سینماروزان: فریبا نادری بازیگر سریال ستایش در اکران مردمی فیلم #سقف راحت و بی پرده پاسخ مخاطبی را میدهد که از او پرسیده چرا لاغر شده؟
او میگوید لاغری در هر شرایطی از چاقی بهتر است-این، البته نظر ایشان است- و گرچه از آمپول لاغری استفاده کرده ولی نتیجه نگرفته و پناه برده به ورزش و رژیم یا همان سنت.
سینماروزان: پروا خواننده موسیقی سنتی ایرانی در ۷۷ سالگی در اتریش درگذشت.
پروا با نام اصلی معصومه شاهپروری، متولد خرداد ۱۳۲۸ در تهران بود و فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۴۸ با اجرای برنامه در کاخ جوانان آغاز کرد.
پروا با گوش دادن به صدای خوانندگانی مانند روحانگیز، قمر، دلکش و مرضیه به خوانندگی علاقهمند شد و خیلی زود فهمید برای موفقیت در آواز باید آموزش ببیند. او از استادانی مانند اسماعیل مهرتاش، علی عمومی، معصومه مهرعلی و… ردیفها، دستگاهها و فنون آوازخوانی را آموخت.
او بعدتر با تلویزیون آموزشی ایران همکاری کرد و در سال ۱۳۵۴ به استخدام رادیو تلویزیون ملی ایران درآمد.
پروا در سالهای فعالیتش با بازخوانی ترانه چشم آهو، به یاد پوران، مورد توجه قرار گرفت و بعدها آثاری از روحبخش و قمرالملوک وزیری، از جمله امان از این دل، را به شیوهای تازه اجرا کرد. این خواننده همچنین با خواندن تصنیفهایی از روحبخش و ترانه شاهماهیها به شهرت بالا رسید.
یکی دیگر از آثار مهم پروا اجرای تصنیف موسم گل بود. این تصنیف از نخستین سرودههای اسماعیل نواب صفا بود و پروا آن را با تنظیمی تازه از زندهیاد مجتبی میرزاده خواند.
پروا در سالهای فعالیت حرفهای خود با شماری از آهنگسازان و ترانهسرایان شناختهشده، از جمله بزرگ لشکری، حسین صمدی، انوشیروان روحانی، محمدعلی بهمنی، کریم فکور، تورج نگهبان و حسین منزوی همکاری داشت.
پروا پس از انقلاب به اروپا مهاجرت کرد و سالها دور از ایران زندگی میکرد ولی همواره از علاقهاش نسبت به بازگشت به کشور سخن گفته بود.
پروا در سالهای اخیر با ارائه دو آلبوم لشکر مژگان و شکست سکوت، به دنیای موسیقی بازگشت و کنسرتهای متعددی در آمریکا و شهرهای مختلف اروپا برگزار کرد.
معمای ازدواج گوگوش و مهرداد آسمانی؟!⇐پسرداییِ مهرداد لب به سخن گشود+ویدئو
سینماروزان: فائقه آتشین-گوگوش- بعد از آن که به واسطه ارتباطات همسر چهارمش-مسعود کیمیایی- از ایران به کانادا مهاجرت کرد، چندی بعد از آلبوم زرتشت-که براساس اشعار مسعود کیمیایی در ایران ضبط و در کانادا پخش شد- به همکاری با مهرداد آسمانی پرداخت.
گوگوش و مهرداد آسمانی حدود پنج سال همکاری داشتند و ماحصل آن سه آلبوم-آخرین خبر، مانیفست و شب سپید- بود. آلبوم هایی که باتجربههایی مثل منوچهر چشم آذر، اندی جی، زویا زاکاریان و شهیار قنبری را بعنوان موزیسین یا ترانه سرا داشت و برخی قطعات آنها مثل جنگل ششوهشت/متلک به استودیوهای لسآنجلسی، کیو کیو بنگ بنگ، شک میکنم و چلهنشین، خیلی هم گل کرد.
در آن دوران پنج ساله، شایعات مختلفی طرح شد درباره ازدواج مهرداد و گوگوش.
آرش فرزین-فرزند فرزین خوانندهی مرحوم، داماد سابق علی پروین و پسردایی مهرداد- در گفتگویی با هفتصبح ماجرای ازدواج گوگوش را کاملا تکذیب کرده و گفته است مهرداد، خودش متاهل بوده و زن و دو فرزند داشته و رابطه او با گوگوش کاملا حرفهای بوده.
آرش فرزین مدعیست که وقتی برنامه گذاران اولیه گوگوش، پشت او را خالی کردند و گوگوش برای اجرا در لاس وگاس به در بسته خورد، آنجا بود که مهرداد به دادش رسید و یکتنه برایش ارکستر جمع و جور کرد و کمک کرد او روی صحنه بود.
معمای ازدواج گوگوش و مهرداد آسمانی؟
فرزین به آشنایی مهرداد و محمد صالح علاء و دستنوشته ای که صالحعلاء به مهرداد داد که با آن بتواند در لسآنجلس کار کند، اشاره نموده است.
مهرداد خود نیز یک بار متذکر شده بود سالهای فعالیت در ایران در کنار محمود شهریاری و جواد آتش افروز، موسیقی برنامه های آنها را در رادیو یا برنامههای ارگانی اجرا میکرده…
برای تماشای ویدئو ی گفته های آرش فرزین اینجا را ببینید.
مرگ ایرج خواجه امیری؛ آوازخوان بیبدیل «گنج قارون»
سینماروزان: ایرج خواجه امیری خواننده ی بیبدیل موسیقی ایران در ۹۴ سالگی مرحوم شد.
حسين خواجه اميرى (ايرج) در فروردين ١٣١١ در شهر خالدآباد نطنز متولد شد. خانوادهاش زمينه هنرى داشت و بدربزرگش حاج ملاميرزا از خوانندگان شناخته شده زمان ناصر الدين شاه بود. پدرش صدايى رسا و خوش آهنگ داشت و رديف موسيقى راهم مى دانست.
پدر دانستههايش را به فرزندش نيز ياد داد، حسين در همان زمان کودکی در مراسم تعزيه خوانى شركت مى كرد واز تعزيه خوان هايى كه رديف ودستگاه را بلد بودند، آواز آموخت. حسین خواجه اميری بعد از تمام كردن دوره ابتدايى راهى تهران شد و در اوایل دهه بیست خورشیدی به مكتب ابوالحسن صبا رفت و در دو سالى كه بيش او بود دانسته هايش را كامل كرد و توسط صبا به راديو معرفى شد و در راديو با ابراهيم خان منصورى برنامه اجرا كرد.
حسین بعد از مدتى به ارتش رفت و شبهاى جمعه كه آزاد بود، در برنامه ارتش حاضر مى شد و با اركستر محمد بهارلو برنامه اجرا مى كرد. او به خاطر محدوديت هاى آن زمان در ارتش نام مستعار ايرج را كه در واقع نام برادرش بود براى خود برگزید و در اوایل دهه سی به دعوت داوود پيرنيا به برنامه گلها رفت ودر اولين همكارى خود با اين برنامه برگ سبز ٢٣ را در مايه شور-ابوعطا وبا همكارى على تجويدى و فرهنگ شريف و اميرناصر افتتاح خواند.
ایرج علاوه بر اجرای برنامههای مختلف رادیویی به اجرای ترانه و آواز برای بسیاری از فیلمهای سینمایی قبل از انقلاب همت گماشت و بازیگران زیادی از جمله محمدعلی فردین، منوچهر وثوق، رضا بیکایمانوردی و… ترانههای وی را لبخوانی میکردند.
نخستین فیلمی که ایرج در آن آواز خواند، فیلم «روزنهٔ امید»(سردار ساگر) و با ترانههای ساختهٔ جواد لشکری بود. شکوه جوانمردی، سکه شانس، قهرمان قهرمانان، زن وحشی وحشی، عشق کولی، قصر زرین، کلید بهشت، نعره طوفان، کوچه مردها، باشرفها، چرخ فلک، دنیای پوشالی، آقای قرن بیستم و...، از جمله فیلمهایی هستند که ایرج برای آنها آواز خواند ولی بیش از همه او به خاطر خواندن چند قطعه برای فیلم ماندگار “گنج قارون”(سیامک یاسمی) شهرت یافت به طوری که قطعه اصلی فیلم-میدونی ترانه مون قصه گنج قارونه…- بعدها توسط خوانندگان مختلف و ازجمله گروه بویز، بازخوانی شد.
ایرج یکی از اضلاع اصلی موفقیت گنج قارون بود و برای همین محمدعلی فردین وقتی میخواست فیلم “سلطان قلبها” را بسازد ابتدا به سراغ او رفت و از وی خواست آوازهای فیلم را بخواند منتها درخواست مالی بالای ایرج باعث شد که فردین قید او را بزند و اینجا بود که انوشيروان روحانی، عارف را به فردین معرفی کرد و به بیان بهتر عامل فرعی شهرت عارف همان رد پیشنهاد از سوی ایرج بود.
مرگ ایرج خواجه امیری/بالا در کنار فردین+پایین در کنار عارف و پوران
حسين خواجه اميرى با هنرمندان زيادى از جمله على تجويدى، همايون خرم، برويز ياحقى، حبيب اللّٰه بديعى، اسدالله ملك (ويولن)، جليل شهناز، لطف اللّٰه مجد، فرهنگ شريف، فريدون حافظى، مهدى تاكستانى، مسعود جمالى (تار)، اكبر محسنى، منصور نريمان، محمود رحمانى پور، عباس تجويدى (ويلن)، يوسف كاموسى (بربط)، سيمين آقارضى، عماد رام (فلوت)،امير ناصر افتتاح، جهانگير ملك. آبتين اجلالى (تنبك)، حسن كسايى، محمد موسوى، حسن ناهيد (نى)، رضا ورزنده، منصور صارمى، مجيد نجاهى، فضل اللّٰه توكل، محمد حيدرى(سنتور)، احمد عبادى (سه تار)، انوشيروان روحانى (پيانو) و بسيارى دیگر همکاری داشته.
دو فرزند آخر ایرج، احسان خواجه اميرى (خواننده) و اليكا خواجه اميرى (نوازنده ومدرس پیانو) نيز به موسیقى روى آورده اند.
درگذشت کاوه کاویان بازیگر سینما؛ وردست شیرین جمشید آریا/از آمریکا آمد ولی دلزده شد…
سینماروزان: کاوه کاویان بازیگر ایرانی در ۵۹ سالگی درگذشت.
کاوه کاویان متولد ۱۳۴۶ تهران بود و بعد از گرفتن دیپلم به آمریکا رفت و در لسآنجلس بازیگری خواند.
او بعد از پایان تحصیلات به ایران برگشت و از اوایل دهه ۸۰ وارد سینما شد و در کنار بازیگری به کارگردانی فیلم کوتاه و نویسندگی هم پرداخت.
او با فیلم بوتیک(حمید نعمت الله) و بازی در نقش داوود کار بازیگری در ایران را استارت زد و به دنبال آن در فیلمهایی دیگر مثل برگ برنده(سیروس الوند)، مجردها(اصغر هاشمی)، خانه روشن(وحید موساییان)، ارتفاع ۶و ۴۵(سیامک شایقی) ایفای نقش نمود ضمن اینکه در مجموعه کتابفروشی هدهد(مرضیه برومند) حاضر بود.
کاوه کاویان اغلب در نقش مکمل ظاهر میشد و آخرین تجربه سینمایی اش فیلم جنایی چهره به چهره(علی ژکان) بود که در این فیلم با نوعی طنازی نقش وردست کارآگاه فیلم -با بازی جمشید آریا- را بازی کرد.
کاویان گرچه در آمریکا تحصیل کرده و به گمان درخشش در سطح اول بازیگری به ایران آمده بود ولی چنان که باید نتوانست در ایران دیده شود و شاید برای همین بود که در اواخر دهه ۸۰ به نوعی دلزدگی از ساختار سینمای ایران رسید و اذعان داشت که بازیگری دیگر مانند گذشته باارزش نیست!
همین امر باعث شد او مجدد به آمریکا برگردد و تقریبا یک دهه ای در ایران نبود تا این اواخر که مجدد به ایران برگشت و دنبال ساخت فیلم بود ولی عمرش کفاف نداد…
درگذشت محمد یاراحمدی دوبلور «ارتش سری»⇔پدرزن جومونگ!
سینماروزان: محمد یاراحمدی دوبلور در سن ۹۱ سالگی درگذشت.
محمد یاراحمدی متولد سال ۱۳۱۴ تهران بود و فعالیت خود در دوبله را در اوایل دهه ۴۰ و در استودیوهای دماوند و شهاب آغاز کرد.
صدای او مناسب شخصیتهای دانا و خردمند بود و بیشتر شخصیتهای مکمل را گویندگی میکرد.
از جمله کارهای معروف یاراحمدی می توان به گویندگی در نقش آلن مونی-ران پمبر- در سریال «ارتش سری» و ژنرال گوگول در فیلم «روزهای روشن زندگی»-از سری فیلمهای جیمز باند- اشاره کرد.
«مرد عنکبوتی»، «مرد عنکبوتی ۲»، «پینوکیو»، «ماجراهای وینی پو»، «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه»، «شوالیه تاریکی برمیخیزد»، «ماجراجویی واقعی جانی کوئست»، «پرستیژ»، «شوالیه تاریکی»، «بتمن آغاز میکند»، «مرد عنکبوتی شگفتانگیز»، «قلعه متحرک هاول»، «ری»، «افسانه سفید برفی»، «کودکان جاسوس ۳»، «کشتار»، «ساعتها»، «بازگشت سوپرمن»، «در جستجوی فورستر»، «ممنتو»، «اعترافات خطرناک یک ذهن خطرناک»، «اتاق ماروین»، «ماسک»، «هات فاز»، «حرفهای»، «روحسوار» و «مردان سیاهپوش» از دیگر آثار این دوبلور فقید بوده است.
از این دوبلور دو دختر به نام های آزیتا و رزیتا به جا مانده که هر دو در دوبله فعالیت دارند.
علیرضا باشکندی دوبلور خوشصدای نقش جومونگ- در سریال افسانه جومونگ- داماد یاراحمدی(همسر آزیتا) است.
درگذشت مهران صفریان؛ گزارشگر، خواننده و آخرین شریکِ مهستی
سینماروزان: مهران صفریان گزارشگر ورزشی و خواننده در ۷۰ سالگی در کانادا درگذشت.
مهران صفریان متولد ۱۳۳۵ تهران بود و از نوجوانی به کار اجرا و خوانندگی علاقمند شد.
صفریان در دهه ۷۰ از ایران مهاجرت کرده و مدتی در آمریکا و بعدتر در کانادا زندگی میکرد و همزمان با فعالیت خوانندگی به عنوان تحلیلگر و مفسر ورزشی نیز با شبکه های فارسی زبان همکاری میکرد.
مهران صفریان ازجمله تحلیلگران ورزشی بود که به جای موضعگیری های یکطرفه بیشتر تلاش میکرد نوعی واقعهنگاری از اتفاقات ورزشهای پرطرفدار ایرانی و به خصوص فوتبال و والیبال را ارائه دهد.
صفریان در دهه ۸۰ آلبوم ی به نام «ناز نکن» را با ۱۱ قطعه از آثارش از طریق انامپی-کمپانی کپیکننده آثار ایرانی در پاکستان/نشاط موزیک پاکستان- منتشر کرد و بارها قطعات این آلبوم به خصوص قطعه «مادرم» را در برنامههای مختلف تلویزیونی و رادیویی اجرا نمود.
گفته میشود مهران صفریان آخرین شریک زندگی مهستی (خدیجه ددهبالا) خوانندهی فقید ایرانی بوده؛ البته مهستی به خاطر حساسیتهای خانواده و بهخصوص دخترش-سحر ناظمیان- هیچ گاه ماجرا را علنی نکرد اما مهران و مهستی بارها در بسیاری از برنامه های هنری کنار هم ظاهر شده بودند.
مرگ مهران صفریان گزارشگر و خواننده و آخرین شریک مهستی
شباهت زنان و آب از نگاه عباس کیارستمی+ویدئو
سینماروزان: ماه تیر را باید ماه عباس کیارستمی نامید که در اول تیر به دنیا آمد و در ۱۴ تیر مرحوم شد. کیارستمی گرچه بیشتر بابت “طعم گیلاس”-که نخل طلای کن را گرفت- فیلمسازی تلخاندیش تصور میشد ولی واقعا چنین نبود و اتفاقا نوعی طنازی رندانه در معاشرتهای او وجود داشت.
برای درک این طنازی کافیست بخشهایی از مستند “پیاده روی با کیارستمی” که در ایرلند ضبط شده را ببینیم. کیارستمی در ابتدا ی مستند و در پاسخ به جمشید اکرمی-منتقد قدیمی- در چرایی حضور اندک آب و زنان در فیلمهایش اول به شوخی میگوید که در دستشوییهای فیلمهایش، آب بوده…
سپس او درباره اینکه زنان نیز مثل آب چندان جایی در فیلمهایش ندارند کاملا طنازانه از شباهت آب و زن میگوید و اینکه هر دو باعث خفگی(!) میشوند و در توجیه ادعای خود نقل قولی منتسب به یک دریانورد را هم شاهد مثال میآورد…
مرگ شهرنوش پارسیپور خالق «زنان بدون مردان»
سینماروزان: شهرنوش پارسیپور نویسنده در ۸۱سالگی در سانفرانسیسکو ی آمریکا فوت شد.
شهرنوش پارسیپور در ۱۳۲۴ در تهران به دنیا آمد، مادرش خانهدار و پدرش قاضی دادگستری بود.
شهرنوش پارسیپور تحت تاثیر مادربزرگ خود-طوبی که به زعم نوهاش، زنی بود عاشق کتاب و هنر و اهل نقاشی و شعر- به ادبیات علاقمند شد و فعالیتهای ادبی خود را از سنین نوجوانی آغاز کرد. او نویسندگی را در سن ۱۳ سالگی شروع کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش را با نام مستعار در نشریات مختلف منتشر میکرد. نخستین رمان او “سگ و زمستان بلند” در تابستان ۱۳۵۳ نوشته شد.
او بعد از فارغالتحصیلی رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران به دانشگاه سوربن در پاریس رفت تا در رشته زبان و فرهنگ چینی ادامه تحصیل دهد.
بعد از بازگشت به ایران در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «زنان روستایی» شد ولی به خاطر اعتراض به اعدام خسرو گلسرخی و کرامتالله دانشیان و دستگیری برخی نویسندگان چپ، از تلویزیون استعفا داد. این اقدام او باعث شد تا مدتی به خاطر فعالیتهایش بازداشت و ۵۴ روز در زندان به سر ببرد. این تجربیات، تأثیر عمیقی بر آثار و نگرشهای سیاسی و اجتماعی او گذاشت.
در اواخر دهه ۷۰، بعد از انتشار کتاب “زنان بدون مردان” و توقیف شدن کتاب، پارسیپور به آمریکا مهاجرت کرد… بعدتر شیرین نشاط فیلمی براساس این رمان را با حضور شماری بازیگر ایرانی مهاجر-و ازجمله شبنم طلوعی و زهرا امیرابراهیمی- ساخت و شهرنوش هم نقش خانم رییس را در آن بازی کرد!
مرگ شهرنوش پارسیپور
“طوبا و معنای شب”-که ادای دین به مادربزرگش طوبا بود-، “عقل آبی” ، “آویزههای بلور”، “آداب صرف چای در حضور گرگ” و “ماجرای ساده و کوچک روح درخت” ازجمله آثار داستانی پارسیپور هستند.
پارسیپور از مخالفان سرسخت حمله آمریکا و اسرائیل به ایران بود و در محافل خصوصی به شدت ترامپ را زیر سوال میبرد.
پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با ناصر تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. از این زوج هنری فرزندی به نام علی تقوایی به جامانده که سالهاست ساکن استرالیاست.
شهریار پارسیپور-منشی صحنه سریال دایی جان ناپلئون و کارگردان فیلم نقش عشق- برادر پارسیپور بود.
مرگ منوچهر فرید؛ بازیگر نقش قصاب در فیلم «رگبار»/جلالِ فیلمهای انتلکت!
سینماروزان: منوچهر فرید بازیگر ایرانی در ۸۹ سالگی در استرالیا مرحوم شد.
منوچهر فرید آرانی زادهٔ ۱۳۱۶ در تهران بود و فعالیتهای تئاتری را از اوایل دهه ۳۰ خورشیدی آغاز کرده و در تئاتر از همنسلان پرویز فنیزاده، جمشید مشایخی، پرویز صیاد، محمدعلی کشاورز، علی نصیریان و داوود رشیدی بود.
فرید پس از تجربههای مختلف تئاتری از اجراهای صحنهای گرفته تا نمایشهای زنده تلویزیونی، به خصوص همکاریهای متعدد با حمید سمندریان، از اوایل دهه چهل همانند تعدادی دیگر از همدورهایهایش پا به سینما گذاشت. «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان اولین تجربه سینمایی منوچهر فرید بود و او تا پیش از ترک همیشگی ایران در سال ۱۳۵۸، در طول ۱۴ سال در فیلمها و سریالهای مختلفی بازی کرد و ازجمله در تجاوز(حمید مصداقی)، صمد و قالیچه سلیمان(پرویز صیاد)، رگبار(بهرام بیضایی)، بلوچ(مسعود کیمیایی)، شیر خفته(محمود کوشان) و میراث(عبدالله غیابی)، آتش بدون دود(نادر ابراهیمی)، دلیران تنگستان(همایون شهنواز) و…
منوچهر فرید یکی از بازیگران ثابت تمامی فیلمهای قبل انقلاب بهرام بیضایی بود و بعد از ایفای نقش قصاب-رقیب عشقی آقای حکمتی- در فیلم رگبار در فیلمهای غریبه و مه، کلاغ و چریکه تارا نیز بازی کرد و اغلب هم در نقش منفی؛ چنان که میشد او را معادلی بر “جلال پیشواییان”فیلمفارسی دانست منتها در آثار انتلکت، البته که عقبه تئاتری باعث ایجاد وجههای خوب برای این نقشهای منفی شده بود.
منوچهر فرید گویا بنا بود نقش اصلی فیلم تاریخی تولیدنشده “عیار تنها” را هم بازی کند و برای این نقش حدود ۱۵ کیلوگرم وزن کم میکند ولی در لحظات آخر وقتی بهرام بیضایی زیربار سفارش تهیهکننده برای حضور بهروز وثوقی در فیلم نمیرود، تولید کار معلق میشود.(اینجا را بخوانید)
مرگ منوچهر فرید بازیگر
منوچهر فرید به دلیل تعلقات خاص پس از انقلاب ممنوعکار شد و منبع درآمدی نداشت پس ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد و بعد از ۵ سال برای همیشه به استرالیا رفت. او به گفتهٔ خودش در هنگام خروج از ایران، عهد کرد تا کار هنری را کنار بگذارد و برای همین وقتی به استرالیا رفت، برای گذران زندگی مجبور شد در یک کارخانه نساجی به عنوان کارگر مشغول شود.
منوچهر فرید این کارگری در نساجی را همچون بازی در یک فیلم ناتمام میدید؛ چنان که خودش درباره آن گفت: در استرالیا من به یک کارخانه رفتم کار کردم. یک کارخانه نساجی. در یک قسمت کار میکردم که از این پارچههای ورزشی، از این لباسهای کرکی تولید میکرد…. خودم به تنهایی روی دستگاه کار میکردم و سوپروایزری هم داشتم که کار مرا کنترل میکرد. از کار من راضی بودند. بسیار راضی بودند. مشتریها از کار من خیلی تعریف کرده بودند و گفته بودند این پارچهها چقدر برشش خوب است. بعدها مسئول بخش، یک دفعه از من سؤال قشنگی کرد. گفت شما هنرپیشه بودید در ایران و حالا آمدید توی کارخانه پارچهبافی کاری میکنید. ناراحت نیستی از این که از آن حالت آمدی به این رسیدی؟ گفتم نه. من فکر میکنم دارم در یک فیلمی نقش یک کارگر نساجی را بازی میکنم و چون میخواهم نقشم را خوب بازی کنم و میخواهم مثل همیشه اثر خوبی از خودم به یادگار بگذارم، کارم را خوب انجام میدهم. در نتیجه مورد توجه هستم. ولی این فیلم طولانی است و من همینجور باید این نقش را هر روز بازی کنم. در نتیجه فکر میکنم دارم فیلم کار میکنم و نقش یک کارگر را در یک کارخانه نساجی کار میکنم. او هم از حرف من خیلی خوشش آمد. گفت فکر نمیکردم این جوری فکر کنی…
مرگ شاپور رحیمی خوانندهی «گفتا غم تو دارم…»
سینماروزان: شاپور رحیمی خواننده و نوازنده در ۷۹سالگی مرحوم شد.
محمد رحیمی با نام هنری شاپور در سال ۱۳۲۶ متولد شد و کمتر از ده سال داشت که در برنامهٔ کودک رادیو ایران بهعنوان خواننده فعالیت هنری خود را آغاز کرد.
شاپور رحیمی نزد اسماعیل مهرتاش به یادگیری ردیف آوازی پرداخت و پس از آن نزد محمود کریمی، ادیب خوانساری، محمدرضا شجریان، عبدالله دوامی و نورعلی برومند تلمذ کرد اما سبک خوانندگی وی بیشتر تحت تأثیر محمود کریمی بود که حدود ۱۸ سال شاگرد وی بود.
شاپور رحیمی ردیفهای سازی و نواختن عود (بربط) را نزد نصرالله زرین پنجه و منصور نریمان فرا گرفت. وی از اواخر دهه چهل همزمان با خوانندگی به تدریس روی آورد و در مراکز آموزشی مختلف و ازجمله دانشگاه تهران، هنرستان ملی موسیقی و همچنین مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقیِ صداوسیما روی آورد.
شاپور رحیمی در دوران فعالیتهای هنری خود آلبومهای مختلفی ارائه کرد و ازجمله “شکوفههای جاویدان” و “گلافشان” با آهنگسازی جلیل عندلیبی و “فصل ایثار”.
رحیمی قطعات ماندگاری را هم اجرا کرد که از میان آنها میتوان به «گفتا غم تو دارم…»-براساس غزلی از حافظ- و «باز هوای وطنم آرزوست…»-براساس غزلی از فیض کاشانی- اشاره کرد.
درگذشت آذر عظیما؛ قدیمیترین خوانندهی زن رادیو و اولین زن خوانندهی اصفهان
سینماروزان: آذر عظیما قدیمیترین خوانندهی زن رادیو در ۹۹ سالگی در اصفهان درگذشت.
آذرمیدخت عظیما سراجپور (حنانه) متولد ۱۳۰۶ در اصفهان بود و از اوایل دهه سی خورشیدی همکاری خود را با رادیو آغاز کرد و اولین اثرش ساختهای از ابوالحسن صبا با شعری از ابوالحسن ورزی بود.
عظیما از اولین خوانندگان برنامههای گلها بود و اولین برنامه «یک شاخه گل» را با ویولن ابوالحسن صبا و سنتور فرامرز پایور اجرا کرد و ورودش به رادیو اسباب آشنایی با مرتضی حنانه را فراهم کرده و حنانه بعد از جدایی از همسر اولش-بهجت صدر- با عظیما ازدواج کرد.
قطعه «راه شیراز» از آثار قابل توجهی است که عظیما با ارکستر فارابی به سرپرستی همسرش مرتضی حنانه اجرا کرد. از عظیما به عنوان اولین بانوی آوازه خوان شهر اصفهان یاد شده و او قطعات فولکلور مختلفی را برای رادیو اجرا کرده بود.
درگذشت آذر عظیما
آذر عظیما در حدود یک دهه فعالیت خوانندگی با هنرمندان بنامی مثل بزرگ لشکری، مهدی خالدی، عطاءالله خرم، امینالله رشیدی، نوذر پرنگ، نواب صفا، ایرج خواجه امیری و… همکاری داشت و از اوایل دهه ۴۰، فعالیتش کمتر و کمتر شد.
مطرب عشق، دل بیگناه من، افسانه من، دل غافل و قطعات دوصدایی زرافشان-با روانبخش-، عقل و عشق-با امینالله رشیدی-، شمع و پروانه-با صمد پیوند- از جمله قطعات مشهور آذر عظیما است.
چه کسی برادر سیاوش قمیشی را کُشت؟؟؟⇐روایتی عینی از برادرزاده +ویدئو
سینماروزان: شاید کمتر کسی بداند که سیاوش قمیشی آهنگساز و خواننده شهیر ایرانی برادر خود را در جریان جنگ رمضان از دست داده است.
امیر قمیشی برادرزادهی قمیشی- که مداحی میکند-در گفتگو با فرهیختگان از حس و حال عمویش-سیاوش- بعد از شنیدن خبر مرگ برادر حرف زده است.
امیر قمیشی میگوید: وقتی به عمویم سیاوش قمیشی اطلاع دادم که پدرم فوت شدند بسیار متأثر شد و زار زار گریه کرد. من در همان حین گفتم ترامپ برادرت را کشت و عمویم به شدت تکان خورد. سعی کردم مراعات حالش را به جهت شرایط سنی بکنم اما واقعیت همین قدر تلخ است.
وی ادامه میدهد: اینکه برادر یک خواننده صاحبنام که در لس آنجلس زندگی میکند، در جنگ رمضان کُشته میشود، پاسخ به کسانی است که تصور میکنند متجاوزان برای نجات آنها آمده اند!
امیر قمیشی بیان میدارد: وقتی به عمویم گفتم نوحه میخوانم تعجب کرد و گفت حتما صدایت را برایم بفرست و عجبا که همسرش به من گفت سیاوش قمیشی یک جلد قرآن موروثی دارد که همه جا با خود میبرد!
سینماروزان/هاتف مظفری: آیدین آغداشلو هنرمند تجسمی در گفتگو با برنامه منشور و دربرابر بهاره افشاری مدعی شده که عاشق ویدئوهای مفرحی است که توسط بلاگرهای اینستاگرام تولید شده و در اکسپلورر منتشر میگردد!
پیش از این کمتر دیده بودیم که افراد منسوب به جریان موسوم به روشنفکری جز با زبان تحقیر و استهزا دربارهی فعالان فضای مجازی صحبت کنند.
سینماروزان: ناصر تقوایی خالق ناخدا خورشید و دایی جان ناپلئون از جمله سینماگران عاشق فوتبال بود و به غیر از بازیهای تیمهای زادگاهش-آبادان-بازیهای تیم ملی را دنبال میکرد.
طناز تقی زاده فرزند صفدر تقی زاده-نویسنده و مترجم- به بهانه جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶، تصاویری از تماشای فوتبال توسط پدرش و تقوایی منتشر کرده. تصاویری که مربوط است به زمانی که وحید هاشمیان در تیم ملی بازی میکرد. تصاویری که احتمالا مربوط به جام جهانی ۲۰۰۶ است.
سینماروزان: بهروز رضوی دوبلور و گوینده سرشناس در ۷۹سالگی مرحوم شد.
بهروز رضوی با نام اصلی محمدرضا رضوی نیا، متولد ۱۳۲۶ در یزد بود و همزمان با تحصیل و از حدود سنین نوجوانی کار تئاتر انجام میداد و بعد وارد دانشگاه هنرهای زیبا شد و معماری خواند. او حین تحصیل و به جز بازیگری تئاتر با برخی نشریات هم به عنوان خبرنگار فعالیت داشت. فعالیت خبرنگاری اسباب آشنایی او با چهره هایی مثل محمد نوری، حسین منزوی، مهدی اخوان ثالث و نادر نادرپور را رقم زد و رضوی بسیار تحت تاثیر این هنرمندان قرار گرفت و به واسطه حسین منزوی بود که به سمت همکاری با رادیو سوق پیدا کرد و کار رادیویی خود را از سال ۱۳۴۷ به عنوان گوینده آغاز کرد و در کنار گویندگی بازیگری را هم با فیلمهایی مثل هرجایی(مهدی ژورک) استارت زد.
در دهه ۶۰ که بسیاری از بازیگران نامآشنای سینمای قبل انقلاب، ممنوعکار شدند بهروز رضوی ازجمله گویندگانی بود که توانست به نقش آفرینی در فیلمهایی متعدد بپردازد و ازجمله محموله(سیروس الوند)، ردپایی بر شن(محمدرضا هنرمند)، دادستان(بزرگمهر رفیعا)، آبادانیها(کیانوش عیاری) و…
رضوی به عنوان دوبلور در سریالهای امام علی (داوود میرباقری) و تنهاترین سردار(مهدی فخیم زاده) و فیلم روز شیطان (بهروز افخمی) حضور داشت، همچنین روایت مجموعه مستند ایران(حمید مجتهدی) با صدای او جاودانه شد و آنونس فیلم اعتراض(مسعود کیمیایی) با صدای او بسیار شنیده شد.
رضوی سالها گویندهی «کتاب شب» در رادیو بود؛ برنامه ای آرامبخش که اختصاص داشت به خوانش رمانهای سرشناس.
فوت بهروز رضوی
بهروز رضوی ازجمله گویندگان فروتن و با دانش ادبی بالا بود و دستی هم در موسیقی داشت و سراینده ترانههای مشهوری با صدای مرجان (همسر فریدون ژورک) بود.
یکی از این قطعات «کویر دل» بود که بسیار گل کرد و شنیده شد با چنین ترجیع بندی: ای که به شبهام صبح سپیدی/بی تو کویری بی شامم من/ای که به رنجام رنگ امیدی/بی تو اسیری در دامم من.
ديگر قطعه ای که رضوی برای مرجان سرود، «گمشده» نام داشت با این مطلع: اونیکه میخواستی تو غبارا گم شد/مرغی شد و پشت حصارا گم شد.
هر دو قطعه متعلق به آلبوم «کویر دل»مرجان بود که با تنظیماتی از اریک آرکانت موزیسین سیاهپوست فرانسوی که مدتی ساکن ایران بود، به آثاری کالت بدل شد.
رضوی در آلبوم ارکسترال «هزار گل بهار» به آهنگسازی کامبیز روشنروان و خوانندگی علیرضا افتخاری نیز به عنوان گوینده دکلمه ها حاضر بود.
این اواخر رضوی را به عنوان بازیگر در سریال گناه فرشته دیدیم؛ در نقش پیرمردی سرد و گرم چشیده که فرزندش-شهاب حسینی-در ماجرایی عجیب گرفتار شده…
عاطفه رضوی بازیگر و چهرهپرداز، خواهر بهرام رضوی و حسین پاکدل بازیگر، شوهرخواهر وی است.
سینماروزان: شهرزاد جواهری، بازیگر تئاتر و تلویزیون در ۴۹ سالگی به علت سکته قلبی درگذشت.
شهرزاد جواهری متولد سال ۱۳۵۶ در تهران و دارای مدرک کارشناسی حسابداری بود.
جواهری فعالیت هنری خود را با حضور در نمایش «پرواز» به کارگردانی میکائیل شهرستانی آغاز کرد و در طول سالهای فعالیتش در آثار نمایشی و تلویزیونی متعددی به ایفای نقش پرداخت.
جواهری سابقه همکاری با حمید سمندریان، حمید امجد و دکتر علی رفیعی را در کارنامه داشت.
از جمله آثار تلویزیونی او میتوان به سریالهای «زیر آسمان شهر ۲»، «در مسیر زایندهرود»، «دفترخانه شماره ۱۳»، «شوق پرواز» و «تعطیلات دوستداشتنی» اشاره کرد.
شهرزاد جواهری همسر مهرداد ضیایی کارگردان و بازیگر بود.
ضیایی در رثای همسرش نوشت: قصهگوی زندگیم! شهرزادم! هنوز به نیمه زندگیت نرسیده بودی، چه وقت رفتن بود؟ این همه خوبی و زیبایی و رفاقت را کجا دیگر پیدا کنم؟
چطور شد که هما میرافشار بهترین ترانههایش را به معین داد؟⇐حرفهای خودش را ببینید+ویدئو
سینماروزان: هما میرافشار ترانه سرای فقید ایرانی در کارنامه هنری اش، ترانه های بسیاری سرود ولی برخی از بهترین ترانه های او را معین خواند و از همه زیباتر ترانهی صبحت بخیر عزیزم... با ملودی محمد حیدری و تنظیم منوچهر چشمآذر.
رمز و راز این همکاری را میرافشار چند سال قبل در گفتگو با علیرضا امیرقاسمی چنین شرح داده بود: وقتی به لسآنجلس آمدم از نظر مالی اوضاع خوبی نداشتم و مرتضی برجسته و فرید زلاند اولین هنرمندانی بودند که به من سفارش کار دادند ولی معین لوطیگری به خرج داد که تا ابد بهترین ترانههایم را به او دادم.
میرافشار ادامه داد: آن زمان متوسط قیمت یک ترانه، ۴۰۰ دلار بود اما یک روز پاکتی از طرف معین برایم رسید که داخل آن دوهزار دلار بود!! سریع با معین تماس گرفتم و گفتم من اصلا به تو ترانه ندادم چرا پول پنج ترانه را یکجا دادهای؟ او گفت من شرایط فعلی تو را پشت سر گذاشته ام و میدانم وقتی هنرمندی از وطنش به لسآنجلس میاید در بدو امر، بسیار مشکلات اقتصادی دارد. من هم فورا به معین گفتم که رفیق بازم و از حالا هر وقت قلمم کار کرد، بهترین ترانه هایم برای توست!
میرافشار افزود: وقتی انوشیروان روحانی از ایران به آمریکا آمد، یک ملودی آورد و گفت رویش شعر بگذار و من وقتی فهمیدم بناست معین آن را بخواند حسابی وقت گذاشتم و نتیجه شد همان ترانهی هوس با مطلع «برای من نوشته، گذشتهها گذشته، تمام قصه ها هوس بود…» این قطعه که منتشر شد هم در لسآنجلس و هم در ایران خیلی سروصدا کرد چون همهجوره میشد با متن ترانه ارتباط گرفت… بعد همکاری ما ادامه پیدا کرد و معین بالای سی ترانه ی مرا خواند مثل حلقه طلایی، صبحت بخیر عزیزم، ترمه و اطلس بیارم…، بانو، مسافر، همقسم، به دیدارم بیا، تاج سر، زندگی با تو و…
سینماروزان: مرجان ساتراپی، نویسنده، تصویرگر و فیلمساز ایرانی-فرانسوی در ۵۶ سالگی در پاریس درگذشت.
ساتراپی کمی بیش از یک سال پس از درگذشت ماتیاس ریپا، همسرش و عشق زندگیاش، چنان گرفتار غم فراق شد که درنهایت درگذشت.
مرجان ساتراپی متولد ۱۳۴۸ در رشت -و از خانوادهای که پدربزرگش از والیان ناصرالدین شاه قاجار بود.
وی در تهران بزرگ شد و والدین او از مبارزان علیه پهلوی بودند. مرجان در نوجوانی و در بحبوحه انقلاب، ایران را ترک کرده و به اتریش رفت ولی بعد از پایان دبیرستان، به ایران برگشت و در دانشگاه تهران-جنوب به تحصیل در رشته ارتباطات تصویری پرداخت و بعد از مدتی همکاری با نشریات به عنوان گرافیست و پشت سر گذاشتن یک ازدواج ناموفق با رضا-یک جانباز جنگ- در اوایل دهه ۷۰ خورشیدی راهی فرانسه شد و در استراسبورگ ساکن شد و تحصیلات خود را در زمینه انیمیشن ادامه داد.
مرگ مرجان ساتراپی
شهرت مرجان ساتراپی زمانی رقم خورد که بعد از نگارش اتوبیوگرافی “پرسپولیس” که کتابی مصور و چندجلدی و مشتمل بر شرح زندگی خودش بود فیلم انیمیشن “پرسپولیس” را ساخت؛ فیلمی که جایزه هیات داوران کن(۲۰۰۷) را گرفت و خیلی زود نام ساتراپی را به عنوان انیماتور ی علاقمند به سنت قصه گویی هزار و یک شبی سر زبانها انداخت.
چهار سال بعد، ساتراپی فیلم “خورش آلو با مرغ” را ساخت که انیمیشن نبود اما از منظر رنگ پردازی و فضاسازی بصری بسیار متاثر از همان علاقهی کارگردان به انیمههای کلاسیک بود. این فیلم با بازی گلشیفته فراهانی از یک طرف تاثیرپذیری از آثار صادق هدایت داشت و از طرف دیگر علاقمندی قجری کارگردان در آن بروز داشت.
کمدی فانتزی”صداها” و درام زندگینامه ای “رادیواکتیو”-درباره ماری کوری- از دیگر تجربیات فیلمسازی ساتراپی بود.
ساتراپی در فرانسه با ماتیاس ریپا- سوئدی تبار که دو سال از او کوچکتر بود- آشنا شده و با او ازدواج کرده بود. مرگ ناگهانی ریپا، چنان غم و اندوهی را بر ساتراپی وارد کرد که او بیش از چند ماه زندگی را نتوانست تحمل کند و همچون قهرمان فیلم “خورش آلو با مرغ”، گرفتار افسردگی شد و سرانجام از غم فراق، دق کرد.
درگذشت فرهاد ارجمندی؛ صداگذار مرگ زیبای آقای شاعر!
سینماروزان: فرهاد ارجمندی صدابردار و صداگذار پیشکسوت سینما درگذشت.
فرهاد ارجمندی از نوجوانی به کار ضبط و میکس صدا علاقمند شد و برای همین در جوانی از استودیوی مولنروژ سردرآورد و بعد از کسب تجربه کنار دوبلورهای باسابقه به استودیو کاسپین رفت و حدود ۱۵ سال در استودیو کاسپین کار میکس صدا انجام داد. ارجمندی در زمانی که امکانات صدابرداری اندک بود به «استاد میکس سرخود» معروف شده بود چون همزمان که گوینده، دوبله میکرد، صداهای افکت و پسزمینه و گاهی حتی موسیقی را هم ضبط میکرد.
او سپس به دعوت هوشنگ کاوه به استودیو راما رفت که یکی از مراکز دوبله فیلمهای هالیوودی بود. ارجمندی مدتی هم در استودیوهای بدیع و دماوند کار کرده و یکی از صدابردارانی بود که میکوشید با دوبلورها رفیق شده و فضای کار را به سمت صمیمیت ببرد.
ارجمندی پس از انقلاب مدتی بیکار شد و در کارخانه صنعتی یکی از دوستان خود مشغول به کار شد اما بعد از روی دور افتادن مجدد سینما مجدد به استودیو راما(مرکزی) رفت و مشغول کار برای این استودیو شد.
پس از رواج صدای سرصحنه گرچه ارجمندی تجربه صدابرداری سر صحنه را نیز پشت سر گذاشت ولی باز علاقه شخصی اش کار در استودیو و کنترل کامل صداها بود.
ارجمندی تا زمان فعالیتِ استودیو مرکزی، کار صدابرداری را ادامه داد و بعد از تعطیلی این استودیو چند کار سرصحنه انجام داد و پس از آن نیز بازنشسته شد.
درگذشت فرهاد ارجمندی متخصص صدای سینمای ایران
ازجمله فیلمهایی که ارجمندی کار صدای آنها را انجام داد میتوان به «سام و نرگس»، «دستهای آلوده»، «رخساره»، «پرواز خاموش»، «آبی»، «آقای رئیس جمهور»، «یکی برای همه»، «سنجاقکهای برکه سبز»، «دویدن در میان ابرها»، «یک وجب از آسمان»، «نسکافه داغ داغ»، «تنبل قهرمان»، «برخورد» و… اشاره کرد که باز در میان این کارها شاید بشود «رخساره» را یکی از متفاوتترین کارهای ارجمندی دانست.
محمدعلی سپانلو شاعر نامدار بازیگر اصلی «رخساره» بود و گرچه منوچهر اسماعیلی بجایش حرف زد اما ساخت افکت بهشت یا جهان ماورا برای لحظه ی مرگ سپانلو به زیباترین شکل ممکن توسط ارجمندی انجام شد.
سیر دراماتیک «رخساره»، مرگ را لحظه ی آرامش و رفتن به جایی آرامتر میخواست و فرهاد ارجمندی افکتهای خوبی را انتخاب و با هم میکس کرده بود و اینکه همچنان «رخساره» در پلتفرم ها و شبکه های ماهواره ای، مخاطب دارد به غیر از سناریوی شیوای محمدهادی کریمی و کارگردانی دقیق امیر قویدل، قطعا به زحمات فرهاد ارجمندی در مقام طراح و مجری صدا هم برمیگردد.