حامد مظفری منتقد سینما روی آنتن زنده بیان کرد: اتفاقات سال ۹۲ مجددا در فجر۴۴ رخ داد/همان طور که عصبانی نیستم را در فجر۳۲ بایکوت کردند، امسال هم فیلمهای مستقل مثل خواب و استخر در داوری بایکوت شدند!/تنها کسی که در اختتامیه به حقش رسید، کاظم دانشی بود/اسکورت، خواب، پل، قمارباز، جانشین، استخر و زنده‌شور بهترین‌های جشنواره فیلم فجر۴۴ بودند/اگر یک فیلمبردار در هیات داوران بود، محال بود هنر برازنده و محمدی و براتی نادیده گرفته شود/اگر یک بازیگر درجه یک در هیات داوران بود محال بود کیفیت بازی امین حیایی و آرمان درویش و امیر جعفری و کوروش تهامی نادیده گرفته شود/ فیلمی متعلق به جریان اصلی مثل اسکورت را نادیده گرفتند تا فیلمهای ویدیویی متصل، چند جایزه بگیرند؟/همچنان پرسش اصلی آن است که چرا شرط ۲۲ فیلم فراخوان را زیر پا گذاشتند و بیش از سی فیلم را وارد کردند؟/چرا اتفاق غلط فجر۳۲ مجددا رخ داد و باز هم فیلمهای مستقل را فدای آثار ارگانی کردند؟/دبیر فجر۴۵ یا فراخوان ندهد یا اگر فراخوان داد، پایش بایستد!

سینماروزان: آنچه از جشنواره فیلم فجر۴۴ دیدیم مقادیر بسیاری فیلم زیر متوسط، چند تایی فیلم متوسط و شش تا هفت فیلم خوب بود و همین که آمار فیلمهای متوسط، پایین آمده یعنی وضعیت انتخاب فیلم چندان مناسب نبوده.

حامد مظفری روزنامه‌نگار و منتقد سینما با بیان مطلب فوق به رادیوتهران گفت: آن قدر فاصله فیلمهای خوب با بقیه زیاد بود که به راحتی می‌توان بهترین‌ها را معرفی کرد‌. جشنواره فیلم فجر جشنواره ای برای آثار سینمایی است و امسال فقط معدودی فیلم دیدیم که واقعا مناسب تماشا بر پرده ی عریض هستند. از همه بهتر فیلم اسکورت بود و کنارش فیلم پل و همچنین فیلمهای خواب و زنده‌شور و قمارباز و جانشین و فیلم اردوبهشت، آثار قابل قبول بودند.

سردبیر ژورنال سینمای ایران ادامه داد: تعدادی فیلم متوسط مثل سرزمین فرشته‌ها، قایق سواری در تهران، کارواش و نگهبانان خورشید هم داشتیم و مابقی فیلمها چنگی به دل نمیزد. اصلی ترین دلیل انبوه آثار ضعیف فقدان هیات انتخاب مسئولیت پذیر است، یعنی دقیقا همان چیزی که دبیر جشنواره برای رهایی از آن، اقدام به حذف هیات انتخاب نمود.

اظهارات حامد مظفری درباره وضعیت کیفی جشنواره فیلم فجر۴۴
اظهارات حامد مظفری درباره وضعیت کیفی جشنواره فیلم فجر۴۴

حامد مظفری افزود: افزایش فله‌ای فیلمها و بی توجهی به سقف ۲۲ فیلم در فراخوان، ضربه خود را به کیفیت جشنواره زد و دقیقا به همین دلیل است که اغلب فیلمها در سینماهای مردمی فقط پنجاه درصد ظرفیت را پر کردند. کافیست آمار فروش فیلمها از طریق سمفا اعلام گردد تا مشخص شود حتی از نظر اقتصادی، جشنواره سوددهی برای سینماداران نداشته‌ایم. در اختتامیه نیز همان رفتار سال ۹۲ و فجر۳۲ را شاهد بودیم‌. آنجا هم یک محصول مستقل مثل عصبانی نیستم حذف شد تا ارگانی‌ها بالا بیایند و در فجر۴۴ هم آثار مستقل مثل خواب و استخر سرکوب شدند تا شماری فیلم ارگانی ضعیف بالا بیایند. باعث تعجب است که به فیلمهای ویدیویی متصل چند جایزه دادند  اما فیلمی خوش ساخت و متعلق به جریان اصلی سینما-اسکورت- را از جوایز اصلی بایکوت کردند ولی دیدیم که مخاطبان همین فیلم را لایق سیمرغ مردمی دانستند.

حامد مظفری درباره‌ی چینش داوری فجر۴۴ گفت: خیلی بهتر میشد هیات داوران را با تکنیسین های خبره چید. مثلا اگر یک فیلمبردار در هیات داوران بود، محال بود هنر علیرضا برازنده و داوود محمدی و سعید براتی و مرتضی غفوری در فیلمهای سرزمین فرشته‌ها و پل و جانشین و کارواش، نادیده گرفته شود. اگر یک بازیگر درجه یک در هیات داوران بود محال بود کیفیت بازی رضا عطاران و امین حیایی و آرمان درویش و امیر جعفری و حامد بهداد و کوروش تهامی در فیلمهای خواب و استخر و جانشین و زنده‌شور و اردوبهشت و قمارباز نادیده گرفته شود. حتی اگر یک تهیه‌کننده قدیمی سینما در هیات داوران بود محال بود شاهد بی توجهی به فیلمی مثل اسکورت باشیم که استانداردهای تولید سینمایی را ارتقا داده.

حامد مظفری با ابراز امیدواری به اینکه دبیر فجر۴۵ هر که هست، دیگر زیر فراخوان خودش نزند، اظهار داشت: کودکان هم می‌دانند که «قانون بد از بی قانونی بهتر است» پس ای کاش فجر۴۴ حداقل فراخوان دبیر را محترم نگه می‌داشت و شرط ۲۲ فیلم فراخوان و الزام به داشتن پروانه سینمایی را زیر پا نمیگذاشت و بیش از سی فیلم-و چند فیلم ویدئویی-را وارد نمیکرد‌. نصف مشکلات فجر۴۴ به دلیل همین عدم پای بندی به فراخوان بود. دبیر فجر۴۵ هر که هست، یا فراخوان منتشر نکند یا به صفر تا صد فراخوان پای‌بند باشد. بعد هم اصرار آقایان بر آزمودن آزموده‌ها چه بود؟ وقتی درمجموع فواید برج میلاد بیشتر از هر سالن دیگری است، انتقال کاخ رسانه به سینمای مستعمل ملت-که نیاز جدی به بازسازی دارد- تغییر ترکیب برنده نیست؟ اگر هم میخواهند واقعا کاخ رسانه در یک پردیس سینمایی مدرن باشد می‌توانند از پردیس های درجه یک مثل هدیش و رزمال و لوتوس و صبامال و… استفاده کنند نه سینمایی که فاصله ردیف های صندلیهایش را آن قدر کم کرده‌اند که برای نشستن در وسط ردیف، مجبورید پای چند همکار را لگد کنید و آه و ناله آنها را بشنوید. امیدواریم فجر۴۴ آخرین سعی و خطا باشد و در سال‌های آینده از تجربیات گذشته، درس بگیریم‌ وگرنه اینکه برای دبیرخانه فجر عمارتی ویلایی در شمال شهر مهیا کنیم ولی در کاخ رسانه، خبرنگاران را در صف انتظار یک چای خشک قرار دهیم، جز دور باطل نیست!




گریز شاهسواری با بنیتا!؟/حامد مظفری منتقد سینما روی آنتن زنده مطرح کرد

سینماروزان: کیفیت فیلمهای جشنواره فیلم فجر۴۴، تعریفی ندارد و اصلی‌ترین دلیل آن هم زیر پا گذاشتن آیین‌نامه جشنواره و وارد کردن بیش از سی فیلم است در شرایطی که منوچهر شاهسواری در فراخوان خودش، سقف را ۲۲ فیلم تعیین کرده بود.

حامد مظفری مدیر رسانه تحلیلی سینماروزان با بیان مطلب فوق به رادیوگفتگو بیان داشت: وارد کردن انواع و اقسام فیلمهای بی‌کیفیت و بدتر از آن انصراف بازیگران برخی از فیلمهای حاضر در جشنواره و انفعال دبیرخانه دربرابر آنها، واقعا مایه تاسف است و نشان‌دهنده‌ی کم‌تجربگی مشاورانی است که دور شاهسواری را گرفته‌اند. مثلا یکی از این مشاوران سابقه تلخی در عوض و بدل کردن جوایز اختتامیه دارد و با همان نگاه انفعالی، حالا مرتب درباره جشنواره مصاحبه میکند بدون آن که جرات کند و بگوید منصب ش در جشنواره چیست؟

حامد مظفری تاکید کرد: شاهسواری برای اختتامیه هم کار سختی در پیش دارد چون برخی بازیگران فیلمهای ارگانی جشنواره -که دستمزدهای میلیاردی از بیت‌المال گرفته‌اند- نیز جشنواره را تحریم کرده و به نشست ها نیامده‌اند و بدیهی است که افتادن در بازی تحریم، باعث میشود آنها به اختتامیه هم نیایند. وقتی رسول صدرعاملی که از خودی‌های نظام است حتی در نشست فیلم ارگانی خودش، حاضر نمیشود، وای به حال اختتامیه.

توصیه حامد مظفری به منوچهر شاهسواری
توصیه حامد مظفری به منوچهر شاهسواری

این منتقد سینما افزود: در این شرایط شاهسواری باید قید مشاوران غلط را بزند و خودش برای خودش تصمیم بگیرد و به فیلمها و بازیگرانی توجه کند که به احتمال زیاد می‌توانند در اختتامیه حاضر شوند. مثلا بازی بنیتا افشاری بازیگر کودک فیلم قایق سواری در تهران، فراتر از بسیاری از بازیگران بزرگسال حاضر در همین جشنواره فجر۴۴ است و دادوستدهایش با پیمان، وجدآور است. قطعا کاندیدای بازیگری است و مناسب برای رفتن روی سن اختتامیه در جشنواره‌ای که چهره‌هایش، گرفتار بازی تحریم شده‌اند. قاعدتا او برای روی سن رفتن نیاز به پوشش مرسوم هم ندارد و گریزی ایجاد می‌کند برای منوچهر شاهسواری که هم پز توجه به استعدادهای تازه را دهد و هم خاطرجمع باشد که برنده، روی سن اختتامیه می‌آید و حرف سیاسی هم نمی‌زند!




تمدید اکران زمستان تا نوروز!؟/در گفتگو با بهمن گودرزی کارگردان «…جیمز باند» مطرح شد

سینماروزان: بعد از ناآرامی‌های دی ماه و قطعی اینترنت بین‌الملل، سینماها با کسادی محسوس روبرو شدند و بسیاری از فیلمهایی که در دی ماه روی پرده رفته و در هفته اول فروش مطلوب داشتند-مثل جیمز باند و جهیزیه- با افت فروش شدید مواجه شدند و این امر نیاز به تدبیر برای جلوگیری از فیلمسوزی را تشدید کرد.

 

بهمن گودرزی کارگردان فیلم “…جیمز باند” با اعلام اینکه ارشاد قول داده اکران فیلمها در روزهای قطعی اینترنت را محاسبه نکند، از ادامه اکران این فیلمها سخن گفته و در روالی منطقی اکران این فیلمها حداقل باید تا نوروز۴۰۵ ادامه پیدا کند بلکه جبران ضرر و زیان وارده باشد.

 

بهمن گودرزی به خبرگزاری ایلنا گفت: با توجه به اینکه اکران فیلمهای اکران دی مثل «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» با ناآرامی‌های اخیر همراه شد در همکاری با وزارت ارشاد و شورای صنفی نمایش بنا بر این شد که روزهای ناآرامی را به عنوان روزهای اکران این آثار در نظر نگیرند.

 

او با اشاره به بدشانسی اکران در دوران قطعی اینترنت ادامه داد: باید فیلم را خیلی سریع آماده نمایش می‌کردیم و شرایطی را فراهم کردیم که فیلم آماده اکران شد اما اتفاقات اخیر را پیش‌بینی نکرده بودیم و وقتی کارهای فنی فیلم انجام شد، آن را به اکران رساندیم…

تمدید اکران زمستان تا نوروز؟/در گفتگو با بهمن گودرزی مطرح شد
تمدید اکران زمستان تا نوروز؟/در گفتگو با بهمن گودرزی مطرح شد

گودرزی افزود: مطمئناً در شرایط حاضر فیلم‌های در حال اکران به شدت آسیب می‌بینند و کمتر کسی به سینما می‌رود. برای ما مهم بود که اصطلاحاً خوابِ سرمایه‌ی هزینه شده کوتاه‌مدت باشد و فیلم چندان در صف اکران نماند، به همین دلیل فیلم را سریعاً اکران کردیم. متأسفانه تا زمانی که اینترنت به طور کامل وصل نشود نمی‌توان انتظار داشت که فروش بلیت سینماها به حد نرمال و عادی برسد.

 

این کارگردان اظهار کرد: اگر شرایط موجود برای ما قابل پیش‌بینی بود به هیچ‌وجه فیلم را اکران نمی‌کردیم. «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» با بودجه شخصی و به شکلی کاملاً خصوصی ساخته شده است. این پول را اگر به بانک می‌سپردیم سودش تضمین‌شده‌تر بود، وقتی وضعیت سرمایه‌گذاری در فرهنگ و هنر اینچنین است باید مسئولان مربوطه و کسانیکه دغدغه فرهنگی دارند برای بهبودی وضعیت کاری کنند.

بهمن گودرزی کارگردان
بهمن گودرزی کارگردان

او گفت: ما برای اکران این فیلم مبلغ زیادی هزینه تبلیغات کردیم ولی با اتفاقاتی که رخ داد هیچ بازدهی نداشتیم. تصمیمی که وزارت ارشاد و شورای صنفی نمایش برای اکران این فیلم گرفته کمک‌کننده است اما کافی نیست، چند روز دیگر جشنواره فجر برگزار می‌شود و بعد وارد اکران ماه رمضان و نوروز می‌شویم و لازم است که نه تنها به فیلم ما که به همه فیلم‌هایی که در این زمان اکران شدند کمک بیشتری شود تا فیلم‌های ساخته شده، به خصوص آثاری که مستقل ساخته شده‌اند در خطر از دست رفتن سرمایه قرار نگیرند.




اغلب سینماها تعطیلند/بازگشایی سالن‌ها به صرفه نیست

سینماروزان: با وجود آن که ادامه فعالیت سینماها پس از ناآرامی‌های اخیر بلامانع اعلام شد و حتی سامانه‌های بلیت فروشی باز هستند، ولی بسیاری از سینماها، تعطیل یا نیمه‌تعطیل هستند.(اینجا را بخوانید)

 

محمد قنبری مدیر پردیس سینمایی مگامال به خبرگزاری ایلنا گفت: با توجه به قطعی اینترنت و عدم فروش بلیت و مسائل امنیتی، اغلبِ مال‌های تجاری و پاساژها تعطیل هستند و به همین دلیل امکان فعالیت سینماهای واقع در مال‌های تجاری نیز وجود ندارد و تا جایی که می‌دانم در حال حاضر بسیاری از سینماهای دیگر که در مال‌های تجاری نیستند هم تعطیل هستند و احتمالاً تا زمانی که این وضعیت به پایان نرسد به شرایط عادی برنمی‌گردیم.

 

قنبری خاطرنشان کرد: امکانی برای فیلم دیدن وجود ندارد اما از طرفی فیلم‌هایی که بر پرده سینماها در حال اکران هستند هم آثار شاخصی نیستند که در شرایط حاضر مخاطبان را به سینما بکشانند. در واقع اگر شرایط جامعه عادی هم بود، با توجه به کیفیت فیلم‌های در حال اکران و وضعیت اقتصادی مردم، کمتر کسی به سینما می‌آید و فیلم می‌بیند.

محمد قنبری مدیر پردیس سینمایی مگامال
محمد قنبری مدیر پردیس سینمایی مگامال

مدیر پردیس مگامال در ادامه تصریح کرد: تعطیلی‌های گاه و بیگاهی که امسال وجود داشت تأثیر زیادی بر میزان مخاطبان و وضعیت اقتصادی سینماها داشت. اگر بخواهیم امسال را با سال گذشته مقایسه کنیم افت شدید مخاطب و فروش کاملاً مشهود است. وضعیت فروش فیلم‌ها و طبعا وضعیت اقتصادی سینماها قابل قبول نیست و برای عبور از این شرایط نیازمند تصمیمات درست در شرایط آرام هستیم و اکران فیلم‌های مخاطب‌پسند می‌تواند راهگشا باشد.

 

وی در پایان تأکید کرد: بسیاری از افراد نمی‌دانند که چطور بدون جستجو در گوگل به سایت‌های بلیت‌فروشی داخلی وارد شوند و بسیاری نمی‌دانند که اَپ‌های ایرانی فعال هستند. عملکرد دستگاه‌های پرداخت نیز دچار اختلال شده و به همین دلیل میزان فروش بلیت نمی‌تواند به حدی باشد که بازگشایی سینماها به صرفه باشد.

 




خروج برنامه «زندگی پس از زندگی» از کنداکتور رمضان امسال!/عباس موزون خبر داد

سینماروزان: عباس موزون مجری و تهیه‌کننده برنامه زندگی پس از زندگی، از تعلیق پخش آن خبر داد‌.

 

عباس موزون در پاسخ به پرسشی درباره پخش برنامه «زندگی پس از زندگی» در ماه مبارک رمضان امسال، به خبرگزاری پانا اظهار کرد: «زندگی پس از زندگی» امسال تولید می‌شود اما پخش آن به سال جاری نمی‌رسد و وقفه در پخش داریم.

 

موزون  تأکید کرد: علت این وقفه آن است که می‌خواهیم برنامه را ارتقاء دهیم و کیفیت آن را بهبود ببخشیم، مهمانان خارجی بیشتری دعوت کنیم و ساختار ظاهری و نمایشی را بهینه کنیم و این بهینه‌سازی فرصت بیشتری می‌طلبد. ضمن اینکه سفرهای بیشتری هم داریم که مقداری از وقت ما را می‌گیرد. در حقیقت فصل جدید «زندگی پس از زندگی» رشدی دوجانبه در محتوا و ساختار دارد و چون این گونه بود، از سازمان فرصت بیشتری درخواست کردیم و قرار شد که رمضان سال آینده برنامه داشته باشیم. تأکید می‌کنم که این وقفه به معنای پایان برنامه نیست، بلکه به معنای بازگشت بهتر آن است.

 

موزون با اشاره به کشورهایی که مهمانان فصل آتی قرار است از بین آنان انتخاب شوند، گفت: با مهمانانی از آمریکای جنوبی، آمریکا و اروپا در حال تعامل هستیم تا ببینیم به برنامه می‌رسند یا خیر؛ ضمن اینکه در این فصل هم درخصوص مهمانان باید مراحل کار، تحقیق و راستی‌آزمایی صورت گیرد. بر این اساس این رفت‌وآمد دوطرفه است و ما هم باید برویم و داده‌هایی به دست بیاوریم، چون هرگز بدون تحقیق به یک تجربه‌گر تریبون نمی‌دهیم که هرچه می‌خواهد بگوید.

تعلیق برنامه زندگی پس از زندگی
تعلیق برنامه زندگی پس از زندگی

او افزود: گلایه‌ای داشتم که دوباره می‌گویم و آن این است که این روزها افرادی جاعل پیدا شده‌اند که تجربه یا تحقیقات دیگران را جعل می‌کنند و مخاطبان جاهلی هم دارند که به این فضا دامن می‌زنند. تأکید می‌کنم گله‌ای که مطرح کردم دلیل توقف این برنامه نبوده است و خودمان خواستیم کیفیت را ارتقا دهیم.

 

وی با اشاره به تغییرات «زندگی پس از زندگی» در فصل جدید توضیح داد: در این فصل اصرار دارم که بخش‌های «مستند بازسازی» بیشتر شود و به همین منظور ـ به دلیل کمبود بودجه ـ شاید از هوش مصنوعی بیشتر استفاده کنیم. البته اساساً با پویانمایی به هر شکل مخالفم، چون حس واقعی بودن را از مخاطب می‌گیرد، اما در برخی مواقع چاره‌ای نیست.

 




جدال با حوادث!⇐ رونمایی از پوستر «چارلی باستر»+نقطه‌نظرات فرزان دلجو درباره فیلم تازه‌اش و احتمال نمایش در فجر۴۴

سینماروزان: تازه‌ترین فیلم سینمایی فرزان دلجو با عنوان «چارلی باستر» به زودی پخش جهانی خود را آغاز خواهد کرد و مذاکراتی صورت گرفته جهت نمایش فیلم در بخش ویژه جشنواره فیلم فجر۴۴.

“چارلی باستر” به تهیه کنندگی پیکچر وان پروداکشن، پیمان جمشید آبادی، پاریس بی، سمیرا آهنین و علی عطشانی کارگردان ایرانی تولید شده است‌ با بازی سیمون مارتین ، سوفیا پاپا شوویلی ، مایکل سولیوان ، روبرو براسکی ، جان هریس ،داریا الاسکار، افشین کتانچی و مایکل مدسون و…

«چارلی باستر» را فرزان دلجو نوشته و کارگردانی کرده؛ سینماگری که در ایران با فیلمهایی مثل «علفهای هرز»، «بوی گندم»، «یاران»، «شب غریبان»، «ماهیها در خاک میمیرند» شناخته میشود.

گفته می‌شود تمرکز محمد(فرزان) دلجو نویسنده و کارگردان چارلی باستر بر ارائه تفاوت‌ها در سینمايی است که سالها به فراموشی سپرده شده است. تفاوتی آشکار در ساخت و پرداخت این فیلم نسبت به آثار سابق فرزان دلجو به چشم میخورد. از روایت قصه تا نوع فیلمبرداری، رنگ، تدوین و کاراکتری که از همان لحظه نخست نگاه تماشاگر را به خود قفل می‌کند.

فرزان دلجو می‌گوید: سینمای امروز جهان دنیای عروسک هاست ! دیگر نه نشانی از طنزهای تلخ دیسکایی دارد و نه شمایلی از نئورئالیسم روسلینی. ژان لوک گدار در غبار تجارت گم شد، وودی آلن کمرنگ شد و حالا چارلی باستر شاید فصل جدید و بی ادعائی باشد در ارائه مکتبی تازه در سینما.

فیلم‌ چارلی باستر با فرزان دلجو در بخش ویژه جشنواره فیلم فجر۴۴
فیلم‌ چارلی باستر با فرزان دلجو در بخش ویژه جشنواره فیلم فجر۴۴؟

او ادامه میدهد: فیلم چارلی باستر، فیلمی است که شبیه هیچ فیلم دیگر نیست! پلی میان رئالیسم و سوررئالیسم؛ نگاهی به اندیشه و گیشه! چارلی باستر روایتی از تنهائی در هیاهوی جهانی ست که همه از هم بیگانه اند. جدال چارلی با زندگی نیست با تلخی و شیرینی حوادث ساده ایست که در بطن خود فریادی نهفته دارد: ما میمانیم…چارلی دو راز پنهان دارد که تماشاگر به مرور به کشف آن میپردازد و همین کشف و شهود است که درام میسازد.

فرزان دلجو درباره احتمال اکران فیلم در ایران بیان میدارد: به دنبال شرکت در بخش رقابتی و مسابقه نیستم چون رقابت برای جوانترهاست اما خوشحال میشوم که اگر در جشنواره فجر امسال بخش خارج از مسابقه باشد، لااقل یک نمایش ویژه برای اهالی رسانه و سینماگران همکارم داشته باشیم تا نقطه نظر آنها را نسبت به کار تازه‌ام بدانم.




چرا بیضایی نتوانست هیچ کدام از ۳ اثر شیعی خود را بسازد؟/چرا فیلمنامه ابوالفضل(ع)بیضایی تولید نشد؟ +تشریح شرطِ نشدنیِ بیضایی برای ساخت فیلم قمر‌بنی‌هاشم(ع)

سینماروزان/حامد مظفری: با مرگ بهرام بیضایی با انبوه پیام‌های فیک و توخالی تسلیت از آدمهایی بی‌ربط مواجهیم که انگار فقط از بیضایی همان «روز واقعه» را می‌شناسند؛ لابد به خاطر پخش مکرر از تلویزیون و همین‌ها قطعا نمیدانند بیضایی به جز «روز واقعه»، حداقل دو اثر مذهبی-شیعی دیگر هم داشت.

بیضایی سه اثر مهم مرتبط با شخصیت‌های شیعی نوشت؛ یکی همان «روز واقعه» درباره امام حسین(ع) که در دهه شصت و به سفارش مدیران وقت فارابی-و با اسم مستعار عین‌.سالک- نگارش شد اما متاسفانه بی دلیل از دست بیضایی درآوردند و به کارگردانی دیگر دادند که حتی با چنین دوپینگی باز به کارگردانی جریان‌ساز بدل نشد.

دوم نمایشنامه‌ «مجلس ضربت زدن» با محوریت امام علی(ع) و سویه‌ مقابلش ابن‌ملجم، که در اواخر دهه هفتاد و به سفارش مرکز تئاتر حوزه هنری نگارش شد اما اجازه‌ی اجرا بدان ندادند تا بعدتر رحمانیان با تغییر شخصیت اصلی-از مرد به زن و واگذاری ایفای نقش به همسرش/مهتاب نصیرپور- آن را اجرا کرد.

سومین فیلمنامه شیعی بیضایی، «قمر بنی هاشم» بود که در اوایل دهه هشتاد با محوریت شخصیت ابوالفضل(ع) توسط بیضایی نگارش شد و موافقت اولیه مدیریت سینمایی حوزه هنری برای تولید را کسب کرد اما درنهایت شرایط تولید آن فراهم نشد.

محمدرضا محمدی مدیر سینمایی وقت حوزه هنری در گفتگو با سینماروزان با اشاره به تلاش‌هایش برای همکاری با بیضایی در حوزه هنری گفت: در زمانی که مدیر سازمان سینمایی حوزه بودم به جز امثال جعفر پناهی و بهمن قبادی و… که از نسل جوان بودند و می‌خواستند فیلمهای اعتراضی بسازند و کمکشان کردم تا مثلا آفساید ساخته شود، سعی کردم از فیلمسازان قبل‌تر مثل ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی و بهرام بیضایی دعوت به کار کنم.

او ادامه داد: بهرام بیضایی فیلمنامه ای داشت درباره حضرت ابوالفضل(ع) که در زمره بهترین آثارش و مثل «روز واقعه» و «پرده نئی» پر از نمادهای آیینی بود. واروژ کریم مسیحی در کنار بیضایی بود تا کارهای پیش‌تولید را پیش ببرد ولی درنهایت به‌دلیل شرط اصلی بیضایی، نشد.

محمدرضا محمدی تهیه‌کننده‌ و مدیر سینمایی اسبق حوزه هنری
محمدرضا محمدی تهیه‌کننده‌ و مدیر سینمایی اسبق حوزه هنری

او در چرایی عدم تولید فیلمنامه ابوالفضل(ع) بیضایی اظهار داشت: حوزه پای کار بود و ناجی هنر بنا بود شریک شود. بهرام بیضایی ۵۰۰ میلیون بابت فیلمنامه و یک میلیارد بودجه تولید میخواست و واقعا هم حقش بود‌. آن زمان در حوزه هنری برای تولید هر فیلم نهایتا حدود نیم میلیارد هزینه می‌کردیم و در مضیقه بودجه بودیم با این حال مدیران بالادستی را متقاعد کردم و حاضر شدیم کلا یک و نیم میلیارد-یعنی ۳ برابر عرف ارقام معمول- را بابت تولید به بیضایی دهیم و از او و واروژ خواستم با تصویب ۱/۵میلیارد بودجه، قرارداد را ببندند تا زودتر کار راه بیفتد.

این مدیر فرهنگی درباره شرط بیضایی به سینماروزان گفت: بهرام بيضايی اصرار داشت که نیم میلیارد فیلمنامه را قبل از تولید بگیرد و چون عرف فیلمنامه صد میلیون تومان بود، مدیران مافوق زیر بار نرفتند و من هم هرچه اصرار کردم که ارزش کار بیضایی بیش از اینهاست و به او حق دهید نیم میلیارد بابت فیلمنامه بخواهد، وقعی ننهادند. چندین بار هم با بیضایی گپ زدم و گفتم که پای کار بیاید ولی او همچنان از ماجرای «روز واقعه» دلخور بود که با رقمی معمولی فیلمنامه را از او گرفتند اما کارگردانی را به دیگری دادند. شخصا حق را به بیضایی دادم و همان زمان و بعدتر بارها به مدیران مافوق گفتم جای تاسف دارد که بیضایی نتوانست هیچ کدام از سه اثر شیعی خود را خودش بسازد!

بهرام بیضایی+فیلمنامه ابولفضل(ع)
بهرام بیضایی+فیلمنامه ابولفضل(ع)

محمدرضا محمدی درباره کیفیت سناریوی قمر بنی هاشم بیضایی گفت: فیلمنامه ابوالفضل(ع) بیضایی از دریچه یکی دو شخصیت حاشیه ای کربلا به ماجرای حضرت ابوالفضل ورود کرده بود و البته در سیر روایی داستان به شدت جزیی‌نگرانه، نمادهای اساطیری را وارد کرده بود و فیلمنامه هم بزنگاه‌های تکان‌دهنده‌ای داشت و هم پایان‌ منکوب‌کننده‌ای. ضمن اینکه در کنار پرسوناژهای مرد، شخصیت‌های زن بسیار محکمی داشت.

محمدی با اشاره به فاصله‌ای بعید که در یک دهه و نیم اخیر میان مدیران سینمایی و فیلمسازان باتجربه افتاده، اظهار داشت: تغییرات اتوبوسی مدیران در نهادهای سینمایی واقعا سمّ است. وقتی مدیری را سرکار می‌آورند که به غلط میگوید بیضایی و تقوایی، توان کار ندارند، معلوم است که در زیرمجموعه چه خبر است! در دوران بیکاری امثال بیضایی و تقوایی، مدیرانی روی کار بودند که عاشق سلفی با هنرمندان بودند و با عکاس اختصاصی به زیر تابوت عباس کیارستمی رفتند! مدیریت فرهنگی مدیری را می‌خواهد که حداقل بتواند هم شاهنامه‌ی فردوسی و هم سهراب کشی بهرام بیضایی را‌، بی غلط، از رو بخواند.




تولید ۱۸ فیلم بدون پروانه ساخت!⇐ادعای غلامرضا موسوی تهیه‌کننده فیلم جنجالی “کیک محبوب من” +ماجرای کلک رضا درمیشیان به پلیس ترکیه  

سینماروزان: غلامرضا موسوی تهیه‌کننده باسابقه سینما در تازه‌ترین گفتگویش خبر از تولید حدود بیست فیلم-دقیقا ۱۸ فیلم- بدون دریافت پروانه ساخت داده!

غلامرضا موسوی به تینا جلالی در روزنامه اعتماد میگوید: همین الان 18فيلم بدون پروانه فيلمسازي ساخت، ساخته شده و خدمت شما بگويم كه اين موضوع از اساس ديگر قابل كنترل نيست، چه بسيار فيلم‌هايي در سال‌هاي اخير و دورتر با پروانه و مجوز ساخته شدند، اما پروانه نمايش دريافت نكردند. بنابراين اين دو موضوع(پروانه ساخت و پروانه نمایش) ربطي به هم ندارند. اما تهيه‌كننده نقش اصلي و حرفه‌اي را در اين موضوع دارد يا تهيه‌كننده‌اي كاربلد و حرفه‌اي است يا كاربلد نيست و وقتي مسائل و نكات ساخت فيلم را بداند براي فيلم مشكلي پيش نمي‌آيد و اگر نسبت به موضوعي اشراف يا آگاهي ندارد، مي‌تواند از اصناف تهيه‌كنندگان مشورت بگيرد، دوستانه مشورت بگيرند و درباره نكات فيلم‌هايشان صحبت كنند.

این تهیه‌کننده درباره اینکه آیا حذف پروانه ساخت موجب رسوخ افراد غیرحرفه ای در بدنه سینما میشود  بیان می‌دارد: بدون پروانه فيلمسازي توليد، در ساخت فيلم سينمايي 3 عامل اصلي وجود دارد كه تعويض يا نبود هر كدام از آنها، توليد را دچار مشكل مي‌كند: فيلمنامه، كارگردان و تهيه‌كننده. تعويض هر كدام از اين 3 عامل مي‌تواند روي فيلم ساخته شده اثر بگذارد. از سويي پيشرفت تكنولوژي باعث شده تا هم‌اكنون بتوان با يك گوشي تلفن همراه با كيفيت 4k فيلمبرداري كرد. فيلمبرداري با گوشي تلفن يا دوربين در قطع دوربين عكاسي اساسا باعث حساسيت افراد محيط نمي‌شود.

او می افزاید: به‌طور نمونه دوازده سال قبل كه فيلم بغض رضا درميشيان را در استانبول فيلمبرداري مي‌كرديم به پيشنهاد تورج اصلاني از دوربين عكاسي استفاده كرديم. در صحنه‌اي حدود 200 پليس به خاطر جلوگيري از شورش احتمالي در ميدان تقسيم صف كشيده بودند. اما رييس پليس به دوربين ما نگاهی کرد و حتي اجازه فيلمبرداري دوباره را هم صادر كرد چون فكر مي‌كرد ما عكاسي مي‌كنيم و اما در مورد همكاران توليد، هم‌اكنون هم دولت هنگام صدور پروانه فيلمسازي دخالتي در حضور ديگر عوامل نمي‌كند. اما براي اينكه در توليدات از همكاران عضو خانه سينما استفاده شود، نياز به تفاهمنامه صنفي بين اعضاي خانه سينماست. اصناف بايد با صنف تهيه‌كنندگان به تفاهم برسند و تهيه‌كنندگان بر اساس قرارداد يا تفاهمنامه فيمابين اقدام كنند. اين يعني همكاري و تفاهم صنفي بر اساس توليد فيلم سينمايي.

این تهیه‌کننده که فيلم “کیک محبوب من” را با پروانه ساخت تولید کرد ولی بعدتر گرفتار توقیف شد درباره حذف پروانه ساخت اظهار میدارد: برخلاف پروانه نمايش كه قانونگذار در قوانين ظاهرا به خاطر مصالح عمومي جامعه ديده است، صدور پروانه فيلمسازي كه به گمان اكثر هنرمندان سينماي ايران سانسور قبل از ساخت فيلم است، صرفا در آيين‌نامه مورد تاكيد قرار گرفته است. با درخواست پروانه ساخت (فيلمسازي) هنرمند قبل از توليد سانسور مي‌شود و بنابراين حس دروني و غريزي او در ساخت اثر ناديده گرفته مي‌شود. واقعيت اين است كه در هيچ كشور مترقي و صاحب سينما، صدور پروانه فيلمسازي به شكلي كه در كشور ما مرسوم است، وجود ندارد. كشورهايي هم كه براي نمايش مقرراتي دارند، فيلم آماده را مورد ارزيابي قرار مي‌دهند. ناگفته پيداست كه بين فيلمنامه كاغذي تا فيلم توليد شده فاصله بسياري است. ما در كشور خودمان هم براي موسيقي، نقاشي، تئاتر و … سانسور قبل از توليد نداريم. با برداشتن پروانه ساخت، فيلمساز فيلمش را مي‌سازد و قبل از نمايش تقاضاي پروانه نمايش مي‌كند. در اين مرحله اعضاي شوراي بازبيني كه توسط دولت انتخاب شده‌اند، فيلم را مي‌بينند و مجوز لازم را صادر مي‌كنند يا اصلاحاتي انجام مي‌دهند يا … با توجه به آنچه گفتم منطق حكم مي‌كند كه سينما هم از ويژگي حذف سانسور اوليه استفاده كند و پروانه ساخت (فيلمسازي) حذف شود.

 




اعلان عامل توقیف دوساله‌ی فیلم «لاک‌پشت»/چرا شش سال منتظر فرهاد اصلانی ماندند؟/بهمن کامیار کارگردان توضیح داد

سینماروزان: فیلم لاک‌پشت از تازه‌ترین فیلمهای توقیفی است که رفع توقیف شده و در اکران پاییزی روی پرده رفته و با وجود محدودیت سانس نسبت به آثار کمدی، گیشه خوبی هم داشته.

 

چرایی توقیف دوساله لاک‌پشت اصلی‌ترین پرسش مخاطبانی است که فیلم را دیده اند. بهمن کامیار کارگردان لاک‌پشت در چرایی این مساله به خبرگزاری ایلنا گفت: مشکلی که برای این فیلم به وجود آمد و سبب ساز توقیف دوساله بود، در واقع یک بحث سلیقه‌ای بود و باعث شد در یک بازه زمانی طولانی فیلم دچار مشکل شود. مدیریت سازمان سینمایی قبل به اینگونه فیلم‌ها علاقه‌ای نداشت و سعی داشتند با مطرح کردن مباحثی جلوی اکران این آثار را بگیرند.

 

او ادامه داد: مدیران سابق فیلم من را مروج سبک زندگی غیر اسلامی ایرانی می‌دانستند!!! من با این مسئله واقعاً مشکل داشتم، این جمله کاملاً غلط است چون ما اصلاً  تعریف مشخصی از سبک زندگی ایرانی اسلامی نداریم.

چرایی توقیف دو ساله ی فیلم لاک‌پشت؟
چرایی توقیف دو ساله ی فیلم لاک‌پشت؟

کامیار افزود: «لاک پشت» قصه‌ای دارد که در یک طبقه اجتماعی مشخص روایت می‌شود و این نوع سبک زندگی در این طبقه رواج دارد. اگر قرار بود این فیلم در طبقه پایین‌تری روایت شود قطعاً شکل کنش‌ها و اتفاقات متفاوت بود و حتی فضای اثر ذهنی نبود یا اگر فرد در طبقه بالاتری بود هم مطمئناً برخوردش با موضوع متفاوت بود و احتمالاً هیچ کنشی در او دیده نمی‌شد. من نمی‌توانم قصه‌ای در یک طبقه اجتماعی روایت کنم و فرهنگ آن طبقه را حذف کنم یا تغییر دهم تا بلکه فیلمم با مشکلی مواجه نشود، در این صورت من دروغ گفته‌ام و فیلمم هم هیچ ارزشی ندارد چون طبقه‌ای که قصه در آن روایت می‌شود و جزئیات زندگی افراد در این طبقه اجتماعی بسیار مهم است.

 

بهمن کامیار در چرایی حضور فرهاد اصلانی در نقش اصلی فیلمش گفت: از آنجا که به ژانر سایکودرام و فیلم‌های روانشناسانه علاقه دارم ایده «لاک پشت» در سال ۹۶ و ۹۷ با این تئوری به ذهنم رسید که ما برخی مواقع درگیر وقایعی می‌شویم که ساخته و پرداخته ذهنیات ماست. همان موقع فیلمنامه را با فرهاد اصلانی مطرح کردم، ایشان فیلمنامه را دوست داشت و قرار شد هر زمان که فرصت بازی در این اثر را پیدا کردند ما تولید را آغاز کنیم و ۵ یا ۶ سال طول کشید تا فرهاد اصلانی حاضر شود و فرصت ساخت این فیلم فراهم گردد.

 

او بیان داشت: من زمان نگارش فیلمنامه به فرهاد اصلانی فکر کرده بودم و به نظر من هیچ بازیگری جز ایشان نمی‌توانست این نقش را بازی کند و اولین کسی که فیلمنامه «لاک پشت»‌ را خواند هم فرهاد اصلانی بود که خوشبختانه در نهایت فیلم با همان ترکیب مدنظرم ساخته شد. قصه «لاک پشت» مملوء از کنش‌های درونی است، این فیلم و این شخصیت با کنش‌های ذهنی و درونی پیش می‌رود و بازیگر باید در حالیکه کنش‌های بیرونی ندارد با استفاده از تکنیک‌هایی بدون کنش‌های بیرونی حس مدنظر را منتقل کند. من در ایران هیچ بازیگری را نمی‌شناسم که در این مورد توانایی فرهاد اصلانی را داشته باشد و به همین دلیل فکر می‌کنم او بهترین گزینه برای این نقش بود که به خوبی هم از پس آن بر آمد.

 




لیلی رشیدی، ممنوع‌کاری، توصیه پدر و مهاجرت؟/سوئیس بهتر است یا آمریکا؟

سینماروزان: به خاطر دارم که در دوره‌ای، تلویزیون بر سر ماجرایی که امروز خنده‌دار است، من را ممنوع‌کار کرده بود. دوره پرکاری تلویزیون بود و من نمی‌توانستم کار کنم. پدرم-داوود رشیدی-از من پرسید که چرا کار نمی‌کنی؟ گفتم اجازه کار کردن ندارم. پدرم در پاسخ گفت: «برو و مربی مهدکودک شو.»

 

لیلی رشیدی با بیان مطلب فوق به روزنامه ایران گفت: آن زمان به حرف پدرم خندیدم ولی پدر اصرار داشت که بروم و با بچه‌ها کار کنم. اکنون فکر می‌کنم منظور پدر را متوجه شدم. زیرا من به کار کردن با بچه‌ها و نوجوانان علاقه‌مندم و برایم شیرین و لذت‌بخش است. به همین دلیل از یک زمانی شروع به کار کردن با بچه‌ها کردم. اکنون افرادی با من سلام و علیک می‌کنند که ۲۵ ساله هستند و می‌گویند که وقتی ۱۰ ساله بودند با من کار کردند. واقعاً دلم می‌خواست پدرم امروز بود و این اجرا را می‌دید؛ او عاشق دیدن پروژه‌های نوجوانان بود و می‌دانم که بودنش می‌توانست برای ما حائز اهمیت باشد.

 

لیلی رشیدی با اشاره به اینکه در برهه هایی به فکر مهاجرت بوده ولی نرفته، گفت: دلیل رفتن، تنها این نیست که مملکت ما چیزی کم دارد؛ در واقع میل به رفتن موضوعی جهانی است. احتمالاً جوان‌های سوئیس هم دلشان می‌خواهد به آمریکا بروند. واقعیت پیچیده‌تر از این حرف‌هاست: وابستگی‌ها و پیوند های عاطفی نسل امروز نسبت به گذشته تغییر کرده. در واقع اکنون ارتباطات آسان‌تر شده است. در زمان ما اگر کسی می‌رفت ممکن بود هفته‌ها یا ماه‌ها نتوانی او را از نزدیک ببینی؛ اما امروز می‌توان هر روز تماس تصویری برقرار کرد. همین موضوع سبب شده تا دور شدن جغرافیایی برای جوانان امروز کم‌دغدغه‌تر از ما باشد و ساده‌تر انجام شود.

لیلی رشیدی و مساله مهاجرت
لیلی رشیدی و مساله مهاجرت

وی ادامه داد: فکر می‌کنم در دنیا و به خصوص کشور ما، شرایط به‌گونه‌ای رقم خورده که آدم‌ها دوست دارند بروند زیرا به دنبال چیزهای بهتری هستند. شخصاً نمی‌خواهم دنبال دلیل این موضوع بگردم، چون وظیفه من نیست. اما اینکه بچه‌ها دل‌شان می‌خواهد بروند، یک واقعیت است. اگر ما می‌خواهیم مردم بمانند، باید شرایطی فراهم کنیم که زندگی و کار در همین‌جا معنا و امکان داشته باشد.

 

او افزود: ارتباطات در زمانه امروز ساده‌تر شده است. اگر من در دوران جوانی مهاجرت می‌کردم، شاید هفته‌ای یک‌مرتبه می‌توانستم با خانواده خود تلفنی صحبت کنم اما نسل امروز می‌توانند هر روز با خانواده خود تماس تصویری برقرار کنند. علاوه بر این، اکنون رفت‌وآمدها و دورهمی‌های خانوادگی بسیار کم شده و انسان‌ها رو به تنهایی رفته‌اند. همه یاد گرفته‌اند که چطور با تنهایی خود کنار بیایند. ما در گذشته فکر می‌کردیم که چقدر غم‌انگیز است که تنها به مسافرت یا کافه برویم ولی اکنون در کافه‌ها، جوان‌های بسیاری را می‌بینید که تنها نشسته‌اند. در واقع موضوع تنهایی، دیگر آن معنی بدی که در ذهن ما داشت را ندارد.

 




انتقاد محمدرضا شریفی‌نیا از بی‌مهری‌های تلویزیون با شاهد مثال از “من و تو”   

سینماروزان: محمدرضا شریفی نیا بازیگر و تهیه کننده سینما به انتقاد از بی مهری های تلویزیون نسبت به تبلیغ محصولات سینمای ایران پرداخت.

 

شریفی نیا در نشست کنشگری نوجوان و سینمای دفاع مقدس در حاشیه جشنواره فیلم کودک گفت: متاسفانه تلویزیون حتی برای کارهای خودش هم تبلیغ درست و حسابی نمی‌کند چه برسد به محصولات سینمایی.

 

او ادامه داد: در تلویزیون من‌و‌تو وقتی یک برنامه می‌ساختند آن قدر تبلیغ های متنوع از آن می‌رفتند که بالاخره مخاطب را کنجکاو کنند اما در تلویزیون ما حتی شبکه های مختلف، چندان هوای هم را ندارند.

 

شریفی نیا تاکید کرد: تا به مردم اطلاع ندهیم فیلم و سریال را نمی بینند و مشکل اصلی سینمای اجتماعی همین بی مهری های تلویزیون نسبت به آن است.

 

برای تماشای فیلم گفته های شریفی‌نیا اینجا را ببینید.

 

 




پاسخ کوبنده رائد فریدزاده به روسای خانه سینما+اعلام برنامه‌ی انتقال جشنواره جهانی فجر به شهرستان

سینماروزان: در حالی که رئوس خانه سینما در بیانیه‌ای متناقض در عین جدایی از کمیته اسکار، خواستار حضور نمایندگان خود در کمیته شده‌اند(!!!) رائد فریدزاده در گفتگویی تازه، تنها مرجع قانونی معرفی فیلم به اسکار را «فارابی» دانسته و شایعه واسپاری این مساله به خانه سینما را رد کرده!

 

به جز این فریدزاده درباره انتقال بخش بین‌الملل فجر-موسوم به جشنواره جهانی فجر- به شهرستان(کیش یا قشم؟) هم حرف زده…

 

رائد فریدزاده به خبرگزاری ایسنا گفت: نهاد مورد تأیید آکادمی اسکار و جایی که مسئولیت معرفی فیلم را بر عهده دارد «بنیاد سینمایی فارابی» است، برای آکادمی هم مهم این است که روند انتخاب را با مشارکت اعضای صنف و فعالان صنعت سینما پیش برده شود. البته باید تلاش کنیم تا این فضای تحریمی سیاسی با گفت‌وگو باز شود که این هم به خانواده بزرگ سینما برمی‌گردد. با این حال درباره برخوردهای سیاسی با تولیدات داخلی سینمای ایران، واقعیت این است که جشنواره‌های خارجی اگرچه به طور رسمی نوع نگاه و بازخورد خود را نسبت به فیلم‌های ایرانی اعلام نکرده‌اند اما در عمل نتایج و برخوردها را می‌توان به وضوح مشاهده کرد.

پاسخ رائد فریدزاده به روسای خانه سینما
پاسخ رائد فریدزاده به روسای خانه سینما

فریدزاده با حمایت مجدد از فارابی که خودش هم ورود به مدیریت سینمایی را مدیون همین نهاد است، بیان داشت: «بنیاد سینمایی فارابی» در طی این سال‌ها توانسته جایگاه سینمای ایران را در اسکار حفظ کند و این کار کمی نیست. اگر این بنیاد بی‌طرفانه برخورد نمی‌کرد و به دنبال تحمیل رأی خود بود، مطمئن باشید که این فرایند سال‌ها قبل متوقف می‌شد. این اعتماد و این جایگاه در یک فرایند بین‌المللی و در یک آمد و شد حفظ شده که با زحمات و ممارست سالیان مدیران قبلی و همکاران سینمایی محقق شده و همچون یک میراث ملی برای سینمای ماست اما متاسفانه گاهی با کج فهمی‌ها این میراث را به خطر می‌اندازیم.

 

رئیس سازمان سینمایی درباره محل برگزاری جشنواره جهانی فجر نیز بدون نام بردن از گزینه‌ها گفت: در تهران یکی دو مکان پیشنهاد شده و در حال بررسی هستیم اما در کنار آن، امکان برگزاری جشنواره در شهری غیر از تهران را نیز در دست بررسی داریم که البته جابجایی شهر باید با هماهنگی باشد.




فرزان دلجو: با «چارلی باستر» به ایران می‌آیم+اظهارنظر درباره‌ی«صبحانه با زرافه‌ها»، «آقازاده» و…

سینماروزان/حامد مظفری: در دهه پنجاه در سینمای ایران ستاره‌ای متولد شد به نام فرزان دلجو محبوب مخاطبان جوان سینما.

محمد(فرزان) دلجو از بازیگران و کارگردانان شناخته‌شده با «علفهای هرز»، «بوی گندم»، «یاران»، «شب غریبان»، «ماهیها در خاک میمیرند» و…، اخیرا کار ساخت فیلمی با عنوان «چارلی باستر» را به پایان رسانده و برنامه‌هایی برای اکران سراسری آن دارد.

 

فرزان دلجو در این باره به سینماروزان گفت: فیلم «چارلی باستر» مورد توجه کمپانی‌های پخش فیلم قرار گرفته است و با پایان مراحل فنی نهایتا تا ژانویه ۲۰۲۶(دی ماه) در سینماهای سراسری آمریکا به اکران میاید و پس از آن نیز برنامه‌هایی برای اکران در کشورهای دیگر داریم.

فرزان دلجو در پشت صحنه فیلم چارلی باستر
فرزان دلجو در پشت صحنه فیلم چارلی باستر

فرزان دلجو پیرامون خط داستانی فیلم تازه‌اش گفت: «چارلی باستر» روایتگر معصومیت انسان ها در این جهان پر هیاهوست. چارلی باستر قامت زندگیست؛ ثروتش یک دوچرخه هست و عشقش دختر گل فروش محله، شغلش پخش پیتزا ست! او در عین سادگی، دو راز پنهان دارد که کشف این دو راز برعهده تماشاگر است. «چارلی باستر» در دنیایی میان رئالیسم و سوررئالیسم و به گونه‌ای غیرقابل پیش بینی جلو رفته و پایانی غیرمنتظره دارد. در «چارلی باستر» تصویر بیشتر از دیالوگ، قصه را روایت می‌کند.

 

فرزان دلجو تاکید کرد: فیلم «چارلی باستر» به علت قصه انسانی و فقدان صحنه های حاشیه‌‌ساز(!) به امید خدا بعد از اکران خارج در ایران هم قابل نمایش است. البته سال قبل هم می‌‌شد فیلم را به فستیوال فجر داد و تلاش‌هایی از سوی علی عطشانی تهیه‌کننده‌مان، صورت گرفت- اما ترجیح دادیم که امور پس‌تولید را با طمانینه پیش ببریم و امسال بعد از اکران آمریکا، شرایط اکران داخل ایران را فراهم خواهیم کرد.

نماهایی از فیلم چارلی باستر
نماهایی از فیلم چارلی باستر

چقدر شباهت است بین چارلی باستر و فیلم‌های خاطره سازی نظیر «بوی گندم»، «ماهیها…»، «یاران» و «علفهای هرز»؟ و… فرزان دلجو در پاسخ به این پرسش سینماروزان اظهار داشت: شباهت میان کارهای گذشته‌ی من و فیلم چارلی باستر در نگاه متفاوت به سینماست. شاید چارلی باستر به سبک و سیاقی تعلق دارد که در هیاهوی سینمای گیشه و آوانگارد ، به نوعی خودش میخواهد سبکی تازه ای را ارائه دهد؛ سبکی که سال هاست در جهان کم رنگ و کمرنگ تر شده و انگار چارلی باستر سلامی تازه به سینمای امروز هالیوود است.

پوستر فیلم چارلی باستر
پوستر فیلم چارلی باستر

فرزان دلجو اخیرا نگارش و کارگردانی یک تئاتر با عنوان «پرشین تینگز» یا همان «چیزهای ایرانی» را نیز انجام داده که همراه با شهرام شب‌پره و هشت بازیگر سینما و تئاتر اواخر آذرماه در دوبی روی صحنه خواهد رفت. دلجو در چرایی رفتن به سمت این نمایش گفت: نمایش پرشین تینگز، آینه تمام‌نمای جامعه ایرانی در این سو و آن سو ست و راوی زخمهایی است که در پوسته‌ی شکلاتی پیچیده شده است یا به زبان ساده تر این نمایش دارای رویه و آستر(!)ی شیرین بر بطنی دردناک است!!

 

او افزود: اینکه چرا کار طنز را ترجیح دادم متاثر از حال و هوای جامعه ایرانی است. با توجه به شرایط حاضر که تقریبا همه می‌نالند پرداختن به سبک آوانگارد و اقتباس از آثار نمایشنامه‌نویسان نامی چون شکسپیر و مولیر و چحوف و مثلا اقتباس از «در انتظار گودو» و…… فقط ژست روشنفکرانه‌ی بعضی ها را سیراب میکند ! اما ما بر لبه تیغ نمایش پرشین تینگز را آماده اجرا کرده ایم تا انشاءالله هم تماشاگر خاص و هم تماشاگر عام یکسان از آن لذت ببرند.

 

فرزان دلجو گرچه سالهاست ایران نیست اما هرگاه فرصت کند محصولات تولیدی داخل را هم می‌بیند. دلجو به سینماروزان گفت: تا جایی که مشغوله کاری اجازه دهد محصولات همکاران داخلی را می‌بینم. مثلا اخیرا فیلم «صبحانه با زرافه ها»-ساخته سروش صحت و به تهیه‌کنندگی سیدمصطفی احمدی-را دیدم که با توجه به جمیع محدودیت ها بسیار بر دل مینشیند. ما بازیگران و فیلمسازان برجسته ای داریم که خلاقیتشان در بند بازی های رایج سانسور کمرنگ می‌شود. از میان سریال ها «آقازاده»-به تهیه‌کنندگی حامد عنقا و کارگردانی بهرنگ توفیقی- بسیار تماشائی بود و سعی کرده بود هم تماشاگرپسند باشد و هم اجرای استانداردی داشته باشد.

 

او خاطرنشان ساخت: البته که به مانند همه جای دنیا بعضی از فیلم ها و سریال‌ها نیز فارغ از گونه ی کمدی یا غیرکمدی، اسیر تکرار مکررات هستند و آثاری هستند توهین کننده به مخاطب و شاید بسیار مفتضح تر از فیلمهای دهه ۳۰ و ۴۰ خودمان! ولی هنر ایرانی همواره قله‌های خود را داشته و در نهایت فیلم و سریال خوب همچنان داریم و شخصا با بسیاری از همکاران داخل رفاقت تنگاتنگ دارم و برای جامعه هنر آرزوی موفقیت دارم.

فرزان دلجو در حال تمرین نمایش پرشین تینگز
فرزان دلجو در حال تمرین نمایش پرشین تینگز

گفتنی است “چارلی باستر” به تهیه کنندگی پیکچر وان پروداکشن، پیمان جمشید آبادی، پاریس بی، سمیرا آهنین و علی عطشانی کارگردان ایرانی تولید شده است‌ با بازی سیمون مارتین ، سوفیا پاپا شوویلی ، مایکل سولیوان ، روبرو براسکی ، جان هریس ،داریا الاسکار، افشین کتانچی و مایکل مدسون و…

 

بازیگران نمایش «پرشین تینگز» به کارگردانی فرزان دلجو نیز اینها هستند: فرزان دلجو، نیلا زجاجی، عرفان ملکوتی، ایلیا سعادتی، مهسا خان پور ( همسر سابق علی دائی! )، ونداد مساح زاده، آرزو کوچکان همراه با داریوش ایران نژاد و شهرام شب‌پره!

فرزان دلجو: با چارلی باستر به ایران می‌آیم
فرزان دلجو: با چارلی باستر به ایران می‌آیم

فرزان دلجو: با چارلی باستر به ایران می‌آیم
فرزان دلجو: با چارلی باستر به ایران می‌آیم




سختی‌های سریال «شکارگاه» به روایت مهدی حسینی‌نیا

سینماروزان: مهدی حسینی‌نیا ـ بازیگر نقش «بهادر» در سریال «شکارگاه» ـ درباره دشواری نزدیک شدن به فضای تاریخی، شیوه مواجهه با متنی که کمترین امکان تغییر را داشت و تجربه ایفای نقشی ساده و صمیمی همچون یک باغبان را توضیح می‌دهد.

حسینی‌نیا همچنین با نگاهی تحلیلی به تفاوت‌های نمایش خانگی و تلویزیون، تأکید می‌کند که روایت قصه‌های نزدیک به زندگی مردم امروز در رسانه‌های جدید آسان‌تر و اثرگذارتر است.
با «بهادر» ـ باغبان ساده اما پر از پیچیدگی قصه «شکارگاه» ـ شروع می‌کنیم و طرح این پرسش که ایفای چنین نقشی در قصه‌ای که زمان آن چندان نزدیک نیست، چه دشواری‌هایی داشت؟ مهدی حسینی‌نیا پاسخ می‌دهد: به نظر من هر نقشی جذابیت‌های خودش را دارد و نمی‌توان بین بازی در زمان حال یا در فضای تاریخی مرزی قطعی کشید. در نهایت، ما بازیگر نقش انسانی را بر عهده می‌گیریم که در شرایط اجتماعی، اقلیمی و تاریخی خاصی زندگی می‌کند. تفاوت انسان‌ها چندان زیاد نیست، اما شرایط اجتماعی و فرهنگی هر دوره، نوع مواجهه و سبک زندگی آن‌ها را تغییر می‌دهد. همین مسئله باعث می‌شود ایفای نقش در چنین آثاری چالش‌ها و جذابیت‌های خاص خود را داشته باشد.

حسینی‌نیا در پاسخ به این پرسش که چطور به فضای تاریخی سریال «شکارگاه» نزدیک شد؛ چراکه مقطعی که قصه در آن روایت می‌شود، چندان ملموس نیست، چنین اظهار می‌کند: «از همان ابتدای کار جلساتی با نیما جاویدی داشتم. ایشان هم کارگردان و هم نویسنده متن هستند و راهنمایی‌های دقیقی به من دادند. علاوه بر آن، پیش از شروع فیلمبرداری بار دیگر به تماشای آثار سینمایی و سریال‌هایی پرداختم که درباره آن دوران ساخته شده بود. تلاشم این بود که فضای اجتماعی و زیست‌جهان آن دوره را بهتر لمس کنم. البته باید بگویم کار خارق‌العاده‌ای نمی‌توان انجام داد، چراکه ما نه آن آدم‌ها را دیده‌ایم و نه کسی از آن نسل باقی مانده تا بتوانیم مستقیم با او گفت‌وگو کنیم. بنابراین بیشترین تکیه ما بر تحقیقات، بازبینی آثار گذشته و البته هدایت‌های کارگردان بود.»

او قصه «شکارگاه» را یکی از نقاط قوت اصلی این سریال برشمرد و درباره دلایل آن توضیح داد: جذابیت آن در این است که صرفاً محدود به گذشته نیست. این داستان اگرچه در بستر تاریخی روایت می‌شود، اما ساختار و مفاهیم آن به‌گونه‌ای است که می‌تواند در زمان حال هم رخ دهد. در واقع، اگر همان قصه را با تغییر جزئیات در دوران معاصر روایت کنیم، باز هم برای مخاطب باورپذیر خواهد بود. این ویژگی سبب شد متن برایم بسیار جذاب باشد. من اصولاً کمی در خواندن فیلمنامه تنبلی می‌کنم، اما «شکارگاه» جزو معدود کارهایی بود که متن آن را خیلی سریع و با علاقه خواندم.

اما تجربه همکاری با نیما جاویدی پرسش دیگری است که با او در میان می‌گذاریم و اینکه چقدر در دیالوگ‌ها و متن، امکان تغییر و یا ارائه پیشنهاد داشت؟
این بازیگر سینما و تئاتر چنین توضیح می‌دهد: همکاری با جاویدی تجربه‌ای متفاوت بود. ایشان نویسنده متن نیز بودند و به همین دلیل روی جزییات حساسیت ویژه‌ای داشتند. ما تقریباً متن را کلمه به کلمه اجرا کردیم. شاید در طول کار تنها سه یا چهار پیشنهاد کوچک از سوی من مطرح شد که برخی پذیرفته شد و برخی خیر؛ اما اساس کار بر همان چیزی بود که نوشته شده بود. این برای من تجربه‌ای تازه بود، زیرا در بسیاری از کارهای دیگر می‌توان در لحظه با توجه به ویژگی شخصیت، دیالوگ را کمی تغییر داد یا محاوره‌ای‌تر بیان کرد. اما در «شکارگاه» همه چیز دقیقاً طبق متن پیش می‌رفت.

حسینی‌نیا در پاسخ به اینکه پایبندی به متن و پیش رفتن عین به عین با آن، کار را برایش سخت نمی‌کرد؟ چنین می‌گوید: «مهم‌ترین سختی این بود که باید حواسم را کاملاً جمع می‌کردم تا حتی یک واو یا کلمه از متن حذف یا جابه‌جا نشود. ما در زندگی روزمره عادت داریم محاوره‌ای‌تر صحبت کنیم و دایره لغاتمان هم محدودتر شده است. در این پروژه اما لازم بود از زبان معیار استفاده کنیم؛ زبانی کتابی‌تر و شمرده‌تر که با فضای تاریخی کار هماهنگ بود. این موضوع باعث شد در طول کار مدام ذهنم درگیر حفظ دقت و امانت به متن باشد. در عین حال جذابیت خاصی هم داشت، چون برخی واژه‌ها و ترکیباتی را دوباره زنده می‌کرد که شاید در گفت‌وگوهای روزمره کمتر استفاده می‌شوند.»

«شخصیت بهادر در ظاهر باغبان ساده‌ای است که البته به واسطه نقش اصلی آن در عمارت، پیچیدگی‌های بسیاری دارد. تقابل این سادگی در عین مرموز بودن آن، چه تاثیری بر بازی شما گذاشت؟» در پاسخ اظهار می‌کند: «همین ویژگی باعث شد نزدیک شدن به این نقش برایم آسان‌تر باشد. بهادر شخصیت پیچیده یا متعلق به طبقه خاصی نیست. او یک باغبان است که زندگی عادی خود را می‌کند. بنابراین نیازی نبود وارد جزئیات دشوار آداب معاشرت طبقات خاص یا اشرافی شوم. مثلاً لازم نبود بدانم در آن زمان اشراف چگونه فنجان یا کارد و چنگال در دست می‌گرفتند. همین سادگی باعث شد راحت‌تر بتوانم با شخصیت ارتباط برقرار کنم و او را باورپذیرتر بسازم.»

بازیگر سریال‌های «شکارگاه»، «یاغی» و فیلم‌های «شنای پروانه»، «متری شیش و نیم» و «برادران لیلا» درباره تفاوت ایفای نقش در نمایش خانگی و تلویزیون چنین اظهار می‌کند: واقعیت این است که تفاوت‌ها بسیار است. بخشی از حضور من در نمایش خانگی انتخاب شخصی‌ام بود. نمایش خانگی فضای بازتری برای روایت قصه‌ها دارد. بسیاری از داستان‌هایی که در این مدیوم ساخته می‌شود، در تلویزیون امکان تولید ندارد یا با محدودیت‌های فراوان روبه‌روست. علاوه بر این، نمایش خانگی به زندگی واقعی و ذهنیت امروز مردم نزدیک‌تر است. متأسفانه تلویزیون از این فضا فاصله گرفته و کمتر توانسته به دغدغه‌های واقعی مردم بپردازد. در حالی که در نمایش خانگی و سینما می‌توانیم روایت‌هایی بسازیم که هم‌زمان سرگرم‌کننده و در عین حال بازتابی از واقعیت اجتماعی باشند.

مهدی حسینی‌نیا ـ بازیگر نقش «بهادر» در سریال «شکارگاه» ـ در انتها در پاسخ به اینکه آیا در طول تصویربرداری خاطره خاص یا اتفاق ویژه‌ای برایتان رخ داد؟ یادآور می‌شود: «واقعیت این است که ذهنم بیشتر درگیر متن و اجرای دقیق آن بود. هر روز تنها دغدغه‌ام این بود که مبادا جمله‌ای را ناقص یا اشتباه بیان کنم. همین تمرکز باعث شد کمتر به حاشیه‌ها یا رخدادهای دیگر توجه کنم. البته باید بگویم شرایط کار سخت بود؛ اما سختی بخشی جدایی‌ناپذیر از حرفه ماست. آنچه این پروژه را برای من جذاب‌تر کرد، همکاری با نیما جاویدی بود؛ کارگردانی که دلم می‌خواست با او کار کنم. همچنین حضور در کنار همکارانی که برایم عزیز و محترم‌اند، از دیگر نقاط روشن این تجربه بود.»




خانه‌تکانی را از اینجا آغاز کنید/توصیه‌ی آتش تقی‌پور بازیگر پیشکسوت به مدیران فرهنگی

سینماروزان: برخلاف ادعاهایی که طرح می‌شود و با وجود پشت سر گذاشتن شرایط حساس جنگ دوازده روزه، مدیران فرهنگی همچنان گرفتار دیوان‌سالاری واپسگرا هستند و گرچه شعار ایران ایران را می‌دهند ولی در تصمیم‌گیری فرهنگی هیچ تلاشی برای توجه به هنرمندان ایرانی که سالها غیرخودی خوانده شدند، صورت نگرفته.

 

آتش تقی پور بازیگر باسابقه با تاکید بر اینکه ساختار فرهنگی نیاز به خانه تکانی از نوع ذهنی و فکری دارد، خواستار ایجاد فضا برای فعالیت هنرمندان رانده‌شده گشت. او به سینماپرس گفت: گاه حوادثی رخ می‌دهد که در تصمیم‌گیری‌های انسان برای آینده تأثیر می‌گذارند. اتفاقاً اکنون به این موضوع می‌اندیشم که تصور می‌کردم بسیاری از امور متوقف شده‌اند، در حالی‌که می‌بینم در همین شرایط نیز برنامه‌هایی در حال اجراست.

 

وی افزود: نمایش‌نامه‌هایی خوانده و اجرا می‌شوند که وضعیت روز جامعه را نیز در نظر گرفته‌اند. اکنون شرایط دشواری بر ما حاکم است؛ نه فقط برای ما، بلکه برای تمامی انسان‌ها. شرایطی که نیاز به تجدید نظر و “خانه‌تکانی ذهنی” دارد، چه در میان سیاست‌مداران، چه در درون خودمان.

 

بازیگر فیلم های سینمایی «آتابای» و «شب واقعه» تصریح نمود: به هر حال، نمی‌توان گفت که ما از سیاست به دوریم، چراکه بخشی از زندگی انسان به سیاست، بخشی به مذهب و بخشی نیز به ایدئولوژی وابسته است. پیش از این، به این فکر می‌کردم که چه حس عمیقی از وطن‌دوستی در ما شکل گرفته است؛ اما چرا پیش از این، چنین احساسی پدید نیامده بود؟ آیا حتماً باید فشاری بر ما وارد می‌شد تا به این حقیقت پی ببریم؟ چرا پیش‌تر به آن فکر نکرده بودیم؟

آتش تقی‌پور بازیگر
آتش تقی‌پور بازیگر

این بازیگر پیشکسوت عرصه هنرهای نمایشی ادامه داد: شاید اندیشیده بودیم، اما عملاً کاری نکردیم. یعنی نتوانستیم تأثیرگذار باشیم بر کسانی که زندگی سیاسی، مذهبی و اقتصادی ما را اداره می‌کردند، تا به آن‌ها بگوییم ما نیز خواهان دستیابی به اهدافی مشخص هستیم. گلایه‌ام از خودم آن است که امروز چنین احساس وطن‌دوستی در من موج می‌زند، اما مگر وطن پیش از این دوازده روز نیز در سختی نبود؟ چرا! بوده است! بنابراین باید از همان زمان نیز در راه حفاظت از وطن می‌کوشیدیم و مطالبه‌گری می‌کردیم، تا کار به این نقطه نمی‌رسید.

 

تقی پور با بیان این مطلب که اکنون در موقعیتی قرار گرفته‌ایم که باید درباره هستی و نیستی کشور خود تصمیم‌گیری کنیم؛ متذکر شد: اگر تأثیر ما در حد یک نفر باقی بماند و نتوانیم آن‌گونه که باید عمل کنیم، چیزی تغییر نخواهد کرد.

 

وی افزود: بسیاری از اقشار، به‌ویژه هنرمندان، در این روزها ساکت ننشسته‌اند و در حال تولید اثر هستند. اما به‌نظر من، در این شرایط باید افراد صریح و بی‌پرده سخن بگویند تحت هر شرایطی. سکوت، جایز نیست. زمان محافظه‌کاری گذشته است. آنچه که برای رفع مشکلات کشور و وطن ما ضروری است، باید گفته شود. اگر بیان نکنیم، بازنده‌ایم. اگر نگویم که این دیوار کناری در حال فروریختن است، و دیگران را مطلع نکنم، خیانت کرده‌ام به خودم و به دیگران!

 




سکانس‌های علم‌کشی ناصر و بهروز در «طوقی» مشکل‌ساز شد!/دو فیلمِ علی حاتمی، کمرم را شکست!+ماجرای ترس بهروز وثوقی از شوهر اول گوگوش و…+کمک به رونق ژیان!

سینماروزان: مهدی مصیبی تهیه‌کننده باسابقه سینمای ایران، مدیر سیرافیلم، از مدیران سینما گلریز(یوسف آباد) سابقه تولید حدود سی فیلم و ازجمله طوقی، باباشمل، قلندر، دشنه، ممل آمریکایی، همسفر، ماه عسل، ذبیح، کندو و… را در کارنامه دارد.

 

مهدی مصیبی در گفتگویی با مجله تجربه با ذکر خاطراتی از دوران اوج فعالیت خود بیان داشت: علی حاتمی فراتر از موج نو بود و ربطی به آن دارودسته نداشت. علی مغزش قاجاری بود، سناریو و قلمش استثنایی بود اما به غیر از چند فیلم بقیه کارهایش گیشه نداشت و تهیه‌کننده ها را متضرر کرد چون لباس قجری کار نمیکرد و طرفدار نداشت ولی علی حاتمی عاشق آن فضا بود.

 

او با اشاره به تولید فیلم «طوقی» گفت: برای طوقی سنگ تمام گذاشتم و حتی منزل اللهیار صالح(نماینده مجلس) در کاشان را برای لوکیشن گرفتم و برای مراسم علم کشی حدود پنج هزار دست لباس سیاه سفارش دادم و حتی با شرکت اتوبوسرانی تی.بی.تی قرارداد بستم که خبرنگاران در پشت صحنه باشند و هم مراسم علم کشی و هم مراسم قالی شوران کاشان را گرفتیم ولی با اینکه سکانس‌های علم کشی ناصر و بهروز عالی شده بود ولی یک سری از مردم کاشان نزد حاج آقا فلسفی شکایت کردند و فلسفی هم به وزارت فرهنگ شکایت کرد. من سعی کردم با گفتگو مساله را حل کنم و بالاخره به ا‌کران رسیدیم اما در همان روز اول اکران جلوی فیلم را گرفتند و گفتند چون در جوادیه چاقوکشی شده پس سکانس‌هایی که بهروز تک تک کفتربازها را می‌کشد باید حذف شود. در عین حال هفتاد درصد صحنه های علم کشی و قالی شورا هم حذف شد و فیلم رفت برای اکران مجدد.

مهدی مصیبی با بنر فیلم طوقی
مهدی مصیبی با بنر فیلم طوقی

رقابت سیامک یاسمی-مدیر پوریافیلم و سازنده‌ی گنج قارون- با جریان تازه‌نفس سینمای ایران، دیگر مساله آن روزها بوده‌. به گزارش سینماروزان مهدی مصیبی با اشاره به اینکه سیامک یاسمی هیچ رقیبی را برنمی تابیده، اظهار داشت: همزمان با اکران دوم‌ طوقی، سیامک یاسمی فیلم لیلی و مجنون را روی پرده فرستاد و من به سیامک گفتم این کار به هر دو فیلم ضربه می‌زند و او که خیلی مغرور بود گفت شما نگران نباش اسم یاسمی اول فیلم می‌آید و بعد هم فردین وارد می‌شود!!…به هر حال فروش طوقی در ۱۳ سینمای تهران رکورد زد و سینماها از ۷ صبح تا سه نصفه شب سانس داشتند و حدود دو میلیون نفر فیلم را دیدند!

 

مدیر سیرافیلم با اشاره به ادامه همکاری با علی حاتمی گفت: موفقیت طوقی باعث شد برویم و فیلم باباشمل را بسازیم که فضای قشنگ و دیالوگهای خوبی داشت. در زمانی که کل ملک سینما کاپری(سینما بهمن فعلی) یک میلیون و دویست هزار تومان بود من یک میلیون و نیم خرج باباشمل کردم و حتی فردین حاضر بود فیلم را حدود دو میلیون از من بخرد ولی بخت با ما یار نبود و با اینکه فیلم در روز اول ۱۸۴ هزار تومان فروخت ولی روز دوم فروشش نصف شد و روز سوم کمتر و .‌..! خلاصه فیلم با آن عظمت که فقط نصف بودجه اش صرف دستمزد فردین و همایون و فروزان بود، کمر مرا شکست.

 

مهدی مصیبی ادامه داد: در همان زمان تولید باباشمل بود که علی حاتمی پیشنهاد ساخت فیلم قلندر را داد و فروزان خیلی مشتاق بود که در آن بازی کند. البته سوژه عالی بود ولی لباس قجری کار نکرد و قلندر هم شکست خورد و این دو شکست باعث ورشکستگی من شد و من هم که به جایی متصل نبودم کمرم شکست.

 

مصیبی درباره شیوه کاری علی حاتمی گفت: فیلمهای حاتمی به غیر از طوقی و مادر هیچ کدام سودآور نبودند. حتی علی عباسی فیلم سوته دلان را با وام ساخت و فيلمهای خواستگار، ستارخان، حاجی واشنگتن، قلندر، باباشمل و‌…، هیچ کدام جنبه مادی نداشتند و ضرر دادند.

 

از فیلم‌های به ظاهر متفاوت مهدی مصیبی فیلمهای دشنه و کندو ساخته فریدون گله بود. به گزارش سینماروزان مصیبی با اشاره به ارتباط کدر بهروز وثوقی و فروزان بیان داشت: بهروز و فروزان چند سالی با هم قهر بودند و به خاطر من و برای ساخت دشنه با هم آشتی کردند. فروزان پیشقدم شد و قرارداد سفید بست و اصولا خیلی بامرام بود و همیشه با من سفیدامضاء کار می‌کرد. فریدون گله رفیقم بود و سوژه‌ی دشنه جالب بود به خصوص کاراکتر بهروز با آن لکنت و چاخان گویی که بعدها حتی در سینما و تلویزیون بعد از انقلاب بارها از آن کپی کردند…

 

مصیبی افزود: بعد از برچیدن جشن سپاس و راه اندازی جشنواره تهران تحت حمایت وزارت فرهنگ آن موقع، مدیرکل وقت سینمایی پیشنهاد داد فیلمی برای جشنواره تهران بسازیم و من و فریدون گله هم فیلم کندو را ساختیم که فقط یک حمایت در حد لابراتوار رایگان نصیبش شد. فیلم خوبی شد و همکاری با واروژان به عنوان آهنگساز و ابی به عنوان خواننده جواب داد و فیلم در زمان خود حدود سه میلیون مخاطب داشت.

 

همکاری مهدی مصیبی با واروژان از دیگر فرازهای کارنامه اش است که خود درباره آن چنین گفت: واروژان مرد باشخصیت و موزیسین بی بدیلی بود و برای فیلم ممل آمریکایی با او قرارداد بستم و او چند قطعه برای من ساخت و اشعار را قرار بود شهیار قنبری بنویسد که معطل کرد و ایرج جنتی عطایی جایگزین شد.وقتی به شهیار قنبری گفتم علی حاتمی برای باباشمل آن همه شعر نوشت و شما کلی ما را علاف کردید، خجالت کشید و گفت وقتی دیدم علی حاتمی تمام سناریو را شعرگونه نوشته از خودم خجالت کشیدم و گفتم او شاعر است و نه من!

 

ماجرای درگیری های بهروز وثوقی با محمود قربانی-شوهر اول گوگوش- به پشت صحنه فیلمهایی که مصیبی با بهروز کار کرد-ممل آمریکایی، همسفر و ماه عسل- تسری یافته بود. به گزارش سینماروزان مصیبی درباره این درگیری ها چنین گفت: درست است که هر سه فیلمی که زوج بهروز-گوگوش را کنار هم به کار گرفتم، فروش خوبی داشت اما بهروز ژست شبه‌روشنفکری گرفته بود و ابتدا راضی به بازی نبود و من پنج درصد از فروش شریکش کردم ولی او باز از تهدیدهای محمود قربانی می‌ترسید و من مجبور شدم دو بادیگارد برای بهروز بگذارم تا قربانی مزاحم نشود! درنهایت هر سه فیلم فوق العاده کار کرد و زوجی که من ابداع کردم بسیار موفق بود.

مهدی مصیبی تهیه‌کننده باسابقه
مهدی مصیبی تهیه‌کننده باسابقه

مصیبی با اشاره به سود سیتروئن ایران(سایپا) از اکران فیلم همسفر ساخته مسعود اسداللهی گفت: برای همسفر یک ماشین کروک ارزان‌ قیمت نیاز داشتیم که بندازیمش تو دریا و یک روز برای خرید یک ژیان کروک-سر باز- به سایپا رفتیم و مدیرعامل کارخانه که متوجه حضور ما شد ما را دعوت کرد و گفت اگر بهروز وثوقی و گوگوش کنار ژیان مهاری چند عکس تبلیغاتی بگیرند دو مدل از ژیان صفر کیلومتر را مجانی به ما می‌دهند. ما این کار را کردیم و فیلم که اکران شد، استقبال از ژیان بالا رفت و حتی طبقه مرفه که بنز و کادیلاک داشتند باز می‌رفتند و یک ژیان مهاری هم می‌خریدند.

 

مهدی مصیبی که در فاصله ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۶ نزدیک سی فیلم‌، تولید و پس از آن دیگر فیلمی تولید نکرد، درباره کیفیت سینمای ایران در سال‌های اخیر بیان داشت: حقیقتا نه اعتقادی به این سینما دارم و نه حرفی برای گفتن! واقعا چه سینمایی است که بخش خصوصی واقعی-که بتواند با گیشه، دخل و خرج کند- تقریبا حذف شده و شماری از افراد متصل به این ارگان و آن نهاد و… مرتب فیلم می‌سازند.

 




سروش انتظامی آقازاده مجید انتظامی: در خانه ما از بچگی فقط موسیقی فیلم پخش می‌شد/در «تاسیان» نتوانستم ساز تخصصی خودم را بزنم  

سینماروزان: سروش انتظامی فرزند خلف استاد مجید انتظامی و نوه استاد عزت‌الله انتظامی است. او این روزها با پخش سریال «تاسیان» از فیلیمو و اکران فیلم سینمایی «صددام» روزهای پرکاری را می‌گذراند. سروش ۳۸ ساله که حدود یک دهه در اتریش، موسیقی خوانده، پیش از این برای چند مستند بلند و کوتاه مانند اشرف، همزاد شاه موسیقی ساخته است. تبحر او در ساخت موسیقی برای سریال عاشقانه تاسیان و فیلم کمدی صددام نشان می‌دهد که او در ابتدای مسیرش دنبال کشف تجربه‌های تازه است.

 

روزنامه شرق با سروش انتظامی درباره حال و هوای ساخت موسیقی سریال تاسیان که روایتگر داستانی عاشقانه در اواخر دهه ۵۰ شمسی است، گفت‌وگو کرده‌ایم. او در این گفت‌وگو از رمز و رازهای ساخت موسیقی برای هرکدام از شخصیت‌های این سریال می‌گوید.

 

·       چطور با پروژه «تاسیان» آشنا شدید؟

من اصلاً نمی‌دانستم تاسیان چیست. واژه‌اش را هم نشنیده بودم. جلسه اولی که رفتم سر صحنه‌ فیلمبرداری، تازه به من توضیح دادند که تاسیان یعنی چه. بعد قسمت‌هایی از سریال را که ضبط شده بود دیدم و واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم. همان موقع ذهنم شروع کرد به کار کردن که چه چیزی می‌توانم بسازم که ثمربخش باشد.

 

·       روند همکاری‌تان با تینا پاکروان و علی اسدزاده چگونه شکل گرفت؟

ما با تهیه‌کننده و کارگردان خیلی جلسه داشتیم. خیلی ترک (قطعه) موسیقی برای هم می‌فرستادیم، حرف می‌زدیم، ایده رد و بدل می‌کردیم. خانم پاکروان هم خیلی مشخص گفت که از موسیقی این سریال دنبال چه حسی است.

 

·       در طراحی فضای موسیقی سریال، چه رویکردی را دنبال کردید؟

خانم پاکروان گفتند من دنبال موسیقی‌ای هستم که از سرخوشی شروع شود و به انتهای ناامیدی برسد. ما سعی کردیم این حس را حتی توی تیتراژ هم پیاده کنیم. موسیقی با والس شروع می‌شود، با سرخوشی، بعد کم‌کم تیره و تار می‌شود.

 

·       از آنجا که داستان سریال در دهه ۵۰ می‌گذرد، از نظر سازبندی، چگونه موسیقی را با آن فضا تطبیق دادید؟

سریال‌های مختلفی داشتیم که این دهه را سوژه کرده بودند. مثل سریال کلاه پهلوی، کیف انگلیسی و… دلم می‌خواست کاری کنم که کمی متفاوت‌تر از آن سریال‌ها باشد و برای مخاطب جدید به نظر برسد. همزمان سعی کردم که سبک موسیقی کلاسیک خودم را -که درسش را خوانده‌ام حفظ کنم و با سازبندی حس کار را به آن زمان نزدیک کنم. مثلاً از ساز آکاردئون استفاده کردیم برای حس فانتزی و نوستالژیک آن که به مخاطب القا می‌شود. شروع سریال با پیانو، آکاردئون و گیتار است. از قسمت ۸ که فضا جدی‌تر می‌شود و غم شکل می‌گیرد، ویولنسل اضافه کردیم، با نوازندگی مهرداد عالمی که بسیار هنرمندانه اجرا کرد. هرچه جلوتر می‌رویم، نقش و حضور ویولنسل بیشتر می‌شود. یا از قسمت ۱۱-۱۲ ساز دهنی و آوای زن‌ها را وارد کردیم. یعنی سعی کردم همزمان با جلو رفتن داستان سریال، سازبندی را هم تغییراتی بدهم.

 

·       آیا برای شخصیت‌های اصلی سریال مثل شیرین، امیر، سعید، جمشید و… تم جداگانه طراحی کردید؟

برای نقش سعید (با بازی صابر ابر) تم خاص خودش را داریم، که با ترومپت و ساکسیفون اجرا شده است؛ چون حس قدرت و شک و تردید و فضای مافیایی را القا می‌کند. برای امیر (هوتن شکیبا) و در واقع زوج عاشقانه سریال، یک ملودی عاشقانه داریم که در طول سریال با تنظیم‌های مختلف و سازهای مختلف -از آکاردئون تا فلوت- شنیده می‌شود. برای مهران مدیری هم تم مخصوص به خودش وجود دارد.

 

·       دنبال‌کنندگان موسیقی حتما می‌دانند که ساز تخصصی شما و پدرتان «ابوا» است. استفاده از این ساز در کار شما چه جایگاهی دارد؟

بله، ابوا هم ساز تخصصی من هست، هم پدرم و به نوعی میراث‌دار او بوده‌ام و از بچگی با این ساز بزرگ شده‌ام. هرجایی موسیقی جا بدهد، از این ساز و صدای آسمانی‌اش استفاده می‌کنم. راستش را بخواهید -خوشبختانه یا متاسفانه و البته برای من متاسفانه- در سریال تاسیان به‌دلیل خرابی سازم، خودم نتوانستم ابوا بزنم و از نوازندگی بی‌نظیر آقای آرین کمک گرفتم که بی‌نظیر هستند.

 

·       نقش پدرتان، استاد مجید انتظامی، در مسیر آهنگسازی شما چقدر پررنگ بوده است؟

خداراشکر که این شانس را دارم تا از نظرات بهترین معلم و راهنما استفاده کنم. یک پرانتز باز کنم که پدرم تلاش نکرد من آهنگساز شوم، او می‌خواست من نوازنده شوم ولی خب در محیطی رشد کردم که شاهد کارهای پدرم بودم؛ در پروسه ساخت موسیقی تمام فیلم‌هایی که کار می‌کرد و تمام کارگردانانی که با او مشورت می‌کردند، من حضور داشتم و دوست داشتم این کار را. این عشق سال به سال که بزرگ‌تر شدم، بیشتر شد و با اینکه نوازندگی را دوست دارم ولی علاقه‌ام خلق کردن موسیقی است.

 

·       قِلِق یا ترفندی هم بوده که پدر برای آهنگسازی به شما توصیه کند؟

بالاخره از نظر دیدگاه موسیقی با هم تفاوت‌هایی داریم ولی تا جایی که بتوانم از نظراتش استفاده می‌کنم. مثلا همین دو هفته پیش پدرم توصیه می‌کرد که سروش سعی کن موسیقی خلوت بسازی. می‌گفت موسیقی خلوت تاثیرگذارتر است و بیشتر شنیده می‌شود، من این‌ها را پس از سال‌ها کار به آن رسیده‌ام. مخصوصاً توی فیلم و تلویزیون که زیر دیالوگ است. موسیقی وقتی شلوغ باشد، صداها گم می‌شوند و موسیقی -اصطلاحا- کثیف می‌شود.

 

·       در پروسه ساخت موسیقی سریال که طولانی است، این رابطه بین آهنگساز و کارگردان چگونه شکل می‌گیرد؟

به نظر من شیوه این ارتباط، هنر کارگردان و آهنگساز است که بتوانند آن را شکل بدهند. به نظرم این شیوه با اعتماد و صمیمیت به دست می‌آید تا به زبان و لحن مشترک برسند. بالاخره آهنگی که ساخته می‌شود، تا از کامپیوتر خارج شود، بارها و بارها تغییر می‌کند. حتی وقتی من به جمعبندی می‌رسم، نظرات خانم پاکروان و اسدزاده مشورت می‌کنم که مسیر را درست رفته‌ایم یا نه. این مسیر آهنگسازی هم دشوار است و هم لذتبخش.

 

·       به‌عنوان آهنگساز، چقدر به سلیقه مخاطب اهمیت می‌دهید؟

هنرمند باید برای اجتماعش کار کند. نظر شخصی مهم است، ولی وقتی با ذائقه‌ مردم همسو شود، اثر ماندگاری پیدا می‌کند. همیشه باید سعی کنیم کاری بسازیم که هم خودمان لذت ببریم و هم مردم.

 

·       دوست دارید در ادامه روند آهنگسازی چه تجربه‌ای داشته باشید؟ مثلا علاقه‌ای به ساخت ترانه برای خواننده‌ها دارید؟

من زیاد علاقه‌ای به ترانه ندارم. چون خانه ما از بچگی فقط موسیقی فیلم پخش می‌شد. این عادت در من مانده است. نمی‌خواهم حکم قطعی بدهم ولی سلیقه و ترجیح الان من این است که برای فیلم/سریال موسیقی بسازم، نه خواننده. اما وجود خواننده قطعا تاثیرگذاری خودش را دارد.

 

·       باوجود تجربه در ژانر کمدی، چرا ترجیح می‌دهید در فضاهای اجتماعی و ملودرام کار کنید؟

ببینید کمدی خیلی سخت است. در فیلم صددام ژانرهای مختلف داشتیم؛ از فانتزی تا عربی و عاشقانه. ولی متأسفانه موسیقی‌اش زیاد شنیده نشد. توی ژانر اجتماعی و عاشقانه کار بیشتر دیده می‌شود، خودم هم به این سبک علاقه بیشتری دارم. ولی همچنان دوست دارم فضاهای متفاوتی را تجربه کنم.

 




چرا علی حاتمی نتوانست فیلم پیامبر(ص) را بسازد؟/سرمایه تولید «ضیافت»کیمیایی را سعید امامی داد یا …؟/دلیل مخالفت بیضایی با حضور نیکی کریمی در «سگ کشی» چه بود؟/چرا گلشیفته حتی با تب چهل درجه هم میخواست جلوی دوربین برود؟/چرا شهاب حسینی فیلمنامه‌ی پیشنهادی را سیاه کرد؟/در ساحل خزر بین گلزار و ایرج قادری چه گذشت؟

سینماروزان: ایران تاریخ فرهنگی غنی دارد و از دل همان تاریخ است که کلی هنرمند درجه یک خلق شده و حالا هم می بینیم کنار سینما، شبکه خانگی رونق گرفته و هرازگاه کارهای متفاوت در آن تولید می‌شود. اگر قدری سختگیری ها را کنار بگذاریم و از کارهای متفاوت حمایت کنیم قطعا باز هم فیلم و سریال‌های ماندگار تولید خواهد شد.

امیرحسین شریفی تهیه‌کننده باسابقه سینما در گفتگو با برنامه آف‌رکوردز با بیان مطلب فوق بیان داشت: طی چهار دهه فعالیت ۱۳۲ فیلم اعم از فیلم سینمایی تا تلفیلم و… را تولید کرده‌ام که رکوردی است در نوع خود و با اغلب بزرگان از داریوش مهرجویی تا مسعود کیمیایی و… کار کردم. حتی بنا بود فیلم کودکی پیامبر(ص) را با علی حاتمی بسازیم. علی حاتمی کلی پژوهش کرد و کلی هزینه صرف کردیم و فیلمنامه اولیه هم آماده شد ولی به هر حال نگذاشتند علی حاتمی آن فیلم را بسازد. یا بنا بود فیلم سگ کشی بیضایی را تولید کنم منتها من اصرار داشتم یک بازیگر حرفه ای مثل نیکی کریمی نقش اول باشد ولی بیضایی میخواست همسرش-مژده شمسایی- را بگذارد. من شخصا به حرفه ای گری اهمیت میدهم و حرفه‌ای‌ها را برای سینمای حرفه ای میخواستم چون پول از جیبم می‌گذاشتم و میخواستم سرمایه برگردد.

شریفی با اشاره به همکاری با  داریوش مهرجویی و نیکی کریمی در تولید فیلم «پری» گفت: نیکی کریمی در یکی از  صحنه های پری باید وارد استخر آب میشد ولی نیکی کریمی زیربار نمی‌رفت و مهرجویی اصرار داشت او باید برود داخل آب اما او نمی‌رفت. حتی آب گرم ریختیم داخل استخر ولی باز هم نرفت تا اینکه مهرجویی گفت اگر ایشان-نیکی کریمی- نمی‌رود بازیگر را عوض میکنم و همه سکانس ها را از سر میگیریم!! بالاخره کار که به اینجا کشید کریمی قبول کرد لباس غواصی بپوشد و روی آن، لباس خودش را بپوشد و داخل آب برود…

مدیر موسسه سینمایی آفاق فیلم درباره کار با مسعود کیمیایی در فیلم «ضیافت» اظهار داشت: ضیافت قصه خوبی داشت و بعد از اینکه کیمیایی قصه را به من داد و من قبول کردم تولید کنم، ناگهان یک شایعه طرح شد که فیلم برای سعید امامی است در حالی که امامی بدون اطلاع من پشت صحنه آمده بود و من هم او را نمی شناختم!! «ضیافت» محصول کامل بخش خصوصی است و سرمایه آن برای من است و حتی نشان به آن نشان که کسری بودجه را با وام از بانک تجارت زیر پل کریمخان جبران کردم. این را هم بگویم کاراکتر حسن جوهرچی را خودم وارد داستان کردم تا نمایندگانی از اقشار مختلف جامعه در فیلم حضور داشته باشند.

شریفی با انتقاد از مهاجرت گلشیفته فراهانی-که با او در فیلم «اشک سرما» همکاری داشت- گفت: گلشیفته واقعا بازیگر توانایی بود و حیف شد که مهاجرت کرد. گلشیفته بسیار منضبط و مستعد بود و برای بازی در اشک سرما، معلم زبان کردی برایش گرفتم و خیلی زود هم زبان کردی را یاد گرفت. حتی با تب ۴۰ درجه در اشک سرما کار کرد و خودم وقتی حال بد او را دیدم به حمیدنژاد کارگردان گفتم کار را تعطیل کن ولی خود گلشیفته مخالفت کرد و گفت اگر بمیرم هم باید بازی کنم.

او ادامه داد: گلشیفته قبل از مهاجرت پیش من آمد و یک کپی زیرنویس دار فیلم اشک سرما را گرفت و گفت میخواهم بروم و هرچه من سعی کردم امیدوارش کنم که بماند، افاقه نکرد. در نهایت فیلم را گرفت و رفت و بعد از مهاجرت فاتحه اشک سرما هم خوانده شد چون مدتها گرفتار سانسور و ممیزی بود و…

امیرحسین شریفی با روایتِ ماجرای سفر خودش و ایرج قادری به شمال اظهار داشت: یک شب با ایرج قادری لب دریا نشسته بودیم و گلزار هم کمی آن طرف تر با گیتار کنار آب می‌خواند و قادری او را انتخاب کرد و وارد سینما کرد‌. قادری گفت تو خوب میخوانی پاشو بیا تهران و تست بازیگری بده… گلزار پسر تحصیلکرده و محترمی بود و هست و از نظر چهره‌ی فتوژنیک انتخاب قادری درست بود و همان اولین نگاه هم به قادری گفتم تو واقعا خوب بلدی چهره‌ی مناسب برای سینما انتخاب کنی.

حرفهای امیرحسین شریفی تهیه‌کننده درباره همه چیز و همه جا
حرفهای امیرحسین شریفی تهیه‌کننده درباره همه چیز و همه جا

شریفی با اشاره به توانایی های بازیگری شهاب حسینی گفت: شهاب حسینی در اوایل کار، در یک تلفیلم با عنوان «اوهام» از تولیدات من نقش اول گرفت. من در همان پیش تولید فهمیدم بسیار علاقمند به کارش است چون فیلمنامه ای که بهش دادم را آن قدر ورق زده بود و حاشیه نویسی کرده بود که سیاه شده بود و همه جوره میخواست نقش را بپرورد و مال خود کند.

این تهیه‌کننده باسابقه با اشاره به افت کلی کیفیت بازیگری در سال‌های اخیر گفت: بازیگر حرفه ای دیگر نداریم یعنی بازیگری که بتواند هم کمدی و هم درام و هم جنایی و هم معمایی را خوب بازی کند، خیلی کم شده. الان یک سری بازیگر تیپیکال کمدی داریم، یک سری بازیگر به اصطلاح اجتماعی یعنی بازیگر آرتیست که همه نقش‌ها را به یک اندازه خوب درآورد، نداریم و برای همین است که فروش فیلم‌ها چه کمدی و چه اجتماعی بسیار وابسته به حضور همان بازیگران تیپیکال است.

شريفي با ابراز امیدواری نسبت به آینده صنعت هنرهای نمایشی ایران بیان داشت: ایران تاریخ فرهنگی غنی دارد و از دل همان تاریخ است که کلی هنرمند درجه یک خلق شده و حالا هم می بینیم کنار سینما، شبکه خانگی رونق گرفته و هرازگاه کارهای متفاوت در آن تولید می‌شود. اگر قدری سختگیری ها را کنار بگذاریم و از کارهای متفاوت حمایت کنیم قطعا باز هم فیلم و سریال‌های ماندگار تولید خواهد شد.




امیر غفارمنش: تلویزیون سرمایه سوزی نکند!

سینماروزان: در روزگاری نه‌چندان دور، تلویزیون هر نوروز و رمضان با قصه‌هایی تازه و چهره‌هایی آشنا، لبخند بر لب مخاطبان می‌آورد. درحقیقت سریال‌های نوروزی سال‌ها در دل فرهنگ عمومی ما جا خوش کرده‌ بودند و  مثل یک رسم خانوادگی همه را در شب‌های تعطیلات دور هم جمع می‌کردند. مخاطبان با اشتیاق منتظر می‌ماندند تا ببینند نوروز امسال، قرار است چه سریال‌هایی را کنار یکدیگر به تماشا بنشینند. اما چند سالی است که تلویزیون دیگر نتوانسته آن‌چنان که باید و شاید رضایت مخاطبان را جلب کند. سریال‌ها رنگ باخته‌اند، چهره‌ها فراموش شده‌اند و قاب کوچک دیگر آن جادوی گذشته را ندارد. سریال‌هایی که زمانی قادر بودند بینندگان را در تمام طول تعطیلات نوروزی پای تلویزیون نگاه‌ دارند و تجربه‌های ماندگاری برای بینندگان خلق کنند، اکنون با چالش‌هایی جدی در جلب توجه و حفظ مخاطب مواجه‌اند.

برای بررسی این تغییر و مرور خاطرات درخشان سریال‌های نوروزی به سراغ یکی از چهره‌های خاطره‌انگیز این حوزه امیر غفارمنش، صداپیشه، بازیگر و کارگردانی که نامش با سریال‌های موفق دهه‌های گذشته چون«خوش‌نشین‌ها»،  «روزگار خوش حبیب آقا»، «چک برگشتی»، «راه در رو»، «سال خوش» و … گره خورده است؛ رفته‌ و با او به گفت‌وگو نشستیم.

امیر غفارمنش از جمله چهره‌هایی است که حضورش در سریال‌های مناسبتی همیشه نویدبخش لحظاتی شیرین و دوست‌داشتنی بوده است. حالا اما چند سالی است که جای او در این آثار خالی است. در ادامه این گفت‌وگو را از نظر می‌گذرانید:

*آقای غفارمنش! شما در بسیاری از سریال‌های پربیننده نوروزی حضور داشتید ولی چند سالی است که دیگر شاهد بازی شما در این نوع آثار نیستیم. این غیبت به چه دلیل است؛ عضو شدن بازیگران، ضعف این سریال‌ها نسبت به آثار سال‌های گذشته یا علت دیگری دارد؟
من قطعا همکاران و مدیران را زیر سوال نمی‌برم و ترجیح می‌دهم وارد فاز انتقادی نشوم. البته که خیلی از بازیگرها هم عوض شدند اما بگذارید به حساب این‌ که دستمزد بازی من بالاست و نمی‌توانند دستمزدم را بدهند!

*به‌هرحال وقتی مسائل را به شوخی می‌گیریم تلخی‌شان کمتر می‌شود! این کم‌رنگ شدن حضور شما، در سریال‌های ماه رمضان هم اتفاق افتاده، البته به جز حضور در سریال «خوشنام» که در رمضان سال ۱۴۰۱ پخش شد و استثنائاً نسبت به سریال‌های ماه رمضانی سال‌های اخیر سریال موفقی بود.
بله سریال «خوشنام» کار خوبی بود. هم فیلمنامه خوبی داشت و هم کارگردانی‌اش حرفه‌ای بود. یک کار تمیز و آبرومند بود که ارزش بازی کردن داشت. من هم وقتی دیدم کیفیت کار بالاست با دل و جان قبول کردم که در آن بازی کنم.

*یک دوره طولانی تقریبا در دهه‌های پیش‌تر برنامه‌های نوروز و رمضان ویترین اصلی تلویزیون بودند طوری‌که حضور در برنامه‌های آن ایام نه فقط برای بازیگران بلکه برای عوامل پشت‌صحنه نیز یک‌ امتیاز محسوب می‌شد. چرا دوران طلایی سریال‌های نوروزی و رمضانی این اندازه کم رنگ شد؟
متاسفانه تلویزیون سرمایه‌هایی را که خودش خلق کرده بود، فراموش کرده است. درحالی‌که کج سلیقگی و استفاده نکردن از چهره‌هایی که یک زمانی خودشان آن‎ها را سرمایه‌گذاری و مطرح کرده‌اند، به‌نوعی یک سرمایه‌سوزی بزرگ است. مدیران امروز به جای این‌که از این افراد بهره بگیرند آن‌ها را رها کرده‌اند. نتیجه‌اش هم مشخص است، سریال‌ها افت کرده‌اند و مردم هنوز هم سریال‌هایی مثل «دردسرهای عظیم» را با علاقه از شبکه «آی فیلم» تماشا می‌کنند. کلا آمارها هم می‌گویند که شبکه آی فیلم که تکرار سریال‌ها را پخش می‌کند، با اقبال بسیار مخاطبان همراه است.

*درواقع درحال‌حاضر شبکه «آی فیلم» پرمخاطب‌ترین شبکه سیماست، این یعنی دلتنگی برای کیفیت!
من هم حرفم همین است، چرا ساختار سریال‌های آن موقع خوب بوده و الان ضعیف است؟

آزادی و بودجه بیشتر. در آن دوران این دو عامل کلیدی وجود داشت؛ آزادی عمل بیشتر و بودجه کافی. مدیران هوشمندی مثل آقای پورمحمدی که به عقیده من در دوران خودش یکی از نوابغ تلویزیون بود، در تلویزیون حضور داشتند که واقعا درک درستی از ذائقه مخاطب داشتند. وقتی متوجه می‌شدند که یک سریال با مخاطب ارتباط برقرار کرده، از آن حمایت می‌کردند و ادامه‌اش را سفارش می‌دادند. مثلا وقتی سریال «دردسرهای عظیم» موفق شد، گفتند قسمت دوم آن را هم بسازید، بودجه‌اش را افزایش می‌دهیم. یا سریال «خوش‌نشین‌ها» را مردم دوست داشته‌اند، در ادامه سریال «راه در رو» را برای ما بسازید، ما پشتیبانی می‌کنیم. یا مثلا «ساعت خوش» را ساختید این همه بازخورد خوب داشته، ادامه بدهید. «سال خوش» را برای ما بسازید. درواقع سرمایه‌هایی که خودشان بالا می‌آوردند را، خرج می‌کردند. از دست نمی‌دادند، رهایشان نمی‌کردند. این نگاه نتیجه‌محور مهم‌ترین اتفاق و به‌نظرم رمز موفقیت تلویزیون در آن دوران بود. از طرفی این نکته فقط هنری نیست، اقتصادی هم هست چون وقتی یک برنامه موفق و پربیننده باشد آگهی‌های تبلیغاتی می‌گیرد و خودش هزینه‌ها را جبران می‌کند. اما متاسفانه دیگر این تفکر معاش نیست. امروز نه نگاه اقتصادی وجود دارد نه نگاه هنری نه حتی نگاه سیاسی‌اجتماعی.

از طرفی همان‌طور که به تماشای سریال‌های قدیمی در شبکه آی‌فیلم اشاره کردید، خیلی از مخاطبان هنوز علاقه‌مند به هنرمندان قدیمی و چهره‌های باسابقه‌اند.
دقیقا. مثلا اگر خیلی ساده بخواهم حرف بزنم، محمد کاسبی نمک خالی است و چه‌قدر زیبا در سریال‌های «خوش رکاب» و «خوش‌نشین‌ها» بازی کرد. الان کجاست؟ او که زنده است، پس چرا نیست؟ و این همان سرمایه‌سوزی است که ابتدای صحبت‌مان عرض کردم.

*درواقع شما معتقدید که اگر تلویزیون از هنرمندان سابق استفاده کند، به آن دوران پربیننده و موفقیت خود برمی‌گردد؟
بله، نه تنها پربیننده خواهد بود بلکه هزینه‌هایش هم درمی‌آید. اگر دستمزد یا به‌قولی بودجه برخی برنامه‌ها بالاست، از آن‌طرف درآمدی که از تبلیغات وسط آن سریال یا برنامه درمی‌آید چندین برابر دستمزد و بودجه ساخت خود برنامه است. این مشکل، مشکل سلیقه و نگاه است. درواقع ما اختلاف سلیقه و نگاه داریم که از این افراد استفاده نمی‌شود وگرنه همه می‌دانند که آن بودجه‌ها و هزینه‌ها برمی‌گردد. مثلا می‌گویند ما پول نداریم و نمی‌توانیم مثل عربستان، رونالدو را بیاوریم. درحالی‌که کریستین رونالدو در برابرش برای آن باشگاه درآمد می‌آورد. در مورد هنر هم همین‌طور است، وقتی یک هنرمند، حرفه‌ای، توانمند و محبوب است و برنامه‌اش مخاطب بالایی دارد، طبیعتا با آن اندازه از بیننده و آگهی و… هزینه‎ای که صرف تولید اثرش شده، برمی‌گردد.

*جدا از سرمایه‌سوزی یا کنار گذاشتن هنرمندان توانمند و حرفه‎ای سابق، به نظر شما چه عوامل دیگری در ضعف سریال‌ها دخیل است؟
حتما عوامل مختلف موثر است و از همه مهمتر فیلمنامه. ما نویسندگان قوی نداریم یا اگر هم داریم، کمتر از آن‌ها استفاده می‌شود. بدون متن خوب هیچ بازیگری نمی‌تواند معجزه کند. فیلمنامه، اساس و بنیاد یک سریال خوب است و ما درحال‌حاضر اصلا متن خوب نداریم. اول باید این مورد حل شود تا به بقیه کاستی‌ها و فرصت سوزی‌ها برسیم.

*البته که استفاده نکردن از نویسندگان قوی هم خودش ‌نوع دیگری از سرمایه‌سوزی است… به نظر شما یک سریال خصوصاً سریال‌ نوروزی چه ویژگی‌هایی لازم دارد تا بتواند مخاطب را با خود همراه کند؟
مردم با داستان‌هایی ارتباط برقرار می‌کنند که از دل خودشان باشد. سریال‌هایی مثل «خانه به دوش»، «متهم گریخت» یا «خوش‌نشین‌ها» به طبقه متوسط رو به پایین می‌پرداختند. این قشر بیشترین مخاطب را دارد و درد آن‌ها، درد مردم است. وقتی سریال وارد طبقه مرفه و سانتی‌مانتال می‌شود دیگر برای توده مردم جذابیتی ندارد چون آن فضا، واقعیت زندگی روزمره‌شان نیست. درحقیقت درصد پایینی از جامعه سانتی‌مانتالیسم هستند و از طبقه خیلی مرفه هستند، درد آن‌ها خیلی درد مردم نیست. سریال‌های پرمخاطب امروز تلویزیون که به صورت اپیزود هر سال یا هر چند سال یکبار تکرار می‌شوند هم حائز این ویژگی‌ها هستند. به بیان دیگر این قصه است که باید مخاطب را بگیرد و بعد صمیمیت بازیگران و کارگردانی و…

*شما در سریال‌های پربیننده و محبوب زیادی نقش آفرینی‌ داشته‌اید، کدام سریال‌ برای خودتان محبوب‌تر و دلچسب‌تر بوده و گاهی دلتنگ ایام تولید آن اثر می‌شوید؟
«خوش‌نشین‌ها». سریال «خوش‌نشین‌ها» یکی از شیرین‌ترین تجربه‌های من بود. هم تیم خوبی داشت و هم بازخورد مردم نسبت به آن عالی بود. هنوز هم دلم برای روزهای ضبط آن تنگ می‌شود.

*از بین سریال‌سازهای تلویزیون‌مان چه کسانی را برجسته‌تر می‌دانید؟
سیروس مقدم، سعید آقاخانی، رضا عطاران و مهران مدیری. به‌نظرم همچنان جزو ستون‌های خلاق این حوزه هستند که بلدند مردم را بخندانند و هم‌زمان به فکر ببرند. کارشان را بلدند و تاثیرگذارند و مهم‌تر از همه این‌که با مردم ارتباط دارند.

*به عنوان یکی از هنرمندان محبوب مردمی چه پیشنهادی برای احیای سریال‌های‌ تلویزیونی دارید؟
سریال‌سازهای‌مان کارشان را بلدند، کارشان را انجام می‌دهند. مدیران باید از آن‌ها استفاده کنند. تلویزیون باید از این افراد باتجربه بهره بگیرد. آن‌ها که کارشان را بلدند نهایتا در پلتفرم فعالیت می‌کنند. وقتی به پلتفرم می‌روند یعنی چه؟ یعنی این‌که هم بودجه و هم کج‌سلیقگی باعث می‌شود که به آن سمت بروند وگرنه اگر تلویزیون همان آزادی و همان بودجه پلتفرم را بدهد خب تلویزیون هم می‌شود همان پلتفرم با سریال‌های جذابی که نسبت به سریال‌های تلویزیونی ده برابر بیننده دارد. به طور کلی من معتقدم که باید نگاهمان را شخم بزنیم. نگاهمان، ایدئولوژی‌مان، مدیریت‌هایمان، تلویزیون‌مان، فوتبال‌مان، سینمای‌مان، تئاترمان و … باید شخم بخورند. تغییر چیز بسیار جذابی است.

*شما تجربه کارگردانی چند مجموعه تلویزیونی را هم داشته‌اید که آخرین آن‌ها مربوط به سال ۱۳۹۴ است و سریال پرمخاطبی هم بوده، قصد ساخت ادامه این سریال و به طور کلی ادامه فعالیت در این حیطه را ندارید؟
بله من در سال نود و چهار یک سریال پنجاه و هفت قسمتی برای شبکه نسیم ساختم به نام «دست نزن جیزه» که اتفاقا بازخورد بسیار خوبی گرفت و پربیننده بود. یک حرکت نو بود که خودم هم دوستش داشتم اما ادامه ساخت آن به دلیل نبود بودجه اتفاق نیفتاد. البته چند طرح‌ بسیار قوی‌ دارم که احساس می‌کنم می‌توانند بیننده را جذب کنند، اگر بودجه‌شان فراهم شود.




حرفهای هادی اسماعیلی مدیر موسسه پخش بهمن‌سبز درباره اکران نسخه‌ی سینمایی “پایتخت”، وضعیت اکران نوروز۴۰۴ و…

سینماروزان: هادی اسماعیلی، مدیرعامل بهمن سبز با اظهار تأسف از عدم ساخت و اکران نسخه سینمایی مجموعه «پایتخت ۷» گفت: «کاش نسخه سینمایی پایتخت ۷ ساخته می‌شد و به پرده سینماها می‌آمد. این اثر می‌توانست یکی از نقاط عطف گیشه نوروزی 1404 باشد.»

 

به گزارش سینماروزان با توجه به رونق نسبی فروش و مخاطب آثار سینمایی در سال 1403، این انتظار بود که اکران نوروز 1404 وضعیت بهتری داشته باشد. در روزهای گذشته آمارها و گزارش‌های متناقضی از وضعیت اکران نوروز ارائه شده است و نشان می‌دهد بررسی و تحلیل این مقطع زمانی اکران نیازمند یک نگاه همه جانبه است. برخی معتقدند که با وجود تنوع آثار در اکران نوروزی شرایط آنچنان که انتظار می‌رفت برای فروش فیلم و سالن داران سینمایی مطلوب نبوده است. به گفته این کارشناسان، هم‌زمانی اکران نوروزی با شب‌های قدر و همچنین گران شدن بلیت در شرایط اقتصادی امروز جامعه ایران در ایجاد چنین شرایطی تاثیرگذار بوده است.

 

برای فهم دقیقتر شرایط حاکم بر اکران نوروزی، با هادی اسماعیلی مدیرعامل موسسه فرهنگی و هنری «بهمن سبز» گفتگو کردیم. بیش از یک سوم سالن‌های سینمایی کشور ذیل بهمن سبز تعریف می‌شود و انتظار می‌رود برآوردی که از رشد فروش و تعداد مخاطبان در این مجموعه ارائه می‌شود ما را به واقعیت‌های موجود اکران نزدیکتر کند. به گفته هادی اسماعیلی، سال 1404 از جمله سال‌های پررونق سینمای ایران خواهد بود و برای قضاوت در مورد مختصات اکران امسال آن هم با تکیه بر اعداد و ارقام اکران نوروز، هنوز زود است.

 

بهترین اکران نوروزی سال‌های اخیر را داشتیم

 

مدیرعامل بهمن سبز در خصوص ویژگی‌های اکران نوروزی 1404 گفت: « اگر بخواهیم اکران نوروز 1404 را مقطعی و در نسبت با نوروز سال گذشته مقایسه کنیم، باید بگویم که به لحاظ تعداد مخاطب و هم به جهت رشد فروش، سینماها وضعیت بهتری نسبت به اکران سال‌های گذشته داشتند. اما آن چیزی که عمدتا مورد انتقاد سینماداران است، اینکه روند صعودی که سینمای ایران از نیمه دوم سال گذشته در پیش گرفته بود در اکران نوروزی با یک افت نسبی مواجه شد که البته این هم قابل پیش بینی بود. باید یادآور شوم که اکران نوروزی 1404، در شرایط خاصی رقم خورد که میزان فروش و تعداد مخاطب را باید بر مبنای این شرایط قضاوت کرد. اکران نوروز از سه هفته قبل تعطیلات شروع شد و به دلیل اینکه روزهای اول نوروز با ایام شهادت حضرت علی (ع) همزمان شده بودند، سینمای کشور با یک اکران نوروزی دو پاره مواجه بود و از روزهای چهارم فروردین ماه، یک عزم و توان جدی برای بازگرداندن مخاطب به سینما نیاز داشت.»

 

اسماعیلی ادامه داد: «اگرچه اکران نوروز 1404 در نسبت با انتظاراتی که پیش از عید وجود داشت، آنچنان مطلوب نبود، اما معتقدم جزو بهترین‌های اکران‌ نوروزی سال‌های اخیر سینمای ایران است. راهکار تنوع ژانر باعث شد که عددهای فروش بین آثار سینمایی تقسیم شده و انحصار «فروش سینما به کمک کمدی» شکسته شود. این خیلی امیدوارکننده بود که سیاست‌های توزیعی سینما به نفع ترکیب کامل فروش فیلم باشد. سالن داران سینما در هماهنگی کامل با پخش کنندگان و صاحبان آثار سینمایی، برنامه‌های متنوع تبلیغاتی برای جذب و حضور مخاطبان سینما تدارک دیدند و همین باعث شد که آثار سینمای کودک، انیمیشن، تاریخی و فیلم جنگی در یک قواره همسنگ با آثار کمدی قرار گیرند.»

 

آیین سینما رفتن را باید زنده نگه داشت

 

این مدیر سینمایی در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: «این میزان توجه به اکران نوروز و توقعی که در این سال‌ها برای چنین مقطع زمانی نمایش فیلم به وجود آمده است را  درک می‌کنم و خیلی هم ارزشمند است؛ اما آیا فقط باید از سینمادار توقع داشت که باعث رونق سینما شوند. پس سهم نهادهای مختلف در تبلیغ و دعوت به تماشای فیلم در سینمای ایران چه می‌شود؟ این واقعیتی است که آیین سینما رفتن از سبد فرهنگی خانوار ایرانی در حال حذف شدن است و دلایل متعددی هم دارد که یکی از آن‌ها مسئله اقتصادی است و راهکارش قیمت‌گذاری بهینه بلیت سینما است.»

 

اسماعیلی ادامه داد: «معتقدم که اگر بخواهیم سینما در مقاطع مختلف زمانی رونق داشته باشد، باید تمام ارگان‌ها و نهادهای فرهنگی به فکر توسعه مخاطب باشند و برای آن برنامه ریزی کنند. یکی از روش‌های توسعه دایره مخاطبان سینما این است که شرایطی فراهم شود تا مخاطب قهر کرده‌ی با سینما، دوباره به سالن سینما بیاید.»

 

حیف که پایتخت در سینما پخش نشد

 

این مدیر سینمایی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با اشاره به موفقیت سریال پایتخت در تلویزیون و همچنین اهمیت ساخت و نمایش نسخه سینمایی این اثر تلویزیونی گفت: «رسانه ملی می‌تواند در تولید و پخش فیلم‌هایی با مضمون خانواده به یاری سینمای ایران بیاید. این مهم در سال‌های نه چندان دور سینمای ایران اتفاق افتاده و خاطرات خوشی را هم رقم زده است. مدیران تلویزیون در شرایط فعلی می‌توانند با درک ظرفیت‌های ارزشمند رسانه ملی و با توجه به اهمیت تولید آثار طنز و خانوادگی در سینمای ایران به بازگشت مخاطب کمک کنند. به عنوان مثال پخش فصل هفتم سریال پایتخت که باعث آشتی مخاطب با تلویزیون شد، می‌توانست در قالب یک نسخه سینمایی هم عرضه شود؛ اما حیف که سینما از این فرصت بی‌نصیب ماند.»

 

او ادامه داد: «شنیده‌ام در ابتدا قرار بود نسخه‌ای سینمایی از این سریال محبوب برای اکران نوروز ۱۴۰۳ آماده شود و نسخه‌ای دیگر هم به‌صورت سریال برای رسانه ملی در نظر گرفته شود. به نظر من تصمیم خوبی بود اگر عملی می‌شد چون سریال پایتخت و کاراکترهای آن، تبدیل به یک اثر ملی شدند و می‌توان بر اساس یک طراحی دقیق در نقاط مختلف توزیع از ظرفیت‌های آن بهره مند شد. ای کاش نسخه سینمایی پایتخت ۷ به پرده سینماها می‌آمد و فکر می‌کنم نمایش این فیلم می‌توانست یکی از نقاط عطف گیشه نوروزی 1404 باشد.»

 

اسماعیلی در پایان بر لزوم بازنگری در تقویم اکران و هماهنگی بیشتر میان تولیدکنندگان، پخش‌کنندگان و سالن‌داران برای بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی موجود تأکید کرد و گفت: «با توجه به تنوع ژانر و سلیقه در فیلم‌های آماده نمایش، امیدواریم که سال ۱۴۰۴ یکی از پرمخاطب‌ترین سال‌های سینمای ایران شود.»