف کرد، آیا مشکل حل می شود؟ دیگر کسی مشروب نمی خورد؟ دیگر مشروب قاچاق در آن حجم زیاد وارد کشور نمی شود؟ دیگر مشروب تقلبی ساخته نمی شود و مصرف کنندگان این محصولات تقلبی کور نمی شوند و نمی میرند؟ یا این که بر عکس واردات بیشتر میشود و محصولات تقلبی فراوان تر می شود و کوری و مرگ و میر فرا گیر تر می شود؟




واکنش تهیه‌کننده «نفس» به حواشی پیرامون «دلدادگان»⇐بازیگری که با شرایط مالی تلویزیون آشنایی ندارد اصلا در تلویزیون کار نکند!!

سینماروزان: حواشی سرباز زدن یک بازیگر از ایفای نقش در مجموعه «دلدادگان» بخاطر عدم تسویه دستمزد و تغییر پایان بندی سریال به دلیل همین رخداد همچنان ادامه دارد و به تازگی یک تهیه کننده تلویزیون به

احمد کاشانچی تهیه‌کننده پیشکسوت تلویزیون در ارتباط با حواشی اخیر برخی از بازیگران در سریال‌های تلویزیونی که منجر به تغییر در پایان‌بندی سریال‌های پرطرفدار تلویزیون شد گفت: باید در این مورد مهم نماینده صنف بازیگران و نمایندگان صنف تهیه‌کنندگان تصمیم‌گیری کنند و نمایندگان هر دو صنف مجمعی تشکیل و افراد ذی‌صلاح در مورد این‌چنین ماجراهای غیرحرفه‌ای صحبت کرده و نظر قطعی دهند.

تهیه‌کننده «مثل آباد» ادامه داد: با توجه به شرایط کلی اقتصاد در مملکت ما و مقطع مهم کنونی، سازمان صداوسیما هم شرایط خاص خود را پیداکرده. باید در این مهم اصولی صحبت و در نهایت در مورد این قضیه تصمیم‌گیری شود که آیا بازیگران به‌صرف تاخیر احتمالی در پرداخت دستمزد این اجازه را دارند که اثری را در پایان‌بندی رها کنند یا نه.

این تهیه‌کننده در ادامه تأکید کرد: مگر تهیه‌کننده چه گناهی دارد که باید مورد این‌چنین هجمه‌هایی قرار گیرد، این موضوع شامل حال همه تهیه‌کنندگان می‌شود. سازمان اکنون شرایط خاص خود را پیداکرده و حجم تولیدات زیادی دارد و برای برخی از آثار الف باید هزینه بیشتری کند، ما باید به‌دوراز ایجاد حواشی جمع‌شویم و باهم بر سر این موضوع صحبت کرده و نتیجه‌گیری منطقی انجام دهیم.

کاشانچی با بیان اینکه رفتار‌های غیرحرفه‌ای و دور از انتظار توسط بازیگران برای همه تهیه‌کنندگان اتفاق افتاده افزود: ما تاکنون از افشای نام این بازیگران خودداری کردیم. اما در این مورد که این روزها در فضای مجازی مطرح‌شده، بازیگر با استفاده از چهره مطرحی که در تلویزیون یافته و زبان برنده‌ای که دارد، چنین بلایی را سر کارگردان و تهیه‌کننده آورده است.

تهیه‌کننده مجموعه «سقوط» در ارتباط با رعایت رفتار حرفه‌ای در بازیگری بیان کرد: ما یک شرع و یک عرف داریم، باید از هر دو جهت به این موضوع نگاه کرد. آدمی که این کار را می‌کند ممکن است به نان شبش محتاج باشد و من تهیه‌کننده باید خیلی زود برای او کاری انجام داده و دستمزدش را به او پرداخت کنم. هزینه‌های تولید یک کار، گران است و تهیه‌کننده ممکن است برای پیشبرد کار با تأخیر دستمزد بازیگران را پرداخت کند تا هزینه‌های همه بخش‌های کار را تأمین کند، نباید تنها یک‌بعدی به این قضیه نگاه کنیم.

او ادامه داد: برخی از بازیگران این روزها در فضای مجازی نحوه عملکرد این بازیگر را تائید کرده و واکنش مثبتی به آن نشان می‌دهند اما باید دید خود این بازیگران چه پیشنهادی به‌جز استفاده از قوه قهریه دارند؟ اکنون سازمان شرایط مالی این‌چنین دارد، آیا باید در این شرایط کار نکرد! باید راهکار عملی درست ارائه کنیم و جلسات کنفرانس برگزار کرده و به‌جای اینکه به روی‌هم شمشیرکشیدن باید با گفتمان به نتیجه درست رسید.

این تهیه کننده افزود: ممکن است در موضوعی همه طرفین حق داشته باشند اما باید با گفتمان به یک نتیجه درست رسید و آن با ارائه راهکار اتفاق می‌افتد. مگر ایرج محمدی چه گناهی کرده، من نیز تمام این ماجراها را در کارم با آقای بازیگری داشتم که برای معطل نگه‌داشتن پروژه‌ام ریش‌هایش را زد و ما شبانه با گل به خانه او رفتیم تا او را راضی کنیم که کار ما را نیمه رها نکند.

کاشانچی تأکید کرد: چرا بازیگران چنین رفتاری می‌کنند؟ مگر آن‌ها از جای دیگری به‌جز تلویزیون و سینما ارتزاق می‌کنند؟ اگر با شرایط پرداخت در تلویزیون آشنا نیستند از ابتدا با تلویزیون کار نکنند، مگر در سینما که کار می‌کنند شرایط ایده آل و مناسبی دارند؟! 

تهیه‌کننده «نفس» ادامه داد: بازیگرانی که از این حرکت دفاع می‌کنند باید بین تلویزیون مردمی و سینمایی که خصوصی کار می‌کند، تفاوت قائل شوند. من به‌عنوان کسی که کار تهیه می‌کنم واقعاً شرمنده هستم ممکن است فردا جای ایرج محمدی قرار گیرم. این حرکت ممکن است همه آثار را وارد چالش‌های جدیدی کند و باعث شود تا در پروسه انتخاب بازیگران ارزیابی بیشتر انجام دهیم زیرا سازمان گناهی ندارد، مگر اینکه ما تصمیم بگیریم که دیگر کار نکنیم. اگر سازمان تصمیم بگیرد به‌جای مثلاً 10 مجموعه 5 مجموعه تولید کند تا پاسخگوی مالی پروژه‌ها باشند باعث بیکاری عده کثیری می‌شود، باید در این مهم با جلسه به راهکار عملی برسیم.