ادعاهای محمدصادق کوشکی درباره «دیدن این فیلم جرم است» که به اندازه اصلاح‌طلبان ریاکار، اصولگرایان مذبذب را هم نواخته⇐این فیلم، سپاه را تحقیر میکند!!/ داستان غیرواقعی و مأیوس کننده فیلم را یک ذهنیت معیوب به فیلم سینمایی تبدیل کرده!!/حزب‌اللهی‌هایی که از فیلم حمایت کرده‌اند، مجذوب شعارهای عدالتخواهانه‌اش شده‌اند!!

سینماروزان: از همان زمان رونمایی «دیدن این فیلم جرم است» در جشنواره فجر میشد پیش بینی این را داشت که آینه‌ای که این فیلم پیش روی دورویان هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا گذاشته آنها را خوش نیاید و البته که آنها با بایکوت این فیلم به سراغ محصولات لرزانی بروند که کمترین نقدی به سیاسیون مزور نداشته باشند!

حالا با ادعاهای تندی که محمدصادق کوشکی از فعالان رسانه‌ای اصولگرا علیه «دیدن…» مطرح کرده به نظر میرسد هجمه سیاسیون علیه این فیلم محصول حوزه هنری، استارت خورده و هیچ بعید نیست که در روزهای آینده، تندتر هم شود.

محمدصادق کوشکی در انتقاد به فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است» به «جام جم آنلاین» گفت: تم کلی این فیلم یک تم تلخ و ناامیدکننده است، در شرایط و برهه‌ای که این تلخکامی و یاس بزرگترین سم برای نظام است این فیلم کسانی را مایوس می‌کند که نماینده‌شان در همین فیلم قربانی شده‌. در این اثر وفادارترین نیروهای نظام نه تنها قربانی شده‌اند بلکه در تمام بدنه نظام هیچ دادرس و پناهگاهی پیدا نمی‌کنند که حق‌شان را از ظالم بگیرد.

او ادامه داد: در این فیلم بدون هیچ دلیل منطقی و گویی بر اساس یک عناد شخصی، لباسی را تن شخصیتی ضعیف و حقیر کرده‌اند که در واقعیت اتفاقا مورد اعتمادترین عنصر نظام است. این فیلم در واقع سپاه را تحقیر می‌کند و به نظرم این تحقیر هم یک امر اتفاقی و تصادفی نیست.

کوشکی اضافه کرد: نمی‌توانم این را به صورت قطعی بگویم اما به نظرم هدف از ساخت این فیلم یا یک حرکت هدفمند و حساب شده برای تضعیف چهره سپاه در اذهان عمومی است و یا اینکه در حالت خوشبینانه باید بگوییم این داستان غیرواقعی و مایوس کننده را یک ذهنیت معیوب به فیلم سینمایی تبدیل کرده؛ البته امیدوارم که در حقیقت ساخت این فیلم ناشی از یک حرکت حساب شده نباشد.

این فعال اصولگرا همچنین در پاسخ به اینکه با توجه به انتقادات شما، چرا باید حوزه هنری و سازمان تبلیغات اسلامی این فیلم را تهیه و تولید کرده باشند گفت: مسئولین حوزه هنری و سازمان تبلیغات اسلامی باید درباره ساخت این فیلم پاسخگو باشند. این اثر یک سری شعارهای زیبای عدالت‌خواهانه دارد ولی نه منطقی است و نه اصلا ما این حق را داریم که به بهانه تعدادی شعار زرد و ژورنالیستی به فیلمی مجوز بدهیم که نه تنها سپاه را تضعیف کرده بلکه مایوس کننده هم هست.

کوشکی بدون اشاره به پایان بندی «دیدن…» که در آن یک نیروی انقلابی اصیل با بازی امیر آقایی به داستان ورود میکند و ماجراها را به پایان میرساند، مدعی شد: در این فیلم مدام انتقاداتی به نظام مطرح می‌شود و شخصیت‌ها افرادی خودباخته هستند در حالی که حتی یک نفر انسان سالم و انقلابی در میان این نمایندگان نظام دیده نمی‌شود.

او همچنین در خصوص علت استقبال قشر حزب الهی جامعه از فیلم توضیح داد: این فیلم شعارهایی را مطرح می‌کند که برای این بخش از جامعه به شدت جذاب هستند، آن کسانی که از این فیلم استقبال کرده‌اند احتمالا مجذوب همین شعارهای زیبا و جذاب شده‌اند؛ چرا که این شعارها را در هیچ اثر دیگری ندیده و نشنیده‌اند. به قدری این شعارها برای مخاطب جذاب است و در چشمش جلوه‌گری میکند که قسمت‌های منفی و به شدت مایوس کننده فیلم را متوجه نشده است.

کوشکی ادامه داد: اینکه می‌گویم ممکن است این کار یک حرکت هدفمند باشد برای این است که قطعا اگر این فیلم یک اثر کاملا تحقیر کننده علیه نیروهای ارزشی بود، هیچ کس آن را تماشا نمی‌کرد و یا برایش کف نمی‌‎زد! این فیلم در واقع قسمت‌های مسموم خودش را در لایه‌ای از شعارهای زیبا و جذاب مخفی کرده و این آمیختگی باعث شده برخی از فیلم استقبال کرده باشند؛ ضمن آنکه استقبال احتمالی تعدادی جوان غیر متخصص که احتمالا تحت تاثیر هیجانات فیلم هستند دلیلی برای خوب بودن این اثر نیست.




در دورانی که قیمت پراید به نزدیکی ۵۰ میلیون رسیده!!⇐یک رسانه اصولگرا در تحلیلی معلول(!) قیمت ۲۰هزار تومانی بلیت سینما را «بحرانی تازه» قلمداد کرده و مدعی شده افزایش‌دهندگان قیمت بلیت درکی از جامعه ندارند!!

سینماروزان/محمد شاکری: التهابات ارزی سال 97 چنان افسارگسیختگی را در بازار کالاهای مختلف شکل داد که حتی بعد از تثبیت نسبی بازار ارز و کاستن از بهای ارز، باز اغلب کالاها با همان قیمت افزایش یافته در نتیجه گرانی ارز به ملت عرضه میشوند؛ فقط یک نمونه اش اینکه خودرویی متعلق به چنددهه قبل به نام پراید با قیمتی نزدیک به 50 میلیون در حال فروش است!!!

در این دوران البته که قیمت بلیت سینماها کاملا ثابت ماند تا انتهای سال که زمزمه های افزایش سقف قیمت بلیت و در کنار آن شناور شدن قیمت در روزهای مختلف شنیده میشود! شورای صنفی نمایش به پیشنهاد سینماداران تصمیم دارد قیمت بلیت را تا سقف 20هزار تومان بالا ببرد و در عین برای ساعات و روزهای کم مخاطب، تخفیفات مختلف را درنظر خواهد گرفت.

در این اوضاع اینکه رسانه اصولگرای «جوان آنلاین» این افزایش قیمت بلیت را «بحرانی تازه» قلمداد کند خیلی عجیب است. این رسانه نوشته است: شورای صنفی نمایش در جلسه این هفته خبر از افزایش بلیت سینما‌ها را داد! به نظر می‌رسد اعضای این شورا درکی از وضعیت جامعه ندارند، در شرایطی که قشر متوسط به پایین در سال جاری با بلیت پانزده هزار تومانی قید سینما رفتن را زده بودند، حالا شورای صنفی پیشنهاد بلیت بیست هزار تومانی را برای پردیس‌ها داده است، قطعا اگر بلیت سینما‌ها در سال نود و هشت افزایش پیدا کند بحران تازه‌ای شکل می‌گیرد!

اینکه متأثر از چند برابری شدن قیمت بسیاری از کالاهای اولیه زندگی مردمان، بلیت سینما افزایشی حدودا سی درصدی را تجربه خواهد کرد، بحرانی تازه است؟؟ چگونه میتوان بخش عمده بدنه سینماداران را که اغلب آبشخور دولتی هم ندارند، راضی کرد که در روزگار پراید 50میلیونی بلیتهای سینماهایشان را بدون افزایش قیمت عرضه کنند!

اینکه این افزایش قیمت به عدم درک از وضعیت جامعه نسبت داده شده خنده دار نیست؟ این رسانه حواسش نیست که این روزها حتی خوردن یک پیتزای مخلوط و نوشابه بیش از 20 هزار تومان خرج برمیدارد!! آنهایی باید از جامعه، درک میداشتند که با وعده تثبیت قیمتها، ملت را همراه خود کردند و در بازه ای چندماهه، قیمت ارز را به بالاترین رقم رساندند! سینمادار بخت‌برگشته که خودش معلول اتفاقات است و اگر افزایش سی درصدی سالیانه قیمت بلیت را نداشته باشد که کلا باید ورشکسته شده و تغییر کاربری دهد!!




همکاری آهنگساز “حریم سلطان” با جمال شورجه!!!  

سینماروزان: جمال شورجه از همکاری آهنگساز سریال ترکیه‌ای «حریم سلطان» در ساخت موسیقی متن فیلم جدید خود خبر داد.

جمال شورجه فیلمساز ایرانی که طی هفته‌های اخیر تصویربرداری فیلم ضداستعماری «احمد بای»‌ را در کشور الجزایر به پایان رانده است در گفت‌وگو با امیرحسین اشرفی در “پانا” درباره ساخت موسیقی فیلم «احمد بای»‌ گفت: من خودم با محمدرضاعلیقلی درباره ساخت موسیقی مذاکره کردم که در کارهای قبلی‌ام سابقه همکاری با ایشان را داشتم، اما تهیه‌کننده فیلم از ما خواست که از یک آهنگساز خارجی که برای سریال ترکیه‌ای «حریم سلطان» آهنگ ساخته است برای فیلم استفاده کنیم که فعلا درحال مذاکره با این آهنگساز هستیم.

این کارگردان درباره صداگذاری فیلم نیز گفت: امکانات صداگذاری مناسب در الجزایر وجود ندارد. سینمای الجزایر ضعیف است و الجزایری‌ها در حال حاضر در حال احیا سینمای خود هستند.

وی خاطرنشان کرد: یکی از علل همکاری ایران و الجزایر رونق بخشیدن به سینما حرفه ای آنها است.

شورجه درباره جلوه‌های ویژه فیلم «احمد بای»‌ گفت: برای مراحل فنی جلوه‌های ویژه هم در حال مذاکره هستیم؛ چون جلوه‌های ویژه سختی دارد که سه بعدی است.

این فیلمساز درباره زمان آماده‌سازی فیلم گفت: تصور ما این است این کار اواخر بهار سال آینده تمام شود.

وی درباره زبان فیلم توضیح داد: زبان اصلی فیلم عربی است و سمیره حاج جیلانی تهیه کننده فیلم تلاش می‌کند برای اکران اروپایی فیلم به زبان فرانسوی دوبله شود.

شورجه افزود: این روزها حسن ایوبی تدوینگر در الجزایر درحال فاین کات فیلم است که من هم به زودی برای فاین کات به انجا خواهم رفت.

گفتنی است «احمد بای»‌ روایتگر رویارویی «احمد بای» سردار استقلال‌طلب کشور آفریقایی الجزایر با استعمارگران فرانسوی در قرن نوزدهم میلادی، محصول مشترک ایران و الجزایر است که از مردادماه 97 در این کشور به مدت ۴ ماه فیلمبرداری شده است.

جمال شورجه از ایران کارگردانی فیلم را بر عهده داشته است و سایر عوامل از جمله تهیه‌کننده (سمیره حاج جیلانی) و بازیگران الجزایری هستند. از دیگر عوامل ایرانی این فیلم می‌توان به مجید میرفخرایی (طراح صحنه و لباس)، تورج منصوری(مدیر فیلمبرداری) و کامران خلج (طراح گریم) اشاره کرد.

«محمد طاهر زاوی» در نقش «احمد بای» و «ژرار دوپاردیو» بازیگر مشهور فرانسوی ـ که تابعیت روسی هم دارد ـ در نقش «دای حسین» یکی از حاکمان مشهور الجزایر ایفای نقش کرده‌اند.




سه پرسش کلیدی منتج از ادعاهای یک عضو هیأت انتخاب فجر مبنی بر اینکه بایستی فقط ۱۵ فیلم وارد بخش مسابقه میشد⇐اول: وقتی فیلم خوب به قدر کافی تولید نمیشود چه نیازی بود به بازگرداندن بخش «نگاه نو» به جشنواره؟؟/دوم: چند درصد فیلمهای حاضر در جشنواره امسال با توصیه و سفارش «مدیر در سایه» وارد جشنواره شده‌اند؟؟ فی‌المثل پروژه بی سر و تهی که به ظاهر چندملیتی ولی در واقع محصول هتل لاله فاطمی(!) بود، با سفارش کدام مدیر وارد جشنواره شد؟/سوم: آیا واقعا سینمای ایران در یک سال اخیر نزولی بی سابقه را تجربه کرده؟؟ یعنی کیفیت «زندانیها»ی مسعود ده‌نمکی، «مصائب شیرین۲»علیرضا داوودنژاد، «ژن خوک»سعید سهیلی یا «بازیچه»محمدعلی سجادی از «پالتو شتری» هم پایین‌تر بود که نتوانستند وارد جشنواره شوند؟؟؟

سینماروزان/حامد مظفری: آنچه محمدعلی حسین‌نژاد از اعضای هیأت انتخاب جشنواره فجر درباره کیفیت پایین محصولات جشنواره گفت هرچند دیرهنگام بود(اینجا را بخوانید) ولی باز هم گفتنش از نگفتنش بهتر بود چون مجال واکاوی گفته ها را ایجاد میکند. حسین‌نژاد از جمله چهره‌های مطبوع مدیریت فرهنگی است که بارها در شوراهای مختلف از سینما تا تلویزیون حضور داشته و زیر ذره بین بردن اظهاراتش نه برای مخاطبان که برای مدیران سینمایی هم باید مهم باشد.

حسین‌نژاد به صراحت از این گفته که از میان فیلمهای ارائه شده به جشنواره فقط 10 فیلم بوده که تمام اعضای هیأت انتخاب با حضور آنها در جشنواره موافق بوده‌اند و در نهایت با احتساب فیلم اولیها باید 15 فیلم وارد بخش مسابقه میشده؛ ولی آنچه در جشنواره می بینیم بیش از سی فیلم است! به بیان بهتر بیش از نیمی از فیلمهایی که در جشنواره به نمایش درآمده‌اند مطلوب هیأت انتخاب نبوده!

سوال اول که مهمترین سوال هم است این است که وقتی فیلم خوب به قدر کافی تولید نمیشود چه نیازی بود به بازگرداندن بخش «نگاه نو» به جشنواره؟؟

تجربه جشنواره سی و ششم با دارا بودن فقط یک بخش اصلی حاوی 22 فیلم و مقایسه آن با جشنواره امسال، نشان داد که اگر تأکید بر انتخاب محصولات باکیفیت و نهایتا همان 20 تا 22 فیلم باشد نتیجه به غایت مطلوبتری عاید جشنواره و مخاطبان میشود. کجای جشنواره پارسال این حجم از نارضایتی در مخاطبان وجود داشت؟؟ هیأت انتخاب جشنواره پارسال حتی وقتی به سمت کمدی رفت فیلمهایی مانند «مصادره» و «خجالت نکش» را انتخاب کرد که چه در مضمون چه در ساختار حتی از ملودرامهای جشنواره امسال هم استانداردتر بودند! این طور نیست؟ یا کافیست مقایسه‌ای کنید میان دو فیلم با مضمون مشترک اعتیاد یکی «مغزهای کوچک زنگ زده» که در جشنواره پارسال رونمایی شد و دیگری «متری شش و نیم» که در جشنواره امسال حضور داشت؛ کدام فیلم به‌روزتر، سینمایی‌تر و ملموس‌تر بود؟

سوال دوم ناظر به نقش مدیر یا مدیران در سایه در کیفیت پایین محصولات جشنواره امسال بوده است. حسین‌نژاد باید این را هم میگفت که چند درصد فیلمهای حاضر در جشنواره امسال با توصیه و سفارش مدیر در سایه وارد جشنواره شده‌اند؟؟ این پرسش درباره پروژه بی سر و تهی که به ظاهر چندملیتی ولی در واقع کاملا محصول هتل کنتیننتال سابق(!) بود یا پروژه ای محصول یک مدیر اخیرا بازنشسته سازمان، بیش از پیش مهم میشود.

اگر پاسخ به این سوال، مثبت باشد و سفارشها کار دست هیأت انتخاب داده باید گلایه را بالاتر برد و از دبیر جشنواره پرسید که چرا هیأت انتخابی قدرتمند نچیده که در بزنگاهها به جای آن که استقلال رأی خود را حفظ کنند زیربار توصیه و سفارش بروند؟

سوال سوم که به نوعی هم به سوال اول و هم به سوال سوم وابسته است مرتبط با ادعای پایین بودن کیفیت محصولات دیده شدت توسط هیأت انتخاب است! آیا واقعا سینمای ایران در یک سال اخیر نزولی بی سابقه را تجربه کرده؟؟ منطبق با نسبیت‌گرایی هم که بخواهیم پیش برویم نباید شاهد باشیم به ناگاه در یک سال خورشیدی، کیفیت محصولات تولیدی نزولی بی‌سابقه داشته باشد.

نه، این طور نیست! حتی اگر بخواهیم برساس همان فیلمهای تجاری هم قضاوت کنیم باز می‌شد فیلمهایی سروشکل دار وارد بخش مسابقه شود نه فیلم اخته‌ای مثل «زهرمار» و فیلمی شونه تخم مرغی مثل «پالتو شتری»! یعنی کیفیت «زندانیها»ی مسعود ده نمکی یا «مصائب شیرین2»علیرضا داوودنژاد یا «ژن خوک»سعید سهیلی یا «بازیچه»محمدعلی سجادی از «پالتو شتری» هم پایین تر بود؟؟؟

جشنواره سی و هفتم در تکرار مکررات یکتا بود و این تکرار در پروژه‌های پرهزینه آن بیش از پیش به چشم میخورد. وقتی محمدرضا هنرمند بعد از سی سال و اندی، درونمایه«زنگها» را به گونه‌ای مغشوش و با صرف هزینه بالا در «سمفونی نهم» بازسازی میکند یا فیلم «پنجمین سوار سرنوشت»سعید مطلبی میشود درونمایه پروژه 7میلیاردی «متری شش و نیم» یا «پناهنده»رسول ملاقلی پور به گونه ای لرزان و با همراهی فارابی و پیام رسانی منسوب به اسپانسر جشنواره، میشود «ماجرای نیمروز2» چه میتوان گفت جز آن که یکی از ضعیفترین هیأتهای انتخاب تاریخ جشنواره را پیش رو داشته ایم!!

 کاری نداریم به اینکه سینمای ایران در دوقطبی ارگانی-پولشویی دست و پا میزند و گریزی از آن نیست ولی حتی با لحاظ کردن محصولات این دوقطبی در جشنواره، باز باید چند محصول مستقل باکیفیت وارد جشنواره میشد که سرشان به تنشان بیرزد!! آیا چنین محصولاتی اصلا تولید نشده اند که به جشنواره برسند؟؟ پاسخ این سوال اگر مثبت باشد که وامصیبتا به حال مدیران سینمایی که اسباب رونق سینمای مستقل را موجب نشده اند و اگر منفی باشد باز وامصیبتا به حال مدیران سینمایی که نتوانسته اند با چینش یک هیأت انتخاب قوی شرایط حضور این آثار را در جشنواره فراهم کنند!




حمایت فله‌ای افراطیون از تصویرسازی اخته و در خدمت آرای پرویز ثابتی فیلم «غلامرضا تختی»، از کجا نشأت گرفته؟⇐حذف جهان پهلوان و بالا آوردن طیب!!؟؟

سینماروزان/غفور پورغفور: کیفیت مناقشه برانگیز فیلم «غلامرضا تختی» چه در تصویرسازی شخصیتی منفعل و تخت از تختی و چه ضعف بارز در گریم این جهان پهلوان و چه در داستان‌پردازی در جهت تأکید موکد بر خودکشی تختی حتی مخاطبان عام را هم زده کرده ولی برخی از جماعت فعال در رسانه های افراطی مدعی ارزشها که دوازده ماه سال، یک خط ریویوی مستدل ازشان نمی‌خوانیم جدولی تدارک دیده‌اند و هر چه ستاره در آسمان داشته‌اند نثار این فیلم کرده‌اند!!

اینکه پروژه‌ای مانند «غلامرضا تختی» که در تمام دوران تولیدش حرف و حدیث درباره حمایت یک ارگان ارزشی پیرامونش وجود داشت و سرانجام مشخص گردید فارابی هم حمایت ویژه‌ای از فیلم داشته مطلوب افراطیون مدعی ارزشمداری قرار گیرد پیشتر هم قابل پیش‌بینی بود‌ اما تا قبل از نمایش فیلم گمان بر این بود که فیلم اثری در ضدیت با رژیم شاهنشاهی باشد با این حال در کارزار سیاسی‌بازی، قبل از هر چیز اصالت است که فدای مصلحت می‌شود و فیلمی پیش رو میگذارد که نتیجه آن تبرئه کامل ساواک و رژیم پهلوی در ماجرای مرگ تختی است!!

کاوش در چرایی تبلیغ افراطیون برای تصویرسازی اخته از تختی ضروری می نماید، و نمی توان فقط به یک تعجب و حیرت از این حمایت بسنده کرد.

بیش از هر چیز نقل قول‌هایی از پرویز ثابتی از ارشد های ساواک را ابتدا مرور می کنیم! پرویز ثابتی مسئول اداره کل سوم ساواک و رئیس ساواک تهران در ابتدای دهه نود کتاب گفتگوی خود با نام «در دامگه حادثه» را در ایالات متحده منتشر کرد؛ کتابی که البته بخشهایی از آن که درباره برائت ساواک از قتل تختی، صمد بهرنگی و علی شریعتی بود در برخی رسانه‌های داخلی و از جمله یک رسانه مطرح اصولگرا به طرز حیرت انگیزی با جزییات منتشر شد.

پرویز ثابتی در کتابش، ادعاهای مرتبط با قتل تختی توسط ساواک را کاملا رد کرده و به صراحت، مرگ وی را خودکشی و متأثر از مشکلات جنسی دانسته بود!!

در روندی غیرقابل پیش بینی، این بخش از گفته‌های ثابتی با اقبال برخی رسانه های افراطی مدعی ارزشها روبرو شده و یکی از سردمداران این رسانه ها تا توانست بر بازنشر این وجه از ادعاهای ثابتی، صحه گذاشت، شاید به این بهانه که تختی در شروع نهضت اسلامی فعال نبود و بیشتر با جبهه ملی همراه بود و همچنین یاد و خاطره بهرنگی هم که در تصاحب نیروهای چپ از ابتدا قرار گرفته بود، به عنوان کشته شدگان ساواک و در کنار شهدای دیگر قرار نگیرد و در عداد آنها مطرح نشود؛ دکتر شریعتی هم که وضعیت مشابه و بینابینی داشته و مورد تایید صددرصد همیشه نبوده است.

حالا حمایت آن رسانه اصولگرا از ادعاهای ثابتی را کنار ستاره‌باران کردن فیلم «غلامرضا تختی»- که صراحتا بر خودکشی تختی تأکید میکند-توسط این افراطیون بگذارید تا به طرح پرسش در چرایی این هماهنگی برسیم؟

آیا رویکرد مثبت تختی به جبهه ملی عامل هماهنگی آرای افراطیون مدعی ارزشها با یک ساواکی است؟؟ یا انفعال تختی در حمایت از قیام اسلامی 15 خرداد 1342 عامل این همراهی است؟

و آیا بعد از معرفی تختی به عنوان شخصیتی اخته و گرفتار خودکشی در محصولی مطلوب افراطیون بناست شرایط تبدیل طیب حاج رضایی که از حامیان قیام مردمی 15 خرداد 42 بود به یک جهان پهلون آغاز شود؟ به خصوص که پیشتر مسعود ده نمکی از فیلمسازان مطلوب جریان اصولگرایی هم عزم کرده بود برای ساخت زندگی طیب ولی تولید فیلم به ناگاه معلق شد؟؟

آیا «غلامرضا تختی» مطلوب افراطیون، پیش زمینه‌ای است برای بریز و بپاش برای تولید فیلم «طیب»؟؟ توسط همین اکیپ یا اکیپی مشابه که با «تنسی ویلیامز» و‌ «نیل سایمون» شروع کردند و با تظاهر به سینمای روشنفکرانه جای پایی را در میان هواداران آن نوع سینما و تفکر باز کردند ولی حالا بعد از ساخت مستندی درباره بازرگان و به دنبالش فیلمی درباره تختی که به زعم خود ضعف‌های نهان و آشکار اطرافیان مصدق را نشان میدهد بعید نیست نفر سومی از جبهه ملی سوژه شود تا نوبت به نمایش قهرمانی چون طیب برسد؟!!

سوال اصلی اما اینجاست؛ آیا به بهانه انفعال تختی در سال ۴۲ یا همراهی اش با جبهه ی ملی، باید به فیلمی که ارزش سینمایی ویژه ای ندارد و یک مستند بیوگرافیک از نوع کرونولوژیک و تقویم نگارانه اش است که حرفهای ساواک را تأیید می کند و رژیم شاه را تطهیر ، انواع و اقسام ستاره ها را نثار کرد؟! یاد سخن بنیانگزار انقلاب اسلامی خطاب به فرزند نوجوان تختی در ابتدای انقلاب به خیر که: «پسرم سعی کن پهلوان باشی نه قهرمان!»




خانم معتمدآریا! امشب با صدای بلند از تاراج صندوق فرهنگیان حرف بزنید و به عنوان نماینده سینماگران از معلمان مظلوم عذرخواهی کنید

سینماروزان: فاطمه معتمدآریا را ورای یک بازیگر به عنوان فعالی سیاسی-اجتماعی می شناسیم که در بزنگاههای انتخاباتی سعی کرده حضور موثر خود را نشان دهد.

معتمدآریا هرچند در دوران حضورش در هیأت مدیره خانه سینما چنان که باید کنشمند نشان نداده با این حال بزرگداشت این بازیگر در افتتاحیه جشنواره سی و هفتم انتظاراتی خاص را از ایشان ایجاد میکند.

همین چند وقت پیش بود که معتمدآریا به انتقاد از بریز و بپاش در برخی پروژه های سینمایی پرداخت! پس حالا که برای تقدیر روی سن افتتاحیه فجر میرود چه خوب است که با صدای بلند از فرهنگیانی بگوید که دسترنج شان در صندوق ذخیره، توسط سوداگرانی مدعی فرهنگ سازی تاراج شد.

همان سوداگرانی که به بهانه تولید سریال و فیلم وارد کارزار فرهنگ شدند و بدبختانه اینکه حمایت جماعت شبه روشنفکر از فیلمساز تا بازیگر و مجله نویس را با خود داشتند!!

خانم معتمدآریا! امشب حضورتان به عنوان یک فعال اجتماعی را با صدای بلند و با دفاع از حقوق فرهنگیان امتداد بخشید!

خانم بازیگر! از طرف بدنه سینما به پولشویی در سینما اعتراض کنید و به عنوان نماینده اهالی سینما، از فرهنگیانی که صندوقشان توسط سرمایه گذاران نورس سینمایی به تاراج رفت، عذرخواهی کنید!! این کنشگری شما را در تاریخ جاودانه خواهد کرد!




تحلیل رسانه هلال احمر پیرامون عملکرد مالی فارابی⇐شکست خوردگان گیشه حتی برای سفرهای خارجی هم از فارابی پول گرفته اند!!!

سینماروزان: انتشار عملکرد فارابی در سال جاری هرچند بدون شفاف سازی درباره میزان حمایت صورت گرفته از دو فیلم “تختی” و “ماجرای نیمروز2” انجام شد ولی همین شفاف سازی ناقص هم به اندازه خود نقد و نظر رقم زد.

روزنامه “شهروند” منسوب به هلال احمر در تحلیلی بر عملکرد مالی فارابی به حمایت این ارگان از سینماگران شکست خورده گیشه ها خرده گرفته است.

متن تحلیل “شهروند” را بخوانید:

انگار همیشه باید در این مرزوبوم چیزی باشد که دود از کله آدم بلند کند. جدیدترین نمونه این چنین مواردی را در گزارش عملکرد مالی بنیاد سینمایی فارابی در 9ماه سال ۹۷ می‌بینیم. فهرستی رسمی؛ در پی وعده‌های سازمان سینمایی مبنی بر سیاست شفاف‌سازی که متاسفانه محتویاتش ارتباطی با اقدام شایسته فارابی در انتشار این اطلاعات ندارد. بله؛ سازمان سینمایی در اقدامی مترقی و دل‌پذیر گردش مالی 9ماه اخیرش را رسانه‌ای کرده و این جای تقدیر دارد، اما این تقدیر و تجلیل نافی این نیست که آمار ارایه‌شده بیش از این‌که به بیلان عملکرد یک نهاد دولتی شبیه باشد، شبیه افشاگری درباره حیف‌ومیل بودجه  است. پر از نام‌های تکراری سینماگران شکست‌خورده- که انگار بودجه فقط به سمت جیب آنها باز است، بی‌توجه به این‌که در این اوضاع و احوال فیلمسازان مستقل تازه‌آمده به‌رغم موفقیت‌های آثار سابق‌شان، امسال هفت- هشت‌سال می‌شود که در پی اندکی سرمایه برای تولید آثار جدیدشان کفش آهنین به پا کرده‌اند.

گزارش عملکرد مالی فارابی پر از نام‌هایی است که در رسانه‌ها ادعای استقلال‌شان گوش فلک را پر کرده، اما انگار برای آغاز نوشتن فیلمنامه، یا حضور درجشنواره‌های خارجی نیز نگاهشان به سمت دولت، همان دولتی‌ است که در فضای مجازی با انتقاد از آن فالوور جمع می‌کنند. گزارشی که نشان می‌دهد در این سینمای ورشکسته- که سالی فقط چند فیلم به سوددهی در اکران می‌رسند- کلی پول ریز و درشت ردوبدل می‌شود و تنها کسانی سرشان بی‌کلاه می‌ماند که به منابع قدرت سینما نزدیک نیستند. گزارش عملکرد مالی فارابی به‌رغم این‌که قرار بر چنین کارکردی نبوده، اما یک گزارش افشاگرانه است، فقط باید بلد باشی فاصله میان سطور را بخوانی.

پول توجیبی

در گزارش عملکرد مالی فارابی چیزهایی را می‌شود دید که واقعا دود از کله آدم بلند می‌کند. مثلا این‌که یک‌سری از فیلمسازان ظاهرا مستقل برای حضور در فستیوال‌های خارجی از فارابی پول می‌گیرند. البته شاید پول چندانی در این زمینه ردوبدل نشود، اما همین‌که فیلمسازان برای سفرهای خارجی‌شان از دولت پول توجیبی می‌گیرند، به بهترین وجهی نشان می‌دهد که چرا انتقادات سینما و سینماگران ما از مشتی انتقاد خنثی و بی‌خطر   فراتر نمی‌رود. در این بخش نام‌های بزرگی می‌بینیم. مثلا رخشان بنی‌اعتماد و تهمینه میلانی که برای حضور در یک جشنواره در کشور ایتالیا و دومی هم برای شرکت در جشنواره ساخالین روسیه پول گرفته‌اند. نام‌های دیگری که در این بخش می‌بینیم، عبارتند از: حسین نمازی، محمدرضا عرب، ابراهیم مختاری، خسرو سینایی و…

در فهرستی که از هزینه‌کردهای فارابی منتشر شده، مهم‌ترین و انتقادبرانگیزترین نکته آن‌جاست که اغلب کسانی که از این کمک‌ها بهره‌مند شده‌اند، یا در سال‌های اخیر در گیشه به‌عنوان سینماگرانی شکست‌خورده لقب گرفته‌اند، یا جزو حلقه نزدیک به مدیران سینمایی هستند و یا این‌که این کمک‌ها را برای پروژه‌هایی گرفته‌اند که سرنوشت بسیاری از آن‌ها نامعلوم است.

به‌عنوان مثال می‌شود به 105 میلیون تومانی اشاره کرد که فاطمه‌ معتمدآریا و همسرش احمدعلی حامد برای فیلم اسکیت‌باز گرفته‌اند. فیلمی که حتی در جست‌وجوی اینترنتی نیز نامی از آن نمی‌توان یافت.  مواردی از این دست زیاد است. مثلا محمدعلی سجادی که آخرین آثار اکران شده‌اش جنایت و شوریده و تردست در سال 83 روی پرده آمده‌اند و پس از آن در پانزده سال اخیر او تنها یک فیلم را در گروه هنر و تجربه اکران کرده، برای پروژه جدیدش 405 میلیون تومان گرفته. یا فیلمسازانی چون علی قوی‌تن، مهدی کرم‌پور، علی ژکان، احمدرضا معتمدی و… که از فارابی مبالغی کم‌وبیش گرفته‌اند، بی‌این‌که در سال‌های اخیر محصولات قابل ذکری تولید کرده باشند.

از بین سینماگرانی که سابقه مدیریت سینمایی را دارند می‌توان به رضا میرکریمی یا علیرضا شجاع‌نوری هم اشاره کرد که اولی برای فیلم قصرشیرین 350 میلیون گرفته و شجاع‌نوری نیز برای فیلم همسرش مونا زندی حقیقی 225 میلیون تومان دریافت کرده. یا 342 میلیون تومانی که رسول صدرعاملی برای فیلم فرزندش میلاد به‌نام سونامی گرفته؛ جزو بالاترین پرداخت‌هایی است که به یک فیلم اول صورت گرفته و این سوال را ایجاد می‌کند که اگر تهیه‌کننده سونامی کسی جز صدرعاملی   بود، باز هم چنین حمایتی از این فیلم صورت می‌گرفت؟

موضوع پرداخت بابت نگارش فیلمنامه هم موضوع دیگری است که البته تا زمانی که آثاری براساس آن فیلمنامه‌ها تولید نشود، نمی‌توان درباره منطقی‌بودن یا نبودن پرداخت‌ها حرفی زد. اما با این پیش‌فرض که در سال‌های اخیر از میان فیلمنامه‌های سفارش داده شده یا خریداری‌شده فارابی به‌ندرت می‌توان سناریویی را یافت که اساس تولید فیلمی موفق قرار گرفته باشند، مبالغی که بابت فیلمنامه به کسانی چون وحید نیکخواه آزاد ، احمد مرادپور یا وحید موسائیان، مهرشاد کارخانی، ابوالفضل جلیلی، علی وزیریان، صادق کرمیار و… پرداخت شده، کنجکاوی برانگیز می نماید. به‌خصوص میرطهماسب که در فهرست فارابی آمده  که برای پنج فیلمنامه دویست میلیون تومان دریافت کرده.

در آمار فارابی آمده که سیدحامد حسینی تهیه‌کننده فیلم سرو زیرآب امسال برای فیلمی به ‌کارگردانی جمیل رستمی که گفته شده در ژانر داعشی/ تکفیری (!!) است، یک‌میلیارد و دویست و شصت و چهار‌میلیون تومان گرفته. بهروز رشاد هم برای فیلم قطار آن شب به کارگردانی حمیدرضا قطبی چهارصد و هشتاد ‌میلیون تومان گرفته. فیلم خواب تاریک خواب روشن از رضا سبحانی نیز با صدوپنجاه‌میلیون دریافتی از پروژه‌های عجیب امسال است و البته تپلی حسین قناعت که چهارصد‌میلیون و اردک‌لی بهروز غریب‌پور که 105‌میلیون دریافت کرده‌اند. مجمع فیلمسازان شکست‌خورده در این آمار به ‌شکل بامزه‌ای با حضور علی عطشانی که او نیز برای فیلم آخرش صد‌میلیون دریافت کرده، تکمیل شده است.




بعد از ادعای شگفت انگیز درباره تأمین بودجه فیلم مطبوع “کیهان” از بلوچستان!!⇐آیا سرمایه گذاری “قسم”تنابنده هم از اوج به استانی در شمال ایران منتقل خواهد شد؟؟  

سینماروزان: مدتی پس از انتشار متن اتهامات محمد امامی سرمایه گذار بازداشتی سریال “شهرزاد” ، تهیه کننده فیلم “شبی که ماه کامل شد” از تأمین سرمایه این فیلم توسط سرمایه گذاران بلوچ خبر داد!!!

به گزارش سینماروزان اینکه بودجه فیلمی با مضمون قتل زن داداش عبدالمالک ریگی- که اتفاقا “کیهان” هم زودتر از خیلی ها آن را بعنوان فیلم معیار جشنواره معرفی کرد-توسط سرمایه گذاران استانی محروم همچون بلوچستان تأمین شده باشد به شدت شگفت انگیز بود و شاید برای بستن مسیر حاشیه های احتمالی به هنگام رونمایی فیلم در جشنواره.

شفاف سازی روزگار جدید مصائب خود را هم دارد و در سالی که قیمت دلار افسارگسیخته بالا رفت و معیشت مردم تحت الشعاع قرار گرفت همه میخواهند خود را مستقل و بی وابستگی نشان دهند مبادا با قضاوت مخاطبان روبرو شوند.

به نظر میرسد عنقریب است که برخی از صاحبان محصولات ارگانی جشنواره نیز از ترس قضاوت بخاطر ارگانی بودن شرایط معرفی خویش به عنوان محصولی مستقل را فراهم کنند.

آیا میتوان انتظار داشت فیلمی مانند “قسم”محسن تنابنده که پیشتر درباره حمایت سازمان هنری-رسانه ای اوج از آن سخن گفته شده به همین زودیها به عنوان فیلمی که با حمایت مالی سرمایه گذارانی ساکن در استانی شمالی ساخته شده، معرفی شود؟؟؟




ضرب شست رامبد جوان به خواهرزاده سرتیپی بخاطر شکست تجاری “قانون مورفی”؟؟!!  

سینماروزان: مسعود صابری پزشکی است که نه بخاطر پزشکی بلکه بخاطر حضور در برنامه “اکسیر”فرزاد حسنی و بعدتر حضور در برنامه های شادی آور مختلف و از جمله “خندوانه” در کانون توجه قرار گرفت!!

صابری که خویشاوندی نزدیکی با علی سرتیپی پخش کننده موثر سینمای ایران دارد دو سالیست خوانندگی هم میکند. صابری اخیرا به خاطر اجرای پلی بک در یک کنسرت با انتقاد فراوان مخاطبان مواجه شده.

در این بین رامبد جوان مجری “خندوانه” هم بخاطر حضور وی در برنامه اش از مخاطبان عذرخواهی کرده است!!

این را بگذارید کنار اینکه رامبد جوان معترف شده به هزینه 3.5 میلیاردی تولید فیلم اخیرش “قانون مورفی”!! این فیلم که با پخش هدایت فیلم روی پرده است حداقل باید ده و نیم میلیارد بفروشد تا تازه هزینه تولیدش برگردد ولی فروش آن به سختی و علیرغم پخش کلی تیزر از پنج میلیارد عبور کرده!! یک دلیل این فروش پایین میتواند پخش کننده فیلم باشد که در رقابت با فیلمیران به مدیریت سرتیپی جامانده و نتوانسته سانسهای مکفی برای فیلم فراهم کند.

آیا ضرب شستی که رامبد به خویشاوند درجه یک سرتیپی نشان داده میتواند ناشی از جاماندن هدایت فیلم از فیلمیران و نقدی بر سلطه این شرکت پخش بر سینمای ایران باشد؟؟؟




خروجی شفاف سازی سازمان درباره مدرسه ملی سینما⇐نزدیک به یک میلیارد و نیم فقط هزینه جاری!!!+شمولی از هزینه های میلیونی برای ترجمه “سوپرسیما” و تحلیل “چهارراه استانبول”+فهرست کامل هزینه ها

سینماروزان: در راستای سیاست شفاف‌سازی وزارت ارشاد، جزئیات فهرست عملکرد حمایتی مدرسه ملی سینما در سال 97 منتشر شد.

به گزارش سینماروزان فارغ از هزینه های مختلف و گاه عجیب این فهرست – و به عنوان مثال هزینه 25 میلیونی برای برگزاری نشست و تحلیل فیلم “چهار راه استانبول” یا هزینه 35 میلیونی برای ترجمه کتابی به نام “سوپرسیما”- رقم بالای هزینه شده در این مدرسه برای هزینه های جاری بوده است!

کل هزینه های مدرسه در سال 97 برابر با 26650 میلیون ریال معادل 2665 میلیون تومان یعنی 2.665 میلیارد تومان بوده است. از این رقم دقیقا 14700 میلیون ریال معادل 1470 میلیون تومان یعنی 1.47 میلیارد هزینه جاری و پشتیبانی مدرسه ملی سینما فقط در سال 97 است!!!

این معنایی دارد جز آن که بیشتر از نصف هزینه های مصروفه در مدرسه سینما صرف هزینه های جاری بوده است!؟

در روزگاری که ده ها دانشکده و کارگاه و ورکشاپ و آموزشگاه دولتی و خصوصی در کشور مشغول کارند واقعا راه اندازی یک مدرسه تازه با پول دولت که بیشتر از نصف بودجه اش صرف هزینه های جاری است چه معنایی دارد؟؟؟

فهرست کامل هزینه های مدرسه ملی سینما را اینجا بخوانید.




رونمایی از فیلمهای متبوع «کیهان» در جشنواره سی و هفتم فجر⇐یکی فیلمی درباره منافقین که با حمایت «فارابی» ساخته شده و دیگری فیلمی درباره «قتل زن‌داداش عبدالمالک ریگی» که پرسشهایی درباره حمایت یک وزارتخانه خاص از تولید آن وجود دارد⇔پرسش: آیا همراهی گسترده رسانه‌های اصولگرا از این دو فیلم را در کنار حمایت از محصولات سازمان ارزشی متمول برای دریافت سیمرغ شاهد خواهیم بود؟

سینماروزان: کمتر از یک ماه تا برگزاری جشنواره فیلم فجر زمان باقیست و در همین فرصت کوتاه هم گمانه‌زنیهای رسانه ای درباره آثار جشنواره آغاز شده و هم برخی رسانه‌ها کاملا شفاف از محصولات معیار خویش در جشنواره یاد کرده اند.

روزنامه اصولگرای «کیهان» در تحلیلی پیرامون جشنواره با انتقاد از اینکه هیچ حرکتی منطبق با چهل سالگی انقلاب برای جشنواره امسال صورت نگرفته از دو فیلم به زعم خود استراتژیک جشنواره هم نام برده است؛ این دو فیلم «ماجرای نیمروز2» و «شبی که ماه کامل شد» هستند.

پیشتر مسعود نقاش زاده معاون فرهنگی فارابی از حمایت فارابی از تولید «ماجرای نیمروز2» که درباره عملیات مرصاد است خبر داده بود(اینجا را بخوانید) و پرسشهایی درباره حمایت یک وزارتخانه خاص از تولید «شبی که ماه کامل شد» هم وجود دارد؛ این فیلم که داستانی درباره قتل زن‌داداش عبدالمالک ریگی دارد از حضور هوتن شکیبا بازیگر «لیسانسه ها» در نقش اصلی مرد سود می‍‍‌برد و لو رفتن برخی تصاویر فیلم در رسانه‌ها هم،  گمانه‌زنیهایی شکل داده درباره کمدی شدن فیلم!؟؟ حضور مرتضی اصفهانی مشاور تولید پروژه‌های امنیتی در گروه تولید «شبی…» نیز به اندازه خود سوءتفاهم‌زاست!

«کیهان» نوشته است: با اینکه تنها سه هفته تا آغاز سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر باقی است اما نه تنها هیچ حرکت یا ویژه برنامه‌ای برای این مناسبت در نظر گرفته نشده که تعداد فیلم‌های برخوردار از مضامین انقلابی در این دوره از جشنواره فجر، بسیار ناچیز خواهد بود.

«کیهان» ادامه داده است: از معدود فیلم‌های انقلابی و استراتژیک سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر می‌توان به آثاری چون «ماجرای نیمروز2: خط خون» با موضوع جنایات منافقین، «شبی که ماه کامل شد» با داستانی مرتبط با دستگیری عبدالمالک ریگی و احتمالا یک یا نهایتا دو فیلم دیگر ‌اشاره کرد. این درحالی است که بر اثر سیاست‌گذاری غلط وزارت ارشاد و جشنواره فیلم فجر، تعداد قابل توجهی از آثار این دوره از جشنواره، با هزینه یک سرمایه‌دار و با مضامین سیاه و شبه روشنفکرانه ساخته شده‌اند و به نمایش درخواهند آمد.

به گزارش سینماروزان باید منتظر ماند و دید با تأکیدی که «کیهان» بر «ماجرای نیمروز2» و «شبی که ماه کامل شد» داشته است، آیا دیگر رسانه‌های اصولگرا هم در کنار محصولات تولیدشده با همراهی سازمان هنری-رسانه ای اوج و از جمله «بیست و نفر» و «قسم» و «تختی»، حمایت همه جانبه از «ماجرای نیمروز2» و «شبی که ماه کامل شد» را نیز تا دریافت سیمرغ در پیش خواهند گرفت؟؟




حرفهای قابل تعمق بدلکار پروژه ۷میلیاردی سعید روستایی که با شراکت مستقیم “سرمایه گذار چندفیلمه هفتاد ساله” تولید شده⇐برای یک سکانس چند دقیقه ای گاهی چند روز(!) با فیلمبردار و عوامل دیگر(!) تمرین میکردیم!!⇔پرسش: اگر شراکت “سرمایه گذار چندفیلمه” نبود، آیا امکان داشت ساداتیان برای یک پروژه شهری چنین هزینه ای کند؟؟؟

سینماروزان: محمدصادق رنجکشان سرمایه گذاری که در ماههای گذشته بطور متوالی در چند پروژه سینمایی سرمایه گذاری کرده در نخستین گفتگوی خود از تأمین نیمی از سرمایه بیش از هفت میلیاردی که برای “متری شش و نیم” هزینه شده، سخن گفت.

بیشتر از هفت میلیارد هزینه برای یک پروژه شهری حتی در دوران دلار یازده هزار تومانی هم هزینه هنگفتی است و فیلم باید بیش از 20 میلیارد بفروشد تا فقط سرمایه اصلی برگردد.

اینکه چرا چنین هزینه ای برای یک پروژه شهری شده، پرسشی است که جمال ساداتیان تهیه کننده ای که بعد از رد تهیه کنندگی پیمان معادی توانست پروانه “متری شش و نیم” را بگیرد باید بدان پاسخ دهد ولی در همین اوضاع طراح بدلکاری فیلم گفتگویی کرده که میتواند پاسخی باشد بر چرایی افزایش هزینه تولید.

امیر بدری بدلکار “متری شش و نیم” به “ایسنا” گفته است: برای یک سکانس چند دقیقه ای گاهی چند روز با فیلمبردار و عوامل دیگر تمرین می‌کردیم تا به بهترین نحو فیلمبرداری انجام شود.

به گزارش سینماروزان همه هنر کارگردانی به جلوی دوربین رفتن با دکوپاژ کامل است و اینکه تازه حین فیلمبرداری با تمرین به دکوپاژ نهایی برسیم در اسلوب حرفه ای گری و جایی که بابت ریال به ریال سرمایه باید جواب داد منطقی نیست. اگر شراکت سرمایه گذار چندفیلمه نبود آیا امکان داشت چنین وقت و متعاقب آن هزینه ای شود برای ضبط تک تک سکانسها؟؟؟




راه اندازی صنف واحد تهیه‌کنندگان با حضور «سرمایه‌گذار هشت فیلمه»؟؟؟+عکس

سینماروزان: انتشار تصاویری از کافه نشینی شماری از تهیه‌کنندگانی که مدام علیه ورود سرمایه های مشکوک به سینما موضع میگیرند در کنار محمدصادق رنجکشان که به طور متوالی در حدود هشت فیلم سرمایه گذاری کرده، به شدت پرسش ساز شده است.

به گزارش سینماروزان در این تصاویر از مرتضی شایسته تا غلامرضا موسوی تا تهیه کننده فیلم سه ارگانی هلاکت موسی خیابانی تا شریک مجری درگیر در پرونده یک موسسه مالی-اعتباری، همه کنار رنجکشان حضور به هم رسانیده اند!

آیا صنف واحد تهیه کنندگان بناست با حضور رنجکشان به رسمیت شناخته شود؟

کافه نشینی محمدصادق رنجکشان و گروهی از تهیه کنندگان
کافه نشینی محمدصادق رنجکشان و گروهی از تهیه کنندگان



اظهارات محسن امیریوسفی که در دولت دوم اعتدال تا ریاست شورای صنفی نمایش پیش رفت و برای آخرین فیلمش حمایت ۶۹۵میلیونی(سال ۹۱) فارابی را داشته⇐در شرایط سختی هستیم/متأسفانه دولت اعتدال در زمينه فرهنگي به‌ویژه سينما موفق نبود!!/از وزرای روحانی توقع نمیرفت که توان حل مشکل “آشغالها…” را نداشته باشند!!/دولتمردان راه‌حلي فراتر از “گفتاردرماني” بيابند!!

سینماروزان: محسن امیریوسفی کارگردانی است که بیشتر از کیفیت آثار به توقیف فیلمهایش شناخته میشود. او کلا سه فیلم بیشتر نساخته اما حاشیه های شکل گرفته بر سر توقیف این فیلمها اسباب در کانون توجه قرار گرفتن وی را موجب شده.

به گزارش سینماروزان محسن امیریوسفی که از جمله حامیان انتخاباتی حسن روحانی بوده و در روندی عجیب و با ساخت فقط سه فیلم(!) در دولت دوم اعتدال به ریاست شورای صنفی نمایش رسیده به تازگی در گفتگویی با “شرق” به انتقاد از روحانی پرداخته است!!

محسن امیریوسفی که برای فیلم “آشغالها…” حمایت 695میلیونی فارابی در سال 91 یعنی زمانی که دلار کمتر از 4هزار تومان بود را داشته ، با اشاره به وضعیت فیلم آخرش بیان داشت: فيلم‌نامه «آشغال‌هاي دوست‌داشتني» در پاييز 89 براي دريافت پروانه ساخت به سازمان سينمايي ارائه شد که بعد از يک‌سال‌و نيم رفت‌وآمد و 16 بازنويسي فيلم‌نامه! در تير 91 پروانه ساختش را دريافت کرد. اين فيلم در زمان وزارت آقاي محمد حسيني پروانه ساخت گرفت و در زمان وزارت آقاي جنتي توقيف شد! در زمان وزارت آقاي صالحي‌اميري پروانه نمايش دريافت کرد و در زمان وزارت آقاي دکتر صالحي مشمول «قول اکران» شد! «آشغال‌هاي دوست‌داشتني» تاکنون چهار وزير ارشاد را به خود ديده است که هرکدام روش متفاوتي در مقابل اين فيلم اتخاذ کرده‌اند؛ ولي از وزراي آقاي دکتر روحاني توقع نمي‌رفت که توان حل مشکل يک فيلم را نداشته باشند و اين‌طور ارثيه توقيف و اکران‌نشدن آن را براي يکديگر بگذارند و روزبه‌روز مسئله را سخت‌تر و پيچيده‌تر کنند.

این کارگردان درباره موضع گیری سیاسی آینده اش اظهار داشت: مسئله فيلم‌هاي من هرچند مستقيم بر کار و زندگي و روحيه خودم تأثير گذاشته و با دستپخت مديران سينمايي دکتر روحاني شش سال خانه‌نشيني برايم به ارمغان آورده! ولي در مسائل مهمي مثل انتخابات رياست‌جمهوري ديگر بحث شخصي نيست. ولي متأسفانه دولت اعتدال در زمينه فرهنگي به‌ویژه سينما آن‌چنان موفق نبود، هرچند بايد به آمار کلي فروش فيلم‌هاي سينمايي که بالاتر رفته و بيشترشدن تعداد سالن‌هاي مناسب سينما و البته تأسيس گروه «هنر و تجربه» اشاره کرد.

امیریوسفی خاطرنشان ساخت: بازهم بايد تکرار کنم که من در زمينه امیدواری شبيه فيلمم «آشغال‌هاي دوست‌داشتني» هستم و اميد و انگيزه‌اي که گفتيد مثل اميدي است که در اين فيلم وجود دارد. اميدي که براي مردم زماني خودش را در جنبش ملي‌شدن صنعت نفت نشان داد. زماني در انقلاب و بعد در جنبش اصلاحات، اميدي که آخرين‌بار هم در انتخابات سال 96 خود را نشان داد و اميدوارم به نااميدي و بي‌تفاوتي مردم مثل بعضي سال‌هاي گذشته منجر نشود. هرچند با ديدن وضعيت اقتصادي و روحي مردم واضح است که در شرايط سختي هستيم و بايد دولتمردان راه‌حلي فراتر از گفتاردرماني بيابند.




عمق فاجعه را ببینید⇐تازه دو هفته پیش از مرگ فرج حیدری، مشکلات بیمه‌اش حل شده بود!!!

سینماروزان: ماه‌هاست که رسانه‌های مستقل درباره مشکلات معیشتی بدنه سینمای ایران می‌گویند و سینماگران هم مدام درباره کم‌کاری تنها نهاد صنفی‌شان در این باره اظهارنظر می‌کنند و متأسفانه همچنان این مشکلات وجود دارد.

در هفته های اخیر کم نشنیده‌ایم گلایه‌های برخی از اعضای صنوف مختلف خانه سینما را که از ماندن طولانی در صف انتظار بیمه شدن نالیده‌اند و همچنان اقدام ضربتی برای حل این مسأله را شاهد نیستیم و به‌جایش مدیران سینمایی توئیت میزنند در رثای سینماگرانی که دو دهه قبل مرحوم شده اند.

درگذشت فرج حیدری فیلمبردار باسابقه سینمای ایران مجالی شده که علی اللهیاری از دیگر فیلمبرداران باسابقه در کنار ذکرخیر فرج گلایه کند از اینکه او تا دو هفته پیش از مرگ حتی بیمه هم نداشته!!!

علی اللهیاری به «ایسنا» گفت: حدود دو سال بود که من به شخصه دنبال کارهای بیمه‌ای او بودم و از طریق صندوق اعتباری هنر شرایط بیمه‌اش را پیگیری می‌کردم. و تازه حدود دو هفته پیش که با هم صحبتی داشتیم توانسته بودم نامه‌ها و امضاهای لازم را از خانه سینما جمع‌آوری کنم که اگر انجام می‌شد بیمه بازنشستگی‌ شامل حالش می‌شد و حالا از دست دادن او واقعا سخت است.

آیا واقعا ایجاد تسهیلات بیمه‌ای برای سینماگران این قدر دشوار است که حتی یکی مثل فرج حیدری با سابقه فیلمبرداری آثاری همچون «بایکوت»، «ناصرالدین شاه اکتور سینما»، «تاراج» و بسیاری دیگر از آثار خاطره انگیز باید در فاصله ای کوتاه تا مرگ هم بیمه بازنشستگی نداشته باشد!!!؟؟ آن هم بیمه ای که مستمری بازنشستگانش در حال حاضر یک میلیون و 200 هزار تومان است؟؟




پرسشهای منتج از صدور بیانیه ای برای حذف پروانه ساخت⇐چرا بخش عمده فیلمسازان شاخص کشور این بیانیه را امضاء نکرده اند؟؟/ از حذف پروانه ساخت چه کسی سود می برد؟ فیلمسازان استخوان خرد کرده یا تهیه کننده نمایانی که در کار واردات بچه مایه داران عشق کارگردانی به سینما هستند؟؟/چرا علیه ورود سرمایه های مشکوک به سینما بیانیه نمیدهند؟/ چرا علیه انحصار اکران بیانیه نمیدهند و امضاء جمع نمیکنند؟؟/چرا درباره ورود یک بیت کوین باز ۲۶ ساله به سینما و آن هم از کانال یک محفل هشت میلیاردی(!!) بیانیه نمیدهند؟/ چرا درباره ورود “سرمایه گذار هشت فیلمه ۷۰ ساله” و اینکه پولش از کدام کشور خارجی وارد شده بیانیه نمی دهند؟

سینماروزان: اخیرا بیانیه ای حاوی درخواست حذف پروانه ساخت از سیکل تولید محصولات سینمایی منتشر شده.

در صدر این بیانیه مدعی شده اند امضای 200 فیلمساز پای آن آمده ولی به دل امضاکنندگان که میزنی کمتر از هر چیز نام کارگردان شاخص است که به چشم میخورد و به جایش از هنرور تا منتقدان تاریخ مصرف گذشته و دلالان فیلم و کارمندان محافل بودجه خوار است که نامشان در بین امضاءشوندگان آمده.

نخستین پرسشی که با انتشار بیانیه مذکور رقم میخورد همین چرایی عدم حضور کارگردانان شاخص در میان امضاءکنندگان است.

پرسش بعدی هم درباره درخواست واپسگرای ارائه شده در بیانیه است. حذف پروانه ساخت به نفع کیست؟

کم پیش می آید استخوان خردکرده های سینما در دریافت پروانه ساخت مشکل داشته باشند پس حذف پروانه ساخت کمترین دغدغه فیلمسازان باتجربه نیست و فقط به سود تهیه کننده نمایانی است که اجاره کارت تهیه کنندگی را مجالی کرده اند برای تور کردن بچه پولدارهای عشق فیلم!! این طیف با حذف پروانه ساخت راحتتر میتوانند به واردات پرسود بچه پولدارهای عشق کارگردانی به سینما اقدام کنند!!

راستی چرا به جای حذف سانسور میگویند حذف پروانه ساخت؟ اگر با سانسور مخالفند که باید با نظارت در مسیر صدور پروانه نمایش هم مخالف باشند! این طور نیست؟

در همین اوضاع فیلمهایی مثل “کاناپه” و “ارادتمند…” که با پروانه ساخت تولید شدند هم گرفتار توقیفند وای به حال آن روزی که محصولات بدون پروانه ساخت تولید شوند!

سینمای ایران آفت و مسأله مبتلابه کم ندارد که اتفاقا بدنه حرفه ای سینما مدام از آنها نالیده اند و میتوان درباره آنها بیانیه داد.

آیا کسی میداند چرا علیه ورود سرمایه های مشکوک به سینما بیانیه نمیدهند؟ چرا علیه انحصار اکران بیانیه نمیدهند و امضاء جمع نمیکنند؟؟چرا درباره ورود یک بیت کوین باز 26 ساله به سینما و آن هم از کانال یک محفل هشت میلیاردی(!!) بیانیه نمیدهند؟ چرا درباره ورود “سرمایه گذار هشت فیلمه 70 ساله” و اینکه پولش از کدام کشور خارجی وارد شده بیانیه نمی دهند؟

صدالبته که بیانیه دادن آن هم از طریق گروه زدن در فضای مجازی(!!) ابتدایی ترین واکنش به معضلات است. ای کاش حداقل از همین امکان ابتدایی هم درست استفاده میشد ولی زهی خیال باطل…




حرفهای قابل تأمل تهیه کننده “مختارنامه” در روزهایی که سازمان از آغاز پیش تولید “سلمان” خبر داده⇐چون فهمیدم امکان تولید «سلمان فارسی» آن طور که خودم می‌خواهم وجود ندارد پس قیدش را زدم!!/ آقایان می‌خواستند «سلمان…» را جور دیگری بسازند و چون با زاویه نگاه ایشان کنار نیامدم از تهیه کنندگی کنار کشیدم!!/امیدوارم میرباقری موفق باشد ولی ساخته شدن «سلمان…» به این راحتیها نیست!!

سینماروزان: در روزهای گذشته خبری درباره آغاز پیش تولید سریال “سلمان فارسی” در بخشهای خبری صداوسیما منتشر شد. خبری که متکی بود بر ملاقات داوود میرباقری با رییس سازمان بدون کمترین داده ای درباره تیم تولید و انتخاب بازیگران و حتی زمان فیلمبرداری!!

به گزارش سینماروزان محمود فلاح تهیه کننده ای که پیشتر در تولید “مختارنامه” کنار میرباقری بود در اظهاراتی برای “جام جم” از دلایل کنار رفتن خود از پروژه “سلمان” سخن گفته است.

محمود فلاح گفت: سالها بعد از بازنشستگی رسمی‌ام این روزها بیش ار همیشه احساس بازنشستگی می‌کنم البته نه به خاطر عدم توانایی شخصی بلکه به خاطر عدم توانایی روی غلتک انداختن پروژه‌هایی که مدتها دنبالشان بودم. طرحهایی که بعد از «مختارنامه» برای تولید داشتم اغلب تاریخی بودند و دیگر مثل قدیم نمی‌شود کارهای تاریخی را به جریان انداخت چون اوضاع اقتصادی در همه جا نامیزان است و در این نامیزانی بودجه‌هایی که می‌آید صرف کارهای روتین می‌شود.

این تهیه کننده ادامه داد: مدتها پیش چون فهمیدم امکان تولید «سلمان فارسی» آن طور که خودم می‌خواهم وجود ندارد پس قیدش را زدم. آقایان می‌خواستند «سلمان…» را جور دیگری بسازند و چون با زاویه نگاه ایشان کنار نیامدم از تهیه کنندگی کنار کشیدم.

محمود فلاح افزود: البته داوود میرباقری دوست عزیزم همچنان به دنبال فراهم آوردن شرایط تولید این سریال است و از صمیم قلب از خدا میخواهم کمکش کند ولی آنچه حس شخصیم است اینکه ساخته شدن «سلمان…» به این راحتیها نیست. «سلمان…» باید به گونه‌ای ساخته شود که چندپله جلوتر از «مختارنامه» و تمام محصولات تاریخی پیش از خود باشد و اگر بدون اطمینان به این اتفاق به تولید برسد مطمئنا کارنامه عواملش را خدشه‌دار خواهد کرد. امید که لطف خدا همراه میرباقری باشد و در صورت فراهم شدن ابزار بتواند یک سریال ماندگار دیگر خلق کند.




داداش کوچیکه شمقدری-با سابقه تولید «پایان نامه» در زمان ریاست برادر-اظهار داشت⇐غلبه کمّیت گرایی، معضل کارنامه حیدریان بود!/ مشکل زمانی حل می‌شود که نگاه‌های سخیف کمی به نگاه‌های کیفی تغییر پیدا کند!!/چرا تلقی شان از سینمای ارزشی فقط سینمای جنگ و دفاع مقدس است؟/چرا کمدیهایی نداریم که با زبان طنز، مشکلات اجتماعی را طرح کنند؟/جناب داروغه زاده، لیستی از فیلم‌هایی را که حاضرند با خانواده خویش در سینما ببینند، معرفی کنند!!!

سینماروزان: سرپرستی حسین انتظامی بر سازمان سینمایی همچنان مواجهست با اظهارات سینماگران مختلف درباره اوضاع سینما و توصیه ها به ایشان.

به گزارش سینماروزان روح الله شمقدری برادر کوچکتر جواد که در زمان ریاست اخوی، فیلم پرحاشیه “پایان نامه” را تولید کرده بود در واکنش به انتصاب انتظامی به “کیهان” گفت: بررسی آنچه در اخبار از مراسم معارفه سرپرست سازمان سینمایی منتشر شده، نشان دهنده یکی از معضلات جدی است که‌گریبان سینمای ما را گرفته و آن هم نگاه کمی و آماری است. حتی در بررسی عملکرد محمدمهدی حیدریان به عنوان رئیس‌سازمان سینمایی نیز فقط مسائل کمی در نظر گرفته می‌شود؛ بدون آنکه در نظر گرفته شود که این آمارها منفعتی برای فرهنگ و هنر انقلاب و کشور داشته یا نه! سینمایی که درآمدزایی و افزایش مخاطب آن از فیلم‌های کمدی مبتذل است، شاید از نظر کمی پیشرفت کند، اما در نهایت منفعتی برای این عرصه نخواهد داشت.

وی افزود: مشکل ما در مدیریت سینما زمانی حل می‌شود که این نگاه‌های سخیف کمی به نگاه‌های کیفی تغییر پیدا کند. یعنی به جای اینکه آمال و آرزوی ما این باشد که تنها زیرساخت‌ها را افزایش دادیم، گزارش کار مدیران سینمایی ما پاسخ به این سؤالات باشد که؛ چه تعداد اثر و فیلم ارزشی را حمایت کردیم؟ چقدر به سینمای انقلاب کمک کردیم؟ چقدر فیلم ارزشی با ویژگی جذب مخاطب اکران کردیم؟ چقدر فضا را برای جذب مخاطب‌های فراموش شده سینما که خانواده‌های اصیل ایرانی هستند و حاضر هستند برای تماشای فیلم خوب هزینه کنند آماده کردیم؟ و… اگر نگاه‌های مدیریت در آینده به سمت این نگاه‌های کیفی برود، می‌توان به بهبود سینمای ایران امیدوار بود، اما اگر باز هم نگاه‌ها به حوزه کمی محدود شود، مضر خواهد بود.

مدیر خبرگزاری “سینماپرس” ادامه داد: اگر بنا باشد مدیریت آینده به نفع فرهنگ و هنر انقلاب کار کند، نیازمند تعیین استراتژی در تولیدات سینمایی است. یعنی ما ابتدا باید بدانیم از چه آثاری و در چه شاخصه‌هایی می‌خواهیم حمایت کنیم و به جای اینکه حمایت‌ها بین آثار متعددی که اتفاقا با ادعای بخش خصوصی بودن ساخته می‌شود، تقسیم شود، این حمایت‌ها در آثاری که بار محتوایی مناسبی دارد تمرکز یابد. یعنی بگذاریم بخش خصوصی کار خودش را بکند و سازمان سینمایی به عنوان متولی دولتی سینما که بودجه سینما از بیت‌المال را در دست دارد از آثاری حمایت کند که نیاز امروز جامعه است. این هم نیاز به تعیین استراتژی دقیق دارد. مدیر سازمان سینمایی باید اول بداند که چه محتوایی نیاز امروز جامعه ماست. یکی از مشکلات بزرگ سینمای ایران این است که افراد در سطح مدیریت سینما اصلا نمی‌دانند که چه محتوایی نیاز امروز ماست. وقتی هم که می‌گوییم آثار ارزشی، ذهنشان فقط سراغ سینمای دفاع مقدس می‌رود. این درحالی است که می‌توان در ژانرهای متنوع، به موضوعات ارزشی و استراتژیک پرداخت.

شمقدری گفت: خود کمدی یک مسئله مهم است؛ یعنی فیلم‌های کمدی ما به جای اینکه معضل و مشکلات اجتماعی را با زبان طنز و مفرح مطرح کند، خود مشکل اجتماعی ایجاد می‌کند. چرا در حوزه سینمای کودک آثاری نداریم که برای آینده سازان این کشور فرهنگسازی کند؟ آثار کودک و نوجوان ما عموما ضدفرهنگ شده‌اند و مروج رفتارهایی هستند که هیچ نسبتی با فرهنگ ایرانی- اسلامی ما ندارد. بنابراین علاوه‌بر سینمای انقلاب و دفاع مقدس که مهجور هستند و جای آنها همیشه باید محفوظ بماند، در ژانرهای دیگر هم باید حمایت محتوایی اتفاق افتد و تنوعی از آثار داشته باشیم که بتوان به خانواده‌ها توصیه کرد که بروند ببینند. الان جای سؤال است که مدیران سینمایی واقعا کدام فیلم را می‌توانند به خانواده‌ها توصیه کنند؟ برای من جالب است که مثلا آقای داروغه‌زاده (معاون محترم نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی) که می‌فرمایند اگر فیلم مبتذل و مستهجن در سینما اکران شده دیگران به ایشان معرفی کنند، خود ایشان لیستی از فیلم‌هایی را که حاضرند با خانواده خویش در سینما ببینند، معرفی کنند! واقعا جای اندوه دارد که در سینمای ایران چرا باید فیلم‌هایی اکران شود که انسان از دیدن برخی صحنه‌های آن احساس شرم پیدا کند؟! و پیشرفت واقعی سینمای ایران زمانی اتفاق خواهد افتاد که این مشکلات سینما اصلاح شود.




پرسشهای منتج از پخش یک آیتم خبری درباره سریال «سلمان» در رسانه ملی⇐آیا مفهوم پیش تولید تغییر یافته؟/آیا آغاز پیش تولید «سلمان» یعنی ملاقات سازندگان با رییس؟؟/آیا آقازاده میرباقری بناست نقش «سلمان» را بازی کند؟؟

سینماروزان: به تازگی یک آیتم خبری مبتنی بر آغاز رسمی پیش تولید سریال تلویزیونی “سلمان فارسی” جدیدترین ساخته داوود میرباقری از برخی بخشهای خبری شبکه های مختلف سیما روی آنتن رفت.

در روند حرفه ای تولید ، پیش تولید در مورد سریالی تاریخی مانند “سلمان” به معنای آغاز عقد قرارداد با بازیگران، پایان بازبینی لوکیشن و آماده سازی لباس و در نهایت آغاز فیلم برداری در مدت زمانی کوتاه است اما در آیتم خبری مذکور جز ملاقات چند تن از سازندگان سریالی تاریخی با مدیر سازمان صدا و سیما را ندیدیم! آیا مفهوم پیش تولید هم تغییر یافته؟؟

آنچه در شبکه های سیما نمایش داده شد، جلسه کارگردان، طراح چهره پردازی، طراح لباس، طراح صحنه و آقازاده میرباقری (حامد میرباقری) با رییس سازمان صدا و سیما بود و همه چیز در اتاقی دربسته رخ داد و چند تصویر آرشیوی از شهرک نور هم ضمیمه آن شد تا ثابت کند این سریال تاریخی که در هفت سال گذشته بارها خبر پیش تولید آن شنیده شده، همچنان در مرحله پیش تولید است!؟؟

گفته می شود این سریال 800 بازیگر اصلی دارد و چهار سال زمان صرف تولید آن خواهد شد اما با توجه به سابقه کاری میرباقری و وسواس وی، اگر دو برابر این زمان هم صرف تولید آن شود، جای تعجب نیست.

درباره عدد و رقم تولید این سریال هنوز نکته ای بیان نشده است. در شرایطی که آخرین فیلم تاریخی سینمای ایران به اذعان سازندگان آن بیش از صد میلیارد تومان هزینه داشته، حالا سریال 800 بازیگری میرباقری چه هزینه ای روی دست صدا و سیما خواهد گذاشت؟

در آیتم خبری اخیر، میرباقری درباره بازیگر نقش “سلمان فارسی” سکوت کرد. آیا منطبق با برخی شنیده های غیر رسمی این نقش سهم حامد میرباقری آقازاده کارگردان خواهد شد؟؟؟!!




ادعاهای کارگردانی که شش سال بعد از همکاری با بابک زنجانی فیلم دیگری در سینما نساخت⇐به تهیه کنندگی هدیه تهرانی پروانه ساخت گرفتم اما نشد!/به خاطر “لانتوری” فیلمی با مضمون اسیدپاشی را تولید نکردیم/جمع دستمزد مهتاب کرامتی و علی مصفا برابر است با دستمزد کل بازیگران سریالی که برای تلویزیون ساختم!

سینماروزان: یکی از نخستین پروژه های سینمایی که با حمایت مالی بابک زنجانی به تولید رسید “هیچ کجا هیچ کس” نام داشت.

به گزارش سینماروزان ابراهیم شیبانی کارگردان این فیلم که پس از اکران آن نتوانست فیلم دیگری را برای سینما بسازد اخیرا با سریال “نجوا” به رسانه ملی آمده!

این کارگردان در چرایی عدم تولید فیلم سینمایی بعد از “هیچ کجا هیچ کس” به بهناز شیربانی در “شرق” گفت: من پروژه‌ای را اواخر سال 92 با نام «سایه‌ات را قاب می‌گیرم» به‌همراه خانم هدیه تهرانی شروع کردم. پروانه ساخت هم گرفتیم به تهیه‌کنندگی خانم تهرانی و قرار بود ایشان بازیگر فیلم نیز باشند، اما فیلم‌نامه آن نشد که هر دوی ما انتظار داشتیم و تصمیم گرفتیم قصه دیگری را کار کنیم.

شیبانی با اشاره به تلاش ناکام برای ساخت فیلمی با مضمون اسیدپاشی گفت: بعد از آن که مینی‌سریال «پازل» را در سال ۹۳ برای شبکه یک ساختم، کاری را با آقای اکبر نبوی شروع کردیم. مراحل تحقیق و نگارش را به همراه دو نویسنده خوب سینما گذراندیم و در سال ۹۴ پروانه ساخت گرفتیم، اما به این دلیل که فیلم‌نامه درباره اسیدپاشی بود و رضا درمیشیان فیلم “لانتوری” را ساخته بود و به نظرمان فیلم قابل‌توجهی بود، تصمیم گرفتیم ساخت آن را متوقف کنیم. هر کدام از دو پروژه در مراحل نگارش و تحقیق یک سال وقت من را گرفت. سال 95 آقای شاهسواری ساخت «نجوا» را پیشنهاد دادند که تا امروز همچنان مشغول آن بودم.

شیبانی در جایی دیگر از گفتگو درباره برنامه هایش برای حضور مهتاب کرامتی و علی مصفا در سریال “نجوا” اظهار داشت: در دوره‌ای با سعید شاهسواری تهیه کننده سریال به این نکته فکر می‌کردیم که از بازیگران شناخته‌شده‌تر یا بازیگران سینما برای سریال استفاده کنیم. نام خانم کرامتی زمانی که بیژن میرباقری تصمیم داشتند سریال را کارگردانی کنند، مطرح شده بود، حتی در آن زمان با آقای علی مصفا هم صحبت‌هایی مبنی بر حضور در سریال شده بود. من که به پروژه اضافه شدم هم همین صحبت‌ها بود، اما از آنجایی که بودجه در تلویزیون بسیار محدود است و حجم کار بسیار زیاد بود، برآورد نشان می‌داد با دستمزدی که دوستان دارند، این انتخاب‌ها برای تلویزیون معقول نیست، در مقطعی تصمیم گرفته شد چند بازیگر اصلی را از چهره‌های شناخته‌شده‌تر انتخاب کنیم و باقی بازیگرها از میان کسانی انتخاب شوند که خیلی برای مخاطب آشنا نیستند. اما همان دستمزد دو بازیگر می‌شد کل برآورد بازیگری سریال “نجوا”. بسیاری از سریال‌ها با چنین نگاهی ساخته می‌شوند، اما متأسفانه نقش‌های فرعی‌تر به این بازیگران  سپرده می‌شود.