یک رسانه اصولگرا خواستار شد⇐همزمان با شفاف سازی مالی، سازمان سینمایی درباره این مسئله شفاف‌سازی کند که دقیقاً برای سروسامان دادن به وضعیت تولید رو به ابتذال آثار سینمایی چه تمهیداتی اجرا کرده!!؟؟

سینماروزان: تلاشهای سازمان سینمایی برای شفاف سازی مالی زیرمجموعه ها در کنار زمزمه های تغییر و تحول مدیریتی در این زیرمجموعه ها اسباب اظهارنظرات مختلف را موجب شده است.

فارغ از برخی سینماگران معلوم الحال که چگونگی رشد حبابی خودشان از مصادیق عدم شفاف سازی است ولی حالا برای خوشامد رییس سازمان از شفاف سازی تعریف و تمجید میکنند برخی رسانه ها هم تکامل شفاف سازی را از سازمان میخواهند.

روزنامه اصولگرای “جوان” در تحلیلی بر شفاف سازی مالی سازمان پیشنهاد کرده سازمان درباره تلاشهایش برای رفع ابتذال در سینما هم شفاف سازی کند.

متن تحلیل “جوان” را بخوانید:

شفاف‌سازی مالی عبارتی است که طی یک سال اخیر سازمان سینمایی زیاد روی آن مانور می‌دهد. چندروز پیش این سازمان یک گزارش مالی منتشر کرد که در آن به هزینه‌کرد‌های یک سال این مجموعه اشاره شده است، ولی به این هزینه‌کرد‌ها در قالب ارقام و اعداد کلی اشاره شده و به جزئیات آن پرداخته نشده است، اما آن چیزی که به نظر می‌رسد باید در اولویت سازمان سینمایی باشد سروسامان دادن به محتوای آثار سینمایی است و واضح است که مسئولیت اصلی این سازمان نباید در زیر رویکردهایی، چون گزارش سالانه گم یا کمرنگ شود.

به طور کلی اینکه سازمان سینمایی اقدام به ارائه یک گزارش کلی مالی یک ساله می‌نماید کار مثبتی است، اما واضح است که مسئولیت اصلی سازمان سینمایی و انتظارات از آن چیز دیگری است.‌

ای کاش سازمان سینمایی درباره این مسئله شفاف‌سازی می‌کرد که در این سال‌ها دقیقاً برای سروسامان دادن به وضعیت تولید رو به ابتذال آثار سینمایی چه تمهیداتی اتخاذ و اجرا کرده و نتیجه آن تمهیدات به طور روشن چه بوده است.

در واقع خوب بود نتیجه اقدامات و تصمیمات این سازمان کیفی‌سنجی می‌شد و مردم متوجه می‌شدند که برای تقویت و ارتقای اخلاق و معنویت در آثار سینمایی چه تصمیماتی اتخاذ شده است یا برای تحکیم نهاد خانواده در فیلم‌ها یا برای مثال شفاف‌سازی تاریخ معاصر برای نسل جوان چه اتفاقاتی افتاده است؟

سازمان سینمایی درباره موضوع درجه‌بندی سنی که ضعف تدوین آن انتقاد‌های زیادی را برانگیخت هنوز پس از حدود ۱۰ روز پاسخی ارائه نکرده است و خوب بود این مسئله را شفاف‌سازی می‌کرد. درجه‌بندی سنی ناکارآمدی از سوی دلسوزان نوعی رفع تکلیف تلقی شد که نمی‌تواند به طور خودکار روی محتوای آثار تاثیرگذار باشد، اما درباره شفافیت مالی هم بماند که اساساً نوع هزینه‌کرد‌ها در این گزارش نیز دارای ایرادات اساسی است که البته موضوع این مطلب نیست.




چگونه دو ژن خوب به اکران رمضان رسیدند؟؟/آیا صرف ژن خوب بودن باعث میشود فیلم اولیها هم مجوز تهیه کنندگی بگیرند؟؟

سینماروزان: اکران ماه رمضان با روی پرده رفتن شش فیلم مختلف آغاز شده است.

جالب است که در میان این فیلمها دو فیلم “تولدت مبارک” و “وکیل مدافع” از آن دو ژن خوب هستند.

“وکیل مدافع” را سلما بابایی فرزند شهید عباس بابایی به تهیه کنندگی محسن علی اکبری ساخته است. یک فیلم کمدی که بخش عمده داستانش در خط مقدم جبهه ها میگذرد با بازی ایمان افشاریان و بهناز جعفری.

“تولدت مبارک” به تهیه کنندگی انیسه جهان آرا- از خویشاوندان نزدیک شهیدان محمد، علی و محسن جهان آرا- به کارگردانی سمیه زارعی نژاد ساخته شده است با مضمونی کودکانه با بازی محمدرضا فروتن و محبوبه بیات.

در انبوه آثاری که برخی از آنها از سال قبل پشت خط اکرانند چگونه این دو فیلم به اکران دوم نوروز مقارن با رمضان رسیده اند؟؟

عجیبتر اینکه هم تهیه کننده و هم کارگردان “تولدت مبارک” فیلم اولی هستند. این دو فیلم اولی چگونه توانسته اند پروانه ساخت سینمایی و به دنبالش پروانه نمایش سینمایی بگیرند و به اکران دوم نوروز مقارن رمضان برسند؟؟

آیا صرف تعلق داشتن به خانواده شهدا عامل این اتفاق بوده؟؟ آیا شهیدان جهان آرا و بابایی اگر زنده بودند راضی میشدند به تفاوت گذاشتن میان فرزندان خود و عموم جامعه؟؟




واکنش حیدریان به اینکه علیرغم بازنشستگی، همچنان نفر اول تصمیم ساز سینماست⇐فقط تجربه چهل ساله خود را در اختیار حسین انتظامی قرار میدهم!!⇔پرسش: اگر قرار به مدیریت بر مدار تجربیات چهل ساله ایشان است، چه نیازی بود به تغییر مدیریت سینما؟؟؟

سینماروزان: پنج ماه بعد از حضور حسین انتظامی در مقام سرپرست سینما شایعاتی پررنگ درباره نقش محمدمهدی حیدریان در تصمیم سازیهای سینمایی وجود دارد.

به گزارش سینماروزان حیدریان در واکنش به این شایعات مدعیست که تنها تجربیات 40 ساله خود را در اختیار سرپرست سینما قرار میدهد ولی نمیگوید اگر قرار به حرکت بر همان منوال چهل ساله بوده چه نیازی بوده به تغییر در مدیریت سینما؟؟

محمدمهدی حیدریان رییس سابق سازمان سینمایی درباره صحبت هایی مبنی بر اینکه با وجود رفتن او از سازمان سینمایی ولی هنوز در مسایل مدیریتی سینما تصمیم گیرنده است به “صبا” گفت: اگر این حرف ها که من تا این حد در مسایل سینمایی تصمیم گیرنده هستم از داخل خانواده سینما بیرون آمده است حرف های خام و نپخته ای است.

وی با اشاره به چندین دهه فعالیتش در سینما و تصویر بیان کرد: حدود ۴۰ سال است که در سینما و بخش های مختلف صنعت تصویر حضور دارم و فعالیت کنونی ام در سینمای ایران در ادامه همان ۴۰ سال است.

رییس سابق سازمان سینمایی ادامه داد: اکنون به عنوان مشاور وزیر فرهنگ و  ارشاد اسلامی و همکار رییس وقت سازمان سینمایی حضور دارم. حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی یکی از دوستان نزدیک و قدیم من است و به او قول داده ام هر کجا که لازم است تجربه ۴۰ ساله خود در سینما را در اختیار او قرار دهم.

حیدریان تصریح کرد: اگر بخواهیم نگاهی درست به عنوان کنونی من داشته باشیم در اختیار گذاشتن تجربه به وزیر فرهنگ و ارشاد و رییس سازمان سینمایی بهترین عنوان است.

مشاور وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: نه سازمان نیازی به حضور مستقیم من در تصمیمات سینمایی دارد و نه اینکه من چنین وظیفه و تمایلی دارم البته نیازی هم به حضور و تصمیم گیری من نیست و سازمان ساز و کار و استقلال خودش را دارد.

وی درباره نحوه حضورش در جلسات سازمان سینمایی بیان کرد: به عنوان مشاور فقط در برخی شوراها دعوت می شوم.

حیدریان در پایان با اشاره به فعالیت هایی که در دیگر حوزه ها دارد، اظهار کرد: به عنوان مدیر و مشاور در حوزه های دیگر هم فعالیت دارم و بیشتر از این وقت ندارم که بخواهم در تمامی تصمیمات و جلسات سینمایی مشارکت داشته باشم.




رونمایی سینماروزان از نامه ای مورخ هفتم فروردین⇐نامه ای حاوی انتقاد صریح مدیرکل سینمای حرفه ای از پخش کننده “رحمان…” بخاطر تن دادن به اصلاحیه های حوزه!!!+عکس

سینماروزان: فقط هشت روز بعد از پایین آمدن “رحمان 1400” به دلیل مغایرت نسخه اکران شده با نسخه مجاز، تصویر نامه ای به سینماروزان رسیده مورخ هفتم فروردین.

در این نامه که از طرف محمدرضا فرجی مدیرکل سینمای حرفه ای سازمان به علی سرتیپی مدیرعامل موسسه فیلمیران نگاشته شده به انتقاد از این موسسه پرداخته که چرا زیربار سانسور “رحمان 1400” توسط حوزه رفته است!

رونمایی از این نامه از این حیث حائز اهمیت است که نزدیک به دو هفته بعد از آن نامه، مدیرکل سینمای حرفه ای به خاطر عدم اصلاحات وارده بر نسخه مجاز، دستور به توقیف “رحمان…” داد!!

متن نامه مدیرکل سینمای حرفه ای به مدیرعامل فیلمیران را بخوانید:

جناب آقای علی سرتیپی

مدیرعامل محترم موسسه پخش فیلمیران سبز

با سلام و احترام

با عنایت به لزوم رعایت حقوق معنوی کارگردانان و تهیه کنندگان فیلم در زمان پخش این اثر در سینماها و نیز ضرورت رعایت وحدت رویه در پخش فیلم توسط دفاتر تهیه و‌ پخش و نیز به موجب ماده ۱۸ آئین نامه نظارت بر نمایش فیلم، اسلاید، ویدئو و صدور پروانه نمایش آنها مصوب جلسه مورخ ۸۲/۵/۱۹ هیات محترم وزیران و با توجه به گزارشهای دریافتی در خصوص انجام تغییرات در مدت زمان قانونی و ذکر شده در پروانه نمایش فیلم سینمایی «رحمان ۱۴۰۰» و رعایت ننمودن مفاده ماده فوق الذکر در هنگام پخش در سینماهای کشور_به ویژه سینماهای متعلق به حوزه هنری_که صراحت دارد هر کس در موقع نمایش فیلم خودسرانه به حذف قسمتی از فیلم یا الحاق و افزودن صحنه هایی از فیلم، که در موقع صدور پروانه نمایش از متن فیلم خارج کرده و این صحنه ‌ها را بعد از صدور پروانه به متن فیلم اضافه کند و یا به طور کلی اشخاص به نحوی از انحاء در اجرای مقررات آئین نامه تخلف  نمایند، گذشته از اینکه برای تخلف در هر مورد به موجب قوانین جاری مملکتی تعقیب می شوند، در مرحله اول پروانه نمایش فیلم در صورت تکرار تخلف علاوه بر مجازات قانونی پروانه کسب متقاضی و نمایش دهنده فیلم لغو خواهد شد. ضمن تذکر به آن موسسه‌ی پخش نسبت به عدم تکرار این تخلف و اصلاح مدت زمان فیلم مطابق پروانه نمایش صادر شده، مطابق ضوابط و مقررات توضیحات خود را در این زمینه، در کوتاه‌ترین فرصت ممکن به این دفتر اعلام نمایید.

نامه هفتم فروردین مدیرکل سینمای حرفه ای به مدیرعامل فیلمیران




ادعاهای تازه کارگردان فیلم مملو از شوخیهای اروتیک “رحمان۱۴۰۰″⇐حوزه هنری تمام پلانهای دارای “حرکت بدن” را حذف کرد ولی این پلانها از نظر ارشاد بلامانع بود!!/یک نسخه خلاف آنچه موردنظر ارشاد است در سینماها نبود!!⇔پرسش اول: منظور از “حرکت بدن” اشاره به حواله آلت مردانه در جاهای مختلف فیلم است؟/پرسش دوم: آیا واقعا حواله پذیری کاراکترها از منظر ارشاد بلامانع است؟/پرسش سوم: با اتفاق اخیر آیا حوزه هنری حق ندارد که ممیزی بیشتری بر نسخه ارشاد اعمال کند؟

سینماروزان: علیرغم از پرده پایین آمدن “رحمان1400” بخاطر تفاوت نسخه مجاز با نسخه اکران و روی پرده رفتن “تگزاس2” بجای این فیلم همچنان ادعاهای شگفت سازنده “رحمان…” است که در کانون توجه قرار میگیرد.

منوچهر هادی کارگردان “رحمان1400” در تازه ترین گفتگویش با “هفت صبح” مدعی شده عین همان نسخه مجاز ارشاد را اکران کرده است!! هادی گفت: ما همه اصلاحیه ها را انجام دادیم و تعدیلها را اعمال کردیم و حتی وقتی هجده فروردین درخواست تعدیل بیشتر داشتند ما همراهی کردیم. از این تاریخ تا 25 فروردین که فیلم توقیف شد یک نسخه خلاف آنچه مدنظر ارشاد است در سینماها نبود!!!

منوچهر هادی با اشاره به ممیزیهای وارده از سوی حوزه به فیلمش گفت: حوزه هنری گفته بود تمام پلانهایی که بازیگر “حرکت بدن” دارد را باید حذف کنید ولی این پلانها از نظر ارشاد بلامانع بود!!

ادعاهای تازه کارگردان “رحمان…” پرسشهایی مختلف را برای مخاطبان ایجاد میکند:
 
پرسش اول. آیا منظور از “حرکت بدن” اشاره به حواله چندباره آلت مردانه در جاهای مختلف فیلم است؟

پرسش دوم: آیا واقعا حواله پذیری کاراکترها از منظر ارشاد بلامانع بوده و این حوزه هنری بوده که باید این پلانها را ممیزی میکرده؟؟
 

پرسش سوم: با اتفاق اخیر آیا حوزه هنری حق ندارد که ممیزی بیشتری بر نسخه ارشاد اعمال کند؟
 




معمار سینمای گلخانه ای بی کمترین اشاره به رابطه زناشویی این زن متهم به اختلاس با معاون نظارت اصلاحات بیان کرد⇐استعداد مرجان شیخ الاسلامی بیشتر از بقیه بود و برای همین به مدیرعاملی خبرگزاری میراث رسید!!+تصویری تازه از آن معاون نظارتی که شیخ الاسلامی بعد از ازدواج با وی حسابی رشد کرد!  

سینماروزان: سه هفته قبل درباره خویشاوندی درجه یک مرجان شیخ الاسلامی آل آقا با مجید باقرنژاد معاون نظارت دولت اصلاحات نوشتیم. (اینجا را بخوانید)

مرجان شیخ الاسلامی آل‌آقا، متهم فراری پرونده شرکت بازرگانی پتروشیمی، همسر مجید باقرنژادی بود که بعد از منوچهر محمدی به معاونت نظارت سینمای دولت اصلاحات رسید.

شیخ الاسلامی به واسطه باقرنژاد و فقط بعد از چند سال خبرنگاری(!!) ابتدا به مدیرعاملی خبرگزاری میراث فرهنگی منصوب شد و سپس به مدیرعاملی صوری شرکتی در حیطه پتروشیمی رسید! و در حین دور زدن تحریم ها، به واسطه مدیر عاملی همین شرکت، همسر خویش را هم دور زد و با انتقال پولهای عایدی به خارج از کشور، خود هم به آن سو گریخت و همسر مهدی خلجی شد.

با این حال محمد بهشتی معمار سینمای گلخانه ای که در زمان راه اندازی خبرگزاری میراث فرهنگی، رییس سازمان میراث فرهنگی بود چرایی رسیدن مرجان شیخ الاسلامی به مدیرعاملی خبرگزاری را فقط مرهون استعدادش دانسته و از همسر وی مجید باقرنژاد حرفی نمیزند!!

محمد بهشتی به “سازندگی” گفت: زمانی که من رئیس سازمان میراث فرهنگی بودم، یکی از مشکلات جدی ما در حوزه‌ رسانه بود. در واقع میراث فرهنگی در حوزه‌ رسانه تنها در سطح حوادث مطرح می‌شد. من در آن زمان تلاش زیادی کردم تا فعالیت‌های رسانه‌ای میراث فرهنگی سر و سامان پیدا کند. یکی از کارهای مهمی که آن موقع انجام شد، ایجاد یک خبرگزاری تخصصی با موضوع میراث فرهنگی بود. این کار توسط مرجان شیخ‌الاسلامی آل آقا انجام شد؛ این پروژه خیلی هم موفق بود. اگر امروز می‌بینیم که حوزه‌ میراث فرهنگی در سطح رسانه‌ها حضور و جایگاه ویژه‌ای دارد، می‌توانم بگویم که نقطه‌ی آغازش به همان دوره برمی‌گردد.

محمد بهشتی بدون اشاره به خویشاوندی شیخ الاسلامی و معاون نظارت اصلاحات ادامه داد: من آشنایی قبلی با شیخ الاسلامی نداشتم. او صرفا یک روزنامه‌نگار بود. البته آن موقع با روزنامه‌نگاران زیادی ارتباط داشتیم و در بین تمام آنها من فکر کردم که آمادگی و استعداد خانم آل آقا بیشتر است. از او خواستم که در این حوزه به ما کمک کند که او هم قبول کرد. حدود سه سال در این حوزه کار کرد که فکر می‌کنم از سال ۸۰ تا ۸۳ بود.

مجید باقرنژاد(معاون نظارت سینمای اصلاحات) و همسر آن دوران مرجان شیخ الاسلامی آل آقا/ایشان هم گویا در کانادا اقامت دارند!!




بخاطر شباهت یکی از پرسوناژها به «ح.هـ»؟⇐«ژن خوک» در معرض توقیف!!؟؟ سعید سهیلی در سکوت!!!

سینماروزان: در ساعاتی که تقریبا اغلب فیلمهایی که برای اکران نوروز انتخاب شده اند پیش فروش بلیتهای خود را آغاز کرده اند و برخی از آنها برای همان روز اول نمایش که 25 اسفندماه باشد، اکران مردمی راه انداخته اند با این حال هنوز امکان خرید بلیتهای «ژن خوک» در روز اول اکران وجود ندارد.

مخاطبانی که در ساعات ابتدایی روز جمعه 24 اسفندماه به سامانه سینماتیکت سر زده اند و به دنبال پیش خرید بلیت «ژن خوک» برای روز شنبه بوده اند موفق به این کار نشده اند و برای همین چاره ای ندیده اند که یا به سراغ یکی دیگر از فیلمهای نوروزی بروند یا صبر کنند تا تکلیف «ژن خوک» مشخص شود.

«ژن خوک» تازه ترین فیلم سعید سهیلی بعد از کمدی-سیاسی «گشت2» است. سهیلی در «ژن خوک» حسابی از خجالت آقازادگان رانتخوار درآمده و یکی از دلایلی که توصیه‌هایی به وی صورت گرفت در جهت عدم ارائه فیلم به جشنواره همین زبان تند و تیز اثر بود!!

شنیده ها حکایت از آن دارد که طعنه‌های «ژن خوک» به آقازادگان برخی یقه سفیدانی که اخیرا برگزاری دادگاهشان در کانون توجه قرار گرفت و شباهت نسبی یکی از پرسوناژها با «ح.ه» آن قدر بوده که به فیلم چندین مرحله اصلاحیه خورده با این حال همچنان مشخص نیست نسخه چند دقیقه ای فیلم باید روی پرده برود و آیا پرسوناژ مشابه «ح.ه» کلا سانسور خواهد شد یا خیر؟ در این اوضاع برخی رسانه های نیز از احتمال حذف «ژن خوک» از سبد اکران نوروزی و جایگزینی با فیلمهایی نظیر «درخونگاه»، «تیغ و ترمه» یا «تگزاس2» خبر داده اند.

عجیب است سعید سهیلی نیز که اغلب کارگردانی برون‌گرا و کنشمند نشان داده از جشنواره به این سو هیچ اظهارنظر صریحی درباره ممیزی وارده به فیلمش نشان نداده؛ از کارگردانی که انفعال سران خانه سینما در ماجرای محدودیت نمایش «گشت2» را با آتش زدن کارت خانه سینما به نقد کشیده بود این سکوت بیش از حد عجیب است!!




رقابت گلزار-عادل یا خیمه شب بازی اصغر-غلام؟؟

سینماروزان/حامد مظفری: این دوقطبی پوشالی که بر سر حمایت از گلزار-عادل به راه افتاد گلابی را وارد گلدان ترک خورده مدیران سازمان کرد که لااقل تا مدتی هم که شده حفره های رسانه ملی مان(شان؟) را کاور کنند! هرچقدر هم منتظر شدیم یک نفر نیامد که بگوید وقتی هم تثبیت عادل طی دو دهه و هم بالا آمدن گلزار طی چند ماه مرهون اتصالات است، این همه تلاش برای ارجحیت این بر آن چه فایده ای دارد؟؟

اگر حمایتهای اصغر نبود، عادل که جای خود دارد حتی اپرا وینفری هم نمیتوانست دو دهه بر کرسی نود تکیه کند!! اگر خویشاوندی با غلام نبود، جوانک نورسی نبود که بشود حامی گلزار برنزه و او را این چنین بالا بکشد! رستنگاه غلام و اصغر اپسیلونی با هم فاصله دارد، که این خیمه شب بازی را این قدر جدی میگیرید؟؟

لابد میخواهید بگویید «عادل اصغری تواناست و «گلزار غلامی» ناتوان! توانایی در رقابت شکل می‌گیرد و رقابت واقعی در فضای غیررانتی به منصه ظهور میرسد!

خروجی گلزار که در بخش خصوصی سری فیلمهای برادران بانکی است! عادل در بخش خصوصی چه رو کرده؟ چرا ایشان خیلی زود در بخش خصوصی و بی رانتهای سازمانی، ژورنالی ده برابر قدرتمندتر از نود نمی آفریند تا مشت محکمی بزند بر دهان یاوه گویانی که میخواهند استار سپاهان‌فیلم (!) را جای او به قهرمان رسانه ملی بدل کنند؟؟




ادعاهای محمدصادق کوشکی درباره «دیدن این فیلم جرم است» که به اندازه اصلاح‌طلبان ریاکار، اصولگرایان مذبذب را هم نواخته⇐این فیلم، سپاه را تحقیر میکند!!/ داستان غیرواقعی و مأیوس کننده فیلم را یک ذهنیت معیوب به فیلم سینمایی تبدیل کرده!!/حزب‌اللهی‌هایی که از فیلم حمایت کرده‌اند، مجذوب شعارهای عدالتخواهانه‌اش شده‌اند!!

سینماروزان: از همان زمان رونمایی «دیدن این فیلم جرم است» در جشنواره فجر میشد پیش بینی این را داشت که آینه‌ای که این فیلم پیش روی دورویان هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا گذاشته آنها را خوش نیاید و البته که آنها با بایکوت این فیلم به سراغ محصولات لرزانی بروند که کمترین نقدی به سیاسیون مزور نداشته باشند!

حالا با ادعاهای تندی که محمدصادق کوشکی از فعالان رسانه‌ای اصولگرا علیه «دیدن…» مطرح کرده به نظر میرسد هجمه سیاسیون علیه این فیلم محصول حوزه هنری، استارت خورده و هیچ بعید نیست که در روزهای آینده، تندتر هم شود.

محمدصادق کوشکی در انتقاد به فیلم سینمایی «دیدن این فیلم جرم است» به «جام جم آنلاین» گفت: تم کلی این فیلم یک تم تلخ و ناامیدکننده است، در شرایط و برهه‌ای که این تلخکامی و یاس بزرگترین سم برای نظام است این فیلم کسانی را مایوس می‌کند که نماینده‌شان در همین فیلم قربانی شده‌. در این اثر وفادارترین نیروهای نظام نه تنها قربانی شده‌اند بلکه در تمام بدنه نظام هیچ دادرس و پناهگاهی پیدا نمی‌کنند که حق‌شان را از ظالم بگیرد.

او ادامه داد: در این فیلم بدون هیچ دلیل منطقی و گویی بر اساس یک عناد شخصی، لباسی را تن شخصیتی ضعیف و حقیر کرده‌اند که در واقعیت اتفاقا مورد اعتمادترین عنصر نظام است. این فیلم در واقع سپاه را تحقیر می‌کند و به نظرم این تحقیر هم یک امر اتفاقی و تصادفی نیست.

کوشکی اضافه کرد: نمی‌توانم این را به صورت قطعی بگویم اما به نظرم هدف از ساخت این فیلم یا یک حرکت هدفمند و حساب شده برای تضعیف چهره سپاه در اذهان عمومی است و یا اینکه در حالت خوشبینانه باید بگوییم این داستان غیرواقعی و مایوس کننده را یک ذهنیت معیوب به فیلم سینمایی تبدیل کرده؛ البته امیدوارم که در حقیقت ساخت این فیلم ناشی از یک حرکت حساب شده نباشد.

این فعال اصولگرا همچنین در پاسخ به اینکه با توجه به انتقادات شما، چرا باید حوزه هنری و سازمان تبلیغات اسلامی این فیلم را تهیه و تولید کرده باشند گفت: مسئولین حوزه هنری و سازمان تبلیغات اسلامی باید درباره ساخت این فیلم پاسخگو باشند. این اثر یک سری شعارهای زیبای عدالت‌خواهانه دارد ولی نه منطقی است و نه اصلا ما این حق را داریم که به بهانه تعدادی شعار زرد و ژورنالیستی به فیلمی مجوز بدهیم که نه تنها سپاه را تضعیف کرده بلکه مایوس کننده هم هست.

کوشکی بدون اشاره به پایان بندی «دیدن…» که در آن یک نیروی انقلابی اصیل با بازی امیر آقایی به داستان ورود میکند و ماجراها را به پایان میرساند، مدعی شد: در این فیلم مدام انتقاداتی به نظام مطرح می‌شود و شخصیت‌ها افرادی خودباخته هستند در حالی که حتی یک نفر انسان سالم و انقلابی در میان این نمایندگان نظام دیده نمی‌شود.

او همچنین در خصوص علت استقبال قشر حزب الهی جامعه از فیلم توضیح داد: این فیلم شعارهایی را مطرح می‌کند که برای این بخش از جامعه به شدت جذاب هستند، آن کسانی که از این فیلم استقبال کرده‌اند احتمالا مجذوب همین شعارهای زیبا و جذاب شده‌اند؛ چرا که این شعارها را در هیچ اثر دیگری ندیده و نشنیده‌اند. به قدری این شعارها برای مخاطب جذاب است و در چشمش جلوه‌گری میکند که قسمت‌های منفی و به شدت مایوس کننده فیلم را متوجه نشده است.

کوشکی ادامه داد: اینکه می‌گویم ممکن است این کار یک حرکت هدفمند باشد برای این است که قطعا اگر این فیلم یک اثر کاملا تحقیر کننده علیه نیروهای ارزشی بود، هیچ کس آن را تماشا نمی‌کرد و یا برایش کف نمی‌‎زد! این فیلم در واقع قسمت‌های مسموم خودش را در لایه‌ای از شعارهای زیبا و جذاب مخفی کرده و این آمیختگی باعث شده برخی از فیلم استقبال کرده باشند؛ ضمن آنکه استقبال احتمالی تعدادی جوان غیر متخصص که احتمالا تحت تاثیر هیجانات فیلم هستند دلیلی برای خوب بودن این اثر نیست.




در دورانی که قیمت پراید به نزدیکی ۵۰ میلیون رسیده!!⇐یک رسانه اصولگرا در تحلیلی معلول(!) قیمت ۲۰هزار تومانی بلیت سینما را «بحرانی تازه» قلمداد کرده و مدعی شده افزایش‌دهندگان قیمت بلیت درکی از جامعه ندارند!!

سینماروزان/محمد شاکری: التهابات ارزی سال 97 چنان افسارگسیختگی را در بازار کالاهای مختلف شکل داد که حتی بعد از تثبیت نسبی بازار ارز و کاستن از بهای ارز، باز اغلب کالاها با همان قیمت افزایش یافته در نتیجه گرانی ارز به ملت عرضه میشوند؛ فقط یک نمونه اش اینکه خودرویی متعلق به چنددهه قبل به نام پراید با قیمتی نزدیک به 50 میلیون در حال فروش است!!!

در این دوران البته که قیمت بلیت سینماها کاملا ثابت ماند تا انتهای سال که زمزمه های افزایش سقف قیمت بلیت و در کنار آن شناور شدن قیمت در روزهای مختلف شنیده میشود! شورای صنفی نمایش به پیشنهاد سینماداران تصمیم دارد قیمت بلیت را تا سقف 20هزار تومان بالا ببرد و در عین برای ساعات و روزهای کم مخاطب، تخفیفات مختلف را درنظر خواهد گرفت.

در این اوضاع اینکه رسانه اصولگرای «جوان آنلاین» این افزایش قیمت بلیت را «بحرانی تازه» قلمداد کند خیلی عجیب است. این رسانه نوشته است: شورای صنفی نمایش در جلسه این هفته خبر از افزایش بلیت سینما‌ها را داد! به نظر می‌رسد اعضای این شورا درکی از وضعیت جامعه ندارند، در شرایطی که قشر متوسط به پایین در سال جاری با بلیت پانزده هزار تومانی قید سینما رفتن را زده بودند، حالا شورای صنفی پیشنهاد بلیت بیست هزار تومانی را برای پردیس‌ها داده است، قطعا اگر بلیت سینما‌ها در سال نود و هشت افزایش پیدا کند بحران تازه‌ای شکل می‌گیرد!

اینکه متأثر از چند برابری شدن قیمت بسیاری از کالاهای اولیه زندگی مردمان، بلیت سینما افزایشی حدودا سی درصدی را تجربه خواهد کرد، بحرانی تازه است؟؟ چگونه میتوان بخش عمده بدنه سینماداران را که اغلب آبشخور دولتی هم ندارند، راضی کرد که در روزگار پراید 50میلیونی بلیتهای سینماهایشان را بدون افزایش قیمت عرضه کنند!

اینکه این افزایش قیمت به عدم درک از وضعیت جامعه نسبت داده شده خنده دار نیست؟ این رسانه حواسش نیست که این روزها حتی خوردن یک پیتزای مخلوط و نوشابه بیش از 20 هزار تومان خرج برمیدارد!! آنهایی باید از جامعه، درک میداشتند که با وعده تثبیت قیمتها، ملت را همراه خود کردند و در بازه ای چندماهه، قیمت ارز را به بالاترین رقم رساندند! سینمادار بخت‌برگشته که خودش معلول اتفاقات است و اگر افزایش سی درصدی سالیانه قیمت بلیت را نداشته باشد که کلا باید ورشکسته شده و تغییر کاربری دهد!!




همکاری آهنگساز “حریم سلطان” با جمال شورجه!!!  

سینماروزان: جمال شورجه از همکاری آهنگساز سریال ترکیه‌ای «حریم سلطان» در ساخت موسیقی متن فیلم جدید خود خبر داد.

جمال شورجه فیلمساز ایرانی که طی هفته‌های اخیر تصویربرداری فیلم ضداستعماری «احمد بای»‌ را در کشور الجزایر به پایان رانده است در گفت‌وگو با امیرحسین اشرفی در “پانا” درباره ساخت موسیقی فیلم «احمد بای»‌ گفت: من خودم با محمدرضاعلیقلی درباره ساخت موسیقی مذاکره کردم که در کارهای قبلی‌ام سابقه همکاری با ایشان را داشتم، اما تهیه‌کننده فیلم از ما خواست که از یک آهنگساز خارجی که برای سریال ترکیه‌ای «حریم سلطان» آهنگ ساخته است برای فیلم استفاده کنیم که فعلا درحال مذاکره با این آهنگساز هستیم.

این کارگردان درباره صداگذاری فیلم نیز گفت: امکانات صداگذاری مناسب در الجزایر وجود ندارد. سینمای الجزایر ضعیف است و الجزایری‌ها در حال حاضر در حال احیا سینمای خود هستند.

وی خاطرنشان کرد: یکی از علل همکاری ایران و الجزایر رونق بخشیدن به سینما حرفه ای آنها است.

شورجه درباره جلوه‌های ویژه فیلم «احمد بای»‌ گفت: برای مراحل فنی جلوه‌های ویژه هم در حال مذاکره هستیم؛ چون جلوه‌های ویژه سختی دارد که سه بعدی است.

این فیلمساز درباره زمان آماده‌سازی فیلم گفت: تصور ما این است این کار اواخر بهار سال آینده تمام شود.

وی درباره زبان فیلم توضیح داد: زبان اصلی فیلم عربی است و سمیره حاج جیلانی تهیه کننده فیلم تلاش می‌کند برای اکران اروپایی فیلم به زبان فرانسوی دوبله شود.

شورجه افزود: این روزها حسن ایوبی تدوینگر در الجزایر درحال فاین کات فیلم است که من هم به زودی برای فاین کات به انجا خواهم رفت.

گفتنی است «احمد بای»‌ روایتگر رویارویی «احمد بای» سردار استقلال‌طلب کشور آفریقایی الجزایر با استعمارگران فرانسوی در قرن نوزدهم میلادی، محصول مشترک ایران و الجزایر است که از مردادماه 97 در این کشور به مدت ۴ ماه فیلمبرداری شده است.

جمال شورجه از ایران کارگردانی فیلم را بر عهده داشته است و سایر عوامل از جمله تهیه‌کننده (سمیره حاج جیلانی) و بازیگران الجزایری هستند. از دیگر عوامل ایرانی این فیلم می‌توان به مجید میرفخرایی (طراح صحنه و لباس)، تورج منصوری(مدیر فیلمبرداری) و کامران خلج (طراح گریم) اشاره کرد.

«محمد طاهر زاوی» در نقش «احمد بای» و «ژرار دوپاردیو» بازیگر مشهور فرانسوی ـ که تابعیت روسی هم دارد ـ در نقش «دای حسین» یکی از حاکمان مشهور الجزایر ایفای نقش کرده‌اند.




سه پرسش کلیدی منتج از ادعاهای یک عضو هیأت انتخاب فجر مبنی بر اینکه بایستی فقط ۱۵ فیلم وارد بخش مسابقه میشد⇐اول: وقتی فیلم خوب به قدر کافی تولید نمیشود چه نیازی بود به بازگرداندن بخش «نگاه نو» به جشنواره؟؟/دوم: چند درصد فیلمهای حاضر در جشنواره امسال با توصیه و سفارش «مدیر در سایه» وارد جشنواره شده‌اند؟؟ فی‌المثل پروژه بی سر و تهی که به ظاهر چندملیتی ولی در واقع محصول هتل لاله فاطمی(!) بود، با سفارش کدام مدیر وارد جشنواره شد؟/سوم: آیا واقعا سینمای ایران در یک سال اخیر نزولی بی سابقه را تجربه کرده؟؟ یعنی کیفیت «زندانیها»ی مسعود ده‌نمکی، «مصائب شیرین۲»علیرضا داوودنژاد، «ژن خوک»سعید سهیلی یا «بازیچه»محمدعلی سجادی از «پالتو شتری» هم پایین‌تر بود که نتوانستند وارد جشنواره شوند؟؟؟

سینماروزان/حامد مظفری: آنچه محمدعلی حسین‌نژاد از اعضای هیأت انتخاب جشنواره فجر درباره کیفیت پایین محصولات جشنواره گفت هرچند دیرهنگام بود(اینجا را بخوانید) ولی باز هم گفتنش از نگفتنش بهتر بود چون مجال واکاوی گفته ها را ایجاد میکند. حسین‌نژاد از جمله چهره‌های مطبوع مدیریت فرهنگی است که بارها در شوراهای مختلف از سینما تا تلویزیون حضور داشته و زیر ذره بین بردن اظهاراتش نه برای مخاطبان که برای مدیران سینمایی هم باید مهم باشد.

حسین‌نژاد به صراحت از این گفته که از میان فیلمهای ارائه شده به جشنواره فقط 10 فیلم بوده که تمام اعضای هیأت انتخاب با حضور آنها در جشنواره موافق بوده‌اند و در نهایت با احتساب فیلم اولیها باید 15 فیلم وارد بخش مسابقه میشده؛ ولی آنچه در جشنواره می بینیم بیش از سی فیلم است! به بیان بهتر بیش از نیمی از فیلمهایی که در جشنواره به نمایش درآمده‌اند مطلوب هیأت انتخاب نبوده!

سوال اول که مهمترین سوال هم است این است که وقتی فیلم خوب به قدر کافی تولید نمیشود چه نیازی بود به بازگرداندن بخش «نگاه نو» به جشنواره؟؟

تجربه جشنواره سی و ششم با دارا بودن فقط یک بخش اصلی حاوی 22 فیلم و مقایسه آن با جشنواره امسال، نشان داد که اگر تأکید بر انتخاب محصولات باکیفیت و نهایتا همان 20 تا 22 فیلم باشد نتیجه به غایت مطلوبتری عاید جشنواره و مخاطبان میشود. کجای جشنواره پارسال این حجم از نارضایتی در مخاطبان وجود داشت؟؟ هیأت انتخاب جشنواره پارسال حتی وقتی به سمت کمدی رفت فیلمهایی مانند «مصادره» و «خجالت نکش» را انتخاب کرد که چه در مضمون چه در ساختار حتی از ملودرامهای جشنواره امسال هم استانداردتر بودند! این طور نیست؟ یا کافیست مقایسه‌ای کنید میان دو فیلم با مضمون مشترک اعتیاد یکی «مغزهای کوچک زنگ زده» که در جشنواره پارسال رونمایی شد و دیگری «متری شش و نیم» که در جشنواره امسال حضور داشت؛ کدام فیلم به‌روزتر، سینمایی‌تر و ملموس‌تر بود؟

سوال دوم ناظر به نقش مدیر یا مدیران در سایه در کیفیت پایین محصولات جشنواره امسال بوده است. حسین‌نژاد باید این را هم میگفت که چند درصد فیلمهای حاضر در جشنواره امسال با توصیه و سفارش مدیر در سایه وارد جشنواره شده‌اند؟؟ این پرسش درباره پروژه بی سر و تهی که به ظاهر چندملیتی ولی در واقع کاملا محصول هتل کنتیننتال سابق(!) بود یا پروژه ای محصول یک مدیر اخیرا بازنشسته سازمان، بیش از پیش مهم میشود.

اگر پاسخ به این سوال، مثبت باشد و سفارشها کار دست هیأت انتخاب داده باید گلایه را بالاتر برد و از دبیر جشنواره پرسید که چرا هیأت انتخابی قدرتمند نچیده که در بزنگاهها به جای آن که استقلال رأی خود را حفظ کنند زیربار توصیه و سفارش بروند؟

سوال سوم که به نوعی هم به سوال اول و هم به سوال سوم وابسته است مرتبط با ادعای پایین بودن کیفیت محصولات دیده شدت توسط هیأت انتخاب است! آیا واقعا سینمای ایران در یک سال اخیر نزولی بی سابقه را تجربه کرده؟؟ منطبق با نسبیت‌گرایی هم که بخواهیم پیش برویم نباید شاهد باشیم به ناگاه در یک سال خورشیدی، کیفیت محصولات تولیدی نزولی بی‌سابقه داشته باشد.

نه، این طور نیست! حتی اگر بخواهیم برساس همان فیلمهای تجاری هم قضاوت کنیم باز می‌شد فیلمهایی سروشکل دار وارد بخش مسابقه شود نه فیلم اخته‌ای مثل «زهرمار» و فیلمی شونه تخم مرغی مثل «پالتو شتری»! یعنی کیفیت «زندانیها»ی مسعود ده نمکی یا «مصائب شیرین2»علیرضا داوودنژاد یا «ژن خوک»سعید سهیلی یا «بازیچه»محمدعلی سجادی از «پالتو شتری» هم پایین تر بود؟؟؟

جشنواره سی و هفتم در تکرار مکررات یکتا بود و این تکرار در پروژه‌های پرهزینه آن بیش از پیش به چشم میخورد. وقتی محمدرضا هنرمند بعد از سی سال و اندی، درونمایه«زنگها» را به گونه‌ای مغشوش و با صرف هزینه بالا در «سمفونی نهم» بازسازی میکند یا فیلم «پنجمین سوار سرنوشت»سعید مطلبی میشود درونمایه پروژه 7میلیاردی «متری شش و نیم» یا «پناهنده»رسول ملاقلی پور به گونه ای لرزان و با همراهی فارابی و پیام رسانی منسوب به اسپانسر جشنواره، میشود «ماجرای نیمروز2» چه میتوان گفت جز آن که یکی از ضعیفترین هیأتهای انتخاب تاریخ جشنواره را پیش رو داشته ایم!!

 کاری نداریم به اینکه سینمای ایران در دوقطبی ارگانی-پولشویی دست و پا میزند و گریزی از آن نیست ولی حتی با لحاظ کردن محصولات این دوقطبی در جشنواره، باز باید چند محصول مستقل باکیفیت وارد جشنواره میشد که سرشان به تنشان بیرزد!! آیا چنین محصولاتی اصلا تولید نشده اند که به جشنواره برسند؟؟ پاسخ این سوال اگر مثبت باشد که وامصیبتا به حال مدیران سینمایی که اسباب رونق سینمای مستقل را موجب نشده اند و اگر منفی باشد باز وامصیبتا به حال مدیران سینمایی که نتوانسته اند با چینش یک هیأت انتخاب قوی شرایط حضور این آثار را در جشنواره فراهم کنند!




حمایت فله‌ای افراطیون از تصویرسازی اخته و در خدمت آرای پرویز ثابتی فیلم «غلامرضا تختی»، از کجا نشأت گرفته؟⇐حذف جهان پهلوان و بالا آوردن طیب!!؟؟

سینماروزان/غفور پورغفور: کیفیت مناقشه برانگیز فیلم «غلامرضا تختی» چه در تصویرسازی شخصیتی منفعل و تخت از تختی و چه ضعف بارز در گریم این جهان پهلوان و چه در داستان‌پردازی در جهت تأکید موکد بر خودکشی تختی حتی مخاطبان عام را هم زده کرده ولی برخی از جماعت فعال در رسانه های افراطی مدعی ارزشها که دوازده ماه سال، یک خط ریویوی مستدل ازشان نمی‌خوانیم جدولی تدارک دیده‌اند و هر چه ستاره در آسمان داشته‌اند نثار این فیلم کرده‌اند!!

اینکه پروژه‌ای مانند «غلامرضا تختی» که در تمام دوران تولیدش حرف و حدیث درباره حمایت یک ارگان ارزشی پیرامونش وجود داشت و سرانجام مشخص گردید فارابی هم حمایت ویژه‌ای از فیلم داشته مطلوب افراطیون مدعی ارزشمداری قرار گیرد پیشتر هم قابل پیش‌بینی بود‌ اما تا قبل از نمایش فیلم گمان بر این بود که فیلم اثری در ضدیت با رژیم شاهنشاهی باشد با این حال در کارزار سیاسی‌بازی، قبل از هر چیز اصالت است که فدای مصلحت می‌شود و فیلمی پیش رو میگذارد که نتیجه آن تبرئه کامل ساواک و رژیم پهلوی در ماجرای مرگ تختی است!!

کاوش در چرایی تبلیغ افراطیون برای تصویرسازی اخته از تختی ضروری می نماید، و نمی توان فقط به یک تعجب و حیرت از این حمایت بسنده کرد.

بیش از هر چیز نقل قول‌هایی از پرویز ثابتی از ارشد های ساواک را ابتدا مرور می کنیم! پرویز ثابتی مسئول اداره کل سوم ساواک و رئیس ساواک تهران در ابتدای دهه نود کتاب گفتگوی خود با نام «در دامگه حادثه» را در ایالات متحده منتشر کرد؛ کتابی که البته بخشهایی از آن که درباره برائت ساواک از قتل تختی، صمد بهرنگی و علی شریعتی بود در برخی رسانه‌های داخلی و از جمله یک رسانه مطرح اصولگرا به طرز حیرت انگیزی با جزییات منتشر شد.

پرویز ثابتی در کتابش، ادعاهای مرتبط با قتل تختی توسط ساواک را کاملا رد کرده و به صراحت، مرگ وی را خودکشی و متأثر از مشکلات جنسی دانسته بود!!

در روندی غیرقابل پیش بینی، این بخش از گفته‌های ثابتی با اقبال برخی رسانه های افراطی مدعی ارزشها روبرو شده و یکی از سردمداران این رسانه ها تا توانست بر بازنشر این وجه از ادعاهای ثابتی، صحه گذاشت، شاید به این بهانه که تختی در شروع نهضت اسلامی فعال نبود و بیشتر با جبهه ملی همراه بود و همچنین یاد و خاطره بهرنگی هم که در تصاحب نیروهای چپ از ابتدا قرار گرفته بود، به عنوان کشته شدگان ساواک و در کنار شهدای دیگر قرار نگیرد و در عداد آنها مطرح نشود؛ دکتر شریعتی هم که وضعیت مشابه و بینابینی داشته و مورد تایید صددرصد همیشه نبوده است.

حالا حمایت آن رسانه اصولگرا از ادعاهای ثابتی را کنار ستاره‌باران کردن فیلم «غلامرضا تختی»- که صراحتا بر خودکشی تختی تأکید میکند-توسط این افراطیون بگذارید تا به طرح پرسش در چرایی این هماهنگی برسیم؟

آیا رویکرد مثبت تختی به جبهه ملی عامل هماهنگی آرای افراطیون مدعی ارزشها با یک ساواکی است؟؟ یا انفعال تختی در حمایت از قیام اسلامی 15 خرداد 1342 عامل این همراهی است؟

و آیا بعد از معرفی تختی به عنوان شخصیتی اخته و گرفتار خودکشی در محصولی مطلوب افراطیون بناست شرایط تبدیل طیب حاج رضایی که از حامیان قیام مردمی 15 خرداد 42 بود به یک جهان پهلون آغاز شود؟ به خصوص که پیشتر مسعود ده نمکی از فیلمسازان مطلوب جریان اصولگرایی هم عزم کرده بود برای ساخت زندگی طیب ولی تولید فیلم به ناگاه معلق شد؟؟

آیا «غلامرضا تختی» مطلوب افراطیون، پیش زمینه‌ای است برای بریز و بپاش برای تولید فیلم «طیب»؟؟ توسط همین اکیپ یا اکیپی مشابه که با «تنسی ویلیامز» و‌ «نیل سایمون» شروع کردند و با تظاهر به سینمای روشنفکرانه جای پایی را در میان هواداران آن نوع سینما و تفکر باز کردند ولی حالا بعد از ساخت مستندی درباره بازرگان و به دنبالش فیلمی درباره تختی که به زعم خود ضعف‌های نهان و آشکار اطرافیان مصدق را نشان میدهد بعید نیست نفر سومی از جبهه ملی سوژه شود تا نوبت به نمایش قهرمانی چون طیب برسد؟!!

سوال اصلی اما اینجاست؛ آیا به بهانه انفعال تختی در سال ۴۲ یا همراهی اش با جبهه ی ملی، باید به فیلمی که ارزش سینمایی ویژه ای ندارد و یک مستند بیوگرافیک از نوع کرونولوژیک و تقویم نگارانه اش است که حرفهای ساواک را تأیید می کند و رژیم شاه را تطهیر ، انواع و اقسام ستاره ها را نثار کرد؟! یاد سخن بنیانگزار انقلاب اسلامی خطاب به فرزند نوجوان تختی در ابتدای انقلاب به خیر که: «پسرم سعی کن پهلوان باشی نه قهرمان!»




خانم معتمدآریا! امشب با صدای بلند از تاراج صندوق فرهنگیان حرف بزنید و به عنوان نماینده سینماگران از معلمان مظلوم عذرخواهی کنید

سینماروزان: فاطمه معتمدآریا را ورای یک بازیگر به عنوان فعالی سیاسی-اجتماعی می شناسیم که در بزنگاههای انتخاباتی سعی کرده حضور موثر خود را نشان دهد.

معتمدآریا هرچند در دوران حضورش در هیأت مدیره خانه سینما چنان که باید کنشمند نشان نداده با این حال بزرگداشت این بازیگر در افتتاحیه جشنواره سی و هفتم انتظاراتی خاص را از ایشان ایجاد میکند.

همین چند وقت پیش بود که معتمدآریا به انتقاد از بریز و بپاش در برخی پروژه های سینمایی پرداخت! پس حالا که برای تقدیر روی سن افتتاحیه فجر میرود چه خوب است که با صدای بلند از فرهنگیانی بگوید که دسترنج شان در صندوق ذخیره، توسط سوداگرانی مدعی فرهنگ سازی تاراج شد.

همان سوداگرانی که به بهانه تولید سریال و فیلم وارد کارزار فرهنگ شدند و بدبختانه اینکه حمایت جماعت شبه روشنفکر از فیلمساز تا بازیگر و مجله نویس را با خود داشتند!!

خانم معتمدآریا! امشب حضورتان به عنوان یک فعال اجتماعی را با صدای بلند و با دفاع از حقوق فرهنگیان امتداد بخشید!

خانم بازیگر! از طرف بدنه سینما به پولشویی در سینما اعتراض کنید و به عنوان نماینده اهالی سینما، از فرهنگیانی که صندوقشان توسط سرمایه گذاران نورس سینمایی به تاراج رفت، عذرخواهی کنید!! این کنشگری شما را در تاریخ جاودانه خواهد کرد!




تحلیل رسانه هلال احمر پیرامون عملکرد مالی فارابی⇐شکست خوردگان گیشه حتی برای سفرهای خارجی هم از فارابی پول گرفته اند!!!

سینماروزان: انتشار عملکرد فارابی در سال جاری هرچند بدون شفاف سازی درباره میزان حمایت صورت گرفته از دو فیلم “تختی” و “ماجرای نیمروز2” انجام شد ولی همین شفاف سازی ناقص هم به اندازه خود نقد و نظر رقم زد.

روزنامه “شهروند” منسوب به هلال احمر در تحلیلی بر عملکرد مالی فارابی به حمایت این ارگان از سینماگران شکست خورده گیشه ها خرده گرفته است.

متن تحلیل “شهروند” را بخوانید:

انگار همیشه باید در این مرزوبوم چیزی باشد که دود از کله آدم بلند کند. جدیدترین نمونه این چنین مواردی را در گزارش عملکرد مالی بنیاد سینمایی فارابی در 9ماه سال ۹۷ می‌بینیم. فهرستی رسمی؛ در پی وعده‌های سازمان سینمایی مبنی بر سیاست شفاف‌سازی که متاسفانه محتویاتش ارتباطی با اقدام شایسته فارابی در انتشار این اطلاعات ندارد. بله؛ سازمان سینمایی در اقدامی مترقی و دل‌پذیر گردش مالی 9ماه اخیرش را رسانه‌ای کرده و این جای تقدیر دارد، اما این تقدیر و تجلیل نافی این نیست که آمار ارایه‌شده بیش از این‌که به بیلان عملکرد یک نهاد دولتی شبیه باشد، شبیه افشاگری درباره حیف‌ومیل بودجه  است. پر از نام‌های تکراری سینماگران شکست‌خورده- که انگار بودجه فقط به سمت جیب آنها باز است، بی‌توجه به این‌که در این اوضاع و احوال فیلمسازان مستقل تازه‌آمده به‌رغم موفقیت‌های آثار سابق‌شان، امسال هفت- هشت‌سال می‌شود که در پی اندکی سرمایه برای تولید آثار جدیدشان کفش آهنین به پا کرده‌اند.

گزارش عملکرد مالی فارابی پر از نام‌هایی است که در رسانه‌ها ادعای استقلال‌شان گوش فلک را پر کرده، اما انگار برای آغاز نوشتن فیلمنامه، یا حضور درجشنواره‌های خارجی نیز نگاهشان به سمت دولت، همان دولتی‌ است که در فضای مجازی با انتقاد از آن فالوور جمع می‌کنند. گزارشی که نشان می‌دهد در این سینمای ورشکسته- که سالی فقط چند فیلم به سوددهی در اکران می‌رسند- کلی پول ریز و درشت ردوبدل می‌شود و تنها کسانی سرشان بی‌کلاه می‌ماند که به منابع قدرت سینما نزدیک نیستند. گزارش عملکرد مالی فارابی به‌رغم این‌که قرار بر چنین کارکردی نبوده، اما یک گزارش افشاگرانه است، فقط باید بلد باشی فاصله میان سطور را بخوانی.

پول توجیبی

در گزارش عملکرد مالی فارابی چیزهایی را می‌شود دید که واقعا دود از کله آدم بلند می‌کند. مثلا این‌که یک‌سری از فیلمسازان ظاهرا مستقل برای حضور در فستیوال‌های خارجی از فارابی پول می‌گیرند. البته شاید پول چندانی در این زمینه ردوبدل نشود، اما همین‌که فیلمسازان برای سفرهای خارجی‌شان از دولت پول توجیبی می‌گیرند، به بهترین وجهی نشان می‌دهد که چرا انتقادات سینما و سینماگران ما از مشتی انتقاد خنثی و بی‌خطر   فراتر نمی‌رود. در این بخش نام‌های بزرگی می‌بینیم. مثلا رخشان بنی‌اعتماد و تهمینه میلانی که برای حضور در یک جشنواره در کشور ایتالیا و دومی هم برای شرکت در جشنواره ساخالین روسیه پول گرفته‌اند. نام‌های دیگری که در این بخش می‌بینیم، عبارتند از: حسین نمازی، محمدرضا عرب، ابراهیم مختاری، خسرو سینایی و…

در فهرستی که از هزینه‌کردهای فارابی منتشر شده، مهم‌ترین و انتقادبرانگیزترین نکته آن‌جاست که اغلب کسانی که از این کمک‌ها بهره‌مند شده‌اند، یا در سال‌های اخیر در گیشه به‌عنوان سینماگرانی شکست‌خورده لقب گرفته‌اند، یا جزو حلقه نزدیک به مدیران سینمایی هستند و یا این‌که این کمک‌ها را برای پروژه‌هایی گرفته‌اند که سرنوشت بسیاری از آن‌ها نامعلوم است.

به‌عنوان مثال می‌شود به 105 میلیون تومانی اشاره کرد که فاطمه‌ معتمدآریا و همسرش احمدعلی حامد برای فیلم اسکیت‌باز گرفته‌اند. فیلمی که حتی در جست‌وجوی اینترنتی نیز نامی از آن نمی‌توان یافت.  مواردی از این دست زیاد است. مثلا محمدعلی سجادی که آخرین آثار اکران شده‌اش جنایت و شوریده و تردست در سال 83 روی پرده آمده‌اند و پس از آن در پانزده سال اخیر او تنها یک فیلم را در گروه هنر و تجربه اکران کرده، برای پروژه جدیدش 405 میلیون تومان گرفته. یا فیلمسازانی چون علی قوی‌تن، مهدی کرم‌پور، علی ژکان، احمدرضا معتمدی و… که از فارابی مبالغی کم‌وبیش گرفته‌اند، بی‌این‌که در سال‌های اخیر محصولات قابل ذکری تولید کرده باشند.

از بین سینماگرانی که سابقه مدیریت سینمایی را دارند می‌توان به رضا میرکریمی یا علیرضا شجاع‌نوری هم اشاره کرد که اولی برای فیلم قصرشیرین 350 میلیون گرفته و شجاع‌نوری نیز برای فیلم همسرش مونا زندی حقیقی 225 میلیون تومان دریافت کرده. یا 342 میلیون تومانی که رسول صدرعاملی برای فیلم فرزندش میلاد به‌نام سونامی گرفته؛ جزو بالاترین پرداخت‌هایی است که به یک فیلم اول صورت گرفته و این سوال را ایجاد می‌کند که اگر تهیه‌کننده سونامی کسی جز صدرعاملی   بود، باز هم چنین حمایتی از این فیلم صورت می‌گرفت؟

موضوع پرداخت بابت نگارش فیلمنامه هم موضوع دیگری است که البته تا زمانی که آثاری براساس آن فیلمنامه‌ها تولید نشود، نمی‌توان درباره منطقی‌بودن یا نبودن پرداخت‌ها حرفی زد. اما با این پیش‌فرض که در سال‌های اخیر از میان فیلمنامه‌های سفارش داده شده یا خریداری‌شده فارابی به‌ندرت می‌توان سناریویی را یافت که اساس تولید فیلمی موفق قرار گرفته باشند، مبالغی که بابت فیلمنامه به کسانی چون وحید نیکخواه آزاد ، احمد مرادپور یا وحید موسائیان، مهرشاد کارخانی، ابوالفضل جلیلی، علی وزیریان، صادق کرمیار و… پرداخت شده، کنجکاوی برانگیز می نماید. به‌خصوص میرطهماسب که در فهرست فارابی آمده  که برای پنج فیلمنامه دویست میلیون تومان دریافت کرده.

در آمار فارابی آمده که سیدحامد حسینی تهیه‌کننده فیلم سرو زیرآب امسال برای فیلمی به ‌کارگردانی جمیل رستمی که گفته شده در ژانر داعشی/ تکفیری (!!) است، یک‌میلیارد و دویست و شصت و چهار‌میلیون تومان گرفته. بهروز رشاد هم برای فیلم قطار آن شب به کارگردانی حمیدرضا قطبی چهارصد و هشتاد ‌میلیون تومان گرفته. فیلم خواب تاریک خواب روشن از رضا سبحانی نیز با صدوپنجاه‌میلیون دریافتی از پروژه‌های عجیب امسال است و البته تپلی حسین قناعت که چهارصد‌میلیون و اردک‌لی بهروز غریب‌پور که 105‌میلیون دریافت کرده‌اند. مجمع فیلمسازان شکست‌خورده در این آمار به ‌شکل بامزه‌ای با حضور علی عطشانی که او نیز برای فیلم آخرش صد‌میلیون دریافت کرده، تکمیل شده است.




بعد از ادعای شگفت انگیز درباره تأمین بودجه فیلم مطبوع “کیهان” از بلوچستان!!⇐آیا سرمایه گذاری “قسم”تنابنده هم از اوج به استانی در شمال ایران منتقل خواهد شد؟؟  

سینماروزان: مدتی پس از انتشار متن اتهامات محمد امامی سرمایه گذار بازداشتی سریال “شهرزاد” ، تهیه کننده فیلم “شبی که ماه کامل شد” از تأمین سرمایه این فیلم توسط سرمایه گذاران بلوچ خبر داد!!!

به گزارش سینماروزان اینکه بودجه فیلمی با مضمون قتل زن داداش عبدالمالک ریگی- که اتفاقا “کیهان” هم زودتر از خیلی ها آن را بعنوان فیلم معیار جشنواره معرفی کرد-توسط سرمایه گذاران استانی محروم همچون بلوچستان تأمین شده باشد به شدت شگفت انگیز بود و شاید برای بستن مسیر حاشیه های احتمالی به هنگام رونمایی فیلم در جشنواره.

شفاف سازی روزگار جدید مصائب خود را هم دارد و در سالی که قیمت دلار افسارگسیخته بالا رفت و معیشت مردم تحت الشعاع قرار گرفت همه میخواهند خود را مستقل و بی وابستگی نشان دهند مبادا با قضاوت مخاطبان روبرو شوند.

به نظر میرسد عنقریب است که برخی از صاحبان محصولات ارگانی جشنواره نیز از ترس قضاوت بخاطر ارگانی بودن شرایط معرفی خویش به عنوان محصولی مستقل را فراهم کنند.

آیا میتوان انتظار داشت فیلمی مانند “قسم”محسن تنابنده که پیشتر درباره حمایت سازمان هنری-رسانه ای اوج از آن سخن گفته شده به همین زودیها به عنوان فیلمی که با حمایت مالی سرمایه گذارانی ساکن در استانی شمالی ساخته شده، معرفی شود؟؟؟




ضرب شست رامبد جوان به خواهرزاده سرتیپی بخاطر شکست تجاری “قانون مورفی”؟؟!!  

سینماروزان: مسعود صابری پزشکی است که نه بخاطر پزشکی بلکه بخاطر حضور در برنامه “اکسیر”فرزاد حسنی و بعدتر حضور در برنامه های شادی آور مختلف و از جمله “خندوانه” در کانون توجه قرار گرفت!!

صابری که خویشاوندی نزدیکی با علی سرتیپی پخش کننده موثر سینمای ایران دارد دو سالیست خوانندگی هم میکند. صابری اخیرا به خاطر اجرای پلی بک در یک کنسرت با انتقاد فراوان مخاطبان مواجه شده.

در این بین رامبد جوان مجری “خندوانه” هم بخاطر حضور وی در برنامه اش از مخاطبان عذرخواهی کرده است!!

این را بگذارید کنار اینکه رامبد جوان معترف شده به هزینه 3.5 میلیاردی تولید فیلم اخیرش “قانون مورفی”!! این فیلم که با پخش هدایت فیلم روی پرده است حداقل باید ده و نیم میلیارد بفروشد تا تازه هزینه تولیدش برگردد ولی فروش آن به سختی و علیرغم پخش کلی تیزر از پنج میلیارد عبور کرده!! یک دلیل این فروش پایین میتواند پخش کننده فیلم باشد که در رقابت با فیلمیران به مدیریت سرتیپی جامانده و نتوانسته سانسهای مکفی برای فیلم فراهم کند.

آیا ضرب شستی که رامبد به خویشاوند درجه یک سرتیپی نشان داده میتواند ناشی از جاماندن هدایت فیلم از فیلمیران و نقدی بر سلطه این شرکت پخش بر سینمای ایران باشد؟؟؟




خروجی شفاف سازی سازمان درباره مدرسه ملی سینما⇐نزدیک به یک میلیارد و نیم فقط هزینه جاری!!!+شمولی از هزینه های میلیونی برای ترجمه “سوپرسیما” و تحلیل “چهارراه استانبول”+فهرست کامل هزینه ها

سینماروزان: در راستای سیاست شفاف‌سازی وزارت ارشاد، جزئیات فهرست عملکرد حمایتی مدرسه ملی سینما در سال 97 منتشر شد.

به گزارش سینماروزان فارغ از هزینه های مختلف و گاه عجیب این فهرست – و به عنوان مثال هزینه 25 میلیونی برای برگزاری نشست و تحلیل فیلم “چهار راه استانبول” یا هزینه 35 میلیونی برای ترجمه کتابی به نام “سوپرسیما”- رقم بالای هزینه شده در این مدرسه برای هزینه های جاری بوده است!

کل هزینه های مدرسه در سال 97 برابر با 26650 میلیون ریال معادل 2665 میلیون تومان یعنی 2.665 میلیارد تومان بوده است. از این رقم دقیقا 14700 میلیون ریال معادل 1470 میلیون تومان یعنی 1.47 میلیارد هزینه جاری و پشتیبانی مدرسه ملی سینما فقط در سال 97 است!!!

این معنایی دارد جز آن که بیشتر از نصف هزینه های مصروفه در مدرسه سینما صرف هزینه های جاری بوده است!؟

در روزگاری که ده ها دانشکده و کارگاه و ورکشاپ و آموزشگاه دولتی و خصوصی در کشور مشغول کارند واقعا راه اندازی یک مدرسه تازه با پول دولت که بیشتر از نصف بودجه اش صرف هزینه های جاری است چه معنایی دارد؟؟؟

فهرست کامل هزینه های مدرسه ملی سینما را اینجا بخوانید.




رونمایی از فیلمهای متبوع «کیهان» در جشنواره سی و هفتم فجر⇐یکی فیلمی درباره منافقین که با حمایت «فارابی» ساخته شده و دیگری فیلمی درباره «قتل زن‌داداش عبدالمالک ریگی» که پرسشهایی درباره حمایت یک وزارتخانه خاص از تولید آن وجود دارد⇔پرسش: آیا همراهی گسترده رسانه‌های اصولگرا از این دو فیلم را در کنار حمایت از محصولات سازمان ارزشی متمول برای دریافت سیمرغ شاهد خواهیم بود؟

سینماروزان: کمتر از یک ماه تا برگزاری جشنواره فیلم فجر زمان باقیست و در همین فرصت کوتاه هم گمانه‌زنیهای رسانه ای درباره آثار جشنواره آغاز شده و هم برخی رسانه‌ها کاملا شفاف از محصولات معیار خویش در جشنواره یاد کرده اند.

روزنامه اصولگرای «کیهان» در تحلیلی پیرامون جشنواره با انتقاد از اینکه هیچ حرکتی منطبق با چهل سالگی انقلاب برای جشنواره امسال صورت نگرفته از دو فیلم به زعم خود استراتژیک جشنواره هم نام برده است؛ این دو فیلم «ماجرای نیمروز2» و «شبی که ماه کامل شد» هستند.

پیشتر مسعود نقاش زاده معاون فرهنگی فارابی از حمایت فارابی از تولید «ماجرای نیمروز2» که درباره عملیات مرصاد است خبر داده بود(اینجا را بخوانید) و پرسشهایی درباره حمایت یک وزارتخانه خاص از تولید «شبی که ماه کامل شد» هم وجود دارد؛ این فیلم که داستانی درباره قتل زن‌داداش عبدالمالک ریگی دارد از حضور هوتن شکیبا بازیگر «لیسانسه ها» در نقش اصلی مرد سود می‍‍‌برد و لو رفتن برخی تصاویر فیلم در رسانه‌ها هم،  گمانه‌زنیهایی شکل داده درباره کمدی شدن فیلم!؟؟ حضور مرتضی اصفهانی مشاور تولید پروژه‌های امنیتی در گروه تولید «شبی…» نیز به اندازه خود سوءتفاهم‌زاست!

«کیهان» نوشته است: با اینکه تنها سه هفته تا آغاز سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر باقی است اما نه تنها هیچ حرکت یا ویژه برنامه‌ای برای این مناسبت در نظر گرفته نشده که تعداد فیلم‌های برخوردار از مضامین انقلابی در این دوره از جشنواره فجر، بسیار ناچیز خواهد بود.

«کیهان» ادامه داده است: از معدود فیلم‌های انقلابی و استراتژیک سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر می‌توان به آثاری چون «ماجرای نیمروز2: خط خون» با موضوع جنایات منافقین، «شبی که ماه کامل شد» با داستانی مرتبط با دستگیری عبدالمالک ریگی و احتمالا یک یا نهایتا دو فیلم دیگر ‌اشاره کرد. این درحالی است که بر اثر سیاست‌گذاری غلط وزارت ارشاد و جشنواره فیلم فجر، تعداد قابل توجهی از آثار این دوره از جشنواره، با هزینه یک سرمایه‌دار و با مضامین سیاه و شبه روشنفکرانه ساخته شده‌اند و به نمایش درخواهند آمد.

به گزارش سینماروزان باید منتظر ماند و دید با تأکیدی که «کیهان» بر «ماجرای نیمروز2» و «شبی که ماه کامل شد» داشته است، آیا دیگر رسانه‌های اصولگرا هم در کنار محصولات تولیدشده با همراهی سازمان هنری-رسانه ای اوج و از جمله «بیست و نفر» و «قسم» و «تختی»، حمایت همه جانبه از «ماجرای نیمروز2» و «شبی که ماه کامل شد» را نیز تا دریافت سیمرغ در پیش خواهند گرفت؟؟




حرفهای قابل تعمق بدلکار پروژه ۷میلیاردی سعید روستایی که با شراکت مستقیم “سرمایه گذار چندفیلمه هفتاد ساله” تولید شده⇐برای یک سکانس چند دقیقه ای گاهی چند روز(!) با فیلمبردار و عوامل دیگر(!) تمرین میکردیم!!⇔پرسش: اگر شراکت “سرمایه گذار چندفیلمه” نبود، آیا امکان داشت ساداتیان برای یک پروژه شهری چنین هزینه ای کند؟؟؟

سینماروزان: محمدصادق رنجکشان سرمایه گذاری که در ماههای گذشته بطور متوالی در چند پروژه سینمایی سرمایه گذاری کرده در نخستین گفتگوی خود از تأمین نیمی از سرمایه بیش از هفت میلیاردی که برای “متری شش و نیم” هزینه شده، سخن گفت.

بیشتر از هفت میلیارد هزینه برای یک پروژه شهری حتی در دوران دلار یازده هزار تومانی هم هزینه هنگفتی است و فیلم باید بیش از 20 میلیارد بفروشد تا فقط سرمایه اصلی برگردد.

اینکه چرا چنین هزینه ای برای یک پروژه شهری شده، پرسشی است که جمال ساداتیان تهیه کننده ای که بعد از رد تهیه کنندگی پیمان معادی توانست پروانه “متری شش و نیم” را بگیرد باید بدان پاسخ دهد ولی در همین اوضاع طراح بدلکاری فیلم گفتگویی کرده که میتواند پاسخی باشد بر چرایی افزایش هزینه تولید.

امیر بدری بدلکار “متری شش و نیم” به “ایسنا” گفته است: برای یک سکانس چند دقیقه ای گاهی چند روز با فیلمبردار و عوامل دیگر تمرین می‌کردیم تا به بهترین نحو فیلمبرداری انجام شود.

به گزارش سینماروزان همه هنر کارگردانی به جلوی دوربین رفتن با دکوپاژ کامل است و اینکه تازه حین فیلمبرداری با تمرین به دکوپاژ نهایی برسیم در اسلوب حرفه ای گری و جایی که بابت ریال به ریال سرمایه باید جواب داد منطقی نیست. اگر شراکت سرمایه گذار چندفیلمه نبود آیا امکان داشت چنین وقت و متعاقب آن هزینه ای شود برای ضبط تک تک سکانسها؟؟؟