حرف‌های بهروز بقایی بعد از ابتلا به کرونا⇐حال روحی من بسیار بدتر از حال جسمی‌ام است!/مدتهاست اجازه نمی‌دهند کار جدیدی بسازم!/هیچ مسئول فرهنگی به فکر ما نیست و این بی‌مهری‌ها حال روحی آدم را خراب می‌‌کند!

سینماروزان: واقعیت این است که حال روحی من بسیار بدتر از حال جسمی‌ام است. بیماری کرونا به خودی خود بیماری وحشتناکی است و من که تجربه این بیماری را داشتم، می‌دانم که با چه ویروس عجیب و غریبی رو‌به‌رو هستیم؛ بنابراین از همه مردم می‌خواهم که خیلی خیلی مراقب خودشان باشند.

بهروز بقایی که چندی پیش دچار بیماری کرونا شده بود، با بیان مطلب فوق به صبحنو بیان کرد: به یک خانه‌نشینی اجباری روی آورده‌ام. قبل از شیوع ویروس کرونا اوضاع برخی بازیگران و هنرمندان از جمله خود من خوب نبود و بعد از ماجرای کرونا نیز این شرایط بدتر شد. نقش‌های خوبی به ما پیشنهاد نمی‌شود و حتی شرایط طوری است که اجازه نمی‌دهند منی که قبلا چندین سریال را کارگردانی کرده‌ام، کار جدیدی بسازم. هیچ مسئول فرهنگی به فکر ما نیست و این بی‌مهری‌ها حال روحی آدم را خراب می‌‌کند. امیدوارم که به زودی همه این اتفاقات درست و حال همه ما خوب شود.

این کارگردان و بازیگر گفت: دوست دارم کار فرهنگی انجام بدهم و رسالت خودم را این می‌دانم. امیدوارم به زودی بتوانم این رسالت را عملی کنم. همچنین از همه مردم عزیز کشورم می‌خواهم کرونا را جدی بگیرند تا بتوانیم باز هم با شادی کنار هم زندگی کنیم.

بهروز بقایی تاکید کرد: به یک خانه‌نشینی اجباری روی آورده‌ام. قبل از شیوع ویروس کرونا اوضاع برخی بازیگران و هنرمندان از جمله خود من خوب نبود و بعد از ماجرای کرونا نیز این شرایط بدتر شد.

بهروز+بقایی

بهروز+بقایی

 




برخی از تازه‌ترین آرا و نظرات محمدصادق رنجکشان سرمایه‌گذار چندی از آثار متاخر سینمای ایران⇐اینکه چرا دستمزد بازیگران افزایش یافته را باید خود بازیگران یا تهیه‌کنندگان پاسخ دهند!/هیچ بازیگری نمی‌تواند بگوید با بنده قراردادی بسته!/اگر فیلم بسیار خوبی باشد ولی هزینه‌اش بسیار بالا باشد هرگز آن فیلم را نمی‌سازم!/ورود به سینما بیشتر از اینکه قدرت باشد، دردسرزاست!/گردش مالی سینما فاجعه است ولی شخصا به صاحبان سرمایه توصیه می‌کنم اینقدر ساختمان نسازند و وارد بورس نشوند و کمی سرمایه‌شان را وارد سینما کنند!/کسی که تعداد زیادی سالن سینما دارد، مافیا نیست، بلکه یک کاسب کاربلد است!!/وجود پولشویی در سینما را باید با مصداق ثابت کرد!!/ در جایگاهی نیستم که بگویم محمد امامی به سینما کمک کرد یا ضربه زد؟؟!!/اگر سینمای سالمی داشته باشیم، قوای نظارتی به صورت کامل بر همه چیز مسلط خواهند بود و اجازه رسوخ کوچک‌ترین سیاهی را نمی‌دهند!!/سینمای ایران چاره‌ای ندارد جز شکل‌دهی کمپانی‌های واقعی و راه‌یابی به بازار جهانی!!

سینماروزان: محمدصادق رنجکشان مالک گروه دلتابان از سرمایه‌گذاران متاخر سینماست که در سالهای اخیر ردپایی پررنگ در تولید شماری از آثار مطرح سینمای ایران داشته است.

به گزارش سینماروزان “متری شش و نیم”، “سرکوب”، “سرخ‌پوست”، “شنای پروانه”،‌ “خون شد”، “قاتل و وحشی” و “عنکبوت” ازجمله آثار تولیدی رنجکشان است که برخی از آنها هنوز اکران نشده‌اند.

محمدصادق رنجکشان به تازگی در گفتگویی تفصیلی برخی از تازه‌ترین آرای سینمایی خود را مطرح کرده است.

رنجکشان با اشاره به اینکه این تهیه‌کنندگان هستند که باید پاسخگوی بالا رفتن دستمزد بازیگران باشند به “بازار” اظهار داشت: اینکه چرا دستمزد بازیگران افزایش پیدا کرده یا نکرده را باید از خود بازیگر، مدیربرنامه یا تهیه‌کننده بپرسید و به سرمایه‌گذار مربوط نیست. من در تمام فیلم‌هایی که کار کردیم، هیچ وقت دخالتی در کارشان نداشتم و خودشان قراردادها را بسته‌اند و هیچ بازیگری نمی‌تواند بگوید با بنده قرارداد جدا بسته است. من همیشه به تهیه‌کنندگانی که با آنها کار کردم اعتماد داشتم و سعی کردم دخالتی در کارشان نکنم. اینکه دستمزدها افزایش پیدا می‌کند شاید مال تورم است، باید از خود بازیگر یا تهیه‌کننده‌ای که قرارداد بسته پرسید که چرا دستمزد بازیگر افزایش پیدا کرده است.

محمدصادق رنجکشان درباره رفتار کاری خود توضیح داد: تهیه‌کننده اول باید حساب‌هایش را به ما تحویل دهد و بگوید مخارج فیلم چقدر است و سپس یک قراردادی فی‌مابین ما و تهیه‌کننده بسته می‌شود و تهیه‌کننده باید آن فیلم را تا پایان برساند. حال اگر آن فیلم گران باشد، اصلا آن فیلم را نمی‌سازم. اگر فیلم بسیار خوبی باشد ولی هزینه‌اش بسیار بالا باشد هرگز آن فیلم را نمی‌سازم؛ زیرا سینمای الآن ظرفیت این کار را ندارد. حالا که کرونا آمده اصلا فیلم را کجا می‌خواهند پخش کنند؟؟ فرض کنیم کرونا تمام شد باز هم مدتها زمان می‌برد که سینما به وضع اولش برگردد و مردم دیگر به سینما نمی‌روند و پلتفرم‌ها جایگزین سینما شده‌اند. سرمایه‌گذار باید خیلی حواسش باشد که پولش از بین نرود.

دردسرهای ورود به سینما از دیگر مواردی است که رنجکشان از آن حرف زده. به گزارش سینماروزان این سرمایه‌گذار بیان داشت: ورود به سینما بیشتر از اینکه قدرت داشته باشد، دردسرزاست و اگر واقعا علاقه نباشد، به جایی نمی‌رسید. شما نباید وقتی در یک شغل هستید تا آخر عمر در همین شغل بمانید. جوانان موفق باید بتوانند هر روز یک نقشی بیافرینند. من بخاطر علاقه‌ام به سینما وارد شدم و به سود و ضرر آن فکر نکردم.

رنجکشان ادامه داد: گردش مالی سینما فاجعه است. وقتی که در سال ۱۳۹۸ گردش مالی سینما ۳۰۰ میلیارد بوده است،  یعنی هیچ تعریف اقتصادی‌ای در سینما وجود ندارد. در امسال هم تا کنون گردشی حدود ۶-۵ میلیارد بوده است که حدود ۳-۲ میلیارد از این مبلغ برای فیلم من(شنای پروانه) بوده است!! با اینکه این گردش، نحیف است اما ما از ورود سرمایه‌گذاران استقبال می‌کنیم. ولی شخصا به صاحبان سرمایه توصیه می‌کنم اینقدر ساختمان نسازند و وارد بورس نشوند و کمی سرمایه‌شان را وارد سینما کنند. این همه پولشان را وارد بورس کردند، در نهایت چه شد؟ مگر در بورس، کم ضرر اقتصادی دادند؛ حداقل با تولید یا ارتقای سخت‌افزاری سینما، کارکردی فرهنگی خواهند داشت.

این سرمایه‌گذار درباره تصور خود از وجود مافیا در سینما اظهار داشت: باید ببنیم تعریف‌مان از مافیا چیست. همیشه در تمام دنیا به همین صورت بوده است که یک نفر انحصاری برای خود ایجاد ‌می‌کند. کسی که تعداد زیادی سینما دارد را نمی‌توان با کسی که یک سینما دارد مقایسه کرد. به نظر من آن شخص، مافیا نیست، بلکه یک آدم کاسب کاربلد است.

رنجکشان تاکید کرد: پول‌شویی و این حرفهایی که در سینما زده می‌شود باید با مصداق ثابت شود. وقتی می‌گوییم پولی کثیف یا آلوده است باید مصداق داشته باشد. این پول‌شویی کار کیست؟ مصداق بیاورید. کسانی که چند سال است هیچ کاری نمی‌کنند می‌گویند پول‌شویی و پول‌های بادآورده و…. و صحنه‌ را برای کسانی‌ که می‌خواهند سرمایه بیاورند تنگ می‌کنند. ما الان حدود ۴۰۰ تهیه‌کننده داریم که نیاز به سرمایه دارند. وقتی می‌شود سرمایه‌داران بیایند و فیلم‌های بیشتری ساخته شود و مردم بیشتر به سینما بیایند چرا باید با این حرف‌ها عرصه را تنگ کنیم؟ به نظرم کار بسیار بدی است که درباره این موضوعات صحبت کنیم. افرادی که راجع به این موضوعات صحبت می‌کنند باید مصداقش را بیاورند و اگر جراتش را ندارند نباید این حرف را بزنند. اصلا ۳۰۰ میلیارد پول نیست که بخواهد پول‌شویی هم وجود داشته باشد. این حرف‌ها سینما را می‌شکاند و به ذلت می‌اندازد. برای مثال من در جایگاهی نیستم که بگویم محمد امامی به سینما کمک کرد یا ضربه زد و نمی‌توانم ایشان را قضاوت کنم؟؟؟ این را می‌دانم که اگر سینمای سالمی داشته باشیم، قوای نظارتی به صورت کامل بر همه چیز مسلط خواهند بود و اجازه رسوخ کوچک‌ترین لکه سیاهی که بخواهد روی سینما بشیند را نمی‌دهند.

چشم‌انداز آینده سینما با رکود منتج از کرونا بحث دیگری بود که رنجکشان درباره‌اش حرف زد. به گزارش سینماروزان رنجکشان بیان داشت: امیدواریم که کرونا زودتر تمام شود و دست از سر ملت بردارد تا سینما هم بتواند نفسی بکشد ولی در نهایت ما باید به سمت و سویی برویم که سینما از حاشیه خارج شود و موسسات سینمایی باید هرچه سریع‌تر تبدیل به کمپانی شوند تا بتوانیم برای فیلم‌هایمان بازارهایی در منطقه و حتی سراسر جهان پیدا کنیم. اگر این اتفاق نیفتد همین حالتی که هست می‌ماند.

رنجکشان خاطرنشان ساخت: ما الان امیدواریم که تعداد پلتفرم‌های آنلاین زیاد شود تا هم امنیت بیشتر شود و هم فضای رقابتی شکل گیرد. البته ممکن است مردم تمایل بیشتری به این پلتفرم‌ها نسبت به این سینما داشته باشند ولی به هر حال این هم یک روش جذب مخاطب است چون خیلی سخت شده که مردم را تشویق کنیم که به سینما بیایند. خیلی کار سختی است که سینما بتواند دوباره ابهت خود را به دست آورد ولی باید با کمک به جوانان تلاش کرد اوضاع بهتر شود.

محمدصادق+رنجکشان

محمدصادق+رنجکشان




قطب‌الدین صادقی بازیگر و مدرس تئاتر بیان کرد⇐دولت آلمان بعد از قرنطینه کرونایی به هر هنرمند ۵هزار یورو داد و در اینجا هم به مردم یک‌میلیون وام با ۴ درصد نزول(!) می‌دهند!!/بازیگر تئاتری را می‌شناسم از شدت بیکاری مجبور به کارگری شده!!/بسیار فلاکت‌بار است که دولت خود را به کوچه علی‌چپ زده و معیشت هنرمندان برایش اهمیت ندارد!

سینماروزان: آشفتگی زندگی هنرمندان بعد از شیوع کرونا چندبرابر شده ولی اقدامات حمایتی جدی از سوی دولت برای هنرمندان صورت نگرفته.

به گزارش سینماروزان قطب‌الدین صادقی نویسنده، مترجم، کارگردان، مدرس و بازیگر تئاتر درباره اوضاع این روز‌های هنر کشورمان به باشگاه خبرنگاران گفت: تئاتری وجود ندارد، تئاتر در این کشور مرده است و در حال حاضر در قبرستان است. تئاتر و سینما در کشور ما مرده‌اند و همه کار‌ها بی‌کیفیت شده‌اند و ملودرام‌های بی‌کیفیت با موضوع عاطفی و بی‌سر و ته را در نمایش خانگی می‌سازند، این بسیار فلاکت‌بار است و هیچ کس خود را صاحب این هنر‌ها نمی‌داند. دولت خود را به کوچه علی‌چپ زده و برایش اهمیتی ندارد هنرمندان از کجا درآمد دارند، پول اجاره‌خانه را از کجا تأمین می‌کنند و هزینه زندگی زن و بچه را از کجا به دست می‌آورند.

وی افزود: من اسم نمی‌برم، ولی یک بازیگر تئاتر که دارای مدرک فوق لیسانس تئاتر است از من خواست برایش کار پیدا کنم و من به او گفتم که کاری نیست. او گفت که یک هفته است در خانه خانمی کارگری می‌کند!

وی در خصوص اینکه چرا سالن‌های تئاتر بسته هستند و وسایل حمل و نقل عمومی که کانون شیوع ویروس کرونا هستند از فعالیتشان کاسته نمی‌شود، گفت: دولت نمی‌تواند مترو و بعضی مراکز درآمدی مردم را تعطیل کند، چون اقتصادمان روزمره است و اگر مردم امروز کار نکنند فردا چیزی برای خوردن نخواهند داشت. در همه دنیا اینگونه است، در فرانسه و اسپانیا مقررات منع عبور و مرور وضع کرده‌اند که ارتباطات را قطع کنند ولی درمقابل به مردم تسهیلات مختلف می‌دهند.

صادقی افزود: روز اولی که آلمان به دلیل شیوع کرونا قرنطینه شد، دولتش به هر هنرمند ۵ هزار یورو داد. در اینجا به مردم یک‌میلیون وام با ۴ درصد نزول می‌دهند!




واکنش حبیب اسماعیلی به موافقت با بازگشایی سینماها برای فعالیت قبل از ۶عصر⇐سینماها حتی قبل از کرونا هم بیشترین مخاطب‌شان برای سانس‌های ۷ تا ۱۲ شب بود!/حالا چه منتی است که می‌خواهند سینماها را برای سانس‌های بی‌مخاطب قبل عصر باز کنند؟؟/قرار دادن سالن‌های سینما در فهرست مشاغل صبحگاهی اشتباه محض است!/آیا قرار است سینماها در سانسهای ‌بی‌مخاطب باز شود تا سینماداران مجبور شوند حقوق پرسنل و پول بیمه و پول برق و آب و گاز بدهند؟!/نزدیک ۹ماه است سینماها روی هوا هستند و هیچ کمک جدی به سینماداران صورت نگرفته!/اگر واقعا به فکر سینما هستند بهتر است اجازه فعالیت عصرگاهی سینماها را بدهند تا سینماها بتوانند از ۵ عصر به بعد به فعالیت بپردازند

سینماروزان/محمدرضا ماهینی: موافقت با بازگشایی سینماها برای فعالیت تا قبل از ۶عصر، دستورالعمل تازه‌ایست که بناست از ۲۰ آبان اجرایی شود ولی با توجه به فقدان مشتری برای سینماها در سانسهای ابتدای روز، بعید است سینماداران بدان روی خوش نشان دهند.

حبیب اسماعیلی در واکنش به این دستورالعمل به سینماروزان گفت: اگر می‌خواهند کرونا را ریشه‌کن کنند بهتر است همه جا را ببندند و اگر این اتفاق بیفتد مطمئنا سینماداران هم با تعطیلی سینماها مشکلی نخواهند داشت نه اینکه به‌بهانه کرونا فقط سینماها را می‌بندند و محدود می‌کنند و بقیه جاها باز است!

اسماعیلی ادامه داد: حتی قبل از کرونا هم آمار سینماداران نشان می‌داد بخاطر شرایط کاری مردم، سینماها تازه از ۴ و ۵ عصر روی دور می‌افتادند و مشتری داشتند و بعد از کرونا هم عمده مشتری سینماها برای سانسهای ۷ تا ۱۲ شب بوده است پس اینکه حالا گفته‌اند سینماها باید ۶عصر به بعد بسته شوند، مشکلی را حل نمی‌کند.

این تهیه‌کننده باسابقه ادامه داد: سینماها را از اول هم بیخود و بی‌جهت بستند چون سالنهای سینما نسبت به دیگر اماکن خیلی امن‌تر است. راحت بگویم که میزان مخاطبان بعضی سانسهای به اندازه مسافران یک تاکسی هم نیست و اینکه زودتر از همه جا به بهانه کرونا، سینماها را بستند واقعا بی‌دلیل بود.

مدیر موسسه رسانه‌فیلمسازان افزود: حالا چه منتی است که سینماها را برای سانس‌های بی‌مخاطب قبل عصر باز کنند؟؟ آیا قرار است سینماها در سانسهای ‌بی‌مخاطب باز شود تا سینماداران مجبور شوند حقوق پرسنل و پول بیمه و پول برق و آب و گاز بدهند؟

حبیب اسماعیلی تاکید کرد: چرا سینما همیشه زیر تیغ است و مدام برای سینما محدودیت، ایجاد می‌کنند؟ وقتی کرونا میاید قبل از همه جا سالنهای سینما را می‌بندند، وقتی کرونا حاد می‌شود اصرار می‌کنند بر تعطیلی پروژه‌های سینمایی و بعد از تعطیلی هم هیچ کمکی به اهالی سینما نمی‌کنند ولی تولید سریالها از ابتدای شیوع کرونا تاکنون ادامه داشته. اینها نشان می‌دهد که انگار میخواهند سینما را کلا بایکوت کنند و رویشان نمی‌شود مستقیم بگویند.

این پخش‌کننده باسابقه با اشاره به وضعیت تراژیک پرسنل سینماها گفت: متاسفانه هیچ حمایتی از سینماداران نمی‌کنند. نزدیک ۹ماه است سینماها روی هوا هستند و هیچ کمک جدی به سینماداران صورت نگرفته. ادامه این وضعیت، سینماداران را به جایی می‌رساند که کلا قید سینماداری را زده و پرسنل را هم بازخرید کنند.

مدیر رسانه‌فیلمسازان با ذکر پیشنهادی درباره ساعات فعالیت سینما اظهار داشت: قرار دادن سالن‌های سینما در فهرست مشاغل صبحگاهی اشتباه محض است. همان طور که تاکید کرده‌اند یک سری مراکز فقط تا ۶ عصر فعال باشند حالا بهتر است سینماها را عصرگاهی کنند یعنی سینماداران با رعایت پروتکل‌های بهداشتی از ساعات ۴ و ۵ عصر به بعد به فعالیت بپردازند تا لااقل بخشی از هزینه کمرشکن نگهداری سینما بازگردد.

 




یک کارگردان سرشناس تئاتر اظهار داشت⇐بودجه تولید ده تله‌تئاتر از یک سریال متوسط هم کمتر است ولی تلویزیون رغبتی ندارد!/بی‌توجهی تلویزیون به تئاتر، به سال‌ها پیش برمی‌گردد و ربطی هم به کرونا ندارد!/علی دایی از من خوش‌شانس‌تر است که زنجیرش بعد از دو روز پیدا شد ولی زنجیر طلای من بعد از یک ماه هنوز پیدا نشده!!

سینماروزان: هادی مرزبان کارگردان سرشناس تئاتر با انتقاد از بدقولی‌های تلویزیون در تولید تله‌تئاتر به مقایسه وضعیت خود با علی دایی پرداخت.

به گزارش سینماروزان هادی مرزبان با اشاره به تلاشهایش برای تولید تله‌تئاتر به ندا آل‌طیب در ایسنا گفت: حدود دو ماه پیش به مدیر اداره کل هنرهای نمایشی پیشنهاد کردم که برای ساخت تله تئاتر با تلویزیون هماهنگ کنند و ایشان هم استقبال کردند ولی تصورم این است که تلویزیون رغبتی ندارد و این بی‌اعتنایی، تاسف‌برانگیز است بخصوص که بودجه ساخت 10 تله تئاتر بارها از یک سریال متوسط هم پایین‌تر است.

این هنرمند اضافه می‌کند: بی‌توجهی تلویزیون به تئاتر، به سال‌ها پیش برمی‌گردد و ربطی هم به کرونا ندارد. گاهی این ذهنیت ایجاد می‌شود که اصلا تئاتر نمی‌خواهند.

مرزبان که بعد از همه‌گیری کرونا احتمال می‌داد تله تئاتری بر اساس «دکتر نون» ضبط کند، در این زمینه هم توضیح می‌دهد: صحبت‌هایی با یکی از دست اندرکاران تلویزیون داشتیم و در حال گفتگو برای ضبط حدود ده تله‌تئاتر به کارگردانی هنرمندان مختلف بودیم و من نیز چند کار آماده داشتم که «دکتر نون» مقدم بر همه آنها بود ولی بعد از گذشت مدتی، هیچ خبری نشد و من هم نمی‌توانم یک جانبه و هر روز پیگیر این همکاری باشم چراکه از آن طرف هم باید اشتیاقی وجود داشته باشد.

این هنرمند با لحنی طنزآمیز ماجرای ربوده شدن گردن‌بندش را که شبیه سرقت گردن بند علی دایی است روایت می‌کند و می‌گوید: بدون اغراق شاید یک ماه است پایم را از خانه بیرون نگذاشته‌ام ولی متاسفانه شرایط دشوار اقتصادی باعث افزایش ناامنی‌ها شده و همان یک ماه پیش که از خانه بیرون زدم، دو موتورسوار زنجیر طلایم را دزدیدند. جالب است که چندی پیش هم همین اتفاق برای علی دایی افتاد، با این تفاوت که ایشان از من خوش‌شانس‌تر است و گردنبندش ظرف چند روز پیدا شد ولی از گردنبند من هیچ خبری نشد…




تازه ترین حرفها و درددلهای بهرام بیضایی⇐”مرگ یزدگرد” و “چریکه تارا” توقیف شدند فقط برای اینکه کاراکتر کنشگر هر دو یک زن بود!!/ به “روز واقعه” ۷۳ مورد اصلاحیه زدند که من آن را نسازم ولی شخص دیگری آمد و شاید به امید که این جماعت را قانع کند به سراغ ساختش رفت!!/یک آهنگر را به زور در “روز واقعه” تپاندند و درنهایت یک فیلم عربی ازش درآوردند که انگاری لبنان آن را ساخته و نه ایران!!/تحسین میکنم آنها را که جهنمی درست کردند زیرپای آنها که “باشو…” را ساختند برای ادای دین به آوارگان جنگ!/این نقل قول که من به سعید امامی گفتم از من و امثال من گذشته، دروغ محض است!/من هزار سال بعد از مرگم هم فکر نمیکنم که از ما گذشته و غلط میکنم بچه های ایران را به سانسورچیان که دشمنان مایند بسپارم!/از آن فیلمساز[کیمیایی؟] میخواهم جملات ظاهرفریب را به نقل از من تکرار نکند و نگذارد که بیشتر بگویم!/بزرگترین کتاب سیاسی تمام ادوار “شاهنامه” است چون نشان میدهد چگونه در تاریخ ایران مدام آدمهایی با وعده اصلاح و عدالت و بهبود آمده اند ولی بعد از مدتی همه چیز را به گند کشیده اند!!/حالم به هم میخورد از یادآوری سانسوری که با آن مواجه بودیم. به چه حقی ما را سانسور کردند؟ به چه حقی فکر کردند مرکز جهانند؟!/سانسور چنان بلایی سرم آورده که فکر میکنم همان گریه روز تولدم هم از سانسور بوده! /سانسور از دل جامعه آمده و جامعه است که این سانسور را موجب شده چون هیچ سانسوری خودبخود رخ نمیدهد!!/خیلی بد است که برخی هنرمندان مدام میگویند سانسور همه جا هست و کاریش نمیشود کرد! این جماعت کمک میکنند به بودن سانسور و امتیازاتی در قبالش میگیرند ولی درنهایت جامعه را عقب نگه میدارند!!/ نمیخواستم از ایران بیرون بیایم ولی آن همه دروغ، آن هم از جانب همکاران نزدیک واقعا قابل تحمل نبود!/حتی برای فرزندانم در مدرسه مشکل درست کردند فقط به خاطر اینکه من، پدرشان بودم!/حق من است که در وطن کار کنم! حق هر ایرانی است که در وطن کار کند! شما چکاره هستید که میگویید نباید امثال ما کار کنیم؟/اگر همه، هیچ نمیدانستیم امیدی نبود ولی چون بیشتر از قبل، میدانیم، میتوان امیدوار بود به شکوفایی!

سینماروزان: بیشتر از ده سال از آخرین فیلمی که بهرام بیضایی در وطن ساخت میگذرد.

به گزارش سینماروزان آخرین فیلم بیضایی “وقتی همه خوابیم” نقدی تند بر مناسبات پشت پرده سینمای ایران بود و بعد از آن هرچند بیضایی تلاشهایی کرد برای تولید “مقصد” و “اشغال” ولی درنهایت از ایران مهاجرت کرد و این مهاجرت تا امروز ادامه داشته است.

بهرام بیضایی در سالهای هجرت هم نوشته و هم چندین نمایش اجرا کرده ولی همچنان حسرت وطن در دلش است چنان که در گفتگویی تازه به علاء محسنی بیان داشت: حق من است که در وطن کار کنم. حق هر ایرانی است که در وطن کار کند. شما چکاره هستید که میگویید نباید امثال ما کار کنیم حالم به هم میخورد از یادآوری سانسوری که با آن مواجه بودیم. به چه حقی ما را سانسور کردند؟ به چه حقی فکر کردند مرکز جهانند؟

بیضایی با مرور دردسرهای تولید فیلم در ایران و با اشاره به “باشو…” بیان داشت: تحسین میکنم آنها را که جهنمی درست کردند زیرپای آنها که فیلمی ساختند برای ادای دین به آوارگان جنگ؟؟ اگر نمیشد “باشو…” هم ساخت، پس چه میشد کرد؟
 

بیضایی ادامه داد: وقتی به کلی همه عوامل درگیر “باشو…” آواره شدیم تازه فهمیدیم که اوضاع از چه قرار است؟ از فیلمبردار باشو تا سوسن تسلیمی بازیگرش و البته عدنان عفراویان بازیگر کودک فیلم که به موقع دیده نشد تا زندگیش بدتر شود از آنچه که بود.

بهرام بیضایی با گلایه از آنها که نگذاشتند “روز واقعه” را خودش بسازد اظهار داشت: به “روز واقعه” 73 مورد اصلاحیه زدند که من آن را نسازم ولی شخص دیگری آمد و شاید به امید که این جماعت را قانع کند به سراغ ساختش رفت ولی نشد آنچه باید میشد.

بیضایی افزود: یک آهنگر را به زور در “روز واقعه” تپاندند و درنهایت یک فیلم عربی ازش درآوردند که انگاری لبنان آن را ساخته و نه ایران و ایرانی!

بیضایی با اشاره به شمه هایی دیگر از سانسوری که با آن دست به گریبان بوده بیان داشت: تک تک صفحات نمایش “سهراب کشی” را خط کشیدند و کشیدند و کشیدند تا اجرا نشود! سهراب کشی مگر چه داشت که آن همه ممیزی بدان وارد شد؟

این فیلمساز کهنسال تاکید کرد: سانسور چنان بلایی سرم آورده که فکر میکنم همان گریه روز تولدم هم از سانسور بوده! سانسور از دل جامعه آمده و جامعه است که این سانسور را موجب شده چون هیچ سانسوری خودبخود رخ نمیدهد.

بیضایی ادامه داد: خیلی بد است که برخی هنرمندان مدام میگویند سانسور همه جا هست و کاریش نمیشود کرد! اینها کمک میکنند به بودن سانسور و امتیازاتی هم در قبالش میگیرند ولی عشق به عقب ماندگی این جماعت غیرقابل بخشش است چون جامعه را عقب نگه میدارند.
بیضایی گفت: چرا “مرگ یزدگرد” و “چریکه تارا” توقیف شدند؟ فقط برای اینکه کاراکتر کنشگر هر دو یک زن بود.

به گزارش سینماروزان بهرام بیضایی که فیلمنامه ای با عنوان “دیباچه نوین شاهنامه” را با محوریت زندگی تراژیک فردوسی نوشته است درباره “شاهنامه” اظهار داشت: بزرگترین کتاب سیاسی تمام ادوار “شاهنامه” است چون نشان میدهد چگونه در تاریخ ایران مدام آدمهایی با وعده اصلاح و عدالت و بهبود آمده اند ولی بعد از مدتی همه چیز را به گند کشیده اند و به نظرم زیر این استبداد هدایت مادران و زنان است که همچنان ایران را نگه داشته؛ درست نظیر همین کاری که “شهرزاد” در “هزار و یک شب” میکند.

دیدار دهه هفتادی گروهی از فیلمسازان و ازجمله بهرام بیضایی و مسعود کیمیایی با سعید امامی و نقل قولهای کیمیایی از این دیدار از جمله موارد مناقشه برانگیز همه این سالها بوده است.

به گزارش سینماروزان در نقل قول کیمیایی از آن دیدار این طور آمده که بیضایی با لحنی اندرزگویانه خطاب به امامی گفته که حداقل به فکر بچه های ایران باشد چون دیگر از امثال او گذشته که به فکر آینده باشند!

بیضایی با رد روایت کیمیایی از دیدار با سعید امامی گفت: این نقل قول که من به سعید امامی گفتم از من و امثال من گذشته، دروغ محض است! من هزار سال بعد از مرگم هم فکر نمیکنم که از ما گذشته و غلط میکنم بچه های ایران را به سانسورچیان که دشمنان مایند بسپارم! مگر نه اینکه همینها نبودند که باعث مهاجرت بچه های ایران شدند. از آن فیلمساز[کیمیایی؟] میخواهم جملات ظاهرفریب را به نقل از من تکرار نکند و نگذارد که بیشتر بگویم!

بیضایی درباره علت مهاجرت به آمریکا گفت: نمیخواستم از ایران بیرون بیایم ولی آن همه دروغ آن هم از جانب همکاران نزدیک واقعا قابل تحمل نبود!!! متاسفانه کسانی که میخواستند بظاهر جامعه را عوض کنند با ویرانی فرهنگ همکاری میکردند و این واقعا برخورنده بود.
بیضایی ادامه داد: من قید کار را چندین بار زدم و هر بار می نشستم در خانه و میگفتم گور پدر کار و فقط مینویسم! و اصلا التماس نمیکنم برای فیلمسازی ولی بعد از مدتی خودشان دنبال من میفرستادند که با وعده کار مرا در دست اندازهای تازه بیندازند! حق من است که در وطن کار کنم. حق هر ایرانی است که در وطن کار کند. شما چکاره هستید که میگویید نباید امثال ما کار کنیم؟

بیضایی افزود: همان زمانی که دخترانم نگار و نیلوفر از ایران رفتند هم در مدرسه دچار مشکل بودند فقط بخاطر اینکه فرزندان من بودند. همان طور که فرزند سوم ام نیاسان هم در دوران مدرسه بخاطر پدرش گرفتار مشکل بود. یک دلیل مهاجرتم نیاسان بود.

به گزارش سینماروزان این فیلمساز تاکید کرد: هنوز در ایرانم و دارم مینویسم و حالا هم مشغول سر و سامان دادن به کارهایی هستم که آنجا ممکن نبود. مثلا هیچگاه فکرنمیکردم بتوانم “چهارراه” یا “طرب نامه” یا “گزارش ارداویرف” را روی صحنه ببرم ولی در اینجا شد.

بهرام بیضایی درباره دورنمایش نسبت به آینده و احتمال بازگشت به وطن گفت: متاسفانه چون امید هست فکر میکنم چراکه نه؟؟!! اگر همه، هیچ نمیدانستیم امیدی نبود ولی چون بیشتر از قبل، میدانیم، میتوان امیدوار بود به شکوفایی!

بهرام بیضایی

 

 




حرفهای اکبر صادقی کارگردان پیشکسوت⇐اولین فیلم جدی نظام با عنوان “در محاصره” را به پیشنهاد شهید کلاهدوز ساختم!/برای ساخت “پایگاه جهنمی” مجبور بودیم در باتلاق‌ها فیلمبرداری کنیم و بعد از اینکه از باتلاق بیرون می‌آمدیم تمام بدن ما تاول می‌زد!/فیلمبرداری در باتلاق، فرامرز قریبیان را خسته می‌کرد ولی جمشید هاشم‌پور خیلی مقاوم بود!/به‌بهانه شفای سینما، رقاص‌ها و دختران فراری را وارد فیلمها کردند!!/سینمای ماجراجویانه را حذف کردند تا بی‌بندوباری و بی‌احترامی وارد سینما شود/استودیوی کوشان را که یک‌ کمپانی بزرگ سینمایی بود، نابود کردند و حالا صحبت از راه‌اندازی کمپانی سینمایی می‌کنند!/راه نجات سینمای ایران توجه به همه ژانرها بود و نه سوق دادن همگان به سوی سینمای موسوم به اجتماعی!

سینماروزان: اکبر صادقی خالق شماری از آثار ماندگار اکشن-حادثه‌ای ابتدای انقلاب و ازجمله “گاومیش‌ها، “دبیرستان”، “بالاش” و “پایگاه جهنمی”، مدتهاست دور فیلمسازی را خط کشیده و به دور از هیاهوی پایتخت در شمال زندگی می‌کند.

اینکه چرا کارگردانی که تجربیات مفیدی در سینمای حادثه‌ای داشته به ناگاه سینما را کنار می‌گذارد پرسشی است که صادقی خودش دلیل آن را شرایط تحمیلی از سوی مدیران سینمایی در دوره‌ای خاص می‌داند.

به گزارش سینماروزان اکبر صادقی با اشاره به تجربه فعالیت در استودیوی پارس‌فیلم به تسنیم گفت: استودیوی پارس‌فیلم در واقع بزرگ‌ترین استودیو سینمایی روز بود و مالکش مرحوم دکتر «اسماعیل کوشان» بود؛ یک درش به سمت جاده تهران کرج باز بود و در بالایی‌اش به اتوبان تهران کرج باز می‌شد. تمام امکانات سینمایی در آن فراهم بود و واقعاً یک کمپانی سینمایی بزرگ بود. اگر بعد از انقلاب علاقه‌مندان هنر و بچه‌های سینمایی پای کار می‌ماندند این استودیو نابود نمی‌شد. در آنجا می‌ماندیم و یک فیلم را کاملاً می‌ساختیم و برمی‌گشتیم.

اکبر صادقی ادامه داد: بعد از انقلاب مدتی هم مدیر پارس‌فیلم شدم اما از اینکه صرفاً مدیر آنجا باشم راضی نبودم و دوست داشتم که در تولید کار کنم و البته تا زمانی که آنجا بودم سعی کردم جلوی تخریب را بگیرم ولی این شرکت سینمایی متأسفانه در نهایت تجزیه شد و برای مصارف دیگر صنعتی مورد استفاده قرار گرفت. استودیوی کوشان را که یک‌ کمپانی بزرگ بود، نابود کردند و حالا اخیرا دیده‌ایم صحبت از راه‌اندازی کمپانی سینمایی می‌کنند!

به گزارش سینماروزان اکبر صادقی با صحبت درباره چگونگی اولین کار فیلمسازی خود بیان داشت: اولین فیلم سینمایی خودم را به عنوان «افطار خونین» با موضوع شهید اندرزگو ساختم. برای این فیلم به مشهد رفتم و با تلفن زدن و مطالعه پرونده در سه شب این فیلم را ساختم. بعد از این با من تماس گرفتند که فردا صبح فلان جا باید بیایی و کارت داریم. خب آن موقع اول انقلاب بود و من کمی ترسیدم که با من چه کار دارند؟ اما وقتی رفتم دیدم که خیر برخی از شخصیت‌های مهم کشور مانند شهید یوسف کلاهدوز بودند و گفتند که می‌خواهیم فیلم بسازیم. این شد که اولین فیلم جدی نظام با عنوان «در محاصره» و با فضای انقلاب ساخته شد.

اکبر صادقی ادامه داد: بعد از “در محاصره”، فیلم جنگی “پایگاه جهنمی” ساخته شد که در آن فرامرز قریبیان و جمشید هاشم‌پور بازی کردند. فیلمی که با تکیه بر شخصیت «ناخدا بای» ساخته شد؛ این فیلم با توجه به کمبود محدودیت‌ها بسیار ساخت مشکلی داشت. ما در باتلاق‌ها فیلمبرداری می‌کردیم و بعد از اینکه بیرون می‌آمدیم تمام بدن ما تاول می‌زد که باید دکتر آنها را ضدعفونی می‌کرد. تا دشمن فاصله زیادی نداشتیم حتی یک بار تیر دشمن به سمت ما شلیک شد که پایه دوربین فیلمبردار را گرفتم و خواباندم که تیر نخورد.

اکبر صادقی افزود: فیلمبرداری در باتلاق فرامرز قریبیان را چون ورزشکار نبود خسته می‌کرد اما جمشید هاشم‌پور چون بدن قوی‌تری داشت توانست مقاومت کند. برای ساخت این فیلم ماکت و دکور ساختیم اما یکبار گاومیش‌ها آمدند و تمام دکور ما را خراب کردند و بردند. شب‌ها که نور پروژکتور را روشن می‌کردیم یکباره صفحه از حجم مگس‌ها سیاه می‌شد.

صادقی در ادامه درباره اینکه چرا سینمای جنگ و حادثه‌ای کمرنگ شد و نسل او دیگر نتوانستند به فیلمسازی در سبک دفاع مقدس ادامه دهند، بیان کرد: یکی از مدیران سینمایی وقت{اواخر دهه هفتاد} آمد و گفت که می‌خواهم سینمای مریض ایران را شفا بدهم. برای من این حرف عجیب بود. مگر سینمای ایران چقدر بیمار بود که باید شفا داده می‌شد؟ نهایتاً مانند مریضی بود که کمی بدنش درد می‌گرفت و می‌شد با مداوای ساده‌ای شرایطش را بهتر کرد. از طرف دیگر نسخه آنان چه بود؟ هرچه بی‌بندو باری و آزادی و بی‌احترامی و دختر فراری بود وارد سینمای ما شد. این نسخه علاج ما بود که هرکس هرچه می‌خواهد بسازد.

این کارگردان ادامه داد: در آن زمان(دولت اول اصلاحات) من فیلم «یک قدم تا مرگ» را که با نام «خط‌ها و سایه‌ها» معروف بود برای اکران داشتم. یک سینمادار به من گفت: چه کار می‌کنی؟ در موقعی که فیلم‌های عاشقانه و رقص و طرب مد شده است می‌خواهی تیر هوایی در کنی!خلاصه به بهانه شفای سینما، رقاص‌ها و دختران فراری را وارد فیلمها کردند و سینمای جنگ و ماجراجویانه را حذف کردند تا بی‌بندوباری و بی‌احترامی وارد سینما شود!

به گزارش سینماروزان اکبر صادقی تاکید کرد: در همان دوران اصلاحات مدیر سینمایی دیگری به من گفت تو که فیلم خوب می‌سازی چرا فیلم‌های روزی که سینماها اکران می‌کنند را تولید نمی‌کنی؟ به او جواب دادم که اگر بلد بودم می‌ساختم من فیلمساز جنگم و این فرم را دوست دارم. این روند و البته عدم حمایت باعث شد که سینمای جنگ و کلا سینمای اکشن و حادثه‌محور به این روز برسد. زمانی که میدان به من برای فیلم ساختن داده نشود و بگویند که در مسیر دیگری فیلم بساز طبیعتاً شکل کار و جریان فیلمسازی مانند من عوض می‌شود. من مخالف سینمای اجتماعی و یا عاشقانه نبودم و نیستم و می‌گویم که همه سبک و ژانری باید وجود داشته باشد اما نه به این هزینه که ژانرهای دیگر سینما که اصل است حذف شود. راه نجات سینمای ایران توجه به همه ژانرها بود و نه سوق دادن همگان به سوی سینمای موسوم به اجتماعی!

اکبر+صادقی+کارگردان

اکبر+صادقی+کارگردان




گلایه‌های لیلی رشیدی از تناقض‌های حیرت‌انگیز دوران کرونا⇐تعطیلی چند باره تئاتر و سینما جای تاسف دارد!/چرا متوجه نیستند تئاتر و سینما شغل ماست؟!/ نمی‌توانند بازار تهران را که لبریز از جمعیت است، تعطیل کنند ولی مدام سینما و تئاتر را تعطیل می‌کنند!/آیا تئاتر و سینما از مترو و بی‌آر‌تی خطرناک‌ترند؟

سینماروزان: تمدید تعطیلی سینما و تئاتر به‌خاطر افزایش شیوع کرونا بی آن که هیچ همراهی معیشتی جدی با اهالی سینما و تئاتر از سوی روسا صورت گیرد با انتقاد لیلی رشیدی بازیگر تئاتر و سینما مواجه شد.

رشیدی با انتقاد از تعطیلی دوباره تئاتر و سینما خطاب به مدیران فرهنگی و تصمیم‌گیرندگان تاکید کرد: شغل ما تفریح و تفنن نیست که مدام تعطیل شود.

این بازیگر مشغول بازی در نمایش «در انتظار گودو» بود که به دلیل تعطیلی تئاتر و سینما، از اجرای این نمایش باز ماند. این در حالی است که این نمایش در فضای باز باغ کتاب اجرا می‌شد.

به گزارش سینماروزان رشیدی در گفتگو با ایسنا انتقادات خود را درباره کم‌توجهی به تئاتر و سینما و هنرمندان آن در دوران کرونایی مطرح و تاکید کرد مدیران فرهنگی باید به وظایف خود عمل کنند و راه چاره‌ای برای این وضعیت بیندیشند. او توضیح داد: در اینکه شرایط خاص است و کرونا تمام مشاغل را تحت تاثیر قرار داده، هیچ شکی نیست ولی در این وضعیت، تعطیلی چند باره تئاتر و سینما جای تاسف و تعجب دارد.

او با اشاره به ویژگی‌های تئاتر به عنوان هنری زنده اضافه کرد: بسیاری از مشاغل نمی‌توانند خود را با وضعیت کرونایی تطبیق دهند ولی تئاتر این مزیت را دارد که می‌تواند خود را با شرایط روز و وضعیت اجتماعی هماهنگ کند.

این بازیگر با ارایه توضیحاتی درباره مراحل تمرین و آماده سازی نمایش«در انتظار گودو» که با کارگردانی امیررضا کوهستانی اجرا می‌شد، یادآوری کرد: از همان ابتدا که تصمیم به اجرای این نمایش گرفتیم، شرایط کرونایی را مد نظر قرار دادیم و اجرای‌مان را در فضای باز طراحی کردیم. نمایش ما با رعایت همه پروتکل‌های بهداشتی اجرا می‌شد؛ فاصله اجتماعی، الزام ماسک زدن و اجرا در فضای باز، سلامت گروه و تماشاگران را تضمین می‌کرد.

رشیدی تاکید کرد: تئاتر و سینما شغل ماست و باید بتوانیم مانند دیگر مشاغل، به فعالیت‌مان ادامه بدهیم و واقعا این پرسش در ذهن همه هنرمندان تئاتر وجود دارد که آیا تئاتر و سینما از مکانی مانند مترو یا اتوبوس بی‌آرتی خطرناک‌تر است؟

او با بیان اینکه افراد زیادی از راه تئاتر و سینما گذران زندگی می‌کنند، افزود: عوامل تئاتری و سینمایی بسیار پرشمار هستند. گرچه فقط بازیگران به واسطه حضور روی صحنه دیده می‌شوند ولی پشت صحنه تئاتر و سینما هم، افراد زیادی مشغول به کار هستند و حالا شغل همه آنان به خطر افتاده و منبع درآمدشان رو به نابودی است.

رشیدی که پیش‌تر هم از بی‌توجهی وزیر بهداشت به هنرمندان تئاتر به عنوان یکی از مشاغل آسیب‌دیده از کرونا ابراز شگفتی کرده بود، یادآوری کرد: بی ‌انصافی است که تئاتر را جزو مشاغل آسیب‌دیده در دوران کرونایی به حساب نیاوردند و نمی‌آورند. همان زمان که وزیر بهداشت نامی از ما نیاورد، باید می‌فهمیدیم از نظر مسئولان تئاتر و سینما تفنن است.

بازیگر “عرق سرد” خاطرنشان کرد: چرا متوجه نیستند تئاتر و سینما شغل ماست و چگونه است که مدام و براحتی آن را تعطیل می‌کنند؟؟ مگر می‌توان مثلا بازار تهران را که لبریز از جمعیت است، تعطیل کرد و مانع کسب درآمد بازاریان شد و حال آنکه بازار نمی‌تواند خود را با شرایط کرونا تطبیق بدهد. نمیتوانند بازار را تعطیل کنند ولی مدام سینما و تئاتر را تعطیل می‌کنند.

لیلی رشیدی با ابراز تاسف از کم‌توجهی مسئولان به معیشت هنرمندان تئاتر ادامه داد: آنقدر حمایت نشده‌ایم که این موضوع را به عنوان یک اصل پذیرفته‌ایم. اصلا حمایت نمی‌خواهیم ولی جلوی کارمان را هم نگیرید. این وضعیت سبب می‌شود که گاهی فکر کنیم شاید دوست ندارند تئاتر و سینما داشته باشیم و دنبال بهانه می‌گردند.

کارگردان نمایش «اسم» با بیان اینکه لازم است تجربیات دیگر کشورها را در دوران کرونا مطالعه کنیم، اضافه کرد: چرا مسئولان ما برسی نمی‌کنند که کشورهای دیگر در این دوره چه می‌کنند. به هر حال تئاتر و سینما بودجه دولتی دارد و این بودجه می‌تواند صرف ساخت سالن‌های سرباز شود. خوب است یک بار هم مسئولان پیشنهاددهنده باشند و راهی برای نجات از این وضعیت بیابند چرا که به عنوان مسئولان فرهنگی کشور وظیفه رسیدگی به این وضعیت را دارند.

او به اشاره به هزینه‌ای که گروه اجرایی نمایش «در انتظار گودو» برای آماده‌سازی فضای باز باغ کتاب متقبل شده است، ادامه داد: ما سکو زدیم و تمهیدات دیگری اندیشیدم تا گروه اجرایی و تماشاگران‌مان در امان باشند ولی چرا مسئولان به جای اینکه کمک کنند و در هوای سرد دست‌کم گرمایش این فضا را بر عهده بگیرند، اجرای ما را تعطیل کرده‌اند.

لیلی رشیدی ابراز تاسف کرد: در هیچ موردی در جریان کرونا نه تنها به تئاتر و سینما کمکی نشد، بلکه جلویش را هم گرفتند و این پرسش جدی وجود دارد که چگونه است باشگاه‌های ورزشی بسیار بزرگ در همین هفته‌های محدودیت‌های کرونایی به فعالیت خود ادامه می‌دهند ولی سینما و تئاتر تعطیلند؟؟ باشگاه‌های ورزشی بزرگ که قوطی کبریت نیستند که پنهانی فعالیت کنند. این تناقض‌ها واقعا حیرت‌انگیز است!!

 




یک تهیه‌کننده سینما متذکر شد⇐صاحبان پول کثیف با استراتژی وارد سینما شده‌اند ولی وزارت ارشاد در برابر این ورود، هیچ دستورالعملی ندارد!

سینماروزان: حتی در دورانی که گیشه سینماها سوت و کور است باز تولید در سینما ادامه دارد و هرازگاه چندین پروانه ساخت صادر می‌شود؛ این رونق تولید هرچند این مزیت را دارد که به رهایی از بیکاری بخشی از سینما کمک کند ولی درنهایت عدم چشم‌انداز مناسب برای اکران آثار است که شک و شبهه‌های مرتبط با روند تامین سرمایه آنها را بیشتر می‌کند.

منصور لشکری قوچانی تهیه‌کننده سینما با اشاره به آفات رسوخ سرمایه‌های کثیف در “هفت” گفت: برخلاف آنها که کلا منکر وجود پول کثیف میشوند من میگویم درکنار سرمایه‌‌های سالم، پول کثیف است که وارد سینما شده؛ ما در سینما استراتژی نداشتیم ولی صاحبان این پولها استراتژی داشتند. پول کثیف به محض ورود به سینما استراتژی داشت.

تهیه‌کننده “خط ویژه” و “قاتل اهلی” ادامه داد: ما در سینما به پول سالم و افراد متخصص نیاز داریم ولی پول کثیف اولین کاری که میکند این است که افراد سالم و پول سالم را فراری میدهد چون منافع آنها به شخص میرسد و این پول، سینما را فلج کرده است.

لشکری قوچانی افزود: سینما ابزاری است که میتواند تطهیر کند و حتی رابطه هابیل و قابیل را میتوان در سینما عوض کرد و بدیهی است که در این مسیر گاهی منافع شخصی بر هر چیز دیگر ارجحیت می‌یابد.

تهیه‌کننده “عصر یخبندان” و “هفت ماهگی” اظهار داشت: وزارت ارشاد به عنوان متولی سینما در برابر پولهای کثیفی که وارد سینما میشود هیچ دستور العملی ندارد پس باید این ماجرا از طریق مجلس پیگیری شود. البته معتقدم که تهیه‌کنندگان به عنوان یک صنف باید راه‌حل به مجلس ارایه بدهند و باید ورود سرمایه به سینما مدیریت شود. متاسفانه در شرایطی هستیم که پول سالم هم وقتی وارد سینما شود ناسالم میشود پس باید دولت و مجلس با شفاف‌سازی، برنامه ریزی کنند برای ورود سرمایه به سینما.

این تهیه‌کننده تاکید کرد: یکی از آسیبهای پول کثیف بحث اختلاف طبقاتی بین خود بچه‌های سینماست که عده‌ای محدود را فربه کرده و بر فقر بقیه افزوده! سینما قرار بود باعث رشد باشد ولی الان حتی دیگر سرگرمی هم نیست.

منصور لشکری قوچانی درباره چاره‌کار گفت: چرا باید متخصصان ما خانه نشین باشند؟ کشور دارد ضرر میکند. در حوزه فرهنگ باید فکری اندیشید و این حوزه را درست مدیریت کرد. زیرساخت باید دست حاکمیت باشد ولی مدیریت به دست بخش خصوصی باشد نه اینکه بوروکراسی طویلی را که متعلق به چهل سال قبل است همچنان حفظ کنیم تا منفعت مادی ناشی از آن، از بین نرود!

 




تازه‌ترین نظرات معمار سینمای گلخانه‌ای⇐در دهه شصت “مدیریت قرنطینه‌” را در سینما حاکم کردیم چون سینماها در ردیف كاباره‌ها، عرق‌فروشي‌ها و محله‌های خاص به آتش كشيده مي‌شد!/شرايط سينما در دهه شصت مثل كتابفروشي، تئاتر يا مراكز فرهنگي، “محترم” شمرده نمي‌شد و براي مردم مفيد نبود بنابراين با استفاده از شيوه “مديريت قرنطينه”، سينماي جديد متولد شد!!/در دهه هفتاد موضوع تصویب سناریو را ملغی اعلام کردیم ولی دو گروه تهيه‌كنندگان و نويسندگان حاضر به حذف شوراي تصويب سناريو نشدند چون هراس وجود داشت از صرف سرمایه بر فیلمنامه تصویب‌نشده!/در روزگار فعلی که ارشاد نمي‌تواند از پروانه‌هايي كه صادر كرده مراقبت كند، اصلا ديگر صدور پروانه ساخت چه اهميتي دارد؟/روال صدور پروانه ساخت باید حذف شود و اگر شكايتي در توليد فيلم صورت گرفت بايد دادگاه به موضوع رسيدگي کند!!

سینماروزان: مدتهاست که درباره حذف شوراهای نظارتی مربوط به صدور پروانه ساخت، نظر و تحلیل مطرح می‌شود و بسیاری از سینماگران معتقدند نظارت باید به بعد از تولید فیلم و قبل از عرضه منتقل شود.

به گزارش سینماروزان محمد بهشتي از مديران شناخته‌شده دهه شصت که پایه‌گزار سینمایی کاملا هدایت‌شده موسوم به سینمای گلخانه‌ای بوده در گفتگو با تینا جلالی در “اعتماد” به صراحت از این گفته که روزگار فعلی، صدور پروانه ساخت را برنمی‌تابد.

بهشتي با اشاره به اينكه ما در شرايطي مديريت سينما را در دهه شصت به عهده گرفتيم كه به هيچ عنوان امروز ديگر از آن وضعيت خبري نيست، مي‌گويد: «آن مقطع به لحاظ شرايط عمومي و تكنولوژي ارتباطات وضعيت در همه جاي جهان به گونه‌اي بود كه مسوولان، پيشخوان فرهنگ كشورشان را با بهره‌گيري از الگوي مديريتي مبتني بر قرنطينه اداره مي‌كردند. بعضي كشورها همچون كشورهاي سوسياليستي به صراحت اعلام مي‌كردند كه مطابق با اين شيوه مديريتي رفتار مي‌كنند و بعضي مثل امريكا پوشيده عمل مي‌كردند ولي آنچه مسلم است بر همه كشورها مديريت مبتني بر شرايط قرنطينه حاكم بود

بهشتي در توضيح صحبت‌هاي خود مي‌گويد: «وقتي ما در دهه شصت مديريت سينما را بر عهده گرفتيم كه يك سينماي ورشكسته به ما تحويل داده شد. آن زمان اصلا سينماي جدي وجود نداشت و تلقي جامعه ايران نسبت به سينماي ايران معطوف به آن چيزي بود كه متن سينماي قبل از انقلاب را تشكيل مي‌داد. در واقع همان چيزي كه معروف به فيلمفارسي بود. به دليل همين تلقي‌ها بود سينما در رديف كاباره‌ها، عرق‌فروشي‌ها، محله‌هاي خاص به آتش كشيده مي‌شد، شرايط سينما در آن برهه از تاريخ مثل كتابفروشي، تئاتر يا مراكز فرهنگي محترم شمرده نمي‌شد و براي مردم مفيد نبود بنابراين ما بايد اوضاع سينما را نسبت به قبل از انقلاب تغيير مي‌داديم و سينما بايد شكل و شمايل جديدي پيدا مي‌كرد، با استفاده از شيوه “مديريتي قرنطينه” سينماي جديد متولد شد و يك جابه‌جايي بين حاشيه و متن سينماي ايران نسبت به قبل از انقلاب به وجود آمد. اگر قبل از انقلاب سينماي انديشمند در حاشيه قرار داشت و فيلم‌هاي مبتذل در متن مي‌تاختند بعد از انقلاب فيلم‌هاي متفكرانه به متن سينما آمدند و سينماي ابتذال به حاشيه رانده شد در واقع بعد از انقلاب اين قضيه شكل معكوس به خود گرفت.» عضو هيات موسس خانه سينما در ادامه صحبت خود با اشاره به اينكه شرايط مديريت قرنطينه‌اي تا اوايل دهه 70 مي‌توانست ادامه پيدا كند به اين نكته مهم اشاره مي‌كند كه در اوايل دهه هفتاد به دليل اينكه تحولات تكنولوژي ارتباطات اتفاق افتاد، پديده‌هايي مثل دريافت‌هاي مستقيم خانگي از ماهواره و اينترنت به وجود آمد پس عملا شرايط قرنطينه منتفي شد. او به صحبت‌هايش ادامه مي‌دهد: «از آن زمان به بعد همه تمهيداتي كه ما را به سمت مديريت قرنطينه‌اي هدايت مي‌كرد به صورت كلي منتفي و به‌طور كلي جهان دگرگون شد اما آن چيزي كه اهميت دارد اينكه از همان زمان تا به امروز مديريت ارشد اداره كشور اين تحول را برنمي‌تابد و پذيراي اين تحول نيست و همچنان مي‌خواهد شيوه‌هاي مبتني بر شرايط قرنطينه را ادامه دهد.»

او در ادامه با تعجب از اينكه در تمام سال‌هاي بعد از دهه هفتاد مديريت‌ها تلاش كردند به لحاظ اندازه و منطق مديريتي در دهه شصت باقي بمانند اين مساله را فقط مربوط به حكومت و دولت نمي‌داند بلكه معتقد است سينماي ايران هم در دهه شصت خود را حبس كرده است.

از بهشتي مي‌پرسيم چرا همان زمان در دهه هفتاد كه ديگر احتياجي به مديريت قرنطينه‌اي نبود، تشكيل شوراي پروانه ساخت را ملغي اعلام نكرديد كه وي در اين خصوص توضيح مي‌دهد اولين اقدامي كه انجام داديم، اين بود كه موضوع تصويب سناريو را ملغي اعلام كرديم و در اين وضعيت شايد باوركردني نباشد اما دو گروه تهيه‌كنندگان و نويسندگان سناريو بودند كه حاضر به حذف شوراي تصويب سناريو نمي‌شدند. او در چرايي اين دليل توضيح مي‌دهد: «نظر آنها اين بود كه ارزش ريالي فيلمنامه بعد از تصويب بسيار بالاتر از فيلمنامه‌اي است كه تصويب نشده باشد و دليل تهيه‌كننده‌ها هم اين بود كه از سرمايه‌گذاري بر پروژه‌هايي كه فيلمنامه‌هاي تصويب شده نداشته باشند، هراس داشتند و از همان زمان به بعد بود كه بدنه سينما هم به چنين قوانيني خود را عادت داده و اين روش كماكان ادامه پيدا كرده است.»

مديرعامل بنياد سينماي فارابي در دهه شصت براي توضيح بيشتر به مثالي اشاره مي‌كند: «مقاومت كردن در برابر تكنولوژي و امكانات روز مثل اين مي‌ماند كه ما بخواهيم در برابر سيل عظيم سيم خاردار بكشيم در حالي كه مي‌دانيم چنين مقاومتي جز اينكه دست و بال خودمان را زخمي كند پيامد ديگري ندارد حالا شما در نظر بگيريد اين شيوه مديريتي از دهه هفتاد بر سينماي ايران اعمال مي‌شود.» بهشتي با بيان اينكه سينماي ايران و مديريت آن خود را در قفس دهه شصت حبس كرده است به اين نكته اشاره مي‌كند كه در همه اين سي سال اخير هم انگار اهالي سينما با اين موضوع كنار آمدند.

به گزارش سینماروزان در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود به نحوه ارسال فيلم به جشنواره‌هاي خارجي اشاره مي‌كند: «در زمان مديريت ما فيلم‌ها پلمب مي‌شد تا از كشور خارج شوند و در جشنواره‌اي نمايش داده شود ولي در حال حاضر سينماگر در خانه نشسته است و با فشردن يك دكمه از كامپيوتر فيلم را به اقصي نقاط جهان ارسال مي‌كند. در چنين شرايطي واقعا خنده‌دار است كه ما همچنان به مديريت دهه شصت متوسل شويم. به عقيده من در دوران و زمانه فعلي مديران بايد زحمت بكشند و وقت بگذارند و طراحي جديد و نويني از شرايط مديريتي داشته باشند. اصلا مگر امروز روز مي‌شود تك‌تك انبوه فيلم‌هايي كه در شبكه نمايش خانگي عرضه مي‌شود را نظارت كرد يا فيلمنامه آنها را خواند؟

از بهشتي درمورد نگراني فيلمسازان در مورد اكران فيلم‌هاي ساخته شده بدون عبور از شوراي پروانه ساخت، مي‌پرسيم كه او مي‌گويد: «به عقيده من اگر قرار است نظارتي باشد، اين نظارت قبل از توليد بايد به بعد از توليد منتهي شود و به جاي اينكه شورا نظارت را بر عهده بگيرد اگر شكايتي و خطايي در توليد فيلم صورت گرفته بايد دادگاه در اين زمينه مطابق قانون به موضوع رسيدگي كند، مشابه رفتاري كه در مطبوعات اتفاق مي‌افتد. به باور بهشتي اينجاست كه بحث تخصص تهيه‌كنندگي در سينماي ايران مهم جلوه مي‌كند. وقتي سازنده‌اي با علم قوانين جاري در سينما فيلمي بسازد هيچ‌وقت نگران عدم نمايش اثرش نخواهد بود و اگر هم خطايي مرتكب شود در دادگاه بايد جوابگو باشد و دادگاه در مورد فيلمش اظهارنظر مي‌كند.»

او مي‌گويد: «به نظر من شرايط نظارت بر فيلم و سينما فرقي با نظارت بر مطبوعات وروزنامه‌ها ندارد مگر مدير مسوول شما نمي‌داند چه موضوعي را بايد بگويد و از بيان چه چيزهايي خودداري كند؟ قانون به او اجازه مي‌دهد چه چيزي را بگويد و از چه چيزي خودداري كند ولي در پاره‌اي موارد ريسك را به جان مي‌خرد و مسائلي را مطرح مي‌كند و در اين مسير ممكن است حرف درج شده در روزنامه او به چهار نفر هم بر بخورد. ولي اگر در مطالب منتشر شده روزنامه‌اي دچار خطاي فاحش شود بلافاصله روزنامه توقيف مي‌شود. به گفته او در سينما هم از اين به بعد بايد چنين قوانيني براي سينماگران وضع شود كه خودشان ناظر بر اجراي قانون باشند. آنها بدانند قانوني بر رفتارشان حاكم است و به قانون بايد پاسخگو باشند.» اين مدير سابق سينما در انتهاي صحبتش به نكته جالبي اشاره مي‌كند و آن اينكه در روزگاري كه خود وزارت ارشاد نمي‌تواند از پروانه‌هايي كه صادر كرده مراقبت كند و فيلم‌ها از گوشه و اطراف نهادهاي كشور از پرده سينماها پايين كشيده مي‌شوند اصلا ديگر صدور پروانه ساخت چه اهميتي دارد؟

 




انتقاد داوود فتحعلی‌بیگی از بایکوت یک هنر آئینی در ساختار آموزش کشور⇐تعزیه، هنر مقاومت است و حتی دولت‌های اول و دوم پهلوی هم نتوانستند آن را حذف کنند پس چگونه است که اکنون به‌جای توسعه، آقایان مدیر این درس را حذف کرده‌اند؟/بهرام بیضایی در ابتدا دهه ۵۰ و در دانشکده هنرهای زیبا به تجزیه و تحلیل “تعزیه” می‌پرداخت ولی حالا در انتهای دهه ۹۰، “تعزیه” را به طور کامل از سرفصل دروس هنرهای زیبا حذف کرده‌اند!/آقایان چه‌فکر کرده‌اند که به‌جای یک ملت تصمیم می‌گیرند و هنر یک ملت را از رشته‌های دانشگاهی حذف می‌کنند؟ 

سینماروزان: تعزیه ازجمله هنرهای آیینی است که هرچند بیش از هر چیز به تاریخ تشیع و شهادت امام حسین(ع) گره خورده ولی برخی نیز ریشه‌های آن را به سالها پیش از ورود اسلام به ایران و سوگ سیاوش مربوط می‌دانند.

به گزارش سینماروزان حذف تعزیه از سرفصل دروس دانشگاهی رشته تئاتر با واکنش داوود فتحعلی‌بیگی از بازیگران و کارگردانان سرشناس که از فعالان هنرهای آیینی است مواجه گردیده.

داوود فتحعلی‌بیگی بازیگر و کارگردان پیشکسوت با اشاره به ریشه‌های تعزیه به تسنیم گفت: تعزیه به‌عنوان یک هنر آئینی و ایرانی یا به‌عبارتی ملی‌مذهبی به ثبت جهانی در سازمان جهانی یونسکو رسیده است. این هنر طبق اسنادی که موجود است نزدیک به ۳ قرن، به‌عنوان یک رسانه تلقی می‌شده و نماد هنر ایرانی و اسلامی و شیعی بوده است؛ تعزیه یک هنر جامعی است که همه مختصات یک هنر نمایشی را دارد و قابلیت این را دارد که به‌عنوان یک سرچشمه و الگو از سوی هنرمندان تئاتر مورد بهره‌برداری قرار بگیرد.

فتحعلی‌بیگی ادامه داد: در اوایل دهه ۵۰ به دانشکده هنرهای زیبا رفتم، در آنجا درسی داشتیم به‌عنوان هنر نمایش در ایران که استاد بهرام بیضایی آن درس را می‌گفتند. بیضایی به‌قدری درس نمایش ایرانی و خاصه بخش تعزیه را برای ما خوب تجزیه‌وتحلیل کردند که بنده شخصاً عنوان پایان‌نامه‌ام، عنوان شخصیت در تعزیه بود که بخشی از کتاب شبیه‌خوانی در تعزیه من را تشکیل می‌دهد که چند سال پیش چاپ شد. عجیب است که آن زمان بیضایی به راحتی و به تفصیل درس تعزیه را می‌گفت ولی حالا دستور حذف این درس را داده‌اند!

فتحعلی‌بیگی افزود: بعد از انقلاب در تصمیمی درست درس تعزیه بنا بر پیشنهاد و صلاحدید بعضی از اساتید توسعه پیدا کرد یعنی علاوه بر نمایش در ایران ۱ و ۲، درس‌های آشنایی با تعزیه و هم شیوه‌های نمایش در ایران و اجرای کارگاهی تعزیه به این دروس اضافه شد. در این سال‌ها ما دیده‌ایم و شنیده‌ایم و خوانده‌ایم که مطالعات زیادی راجع به تعزیه شده است، هم از بابت گردآوری نسخ و هم از بابت نوشتن رساله‌ها در دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا و هم کتاب‌های پژوهشی و نسخ تعزیه چاپ شده است، حال سؤال اینجاست که چرا در انتهای دهه ۹۰ در دانشگاه هنرهای زیبا و به‌تبع آن در دانشگاه سوره، درس تعزیه را به‌جای توسعه حذف کردند؟؟

به گزارش سینماروزان این بازیگر خاطرنشان ساخت: بخش بزرگی از آنچه در دانشکده‌های تئاتر تدریس می‌شود تئاتر غربی است. حالا بعضی گفته‌اند اگر اسم درس را نمایش در آسیا بگذارند حق مطلب ادا شده است درصورتی‌که این‌طور نیست. تعزیه هنر ملی و مذهبی ماست و بسیاری از آن مفهوم هنر انسانی، اخلاقی و عقیدتی که امروز هم جامعه به آن نیاز دارد در دل نسخ تعزیه وجود دارد.

فتحعلی‌بیگی تاکید کرد: تعزیه، هنر مقاومت است و خودش هم در مقابل دولت‌های اول و دوم پهلوی و در مقابل فشارهایی که به‌اشکال مختلف به او وارد آمده مقاومت کرده است و خوشبختانه به‌برکت عاشورای امام حسین(ع) و به‌برکت مردم علاقه‌مند به این هنر و پایمردی تعزیه‌خوانان پیشکسوت این هنر هنوز باقی مانده است. سؤال اینجاست؛ چرا این آقایان مدیر آموزش فرهنگی این درس را حذف کردند درصورتی‌که خودشان می‌دانند هنر تعزیه از جنبه نمایش سوای از جنبه عقیدتی چقدر ارزش دارد؟ این‌ها لازم بود که این درس را توسعه دهند یا خودشان پیشنهاد بدهند و پیش‌قدم بشوند تا رشته ای مستقل در رابطه با هنرهای نمایشی سنتی در دانشگاه دایر شود تا کسانی که دوست دارند این هنر را یاد بگیرند به آنجا مراجعه کنند.

بازیگر “سگ‌کشی” و “کتاب قانون” بیان داشت: طبیعی است کسی با خواندن دو واحد درس تعزیه‌خوان نمی‌شود اما بوده‌اند دانشجویانی که تحت تأثیر همین دو واحد درس علاقه‌مند به تعزیه شده‌اند و رفته‌اند دنبالش تا بفهمند و به ارزش‌های معنوی و هنری‌اش پی ببرند. ما سؤال‌مان از این آقایان مدیر این است که؛ چه‌فکر کرده‌اند که به‌جای یک ملت تصمیم بگیرند و هنر یک ملت را از رشته‌های دانشگاهی حذف کنند؟ باید پاسخگو باشند و به‌نظر من باید همه کسانی که نسبت به این آب‌وخاک و این فرهنگ و هنر و اندیشه که منجر به پیدایش هنر شبیه‌خوانی شده است، احساسی دارند نسبت به این مقوله اعتراض بکنند تا نه‌تنها درس آشنایی هنر شبیه‌خوانی مجدد در دانشکده‌های تئاتر راه‌اندازی شود بلکه پافشاری کنند تا رشته نمایش‌های آئینی سنتی یا رشته هنرهای ایرانی که بخشی از آن هنر شبیه‌خوانی است دایر شود.الآن دو دانشگاه سوره و فرشچیان، پیش‌قدم شدند و طرحی را نوشته‌اند و امیدوارم وقتی به وزارت علوم می‌فرستند آن شورایی که برای رشته‌های هنری تصمیم‌گیری می‌کنند، اجازه بدهند این رشته دایر شود، چون ما مثل خیلی از کشورهای دیگر دنیا تا این هنرها را به‌صورت دانشگاهی و آکادمیک ارائه ندهیم به‌راحتی ماندگار نمی‌شود به‌علت اینکه ما یک مرکز ملی نمایش‌های آئینی سنتی هم نداریم.

فتحعلی‌بیگی ادامه داد: این‌همه ساختمان قدیمی در تهران وجود دارد که شهرداری آن‌ها را خریداری کرده است یا میراث فرهنگی آن را مرمت و دایر کرده است ولی هنوز یک مکان ثابت و اختصاصی برای اجرای تعزیه نداریم. یعنی نمی‌شود یکی از این همه ساختمان را به مرکز ملی شبیه‌خوانی اختصاص دهند؟ به جایی هم برنمی‌خورد و بودجه عجیب‌وغریبی هم نمی‌خواهد. حداقلش آن است که این هنر ملی حفظ می‌شود و زمینه‌های بهره‌برداری از آن در نمایش معاصر فراهم می‌شود، از بین نمی‌رود و هم اینکه زمینه‌های پژوهش برای آن فراهم می‌شود.

داوود+فتحعلی+بیگی

داوود+فتحعلی+بیگی




واکنش تهیه‌کننده فیلم توقیفی “رستاخیز” به صدور مجوز خانگی فیلم⇐چطور است نمایش چهره حضرت ابوالفضل(ع) در سینما ممنوع بود ولی در شبکه خانگی آزاد شده؟؟/ارشاد در سال ۹۴ مدعی شد به‌خاطر تامین نظر مراجع فیلم را توقیف کرده و حالا که مجوز خانگی داده یعنی آن که نظر مراجع تامین شده؟؟/آیا واگذاری بخش عمده سهام فیلم به فارابی عاملی شده بر صدور مجوز خانگی یا به پایان رسیدن عمر دولت؟/در ماجرای توقیف “رستاخیز” دیوان عدالت اداری به نفع ما حکم داد ولی به مصالحه رضایت دادیم!/فارابی اصرار دارد “رستاخیز” را به یکی از دو سامانه وی.او.دی داخلی دهیم ولی هیچ کدام از این سامانه‌ها امنیت لازم را ندارند و فیلمها بلافاصله بعد از اکران در این سامانه‌ها گرفتار قاچاق فراگیر میشوند!!/هیچ تمایلی به اکران آنلاین “رستاخیز” به مفهوم رایج در کشور نداریم!!/در حال طراحی یک پلتفرم اختصاصی برای اکران آنلاین “رستاخیز” هستیم!/فارابی با طراحی پلتفرم اختصاصی برای “رستاخیز” مخالف است ولی وقتی دو سامانه وی.او.دی داخلی امنیت ندارند و فیلمهای عرضه شده در آنها بلافاصله در فضای مجازی و شبکه‌های لس‌آنجلسی قاچاق میشود چه راهی برایمان می‌ماند جز طراحی پلتفورم اختصاصی؟؟

سینماروزان: با ورود به ماه محرم بار دیگر پرونده اکران فیلم عاشورایی “رستاخیز” به جریان افتاده و این بار حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی به صراحت از بلامانع بودن عرضه فیلم در شبکه خانگی و سامانه های اکران آنلاین خبر داده است.

به گزارش سینماروزان تقی علیقلی زاده تهیه کننده “رستاخیز” در واکنش به صدور مجوز خانگی فیلم درعین طرح تناقضات مرتبط با این مجوز از برنامه هایش برای اکران آنلاین فیلم سخن گفته است.

تقی علیقلی زاده درباره اظهارات اخیر حسین انتظامی رییس سینما مبنی بر صدور مجوز خانگی “رستاخیز” به ایسنا گفت: این سوال برای من به عنوان تهیه‌کننده و همچنین کارگردان هم مطرح است و همچنین این موضوع سوال افکار عمومی هم می‌تواند باشد که چطور است نمایش چهره حضرت ابوالفضل در سینما ممنوع ولی در سامانه های وی.او.دی آزاد است؟؟ یک فیلمی می‌تواند در شبکه نمایش خانگی عرضه شود با سکانس مورد بحث ولی در اکران نمی‌تواند، به ویژه اینکه اکنون وی‌اودی به اجبار و به عنوان یک راهکار ناگزیر، جایگزین اکران سینمایی شده است!!

علیقلی زاده ادامه داد: برای یادآوری عرض می‌کنم که این بحث به سال ۱۳۹۴ بر می‌گردد، نامه‌ای از وزارت ارشاد برای جلوگیری از اکران فیلم آمد که اعلام کرد تا تامین نظر مراجع تقلید، اکران فیلم تعلیق می‌شود. حال سوال این است آیا بعد از گذشت پنج سال، نظر آقایان مراجع تامین شده است؟ آیا تشخیص وزارت ارشاد یا نظر آقایان مراجع تغییر کرده است؟ آیا شرایط فرهنگی و اجتماعی کشور باعث این گشایش است؟ من به عنوان تهیه‌کننده فیلم پاسخی به این پرسش‌ها ندارم. فقط می‌دانم وزیر تغییر کرده است و البته ترکیب سهامداران فیلم هم با تغییراتی مواجه شده و بخش عمده فیلم به فارابی تعلق دارد و از برجام فاصله گرفته‌ایم و در سال پایانی دولت هستیم. اینکه مشکلات حل شده به سهامداری فارابی مرتبط است یا سال پایانی دولت یا عواقب برجام؟؟؟
 

تقی علیقلی زاده درباره شکایتی که بابت توقیف “رستاخیز” به دیوان عدالت اداری داشته گفت: بعد از رای اولیه دیوان عدالت اداری مبنی بر حقانیت ما ، از طرف بعضی بزرگان و پیشکسوتان حرفه‌ای و مدیران سازمان سینمایی (که آن موقع مدیریت‌اش تغییر کرده بود) به مصالحه دعوت شدیم. این دعوت با پذیرش ما و همه سهامداران مواجه شد و سرانجام مصالحه‌ای صورت گرفت مبتنی بر اینکه فعلا درباره‌ی اکران داخلی طرح دعوا نشود و در مورد پخش خارجی پروانه نمایش صادر شود؛ همچنین دولت بخشی از سهام فیلم را خریداری نماید تا فشار مالی بر روی سهامداران خصوصی کم شود. از آن به بعد ما پیگیری حقوقی محاکم داخلی را متوقف کردیم و بر روی عرضه فیلم تمرکز کردیم. البته تمامی سهام داران بخش خصوصی در این قرارداد متحمل ضرر و زیان شده‌اند.

این تهیه کننده با اشاره به تلاشهای فارابی برای واسپاری “رستاخیز” به فیلیمو یا نماوا گفت: در مورد وی‌اودی داخلی پیشنهاد بنیاد سینمایی فارابی به عنوان یکی از سهام داران اصلی، واگذاری به دو شبکه وی‌اودی داخلی بود که من سال گذشته با یکی از آن‌ها وارد مذاکره شدم، اما پیشنهاد آن‌ها جذاب نبود، به نحوی‌ که امنیت فیلم ازمنظر قاچاق تضمین نمی‌شد و از نظر مالی هم چشم انداز خوبی نداشت. البته آن موقع کرونا پیش نیامده بود و ما تجربه عرضه فیلمِ دیده نشده را در شبکه‌های وی‌اودی داخلی نداشتیم. من در آن مقطع به خاطر شرایط غیرجذاب، این پیشنهاد را رد کردم و آن را انتحار دانستم. با پیش آمدن عرضه فیلم‌های دیگر به نظرم می‌رسد فاجعه‌ای که پیش‌بینی می‌کردیم عیان شد. همکاران ما مجبور شدند، فیلم‌هایشان را اکران آنلاین کنند و همان روز فیلم‌ها قاچاق فراگیر شده و وارد بازار سیاه و پخش از تلویزیون‌های خارج از کشور شد. بنابراین خدا را شکر که ما قرارداد وی‌اودی داخلی نداریم.
تقی علیقلی زاده تاکید کرد: فعلا هیچ تمایلی به اکران آنلاین “رستاخیز” به مفهوم رایج در کشور نداریم. 
 

علیقلی زاده پیرامون برنامه هایش برای عرضه آنلاین “رستاخیز” گفت: با توجه به عدم مطلوبیت پلتفرم‌های داخلی، تصمیم گرفتیم طرحی را بررسی کنیم و یک پلتفرم اختصاصی برای عرضه فیلم «رستاخیز» طراحی کنیم، شامل یک شبکه بازاریابی در تمام دنیا که تشکل‌های دینی را شناسایی کرده و با آن‌ها ارتباط برقرار کند و در آن‌ها فیلم «رستاخیز» را معرفی کند. این پلتفرم در حال تهیه است و یک تیم برنامه‌نویسی در حال طراحی آن هستند و سرور آن در بیرون از کشور تامین شده که با توجه به تجربیات قبلی، محیط فعالیت آن را امن می‌کند. این شبکه به درگاه‌های بانکی در کلیه کشورها متصل خواهد بود و در هر کشوری با توجه به پول آن کشور، امکان پرداخت هزینه تماشای فیلم وجود دارد که قطعا این مورد آن را از پلتفرم‌های داخلی متمایز می‌کند. امیدواریم ظرف چند ماه آینده نسخه اولیه و آزمایشی آن را داشته باشیم تا بتوانیم به مرور آن را رفع اشکال کرده و آماده راه‌اندازی کنیم. در این فاصله در بخش روابط عمومی کارهایی در حال انجام است که هزاران تشکل و افراد متناسب با محتوای «رستاخیز» که در سراسر جهان شناسایی شده‌اند را با پلتفرم «رستاخیز» مرتبط نماید و از ظرفیت‌های عملیاتی، اطلاع رسانی  و اعتباری آن‌ها برای جذب مخاطبان  و نوید عرضه فیلم «رستاخیز» در فضای مجازی بهره ببرد. در ادامه در فاصله کمی از عرضه فیلم، در فضای مجازی و در شبکه‌های تلویزیونی مناسب برای عرضه فیلم، تبلیغ و اطلاع رسانی خواهیم داشت و در نهایت امیدواریم بتوانیم نمایش‌های افتتاحیه رسمی را با ظرفیت جذب مخاطب و انعکاس خبری در بعضی از شهرهای دنیا برنامه‌ریزی و اجرا کنیم. برای این کار لازم است که سهامداران فیلم پشتیبانی‌های لازم به ویژه مالی را انجام دهند و دولت هم بتواند از مشوق‌های مالی و ارتباطی، فیلم را بهره‌مند کند تا با فضاسازی مناسب عرضه فیلم انجام شود. به هرحال در تلاش هستیم به نحو شایسته‌ای فیلم عرضه شود و امیدواریم مورد توجه مخاطبان نیز قرار بگیرد.

تهیه کننده “رستاخیز” ادامه داد: البته بنیاد فارابی به این مدل ( پلتفرم اختصاصی عرضه رستاخیز) انتقاد دارد و در گذشته رسما مخالفت خود را ابراز کرده و معتقدند ما پلتفرم های داخلی را باید برای عرضه فیلم در نظر بگیریم و آن‌ها مسئول باشند ولی وقتی همکاران‌ ما فیلمهایشان را در فضای پلتفرم‌های داخلی عرضه می‌کنند و بعضا بلافاصله در فضای مجازی و برخی شبکه لس آنجلسی به صورت غیر مجاز، فیلم پخش می‌شود ما نباید آزموده را بیازماییم. بنابراین باید عرضه جهانی به شکل جدید  در تمامی اشکال با رعایت پوشش‌های حقوقی و آمادگی اقدامات قانونی بین‌المللی مبنای تفکر، برنامه ریزی و عمل باشد.

رستاخیز

رستاخیز




اظهارات بی‌پرده تهیه‌کننده یکی از فیلمهای روی پرده⇐هیچ شرایط امنی برای اکران آنلاین وجود ندارد!/وقتی ساعاتی پس از اکران آنلاین، فیلمها قاچاق می‌شود معلوم است که سودآوری نخواهیم داشت!/تلویزیون باید به حمایت از فیلمهای روی پرده بپردازد!/اگر از تلویزیون حمایت نشویم باید به سمت ماهواره برویم؟!

 

سینماروزان: اوضاع فروش فیلمهای روی پرده، اوضاع کسادی است و تقریبا تمام فیلمهایی که در یک ماه و نیم اخیر روی پرده رفته‌اند متحمل شکستی سنگین شده‌اند.

یکی از اصلی‌ترین دلایل شکست فیلمهای پساکرونا عدم حمایت تبلیغاتی چه از سوی شهرداری و چه از سوی تلویزیون و درعین حال عدم هزینه‌کرد سالن‌داران برای تاکید بر باز بودن سالنها است به‌گونه‌ای که بسیاری از مخاطبان نمی‌دانند سینماها باز است.

محمد نجفی‌زاده تهیه‌کننده فیلم روی پرده “تا ابد” درباره اکران فیلم در شرایط کنونی به ایلنا گفت: شرایط خوبی نداریم ولی اگر قرار باشد که در این شرایط ما هم جا بزنیم و فیلمی نمایش ندهیم، سینمای ایران بسته می‌شود که این بزرگترین خیانت به سینماست. درست است در این شرایط امکان دارد هر اتفاقی برای فیلم ما رخ دهد و با شکست تجاری مواجه شویم ولی در حال حاضر کار فرهنگی در سینما برای ما خیلی مهم‌تر است. در واقع نباید اجازه دهیم که فیلم خارجی جایگزین فیلم ایرانی شود. اکنون ما باید فیلم اکران کنیم تا سینما تحت هیچ شرایطی از رونق نیفتد.

وی ادامه داد: اگر ما الان فیلم‌های خود را اکران نکنیم، دیگر فیلمی برای اکران شدن وجود ندارد و سینمادار مجبور به بستن سالن‌های خود شده و به این ترتیب سرمایه از سینما خارج می‌شود. در نتیجه صاحبان سینما که  سالن‌دار هستند و سرمایه خود را برای تولید فیلم هزینه می‌کنند، در این اوضاع ماندن در این حرفه را به صرفه ندیده و پول خود را به بورس و جاهای دیگری می‌برند که در حال ضربه زدن به اقتصاد این کشور است.

تهیه‌کننده فیلم «تا ابد» در پاسخ به این پرسش که آیا ضررهایی که در اکران فعلی ممکن است فیلمش با آن مواجه شود، برایشان مهم نیست، اظهار داشت: ما امیدواریم که فیلم دیده شود و بتواند به فروش خوبی دست پیدا کند. اما همانطور که گفتم مهمترین مسئله در این شرایط برای ما این است که سینما بسته نشود و به همین دلیل با اکران فیلم موافقت کردیم.

وی همچنین درباره اینکه چرا فیلم را به صورت آنلاین اکران نکرده است، بیان کرد: از نظرم بستر آنلاین، سینما نیست. شما بعد از اکران در سینما می‌تواند فیلم را در بستر آنلاین هم اکران کنید اما از ابتدا نمی‌توان این کار را انجام داد. درباره اکران همزمان در سینما و بستر آنلاین نیز باید بگویم وقتی با این کار فیلم خیلی سریع به صورت غیرقانونی بیرون می‌آید، چرا باید این کار را کرد. در واقع در این شرایط امنیتی برای اکران آنلاین وجود ندارد. همین الان «خوب بد جلف۲» که این کار را انجام داده فیلمش به صورت قاچاق بیرون آمده است. از شما می‌پرسم آیا درست بوده که ما فیلم‌های تازه را از طریق این بستر اکران کنیم تا با گذشت ساعتی اثر به صورت غیرقانونی بیرون بیاید؟

نجفی‌زاده در پاسخ به این پرسش که اگر قانون کپی‌رایت اجرا شده و مانع از قاچاق فیلم‌های سینمای آنلاین می‌شد، با اکران آنلاین فیلم خود موافقت می‌کرد،‌ گفت: بازهم ابتدا فیلم باید در سینما اکران شود و سپس به بسترهای دیگر برود. چراکه ما فیلم سینمایی ساخته‌ایم،‌ فیلمی نساختیم که بخواهد در بستر تلویزیون یا پلتفرم‌های وی‌او‌دی به نمایش درآید. در کشورهای خارجی هم به این صورت است که فیلم ابتدا در سینما اکران شده و سپس به پلتفرم‌های وی‌او‌دی می‌رود.

وی همچنین‌ درباره مکاتبه با صداوسیما برای تبلیغات این اثر در تلویزیون توضیح داد: یک زمانی تلویزیون به عنوان رسانه ملی کشور تعداد تیزری را به فیلم‌های سینمایی اختصاص می‌داد ولی الان رویکرد رسانه ملی در قبال پخش تیزر فیلم‌های سینمایی متفاوت شده است. البته دوستان لطف کرده و به ما تعدادی اندک تیزر داده‌اند اما شرایط آنطور که باید نیست. در گذشته می‌گفتند که یک فیلم این میزان تیزر دارد ولی الان آمده‌اند و بر اساس اعتباری که خودشان به فیلم داده‌اند، تعداد تیزر مشخصی را به فیلم اختصاص داده‌اند که ممکن است دو سه تیزر بیشتر نباشد.

این تهیه‌کننده با انتقاد از رویکرد تلویزیون در قبال پخش تیزر فیلم‌های سینمایی اظهار داشت: پایین‌ترین تعداد ممکن تیزر را به فیلم ما داده‌اند که این کم‌لطفی بزرگی است. البته همین را به فیلم‌های قبل از ما نداده و از این نظر به ما لطف کرده‌اند. اما واقعا اگر ما از طریق تلویزیون حمایت نشویم باید چه کار کنیم؟ باید برویم به ماهواره‌ها بگوییم که تبلیغ ما را پخش کنند؟ 




مدعیات عجیب داریوش باباییان تهیه‌کننده پیشکسوت سینما⇐بابک زنجانی سرباز دولت(!) بود و در دوره تحریم به ایران خیلی خدمت کرد!/بابک، بودجه آورد و محصولات دولت را برایشان فروخت و درصدی هم پورسانت گرفت!!/بابک با کار کردن، اقتصاد یک‎سری هلدینگ‌ها را راه انداخت، بانکداری کرد و هواپیماهایی خرید که الان در ایران درحال پرواز به داخل و خارج از کشور است!!/همین الان که تحریم هستیم، خیلی از دولتمردان دوست دارند «بابک زنجانی»‌هایی داشتند که بتوانند کارشان را انجام دهند!/تمام بزرگان سینما و آنهایی که در تولید و کارگردانی، ادعایی داشتند برای بابک فیلمنامه می‏آوردند؛ چه حزب‎اللهی و انقلابی و چه غیرانقلابی‏اش!/ بابک زنجانی اگر در سینما می‌ماند، جزء فعالان خوب این سینما بود!/ای‏کاش الان هم آدم‎‌هایی خوشفکر مثل بابک زنجانی داشتیم که هم اقتصاد را می‏شناختند و هم فعالیت اقتصادی انجام می‎دادند و هم به نفع مملکت‎شان یک‎جا‌هایی را آباد می‎کردند!!!

سینماروزان: بابک زنجانی ازجمله سرمایه‌گذاران پرحاشیه‌ای است که وقتی وارد سینما شد و در تعامل با محمود دینی، سورینت‌فیلم را تاسیس کرد به تولید فیلمهایی نظیر “هیچ کجا هیچ کس”، “سیزده” و “نقش نگار” پرداخت که علیرغم صرف هزینه مکفی، همه در یک اله‌مان مشترک بودند و آن هم عدم دریافت بازخورد قابل توجه از سوی مخاطب.

به گزارش سینماروزان در تمام دورانی که بابک زنجانی به عنوان یک متهم اقتصادی محاکمه می‌شد و درنهایت حکم اعدامش صادر شد هیچ کدام از سینماگران منتفع از همکاری با وی، کلمه‌ای در حمایت او حرف نزدند ولی حالا داریوش باباییان که به‌واسطه پخش فیلم “نقش نگار” با زنجانی همکاری داشته در گفتگو با مجتبی اردشیری در فرهیختگان، مدعیات حامیانه عجیبی را درباره زنجانی بیان کرده است!!

داریوش باباییان بیان داشت: من همین الان هم از «بابک زنجانی» دفاع می‏کنم. من درمورد «بابک زنجانی»، حرف خودش را می‏زنم که او سرباز دولت بود. در دوره تحریم به ایران خیلی خدمت کرد. بودجه آورد و محصولات دولت را برایشان فروخت و درصدی پورسانت گرفت. اتفاقا «بابک زنجانی» چرا الان هست؟ چون می‎خواهد برود و پول‎‌ها را بیاورد. ولی از همین بلبشویی که درست کرده‎اند که «تو خوبی» و «تو بدی»، ترس و وحشت دارد. می‎ترسد بیرون بیاید چون کار‌های مثبتی انجام داد.

تهیه‌کننده “چهار اصفهونی در بغداد” ادامه داد: مگر کارآفرینی «بابک زنجانی» کم بوده؟ من از او بی‎دلیل دفاع نمی‏کنم ولی بابک با کار کردن، اقتصاد یک‎سری هلدینگ‌ها را راه انداخت، بانکداری کرد، هواپیمایی که الان در ایران درحال پرواز به داخل و خارج از کشور است را چه کسی وارد کرد؟ همان بودجه‏‌هایی است که از آن درآمد‌های سنگین حاصل از فعالیت مشخص خودش به دست آورد، خرید کرد و آورد داخل ایران.

باباییان افزود: نمی‏خواهم بگویم ایشان در خارج از کشور پولی ندارند یا سودی از فعالیت‎هایش نکرد، نه، ولی خدمات بسیاری هم انجام داد.من نمی‎خواهم حرف سیاسی بزنم ولی اگر «بابک زنجانی» جزء دارودسته‎ای بود که اسمش باید مدام آورده می‎شد، در دوره‎ای که رئیس قوه قضائیه و… عوض شدند، باز باید اسم این آدم را بیشتر می‏بردند ولی می‏دانند که او در دوره خودش، کار کرد. همین الان که تحریم هستیم، خیلی از دولتمردان دوست دارند «بابک زنجانی»‌هایی داشتند که بتوانند کارشان را انجام دهند ولی تحریم آن دوره در ادامه به نفع ایران شد چون تولید داخلی راه افتاد و به همین دلیل امروز ما کمتر به «بابک زنجانی»‌ها نیاز داریم.

تهیه‌کننده “دزدان خیابان جردن” با اشاره به سوابقش در همکاری با زنجانی اظهار داشت: این آدم وقتی در سینما هم وارد شد، من با ایشان نشست داشتم. آدمی نبود که به‎خاطر سودجویی به سینما آمده باشد. وقتی دفترش را راه انداخت و آمد با هومن سیدی و علی عطشانی و ابراهیم شیبانی چند فیلم ساخت، تمام بزرگان سینما و آنهایی که در تولید و کارگردانی، ادعایی داشتند برای او فیلمنامه می‏آوردند؛ چه حزب‎اللهی و انقلابی و چه غیرانقلابی‏اش. من یک‏بار در دفترش دیدم که حدود 50 فیلمنامه از اکثر آدم‎‌ها رسیده و همه هجوم آورده بودند که با او کار کنند.

داریوش باباییان ادعا کرد: زنجانی اگر در سینما می‌ماند، جزء فعالان خوب این سینما بود اما یک گروهی وقتی دوره دولت عوض می‎شود، می‏آیند و زیرپای گروه دیگر را خالی می‏کنند تا امثال اینها سرشان زیر آب برود. دفاع نیست ولی کسی که کار کرده را باید بگوییم و قدر کار کردن و مثبت بودنش را بدانیم. الان خیلی‎‌ها در دولت هستند که دارند کار می‏کنند و هیچ اقدام مثبتی هم انجام نداده‏اند ولی یک‎جا‌هایی آدم دردش می‏گیرد چون من به چشم خودم این خدمات را دیدم و مثلا در «نقش نگار» حضور فیزیکی داشتم و دیدم که چقدر زحمت کشید برای فیلم. بابک هواپیما‌ها و هتل‎هایی راه انداخت که الان مردم ایران دارند از این امکانات استفاده می‎کنند. ای‏کاش الان هم آدم‎‌هایی مثل ایشان خوشفکر داشتیم که هم اقتصاد را می‏شناختند و هم فعالیت اقتصادی انجام می‎دادند و هم به نفع مملکت‎شان یک‎جا‌هایی را آباد می‎کردند.

 

داریوش باباییان+بابک زنجانی

داریوش باباییان+بابک زنجانی




علیرضا رییسیان در اظهاراتی صریح مطرح کرد⇐این بدترین توجیه در حوزه فرهنگ است که بگوییم هر که پول دارد می‌تواند فیلم بسازد!!/ حتی در آمریکا هم این طور نیست که به صرف پول داشتن بشود فیلم ساخت!/مگر به‌صرف پول داشتن می‌توان پزشک یا مهندس شد؟؟/برای جلوگیری از صدور بی‌رویه پروانه، پروسه تایید صلاحیت کارگردانان فیلم اول باید هرچه زودتر به کانون کارگردانان بازگردانده شود!

سینماروزان: صدور بی‌رویه پروانه ساخت، پروانه کارگردانی و پروانه تهیه‌کنندگی در حالی که سینماها، در رکود کامل به سر می‌برند یکی از مصادیق فقدان نگاه حرفه‌ای در مدیریت سینماست.

مدیران سینمایی تولید سریال را که دامنه عرضه‌ای گسترده در فضای مجازی دارد را به بهانه سریال‌سوزی تعطیل کرده‌اند و در عوض هر هفته، چندین پروانه ساخت فیلم، پروانه کارگردانی و پروانه تهیه‌کنندگی صادر می‌کنند بی آن که مشخص شود سینمایی تقریبا تعطیل چه نیاز دارد به این همه فیلم و کارگردان و تهیه‌کننده؟؟؟

علیرضا رییسیان با انتقاد از صدور بی‌رویه پروانه به بهانه رعایت قواعد بازار آزاد(!) به فارس گفت: این، بدترین توجیه در حوزه فرهنگ است که بگوییم هر که پول دارد می‌تواند فیلم بسازد؛ این اصالت دادن به سرمایه است. مگر به‌صرف پول داشتن می‌توان پزشک یا مهندس شد؟؟ پس هرکس که در شبکه‌های ماهواره‌ای  برنامه دارد هم بیاید فیلم بسازد!

رییسیان تاکید کرد: حتی برای یک کارگردان حرفه‌ای شرایط سختی برای ادامه کار و دریافت پروانه وجود دارد اما یک‌نفر چون پول دارد باید راحت بتواند کار مدنظرش را انجام دهد؟؟

کارگردان “دوران عاشقی” و “چهل سالگی” افزود: اصالت به سرمایه چندسالی است که در حوزه فرهنگ کشور باب شده و فقط منحصر به سینما نیست. در هیچ‌جای دنیا اصالت صرفا با سرمایه نیست. مهارت و کارایی آدم‌ها مساله اول است. در آمریکا که منتهی‌الیه سرمایه‌داری است باز هم این طور نیست که به صرف پول داشتن بشود فیلم ساخت.

رییسیان ادامه داد: پول فقط یک بخش کار حرفه‌ای است و برای جلوگیری از صدور بی‌ضابطه پروانه کارگردانی، پروسه تایید صلاحیت کارگردان فیلم اول باید با نامه رسمی ارشاد هرچه زودتر به کانون کارگردانان تفویض و بازگردانده شود و در اَن‌جا صلاحیت کسانی که می‌خواهند فیلم اولشان را بسازند مورد ارزیابی قرار بگیرد.

کارگردان “ایستگاه متروک” و “ریحانه” با اشاره به زمانی که تایید صلاحیت فیلم اولیها با کانون کارگردانان بود، اظهار داشت: از زمان مرحوم سیف‌الله داد تایید صلاحیت فیلم اولیها به صنف کارگردانان واگذار شد و در دو مقطع و هر شش‌ماه یکبار درخواست‌ها را بررسی می‌کردیم. آن زمان شش کارگردان در شورای نظارت کانون، بررسی سوابق فیلم اولیها را انجام می‌دادند و نه یک کارگردان!

رییسیان در شرح آن ساختار گفت: در آن زمان یک سیستم ارزیابی داشتیم که کاملا حرفه‌ای بود و به محتوا کاری نداشت. سیستم نمره‌دهی وجود داشت که براساس آن مواردی مثل ساخت فیلم کوتاه، دستیاری کارگردان، مدرک تحصیلی، فعالیت‌های هنری و سینمایی و… ملاک نظر بود. محتوا به وزارت ارشاد مربوط بود و در کانون صرفا استانداردهای حرفه‌ای بررسی می‌شد. نهادهای دیگر هم همینطور است. مثلا نظام‌مهندسی و نظام پزشکی برای اعطای مجوز، به اخلاقیات و اعتقادات کاری ندارند و مسائل حرفه‌ای را مورد توجه قرار می‌دهد و این طور نیست که به‌صرف پول داشتن، بتوان عضو نظام مهندسی یا نظام پزشکی شد. من معتقدم الان هم باید به همین شیوه عمل شود و با واسپاری بررسی صلاحیت به صنوف، تخصص‌گرایی ارج نهاده شود.




هشدارهای حسین فرحبخش نسبت به اوضاع کساد سینماها⇐اگر الان سینماها کار نکنند تا آخر سال دیگر امکان کار کردن نخواهند داشت!/اکران “زنها فرشته‌اند۲” از نظر مالی برای من ضرر داشت و فقط از لحاظ معنوی راضی شدم به اکران!/نه شهرداری کمکی برای تبلیغات کرده و نه تلویزیون!/ ۶۰۰ میلیون تومان از جیب برای اجاره بیلبورد هزینه کردم تا چراغ سینماها روشن بماند!/سالن‌های سینما جزو پاک‌ترین اماکن عمومی هستند ولی متاسفانه رسانه ملی هیچ اطلاع‌رسانی در این باره نمی‌کند!/بسیاری از مدیران فعلی و سابق تلویزیون در شوراهای سینمایی ارشاد مشغول فعالیت هستند ولی تلویزیون برای رونق دوباره سینماها هیچ تلاشی نمی‌کند!!/با ادامه وضعیت فعلی، هزاران نفر بیکار خواهند شد

سینماروزان: محمدحسین فرحبخش تهیه‌کننده کمدی روی پرده “زنها فرشته‌اند۲” نسبت به عدم‌ حمایت از سینماداران و فیلمهای روی پرده هشدار داد و تاکید کرد که اگر برای حضور مردم در سینماها تبلیغ نشود نزدیک به ۵ تا ۶هزارنفر از اهالی سینما گرفتار بیکاری خواهند شد.

محمد حسین فرحبخش با اشاره به اکران این فیلم در شرایط فعلی به “گراندسینما” گفت: شاید در شرایط عادی و منطقی اش نباید فیلم را اکران می کردم اما مردم از کسی که از قدیمی های حرفه خودش هست توقع دارند و به نظرم در این شرایط که سینما به همدلی بیشتر مردم کمک می کند باید چراغ سینما را روشن نگه داشت.

فرحبخش که این روزها کمدی “زنها فرشته‌اند۲” را روی پرده دارد با گلایه از خلف وعده مدیران فرهنگی و عدم حمایت از فیلم‌های در حال اکران گفت: شهرداری هیچ کمکی به ما برای تبلیغات نکرد و ۶۰۰ میلیون تومان از جیب برای اجاره بیلبورد هزینه کردم. تلویزیون هم هیچ گونه کمکی برای پخش تیزرهای تبلیغاتی نکرد.سالن‌های سینما جزو پاک‌ترین اماکن عمومی هستند ولی متاسفانه رسانه ملی هیچ اطلاع‌رسانی در این باره نمی‌کند؛ این اتفاق در شرایطی است که بسیاری از مدیران فعلی و سابق تلویزیون در شوراهای سینمایی ارشاد مشغول فعالیت هستند ولی تلویزیون هیچ کمک و تلاشی برای رونق دوباره سینماها نمی‌کند!!

وی اضافه کرد: اکران “زنها فرشته‌اند۲” از نظر مالی برای من ضرر خواهد داشت ولی از لحاظ معنوی برای من نفع دارد و امید دارم با این حرکت و اکران فیلم باید کاری کرد مردم به سینما بروند. سینماها از لحاظ ویروس کرونا کاملا امن و پاک است و قبل از هر سانس سالن های سینما ضدعفونی می شود و من به مردم این اطمینان را می دهم که مردم با خیال راحت به سینما بروند؛ با این حال این اطلاع‌رسانی باید از طریق رسانه ملی انجام شود که همه در جریان قرار گیرند ولی متاسفانه صورت نگرفته!!

این تهیه کننده سینما یادآور شد: اگر الان سینماها کار نکنند تا آخر سال دیگر امکان کار کردن نخواهند داشت و حدود پنج شش هزار پرسنل سالن های سینما بیکار می شوند که این ضربه بزرگی به اقتصاد سینما و معیشت خانواده هایی است که در این حرفه مشغول به کارند. با ادامه وضعیت فعلی، هزاران نفر بیکار خواهند شد و یک بحران عظیم شکل خواهد گرفت!




اظهارنظر محمدرضا اصلانی پیش‌روی مدیران فارابی که با میلیاردها تومان بودجه باز عاجزند از حفظ سرمایه‌های زنده سینما ⇐برای فیلم سینایی سرمایه نبود ولی سي برابر آن سرمايه براي فيلم موهني كه اصلا معلوم نيست چرا بايد ساخته شود، هزينه شد!!؟

سینماروزان: خسرو سینایی فقید نزدیک به یک دهه انتهایی عمر خود را صرف تلاش برای یک درام تاریخی با عنوان “قطار زمستانی” کرد.

به گزارش سینماروزان “قطار زمستانی” بنا بود مروری داشته باشد بر زندگی مهاجرانی که در زمان جنگ جهانی دوم از لهستان به ایران آمده بودند و سینایی بعد از مواجهه با مزار برخی از آنان در آرامگاه ارامنه دولاب، به فکر ساخت فیلمی براساس هجرت از لهستان به ایران افتاده بود.

سینایی خیلی تلاش کرد که “قطار زمستانی” را به سرانجام برساند ولی نهادهای دولتی سینمای ایران بودجه لازم برای تولید را دراختیارش نگذاشتند ولی عجبا که در زمان رحلت سینایی، مدیران همان نهادها پشت سر هم پیام تسلیت فرستادند!!

محمدرضا اصلانی که خود نیز همچون سینایی با کم‌لطفی مدیران سینمایی روبروست در رثای سینایی به اعتماد گفت: من امروز بابت اين فراهم نبودن زمينه‌های کار برای بزرگان كه فرصت‌هاي زيادي را از هنر و فرهنگ ما گرفته، افسوس مي‌خورم. اين افسوس فقط به حال كسي مانند خسرو سينايي نيست، بلكه افسوس به حال همه ماست. همه «ما»يي كه همه ‌چيز براي پرواز كردن داريم اما فضايش را نه!  هنرمند ما طرح و ايده براي ساخت يك اثر جدي هنري دارد اما سرمايه نيست، فضاي مساعد نيست، همكاري و… نيست.

اصلانی با اشاره به تلاشهای ناکام سینایی برای ساخت “قطار زمستانی” گفت: برای سینایی که امتحانش را پس داده، حمایت و سرمایه نبود بعد مي‌بينيم سي برابر آن سرمايه براي فيلم موهني كه اصلا معلوم نيست چرا بايد ساخته شود، هزينه مي‌شود. هنرمند با مشكل كمبود سرمايه روبه‌رو مي‌شود و مي‌بينيم كه سرمايه‌هاي هنگفتي به نام هنر از بين مي‌رود و گم مي‌شود و به كارهاي مجهول‌الهويه نسبت داده مي‌شود!!

به گزارش سینماروزان بد نیست بدانید خسرو سینایی در پاییز ۹۶ به صراحت اعلام کرده بود که برآوردش برای تولید “قطار زمستانی” هشت میلیارد است ولی فارابی به بهانه آن که نیمی از این بودجه باید از طرف لهستانی فراهم شود، از حمایتش سرباز زد!

این همان فارابی است که شفاف‌سازی حسین انتظامی مشخص ساخت تنها برای نه ماه از سال ۹۹ نزدیک به ۸.۵میلیارد فقط هزینه پشتیبانی کرده است!
این همان فارابی است که باز شفاف‌سازی انتظامی مشخص ساخت سال قبل رقمی معادل ۱۸میلیارد و ۷۰۰میلیون بودجه داشته برای حمایت از فیلمهای فاخر!(اینجا را بخوانید)

چرا امثال سینایی هیچ سهمی از این بودجه‌های فاخر نداشته‌اند؟؟
فارابی برپا شده برای حمایت از امثال خسرو سینایی یا دریافت بودجه‌های میلیاردی به‌اسم پشتیبانی و امور جاری؟؟؟

 

محمدرضا اصلانی+خسرو سینایی

محمدرضا اصلانی+خسرو سینایی




رک‌گویی تهیه‌کننده “خط ویژه” و “قاتل اهلی”⇐حتی زمانی که کرونا وجود نداشت باز دولت فعلی دغدغه‌ای در مورد فرهنگ نداشت!!/حالا هم که کرونا به جان اقتصاد نیم‌بند سینما افتاده، دولت برنامه‌ای مشهود برای مرتفع کردن مشکلات نداشته!/۹۰ درصد اهالی سینما مشکل مالی دارند و توان تأمین زندگی خودشان را ندارند و دولت هم فقط “ادای” کمک کردن را درمی‌آورد!/از دولتی که با بورس‌بازی و بالا و پایین کردن ارز به‌دنبال کسب درآمد است، نباید توقع داشته باشیم که بیاید و مشکلات سینما را حل کند!/عجبا که در دوران رکود سهمگین سینماها نزدیک به صد پروژه سینمایی در مسیر تولید است!/وقتی سینماها تقریبا تعطیل است و اکران آنلاین سودآوری ندارد این حجم تولید چه معنایی دارد؟؟/ آیا باید باور کنیم که افراد خیر و سرمایه‌های پاک بودجه این فیلمها را فراهم کرده‌اند؟؟/اگر نمی‌توانند جلوی ورود سرمایه‌های مشکوک را بگیرند لااقل از هر سرمایه‌گذار میلیاردی، سهمی هم برای گرفتاران سینما بردارند!!/خانه از پای‌بست ویران است و در حال مرگ هستیم…

سینماروزان: اوضاع اقتصادی بدنه سینما روزبروز خراب‌تر می‌شود و‌ سینماداران درحال مگس‌پرانی‌اند ولی درعین حال هفته‌ای نیست که چندین پروانه ساخت برای تولید فیلم سینمایی صادر نشود؛ بدون اینکه مشخص باشد این همه فیلم بناست چگونه بازگشت مالی داشته باشند؟

به گزارش سینماروزان منصور لشکری قوچانی تهیه‌کننده سینما ضمن تأکید بر اینکه در بین اهالی سینما نا‌امیدی و خانه‌نشینی امری مشهود و غیر‌قابل انکار است به محمدصادق عابدینی در جوان می‌گوید: اگر قبل از بروز هر اتفاقی در بخش‌های مختلف یک اتاق‌فکر یا اتاق بحران متشکل از افراد متخصص و اهالی سینما وجود داشته‌باشد و در کنار این جریانات بخش‌های دولتی نیز حضور داشته‌باشند، شاید بتوان امیدوار بود که برخی بحران‌ها شبیه به اوضاع کنونی را به سلامت از سر بگذرانیم. واقعیت امر این است، در روزگاری هم که کرونا وجود نداشت، دولت فعلی نشان داد که دغدغه‌ای در مورد فرهنگ ندارد حالا هم که کرونا به جان اقتصاد نیم‌بند سینما افتاده، دولت برنامه‌ای مشهود برای مرتفع کردن مشکلات نداشته. از آنجایی که این دولت از ابتدا دغدغه فرهنگ نداشت، تعطیلی سینما برایش اصلاً مهم نبوده و به نوعی به فکر حل یا مرتفع کردن مشکلاتش نیستند که حالا ما بخواهیم با یک تلنگری به دولت امیدوار باشیم که مشکل سینما و فرهنگ را حل کند.

این تهیه‌کننده سینما در ادامه اظهارنظر می‌کند: ما امروز حدود ۵ الی ۶ هزار نفر عضو خانه سینما داریم که عده قلیلی حدود کمتر از ۱۰ درصد آن‌ها از نظر معیشتی و سطح زندگی به دلیل داشتن منابع یا پس‌انداز، شرایط مساعد و عادی دارند؛ در حالی که ۹۰ درصد اهالی خانه سینما مشکل مالی دارند و توان تأمین مایحتاج و مخارج زندگی خودشان را ندارند که باید به این افراد کمک شود. به نظر بنده هیچ امیدی به این دولت نیست، چون دولت دغدغه فرهنگ ندارد. به همین علت من گمان می‌کنم باید یک اتاق‌فکری متشکل از اهالی سینما تشکیل بشود یا اینکه خود خانه سینما بیاید و یک برنامه‌ریزی بکند که چطور می‌شود خیرین و افراد سرمایه‌داری را که علاقه‌مند به حضور و سرمایه‌گذاری در حوزه سینما هستند، پای کار بیاورد تا این افراد در قالب قرض‌الحسنه، مشارکت یا هر شکل مشخص دیگری به سینما و آن ۹۰ درصد اهالی سینما که در این شرایط دچار مشکلات عدیده معیشتی شده‌اند، کمک بکنند.

تهیه‌کننده فیلم «قاتل اهلی» می‌افزاید: به نظر من دولت ادای کمک کردن درمی‌آورد، اینکه مدام گفته‌می‌شود دولت می‌خواهد به افراد محروم کمک کند، فقط ادایش را درمی‌آورد. دولت در تأمین حقوق کارمندان خودش مانده و برای اینکه بتواند حقوق این کارمندان را در بیاورد، از طریق بالا و پایین کردن قیمت ارز و بورس به دنبال کسب درآمد و مایحتاج خودش است، دولتی نبوده که پس‌اندازی داشته باشد و ما حالا بگوییم خیلی خب دولت از محل فلان پس‌اندازش می‌تواند حقوق کارمندانش را تأمین کند. از دولت با حجم بسیار بزرگی از کارمندان و حقوق‌بگیرانی که نه توان تأمین حقوق آن‌ها را دارد و نه توان مدیریت خودش را دارد، نباید توقع داشته باشیم که بیاید و مشکلات بخش فرهنگ یا سینما را حل کند. گرچه وظیفه دولت در چنین اوضاعی ایفای نقش حمایتی در صیانت و مساعدت به حوزه‌هایی مانند فرهنگ و هنر است که بیشترین آسیب‌ها را در اوضاع کرونایی دیده‌است. این دولت در دورانی که کرونا وجود نداشت به وظایفش عمل نمی‌کرد، حالا و در روزگاری که توان تأمین حقوق کارمندانش را ندارد، چطور می‌تواند بیاید و به فرهنگ و سینما کمکی بکند.

تهیه‌کننده “خط ویژه” تأکید می‌کند: بنابراین اگر اتاق‌فکری قرار است تشکیل بشود یا تحولی در خانه سینما ایجاد گردد، به نظر من باید به سراغ افراد خیّر برویم. هر چند همین حالا هم هستند افرادی که به برخی پروژه‌های سینمایی کمک‌هایی می‌کنند و اعداد و ارقامی هم که گفته می‌شود بسیار زیاد و قابل‌توجه است، اما اگر همین افراد بیایند و به جای اینکه سرمایه‌هایشان را در یک یا دو پروژه خرج کنند، سعی کنند آن‌ها را به ۵ هزارو ۵۰۰ نفر اهالی سینما که هر کدامشان نماینده یک خانوار محسوب می‌شوند، کمک کنند، اتفاق بهتری رقم می‌خورد. متأسفانه در این ایام همه چیز دست به دست هم داده تا افراد دلسوز هنر یا خانه‌نشین شوند یا اینکه نتوانند حرفی بزنند، چون مشکل دارند. به نظر بنده خانه از پای‌بست ویران است و در حال مرگ هستیم…

این تهیه‌کننده ادامه داد: تشکیل کمیته بحران زمانی معنا دارد که مثلاً یک شخصی در کما باشد، اما امروز سینمای ما در کما نیست، بلکه مرده است! به همین دلیل است که ما خانه‌نشینی را ترجیح داده‌ایم و منتظر روزگاری هستیم که بشود کار کرد.

لشکری قوچانی خاطرنشان می‌سازد: عجبا که در شرایط مرگ و رکود سهمگین سینما و گرسنگی نود درصد بدنه سینما نزدیک صد فیلم در حال تولید است و خجالت می‌کشیم که اسامی خیلی از این تازه‌واردها را که بعضا دستی هم در رقاصی دارند(!) بنویسیم!! وقتی سینما تقریبا تعطیل است و اکران آنلاین سودآوری ندارد این حجم تولید چه معنایی دارد؟؟ آیا باید باور کنیم که افراد خیر و سرمایه‌های پاک بودجه این فیلمها را فراهم کرده‌اند؟؟ اگر نمی‌توانند جلوی ورود سرمایه‌های مشکوک را بگیرند لااقل از هر سرمایه‌گذار میلیاردی، سهمی هم برای گرفتاران سینما بردارند!!




تازه‌ترین اظهارات علی سرتیپی مدیر موسسه فیلمیران⇐صنعت سینمای ایران تاکنون بالای ۲۰۰میلیارد از کرونا لطمه خورده!/به غیر از سینماهای حوزه هنری که دولتی بودند، اغلب سینماها به‌خاطر کرونا تعدیل نیرو داشتند ولی ما هیچ تعدیلی نداشتیم!/بابت تعطیلی پردیس کوروش ۷ تا ۸میلیارد ضرر دادیم ولی حتی یک نیرو را هم تعدیل نکردیم!/در سینماهایی مانند گالریا و شکوفه هم علیرغم تعطیلی، حقوق و مزایای کامل پرسنل را دادیم!/حتی یک ریال هم از سوی دولت به ما کمک نشده است!/آن وام ده میلیونی دولت را هم نگرفتیم چون باز باید با سود آن را برمی‌گرداندیم!/سمفا قابلیت تخصیص به‌لحظه سهم صاحبان آثار را دارد منتها سینماداران با این مورد مساله دارند!!/سینماداران مخالف سانس‌بندی‌های دولتی ازطریق سمفا هستند!/مهم‎ترین خطر سمفا این است که این مجموعه شاید در آینده بیفتد دست آدم‌هایی که بخواهند یک‎جور دیگر سینما را کنترل کنند!!/ارزان‌ترین بلیت سینماهای جهان در ایران عرضه می‌شود!/حتی مترو و اتوبوس که متعلق به دولت است در سال جدید، بهای بلیت را افزایش دادند ولی درمورد سینما، فقط مالیات ارزش افزوده به بهای بلیت افزوده‌ شده!/متاسفانه سینماها علیرغم ساحت فرهنگی مشمول هیچ تخفیف مالیاتی نمی‎شوند و باید مانند اصناف دیگر، ۹درصد ارزش‏افزوده خود را کامل بپردازد!/ورود{ امثال م.الف} به سینما به ضررشان تمام شد چون اگر می‌رفتند ملک می‌خریدند، شاید اینقدر روی آنها تمرکز نمی‌شد!!/آن جوانک بیت‌کوین‌باز بعد از ساخت چند فیلم فهمید خبری در سینما نیست و رفت که رفت!/ ما در زمینه تولید سینمایی، دهمین کشور دنیا هستیم ولی به لحاظ تعداد سالن، صد‌وچهلمین کشور!!/با ظرفیت فعلی سالن، سالانه باید ۴۰ تا ۴۵ فیلم تولید شود و نه بیشتر!/همین عدم تناسب کمیت تولید با کمیت سالن باعث فیلمسوزی شده!/اگر قرار بود بین «رحمان ۱۴۰۰»، «خروج» و «شنای پروانه»، تنها یک فیلم را نمایش دهیم قطعا “شنای پروانه” را انتخاب می‌کردم!!/ملاکم برای پخش فیلم، ارتباط با مخاطب است و برای همین بود که “جدایی…” اصغر فرهادی را همزمان با “اخراجیها۳” مسعود ده‌نمکی اکران کردم!

سینماروزان: علی سرتیپی مدیر موسسه فیلمیران در یک دهه اخیر چنان سیطره‌ای در پخش و سینماداری پیدا کرده که بسیاری از مال‌سازان ایرانی از همان مراحل آغازین ساخت، او را دعوت به مشاوره برای بهره‌برداری فرهنگی از طبقات بالایی سازه‌های خود می‌نمایند؛ روندی که درعین کمک به توسعه ظرفیت سینمایی کشور، شائبه‌هایی مختلف را هم شکل می‌دهد.

علی سرتیپی کمتر گفتگو می‌کند ولی هرگاه تن به گفتگوی تفصیلی می‌دهد سعی می‌کند حرفهایش را بی‌تعارف مطرح کند.

به گزارش سینماروزان علی سرتیپی در گفتگویی با محتبی اردشیری در فرهیختگان با اشاره به لطمات سینما از کرونا گفت:  در کنار صنایع دیگری مثل رستوران‌ها و هتل‌ها که از کرونا لطمه خوردند صنعت سینما خیلی از این اوضاع لطمه خورد. فکر می‌کنم صنعت سینما طی این چند ماه، حداقل بالای 200میلیارد از کرونا لطمه خورد ولی امیدواریم  روزی این کابوس تمام شود.

سرتیپی با اشاره به آفات تعطیلی کرونایی سینماها گفت: تقریبا غیر از سینماهای حوزه هنری که دولتی بودند، بقیه تعدیل داشتند ولی ما نه، اما اینکه تا چه زمانی بتوانیم این روند را ادامه دهیم، نمی‌دانم. الان بیشتر پردیس‌ها نیروهایشان را تعدیل کرده‎اند؛ 20 نفر بوده‎اند، کرده‎اند چهار یا پنج نفر. اگر ما در کوروش این کار را نکردیم به این دلیل که در مجتمع شلوغی هستیم و پشتوانه این مجتمع را داریم. سینما حال و روز خوبی ندارد.

سرتیپی درباره وضعیت سینماهایی که مدیریتش را برعهده دارد گفت: طی چهار ماه تعطیلی سینماها، یک نفر را هم برای تعدیل معرفی نکردیم. تمام پول شارژ را هم دادیم یعنی ما فقط ماهی ۴۰۰میلیون تومان پول شارژ دادیم. خود سینما (کورش) طی این چهار ماه بین هفت تا هشت میلیارد ضرر و زیان داد اما با این‌حال، یک نفر از نیروهایمان را تعدیل نکردیم. حقوق‌ها را کم نکردیم. حقوق‌ها با افزایش امسال و بیمه‌های پرسنل، همه پرداخت شده است. واقعا عین نهادهای دولتی که با کارمندان خودشان برخورد می‌کردند، ما در بخش خصوصی این کار را کردیم، البته یکی از بزرگ‌ترین پشتوانه‌های ما، گروه صنعتی گلرنگ بوده که این دوستان که شریک ما هستند، این سیستم را به کار بستند. حتی در مجتمع‌های دیگر نظیر شکوفه یا گالریای تجریش ما هیچ پرسنلی را رد نکردیم. با اینکه کسی سرکار نبود، حقوق و مزایایشان را به‌صورت کامل دریافت کردند.

سرتیپی با انتقاد از کمک حداقلی دولت به سینماداران گفت: من الان به‌عنوان سینمادار اعلام می‌کنم تا این لحظه حتی یک ریال هم از سوی دولت به ما کمک نشده است. آن وام 10 میلیونی را هم نگرفتیم چون کمکی به حال ما نمی‌کرد. یعنی ما با 14 پرده باید 140 میلیون وام می‌گرفتیم و چند ماه دیگر هم آن را با سود پس می‌دادیم؛ ما که کاسب نیستیم که با پولش کار کنیم!!

مدیرعامل فیلمیران پیرامون عدم تخصیص بلحظه سهم صاحبان آثار از بلیت‌فروشی که سمفا وعده‌اش را داده بود بیان داشت: بزرگترین امتیاز سمفا این بود که انحصار بلیت‌فروشی را شکست؛ مساله فروش و تقسیم پول در لحظه، که ازجمله قابلیت‌های اصلی سمفا بود. سمفا این قابلیت را دارد منتها سینماداران با این مورد مساله دارند. مسائل دیگری هم دارند؛ یکی‌اش سانس‌بندی‌های دولتی که اینها می‌تواند یک جاهایی خطرناک باشد و سینماداران مخالف سانس‌بندی‌های دولتی از طریق سمفا هستند!

سرتیپی با اشاره به آفات دولتی بودن سمفا خاطرنشان ساخت: مهم‎ترین خطر سمفا این است که مجموعه شاید در آینده بیفتد دست آدم‌هایی که بعدا بخواهند یک‎جور دیگر سینما را کنترل کنند!

علی سرتیپی با تاکید بر ارزانی قیمت بلیت سینما در ایران گفت: واقعیتش این است که تا پیش از این، هندوستان، ارزان‎ترین بلیت سینما‌های جهان را داشت که درحال‎حاضر این عنوان در اختیار ایران است. یعنی ارزان‎ترین بلیت سینما متعلق به ایران است که به قیمت کمتر از یک دلار به فروش می‎رسد، آن‎هم در بهترین سالن‎هایمان. ولی هزینه‌های ما، دستگاه‌هایی که دارند کار می‏کنند، آن لامپی که آنجا روشن است، آن صندلی و… را داریم، به‌دلیل تحریم، گران‎تر از اروپا و آمریکا می‎خریم. هزینه‌های ما بسیار بسیار بالاست!!

سرتیپی ادامه داد: حتی مترو و اتوبوس که متعلق به دولت است در سال جدید با افزایش قیمت بلیت مواجه شد اما ما هیچ افزایش قیمتی در بحث بلیت سینما نداشته‎ایم و فقط مالیات ارزش افزوده را به بهای بلیت افزوده‌ایم که این مختص سینما هم‌ نیست و هر کالایی بخرید باید بپردازید. متاسفانه سینما علیرغم ساحت فرهنگی مشمول هیچ تخفیف مالیاتی نمی‎شود و باید مانند اصناف دیگر، 9درصد ارزش‏افزوده خود را کامل بپردازد! شما غذایی که تیرماه سال گذشته خورده‎اید، ببینید الان چند تومان شده است، اما ما داریم بلیت را به همان قیمت پارسال می‎فروشیم!!

علی سرتیپی درباره برخی سرمایه‌گذاران سینما نظیر م.الف که در زندان به سر می‌برند بیان داشت: اینکه ایشان پول گرفته یا وام گرفته، اگر کار خلافی کرده باید محکوم شود. ولی می‌گویم ایشان که پولی را وارد سینما کرده، اتفاقا برعکس عمل کرده؛ یعنی اگر ایشان در سینما نبود، شاید این نورافکنی که رویش روشن شد و این اتفاق‌هایی که برایش افتاد و این رسانه‌ای شدن مسائلش، به او ضرر زد تا اینکه بخواهد به او کمک کند. یعنی اگر ایشان پولی را که گرفته بود وارد سینما نمی‌کرد و مثلا می‌رفت ملک می‌خرید، شاید اینقدر روی او تمرکز نمی‌شد. ضمن اینکه مگر ایشان چقدر پول آورده؛ 50 تا 100 میلیارد که بیشتر نیاورده. چند سریال شبکه نمایش خانگی ساخته و چهارپنج تا هم فیلم. جز متمرکز شدن و حساس شدن روی این آدم، اتفاق دیگری برایش رقم خورده؟ درنتیجه ایشان هم آن ضربه را خورده؛ یعنی ایشان یک پول‌هایی داشته و چون می‌خواسته دیده شود یا به هر دلیلی، وارد سینما شده.

سرتیپی درباره جوانک بیت‌کوین‌بازی که اخیرا در چند فیلم سرمایه‌گذاری کرده بود اظهار داشت: یکی‌دو نفر بودند که کار بیت‌کوین انجام می‌دادند. طرف رفته بیت‌کوین خریده و فیلم ساخته. البته الان می‌گوید دیگر فیلم نمی‌سازم و تمام شد. چند تا ساخت و فهمید خبری نیست و رفت که رفت. اصلا این خبرها نیست.

سرتیپی با رد وجود مافیای اکران گفت: ما در زمینه تولید سینمایی، دهمین کشور دنیا هستیم ولی به لحاظ تعداد سالن، صد‌وچهلمین کشور. همین عدم تناسب کمیت تولید با کمیت سالن باعث فیلمسوزی شده!
عدم تناسب عرضه و تقاضا همیشه این مشکلات را به‌وجود می‌آورد. ظرفیت ما تولید 40 تا 45 فیلم در سال است. برای همین همه مدعی هستند و معلوم نیست چرا به فکر ایجاد تناسب تولید-توزیع نیستیم؟؟

مدیر فیلمیران درباره چیدمان اکران پساکرونا گفت: اگر قرار بود بین3 فیلم «رحمان 1400»، «خروج» و «شنای پروانه»، تنها یک فیلم را نمایش دهیم قطعا “شنای پروانه” را اکران میکردم.

سرتیپی در چرایی این امر گفت: فیلم خوب فیلمی است که استانداردها را رعایت کرده و با مردم ارتباط برقرار کند؛ یعنی خوب بفروشد و مردم از آن استقبال کنند. من- علی سرتیپی- هم فیلم «مسعود ده نمکی» یعنی «اخراجی‌ها 3» را اکران می‌کنم و همزمان با این فیلم، اثر «اصغر فرهادی» یعنی «جدایی نادر از سیمین» را. حالا ملاکم چیست؟ ملاکم این است که این فیلم‌ها با مردم ارتباط برقرار می‌کنند و هر دو هم گیشه دارند و هر دو هم کنار هم می‌فروشند!

علی+سرتیپی

علی+سرتیپی




ادعای مجری خندان مناظره‌های انتخاباتی⇐می‌خواستم با موسسان فیسبوک، مایکروسافت و علی‌بابا گفتگو کنم ولی سازمان نگذاشت…

سینماروزان: مرتضی حیدری که شنیدن نامش، اذهان را به سمت اجرای مناظره‌های انتخاباتی می‌برد ادعا کرده به‌دنبال مصاحبه با صد نفر از خالقان برندهای کارآفرین دنیا بوده ولی به‌خاطر مخالفت مدیران صداوسیما موفق به این کار نشده است با این حال همچنان امید دارد با هزینه شخصی، این کار را بکند!

مرتضی حیدری با اشاره به طرح “صد کارآفرین دنیا” به جام‌جم گفت: طرحی را برای گفتگو با شخصیت‌های بزرگ جهانی مطرح کردم. یکی از آنها مصاحبه با صد کارآفرین مطرح دنیاست. چون با ۱۲۵ تا از بزرگ‌ترین کارآفرین‌های ایران مصاحبه داشتم، می‌خواستم با خارجی‌ها مثل پایه‌گذاران علی‌بابا، مایکروسافت، ای‌بی، فیسبوک و… هم گفت‌وگو کنم. متاسفانه سازمان از این طرح حمایت نکرد.

حیدری افزود: هرچند سازمان با تولید این طرح موافق نبود ولی من می‌خواهم این کار را با هزینه شخصی خودم انجام دهم و امیدوارم که بشود.

حیدری درباره سرانجام این طرح گفت: خودم به دنبال تولیدم و باید حضوری برای مصاحبه بروم و با این قیمت ارز و بسته بودن مرزها به خاطر شرایط کرونا، کار سختی است، اما به انجام دادنش امیدوارم.