مرتضی شایسته بیان کرد⇐ از بس در اين دوازده سال برای حل مشکل اکران «صد سال به این سالها» به وزارت ارشاد رفتيم و آمديم، خستگي را خسته كرديم!!

سینماروزان: از جمله فیلمهای توقیفی یک دهه اخیر سینمای ایران فیلم «صد سال به این سالها» است که بخاطر ارائه تصویری جذاب از دوران پیش از انقلاب و در کنارش استفاده از نام «ایران» برای شخصیت اصلی که بعد از انقلاب اسلامی گرفتار مشکلات متعدد میشود، مدتهاست در توقیف به سر میبرد.

تغییر و تحولات در معاونت نظارت و حضور محمدمهدی طباطبایی نژاد بسیاری را به این گمانه زنی انداخته که شاید با اعمال اصلاحات مشکل اکران «صد سال به این سالها» هم حل شود.

مرتضي شايسته تهیه کننده «صد سال به این سالها» که در سالهای اخیر فعالیتش در زمینه تولید کمتر شده درباره وضعیت پیش روی فیلم به «اعتماد» مي‌گويد: از بس در اين دوازده سال برای حل مشکل اکران «صد سال به این سالها» به وزارت ارشاد رفتيم و آمديم ديگر خستگي نمي‌شناسيم، خستگي را خسته كرديم.

او در ادامه صحبتش توضيح مي‌دهد: مجددا درخواست پروانه نمايش براي اين فيلم داده شده ولي هنوز پاسخي درخصوص چگونگي اكران اين فيلم به ما داده نشده است. اميدواريم به زودي اين فيلم نمايش داده شود.

مرتضي شايسته می افزاید: فيلم «صد سال به اين سال‌ها» فيلم سلامتي است و با اينكه 12 سال از ساخته شدن آن مي‌گذرد در اكران عمومي مي‌تواند موفق باشد.




نقطه نظرات تهیه کننده “ناخدا خورشید” پیش روی ارگانی سازانی که همراستا با پرویز ثابتی ساواکی از خودکشی تختی گفتند ولی سیلی سنگینی از مخاطب خوردند⇐اینکه بگوییم تختی خودکشی کرده چه فایده ای دارد؟؟/زیر سوال بردن همسر تختي، توهين به خود تختي است!!/تختی اسطوره ملی است و شرافت سیاسی-اجتماعی اش است که باید نمایش داده شود

سینماروزان: فیلمی ارگانی که با صرف میلیاردها از پول ملت و همراستا با تئوری پرویز ثابتی از سران ساواک برای جاانداختن خودکشی تختی ساخته شده بود هرچند یکی از بهترین زمانهای اکران را به خود اختصاص داد ولی با شکست مطلق در اکران سیلی سختی از مخاطبانی خورد که علاقه ندارند بی حرمتی به اسطوره های خویش را تماشا کنند.

تقریبا همزمان با آن فیلم ارگانی شکست خورده که صدها سالن و کلی بیلبورد و تیزر نصیبش شد ولی نفروخت مستندی درباره تختی با نام “شهسوار” هم به صورت محدود و با حداقل تبلیغات روی پرده رفت. مستندی که نام هارون یشایایی تهیه کننده پیشکسوت سینمای ایران را به عنوان تهیه کننده بر خود داشت و بخاطر حفظ حرمت تختی مورد توجه مخاطبان قرار گرفت.

هارون یشایایی در تشریح مشی خود در روایت زندگی تختی و با نقد نگاهی که بدنبال تأکید بر خودکشی تختی است به “اعتماد” اظهار داشت: تكه تكه كردن جزييات مرگ تختي چه فايده دارد ؟ اينكه ساواك او را كشته يا خودش چگونه خودش را كشته نباید براي ما اهميت داشته باشد. اینکه بگوییم تختی خودکشی کرده چه فایده دارد؟  در مستند “شهسوار” در مورد مرگ تختي خيلي با احتياط پيش رفتيم و نظرات مختلف را لحاظ كرديم. واقعا نمي‌خواستيم به شخصيت اين اسطوره دست‌درازي كنيم.

تهیه کننده “ناخدا خورشید” ادامه داد: نكته مهمي كه دوست دارم اينجا مطرح كنم اين است كه چگونگي مرگ تختي مهم نيست، آن چيزي كه اهميت دارد اين است كه در دنياي امروز با وجود اينكه تعداد قهرمان زياد شده چرا اينقدر پهلوان كم داريم. البته دنياي امروز اقتضائات خاص خود را دارد اما هيچ قهرماني تا پول نگيرد به زمين ورزش وارد نمي‌شود. قانونش در همه جا همين است اما آن زمان پهلواني صفتي بود كه هر قهرماني نمي‌توانست پهلوان باشد ولي هر پهلواني مي‌توانست قهرمان باشد.

هارون یشایایی با نقد بی احترامی وارده بر همسر تختی از سوی ارگانی سازان گفت: به نظر من زير سوال بردن همسر تختي، توهين به خود تختي است برای همین در مورد ايشان هم در مستند “شهسوار” محترمانه رفتار كرديم و براي شهلا خانم در اين فيلم احترام زيادي قائل شديم!!

تهیه کننده “اجاره نشینها” و “هامون” تأکید کرد: مفهوم اخلاقي تختي در جريان فكريش معني پيدا مي‌كند. شرافت سياسي- اجتماعي اوست که باید نمايش داده شود. اينها بخش‌هايي از شخصيت تختي هستند كه بايد گفته مي‌شد. باید در تعريف شخصيت تختي راستگو باشيم. تختي اسطوره ملي است. امروز هر جا برويد، صحبت از اوست. به همين جهت او يك فرد نيست، شخصيتي ملي است و ما بايد به اين نكات توجه مي‌كرديم. تختي مصداق كامل شرافت بود. اينكه به فقرا كمك مي‌كرد و خيلي به مردم توجه داشت، بحث من نيست. منظورم اين است به معناي واقعي و كلاسيك مرد شريفي بود. در همه زمينه‌ها صفت شرافت درباره او معنا پيدا مي‌كرد.




کمال تبریزی: وقتی “آشغالها…” مجوز اکران میگیرد باید حتما مجوز نمایش “خیابانهای آرام” هم صادر شود+اولین توضیحات این کارگردان درباره ساخت یک کمدی به تهیه کنندگی محمد آفریده

سینماروزان: کمال تبریزی این روزها کمدی “ما همه با هم هستیم” را روی پرده دارد که بخاطر پرسشهای فراوان پیرامون عقبه سرمایه گذارش به شدت در کانون توجه است.

تبریزی که یک فیلم توقیفی مرتبط با حوادث88 با نام “خیابانهای آرام” را در کارنامه دارد در تازه ترین گفتگوی خود با خبر آنلاین و با تأکید بر اکران بی حاشیه “آشغالها…” اظهار داشت: “خیابان‌های آرام” متفاوت‌ترین تجربه فیلمسازی من است و از آن بچه‌های شیطان و دوست داشتنی است! اخیرا به فکر امکان نمایش عمومی آن افتادم، چون وقتی فیلم «آشغال های دوست داشتنی» در سینماها به نمایش درآمد به نمایش این فیلم هم که در محاق توقیف است، امیدوار شدم و باید حتما مجوز نمایش آن هم صادر شود.

کمال تبریزی که به تازگی پروانه یک کمدی با عنوان “درکمال بی شعوری” را به تهیه کنندگی محمد آفریده دریافت کرده درباره این پروژه گفت: الان فیلم بعدی که روی فیلمنامه آن مشغول کار هستیم یک نوع کاملا متفاوت است که کماکان فضای آن با تمامی کارهای قبلی من متفاوت است و از الان دارم فکر می‌کنم که چه ساختاری باید داشته باشد، از چه بازیگرانی استفاده کنم، فیلمبرداری‌اش چطور باشد و … درست مانند یک تجربه تازه است با اینکه من نزدیک ۲۰ فیلم سینمایی ساخته‌ام و وقتی فیلمنامه جدید را تصور می‌کنم احساسم می‌گوید حتما و باید یک تجربه جدید در راه باشد.




یک تهیه کننده باسابقه سینما بیان داشت⇐بخش عمده پولهای مشکوک واریزی به سینما صرف جذب بازیگر می‌شود!!/همین پولهای مشکوک است که هزینه تولید را چند برابر کرده!/برای مقابله با سرمایه های مشکوک باید قوانین سفت و سخت تصویب کرد/هر تهیه کننده ای که از این قوانین سرپیچی کند باید ممنوع الفعالیت شود!

سینماروزان: حتی اگر برخی از سینماگران و جریان‌های وابسته رسانه‌ای به دلیل منافع مالی حاضر نباشند وجود پول مشکوک و عوارض آن بر سینما را قبول کنند، بخش عمده‌ای از بدنه سینمای ایران به خاطر آسیب‌هایی که تزریق این پول‌ها به سینما به دنبال داشته است، خواستار برخورد با جریان ورود این سرمایه‌های مجهول‌الهویه شده‌اند. اکنون بحث اصلی در سینما این است که آیا قوه قضائیه باید برای پاکسازی سینما از پول‌های مشکوک ورود پیدا کند یا اینکه سینماگران خودشان به یک بلوغ فکری و انسجام برای مبارزه با پول‌های آلوده خواهند رسید؟؟؟

به گزارش سینماروزان محمد احمدی تهیه‌کننده سینما، درباره آسیب‌های ناشی از پول‌های مشکوک بر سینما به “جوان” می‌گوید: پول‌های مشکوک تاثیر بدی بر سینما دارد و این سرمایه‌ها که بی‌رویه توسط برخی سرمایه‌گذار‌ها به سینما آورده می‌شود، بیشترین ضرر را به جریان مستقل سینما وارد می‌کند.

احمدی می‌افزاید: بیشتر حجم پول مشکوک صرف جذب بازیگر می‌شود و همین پولهای مشکوک است که هزینه تولید را چند برابر میکند. آدم‌های خاص با این پول‌ها قرارداد‌هایی می‌بندند که بعد از آن تهیه‌کنندگان مستقل سینما توان انجام کار را از دست می‌دهند، زیرا بازیگری که دستمزدی بالاتر از حد خودش گرفته حاضر نیست دوباره با دستمزد عادی و عرف بازی کند.

تهیه‌کننده فیلم “به دنیا آمدن” با اشاره به اینکه بهتر است مبارزه با پول‌های مشکوک در سینما از خود سینماگران شروع شود تا نیازی به حضور قوه قضائیه نباشد، ادامه می‌دهد: سینماگران باید روی موضوع پول‌های مشکوک حساس شوند و کنترل این موضوع از طریق صنف سینمایی انجام شود. با این کار می‌شود جلوی ورود این گونه پول‌ها را گرفت.

احمدی در چرایی همکاری برخی تهیه کنندگان با سرمایه گذاران مشکوک ادامه می‌دهد: خیلی از تهیه‌کننده‌ها فکر می‌کنند فقط باید فیلمشان را بسازند و برای همان فیلم سرمایه جذب کنند، به همین دلیل با چنین سرمایه‌گذار‌هایی وارد مذاکره می‌شوند. تا زمانی که همبستگی میان تهیه‌کننده‌ها برای مبارزه با پول مشکوک به وجود نیاید، کاری از پیش نمی‌رود.

این تهیه‌کننده سینمای ایران پیشنهاد می‌کند: باید صنف سینمایی تصمیم بگیرد تا ضوابطی ایجاد شود که سرمایه ورودی به سینما از چه منبعی است و دستمزد‌های عوامل و بازیگران در چه حدی باشد و کسی هم از این حد متعارف دستمزد‌ها تخطی نکند.

احمدی تأکید می‌کند: باید قوانین سفت و سخت درباره دستمزد عوامل تصویب شود و اگر تهیه کنندگانی از این مقررات سرپیچی کنند، سینما باید برای آن‌ها مجازات در نظر بگیرد و حتی آن‌ها را ممنوع‌الفعالیت کند.

احمدی با اشاره به اینکه ورود پول‌های مشکوک باعث می‌شود تهیه‌کنندگان مستقل از سینما دور شوند، توضیح می‌دهد: با کم شدن تعداد تهیه‌کنندگان فعال بخش خصوصی، عده‌ای که هنوز می‌خواهند کار کنند، سراغ فیلم‌های کمدی ضعیف می‌روند.




کیومرث پوراحمد که تازه ترین فیلمش درجه ۱۵+ گرفته با حضور در “قم” (!!)بیان کرد⇐تهیه کنندگان نابلد و دلال مسلک با زدوبندهای مافیایی نفس سینما را گرفته اند!/سستی موسسات دولتی هم بر دامنه گرفتاریهای سینما افزوده!

سینماروزان: شهر “قم” در ماههای اخیر به واسطه کلید خوردن توفیف برخی فیلمهای روی پرده از این شهر و به واسطه فشارهای برخی فیلمسازان مقیم این شهر در کانون توجه قرار گرفته است.

بعد از پایین کشیدن “رحمان1400” از سینماهای قم و در نهایت پایان اکران آن بخاطر عدم تطابق با نسخه مجاز اخیرا “دختر شیطان” هم ابتدا با توقیف در قم و سپس محدودیت بی سابقه اکران در کل کشور مواجه شده!

در این شرایط اینکه کیومرث پوراحمد- که فیلم تازه اش “تیغ و ترمه” بخاطر نمایش عریانی فساد درجه 15+ گرفته- از قم سر برآورده و از آنجا به مافیای سینما حمله کند جالب به نظر میرسد.

پوراحمد با حضور در نشستی در مدرسه اسلامی هنر قم گفت:  فرصتی برای عرضه توانمندی‌ها و تداوم فعالیت‌های سینمایی ندارم چون شرایط فعالیت مستقل روزبروز سختتر میشود.

این کارگردان ادامه داد: برخی از تهیه‌کنندگان نابلد و دلال مسلک با زد و بندهای مافیایی نفس سینما را گرفته اند. سستی مؤسسات وابسته به دولت هم بر دامنه گرفتاریهای سینما افزوده تا جایی برای عرض اندام فیلمسازان باسابقه وجود نداشته باشد!

کارگردان فیلم سینمایی “اتوبوس شب” در چرایی بی‌توجهی به سینمای دفاع مقدس گفت: الآن تهیه کنندگان روی فیلم‌هایی سرمایه‌گذاری می‌کنند که برگشت مالی داشته باشند در حالی که بهترین فیلم دفاع مقدس هم درآمدزا نیست.

پوراحمد افزود: تولید فیلم جنگی هزینه زاست و بخش خصوصی جرأت هزینه کردم را ندارد. بخش دولتی هم که فقط با آدمهای گوش به فرمان کار میکند!




رییس شورایعالی تهیه‌کنندگان با انتقاد از تخصیص هزاران سانس به فیلمهای حاکمیتی-مشکوک‌المنابع بیان داشت⇐شرایط نابرابر اکران، کار را برای ادامه حیات صاحبان آثار مستقل، سخت کرده!!/صاحبان سرمایه‌های مشکوک شرایط اکران را به شدت متأثر کرده‌اند!!/چرا باید معدودی افراد، با رانت و قدرتهای مختلف بهترین زمان اکران را نصیب خود کنند؟؟/چرا سراسر تهران سنگفرش تبلیغات فیلمهای رانت‌خوار شده است؟؟!!/چرا دولت، قدرت غریبی را به برخی سرگروه‌های سینمایی داده؟!/مکانیزه کردن ساختار اکران فقط رانت تازه‌ای را ایجاد می‌کند/اگر به فکر نجات سینماگران مستقل هستند، تکلیف اکران را با برگزاری «قرعه کشی در فضایی عادلانه» مشخص کنند

سینماروزان: با ورود به ماه چهارم سال همچنان با گلایه های پرشمار سینماگران مستقل از تبعیضهای آشکار در اکران روبروییم. مسأله آنجاست که در یک روال نادرست از همان ابتدای سال برخی آثار حاکمیتی-مشکوک المنابع تقریبا دو تا سه برابر فیلمهای مستقل، سانس در اختیارشان قرار گرفت و همین باعث شد که شرایط ایجاد رقابت سالم میان فیلمها از بین برود.

با آغاز اکران عیدفطر هم نه تنها اوضاع بهتر نشد که با واسپاری هزاران سانس به دو فیلم حاکمیتی-مشکوک المنابع، شرایط برای صاحبان فیلمهای مستقل به بدترین شکل ممکن رسید؛ اتفاقی که با واکنش رییس جامعه صنفی تهیه کنندگان هم روبرو شده است.

سید ضیاء هاشمی رئیس جامعه صنفی و دبیر شورای عالی تهیه کنندگان در پی انتقاد بخش گسترده ای از اهالی سینما مبنی بر بی عدالتی در نحوه اکران آثار سینمایی به «سینماپرس» گفت: در شرایط فعلی ساخت آثار سینمایی با مشکلات زیادی مواجه هستند اعم از هزینه های بالای تولید و دستمزدهای سربه فلک کشیده دوستان ما را دچار مشکلات عدیده کرده است و از سوی دیگر ما شاهد رقابت ناسالم تهیه کنندگان، پخش کنندگان و سینما داران هستیم.

تهیه کننده فیلم های سینمایی «شوکران» و «روز فرشته» فزود: فیلم های سینمایی با گرفتاری‌ های متعدد پروانه نمایش دریافت می کنند اما در حوزه اکران با شرایط دیگری مواجه می‌شوند. فیلم‌ ها در شرایط یکسان ساخته نمی‌ شوند، برخی با رانت‌های دولت، برخی با پول های بادآورده و سرمایه های مشکوک ساخته می شوند این نوع تولیدات، شرایط اکران را هم تحت تاثیر قرار می‌دهند.

هاشمی سپس با بیان اینکه افرادی که با رانت فیلم  یا با پول‌های مشکوک و سرگردان فیلم ساختند با قدرت وارد میدان اکران می شوند تأکید کرد: هم اینک قابل مشاهده است برخی از فیلم‌های متعلق به رانتخواران که رانت دولتی دارند تهران را سنگفرش تبلیغات کرده‌اند. این نوع آثار با بقیه سینما که با اقتصاد ضعیف و تنها با توانمندی فکری ساخته شدند قابل رقابت نیستند و نابرابری فاحشی در اکران را شکل داده اند.

این سینماگر خاطرنشان کرد: اگر همه در یک شرایط تولید قرار داشتند در اکران هم شرایط یکسان و عدالت را تجربه می کردند اما این شرایط نابرابر در تولید و اکران این روزها کار را برای ادامه حیات برخی از صاحبان آثار مستقل سخت کرده است. امروز ما در یک رقابت ناسالم تهیه کنندگان، پخش کنندگان و سینما داران هستیم و در ۲ سال اخیر دولت یک قدرت غریبی را به یک سری سالن‌های سینما توزیع کرده (سرگروه‌ها) که مشکلات را برای آثار دوچندان کرده است.

رئیس جامعه صنفی تهیه کنندگان متذکر شد: معتقدم چاره رهایی از این وضعیت این است که فیلم‌ها تقسیم بندی شوند و سپس با قرعه کشی در فضای عادلانه تکلیف اکران مشخص شود.  فیلم‌هایی که به لحاظ فروش قدرت چندانی ندارند و نمی توانند گیشه را تسخیر کنند در یک گلدان قرار دهیم. فیلم های کمدی را به ۲ دسته طبقه بندی کنیم. فیلم‌هایی که به فروش بالا دست می‌یابند و قدرت تسخیر گیشه دارند همچنین فیلم‌های کمدی که کمتر توان جذب مخاطب را دارند و اسامی آن‌ها را در ۲ گلدان قرار می دهیم. فیلم های کودک و نوجوان را در یک گلدان قرار می دهیم اگر فیلم اکشن داشتیم در یک گلدان قرار می دهیم و فیلم های اجتماعی هم به ۲ دسته طبقه بندی می کنیم فیلم های اجتماعی با پایان بندی تلخ که توان کمتری در جذب مخاطب دارند در یک گروه و فیلم های اجتماعی ای که قدرت جذب مخاطب بیشتری دارند در یک گلدان قرار می دهیم و در نهایت برای هر دوره ۳ ماهه قرعه کشی برای اکران صورت گیرد تا بتوان به عدالت در اکران با وضعیت موجود برسیم.

وی برای دست یابی به طبقه بندی درست فیلم ها گفت: برگزیدگان ۲ صنف تهیه کننده و سینمادار می توانند فیلم‌ها را سرند اولیه کنند و بعد به نتیجه می رسیم که فیلمها در چه وضعیتی قرارد دارند. این نوع قرعه کشی برای برنامه  حال،   آینده و به زودی صورت گرفته تا تکلیف سه ماه آینده اکران روشن شود. با این روش اکران عید هم به درستی انتخاب می‌شود!! چرا باید برخی افراد با رانت و قدرت های مختلف بهترین زمان اکران را نصیب خود کنند؟؟ اگر شرایط تولید برای همه یکسان بود و هیچ رانتی (دولتی و خصوصی) وجود نداشت شرایط عادلانه در اکران متفاوت بود.

دبیر شورایعالی تهیه کنندگان در خاتمه درباره مکانیزه شدن سیستم اکران گفت: با این روش به عقیده من ایجاد رانت می‌شود زیرا دولت میتواند تصمیم بگیرد کدام فیلم را زودتر پروانه نمایش بدهد و کدام فیلم را دیرتر پروانه نمایش ارائه دهد، مکانیزه از این قسم ایجاد رانت می کند و خطرناک تر است و باعث فساد می شود.




مدیر مالکیت فکری سازمان صداوسیما متذکر شد⇐مالکیت “کلاه قرمزی” از ابتدا برای صداوسیما بود و برای همین تهیه کننده اش مجبور به مصالحه شد!!!/مالکیت “جناب خان” برای سازمان نبود و در غفلتی آشکار بدون دریافت مالکیت، این عروسک را وارد “خندوانه” کردند!!/در حال حاضر مالکیت “جناب خان” هم متعلق به سازمان است و بدون مجوز سازمان امکان هیچ گونه بهره برداری مالی از آن وجود ندارد

سینماروزان: در سالهای اخیر بر سر ورود برخی عروسکهای پاپیولار رسانه ملی و ازجمله “کلاه قرمزی” و “جناب خان” به مدیاهای دیگر مناقشاتی مختلف شکل گرفته است.

به گزارش سینماروزان حامد معینی مدیر کل مالکیت فکری و حقوق بین‌الملل سازمان صدا و سیما درباره وضعیت «کلاه قرمزی» و سایر عروسک‌های آن و مالکیت حقوقی آنها به “ایسنا” توضیح داد: «کلاه قرمزی» اثری بود که به سفارش سازمان صدا و سیما تولید شده بود و طرح و برنامه سازمان صدا و سیما برای خلق هر کاراکتر آن طبق اسنادی که وجود دارد، از سازمان صدا و سیما مبالغی را دریافت کرده‌اند که آن را انجام بدهند. در قراردادها هم مقرر به این بودند که مالکیت این اثر متعلق به سازمان صدا و سیما است به واسطه اینکه سازمان نظارت صحیحی بر روی این دارایی‌هایش نداشت، در یک برهه با توجه به غفلتی که وجود داشت، دوستان آمدند و از آن بهره‌برداری کردند. کما اینکه آنها هم به صورت غیر مجاز این کار را انجام نداده بودند. بعضاً مجوزهایی بود که از خود اشخاص دارای سمت در سازمان صدا و سیما انجام شده بود. اما ترتیبات شکلی اعطای این مجوزها کاملاً قانونی نبود و رویه خاص و روتینی برای این مجوزها نوشته نشده بود. اما بعدها به موجب رأی دادگاه و رسیدگی که انجام شد، حتی به رأی دادگاه هم نرسید و با حصولی که از پدیدآورندگان و تهیه‌کنندگان خود اثر کلاه‌قرمزی داشتم، پرونده این مجموعه از طریق مصالحه تهیه کننده حل شد چون حقوق مجموعه، متعلق به سازمان صدا و سیما بوده و هست و خواهد بود.

معینی در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود درباره‌ مالکیت حقوقی عروسک «جناب خان» که در حال حاضر سازمان صدا و سیما مالکیت آن را بر عهده دارد، اظهار کرد: جناب خان اثری بود که قبلاً توسط تهیه کننده جداگانه‌ای تولید شده بود و سعید سالارزهی خود آثار را تولید کرده و در شبکه نمایش خانگی مالکیت آن را بر عهده داشت.

معینی گفت: باز هم در صدا و سیما غفلتی آشکار رخ داد و بدون اینکه قراردادی درباره نحوه مالکیت این عروسک تنظیم شود، “جناب خان” روی آنتن “خندوانه” آمد و به هر حال روی آنتن آمدن پخش این اثر هم یک ارزش اقتصادی ایجاد کرد. کما اینکه قیمتی که هر پدید آورنده‌ی برای اثر قبل از پخش از آنتن تلویزیون می‌دهد، با قیمتی که بعد از پخش می‌دهد، قابل توجه و متفاوت است. بعدها طبق مذاکرات به عمل آمده متوجه شدیم که مالک اثر نیستیم، قطعاً نقض حقوق نمی‌توانستیم بکنیم و از نظر تجاری هم نمی‌توانستیم مواردی که صاحب عروسک می‌خواست را تقلیل کنیم. در نتیجه در یک بازه زمانی عروسک «جناب خان» را نداشتیم. بعد از آن با توجه به اینکه مسئله حقوقی هم برای ایشان روشن شد، در یک سازش و صلح آمدند و مالکیت این اثر را به سازمان صدا و سیما واگذار شد.

مدیرکل مالکیت فکری و حقوق بین‌الملل سازمان صدا و سیما در ادامه گفت: در حال حاضر تمام مالکیت حقوقی کاراکتر «جناب خان» و “کلاه قرمزی” در اختیار سازمان صدا و سیما قرار دارد و هیچ شخصی به جز سازمان صدا و سیما نمی‌تواند از عروسک‌های کلاه قرمزی و سایر کاراکترهای اطرافش و جناب خان استفاده کند. قطعاً ممکن است بعدها مراجعه به سازمان صدا و سیما را داشته باشند. سازمان صدا و سیما بسته به فعالیت‌های تجاری که می‌خواهد صورت بگیرد مجوز بهره‌برداری می‌دهد و مثل مدل‌های تجاری روتین دنیا با آنها برخورد خواهد کرد.




انتقاد یک پخش کننده دیگر از مصوبه شورایعالی اکرانی که مملو است از افراد تکراری⇐کاهش سه درصدی سهم پخش کنندگان از فروش به تشدید ورشکستگی دفاتر پخش مستقل منجر خواهد شد!/عجیب است که به جای حذف ۹درصد مالیات ارزش افزوده از محصولات سینمایی، با تغییر صورت مسأله به دنبال کم کردن درصد پخش کنندگان از فروش هستند!

سینماروزان: چیدمان شورای عالی اکران با نامهای تکراری موجب شد که به جای تصویب یک طرح ضربتی در جهت ایجاد عدالت در اکران، مصوبه کاهش 3درصدی پورسانت پخش کنندگان از فروش فیلمها ابلاغ شود.

حبیب اسماعیلی مدیر رسانه فیلمسازان این مصوبه را موجب رواج زیرمیزی در دفاتر پخش دانست و داریوش باباییان مدیر شکوفافیلم نیز این مصوبه را غلط دانسته چون بسیاری از سینماگران حاضرند تا 25درصد فروش را هم به پخش کننده دهند بلکه مجال اکران یابند ولی تبعیضها اجازه اکران بهشان نمیدهد.

مهدی صباغ زاده تهیه کننده و کارگردان سینما و مدیر پخش نیمروزفیلم تازه ترین منتقد مصوبه شورایعالی اکران است.

صباغ زاده درباره کاهش سهم سه درصدی پخش کنندگان سینما از فروش آثار سینمایی به “باشگاه خبرنگاران جوان” گفت:  عجیب است که بجای برداشتن ۹ درصد مالیات ارزش افزوده تهیه کنندگان و حل مشکلات این بخش، با تغییر صورت مسأله سراغ دفاتر پخش ورشکسته‌ رفتند، دفاتری که بیشتر آن‌ها حتی خرج زندگی خود را به زور تأمین می‌کنند و با اتفاق اخیر ورشکستگی شان تشدید میشود.

وی افزود: این کاهش سه درصدی سهم پخش کنندگان سینما اصلا قابل هضم و درک نیست و به نظر می رسد حذف ۹ درصد ارزش افزوده از تهیه کنندگان بهتر از این جریان باشد.




حرفهای تند و تیز یک پخش کننده دیگر در انتفاد از مصوبه شورایعالی اکرانی که پر شده از افراد تکراری⇐با افزایش تورم افسارگسیخته باید سهم پخش کنندگان، بیشتر میشد و نه کمتر!!/مشکل اصلی اکران، توزیع ناعادلانه سالن است و نه درصد پخش کنندگان!/صاحبان برخی آثار حاضرند که تا ۲۵درصد فروش را هم به پخش کننده بدهند بلکه مجال اکران بیابند ولی آشفتگی اکران سدراه است/تصمیم گیری درباره سهم پخش کنندگان از اکران باید در صنف پخش کنندگان صورت میگرفت و نه شورای دولتی اکران!!

سینماروزان: تشکیل شورایعالی اکران با حضور افراد تکراری در اولین گام که صدور مصوبه کاهش 3درصدی سهم پخش کنندگان از فروش سینماهاست با انتقاد پخش کنندگان مستقل مواجه شده است.

به گزارش سینماروزان حبیب اسماعیلی مدیر رسانه فیلمسازان این اقدام را باعث افزایش رواج زیرمیزی در سینما دانست و حالا داریوش باباییان مدیر شکوفافیلم هم این اقدام را موجب ضرر و زیان بیشتر پخشهای مستقل دانست.

داریوش بابائیان مدیر پخش شکوفافیلم با انتقاد از کاهش سهم دفاتر پخش از فروش فیلمها به “ایسنا” گفت: این ۱۰ درصد مصوبه شاید بیش از ۳۰ سال است و باید با تورم افسارگسیخته باید این مقدار بیشتر هم می‌شد با این حال چون آمار فروش فیلمها هم بالاتر رفته است این مابه التفاوت تا حدودی جبران می‌شد. البته صاحب اثری که میخواهد پخش فیلمش را به دفتری بسپارد، ممکن است خودش از شرکای همان پخش باشد در عین حال ممکن است فیلمی هم خارج از این حالت قرار بگیرد.

وی عنوان کرد: مساله اصلی متناسب نبودن مقدار عرضه و تقاضا و توزیع ناعادلانه سالن است. ما اکنون با شرایطی مواجهیم که دفاتر مسئولیت پخش برخی از فیلم‌ها را قبول نمی‌کنند. حتی برخی تهیه کنندگان حاضرند تا ۲۰، ۲۵ درصد هم بدهد که یک دفتر پخش اکران فیلمش را برعهده بگیرد و آشفتگی اکران اجازه کار را نمیدهد. در مقابل، زمان‌هایی هم وجود دارد که فیلمی خودش پتانسیل خوبی دارد و اگر ما کنار خیابان هم بایستیم خود سینماها متقاضی نمایش آن هستند.

این پخش کننده در پایان اظهار کرد: اکنون هزینه‌های پخش بسیار بالا رفته است، بنابر این کاهش سهمشان تصمیم عقلانی‌ای نبوده است. از طرف دیگر باید این تصمیم در شورای مرکزی انجمن پخش کنندگان انجام می‌گرفت نه شورای دولتی اکران. به نظر من بهترین کار هم این بود که قدر و سهم‌ها به صورت تصاعدی محاسبه و کارشناسی شوند و هفت درصد برای دفاتر پخش تنها ضرر و زیان است و با این حساب یک دفتر حتی نمی‌تواند هزینه کارمندان و پرسنل خود را بپردازد.




اظهارات شفاف حبیب اسماعیلی پیش روی حسین انتظامی که هنوز هیچ برنامه راهبردی برای اکران ارائه نکرده⇐در هیچ دوره ای از تاریخ سینمای ایران اوضاع اکران این قدر بد نبوده!/در اغلب قراردادهای اکران هیچ عدالتی رعایت نمیشود!/ یک باند خاص هستند که اکران را در مشت خود گرفته اند/در شرایط فعلی اگر بخش مستقل سینما “بن‌هور” هم تولید کند امکان اکران نمی یابد!/دست و پای بخش مستقل را بسته اند تا با باندی رقابت کند که چند دست و پای اضافی هم دارد!!!/برای مدیران پسندیده نیست که بعد از چهار دهه هنوز نتوانسته اند اکران را  سروسامان دهند!

سینماروزان: متاسفیم که بگوییم بعد از مدتها که از نقد سینماگران مستقل به آشفتگی اکران میگذرد همچنان مشکلات اکران باقیست و افرادی که در رأس شورای صنفی اکران هم قرار گرفته اند بجای حل مشکل در حال توییت زنی درباره کیفیت محصولات رسانه ملی اند!!!

حبیب اسماعیلی مدیر موسسه “رسانه فیلمسازان مولود” که همواره سعی کرده اسباب پخش محصولات مستقل سینمای ایران را فراهم کند در تازه ترین اظهاراتش حرفهای تکان دهنده ای درباره اوضاع اکران بیان کرده است.

حبیب اسماعیلی با اشاره به وضعیت برنامه‌ریزی اکران و افت محسوس فروش فیلم‌ها در اکران رمضان به “ایلنا” گفت: همه به مشکلات موجود اذعان دارند و ما نیز بارها درباره این مشکلات با اعضای صنوف و همچنین مدیران وزارت ارشاد صحبت کردیم و در تمام طول این صحبت‌ها و جلسات بر لزوم اصلاح وضعیت تاکید شده است اما در عمل هیچ اتفاقی رخ نمی‌دهد.

وی ادامه داد: امروز اکران فیلم‌ها و برنامه‌ریزی برای نمایش فیلم‌ها مشکلات اساسی دارد و هیچ دوره‌ای در طول تاریخ سینمای ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب به این بدی نبوده است و در بسیاری از قراردادهایی که برای اکران منعقد می‌شود هیچ عدالتی رعایت نمی‌شود.

اسماعیلی ادامه داد: به جز چند نفر متعلق به یک باند خاص که اکران را در مشت خود گرفته اند بقیه افراد فعال و دفاتر پخش از بی عدالتی اکران به شدت ناراضی هستند اما هیچ برنامه‌ریزی اساسی صورت نمی‌گیرد که فیلم‌های مختلف رنگ اکران را ببینند تا دفاتر بسیاری بیشتر از آنچه که امروز فعال هستند، فعال شوند.

وی با تاکید بر اینکه قطعا باید برنامه‌ریزی اکران به شکلی باشد که سینماها نیز چراغشان روشن باشد و رونق داشته باشند، افزود: نوع تعیین سرگروه‌ها و همچنین برنامه‌ریزی برای اکران باعث گلایه و نارضایتی بسیاری از فعالان سینما شده است اما متاسفانه به دلایل مختلف بخشی از آنها هر چند در خفا و در صحبت‌های دوستانه این نارضایتی را بیان می‌کنند اما از بیان آشکار آن خودداری می‌کنند ولی آنچه مسلم است این است که سکوت این افراد دلیل بر رضایت نیست.

اسماعیلی با اشاره به اینکه سینمای جدید و نوین ایران بعد از انقلاب پایه‌گذاری شده، گفت: برای مدیران این سینما پسندیده نیست که بعد از چهار دهه یک مساله ساده که همان برنامه‌ریزی برای اکران است را نتواند سروسامان بدهد.

وی با تاکید بر اینکه نباید در اکران فیلم‌ها آثار سینمایی و تهیه‌کنندگان آنها را به خودی و ناخودی تقسیم کرد، افزود: اینکه گفته می‌شود در تولید و اکران فیلم‌ها در سینمای ایران مافیا وجود دارد، صحیح نیست و من آن را قبول ندارم زیرا کل گردش مالی سینمای ایران در  سال گذشته در بهترین شکل بین 250 میلیارد است و امروز این مبلغ هزینه خرید یک مجتمع  آپارتمانی در تهران است و اگر بخواهیم لفظ مافیا را برای سینمای ایران به کار ببریم به کلمه مافیا توهین و آن را کوچک کرده‌ایم. آنچه وجود دارد انحصار است. در همه جای دنیا با انحصار مبارزه می‌شود اما نمی‌دانم چرا در سینمای ایران با این انحصار برخورد نمی‌شود.

اسماعیلی افزود: نمی‌توانیم بگوییم که امروز در سینما رفیق‌بازی و باندبازی وجود ندارد. همین مسائل باعث شده تا بسیاری از فیلم‌ها رنگ اکران  را نبینند و اگر اکران می‌شوند در شرایطی اتفاق می‌افتد که قربانی می‌شون. به همین دلیل دفاتر مختلف پخش فیلم نمی‌توانند فعالیت کنند و تعطیل می‌شوند.

وی ادامه داد: امروز دیگر کیفیت فیلم در قرار گرفتن در جدول اکران تاثیر ندارد و با شرایط امروز حتی اگر دفتر پخشی مستقل فیلمی مانند “بن‌هور” را داشته باشد اما جزء باند نباشد اجازه اکران پیدا نمی‌کند.

این پخش کننده باسابقه تأکید کرد: امروز هر چند مسئولان می‌گویند که باید همه دفاتر فعال بتوانند فیلم‌های خود را اکران کنند اما شرایط اکران به شکلی شده که در یک مسابقه شنا چند نفر راحت می‌توانند شنا کنند و حتی دست و پای اضافی دارند ولی دست و پای شرکت‌کنندگان دیگر را بسته‌اند و بعد آنها را درون آب انداخته‌اند. در این شرایط آن کسی که دستش بسته است اگر خفه نشود و بتواند خود را نجات بدهد، باید خدا را شکر کند.




حرفهای تهیه کننده سریال “امام علی(ع)” دو دهه بعد از اولین پخش⇐ محمد هاشمی آدم کم‌سوادی بود اما می‌دانست کم‌سواد است!/امثال مهرجویی برای کارگردانی “امام علی(ع)” انتخاب نشدند چون مدعی بودند ولی میرباقری هنوز به ادعا نرسیده بود/پیش از تولید، آیت الله خامنه ای متن سریال را بادقت خواندند و حتی روی کلمات نظر دادند!/”امام علی(ع)” را با ۲۶۹میلیون در ۱۹ماه ساختیم/همان زمان دو میلیارد برای “تنهاترین سردار” هزینه کردند!!/بعد از پایان فیلمبرداری عده‌ای می‌خواستند شریک این پروژه باشند و اسمشان در تیتراژ بیاید ولی زیربار نرفتم!!/سریال در زمان محمد هاشمی کلید خورد ولی بهره‌اش را لاریجانی برد!!/لاریجانی سرجمع حدود ۴قسمت از سریال را حذف کرد/قسمتهایی توسط لاریجانی حذف شد که بیشتر تمرکزش روی ابوذر و حرفهای تندش بود!!/بخاطر کمبود ۲۰ میلیون پول مجبور شدیم پایان “امام علی(ع)” را تغییر دهیم!!/”امام علی(ع) رکورد مخاطب تلویزیون که پیشتر متعلق به “خانه بدوش/مراد برقی” بود را شکست!!/همان زمان رییس پلیس پایتخت معترف شد که پخش “امام علی(ع)” آمار سرقت را کاهش داده!/میگفتند چرا قطام تحریک کننده است و حواسشان نبود که اگر قطام لوند نبود، ابن ملجم آدم ابلهی بود که به خاطرش علی را بکشد؟/چرا در سریال “مختارنامه”، مختار ثقفی پشت‌هم‌انداز کلاهبردار، قهرمان می‌شود، آن هم قهرمان ملی ایرانی‌ها؟؟؟/آرزو دارم سریال “رستم و سهراب” را بسازم!!

سینماروزان: “امام علی(ع)” از معدود سریالهای تاریخی تولید شده در تلویزیون جمهوری اسلامی است که سالها بعد از تولید همچنان مخاطب دارد.

“امام علی(ع)” را داوود میرباقری به تهیه کنندگی محمد بیک زاده ساخت که در دهه شصت مدیر طرح و برنامه گروه فیلم و سریال شبکه یک بود و عجبا که علیرغم موفقیت “امام علی(ع)” پس از آن تقریبا بیکار شد!!

محمد بیک زاده با اشاره به تصویب تولید “امام علی(ع)” در دوران مدیریت محمد برادر علی اکبر هاشمی رفسنجانی بر رسانه ملی به “خبرآنلاین” گفت: در آن زمان دوره ریاست آقای محمد هاشمی بود. محمد هاشمی آدم کم‌سوادی بود اما حسنش نسبت به بقیه این بود که می‌دانست کم‌سواد است. بعضی کم‌سواد هستند ولی خودشان را در اوج دانش می‌دانستند. محمد هاشمی از کسانی استفاده می‌کرد که اهل دانش باشند و کمبودهای خودش را جبران کنند و مدیریت هنری یعنی همین.

بیک زاده ادامه داد: در دوره محمد هاشمی بود که “امام علی(ع) امکان تولید یافت. در دوره‌های دیگر اگر بود از ما حذف و اضافاتی می‌خواستند. کاری که در “مختارنامه” انجام شد. مختار ثقفی پشت‌هم‌انداز کلاهبردار، قهرمان می‌شود، آن هم قهرمان ملی ایرانی‌ها. این جعل تاریخ است و دست بردن در تاریخ کار درستی نیست.

بیک زاده افزود: ما کار را با محمد هاشمی شروع کردیم و در دوره آقای لاریجانی پخش شد. بهره‌اش را آقای لاریجانی برد. و ایشان سرجمع حدود ۴قسمت از کار را حذف کردند که بیشترش تمرکز روی ابوذر بود. ابوذر حرف‌های تندی می‌زده و ممکن بود به بعضی بربخورد!!

بیک زاده با بیان اینکه منبع نگارش سریال “امام علی(ع)” یک کتاب مصری بود اظهار داشت: ما اساس کار را بر «الامام علی بن ابیطالب» نوشته عبدالفتاح عبدالمقصود گذاشتیم که یک تاریخ‌دان مصری است و بسیار شیوا، خوش‌قلم و متکی به تاریخ این داستان را نوشته. این نسخه اساس ما شد و سپس تاریخ‌های دیگر که ۷۰ تاریخ اعم از فارسی و عربی بود که مورد تحقیق قرار دادیم.

بیک زاده در چرایی انتخاب داوود میرباقری برای کارگردانی بیان داشت: خیلیها بودند که میشد کارگردانی را به آنها سپرد. از مهرجویی و علی حاتمی تا داریوش فرهنگ و افخمی و نیکپور ولی همه اینها مدعی بودند و داوود هنوز به ادعا نرسیده بود و هوشمند بود. فقط در کار «رعنا» من هوشمندی داوود را دیدم. این آدم به درد این می‌خورد که شما انشای خودت را روی این کاغذ سفید بنویسید. آدمی که ادعا ندارد، تواضعش هنوز دست نخورده و گوش شنوا هم دارد.

بیک زاده ادامه داد: داوود انتخاب شد ولی برای تولید یک تله‌تئاتر. برآورد اولیه که برای سریال داده شد ۲۷میلیون تومان بود که برای تله‌تئاتر برآورد خوبی بود اما من همیشه با دوستان بحث می‌کردم که برای علی یا باید درست ساخته شود یا اصلا ساخته نشود. من روی دو مورد تعصب دارم، یکی علی است یکی ایران. یا درباره اینها باید ساخته شود و درست ساخته شود، یا نباید نزدیکش شد. چون اگر ضعیف ساخته شود به علویت علی صدمه زده‌ایم. اگر آن زمان ایستادگی می‌کردم که حرف من باید به کرسی بنشیند پروژه منتفی می‎شد. بنابراین پذیرفتم که با ۲۷میلیون تومان تله‌تئاتر حضرت علی(ع) را بسازیم. به بهانه ساختن دکور در شهرک سینمایی شهر مدینه را ساختیم. سپس نامه‌ای به مدیریت محترم گروه فیلم و سریال و شبکه اول نوشتم که فاز اول امام علی(ع) به پایان رسید. خواهشمند است برای فاز بعدی برآورد هزینه کنید. مهدی فریدزاده مدیر شبکه یک کلی غر زد که بنا نبود فازبندی شود گفتم یا باید بسازیم یا باید نسازیم، الان هم دست به مهره بازی است. خلاصه همینطور فاز به فاز جلو رفتیم تا نهایت با ۲۶۹میلیون تومان این در مدت 19ماه پروژه را تمام کردیم. این کار با ۲۶۹میلیون تومان ساخته شده، همزمان «تنهاترین سردار» با نزدیک به دومیلیارد بودجه ساخته شده و من برای ساخت این سریال خودم و اعتبارم را خرج کردم.

محمد بیک زاده با اشاره به نقش مقام رهبری در تأیید فیلمنامه “امام علی(ع) گفت: متن سریال را مدیران شبکه به خدمت مقام رهبری فرستادند. ایشان متن را خواندند. بسیار هم بادقت خوانده بودند. حتی روی بعضی از کلمات خط کشیده بودند که مثلا این کلمه خوب نیست. ایشان ادبیات فوق‌العاده خوب می‌دانند. حتی روی کلمات نظر داده بودند و درست و حرفه‌ای هم نظر داده بودند. مثلا یادم است دور یک پاراگراف کامل خط کشیده بودند و نوشته بودند «خنک است» یعنی در شأن سریال نیست و ما آن را حذف کردیم. در پایان کار هم برایمان یک «موفق باشید» نوشته بودند. ما با پشتوانه این نظر کار را شروع کردیم.

بیک زاده با اشاره به رویکرد مثبت مخاطبان به سریال گفت: هنوز امام علی(ع) در خاطره خیلی‌ها هست و هنوز رکورد بیننده این سریال را هیچ کاری نشکسته. قبل از انقلاب «خانه به دوش/مراد برقی» بود و این سریال رکوردش را شکست و این کار کوچکی نبود. زمان آقای نقدی رئیس پلیس تهران به من زنگ زد و تشکر کرد و گفت: پیک دزدی‌های ما از ساعت فلان تا فلان بوده، از زمانی که امام علی پخش می‌شود این پیک افتاده. این افتخار دارد. این موارد ما را قلقلک می‌دهد. ضمن اینکه الان با هر کس صحبت می‌کنی همه بالاتفاق می‌گویند بهترین کار مذهبی که تا امروز ساخته شده و این بهترین بودن را پزش را ما می‌دهیم. اما یک دلیل دارد. صادقانه و باعلاقه ساختیم و هدفمان پول و پست نبود. خواستیم علی را بسازیم و مر تاریخ را ساختیم.

بیک زاده در شرح مخالفتها با این سریال گفت: آن زمان معاونت سیما آقای احمد پورنجاتی بودند که بسیار بادانش و باهوش بودند. یک عزیزی به دفتر ایشان آمده بود، من را صدا کردند. این آقا گفت این وضعیتی که برای قطام تعریف کردید، این موجب ریبه می‌شد و تحریک کننده بود. من نمی‌دانستم آن آقا در چه سطحی هستند و بعدها ایشان را شناختم. پاسخ دادم که من از منظر چشم علی این را می‌بینم. ایشان از من ناراحت شد. اما این قطام اگر تحریک‌کننده نبود، ابن ملجم آدم ابلهی بود که به خاطرش علی را بکشد؟ زیبا و لوند بوده. این باید کسی باشد که بتواند من آدم هوس‌باز را تحریک کند که بابتش علی بکشم. اگر یک آدم زشت غیرقابل قبول را می‌گذاشتیم شما باور می‌کردید این برای این زن علی را کشته؟؟

بیک زاده درباره دردسرهای تولید “امام علی(ع)” گفت: بعد از پایان فیلمبرداری در سازمان صداوسیما یک عده‌ای می‌خواستند شریک این پروژه باشند و اسمشان در تیتراژ بیاید ولی هیچ کاری نکرده بودند و من گفتم من دروغ نمی‌نویسم. کار علی‌بن ابی‌طالب تا اینجا دروغ نگفته‌ام و اینجا هم در تیتراژ دروغ نمی‌نویسم. به شدت به دنبال این بودند که حالا که کار ساخت تمام شد تهیه‌کننده را تغییر بدهیم. خیلی‌ها را تست زدند، من هم بودم. می‌آوردند که چهار روزی باشد و بعد من را بگویند خداحافظ.

بیک زاده در چرایی تغییر پایان بندی سریال گفت: ما مقدار اندکی بودجه می‌خواستیم تا پایان امام علی را بسازیم و موفق نشدیم آن را بگیریم.فکر می‌کنم بیست، سی میلیون نیاز داشتیم تا آن چیزی که داوود نوشته بود را بسازیم ولی به ناچار طور دیگری تمام شد!




اعتراضات یک کارگردان مستقل به سیاستگزاران گروه دولتی هنروتجربه⇐چرا فیلمم را بدون ذکر دلیل از اکران محروم کردید؟/کارنامه‌تان نه تنها غم‌انگیز بلکه فاجعه‌آمیز است!!/عجیب است که انجمن منتقدان هم هیچ واکنشی به این اتفاقات نشان نمیدهد!

سینماروزان: سخن گفتن از ایرادات گروه ایزوله هنروتجربه مثنوی هفتاد من کاغذ شده است ولی همچنان و بدون یک بازنگری کلی برای رفع ایرادات، این گروه متصل به بیت المال به راه خود ادامه میدهد.

به تازگی شاهپور شهبازی مستندسازی که اولین فیلم داستانی بلندش با نام «در میان دیوارها» را به هنروتجربه داده ولی اکران نصیبش نشده در یادداشتی به انتقاد از سیاستگذاران هنروتجربه پرداخته است.

شاهپور شهبازی نوشته است: «شورای سینمای هنر و تجربه» فیلم مستقل «در میان دیوارها» را از حق اکران بدون ذکر هیچ دلیلی محروم کرد و تاکنون نسبت به تمام اعتراضات کتبی من هیچ واکنشی نشان نداده اند.من مدتهاست که فیلمهای سینمای «هنر و تجربه»را دنبال نمی کنم و در جریان ساز و کار درونی و بیرونی این نهاد سینمایی نیستم، بنابراین قضاوت کارنامه ی این نهاد سینمایی از جانب من منصفانه نخواهد بود اما از سوی دیگر می توان ممنوعیت اکران فیلم «در میان دیوارها» را به عنوان یکی از معیار های ارزیابی این نهاد در نظر گرفت. از این منظر کارنامه ی «شورای سینمای هنر و تجربه» نه تنها غم انگیز که فاجعه آمیز است.

شهبازی ادامه داد: به نظرم وظیفه ی هر فرد حقیقی یا حقوقی در مواجهه با خواست ها و مطالبات شخصی این است که با آنها خارج از منافع شخصی اش برخورد کند تا بتواند از طرح آنها «امر اجتماعی» بسازد. این التزام بخشی از مسئولیت و تعهد اجتماعی هر فرد قلمداد می شود. در راستای تحقق این هدف، بارها به زبان رسمی و در قالب نامه ی سرگشاده به اعضای«شورای سینمای هنر و تجربه»، یا در قالب داستان و مقالات طنز این مهم را گوشتزد کرده ام اما متاسفانه تاکنون هیچ گونه بازتاب و تاثیری در جامعه ی سینمایی و غیر سینمایی ایران نداشته است. حتی حمایت از حق اکران فیلم مستقل «در میان دیوارها» از سوی همکارانم در«انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران» دریغ شده است (با وجود اینکه من رسما عضو این انجمن هستم)

این کارگردان افزود: بر این باور هستم که فعالیت و مطالبات فرهنگی و هنری مُتعَیّن به جغرافیای خاصی نیست اما با توجه به اینکه صدای این مطالبات تاکنون هیچ بازتاب عملی و عینی نداشته است، ضمن ادامه ی این فعالیت ها در ایران، مشابه این نامه ها را در آلمان و به زبان آلمانی و خطاب به «انجمن نویسندگان و منتقدان سینمایی آلمان» خواهم نوشت (همراه با یک نسخه ی فیلم) تا عملکرد اعضای منتقد، روشنفکر و فیلمسازِ «شورای سینمای هنر و تجربه» را در حذفِ صداهای مستقل، به سهم و اندازه ی خودم به گوش بقیه ی جهانیان برسانم.




درددلهای خسرو سینایی در باب فیلم ضدجنگی که نزدیک به سه دهه قبل ساخت⇐منتقدان سوییسی و آلمانی میگفتند خون تازه ای را در رگهای سینما جاری ساخته ای ولی در ایران بعد از چهار روز توقیف شدیم!!!/همانها که آن زمان به تندی علیه مان موضع گرفتند حالا میگویند اشتباه کرده ایم!!

سینماروزان: خسرو سینایی کارگردان محجوب سینمای ایران پنج سال بعد از “جزیره رنگین” که اکرانی مهجور داشت نتوانسته فیلم تازه ای بسازد ولی هرازگاه با بازگویی درددلهایش از کار در سینما مورد توجه قرار میگیرد.

به گزارش سینماروزان خسرو سینایی به تازگی درنمایش نسخه پالایش شده فیلم ضدجنگ «در کوچه‌هاي عشق» که نزدیک به سه دهه قبل تولید شد از واکنشهای متناقص به این فیلم گفت.

خسرو سينايي با اشاره به نمايش «در کوچه‌هاي عشق» در بخش «نگاه ويژه‌» جشنواره کن گفت: منتقدان سوئيسي و آلماني که «در کوچه‌هاي عشق» را در اين جشنواره ديده بودند، اعلام کردند اين نوع فيلم‌ها خون تازه‌اي در بدن سينما جاري مي‌کند؛ اين در حالي است که با نمايش همين فيلم در ايران، بعد از سه، چهار روز مخالفت کردند و طبعا از پرده پايين کشيده و توقیف شد!!

او ادامه داد: اين فيلم اندکي پس از پايان جنگ و در کوچه‌هاي خاکي و نيمه‌ويران آبادان ساخته شد؛ آن‌هم در دماي 50 درجه و حتي بيشتر که گاهي تحمل چنين شرايطي را بسيار دشوار مي‌کرد. بااین‌حال وقتي با دل و جان کار مي‌کني، اين دشواري‌ها برايت رنگ مي‌بازد و آنچه مي‌ماند، تلاشي عاشقانه براي ساخته‌شدن اثری دسته‌جمعي است.

او همچنين درباره برخورد برخي منتقدان ایرانی با فيلم خود گفت: «وقتي سال‌ها مي‌گذرد، همان آدم‌ها که نقدهاي بعضا تندي درباره فيلم نوشته‌اند، وقتي در خيابان تو را مي‌بينند، مي‌گويند: «فلاني، زمان اکران فيلمت چيزهايي درباره‌اش نوشتم که حالا فکر مي‌کنم اشتباه بوده است». در سال‌هاي گذشته بارها اين اتفاق افتاده است.

سينايي افزود: هنر و سينما، به‌خصوص وقتي بخواهي در آن مستقل بماني، به پوست کلفت نياز دارد. البته هرکدام از اين برخوردها ضربه‌ای شديد بوده، اما هربار که صورت گرفته پوست امثال من کلفت‌تر شده و درد کمتري را منتقل کرده است.




اظهارات تهیه کننده “به دنیا آمدن” که مجبور شده  فیلمش را چهار سال بعد از تولید با سالنهای محدود در ماه رمضان اکران کند⇐حتی اگر ده سال هم منتظر بمانید باز شرایط اکران بهتر نمیشود بلکه بدتر و بدتر میشود!!!/ارشاد به فیلم درجه ۹+ داده ولی تلویزیون تیزرها را با درجه ۱۵+ پخش میکند!/تلویزیون اعلام کرده ۵۴میلیارد هزینه تبلیغات این فیلم کرده!!

سینماروزان: از جمله فیلمهایی که در اکران رمضان و با محدودیت سالن روی پرده رفته است “به دنیا آمدن”محسن عبدالوهاب است که چهار سال قبل تولید شد و در جشنواره فجر همان سال رونمایی شد ولی غلبه آثار مافیایی-حاکمیتی بر اکران موجب شد این فیلم مدتها پشت خط اکران بماند.

محمد احمدی تهیه کننده “به دنیا آمدن” با نقد روندی که موجب پشت خط اکران ماندن چهار ساله فیلمش شده به “ایسنا” بیان داشت: ما در سال ۹۶ دو قرارداد سرگروهی داشتیم اما شرایط فراهم نشد. سال ۹۷ در گروه آزاد ثبت نام کردم اما با مشورتی که انجام دادیم متوجه شدیم شرایط خوبی نیست و فیلم سوزی اتفاق می‌افتاد و فیلم نابود می‌شود اما الان متوجه شده‌ایم که حتی اگر ده سال هم منتظر بمانید باز شرایط اکران بهتر نمی‌شود بلکه بدتر و بدتر هم می‌شود و تازه انگ قدیمی بودن به فیلم می‌خورد. البته موضوع و نگاه این اثر هیچگاه قدیمی نمی‌شود. در نهایت به اکران دوم عید که متقاضی کمتری دارد رضایت دادیم و به نظرم این کار ریسک بود زیرا در ماه رمضان امکان پرفروش شدن فیلمها وجود داشت. درنهایت با توجه به شرایط موجود هنوز هم ناامید نیستم، اما در مجموع شرایط خوبی نیست.

تهیه کننده “به دنیا آمدن” با گلایه از تناقضات درجه بندی فیلمش گفت: اکنون وزارت ارشاد به ما گفته است که این اثر مثبت ۹ سال است و ما به سینماتیکت مثبت ۱۲ سال گفته‌ایم اما در تبلیغات تلویزیون مثبت ۱۵ سال نوشته است. در همه جای دنیا وقتی که می‌خواهی بلیت بخری به تو می‌گوید که این فیلم برای چه گروه سنی است پس از آن می‌توانی با آگاهی بلیت تهیه کنی. متأسفانه اینجا همه چیز سلیقه‌ای است و هر نهاد و سازمانی برای خودش تصمیم‌گیری می‌کند.

محمد احمدی درباره پخش تیزرهای تلویزیونی فیلمش بیان داشت: تلویزیون حمایت مناسبی از این فیلم کرد و تیزرهای خوبی به ما داد و زمان‌های خوبی برای آن در نظر گرفت. تبلیغات برای فیلم‌های سینمایی رایگان انجام می‌شود اما بر اساس قیمت آزاد تبلیغات به ما اعلام کرده‌اند ۵۴ میلیارد تومان هزینه تبلیغات شده است!!!




حبیب اسماعیلی روی آنتن زنده بیان کرد⇐در هیچ دوره ای از سینمای ایران این همه بی نظمی در اکران وجود نداشته است!!/چرا اکران رمضان را به فصل مرده اکران بدل کردند تا فقط تعدادی از فیلم‌ها بفروشند و بقیه سوخت شوند!؟؟!/  مگر اینهایی که مجبور به اکران رمضان شدند پول تولید خود را از سر راه آورده اند؟!/صاحبان فیلمهای سینمایی نمیدانند فیلمشان چه زمانی اکران میشود و به ناگاه فیلمهای ویدیویی سر از اکران درمیاورند!!/باعث تأسف است که پس از چهل سال هنوز به یک آیین نامه استاندارد برای اکران نرسیده ایم؟؟/چرا مدیران و سیاستگذاران سینما به فکر سامان دادن اکران نیستند؟؟

سینماروزان: آشفتگی های اکران در چند سال اخیر آن قدر زیاد شده که تقریبا هفته ای نیست که گلایه ای را از سوی بدنه مستقل و غیرمافیایی سینما موجب نشود ولی عجبا که حلقه بالادستی مدیریت سینما جه در بخش دولتی و چه در بخش صنفی به دنبال سامان دادن آن نیست.

حبیب اسماعیلی مدیرعامل موسسه تولید و پخش رسانه فیلمسازان مولود روی آنتن زنده برنامه “هفت” با گلایه از روند نامناسب اکران بیان داشت: در هیچ دوره ای از سینمای ایران این همه بی نظمی در اکران وجود نداشته است. ما چهل سال از انقلاب را طی کردیم. باعث تأسف است که بعد از ۴۰ سال هنوز آیین نامه ثابت و استانداردی برای اکران نداشته باشیم؟ چرا مدیران و دست اندرکاران سینما به فکر اکران نیستند؟ الان زمان مرده اکران است. چرا باید یک سری از فیلم ها سوخت شوند؟ مگر بقیه فیلم ها پول خود را از سر راه آورده اند؟ چرا به قانون ثابتی در اکران نمیرسیم؟

حبیب اسماعیلی با اشاره به اجرای نادرست ممیزی گفت: یک سری از فیلمها قابل تشخیص برای پخش در شبکه نمایش خانگی یا تلویزیون است و میشود با ممیزی مناسب آنها را به سمت مدیاهای خودشان هدایت کرد. دلیلی ندارد که یک تله فیلم یا فیلم ویدیویی در سینما اکران شود!

حبیب اسماعیلی با انتقاد از وضعیت اکران فیلم‌ها و نبود آیین نامه مشخصی برای اکران، گفت: چرا مدیران و سیاستگذاران سینما به فکر سامان دادن به وضعیت اکران نیستند؟؟ مگر میشود آیین نامه ثابتی برای اکران وجود نداشته باشد؟ صاحبان فیلمهای سینمایی نمیدانند فیلمشان چه زمانی اکران میشود و به ناگاه فیلمهای ویدیویی سر از اکران درمیاورند!!

اسماعیلی با اشاره به مهجوریت فیلمهای اکران رمضان بیان داشت: چرا اکران رمضان را به فصل مرده اکران بدل کردند تا فقط تعدادی از فیلم‌ها بفروشند و بقیه سوخت شوند!!؟؟  مگر اینهایی که مجبور به اکران رمضان شدند پول تولید خود را از سر راه آورده اند؟!

اسماعیلی خاطرنشان ساخت: زمان مدیریت حیدریان موضوع یکپارچگی صنوف وجود داشت و الان هم حسین انتظامی دنبال این موضوع است اما کسانی که منافع آنها به خطر می افتد مخالف این موضوع هستند و همین عدم یکپارچگی است که آسیبهای جبران ناپذیری به بدنه سینما از تولید تا اکران میزند. صنف ما چرا صنفی نیست که خودش مشکل را حل کند؟ صنف یکپارچه تهیه کنندگان اگر شکل گیرد جلوی ویژه خواری هم در تولید و هم در اکران را خواهد گرفت.




اظهارات صریح مدیر تولید آثاری ماندگار همچون “مادر” و “ردپای گرگ” در انتقاد از بلبشوی حاکم بر سینمایی که بیش از ۲۰۰ میلیارد فقط صرف ساختار دولتیش میشود⇐شاهد یک هرج و مرج در حوزه سینما و بخصوص در زمینه ورود نیروهای جدید هستیم!!/هشتاد درصد از اعضای خانه سینما در بیکاری به سر میبرند تا افراد غیرصنفی کار کنند!!/افراد قلابی که با صرف پول، کارت تهیه کنندگی گرفته اند، نظم سینما را به هم زده اند!!

سینماروزان: مشکلات صنفی بدنه سینما ادامه دارد، بیکاری سینماگران به اوج رسیده و حداقل امکانات رفاهی از آنها دریغ شده و در عین حال بودجه های میلیاردی وارد سینما میشود و شفاف سازی حسین انتظامی مشخص ساخت بیش از 200میلیارد فقط صرف ساختار دولتی سینما شده است.

یونس صباحی از مدیران تولید باسابقه سینمای ایران که آثاری همچون “مادر”، “ردپای گرگ”، “روز باشکوه” و “تجارت” را در کارنامه دارد با انتقاد از شرایط سینما به “ایلنا” گفت:  متاسفانه امروز شاهد یک هرج و مرج در حوزه سینما و بخصوص در زمینه ورود نیروهای جدید هستیم. البته با این تفاهمات نمی‌خواهیم جلوی ورود نیروهای جدید را بگیریم و ما معتقدم که باید نیروهای جدید از مسیر مشخص شده وارد سینما شوند.

وی با گلایه از وضعیت امنیت شغلی سینماگران گفت: نیروهای جدید در هر حوزه‌ای باید به صنف خود مراجعه کنند و بر اساس آیین‌نامه، ضوابط و اساسنامه انجمن خود عضو شوند و بعد بتوانند در سینما فعالیت کنند.

صباحی افزود: متاسفانه یکی از مشکلات سینمای ما حضور افرادی است که تهیه‌کننده نیستند و به دلیل آنکه پول دارند خودشان را به عنوان تهیه‌کننده به سینما قالب کردند و کارت تهیه کنندگی گرفتند ولی به نوعی تهیه‌کننده قلابی هستند. این گروه از تهیه‌کنندگان چون از سرمایه خوبی برخوردار هستند، تصور می‌کنند که هر کاری دوست دارند، می‌توانند در سینما انجام دهند و با هر کسی که می‌خواهند می‌توانند کار کنند درحالیکه این رفتار آنها نظم کلی سینما را به هم می‌زند و باید با وضع قوانینی جلوی بروز بی‌نظمی را گرفت.

وی ادامه داد: یکی از بخش‌هایی که می‌تواند این نظم را در سینما و بخصوص در روند ساخت حاکم کند مدیران تولید هستند زیرا مدیران تولید عاملان اجرایی و تهیه‌کنندگان اجرایی ساخت یک فیلم هستند و با همه مشاغل و رشته‌ها در سینما ارتباط دارند و قراردادها را آنها منعقد می‌کنند به همین دلیل باید با انعقاد تفاهم‌نامه‌هایی نظم اجرایی در تولید فیلم‌ها برقرار شود.

صباحی با اشاره به فعالیت افراد غیرصنفی در پروژه ها افزود: فقط ۲۰ درصد اعضای صنوف مختلف سینمایی در رشته‌های مختلف هم اکنون به صورت دائم بر سر کار هستند و حدود هشتاد درصد از فعالان صنف سینما بیکار هستند تا افراد غیرصنفی کار کنند؟؟!! این روند خوبی نیست به همین دلیل همه باید تلاش کنیم که با حفظ امنیت شغلی اجازه ندهیم فرصت‌های شغلی سینما به دست افراد غیر بیفتد.




معاون توسعه منابع سازمان سینمایی بیان کرد⇐از امسال بودجه جشنواره های فجر را فارابی خواهد داد ولی دبیر جشنواره را حسین انتظامی انتخاب خواهد کرد!/درباره ادغام جشنواره های فجر هم حسین انتظامی بعد از مشورت صاحب نظران سینما تصمیم خواهد گرفت!

سینماروزان: اینکه در این ملک چرخ را بارها از نو اختراع میکنند نمود عملیش را در سینما می بینیم که فی المثل نزدیک به یک دهه بعد از واسپاری برگزاری جشنواره فجر به موسسه رسانه های تصویری دوباره برپایی جشنواره به فارابی واگذار شده است.

رمضانعلی حیدری خلیلی معاون توسعه منابع سازمان سینمایی با اعلام این خبر گفت: از امسال عاملیت جشنواره‌های فیلم فجر به بنیاد سینمایی فارابی سپرده شده است که تا پیش از آن با موسسه رسانه‌های تصویری بود.

حیدری خلیلی ادامه داد: با این‌ حال همچنان فعالیتهای جشنواره منطبق با خط مشی و سیاستگذاری شورای سیاست گذاری جشنواره  توسط دبیر جشنواره که از سوی حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی برای هر دوره جشنواره انتخاب خواهد شد انجام میگیرد و فقط عاملیت هزینه و پشتیبانی از جشنواره با بنیاد فارابی است.

این مدیر در پاسخ به این سوال که ثبت جداگانه اعتبار جشنواره فیلم فجر و جشنواره جهانی فجر به معنای برگزاری مستقل هر یک از جشنواره‌های مذکور در دوره بعدی خواهد بود، گفت: ثبت جداگانه بودجه برگزاری جشنواره‌های مذکور ربطی به برگزاری مستقل جشنواره‌ها ندارد!

خلیلی خاطرنشان ساخت: تصمیم گیری درباره ادغام بین الملل در فجر با حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی خواهد بود که در ارزیابی عملکرد جشنواره و مشورت صاحب نظران سینمایی اتخاذ خواهد شد.




محمود شهریاری در گفتگویی تفصیلی اظهار داشت⇐برای خودم تأسف می‌خورم که ۳۱ سال برای تلویزیونی انرژی گذاشتم که اجرای برنامه‌هایش را به بازیگران می‌سپارد!!/بیکاری در میان بازیگران شیوع یافته و همین باعث شده که برای کسب درآمد به سمت اجرا بیایند!!/امثال بنیامین وقتی نمی‌توانند کنسرتهایشان را پر کنند به فکر اجرا می‌افتند!!/گلزار با حمایت از علی فروغی، از طرفدارانش کم کرد!/تلویزیون در ماه رمضانی که گره خورده با بحرانهای اقتصادی، باید مردم را شاد کند نه اینکه حالشان را خراب کند/برادر هاشمی رفسنجانی مرا ممنوع‌التصویر کرد ولی بهترین مدیر تلویزیون، خودش بود!!

سینماروزان/هنگامه ملکی: محمدرضا گلزار، پژمان بازغی، علی انصاریان، جواد رضویان، کامران تفتی، امیرحسین رستمی و حالا بنیامین بهادری نام فوتبالیست‌ها و بازیگرانی است که در سال‌های اخیر مجری تلویزیون شده‌اند. این حضور برای آنها هم نفع مادی دارد و هم شهرت بیشتر و تلویزیون هم به دنبال بازگرداندن مخاطب است.

به گزارش سینماروزان و به نقل از «ایرناپلاس» چند روز به آغاز ماه رمضان نمانده بود که خبر از پخش برنامه‌ای با عنوان «ماه ماه»  با اجرای بنیامین بهادری، خواننده پاپ منتشر شد. این برنامه که به‌نوعی جایگزین برنامه دم افطار شبکه سوم یعنی «ماه عسل» معرفی شد، بار دیگر بحث حضور سلبریتی‌ها را در حوزه اجرا مطرح کرد. البته در اولین شب و دو ساعت مانده به اجرای بنیامین، به دستور مرتضی میرباقری، معاون سیما، برنامه «ماه ماه» از کنداکتور شبکه سه خارج شد. در حالی که رسانه‌ها یک هفته قبل این خبر را منتشر کرده بودند، انگار معاون سیما دقیقاً دو ساعت مانده به پخش، از این موضوع مطلع شده است.

حضور فوتبالیست‌ها و بازیگران به‌جای مجریان دو سه سالی است که باب شده و البته اکثر این حضور‌ها با حاشیه‌هایی همراه بوده است. پیش از این نیز حضور محمدرضا گلزار در شبکه سه و مسائل مالی آن برنامه خبرساز شده بود.

در ماه رمضان امسال، جواد رضویان بازیگر طنز سینما و تلویزیون، به‌جای کاظم احمدزاده اجرای برنامه «جشن رمضان» را برعهده گرفته است. در حالی که هنوز حذف عادل فردوسی پور، برای مخاطب جوان تلویزیون حل نشده و از طرفی مجریان باسواد و مسلطی مانند علی درستکار مجبور شده‌اند در شبکه‌های رادیویی برنامه اجرا کنند، تلویزیون آنتن و بودجه خود را در اختیار سلبریتی‌ها قرار داده است به این امید که چند نفر بیشتر پای جعبه جادو بنشینند.

محمود شهریاری مجری باسابقه و ممنوع‌التصویر صداوسیما در گفت‌وگو با «ایرناپلاس» با اعلام اینکه نمی‌دانم چرا بودجه و پول سازمان را با این انتخاب‌ها هدر می‌دهند؟ به انتقاد از این مسأله پرداخت.

این مجری با‌تجربه برنامه‌های تلویزیونی که مدتی است به دلیل ممنوعیت فعالیت در رسانه ملی حضور ندارد، گفت: من به‌شدت مخالف هستم که بازیگران و خوانندگان در تلویزیون برنامه اجرا کنند. البته تقصیر هنرمندان نیست، بلکه مدیران ما مقصر هستند. مثل اینکه مدیران ما کارشان را بلد نیستند که این اتفاق‌ها می‌افتد. چرا با وجود مجری‌های حرفه‌ای، یک آدم تازه‌وارد را که در این زمینه هیچ تجربه‌ای ندارد، برای اجرای برنامه‌ها انتخاب می‌کنند؟ بسیاری از همین مدیران هنگام دریافت بودجه به مجلس اعتراض می‌کنند که بودجه ما کم است و آن را بیشتر کنید. پس چرا با این کار‌ها بودجه و پول سازمان را هدر می‌دهند. این همه از منابع مالی مردم استفاده می‌کنند و برنامه‌های سطح پایین به مردم ارائه می‌دهند. همه مخاطبانی که در عرض سال‌ها یکی‌یکی به شبکه‌ها پیوسته‌اند را پراکنده کردند. در حال حاضر تلویزیون واقعاً به یک رسانه بدون مخاطبی تبدیل شده است. واقعاً نمی‌دانم چرا این انتخاب‌ها را می‌کنند و هدفشان چیست؟ مثل این است که هدفی وجود ندارد یا هدف خودشان را گم کرده‌اند.

شهریاری در پاسخ به این پرسش که آیا تلویزیون با انتخاب این سلبریتی‌ها به جذب مخاطبان مقطعی راضی شده است، بیان کرد: بله، این مخاطبان مقطعی هستند. ممکن است هواداران بنیامین بهادری روز اول، دوم و سوم بنشینند و برنامه را ببینند. ولی بعد از مدتی خواننده‌ای که به دلیل صدایش او را دوست داشتند با اجرای نه‌چندان خوب از چشم مردم و طرفدارانش می‌افتد؛ به عبارت دیگر طرفداران خود را در حرفه اصلی‌اش هم از دست می‌دهد. این اتفاق واقعاً نادرست است. مجریان برای داشتن اجرا‌های خوب، دوره‌های مختلفی مانند سخنوری و تنفس می‌بینند و زبان بدن یاد می‌گیرند. کسی که نمی‌تواند چهار جمله در کنسرتش بگوید، چگونه ممکن است یک‌دفعه برنامه‌ای را اجرا کند؟ من برای مدیرانمان تأسف می‌خورم که این دیدگاه را دارند. برای خودم تأسف می‌خورم که 31 سال در سازمانی عمر و انرژی گذاشتم که چنین تصوری بر آن حاکم شده است.

این مجری باسابقه تلویزیونی درباره دلایل پذیرفتن اجرا توسط سلبریتی‌ها با وجود هجمه‌های بسیاری که از سمت رسانه‌ها به آن‌ها می‌شود، گفت: سریال‌سازی در صداوسیما و در مقایسه با سال‌های گذشته خیلی کم شده است. تولید فیلم‌های سینمایی محدود شده و یک عده‌ای بیکار شدند. این افراد برای اینکه دوباره دیده شوند و فراموش نشوند این اقدامات را انجام می‌دهند که به ضررشان هم تمام می‌شود. محمدرضا گلزار دوست من است، واقعاً او را دوست دارم، اما با حمایتی که از علی فروغی در جشنواره جام‌جم کرد و در مقابل عادل فردوسی‎پور ایستاد، باعث شد این اتفاق به ضررش تمام شود و مورد ناسزای مردم قرار گیرد و حتی از طرفدارانش هم کم شد. این‌ها را باید آسیب‌شناسی کرد. این هنرمندان باید مشاورانی داشته باشند که سره و ناسره را برایشان مشخص کنند و آن‌ها را در جریان بگذارند که این اجرا‌ها به ضررشان تمام می‌شود. متأسفانه به دلیل مسائل مالی، دیده شدن یا چون به فراموشی سپرده شده‎اند، به این اقدامات دست می‌زنند که زدن تیر خلاص به خودشان است. بنیامین خیلی وقت است که کنسرتی برگزار نکرده است. برای اینکه نمی‌تواند سالن را پُر کند. وقتی می‌بینند به فراموشی سپرده می‌شوند، می‌خواهند از این طریق دوباره دیده شوند، ولی مطمئن باشند که به ضررشان تمام می‌شود.

وی در پاسخ به این پرسش که کدام یک از مدیران تلویزیونی در این سال‌های فعالیت شما تحلیل علمی درستی از اجرا داشته است، بیان کرد: با توجه به اینکه اولین ممنوع‌التصویری من در زمان محمد هاشمی برادر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت سازمان صداوسیما صورت گرفت، اما وقتی ایشان را با جمیع جهات و با مدیران بعدی مانند آقایان لاریجانی، ضرغامی، سرافراز و در حال حاضر هم آقای علی‌عسگری مقایسه می‌کنم، هاشمی موفق‌ترین و بهترین مدیر بوده است. در آن زمان که انقلاب شده بود و شرایط انتقال قدرت در حال شکل‌گیری بود، آقای هاشمی بسیار خوب مدیریت کرد و عملکردش نسبت به بقیه بهتر بود.

شهریاری با اعلام اینکه برنامه‌های افطار ماه رمضان به‌جای اینکه مردم را مانند دیگر کشور‌های اسلامی در هنگام افطار شاد کنند، از احساسات رقیق شده آن‌ها سوءاستفاده می‌کنند، افزود: مردم به دلیل تأمین معیشتشان دچار گرفتاری و دردسر‌های بسیار هستند، پس دیگر لازم نیست ما آن‌ها را به گریه وادار کنیم. تلویزیون در ماه رمضانی که گره خورده با بحرانهای اقتصادی، باید مردم را شاد کند نه اینکه حالشان را خراب کند. خیلی ناپسند است که از احساسات مردم که به دلیل روزه‌داری دم افطار رقیق شده است، سوءاستفاده شود و آن‌ها را به گریه و غم وادار کنیم. غمگین شدن در این شرایط چه نفعی برای ما و مملکت دارد؟ باید تلویزیون با برنامه‌های شادش آثار مخرب اقتصادی و مشکلات مردم را خنثی کند نه اینکه آن‌ها را تشدید کند.




تازه ترین اظهارات کیانوش عیاری سه سال بعد از توقیف “کاناپه”⇐ترانه علیدوستی تمایل بسیاری داشت که در “کاناپه”[که با حمایت سرمایه گذار بازداشتی “شهرزاد” تولید شد] بازی کند!!/ترانه حاضر بود موهایش را از ته بتراشد تا نقش اصلی “کاناپه” را بگیرد ولی ممکن بود برای ادامه کارش مشکل ایجاد شود!!/علی جنتی از طرح پوستیژ به سر بودن بازیگران زن “کاناپه” استقبال کرد و به من قول داد كه هر كاري بتواند براي پيشبرد اين طرح انجام دهد!!!/حجت ایوبی هم از این طرح باخبر بود و میگفت استفاده از كلاه‌گيس براي زنان در “کاناپه” باعث انقلابي در سينماي بعد از انقلاب خواهد بود!!

سینماروزان: “کاناپه”کیانوش عیاری یکی از رئالیستی ترین آثار سینمای ایران در مذمت اختلاف طبقاتی است ولی اصرار کارگردان بر نشان دادن زنان پوستیژ به سر در نماهای داخلی موجب شده که سه سال بعد از تولید این فیلم همچنان توقیف باشد.

به گزارش سینماروزان کیانوش عیاری که حین تولید “کاناپه” از حمایت محمد امامی سرمایه گذار بازداشتی “شهرزاد” بهره برده بود و بعدتر مدعی پس دادن پول امامی شد(!!) به تازگی در گفتگو با “اعتماد” از عطش بالای ترانه علیدوستی برای حضور در “کاناپه” گفته است!!

عیاری همچنین مدعی آگاهی تمام و کمال علی جنتی وزیر وقت ارشاد و حجت ایوبی رییس وقت سینما از پوستیژ به سر بودن بازیگران زن فیلم شده است.

کیانوش عیاری درباره روند انتخاب بازیگران دختر “کاناپه” گفت: چهار دختر جوان و دو خانم كه در حال عبور از جواني هستند بايد براي اين فيلم انتخاب مي‌شدند. يك خبر كوتاه باعث شد طي پنج روز  نزديك به 3 هزار و 250 خانم مراجعه كنند. وقتي ما به اين 3 هزار خانم گفتيم كه بايد موهاي‌شان را با نمره 4 كوتاه كنند همه قبول كردند ‌جز 30 نفر.

وی ادامه داد: تمام آنها موهاي‌شان را كاملا با نمره 4 كوتاه كردند. عكس تست گريم موجود است. البته خانم فريبا كامران هم در اين فيلم بازي دارند (مادر بابك حميديان) كه از ميان بازيگران حرفه‌اي انتخاب شدند.

عیاری با اشاره به تمایل بالای ترانه علیدوستی برای بازی در “کاناپه” بیان داشت: جلساتي با خانم ترانه عليدوستي براي ايفاي نقش دختر اصلي فيلم داشتيم. ترانه به من زنگ زد و ابراز تمايل كرد كه در فيلمم بازي كند و حتي قبول كرد و به من گفت كه موهايم را با نمره 4 مي‌زنم… خودم بسيار علاقه‌مند بودم كه او در فيلم «كاناپه» بازي داشته باشد. با تمام احترامي كه براي او قائلم به او گفتم ممكن است شرايطي براي اين كار پيش بيايد كه باعث اخلال كار شما در سينما شود.  من از او عذرخواهي كردم كه مبادا براي ادامه مسير كارشان در سينما مشكل به وجود بيايد. چون همان‌طور كه مي‌دانيد دلواپسان هميشه در راه هستند. ترانه در اين فيلم بايد موهايش را كوتاه مي‌كرد و كلاه‌گيس مي‌گذاشت و اين ممكن بود برايش مشكل‌ساز شود. او متقاعد شد ولي بالاخره فيلم «كاناپه» براي اين بازيگر فرصت خيلي خوبي براي بازي بود كه متاسفانه نشد؛ اما به‌ جاي او خانم فرگل فرح‌بخش بازي كرد.

عیاری با تأکید بر آگاهی علی جنتی وزیر وقت و حجت ایوبی رییس معزول سینما در استفاده از پوستیژ برای بازیگران زن “کاناپه”  گفت: با وزير وقت آقاي جنتي چند جلسه درباره استفاده از پوستیژ صحبت كردم ايشان از اين طرح استقبال كرد و به من قول داد كه هر كاري بتواند براي پيشبرد اين طرح (كه همان استفاده از كلاه‌گيس در فيلم‌هاست) انجام دهد. من به ايشان گفتم مي‌خواهم در فيلمم از كلاه‌گيس استفاده كنم و شما به عنوان بالاترين مقام فرهنگي در جريان روند كار باشيد.

عیاری ادامه داد: دو ماه بعد از جنتی با حجت ايوبي (رييس سازمان سينمايي در دولت گذشته) ديدار و جلسه داشتم. حجت ايوبي خاطرنشان كردند كه طرح استفاده از كلاه‌گيس براي خانم‌ها در فيلم باعث انقلابي در سينماي بعد از انقلاب خواهد بود. جلسات انجام شد و فيلم هم ساخته شد؛ اما متاسفانه با تمام اين رايزني‌ها كه انجام شد، فيلم در دوراني آماده نمايش شد كه وزير وقت عوض شد و آقاي ايوبي هم از سازمان سينمايي رفت و من ماندم و فیلمم!!!




یک کارگردان جوان با انتقاد از سازوکار صدور مجوز برای فیلم اولیها بیان داشت⇐همه تصمیم گیرندگان سینما از اداره نظارت تا خانه سینما علیه فیلم من بودند!/تمام تلاششان را کردند که این فیلم زمین بخورد و کسی آن را نبیند!/فیلم را ندیده بودند ولی برای ضربه زدن به فیلم از هیچ اقدامی دریغ نکردند!! /درست زماني كه همه به سمت من سنگ پرت مي‌كردند کیومرث پوراحمد به كمك من آمد!!

سینماروزان: سازوکار صدور مجوز سینمایی برای جوانان فیلم اولی دشواریهایی دارد که گاهی به جای حل شدن مسأله به تغییر صورت مسأله می انجامد یعنی فیلمساز را وادار میکند که بدون مجوز ساخت فیلم بسازد و بعدتر برای دریافت پروانه نمایش گرفتار شود.

به گزارش سینماروزان علیرضا معتمدی که بعد از تجربه نویسندگی فیلمهایی نظیر “صحنه جرم ورود ممنوع”، “متل قو” و “آقای هفت رنگ” دو سال پیش فیلمی به نام “رضا” را ساخته بود ازجمله فیلم اولیهایی است که گرفتار تنگناهای صدور مجوز بوده است.

معتمدی با گلایه از مدیران تصمیم گیرنده سینما به “اعتماد” گفت: در این دو سال که برای دریافت پروانه نمایش “رضا” تلاش کردم همه تصميم‌گيران سينمايي از آقاي داروغه‌زاده، رييس اداره نظارت و ارزشيابي گرفته تا آقاي منوچهر شاهسواري، مديرعامل خانه سينما همه عليه اين فيلم بودند و تمام تلاش‌شان را كردند كه اين فيلم زمين بخورد و كسي آن را نبيند. هيچ‌كدام هم فيلم را نديده بودند هنوز هم فكر نمي‌كنم، ديده باشند اما از هيچ كاري براي ضربه زدن به اين فيلم دريغ نكردند.

معتمدی ادامه داد: مشكل‌شان اين بود كه من فيلم را بدون مجوز كارگرداني خانه‌ سينما و با پروانه ساخت ويديويي ساخته‌ام. ولي به اين فكر نكردند كه اين نتيجه‌ موانعي است كه آنها بر سر راه آدم‌ها قرار داده‌اند. چرا من بايد مجبور شوم براي ساختن فيلمم وارد چنين مسير سخت و كشنده‌اي شوم؟

این کارگردان افزود: آقايان! مقصر شما هستيد و كسي كه بايد مجازات شود، شما هستيد نه من كه با وجود همه اين سنگ‌اندازي‌هاي استعدادكش فيلمي ساختم كه فيلم بدي نيست. ولي خب اين آقايان به جاي درس گرفتن از اشتباهات‌شان طبق معمول با يك اشتباه بزرگ‌تر درصدد پوشاندن اشتباه قبلي خود برآمدند و جلو اكران عمومي فيلم را گرفتند. من دو سال براي اكران اين فيلم مبارزه كردم اما اجازه ندادند كه اين فيلم كه مي‌توانست مخاطب خيلي بيشتري داشته باشد، اكران شود. رفتاري كه اينها با فيلم من كردند لكه سياهي در كارنامه مديريتي‌شان است. فيلم‌هاي متفاوتي مثل “رضا” را به محاق مي‌فرستند اما اين كمدي‌هاي سخيف و سطح پايين را كه دو سه سال است يكي پس از ديگري روي پرده مي‌رود، ترويج مي‌كنند.

علیرضا معتمدی با تمجید از كيومرث پوراحمد خاطرنشان ساخت: کيومرث پوراحمد درست زماني كه همه به سمت من سنگ پرت مي‌كردند به كمك من آمد و در كنار من ايستاد و چون كارت تهيه‌كنندگي داشت به عنوان تهيه‌كننده به من كمك كرد. با وجود همه اين حرف‌ها من از اكران فيلمم در گروه هنر و تجربه راضي‌ام. چون فيلم مخاطبان جدي پيدا كرده در شبكه‌هاي مجازي راجع به فيلم حرف زده مي‌شود و مردم يكديگر را به تماشاي فيلم توصيه مي‌كنند. از آنجايي كه زمان اكران هنر و تجربه طولاني است، اميد دارم كه فيلم در زمان طولاني به فروش خوبي برسد.