صرف ۴میلیارد تومان ناقابل برای ساخت ۹دقیقه کلیپ؛ اولین دستاورد ورود نورسان به یک ارگان ارزشی!!!؟؟

سینماروزان/کیوان بهارلویی: صرف ۴میلیارد تومان برای ساخت ۹دقیقه کلیپ در یک ارگان ارزشی، بسیار پرسش‌زاست.

به گزارش سینماروزان شاید باورش سخت باشد ولی در همان دورانی که بدنه سینمای ایران باید در یافت‌آباد صف ببندند تا با منت فراوان یک سبدکالا بگیرند، بریز و بپاش‌هایی در ارگانهای هنری میشود قابل ثبت در گینس.

در یکی از تازه‌ترین بریز و بپاش‌ها، در یک ارگان مثلا ارزشی نزدیک به ۴میلیارد تومان هزینه صرف شده برای تولید ۹ کلیپ یک دقیقه‌ای تلویزیونی!

عجبا که چندین کلیپ از این مجموعه نیز مناسب پخش از تلویزیون تشخیص داده نشده‌اند و لابد باید در آرشیو خاک بخورند.

این ارگان همان ارگانی است که اخیرا چندی از نیروهای نورس به‌ظاهر ارزشی و ازجمله یک آقازاده بدان راه پیدا کرده و منصب مدیریتی یافته‌اند.

البته که تزریق نیروهای جوان و خوشفکر ایرانی در هر مجموعه‌ای آن هم در آستانه ۱۴۰۰ امری است بسیار زیبنده ولی وقتی شرط اصلی صدور احکام مدیریتی، ظاهرالصلاح بودن است و نه طهارت باطن، همین می‌شود که هست.

این نورسان بودجه ۴میلیاردی را که می‌شد با آن صدها مستندساز یا فیلم‌کوتاه‌ساز را حمایت کرد صرف ساخت ۹دقیقه کلیپ می‌کنند و البته هیچ شفاف‌سازی هم نمی‌‌کنند که چگونه فاکتورسازی کرده‌اند برای این ۹دقیقه؟؟

با یک تقسیم ساده مشخص است که برای هر دقیقه کلیپ ییش از ۴۰۰میلیون بودجه گرفته‌اند که لابد چون نیت‌شان، خیر(!!) بوده، حلالِ حلال است!!؟؟




علیرضا رییسیان تاکید کرد⇐وقتی اکثر شهرهای ایران در وضعیت قرمز هستند و زیرساخت‌های برگزاری جشنواره به صورت آنلاین وجود ندارد، اصرار به برگزاری جشنواره‌های دولتی چه منطقی دارد؟؟؟/هیچ کدام از جشنواره‌هایی که در چند ماه گذشته برگزار شده‌اند جذابیت سال‌های گذشته را نداشتند و بسیار بی‌رمق بودند!!/وقتی جشنواره کن هم به‌خاطر کرونا لغو شده چرا مدیران جشنواره‌های داخلی خود را تافته جدابافته می‌دانند و راضی به تعطیلی نیستند؟

سینماروزان: علیرضا رئیسیان کارگردان سینما با اشاره به اینکه اغلب جشنواره‌های مهم دنیا در سال گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا تعطیل شده‌اند تأکید کرد که جشنواره‌های داخلی که در این ماه‌ها برگزار شدند هیچ جذابیتی نداشتند.

علیرضا رئیسیان به خبرگزاری برنا اظهار داشت: تا امروز از زمان شیوع ویروس کرونا در جهان هیچ جشنواره‌ای به صورت کامل مثل سال‌های گذشته برگزار نشده و جشنواره‌ها در بهترین حالت در یک محدوده زمانی مشخص به صورت محدود برگزار شده‌اند.

کارگردان “چهل سالگی” و “ایستگاه متروک” خاطرنشان کرد: جشنواره‌هایی مثل ونیز در شرایطی برگزار شده‌اند که با شرایط کشور ما بسیار متفاوت است، آخرین دوره این جشنواره علاوه بر اینکه بسیار محدود و اصطلاحاً جمع و جور بود، در شرایطی برگزار شد که کشور ایتالیا و شهر ونیز در موج شدیدی از شیوع کرونا قرار نداشت ولی کشور ما در حال حاضر در شرایط خطرناکی است که بسیاری از مشاغل تعطیل هستند؛ افراد بسیاری برای جلوگیری از شیوع کرونا خانه‌نشین شده‌اند و الزامی به برگزاری جشنواره احساس نمی‌شود.

او افزود: در حدود یک سالی که ویروس کرونا در جهان شایع شده برخی جشنواره‌ها نیز به صورت غیرحضوری و آنلاین برگزار شده‌اند، اما برگزاری آنلاین جشنواره‌ها مستلزم فراهم کردن زیرساخت‌های اینترنتی است که در این کشورها زیرساخت‌ها فراهم بوده و در کشور ما اینگونه نیست و حضور در جشنواره آنلاین برای صاحبان آثار خطر قاچاق فیلم را به همراه دارد.

این کارگردان در ادامه گفت: با توجه به اینکه کشور ما در موج شیوع کرونا قرار دارد و اکثر شهرها در وضعیت قرمز هستند و از طرفی زیرساخت‌های برگزاری جشنواره به صورت آنلاین وجود ندارد، اصرار به برگزاری جشنواره را منطقی نمی‌دانم. حتی با نادیده گرفتن این شرایط هم تعداد فیلم‌های تولید شده کم است و نمی‌توان انتظار داشت که جشنواره‌ای باشکوه امسال برگزار شود.

کارگردان فیلمهای “دوران عاشقی” و “مردی بدون سایه” تأکید کرد: برگزاری جشنواره‌ فیلم فجر در این شرایط تصمیمات عجیبی است که مسئولان باید درباره دلایل اصرارشان به برگزاری، توضیحات قانع‌کننده‌ای دهند و نباید صرف وجود بودجه‌ای برای برگزاری جشنواره به اجرای این تصمیم پافشاری کنند. اگر جشنواره‌‌ فجر برگزار شد و هیچ نتیجه‌ای برای سینمای کشور نداشت و حتی شاهد ابتلای افراد حاضر در جشنواره بودیم مسئولان باید پاسخگو باشند.

او تصریح کرد: هیچ کدام از جشنواره‌هایی که در چند ماه گذشته با وجود رعایت نکات ایمنی برگزار شده‌اند جذابیت سال‌های گذشته را نداشتند و بسیار بی‌رمق بودند. در سالی که گذشت جشنواره فیلم کن، مهم‌ترین رویداد سینمایی جهان هم لغو شد و فقط بازار این جشنواره به صورت آنلاین برگزار شد، ما نباید خود را تافته جدابافته بدانیم، اصرار به برگزاری جشنواره‌های دولتی با بودجه‌های عمومی ضرورتی ندارد و پرسش‌های جدی برای این اصرار وجود دارد.

رئیسیان در پایان گفت: اگر برگزاری جشنواره فیلم فجر دلایلی غیرسینمایی دارد، بهتر است این دلایل مطرح شود چرا که با توجه به کیفیت برگزاری و میزان تولیدات سینمایی، برگزاری جشنواره منطقی به نظر نمی‌رسد و حاصلی برای سینما نخواهد داشت. شاید بهتر باشد این دوره از جشنواره را برای 6 ماه یا یک سال به تعویق انداخت تا با کیفیت بهتری برگزار شود.

 




پرسش‌هایی پیش‌روی مدیران نظارتی ارشاد⇐چرا یک سامانه وی‌او‌دی معلوم‌الحال با عقد قراردادهای یک‌طرفه با صاحبان آثار، شرایط خود را به فیلمسازان تحمیل کرده؟؟/چرا این سامانه وی‌او‌دی با انعقاد قراردادهایی بدتر از ترکمانچای، قیمت مطلوب خود را بصورت یک‌طرفه به صاحب فیلم دیکته می‌کند؟؟/در حالی که سهم دفاتر پخش از فروش فیلمها فقط ده درصد است، چرا این سامانه بدون صرف هر گونه هزینه، ۳۰درصد رقم فروش اکران آنلاین را به جیب می‌زند؟/چرا هیچ ابزار نظارتی برای راستی‌آزمایی آمار بلیت‌فروشی این سامانه در اکران آنلاین موجود نیست؟/چرا این وی‌او‌دی انبوه فیلم و سریال خارجی را بدون دریافت حق رایت در سامانه خود ارائه کرده؟/چرا این وی‌او‌دی حتی حاضر نیست از محل سود هنگفت ناشی از بزخری آثار سینمایی کمی امنیت شبکه خود را ارتقا بخشد؟/چرا این وی‌او‌دی هیچ کار جدی برای جلوگیری از سرقت و انتشار قاچاق سریع فیلم‌های صورت نمی‌دهد؟/ آیا این وی‌او‌دی معلوم‌الحال واهمه این را دارد که با تعطیلی قاچاق، مجبور به بالا بردن رقم خرید محصولات شود؟؟

سینماروزان/صالح دلدم: خبرهای منتشر شده از میزان پیشرفت در تولید واکسن کرونا و همچنین زمان بندی عرضه آن به تمامی مردم‌ جهان نشان می‌دهد که ویروس چینی کرونا تا یک سال آینده به گرفتار کردن مردم‌ جهان و تداوم سبک زندگی فعلی ادامه خواهد داد و کسب و کارها نیز در این یک سال باید راهی برای ادامه بقای خود بیابند.

به گزارش سینماروزان و به نقل از “ستاره‌سینما” «کرونا» در ایران و جهان بیشترین آسیب را به سینما به‌عنوان گزینه غیرضروری و البته محل تجمع افراد وارد کرد و در این میان باتوجه به شکل‌های نوین عصر ارتباط، مردم نیاز خود به فیلم و محصول نمایشی را از راه آنلاین برطرف کردند.

هرچه سالن‌های سینما و سازندگان فیلم‌هایی برای نمایش بر پرده سینماها در این مدت ضرر کردند، در عوض این پلتفرم‌ها و شرکت‌های فعال در عرصه نمایش آنلاین و دانلود فیلم بودند که به سود بیشتری دست یافتند.

در ایران دو پلتفرم و در اصل موضوع یک پلتفرم معلوم‌الحال با استفاده از فضای انحصاری به سود قابل توجهی دست یافت و در مقابل نیز با سوءاستفاده از بی‌رقیب بودن، ضمن عقد قراردادهای یک طرفه با صاحبان آثار که بدتر از قرارداد ترکمانچای است، شرایط خود را به فیلمسازان تحمیل کرد؛ قراردادهایی که در آن کلیه حق و حقوق هرگونه پخش و نمایش فیلم از سازنده و مالک اثر گرفته می‌شود و در قیمت گذاری نیز بصورت یک طرفه نرخ مدنظر پلتفرم به صاحب فیلم دیکته می‌شود و فیلمساز مجبور است با توجه به نبود آلترناتیو مناسب، به این شرایط ظالمانه تن دهد و البته سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد و خانه سینما نیز نظاره‌گر این تضییع حقوق فیلمسازان هستند.

شرایطی که برای فیلمساز غیر از ضرر چیزی به‌دنبال ندارد اما برای پلتفرم معلوم‌الحالی که حمایت‌های خاص پشتش است، سراسر سود بوده و حتی حاضر نیست از محل سود به دست آمده ناشی از بزخری آثار سینمایی، کمی امنیت شبکه خود را ارتقا بخشد تا مانع سرقت و انتشار قاچاق فیلم‌های در امانت در نزد خود بعنوان سامانه پخش شود!!
آیا این وی‌او‌دی واهمه این را دارد که با تعطیلی قاچاق، مجبور به بالا بردن رقم خرید محصولات شود؟؟
چون واضح است که «وی‌او‌دی» در هر شرایطی به سود می‌رسد و این تهیه‌کننده است که متضرر می‌گردد.

در حالی که دفترهای پخش سینمایی در هنگام اکران فیلم‌ها علیرغم هزینه‌های بالای کپی، تبدیل و تبلیغات تنها ده درصد حق پخش می‌گیرند، در حالت آنلاین پلتفرم‌ با سوءاستفاده از انحصار موجود، سی درصد از فروش فیلم را برمی‌دارد درحالی که در بیشترین حالت این درصد باتوجه به هزینه‌های نه چندان زیاد پخش آنلاین، باید پانزده درصد محاسبه شود.

موضوع به همین‌جا ختم نشده و درحالی که پلتفرم فقط از محل بیش از سیصد سایت دانلود قانونی به همان پولی که به‌عنوان رقم قرارداد به تهیه‌کننده رسیده، دست می‌یابد، حق این پارامتر و مشابه آن را از تهیه‌کننده می‌گیرد و همزمان از محل نمایش در «وی‌او‌دی» خود برای مشترکین نیز به سود سرشار دست می‌یابد. این را در نظر بگیرید که مقدار کلیک و بلیت فروشی نیز در اختیار پلتفرم بوده و تهیه‌کننده هیچ ابزار نظارتی نسبت به رقم دقیق بازدید ندارد. چرا هیچ ابزار نظارتی برای راستی‌آزمایی آمار بلیت‌فروشی این سامانه در اکران آنلاین موجود نیست؟

سود این «وی‌او‌دی»ها تنها به اجحاف به تهیه‌کنندگان وطنی نیز ختم نشده و با سوءاستفاده از عدم اکران فیلم‌های خارجی در سینماهای ایران و نبود قانون کپی‌رایت، فیلم‌ها و سریال‌های روز جهان را نیز بلافاصله از پخش قانونی جهانی و بدون خرید حق رایت سرقت کرده و در پلتفرم خود برای مشترکین خود به فروش می‌رسانند و به سرمایه هنگفت و بادآورده و البته حرام دست می‌یابند.

هرگاه در هر بخشی از یک‌ در انحصار و عدم شفافیت وارد شده، از در دیگر فساد ورود کرده و تنها راه مقابله، ایجاد فضای رقابتی و شکستن انحصار است.
موضوع «وی‌اودی»ها نیز از این قاعده خارج نیست و بهترین راه ممکن برای حفظ و حراست حقوق تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان سینما، شکستن این انحصار بوسیله راه‌اندازی یک پلتفرم نمایش آنلاین از سوی صنف اتحادیه تهیه‌کنندگان است، به این صورت که تهیه‌کنندگان و پخش‌کنندگان سینمای ایران می‌توانند یک «وی‌او‌دی» در انتظار سرمایه و آماده را در دست گرفته و بصورت سهامی با مشارکت تهیه‌کنندگان و اعضای صنف راه‌اندازی کنند و ضمن نمایش و خرید فیلم‌های سینمایی و پخش آن در نظارت صنف، از سهم مشارکت خود نیز به سود رسیده و حتی از تولید به مصرف، به تهیه فیلم و سریال خود نیز جهت تولید و پخش محتوا رونق بخشند.

 




اعطای وام میلیاردی به موسسه منسوب به شهرداری بابت پرداخت نکردن طلب پخش‌کنندگان؟؟؟

سینماروزان/محمد شاکری: موسسه تصویرشهر منسوب به شهرداری بابت پرداخت نکردن طلب پخش‌کنندگان آثار اکران۹۸(؟؟!!) مشمول وامی میلیاردی شده است.

این دیگر خیلی عجیب است؛ خیلی عجیب. دولتی که مدام کمبود بودجه را بهانه کرده برای گریز از اعطای تسهیلات معیشتی مکفی کرونا به اهالی سینما، در یک فقره وامی میلیاردی به موسسه‌ای منسوب به شهرداری می‌دهد برای پرداخت بدهی صاحبان فیلمها.

سازمان سینمایی به تازگی فهرست ۳۰ سینمای مشمول دریافت وام جهت پرداخت بدهی دفاتر پخش از اکران ۹۸ را منتشر کرده.

شفاف‌سازی سازمان سینمایی روشن ساخته ۱.۶۹میلیارد وام برای موسسه تصویرشهر منسوب به شهرداری به مدیریت هاشم میرزاخانی بابت چهار سینمای ملت، تماشا، راگا و رازی درنظر گرفته شده است تا با این وام، طلب پخش‌کنندگان را دهد!!

پردیس آزادی که مالکیت آن با حوزه و شهرداری و مدیریتش با حوزه است نیز مشمول ۱.۲۶میلیارد وام قرار گرفته!!

اینکه سینماهای متعلق به بخش خصوصی بابت تعطیلی کرونایی ۹ ماهه سینماها، عایدی لازم برای پرداخت حق و حقوق صاحبان آثار را نداشته‌اند و حالا حق خود را دریافت وام می‌دانند در تناقض نیست با اعطای وام به سینماهای ارگانی که گاهی حتی با توقیف خودسرانه فیلمهای مجوزدار ارشاد، حاشیه‌ساز شده‌اند؟؟

از اینها گذشته اگر بناست طلب پخش‌کنندگان از سینماداران توسط دولت پرداخت شود چرا دولت مستقیما این طلب را پرداخت نمی‌کند و سینماداران بدحساب را واسطه این کار کرده؟

فهرست منتشره سازمان سینمایی درباره اعطای وام به سینماداران را اینجا ببینید.




کمک نزدیک به نیم میلیاردی ارشاد به یک کارگردان بابت پیشگیری از سوءمصرف مواد!!!+عکس

سینماروزان/محمد شاکری: شفاف‌سازی وزارت ارشاد درباره کمک‌های مالی که در سال ۹۸ به اشخاص حقیقی کرده نام یک کارگردان سینما را پیش‌رو می‌گذارد.

به گزارش سینماروزان این کارگردان سینما که سالهاست فیلمی روی پرده‌ نداشته، سه سال قبل پروانه فیلمنامه‌ای با عنوان “توطئه فامیلی” را گرفت که بنا بود با نام “توطئه خانوادگی” به تولید برسد.

این کارگردان خسرو ملکان نام دارد که نزدیک به نیم‌میلیارد(دقیقا ۴۹۹.۸میلیون تومان) بابت پیشگیری از سوءمصرف مواد مخدر، از ارشاد کمک دریافت کرده است.

خسرو ملکان ازجمله کارگردانان نضج‌یافته در سینمای پس از انقلاب است که آخرین بار نزدیک به پانزده سال قبل کمدی “مادرزن سلام” را روی پرده داشت؛ فیلمی که بارها از تلویزیون هم پخش شده است.

ملکان کار سینمایی را از ابتدای دهه شصت خورشیدی با “حسن سنتوری/زخمه” آغاز کرد با بازی مهدی فخیم‌زاده که حال و هوای “علی سنتوری”مهرجویی هم بی‌شباهت به همین “زخمه” نبود.(اینجا را بخوانید)

“شب شکن” از دیگر کارهای سینمایی ابتدایی خسرو ملکان بوده که با بازی بهروز به‌نژاد و چنگیز وثوقی(برادر بهروز) با مضمون زندگی یک معتاد تولید شد و ازجمله آثار پرفروش دهه شصت بود.

“طوبی”و “تماس” (هر دو با بازی پروانه معصومی) و “عروسی مهتاب” ازجمله کارهای سینمایی ملکان و “پیک‌سحر” و “تعطیلات نوروزی” از مشهورترین سریالهایی هستند که ملکان ساخته است.

 

بخشی از فهرست کمکهای ۹۸ ارشاد که نام خسرو ملکان در آن دیده میشود

بخشی از فهرست کمکهای ۹۸ ارشاد که نام خسرو ملکان در آن دیده میشود




تاثیرپذیری از بی‌بی‌سی از زبان مدیر شبکه مستند⇐متأسفانه گویی برخی موضوعات را اول باید بی‌بی‌سی منتشر کند تا بعدتر ما بتوانیم درباره‌اش حرف بزنیم!!!/تا بی‌بی‌سی به موضوعی وارد می‌شود، ما هم می‌توانیم به آن ورود کنیم منتها برای پاسخ دادن نه ایجاد جریان؛ یعنی یک حالت انفعالی!!/تا بی‌بی‌سی شروع به ساختن مستند درباره ۸۸ کرد، گویی مجوزش صادر شد که در تلویزیون هم در این باره کار شود!/جریان را ما باید شروع کنیم نه این‌که منتظر باشیم وببینیم بی‌بی‌سی چه می‌گوید و بعد برویم جواب بدهیم!

سینماروزان: درباره ماهیت بنگاه خبرپراکنی بریتانیا یا همان بی‌بی‌سی، حرف و نظر بسیار است و کم نیستند عوام و خواصی که از تاثیرپذیری رسانه‌‌ای بسیاری از کشورهای جهان سوم از این رسانه حرف می‌زنند.

به گزارش سینماروزان محسن یزدی مدیر جوان شبکه مستند که سابقه فعالیت در رسانه‌های اصولگرا را داشته در خلال گفتگویی با جام‌جم و در شرح محدودیت‌های تولید مستند در تلویزیون نسبت به تاثیرپذیری بیش از حد از بی‌بی‌سی گلایه کرده است.

محسن یزدی بیان داشت: فکر می‌کنم مستند در تلویزیون حتما ظرفیت بالاتری از این دارد و همه تلاشمان را هم اول برای بهتر شدن مستندها، دوم بهتر شدن پخش و سوم هم ارتقای تبلیغات می‌کنیم. من معتقدم در تلویزیون ابتدا باید به پخش فکر کنیم، چون مشکل ما در مستند تولید نیست و مساله اصلی‌مان دیده شدن کارهاست. آثار درجه‌یک بسیاری وجود دارد که مردم ندیدند و از آن‌طرف ما تمام انرژی خود را روی تولید گذاشته‌ایم.البته اینها به این معنی نیست که تولیدی نباشد، چون در این صورت پخشی هم وجود ندارد، اما من می‌خواهم بگویم به‌اندازه همان ظرفیت تولید باید به ظرفیت پخش و تبلیغات هم توجه کنیم. شما می‌بینید امروز شبکه‌های معاند با مستندهایشان به ما لطمه می‌زنند، نه گزارش‌ها و اخبارشان. در این زمینه هم متأسفانه، گویی باید برخی موضوعات را اول بی‌بی‌سی منتشر کند تا ما بتوانیم درباره‌اش حرف بزنیم.

یزدی ادامه داد: گاهی ورود به بعضی از حوزه‌ها سخت است، اما تا بی‌بی‌سی به موضوعی وارد می‌شود، ما هم می‌توانیم به آن ورود کنیم منتها برای پاسخ دادن نه ایجاد جریان، یعنی یک حالت انفعالی!!! درصورتی‌که اساسا پاسخ دادن به عملیات طرف مقابل را من در رسانه متوجه نمی‌شوم.

یزدی تاکید کرد: اگر خود رسانه جریان‌ساز نباشد، می‌بازد. جریان را ما باید اول شروع کنیم نه این‌که منتظر باشیم وببینیم بی‌بی‌سی چه می‌گوید و بعد برویم جواب بدهیم. این اتفاق خیلی غلط است. ما دستمان در بعضی حوزه‌ها به این معنا بازنیست و این به دلیل اختلاف‌سلیقه‌هاست، چون برخی کارشناسانی که اتفاقا دلسوز هم هستند، معتقدند ورود به این حوزه‌ها خلاف مصالح کشور است.

مدیر شبکه مستند درباره شمول محدودیتهای مستندسازی گفت: در برخی حوزه‌های جنگ و تاریخ انقلاب، محدودیت وجود دارد.عمدتا از بیرون سازمان است که سازمان را تحت‌فشار قرار می‌دهد. یعنی واقعا به جهت آن‌که تلویزیون در خانه همه روشن است، گاهی جریانی شکل می‌گیرد و اتفاقی رخ می‌دهد که به‌واسطه آن به تلویزیون فشار وارد می‌کنند. گاهی هم این فشار از سر دلسوزی است. از نظر من امروز تلویزیون واقعا تحت‌فشار است، البته بازهم می‌گویم این حرف‌ها در سطح من نیست و اینها تنها نظر شخصی من است. از سوی دیگر خیلی‌ها می‌خواهند امروز تلویزیون را با فشارهایی که ایجاد می‌کنند، از جسارت بیندازند و زمانی که این اتفاق رخ دهد، دیگر هیچ‌چیزی از تلویزیون نمی‌ماند؛ چون رسانه باید جسارت و جایگاه داشته و قوی باشد.

یزدی خاطرنشان ساخت: تلویزیونی قوی است که مدبرانه و شجاعانه وارد عرصه‌های مختلف شود. شما امروز نمی‌توانید بگویید من این حرف را نمی‌زنم بلکه باید فکر کنید چطور می‌شود آن را مطرح کنید. تا این صحبت مطرح می‌شود هم خیلی از کسانی که فکر می‌کنند ما جوان و خام هستیم، می‌گویند یعنی همه‌چیز بگوییم؟ نه، این‌طور نیست. کشور حرف‌های محرمانه و بحث‌هایی دارد که نباید گفته شود، قراردادهایی بسته‌شده که نباید افشا شود و این مسائلی که نباید حرفی از آن زده شود، اما در مواردی که شما در آن با رسانه‌های معارض روبه‌رو هستید، باید وارد شوید درست آن حرف را بزنید. بعد هم برخی فکر می‌کنند وقتی می‌گوییم شجاعانه یعنی حماقت‌وار چنین مسیری را برویم. منظورم از شجاعانه یعنی مدبرانه.

یزدی افزود: شما نمی‌توانید بگویید من درباره اعدام‌های سال ۶۷ حرف نمی‌زنم بلکه باید بگویید چطور واقعیت این موضوع را برای مخاطب بگویم. اگر شما نسازید ده‌ها کار دیگر دراین‌باره ساخته می‌شود. تا همین چند وقت پیش چقدر دست شما باز بود که درباره وقایع ۸۸ حرف بزنید؟ اما تا بی‌بی‌سی شروع به ساختن کرد، گویی مجوزش صادر شد. حالا بسازیم تا پاسخ بی‌بی‌سی را بدهیم!! تلویزیون به نظر من سر این موضوعات مظلوم است.گرچه این به معنای عدم نقد کاستی‌ها نیست.




اعتراف صادقانه کارگردان “…باران میبارد” پیش روی مدعیانی که بخاطر پول، رفقا را هم میفروشند⇐جمشید مشایخی برای بازی در آخرین فیلمش حتی یک ریال هم نخواست!/محمد متوسلانی تمام دستمزد ۱۵۰میلیونی خود را به فیلم بخشید!/در زمانه‌ای که برخی تهیه کنندگان از دو تا هزار تومانی نمی‌گذرند این اساتید به راحتی از حق خودشان به نفع ساخت یک فیلم مستقل گذشتند!!

سینماروزان: آخرین فیلم جمشید مشایخی با عنوان “اینجا هم باران می بارد” با ثبت قرارداد در شورای صنفی نمایش از سی مهر روی پرده خواهد رفت.
به گزارش سینماروزان تهیه کننده “اینجا هم باران میبارد” محمد متوسلانی از جمله فعالان سینما در قبل و بعد از انقلاب بوده است و آن طور که کارگردان فیلم گفته نه مشایخی و نه متوسلانی هیچ کدام برای همراهی با این فیلم دستمزد نگرفته اند!
رفتار مشایخی و متوسلانی میتواند درسی باشد برای جماعتی مدعی رفاقت که بخاطر دو ریال سود بیشتر دین و دنیا را یکجا میفروشند!!

نادر طریقت کارگردان “…باران میبارد” درباره حضور زنده‌یاد جمشید مشایخی در این فیلم به ایلنا گفت: «اینجا هم باران می‌بارد» آخرین حضور آقای مشایخی در سینما است و حدود ۲۵ روز بعد از فیلمبرداری این فیلم فوت کردند. من در ساخت این فیلم با دو جوانمرد واقعی روبرو شدم. یکی از این جوانمردان واقعی در سینمای ایران زنده‌یاد مشایخی بود که با آن همه بیماری وقتی شنیدند که می‌خواهم فیلمی بسازم گفت من هم کنارت هستم و کمکت می‌کنم.

طریقت ادامه داد: مشایخی با آن حال مریضش وقتی در طول فیلمبرداری مجبور بودیم برداشت‌ها را تکرار کنیم، وقتی از ایشان عذرخواهی می‌کردم، می‌گفت: «اشکالی ندارد. درک می‌کنم که گاه اشکالی به وجود می‌آید.»

 

به گزارش سینماروزان طریقت تاکید کرد: جمشید مشایخی واقعا صبورانه در کنار گروه ایستاد و یک ریال هم از من بابت حضورش پول نگرفتند. این رفتار انسانی و شریف ایشان تا قیامت در ذهن من باقی می‌ماند و همیشه از آن به نیکی یاد می‌کنم. 
نادر طریقت با اشاره به تهیه‌کنندگی فیلم توسط متوسلانی گفت: محمد متوسلانی هم در این فیلم بسیار همراه بود و من جوانمردی بسیاری از او آموختم. ایشان همه جوره کنار فیلم بود و در مقام تهیه‌کننده یک ریال پول از پروژه نگرفت و با اینکه در عرف کاری باید ۱۵۰ میلیون تومان پول می‌گرفت تمام آن را به فیلم بخشید.
 

طریقت خاطرنشان ساخت: رفتارهای امثال مشایخی و متوسلانی در روزگاری که نگاه همه به زندگی مادی شده است باید جایی در تاریخ ثبت شود. من نامه‌ای به اتحادیه تهیه‌کنندگان نوشتم و گفتم منش و رفتاری که محمد متوسلانی انجام می‌دهد باید مورد تقدیر قرار گیرد. در زمانه‌ای که برخی تهیه کنندگان از دو تا هزار تومانی نمی‌گذرند این اساتید به راحتی از حق خودشان به نفع ساخت یک فیلم مستقل گذشتند. 

جمشید+مشایخی+اینجا+هم+باران+میبارد

جمشید+مشایخی+اینجا+هم+باران+میبارد




مدیر سینما فرهنگ اظهار داشت⇐بسیاری از مردم حتی نمی‌دانند که سینماها باز است!/نه فیلم خوب داریم و نه اطلاع‌رسانی مناسب و نتیجه اینکه برخی از سینماهای کشور رسماً تعطیل‌اند و برخی دیگر مجبور به تعدیل نیرو شده‌اند!

سینماروزان: کسادی گیشه سینماها همچنان ادامه دارد و با اینکه سه ماه است از بازگشایی سینماها می‌گذرد ولی کل فروش سینماها در این سه ماه برابر با فروش یکی از کمدی‌های نیمه دوم سال قبل و مثلا “زیرنظر” هم نیست و ادامه این وضع ضربات جبران‌ناپذیری را بر بدنه سینما وارد خواهد کرد؛ با این حال همچنان از فقدان یک برنامه اطلاع‌رسانی جامع برای بازگرداندن مخاطب به سینماها بی‌بهره‌ایم!!

مجتبی بهزادیان مدیر سینما فرهنگ که از سینماهای قدیمی تهران است به تسنیم گفت: بعد از اینکه مدیریت سینمایی کشور تصمیم گرفت که سینماهای کشور بازگشایی شود، باید اطلاع‌رسانی درستی از طریق رسانه ملی و رسانه‌های دیگر انجام می‌شد تا عموم مردم از بازگشایی سینماهای کشور باخبر شوند. البته تنها اطلاع‌رسانی شرط کافی برای بازگشایی موفق سینماها نبود و باید به اکران فیلم خوب و بفروش برای سینماها نیز اشاره کرد.

بهزادیان ادامه داد: در بدو بازگشایی ساختار سینمای کشور دو فیلم «خوب، بد، جلف۲» و «شنای پروانه» را برای اکران انتخاب کرد که آن دو فیلم نیز به علت عدم حمایت درست نتوانستند در فروش موفق باشند و از ادامه اکران انصراف دادند که این موضوع نیز به فروش سینماها ضربه زد. اگر به بازگشایی سینماهای دنیا نگاه کنیم فیلم «تنت» نولان برای بازگشایی انتخاب شد تا بتواند به گیشه تکانی بدهد.

وی درباره وضعیت سینمای تحت مدیریتش افزود: سینما فرهنگ تنها با 50 درصد ظرفیت مانند دیگر سینماهای تهران در حال فعالیت است که همین موضوع نیز در فروش پایین اثرگذار است و البته چاره‌ای جز پذیرش آن نبود. در حال حاضر سینماها به فروشگاه‌هایی شبیه‌اند که درهایشان باز است اما کالایی برای فروش ندارند. درست است که چند فیلم در اکران دیده می‌شود اما آثار ضعیفی برای جذب حداکثری مخاطب‌اند.

بهزادیان خاطرنشان ساخت: آمار اکران 1398 نشان می‌دهد که نزدیک به 80 فیلم اکران شده بود که از این تعداد 11 فیلم بالای 10 میلیارد فروش داشتند. یعنی در سال قبل نیز این فیلم‌ها بودند که سینما را نجات دادند. حالا در این اوضاع که کرونا شیوع پیدا کرده است و مردم به سینما نمی‌آیند و تبلیغی هم نداریم، اوضاع وخیم‌تر هم شده است. باید اذعان کرد که بسیاری از مردم حتی نمی‌دانند که سینما باز است یا نه و اشاره‌ای به اینکه سینما سالم است یا نه نمی‌شود. اطلاع‌رسانی درباره اینکه سالن‌های سینما نسبت به دیگر مکان‌هایی مانند مترو بسیار امن‌تر است نیز نشده است. این اتفاق که نمی‌افتد، فیلم خوب هم اکران نمی‌شود و در نتیجه دود آن به چشم سینماداران و کارمندان آن می‌رود. این شرایط باعث شده است که سینماهای متعددی مجبور به تعدیل نیرو بشوند.

وی در پایان اشاره کرد: کار سینما به گونه‌ای است که مدیر سالن سینما و کارمندان آن بزرگ شدن فرزندشان را نمی‌بینند زیرا از صبح تا شب کار می‌کنند. وقتی سینما درآمد ندارد و نمی‌تواند پاسخگوی نیرو باشد مجبور به تعدیل نیرو می‌شود. زمانی که چرخ سینما نچرخد در تولید هم به مشکل برمی‌خوریم. امیدوارم تمهیدی اندیشیده شود که سینمای کشور نجات پیدا کند. در حال حاضر برخی از سینماهای کشور رسماً تعطیل‌اند و برخی دیگر مجبور به تعدیل نیرو شدند.

 




ادعای تهیه‌کننده‌ای که پوریا پورسرخ را مجری برنامه‌اش کرده⇐مخالف اجرای سلبریتی‌ها هستم ولی اولین سلبریتی که اصول و قواعد اجرا را رعایت کرده است، پوریاست!!

سینماروزان: درباره اجرای چهره‌های شناخته‌شده سینما در تلویزیون به‌اندازه مخالف، موافق هم وجود دارد.
موافقان از جبر زمانه و تعجیل در ارتباط‌گیری با مخاطب می‌گویند و مخالفان، از پیشینه تلویزیون که زمانی خود مجری پرورش می‌داد و حالا دست به دامان سینما شده که چهره‌هایش برای اجرا بیایند.

به گزارش سینماروزان در این میان اینکه تهیه‌کننده برنامه‌ای که مجریش یک سلبریتی است خود منتقد اجرای سلبریتی‌ها باشد جای تعجب دارد!

احسان ارغوانی تهیه‌کننده برنامه-مسابقه “ایرانیش” که اجرایش را پوریا پورسرخ برعهده دارد به “صبح نو” گفت: همیشه مخالف حضور سلبریتی‌ها بوده‌ام و الان هم مخالفم! حضور یک سلبریتی را به‌عنوان مجری اشتباه می‌دانم.

تهیه‌کننده “ایرانیش” در چرایی انتخاب پوریا پورسرخ به‌عنوان مجری گفت: در بین موارد مختلف یکی از گزینه‌هایی که داشتیم انتخاب سلبریتی بود. اما باتوجه به اینکه هدف من دیده شدن برنامه بود و به قول خودتان خیلی از نوجوانان امروز به راحتی با بازی‌های قدیمی ارتباط نمی‌گرفتند این انتخاب را انجام دادم. من باید مخاطب را ابتدا مجاب می‌کردم که پای برنامه بنشیند سپس درباره محتوای آن قضاوت کند.

به گزارش سینماروزان تهیه‌کننده “ایرانیش” ادامه داد: من پوریا پورسرخ را یک‌ضرب جلوی دوربین نفرستادم. محسن آزادی، سردبیر برنامه ماست که خودش از مجریان خوب سیماست. پوریا و محسن آزادی نزدیک به یک‌ماه باهم جلسه و حتی تمرین داشتند. تمام چیزهایی که فکر می‌کردند یک سلبریتی به‌عنوان مجری باید بلد باشد، محسن آزادی در گفتمان و چیدمانش به پوریا انتقال داد. به گفته بسیاری از همکارانم و سلبریتی‌های دیگر، اولین سلبریتی که حتی از دیدگاه مجریان سازمان، اصول و قواعد اجرا را رعایت کرده است، پوریاست.

این تهیه‌کننده خاطرنشان ساخت: اگر من که تهیه‌کننده‌ام بخواهم بازیگر شوم طبیعتاً باید ابتدا آن را آموزش ببینم. اگر یک ورزشکار بخواهد خواننده شود باید آن را آموزش ببیند. اگر یک سلبریتی پتانسیل کار را دارد و آموزش هم ببیند با اجرای او موافقم اما در غیر این‌صورت کاملاً مخالفم. معتقدم پوریا یکی از بهترین سلبریتی‌هایی است که این سال‌ها اجرا کرده است!!

 

پوریا+پورسرخ+ایرانیش

پوریا+پورسرخ+ایرانیش




توقف پروژه‌ای که فارابی بودجه‌ای هنگفت صرف طراحی تولیدش کرده بود!!؟؟

سینماروزان: شفاف‌سازی حسین انتظامی درباره هزینه‌کرد فارابی در سال ۹۸ مشخص ساخت که همایون اسعدیان برای طراحی تولید “سرزمین بود و نبود”به کارگردانی مرضیه برومند، حمایت ۲۲۵میلیونی فارابی را داشته است‌.(اینجا را بخوانید)

مدتی کوتاه بعد از شفاف‌سازی، مرضیه برومند هم تلویحا این هزینه‌کرد هنگفت برای پروژه‌ای که به پیش‌تولید هم نرسیده بود را تایید کرد.(اینجا را بخوانید)

با این حال به تازگی خبر رسیده که مرضیه برومند، نگارش فیلمنامه فیلم سینمایی «شهرموش‌ها ۳» را آغاز کرده است تا با حمایت فارابی آن را بسازد!

به گزارش سینماروزان اینکه چرا حتی برای برندی امتحان پس‌داده مثل “شهر موشها” هم امکان جلب سرمایه‌گذار خصوصی وجود ندارد و باز دست به دامن ارگانی دولتی شده‌اند، به کنار؛ حالا تکلیف “سرزمین بود و نبود” که بیش از ۲۰۰میلیون فقط صرف طراحی تولیدش شده بود، چه می‌شود؟؟

خبرگزاری “ایسنا” خبر داده که پروژه «سرزمین بود و نبود» در همان مرحله تحقیق و نگارش متوقف شده و گویا ساخت “شهرموشها ۳” در اولویت قرار گرفته است.

اگر خبر ایسنا صحت داشته باشد باید از مدیران فارابی پرسید تکلیف آن هزینه هنگفتی که برای طراحی تولید “سرزمین بود و نبود” صرف شده، چه می‌گردد و با توقف تولید، هزینه‌های مصروفه بازپس گرفته شده و به بیت‌المال بازگردانده می‌شود یا ….؟؟؟




تهیه‌کننده “ضیافت” و “پری” بیان کرد⇐سینماگری که نه بیمه بیکاری دارد و نه امنیت شغلی نباید الان که کرونا بیچاره‌اش کرده یک وام قرض‌الحسنه بگیرد؟/آخر زشت نیست بابت ۱۶میلیون وام کرونا از اهالی فرهنگ بهره ۱۲درصدی می‌گیرند؟؟/این همه تعلل در حمایت از سینماگران چه معنایی دارد؟/مساله امروز سینمای ایران امکان برگزاری جشنواره‌هاست یا بیکاری مضاعف و وضعیت معیشتی خراب اهالی سینما؟؟/ اینکه برخی مدیران دولتی پیرامون چگونگی برگزاری جشن و جشنواره در دل کرونا حرف می‌زنند بیانگر این است که در جای گرم و نرم لمیده‌اند و هیچ خبری ندارند از حال و روز قاطبه سینماگران!/بعد از این همه سال برگزاری جشنواره حتی یک بازار امن برای فیلمهایمان در کشورهای همسایه پیدا نکرد‌ه‌ایم ولی باز حتی در اوضاع نابهنجار ناشی از کرونا اصرار داریم بر برگزاری جشنواره‌های بی‌فایده!!/روزبروز بر آمار سینماگران بیکار و منزوی افزوده می‌شود و با میلیاردهایی که صرف جشنواره‌های بی‌حاصل می‌گردد قادریم بسیاری از آنها را از انزوا برهانیم!!

سینماروزان: در روزهایی که به خاطر شیوع کرونا حتی بازگشایی مجدد سینماها هم رونقی به گیشه‌ها نداده و فیلمهای روی پرده تقریبا شکست‌خورده هستند اینکه برخی از مدیران به‌دنبال برگزاری جشنواره و جشن هستند واقعا حکایت دارد از فاصله بعید آنها با بدنه سینما.

امیرحسین شریفی تهیه‌کننده سینمای ایران با بیان مطلب فوق به جوان گفت: وقتی شرایط جنگی است که کسی نباید به فکر برگزاری جشن باشد و الان هم کل کشور درگیر جنگ با کرونا است و سینمای ایران هم به همین ترتیب ضربات اقتصادی جبران‌ناپذیری از کرونا خورده است و سینماگران هم در این غائله به شدت بی‌پناه بوده‌اند.

تهیه‌کننده “اشک سرما” و “هور در آتش” ادامه داد: آیا مساله امروز سینمای ایران امکان برگزاری جشنواره‌هاست یا بیکاری مضاعف و وضعیت معیشتی خراب اهالی سینما؟؟ اینکه برخی مدیران و دست‌اندرکاران در همین شرایط کرونایی هم پیرامون چگونگی برگزاری جشن و جشنواره در دل کرونا حرف می‌زنند بیانگر این است که در جای گرم و نرم لمیده‌اند و هیچ خبری ندارند از حال و روز قاطبه سینماگران.

این تهیه‌کننده قدیمی با اشاره به حمایتهایی که شامل حال صنوف غیرفرهنگی شده اظهار داشت: واقعا بی‌پناه‌تر از صنف فرهنگ و هنر نداریم چون حتی وقتی بناست به آنها وامی بابت شرایط کرونایی دهند باز این وام را هم نه قرض‌الحسنه بلکه با گرفتن بهره، می‌دهند. یعنی یک سینماگر که نه بیمه بیکاری دارد و نه امنیت شغلی نباید الان که کرونا بیچاره‌اش کرده یک وام قرض‌الحسنه بگیرد؟؟ آخر زشت نیست بابت ۱۶میلیون وام از اهالی فرهنگ بهره ۱۲درصدی می‌گیرند؟؟

تهیه‌کننده “پری” و “ضیافت” تاکید کرد: این همه تعلل در حمایت از سینماگران چه معنا دارد؟ مگر این همه سال که جشنواره برگزار کردیم و میلیاردها تومان هزینه شد چه دستاوردی برای سینمای‌مان داشتیم که حالا اگر یک سال جشنواره برگزار نشود، آن دستاوردها از بین برود؟

شریفی افزود: بعد از این همه سال برگزاری جشنواره حتی یک بازار امن و مناسب برای فیلمهایمان در کشورهای همسایه پیدا نکردیم ولی باز حتی در اوضاع نابهنجار ناشی از کرونا اصرار داریم بر برگزاری جشنواره‌های بی‌فایده.

تهیه‌کننده “سیب سرخ حوا” با مخاطب قرار دادن مدیران سینمایی بیان داشت: به نظرم روسای سینما با یک‌ تصمیم عاجل و ضربتی، تا اطلاع ثانوی جلوی برگزاری جشن‌ها و جشنواره‌ها را گرفته و ضمن رایزنی با سازمان برنامه و بودجه، دستور اکید دهند که بودجه این گونه محافل به طور مستقیم صرف کمک به سینماگران شود. روزبروز بر آمار سینماگران بیکار و منزوی افزوده می‌شود و با میلیاردهایی که صرف جشنواره‌های بی‌حاصل می‌گردد قادریم بسیاری از آنها را از انزوا برهانیم.

 

امیرحسین+شریفی

امیرحسین+شریفی




در طنزی غریب، “کیهان” از دبیر جشنواره‌ای بودجه‌خوار به‌عنوان گزینه اصلی مدیرعاملی خانه سینما نام برد!!

سینماروزان: با برگزاری انتخابات عجیب و غریب هیات مدیره خانه سینما که با حذف چندین صنف مهم و از جمله تهیه‌کنندگان، آهنگسازان، چهره‌پردازان، طراحان جلوه‌های ویژه و دوبلورها انجام شد، هیات مدیره‌ای خنثی شکل گرفته که خروجی منطقی آن نیز انتخاب مدیرعاملی خنثی خواهد بود.

در این شرایط اینکه روزنامه اصولگرای کیهان هم از فردی با حداقل سابقه کار صنفی به‌عنوان گزینه مدیرعاملی نام ببرد چندان غیرمنطقی نیست.

کیهان از مهدی عظیمی میرآبادی -که در دل کرونا و روزگار تعطیلی جشنواره‌های مطرح دنیا، اصرار عجیبی دارد بر برگزاری جشنواره هزینه‌زای مقاومت – به‌عنوان گزینه اصلی مدیرعاملی خانه سینما نام برده؛ اتفاقی که چندان غیرمنطقی نیست ولی به‌هرشکل، طنزی غریب است برای اهالی سینما.

کیهان نوشت: پس از برگزاری انتخابات هیئت‌مدیره خانه سینما، به زودی شاهد برگزاری نشستی برای تعیین مدیرعامل جدید خانه سینما خواهیم بود. اسامی ‌متفاوتی به‌عنوان نامزدها و گزینه‌های احتمالی به عهده گرفتن مدیریت خانه سینما مطرح شده است. طی بیش از یک دهه اخیر، با حضور افرادی وابسته به باندها و جریان‌های خاص سیاسی در مدیریت خانه سینما شاهد آلودگی این مرکز به سیاست‌زدگی، باندگرایی و همچنین کاهش فعالیت صنفی در آن بوده‌ایم. هنوز فراموش نکردیم که برخی از مدیران خانه سینما در سال 88 چگونه سینماگران را بازیچه قرار دادند. به همین دلایل احتمال انتخاب یک چهره جدید و متفاوت با مدیران قبلی خانه سینما در رأس امور این نهاد دور از انتظار نیست.

کیهان مدعی شد: از «مهدی عظیمی ‌میرآبادی» به‌عنوان اصلی‌ترین گزینه‌ای یاد می‌شود که به‌عنوان مدیرعامل خانه سینما انتخاب خواهد شد. عظیمی‌میرآبادی، از فعالان متعهد و خوش نام سینماست. وی چندی پیش در واکنش به درگذشت یک هنرمند در انزوا، از جریان پول و قدرت در سینما و همچنین بی‌مسئولیتی مسئولان در مقابل هنرمندان، انتقاد کرده بود. از محمود رضوی، تهیه‌کننده سینما هم به‌عنوان یکی دیگر از گزینه‌های احتمالی مدیرعاملی خانه سینما می‌توان نام برد. تورج منصوری، ابراهیم داروغه‌زاده و… نیز از دیگر نامزدهای ریاست برخانه سینما هستند؛ چهره‌هایی نزدیک و شبیه به مدیرعاملان سال‌های اخیر خانه سینما که وضعیت این نهاد را به اینجا رسانده‌اند! در هر صورت باید منتظر ماند و دید که آیا هیئت‌مدیره جدید خانه سینما همچنان همان راهی که سال‌های اخیر رفته‌اند را خواهند رفت یا مدیریت این نهاد را به سود بدنه جامعه سینمایی کشورمان متحول خواهند ساخت؟




روایت دوبلور ابوسفیان در “محمد رسول الله” از اوضاع نزار دوبله ایران⇐بزرگترین دوبلورهای ایران هم سالی ۷۰میلیون نمی‌گیرند!/سازمان از عید تا الان ۱۰ میلیون هم به ما نداده!/سختگیری در دوبله‌های صداوسیما آن قدر است که حتی استفاده از واژه “تکامل” را ممنوع کرده‌اند چون یادآور “داروین” است!!/خودم هنوز جرات تدریس دوبله انیمیشن را ندارم ولی سامانه‌های مجازی با افراد آماتور و از روی زیرنویس(!) انیمیشن دوبله می‌کنند!!/چرا هیچ نظارتی بر دوبله نازل سامانه‌های وی.او.دی وجود ندارد؟

سینماروزان: دوبله ایران همچنان بر شانه غول‌هایی ایستاده که با دوبله‌های ماندگار خود کاری کرده‌اند که با وجود همه سانسورها، باز نسخه دوبله فیلمهای خارجی به‌اندازه نسخه‌های اصل، مخاطب دارد.

با وجود توانایی دوبلورهای حرفه‌ای، اوضاع اقتصادی دوبلورهای ایرانی تعریفی ندارد و هرقدر هم که دوبلورها شناخته‌شده باشند باز هم از نظر اقتصادی درآمدشان چندان تناسبی با درآمد مثلا بازیگران ندارد.

نصرالله مدقالچی دوبلور پیشکسوت که با دوبله ابوسفیان در فیلم ماندگار مصطفی عقاد “محمد رسول الله(ص)” شناخته می‌شود، با اشاره به شرایط اقتصادی خراب دوبلورها به فرهیختگان گفت: بزرگ‌ترین و مشهورترین آدم در صنعت دوبله سالی 70 میلیون هم نمی‌گیرد. فکر می‌کنید من از سازمان صداوسیما از عید تاکنون چقدر دریافت کرده‌ام؟ البته من هر کاری را نمی‌روم و کارهای ارزشمند را انجام می‌دهم ولی از عید تا الان 10میلیون هم پول نگرفتم. می‌توانید با مدیر واحد دوبلاژ هم صحبت کنید و صحت این حرف را دربیاورید.

این دوبلور باسابقه با تاکید بر سختیهای دوبله در سازمان اظهار داشت: صداوسیما ویراستارهای سختگیر دارد. مثلا در صدا و سیما واژه «تکامل» ممنوع است، چون می‌گویند نظریه داروین است(!!) و هرجایی استفاده شود مشکل‌ساز می‌شود. در دوبله‌های بیرون از صداوسیما هم فکر نمی‌کنم نظارتی وجود داشته باشد.

مدقالچی پیرامون دستمزد دوبلورها در خارج از تلویزیون گفت: بیرون با هر رقمی کار می‌کنند. دقیقه‌ای هفت‌هزار تومان هم کار می‌کنند. برخی در خانه خود اتاقی را به این کار اختصاص می‌دهند و تک‌تک آدم‌ها را می‌آورند که فیلم دوبله کنند. در رسانه‌های مجازی دقیقه‌ای حدود 90-80هزار تومان به بهترین استودیویی که فیلم دوبله می‌کند، پول می‌دهند؛ بالاتر از این اگر باشد که اصلا به‌صرفه نیست!!

دوبلور آنتونی هاپکینز با انتقاد از کیفیت نازل دوبله در سامانه‌های وی.او.دی ادامه داد: دوبله انیمیشن کار خیلی دشواری است ولی سامانه‌های مجازی با دقیقه‌ای 12-10هزار تومان انیمشین را با افراد آماتور دوبله می‌کنند؛ در شرایطی که من در کلاس‌های خودم هنوز جرات ندارم دوبله فیلم انیمیشن تدریس کنم چون سخت است. اول باید هنرآموز دوبله را بیاموزد. بعد از اینکه دوبله را آموخت باید کارکشته این راه شود و در آن زمان می‌تواند انیمیشن کار کند.

نصرالله مدقالچی افزود: حتی در سامانه‌های مجازی قانونی هم فیلمها و به‌خصوص انیمیشن‌ها را از روی زیرنویس دوبله می‌کنند. زیرنویس‌ها معمولا کوتاه است و آنها مجبورند به زیرنویس اضافه کنند و نتیجه هم فاجعه‌بار است. متاسفانه هیچ نظارتی هم بر دوبله نازل سامانه‌های وی.او.دی وجود ندارد و مخاطب علیرغم اینکه اشتراک میخرد مجبور است هر کیفیتی را تحمل کند.




روایت رکورددار دریافت سیمرغ بلورین از عمق فلاکت یک سینماگر شناخته‌شده⇐برای امرار معاش مجبور شده کنار خیابان بساط کند و…

سینماروزان: رکورددار دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر به گلایه از انفعال مدیران سینمایی در روزهای کرونایی پرداخت و خواستار رسیدگی به وضعیت معیشتی سینماگران بیکار شد؛ سینماگرانی که نزدیک به شش ماه است گرفتار مشکلات معیشتی هستند و جز یک سبدکالای حداقلی حقیرانه در یافت‌آباد، چیزی نصیب‌شان نشده!

به گزارش سینماروزان محسن روزبهانی متخصص جلوه‌های ویژه سینمایی به سینماپرس گفت: در دولت تدبیر نه تنها به سینما اهمیت داده نشد بلکه به آن با چشم یک بچه سرراهی نگاه کردند؛ این وضعیت کلی سینما طی این سال‌های اخیر است و متأسفانه هیچ تدبیری برای بهبود اوضاع وجود نداشته و ندارد و از این رو ما هیچ امیدی به بهبود اوضاع سینما در این روزهای کرونایی هم نداریم و نمی‌دانیم سرنوشت و آینده سینما و اهالی بیکار و خانه نشین شده سینما به کجا ختم خواهد شد!؟

طراح جلوه‌های ویژه میدانی فیلم‌های سینمایی “یتیم‌خانه ایران” و “سرو زیر آب” افزود: بدیهی است که وظیفه مسئولان و متولیان سینما کمک به وضعیت معیشتی و رفاهی سینماگران است اما متأسفانه این وظیفه ابتدایی هرگز به درستی انجام نشده و نمی‌شود!

روزبهانی که بیش از ده سیمرغ فجر را برنده شده است، ادامه داد: بنده شخصاً الان بیش از شش ماه است بیکار و خانه نشین هستم؛ کدامیک از این مسئولان سینمایی یک‌بار تماس گرفته‌اند و حال بنده نوعی را پرسیده‌اند تا ببینند زندگی‌ام چگونه تأمین می‌شود؟ من بسیار متأسفم که سینما و اهالی سینما این‌طور برای مدیران بی‌اهمیت شده‌اند!!

مجری جلوه‌های ویژه “۳۳روز” و “استرداد” با روایت حال سینماگرانی که به دستفروشی روی آورده‌اند گفت: باعث شرمساری است که اهالی سینما به کسب وکارهای خیابانی روی آورده‌اند؛ این اتفاقات از سر ناچاری و استیصال است! بنده شخصاً چند وقت پیش شاهد بودم که یکی از اهالی سینما برای امرار معاش مجبور شده بود کنار خیابان بساط کند و آواز بخواند بلکه بتواند خرج زندگیش را درآورد!!! چرا به اینجا رسیدیم؟؟ یعنی از تامین حداقل نیازهای روزمره سینماگران هم عاجزیم؟؟




تناقض‌گویی آشکار جیرانی-طباطبایی‌نژاد درباره یک شاخ اینستا که مجوز کارگردانی سینما گرفته+عکس

سینماروزان: عواقب صدور پروانه کارگردانی سینما برای یک شاخ اینستاگرام(اینجا را بخوانید) ادامه دارد.

ارائه توضیحات از سوی افراد مسئول در ماجرا هم نه تنها به شفاف‌سازی منجر نشده که پاره‌ای تناقضات را شکل داده.

ازجمله این تناقضات در مصاحبه‌های محمدمهدی طباطبایی‌نژاد معاون نظارت و فریدون جیرانی عضو شورای پروانه ساخت رخ داده است.

طباطبایی‌نژاد معاون نظارت به فارس گفته: ایشان{رقاص اینستا} ۴ نمونه فیلم کوتاه به شورا ارائه داده!

فریدون جیرانی در شبکه خبر گفته: این جوان{رقاص اینستا} یک فیلم کوتاه به عنوان نمونه کار به شورا ارائه کرده!!

اینکه بالاخره این شاخ چند فیلم کوتاه به شورا ارائه داده مشخص نیست ولی اینکه چرا مسئولین درگیر ماجرا در برخورد با یک ماجرای پرشبهه، روالی منطقی درپیش نمی‌گیرند و به‌خاطر احترام به اهالی سینما هم که شده به‌دنبال تجدیدنظر در عملکرد خویش نیستند، جای پرسش دارد؟؟

در اینجا، مقصر نه آن شاخ بلکه سازوکاری است که شاخ بخت‌برگشته را در کانون حواشی قرار داده. شاید اگر از همان ابتدا برای این شاخ، مجوز ویدیویی و نه سینمایی صادر می‌شد نه تنها این همه جار و جنجال شکل نمی‌گرفت که هیچ کس هم غور نمی‌کرد در سوابق آن‌چنانی شاخ.

اینکه چرا حالا هم تصمیم‌گیران به‌جای اصلاح رویه به‌دنبال توجیهاتی هستند که فقط نقدها را بیشتر می‌کند، نامعلوم است؟؟

 

تصویر گفتگوی معاون نظارت و تاکید بر ۴ نمونه فیلم کوتاه شاخ اینستا

تصویر گفتگوی معاون نظارت و تاکید بر ۴ نمونه فیلم کوتاه شاخ اینستا

تصویر گفتگوی فریدون جیرانی و تاکید بر یک نمونه فیلم کوتاه شاخ اینستا

تصویر گفتگوی فریدون جیرانی و تاکید بر یک نمونه فیلم کوتاه شاخ اینستا

فریدون جیرانی+محمدامین کریم‌پور+محمد مهدی طباطبایی نژاد

فریدون جیرانی+محمدامین کریم‌پور+محمد مهدی طباطبایی نژاد




واکنش دبیر جشنواره مقاومت به چرایی اصرار بر برگزاری جشنواره در دوران کرونازده اخیر⇐ما مصداق آن آیه‌ای هستیم که می‌گوید “چه بسا تعداد نیروی کم بر نیروی بسیار فائق می‌شود”!!!

سینماروزان: شیوع کرونا در ایران نه تنها بسیاری از صنوف را تحت‌الشعاع قرار داد بلکه اسباب تعطیلی برخی جشن‌ها و جشنواره‌ها همچون جشن‌های مختلف خانه سینما و جشنواره جهانی(؟) فجر را رقم زد با این حال دبیر جشنواره مقاومت اصرار زیادی دارد که حتما جشنواره مقاومت را امسال برگزار کند.

عظیمی میرآبادی که بعد از حضورش به عنوان مدیر انجمن سینمای مقاومت، خودش هم دبیری جشنواره مقاومت را برعهده گرفته(!) نه تنها بنا دارد که جشنواره را برگزار کند بلکه از دوتکه(!) شدن جشنواره خبر داده.

دبیر جشنواره مقاومت به ایسنا گفت: با توجه به بحران کرونا تصمیم گرفتیم جشنواره را در دو مقطع برگزار کنیم؛ یکی در هفته دفاع مقدس و دیگری هم در هفته بسیج. اولی در تهران و بخشی از آن در چند استان خواهد بود و دومی هم در کرمان کنار آرامگاه شهید سلیمانی برگزار خواهد شد.

جالب اینجاست که دبیر جشنواره مقاومت وقتی دربرابر پرسشی پیرامون فلسفه برگزاری جشنواره در دورانی که حتی فیلم سینمایی بلند تازه‌ای با مضمون مقاومت تولید نشده قرار می‌گیرد به‌راحتی می‌گوید از همان آثاری که در جشنواره‌های فجر اخیر نمایش داده شده‌اند برای جشنواره‌اش، فیلم انتخاب میکند.

میرآبادی گفت: این را می‌توانم بگویم که جشنواره فجر سال قبل و سال قبل‌تر از آن را مرور کنید. بخشی از آثار مرتبط در بخش مسابقه بودند و بخشی هم نبودند. از بین همین‌ها می‌تواند فیلم‌ها را پیدا کنید.

اینکه چرا با وجود اینکه دبیر معترف است به انتخاب آثار از میان آثاری که در فجر دیده‌ شده‌اند ولی باز اصرار دارد به برگزاری جشنواره آن هم در دل کرونا هم ربط داده شده به آیه‌ای از قرآن!!

عظیمی میرآبادی در چرایی برگزاری جشنواره در دل شیوع کرونا مدعی شد: ما مصداق آن آیه‌ای هستیم که می‌گوید “چه بسا تعداد نیروی کم بر نیروی بسیار فائق می‌شود” و می‌توانیم در زمینه کار ارزشی که نیت خیر و قربة الی‌الله ما است تاثیرگذاری بیشتری از رقمی که هزینه می‌شود داشته باشیم.

سینماروزان امیدوار است دبیر جشنواره مقاومت که در توجیه برگزاری جشنواره خود از یک آیه قرآن مصداق آورده، حواسش به آیاتی از قرآن که در مذمت اسراف هم هست، باشد و فی‌المثل آیه۳۱ سوره اعراف که می‌فرماید: «يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ؛ اى فرزندان آدم جامه خود را در هر نمازى برگيريد و بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‌‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمی‎‏دارد».  

بریز و بپاش برای برگزاری جشن و جشنواره در دوران گرفتاری بدنه سینما در انبوه مشکلات اقتصادی می‌تواند مصداق اسراف باشد و امیدواریم نه تنها اسرافی در جشنواره مقاومت صورت نگیرد که ریزهزینه‌های برگزاری جشنواره نیز با شفافیت کامل منتشر شود تا توجیهات دبیر جشنواره در چرایی برگزاریش منطق‌پذیر باشد.

 

 

 




پرسش کیهان از رییس صداوسیما⇐آقای علی‌عسگری! از ستون پنجم فرهنگی چه خبر؟

سینماروزان: انتشار خبر مذاکره سیروس مقدم با تلویزیون جهت تولید فصل هفتم سریال “پایتخت” با واکنش روزنامه کیهان مواجه شده که در مطلبی با عنوان “آقای علی‌عسگری! از ستون پنجم فرهنگی چه خبر؟” درباره این مساله، طرح پرسش کرده.

متن گزارش کیهان را بخوانید:

آقای علی‌عسگری! از ستون پنجم فرهنگی چه خبر؟

منابع خبری گزارش دادند که سیروس مقدم کارگردان مجموعه «پایتخت» برای ساخت فصل هفتم این سریال جهت پخش در نوروز ۱۴۰۰ با تلویزیون مذاکره کرده است!

این در حالی است که فصل ششم این مجموعه به دلیل ابتذال مفرط و نمایش مجموعه‌ای از ناهنجاری‌ها با انتقادات فراوانی مواجه شد؛ تا آنجا که عبدالعلی علی‌عسگری، رئیس سازمان صداوسیما در دستور ویژه‌ای به معاونت سیما با‌ اشاره به حواشی قسمت آخر «پایتخت 6» نوشت: «لازم است بررسی شود که این اقدام حاصل  اشتباه، بی‌توجهی و وادادگی است یا نتیجه عملیات مرموز و فتنه‌انگیز ستون پنجم فرهنگی دشمن؟!»
ضعف شدید ساختاری و فیلم‌نامه نازل و دم‌دستی در کنار حجم بالای ناهنجاری‌ها در فصل ششم «پایتخت» به اندازه‌ای بود که با انتقاد گسترده مخاطبان، مسئولان رسانه ملی از پخش قسمت پایانی آن منصرف شدند و عملاً این سریال ناتمام رها شد.
با این اوصاف، باید از جناب علی‌عسگری ریاست صداوسیما پرسید که باز هم بناست راه برای ستون پنجم دشمن و افرادی که به‌طور آشکار به ‌ترویج ولنگاری فرهنگی مشغول هستند باز شود؟
سازندگان سریال «پایتخت 6» باید پاسخگوی چرایی‌ ترویج این حجم گسترده از ابتذال در این سریال باشند، نه درخواست‌کننده ساخت فصل هفتم این سریال! از این گذشته؛ یادمان بماند که بازیگران این سریال خود را تافته جدا بافته می‌دانند و در اقدامی غیرحرفه‌ای به محض ممیزی صحنه‌ها و دیالوگ‌های سخیف، در فضای مجازی به رسانه ملی می‌تازند و زمینه اهانت به صداوسیما را فراهم می‌کنند.
با این حساب رسانه ملی چرا باید برای خود هزینه‌سازی کند؟!




چرا اکران هراسی؟ از چه می‌ترسید؟

سینماروزان/محمد شاکری: از اول تیرماه و با تصمیم ستاد ملی کرونا و مسئولان سازمان سینمایی سینماها بازگشاهی خواهند شد و علاوه بر فیلمهای اکران اسفند، چند فیلم تازه هم اکران خواهد شد.

عده ای از اهالی سینما معتقدند به دلیل راحت نبودن مردم در رعایت پروتکل‌های بهداشتی استقبال از سینماها کم خواهد بود. شاهد مثال آنها هم فروش فیلمها در اکران آنلاین است ولی اینکه اینها چه ارتباطی با هم دارد بر ما هم نامعلوم است.

برخی دیگر هم به سازندگان فیلمها نهیب زده‌اند که شما قاتل مردم خواهید شد و با این اوضاع افزایش بیماری، چرا میخواهید با فیلمهای خوبتان(!!) مردم را به قتلگاه سینما بکشانید؟؟

یاللعجب…

صنف سینما از اولین اصنافی بود که برای پیشگیری از اپیدمی بیماری کرونا، کرکره خود را از اوایل اسفند پایین کشید و بار خسارت غیرقابل بازگشت آن را بی هر گونه حمایت قابل توجه، تحمل کرد؛ فقط درنظر بگیرید حتی همان وعده سه ماه رایگان حق بیمه هنرمندان نیز نتیجه‌ای دربرنداشته.

الان هم سینما جزو آخرین اصنافی است که بازگشایی میشود و بنابراین کمترین تاثیری در توسعه بیماری نداشته است و مشخص نیست در دوره ای که تالار عروسی و مجلس ختم مساجد و رستوران‌ها و کافه‌ها باز شده، چرا عده‌ای تاکید دارند با اتهام کشتارگاه بودن(!؟) سالن سینماها را بسته نگه دارند؟

فرسایش روانی مردم طی چند ماه گذشته بسیار سنگین بوده و اختلالات روحی منجر به فجایعی خواهد شد که قابل اندازه گیری نیست. از این رو نیاز به سرگرمی و تنوع فضا برای جامعه مانند آب و غذا از نیازهای اساسی است که باید به آن توجه جدی داشت؛ بازگشایی سینماها و فضاهای فرهنگی طلیعه‌دار پاسخگویی به این نیاز است.

افرادی که در برابر بازگشایی سینما جبهه گرفته‌اند مشخص نیست از کدام منبع مالی زندگی می‌کنند وگرنه کدام عقل معاش به دنبال تعطیل کردن دکان خود میرود؟؟ آن هم بدنه ضعیف حوزه فرهنگ و هنر که با یک تکانه زندگی اش از هم پاشیده..

کمی زمان می‌برد ولی درنهایت مردم از سینماها استقبال خواهند کرد؛ همان طوری که امروز به کوچه و بازار و حتی دربند و درکه میروند چند روز دیگر به سینما خواهند رفت.

کسانی که چنین تحلیلی را باور ندارند از خانه‌هایشان بیرون آمده و کمی در خیابان قدم بزنند تا درک کنند با این که کرونا هنوز باقیست اما ما وارد دوران پساکرونا شده‌ایم و جامعه به عقب باز نمیگردد.




یک رسانه مستقل مطرح کرد⇐ وقتی سازندگان “متهم گریخت” و “دایی جان ناپلئون” هم مدعی کسب رضایت ۹۸درصدی مخاطب نبوده‌اند چگونه سازندگان “هم‌گناه” جرات کرده‌اند از رضایت ۹۸درصدی مخاطب بگویند؟؟؟

سینماروزان: فصل‌بندی ناگهانی سریال “همگناه” و خبررسانی درباره پایان فصل اول سریال در قسمت دوزادهم و درکنارش، آماری که سامانه ویدیوی درخواستی فیلیمو از رضایت ۹۸درصدی مخاطبان نسبت به سریال “هم‌گناه” ارائه داده با انتقادات گسترده روبرو شده است.

این روال موجب شده رسانه‌های مختلف به انتقاد از این روش ارائه سریال و آماردهی بپردازند.

رسانه مستقل سینمای‌حرفه‌ای در تحلیلی بر آمار ارائه‌شده از میزان رضایت ۹۸درصدی مخاطبان از “هم‌گناه” به طرح این پرسش پرداخته که حتی سازندگان “متهم گریخت” و “دایی جان ناپلئون” هم مدعی کسب رضایت ۹۸درصدی نبوده‌اند ولی سازندگان “هم‌گناه” به چنین آماری می‌نازند!!

متن تحلیل این رسانه را بخوانید:

اینکه به ناگاه در قسمت دوازدهم سریال “همگناه” و درحالی که داستان هنوز شروعی محرک هم نداشته فیلیمو خبر میدهد از پایان فصل اول، توهین به مخاطب نیست؟

مخاطب روزگار ما سیب‌زمینی است؟ مخاطب روزگار ما هویج است؟ مخاطب، شنبلیله است؟؟ که این طور باهاش برخورد می‌شود؟

مخاطبان برای تماشای سریالهای خانگی یا باید اشتراک فیلیمو بخرند یا پول دی‌وی‌دی دهند و دربرابر تلویزیون نیستند که هرچه نشان داد، بیخیال باشند. وقتی مخاطب هزینه می‌کند انتظار دارد سریال‌سازان هم برای داستان پردازی و شخصیت پردازی هزینه کنند.

سریال “همگناه” نه داستان‌پردازی معلقی دارد و نه شخصیت‌پردازی ویژه‌ای و پر شده از تیپ‌های تکراری و موقعیت‌های فاقد استدلالی که همچون تیزرهای تبلیغاتی رسانه ملی روی اعصاب رژه می‌روند.

فصل‌بندی سریال در همه جای دنیا و حتی همین ایران اصول و قواعدی دارد. نمیشود که بدون پیشروی داستان یا باز کردن گره‌ها یا پرداخت درست شخصیت و به‌صرف رهایی از انتقادات، از پایان فصل اول گفت.

بدتر اینکه با نشان دادن سکانسی تختخوابی از مهدی پاکدل و یک نابازیگر زن با تصویری های‌انگل یادآور فیلمهای نرم(!) بناست برون‌رفتی ایجاد شود از تکرار مکررات!

داستانی که به‌مانند جنینی کورتاژشده شکل نمی‌گیرد و دکوپاژی شلخته و بی‌حوصله با مدعای رضایت ۹۸درصدی مخاطب جمع نمیشود!

بعید است حتی پرطرفدارترین سریالهای ایرانی مثل “دایی جان ناپلئون” و “متهم گریخت” هم ۹۸درصد کسب رضایت کرده باشد ولی فیلیمو و نماوا که خود تولیدکننده بودند، خودشان هم آمارهای تخیلی درباره کسب رضایت ساطع میکنند ولی…

سازندگان “همگناه” حتی اگر سریالهای خارجی را ندیده باشند “ستایش” را که دیده‌اند! “نون خ” را که دیده‌اند. در چنین سریالهایی فصل اول هم افتتاحیه درستی دارد و هم اوج و پایان‌بندی معقولی ولی “همگناه” به انتهای فصل اول می‌رسد بدون آن که جنبشی نسبی در ذهن مخاطب پدید آورد.

لطف کنید و در فصل دوم‌ اندکی به احترام مخاطب بیندیشید و این طور نباشد که تنگ آمدن قافیه، مجبورتان کند مجددا پایان فصل دوم را اعلام کنید بی ایجاد ضرباهنگی دراماتیک در سریال.

 

متهم گریخت، هم‌گناه و دایی جان ناپلئون

متهم گریخت، هم‌گناه و دایی جان ناپلئون




ادعاهای کیهان درباره ترور فریدون فرخزاد که یکی از سینماگران نسل اول انقلاب عزم کرده فیلمش را بسازد!

سینماروزان: نزدیک به سی سال بعد از قتل فریدون فرخزاد خواننده غیرمتعارف(!) در آلمان همچنان حرف و حدیث درباره این قتل فراوان است و حتی یکی از فیلمسازان نسل اول انقلاب عزم کرده با تغییر نام شخصیت اصلی، فیلمی درباره این قتل بسازد.

به تازگی کیهان با استناد به ویدیویی از آخرین حرفهای فرخزاد مدعی شده که این خواننده توسط برخی از سلطنت‌طلبان مخالف بازگشت وی به ایران، به قتل رسیده است! مشخص نیست مقصود کیهان م.ب لس‌آنجلس‌نشین است یا نه؟؟

کیهان نوشت: پس از انتشار خبري درخصوص ‌ترور شومن چپگراي فراري به دست سلطنت‌طلبان، ويديويي در تاييد خبر كيهان به شكل گسترده منتشر شد. در اين ويدئو، شومن و شاعر «ف. ف» سه روز قبل از قتل، در گفت‌وگو با يك تلويزيون  فارسي‌زبان خارج از كشور، به  صراحت تاكيد مي‌كند كه پس از انقلاب نبايد از ايران خارج مي‌شد و كسي هم در ايران با او كاري نداشت. وي همچنين بيان مي‌كند كه ديگر مخالف جمهوري اسلامي نيست و فعاليت سلطنت‌طلبان را به چالش مي‌كشد.

کیهان ادامه داد: پس از اين مصاحبه و سه روز بعد، «ف. ف» به طرز فجيعي در آلمان به قتل مي‌رسد. گروهك سلطنت‌طلب درفش كاوياني نيز  با اذعان به ملاقات «ف.ف» با كاركنان سفارت ايران در بن، از طريق شبكه‌اي به مديريت خواهرزاده داريوش همايون، به او حمله مي‌كند! سلطنت‌طلبان با ‌ترور و قتل «ف.ف» سعي كردند، هم از  اين شومن و شاعر انتقام بگيرند، هم اسرارشان حفظ شود، هم درس عبرتي به بريده‌هاي همپالكي سابق خود دهند و جمهوري اسلامي را هم نظامي ‌تروريست جلوه دهند.

کیهان افزود: هر ساله، به بهانه سالگرد قتل «ف.ف» تلويزيون‌هاي معاند مانند «من و تو» و عناصر دين‌ستيز و  تجزيه‌طلب مثل عليرضا نوري‌زاده، «ف.ف» را مبارزي عليه جمهوري اسلامي  معرفي مي‌كنند و به اين بهانه به نظام تهمت مي‌زنند! «ف.ف» سال ١٣٧١ در حالي كه آماده بازگشت به ايران بود،
در بن ‌ترور شد.