گلایه‌های اسدالله یکتا از همه چیز و همه جا⇐قبل از انقلاب در کنار آرتیستهای درجه یک بازی می‌کردم و حالا باید به نقشهای تک سکانسی بسنده کنم!!/در «چاق و لاغر» تا حدّ مدفون شدن در یک گودال پیش رفتم!!/هم کارم کم است و هم اسمم را ضایع می‌کنند/گاهی می‌بینم اسمم را بعد از سیاهی‌لشکرها آورده‌اند!/ملک‌مطیعی ۴۰ سال منتظر ماند که کارگردانان به او زنگ بزنند/من نیز باید ماهها انتظار بکشم تا نقشی بهم بدهند!

سینماروزان: اسدالله یکتا از جمله بازیگران سینمای پیش از انقلاب است که این شانس را داشت که بتواند در فضای سینما و تلویزیون بعد از انقلاب اسلامی هم فعالیت کند؛ البته فعالیتی بسیار کمرنگتر از روزگار قبل.

اسدالله یکتا که این روزها کمدیهای «زندانیها» و «سامورایی در برلین» را روی پرده دارد و سریالهای «شرایط خاص» و «ستایش3» را هم در تلویزیون پیش رو دارد در گفتگویی تازه به گلایه از اوضاع اقتصادی خرابش پرداخته است.

اسدالله یکتا می‌گوید، پیش از انقلاب در ٥٠-٤٠ فیلم بازی کرده است: «آن‌موقع در کنار آرتیست‌های درجه یک حضور داشتم و نقش‌های کوچک بازی نمی‌کردم اما بعد از انقلاب هم پول کمتری می‌دهند و هم نقش‌های کوچک تک سکانسی را پیشنهاد می‌دهند اما پس از ٦٠‌سال کارکردن توقع بیشتری دارم. الآن هم کارم کم است و هم اسمم را ضایع می‌کنند. گاهی منتظر می‌مانم تا ببینم اسمم را کجا نوشته‌اند و بعد می‌بینم اسمم را پس از سیاهی لشکرها آورده‌اند!»

اسدالله یکتا البته در زمان جنگ برای خود یک چاپخانه هم راه‌اندازی کرد اما شانس با او یار نبود و به قول خودش فردی کلاهبردار تمام زندگی‌اش را به تاراج برد.

او درباره سختی‌های کار درمجموعه عروسکی «چاق و لاغر» می‌گوید: «تن‌پوشی که به من داده بودند، به آن صورت دید نداشت و کارگردان این سریال به من می‌گفتند مواظب باش که زمین نخوری. در یک سکانسی که زمستان بود، شخصیت‌های چاق و لاغر داشتند از این مغازه به آن مغازه دنبال کار می‌گشتند که من یکهو در یک چاله‌ای افتادم و تا سر حد مدفون شدن پیش رفتم و بقیه داشتند دنبالم می‌گشتند. دستم را از چاله بیرون آوردم تا من را بالاخره دیدند و بیرون کشیدند.»

اسدالله یکتا این‌طور حرف‌هایش را ادامه می‌دهد:  «برخی از بازیگران قدیمی الان در خانه نشسته‌اند و منتظرند یک کار جدید به آنها پیشنهاد شود. زنده‌یاد ملک‌مطیعی ٤٠‌سال منتظر بود که کارگردان‌ها به او زنگ بزنند. من نیز ماهها منتظر میمانم که با من تماس بگیرند و به من کار بدهند.»




یک بازیگر بازگشته از جم مدعی شد⇐مدیران GEM مدعی بودند تولیدات شان را با هماهنگی دستگاههای نظارتی داخلی میسازند!!/بدقولیهای مالی و سوءاستفاده از حسن نیت افراد در رفتار دست اندرکاران GEM موج میزد!!

سینماروزان: دو سال بعد از قتل مشکوک سعید کریمیان مدیر شبکه های ماهواره ای جم دیگر تب و تاب سابق بازیگران برای مهاجرت به ترکیه و حضور در محصولات این شبکه وجود ندارد و به جایش اخباری متناقض درباره سرنوشت همکاران داخلی این شبکه است که منتشر میشود.

ماهور بساکی بازیگر 30 ساله ای که مدتی به کار برای این شبکه و ایفای نقش در آثاری همچون “سیندخت” و “روزی روزگاری آنتالیا” پرداخت از تازه ترین همکاران جم است که مدتی کوتاه پس از کار برای این شبکه به ایران بازگشته و بدنبال مجالی برای ادامه فعالیت در داخل است.

ماهور بساکی درباره چگونگی ورود به جم برای سینماروزان گفت: حدودا از  20 سالگی زمانی که دانشجوی مهندسی مکانیک در دانشگاه تهران بودم به عنوان مدل مشغول به کار شدم. در آن دوران عرصه مدلینگ در مارکت ایران به هیچ عنوان شباهتی به وضعیت کنونی اش نداشت و فضای کار بسیار محدود و سخت بود.

بساکی ادامه داد: شش سال فعالیتم در این زمینه تجربه کار کردن با بیش از 50 برند و تولیدی وطنی را برایم به ارمغان آورد. همین رزومه باعث شد بتوانم قرارداد همکاری با آژانس مدلینگ معتبری در استانبول ترکیه را به امضاء برسانم.

بساکی پیرامون چگونگی ورود به بازیگری اظهار داشت: پس از گذشت چندین ماه از حضورم در استانبول بصورت کاملا اتفاقی در خیابان با شخصی ایرانی برخورد کردم که پیشنهاد بازی به عنوان کاراکتر اصلی در فیلمی سینمایی را به من داد!!! از آنجا که صنعت سینما و مدلینگ همواره باهم عجین شده و این آرزوی هر مدلی است که بازیگری را نیز تجربه کند پس نتوانستم پاسخ منفی به این پیشنهاد بدهم.

ماهور بساکی در توصیف ادعاهای مدیران شبکه ماهواره ای جم به سینماروزان گفت: به واسطه  پیشنهاد بازیگری بود که پای من به جم باز شد در حالیکه هنوز اطلاعی نداشتم که با کدام شبکه طرفم ولی وجود شخصیتهایی شناخته شده از ایران باعث قوت قلب و خوشحالی بیشترم برای انجام کار شد. بعد از بازی در اولین فیلم تازه متوجه شدم فیلم قرار است از شبکه جم پخش شود. مسلما این موضوع باعث پا پس کشیدنم شد ولی صحبت

های زیادی که افراد با سمتهای مختلف با من کردند (که بعدها ثابت شد دروغی بیش نبوده) از جمله اینکه الان نهادهای نظارتی داخل ایران مشکلی با شبکه ندارند و حتی تیزرهای فیلم ها و محصولات تولیدی در داخل ایران از همین شبکه نیز  پخش میشود و بنده چون مرد هستم قانون کشف حجاب شاملم نمیشود و بعدها براحتی میتوانم به شغلم در ایران ادامه دهم و  هزاران دروغ دیگر باعث شد در نهایت راضی به همکاری شوم.

این بازیگر خاطرنشان ساخت: مشکل اینجا بود که باید قرارداد کاری خود را در استانبول فسخ کرده و به آنتالیا می رفتم. با وعده دستمزد بالایی که به من دادند چنین کردم و به آنتالیا رفتم و در سه فیلم سینمایی ایفای نقش کردم اما زودتر از حد تصور واقعیتها از مسایل پشت پرده و ماهیت وجودی شبکه برایم روشن شد.

ماهور بساکی با اشاره به مشکلات کار در جم بیان داشت: حقوق ندادن به پرسنل، مشکلات اخلاقی و فرهنگی شدید حاکم بر آنجا و سوءاستفاده از حسن نیت و سادگی افراد باعث شد قید همکاری را بزنم و استعفای خود را نوشته و با زیان فراوان مالی و موقعیتی پس از حدود 6 ماه از شبکه خارج شدم.

این بازیگر با بیان اینکه جم برایش هیچ نداشته جز دردسر تأکید کرد: قطعا از بزرگترین اشتباهاتم همکاری با شبکه جم بوده و اگر واقعا دورنمای درستی از این شبکه داشتم قطعا تن به همکاری نمیدادم. اکنون حدود یک سال است که به ایران بازگشته ام و قصد فعالیت در مملکت خودم دارم. به امید اینکه فعالیتهایم در ایران بتواند خط سیاهی بر انتخابهای نادرستم در گذشته بکشد.

ماهور بساکی در کنار بهمن مفید




بازدید میلیونی از توییت ستایشگرانه سیاستمدار ایرانی برای رپر جنجالی!!  

سینماروزان: در میان سیاستمداران ایرانی کم نیستند آنهایی که به هنگامه انتخابات خود را طرفدار فرهنگ و هنر نشان میدهند و سعی میکنند با وارد کردن هنرمندان به ستاد انتخاباتی خویش از ظرفیت اشتهار آنها برای جمع کردن رأی استفاده کنند.

با این حال شمار سیاستمدارانی که بعد از حذف از صحنه سیاست همچنان میکوشند اظهارات هنری خود را داشته باشند خیلی خیلی اندک است و در این میان اینکه سیاستمداری ایرانی پیدا شود و درباره هنرمندان خارجی اظهارنظر کند تقریبا نایاب است.

با این حال محمود احمدی نژاد رییس دولتهای نهم و دهم در ماههای اخیر کوشیده در کنار پیگیری محصولات هنری وطنی و تماشای نامحسوس برخی فیلمهای روی پرده برای یک خواننده خارجی هم توییت بزند.

احمدی نژاد به تازگی در رثای مرگ یک رپر آمریکایی با نام “نیپسی هاسل” نوشت:  اخیرا از مرگ “نیپسی هاسل” مطلع شدم و از شنیدن مرگ او و ۱۰ نفر دیگر که در هفته گذشته در لس آنجلس کشته شدند اندوهگین شدم. چگونه می توان زندگی شخصی را به این راحتی گرفت؟”عزیزم گریه نکن، سرت را بالا بگیر حتی وقتی که جاده سخت است هرگز تسلیم نشو”

جالب است که این توییت احمدی نژاد ظرف چند روز بیش از 3 میلیون بازدید داشته و نزدیک به 20 هزار لایک خورده است!!!

مشخص نیست هدف احمدی نژاد از این توییتها چیست و آیا او به دنبال مدیریت فرهنگی جهانی است یا فقط به عنوان یک مخاطب دنبال کننده اخبار هنری است؟؟




روایت داریوش اسدزاده از سلوک جمشید مشایخی⇐مشایخی پاک بود و آلودگی نداشت!!/نه اهل مهمانی های شبانه بود و نه اهل آلودگیهای اقتصادی!!/حتی بانوانی که برای دیدار با بازیگران می آمدند را تحویل نمیگرفت!!

سینماروزان: ابتدای سال جدید همراه شد با رجعت جمشید مشایخی بازیگر توانمندی که در آخرین لحظات زندگی هم بدلیل عدم پرداخت بدهیهای صنف سینمای ایران به بیمارستان آتیه مدتی را بدون بیمارستان سپری کرد تا درنهایت در بیمارستان عرفان به دیار باقی شتافت.

به گزارش سینماروزان داریوش اسدزاده از جمله بازیگران پیشکسوت ایران در خلال گفتگویی با “جوان” درباره سلوک هنری مشایخی گفت: مشایخی در میان هنرمندان ما هنرمندی پاک بود و آلودگی نداشت، چون من و او با هم خیلی کار کرده و شهرستان‌های زیادی رفته بودیم. مثلا گاهی برای یک کار سه ماه را در یک اتاق با هم می‌ماندیم. در آن زمان بخاطر شهرتمان خیلی‌ها به دیدنمان می‌آمدند و دعوتمان می‌کردند، ولی وقتی به او می‌گفتم بیا با هم به فلان مهمانی برویم می‌گفت: من نمی‌آیم. وقتی می‌پرسیدم: چرا؟ می‌گفت: نمی‌آیم دیگر! تو می‌خواهی برو!

اسدزاده ادامه داد: جمشید اصلا تیپ به خصوصی داشت و خیلی با دیگران نمی‌جوشید، ولی در عین حال پاک بود و اهل گرفتاری‌های اخلاقی دیگر دوستان نبود. حتی اگر بانوان برای دیدار بازیگران می‌آمدند او تحویلشان نمی‌گرفت و فرار می‌کرد لذا من می‌ماندم و پاسخگو بودم.

اسدزاده تأکید کرد: جمشید مشایخی ابداً گرفتاریهای مالی هم نداشت و آلوده زدوبندهای اقتصادی نشد. می‌دانید وقتی می‌گویم پاک بود منظور از همه نظر است!




ردّپای متهم دکل نفتی گمشده در سینما؛ در محصولی با حضور همسر آقازاده دو معاون احمدی نژاد و همراهی کارگردان فیلمی به تهیه‌کنندگی سرمایه گذار بازداشتی+عکس

سینماروزان: پس از بابک زنجانی، محمد امامی، حسین هدایتی و مرجان شیخ الاسلامی آل آقا که در سالهای اخیر به واسطه اتهامات اقتصادی و در عین حال سرمایه گذاری یا ارتباطات سینمایی در کانون توجه قرار گرفتند، قرائت حکم متهمان پرونده دکل نفتی گمشده هم با ذکر نام یک سرمایه گذار سینما پشت سر گذاشته شد.

رضا مصطفوی طباطبایی متهم ردیف سوم پرونده موسوم به دکل نفتی گمشده که در عین حال در پرونده کرسنت هم نامش برده شده و در سال 89 بازداشت و در نهایت از ایران متواری شده، هفت سال قبل در یک فیلم سرمایه گذاری کرد.

مصطفوی طباطبایی سرمایه گذار فیلمی به نام “از تهران تا بهشت” بود که در آخرین سالهای ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد تولید شد و ازقضا مهناز افشار همسر آقازاده دو معاون احمدی نژاد نیز نقش اصلی آن را ایفا کرد!! مهران احمدی کارگردان “مصادره” که سرمایه اش را محمد امامی تامین کرد دیگر بازیگر فیلم بود.

“از تهران تا بهشت” را ابوالفضل صفاری ساخته بود که اخیرا نامش به عنوان تهیه کننده کمدی “سامورایی در برلین” مطرح شد؛ فیلمی که یاسر شاه پیری از مدیران مرکز رسانه قوه قضائیه در دوران ریاست آملی بر قوه را هم به عنوان مشاور تهیه کننده کنار خود دارد!!! حمید فرخ نژاد بازیگر و شریک تولید “خوب بد جلف” از محصولات محمد امامی، بازیگر اصلی فیلم تازه صفاری است.

“از تهران تا بهشت” به مانند دیگر فیلمهایی که صفاری ساخته به دلیل عدم یافتن پخش کننده، نتوانست به جریان اصلی اکران راه یابد و دو سال بعد از تولید به گروه ایزوله هنر تجربه راه پیدا کرد و فروش مطلوبی نداشت و بلحاظ تجاری شکست خورد.

 مصطفوی طباطبایی به مانند تمام سرمایه گذاران متهم در پرونده های اقتصادی، هیچ گاه گلایه نکرد که چرا سرمایه اش صرف تولید فیلمی شکست خورده شده تا حالا که حکم حب سش به عنوان متهم پرونده دکل نفتی گم شده قرائت شد.

رضا مصطفوی طباطبایی




حل مشکل ممنوعیت کاری بازیگر زن برگشته از GEM با ایفای نقش یک جن!؟

سینماروزان: از جمله بازیگران زن ایرانی که در کوران مهاجرت بازیگران بیکار و کم کار به ترکیه، به این کشور رفت و مشغول همکاری با شبکه جم شد، رابعه اسکویی بود.

اسکویی دو سال بعد از اقامت در ترکیه و بعد از قتل(؟) سعید کریمیان مدیر جم به ایران بازگشت و کوشید از علاقه خود برای بازگشت به عرصه تصویر بگوید با این حال مجوز فعالیت دریافت نکرد.

به تازگی ولی نام رابعه اسکویی در فهرست بازیگران نمایش “آلفرد” آمده که بناست از نوزده فروردین در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه برود. نمایش “آلفرد” به نویسندگی پاسکال نوواکی با طراحی و کارگردانی هادی عامل روی صحنه خواهد رفت.

جالب و البته عجیب آن که پوریا پورسرخ بازیگر تیپیکال آثار سینمای تجاری بناست در “آلفرد” در برابر اسکویی ایفای نقش کند. داستان این نمایش درباره مردیست که تصمیم به خودکشی دارد ولی در آخرین لحظات قبل از خودکشی، جنی از بطری بیرون می‌آید و تلاش می‌کند تا او را از این کار منصرف کند و…

هیچ بعید نیست که رابعه اسکویی در این نمایش، جن شده باشد؟؟!!




ایفای نقش پیمان قاسم‌خانی در شمایل یک یقه سفید اصلاحاتچی مذبذب!+عکس

سینماروزان: کمدی تایلندی-کامبوجی «چهارانگشت» در حالی روی پرده رفته که تغییر فاز جواد عزتی و فرورفتن در قامت پادویی اصولگرا بدجوری یادآور کیف کشان حول برخی سران راست شده!!

ولی سورپرایز فیلم ایفای نقش پیمان قاسم خانی در قالب اصلاح طلبی تیپیکال است!! مشخص نیست کارگردان فیلم حامد محمدی که آقازاده منوچهر محمدی است از شمایل ابوی اصلاح طلبش برای خلق این کاراکتر الهام گرفته یا نه؟؟

پایان بندی «چهار انگشت» با حضور پیمان قاسم خانی این ذهنیت را پیش روی مخاطب میگذارد که هیچ بعید نیست قسمت بعدی این فیلم به جای امیر جعفری با حضور پیمان قاسم خانی و جواد عزتی تولید شود!!؟؟

پیمان قاسم خانی و جواد عزتی در نمای پایانی «چهار انگشت»




اختلاس بزرگ همسر دکتری که مسئول نظارت و ارزشیابی ارشاد بود!!+عکس

سینماروزان: سینماگران فعال در دهه‌های اخیر، حتما یادشان است که در اوایل دهه هشتاد فردی به نام مجید باقرنژاد به عنوان مدیرکل نظارت و ارزشیابی سینما منصوب شد؛ برخی مدعی بودند ایشان پزشک است و برخی نیز او را سرباز امریه‌دار در ارشاد میدانستند!!

اینکه چطور شد باقرنژاد سر از معاون نظارت درآورد به وقوع دوم خرداد و حضور سران موسسه سینافیلم در حلقه بالادستی معاون سینما بازمیگشت؛ عطاءالله مهاجرانی وزیر شد، سیف الله داد معاون سینمایی شد و منوچهر محمدی هم مدیر نظارت!!! این مترادف تملک کل سینما توسط سینافیلم بود. البته از میان سینافیلمی‌ها فقط منوچهر عسکری نسب بود که همچنان در سینافیلم ماند.

عسکری نسب در سینافیلم باقی ماند و مابقی سینافیلمیها آمدند در سینما و طرحهای ذهنیشان را تا حد توان اجرا کردند ولی حضور در حلقه مدیریتی هنری آن قدرها هم برایشان جذاب نبود چون سودی که در تولید برای سینماگران متنفذ وجود دارد هیچ جای دیگر نیست حتی در رأس هرم سینمایی!! شما درنظر بگیرید زمانی سینافیلمیها آثاری همچون «بازمانده» و «از کرخه تا راین» را با بودجه های هنگفت تولید میکردند و حالا در معاونت سینمایی جز حقوق دولتی چیزی نصیبشان نمیشد.

این شد که به بهانه های مختلف و از جمله فشارهای مخالفان و گرفتاریهای جسمی هم سیف‌الله داد و هم منوچهر محمدی قید حضور در حلقه مدیریتی سینما را زدند و به ناگاه یکی به نام مجید باقرنژاد سروکله اش پیدا شد و مدیریت اداره نظارت را برعهده گرفت؛ البته که در آن روزگار هم رسانه‌های مستقل قدرتمندی وجود نداشتند که این حضورهای بی‌پیشینه را کالبدشکافی کنند.

مرجان شیخ الاسلامی آل‌آقا که اخیرا نامش به عنوان اخلالگر اقتصادی در پرونده رسیدگی به اتهامات مدیر عامل سابق شرکت بازرگانی پتروشیمی مطرح شده، همسر همان باقرنژاد بود!!

شیخ الاسلامی به واسطه باقرنژاد و فقط بعد از چند سال خبرنگاری(!!) ابتدا به مدیرعاملی خبرگزاری میراث فرهنگی منصوب شد و سپس به مدیرعاملی صوری شرکتی در حیطه پتروشیمی رسید! و در حین دور زدن تحریم ها، به واسطه مدیر عاملی همین شرکت، همسر خویش را هم دور زد و با انتقال پولهای عایدی به خارج از کشور، خود هم به آن سو گریخت و همسر مهدی خلجی شد.

تا همین روزهای اخیر که به ناگاه نام شیخ‌الاسلامی به عنوان یکی از متهمان دادگاه شرکت بازرگانی پتروشیمی مطرح شد کمتر کسی تصور میکرد همسر اول مدیرکل نظارت ارشاد-که لابد باید مراقب عدم آغشتگی ناسره با سره شود- خود گرفتار در سلسله‌ای از افعال ناسره شده!!!

شیخ الاسلامی که ماههاست به کانادا رفته،  متهم به مشارکت در اخلال در نظام اقتصادی کشور و تحصیل مال نامشروع به مبلغ ۷ میلیون و ۶۵ هزار و ۵۲۹ یورو و ۸ میلیون و ۷۱۰ هزار و ۳۸۴ دلار است؛ این موضوعیست که قاضی مسعودی به تازگی در شعبه سوم دادگاه ویژه رسیدگی به جرائم اخلالگران و مفسدان اقتصادی به صراحت آن را بیان کرد!!

مرجان شیخ الاسلامی آل آقا




یک سکانس سینمایی⇐تصاویری دیدنی از نماز جمعه پایتخت در فیلم «چک» پیش‌روی وحید جلیلی که مدعی شده بود در چهل سال گذشته در هیچ فیلم یا سریالی یک پلان نماز جمعه دیده نشده!!+فیلم

سینماروزان: وحید جلیلی از جمله فعالان رسانه ای جریان اصولگرایی که در حلقه بالادستی جشنواره عمار هم حضور دارد به تازگی در نشست “گفتار عصر” مدعی شده، در چهل سال گذشته در هیچ فیلم و سریالی یک پلان نماز جمعه دیده نشده!!

به گزارش سینماروزان از جمله فیلمهای تاریخ سینمای ایران که تصاویری تمام و کمال از نماز جمعه پایتخت را ارائه داده کمدی «چک» است که کاظم راست گفتار آن را در دولت دوم محمود احمدی نژاد ساخت و فارغ از اکران در سینماها و عرضه در شبکه خانگی، بارها و بارها بدون ممیزی سکانس نماز جمعه از رسانه ملی هم روی آنتن رفت!!

آیا وحید جلیلی یا مشاورانش این فیلم را ندیده اند؟؟

برای تماشای سکانسهای نماز جمعه «چک» اینجا را ببینید.




خاطره‌نگاری رضا بهبودی از عود کردن بیماری هما روستا-حمید سمندریان در نتیجه ممانعت از اجرای آثار دلخواهشان

سینماروزان: رضا بهبودی از جمله بازیگران تئاتری که در سالهای اخیر در سینما و تلویزیون هم حضور داشته است هرچند امسال در جشنواره  فیلم فجر، فیلمی نداشت ولی با نمایش «خرده نان» به کارگردانی کوروش سلیمانی در جشنواره تئاتر فجر حاضر است.

بهبودی در خلال گفتگویی به بهانه «خرده نان» با «اعتماد» به ذکر خاطره ای از عود کردن بیماری هما روستا و همسرش حمید سمندریان در نتیجه ممانعت از آثار دلخواهشان پرداخت. بهبودی بیان داشت: ده سال پيش بعد از شش ماه تمرين نمايشنامه «باغ آلبالو» همراه گروه تئاتر ليو، دو پرده از نمايش را به دوستان هيات انتخاب نشان داديم. آنهايي كه متن را مي‌شناسند، مي‌دانند اين دو پرده به اندازه 10 نمايشنامه تك پرده‌اي سختي دارد. ما دو پرده را نشان داديم و هيأت انتخاب نپسنديد و كار راي نياورد. فراموش نمي‌كنم كه هما روستا آن سال بسيار غمگين شد.

رضا بهبودی ادامه داد: وقتي بيشتر فكر مي‌كنم، مي‌بينم اين دوستان هم به حميد سمندريان جفا كردند كه مي‌توانست نمايش «گاليله» را اجرا كند، هم به خانم هما روستا كه مي‌توانست خيلي زودتر در نمايش «باغ آلبالو» به ايفاي نقش بپردازد. اصلا لازم نبود نمايش اين اندازه با تاخير اجرا شود. من همه اين اتفاق‌ها را در عود كردن بيماري اين عزيزان مرتبط مي‌دانم، چون معتقدم هنرمند به هنرش زنده‌ است.

بهبودی افزود: اين اتفاق هم بايد به وقتش رخ دهد نه سال‌ها بعد. وقتي اجراي «باغ آلبالو» رد شد، خيلي تعجب كردم كه چطور دو پرده از نمايش را ديدند و به اين نتيجه رسيدند، كار شايستگي حضور در جشنواره تئاتر فجر را ندارد.




الحمدلله که دلیل سانسور «متری شش و نیم» هم مشخص شد⇐ادای واژه «…خل» از سوی پلیسی با لحن ناز کافه‌ای!!+فیلم

سینماروزان: در روزهای برگزاری جشنواره، حتی به هنگام اختتامیه و بعد از آن مدام شایعاتی درباره سانسور یکی از دو فیلم سرمایه گذار چندفیلمه یعنی «متری شش و نیم» توسط اداره نظارت مطرح میشد.

هرچند معاون نظارت در همان ابتدای شایعات از صدور پروانه نمایش فیلم خبر داد ولی به هر حال برخی تلاش زیادی داشتند که نسخه جشنواره «متری شش و نیم» را بخاطر سانسور سیاسی، ابتر بدانند!!

حالا اتفاق جالبی افتاده و آن هم اینکه یکی از سکانسهای سانسورشده فیلم از برنامه «هفت»شبکه سوم سربرآورده!!! فکر می‌کنید مهمترین ویژگی این سکانس چیست؟ ادا شدن واژه «…خل» از سوی پلیسی که تقریبا در کل فیلم با لحن ناز کافه‌ای فریاد میکشد!!!

اینکه بعد از آن همه حرف و حدیث، صرف سانسور واژه‌ای 18+ است که رخ می‌نمایاند چه معنایی دارد جز آن که حتی مشاوران سرمایه‌گذار چندفیلمه نیز در ایجاد فضای تبلیغی حول فیلم پرهزینه‌شان آلوده شده‌اند به بدوی‌ترین رفتارها!!

در شرایطی که حتی زیرنویس‌کنندگان زیرزمینی فیلمهای روز جهان-بدون آن که ممیزی ارشاد بالای سرشان باشد- سعی میکنند واژگانی متعادل را به عنوان مترادف غلیظ ترین فحشهای آن طرف آبی بگذارند تا خانواده‌ها راحتتر به تماشای فیلم بنشینند، اینکه سانسور «…خل» در محصولی مدعی نقد اجتماعی که متأسفانه هیچ تصویر تازه ای از پشت پرده قاچاق مواد مخدر را پیش رو نمیگذارد میخواهد با درغلتیدن به چرایی سانسور این واژگان مشتری جلب کند محل مداقه است!!!

به خصوص که سیدی همچون جمال ساداتیان تهیه کننده حقیقی فیلم است! آقای ساداتیان! آیا شما با سانسور واژگان 18+ مشکل دارید؟

برای تماشای سکانس سانسورشده اینجا را ببینید.




بعد از شوی چهارپایان ارگانیها در پردیس کوروش⇐حالا ورود با عقاب به مگامال؛ برای کمک به فیلم نفروش تهیه‌کننده «مختار»؟

سینماروزان: از جمله فیلمهای نفروشی که بعد از جشنواره سی و هفتم فجر روی پرده رفته یک کمدی است به نام «مأموریت غیرممکن» که تهیه کنندگی آن را محمود فلاح تهیه کننده پابه سن گذاشته «مختار» برعهده دارد.

در کیفیت «مأموریت غیرممکن» همین بس که علی اوجی که کار هنریش را با مدیر برنامگی یزدانی آغاز کرد شده است بازیگر اصلی فیلم!! در کنار اوجی نیز یک سری بازیگر تلویزیونی و از جمله  سارا خویینی‌ها، مهران رجبی، نسرین نصرتی، یوسف صیادی و پژمان بازغی ایفای نقش کرده اند.

فروش «مأموریت غیرممکن» در دو روز ابتدایی اکران به 20میلیون هم نرسیده و در همین اوضاع است که به ناگاه اخبار مرتبط با حضور یک عقاب در اکران مردمی این فیلم در پردیس مگامال مورد توجه قرار گرفته است؛

رضا یزدانی خواننده پاپ-راک با یک عقاب در اکران مردمی این فیلم حاضر شده؛ البته که این عقاب در فیلم هم حضور داشته ولی جالب است که علیرغم این حضور، غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش را به واکنش واداشته که از بررسی چگونگی حضور این عقاب توسط ارشاد سخن بگوید!!

پیش از این دست اندرکاران تولید فیلم ارگانی «به وقت شام» سوارکارانی در شکل و شمایل داعش را با اسب روانه پردیس کوروش کرده بودند و البته که حسابی هم مورد انتقاد قرار گرفته بودند!! حالا نیز عقاب است که به اکران مردمی «مأموریت غیرممکن» آمده است!! آیا به زودی شاهد تصویب آیین نامه ای برای چگونگی استفاده از حیوانات در اکرانهای مردمی خواهیم بود؟؟

رضا یزدانی به همراه عقاب در اکران مردمی «مأموریت غیرممکن»




فائزه هاشمی در گفتگویی با بهاره رهنما بیان کرد⇐فیلم‌های ایرانی اکثرا خوب شروع می‌شوند ولی معمولا در پایان‌بندی مشکل دارند!/هیچ‌وقت نتوانستم ده نمکی را به‌عنوان یک کارگردان بفهمم/هر چه فیلم خوب دیده بودم به طور غیرحرفه‌ای در «اخراجیها» کپی شده بود!!/از بازیگران برجسته تعجب میکنم که چرا با ده‌نمکی کار میکنند!؟/ایشان جزو انصار حزب‌الله بودند و مرتب ما را مورد لطف قرار دادند!!/بعد از فوت پدر، پسرها، ارث را به طور مساوی تقسیم کردند!!/چرا بازیگران مرد سه برابر بازیگران زن دستمزد میگیرند؟؟!!/اگر زنان بازیگر اتحاد داشته باشند این اتفاق نمی‌افتد/خاطرات بدی از عملکرد «مشارکت» به یادم مانده!/همسرم میتواند گله‌مند باشد که او را رها کردیم و به انگلیس رفتیم!!/هرکسي مي‌آمد پيش من و ‌مي‌گفت شوهرم اذيتم مي‌کند، مي‌گفتم خب تو‌ هم بايد او را بزني!!/جوک ساخته‌اند که بعد از انقلاب، ایران افتاد تو زمینهای ما(!!) ولی اموال بابا بعد از انقلاب، نسبت به قبل از انقلاب کمتر شد!!

سینماروزان: خانواده مرحوم علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی در هفته‌های اخیر به خاطر نمایش مستندهایی نظیر «هاشمی زنده است» و «مثل یک زن» که یکی علیه و دیگری له این خانواده است در کانون توجه قرار گرفته اند.

این توجهات موجب شده بهاره رهنما بازیگری که در دو سال اخیر به خاطر ازدواج با جوانی چندین سال کوچکتر از خودش در معرض انواع سوالات قرار گرفته، به سراغ فائزه هاشمی رفته و درباره دنیای فکریش از او بپرسد.

فائزه هاشمی با اشاره به تقسیم مساوی ارث در خانواده آنها بعد از مرگ پدر اظهار داشت: جالب است بدانيد که بعد از فوت بابا ارث‌ را مساوي تقسيم کردند. پسرها تصميم گرفتند که اين کار را بکنند. حقوق آنها بود. پرسيدم «چه شد که شما ارث را مساوي تقسيم کرديد؟ بابا گفته بود؟» گفتند که نه. گفتم پس خيلي کار بزرگي کرديد. خيلي هم ممنونم، بعد ياسر به شوخي گفت شما در واقع بزرگواري کرديد. چون همه مي‌گويند که مرد‌هاي خانواده هاشمي، شما و فاطمه هستند، نه ما! بنابراين شما ارثتان را به ما بخشيديد نه ما به شما.

دختر دوم هاشمی رفسنجانی درباره تبعیض در جامعه ایران گفت:  معتقدم اگر زن‌ها قوي عمل کنند، از همين زن‌بودن نیز مي‌توانند فرصت‌هاي ويژه‌اي بسازند. مثلا در سينما، بازيگران مرد تقريبا سه ‌برابر بازيگران زن دستمزد مي‌گيرند؛ در‌حالي‌که يک زن بايد از خيلي شرايط خانوادگي‌اش بگذرد براي اينکه بازيگر شود. اگر به منِ نوعي نصف حقوق مرد را بدهند، من نبايد بروم و کار کنم. اينکه مي‌گويم قوي بايد عمل کنيد، اينجاست. بالاخره آنها مجبورند از يک زن استفاده بکنند ديگر؛ نمي‌توانند جاي زن، مرد بگذارند که؛ يعني اگر زن‌ها با هم متحد شوند و ‌براي احقاق حقوقشان پافشاري کنند، کم‌کم درست مي‌شود… يک‌ زمان است که شما مي‌خواهيد ناز کنيد يا قبول نکنيد و جايگزين مرد برايت مي‌گذارند و مثلا مهم نيست بياييد يا نه؛ اگر شما نروی، مدير ‌شرکت مرد دیگری را جایگزین شما می‌کند؛ اما يک زمانی هست که يک فيلم بازيگر زن نياز دارد و اصلا نمي‌توانند جاي او در فيلم مرد بگذارند. اگر ما زن‌ها با هم تشکل صنفي و اتحادي داشته باشيم، آن‌وقت مي‌توان نتيجه گرفت. 

فائزه هاشمی در چرایی عدم ورود به مجلس ششم بیان داشت: در مجلس ششم ليست مشارکت رأي آورد. بر اساس توافقات بين حزب کارگزاران و آنها و بدون نظرم قرار شد نام من در ليست آنها هم باشد. من نپذيرفتم چون مي‌ديدم که ‌مسائل سياسي جايگزين اخلاق و ‌عدالت و انسانيت و‌ همه اينها شده است. خلاصه اينکه ليست مشارکت رأي آورد و ‌من رأي نياوردم. خيلي‌ها گفتند اگر در ليست مشارکت بودي رأي مي‌آوردي، گفتم خب به چه قيمتي؟ دوران خوبي نبود. خاطرات بدي از عملکرد اينها برايم باقي مانده است. به‌ویژه در ارتباط با بابا. 

هاشمی با رد جدایی از حمید لاهوتی درباره چرایی سفر به انگلستان بعد از توقیف روزنامه «زن» اظهار داشت: پسرم، حسن، همراهم بود؛ تنها نرفتم. خانواده را رها نکردم. دخترم هم ازدواج کرده بود، ولي مرتب پيش ما مي‌آمد و مي‌رفت. فقط همسرم مي‌تواند گله‌مند باشد که او را رها کرديم و رفتيم. او هم در رفت‌و‌آمد بود؛ بنابراين اولا که من با نيمي از خانواده آنجا بودم. ثانیا درست است که من خيلي گرفتار بودم، ولي بچه‌هايم همه‌جا با من بودند. اين‌طور نبود که بچه‌هايم را رها کرده باشم.

دیدگاه فائزه هاشمی پیرامون برخورد با شوهران بداخلاق چنین است: اصلا هرکسي مي‌آمد پيش من و ‌مي‌گفت شوهرم اذيتم مي‌کند، مي‌گفتم خب تقصير خودت است، مثلا مي‌گفت من را کتک مي‌زند… مي‌گفتم خب تو‌ هم بايد او را بزني. او اگر يک بار دست روي تو بلند کرد و تو هم همان‌طور پاسخ دادي، ديگر تکرار نمي‌شود. حالا يک داستان بانمک هم هست. همان اوايل انقلاب يکي از همکارهاي فاطي برايش تعريف مي‌کرد که شوهرم مرتب من را ‌مي‌زند و فاطي هم همين حرف را به او مي‌زند. چند ماه بعد آن آقا مي‌آيد و مي‌گويد اين خانم تحويل خودت. من طلاقش دادم تا تو باشي به اين ياد ندهي با من چه کار کند. بله. من معمولا خيلي خانم‌ها را تشويق مي‌کنم که مواظب حقوقشان باشند چون اعتقادم بر اين است که معمولا مرد‌ها به خودي خود در خانه زورگو نيستند. زن‌ها از ابتدا زندگي را وامي‌دهند، در مقابل هر چيزي کوتاه مي‌آيند. همه چيز را براي همسرشان مي‌خواهند. البته زن‌ها با عشق و ‌علاقه اين کار را مي‌کنند. گاهي مردها ظرفيت اين همه محبت را ندارند و کم‌کم دچار توهم مي‌شوند و بر خانم سلطه پيدا مي‌کنند و رفتارهاي بد شروع مي‌شود.

فائزه با اشاره به تمکن مالی پدری گفت:  جوک ساخته‌‌اند که از آقاي هاشمي پرسيدند چه شد که پولدار شدي؟ گفت ما چند باغ داشتيم. انقلاب شد. ايران افتاد تو زمين‌هاي ما. اموال بابا بعد از انقلاب، نسبت به قبل از انقلاب کمتر شد. بعد از انقلاب ديگر وقت رسيدگي به باغ‌ها و توسعه آنها را نداشت.

فائزه هاشمی درباره علایق سینماییش اظهار داشت: فیلم‌های ایرانی اکثرا خوب شروع می‌شوند ولی معمولا در پایان بندی مشکل دارند. من حرفه‌ای فیلم تماشا نمی‌کنم و پیش می‌آيد که بعضی اوقات می‌رویم سینما. جمع دوستانه‌ای داریم كه برنامه‌ریزی می‌کنند که با هم به سینما برویم. قبلا خیلی از فیلم‌های جشنواره فجر را می‌رفتم. ولی سال‌هاست که دیگر نمی‌روم، فیلم‌های پناهی، کیارستمی، فرهادی،  کمال تبریزی، خانم بنی‌اعتماد و میلانی و تعدادی دیگر از کارگردان‌ها را هم دوست دارم. فیلم‌های با موضوع زنان معمولا برایم جذاب‌تر است. فیلم‌هاي پرستویی و بعضی از کارهای بهاره رهنما را هم خیلی دوست دارم؛ مثلا فیلم نان، عشق و موتور هزار.

فائزه با کنایه به مسعود ده نمکی ادامه داد: خب من هیچ‌وقت نتوانستم ده نمکی را به‌عنوان یک کارگردان بفهمم. فیلم «اخراجی‌ها»ی او را دیدم. به نظرم بیشتر کپی بود. درواقع هر چه فیلم خوب دیده بودم، به صورت غیرحرفه‌ای در فیلم اخراجی‌ها کپی شده بود. واقعا تعجب کردم آن همه فروش برای چه بود؟من یک فیلم بیشتر از ایشان ندیدم و اصلا به دلم ننشست. تعجب کردم از بازیگرهای برجسته که چرا با ایشان کار کردند. به‌هیچ‌وجه نمی‌توانم ارتباط فکری و ذهنی با او برقرار کنم. اگر خصومت شخصی با ایشان داشتم که برای تماشای فیلم‌شان نمی‌رفتم. فکر کردم شاید اصلاح شده و از کارهای انحصارگرایانه‌اش دست برداشته است، ولی دیدم نه. قضاوت نادرستی بود. ایشان جزو انصار حزب‌الله بودند و ‌مرتب ما را مورد لطف قرار می‌دادند.




روایات خواندنی مرضیه برومند؛ از رفاقت با سوسن تسلیمی تا تأثیر پذیری از دبیر شیمی خیرخواهی که اخراج شد!!

سینماروزان: مرضیه برومند نویسنده و کارگردانی که برخی از سریالهای خاطره ساز و از جمله “آرایشگاه زیبا” و “خودروی تهران11” را ساخته در نشستی با محوریت بررسی کارنامه سرمایه‌های نمادین معاصر در کتابخانه ملی ایران مورد تقدیر قرار گرفت.

برومند در بخشی از نشست با ذکر خیر سوسن تسلیمی گفت: از همان دوران دبستان، تحت تاثیر خواهر بزرگترم، «احترام» به دکلمه و نمایش و تئاتر علاقه‌مند شدم. در دبستان، دائما تئاتر بازی می کردم و خودم هم گروه تئاتر داشتم. به دبیرستان که رسیدم تئاتر برایم جدی شد بخصوص اینکه یک یار بااستعداد هم پیدا کردم، سوسن تسلیمی. از همان سال اول دبیرستان، همکلاسی من شد. هم‌محله بودیم و خیلی زود دوست های صمیمی و یک روح در دو بدن شدیم. دائما در حال تئاتر کار کردن بودیم. اکثرا من کارگردانی می‌کردم و سوسن بازی می کرد. اولین دوربین نصفی را احتمالا من و سوسن ابداع کردیم، البته بردن دوربین.

کارگردان “هتل مروارید” با اشاره به نقطه عطف زندگیش بیان داشت: سیزده چهارده ساله بودم که نقطه عطف مهمی در زندگی‌ام روی داد و متحول شدم. کلاس ششم دبیرستان بودم. مدرسه مان دولتی بود و خیلی معمولی و امکان خاصی نداشت. یک دبیر شیمی جدید به مدرسه‌مان آمد به نام خانم منظر هاشمی سیاهپوش. حدودا چهل ساله بود، شاید هم کمتر. یک روز خانم هاشمی همانطور که داشت شیمی درس می داد پرسید شما کتابخانه در مدرسه دارید؟ گفتیم داریم و نتیجه چند جلد بیشتر کتاب نبود. گفت اینکه کتابخانه نشد، باید کتابخانه درست کنید. گفتیم چطوری و گفت باید پول جمع کنید. فردای آن روز یک صندوق آورد و گفت این باید پر شود. دردسرتان ندهم. صندوق پر شد و به اتفاق خانم هاشمی و دو نفر دیگر از بچه‌ها، رفتیم خیابان شاه آبادِ آن دوران. تصویر آن روز به وضوح و روشن در ذهنم حک شده؛ انتشارات امیرکبیر، انتشارات نیل، انتشارات خوارزمی، انتشارات مروارید. به راهنمایی خانم هاشمی کتاب ها را انتخاب کردیم و خریدیم. همه جور کتاب؛ کتاب های علمی، تاریخی و اجتماعی، اطلاعات عمومی و کلی رمان و نمایشنامه از بهترین و مطرح ترین نویسندگان دنیا مانند رومن رولان، شولوخوف، داستایفسکی، گورکی، چخوف، استاندال، کامو، سارتر، برشت که تا آن زمان اسم شان را هم نشنیده بودم.

برومند افزود: شروع کردیم به کتاب خواندن. هفته‌ای یک کتاب باید می‌خواندیم و خانم هاشمی نمره شیمی را منوط کرد به خواندن کتاب. یادش بخیر، می گفت این فرمول های شیمی به زودی یادتان می رود ولی کتاب در خاطرتان حک می شود. دیگر کتاب از دستم نمی افتاد. تمام کتاب های کتابخانه را با ولع خواندم و غرق در کتاب شدم. همراه با قهرمان‌های رمان‌ها رنج کشیدم، ظلم دیدم و عدالتخواه شدم، به زندان افتادم و آزادیخواه شدم، انسان را کشف کردم و انسانگرا شدم، آرمانخواه شدم و کمال گرا شدم، گریه کردم و خندیدم و خنده را ترجیح دادم و طناز شدم.

برومند خاطرنشان ساخت: راستی خانم هاشمی را همان وقت از مدرسه بیرون کردند!!! حالا که در این مکان شریف و مقدس از موقعیت استفاده می‌کنم و از همه می‌خواهم به احترام منظر هاشمی سیاهپوش که نمی‌دانم در این دنیا هست یا نه، از جا بلند شویم و برایش کف بزنیم.




ادعای یک مدیر شهری⇐اسپانسر “پایتخت۳” ؛ مانع رسیدن مترو به نیاوران!!

سینماروزان: فصل پنجم “پایتخت” که با حمایت مالی سازمان هنری-رسانه ای اوج تولید شد کم حاشیه ساز نشد و اسپانسری موسسه ثامن الحجج بر فصولی از “ماه عسل” با اجرای احسان علیخانی نیز کم پرسش ساز نشده بود.

به گزارش سینماروزان حالا یک مقام شهری با نام بردن از یک پروژه تجاری-اداری، مدعی شده این پروژه مانع اصلی نرسیدن مترو به نیاوران است.

این پروژه تجاری-اداری اطلس مال نام دارد که حوالی پارک نیاوران واقع است و اتفاقا در فصل سوم “پایتخت” به عنوان اسپانسر حضور پررنگی داشت و مدام نامش بر بدنه کانتیتر تریلی ارسطو عامل دیده میشد.

محسن پورسیدآقایی معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران در این باره به “اسکان نیوز” گفت: دادن مجوز به اطلس مال در پاسداران و فرو رفتن پایه‌های این ساختمان در عمق زمینی که باید در آن تونل مترو احداث می‌شد، امتداد این خط به سمت نیاوران را کور کرده است و فعلا مسیر جایگزینی برای آن پیدا نشده. منافع مالی ساختمانی دخیل در ماجرا باعث شده این ساختمان در مسیر نقشه‌های مصوب مترو ساخته شود و عمق آن به اندازه‌ای باشد که دیگر نتوان مترو را در این بخش توسعه داد.این درحالیست که این زمین قرار بوده پارکینگ نیاوران شود تا کمبود جای پارک در منطقه را جبران کند.




قابل توجه چهره هایی که افتخار میکنند به زایش در خارج⇐حسین علیزاده بعد از رد دریافت نشان شوالیه فرانسه، با افتخار نشان شهروندی شیراز را دریافت کرد

سینماروزان: در دورانی که بخش عمده چهره های هنری دست و پا میزنند برای دریافت تبعیت کشور ثانی و زایش فرزندان خویش در کشورهای خارجی را با افتخار جار میزنند اینکه یک موزیسین مطرح نشان یک کشور خارجی به نام فرانسه را پس زده و افتخار کند به شهروندی شیراز به شدت قابل تحسین است.

حسین علیزاده، استاد موسیقی که قبلا از دریافت نشان شوالیه از سوی سفارت فرانسه امتناع کرده بود، نشان شهروند افتخاری شیراز را دریافت کرد.

در آیین پایانی دومین جشنواره موسیقی فارس، شهردار شیراز، عنوان شهروند شیراز را با کسب اجازه از شهروندان این کلان‌شهر به حسین علیزاده اهدا کرد.

علیزاده که سابقه ساخت موسیقی آثاری همچون “ملکه” ،”آواز گنجشکها” و “در چشم باد” را در کارنامه دارد پس از دریافت این جایزه گفت: زمانی از من می‌پرسیدند که چرا نشان شوالیه را نپذیرفتم اما اگر کسی هم اکنون در این نشست باشد متوجه می‌شود که افتخار شهروند شدن در شیراز چقدر در مقابل آن نشان بزرگ‌تر است.




نسل سوم خانواده گلشیفته فراهانی هم بازیگر شد!!!+عکس

سینماروزان: بهزاد فراهانی از هنرمندانی است که علاوه بر فعالیت در حوزه تئاتر و تربیت بازیگران مختلف، از خانواده خود نیز بازیگران مختلفی را به سینما و تلویزیون ایران معرفی کرده است. پس از گلشیفته و شقایق و آذرخش فراهانی که نسل دوم این خانواده هنری محسوب می شود، حالا سام حسامی فرزند شقایق فراهانی نیز به دنیای بازیگری پیوسته است.

سام حسامی که در اواسط دهه هشتاد در سریال «کلاه پهلوی» در نقش فرزند شقایق فراهانی و داریوش فرهنگ ایفای نقش کرده بود، به زودی در فیلم سینمایی «فریدِ؟ میگه ساعت هشت» در یکی از نقش های اصلی مقابل دوربین خواهد رفت. این هنرمند 27 ساله حالا حضور در فیلم « فریدِ؟ میگه ساعت هشت» ساخته مسعودفرجام با گریمی خاص در نقش جوانی سی و پنج ساله ظاهر خواهد شد. در این فیلم سینمایی آذرخش فراهانی،روشنک گرامی، الهه افشاری، آزاده سدیری در کنار شقایق فراهانی ایفای نقش می‌کنند.

پیمان راد تهیه کننده این فیلم است و این اثر محصول بخش خصوصی سینمای ایران است. آنگونه که راد گفته «فریدِ؟ میگه ساعت هشت» یک فیلم پُر جنب و جوش اجتماعی با حال و هوایی جوانانه است که ته مایه‌ای اجتماعی دارد. فیلم روایت و برشی از دو شب زندگی چند جوان است که بر اساس تصمیمها و انتخابهای غلط سرنوشت نافرجامی را برای خود رقم می زنند و از این منظر در گونه سینمای اجتماعی طبقه بندی میشود.

مسعود فرجام از سال ٨٨ فعالیت خود در سینما را آغاز کرده است. او دانش آموخته کلاس تدوین فیلم از مرکز هنرهای نمایشی کالیفرنیا است و علاوه بر حضور در بیش از بیست فیلم و سریال به عنوان دستیار تدوین، به صورت مستقل یازده فیلم کوتاه را تدوین کرده و برای سریال ها و فیلم های مختلف تریلر و فیلم پشت صحنه ساخته است. فرجام بیش از ده جایزه بین المللی در حوزه تدوین و ساخت تریلر کسب کرده و تجربه هایی را در سطح بین المللی به ثبت رسانده که از جمله آن ها می توان به تدوین فیلم کوتاه «ناخواسته محصول سوئد»،تدوین مستند «بوسه بر کشور» محصول مشترک هلند و کوبا ۲۰۱۸،تدوين مستند «خارجی» محصول هلند ٢٠١٧ و… اشاره کرد. فرجام همچنین فیلم کوتاه «باد ما را با خود خواهد برد» را تیر ماه سال ۱۳۹۵ در ستایش عباس کیارستمی ساخته است.

در ساخت این فیلم عباس رافعی در مقام مشاور پروژه، این فیلم را همراهي مي كند.

سام حسامی
سام حسامی با گریم «فریدِ؟ میگه ساعت8»



اظهارات مدیر بنیاد رودکی در تلاش برای شفاف سازی مالی⇐در هشت ماه ابتدایی سال ۹۷ بیش از یک میلیارد فقط از تالار وحدت درآمد داشتیم!!/ در سال ۹۶ در حوزه تئاتر یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان درآمد داشته/بیش از ۶۰ درصد درآمد پارسال، حاصله از “الیور توییست”پارسایی بود!!/ تعرفه سال گذشته‌مان برای اجرای تئاتر شبی پنج میلیون تومان بود ولی از “الیور توییست” شبی ۱۰ میلیون تومان گرفتیم!!/تعرفه‌ امسال مان شبی شش میلیون تومان است اما از “می سی سی پی…” شبی ۹ میلیون تومان گرفتیم!!/تالار وحدت به طور رایگان(!!) در اختیار علی رفیعی و ستاره اسکندری قرار گرفته تا “خانه برنارد آلبا” را اجرا کند/حمیدرضا نعیمی[نویسنده نمایش ارگانی “رسول”] برای اجرای “ریچارد سوم” تخفیف ۲۰ درصدی گرفت!!/پری صابری برای “کوروش” تخفیف ۴۸ درصدی گرفت!!/در میان نهادهای فرهنگی- هنری کدامشان به‌قدر بنیاد رودکی مورد حسابرسی مالی قرار گرفته؟؟

سینماروزان: پرسشهای شکل گرفته حول نگاه تجاری مدیران بنیاد رودکی هرچند اغلب با پاسخهای مقطعی مدیران این نهاد مواجه میشد ولی به تازگی علی اکبر صفی پور مدیر این بنیاد به یک شفاف سازی کامل درباره فعالیت دو سال اخیر این نهاد پرداخته است.

مدیر بنیاد رودکی با اشاره به درآمد دو سال اخیر این بنیاد گفت: در هشت‌ماهه اول 97 درآمدمان از موسیقی در تالار وحدت 760 میلیون تومان و از تئاتر در تالار وحدت 360 میلیون تومان بوده. در هشت‌ماهه اول 97 در تالار حافظ تا الان 97 میلیون تومان درآمد داشته‌ایم و در آزادی کل درآمد‌مان تاکنون سه میلیون و 400 هزار تومان بوده است. جمع درآمد در هشت‌ماهه اول 97 در تالار وحدت حدودا یک میلیارد و 300 میلیون هزار تومان بوده است.

او با اشاره به تخفیف‌هایی که بنیاد رودکی بابت اجرا در سالن‌هایش به گروه‌های هنری، اعم از تئاتری‌ها و اهالی موسیقی می‌دهد، گفت: در سال 97، 19 اجرای نمایش داشته‌ایم که 9 اجرا کاملا رایگان برگزار شده است. به «کوروشِ» خانم پری صابری 48 درصد تخفیف دادیم یا به «ریچارد سوم» حمیدرضا نعیمی[نویسنده و بازیگر نمایش میدانی “رسول”] 20 درصد یا به نمایش «شط‌ رنج» به کارگردانی علی ساسانی نژاد و حامد شفیع خواه 20 درصد تخفیف ویژه دادیم. اجرای «خانه برناردا آلبا» علی رفیعی به تهیه کنندگی ستاره اسکندری در تالار وحدت نیز کاملا رایگان خواهد بود.

او تصریح کرد: بنیاد رودکی در سال 96 در حوزه تئاتر یک میلیارد و 700 میلیون تومان درآمد داشته است. تئاتر ما کجا اجرا می‌شود؟ به صورت جزئی در برج آزادی و به صورت گسترده‌تر در تالار حافظ و تالار وحدت. از این مبلغ بیش از 60 درصد اختصاصا درآمدی بود که از کار آقای پارسایی داشتیم؛ یعنی یک میلیارد و 300 میلیون تومان. تعرفه سال گذشته‌مان برای اجرای تئاتر شبی پنج میلیون تومان بود و از ایشان شبی 10 میلیون تومان گرفتیم؛ یعنی از کارگردان «الیور توئیست» دوبرابر تعرفه دریافت کردیم و تخفیفی که دادیم دو میلیون و 200 هزار تومان بود بابت تمرین رایگان در طبقه هفتم تالار وحدت.

او ادامه داد: اما راجع به «می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد»، ضمن اینکه آقای همایون غنی‌زاده برای اجرای امسالش هیچ فضایی از ما نخواست و بابت هر اجرا درحالی‌که تعرفه‌مان شش میلیون تومان است از او 9 میلیون تومان گرفتیم و هیچ‌گونه تخفیفی هم ندادیم.

صفرپور تأکید کرد: بنیاد رودکی سه سال است که از سوی سازمان حسابرسی مورد حسابرسی قانونی قرار می‌گیرد و ما در سه سال گذشته توانسته‌ایم از این سازمان، گزارش حسابرسی مطلوب بگیریم و این موجب افتخارمان است. شما بررسی کنید ببینید در میان نهادهای فرهنگی- هنری کدامشان به‌قدر بنیاد رودکی مورد حسابرسی مالی قرار می‌گیرد؟! برای روشن‌شدن قضیه باید اشاره کنم که سازمان حسابرسی به‌عنوان‌مثال در کنار ایران‌خودرو، به حسابرسی مالی بنیاد رودکی هم می‌پردازد. گزارش سازمان حسابرسی در سال 1396، 1395 و 1394 در اختیار من است و می‌توانم آن را در اختیار شما بگذارم. سه سال است که از سوی سازمان حسابرسی مورد حسابرسی مالی قرار می‌گیریم و عملکردمان مطلوب اعلام می‌شود و این چیز کمی نیست. با توجه به آنچه بنیاد رودکی در طول 18 سال فعالیت خود در عرصه فرهنگ و هنر این کشور انجام داده است. قطعا بارها از زبان من شنیده‌اید که تیرماه 1395 که پایم را در بنیاد رودکی گذاشتم این مجموعه با سه میلیارد بدهی، عدم پرداخت حقوق خرداد و حسابی خالی مواجه بود. آن زمان جمع موجودی حساب‌های بنیاد رودکی زیر صد میلیون تومان بود. در تیر 1395 که بنده به بنیاد رودکی آمدم. خوشبختانه دویدیم و با همکاری عزیزان حقوق ماه اول را دادیم؛ یعنی من ماه اول دو حقوق دادم و تاکنون تلاش کرده‌ام جایگاه و ‌شأن و شخصیت همکارانم را در بنیاد حفظ کنم. برای من سخت بود که همکارانم وقتی وزیر را می‌بینند جلویش را بگیرند و بگویند حقوق ما پرداخت نشده است! و طومار امضا کنند و به دفتر وزیر بفرستند که حقوقشان پرداخت نشده است!




خاطره نگاری جواد مجابی از کوفته برنجی هایی که سیمین بهبهانی برای او، دولت آبادی و سپانلو پخت!!!

سینماروزان: 29 آبان ماه سالروز تولد محمدعلی سپانلوی فقید موجب شده جواد مجابی مترجم در یادداشتی به ذکر خیر او بپردازد.

به گزارش سینماروزان در بخشی از این یادداشت که برای “اعتماد” نگاشته شده، جواد مجابی آورده است: يك بار با سپانلو و دولت‌آبادي خانه سيمين بهبهاني بوديم و موقع ناهار شد اما ما بايد براي برگزاري يك جلسه كانون نویسندگان آنجا را ترك مي‌كرديم. سيمين اصرار داشت ناهار بمانيد چون كوفته برنجي پخته است و دوست دارد ما بچشيم. وقتي ديد ما بعدا عازم خانه سپانلو هستيم 3 تا كوفته با نان سنگك در قابلمه‌اي همراه ما كرد.

مجابی ادامه داد: به خانه سپانلو رسيديم و 3 نفري در آشپزخانه كوچك آن خانه كوچه سرو نشستيم و با همان غذاي اندك سر كرديم. يكي از ما گفت: اين‌ كه هيچ حكومتي نمي‌تواند ادباي ايران را رهين منت خود و وابسته كند اين است كه هيچ يك از ما زياده‌خواه نيستيم و به ازاي خدمت يك عمرمان هيچ توقعي از هيچ كس نداريم. شكم‌‌مان را به نان و پنير عادت ‌داده‌ايم. 3 نفر با دو سه لقمه غذاي دوستي سير مي‌شوند. چه نيازي به ديدار اين و آن دارند.




آقای وزیر! این تناقض را حل کنید⇐چرا کوروش یغمایی بعد از مدتها انتظار نتوانست حتی مجوز انتشار آلبومش را بگیرد اما آقازاده‌اش کاوه بعد از بازگشت به وطن هم مجوز آلبوم گرفته و هم مجوز اجرا در تالار بزرگ کشور؟؟

سینماروزان/مهدی فلاح‌صابر: کوروش یغمایی هرچند برخلاف بسیاری از همکارانش در سالهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ماند و ترجیح داد فعالیتش را ولو شده با ساخت موسیقی متن فیلمی مثل «گرگهای گرسنه» در داخل پی گیری کند اما بعد از انتشار چندین آلبوم مختلف از «سیب نقره ای» و «ماه و پلنگ» تا «تفنگ دسته نقره» در ادوار مختلف زمانی نتوانست حتی بعد از مدتها ماندن در صف ممیزی مجوز انتشار آلبوم «ملک جمشید» را بگیرد!!

با این حال کاوه یغمایی آقازاده کوروش که آلبوم «مترسک» را در داخل و با مجوز ارشاد منتشر کرده بود در اواخر دهه هشتاد به کانادا رفت و آلبوم «سکوت سرد» را در آن طرف منتشر کرد و چند کنسرت هم گذاشت اما در نهایت در میانه دولت دوم محمود احمدی نژاد به ایران بازگشت و بعد از بازگشت به وطن هم آلبوم «منشور» را منتشر کرد و هم بعد از کنسرتهای تابستانه، بناست در میانه آذرماه کنسرتهایی را در تالار وزارت کشور که یکی از بزرگترین تالارهای وطنی است برگزار کند.

البته این، همه برنامه های آقازاده کوروش نیست چون ایشان بعد از برگزاری کنسرت تهران، هم آلبوم «مرد عنکبوتی»(!) را منتشر خواهد کرد و هم تور کنسرتهایش را در شهرهای مختلف ایران از کرمان و يزد و آبادان تا گرگان، ساري، آباده و کازرون برگزار خواهد نمود!

اینکه یکی مثل کاوه یغمایی که اتفاقا هم نوازنده و هم آهنگساز خوبی است میتواند بعد از بازگشت به وطن شرایط فعالیت مجاز در داخل را پیدا کند خیلی هم خوب است و مایه تقدیر اما پرسش اینجاست چرا کوروش یغمایی که دوازدهم آذرماه امسال 72 سالگیش را جشن خواهد گرفت نتوانست مجوز آلبوم «ملک جمشید» را حتی از دولت اعتدال بگیرد؟؟!!

جناب عباس صالحی! وزیر ارشاد! پاسخی بر بی مهری روا رفته بر کوروش یغمایی دارید؟؟

 باور کنیم امثال کوروش یغمایی عمر نوح ندارند که مدام بی مهری ببینند و باز هم جا نزنند و زنده بمانند و کار کنند!