ناصر تقوایی مدعی شد: نگذاشتند “چای تلخ” ساخته شود و به‌جایش مهدی سجاده چی با کپی برداری از آن “روز سوم” را نوشت!/سجاده چی وقتی ديد که فيلم «چاي تلخ» ساخته نشد تصميم گرفت خودش آن را بازنويسي کند و با تغييراتي، به يک کارگردان بدهد تا ساخته شود که بالاخره ساخته شد!!/ سجاده چی به غیر از همین “روز سوم” که سرشار است از شباهت به فیلمنامه “چای تلخ” کار برجسته ای دارد؟؟؟ ⇔مهدی سجاده چی پاسخ داد: تقوایی زیر لایه ای عمیق از توهمات خفه شده!!!/تقوایی در شبی سرشار از مالیخولیا به من گفت بعد از ساخت “دایی جان ناپلئون”، مأموران ویژه “اینتلجنس سرویس”بریتانیا به ایران آمده اند تا مانع فیلمسازیش شوند!

سینماروزان: حرفهای قابل تأمل ناصر تقوایی فیلمساز شهیر ایرانی در نقد سرقت ایده فیلمنامه های ارژینال در شوراهای تصویبی که از معاونت نظارت تا فارابی و مرکز گسترش و دهها نهاد دیگر وجود دارند وقتی به ذکر مصداق از سرقت فیلمنامه پروژه ناتمام “چای تلخ” رسیده که به اعتقاد تقوایی توسط یکی از نیروهای سالیان شوراهای سینمایی دولتی دزدیده شده و تبدیل به “روز سوم” گشته اسباب یک درگیری لفظی را شکل داده است.

ناصر تقوایی فیلمساز برجسته ایرانی با اشاره به سرقت فیلمنامه ها در شوراهای دولتی به “شرق” گفت: دیگر به هیچ جا فیلمنامه نمیدهم که بخوانند! نگذاشتند فیلمنامه “چای تلخ” ساخته شود و بجایش از فيلمنامه «چاي تلخ» من تاکنون چند بار فيلم ساخته اند. يکي از همان فيلم ها “روز سوم” است که حتي چند جايزه سيمرغ بلورين هم بهش داده اند.

تقوایی ادامه داد: لابد فيلم «روز سوم» را ديده ايد؟ فيلمنامه آن از روي فيلمنامه من نوشته شده است. توسط فردي به نام مهدي سجاده چي. دو شخصيت اصلي آن فيلم يک دختر ايراني و يک افسر جوان عراقي است که هر دو در سراسر فيلم با هم در کشمکش و ستيز هستند.

تقوایی افزود: وقايع فيلم «روز سوم» هم در خرمشهر مي گذرد و پايانش در کنار رودخانه درست مثل “چای تلخ” . همين آقاي «سجاده چي» در شوراهای مختلف مسوول مميزي فيلمنامه ها شده است. آن وقت من بروم فيلمنامه ای دیگر از خودم را بدهم به امثال ايشان تا تصويب کنند؟ ایشان به غیر از همین “روز سوم” که سرشار است از شباهت به فیلمنامه “چای تلخ” کار برجسته ای دارد؟؟؟

تقوایی ادامه داد: يادم مي آيد که اين آقا(سجاده چی) در دوران آقاي محمدعلي زم در جلسات فيلمنامه خواني حوزه هنري حضور پيدا مي کرد. لابد ديده است که فيلم «چاي تلخ» ساخته نشده است. تصميم گرفته خودش آن را بازنويسي کند و با تغييراتي، به يک کارگردان بدهد تا ساخته شود که بالاخره ساخته شد.!!!

مهدی سجاده چی در پاسخ به ناصر تقوایی با لحنی خشن در “اعتماد” نوشت: كاش،‌ اي كاش آقاي تقوايي اين حرف‌ها را در مورد سرقت فيلمنامه “روز سوم” نزده بود، اما حيف كه زده است و تكرار كرده. به نظرم ايشان زير لايه‌اي عميق از توهم و خاطرات سپري شده مدفون مانده و همان جا خفه شده است. ايشان مجوزي مخصوص دارد كه هر چه خواست بگويد و به ديگران هر توهين و افترايي را نسبت دهد. اين مجوز را سابقه درخشان فيلمسازي ايشان در گذشته‌هاي دور صادر كرده و تاريخ انقضا هم ندارد. من ارتباط چنداني با ايشان نداشتم اما خاطره شگفت‌آوري از آقاي تقوايي دارم كه براي نخستين‌بار به آن اشاره مي‌كنم. آشنايي من با آقاي تقوايي در دفتر تهيه‌كننده‌اي به نام حسن جلاير شكل گرفت، جايي كه بنا بود ايشان فيلم “زنگي و رومي” را بسازد كه نشد. فيلمنامه سريال “هفت سنگ” را خوانده بود و پيشنهاداتي داشت.

سجاده چی ادامه داد: سال‌ها بعد، هفده يا هجده سال پيش، در نيمروز تابستاني از جلسه‌اي با هم بيرون آمديم و كمي خيابان‌گردي كرديم. طرف‌هاي عصر هنگام خداحافظي پيشنهاد دادم به خانه من بيايد و شام را مهمان من باشد و اين معامله تا صبحگاه روز بعد ادامه داشت. در تمام اين ساعات طولاني كه همسرم براي احترام مهمان گرانقدر من بيدار مانده بود، ما با حيرت و آشفتگي به سخنان يكي از اسطوره‌هاي ذهني خود گوش مي‌داديم. اساس حرف‌هاي ايشان اين بود كه پس از ساختن سريال دايي جان ناپلئون، اينتليجنس سرويس ماموران ويژه‌اي را به ايران فرستاده تا به هر شكل ممكن مانع فيلمسازي آقاي تقوايي شود، چراكه آنها- انگليسي‌ها- خوب فهميده بودند كه حريف‌شان در ايران كيست. ايشان آنگاه فكت‌هايي از تمام پروژه‌هاي تمام شده و نيمه كاره خود را به عنوان شاهد مدعاي خود ذكر كرد.

سجاده چی افزود: تصاوير آن شب، هولناك، گروتسك و سرشار از ماليخوليا بود و من با حسرت و غصه مي‌ديدم كه چگونه مسخ كافكا ممكن است و چگونه يك فيلمساز نابغه و برجسته به پررنگ‌ترين شخصيت سريال معروفش استحاله پيدا كرده و سكانس‌هايي از سريال “دايي جان ناپلئون” را شاهد بودم كه احتمالا افراد كمي امكان ديدن آنها را داشته‌اند. الان كه دارم اينها را مي‌نويسم، دقيقا نمي‌دانم كه تا چه اندازه با اين نوشته رفتار اخلاقي يا غيراخلاقي بروز داده‌ام همين قدر مي‌دانم كه اگر «من» كوچك‌تري داشتم حتما سكوت مي‌كردم ولي اين همگني احساس خشم و توهين چنانم برآشفته كه مهار تحفظ را كنار گذاشته‌ام. هر چند كه از سوي ديگر عقلا تصور مي‌كنم كه اصل قضيه كوچك‌تر از اين حرف‌هاست. آقاي تقوايي در روزگار تلخي كه سپري مي‌كنيم، گاه كساني را پيدا مي‌كنند تا تلخي و سرخوردگي خويش را در هيبت او تف كند و من هم در مسير آب دهان ايشان قرار گرفته‌ام. همين. شايد مدت‌ها بعد، شبي هنگام خواب به اين واكنش تند خود فكر كنم و پشيماني خواب از من بگيرد و فكر كنم كه تندي من هم از تلخي روزگار بود.




ادعای مداحی که “رستاخیز” را در روز نخست اکران از پرده پایین کشید⇐سازندگان کمدی “زهرمار” عامل بهاییت هستند!!!

سینماروزان: کمدی “زهرمار” از همان رونمایی در جشنواره بخاطر تصویرسازی از ارتباط ناخواسته یک مداح و زنی بدنام با ادعاهای مختلف و از جمله هماهنگی جامعه مداحان با تولید فیلم مواجه شد.

جواد نوروزبیگی تهیه کننده این کمدی از هماهنگی با برادر مداحش مجید در تولید خبر داد ولی مجید نوروزبیگی مدعی شد فیلم با هماهنگی مجید بنی فاطمه تولید شده!

به تازگی حسین سازور مداحی که چند سال قبل و در روز اول اکران “رستاخیز” به همراه برخی همفکرانش اسباب توقیف این فیلم را فراهم کرده بود مدعی ارتباط عوامل کمدی “زهرمار” با بهاییت شده است!!

حسین سازور با انتقاد از تصویرسازی یک مداح در کمدی “زهرمار” به “ایرناپلاس” گفت: نقش جامعه ذاکر و مداح در کشور ما آنقدر برجسته است که با این چیزها خدشه‌دار نمی‌شود، اما این کسانی که به این شکل هجمه می‌کنند به نظرم خواسته یا ناخواسته دو هدف را دنبال می‌کنند! یکی اینکه دامن بزنند به فرهنگ غرب که ما سال‌هاست با آن در حال مبارزه‌ایم. ما نه تنها کار مداحی به عنوان وظیفه بر عهده‌مان است بلکه فرهنگ سازی هم کار ماست، آن هم فرهنگ ناب اهل‌بیت (ع). اگر این‌ها توانستند خدشه‌ای به جامعه مداح و ذاکر وارد کنند این خدمت به آمریکاست. شک نکنید. چون مقام معظم رهبری درباره مداحان و اثر کارشان در جامعه فرموده‌اند، گاهی یک بیت شعر شما کار یک منبر را انجام می‌دهد.

حسین سازور که جزو نزدیکان حاج منصور ارضی به حساب می‌آید و سال‌هاست هیأت «موج الحسین» را برگزار می‌کند با اشاره به نگاه طنازانه کمدی “زهرمار” اظهار کرد: وقتی شما فیلمی درست کنید که مسخره و طنز باشد، کمک به آنهایی است که می‌خواهند ریشه را بزنند. به نظر من اصل و ریشه این حرکات دست آمریکا و بهائیت است. از بهائیت غافل نشوید. آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها هستند ولی عامل اصلی بهائیت است.




در گفتگوی صریح مصطفی محمودی و حامد مظفری روی آنتن زنده رادیونمایش بیان شد⇐روسای سینما در تعارف با عوامل برگزارکننده جشنواره‌های بودجه‌خوار گیر کرده‌اند و نمیدانند این جشنواره‌ها را تعطیل کنند یا نه؟؟!/چرا به جای توسعه زیرساختهای سینما، بودجه‌ها باید صرف جشنواره‌هایی شود که مشتری اول و آخرش، برگزارکنندگان هستند؟؟/چرا دولت از افرادی که میخواهند به هر قیمت که شده و با بودجه میلیاردی دولت جشنواره کودک برگزار کنند نمی‌پرسد سهم برگزیدگان این جشنواره از گیشه سالانه سینماها چقدر بوده؟؟/ما هنوز یک پردیس سینمایی مختص کودکان نداریم ولی هر سال هزینه میلیاردی میکنیم برای جشنواره کودک!!/حداقل کاری که میشود کرد آن است که جشنواره کودک را یکی دو سال تعطیل کنند و بودجه اش را صرف ساخت چند سالن مختص کودکان کنند!/حسین انتظامی برای مقابله با «آفت جشنواره زدگی»، شورایی راه انداخته که اغلب اعضایش، مدیر یا کارمند جشنواره‌های بودجه‌خوار بوده‌اند! این، نقض غرض نیست؟؟؟/شاید هم انتظامی خواسته با راه‌اندازی این شورا از شرّ اعمال فشار برخی نیروهایی که مدعی مدیریت هستند ولی منصب خالی برایشان وجود ندارد رهایی پیدا کند!!؟

سینماروزان: آفت جشنواره‌زدگی که حسین انتظامی را واداشته شورایی هم برای مقابله با آن تشکیل دهد، مدتهاست در سینمای ایران وجود دارد و متأسفانه در گذر دوران به جای آن که برای حل آن چاره ای اندیشیده شود به طور مکرر بر دامنه آن افزوده شده و کار به جایی رسیده که یک سری مدیر-کارمند جشنواره ای تولید شده و از این جشنواره به جشنواره بعدی ترانسفر میشوند مبادا جیبشان خالی بماند!!

به گزارش سینماروزان برنامه اخیر «ارغوان هنر» در «رادیونمایش» تحلیلی ارائه داده بر این جشنواره زدگی و شورایی که انتظامی برای مقابله با آن فراهم کرد.

 مصطفی محمودی مجری-کارشناس برنامه با ارائه آماری کمّی از برگزاری بیش از چهل جشنواره در سال 97 و در عین حال تشکیل شورایی برای مقابله با آفت جشنواره زدگی از سوی حسین انتظامی، از حامد مظفری روزنامه نگار مستقل سینما خواست که درباره این تناقض تحلیلش را ارائه کند.

حامد مظفری با اشاره به آمار ارائه شده از سوی مصطفی محمودی گفت: در  سال 97 بیشتر از 40 جشنواره برگزار شده بود و بخش عمده اش هم تحت حمایت دولت بود؛ این معنایی ندارد جز آن که اگر دولت بخواهد می تواند جشنواره هایی که بی‌فایده هستند را تعطیل کند ولی چون دست اندرکاران این گونه جشنواره ها اغلب کارمندان مستقیم و غیرمستقیم دولت هستند پس روسای بخش دولتی سینما در تعارف با عوامل برگزارکننده این گونه جشنواره‌های بودجه‌خوار گیر کرده‌اند و نمیدانند جشنواره ها را تعطیل کنند یا نکنند؟!!

حامد مظفری ادامه داد: حسین انتظامی بلافاصله بعد از اینکه حکم ریاستشان زده شده است، شورایی را راه انداخته برای مقابله با آفت جشنواره‌زدگی تا لابد تعدیل جشنواره‌های بی خاصیت از طریق این شورا صورت پذیرد! اغلب افرادی که درسالهای اخیر به عنوان مدیر یا کارمند جشنواره‌های مختلف دولتی حضور داشته‌اند، الان آمده‌اند دراین شورا و گرد هم جمع شده اند که با جشنواره زدگی مقابله کنند!!! این خودش نقض غرض است. آدمهایی که سالهای طولانی به واسطه جشنواره‌های بودجه‌خوار ارتزاق کرده‌اند چگونه میتوانند جشنواره های بی فایده را تعطیل کنند؟ 

مصطفی محمودی با انتقاد از عدم پاسخگویی اعضای شورای جدیدی که انتظامی راه انداخته بیان داشت: تلاش کردیم با تعدادی از دوستان عضو همین شورایی که نام برده شد صحبت کنیم ولی متاسفانه تلاش هایمان ثمری نداد و هیچکدام از دوستان حاضر نشدند با برنامه گفتگو کنند! این خودش جای سوال است که چرا این دوستان از پاسخ به مهمترین تناقض پیرامون این شورا که گردهمایی آدمهایی متصل به جشنواره ها برای مقابله با آفت جشنواره زدگی است(!) سرباز زدند!!  تعدادی از دوستان حاضر در این شورا در سالهای اخیر مدام به عنوان دست اندرکار جشنواره هایی بوده‌اند که به اعتقاد کارشناسان، این جشنواره ها خروجی آنچنانی ندارد! سوال اینجاست که همین افراد حاضر در شورا آن قدر جسارت دارند که جشنواره های بی فایده ای را که خودشان از آن ارتزاق داشته اند تعطیل کنند؟؟

حامد مظفری روزنامه‌نگار و مدیرمسئول رسانه مستقل «سینماروزان» در پاسخ مصطفی محمودی اظهار داشت: اگر ترکیب شورا به گونه ای بود که در کنار آدمهایی که متصل هستند به بخش دولتی سینما ، یکی دو نفر چهره صنفی مستقل و صاحب تحلیل و صاحب منطق وجود داشت ممکن بود کفه به نفع همین دیدگاه مستقل پیش برود یعنی باعث می‌شد آن دو نفر آدم مستقل و در عین حال صنفی کمک کنند حداقل چند فقره از این جشنواره های بودجه خوار تعطیل شود. ولی وقتی می‌بینیم اغلب افرادی که در این شورا قرار گرفته اند، بخش عمده دستاوردهایشان از مسیر همین جشنواره های بودجه خوار بوده، یقینا نمیتوان چشم انتظار روشنی برای خروجی این شورا متصور بود!!

این روزنامه نگار ادامه داد: ترکیب شورا طوری است که فقط یک حدس را به ذهن متبادر میکند و آن هم صدور حکم برای افرادی که مدعی مدیریت هستند ولی حداقل در شرایط فعلی، منصبی خالی برایشان وجود ندارد!! به هر حال درگیری در برگزاری جشنواره در عین سودآوری مادی، مرتبط است با فصلی خاص و برای همین دست اندرکاران این جشنواره ها اگر به واسطه آن جشنواره خاص دو ماه تمام هم سرکار باشند ده ماه دیگر سال بیکارند! بیکاری نیروهایی که در حلقه قرار دارند عمدتا توأم است با اعمال فشارهای مستقیم یا غیرمستقیم برای دریافت منصبی تازه! بر این اساس میتوان این پرسش را طرح کرد که آیا این شورا راه افتاده که نیروهای متصل بجای دو ماه در تمام سال بواسطه این شورا هم که شده سرکار باشند؟؟ شاید انتظامی خواسته با راه‌اندازی این شورا از شرّ اعمال فشار نیروهایی که مدعی مدیریت هستند ولی منصب خالی برایشان وجود ندارد رهایی پیدا کند!!؟ یعنی انتظامی خواسته با پلتیکی یک سری نیروها را سرکار بگذارد و بعد از کاهش سطح فشار اینها، به امور جدیتر سینما که یکی اش وضعیت آشفته اکران است و دیگری راه اندازی صنف یکپارچه تهیه کنندگان رسیدگی کند.

مصطفی محمودی در ادامه بحث در «ارغوان هنر» با زیر سوال بردن کارکرد جشنواره های رنگارنگی که در ایران برگزار میشوند و علیرغم بریز و بپاش حداقل کارکرد را بر توسعه سینما داشته اند بیان کرد: واقعا خیلی از جشنواره های بزرگ ما هم که بودجه هنگفتی نصیبشان میشود کارکردشان را از دست داده اند. جشنواره های ریز و درشت موضوعی کوچک که دیگر جای خود دارد. بارها گزارشهایی منتشر شده درباره اینکه خیلی از مخاطبان حتی نام این جشنواره های موضوعی را هم نشنیده اند چه برسد به اینکه  در این جشنواره‌ها حاضر شده باشند. سوال این است که چرا به جای توسعه زیرساختهای سینما، بودجه‌ها باید صرف جشنواره‌هایی شود که مشتری اول و آخرش، برگزارکنندگانش هستند؟؟

حامد مظفری در پاسخ محمودی گفت: به غیر از جشنواره فجر که آن هم چند سالی است دوتکه شده تا به حاشیه برود ولی همچنان بخش ملی اش مخاطب دارد و همچنین جشنواره هایی مانند کوتاه و مستند که مسیر خود را پیدا کرده اند یک مشکل عمده در سایر جشنواره ها وجود دارد و آن هم نبود مخاطب در سالنهای نمایش فیلم است!!

این روزنامه نگار ادامه داد: برخلاف تصور عامه من فکر میکنم مدیری که حداقلی بهره هوشی داشته باشد قادر است خیلی راحت خودش را از شر این جشنواره های بودجه خوار نجات دهد. کافیست مدیر موردنظر بیاید و براساس مخاطبی که هر جشنواره دارد، جشنواره ها را درجه بندی کرده و جشنواره هایی که مخاطبشان زیر حد استاندارد است را تعطیل کند. رسیدن به آمار مخاطبان جشنواره را هم میشود از آمار بلیت فروشی دریافت.  در حال حاضر تنها جشنواره ای که از بلیط فروشی، عایدی دارد جشنواره اصلی فجر است که در بهمن ماه برگزار میشود و در سالهای اخیر بواسطه بلیت فروشی سالانه 1.5 تا 2میلیارد درآمد داشته! این جشنواره، حضورش منطق دارد چون مخاطب پشتش است. واقعا اگر هدف از برگزاری جشنواره، توجه به مخاطب است بیایند به ما بگویند این چهل و چند جشنواره ای که همه ساله برگزار میشود چقدر مخاطب علاقمند دارد و چقدر از بلیت فروشی، عایدی دارند!؟؟ اینکه جشنواره برگزار کنید و بعد مهمانان را با بهترین پرواز به فلان شهر توریستی ببرید و در بهترین هتل مستقر کنید و کلی هزینه خورد و خوراک و هدیه برای اینها کنید و بعد پز برگزاری جشنواره را دهید که نشد کار فرهنگی! جشنواره باید مخاطب را به سینما بیاورد و به واسطه حضور مخاطب بتواند به درآمدزایی برسد وگرنه صرف کرور کرور هزینه برای برگزاری جشنواره که از هر کسی برمیآید.

مصطفی محمودی با طرح مجدد این پرسش که آیا شورای مقابله با آفت جشنواره زدگی جرأت این را دارد که لااقل به تعطیلی جشنواره های ارگانی بپردازد گفت: نگاهی به کارنامه جشنواره ای در سه سال اخیر نشان میدهد که سازمان ها، ارگان ها، نهادها و وزارتخانه های دولتی نقش مهمی در حمایت از این جشنواره های پرتعداد دارند یعنی اگر حمایت مالی این سازمانها نباشد قطعا این جشنواره ها تعطیل خواهند شد. سوال این است که آیا شورای تازه ای که انتظامی راه انداخته جرأت دارد که با درجه بندی، این جشنواره ها را به سمت تعدیل ببرد؟

حامد مظفری درباره پیش بینی عملکرد این شورا بیان داشت: براساس چینش آدمهای حاضر در شورا به نظرم این شورا بیشتر به سمت توجیه برگزاری جشنواره های مختلف خواهد رفت تا اینکه جرأت کند و یک درجه بندی کیفی شفاف درباره این جشنواره ها براساس میزان مخاطبان آن ارائه دهد.

مظفری خاطرنشان ساخت: اینکه فلان نهاد و ارگان و وزارتخانه میخواهد کار فرهنگی کند ایرادی ندارد. ایراد آنجاست که وقتی سران فلان سازمان دولتی میخواهند جشنواره برگزار کنند یا به سراغ مدیران دولتی سینما میروند یا به سراغ رئوس خانه سینما. این مدیران دولتی-صنفی سینما هستند که باید به این ارگانها اطلاعات بدهند. مثلا باید به آن ارگانی که میخواهد بودجه تلف کند برای برگزاری یک جشنواره ورزشی بگوید حداقل قبلش در تولید پنج فیلم موثر ورزشی سرمایه گذاری کنند و بعد بروند به سمت برگزاری جشنواره!! یا همین افرادی که مدام اصرار دارند به هر قیمتی که شده جشنواره کودک را برگزار کنند وقتی بناست از دولت بودجه بگیرند دولت باید ازشان بپرسد که سهم اکران سالانه سینماها از فیلمهایی که در این جشنواره رونمایی شده چقدر است؟ چرا دولت از افرادی که میخواهند به هر قیمت که شده و با بودجه میلیاردی دولت جشنواره کودک برگزار کنند نمی‌پرسد سهم برگزیدگان این جشنواره از گیشه سالانه سینماها چقدر بوده؟؟ ما هنوز یک پردیس سینمایی مختص کودکان نداریم ولی هر سال هزینه میلیاردی میکنیم برای جشنواره کودک!! حداقل کاری که میشود کرد آن است که جشنواره کودک را یکی دو سال تعطیل کنند و بودجه اش را صرف ساخت چند سالن مختص کودکان کنند!




این است نتیجه راه اندازی ساختارهای بوروکراتیک بودجه خوار بجای واسپاری امور به بخش خصوصی⇐خرج نزدیک به یک میلیارد پول در “هنروتجربه” به عنوان هزینه پشتیبانی!!!

سینماروزان: شفاف سازی حسین انتظامی بالاخره به گروه دولتی هنروتجربه هم رسید. گروهی که زمانی بنا شد تا باری از دوش دولت بردارد ولی بعد از شش سال جز سالنهای کم و بیش خلوت و بودجه خواری مداوم خروجی مشهودی نداشته!!

انتشار ریزهزینه ای هنروتجربه در سال 97 مشخص ساخته که مدیران این گروه فقط نزدیک به یک میلیارد(955میلیون) خرج پشتیبانی کرده اند!!! به عبارتی ماهانه 80 میلیون در این گروه خرج پشتیبانی میشود!! پشتیبانی از چه و که را ما نمیدانیم ولی بعید میدانیم حتی پولدارترین موسسه پخش فیلم ایران حتی به اندازه نصف این رقم هزینه پشتیبانی داشته باشد!!

این همه دستاورد(!) هنروتجربه نیست چون روسای این گروه بیش از نیم میلیارد(563میلیون) صرف انتشار مجله ای کرده اند که اصلا مشخص نیست ماهیانه چقدر تکفروشی دارد؟؟

مدیران هنروتجربه 823میلیون صرف اطلاع رسانی و تبلیغات کرده و 307 میلیون صرف آیین دیدار کرده اند! این دو هزینه رویهم بیش از یک میلیارد میشود!!!

یک سوال مهم این است گروهی که هزینه پشتیبانیش میلیاردیست در طول سال چند فیلم دارد که فروش اش معادل همین هزینه پشتیبانی شود؟

برای آشنایی با دیگر دستاوردهای هنروتجربه(!!) اینجا را ببینید.




ادعای آقازاده‌ای که به مدیریت در رسانه ملی نائل آمده⇐چون «جم جونیور» از شبکه کودک سیما شکست خورده، «بی‌.بی‌.سی.فارسی» قصد پخش برنامه کودک دارد!!

سینماروزان: محمد سرشار آقازاده محمدرضا سرشار از نویسندگان جریان اصولگرایی را سینماگران به خاطر ادبیاتش در حمله به یکی از آثار پرمخاطب سینمای ایران در سالهای اخیر به یاد دارند.(اینجا را بخوانید)

محمد سرشار که مشخص نیست بخاطر عقبه پدرش به مدیریت شبکه کودک رسیده یا بخاطر استعدادهای خدادادی(؟؟) به تازگی در نوشتاری مدعی شکست دادن «جم جونیور» شده و البته ادعایی دیگر هم طرح کرده مبنی بر پخش برنامه کودک از «بی بی سی فارسی» بخاطر شکستی که بر «جم جونیور» تحمیل شده.

متن نوشتار این آقازاده را بخوانید:

روباه پیر این‌بار خودش وارد جبهه هجمه فرهنگی به کودکانمان شده و قرار است با بودجه وزارت خارجه انگلیس، در بی‌بی‌سی فارسی برنامه‌هایی را برای کودکان پخش کند!
این اقدام سازمان دولتی بی‌بی‌سی علیه ایران سه جنبه دارد:
۱_ شبکه‌های فارسی‌زبان کودک در جذب مخاطب شکست خورده‌اند و در سه سال اخیر، دچار ریزش شدید مخاطب شده‌اند. آن‌گونه که با موفقیت‌های شبکه کودک سیما، سردمدار این جنگ نیابتی یعنی جم‌جونیور ، یک ریزش  ۹درصدی مخاطب را تجربه کرده. (اینجا فرصت مناسبی برای شرح این رویارویی پنهان نیست.)
۲_ جنگ دشوارتری در پیش است!
بخش کودک بی‌بی‌سی‌فارسی حریف قدری برای شبکه کودک خواهد بود چرا که روی یکی از بزرگترین و قوی‌ترین آرشیوهای برنامه‌سازی کودک دنیا _ یعنی سی‌بی‌بیز (خردسال) و سی‌بی‌بی‌سی (کودک) _ نشسته و با دوبله این گنج بزرگ، سال‌ها تجربه آنها را با خود حمل می‌کند.
۳_ راه‌اندازی بخش کودک مقدمه راه‌اندازی شبکه بی‌بی‌سی کودک فارسی‌زبان خواهد بود و این جنگ نرم رسانه‌ای علیه کودکان ما، ابعاد وسیع‌تری پیدا خواهد کرد.
به یاری خداوند ما در شبکه کودک در کنار خانواده‌ها، برای این جبهه جدید آماده خواهیم شد. امیدوارم بزرگانی هم که باید پشتیبان مجاهدان فرهنگی و والدین خط مقدم این نبرد باشند؛ حمایت‌های خود را بسیار بیشتر کنند.



تازه ترین اظهارات ابوالقاسم طالبی که تصمیم به تولید سریالی پیرامون مفاسد اقتصادی دارد⇐حسن روحانی قبل از انتخابات می‌گوید والله اگر مشکلات راه‌حل نداشت نامزد نمی‌شدم اما حالا می‌گوید اختیارات بیشتر میخواهم!!/سینماگر منافق از بابک زنجانی بنز می‌گیرد، از محمد خاتمی خانه می‌گیرد، به دفتر احمدی نژاد متصل میشود و آخرش تفکر آمریکایی را در فیلم‌هایش تبلیغ می‌کند!!/به رهبر انقلاب گفتم تلویزیون شجاعت پخش سریالم درباره مفاسد اقتصادی را ندارد ولی رهبر فرمود تلویزیون باید شجاعت پیدا کند و پخش کند!/اگر نخواهم از اسلام التقاطی و سرمایه‌سالاری حرف بزنم باید بروم سراغ عشق‌های مثلثی!!

سینماروزان: ابوالقاسم طالبی کارگردان طیف ارزشی پس از ساخت فیلم تاریخی “یتیم خانه ایران” درباره نقش بریتانیا در قحطی ایران در جریان جنگ جهانی اول، تصمیم گرفته بود سریالی با نام “طلاق” را برای شبکه خانگی بسازد با این حال افشای فسادهای کلان اقتصادی موجب شده تغییر مسیر دهد و به سمت تولید سریالی درباره مفاسد اقتصادی بیاید.

ابوالقاسم طالبی در برنامه «میدان انقلاب» گفت: هر کسی انگیزه‌ای برای ورود به سینما دارد؛ یکی برای شغل یکی برای پول یکی برای شهرت و هرکسی هدفی دارد. موضوع آثار من سیاسی- اجتماعی است. انگیزه‌های من برای ورود به سینما تغییر نکرده است. خیلی‌ها شاید با فیلم دفاع مقدسی وارد شدند اما بعداً کارهای متفاوتی ساختند. من از نوجوانی خودم را سرباز امام دانستم و یک «یاعلی» به ایشان گفتم و شروع کردم. انگیزه من این بوده و همچنان پایدار است.

این کارگردان ادامه داد: امام پیامی به هنرمندان سینما دادند. مطابق این پیام، امام سرمایه‌داری مرفهین بی‌درد را قبول نداشت، اسلام منافقین را قبول نداشت. منافق در همین صنف ما هم هست؛ از بابک زنجانی و فلان متهم بانکی بنز می‌گیرد، از محمد خاتمی خانه می‌گیرد و به دفتر احمدی نژاد متصل میشود و آخرش تفکر آمریکایی را در فیلم‌هایش تبلیغ می‌کند! تکلیف خودتان را روشن کنید.

طالبی درباره فیلم آینده خودش هم گفت: کار جدید من درباره مفاسد اقتصادی است. مشغول ساخت یک سریال درباره مفاسد اقتصادی هستم که الان در مرحله پیش‌تولید است. خدمت رهبری گفتم تلویزیون شجاعت پخش این کار را ندارد اما ایشان فرمودند باید شجاعت پیدا کنند و پخش کنند. من این را امروز نقل کردم اما حالا صبر کنیم و دو سال دیگر ببینیم این شجاعت در مجموعه تلویزیون وجود دارد یا خیر. اگر نخواهم این‌ها را بسازم یا از اسلام التقاطی و سرمایه‌سالاری حرف نزنم باید بروم سراغ روایت عشق‌های مثلثی؛ چیز دیگری می‌ماند؟ اتفاقا پردرآمد هم هست.

این کارگردان همچنین اظهار کرد: حسن روحانی رئیس‌جمهور می‌گوید والله اگر مشکلات راه‌حل نداشت نامزد نمی‌شدم اما حالا می‌گوید اختیارات بیشتر؛ خب مگر شما قانون را نخوانده بودی؟ از اول هم با این قانون باید مشکلات حل می‌شد اما حالا خودمان را بزرگ‌تر از قانون می‌بینیم. این روحیه در هنرمند و چهره‌های مطرح هم ایجاد می‌‌شود و مقابل قانون می‌ایستد و حتی تحمل یک جریمه راهنمایی و رانندگی را ندارد.

طالبی افزود: من از صنفم دفاع می‌کنم. تصویر یک دختر 20 ساله کل کشور را پر می‌کند، خب او که خودسازی نکرده و این شهرت طاقت می‌خواهد. قوانین ما باید خودش را دست بالا بگیرد یعنی اگر طرف وارد کلانتری شد همه نروند سراغ سلفی گرفتن. چهره‌های مطرح به دلیل محبت نیروهای انتظامی و اطلاعاتی احساس امنیت بیشتر می‌کنند که این باعث افزایش توهم مهم بودن شده است.




پرسش “کیهان” از مدیران سینما⇐چگونه یک فیلم ویدئویی شانه تخم مرغی وارد اکران عید فطر شده؟!

سینماروزان: چندی قبل و بعد از ثبت قرارداد اکران عیدفطر فیلم “نیوکاسل” در شورای صنفی نمایش سوالاتی جدی درباره این ماجرا و چرا یی اکران عیدفطر فیلمی ویدیویی با تغییر پروانه شکل گرفت.(اینجا را بخوانید)

به تازگی روزنامه “کیهان” نیز با انتقاد از این رویه سوالی مهم پیش روی مدیران سینمایی قرار داده و آن هم اینکه چگونه فیلم ویدیویی “نیوکاسل” وارد اکران عیدفطر شده است؟؟

متن گزارش “کیهان” را بخوانید:

درحالی که بسیاری از فیلم‌ها در نوبت اکران مانده اند، یک فیلم سخیف و به اصطلاح شانه تخم‌مرغی که با پروانه ویدئویی و برای شبکه نمایش خانگی تولید شده، در نوبت اکران عید فطر قرار گرفت!

باز هم رد پای لابی‌گری و باندبازی در فصل‌های طلایی اکران دیده می‌شود. پس از روی پرده رفتن فیلم‌های ساخته شده توسط یک آقازاده و همچنین فیلم یکی از مدیران صنف اکران در عید نوروز، در اکران عید فطر نیز اتفاقات مشابهی درحال رقم خوردن است.

چندی پیش اسامی فیلم‌های اکران عید فطر اعلام شد که در این بین نام اثری دیده می‌شود که پیش از این به عنوان فیلم ویدئویی مجوز ساخت گرفته بود، اما مشخص نیست که چطور ناگهان اسمش وارد یکی از بهترین زمان‌های اکران قرار گرفته است؟؟!

این فیلم که به سیاق برخی دیگر از آثار مبتذل سال‌های اخیر سینمای ایران، اسم یکی از شهرهای غربی را برگزیده، با حمایت‌های ویژه‌ای به این موقعیت برای نمایش عمومی رسیده است.

«نیوکاسل» سه سال قبل با پروانه ویدیویی(و به روایتی بدون پروانه) تولید شد و حتی اگر کیفیتش آن قدر بالا بوده که حائز پروانه سینمایی باشد، نباید در گل سرسبد اکران که عیدفطر باشد روی پرده برود آن هم در شرایطی که ده‌ها فیلم سینمایی که در جشنواره‌های فجر دو سال اخیر هم حضور داشتند ماه‌هاست پشت خط اکران‌اند.




پیش چشم حسین انتظامی رخ داده؟⇐صدور پروانه سینمایی برای فیلمی ویدیویی!+ثبت قرارداد این فیلم برای اکران عیدفطر در سرگروهی منسوب به خویشاوند حیدریان!؟

سینماروزان: در هفته های اخیر کم نبوده اند صاحبان فیلمهایی تولیدشده با پروانه ویدیویی که وقتی برای دریافت پروانه نمایش سینمایی اقدام کرده اند با این واکنش اداره نظارت مواجه شده اند که حتی اگر پروانه سینمایی بگیرند چاره ای ندارند که یا در ماه رمضان یا بازه زمانی پس از جشنواره روی پرده بروند.

در این اوضاع اینکه به ناگاه قرارداد اکران فیلم “نیوکاسل” برای اکران عیدفطر در گروه باغ کتاب( به مدیریت سعید طباطبایی از خویشاوندان محمدمهدی حیدریان) ثبت میشود جای سوال دارد.

“نیوکاسل” سه سال قبل با پروانه ویدیویی(و به روایتی بدون پروانه؟) تولید شد و حتی اگر کیفیتش آن قدر بالا بوده که حائز پروانه سینمایی باشد، نباید در گل سرسبد اکران که عیدفطر باشد روی پرده برود آن هم در شرایطی که ده ها فیلم تحسین شده سینمایی که در جشنواره های فجر دو سال اخیر هم حضور داشتند ماههاست پشت خط اکرانند.

چطور شده برای “نیوکاسل” پروانه سینمایی صادر شده؟ آن هم به تهیه کنندگی علی آشتیانی پور از نزدیکان مدیرعامل خانه سینما و دست راست ایشان در نظارت بر شمارش آرای مردمی جشنواره؟؟

آشتیانی پور چندیست پخشی به نام “آفرین فیلم” را هم راه انداخته. پخشی که گفته میشود سعید طباطبایی هم در آن شراکت دارد؟!

سوال، ساده تر از ساده ترین مسائل حساب دیفرانسیل است. چگونه “نیوکاسل” به تهیه کنندگی علی آشتیانی پور پروانه سینمایی گرفته و چطور بالفور به اکران پرطرفدار عیدفطر در سرگروهی منسوب به قوم و خویش حیدریان رسیده؟؟

سینماروزان آماده است پاسخ مقامات بالادستی سینما درباره این سوال کلیدی را بی سانسور منعکس کند تا سینماگران مستقل بیش از اینها احساس غربت نکنند.




  یک رسانه اصولگرا خواستار شد⇐همزمان با شفاف سازی مالی، سازمان سینمایی درباره این مسئله شفاف‌سازی کند که دقیقاً برای سروسامان دادن به وضعیت تولید رو به ابتذال آثار سینمایی چه تمهیداتی اجرا کرده!!؟؟

سینماروزان: تلاشهای سازمان سینمایی برای شفاف سازی مالی زیرمجموعه ها در کنار زمزمه های تغییر و تحول مدیریتی در این زیرمجموعه ها اسباب اظهارنظرات مختلف را موجب شده است.

فارغ از برخی سینماگران معلوم الحال که چگونگی رشد حبابی خودشان از مصادیق عدم شفاف سازی است ولی حالا برای خوشامد رییس سازمان از شفاف سازی تعریف و تمجید میکنند برخی رسانه ها هم تکامل شفاف سازی را از سازمان میخواهند.

روزنامه اصولگرای “جوان” در تحلیلی بر شفاف سازی مالی سازمان پیشنهاد کرده سازمان درباره تلاشهایش برای رفع ابتذال در سینما هم شفاف سازی کند.

متن تحلیل “جوان” را بخوانید:

شفاف‌سازی مالی عبارتی است که طی یک سال اخیر سازمان سینمایی زیاد روی آن مانور می‌دهد. چندروز پیش این سازمان یک گزارش مالی منتشر کرد که در آن به هزینه‌کرد‌های یک سال این مجموعه اشاره شده است، ولی به این هزینه‌کرد‌ها در قالب ارقام و اعداد کلی اشاره شده و به جزئیات آن پرداخته نشده است، اما آن چیزی که به نظر می‌رسد باید در اولویت سازمان سینمایی باشد سروسامان دادن به محتوای آثار سینمایی است و واضح است که مسئولیت اصلی این سازمان نباید در زیر رویکردهایی، چون گزارش سالانه گم یا کمرنگ شود.

به طور کلی اینکه سازمان سینمایی اقدام به ارائه یک گزارش کلی مالی یک ساله می‌نماید کار مثبتی است، اما واضح است که مسئولیت اصلی سازمان سینمایی و انتظارات از آن چیز دیگری است.‌

ای کاش سازمان سینمایی درباره این مسئله شفاف‌سازی می‌کرد که در این سال‌ها دقیقاً برای سروسامان دادن به وضعیت تولید رو به ابتذال آثار سینمایی چه تمهیداتی اتخاذ و اجرا کرده و نتیجه آن تمهیدات به طور روشن چه بوده است.

در واقع خوب بود نتیجه اقدامات و تصمیمات این سازمان کیفی‌سنجی می‌شد و مردم متوجه می‌شدند که برای تقویت و ارتقای اخلاق و معنویت در آثار سینمایی چه تصمیماتی اتخاذ شده است یا برای تحکیم نهاد خانواده در فیلم‌ها یا برای مثال شفاف‌سازی تاریخ معاصر برای نسل جوان چه اتفاقاتی افتاده است؟

سازمان سینمایی درباره موضوع درجه‌بندی سنی که ضعف تدوین آن انتقاد‌های زیادی را برانگیخت هنوز پس از حدود ۱۰ روز پاسخی ارائه نکرده است و خوب بود این مسئله را شفاف‌سازی می‌کرد. درجه‌بندی سنی ناکارآمدی از سوی دلسوزان نوعی رفع تکلیف تلقی شد که نمی‌تواند به طور خودکار روی محتوای آثار تاثیرگذار باشد، اما درباره شفافیت مالی هم بماند که اساساً نوع هزینه‌کرد‌ها در این گزارش نیز دارای ایرادات اساسی است که البته موضوع این مطلب نیست.




چگونه دو ژن خوب به اکران رمضان رسیدند؟؟/آیا صرف ژن خوب بودن باعث میشود فیلم اولیها هم مجوز تهیه کنندگی بگیرند؟؟

سینماروزان: اکران ماه رمضان با روی پرده رفتن شش فیلم مختلف آغاز شده است.

جالب است که در میان این فیلمها دو فیلم “تولدت مبارک” و “وکیل مدافع” از آن دو ژن خوب هستند.

“وکیل مدافع” را سلما بابایی فرزند شهید عباس بابایی به تهیه کنندگی محسن علی اکبری ساخته است. یک فیلم کمدی که بخش عمده داستانش در خط مقدم جبهه ها میگذرد با بازی ایمان افشاریان و بهناز جعفری.

“تولدت مبارک” به تهیه کنندگی انیسه جهان آرا- از خویشاوندان نزدیک شهیدان محمد، علی و محسن جهان آرا- به کارگردانی سمیه زارعی نژاد ساخته شده است با مضمونی کودکانه با بازی محمدرضا فروتن و محبوبه بیات.

در انبوه آثاری که برخی از آنها از سال قبل پشت خط اکرانند چگونه این دو فیلم به اکران دوم نوروز مقارن با رمضان رسیده اند؟؟

عجیبتر اینکه هم تهیه کننده و هم کارگردان “تولدت مبارک” فیلم اولی هستند. این دو فیلم اولی چگونه توانسته اند پروانه ساخت سینمایی و به دنبالش پروانه نمایش سینمایی بگیرند و به اکران دوم نوروز مقارن رمضان برسند؟؟

آیا صرف تعلق داشتن به خانواده شهدا عامل این اتفاق بوده؟؟ آیا شهیدان جهان آرا و بابایی اگر زنده بودند راضی میشدند به تفاوت گذاشتن میان فرزندان خود و عموم جامعه؟؟




رسانه ارگانی هلال احمر مدعی توقیف سه فیلم در مسیر اکران شد⇐فیلمی با بازی عطاران با محوریت یک “سوراخ”(!!)+ فیلمی مشمول مشاوره یک مدیر سابق دستگاه قضا(!!) که در آلمان فیلمبرداری شده+ فیلمی دیگر که با سرمایه یک تاجر گوشت تولید شده!!

سینماروزان: بعد از پایین کشیده شدن “رحمان1400” بخاطر تفاوت نسخه اکران با نسخه مجاز زمزمه های افزایش ممیزی بر فیلمهای در مسیر اکران قوت گرفته است و به نظر میرسد معاون نظارت تصمیم دارد با اصلاحات قبل از صدور پروانه نمایش، عملکرد خود را ارتقا دهد.

روزنامه “شهروند” منسوب به هلال احمر در گزارشی از سه فیلم “زیرنظر” ، “سامورایی در برلین” و “دینامیت” به عنوان آثاری که بیش از بقیه خطر سانسور و توقیف را حس میکنند نام برده است.

“زیرنظر” را مجید صالحی با بازی رضا عطاران ساخته است و از جمله پروژه هاییست که با همکاری مشترک رامبد جوان و محمد شایسته تولید شده. به گزارش سینماروزان داستان کمدی “زیرنظر” درباره ایجاد یک “سوراخ”ناخواسته بر روی یک مبل و بگومگوی رضا عطاران و امیر جعفری برای حل مشکل “سوراخ شدگی” است!!

“سامورایی در برلین”مهدی نادری با بازی حمید فرخ نژاد و میترا حجار در مرکزیت بازیگران که بخشهایی از آن در آلمان فیلمبرداری شده، دیگر فیلمیست که شائبه های سانسورش وجود دارد. تهیه کننده حقیقی فیلم ابوالفضل صفاری است ولی جالب است که یاسر شاه پیری از مدیران سابق مرکز رسانه قوه قضاییه بعنوان مشاور تولید در پروژه حضور داشته است!!!

“دینامیت” سومین فیلم مسعود اطیابی بعد از دو قسمت “تگزاس” که با سرمایه ابراهیم عامریان از فعالان تجارت “گوشت” تولید شده دیگر فیلمیست که گویا باید با جرح و تعدیل روی پرده برود. پژمان جمشیدی و محسن کیایی و احمد مهرانفر از جمله بازیگران “دینامیت” هستند.




واکنش حیدریان به اینکه علیرغم بازنشستگی، همچنان نفر اول تصمیم ساز سینماست⇐فقط تجربه چهل ساله خود را در اختیار حسین انتظامی قرار میدهم!!⇔پرسش: اگر قرار به مدیریت بر مدار تجربیات چهل ساله ایشان است، چه نیازی بود به تغییر مدیریت سینما؟؟؟

سینماروزان: پنج ماه بعد از حضور حسین انتظامی در مقام سرپرست سینما شایعاتی پررنگ درباره نقش محمدمهدی حیدریان در تصمیم سازیهای سینمایی وجود دارد.

به گزارش سینماروزان حیدریان در واکنش به این شایعات مدعیست که تنها تجربیات 40 ساله خود را در اختیار سرپرست سینما قرار میدهد ولی نمیگوید اگر قرار به حرکت بر همان منوال چهل ساله بوده چه نیازی بوده به تغییر در مدیریت سینما؟؟

محمدمهدی حیدریان رییس سابق سازمان سینمایی درباره صحبت هایی مبنی بر اینکه با وجود رفتن او از سازمان سینمایی ولی هنوز در مسایل مدیریتی سینما تصمیم گیرنده است به “صبا” گفت: اگر این حرف ها که من تا این حد در مسایل سینمایی تصمیم گیرنده هستم از داخل خانواده سینما بیرون آمده است حرف های خام و نپخته ای است.

وی با اشاره به چندین دهه فعالیتش در سینما و تصویر بیان کرد: حدود ۴۰ سال است که در سینما و بخش های مختلف صنعت تصویر حضور دارم و فعالیت کنونی ام در سینمای ایران در ادامه همان ۴۰ سال است.

رییس سابق سازمان سینمایی ادامه داد: اکنون به عنوان مشاور وزیر فرهنگ و  ارشاد اسلامی و همکار رییس وقت سازمان سینمایی حضور دارم. حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی یکی از دوستان نزدیک و قدیم من است و به او قول داده ام هر کجا که لازم است تجربه ۴۰ ساله خود در سینما را در اختیار او قرار دهم.

حیدریان تصریح کرد: اگر بخواهیم نگاهی درست به عنوان کنونی من داشته باشیم در اختیار گذاشتن تجربه به وزیر فرهنگ و ارشاد و رییس سازمان سینمایی بهترین عنوان است.

مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: نه سازمان نیازی به حضور مستقیم من در تصمیمات سینمایی دارد و نه اینکه من چنین وظیفه و تمایلی دارم البته نیازی هم به حضور و تصمیم گیری من نیست و سازمان ساز و کار و استقلال خودش را دارد.

وی درباره نحوه حضورش در جلسات سازمان سینمایی بیان کرد: به عنوان مشاور فقط در برخی شوراها دعوت می شوم.

حیدریان در پایان با اشاره به فعالیت هایی که در دیگر حوزه ها دارد، اظهار کرد: به عنوان مدیر و مشاور در حوزه های دیگر هم فعالیت دارم و بیشتر از این وقت ندارم که بخواهم در تمامی تصمیمات و جلسات سینمایی مشارکت داشته باشم.




رونمایی سینماروزان از نامه ای مورخ هفتم فروردین⇐نامه ای حاوی انتقاد صریح مدیرکل سینمای حرفه ای از پخش کننده “رحمان…” بخاطر تن دادن به اصلاحیه های حوزه!!!+عکس

سینماروزان: فقط هشت روز بعد از پایین آمدن “رحمان 1400” به دلیل مغایرت نسخه اکران شده با نسخه مجاز، تصویر نامه ای به سینماروزان رسیده مورخ هفتم فروردین.

در این نامه که از طرف محمدرضا فرجی مدیرکل سینمای حرفه ای سازمان به علی سرتیپی مدیرعامل موسسه فیلمیران نگاشته شده به انتقاد از این موسسه پرداخته که چرا زیربار سانسور “رحمان 1400” توسط حوزه رفته است!

رونمایی از این نامه از این حیث حائز اهمیت است که نزدیک به دو هفته بعد از آن نامه، مدیرکل سینمای حرفه ای به خاطر عدم اصلاحات وارده بر نسخه مجاز، دستور به توقیف “رحمان…” داد!!

متن نامه مدیرکل سینمای حرفه ای به مدیرعامل فیلمیران را بخوانید:

جناب آقای علی سرتیپی

مدیرعامل محترم موسسه پخش فیلمیران سبز

با سلام و احترام

با عنایت به لزوم رعایت حقوق معنوی کارگردانان و تهیه کنندگان فیلم در زمان پخش این اثر در سینماها و نیز ضرورت رعایت وحدت رویه در پخش فیلم توسط دفاتر تهیه و‌ پخش و نیز به موجب ماده ۱۸ آئین نامه نظارت بر نمایش فیلم، اسلاید، ویدئو و صدور پروانه نمایش آنها مصوب جلسه مورخ ۸۲/۵/۱۹ هیات محترم وزیران و با توجه به گزارشهای دریافتی در خصوص انجام تغییرات در مدت زمان قانونی و ذکر شده در پروانه نمایش فیلم سینمایی «رحمان ۱۴۰۰» و رعایت ننمودن مفاده ماده فوق الذکر در هنگام پخش در سینماهای کشور_به ویژه سینماهای متعلق به حوزه هنری_که صراحت دارد هر کس در موقع نمایش فیلم خودسرانه به حذف قسمتی از فیلم یا الحاق و افزودن صحنه هایی از فیلم، که در موقع صدور پروانه نمایش از متن فیلم خارج کرده و این صحنه ‌ها را بعد از صدور پروانه به متن فیلم اضافه کند و یا به طور کلی اشخاص به نحوی از انحاء در اجرای مقررات آئین نامه تخلف  نمایند، گذشته از اینکه برای تخلف در هر مورد به موجب قوانین جاری مملکتی تعقیب می شوند، در مرحله اول پروانه نمایش فیلم در صورت تکرار تخلف علاوه بر مجازات قانونی پروانه کسب متقاضی و نمایش دهنده فیلم لغو خواهد شد. ضمن تذکر به آن موسسه‌ی پخش نسبت به عدم تکرار این تخلف و اصلاح مدت زمان فیلم مطابق پروانه نمایش صادر شده، مطابق ضوابط و مقررات توضیحات خود را در این زمینه، در کوتاه‌ترین فرصت ممکن به این دفتر اعلام نمایید.

نامه هفتم فروردین مدیرکل سینمای حرفه ای به مدیرعامل فیلمیران




ادعاهای تازه کارگردان فیلم مملو از شوخیهای اروتیک “رحمان۱۴۰۰″⇐حوزه هنری تمام پلانهای دارای “حرکت بدن” را حذف کرد ولی این پلانها از نظر ارشاد بلامانع بود!!/یک نسخه خلاف آنچه موردنظر ارشاد است در سینماها نبود!!⇔پرسش اول: منظور از “حرکت بدن” اشاره به حواله آلت مردانه در جاهای مختلف فیلم است؟/پرسش دوم: آیا واقعا حواله پذیری کاراکترها از منظر ارشاد بلامانع است؟/پرسش سوم: با اتفاق اخیر آیا حوزه هنری حق ندارد که ممیزی بیشتری بر نسخه ارشاد اعمال کند؟

سینماروزان: علیرغم از پرده پایین آمدن “رحمان1400” بخاطر تفاوت نسخه مجاز با نسخه اکران و روی پرده رفتن “تگزاس2” بجای این فیلم همچنان ادعاهای شگفت سازنده “رحمان…” است که در کانون توجه قرار میگیرد.

منوچهر هادی کارگردان “رحمان1400” در تازه ترین گفتگویش با “هفت صبح” مدعی شده عین همان نسخه مجاز ارشاد را اکران کرده است!! هادی گفت: ما همه اصلاحیه ها را انجام دادیم و تعدیلها را اعمال کردیم و حتی وقتی هجده فروردین درخواست تعدیل بیشتر داشتند ما همراهی کردیم. از این تاریخ تا 25 فروردین که فیلم توقیف شد یک نسخه خلاف آنچه مدنظر ارشاد است در سینماها نبود!!!

منوچهر هادی با اشاره به ممیزیهای وارده از سوی حوزه به فیلمش گفت: حوزه هنری گفته بود تمام پلانهایی که بازیگر “حرکت بدن” دارد را باید حذف کنید ولی این پلانها از نظر ارشاد بلامانع بود!!

ادعاهای تازه کارگردان “رحمان…” پرسشهایی مختلف را برای مخاطبان ایجاد میکند:
 
پرسش اول. آیا منظور از “حرکت بدن” اشاره به حواله چندباره آلت مردانه در جاهای مختلف فیلم است؟

پرسش دوم: آیا واقعا حواله پذیری کاراکترها از منظر ارشاد بلامانع بوده و این حوزه هنری بوده که باید این پلانها را ممیزی میکرده؟؟
 

پرسش سوم: با اتفاق اخیر آیا حوزه هنری حق ندارد که ممیزی بیشتری بر نسخه ارشاد اعمال کند؟
 




معمار سینمای گلخانه ای بی کمترین اشاره به رابطه زناشویی این زن متهم به اختلاس با معاون نظارت اصلاحات بیان کرد⇐استعداد مرجان شیخ الاسلامی بیشتر از بقیه بود و برای همین به مدیرعاملی خبرگزاری میراث رسید!!+تصویری تازه از آن معاون نظارتی که شیخ الاسلامی بعد از ازدواج با وی حسابی رشد کرد!  

سینماروزان: سه هفته قبل درباره خویشاوندی درجه یک مرجان شیخ الاسلامی آل آقا با مجید باقرنژاد معاون نظارت دولت اصلاحات نوشتیم. (اینجا را بخوانید)

مرجان شیخ الاسلامی آل‌آقا، متهم فراری پرونده شرکت بازرگانی پتروشیمی، همسر مجید باقرنژادی بود که بعد از منوچهر محمدی به معاونت نظارت سینمای دولت اصلاحات رسید.

شیخ الاسلامی به واسطه باقرنژاد و فقط بعد از چند سال خبرنگاری(!!) ابتدا به مدیرعاملی خبرگزاری میراث فرهنگی منصوب شد و سپس به مدیرعاملی صوری شرکتی در حیطه پتروشیمی رسید! و در حین دور زدن تحریم ها، به واسطه مدیر عاملی همین شرکت، همسر خویش را هم دور زد و با انتقال پولهای عایدی به خارج از کشور، خود هم به آن سو گریخت و همسر مهدی خلجی شد.

با این حال محمد بهشتی معمار سینمای گلخانه ای که در زمان راه اندازی خبرگزاری میراث فرهنگی، رییس سازمان میراث فرهنگی بود چرایی رسیدن مرجان شیخ الاسلامی به مدیرعاملی خبرگزاری را فقط مرهون استعدادش دانسته و از همسر وی مجید باقرنژاد حرفی نمیزند!!

محمد بهشتی به “سازندگی” گفت: زمانی که من رئیس سازمان میراث فرهنگی بودم، یکی از مشکلات جدی ما در حوزه‌ رسانه بود. در واقع میراث فرهنگی در حوزه‌ رسانه تنها در سطح حوادث مطرح می‌شد. من در آن زمان تلاش زیادی کردم تا فعالیت‌های رسانه‌ای میراث فرهنگی سر و سامان پیدا کند. یکی از کارهای مهمی که آن موقع انجام شد، ایجاد یک خبرگزاری تخصصی با موضوع میراث فرهنگی بود. این کار توسط مرجان شیخ‌الاسلامی آل آقا انجام شد؛ این پروژه خیلی هم موفق بود. اگر امروز می‌بینیم که حوزه‌ میراث فرهنگی در سطح رسانه‌ها حضور و جایگاه ویژه‌ای دارد، می‌توانم بگویم که نقطه‌ی آغازش به همان دوره برمی‌گردد.

محمد بهشتی بدون اشاره به خویشاوندی شیخ الاسلامی و معاون نظارت اصلاحات ادامه داد: من آشنایی قبلی با شیخ الاسلامی نداشتم. او صرفا یک روزنامه‌نگار بود. البته آن موقع با روزنامه‌نگاران زیادی ارتباط داشتیم و در بین تمام آنها من فکر کردم که آمادگی و استعداد خانم آل آقا بیشتر است. از او خواستم که در این حوزه به ما کمک کند که او هم قبول کرد. حدود سه سال در این حوزه کار کرد که فکر می‌کنم از سال ۸۰ تا ۸۳ بود.

مجید باقرنژاد(معاون نظارت سینمای اصلاحات) و همسر آن دوران مرجان شیخ الاسلامی آل آقا/ایشان هم گویا در کانادا اقامت دارند!!




بخاطر شباهت یکی از پرسوناژها به «ح.هـ»؟⇐«ژن خوک» در معرض توقیف!!؟؟ سعید سهیلی در سکوت!!!

سینماروزان: در ساعاتی که تقریبا اغلب فیلمهایی که برای اکران نوروز انتخاب شده اند پیش فروش بلیتهای خود را آغاز کرده اند و برخی از آنها برای همان روز اول نمایش که 25 اسفندماه باشد، اکران مردمی راه انداخته اند با این حال هنوز امکان خرید بلیتهای «ژن خوک» در روز اول اکران وجود ندارد.

مخاطبانی که در ساعات ابتدایی روز جمعه 24 اسفندماه به سامانه سینماتیکت سر زده اند و به دنبال پیش خرید بلیت «ژن خوک» برای روز شنبه بوده اند موفق به این کار نشده اند و برای همین چاره ای ندیده اند که یا به سراغ یکی دیگر از فیلمهای نوروزی بروند یا صبر کنند تا تکلیف «ژن خوک» مشخص شود.

«ژن خوک» تازه ترین فیلم سعید سهیلی بعد از کمدی-سیاسی «گشت2» است. سهیلی در «ژن خوک» حسابی از خجالت آقازادگان رانتخوار درآمده و یکی از دلایلی که توصیه‌هایی به وی صورت گرفت در جهت عدم ارائه فیلم به جشنواره همین زبان تند و تیز اثر بود!!

شنیده ها حکایت از آن دارد که طعنه‌های «ژن خوک» به آقازادگان برخی یقه سفیدانی که اخیرا برگزاری دادگاهشان در کانون توجه قرار گرفت و شباهت نسبی یکی از پرسوناژها با «ح.ه» آن قدر بوده که به فیلم چندین مرحله اصلاحیه خورده با این حال همچنان مشخص نیست نسخه چند دقیقه ای فیلم باید روی پرده برود و آیا پرسوناژ مشابه «ح.ه» کلا سانسور خواهد شد یا خیر؟ در این اوضاع برخی رسانه های نیز از احتمال حذف «ژن خوک» از سبد اکران نوروزی و جایگزینی با فیلمهایی نظیر «درخونگاه»، «تیغ و ترمه» یا «تگزاس2» خبر داده اند.

عجیب است سعید سهیلی نیز که اغلب کارگردانی برون‌گرا و کنشمند نشان داده از جشنواره به این سو هیچ اظهارنظر صریحی درباره ممیزی وارده به فیلمش نشان نداده؛ از کارگردانی که انفعال سران خانه سینما در ماجرای محدودیت نمایش «گشت2» را با آتش زدن کارت خانه سینما به نقد کشیده بود این سکوت بیش از حد عجیب است!!




رقابت گلزار-عادل یا خیمه شب بازی اصغر-غلام؟؟

سینماروزان/حامد مظفری: این دوقطبی پوشالی که بر سر حمایت از گلزار-عادل به راه افتاد گلابی را وارد گلدان ترک خورده مدیران سازمان کرد که لااقل تا مدتی هم که شده حفره های رسانه ملی مان(شان؟) را کاور کنند! هرچقدر هم منتظر شدیم یک نفر نیامد که بگوید وقتی هم تثبیت عادل طی دو دهه و هم بالا آمدن گلزار طی چند ماه مرهون اتصالات است، این همه تلاش برای ارجحیت این بر آن چه فایده ای دارد؟؟

اگر حمایتهای اصغر نبود، عادل که جای خود دارد حتی اپرا وینفری هم نمیتوانست دو دهه بر کرسی نود تکیه کند!! اگر خویشاوندی با غلام نبود، جوانک نورسی نبود که بشود حامی گلزار برنزه و او را این چنین بالا بکشد! رستنگاه غلام و اصغر اپسیلونی با هم فاصله دارد، که این خیمه شب بازی را این قدر جدی میگیرید؟؟

لابد میخواهید بگویید «عادل اصغری تواناست و «گلزار غلامی» ناتوان! توانایی در رقابت شکل می‌گیرد و رقابت واقعی در فضای غیررانتی به منصه ظهور میرسد!

خروجی گلزار که در بخش خصوصی سری فیلمهای برادران بانکی است! عادل در بخش خصوصی چه رو کرده؟ چرا ایشان خیلی زود در بخش خصوصی و بی رانتهای سازمانی، ژورنالی ده برابر قدرتمندتر از نود نمی آفریند تا مشت محکمی بزند بر دهان یاوه گویانی که میخواهند استار سپاهان‌فیلم (!) را جای او به قهرمان رسانه ملی بدل کنند؟؟




ادعاهای محمدصادق کوشکی درباره «دیدن این فیلم جرم است» که به اندازه اصلاح‌طلبان ریاکار، اصولگرایان مذبذب را هم نواخته⇐این فیلم، سپاه را تحقیر میکند!!/ داستان غیرواقعی و مأیوس کننده فیلم را یک ذهنیت معیوب به فیلم سینمایی تبدیل کرده!!/حزب‌اللهی‌هایی که از فیلم حمایت کرده‌اند، مجذوب شعارهای عدالتخواهانه‌اش شده‌اند!!

سینماروزان: از همان زمان رونمایی «دیدن این فیلم جرم است» در جشنواره فجر میشد پیش بینی این را داشت که آینه‌ای که این فیلم پیش روی دورویان هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا گذاشته آنها را خوش نیاید و البته که آنها با بایکوت این فیلم به سراغ محصولات لرزانی بروند که کمترین نقدی به سیاسیون مزور نداشته باشند!

حالا با ادعاهای تندی که محمدصادق کوشکی از فعالان رسانه‌ای اصولگرا علیه «دیدن…» مطرح کرده به نظر میرسد هجمه سیاسیون علیه این فیلم محصول حوزه هنری، استارت خورده و هیچ بعید نیست که در روزهای آینده، تندتر هم شود.

محمدصادق کوشکی در انتقاد به فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است» به «جام جم آنلاین» گفت: تم کلی این فیلم یک تم تلخ و ناامیدکننده است، در شرایط و برهه‌ای که این تلخکامی و یاس بزرگترین سم برای نظام است این فیلم کسانی را مایوس می‌کند که نماینده‌شان در همین فیلم قربانی شده‌. در این اثر وفادارترین نیروهای نظام نه تنها قربانی شده‌اند بلکه در تمام بدنه نظام هیچ دادرس و پناهگاهی پیدا نمی‌کنند که حق‌شان را از ظالم بگیرد.

او ادامه داد: در این فیلم بدون هیچ دلیل منطقی و گویی بر اساس یک عناد شخصی، لباسی را تن شخصیتی ضعیف و حقیر کرده‌اند که در واقعیت اتفاقا مورد اعتمادترین عنصر نظام است. این فیلم در واقع سپاه را تحقیر می‌کند و به نظرم این تحقیر هم یک امر اتفاقی و تصادفی نیست.

کوشکی اضافه کرد: نمی‌توانم این را به صورت قطعی بگویم اما به نظرم هدف از ساخت این فیلم یا یک حرکت هدفمند و حساب شده برای تضعیف چهره سپاه در اذهان عمومی است و یا اینکه در حالت خوشبینانه باید بگوییم این داستان غیرواقعی و مایوس کننده را یک ذهنیت معیوب به فیلم سینمایی تبدیل کرده؛ البته امیدوارم که در حقیقت ساخت این فیلم ناشی از یک حرکت حساب شده نباشد.

این فعال اصولگرا همچنین در پاسخ به اینکه با توجه به انتقادات شما، چرا باید حوزه هنری و سازمان تبلیغات اسلامی این فیلم را تهیه و تولید کرده باشند گفت: مسئولین حوزه هنری و سازمان تبلیغات اسلامی باید درباره ساخت این فیلم پاسخگو باشند. این اثر یک سری شعارهای زیبای عدالت‌خواهانه دارد ولی نه منطقی است و نه اصلا ما این حق را داریم که به بهانه تعدادی شعار زرد و ژورنالیستی به فیلمی مجوز بدهیم که نه تنها سپاه را تضعیف کرده بلکه مایوس کننده هم هست.

کوشکی بدون اشاره به پایان بندی «دیدن…» که در آن یک نیروی انقلابی اصیل با بازی امیر آقایی به داستان ورود میکند و ماجراها را به پایان میرساند، مدعی شد: در این فیلم مدام انتقاداتی به نظام مطرح می‌شود و شخصیت‌ها افرادی خودباخته هستند در حالی که حتی یک نفر انسان سالم و انقلابی در میان این نمایندگان نظام دیده نمی‌شود.

او همچنین در خصوص علت استقبال قشر حزب الهی جامعه از فیلم توضیح داد: این فیلم شعارهایی را مطرح می‌کند که برای این بخش از جامعه به شدت جذاب هستند، آن کسانی که از این فیلم استقبال کرده‌اند احتمالا مجذوب همین شعارهای زیبا و جذاب شده‌اند؛ چرا که این شعارها را در هیچ اثر دیگری ندیده و نشنیده‌اند. به قدری این شعارها برای مخاطب جذاب است و در چشمش جلوه‌گری میکند که قسمت‌های منفی و به شدت مایوس کننده فیلم را متوجه نشده است.

کوشکی ادامه داد: اینکه می‌گویم ممکن است این کار یک حرکت هدفمند باشد برای این است که قطعا اگر این فیلم یک اثر کاملا تحقیر کننده علیه نیروهای ارزشی بود، هیچ کس آن را تماشا نمی‌کرد و یا برایش کف نمی‌‎زد! این فیلم در واقع قسمت‌های مسموم خودش را در لایه‌ای از شعارهای زیبا و جذاب مخفی کرده و این آمیختگی باعث شده برخی از فیلم استقبال کرده باشند؛ ضمن آنکه استقبال احتمالی تعدادی جوان غیر متخصص که احتمالا تحت تاثیر هیجانات فیلم هستند دلیلی برای خوب بودن این اثر نیست.




در دورانی که قیمت پراید به نزدیکی ۵۰ میلیون رسیده!!⇐یک رسانه اصولگرا در تحلیلی معلول(!) قیمت ۲۰هزار تومانی بلیت سینما را «بحرانی تازه» قلمداد کرده و مدعی شده افزایش‌دهندگان قیمت بلیت درکی از جامعه ندارند!!

سینماروزان/محمد شاکری: التهابات ارزی سال 97 چنان افسارگسیختگی را در بازار کالاهای مختلف شکل داد که حتی بعد از تثبیت نسبی بازار ارز و کاستن از بهای ارز، باز اغلب کالاها با همان قیمت افزایش یافته در نتیجه گرانی ارز به ملت عرضه میشوند؛ فقط یک نمونه اش اینکه خودرویی متعلق به چنددهه قبل به نام پراید با قیمتی نزدیک به 50 میلیون در حال فروش است!!!

در این دوران البته که قیمت بلیت سینماها کاملا ثابت ماند تا انتهای سال که زمزمه های افزایش سقف قیمت بلیت و در کنار آن شناور شدن قیمت در روزهای مختلف شنیده میشود! شورای صنفی نمایش به پیشنهاد سینماداران تصمیم دارد قیمت بلیت را تا سقف 20هزار تومان بالا ببرد و در عین برای ساعات و روزهای کم مخاطب، تخفیفات مختلف را درنظر خواهد گرفت.

در این اوضاع اینکه رسانه اصولگرای «جوان آنلاین» این افزایش قیمت بلیت را «بحرانی تازه» قلمداد کند خیلی عجیب است. این رسانه نوشته است: شورای صنفی نمایش در جلسه این هفته خبر از افزایش بلیت سینما‌ها را داد! به نظر می‌رسد اعضای این شورا درکی از وضعیت جامعه ندارند، در شرایطی که قشر متوسط به پایین در سال جاری با بلیت پانزده هزار تومانی قید سینما رفتن را زده بودند، حالا شورای صنفی پیشنهاد بلیت بیست هزار تومانی را برای پردیس‌ها داده است، قطعا اگر بلیت سینما‌ها در سال نود و هشت افزایش پیدا کند بحران تازه‌ای شکل می‌گیرد!

اینکه متأثر از چند برابری شدن قیمت بسیاری از کالاهای اولیه زندگی مردمان، بلیت سینما افزایشی حدودا سی درصدی را تجربه خواهد کرد، بحرانی تازه است؟؟ چگونه میتوان بخش عمده بدنه سینماداران را که اغلب آبشخور دولتی هم ندارند، راضی کرد که در روزگار پراید 50میلیونی بلیتهای سینماهایشان را بدون افزایش قیمت عرضه کنند!

اینکه این افزایش قیمت به عدم درک از وضعیت جامعه نسبت داده شده خنده دار نیست؟ این رسانه حواسش نیست که این روزها حتی خوردن یک پیتزای مخلوط و نوشابه بیش از 20 هزار تومان خرج برمیدارد!! آنهایی باید از جامعه، درک میداشتند که با وعده تثبیت قیمتها، ملت را همراه خود کردند و در بازه ای چندماهه، قیمت ارز را به بالاترین رقم رساندند! سینمادار بخت‌برگشته که خودش معلول اتفاقات است و اگر افزایش سی درصدی سالیانه قیمت بلیت را نداشته باشد که کلا باید ورشکسته شده و تغییر کاربری دهد!!




همکاری آهنگساز “حریم سلطان” با جمال شورجه!!!  

سینماروزان: جمال شورجه از همکاری آهنگساز سریال ترکیه‌ای «حریم سلطان» در ساخت موسیقی متن فیلم جدید خود خبر داد.

جمال شورجه فیلمساز ایرانی که طی هفته‌های اخیر تصویربرداری فیلم ضداستعماری «احمد بای»‌ را در کشور الجزایر به پایان رانده است در گفت‌وگو با امیرحسین اشرفی در “پانا” درباره ساخت موسیقی فیلم «احمد بای»‌ گفت: من خودم با محمدرضاعلیقلی درباره ساخت موسیقی مذاکره کردم که در کارهای قبلی‌ام سابقه همکاری با ایشان را داشتم، اما تهیه‌کننده فیلم از ما خواست که از یک آهنگساز خارجی که برای سریال ترکیه‌ای «حریم سلطان» آهنگ ساخته است برای فیلم استفاده کنیم که فعلا درحال مذاکره با این آهنگساز هستیم.

این کارگردان درباره صداگذاری فیلم نیز گفت: امکانات صداگذاری مناسب در الجزایر وجود ندارد. سینمای الجزایر ضعیف است و الجزایری‌ها در حال حاضر در حال احیا سینمای خود هستند.

وی خاطرنشان کرد: یکی از علل همکاری ایران و الجزایر رونق بخشیدن به سینما حرفه ای آنها است.

شورجه درباره جلوه‌های ویژه فیلم «احمد بای»‌ گفت: برای مراحل فنی جلوه‌های ویژه هم در حال مذاکره هستیم؛ چون جلوه‌های ویژه سختی دارد که سه بعدی است.

این فیلمساز درباره زمان آماده‌سازی فیلم گفت: تصور ما این است این کار اواخر بهار سال آینده تمام شود.

وی درباره زبان فیلم توضیح داد: زبان اصلی فیلم عربی است و سمیره حاج جیلانی تهیه کننده فیلم تلاش می‌کند برای اکران اروپایی فیلم به زبان فرانسوی دوبله شود.

شورجه افزود: این روزها حسن ایوبی تدوینگر در الجزایر درحال فاین کات فیلم است که من هم به زودی برای فاین کات به انجا خواهم رفت.

گفتنی است «احمد بای»‌ روایتگر رویارویی «احمد بای» سردار استقلال‌طلب کشور آفریقایی الجزایر با استعمارگران فرانسوی در قرن نوزدهم میلادی، محصول مشترک ایران و الجزایر است که از مردادماه 97 در این کشور به مدت ۴ ماه فیلمبرداری شده است.

جمال شورجه از ایران کارگردانی فیلم را بر عهده داشته است و سایر عوامل از جمله تهیه‌کننده (سمیره حاج جیلانی) و بازیگران الجزایری هستند. از دیگر عوامل ایرانی این فیلم می‌توان به مجید میرفخرایی (طراح صحنه و لباس)، تورج منصوری(مدیر فیلمبرداری) و کامران خلج (طراح گریم) اشاره کرد.

«محمد طاهر زاوی» در نقش «احمد بای» و «ژرار دوپاردیو» بازیگر مشهور فرانسوی ـ که تابعیت روسی هم دارد ـ در نقش «دای حسین» یکی از حاکمان مشهور الجزایر ایفای نقش کرده‌اند.