افشاگری جهانگیر کوثری ⇐همه را حذف کردند تا عادل فردوسیپور بالا بیاید!
سینماروزان: جهانگیر کوثری از گزارشگران و مجریان توانای نسل اول پس از انقلاب که در سالهای اخیر بیشتر تهیهکنندگی سینما را برعهده داشته به افشاگری علیه انحصارگرایان دهههای ۷۰ و ۸۰ تلویزیون پرداخت.
کوثری در گفتگو با ایسنا مدعی شد: علیاصغر پورمحمدی خیلی به برنامه عادل فردوسیپور -نود- کمک کرد و پشت او ایستاد چون خیلی ورزشدوست بود (!!) و حتی افرادی مثل من را که برنامه ورزشی داشتیم حذف کرد. چون ایشان مدیر ورزش سیما شد و در عین حال خودش مدیر شبکه سه هم بود برنامه عادل را تقویت کرد ولی ما همچنان امکان رقابت داشتیم و حتی ما در شبکه دو به دلیل ارتباطی که من با بازیکنان و مربیهای فوتبال داشتم آنها را سریع دعوت میکردم برنامه و از نظراتشان استفاده میکردیم،
او در مورد شیوه حمایتهای پورمحمدی برای برنامه «نود» گفت: خاطرم هست یک بار علی دایی و خداداد عزیزی را همزمان به برنامهی شبکه ۲ دعوت کردم و خیلی برنامه پرمخاطبی هم شد و کلی سروصدا کرد اما فردای همان روز آقای پورمحمدی به من گفت که شما دیگر برنامه فوتبالی اجرا نکنید و به سراغ سایر ورزشها بروید…
کوثری مدعی شده او و شماری دیگر از مجریان ورزشی حذف شدهاند تا عادل بالا بیاید و عجبا که همین فرمول برای حذف عادل به کار گرفته شد یعنی برنامه نود تعطیل شد تا برنامه حسین میثاقی بالا بیاید.
با طرح ادعاهای کوثری عادل دیگر نباید از صداوسیما ناراحت باشد؟ به هر حال امثال جهانگیر کوثری و… حذف شدند تا عادل دیده شود و بعدتر عادل حذف شد تا میثاقی دیده شود و احتمالا چندی بعد میثاقی حذف میشود تا دیگران دیده شوند…؟
و اساسا چنین سیاستی چقدر غلط است و اینکه پیشکسوتان را حذف کنیم و اقدام کنیم به تولید ماشینی گزارشگر، چه خروجی موفقی داشته؟ همین سیاست نبود که ارگانهای تولید فیلم و سریال را در دور باطل تولید فلهای کارگردان و تهیهکننده و حتی بازیگر انداخت و خروجی اش شد تولید انبوه فیلم و سریالهای نازل؟؟
پز مدیران سینمایی با پژمان جمشیدی!؟ /حامد مظفری در سینماهایلایت مطرح کرد
سینماروزان: حامد مظفری منتقد و ژورنالیست سینما در برنامه سینماهایلایت از شبکه ایران ایندیپندنت، درباره رونق گیشه سینماها به واسطه اکران فیلم آنتیک با بازی پژمان جمشیدی و پز مدیران با آمار فروش این فیلم حرف زد.
فرازهایی از حرفهای حامد مظفری در سینماهایلایت را بخوانید:
درگیری در جنگ رمضان باعث شده بود که اکران نوروزی تقریبا از دست برود چون چینش اکران نوروز که با چهار فیلم ارگانی آن هم بدون تبلیغات خاص بود باعث شد تقریبا کم مخاطب ترین اکران نوروز در تاریخ سینما را داشته باشیم. غیر از جنگ رمضان، مشکل اصلی اکران نوروز همان فقدان فیلم سرگرم کننده خالص بود. در ایجاد این وضعیت خود فیلمسازان هم نقش داشتند چون کمدی سازان جرات اکران فیلم در شرایط جنگی را نداشتند اما بالاخره آتش بس رخ داد و دو فیلم کمدی یکی آنتیک و دیگری تاکسیدرمی اکران شد و در این بین فیلم آنتیک که پژمان جمشیدی نقش اصلیش بود، حسابی فروخت و باعث شد دوباره گیشه سینماها ولرم بشود.
همزمان با فروش بالای فیلم پژمان جمشیدی، خبری هم آمد درباره ماجرای حقوقی پژمان و درگیری هایی که با یک دخترخانم داشت.
ولی فارغ از اینها آنچه خیلی مهم است اینکه پژمان هنوز برای سینمای ایران کار میکند و این خیلی ویژگی ممتازی است. نگاه کنید که فیلم آنتیک در همان شش و بش آتش بس روی پرده میرود و خیلی زود چند برابر پرفروش ترین فیلم اکران نوروز یعنی نیم شب میفروشد.
کار به جایی میرسد که حتی مدیران سینمایی هم به آمار فروش همین فیلم استناد میکنند و پز میدهند که تماشاگر را به سینما برگرداندند ولی حتی یه کلمه هم نمیگویند که بالاخره صاحبان فیلم آنتیک-محمود بابایی و هادی ناییجی- ریسک کردند و اکران در این شرایط را پذیرفتند و یک کلمه نمیگویند که اگر فیلم پژمان اکران نمیشد، ممکن بود حتی کار به تعطیلی مجدد تعدادی سینما برسد که از دی ماه در حال ضرردهی هستند.
جایگاهی که پژمان بعنوان الهمان جلب مخاطب دارد در حال حاضر فقط چند بازیگر معدود دارند و مثلا نوید محمدزاده و رضا عطاران و بهرام افشاری و تا حدودی جواد عزتی و شاید محمدرضا گلزار...
آنچه مهم است اینکه باید از این طور بازیگرها یک جور حفاظت هم کرد و آنها را بعنوان سرمایه سینمای ملی ایران درنظر گرفت تا هدر نروند و اینکه در همان ماجرای حقوقی رخ داده برای پژمان-ورای نتيجه اش که دستگاه قضا تعیین میکند- متاسفانه ساختار مدیریت سینما کاملا منفعل بود دربرابر ماجرا…اما میبینیم حالا باز فیلمی از پژمان است که عامل افزایش مخاطب و بیلان دهی مدیران است.
فیلم کامل برنامهی سینماهایلایت با حضور حامد مظفری در شبکه ایران ایندیپندنت را اینجا ببینید.
ضدّ زِنا!⇐اصغر فرهادی، قصهی فیلم تازهاش «داستانهای موازی» را شرح داد
سینماروزان: اصغر فرهادی اطلاعاتی را درباره آخرین ساخته سینماییاش “داستان های موازی” که همزمان با رونمایی در کن۲۰۲۶ در سینماهای فرانسه اکران میشود- را در اختیار مطبوعات قرار داد.
فرهادی فیلم تازهاش را براساس فیلم “زنا مکن/کوتاه درباره عشق” از مجموعه ی ده فرمان ساخته کیشلوفسکی کارگردان لهستانی ساخته است؛ کیشلوفسکی در آن فیلم ماجرای عشق یک نوجوان به زن همسایهی روبرویی را روایت کرده بود. عشقی که درنهایت مفهومی تازه را دربرابر زن قرار میدهد.
آن طور که بانیفیلم گزارش داده این فیلمساز ایرانی برنده دو جایزه اسکار، در مورد چگونگی ساخته شدن فیلم اخیرش گفت: ایده اولیه «داستانهای موازی» از سری فیلمهای «ده فرمان» کریستف_کیشلوفسکی گرفته شده. مدتی پیش یک کمپانی امریکایی با من تماس گرفت و پیشنهاد داد بر مبنای این اثر کیشلوفسکی، یک سریال بسازم که نپذیرفتم چون نمیخواستم روی سریال کار کنم.
فرهادی ادامه داد: با این حال طی یک تبادل دیدگاه با فیلمنامهنویس کیشلوفسکی از طریق ویدیو کنفرانس، سرانجام یکی از فیلمهای «ده فرمان » به نام «داستان کوتاهی درباره عشق» را که مورد علاقهام بود و بُعد صدا در آن اهمیت ویژهای داشت درنظر گرفتم.
حرفهای اصغر فرهادی درباره فیلم داستانهای موازی
او افزود: این ماجرا در باره یک آدم فضول است که از طریق تلسکوپ وقایع همسایه روبروییاش را جاسوسی میکند. صدا و تصویر در اینجا برایم اهمیت داشت.
فرهادی در ادامه گفت: نوشتن فیلمنامه «داستانهای موازی» را با همکاری برادرم-سعید فرهادی- شروع کردم و پیرامون سه گانه تصویر، صدا، و نوشتن، کار کردیم. در سینمای کیسلوفسکی نیز همین مورد را میتوان یافت.
فرهادی درباره همکاری با معصومه لاهیجی -آقازادهی عبدالکریم لاهیجی حقوقدان ساکن فرانسه- بیان داشت: معصومه لاهیجی ترجمه سناریو را به عهده داشت و به همین شکل برای نوشتن دیالوگها به زبان فرانسه کمک کرد. دیالوگهای فرانسوی به عهده او بود. او همواره مترجم من در کارهایم بوده و به راحتی همدیگر را درک میکنیم . سر صحنه هنگام فیلمبرداری وی بسیار حساس است او سینمای من و دیدم را میشناسد.
گفتنی است فیلم «داستانهای موازی» با بازی ایزابل هوپر، ویرژینی افیرا ، ونسان کسل، پیر ناینی، آدم بسا، با حضور کاترین دنوو و ایندیا هِر ساخته شده است.
تهیهکنندگی فیلم را الکساندر مالهگی(کمپانی فرانسوی ممنتو) با همراهی کمپانی آمریکایی آنانیموس کانتنت و… برعهده داشته و پخش فرانسه فیلم برعهده ممنتو است.(اینجا را هم بخوانید)
«بدنام» با تکیه بر موازین شرعی درباره تحول و توبه یک دختر جوان است/کارگردان سریال پاسخ داد
سینماروزان: انتشار یادداشتی گزنده از سوی روزنامه کیهان در نقد سریال بدنام با واکنش کارگردان سریال، مواجه شد.
کیهان با تیتر «وهن حکم شرعی…» نوشته بود: در قسمت چهارم سریال «بدنام»، گرهای نمایشی باز میشود که نه تنها شبکه نمایش خانگی را با رسوایی تام مواجه کرده، بلکه به مثابه وهن احکام روشن دین مبین اسلام تلقی میشود. این سریال از قسمت اول با مطرح کردن جدایی اسماعیل و یلدا و ابهام تعلق فرزند به پدر یا مادر، در قسمت چهارم به وضوح نشان میدهد که یلدا پس از جدایی از شوهرش، به عقد موقت (صیغه) ابراهیم- پدر شوهر سابق خود- درآمده است! این درحالی است که بر اساس شریعت اسلام، زن پس از عقد با مرد، تا پایان عمر نسبت به پدر شوهر خود «محرم ابدی» است و هرگونه رابطه عاطفی یا زناشویی با او مطلقاً حرام و از مصادیق زنا محسوب میگردد. نکته تأملبرانگیز این است که ساترا (سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر) به این سریال مجوز نداده و مشخص نیست کدام نهاد یا ارگان مسئول صدور مجوز انتشار آن شده است.
احسان سجادی حسینی مجبور شده جهت پاسخگویی مستدل به کیهان، بخشی از داستان سریال خود را لو دهد و توضیحاتی درباره شخصیت اصلی آن-با بازی ستایش رجائی نیا- دهد و در عین حال تاکید نماید که سریالش مجوز دارد و قانونی عرضه شده.
کارگردان سریال «بدنام»، احسان سجادی حسینی، اذعان کرد که داستان «بدنام» حول تحول و توبه شخصیتها بازی میکند و یکی از اخلاقیترین سریالهای تولید شده در شبکه نمایش خانگی است.
او همچنین، به انتشار یادداشتهایی با محوریت بیاخلاقی و حرمتشکنی علیه «بدنام» اشاره کرد و گفت که این اقدام ممکن است با هدف فشار برای توقیف مجدد سریال باشد به خصوص که سریال «بدنام» نیز با پخش چهار قسمت، مخاطبان را در شرایط قطع اینترنت برای ساعاتی سرگرم کرد.
احسان سجادی حسینی در گفتوگو با خبرآنلاین اعلام کرد: ادعای عجیب یادداشتی که اخیرا با عنوان وهن دین منتشرشد، کاملا دروغ و فراتر از آن است، و مصداق بارز تهمت به تیم سازنده این اثر. داستان بدنام درباره تحول و توبه است که در کنار نهی از ریاکاری و کاسبی با دین، روایت میشود. این سریال احتمالا از اخلاقی ترین و مذهبیترین سریال هایی است که تا به حال در شبکه نمایش خانگی ساخته شده، «یلدای» این سریال چون یک دستیار باهوش امر وکالت است، دقیقا با شناخت درست از حقوق و قوانین اسلامی،برای اینکه برای همیشه و با اتکا به موازین شرعی، از شر ابراهیم خلاص شود، تمام تلاش خود را می کند تا به عقد پسر او درآید و در این مسیر به کل آدم دیگری میشود، این اتفاق دقیقا ۱۸۰ درجه با اتهامی که این یادداشت به محتوای سریال زده متفاوت است.
او همچنین باگلایه از برخی انتقادها به پخش این سریال گفت: «بدنام» مجوز رسمی تولید دارد و اکنون نیز با رفع برخی موانع با طی موازین قانونی و از مجرای قانونی منتشر میشود.
بنابراین گزارش، در چندهفته اخیر و پس از رفع توقیف سریال، یادداشت هایی علیه “بدنام” با محوریت بی اخلاقی و حرمت شکنی در فضای مجازی منتشر شده که شاید با هدف فشار برای توقیف مجدد سریال باشد. سریالی که در شرایط فعلی کشور میتواند هم مردم را پای رسانههای داخلی بنشاند و هم فضاسازی مسموم ماهوارههای فارسی زبان را کمرنگ کند. ضمن آنکه با پخش چهار قسمت از این سریال، نه تنها هیچ اتفاق خاصی که برخی فضاسازیها آن را نوید داده بودند، نیافتاد بلکه اتفاقا مردم را در شرایط قطعی اینترنت بین الملل و زیر بمباران رسانهای دشمن برای ساعاتی سرگرم کرده است.
اکران ۱۰ فیلم توقیفی بیحجاب جهت کمک به گیشه؟
سینماروزان: رکود نوروزی سینماها گرچه با اکران کمدی «آنتیک» شکسته و معلوم ساخته همچنان فیلمهای سرگرمکنندهی تجاری، کار میکنند با این حال برخی از سینماگران هم اعتقاد دارند الان بهترین زمان برای اکران فیلمهای توقیفی است.
ابوالحسن داوودی دبیر شورای عالی تهیهکنندگان سینما با بیان اینکه اعضای شورا و اکثریت همکاران عرصه تولید نیز براین باورند که رفع توقیف بعضی فیلمها میتواند به بهبود شرایط اکران کمک کند، به خبرگزاری ایسنا گفت: نه تنها رفع توقیف فیلمها، بلکه مسئله عبور کردن از برخی خط قرمزهای فرضی تاریخ مصرف گذشته نیز کمککننده است و این شاید محافظهکارانهترین پیشنهادی است که میتوان داد.
وی بی نام بردن از فیلمهایی مثل قاتل و وحشی، کاناپه، شیفتگی و… که بخاطر مشکل حجاب، توقیف شدند، بیان داشت: به عنوان مثال حداقل ۱۰ فیلم از گذشته داریم که مشکلشان فقط «حجاب» بوده و وقتی برای خیلی از ممانعتهای گذشته تعریف جدیدی ارائه شده، بیعدالتی است که ما در سینما همچنان گرفتار باشیم؛ آن هم در شرایطی مثل الان که بود و نبود سینما در حفظ وحدت زمان جنگ بسیار اهمیت دارد و تأثیرگذار است. بنابراین اگر قرار باشد کسی این وسط مخالفتی بکند به نظر میرسد بیشتر طرف دشمن را گرفته تا اینکه در سمت و سوی کشور خودمان باشد.
او تاکید کرد: مثلاً فیلم «قاتل و وحشی» با توجه به سابقه تصوری که از آن در بین مردم بوجود آمده و البته گشایشی که برایش حاصل شود، میتواند یک موج ایجاد کند و اگر حمایت مالی هم از آن شود طبعا رغبت سازندگان و سرمایهگذارانش را برای استفاده از این فرصت جلب میکند؛ فرصتی که با توجه به موقعیتهای مشابه قبلی مثل دوران کرونا، میدانیم در شرایط عادی نخواهیم داشت و الان باید از این پتانسیل استفاده شود تا کمک دوجانبهای هم به فیلمساز، تهیهکننده و سرمایهگذار و به کل اکران سینما باشد و هم کمک کند یک جریان وحدت ملی بر اساس نقش سینما در جامعه شکل بگیرد.
یک سکانس سینمایی⇐عملی؟ نه! فقط تفننی میکشیدند
سینماروزان: هواداران فوتبال به درستی فوتبالیستهای دهه ۶۰ را نسل سوخته فوتبال ایران میخوانند. نسلی که با استعداد فراوان اما کمترین امکانات، مردم و فوتبالدوستان را در استادیوم سرگرم میکردند اما خود از درون سوختند و مثل شمع آب شدند.بازیکنان سرشناسی که اغلب به اعتیاد کشیده شدند و حالا حمید درخشان پرده از این راز بزرگ برداشته است.
حمید درخشان که سابقه بازیگری در سریال پژمان را هم داشته به هفت صبح میگوید: نسل سوخته واقعی هم نسلان من در دهه 60 بودند که دو المپیک 1980 مسکو و 1984 لسآنجلس را به دلیل تحریم و مسائل سیاسی از دست دادند. از آن بدتر غیبت در مقدماتی جامهای جهانی 1982 اسپانیا و 1986 مکزیک به دلیل جنگ تحمیلی بود. من از خودم حرف نمیزنم اما حق شاهرخ بیانی، شاهین بیانی، بهروز سلطانی، جعفر مختاری فر، مجید نامجو مطلق، محمد پنجعلی، ناصرمحمدخانی، اصغر حاجیلو، عبدالعلی چنگیز، عبدالرضا برزگری، حمید علیدوستی، ضیا عربشاهی و… بود که حداقل در یک جامجهانی بازی کنند. آن نسل فقط به عشق فوتبال و مردم برای دل خود بازی میکرد.
او با همان حرارت ادامه میدهد: پولی در کار نبود! یکی مسافرکشی میکرد. آن یکی روی وانت مردم کار میکرد و … فوتبالیستی که یک استادیوم صد هزار نفری تشویقش میکردند با سیلی صورت خود را سرخ نگه میداشت. پولی که در کار نبود و دل خوشی همه ما هم همان تشویقها و مردم بودند غافل از آن که تشویقها هم بالاخره تمام میشود و دیگر کسی یادش نمیآید شما کی بودید و کی هستید؟! فشار اقتصادی، بیپولی، بیکاری و سرخوردگی بابت تحریم دو جام جهانی و دو المپیک باعث افسردگی و حتی اعتیاد فوتبالیستهای آن دوران شد.
حمید درخشان ضمن اشاره به اعتیاد بسیاری از همبازیان خودش یادآور میشود: 70، 60 درصد همبازیانم به دلایلی که اشاره کردم به مواد مخدر و اعتیاد پناه بردند. (حرف او را قطع کرده و نقل قولی از علی پروین میآوریم که گفته بود با 20 عملی به پکن رفتم و قهرمان بازیهای آسیایی شدم که بلافاصله جواب میدهد) نه! این طور هم نبوده است. من عضو آن تیم ملی در بازیهای آسیایی نبودم و در لحظه آخر خط خوردم اما انصاف نیست بگوییم 20 بازیکن عملی! اگر طرف عمل داشته باشد حتی نمیتواند راه برود.
او با صدایی رسا و بلندتر خاطرنشان میکند: هم نسلان و همبازیانم تفننی تریاک میکشیدند و حالا برخی اعتیاد داشتند اما عملی نبودند. عملی کسی است که از صبح تا انتهای شب پای بساط بنشیند و این حرف درستی نیست. از درخشان میپرسیم که آیا در دهه 60 به خودش هم مواد تعارف زده یا پای بساط دعوت شده است که میگوید: خدا را شکر من در زندگیام یک نخ سیگار هم نکشیدم!
ماجرای اعتیاد فوتبالیستهای دهه ۶۰ از زبان حمید درخشان
او تاکید کرد: هم دوستان میدانستند و از من دعوت نمیکردند پای بساط بنشینم و هم خودم فراری بودم. میدانستم چه کسانی بساطی هستند یا پای بساط میروند. بعد از تمرین از آنها دوری میکردم اما باز تأکید میکنم ریشه اعتیاد و مشکلات ناشی از آن به سرخوردگی و قدر ندیدن همنسلان فوقالعاده بااستعداد من برمیگشت. بازیکنانی که شاید فوتبال ایران دیگر هرگز نظیر آنها را به خود نبیند.
واکنش حمید هیراد به پلیبکخوانی و گرتهبرداری از همکاران چه بود؟؟+ویدئو
سینماروزان: با انتشار خبر فوت حمید هیراد و انتشار گزارشی درباره فعالیتهای او و اشاره به پلیبکخوانی در شیراز و گرته برداری از برخی ترانهسرایان، برخی مخاطبان به گلایه پرداختند که چرا به چنین مواردی در گزارش خود پرداختهایم.
فارغ از اینکه در گزارش زندگی یک هنرمند باید فراز و فرود را کنار هم انتشار داد تا تصویری کامل باقی بماند و نه یکطرفه، بد ندیدیم گفتگویی از حمید هیراد با رضا رشیدپور را بازنشر دهیم در برنامه حالا خورشید.
هیراد در آن گفتگو هم پلی بک خوانی را تایید کرد و هم گرته برداری های بدون ذکر منبع را…
هیراد درباره چرایی سرقت ادبی گفته بود: کم تجربگی باعث این مشکل شد و اینطور نبوده که کل شعر را بردارم و در حد یک مصرع یا یک بیت بوده. البته بعد از انتقاد، حقوق ترانهسرایان و شاعران مدعی را پرداخت کردم.
هیراد درباب پلی بک خوانی در کنسرت شیراز گفته بود: در شیراز فقط بخشی از یک آهنگ-قطعه یار- را پلی بک کردم. مجبور بودم این کار را کنم چون کسالت داشتم و قطعه چون اوج داشت یک لاین بکوکال قرار دادم که همان هم کار دستم داد..
برای تماشای ویدئو ی گفته های هیراد اینجا را ببینید.
چرا مازیار-خواننده سرشناس- ایران را ترک نکرد؟/چرا «ایران ایران» را خواند؟+گفتههای خودش را بشنوید
سینماروزان: مازیار(عبدالرضا کیانی نژاد) از معدود خوانندگان پاپ بود که پس از انقلاب در ایران ماند و قطعهی ماندگار «ایران ایران»-با ترانه علیرضا میبدی، ملودی عماد رام و تنظیم محمد شمس- را خواند؛ همان قطعه ای که میگوید: ایران ایران سرم روی تن من نباشه/گر که بیگانه بشه هموطن من…
مازیار با اینکه ممنوعکار شد تا آخر عمر در ایران ماند و در یکی از معدود گفتگوهایش در چرایی عدم ترک ایران بیان داشت: بعد از انقلاب جایی نرفتم و در ایران ماندم و برخلاف برخی همکاران که رفتند، من ماندم و کار کردم و چند آهنگ خواندم چون کارنامه قبلی خودم را کارنامه قابل دفاعی میدانم و چرا باید میرفتم.
مازیار درباره خواندن ترانه ایران ایران چنین گفته بود: خیلی ساده؛ چون این قطعه درباره وطن بود و من یک ایرانی هستم، آن را خواندم. به هر حال همه باید وطن خود را دوست داشته باشند و من هم سعی میکنم بیشتر با مردم و در جهت مردم کار بخوانم.
گفتنی است مازیار که اصالتی بابلی داشت و به موسیقی مقامی مازندرانی هم تسلط داشت توسط محمد نوری کشف شد و به واسطه جهانبخش پازوکی وارد جریان حرفه ای موسیقی پاپ شد. او بعد از انقلاب خیلی منتظر دریافت مجوز شد و در اوایل دهه هفتاد با اینکه آلبوم گل گندمش ابتدا مجوز گرفت ولی ناگهان توقیف شد و مدتی بعد از این اتفاق، مازیار فوت شد. تازه بعد از مرگش مجوز آلبوم کودک قرن با صدای او صادر گردید!!!
کبوتر و ماهیگیر درکنار ایران ایران از ماندگارترین آثار مازیار است. قطعه ایران ایران بعدها توسط خوانندگانی مثل ستار و حسین زمان و…خوانده شد.
برای شنیدن حرفهای مازیار درباره قطعه ایران ایران، اینجا را ببینید.
اگر جز پیچینگ ، روش بهتری میشناسید اعلام کنید+اعلام اسامی سه رتبهی برتر پیچینگ جنگ دوازدهروزه +ماجرای کارگردانی که یکشبه ۲۰ میلیارد تخفیف داد+جریان تهیهکنندهای شکستخورده که برآورد صد میلیاردی داده بود!!
سینماروزان: حامد جعفری مدیر جوان فارابی که تازهترین تولیدات این ارگان را در جشنواره فیلم فجر۴۴ ارائه داده و برخی از این تولیدات نظیر اسکورت و قمارباز، با اقبال مخاطبان هم روبرو شدند، در گفتگویی تفصیلی با خبرگزاری تسنیم درباره ی برخی پرسشهای حول جریان جدید تولید فیلم در این ارگان که مبتنی است بر پیچینگ، توضیح داده است.
فرازهایی از گفته های مدیر فارابی را بخوانید:
–برخی سینماگران معتقدند که بنیاد فارابی باید در انتخاب طرحها و فیلمنامهها برای تولید، اقتضایی عمل کند؛ به این مفهوم که از میان حجم زیادی از فیلمنامههای ثبت یا خریداری شده، اثری را به دلخواه خود و با تشخیص مدیرعامل انتخاب کند! این در حالی است که برای چنین انتخابی یا باید سلیقهای عمل کرد و یا راهکار ارائه داد. ما در بنیاد تاکید کردهایم که برای همه امور ریل و ساختار و ساز و کار ایجاد کنیم. برای انتخاب اثر هم روش پیچینگ، چیزی است که به نظر ما میرسد و اگر فردی روش بهتری سراغ دارد یا میتواند روش فعلی را اصلاح کند، حتما از آن استقبال میکنیم.
–متن سازوکار پیچینگ را به صورت مدون آماده کردیم و بعد از برگزاری چند دوره پیچینگ، به زودی به عنوان ریلگذاری فرایند انتخاب بنیاد سینمایی فارابی منتشر خواهیم کرد و از اهالی رسانه و سینما درخواست میکنیم که نقدها و اصلاحیههای مدنظر خودشان را به آن اعلام کنند. در این زمینه هم با شفافیت کامل عمل میکنیم؛ هر کسی میتواند ایرادها را بگوید و ما اصلاح خواهیم کرد. در عین حال این توضیح نیز لازم است که مدل پیچینگی که در حال حاضر در فارابی اجرایی شده، بر اساس تجربههای موفق بینالمللی در دنیا طراحی شده است؛ هرچند ممکن است برخی تغییرات جزئی به منظور بومیسازی و بهبود اثربخشی جلسات پیچینگ و افزایش کیفیت آثار تایید شده اعمال شده باشد.
— در جریان پیچینگ فراخوان اعلام کردیم تا همه طرحها کنار هم دیده شوند و فرصتها از دست نروند. سامانه فیلمخانه بنیاد فارابی برای ثبت طرحها استفاده شد و فقط طرحهایی از تهیهکنندگان، کارگردانان یا نویسندگانی که رزومه قابل قبول به عنوان فیلمساز داشتند، پذیرفته شد. در مرحله ارزیابی، هر طرح، توسط چند کارشناس بنیاد بررسی و امتیازدهی شد تا اعتبار بررسی بیشتر و نتایج دقیقتر باشد. بعد از ارزیابی، خلاصه قصهها و طرحها در جلسهای به نام کمیته غربالگری، خلاصه قصه همه آثاری که حداقل امتیاز را کسب کرده باشند، مطرح شد و هر طرحی که حداقل یک موافق داشت، به مرحله پیچینگ رفت. در واقع این روند که توضیح داده شد، برای بیش از 750 طرح و فیلمنامه که در طول این مدت درخواست داشتند به طور کامل انجام شد تا بتوانیم امیدوار باشیم که حقی از کسی ضایع نشود.
–در پیچینگ جنگ 12 روزه، از حدود 95 فیلمنامهای که ثبت نام کردند، 12 فیلمنامه برای حضور در پیچینگ انتخاب شد و به ترتیب سه فیلم “قمارباز”، “سقف” و “کافه سلطان” رتبههای اول تا سوم را از داوران پیچینگ اخذ کردند و سایر فیلمنامهها از نظر امتیاز فنی داوران پیچینگ، پایینتر از این آثار بودند. پس به نوعی میتوان این طور گفت که این سه فیلم (در ساحت فیلمنامه) بضاعتمان از بین حدود 100 فیلمنامه بوده است.
–در جریان پیچینگ برخی شیطنتها هم شکل میگیرد و گاهی بعدا به انتقاد به بنیاد تبدیل میشود. مثلا کارگردان یکی از طرحهای برگزیده در پیچینگ کودک، ابتدا برآورد بودجه بیش از 50 میلیارد تومانی ارائه کرد اما وقتی گفتیم نمیتوانیم و این رقم منطقی نیست و ما سقف داریم، ناگهان برآورد ارائه شده 20 میلیارد تومان کاهش یافت! منطق تهیهکنندگی میگوید با چنین فردی نمیشود وارد تولید شد.
–هدف ما شفافیت، عدالت و کارآمدی در انتخاب فیلمها و فیلمنامههاست. میخواهیم همه فیلمسازان و سرمایهگذاران، بدون وابستگیهای غیررسمی، فرصت برابر برای موفقیت در نهاد ملی سینمای ایران داشته باشند و فارابی را به عنوان یک سیستم کارآمد و قابل اعتماد نشان دهیم. اما آیا این به این معناست که در انتخاب 15 فیلمی که برای سال 1404 قرارداد منعقد شده، اشتباه نداشتهایم؟ حتما این طور نیست و اشتباهاتی هم داشتهایم که مسئولیت آن را میپذیریم و تلاش خواهیم کرد که برای سال 1405 اشکالات را رفع کنیم و گوشمان برای شنیدن انتقادات باز باشد و بماند.
حامد جعفری
–وقتی فردی با سابقه ساخت چند فیلم کاملا شکستخورده چه به لحاظ کیفیت، چه به لحاظ جذب مخاطب، چه به لحاظ گیشه و چه به لحاظ عرضه بینالملل، منتقد فارابی می شود، کمی عجیب است، چرا؟ چون یک موضوع خوب (نه فیلمنامه و حتی طرح) به بنیاد ارائه داده و 100 میلیارد تومان بودجه خواسته، چون به او پول داده نشده تا تجربه شکست مجدد تکرار نشود، حالا منتقد فارابی شده است، یا دوست دیگری انتقادات تندی را مطرح کند چرا؟ چون فامیلشان را میخواسته کارگردان اول کند و متاسفانه داوران در پیچینگ، طرح و فیلمنامهاش را رد کردهاند، پس طبیعتا ما اینها را جزو انتقادات منصفانه دستهبندی نمیکنیم!
–در همین سالهای اخیر یک دوره، جشنواره فیلم کودک تعطیل شد. آیا وضعیت تولید در سینمای کودک تفاوتی کرد؟! به عنوان یک فیلمساز کودک میگویم که خیر! بنابراین با تعطیلی و خاک پاشیدن روی یک برند 37 ساله، اتفاق خاصی نخواهد افتاد. جشنواره کودک ناگزیر است که علاوه بر داوری تخصصی توسط داوران بزرگسال که از اهالی برجسته سینما هستند، به سلیقه کودکان و نوجوانان هم احترام بگذارد. به همین دلیل بود که امسال تعداد داوران کودک و نوجوان به تقریبا دو برابر چند سال قبل افزایش داده شد. این موضوع به کاهش خطاهای داوری هم خیلی کمک میکند و امکان رشد سازوکار جشنواره را بیشتر فراهم میکند.
حامد مظفری منتقد سینما روی آنتن زنده بیان کرد: اتفاقات سال ۹۲ مجددا در فجر۴۴ رخ داد/همان طور که عصبانی نیستم را در فجر۳۲ بایکوت کردند، امسال هم فیلمهای مستقل مثل خواب و استخر در داوری بایکوت شدند!/تنها کسی که در اختتامیه به حقش رسید، کاظم دانشی بود/اسکورت، خواب، پل، قمارباز، جانشین، استخر و زندهشور بهترینهای جشنواره فیلم فجر۴۴ بودند/اگر یک فیلمبردار در هیات داوران بود، محال بود هنر برازنده و محمدی و براتی نادیده گرفته شود/اگر یک بازیگر درجه یک در هیات داوران بود محال بود کیفیت بازی امین حیایی و آرمان درویش و امیر جعفری و کوروش تهامی نادیده گرفته شود/ فیلمی متعلق به جریان اصلی مثل اسکورت را نادیده گرفتند تا فیلمهای ویدیویی متصل، چند جایزه بگیرند؟/همچنان پرسش اصلی آن است که چرا شرط ۲۲ فیلم فراخوان را زیر پا گذاشتند و بیش از سی فیلم را وارد کردند؟/چرا اتفاق غلط فجر۳۲ مجددا رخ داد و باز هم فیلمهای مستقل را فدای آثار ارگانی کردند؟/دبیر فجر۴۵ یا فراخوان ندهد یا اگر فراخوان داد، پایش بایستد!
سینماروزان: آنچه از جشنواره فیلم فجر۴۴ دیدیم مقادیر بسیاری فیلم زیر متوسط، چند تایی فیلم متوسط و شش تا هفت فیلم خوب بود و همین که آمار فیلمهای متوسط، پایین آمده یعنی وضعیت انتخاب فیلم چندان مناسب نبوده.
حامد مظفری روزنامهنگار و منتقد سینما با بیان مطلب فوق به رادیوتهران گفت: آن قدر فاصله فیلمهای خوب با بقیه زیاد بود که به راحتی میتوان بهترینها را معرفی کرد. جشنواره فیلم فجر جشنواره ای برای آثار سینمایی است و امسال فقط معدودی فیلم دیدیم که واقعا مناسب تماشا بر پرده ی عریض هستند. از همه بهتر فیلم اسکورت بود و کنارش فیلم پل و همچنین فیلمهای خواب و زندهشور و قمارباز و جانشین و فیلم اردوبهشت، آثار قابل قبول بودند.
سردبیر ژورنال سینمای ایران ادامه داد: تعدادی فیلم متوسط مثل سرزمین فرشتهها، قایق سواری در تهران، کارواش و نگهبانان خورشید هم داشتیم و مابقی فیلمها چنگی به دل نمیزد. اصلی ترین دلیل انبوه آثار ضعیف فقدان هیات انتخاب مسئولیت پذیر است، یعنی دقیقا همان چیزی که دبیر جشنواره برای رهایی از آن، اقدام به حذف هیات انتخاب نمود.
اظهارات حامد مظفری درباره وضعیت کیفی جشنواره فیلم فجر۴۴
حامد مظفری افزود: افزایش فلهای فیلمها و بی توجهی به سقف ۲۲ فیلم در فراخوان، ضربه خود را به کیفیت جشنواره زد و دقیقا به همین دلیل است که اغلب فیلمها در سینماهای مردمی فقط پنجاه درصد ظرفیت را پر کردند. کافیست آمار فروش فیلمها از طریق سمفا اعلام گردد تا مشخص شود حتی از نظر اقتصادی، جشنواره سوددهی برای سینماداران نداشتهایم. در اختتامیه نیز همان رفتار سال ۹۲ و فجر۳۲ را شاهد بودیم. آنجا هم یک محصول مستقل مثل عصبانی نیستم حذف شد تا ارگانیها بالا بیایند و در فجر۴۴ هم آثار مستقل مثل خواب و استخر سرکوب شدند تا شماری فیلم ارگانی ضعیف بالا بیایند. باعث تعجب است که به فیلمهای ویدیویی متصل چند جایزه دادند اما فیلمی خوش ساخت و متعلق به جریان اصلی سینما-اسکورت- را از جوایز اصلی بایکوت کردند ولی دیدیم که مخاطبان همین فیلم را لایق سیمرغ مردمی دانستند.
حامد مظفری دربارهی چینش داوری فجر۴۴ گفت: خیلی بهتر میشد هیات داوران را با تکنیسین های خبره چید. مثلا اگر یک فیلمبردار در هیات داوران بود، محال بود هنر علیرضا برازنده و داوود محمدی و سعید براتی و مرتضی غفوری در فیلمهای سرزمین فرشتهها و پل و جانشین و کارواش، نادیده گرفته شود. اگر یک بازیگر درجه یک در هیات داوران بود محال بود کیفیت بازی رضا عطاران و امین حیایی و آرمان درویش و امیر جعفری و حامد بهداد و کوروش تهامی در فیلمهای خواب و استخر و جانشین و زندهشور و اردوبهشت و قمارباز نادیده گرفته شود. حتی اگر یک تهیهکننده قدیمی سینما در هیات داوران بود محال بود شاهد بی توجهی به فیلمی مثل اسکورت باشیم که استانداردهای تولید سینمایی را ارتقا داده.
حامد مظفری با ابراز امیدواری به اینکه دبیر فجر۴۵ هر که هست، دیگر زیر فراخوان خودش نزند، اظهار داشت: کودکان هم میدانند که «قانون بد از بی قانونی بهتر است» پس ای کاش فجر۴۴ حداقل فراخوان دبیر را محترم نگه میداشت و شرط ۲۲ فیلم فراخوان و الزام به داشتن پروانه سینمایی را زیر پا نمیگذاشت و بیش از سی فیلم-و چند فیلم ویدئویی-را وارد نمیکرد. نصف مشکلات فجر۴۴ به دلیل همین عدم پای بندی به فراخوان بود. دبیر فجر۴۵ هر که هست، یا فراخوان منتشر نکند یا به صفر تا صد فراخوان پایبند باشد. بعد هم اصرار آقایان بر آزمودن آزمودهها چه بود؟ وقتی درمجموع فواید برج میلاد بیشتر از هر سالن دیگری است، انتقال کاخ رسانه به سینمای مستعمل ملت-که نیاز جدی به بازسازی دارد- تغییر ترکیب برنده نیست؟ اگر هم میخواهند واقعا کاخ رسانه در یک پردیس سینمایی مدرن باشد میتوانند از پردیس های درجه یک مثل هدیش و رزمال و لوتوس و صبامال و… استفاده کنند نه سینمایی که فاصله ردیف های صندلیهایش را آن قدر کم کردهاند که برای نشستن در وسط ردیف، مجبورید پای چند همکار را لگد کنید و آه و ناله آنها را بشنوید. امیدواریم فجر۴۴ آخرین سعی و خطا باشد و در سالهای آینده از تجربیات گذشته، درس بگیریم وگرنه اینکه برای دبیرخانه فجر عمارتی ویلایی در شمال شهر مهیا کنیم ولی در کاخ رسانه، خبرنگاران را در صف انتظار یک چای خشک قرار دهیم، جز دور باطل نیست!
گریز شاهسواری با بنیتا!؟/حامد مظفری منتقد سینما روی آنتن زنده مطرح کرد
سینماروزان: کیفیت فیلمهای جشنواره فیلم فجر۴۴، تعریفی ندارد و اصلیترین دلیل آن هم زیر پا گذاشتن آییننامه جشنواره و وارد کردن بیش از سی فیلم است در شرایطی که منوچهر شاهسواری در فراخوان خودش، سقف را ۲۲ فیلم تعیین کرده بود.
حامد مظفری مدیر رسانه تحلیلی سینماروزان با بیان مطلب فوق به رادیوگفتگو بیان داشت: وارد کردن انواع و اقسام فیلمهای بیکیفیت و بدتر از آن انصراف بازیگران برخی از فیلمهای حاضر در جشنواره و انفعال دبیرخانه دربرابر آنها، واقعا مایه تاسف است و نشاندهندهی کمتجربگی مشاورانی است که دور شاهسواری را گرفتهاند. مثلا یکی از این مشاوران سابقه تلخی در عوض و بدل کردن جوایز اختتامیه دارد و با همان نگاه انفعالی، حالا مرتب درباره جشنواره مصاحبه میکند بدون آن که جرات کند و بگوید منصب ش در جشنواره چیست؟
حامد مظفری تاکید کرد: شاهسواری برای اختتامیه هم کار سختی در پیش دارد چون برخی بازیگران فیلمهای ارگانی جشنواره -که دستمزدهای میلیاردی از بیتالمال گرفتهاند- نیز جشنواره را تحریم کرده و به نشست ها نیامدهاند و بدیهی است که افتادن در بازی تحریم، باعث میشود آنها به اختتامیه هم نیایند. وقتی رسول صدرعاملی که از خودیهای نظام است حتی در نشست فیلم ارگانی خودش، حاضر نمیشود، وای به حال اختتامیه.
توصیه حامد مظفری به منوچهر شاهسواری
این منتقد سینما افزود: در این شرایط شاهسواری باید قید مشاوران غلط را بزند و خودش برای خودش تصمیم بگیرد و به فیلمها و بازیگرانی توجه کند که به احتمال زیاد میتوانند در اختتامیه حاضر شوند. مثلا بازی بنیتا افشاری بازیگر کودک فیلم قایق سواری در تهران، فراتر از بسیاری از بازیگران بزرگسال حاضر در همین جشنواره فجر۴۴ است و دادوستدهایش با پیمان، وجدآور است. قطعا کاندیدای بازیگری است و مناسب برای رفتن روی سن اختتامیه در جشنوارهای که چهرههایش، گرفتار بازی تحریم شدهاند. قاعدتا او برای روی سن رفتن نیاز به پوشش مرسوم هم ندارد و گریزی ایجاد میکند برای منوچهر شاهسواری که هم پز توجه به استعدادهای تازه را دهد و هم خاطرجمع باشد که برنده، روی سن اختتامیه میآید و حرف سیاسی هم نمیزند!
تمدید اکران زمستان تا نوروز!؟/در گفتگو با بهمن گودرزی کارگردان «…جیمز باند» مطرح شد
سینماروزان: بعد از ناآرامیهای دی ماه و قطعی اینترنت بینالملل، سینماها با کسادی محسوس روبرو شدند و بسیاری از فیلمهایی که در دی ماه روی پرده رفته و در هفته اول فروش مطلوب داشتند-مثل جیمز باند و جهیزیه- با افت فروش شدید مواجه شدند و این امر نیاز به تدبیر برای جلوگیری از فیلمسوزی را تشدید کرد.
بهمن گودرزی کارگردان فیلم “…جیمز باند” با اعلام اینکه ارشاد قول داده اکران فیلمها در روزهای قطعی اینترنت را محاسبه نکند، از ادامه اکران این فیلمها سخن گفته و در روالی منطقی اکران این فیلمها حداقل باید تا نوروز۴۰۵ ادامه پیدا کند بلکه جبران ضرر و زیان وارده باشد.
بهمن گودرزی به خبرگزاری ایلنا گفت: با توجه به اینکه اکران فیلمهای اکران دی مثل «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» با ناآرامیهای اخیر همراه شد در همکاری با وزارت ارشاد و شورای صنفی نمایش بنا بر این شد که روزهای ناآرامی را به عنوان روزهای اکران این آثار در نظر نگیرند.
او با اشاره به بدشانسی اکران در دوران قطعی اینترنت ادامه داد: باید فیلم را خیلی سریع آماده نمایش میکردیم و شرایطی را فراهم کردیم که فیلم آماده اکران شد اما اتفاقات اخیر را پیشبینی نکرده بودیم و وقتی کارهای فنی فیلم انجام شد، آن را به اکران رساندیم…
تمدید اکران زمستان تا نوروز؟/در گفتگو با بهمن گودرزی مطرح شد
گودرزی افزود: مطمئناً در شرایط حاضر فیلمهای در حال اکران به شدت آسیب میبینند و کمتر کسی به سینما میرود. برای ما مهم بود که اصطلاحاً خوابِ سرمایهی هزینه شده کوتاهمدت باشد و فیلم چندان در صف اکران نماند، به همین دلیل فیلم را سریعاً اکران کردیم. متأسفانه تا زمانی که اینترنت به طور کامل وصل نشود نمیتوان انتظار داشت که فروش بلیت سینماها به حد نرمال و عادی برسد.
این کارگردان اظهار کرد: اگر شرایط موجود برای ما قابل پیشبینی بود به هیچوجه فیلم را اکران نمیکردیم. «ماجراجویی در جزیره جیمز باند» با بودجه شخصی و به شکلی کاملاً خصوصی ساخته شده است. این پول را اگر به بانک میسپردیم سودش تضمینشدهتر بود، وقتی وضعیت سرمایهگذاری در فرهنگ و هنر اینچنین است باید مسئولان مربوطه و کسانیکه دغدغه فرهنگی دارند برای بهبودی وضعیت کاری کنند.
بهمن گودرزی کارگردان
او گفت: ما برای اکران این فیلم مبلغ زیادی هزینه تبلیغات کردیم ولی با اتفاقاتی که رخ داد هیچ بازدهی نداشتیم. تصمیمی که وزارت ارشاد و شورای صنفی نمایش برای اکران این فیلم گرفته کمککننده است اما کافی نیست، چند روز دیگر جشنواره فجر برگزار میشود و بعد وارد اکران ماه رمضان و نوروز میشویم و لازم است که نه تنها به فیلم ما که به همه فیلمهایی که در این زمان اکران شدند کمک بیشتری شود تا فیلمهای ساخته شده، به خصوص آثاری که مستقل ساخته شدهاند در خطر از دست رفتن سرمایه قرار نگیرند.
اغلب سینماها تعطیلند/بازگشایی سالنها به صرفه نیست
سینماروزان: با وجود آن که ادامه فعالیت سینماها پس از ناآرامیهای اخیر بلامانع اعلام شد و حتی سامانههای بلیت فروشی باز هستند، ولی بسیاری از سینماها، تعطیل یا نیمهتعطیل هستند.(اینجا را بخوانید)
محمد قنبری مدیر پردیس سینمایی مگامال به خبرگزاری ایلنا گفت: با توجه به قطعی اینترنت و عدم فروش بلیت و مسائل امنیتی، اغلبِ مالهای تجاری و پاساژها تعطیل هستند و به همین دلیل امکان فعالیت سینماهای واقع در مالهای تجاری نیز وجود ندارد و تا جایی که میدانم در حال حاضر بسیاری از سینماهای دیگر که در مالهای تجاری نیستند هم تعطیل هستند و احتمالاً تا زمانی که این وضعیت به پایان نرسد به شرایط عادی برنمیگردیم.
قنبری خاطرنشان کرد: امکانی برای فیلم دیدن وجود ندارد اما از طرفی فیلمهایی که بر پرده سینماها در حال اکران هستند هم آثار شاخصی نیستند که در شرایط حاضر مخاطبان را به سینما بکشانند. در واقع اگر شرایط جامعه عادی هم بود، با توجه به کیفیت فیلمهای در حال اکران و وضعیت اقتصادی مردم، کمتر کسی به سینما میآید و فیلم میبیند.
محمد قنبری مدیر پردیس سینمایی مگامال
مدیر پردیس مگامال در ادامه تصریح کرد: تعطیلیهای گاه و بیگاهی که امسال وجود داشت تأثیر زیادی بر میزان مخاطبان و وضعیت اقتصادی سینماها داشت. اگر بخواهیم امسال را با سال گذشته مقایسه کنیم افت شدید مخاطب و فروش کاملاً مشهود است. وضعیت فروش فیلمها و طبعا وضعیت اقتصادی سینماها قابل قبول نیست و برای عبور از این شرایط نیازمند تصمیمات درست در شرایط آرام هستیم و اکران فیلمهای مخاطبپسند میتواند راهگشا باشد.
وی در پایان تأکید کرد: بسیاری از افراد نمیدانند که چطور بدون جستجو در گوگل به سایتهای بلیتفروشی داخلی وارد شوند و بسیاری نمیدانند که اَپهای ایرانی فعال هستند. عملکرد دستگاههای پرداخت نیز دچار اختلال شده و به همین دلیل میزان فروش بلیت نمیتواند به حدی باشد که بازگشایی سینماها به صرفه باشد.
خروج برنامه «زندگی پس از زندگی» از کنداکتور رمضان امسال!/عباس موزون خبر داد
سینماروزان: عباس موزون مجری و تهیهکننده برنامه زندگی پس از زندگی، از تعلیق پخش آن خبر داد.
عباس موزون در پاسخ به پرسشی درباره پخش برنامه «زندگی پس از زندگی» در ماه مبارک رمضان امسال، به خبرگزاری پانا اظهار کرد: «زندگی پس از زندگی» امسال تولید میشود اما پخش آن به سال جاری نمیرسد و وقفه در پخش داریم.
موزون تأکید کرد: علت این وقفه آن است که میخواهیم برنامه را ارتقاء دهیم و کیفیت آن را بهبود ببخشیم، مهمانان خارجی بیشتری دعوت کنیم و ساختار ظاهری و نمایشی را بهینه کنیم و این بهینهسازی فرصت بیشتری میطلبد. ضمن اینکه سفرهای بیشتری هم داریم که مقداری از وقت ما را میگیرد. در حقیقت فصل جدید «زندگی پس از زندگی» رشدی دوجانبه در محتوا و ساختار دارد و چون این گونه بود، از سازمان فرصت بیشتری درخواست کردیم و قرار شد که رمضان سال آینده برنامه داشته باشیم. تأکید میکنم که این وقفه به معنای پایان برنامه نیست، بلکه به معنای بازگشت بهتر آن است.
موزون با اشاره به کشورهایی که مهمانان فصل آتی قرار است از بین آنان انتخاب شوند، گفت: با مهمانانی از آمریکای جنوبی، آمریکا و اروپا در حال تعامل هستیم تا ببینیم به برنامه میرسند یا خیر؛ ضمن اینکه در این فصل هم درخصوص مهمانان باید مراحل کار، تحقیق و راستیآزمایی صورت گیرد. بر این اساس این رفتوآمد دوطرفه است و ما هم باید برویم و دادههایی به دست بیاوریم، چون هرگز بدون تحقیق به یک تجربهگر تریبون نمیدهیم که هرچه میخواهد بگوید.
تعلیق برنامه زندگی پس از زندگی
او افزود: گلایهای داشتم که دوباره میگویم و آن این است که این روزها افرادی جاعل پیدا شدهاند که تجربه یا تحقیقات دیگران را جعل میکنند و مخاطبان جاهلی هم دارند که به این فضا دامن میزنند. تأکید میکنم گلهای که مطرح کردم دلیل توقف این برنامه نبوده است و خودمان خواستیم کیفیت را ارتقا دهیم.
وی با اشاره به تغییرات «زندگی پس از زندگی» در فصل جدید توضیح داد: در این فصل اصرار دارم که بخشهای «مستند بازسازی» بیشتر شود و به همین منظور ـ به دلیل کمبود بودجه ـ شاید از هوش مصنوعی بیشتر استفاده کنیم. البته اساساً با پویانمایی به هر شکل مخالفم، چون حس واقعی بودن را از مخاطب میگیرد، اما در برخی مواقع چارهای نیست.
جدال با حوادث!⇐ رونمایی از پوستر «چارلی باستر»+نقطهنظرات فرزان دلجو درباره فیلم تازهاش و احتمال نمایش در فجر۴۴
سینماروزان: تازهترین فیلم سینمایی فرزان دلجو با عنوان «چارلی باستر» به زودی پخش جهانی خود را آغاز خواهد کرد و مذاکراتی صورت گرفته جهت نمایش فیلم در بخش ویژه جشنواره فیلم فجر۴۴.
“چارلی باستر” به تهیه کنندگی پیکچر وان پروداکشن، پیمان جمشید آبادی، پاریس بی، سمیرا آهنین و علی عطشانی کارگردان ایرانی تولید شده است با بازی سیمون مارتین ، سوفیا پاپا شوویلی ، مایکل سولیوان ، روبرو براسکی ، جان هریس ،داریا الاسکار، افشین کتانچی و مایکل مدسون و…
«چارلی باستر» را فرزان دلجو نوشته و کارگردانی کرده؛ سینماگری که در ایران با فیلمهایی مثل «علفهای هرز»، «بوی گندم»، «یاران»، «شب غریبان»، «ماهیها در خاک میمیرند» شناخته میشود.
گفته میشود تمرکز محمد(فرزان) دلجو نویسنده و کارگردان چارلی باستر بر ارائه تفاوتها در سینمايی است که سالها به فراموشی سپرده شده است. تفاوتی آشکار در ساخت و پرداخت این فیلم نسبت به آثار سابق فرزان دلجو به چشم میخورد. از روایت قصه تا نوع فیلمبرداری، رنگ، تدوین و کاراکتری که از همان لحظه نخست نگاه تماشاگر را به خود قفل میکند.
فرزان دلجو میگوید: سینمای امروز جهان دنیای عروسک هاست ! دیگر نه نشانی از طنزهای تلخ دیسکایی دارد و نه شمایلی از نئورئالیسم روسلینی. ژان لوک گدار در غبار تجارت گم شد، وودی آلن کمرنگ شد و حالا چارلی باستر شاید فصل جدید و بی ادعائی باشد در ارائه مکتبی تازه در سینما.
فیلم چارلی باستر با فرزان دلجو در بخش ویژه جشنواره فیلم فجر۴۴؟
او ادامه میدهد: فیلم چارلی باستر، فیلمی است که شبیه هیچ فیلم دیگر نیست! پلی میان رئالیسم و سوررئالیسم؛ نگاهی به اندیشه و گیشه! چارلی باستر روایتی از تنهائی در هیاهوی جهانی ست که همه از هم بیگانه اند. جدال چارلی با زندگی نیست با تلخی و شیرینی حوادث ساده ایست که در بطن خود فریادی نهفته دارد: ما میمانیم…چارلی دو راز پنهان دارد که تماشاگر به مرور به کشف آن میپردازد و همین کشف و شهود است که درام میسازد.
فرزان دلجو درباره احتمال اکران فیلم در ایران بیان میدارد: به دنبال شرکت در بخش رقابتی و مسابقه نیستم چون رقابت برای جوانترهاست اما خوشحال میشوم که اگر در جشنواره فجر امسال بخش خارج از مسابقه باشد، لااقل یک نمایش ویژه برای اهالی رسانه و سینماگران همکارم داشته باشیم تا نقطه نظر آنها را نسبت به کار تازهام بدانم.
چرا بیضایی نتوانست هیچ کدام از ۳ اثر شیعی خود را بسازد؟/چرا فیلمنامه ابوالفضل(ع)بیضایی تولید نشد؟ +تشریح شرطِ نشدنیِ بیضایی برای ساخت فیلم قمربنیهاشم(ع)
سینماروزان/حامد مظفری: با مرگ بهرام بیضایی با انبوه پیامهای فیک و توخالی تسلیت از آدمهایی بیربط مواجهیم که انگار فقط از بیضایی همان «روز واقعه» را میشناسند؛ لابد به خاطر پخش مکرر از تلویزیون و همینها قطعا نمیدانند بیضایی به جز «روز واقعه»، حداقل دو اثر مذهبی-شیعی دیگر هم داشت.
بیضایی سه اثر مهم مرتبط با شخصیتهای شیعی نوشت؛ یکی همان «روز واقعه» درباره امام حسین(ع) که در دهه شصت و به سفارش مدیران وقت فارابی-و با اسم مستعار عین.سالک- نگارش شد اما متاسفانه بی دلیل از دست بیضایی درآوردند و به کارگردانی دیگر دادند که حتی با چنین دوپینگی باز به کارگردانی جریانساز بدل نشد.
دوم نمایشنامه «مجلس ضربت زدن» با محوریت امام علی(ع) و سویه مقابلش ابنملجم، که در اواخر دهه هفتاد و به سفارش مرکز تئاتر حوزه هنری نگارش شد اما اجازهی اجرا بدان ندادند تا بعدتر رحمانیان با تغییر شخصیت اصلی-از مرد به زن و واگذاری ایفای نقش به همسرش/مهتاب نصیرپور- آن را اجرا کرد.
سومین فیلمنامه شیعی بیضایی، «قمر بنی هاشم» بود که در اوایل دهه هشتاد با محوریت شخصیت ابوالفضل(ع) توسط بیضایی نگارش شد و موافقت اولیه مدیریت سینمایی حوزه هنری برای تولید را کسب کرد اما درنهایت شرایط تولید آن فراهم نشد.
محمدرضا محمدی مدیر سینمایی وقت حوزه هنری در گفتگو با سینماروزان با اشاره به تلاشهایش برای همکاری با بیضایی در حوزه هنری گفت: در زمانی که مدیر سازمان سینمایی حوزه بودم به جز امثال جعفر پناهی و بهمن قبادی و… که از نسل جوان بودند و میخواستند فیلمهای اعتراضی بسازند و کمکشان کردم تا مثلا آفساید ساخته شود، سعی کردم از فیلمسازان قبلتر مثل ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی و بهرام بیضایی دعوت به کار کنم.
او ادامه داد: بهرام بیضایی فیلمنامه ای داشت درباره حضرت ابوالفضل(ع) که در زمره بهترین آثارش و مثل «روز واقعه» و «پرده نئی» پر از نمادهای آیینی بود. واروژ کریم مسیحی در کنار بیضایی بود تا کارهای پیشتولید را پیش ببرد ولی درنهایت بهدلیل شرط اصلی بیضایی، نشد.
محمدرضا محمدی تهیهکننده و مدیر سینمایی اسبق حوزه هنری
او در چرایی عدم تولید فیلمنامه ابوالفضل(ع) بیضایی اظهار داشت: حوزه پای کار بود و ناجی هنر بنا بود شریک شود. بهرام بیضایی ۵۰۰ میلیون بابت فیلمنامه و یک میلیارد بودجه تولید میخواست و واقعا هم حقش بود. آن زمان در حوزه هنری برای تولید هر فیلم نهایتا حدود نیم میلیارد هزینه میکردیم و در مضیقه بودجه بودیم با این حال مدیران بالادستی را متقاعد کردم و حاضر شدیم کلا یک و نیم میلیارد-یعنی ۳ برابر عرف ارقام معمول- را بابت تولید به بیضایی دهیم و از او و واروژ خواستم با تصویب ۱/۵میلیارد بودجه، قرارداد را ببندند تا زودتر کار راه بیفتد.
این مدیر فرهنگی درباره شرط بیضایی به سینماروزان گفت: بهرام بيضايی اصرار داشت که نیم میلیارد فیلمنامه را قبل از تولید بگیرد و چون عرف فیلمنامه صد میلیون تومان بود، مدیران مافوق زیر بار نرفتند و من هم هرچه اصرار کردم که ارزش کار بیضایی بیش از اینهاست و به او حق دهید نیم میلیارد بابت فیلمنامه بخواهد، وقعی ننهادند. چندین بار هم با بیضایی گپ زدم و گفتم که پای کار بیاید ولی او همچنان از ماجرای «روز واقعه» دلخور بود که با رقمی معمولی فیلمنامه را از او گرفتند اما کارگردانی را به دیگری دادند. شخصا حق را به بیضایی دادم و همان زمان و بعدتر بارها به مدیران مافوق گفتم جای تاسف دارد که بیضایی نتوانست هیچ کدام از سه اثر شیعی خود را خودش بسازد!
بهرام بیضایی+فیلمنامه ابولفضل(ع)
محمدرضا محمدی درباره کیفیت سناریوی قمر بنی هاشم بیضایی گفت: فیلمنامه ابوالفضل(ع) بیضایی از دریچه یکی دو شخصیت حاشیه ای کربلا به ماجرای حضرت ابوالفضل ورود کرده بود و البته در سیر روایی داستان به شدت جزیینگرانه، نمادهای اساطیری را وارد کرده بود و فیلمنامه هم بزنگاههای تکاندهندهای داشت و هم پایان منکوبکنندهای. ضمن اینکه در کنار پرسوناژهای مرد، شخصیتهای زن بسیار محکمی داشت.
محمدی با اشاره به فاصلهای بعید که در یک دهه و نیم اخیر میان مدیران سینمایی و فیلمسازان باتجربه افتاده، اظهار داشت: تغییرات اتوبوسی مدیران در نهادهای سینمایی واقعا سمّ است. وقتی مدیری را سرکار میآورند که به غلط میگوید بیضایی و تقوایی، توان کار ندارند، معلوم است که در زیرمجموعه چه خبر است! در دوران بیکاری امثال بیضایی و تقوایی، مدیرانی روی کار بودند که عاشق سلفی با هنرمندان بودند و با عکاس اختصاصی به زیر تابوت عباس کیارستمی رفتند! مدیریت فرهنگی مدیری را میخواهد که حداقل بتواند هم شاهنامهی فردوسی و هم سهراب کشی بهرام بیضایی را، بی غلط، از رو بخواند.
تولید ۱۸ فیلم بدون پروانه ساخت!⇐ادعای غلامرضا موسوی تهیهکننده فیلم جنجالی “کیک محبوب من” +ماجرای کلک رضا درمیشیان به پلیس ترکیه
سینماروزان: غلامرضا موسوی تهیهکننده باسابقه سینما در تازهترین گفتگویش خبر از تولید حدود بیست فیلم-دقیقا ۱۸ فیلم- بدون دریافت پروانه ساخت داده!
غلامرضا موسوی به تینا جلالی در روزنامه اعتماد میگوید: همین الان 18فيلم بدون پروانه فيلمسازي ساخت، ساخته شده و خدمت شما بگويم كه اين موضوع از اساس ديگر قابل كنترل نيست، چه بسيار فيلمهايي در سالهاي اخير و دورتر با پروانه و مجوز ساخته شدند، اما پروانه نمايش دريافت نكردند. بنابراين اين دو موضوع(پروانه ساخت و پروانه نمایش) ربطي به هم ندارند. اما تهيهكننده نقش اصلي و حرفهاي را در اين موضوع دارد يا تهيهكنندهاي كاربلد و حرفهاي است يا كاربلد نيست و وقتي مسائل و نكات ساخت فيلم را بداند براي فيلم مشكلي پيش نميآيد و اگر نسبت به موضوعي اشراف يا آگاهي ندارد، ميتواند از اصناف تهيهكنندگان مشورت بگيرد، دوستانه مشورت بگيرند و درباره نكات فيلمهايشان صحبت كنند.
این تهیهکننده درباره اینکه آیا حذف پروانه ساخت موجب رسوخ افراد غیرحرفه ای در بدنه سینما میشود بیان میدارد: بدون پروانه فيلمسازي توليد، در ساخت فيلم سينمايي 3 عامل اصلي وجود دارد كه تعويض يا نبود هر كدام از آنها، توليد را دچار مشكل ميكند: فيلمنامه، كارگردان و تهيهكننده. تعويض هر كدام از اين 3 عامل ميتواند روي فيلم ساخته شده اثر بگذارد. از سويي پيشرفت تكنولوژي باعث شده تا هماكنون بتوان با يك گوشي تلفن همراه با كيفيت 4k فيلمبرداري كرد. فيلمبرداري با گوشي تلفن يا دوربين در قطع دوربين عكاسي اساسا باعث حساسيت افراد محيط نميشود.
او می افزاید: بهطور نمونه دوازده سال قبل كه فيلم بغض رضا درميشيان را در استانبول فيلمبرداري ميكرديم به پيشنهاد تورج اصلاني از دوربين عكاسي استفاده كرديم. در صحنهاي حدود 200 پليس به خاطر جلوگيري از شورش احتمالي در ميدان تقسيم صف كشيده بودند. اما رييس پليس به دوربين ما نگاهی کرد و حتي اجازه فيلمبرداري دوباره را هم صادر كرد چون فكر ميكرد ما عكاسي ميكنيم و اما در مورد همكاران توليد، هماكنون هم دولت هنگام صدور پروانه فيلمسازي دخالتي در حضور ديگر عوامل نميكند. اما براي اينكه در توليدات از همكاران عضو خانه سينما استفاده شود، نياز به تفاهمنامه صنفي بين اعضاي خانه سينماست. اصناف بايد با صنف تهيهكنندگان به تفاهم برسند و تهيهكنندگان بر اساس قرارداد يا تفاهمنامه فيمابين اقدام كنند. اين يعني همكاري و تفاهم صنفي بر اساس توليد فيلم سينمايي.
این تهیهکننده که فيلم “کیک محبوب من” را با پروانه ساخت تولید کرد ولی بعدتر گرفتار توقیف شد درباره حذف پروانه ساخت اظهار میدارد: برخلاف پروانه نمايش كه قانونگذار در قوانين ظاهرا به خاطر مصالح عمومي جامعه ديده است، صدور پروانه فيلمسازي كه به گمان اكثر هنرمندان سينماي ايران سانسور قبل از ساخت فيلم است، صرفا در آييننامه مورد تاكيد قرار گرفته است. با درخواست پروانه ساخت (فيلمسازي) هنرمند قبل از توليد سانسور ميشود و بنابراين حس دروني و غريزي او در ساخت اثر ناديده گرفته ميشود. واقعيت اين است كه در هيچ كشور مترقي و صاحب سينما، صدور پروانه فيلمسازي به شكلي كه در كشور ما مرسوم است، وجود ندارد. كشورهايي هم كه براي نمايش مقرراتي دارند، فيلم آماده را مورد ارزيابي قرار ميدهند. ناگفته پيداست كه بين فيلمنامه كاغذي تا فيلم توليد شده فاصله بسياري است. ما در كشور خودمان هم براي موسيقي، نقاشي، تئاتر و … سانسور قبل از توليد نداريم. با برداشتن پروانه ساخت، فيلمساز فيلمش را ميسازد و قبل از نمايش تقاضاي پروانه نمايش ميكند. در اين مرحله اعضاي شوراي بازبيني كه توسط دولت انتخاب شدهاند، فيلم را ميبينند و مجوز لازم را صادر ميكنند يا اصلاحاتي انجام ميدهند يا … با توجه به آنچه گفتم منطق حكم ميكند كه سينما هم از ويژگي حذف سانسور اوليه استفاده كند و پروانه ساخت (فيلمسازي) حذف شود.
اعلان عامل توقیف دوسالهی فیلم «لاکپشت»/چرا شش سال منتظر فرهاد اصلانی ماندند؟/بهمن کامیار کارگردان توضیح داد
سینماروزان: فیلم لاکپشت از تازهترین فیلمهای توقیفی است که رفع توقیف شده و در اکران پاییزی روی پرده رفته و با وجود محدودیت سانس نسبت به آثار کمدی، گیشه خوبی هم داشته.
چرایی توقیف دوساله لاکپشت اصلیترین پرسش مخاطبانی است که فیلم را دیده اند. بهمن کامیار کارگردان لاکپشت در چرایی این مساله به خبرگزاری ایلنا گفت: مشکلی که برای این فیلم به وجود آمد و سبب ساز توقیف دوساله بود، در واقع یک بحث سلیقهای بود و باعث شد در یک بازه زمانی طولانی فیلم دچار مشکل شود. مدیریت سازمان سینمایی قبل به اینگونه فیلمها علاقهای نداشت و سعی داشتند با مطرح کردن مباحثی جلوی اکران این آثار را بگیرند.
او ادامه داد: مدیران سابق فیلم من را مروج سبک زندگی غیر اسلامی ایرانی میدانستند!!! من با این مسئله واقعاً مشکل داشتم، این جمله کاملاً غلط است چون ما اصلاً تعریف مشخصی از سبک زندگی ایرانی اسلامی نداریم.
چرایی توقیف دو ساله ی فیلم لاکپشت؟
کامیار افزود: «لاک پشت» قصهای دارد که در یک طبقه اجتماعی مشخص روایت میشود و این نوع سبک زندگی در این طبقه رواج دارد. اگر قرار بود این فیلم در طبقه پایینتری روایت شود قطعاً شکل کنشها و اتفاقات متفاوت بود و حتی فضای اثر ذهنی نبود یا اگر فرد در طبقه بالاتری بود هم مطمئناً برخوردش با موضوع متفاوت بود و احتمالاً هیچ کنشی در او دیده نمیشد. من نمیتوانم قصهای در یک طبقه اجتماعی روایت کنم و فرهنگ آن طبقه را حذف کنم یا تغییر دهم تا بلکه فیلمم با مشکلی مواجه نشود، در این صورت من دروغ گفتهام و فیلمم هم هیچ ارزشی ندارد چون طبقهای که قصه در آن روایت میشود و جزئیات زندگی افراد در این طبقه اجتماعی بسیار مهم است.
بهمن کامیار در چرایی حضور فرهاد اصلانی در نقش اصلی فیلمش گفت: از آنجا که به ژانر سایکودرام و فیلمهای روانشناسانه علاقه دارم ایده «لاک پشت» در سال ۹۶ و ۹۷ با این تئوری به ذهنم رسید که ما برخی مواقع درگیر وقایعی میشویم که ساخته و پرداخته ذهنیات ماست. همان موقع فیلمنامه را با فرهاد اصلانی مطرح کردم، ایشان فیلمنامه را دوست داشت و قرار شد هر زمان که فرصت بازی در این اثر را پیدا کردند ما تولید را آغاز کنیم و ۵ یا ۶ سال طول کشید تا فرهاد اصلانی حاضر شود و فرصت ساخت این فیلم فراهم گردد.
او بیان داشت: من زمان نگارش فیلمنامه به فرهاد اصلانی فکر کرده بودم و به نظر من هیچ بازیگری جز ایشان نمیتوانست این نقش را بازی کند و اولین کسی که فیلمنامه «لاک پشت» را خواند هم فرهاد اصلانی بود که خوشبختانه در نهایت فیلم با همان ترکیب مدنظرم ساخته شد. قصه «لاک پشت» مملوء از کنشهای درونی است، این فیلم و این شخصیت با کنشهای ذهنی و درونی پیش میرود و بازیگر باید در حالیکه کنشهای بیرونی ندارد با استفاده از تکنیکهایی بدون کنشهای بیرونی حس مدنظر را منتقل کند. من در ایران هیچ بازیگری را نمیشناسم که در این مورد توانایی فرهاد اصلانی را داشته باشد و به همین دلیل فکر میکنم او بهترین گزینه برای این نقش بود که به خوبی هم از پس آن بر آمد.
لیلی رشیدی، ممنوعکاری، توصیه پدر و مهاجرت؟/سوئیس بهتر است یا آمریکا؟
سینماروزان: به خاطر دارم که در دورهای، تلویزیون بر سر ماجرایی که امروز خندهدار است، من را ممنوعکار کرده بود. دوره پرکاری تلویزیون بود و من نمیتوانستم کار کنم. پدرم-داوود رشیدی-از من پرسید که چرا کار نمیکنی؟ گفتم اجازه کار کردن ندارم. پدرم در پاسخ گفت: «برو و مربی مهدکودک شو.»
لیلی رشیدی با بیان مطلب فوق به روزنامه ایران گفت: آن زمان به حرف پدرم خندیدم ولی پدر اصرار داشت که بروم و با بچهها کار کنم. اکنون فکر میکنم منظور پدر را متوجه شدم. زیرا من به کار کردن با بچهها و نوجوانان علاقهمندم و برایم شیرین و لذتبخش است. به همین دلیل از یک زمانی شروع به کار کردن با بچهها کردم. اکنون افرادی با من سلام و علیک میکنند که ۲۵ ساله هستند و میگویند که وقتی ۱۰ ساله بودند با من کار کردند. واقعاً دلم میخواست پدرم امروز بود و این اجرا را میدید؛ او عاشق دیدن پروژههای نوجوانان بود و میدانم که بودنش میتوانست برای ما حائز اهمیت باشد.
لیلی رشیدی با اشاره به اینکه در برهه هایی به فکر مهاجرت بوده ولی نرفته، گفت: دلیل رفتن، تنها این نیست که مملکت ما چیزی کم دارد؛ در واقع میل به رفتن موضوعی جهانی است. احتمالاً جوانهای سوئیس هم دلشان میخواهد به آمریکا بروند. واقعیت پیچیدهتر از این حرفهاست: وابستگیها و پیوند های عاطفی نسل امروز نسبت به گذشته تغییر کرده. در واقع اکنون ارتباطات آسانتر شده است. در زمان ما اگر کسی میرفت ممکن بود هفتهها یا ماهها نتوانی او را از نزدیک ببینی؛ اما امروز میتوان هر روز تماس تصویری برقرار کرد. همین موضوع سبب شده تا دور شدن جغرافیایی برای جوانان امروز کمدغدغهتر از ما باشد و سادهتر انجام شود.
لیلی رشیدی و مساله مهاجرت
وی ادامه داد: فکر میکنم در دنیا و به خصوص کشور ما، شرایط بهگونهای رقم خورده که آدمها دوست دارند بروند زیرا به دنبال چیزهای بهتری هستند. شخصاً نمیخواهم دنبال دلیل این موضوع بگردم، چون وظیفه من نیست. اما اینکه بچهها دلشان میخواهد بروند، یک واقعیت است. اگر ما میخواهیم مردم بمانند، باید شرایطی فراهم کنیم که زندگی و کار در همینجا معنا و امکان داشته باشد.
او افزود: ارتباطات در زمانه امروز سادهتر شده است. اگر من در دوران جوانی مهاجرت میکردم، شاید هفتهای یکمرتبه میتوانستم با خانواده خود تلفنی صحبت کنم اما نسل امروز میتوانند هر روز با خانواده خود تماس تصویری برقرار کنند. علاوه بر این، اکنون رفتوآمدها و دورهمیهای خانوادگی بسیار کم شده و انسانها رو به تنهایی رفتهاند. همه یاد گرفتهاند که چطور با تنهایی خود کنار بیایند. ما در گذشته فکر میکردیم که چقدر غمانگیز است که تنها به مسافرت یا کافه برویم ولی اکنون در کافهها، جوانهای بسیاری را میبینید که تنها نشستهاند. در واقع موضوع تنهایی، دیگر آن معنی بدی که در ذهن ما داشت را ندارد.
انتقاد محمدرضا شریفینیا از بیمهریهای تلویزیون با شاهد مثال از “من و تو”
سینماروزان: محمدرضا شریفی نیا بازیگر و تهیه کننده سینما به انتقاد از بی مهری های تلویزیون نسبت به تبلیغ محصولات سینمای ایران پرداخت.
شریفی نیا در نشست کنشگری نوجوان و سینمای دفاع مقدس در حاشیه جشنواره فیلم کودک گفت: متاسفانه تلویزیون حتی برای کارهای خودش هم تبلیغ درست و حسابی نمیکند چه برسد به محصولات سینمایی.
او ادامه داد: در تلویزیون منوتو وقتی یک برنامه میساختند آن قدر تبلیغ های متنوع از آن میرفتند که بالاخره مخاطب را کنجکاو کنند اما در تلویزیون ما حتی شبکه های مختلف، چندان هوای هم را ندارند.
شریفی نیا تاکید کرد: تا به مردم اطلاع ندهیم فیلم و سریال را نمی بینند و مشکل اصلی سینمای اجتماعی همین بی مهری های تلویزیون نسبت به آن است.
برای تماشای فیلم گفته های شریفینیا اینجا را ببینید.