پرسشهای منتج از کلید زدن فیلم ارگانی «بیست و سه نفر» با حضور سردار سلیمانی⇐پرسش اول: آیا رضایت علیرضا رییسیان برای تولید فیلمی براساس مستندش، جلب شده؟؟/پرسش دوم: آیا رییس سازمان ارزشی، سردار سلیمانی را از اعتراضات علیرضا رییسیان آگاه کرده؟؟

سینماروزان: بلافاصله بعد از انتشار خبر ساخت فیلمی با نام «بیست و سه نفر» با سرمایه گزاری سازمان هنری-رسانه ای اوج و واسپاری کارگردانی این پروژه به مهدی جعفری بخاطر آنکه کارگردان مستند «آن بیست و سه نفر» بوده، علیرضا رییسیان تهیه کننده آن مستند در گفتگویی صریح از مالکیت بر مستند فوق الذکر و سوژه خبر داد و اقدام به ساخت فیلم «بیست و سه نفر» بدون کسب رضایتش را غیرقانونی و غیراخلاقی دانست.(اینجا را بخوانید)

سخنان رییسیان با واکنش تند مدیر روابط عمومی سازمان اوج مواجه شد که خطاب به رییسیان مدعی گشت چون در سینما موفق بوده اند و بیکاری زیاد شده، خیلیها میخواهند با آنها کار کنند!

این واکنش با پاسخ جامعه صنفی تهیه کنندگان که از قدیمی ترین صنوف سینمایی ایران است روبرو شد که با تأکید بر اهمیت گفتگو برای حل مشکلات، ادبیات روابط عمومی این سازمان در برخورد با رییسیان را شماتت کرد.(اینجا را بخوانید)

اظهارنظر جامعه صنفی تهیه کنندگان این انتظار را ایجاد میکرد که سازمان اوج مذاکره ای تازه با رییسیان ترتیب دهد در جهت حل مسأله و رسیدن به نتیجه اما بی آن که هیچ خبری درباره چنین مذاکره ای یا کسب رضایت رییسیان منتشر شود به ناگاه خبر کلید خوردن پروژه «بیست و سه نفر» با حضور سردار قاسم سلیمانی و همچنین احسان محمدحسنی رییس سازمان اوج از طریق برخی رسانه های اصولگرا منتشر شده است!

دلیل حضور سردار سلیمانی در آغاز تولید این پروژه کاملا قابل پیش بینی بود. احمد یوسف‌زاده، نویسنده کتاب «آن بیست و سه نفر» مدتها پیش گفته بود سردار سلیمانی پیشنهاد ساخت فیلمی از روی این کتاب را به ابراهیم حاتمی کیا داده و بدیهی بود یکی از دلایل سازمان اوج برای سرمایه گزاری بر این پروژه هم حسن نظر سردار باشد اما…

اما پرسش اولی که پیش می آید آن است که آیا رضایت رییسیان برای تولید جلب شده است و طرفین به نتیجه مشترکی رسیده اند که کار کلید بخورد؟

پرسش دوم اینکه آیا دست اندرکاران سازمان اوج و در رأس آنها محمدحسنی درباره اعتراضات رییسیان، حرفی به سردار زده بودند و سردار را در جریان ماوقع اتفاقات قرار داده بودندو سپس از وی دعوت کرده بودند که در مراسم آغاز فیلمبرداری حاضر شود؟؟




یک عضو شورای پروانه ساخت سینمایی اظهار داشت⇐امكان ندارد فيلمنامه‌اي كه تحليل درستي از شرايط موجود دارد را رد كنيم!!/حدودا پنجاه‌درصد فيلمنامه‌هايي كه در شورا يا بيرون از شورا مي‌خوانيم كمدي است!/ الفاظ ركيك در فيلمنامه‌ها لحاظ نمي‌شود؛ ديالوگ‌ها را اغلب سر صحنه اضافه مي‌كنند!/همان زمان که «تنگه ابوقریب» ارائه شد به سازندگان گفتیم فیلمنامه، ضعیف است!/معلوم است که وقتی هزینه تولید با سازندگان نباشد آنها هم بر فیلمنامه حساسیت به خرج نمی دهند!

سینماروزان: چرایی سختگیری درباره پرداختن به موضوعات مبتلابه جامعه و در نقطه مقابل سهل گیری در پرداختن به شوخیهای اروتیک در محصولات کمدی، تناقضی است پیش روی شورای پروانه ساخت سینمایی که اولین فیلتر دریافت مجوز آثار است.

به گزارش سینماروزان محمود اربابی که خود سابقه ریاست بر اداره نظارت در دولت اول محمود احمدی نژاد را دارد از جمله اعضای شورای فعلی پروانه ساخت است که کوشیده در گفتگو با تینا جلالی در «اعتماد» به نوبه خود پاسخگوی این تناقض باشد.

محمود اربابی با اشاره به حجم بالای تقاضا برای کمدی سازی گفت:  واقعا مجبورم بگويم تعداد فيلمنامه‌هايي كه از آن لذت مي‌برم كم است. حدودا پنجاه‌درصد فيلمنامه‌هايي كه در شورا يا بيرون از شورا مي‌خوانيم كمدي است و متاسفانه ما دليلش را هم مي‌دانيم اما نمي‌توانيم به نويسنده‌هاي آن بگوييم چرا اين فيلمنامه را نوشتي. چون او به‌سادگي مي‌گويد كه براي بازار و كسب درآمد نوشتم. مي‌خواهم مردم فيلمم را ببينند تا زندگي‌ام بگذرد. من در پاسخ به او چه بگويم؟ مي‌توانم به او راهنمايي كنم كه فيلمنامه تو نادرست است، تفكر خاصي به مخاطب منتقل نمي‌كند. اما نمي‌توانم بگويم چرا اين فيلمنامه را نوشتي.

این عضو شورای پروانه ساخت با اشاره به محدودیتهای پیش روی خود و همکاران گفت: ببينيد اگر شوراي پروانه به هر فيلمي پروانه ساخت ندهد در جلسه ديگري بايد پاسخگو باشيم كه سليقه شخصي خود را اعمال كرده‌ايم. اما به اين نكته بايد توجه كرد كه فيلمنامه‌هايي كه ما مي‌خوانيم محصول كامل نيست.ما فقط فيلمنامه را خوانديم. الفاظ ركيك در فيلمنامه‌ها لحاظ نمي‌شود. حتي براي عدم استفاده از كلمات نامناسب اداره كل تعهد مي‌گيرد. ديالوگ‌ها را اغلب سر صحنه اضافه مي‌كنند. كيفيت هنري داستان بارها به نويسنده و تهيه‌كننده گفته مي‌شود اما گوش شنوا نيست و تعبير به مميزي مي‌شود. كيفيت ساخت اغلب در مرحله فيلمنامه مشخص نمي‌شود و بعد در مراحل توليد و ساخته‌شدن مطرح مي‌شود.

اربابی در توجیه فیلمنامه های ضعیفی که پروانه ساخت گرفته بیان داشت: ما سعي مي‌كنيم پيش از بقيه چنين مشكلاتي را ببينيم و به گروه سازنده گوشزد كنيم. اين را بگويم به عنوان‌مثال اگر ما سال گذشته دو فيلمنامه صادر كرديم اين فيلمنامه‌ها از شش فيلمنامه بررسي‌شده بوده و چهار فيلمنامه رد شده. اي‌كاش بشود نام فيلمنامه‌هايي كه مجوز نمي‌گيرد، منتشر شود تا ببينيد اوضاع از چه قرار است. يك‌چهارم فيلمنامه‌هايي را كه به ما ارجاع داده مي‌شود مجوز ساخت مي‌دهيم. اين مرحله پروانه ساخت است. فيلم‌ها وقتي ساخته مي‌شود و به مرحله پروانه نمايش مي‌رود، داستان ديگري است. اين نكته را بايد در نظر بگيريد كه بايد پروانه نمايش حداقلي را صادر كنيم. با وجود اين بدانيد شورا مجوز نمايش فيلم‌هاي زير كيفيت را صادر نمي‌كنند. خيلي مواقع فيلم ساخته مي‌شود و كيفيت لازم را ندارد و شورا به آن پروانه نمايش نمي‌دهد. آن‌وقت براي همه سوال به وجود مي‌آيد كه چرا به اين فيلم پروانه ندادند. دلايل هم بياورند كه فيلم تقلبي است اصلا كيفيت لازم را ندارد گوش كسي كه شنوا نيست. از سوي ديگر فيلمساز به ما مي‌گويد «من تلاشم را كردم فيلم خوب بسازم نشد. مزخرف از كار درآمده اما من يك ميليارد براي ساخت فيلم هزينه كردم خانه‌ام را براي ساخت اين فيلم فروختم.» شورا اينجا چه كند؟

این عضو شورای پروانه ساخت با اشاره به کیفیت پایین متن فیلم ارگانی «تنگه ابوقریب» اظهار داشت: وقتي فيلمنامه «تنگه…» را خوانديم به سازندگان گفتيم فيلم خيلي خوب است و قطعا بايد ساخته شود اما به آنها گفتيم فيلمنامه ضعيف است. به سازندگان گفتيم. تهيه‌كننده در جواب به ما گفت تلاش مي‌كنم فيلمنامه و داستان را تقويت كنم وقتي تهيه‌كننده اين را به ما مي‌گويد ما كه نمي‌توانيم بگوييم فيلم را نساز. اگر به او پروانه ساخت ندهيم بايد به ديگر فيلمنامه‌هاي كمدي تقلبي پروانه بدهيم. به اين نكته دقت كنيد كه در چرخه توليد، اگر فيلمنامه‌نويس يا كارگردان و تهيه‌كننده دقت لازم نكنند و يا توانايي نداشته باشند يا بي‌توجه هستند با وجود اينكه مي‌دانند فيلمنامه اشكال دارد اما خودرايي مي‌كنند. قطعا فيلم بدي ساخته مي‌شود. نكته مهم ديگر اينكه وقتي هزينه توليد فيلم با سازندگان نباشد و سرمايه‌گذار هم حساسيت نداشته باشد، سازندگان هم حساسيت به خرج نمي‌دهند. «خرج كه از كيسه مهمان بود/ حاتم طايي شدن آسان بود.» اگر تهيه‌كننده‌اي هزينه توليد را خودش بدهد به نكات فيلمنامه حتما توجه مي‌كند. ترديد نكنيد در جلسه‌اي كه هستيم در موقعيتي پارادوكسيكال هستيم. نمي‌گويند فيلمنامه بي‌ارزش را رد كردند، مي‌گويند مميز هستند.

محمود اربابی با اشاره به رویه گفتگومحور اعضای شورای پروانه ساخت گفت: ما به عنوان مسوول نبايد ديكتاتوري رفتار كنيم. قانونا نمي‌توانيم جلوي ساخت را بگيريم به خاطر ضعف فيلمنامه قطعا پروانه ساخت نمي‌دهيم و درخواست‌ها را رد مي‌كنيم و همانطور كه گفتم درصد بالايي از درخواست پروانه ساخت‌ها را رد مي‌كنيم. اما تكليف چيست؟ امكان ندارد فيلمنامه‌اي كه تحليل درستي از شرايط موجود دارد را ما رد كنيم. اصلا اگر ما فيلمنامه خوب را رد كنيم جامعه سينمايي با چالش مواجه و مطلع مي‌شود بلافاصله رسانه‌اي مي‌شود. در سال از ٣٠٠ فيلمنامه ٨٠ تا پروانه مي‌گيرد.

وی ادامه داد: ما كه مقصر سطح فيلمنامه‌هاي بي‌كيفيت نيستيم. خلاصه كنم سطح فيلمنامه‌هايي كه به ما ارجاع مي‌شود همين است. فيلمنامه خوب وجود ندارد اما ما كه نمي‌توانيم پروانه ساخت صادر نكنيم. مگر در بازار جنس مرغوب وجود ندارد ولي برخي از مردم خواهان جنس تقلبي هستند. ما هم بايد كف درخواست‌ها را رعايت كنيم؛ ضمن اينكه فرآيند صدور پروانه ساخت محصول نويسنده، كارگردان و تهيه‌كننده است. وقتي كارگرداني نمي‌تواند تهيه‌كننده براي متن خوب خود پيدا كند مقصر ما نيستيم.




انتقاد رسانه اصلاح‌طلب از تباهی عامدانه «شعله‌ور» و «پشت دیوار سکوت» در مناسبات غلط اکران⇐آیا هدف این است که فیلمسازان غیرکمدی‌ساز را منزوی کنند؟!!

سینماروزان: عدم توزیع مناسب سانس و سالن میان فیلمهای روی پرده که باعث شده فیلمی بعد از ماهها از اکران صدها سالن داشته باشد و فیلمهایی دیگر در همان ابتدای اکرانشان تعداد سالنهای فول سانس شان به پنج هم نرسد هرچند سال قبل هم وجود داشت اما تمهیدی منطقی برایش اندیشیده نشد تا اکران امسال را هم تحت الشعاع قرار دهد.

امسال فیلمهایی مانند «شماره 17 سهیلا»، «در وجه حامل» و اخیرا «پشت دیوار سکوت» و «شعله ور» را روی پرده داشته ایم که عدم تخصیص سالن و سانسهای کافی به آنها باعث شده پتانسیل حداقلی فروش هم برایشان ایجاد نشود. این روند با انتقاد روزنامه اصلاح طلب «شرق» مواجه شده که در مطلبی تحلیلی این بی عدالتی را باعث انزوای فیلمسازانی دانسته که میخواهند خلاف رویه های تکراری به جلب مخاطب بپردازند.

در تحلیل «شرق» آمده است: یک زمان نه‌چندان دور که این همه پردیس سینمایی نبود، همین سینما عصر جدید یا سینما شهر قصه در جوار سینما آزادی و سینما کریستال در لاله‌زار نو، مکان‌های شناخته‌شده‌ای برای نمایش فیلم‌های برتر ایرانی و شماری از آثار متفاوت خارجی بودند. در این سینماها می‌شد با افرادی از طیف‌های مختلف جامعه (اعم از دانشجو، کارمند و دیگر اقشار فرهنگی) روبه‌رو شد که فیلم‌دیدن برایشان اهمیت داشت و هر فیلمی را نمی‌دیدند و تعلق‌خاطرشان نسبت به یک فیلم یا نگاه نقادانه‌شان در مورد فیلمی دیگر، متکی به دلایل و مباني استدلالی قوی بود. این فضا و مراجعان جدی‌شان باعث می‌شد که همین چند سینما به صورت پاتوق دربیایند و نوستالژی سال‌های بعد را برای شماری از تماشاگرانشان رقم بزنند. صاحبان این سینماها هم از جمله زنده‌یادها هوشنگ کاوه و صابر رهبر، آدم‌های خوش‌فکر و باتجربه‌ای بودند و تبلیغات مناسبی برای فيلم‌ها در نظر می‌گرفتند. اما حالا در این کثرت و رونق نسبی سالن‌های سینمایی (و البته غیبت نمایش نیم‌بند فیلم خارجی)، چنین وضعیتی را شاهد نیستیم.

این روزنامه ادامه داده: آنچه در این نمایش انبوه و متنوع فیلم در پردیس‌های سینماهای چندسالنه رعایت نمی‌شود، مدیریت فرهنگی صحیح و دلسوزانه است. ظاهرا برای مدیران و صاحبان اغلب این مکان‌ها پرشدن هرچه بیشتر سالن‌ها (با هر تمهید و ترفند و درصورت لزوم، جابه‌جایی فیلم‌ها) اهمیت اولیه را دارد. دیگر در این مناسبات و رقابت‌ بی‌رحمانه مهم نیست فیلم‌هایی مثل «شعله‌ور» حمید نعمت‌الله، «پشت دیوار سکوت» مسعود جعفری‌جوزانی و «کار کثیف» خسرو معصومی تباه می‌شوند. در چنین آشفته‌بازاری که یکباره در دوره‌ای نسبتا طولانی «فیلم کمدی» سکه روز می‌شود و کارگردان و تهیه‌کننده و سینمادار به این نوع فیلم‌ها توجه افراطی نشان می‌دهند، امکان فرهنگ‌سازی مخرب نیز وجود دارد؛ اتفاقی که در شرایط کنونی در شرف وقوع است و به بهانه سرگرمی‌سازی و خنداندن مردم و تغییر فضای عبوس و دلمرده جامعه، هر جنس نازل و بنجلي را به مشتري قالب مي‌كنند و سطح سلیقه او را به‌تدریج پایین می‌آورند.

«شرق» افزوده است: تداوم و تعمیم این نگاه سهل‌پسند و سخیف باعث می‌شود که بیننده ظرفیت و آمادگی پذیرش مضامین و شیوه‌های بیانی و اجرائی متفاوت را نداشته باشد. این درجازدن و بهتر بگوییم پسرفت و عدم ارتقاي فرهنگی می‌تواند از یك سو تعریف غلط و انحرافی از سینمای عامه‌پسند و سرگرم‌كننده ارائه دهد و از سوی دیگر مانع از ایجاد تنوع در چرخه تولید سالانه شود و فیلم‌سازان مستعدی كه فكر و ایده‌های نو و خلاقانه دارند را سرخورده كند. از دو حال خارج نیست. یا این دسته از فیلم‌سازان رفته رفته منزوی و از دور خارج می‌شوند یا درصدد برمی‌‌آیند برای ادامه حیات هنری خود قید نگاه مستقل و تجربه در عرصه‌های نو و متفاوت را بزنند و هم‌رنگ جماعت شوند و به سینمای پولساز و متعفن رو بیاورند و بعضا كاسب شوند. 




ادعای رامبد جوان: دستمزدم در فصل اول «خندوانه» سه میلیون بود! در فصل دوم پنج میلیون و در فصول بعد هم فقط «یک ذره» اضافه شد!!⇔پرسش: رامبدجان! پس بودجه شراکت در تولید متوالی سه فیلم مختلف از کجا آمده؟ آیا با همان «یک ذره» اضافه حقوق، پول شراکت در تولید متوالی فیلمهای «قانون مورفی»، «طلا» و «زیرنظر» جور شده؟؟

سینماروزان: بعد از حواشی مختلفی که در ماههای اخیر دوروبر رامبد جوان و برنامه «خندوانه»اش وجود داشت این مجری-بازیگر به تازگی در یک نشست رسانه‌ای شرکت کرد و کوشید در این نشست پاسخگوی پرسشهای بخشی گزینش شده(!) از اهالی رسانه باشد.

اینکه چرا نمایندگان اغلب رسانه‌های مستقل به این نشست راهی نداشتند مشخص نیست اما خوشبختی آنجاست که برخی از نمایندگان رسانه‌های ارگانی حاضر در این نشست هم برای آن که به‌ظاهر از عدالت‌طلبی مستقلان جا نمانند به بازخوانی پرسشهای ماههای قبل رسانه‌های مستقل درباره «خندوانه» پرداختند.

از همین رهگذر بود که رامبد جوان مجبور شد درباره دستمزدی که از «خندوانه» میگیرد و همچنین ارتباط این برنامه با برخی ارگانهای خاص توضیحاتی دهد؛ توضیحاتی که البته پرسشهایی تازه تر را طرح کرد که نمایندگان رسانه های ارگانی نتوانستند به‌لحظه این پرسشها را مطرح نمایند.

یکی از این پرسشها بعد از توضیح رامبد درباره دستمزدش از «خندوانه» حادث شد. رامبد جوان گفت:  دستمزدم در فصل اول «خندوانه» سه میلیون بود! در فصل دوم پنج میلیون و در فصول بعد هم فقط «یک ذره» اضافه شد!!

پرسش منتج از این ادعا آن است که رامبدجان! پس بودجه شراکت در تولید متوالی سه فیلم مختلف از کجا آمده؟ آیا با همان «یک ذره» اضافه حقوق، پول شراکت در تولید متوالی فیلمهای «قانون مورفی»، «طلا» و «زیرنظر» جور شده؟؟

البته ممکن است بگویید در تولید این فیلمها با محمد شایسته شریکید اما کیست که نداند اخوی کوچکتر شایسته ها حتی آن قدر بضاعت مالی ندارد که دفتری مستقل برای خودش مهیا کند و همچنان به اتاقی در دفتر برادران خود بسنده کرده!

 رامبدجان! اگر میخواهید مخاطبان تفهیم ادعا شوند، یک کلام بگویید چقدر بودجه صرف تولید هر یک از سه فیلم «قانون مورفی» ، «طلا» و «زیرنظر» شده و این بودجه از کجا میآید؟؟

بخصوص که بدون اکران فیلم اول و بازگشت مالی لااقل بخشی از بودجه، فیلم دوم را ساختید و بدون اکران فیلم دوم، سراغ سومی رفتید…




پنج سال بعد از حضور مداوم گزینه‌ مطلوب اصلاح‌طلبان در ریاست جمهوری و درحالی که ارزش پول ملی به‌شدت افت پیدا کرده⇐یک جشن صنفی تشبث می‌کند به نوشتار رییس دولت اصلاحات اما حتی رسانه‌های اصلاح‌طلب هم متن نوشتار را منتشر نمی‌کنند!! چرا؟

سینماروزان/غفور پورغفور: پنج سال بعد از زمانی که دولت اعتدال با حمایت رییس دولت اصلاحات روی کار آمد و سه سال بعد از زمانی که رییس دولت اصلاحات با ویدیوی معروف «تکرار می‌کنم» از شهروندان خواست در هر دو انتخابات مجلس و خبرگان به لیست متبوع ایشان رأی دهند و به دنبال آن در شورای شهر هم این لیست امید بود که کرسیها را از آن خود کرد، این روزها اصلاح‌طلبان بیش از همیشه در کانون نقد شهروندان قرار دارند؛ دلیلش هم التهابات ماههای اخیر بازار ارز و کاهش بی‌سابقه ارزش پول ملی است که اثر خود را بر همه چیز گذاشته و قیمت اغلب اقلام مصرفی را افزایش داده است.

در این شرایط اصلی ترین وظیفه ای که از سینماگران متعهد برمی آید آن است که با نگاهی پیشروانه به دنبال گشایش باشند و نه واپسگرایی اما نه تنها این اتفاق نمی افتد که به ناگاه  یکی از اهالی سینما در مراسم بزرگداشتهای جشن خانه سینما، دست به دامن رییس اصلاحات می‌شود.

کمال تبریزی کارگردانی که اخیرا یک همکاری پرسش برانگیز را با دبیر محفل هشت میلیاردی جهانی فجر پشت سر گذاشت در مراسم بزرگداشت سیدمهدی شجاعی در ایوان شمس به جای آن که خود درباره این نویسنده حرف بزند نوشتاری از رییس دولت اصلاحات را در تمجید از وی خواند؛ نوشتاری که حتی رسانه های اولترا اصلاح طلب هم متن آن را منتشر نکرده اند. چرا؟ شاید این جماعت هم دریافته اند که مردمان خسته از سیاست این روزها بیش از هر چیز به آرامش اقتصادی نیاز دارند و این آرامش در گروی پرهیز از آلودگی به سیاسی بازی است.

اگر تا همین دو سال قبل هم کسی فکر می‌کرد با توسل به شعارهای اصلاح طلبانه میتوان گریزی جست برای عبور از رویه های بنیادگرایانه حالا و با رسوایی دومینووار آقازادگان رانتخوار متصل، مشخص شده که دیگر با تشبث به «تکرار میکنم» و شعارهای دوم خردادی هم نمیتوان افیونی پیدا کرد برای گذر از بحرانهای اقتصادی مردمانی که تبعیض بدجوری رنجشان میدهد.

این را حتی رسانه های سیاسی اصلاح طلب هم فهمیده اند که بیخیال انتشار نوشتار رییس دولت اصلاحات به سیدمهدی شجاعی میشوند اما افسوس که همچنان بخشی از وابسته ترین سینماگران ایرانی قادر به درک این ماجرا نیستند! کسی چه میداند؟ شاید هم این خودبه‌خواب‌زدگی تاوان همان وابستگی سالیانی است که این جماعت داشته اند؟!




ادعای مهدی پاکدل که فیلمی ارگانی متعلق به یک سازمان ارزشی متمول را روی پرده دارد⇐تا وقتی تلویزیون متعلق به همه مردم نیست ترجیح میدهم در تلویزیون کار نکنم⇔پرسش: آقای پاکدل! آیا نهادهای تولیدکننده فیلمهای ارگانی شما از «محمد…» تا «ماجرای نیمروز» و همین «تنگه ابوقریب» به همه مردم تعلق دارند؟؟

سینماروزان: مهدی پاکدل بعد از بازی در فیلم پرهزینه «محمد رسول ا..(ص)» که با حمایت نورتابان وابسته به بنیاد مستضعفان تولید شد، بازی در فیلمهای ارگانی را ادامه داد. پاکدل ابتدا در فیلم 3ارگانی «ماجرای نیمروز» حاضر شد که با حمایت مستقیم فارابی-حوزه هنری-تصویرشهر تولید شده بود و به دنبال آن نیز فیلم ارگانی «تنگه ابوقریب» را بازی کرد که از محصولات سازمان هنری-رسانه ای اوج است.

به گزارش سینماروزان پاکدل به بهانه اکران فیلم ارگانی «تنگه ابوقریب» که رسانه ملی هم مدام برایش تیزر پخش میکند، در گفتگویی با «شرق» مدعی آن شده که چون مردم به تلویزیون بی اعتماد هستند ترجیح میدهد در این رسانه حاضر نشود.

پاکدل گفت: بعد از سریال «کیمیا» ترجیح دادم در تلویزیونی که مردم به آن بی‌اعتماد هستند، هیچ حضوری نداشته باشم؛ حتی یک مصاحبه کوتاه، اما متأسفم که شرایط، من را به این تصمیم رساند چراکه به‌اصطلاح ما بچه‌های تلویزیون و رشدیافته این رسانه هستیم. اما واقعیت این است تا وقتی شرایط به این صورت است و تلویزیون متعلق به همه مردم نیست و برخلاف اسمش که رسانه ملی است، ترجیح می‌دهم در تلویزیون کار نکنم.

⇓⇓⇓

پرسشی که متعاقب این ادعای پاکدل طرح میشود آن است که آیا ارگانهای تولیدکننده فیلمهای ارگانی اخیر ایشان از «محمد…» تا «ماجرای نیمروز» و همین «تنگه ابوقریب» به همه مردم تعلق دارند؟ یعنی فی المثل تمامی سینماگران فارغ از خط و ربط خود میتوانند از تسهیلات این ارگانها استفاده کنند که ایشان میان آنها و تلویزیون فرق گذاشته و در تلویزیون حاضر نمیشود اما در محصولات این ارگانها حاضر میشود؟؟ پاسخ به این پرسش میتواند سوءتفاهمات احتمالی درباره ادعای پاکدل را برطرف کند.




این تعریض رسانه اصولگرا به استخدام نویسندگان «رجانیوز» در شبکه سه برمی‌گردد؟؟⇐منتقدین سابق را درگیر مدیریت کرده‌اند تا مجال نقد را نداشته باشند!!

سینماروزان: در سالهای اخیر اتفاقات پرسش‌سازی در حیطه مدیریت فرهنگی رخ داده است. از جمله این اتفاقات موضع‌گیری‌های متفاوت و اغلب متناقض رسانه‌های موسوم به تندرو در قبال محصولات سینمایی در برهه های زمانی مختلف است.

به عنوان مثال وقتی اول بار در دولت اول حسن روحانی فیلمهایی مانند «عصبانی نیستم» و «خانه دختر» در جشنواره فجر رونمایی شدند آماج حملات این رسانه ها قرار گرفتند و تلاشها برای اکران آنها ابتر ماند. با این حال اکران این آثار در دولت دوم حسن روحانی با حداقل هجمه و شانتاژ رسانه های افراطی مواجه شد! ماجرا چه بود؟ رییس دولت که همان قبلی بود و شاکله سیاستهای فرهنگی هم که همان بوده!

رسانه اصولگرای «مشرق» با زیر ذره بین بردن این ماجرا از دو عامل اصلی در بروز این تناقض حرف زده که یکی از آنها درگیر کردن فعالان رسانه‌ای تندرو در مناصب مدیریتی بوده است! هرچه نباشد مدیریت مرکز مستند حوزه هنری در سالهای اخیر به فردی رسیده دارای سابقه رسانه ای در یک رسانه تندروی اصولگرا یا اخیرا برخی نویسندگان «رجانیوز» درگیر مدیریت در شبکه سوم سیما شده اند.(اینجا را بخوانید) آیا اشاره «مشرق» هم به همین مسأله برمیگردد؟؟؟

«مشرق» در گزارش خود آورده است: از یکی دو سال پیش به این طرف دو اتفاق افتاد که باعث شد مشکل‌دارترین فیلمها هم نه تنها بی هیچ بحثی روی پرده بروند که حتی طلبکارانه از ظلمی که بر آنها رفته بگویند. دو اتفاقی که باعث این ماجرا شد یکی حاد شدن اوضاع نابسامان اقتصاد بود و دیگری از هم پاشیدن برخی گروه‌های رسانه ای. در وضعیت آشفته اقتصادی، این چندان دور از ذهن نیست که تمرکز بخش‌های نظارتی از فرهنگ و هنر برداشته شده و سینما و کتاب و… در اولویت‌های چندم قرار می‌گیرد. در این شرایط اساسا حساسیت زیادی روی بخش‌های هنری نخواهد بود و آنقدر انرژی روی موارد معیشتی گذاشته می‌شود که دیگر ممکن است حتی از آنها که مراقب سینما هستند هم استقبالی نشود.

این رسانه ادامه داده است: شاید یکی ازاتفاقاتی که از قضا در دولت دوم روحانی روی داد این بود که برخی اهالی رسانه در حوزه های مختلف را که موضع منتقدانه و سفت و سختی داشتند به صورت غیرمستقیم از مسیر کنار بگذارند. طرحی که این بار با ظرافت انجام شد و پیشنهادها نه از جانب مخاطبین نقدها که از سوی مقامهای بالادست منتقدین به آنها داده می‌شد. با این ساز و کار برخی اهالی بظاهر سرسخت رسانه توسط مقام‌های بالادست خود، از جایگاه نقد و رسانه برداشته شدند و در پستها و مقامهای نسبتا بالا قرار داده شدند.

«مشرق» افزوده است: با این تمهید طبیعی بود که هم ژست جوانگرایی گرفته شود و هم آن منتقدین رسانه‌ای ( که اغلب جوان بودند) مشغول مدیریت کردن و صیقلی کردن میز و صندلیهایشان شوند و مجال برای آنها نماند تا دوباره بتوانند با همان عزم جزم به نقد شرایط بپردازند. اما این میان، مخالفان نقد از یک نکته مهم غافل بودند. اینکه آیا مثلا نظارت و نقد جدی در حوزه های مختلف و از جمله سینما به سود سینماست یا به ضرر آن؟




تهیه‌کننده جوان فیلم ۳ارگانی «سرو زیر آب»، بدون اکران فیلم اول، فیلم دومش را تولید کرد و پروانه ساخت فیلم سوم را هم گرفت!!+صدور دو پروانه ساخت دیگر⇔پرسش: وقتی هنوز فیلم ۳ارگانی این جوان به اکران هم نرسیده، بودجه تولیدات بعدی از کجاست؟

سینماروزان: بعد از فیلم «ماجرای نیمروز» که با حمایت فارابی و تصویرشهر و حوزه هنری تولید شد و به عنوان اولین فیلم 3ارگانی تاریخ سینمای ایران معرفی شد، این فیلم «سرو زیر آب» بود که عنوان دومین فیلم 3ارگانی تاریخ را به خود اختصاص داد.

«سرو زیر آب» را نه یک تهیه کننده شناخته شده بلکه حامد حسینی تهیه کنندگی کرد که این، اولین تجربه تهیه کنندگی اش به شمار میرفت! اینکه چطور یک تهیه کننده جوان بدون رزومه شفاف در سینما به طور همزمان از 3 ارگان حمایت میگیرد مشخص نیست اما اینکه بدون اکران آن فیلم و بازگشت سرمایه احتمالی این جوان بتواند فیلم دوم را تولید کند و پروانه ساخت فیلم سوم را هم بگیرد جای سوال است.

تهیه کننده فیلم 3ارگانی «سرو زیر آب» اخیرا هم تولید فیلم «مشت آخر»مهدی فخیم زاده را پشت سر گذاشت که مشخص نیست چه زمانی اکران خواهد شد؟؟

در تازه ترین خروجی شورای پروانه ساخت نام این جوان به عنوان تهیه کننده فیلم «بی تار» آمده که توسط جمیل رستمی کارگردانی خواهد شد.

اینکه یک جوان چطور می‌تواند بدون اکران فیلم اولش، فیلم دوم را بسازد و پروانه ساخت فیلم سوم را بگیرد پرسشی است که پاسخش روشن نیست!

شورای پروانه ساخت به جز «بی تار» به تهیه کنندگی حامد حسینی با تولید دو فیلمنامه دیگر هم موافقت کرده است.

فهرست کامل پروانه ساختهای صادره به شرح زیر است:

–«بی تار» به تهیه‌کنندگی سیدحامد حسینی، کارگردانی و نویسندگی جمیل رستمی در ژانر اجتماعی

–انیمیشن «افسانه عمو نوروز» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی فرنوش عابدی رنانی

–«بزدل» به تهیه‌کنندگی و نویسندگی نوید محمودی و کارگردانی جمشید محمودی نیز در ژانر کمدی




مرضیه برومند که دبیری جشنواره تئاتر مبارک را برعهده دارد اظهار داشت⇐روس‌ها از ترس جنگ به ایران نیامدند!!/در مقابل فرانسویان(!) با عشق و علاقه دعوت ما را پذیرفتند!!/افغان‌ها هم با هزینه ما به جشنواره می‌آیند/ترامپ به فکر مردم ایران نیست؛ همان طور که بسیاری از افراد داخل کشور به فکر ملت نیستند!

سینماروزان: درباره ردّپای روسیه و فرانسه در سیاست ایران سالهاست تحلیلها و اظهارنظرات مختلفی شنیده میشود اما کمتر پیش آمده که در یک محفل کاملا هنری درباره تناقضات رفتاری این دو کشور اروپایی صحبت شود.

مرضیه برومند از کارگردانان و بازیگران قدیمی که دبیری جشنواره تئاتر عروسکی مبارک را برعهده داشته است در نشست خبری این رویداد با اشاره به تلاش برای اعتباربخشی بین المللی به جشنواره از ذکر خیر فرانسویان را کرد و به گلایه از روسها پرداخت.

مرضیه برومند در بخشی از نشست اظهار داشت: فراخوان بخش بین‌الملل را مهرماه فرستادیم که 170 گروه از 30 کشور اعلام آمادگی کردند، اما این موضوع با ماجراهای سیاسی کشور هم‌زمان شد، ولی با کمال حیرت دیدیم تعداد بسیار اندکی از سفر به ایران ترسیدند که البته یکی از این کشورها روسیه بود.

  برومند اضافه کرد: قرار بود گروه تئاتر «ابراتسوف» از روسیه به ایران بیایند، اما بهانه‌گیری کردند که به دلیل گرما و سن بالای اعضای گروه، نمی‌توانند به ایران سفر کنند، ولی کاشف به عمل آمد که می‌ترسند در ایران جنگ شود و نمی‌دانستیم این اندازه ترسو هستند!

برومند ادامه داد: درمقابل گروه فرانسه، بابت رفتار ترامپ از ما عذرخواهی کرد و با کمال عشق و علاقه دعوت ما را پذیرفت و جالب اینجاست که همه گروه‌های خارجی با کمترین هزینه به ایران می‌آیند. البته ما هم تعداد گروه‌ها را کم کردیم و آنها، به‌ویژه سفارت فرانسه با ما همراهی کردند.

دبیر جشنواره مبارک با اشاره به سنگ اندازیهای موسسه ای افغان بر سر حضور هنرمندان افغان در این جشنواره گفت: در جشنواره پانزدهم، گوته افغانستان به سفارش گوته ایران، هزینه رفت‌وآمد و تأمین امکانات گروه افغانستان را تقبل کرد و در آن دوره گروه درجه‌یکی از این کشور به ایران آمدند. حسم این بود یکی از گروه‌های خودمان هستند. در دوره شانزدهم این گروه بدون حمایت گوته از مسیر خطرناکی به ایران آمدند که آنها را در شرایط ایمن بازگرداندیم.  در این دوره که دچار مشکلات عدیده هستیم، از گوته خواستیم این ارتباط را برقرار کند که اول هم پذیرفت، اما بعد بدقولی کرد و خودمان برایشان بلیت تهیه کردیم؛ یعنی در بدترین شرایط اقتصادی به فکر همسایگانمان هستیم و این‌چنین است که بچه‌های افغان امسال هم به جشنواره می‌آیند. 

برومند با اشاره به تهدیدات ترامپ که منجر به دردسر برای جشنواره اش شده ادامه داد: آقای ترامپ و افرادی که در ایران شما را به محدودیت‌های بیشتر تشویق می‌کنند، باید به شما بگویم دود کارهایی که انجام می‌دهید به چشم مردم می‌رود، حتی به چشم مراکز فرهنگی که با همکاری دولت تلاش می‌کنند فرهنگ مردم را بالا ببرند. هیچ‌یک از شما به فکر مردم ایران نیستید، همان‌طور که بسیاری از افراد در داخل کشور هم به فکر مردم نیستند، اما ما از پا نمی‌نشینیم و بسیار آینده‌نگرتر از این هستیم که امروز را وابگذاریم. اطمینان دارم فردا روشن‌تر و آسمان عروسک‌ها آبی است.




واکنش قائم مقام سیمافیلم به تعطیلی پروژه «موسی(ع)»⇐برآورد مالی میرعلایی برای این سریال غیرمتعارف بوده!!/درخواست برآورد جزیی را داشتیم که به ما ارائه نشد

سینماروزان: به تازگی رسانه اصولگرای «جوان آنلاین» از تعطیلی کامل پروژه «موسی(ع)» خبر داد و اینکه پرونده تولید این سریال بسته شده است.(اینجا را بخوانید)

با این حال سیدعلی حمیدی قائم مقام مرکز سیمافیلم با ردّ این تعطیلی به «مهر» گفت: قرار بوده که احمد میرعلایی تهیه کننده این سریال جزییات برآورد پروژه را بیاورد اما هنوز این جزییات به دست ما نرسیده است.

وی عنوان کرد: برآورد مالی اولیه این سریال غیرمتعارف بود و درخواست کردیم که برآورد را به صورت جزیی مطرح کنند که هنوز این رقم از طرف عوامل به ما ارایه نشده است و ما به صورت رسمی هم امروز نامه زدیم تا زودتر برآوردها را به دست ما برسانند.




جمال ساداتیان روی آنتن زنده⇐سینمای ایران مثل فرزند طلاقی است که محتاج محبت بیرونی است⇔پرسش: آقای ساداتیان! اگر جلب محبت بیرونی «بد» است چرا درگیر راه‌اندازی پردیسی منسوب به صندوق ذخیره فرهنگیان شده‌اید؟؟

سینماروزان: سیدجمال ساداتیان تهیه کننده‌ای که در ماه‌های اخیر درگیر راه‌اندازی پردیس مگاپارس بوده است روی آنتن زنده یک برنامه رادیویی، سینمای ایران را محتاج جلب محبتهای بیرونی دانست اما از ارتباط پردیس سینمایی مگاپارس با صندوقی بیرون از سینما به نام صندوق ذخیره فرهنگیان چیزی نگفت.

سیدجمال ساداتیان در «سینمامعیار» کوشید با ربط دادن ماجرای دستمزدهای هنگفت به آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد اظهار داشت: از سال ۸۴ و بعد از سیاستگزاری هایی که صورت گرفت سینما بیش از هر زمان دیگری شکننده شد و آماده دریافت کمک های بیرونی شد و همین هم باعث حضور سرمایه گزارانی مختلف در این حیطه شد.

سیدجمال ساداتیان که برادرش جلال از نجات یافتگان حادثه انفجار در دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر ۱۳۶۰ است در ادامه افزود: همان طور که فرزندان طلاق بیشتر از بقیه در معرض بزه‌های اجتماعی قرار دارند و بخاطر کمبود محبتی که دارند، جذب هر کسی به آنها لبخند می زند، می شوند، سینمای ایران هم بخاطر نامهربانی هایی که در خارج و داخل با آن روبه روست مستعد هر گونه جذب سرمایه از بیرون است.

ساداتیان از کاهش نظارت ها و فشارهای خارج از سینما و سپردن امور سینما به دست اصناف سینمایی به عنوان راهکارهای کلیدی حل این مشکل نام برد!!!

ای کاش سیدجمال ساداتیان از انتساب پردیس مگاپارس با صندوقی بیرون از سینما و چرایی حضور خودش به عنوان راه انداز این پردیس هم سخن می‌گفت تا گلایه هایش از جلب محبتهای بیرونی در تناقض قرار نگیرد با مدیریتش در پردیسی که از پروژه‌های شرکت ساختمانی معلم وابسته به موسسه صندوق ذخیره فرهنگیان است!!




نویسنده-تهیه‌کننده سریال «پدر» بدون اشاره به حجم کامنتهای منفی ناشی از «تخیلی» بودن سریال، مدعی شد⇐از شادی در پوست خود نمی‌گنجم!!/بعد از پایان هر قسمت سریال ۳۰ تا ۴۰ هزار کامنت دریافت می‌کنیم!!/بسیاری از جوانان آرزو کرده‌اند پدری مثل مهدی سلطانی داشته باشند!/داستان «آژانس شیشه‌ای» هم تخیلی است!!

سینماروزان: سریال «پدر» که از نویسندگی تا تهیه کنندگی آن را حامد عنقا برعهده داشته است بخاطر زیربنای تخیلی داستان خود به شدت در کانون ریشخند مخاطبان قرار گرفته است و جالب اینجاست که عنقا بدون اشاره به این ریشخند، از حجم بالای کامنتهای حول سریال گفته و اینکه به همین دلیل از شادی در پوست خود نمی گنجد!!!

حامد عنقا، نویسنده و تهیه‌کننده سریال «پدر» درباره حواشی ماجرای تخیلی «فرار پسر جوان از دام شهوانی دختران» و بازتاب آن در فضای مجازی به هنگامه ملکی در «ایرناپلاس» گفت: معمولاً کسانی این حواشی را خلق و دنبال می‌کنند که این سریال را تماشا نمی‌کنند و درباره آن قضاوت می‌کنند. این دسته از افراد می‌توانند هرگونه نقد و مطلب طنزی را برای هر سکانسی از سریال که بخواهند در فضای مجازی درست کنند و انعکاس بدهند. اما این نکته را هم اعلام می‌کنم که پس از پایان هر قسمت، حدود 30 الی 40 هزار کامنت از طرف مخاطبان سریال دریافت می‌کنیم. همه قسمت‌های سریال «پدر» توسط مخاطبان تلویزیون دیده می‌شود. به‌عنوان مثال، شب گذشته حدود 50 هزار کامنت درباره پیش‌بینی قسمت‌های آینده داشتیم. همچنین نظرسنجی درباره تعداد مخاطبان این سریال در شبکه دوم سیما وجود دارد که با سه گزینه عالی، خوب و ضعیف، می‌توانند به این سریال رأی بدهند.

این فیلمنامه‌نویس در پاسخ به این پرسش که چقدر داستان اصلی سریال «پدر» را واقعی و قابل لمس می‌دانید، خاطرنشان کرد: قصه و اتفاقات «پدر» از دل جامعه و مشکلات جوانان بیرون آمده است. کامنت‌هایی که برای آقای سلطانی و دیگر عوامل مربوط به این مجموعه نوشته می‌شود، حاکی از این موضوع است. بسیاری از جوانان در این کامنت‌ها آرزو کردند پدری مثل مهدی سلطانی داشته باشند.

وی در ادامه با اشاره به ایرادات مرتبط با تخیلی بودن زیربنای سریالش افزود: من نمی‌دانم چرا خیلی‌ها بر این باورند که یک قصه باید حتماً عمومیت داشته باشد؟ چند درصد از رزمندگان دوران دفاع مقدس به‌خاطر یک بلیت هواپیمای انگلیس، یک آژانس هواپیمایی و مراجعه‌کنندگانش را گروگان گرفته‌اند؟ همه ما می‌دانیم که این اتفاق تا به حال رخ نداده یا اگر بوده نادر بوده است، اما همین اتفاق فانتزی قصه اصلی فیلم موفقی چون «آژانس شیشه‌ای» می‌شود. یا اینکه داستانی مثل «به نام پدر» تاکنون چند بار در یک منطقه جنگی به‌وقوع پیوسته است؟ باید نگاهمان را اندکی در حوزه قصه تعریف کردن تغییر دهیم و با تحقیق بیشتر در این زمینه دست به سریال‌سازی بزنیم.

طراح و نویسنده «قلب یخی» درباره اهمیت طرح داستان سریال‌های تلویزیونی بیان کرد: ما باید با طرح قصه، مخاطب را جذب کنیم، او را پای تلویزیون نگه داریم و یک ساعت از وقت این تماشاگر را پر کنیم. در این یک ساعت مطمئناً اوقات خوشی برای او رقم می‌خورد. مخاطبهای سریال «پدر» و همه بحث‌هایی که درباره این مجموعه می‌شود خود به‌نوعی جریان‌ساز شده است که در بسیاری از رسانه‌ها یا در جامعه حال حاضر، از آن سخن گفته می‌شود. هدف ما به‌عنوان برنامه‌سازان این است که سرگرمی‌ساز باشیم.

وی در ادامه اضافه کرد: هیچ‌وقت این حرف را جایی بیان نکرده‌ام، اما واقعیت این است زمانی که آن جو درباره سکانس ابتدایی سریال به‌وجود آمد، از شادی در پوست خودم نمی‌گنجیدم. البته این هم به‌خاطر افزایش مخاطب بود که مخاطب 30 درصدی ما را تبدیل به مخاطب 80 درصدی کرد و در ادامه هم آن مخاطب 80 درصدی با این مجموعه همراه شد.




حمله کوبنده «کیهان» به کمدی پرمخاطب «هزارپا»⇐یک فیلمفارسی تکراری است/یک فیلم آویزان که به مردم توهین می‌کند!/زنهای فیلم همگی «ماده»اند!/چرا عطاران با پای مصنوعی در حال رقصیدن است؟؟/سازندگان فیلم همچون موریانه در حال جویدن فرهنگ ایرانی اند!!!/فقر فکری این جماعت، ذائقه مردم را تخریب خواهد کرد!/چرا انسانیت را ذبح می‌کنید؟

سینماروزان: کمدی «هزارپا» با حضور رضا عطاران در رأس بازیگران بعد از حدود یک ماه اکران، فروش 15میلیارد را پشت سر گذاشته و به نظر میرسد بتواند خیلی زود 20میلیاردی شود.

به گزارش سینماروزان عطش بالای مخاطبان برای تماشای محصولات کمدی نظیر «هزارپا» دلایل مختلفی میتواند داشته باشد و یکی از دلایلش گرفتاری در چنبره مشکلات اقتصادی است که سینما را مجالی میکند برای فراموشی و یک ساعت و اندی قهقهه زدن بیخیالانه.

با این حال این علاقه مخاطبان به محصولات کمدی و از جمله «هزارپا» با واکنش منفی رسانه های اصولگرا مواجه شده است و در صدر آنها «کیهان» با نگارش مطلبی انتقادی با تیتر «فیلمی آویزان که به مردم توهین میکند»، «هزارپا» را هدف حملات کوبنده خود قرار داده است.

متن تحلیل «کیهان» بر «هزارپا» را بخوانید:

«هزارپا» یک فیلم فارسی تکراری دیگر است که ضعف‌های بی‌شماری دارد. وجود هرباره بازیگران تکراری گرچه ممکن است تضمین فروش فیلم باشد اما توجه نمی‌کنیم که چه بر سر سینمای کشورمان خواهد آورد. از طرفی دو کاراکتر اصلی کمدی قصه هزارپا، کنتراست خوبی با هم ندارند و در نتیجه بده بستان‌شان در طول فیلم جذاب نیست. خرده قصه‌ها نادرست رها می‌شوند. تدوین دچار ‌اشکال است و سرانجامِ برخی سکانس‌ها روی هواست. مثلاً در جایی از فیلم، ترمز رضا بریده است و در سرازیری افتاده و پس از نجات از کمین منافقین معلوم نیست با ترمز بریده و آن سرعت زیاد چگونه جانش را حفظ می‌کند! زن‌های قصه علاوه ‌بر خنگ بودن، همگی ماده‌اند و نه انسان. شخصیت الهام که آرزویش ازدواج با یک جانباز است به قدری نامتناسب است که به هیچ وجه یادآور زنی با اعتقادات مذهبی نیست. جالب اینکه خواهر شهید هم هست! این‌گونه شخصیت پردازی جز تمسخر افرادی که ملاک‌هایی انسانی و ارزشمند برای ازدواج دارند و نه ملاک‌های مضحک رایج این روزگار، نتیجه‌ای در بر ندارد.
طنازی و قدرت گرفتن لبخند از مردم هنر بزرگی است و استانداردها و فنون خود را دارد که البته بی‌هنران فاقد آنند. در نتیجه چاره‌ای نمی‌بینند جز آویزان شدن از ابتذال. این قبیل بی‌هنران دوربین به دست در گوشه و کنار هنر این مملکت، همچون موریانه در حال جویدن فرهنگ و هنر ایرانی هستند. اگرچه تا نباشند هنرمندان ضعیف و بی‌هنری که صرفاً به خاطر رانت و پول می‌توانند در این میدان جولان داشته باشند، آثار ماندگاری که به معنای واقعی کلمه می‌توان نام هنر را بر آنها گذاشت ارزش‌شان فهمیده نخواهد شد و هنرمندان واقعی شناخته نخواهند شد. در فضای یک دست، سره از ناسره و درست از نادرست سخت‌تر شناخته خواهد شد. یادمان نرود که تکیه بر نفسانیات برای کشاندن مردم به سینما توهین به مردم است. گزینه‌های دیگری که می‌تواند مردم را به سینما بکشاند کم نیستند. اما کم بودن داشته‌های تریبون داران و فقر فکری آنان، ذائقه مردم را نیز تخریب خواهد کرد. به عنوان مثال در فیلم «هزارپا» صحنه‌ای که بمب در داخل ماشین قرمز مورد علاقه یکی از کاراکترهای قصه می‌افتد و پس از آن با ماشین سوخته شوخی می‌شود یکی از بخش‌های بامزه‌ای است که همان طور که ‌اشاره شد از این قبیل گزینه‌ها برای خلق موقعیت‌های کمیک کم نیستند اما در این فیلم کمتر دیده می‌شود.
همواره در سال‌های پس از انقلاب در سینمای ایران، طنز بهانه و ابزار خوبی برای از بین بردن فرهنگ غنی ایرانی- اسلامی بوده است. به طوری که تا کسی زبان به اعتراض بگشاید به او گفته خواهد شد که فیلم طنز است دیگر! غافل از آنکه شاهد شمار زیادی فیلم‌های طنزی هستیم که دقیقاً قسمت‌های خنده‌دار آنها موضوعات دینی و اسلامی است. این روزها در سینمای ایران آدم‌ها فقط به قصد فریب خوب می‌شوند و انسانیت به خرج می‌دهند. درست است که در واقعیت جامعه نیز این مسئله شایع است اما به هیچ عنوان همه گیر نیست. گاهی بی‌هنران به سراغ یک موضوع با شیوع بسیار پایین در جامعه می‌روند و به بهانه به تصویر کشیدن واقعیت‌های جامعه، آن موضوع کمرنگ اجتماعی را بیشتر ترویج می‌کنند اما در مورد نقاط مثبت و واقعیت‌های مطلوب و نجات بخش، جرات پرداختن و ورود به میدان را ندارند. این روزها در جامعه ایرانی کم نیستند افرادی که نه به خاطر نفسانیات و منافع خود بلکه به خاطر ارزشمند بودن ذات انسانیت، حقیقتاً انسان‌اند. اما اگر ما علاقه‌ای به پرداختن به این موضوعات نداریم این یک مسئله دیگر است. حقیقت آن است که هر روز بر پرده سینما انسانیت را ذبح می‌کنیم و انتظار داریم آن را در واقعیت بیابیم. در واقع با این کار است که انسانیت را نابود می‌کنیم. جالب اینجاست که پس از سال‌ها تلاش‌های این‌گونه، این ندا را سر می‌دهیم که دیدید ما در این سال‌ها واقعیت‌ها را به تصویر می‌کشیدیم؟ این بازی نخ نما شده به نفع هیچ کس نیست.
فیلم «هزارپا» چیزی جز تمسخر جانبازانی که برای سلامتی و آرامش ما به این سرنوشت دچار شده‌اند نیست. اگر ایثار جانبازان برای آرامش و امنیت ما شعار است، داشتن سلامتی و حیات و توانایی نفس کشیدن‌-که با وجود این‌ها روزگار می‌گذرانیم و وقت خود و دیگران را به تولید آثاری اینچنین تلف می‌کنیم- هم لابد شعارند. بالاخره این چیزها، صرف نظر از اینکه چه بنامیم شان باید وجود داشته باشند یا خیر؟ تمسخر جانبازان در «هزارپا» در جای جای فیلم نمایان است. سرایدار آسایشگاه جانبازان در چند جای فیلم صدا می‌زند که چند تا از دست و پادارهایشان را بگویید بیایند کمک من. یا جایی که رضا با پای مصنوعی خود در حال رقصیدن است. در جایی از فیلم نیز صدای جانبازان را می‌شنویم که در آسایشگاه در حال خواندن آوازی مسخره‌اند.
«هزارپا» طبق گفته کارگردان آن بر اساس تفاوت بزرگ بین فرهنگ این دوران و فرهنگ دوران اوایل انقلاب و بلافاصله پس از جنگ تحمیلی ساخته شده است. او که معتقد است پرداختن به این موضوع در قالب طنز برای مخاطب جذاب خواهد بود، دقیقاً با ساخت این فیلم، لوث کردن آن فرهنگ و جایگزین کردن آن با فرهنگ این دوران در حافظه تاریخی جامعه ایرانی را در پیش گرفته است. در «هزارپا» جانبازان همان قدر مسخره به تصویر کشیده می‌شوند که منافقین؛ و یا حتی بدتر. این‌گونه مسایل نیز همواره با بهانه و شعار بی‌طرفی توجیه می‌شوند اما هدفی جز یکسان نمودن چهره «جلاد با شهید» در پس آن وجود ندارد. حقیقت آن است که مافیای فعلی حاکم بر سینمای ایران اجازه نفس کشیدن سینما در ایران سلب نموده و کاری کرده که سینما و مردم جز به دور خود چرخیدن، نه چیزی عایدشان شود و نه قدمی به جلو بروند. تنها آورده این بازی، چیزی نیست جز جیب پر از سکه پدرخوانده‌ها.




ادعای کارگردان-تهیه‌کننده‌ای که دو فیلم روی پرده‌اش رویهم ۳۰۰میلیون هم نفروخته⇐با هزینه شخصی فیلم میسازم!!!

سینماروزان: اگر نگاهی به آمار فروش ماه اخیر سینماها داشته باشیم و از پایین به بالا بیاییم با فیلمهایی نظیر «مرداد» و «در وجه حامل» برمی‌خوریم که در زمانی بیش از یک ماه رویهم 300 میلیون هم فروش نداشته اند!! «در وجه حامل» بعد از 44روز کمی بیش از 180میلیون فروخته و «مراد» بعد از 30 روز حدود 95میلیون!!

بهمن کامیار کارگردان-تهیه‌کننده این فیلمهاست که پیشتر هم یک فیلم اکران نشده به نام «نیم» را ساخته بود و اخیرا هم درگیر تولید فیلمی به نام «مامان» شده! کامیار در گفتگویی با «شرق» با گلایه از تبعیضهای حاکمه در اکران مدعی شده فیلمهایش را با «هزینه شخصی» میسازد.

کامیار میگوید: من فيلمي با هزينه شخصي مي‌سازم و در اين شرايط تنها در سه سينما حق نمايش دارد، اما در کنارش يک فيلم کمدي که شايد با هزينه شخصي هم ساخته نشده است در يک روز در 170 سالن سينما به نمايش گذاشته مي‌شود و فروش خوبي دارد. بنابراين کم‌کم به سمتي مي‌رويم که امثال من با دغدغه ساخت فيلم انديشه‌مند، به اين فکر مي‌کنيم که بايد فيلم کمدي بسازيم و از درآمد آن، فيلم دلخواهمان را بسازيم.

آنچه کامیار درباره عدم عادلانه بودن توزیع سالن میان فیلمها میگوید منطقی است اما ادعای ایشان مبنی بر تولید با «هزینه شخصی» هم جای سوال دارد. چگونه میشود با فروشهای نازل فیلمهایی مانند «در وجه حامل» و «مرداد» باز هم جرأت کرد و با هزینه شخصی فیلم ساخت؟؟ جیب شخصی هرچقدر هم پرمایه باشد بالاخره جایی ته می‌کشد و کدام عاقلی است که جیب شخصی را مدام هزینه کند برای تولید فیلمهای نفروش؟؟




با وجود عدم اکران دو فیلم کودک آخرش که با تسهیلات هنگفت فارابی تولید شده بودند⇐وحید نیکخواه‌آزاد باز پروانه ساخت فیلم کودک گرفت!⇔آیا باز فارابی تسهیلات ویژه برای تولید فیلم به ایشان خواهد داد؟

سینماروزان: این دیگر به یک روال ثابت در سینمای ایران تبدیل شده که همه ساله به جشنواره کودک که نزدیک می‌شویم به ناگاه حجم بالایی از فیلم‌های کودک تولید می‌شوند مبادا جشنواره کودک خالی بماند!! و البته هیچ کس هم حواسش نیست که بسیاری از این آثار بعد از جشنواره کودک حتی فرصتی یک هفته ای برای اکران هم پیدا نمیکنند.

به گزارش سینماروزان در فهرست پروانه ساختهای صادره در جلسه اخیر شورای پروانه ساخت هم نام دو پروژه کودک به چشم می‌خورد.

در بین این دو فیلمنامه بیش از همه «سوم شخص غایب» جلب توجه میکند که از نویسندگی تا کارگردانی و تهیه کنندگی آن را وحید نیکخواه آزاد برعهده داشته است!

جالب و در عین حال عجیب است که هیچ کدام از دو فیلمهای قبلی نیکخواه‌آزاد یعنی «فرزندخوانده» و «گنجشکک اشی مشی»-که ایفای نقش در آن به فرزند کارگردان سپرده شده بود- اکران رسمی نشدند و باز نیکخواه‌آزاد پروانه ساخت گرفته برای فیلم کودک!!!

مطابق فهرست حمایتی فارابی نیکخواه آزاد برای ساخت «فرزندخوانده» تسهیلات 600میلیونی فارابی را داشته و برای ساخت «گنجشکک…» هم نزدیک به نیم میلیارد تسیهلات داشته که رویهم به رقمی بیش از یک میلیارد میرسد. درنظر بگیرید که «فرزندخوانده» در سال 90 تولید شده و «گنجشکک…» در سال 92 تا دریابید این ارقام چقدر قابل توجه بوده اند.

هیچ کدام از این دو فیلم اکران نشده اند که بازگشت سرمایه داشته باشند و فقط «گنجشکک…» اخیرا به شبکه خانگی عرضه شد. پرسش آنجاست که آیا سرمایه تولید فیلم تازه نیکخواه آزاد را هم فارابی خواهد داد؟؟

فهرست کامل پروانه ساختهای صادره به شرح زیر است:

–«سوم شخص غایب» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی وحید نیکخواه آزاد(در گونه کودک)

–«علف، ماجراجویان سینما» به تهیه‌کنندگی، کارگردانی و نویسندگی محمدمعین صمدی  در ژانر کودک(انیمیشن)




تحلیل پارادوکسیکال «کیهان» درباره برنامه «۲۰۱۸»عادل فردوسی‌پور⇐چرا مجری برنامه، کلام بزرگان کشور را هدف سخریه گرفته و به تبلیغ رسمی کشورهای اروپایی می‌پردازد؟/البته اطمینان داریم که مدیر «انقلابی» شبکه سوم نقشی در فضاحت این برنامه نداشته!

سینماروزان: برنامه ویژه جام جهانی عادل فردوسی پور با عنوان «2018» به دلیل نقش پررنگ تبلیغات مختلف و از جمله تبلیغات موسوم به «ستاره چیز مربع» در آن به شدت با انتقاد مخاطبان مواجه شد و کار به جایی رسید که وقتی مهدی مهدوی کیا به عنوان کارشناس در این برنامه حاضر شد نیز به صراحت به پر کردن بخش عمده زمان بحثهای کارشناسی با تبلیغات اعتراض کرد.
روزنامه اصولگرای «کیهان» اما به جز این از عدم سانسور اتفاقات بازی فینال جام جهانی توسط این برنامه انتقاد کرده و این عدم سانسور را نمادی از ابتدالی دانسته که باید نهادهای ذیصلاح برای حل آن وارد کار شوند! «کیهان» در عین حال در روندی تناقض آمیز ادعا کرده که مدیر تازه منصوب شبکه سوم یعنی علی فروغی کمترین نقشی در مشکلات این برنامه نداشته!!!
متن گزارش «کیهان» را بخوانید:
با گذشت چند روز از پایان برنامه 2018 شبکه سوم سیما، این پرسش وجود دارد که آیا در این فرصت، نهادهای ذیصلاح به موضوع ترویج ابتذال توسط این برنامه می‌پردازند یا نه؟

روزنامه کیهان اولین روزنامه‌ای بود که به کجروی‌ها و ابتذال کاملا آگاهانه و برنامه‌ریزی شده برنامه 2018 شبکه سوم سیما پرداخت.
برای اولین بار در تاریخ صدا و سیما بود که در یک برنامه، مجری برنامه به خود جرأت داد و صراحتا کلام یکی از بزرگان کشور را هدف سخریه گرفت! همین مجری و در واقع گزارشگر، در برنامه خود و در قالب مستندی، به تبلیغ رسمی کشورهای غربی پرداخت و از کشورهای استعماری تصویری رویایی ارائه کرد.
اما دعوت از یک بازیکن اسپانیایی – پویول – به 2018 خود تبدیل به ماجرایی تلخ علیه آبروی رسانه ملی شد. مجری و تهیه‌کننده 2018 در دروغی آشکار رسانه ملی را متهم کرد که بدلیل بلندی مو، بازیکن اروپایی به صدا و سیما راه داده نشده است.این مجری که قبلا عنادش را با ارزش‌های انقلابی و دینی به انحاء گوناگون نشان داده است، باز هم در روزی دیگر، گستاخانه دروغ خود را تکرار کرد تا به همه بفهماند او نه تنها عرقی به رسانه ملی ندارد بلکه حاضر است برای منافع خود آبروی رسانه ملی را به مسلخ ببرد.
اما اوج قانون‌گریزی و ابتذال‌گرایی مجری در برنامه آخر مجموعه 2018 عیان شد؛ آن هنگام که پس از پخش تصاویر چندش مبتذل و غیراخلاقی از رئیس‌جمهور کروواسی در ورزشگاه – که با انتقاد رسانه‌های کروواسی و صربستان- روبرو شد؛ مجری برنامه، با تشکر از مجوز پخش تصاویر مبتذل، شادی خود را با گفتن اینکه با پخش این تصاویر هیچ اتفاق بدی روی نداد، به اوج رساند!
2018 نشان داد که متاسفانه برخی افراد بی‌صلاحیت از نظر برخی مسئولین سیما و به خصوص معاون سیما به حدی بزرگ هستند که جرأت مخالفت با نظر این مجریان را ندارند. مجریانی که ثابت کرده‌اند نه تنها عرق ملی و انقلابی ندارند بلکه هر جا بتوانند نیش زهرآگین خود را به انقلاب و رسانه ملی می‌زنند.حالا باید دید با مجری یا همان گزارشگری که به رغم نداشتن بایستگی‌های اجرا، مجری خوانده می‌شود، چه برخورد قانونی صورت می‌گیرد.باید دید از نظر متولیان رسانه ملی، پیشگیری از تبلیغ کشورهای استعماری و دروغ‌زنی به رسانه ملی و … اهمیت دارد یا رضایت گزارشگر سطحی و مرعوبی که پخش تصاویر مبتذل را به عنوان دستاوردی بزرگ به نام خود زده است!
بخش ادب و هنر کیهان؛ البته اطمینان دارد که در این میان؛ مدیر انقلابی شبکه سوم نقشی در فضاحت برنامه 2018 نداشته است.




احسان علیخانی با تشبث به صفت«مستقل»(!!!) توضیحاتی متناقض داد در تکذیب شائبه ردّپایش در پرونده تخلفات یک موسسه مالی-اعتباری⇐اشتباه گرفتید؛ «ا.ع» من نیستم!/ما طی سه سال و نیم با یک موسسه قانونی کار کردیم!!!

سینماروزان: رسیدگی به پرونده تخلفات موسسه مالی-اعتباری ثامن‌الحجج پای دو مجری تلویزیون با نامهای اختصاری «ا.ع» و «م.م» را هم به عنوان دریافت‌کنندگان تسهیلات میلیاردی به این پرونده باز کرده است.

پرسشهای شکل گرفته درباره اینکه آیا «ا.ع» همان احسان علیخانی است موجب شده که شخص احسان علیخانی به این ماجرا واکنش نشان دهد.

علیخانی با انتشار توضیحاتی مطول کوشیده به مخاطبان بنمایاند که این پرونده ربطی به او ندارد اما تناقضات شکل گرفته در توضیحات او پرسشهای جدیدی را می گشاید.

علیخانی در ابتدای توضیحاتش میگوید «ا.ع» او نیست اما در میانه های توضیحاتش تأیید میکند که سه سال و نیم و در قالب برنامه های مختلف با موسسه ثامن الحجج همکاری داشته است!!!

علیخانی در انتهای توضیحاتش خود را برنامه‌ساز «مستقل» می‌نامد در حالی که در همه این سالها جز صداوسیما که رسانه‌ایست کاملا متصل به منابع عمومی در هیچ رسانه مستقل فعالیتی محسوس به عنوان برنامه‌ساز نداشته است!!!

علیخانی در انتهای توضیحاتش با «پاسخگو» قلمداد کردن خویش، ابراز تأسف کرده برای آنها که امثال او را گوشت قربانی کرده‌اند برای فرار از پاسخگویی به مشکلات مردم اما این را نگفته که چرا ایشان که پاسخگوست بعد از افشای تخلفات موسسه مذکور حتی یک بار هم از تریبون «ماه عسل» یا صفحه اجتماعیش هیچ همدردی نشان نداد با مردمانی که به واسطه تبلیغات برنامه او گرفتار این موسسه شدند؟

متن توضیحات علیخانی را بخوانید:

من احسان علیخانی مجری و تهیه کننده تلویزیون و سینما هستم. اگر منظور رسانه‌های مجازی و غیرمجازی از (ا-ع) همان احسان علیخانی است که باید بگویم؛ اشتباه گرفتید. آن دزد اموال بیت المال و مردم من نیستم. کار من رسانه است. در رسانه بزرگ شدم، در رسانه بالیدم و در رسانه زندگی می‌کنم. بیش از بسیاری از کسانی که طی این دو روز من را شماتت کردند، درک می کنم، می دانم و تجربه کرده ام که معمولا «آدم‌ها در فضای مجازی عجیب و بدجنس می‌شوند.»
جملات زهرآگین است که از دیروز به سمتم سرازیر می شود. یک راه حل ساده این بود: «سکوت کنم.» خبر دریافت سه میلیاردی (ا-ع) که از خبر مرگ احسان علیخانی بزرگتر نیست و فراموش می شود. اما با خودم گفتم چرا باید من را با (ا-ع) اشتباه بگیرند؟ موج بعدی افشاگری که آمد، آیا من را کنار چند نام اختصاری دیگر می‌گذارند؟
اینها توضیح من است برای کسانی که احسان علیخانی را با (ا-ع) اشتباه گرفتند و برای آنها که سعی کردند احسان علیخانی یا همان (ا-ع) را وسط بیندازند تا خودشان دیده نشوند:
(ا-ع) چهره مرموزی است تا آرنج دستش به خیانت در بیت المال آلوده است. مثل خیلی‌های دیگر که دستشان در جیب مردم رفت و بعدها نه از زندان که سر از جاهای دیگر درآوردند؛ جایی شبیه کانادا.
اما من احسان علیخانی هستم تهیه کننده و مجری تلویزیون، تاکید می‌کنم تهیه کننده! در تهران زندگی می‌کنم و خانه و دفترم هم مشخص و عیان است.
من احسان علیخانی مثل خیلی از شهروندان دیگر روزانه چشمم به اخبار است تا ببینم در این شرایط اقتصادی، دلار، یورو ، سکه ، بی برقی، بی‌آبی ، بدهی هزاران میلیاردی تعداد اندکی‌ به سیستم بانکی، عدم انتشار فهرست دریافت کنندگان ارز دولتی و … تکلیف زندگی‌مان چه می‌شود؟ اما به جای جواب اینها چه دیدم؟ اسم خودم را.

این چند خط بعدی را بخوانید تا اصل مطلب دستتان بیاید و بعد شاید فرق میان احسان علیخانی و (ا-ع) هم برای شما روشن شد:

۱-موسسه ثامن الحجج سالها قبل از همکاری با گروه اجتماعی شبکه سه در تمامی رسانه های رسمی کشور نظیر (روزنامه ها ، تیزر و برنامه های اسپانسری تلویزیونی ، خبرگزاری ها، سایتها ، بیلبوردهای شهری ، باشگاه های فرهنگی و‌ ورزشی و …) حضور داشته که معنای این حضور پررنگ یعنی داشتن مجوزهای لازم از مراجع ذیصلاح، در نتیجه، اهدای مجوز تاسیس، مجوز گسترش موسسه تا بیش از ۵۰۰ شعبه فعال، مجوز افتتاح حساب برای مردم و‌ صاحبان صنایع، مجوز برای تبلیغات تا مجوز برای انحلال این موسسه، ربطی به من و امثال من ندارد. ما با یک موسسه قانونی براساس نص صریح قانون و نظارت های دائمی صدا و سیما کار کردیم.

۲-طبق روال طبیعی هزینه های اکثر برنامه و‌ سریال های پر بیننده در تلویزیون که شما تماشا کردید به عهده اسپانسرها است، موسسه مذکور هم در سال ۹۱ تقاضای همکاری با گروه برنامه ساز ما را داشته و شبکه بعد از بررسی و استعلام از مراجع ذیصلاح و دریافت مجوز تبلیغات از موسسه، بنده را به عنوان تهیه کننده به این موسسه معرفی کرد. یعنی مثل تمام تهیه کنندگان سازمان نه بیشتر و نه کمتر.

۳طی سه سال و‌‌ نیم و در قالب شش قرارداد با صدا و سیما و شبکه، شش عنوان برنامه ( دو‌ نیمه سیب، ماه عسل ۹۲، ماه عسل ۹۳، سه ستاره ، ویژه برنامه تحویل سال ۹۳ ، بهارنارنج ) تولید و‌ پخش شد که مبلغ مذکور از جانب اسپانسر بعد از تأیید بر‌آورد هزینه های تولید توسط کارشناسان مربوطه شبکه و بابت تهیه و توليد به صدها نفر عوامل و هزينه هاي توليد به تهيه كننده تخصیص می یابد. (روابط عمومی، گروه اجتماعي و مدیر مالی شبکه سه در صورت صلاحدید اسناد و قرارداد ها را منتشر کنند.)

۴-من مدیر نیستم، مسئول نیستم، کارمند دولت نیستم، کارمند صدا و سیما هم نیستم، من تهیه‌کننده و ‌برنامه ساز مستقل هستم، ولی فراتر از هر بازی رسانه ای، تهمت و قضاوتی، خودم را در برابر قانون و اذهان مردم پاسخگو می دانم. حالا هم از شبکه سه و صدا و سیما و ‌مراجع ذیصلاح قضایی و نظارتی خواهش می کنم تا به طور دقیق این موضوع را بررسی کنند و نتیجه را شفاف به مردم گزارش دهند. متأسفم چون دروغ بیشتر از حقیقت شنیده می شود. متأسفم چون خبری که در مورد این موضوع منتشر شد، قطعا بیشتر از توضیح من خوانده میشود. از همه بیشتر برای کسانی متأسفم که راه فرار از بحران‌هایی که بعد از انواع بی‌تدبیری‌ها گرفتارش شدند را این دیدند که آبروی ما را ببرند و خودشان زیرسایه امن پست و مقامشان بنشینند. من و امثال من گوشت های قربانی خوبی هستیم برای تیتر بودن، دست به دست شدن ، فحش شنیدن ، دیوار کوتاه بودن در برابر مشکلات و گرفتاری مردم، مقصر تمام کمبودها و منحرف کردن حواس مردم از موضوعات و معضلات اصلی کشور…




واکنش رسانه اصولگرا به افشای ردّپای دو مجری تلویزیون به نامهای «م.م» و «الف.ع» در پرونده تخلفات یک موسسه مالی-اعتباری⇐این مجریان همانهایی هستند که مدام به گلایه از حیف و میل بیت‌المال پرداخته بودند!!/این فقط بخشی از تخلفاتی است که در این سالها توسط چهره‌های مطرح صورت گرفته/چرا شورای نظارت بر صداوسیما سکوت کرده؟/صداوسیما باید درباره این ماجرا و ارتباطات مجریان با اسپانسرها به طور صریح شفاف‌سازی کند

سینماروزان: انتشار خبر درگیری دو مجری تلویزیون با نامهای «م.م» و «الف.ع» در پرونده تخلفات یک موسسه مالی-اعتباری و دریافتیهای میلیاردی این دو مجری از این موسسه(اینجا را بخوانید) با انتقاد فراوان مخاطبانی روبرو شده که ریاکاری چنین چهره هایی و ژست مظلوم نمایی و دردمندی آنها را به چالش کشیده اند.

رسانه اصولگرای «جوان آنلاین» با مرور این افشاگری به صراحت از مدیران صداوسیما خواسته است درباره این تخلفات شفاف سازی کنند و درباره ارتباطاتی که میان مجریان با اسپانسرهای برنامه های مختلف وجود دارد اطلاع رسانی کنند.

«جوان آنلاین» نوشته است:  کسانی در پرونده این موسسه مالی-اعتباری مبالغ میلیاردی را دریافت نموده‌اند که همواره راز محبوبیت‌شان در مردمی بودن و انعکاس دغدغه‌ها و بیان مشکلات اقتصادی مردم دردمند جامعه بوده است. در واقع “م. م” و “ا. ع” مجریانی هستند که بار‌ها در برنامه‌های خود با زبان طنز یا جدی از حیف و میل بیت المال و پرداخت‌های غیرمتعارف صاحبان نفوذ و قدرت و عدم شفافیت مالی مسئولان، گلایه‌های تندی داشته‌اند، و حالا گویی آسیاب گردیده و نوبت به خودشان رسیده تا در مظان اتهام دریافت رقم‌های نجومی از یک مؤسسه غیرقانونی باشند!

این رسانه ادامه داده است: البته افشای پرونده مذکور و میزان اعداد و رقم‌هایی که دو مجری مشهور از طریق یک موسسه مالی دریافت کرده‌اند به این مورد ختم نمی‌شود و در سال‌های اخیر پرسشهای بسیاری درباره پشت پرده برنامه‌های این چنینی به وجود آمده که رسانه‌ای نشده است. تمام این موارد یک علامت سوال بزرگ در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که با توجه به حاشیه‌های پیش آمده در مورد برنامه‌های تلویزیونی آیا زمان آن فرا نرسیده تا مجریانی که خود همیشه در مقام پرسشگر و مطالبه‌گر بوده‌اند، امروز به حواشی پیش آمده و دریافت مبالغ نجومی به طور شفاف و صریح پاسخ دهند؟

«جوان آنلاین» با مخاطب قرار دادن مدیران صداوسیما افزوده است: سازمان صداوسیما نیز باید پاسخگو باشد و درباره میزان دریافتی‌های مجریان، سهم آن‌ها از مسابقات پیش‌بینی، ارتباط‌شان با اسپانسر‌ها و جزئیات مالی برنامه‌ها با مردم شفاف برخورد کند و گزارش کاملی از مسائل مالی برنامه‌های تلویزیون، پیش چشمان مردم و رسانه‌ها قرار دهد.

این رسانه آنلاین تأکید کرده است: سوال دیگری که باید «شورای نظارت بر سازمان صداوسیما» به آن پاسخ دهد سکوت این شورا در مواجهه با تخلفات مشهود برنامه‌های تلویزیون است. مگر نه اینکه یکی از وظایف این شورا، نظارت بر عملکرد مالی برنامه‌های پرمخاطب و اسپانسر‌ها و رابطه هاشان با مجریان و مدیران صداوسیما است؟ اگر شورای نظارت به وظیفه خود عمل می‌کرد شاید شاهد این گونه اخبار تأسف‌بار از سازمانی که به تعبیر امام خمینی (ره) قرار است به مصاف یک دانشگاه عمل کند نباشیم. اتفاقی که هنوز دیر نیست و مسئولان و متولیان رسانه ملی باید با برخوردی قاطع، هرچه زودتر دامان مجموعه بزرگ صداوسیما را از تخلفات پیش آمده پاک کنند.




حمایت «کیهان» از مدیرعامل قالیبافی تصویرشهر!⇔ این مدیر بعضی فیلمهای مجاز حوزه هنری را هم توقیف می‌کند!!!

سینماروزان: در هفته‌هایی که تقابل مدیرعامل تصویرشهر با مجوزهای صادره از سوی ارشاد وارد فاز تازه‌ای شده و اعتراضات مختلف سینماگران از جامعه صنفی تهیه کنندگان تا کانون پخش کنندگان را به دنبال داشته است روزنامه «کیهان» به حمایت از مدیرعامل تصویرشهر پرداخته است.

مدیر تصویرشهر که از بازماندگان روزگار قالیباف است در یک ماه اخیر کمدی پرمخاطب «دشمن زن» که کاملا مجاز تولید و اکران شده است را در سینماهای شهرداری نمایش نمیدهد و همین امر با تجمع اعتراضی عوامل این فیلم مقابل سازمان فرهنگی-هنری شهرداری مواجه شد.

روزنامه «کیهان» در پوشش خبری این تجمع به حمایت تام از مدیر تصویرشهر پرداخت و نوشت: در ادامه تقابل محمدحسین فرحبخش تهیه‌کننده با علی احمدی مدیرعامل موسسه تصویر شهر، این تهیه‌کننده، بازیگران و عوامل فیلم خود را به مقابل سازمان فرهنگی هنری شهرداری برد.  دلیل این اقدام، عدم نمایش فیلم فرحبخش در سینماهای شهرداری تهران است. شهرداری تهران و حوزه هنری طی سال‌های اخیر برخی از فیلم‌ها را که در تعارض با ارزش‌های فرهنگی و خانوادگی هستند نمایش نداده‌اند اما اقدام عوامل این فیلم، تلاشی جهت فشار به شهرداری تهران برای تغییر در مدیریت موسسه تصویرشهر است. مدیریتی که به رغم برخی انتقادات اما از معدود مراکز شهرداری تهران است که همچنان برمداری متعهدانه و انقلابی حرکت می‌کند.

حمایت «کیهان» از این مدیر شهری در شرایطی است که حوزه هنری که روندی سختگیرانه در صدور مجوز نمایش فیلمها برای سینماهایش داشته هم کمدی «دشمن زن» را در برنامه نمایش سینماهای تهران و شهرستانش قرار داده است. در این شرایط اینکه «کیهان» عدم نمایش «دشمن زن» در سینماهای شهرداری را به دلیل حرکت بر مدار متعهدانه بداند پرسش برانگیز است. آیا حوزه هنری که «دشمن زن» را روی پرده فرستاده بر چنین مداری حرکت نمی کند؟




علیرغم شکستهای سنگین «کریستال» و «شاخ کرگدن»⇐محسن محسنی‌نسب فیلم زندگی علیرضا کریمی را می‌سازد؟؟ کشتی‌گیری که به روسیه باخت تا با اسرائیل روبرو نشود!!

سینماروزان: محسن محسنی‌نسب کارگردانی که دو دهه بعد از ساخت فیلمهای اکشن-ورزشی «یاسهای وحشی» و «شیرهای جوان» همچنان به واسطه همین فیلمهاست که شناخته میشود در سالهای اخیر نامش به عنوان کارگردان در پروژه های مختلفی آمده که اغلب آنها در گیشه شکست خورده اند.

محسنی‌نسب شش سال قبل فیلمی به نام «کریستال» را روی پرده فرستاد که این فیلم بعد از 5هفته نمایش، فروشش به 200میلیون هم نرسید. محسنی‌نسب سال قبل هم فیلمی به نام «شاخ کرگدن» را در اکران داشت که علیرغم حجم بالایی از تیزرهای تلویزیونی بعد از بیش از یک ماه اکران فروشش به 50میلیون هم نرسید!!

این شکستهای تجاری اما به بیکاری یا حتی کم کاری محسنی نسب منجر نخواهد شد چون آن طور که خودش اعلام کرده باز هم بناست فیلم بسازد و این بار فیلمی درباره کشتی گیری که بعد از عدم رویارویی با حریف اسرائیلی با مشکلات عدیده ای روبرو میشود.

محسنی نسب با اعلام خبر ساخت فیلم «ملاقات» به «فارس» گفت: به تازگی فیلمنامه‌ای تحت عنوان «ملاقات» به پایان رسانده و درخواست پروانه ساخت داده‌‌ام. فیلم سینمایی«ملاقات» روایتی از یک ورزشکار ایرانی است که برای مسابقات به کشوری دیگر می‌رود اما در مسابقات مشخص می‌شود باید با ورزشکار رژیم صهیونیستی روبه رو می‌شود و از مسابقه سرباز می‌زند و به کشور باز می‌گردد و درگیر مسائلی می‌شود. تمامی لوکیشن‌هایی این فیلم سینمایی در کشور ترکیه خواهد بود و احتمالاً در تابستان امسال کار را کلید می‌زنیم. یکی از بازیگران ما خانم دایانا مالنکو از کشور اکراین است و شخصیت اصلی فیلم سینمایی «ملاقات» هم یک بازیگر ایرانی خواهد بود که هنوز درباره آن به جمع‌بندی نرسیده‌ایم.

آنچه محسنی‌نسب درباره داستان «ملاقات» گفته بیش از همه ذهن را به سمت علیرضا کریمی کشتی گیر 86کیلوگرم ایرانی میبرد که سال قبل و در مسابقات جام جهانی امیدهای جهان در لهستان از ترس عدم رویارویی با رقیب اسرائیلی به کشتی گیری روس باخت؛ آن هم بعد از فریادهای مربیش کنار تشک که «علیرضا باید ببازی»!! این اتفاق با محرومیت شش ماهه این کشتی گیر و محرومیت دوساله مربیش مواجه شد!

سوژه ای که محسنی نسب رویش دست گذاشته سوژه دراماتیکی است اما آیا محسنی‌نسب بعد از شکستهای این چند سال خواهد توانست یک فیلم ورزشی درجه یک بسازد که در اکران، سالنهایش خالی نماند؟