تحلیل یک روزنامه‌نگار بر شوی شهاب علیه مسعود⇐چرا جشنواره‌ای که باید محمل دوستی و اخلاق و حرمت باشد حالا تیغ به دست گرفته و ریشه بزرگان سینما را می‌زند؟؟/آن از مهرجویی و حواشی پیش از جشنواره که برایش راه انداختند، این از چیدمان بساط بی‌حرمتی به کیمیایی!/اگر غرض و مرض و خودزنی در کار نبوده، برای دیگر فیلم خارج از مسابقه هم نشست برگزار می‌کردند نه آن که سانس ۱۲ شب را بهش بدهند!!

سینماروزان: اظهارات تند شهاب حسینی علیه مسعود کیمیایی در نشست خبری فیلمی مناقشه‌برانگیز به نام “شین” نه فقط با انتقاد بسیاری از مخاطبان مواجه شده که واکنش فعالان رسانه را موجب شده!

مرتضی رنجبران روزنامه‌نگار باسابقه در یادداشتی با عنوان “این روزگار با تیغ هم از ذهن تراشیده نمی‌شود!” به شدت بر رفتار شهاب و ترتیب‌دهندگان شوی شهاب علیه مسعود واکنش نشان داده.

متن کامل یادداشت رنجبران را بخوانید:

تصور اینکه بازیگری همچون شهاب حسینی در بازی برخی دوستان قرار گیرد و بر استادی چون مسعود کیمیایی بتازد از ذهن دور بود.

این دست برنامه ریزی‌ها برای تحریک یک فیلمساز که به بهانه توهین فیلمسازی دیگر مجاب شود به نشست خبری فیلمش در جشنواره بیاید و از حرفش پایین بنشیند، چرک است.

بازیگر مطرح علیه فیلمساز مطرح! و ترتیب دادن نشست خبری برای چیدمان بساط تقابل.
برای چه؟ برای به رینگ بردن فیلمسازی که بیش از نیم قرن است برای سینما جان کنده و حالا در آستانه “خون شد”، جشنواره برای فیلمی خارج از مسابقه نشست خبری می گذارد! چرا و طبق کدام قاعده؟ اگر غرض و مرض و خودزنی در کار نبوده پس برای دیگر فیلم خارج از مسابقه هم نشست برگزار می کردند نه آن که سانس ۱۲ شب را بهش بدهند!! اما از ترس مبادا چیزی از آن چیزهای خاص گفته شود این اتفاق رخ نداد.

جشنواره‌ای که باید محمل دوستی و اخلاق و حرمت باشد حالا تیغ به دست گرفته و ریشه بزرگان سینما را می‌زند.
آن از مهرجویی و حواشی پیش از جشنواره که برایش راه انداختند، این از چیدمان بساط بی حرمتی به کیمیایی.
پیشتر البته بساط این بی احترامی را پس از اعلام عدم حضور کیمیایی در جشنواره با انتشار تصویری از معاون رئیس دولت نهم و دهم آغاز کرده بودند و چه کسی هست که نداند و نفهمد این شیطنت ها را.

قرارمان این نبود در جشنواره فجر، سینماگران را مقابل هم قرار دهیم؛ قرارمان این نبود که سیاستکاران را با آدم هایی که ثابت کرده اند دلشان با مردم است یکسان بدانیم.

شهاب حسینی را بازیچه ای کردند برای توهین و جوسازی علیه مسعود کیمیایی و “خون شد”؛ همان فیلمی که می گوید چراغ این خانه باید روشن بماند.

این ناجوانمردی که احتمالا سرمنشا آن بر همگان مشخص است در تاریخ ماندگار خواهد ماند!

شهاب حسینی برکسی تاخت که برای موفقیت اصغر فرهادی در فیلمی که او به ایفای نقش پرداخته بود نامه ای شادباش نوشت: این راه پر از تیغه‌های حسادت است، باید روی آنها راه رفت و لبخند زد…

اما برگزار کنندگان میهمانی شامگاه جمعه ۱۹ بهمن سنه ۱۳۹۸ خورشیدی بدانند که این روزگار با تیغ هم از ذهن تراشیده نمی شود.




این است عاقبت “تحریم” را تحریم کردن؟؟⇐یک عضو هیات انتخاب جشنواره، دولت را مفلوک خواند و یک عضو هیات داوران، مدعی نشناختن شورای سیاستگذاری جشنواره شد!

سینماروزان: سیکل اتفاقات عجیب و غریب حول جشنواره سی و هشتم فجر همچنان ادامه دارد و اگر تا قبل همه حواشی را به تحریم کنندگان نسبت میدادند حالا این افرادی از هسته مرکزی جشنواره اند که برایش حاشیه سازی میکنند.

محمود رضوی عضو هیات انتخاب فجر از جمله افرادی است که اظهاراتش در زیر سوال بردن مستقیم دولت حاشیه ساز شده است. رضوی نوشته است: بزرگترین خطر هشت سال یکبار حاکمیت ملی، دولتهایی بودند که در دو سال آخر خود، کار نمی‌کنند و با چانه می‌خواهند ادامه دهند، دولت تشریفات هم که مفلوک‌ترین دولت جمهوری اسلامی است و یک سال می‌شود مرده و صرفا حیات نباتی دارد. تقابل دولت بی‌کارنامه با حاکمیت فرار به جلو برای عدم پاسخگویی به مردم است!

فرشته طائرپور عضو هیات داوران دیگر فرد حاضر در هسته برگزاری فجر است که با انتشار نامه ای مطول به سیاستگذاران فجر حاشیه ساخته است.

طائرپور در نامه خود به سیاست‌گذاران فجر نوشته است: اعضای محترم شورای سیاست‌گذاری جشنواره فیلم فجر شما را به نام نمی‌شناسم؛ زیرا تاکنون نام‌تان در جایی اعلام نشده؛ یا شده و من نخوانده‌ام. حدس می‌زنم که تعدادی از شما مدیران موظف سینمایی باشید و تعدادی دیگر از سینماگران مورد وثوق همان مدیران سینمایی. امیدوارم انتخاب شما که از میان جمع سینماگران کشور برای این مسئولیت صورت گرفته، به استناد موفقیت‌های حرفه‌ای‌تان در ادوار مختلف این جشنواره و سایر جشنواره‌های ملی و جهانی، سوابق داوری‌تان در مجامع سینمایی و هنری، و شناخت‌تان نسبت به موقعیت سینما در نسبت با مسائل روز و حاد جامعه باشد؛ چون روی صحبتم بیشتر با شماست. من به عنوان یک تهیه‌کننده، یک فعال صنفی و یک عضو از تشکل‌ها و داوری‌های مختلف سینمایی، هنوز نمی‌دانم که شورای شما چه آیین‌نامه و ضوابطی برای انتخاب داوران، انتخاب چهره‌هایی برای بزرگداشت، اتخاذ روش‌های سنجیده برای مدیریت تبلیغات و حواشی هر دوره از جشنواره فیلم فجر (این تنها رویداد سینمایی که قرار است با بودجه دولت اما مدیریتی سینمایی و صنفی برگزار شود) دارد؛ و بعید می‌دانم تعداد قابل اعتنایی از همکاران من نیز چنین سوال بی‌جوابی به ذهنشان نرسیده باشد. هر که هستید امیدوارم صاحب تشخیص حساسیت‌های مرسوم و مقطعی جامعه نسبت به هر دوره از جشنواره‌ای که برگزار می‌شود، باشید. برایتان مهم باشد که این جشنواره در کدام حال و احوال جامعه برگزار می‌شود. سینماگران همدل با حال عمومی جامعه، چه توقعی از شما و کارهایتان دارند. آیا اینکه در سالی به سر می‌بریم که جماعتی از ترور سردار سلیمانی، جماعتی از سانحه سقوط هواپیما و جماعت بزرگ‌تری از هر دوی این حوادث خشمگین و غمگین هستند، در تصمیمات شما و اتخاذ روشی متناسب جهت رعایت این وضعیت، تاثیری داشته است؟! آیا اینکه سیمرغ شما امسال باید با بال‌های سوخته، یا در آسمانی آتش‌گرفته، اوج بگیرد از ذهن‌تان عبور کرده است؟! آیا حواستان بوده که پوستر امسال جشنواره شما، نباید تفاوتی با دوره‌های قبل نداشته باشد و نمادی از این احوالات در آن دیده نشود؟ آیا حواس‌تان بوده برای انتخاب داوری که قرار است فضیلتِ سعه صدر را در شما بیان کند- نه به سوابق قدیم او- بلکه به اظهارنظرهای اخیرش درباره سینمای ایران و بازیگران سینمای ایران مراجعه کنید و از وی بخواهید که ابتدا به خاطر سخنان ناروایی که در رادیوی رسمی ایران گفته و جریانی را برای تحریک جامعه به تحقیر تولیدات و چهره‌های محبوب سینمای ایران به راه انداخته، عذرخواهی کند؟ (بحث مقایسه او با سایر هنرمندانی که سال‌هاست در انتظار چنین سعه صدری هستند بماند برای مجالی دیگر). آیا برای توجیه این واقعیت که جشنواره فیلم فجر، صرفاً یک مسابقه سینمایی جهت معرفی تولیدات صنعت سینماست و برخلاف نامش، عمدتاً معنایی از جشن نداشته و ندارد (به خصوص امسال)، مطلبی را منتشر کرده‌اید؟‌امثال من، با اعتقاد و تعهد به حراست از جام بلورین «سینما» و عبور دادن آن از میدان مین‌های آماده انفجار با فیلم‌هایمان، حیثیت‌های فردی‌مان، تعارض‌های منطقی‌مان، زلف به زلف بقای این جشنواره گره می‌زنیم و از خودی و بیگانه سخنان روا و ناروا می‌شنویم، تا «سینما» بماند و تولید و نمایش و جشنواره‌اش بمانند و چهره‌هایش محترم شمرده شوند… امثال من به احترام همان مردمان نجیبی که یک‌شبه بلیت‌های این جشنواره را پیش‌خرید می‌کنند، در برگزاری این آیین حرفه‌مان که سیاست‌گذاری‌اش دست شماست مشارکت می کنیم…امثال من به احترام همان فیلمسازانی که امیدوارانه به میدان این مسابقه سینمایی قدم می‌گذارند و مانند ورزشکارانی که با انجام مسابقات، نقش اجتماعی خود را در پاسخ به دلخوشی‌های کوچک هم‌وطنان‌شان خلاصه می‌کنند، داوری جشنواره‌ای را که شما در اتاق فکرش نشسته‌اید می پذیریم.و خدا کند که شما از دانایان سینمای ایران باشید و بلد باشید که چگونه بر دل‌های زخمی آنانی که جشنواره را تحریم کرده‌اند مرهم بگذارید. خدا کند شما به معنای واقعی سیاست‌گذار فرهنگی باشید و مهارت هویت بخشی به این دوره از جشنواره فیلم فجر را داشته باشید.هر که هستید کار امسال‌تان سخت است؛ خدا کند مردانِ کار سخت باشید.

محمود رضوی که عملکردش به عنوان عضو هیات انتخاب فجر به شدت محل مناقشه است از فلاکت دولت می‌گوید ولی نمی‌گوید چرا به‌عنوان متصدی انتخاب فیلم در جشنواره این دولت به کار مشغول شد؟ اگر این دولت مفلوک است چرا رضوی در شورای صنفی نمایش این دولت مشغول به کار بوده؟؟اگر این دولت مفلوک است چرا از بنیاد فارابی سازمان سینمایی این دولت حمایتهای هنگفت میلیاردی گرفته است؟؟؟ چه کسی مفلوک‌تر است؟ دولت یا او که در یک دولت به‌زعم خودش مفلوک، تصدی‌گری هیات انتخاب جشنواره‌ای کاملا دولتی را می‌پذیرد؟؟

فرشته طائرپور عضو هیات داوران فجر مدعی نشناختن سیاستگذاران فجر شده؟؟ طائرپور چطور سیاستگذاران فجر را نمیشناسد؟ مگر حسن خجسته از اعضای سیاستگذار فجر امسال، دو سال پیش با ایشان در هیات داوران فجر نبود؟ اصلا اگر طائرپور واقعا سیاستگذاران فجر را بلحاظ فکری نمی‌شناسد چرا داوری را می‌پذیرد؟

از آن طرف طائرپور با طعنه به سعید راد حمله میکند که چرا داور فجرش کرده‌اند؟ این حمله از چه بابت است؟ به خاطر ایفای نقش سعید راد در فیلم “گیرنده” از محصولات دولت دوم احمدی‌نژاد؟ یا به‌خاطر ممنوعیت فعالیت سعید راد در دوران مدیریت سینمایی محمد بهشتی شوهرخواهر ایشان؟؟ یا شاید هم به‌خاطر عدم تعلق راد به دارودسته بالایی خانه سینما؟؟

جالب است که طائرپور حتی در نقد جشنواره از این نمی‌گوید که این چه جشنواره‌ایست که جریان اصلی سینمای کنشگر را بیرون می‌گذارد و جشنواره را پر می‌کند از دوقطبی ارگانی-هنروتجربه ؟؟  طائرپور نمی‌گوید چرا داوران این جشنواره، افراد تکراری یک حلقه‌ منسوب به بالادست خانه سینمایند که بعضا از اتاق پایین دفتر جشنواره(!!) به اتاق بالا آمده‌اند و بجایش به سعید راد بخاطر زیر سوال بردن سینمای تجاری طعنه میزند؟ چرا طائرپور درکنار سعید راد بر فریدون جیرانی(دیگر داور امسال) خرده نمی‌گیرد که زمانی مسعود فراستی را وارد “هفت” کرد که همچنان آرایش درباره بخش اعظم تولیدات سینما، اسباب ناراحتی اصحاب سینماست؟

یعنی طائرپور نمی‌داند که چرا امسال به‌جای هفت نفر، نه نفر را به هیات داوران آورده‌اند؟؟ و جز این است که خواسته‌اند نزول کیفیت را با افزایش کمیت پوشش دهند؟؟ پس چرا طائرپور در این باره چیزی نمی‌گوید؟

هم این عضو هیات داوران و هم آن عضو هیات انتخاب، آگاه تر از آن هستند که نادانسته مدعی نشناختن هیات داوران و مفلوک بودن دولت برگزارکننده فجر شوند پس چرا گرفتار پارادوکس رفتار و گفتار شده اند؟

به خاطر آن که بتوانند نپیوستن به تحریم کنندگان شاخصی همچون تهمینه میلانی یا علی مصفا و مصطفی خرقه پوش و رضا درمیشیان و محمدعلی سجادی و فریدون شهبازیان و بسیاری دیگر را توجیه کنند؟؟؟ و لابد بعدها به خاطر همکاری در برگزاری جشنواره تحریم شده، نواخته نشوند؟؟




پرسش یک کارگردان از مدیران تلویزیون⇐ ملت عزادار ساعت ۱۰ تلویزیون می‌بینند و ساعت۱۱ می‌خوابند؟؟

سینماروزان: تغییر مکرر ساعت پخش مجموعه تلویزیونی “زیر هم‌کف” که موجبات ریزش مخاطبان را موجب شده با انتقاد کارگردان این مجموعه و طرح پرسش در چرایی این تغییر مواجه شده است.

بهمن گودرزی کارگردان “زیر هم‌کف” با اشاره به ریزش مخاطب مجموعه‌اش به‌دلیل تغییر زمان پخش به “هفت صبح” گفت: صددرصد تغییر زمان پخش به حجم مخاطبان مجموعه ضربه می‌زند. همین موضوع که خیلی از مخاطبان نمی‌دانند که ساعت پخش تغییر کرده خود نشان از تصمیم‌گیری اشتباه است. بعد مدام صحبت از ریزش مخاطب تلویزیون می‌شود و مدیران می‌گویند، کار خوب بسازید تا بیننده به تلویزیون برگردد.

گودرزی ادامه داد: از آن سو یک سریال که مخاطبش را پیدا کرده به‌خاطر این تغییر ساعت پخش، از نیمه‌راه، ریشه‌اش زده می‌شود. اصلا سوال اساسی این است که چه فرقی می‌کند؟؟ سریال ساعت ۱۰ پخش می‌شد چه ضربه‌ای به چه موضوعی وارد می‌کرد که حالا با پخش در ساعت۱۱ آن ضربه وارد نمی‌شود؟؟ ملت عزادار ساعت ۱۰تلویزیون می‌بینند اما ساعت ۱۱ می‌خوابند؟؟

گودرزی تاکید کرد: به هرحال این تصمیم بدون هیچ دلیل منطقی و قابل پذیرشی، پس از کلی اتفاقات تلخ در جامعه، خستگی را به تن ما گذاشت.




تکرار حرف سینماروزان در “هفت”⇐ تحریم جشنواره چه ربطی دارد به بازیگران ارگانی؟؟

سینماروزان: هفته گذشته و بعد از ادعای تحریم جشنواره توسط بابک حمیدیان بازیگر فیلم ارگانی “روز بلوا”ی اوج و به‌دنبال آن موضع‌گیری خنثای بهروز شعیبی کارگردان فیلم نسبت به خط و ربط محصولش، این تناقض را زیر سوال بردیم.(اینجا را بخوانید)

حالا در برنامه تازه “هفت” نیز ژست تحریم جشنواره توسط بازیگران ارگانی به چالش کشیده شده و در بخش میز رسانه گفته شد: بازیگرانی که در فیلمهای ارگانی بازی کردند چرا باید بیایند جشنواره را تحریم کنند؟؟!!

به غیر از بابک حمیدیان، پیمان معادی بازیگر فیلم “درخت گردو” که جزو آثار مطلوب ارزشیون در جشنواره است نیز جزو تحریم‌کنندگان جشنواره است. “درخت گردو” را مصطفی احمدی تهیه‌کننده متبوع اول مارکت همراه اول مخابرات تولید کرده است.

مابقی تحریم‌کنندگان شاخص جشنواره افرادی هستند نظیر علی مصفا، تهمینه میلانی، جعفر پناهی، محمد رسول‌اف، محمدعلی سجادی، رضا درمیشیان، حمید فرخ‌نژاد، ژیلا ایپکچی، محمدرضا مویینی، فریدون شهبازیان، جمیل رستمی، مرضیه وفامهر، اشکان اشکانی، مصطفی خرقه‌پوش، زینت رضا و… که هرچند بعضا حمایت‌های فارابی و تلویزیون را داشته‌اند ولی هیچ‌گاه به‌صورت گل‌درشت حمایت ارگانهای متمول ارزشی و رسانه‌های اینها را نداشته‌اند.




آقای دبیر! در چینش هیأت داوران، مراقب دوتابعیتی‌ها باش!

سینماروزان: جشنواره سی و هشتم فیلم فجر به دلایل مختلف که اصلی‌ترین آنها حذف فیلمهای کنشگر از فهرست فیلمهای جشنواره و وارد کردن بخشی از آثار هنروتجربه ای کسالت‌بار و شماری از آثار ارگانی به جشنواره است، در کانون نقد و نظر قرار گرفته است.

به جز این، تب تحریم جشنواره فجر بخشی از سینما را درگیر خود کرده و چهره‌هایی شناخته‌شده نظیر علی مصفا، تهمینه میلانی، جعفر پناهی، محمد رسول‌اف، محمدعلی سجادی، رضا درمیشیان، حمید فرخ‌نژاد، ژیلا ایپکچی، محمدرضا مویینی، فریدون شهبازیان، جمیل رستمی، مرضیه وفامهر، اشکان اشکانی، مصطفی خرقه‌پوش و زینت رضا نیز به فهرست تحریم کنندگان فجر پیوسته‌اند.

دست‌اندرکاران جشنواره به‌جای پذیرفتن انتقادات و باز کردن باب دیالوگ حتی با تحریم‌کنندگان، به سمت نوعی رپورتاژنگاری یکطرفه در خدمت جشنواره از طریق رسانه‌های متبوع خویش رفته‌اند و تلویحا کوشیده‌اند بر این فرض اثبات‌نشده اصرار ورزند که شرکت نکردن در جشنواره ریختن آب در آسیاب دشمنان است!

با احترام به این فرض است که باید از دبیر جشنواره انتظار داشته باشیم برای چینش هیأت داوران بخش اصلی جشنواره که سودای سیمرغ باشد، سراغ افراد دوتابعیتی که نیمی از سال را در داخل مشغول کاسبی و نیمی دیگر را در زمین دشمن(!) مشغول خوشگذرانی هستند، نرود.

برخی می‌گویند از دست‌اندرکاران جشنواره ای که شناخته شده‌ترین سلبریتی حامیش، یک دوتابعیتی است(!) نمیتوان انتظار شق‌القمر داشت ولی اینکه شنیده‌هایی جدی درباره حضور برخی سینماگران دوتابعیتی در هیأت داوران مسابقه اصلی جشنواره وجود داشته باشد به شدت برخورنده است.

اینکه امثال سیروس الوند و ابوالحسن داوودی و محمدمهدی دادگو که دوتابعیتی هستند بخواهند در فهرست گزینه‌های داوری فجر سی و هشتم باشند فرض اثبات‌نشده حامیان جشنواره را کاملا زیر سوال می‌برد و دبیر جشنواره را با یک چالش جدی مواجه خواهد کرد.

آیا ابراهیم داروغه‌زاده برای چیدمان هیأت داوران به سراغ دوتابعیتی‌ها می‌رود و گرفتار دردسرهایی خواهد شد که دبیر جشنواره سی و پنجم را درگیر کرد؟؟ دبیر جشنواره سی و پنجم دو تفاوت با دبیر جشنواره سی و هشتم داشت و آن هم اینکه هم خودش دوتابعیتی بود و هم اینکه هیچ گاه خود یا حامیانش تلاش نکردند مخالفان جشنواره را بازیگران زمین دشمن بخوانند برای همین کار دبیر امسال در استفاده از دوتابعیتی‌ها به مراتب دشوارتر خواهد بود.

آقای دبیر! در چینش هیأت داوران، مراقب دوتابعیتی‌ها باش!




اظهارات تهیه‌کننده یک فیلم ملتهب حذف شده از جشنواره⇐وقتی ترکیب هیات انتخاب فجر به گونه‌ای چیده می‌شود که سهم سینما در این ترکیب کم است، معلوم است که اتفاقات عجیب می‌افتد!!/یعنی سینما آن‌قدر تهی شده است که باید از تلویزیون افرادی را برای انتخاب فیلم‌های سینمایی فجر بیاوریم؟؟!/ واقعاً چه زمانی از سینمایی‌ها برای داوری آثار تلویزیونی استفاده شده است که تلویزیونی‌ها را برای گزینش فجر می‌آورند؟؟/چرا گلوگاه‌های سازمان سینمایی دست بچه‌های متخصص سینما نیست؟؟/چرا به‌خاطر نظر دو نفر آدم ناآگاه فیلم ما را حذف کردند؟؟/بالاخره روند جشنواره فجر کی می‌خواهد درست شود؟؟

سینماروزان: چینش ضعیف هیات انتخاب جشنواره و منتج از آن پر کردن جشنواره با فیلمهای یک ارگان ارزشی و محصولات موسوم به هنروتجربه و حذف برخی محصولات کنشگر از جشنواره، پرسشهای زیادی را نزد مخاطبانی ایجاد کرده که بناست بلیت بخرند و بروند فیلم ببینند.

جواد نوروزبیگی تهیه‌کننده‌ای که دو فیلم “خون شد” و “کشتارگاه” را در جشنواره دارد ولی فیلم ملتهب “عنکبوت”ش -با مضمون زندگی سعید حنایی- از جشنواره حذف شده به تندی عملکرد هیات انتخاب را زیر سوال برده است.

جواد نوروزبیگی به “ایسنا” گفت: متاسفم که چندین سال است با جشنواره‌ای مواجه هستیم که روی حضور یا غیبت یک جناح خاص در این رویداد سینمایی تاکید دارند. گویا فیلم قبل از اینکه بخواهد مورد ارزیابی و داوری قرار بگیرد دچار یک نشانه‌گذاری خاص می‌شود.

نوروزبیگی ادامه داد: می‌دانم دوستان ناراحت می‌شوند اما باید بگویم که وقتی ترکیب هیات انتخاب به گونه‌ای چیده می‌شود که سهم سینما در این ترکیب کم است، این اتفاقات عجیب می‌افتد. یعنی سینما آن‌قدر تهی شده است که باید از جای دیگری افرادی را برای انتخاب فیلم‌های سینمایی بیاوریم!؟؟

نوروزبیگی با اشاره به چینش هیات انتخاب با مدیران تلویزیون و افراد کم‌سابقه افزود: واقعاً چه زمانی از سینمایی‌ها برای داوری آثار تلویزیونی استفاده شده است که تلویزیونی‌ها را برای گزینش فجر می‌آورند؟ چرا گلوگاه‌های سازمان سینمایی دست بچه‌های متخصص سینما نیست؟؟

این تهیه کننده سینما عنوان کرد: اعتراض من مربوط به این رفتار است. هدف ما از برگزاری جشنواره چیست؟ آیا قرار است یک طیف خاص از فیلم‌ها را به جشنواره راه بدهیم؟ آیا قرار است فقط صاحبان فیلم‌ها را بدون کیفیت محصولات مورد ارزیابی قرار بدهیم؟ باید صادقانه رفتار کنیم. من سه فیلم دارم و با عرض پوزش از ۲ کارگردان دیگر، اما به نظرم بهترین فیلمم که “عنکبوت” باشد از جشنواره بازمانده است.

نوروزبیگی در چرایی حذف “عنکبوت” از جشنواره توضیح داد: به خاطر نظر دو سه نفر آدم ناآگاه این اتفاق افتاد و اتفاقا همان‌ها می‌ترسند و فکر می‌کنند اگر «عنکبوت» در این رویداد دیده شود، جامعه به هم می‌ریزد. درحالی‌که مردم این فیلم را دوست خواهند داشت، چون بیان صادقانه‌ای داشته است.

وی ادامه داد: اگر «عنکبوت» فیلم ضعیفی بود، حرفی نمی‌زدم و اصلا آن را به جشنواره ارایه نمی‌دادم. بالاخره بعد از این همه سال کار در سینما من یک شخص صاحب تشخیص هستم و فکر می‌کنم سنوات کاری من نسبت به برخی از اعضای هیات انتخاب خیلی بیشتر است. واقعاً متاسفم که با روحیه یک کارگردان و یک جمع فیلمساز بازی شده است. واقعاً روند جشنواره فجر کی می‌خواهد درست شود؟ کی قرار است مبنای قضاوت ما، آدم‌ها نباشند؟




احمد میراحسان خطاب به ابراهیم حاتمی‌کیا⇐با خطاي بزرگت در “به وقت شام” و پنهان كردن ريشه جنايت و موجوديت داعش، موافق نيستم ولی عزاداری را کنار بگذار و فیلم “سردار” را بساز!

سینماروزان: شهادت سردار قاسم سلیمانی را به تازگی پشت سر گذاشتیم و برخی از سینماگران هم معتقدند باید چند سالی از شهادت سردار بگذرد و پژوهش‌های مرتبط با ایشان به تکامل برسد تا بشود فیلمی جامع درباره سردار ساخت.

احمد میراحسان جزو آن دسته است که صبر نمی‌شناسد و از همین روست که با نگارش یادداشتی
در “اعتماد” از ابراهیم حاتمی‌کیا خواسته هرچه زودتر کار تولید فیلم سردار را شروع کند.

متن یادداشت احمد میراحسان را بخوانید:

برادر عزيز، ابراهيم حاتمي‌كيا. سلام خدا را برايت مي‌خواهم. اما بعد…

خلاصه نامه‌ام به تو، اين است كه اداي دينت ب ه پروردگارت و نه به حاج قاسم، ساختن بي‌درنگ يك فيلم سينمايي در عصر پرده‌پوشي و دوران شرك است؛ فيلمي كه نمايشگر چهره يك بنده ناب باشد؛ نمايشگر چهره يك موحد خالص، يكي از صديقين، يكي از شاهدين، يكي از شهدا، يكي از حواريون مسيح نه در بيست و يك قرن پيش بلكه در ميان ما و حتي فراتر از آن، فيلمي درباره حضور عيني كسي از كسان و ياران منجي موعود ما و يكي از رجعت‌كنندگان به عصر نبوي و عدل جهاني وليعصر كه بدون انتظار ظهورش چه ياوه مي‌نمايد زيستن در اين دنياي سراسر ظلمات و رنج و ملال و دروغ و جهل و تفرعن و درندگي دنياي ما. دنيايي است كه در آن شيطان بزرگ با همراهي مرتجعان سرمايه‌داري‌اش و با رييس‌جمهوري كه جرثومه زشتي‌ها و حرص و خشونت و بي‌آزرمي و درندگي است و هزاربار بدتر از بهايم وحشي قدرت‌نمايي و زندگي را به كام بندگان صالح خدا تلخ مي‌كند. در اين دنيا اگر معصومان و حضور مطمئن‌شان و نشانه‌هاي عيني پيروان پاك‌شان نبود، چگونه چشم‌هاي ما خدا را مي‌ديد؟ كساني كه لحظه به لحظه حيات و ممات‌شان، گواه كنش بي‌خلل الهي و نشان حساب و كتاب دقيق رفيق اعلي است. نشان آن كه هستي ذره به ذره مملو از اوست و هيچ‌چيز نيست كه خالي از او باشد. ابراهيم عزيز، فيلمت درباره حاج قاسم اگر چنين باشد، كدام اثرت تاكنون عابدانه‌تر از آن خواهد بود؟ ترديدهاي نفساني را دور بريز و خود را رها كن در به تصوير كشيدن بندگي تا متوجه خشنودي خدا شوي. نگو عزاداري، بگو عزم كاري داري كارستان. از خود شهيد درس بياموز. يكي از معاونان آقاي ظريف خاطره‌اي دارد از حاج قاسم كه به دردت مي‌خورد: روزي گرهي در كار وزارت خارجه بود كه تنها به دست حاج قاسم گشوده مي‌شد. با او تماس گرفتند اما او با گريه‌هايي نهان نشدني‌اش پاسخ تلفن را داد. به حاج قاسم گفتند ظاهرا حال‌تان مساعد نيست، بعدا تماس مي‌گيريم. حاج قاسم گفت كارتان را بگوييد، گفتند و پذيرفت و اطلاع داد مي‌سپرد سريع كارتان را راه بيندازند. گوشي را كه گذاشت طولي نكشيد كه با وزارت خارجه تماس گرفتند و گفتند كارتان انجام شد. آقاي معاون پرسيد حاج قاسم چرا مي‌گريست؟ گفتند مگر نمي‌دانيد يار ديرينش احمد شهيد شد؟ خبر شهادت شهيد كاظمي به او رسيده بود… يعني تو هم اگر در درياي اندوه و اشك غوطه‌ور باشي بايد كه به تكليفت بدون هيچ سستي عمل كني. اگر امروز به آن لبيك نگويي فردا نمي‌گويم بي‌فايده، اما كم‌فايده است.

ما ديده‌ايم اگر به وقت پاسخ ندهيم چه حسناتي را از دست مي‌دهيم. امروز جهان مي‌خواهد دريابد اين سليماني كه بود و چه چيز محبتش را چنين در قلوب پاك مردم كشورها تبديل به آتشفشان كرد. تو بايد رها از جداره جعلي حذف عالم غيب، در اثرت دريچه‌اي به باطن رخداد بگشايي. لحظه به لحظه حيات طيبه حاج قاسم مشحون از راز عبوديت در موجوديت ظاهري انسان است. براي انجام اين امر واجب، دارايي ملت، تو هستي. اينجا فرمانده و كارگردان تويي. اين حرف را نمي‌زنم كه خدا نكرده خودبينت كنم. من جاهايي با روايت و نگاه و ساختار آثارت موافق نيستم، از گرايش‌هاي ليبرال‌مآبانه، از خطاي بزرگت در به وقت شام و پنهان كردن ريشه جنايت و موجوديت داعش يعني امريكا پشت ريش قرمز چچني و با آن شخصيت منفعل واداده غيرانقلابي كه معرفت ندارد موافق نيستم اما تو دارايي ملتي. تو جزو سرمايه‌هاي كشوري. حالا كه دارم نامه مي‌نويسم قصد مجيزگويي ندارم. نيازي هم به مجيزگويي ندارم ان‌شاءالله. از صميم دل گفته‌ام را بر زبان مي‌رانم و مي‌گويم فقط تو مي‌تواني فيلم حاج قاسم را بسازي. مسلما حاج قاسم مثل مربي‌اش حضرت عباس عليه‌السلام فقط علمدار نبود، بلكه او هم با بر زمين افتادن خود بدل به يك علم بركشيده تا ملكوت شد.

بگذار ضرورت‌ها و فوايد چشم‌پوشي‌ناپذير ثبت جامع سيماي حقيقي يك قهرمان الهي و فيلمي درباره شهيد سليماني را يكايك برايت برشمرم. فيلمي كه در اصل همان دفاع از مصداق تربيت اسلامي راستين و اسلام ناب محمدي (ص) و دفاع انقلابي از توحيد و عبوديت و پاكي و عدالت و صلح و جهاد در راه حق و خدمت به انسانيت و مقاومت و مبارزه است.

ابراهيم عزيز! شكي نيست تو هم واقفي كه در ژرفاي اين ماجرا و اشك‌ها و سوگ‌ها و جوشش شكوهمند، ما نيازمند شناخت درست علت جلال و جمال حاج قاسم و عمل به آگاهي و درس‌هاي حيات طيبه او و زدودن علل بيماري‌ها و ويراني‌هاي دروني و بيروني و فردي و اجتماعي خود هستيم و از جمله نيروهاي ياري‌دهنده، همين نمايش نوع زيست و عمل حاج قاسم و نمايش علم افراشته اوست و شرح آنكه چرا او نكشتني است. سينما نيروي عظيمي در زنده نگه داشتن تصوير راه و حقيقت او دارد. مستند و داستاني و هر گونه فيلمي، تنها مي‌تواند اندكي از او را به نمايش بگذارد اما همان اندك باور كن كه جهان را تكان خواهد داد. و جز تو – به ياري خدا – چه كسي مي‌تواند نور عبوديت و لطافت عظمت جلال و جمال او را در جزييات ساده زندگي پيش چشم جهان به تماشا بگذارد و ما را دل گرم نگه دارد؟ ذكر او ياد خدا است.

اين فيلم مي‌تواند آينه شكوه عبدي خالص باشد كه خلوص محبت الهي سبب شده در قلب‌هاي ميليون‌ها انسان جاگيرد و بايد آينه حقيقت نظم وحشي جهاني و وحشيگري امريكا باشد. البته بي‌ترديد آينه او بودن كار ساده‌اي نيست. حتي براي عالمان و فرماندهان شجاع و مومنان خالص هم دشوار است اما ضروري است به تو ترديد‌ها را رها كني و فقط بخواهي بي‌مداخله ميل خودت، او را نمايش دهي. تو آينه به دست داري، توانايي‌هايي براي بازتاب شخصيت او داري از اينها مهم‌تر تو همان كسي هستي كه سر بر شانه او نهاده‌اي، پس وفادار باش و بار سنگين آينگي را بر دوش بكش. بي‌ملاحظه كسان و ناكسان. امروز هيچ‌كس به اندازه تو صلاحيت حمل اين امانت را ندارد. فيلم تو درباره حاج قاسم داستان‌هاي سرشار از كشمكش‌ها و هيجان‌ها و قهرماني‌هاي بي‌نظير را مي‌تواند روايت كند. هر جاي زندگي او دست بگذاري از جذاب‌ترين فيلم‌هاي دنيا پر كشش‌تر است. با جزيياتي دراماتيك. اما ظلم است اگر كه بنده نابش را در حد يك قهرمان سينماي افسانه‌سراي هاليوود، پايين بياوريم. آنچه مهم است باطن ماجراي فردي و اجتماعي اوست، سراپا عشق و بندگي و يقين و خلوص. در جهاني كافرانه و دروغ‌وار و بي‌رحم اين آميزه شجاعت و مقاومت و پاكي و مهر در متن توحيد و عشق به معبود يگانه، حرف بزرگي در دل دارد. اين تصوير بايد ثبت شود. حاتمي‌كياي عزيز! خدا وقتي مي‌خواهد كسي را بالا ببرد براي او فرصت خدمت‌هاي بزرگ و مخلصانه فراهم مي‌كند، خدا بخواهد اين فيلم يكي از آن فرصت‌ها براي توست. اين اثر آميزه‌اي از رويداد‌هاي معرفت‌بخش مي‌تواند باشد، پاره‌كننده نقاب قدرت به غايت ارتجاعي وحشي و سلطه‌جو و متكبر غرب و به ويژه امريكا و جذابيت داستاني واقعگرا… داستاني كه مي‌تواند جنايات شيطاني ديو جهانخوار را رازگشايي كند، در سوريه، فلسطين، افغانستان، عراق، لبنان، يمن، پاكستان، بحرين و… اين فيلم با دروغ دنائت‌آميزي كه اذناب مزدور شيطان تكرار مي‌كنند مي‌تواند مقابله كند. اين فيلم نشان خواهد داد كه او برابر قاتلان مردم و درندگان مزدورشان براي صلح و نابودي قاتلان متجاوز جهاني به سود حق آزادي مردم و ملت‌ها ايستادگي كرد و آنان را شكست داد و نخ تسبيح جنايت امريكا نفتخوار و گاوهاي شيرده او را فاش كرد و گسست.

آقاي حاتمي‌كيا از همين حالا به تدارك اين فيلم اقدام كنيد، با بهترين فيلمنامه‌نويسان وفادار به نگاه الهي.

ابراهيم عزيز، بركات ساختن بي‌درنگ اما باحوصله و سرشار از زيبايي و تفكر و جذابيت بي‌حساب است. امروز اين كاري است كه زيبايي روح جهاد جهاني ايران را براي خشنودي حق، برابر نظام سلطه و كفر گرد مي‌آورد و به تماشا مي‌نهد. اين پا و آن پا نكن و از اينكه شهروندي از تو آن را مطالبه كرده، آزرده مشو كه اين آزردگي از شيطان و نفس سوء است. به نداي خدا در دلت گوش كن و با اين فيلم از قاتلان حاج قاسم انتقام بگير.

عزيز حاتمي‌كيا!

حالا مي‌خواهم آخرين كلامم را با تو در ميان بگذارم. اميدوارم خود را معصوم نداني. اميدوارم اخلاق متكبر بوروكرات‌هاي نشسته در قدرت تو را دچار احساسات منفور مديران گسسته از مردم نكرده باشد كه به عنوان نوكر مردم جامه خدمت و داعيه رضاي خدا پوشيدند اما زندگي روزمره آنان نه در ميدان رنج‌هاي خلق‌الله و تماس روزمره با آنان بلكه در كاخ‌هاي‌شان رقم مي‌‌خورد و هيچ حس واقعي جز تفاخر و البته سخنراني‌هاي بي‌روح و بي‌باور در چنته ندارند و نه مردم آنها را باور دارند نه آنان مردم را. همه فكر و ذكر و دانش و نگاه و خواست‌شان بردگي تمدن طاغوتي مدرن است، نه معرفت راه كلام‌الله صامت و ناطق و عقل الهي و مسير ظهور عدل جهاني و آغاز تاريخ آدميت و رهايي از آدمخواري و جهانخواري و توحشي به نام سرمايه‌سالاري بين‌المللي و عقل خود بنياد مدرن و پشت‌كرده به پروردگار عقل.




ادعاهای یکی از شرکای فیلمیران درباره اجاره سینماهای حوزه!!

سینماروزان: هرچند توقیف کمدی “زیرنظر” توسط حوزه هنری به بهانه کیفیت پایین شوخیهای فیلم صورت گرفته با این حال حوزه هنری در ماههای اخیر کمدیهایی دیگر نظیر “رحمان…” و “سامورایی…” را در سینماهای خود روی پرده فرستاده که بعید است بلحاظ کیفی، رجحانی بر “زیرنظر” داشته باشند!؟

این تناقض موجب شکل‌گیری این پرسش شده که آیا چون “زیرنظر” را هدایت‌فیلم پخش کرده ولی آن کمدی‌های دیگر را، فیلمیران، چنین اتفاقی روی داده؟؟ یعنی آیا مدیران حوزه در برخورد با فیلمها برای تخصیص سالن، جایگاه پخش‌کننده را هم درنظر می‌گیرند؟؟؟

 مدیران حوزه به این پرسش پاسخی جدی نداده ولی مرور یکی از گفتگوهای اخیر رسول صدرعاملی از شرکای فیلمیران که اتفاقا فیلم اخیرش “سال دوم…” توسط پخش بهمن سبز حوزه روی پرده رفته شاید در رفع این تناقض، اندکی کمک‌رسان باشد.

صدرعاملی با اشاره به تجربه‌گرایی خود به روزنامه دولتی “ایران” گفت: من در طول چهل سال هم تهیه‌کنندگی کرده‌ام، هم نویسندگی، هم کارگردانی و هم سینماداری ولی هیچ کدام برایم فضیلتی نداشت ولی آنچه برایم ارزشمند است اینکه اقتصاد سینما را یاد گرفتم؛ زمانی حوزه هنری، سینماهای شهرستانها را اجاره می‌داد و من این سینماها را اجاره می‌کردم و کنار گیشه می‌ایستادم تا اقتصاد سینما را یاد بگیرم!

صدرعاملی با اشاره به تعامل با حوزه ادامه داد: ابتدای دهه هفتاد بود که من با کمک علی سرتیپی سینماهای مشهد و شیراز و بهبهان و بخشی از سینماهای حوزه را اجاره می‌کردیم و فیلم پخش می‌کردیم؛ سالنهای با صندلیهای فرسوده و فضای مرده و سرد که اصلا میل به سینمارفتن را در کسی ایجاد نمی‌کرد و ما با اجاره سالنها به اوضاع سر و سامان دادیم.

صدرعاملی افزود: با تلاشمان بود که توانستیم حتی در شهرهای کوچک، سینماهایی را درست کنیم که مخاطبان در یک فضای کوچک در لابی بنشینند و چای و قهوه بخورند و درباره فیلمها حرف بزنند. آن روزها دوران مشت و انفجار و اکشن بود و من آن زمان سعی کردم اقتصاد سینما را یاد بگیرم.




ده‌نمکی، اغتشاشات اخیر را به “آژانس شیشه‌ای” ربط داد!!+فیلم

سینماروزان: مسعود ده‌نمکی کارگردان سینما به‌تازگی روی آنتن زنده تلویزیون، تحلیلی خاص درباره اغتشاشات اخیر ارائه داد.

ده‌نمکی با اشاره به نقد “آژانس شیشه‌ای” در روزگار روزنامه‌نگاری گفت: اینکه حاتمی‌کیا در “آژانس شیشه‌ای” خطاب به رزمندگان سابق میگوید: “خیبری سوز داره، دود نداره” ، معنایی دارد جز حمایت از نگاهی که رزمنده‌ها را ایزوله و خانه‌نشین می‌خواست؟!!

کارگردان “اخراجیها” ادامه داد: چرا نگفتند دود موتورهایی که میخواستند در رکاب حاج کاظم باشند، فریادی بود علیه اشرافیت و فریادی بود علیه مدیرانی که ابتدای انقلاب موتورسوار بودند و چندی بعد بنزسوار شدند؟؟الگوی مدیریتی خیبری‌ها امثال باکری و همت بودند و نه دولتمردان فاسد!!

ده‌نمکی تاکید کرد: آن زمان دود موتورهای خیبری‌ و فریاد حاجی‌بخشی‌ها شنیده نشد تا بیست سال بعد گرفتار طغیان گرفتاران حاشیه‌ای شویم و اوضاع آن قدر پیچیده شود که حتی وقتی در رسانه ملی از عدالت‌طلبی سخن میرود با شک و تردید بدان نگریسته شود!!

متن حرفهای ده‌نمکی را اینچا ببینید.




خرید و فروش کارت تهیه‌کنندگی؛ از دلال گوشت منجمد برزیلی تا کنتراتچی نمایشگاه‌های انرژی؟؟؟⇐یک تهیه‌کننده پاسخ داد

سینماروزان: چندین سال است که سرمایه‌گذارانی بی‌ربط به فرهنگ با پول‌‌های مشکوک وارد حیطه‌های مختلف هنری و ازجمله سینما شده و فارغ از آن که با بریز و بپاش‌های بیهوده، هزینه تولید را بالا می‌برند، به‌خاطر درگیری با برخی پرونده‌های تخلفات اقتصادی، اعتبار سرمایه‌گذاری‌های فرهنگی را زیر سوال می‌برند.

علیرغم مخالفت بدنه سینما با این بریز و بپاشها، این گونه سرمایه‌گذاران که از بیت‌کوین‌باز تا دلال گوشت منجمد برزیلی و از وابسته یک کاندیدای دائم المردود انتخابات تا کنتراتچی نمایشگاه‌های انرژی شیخ‌نشین‌های جنوب را شامل می‌شود آن قدر روسای صنوف را نمک‌گیر کرده‌اند که حتی در جشن‌های صنفی هم بر صدر می‌نشینند و قدر می‌بینند.

این صدرنشینی نوکیسه‌گان، پرسش‌هایی جدی را شکل داده پیرامون خرید کارت تهیه‌کنندگی توسط این جماعت؟؟ با توجه به سابقه صدور کارت تهیه‌کنندگی برای تهیه‌کننده‌ای اوین‌نشین(!) این پرسشها را باید جدی گرفت.

غلامرضا موسوی تهیه‌کننده قدیمی سینمای ایران در پاسخ به این پرسش “ایلنا” که برخی افراد با پول کارت تهیه‌کنندگی می‌خرند، گفت: روند تهیه‌کننده شدن دو وجه دارد؛ یک وجه آن تهیه‌کننده‌ای است که به وزارت ارشاد معرفی می‌شود که قطعا باید ضوابطی را داشته باشد تا مجوز بگیرد اما هرکدام از چهار تشکیلات تهیه‌کنندگی ضوابط خود را دارد و افراد می‌توانند عضو هرکدام از این چهار تشکیلات بشوند اما اینکه فرد عضو یکی از این تشکیلات بشود به معنی این نیست که بتواند پروانه ساخت بگیرد.

موسوی ادامه داد: کسی که عضو هرکدام از این شوراهای چهارگانه تهیه‌کنندگی باشد باید بیاید و در جلسه مصاحبه شورای عالی شرکت کند و حداقل 60 امتیاز را بگیرد تا بتواند به عنوان تهیه‌کننده، پروانه ساخت بگیرد.

تهیه‌کننده “قرمز” و “من مادر هستم” تاکید کرد: اینکه کسی به هر شکلی بتواند عضو یکی از این چهار تشکل بشود و به او بگویند با عضویت در یکی از این تشکل‌ها می‌توانند تهیه‌کننده بشوند، صحت ندارد و امکان‌پذیر نیست. تا به امروز به جز یک مورد وزارت ارشاد و سازمان سینمایی به هیچ عنوان کارت تهیه‌کنندگی را به صورت مستقیم صادر نکرده است و هر که میخواهد به عنوان تهیه‌کننده پروانه ساخت بگیرد قطعا باید از کانال شورایعالی تهیه‌کنندگان عبور کند.

براساس گفته‌های موسوی هرچند دریافت پروانه ساخت به عنوان تهیه‌کننده فقط و فقط منوط است به تایید صلاحیت توسط شورایعالی تهیه‌کنندگان ولی آنچه آشکار است اینکه هر کدام از چهار صنف تهیه‌کنندگی هم می‌توانند بنا به صلاحدید خود برای افراد متبوع خویش، کارت صادر کرده و آنها را برای تائیدیه نهایی به شورایعالی معرفی کنند!
بدیهی است که تمام اتفاقات مرتبط با این سیکل و از جمله پرسشهای پیرامون فروش کارت تهیه‌کنندگی، به یکی از این چهار صنف تهیه‌کنندگی بازمی‌گردد! این طور نیست؟؟




یک شگفتی بزرگ در روزهای غبارآلود انتهای پاییز⇐روابط عمومی جشنواره کودک به‌جای شفاف‌سازی کامل درباره بهره‌مندان از بودجه هنگفت جشنواره، از جانب مدیران فارابی و سازمان سینمایی به اظهارنظر پرداخت!+چند شگفتی دیگر از ریزهزینه‌های ستاد خبری

سینماروزان: شفاف‌سازی سازمان سینمایی درباره عملکرد مالی هفت ماهه ابتدای سال فارابی فارغ از شگفتی‌هایی مانند هزینه پشتیبانی ۸.۵میلیاردی و صرف بودجه‌ای بیش از ۵میلیارد برای جشنواره کودک، عجایبی همچون هزینه‌کرد حدود نیم میلیاردی برای عوامل اجرایی جشنواره کودک و هزینه نزدیک به ۴۰۰میلیونی برای ستاد خبری جشنواره کودک را هم به دنبال داشت.

روابط عمومی جشنواره کودک به جای آن که به سمت شفاف سازی کامل برود و ریزهزینه‌ای آن ۵میلیارد و خرده ای و بهره‌مندان از آن را دهد یا چگونگی خرج حدود نیم میلیارد برای عوامل اجرایی را شرح دهد، جوابیه‌ای ۵بندی داده و فقط ریز برخی هزینه‌های ستاد خبری را منتشر نموده.

شگفتی بزرگ این جوابیه، پاراگراف نهایی‌اش است که در آن آمده: سیاست شفاف‌سازی فرصتی برای نقد و بررسی منصفانه توسط افکار عمومی است و نه برخوردها و تسویه‌حساب‌هایی که یا مستقیماً از اغراض سیاسی می‌آید و یا از حسادت‌ها و اغراض شخصی؛ و البته که این نوع برخوردها هزینه محتمل هرگونه شفافیت و تنویر افکار عمومی است و بنیاد سینمایی فارابی و مسئولان سازمان سینمایی، آماده پرداخت چنین بهایی، در ازای «نهادینه شدن سیاست شفاف‌سازی در همه‌ نهادهای فرهنگی» بوده‌اند و خواهند بود.

سوال آنجاست که روابط عمومی کودک چرا به‌جای پاسخگویی ساده و سرراست به چند سوال ساده و روشنگری درباره برخورداران از بودجه هنگفت جشنواره، خود را کنار فارابی و سازمان سینمایی قرار داده و این طور وانمود کرده که سخنگوی فارابی و سازمان است؟؟

مگر بنیاد سینمایی فارابی، روابط عمومی مستقل ندارد و مگر روابط عمومی کودک همان روابط عمومی فارابی است؟؟

مگر سازمان سینمایی روابط عمومی مستقل ندارد و آیا سخنگویی روابط عمومی سازمان هم به روابط عمومی کودک واگذار شده که در بند پایانی جوابیه جشنواره کودک، به‌جای روسای سازمان هم اظهارنظر شده؟؟؟

برخی دیگر از شگفتی‌های جوابیه روابط عمومی کودک را مرور خواهیم کرد:

–۶۳.۵میلیون برای مستندسازی تصویری جشنواره هزینه شده!!

–۴۷میلیون برای انتشار گزارش در رسانه‌های بین‌الملل خرج شده!! کجای دنیا جشنواره‌ای معتبر پیدا می‌کنید که برای انتشار گزارش در رسانه‌های خارجی به آنها پول دهد؟ بماند که اساسا مشخص نیست درنتیجه این هزینه‌کرد کدام فضاسازی در رسانه‌های معتبر جهانی حول این جشنواره ایجاد شده!؟

–۲۹.۴میلیون برای بولتن مجازی هزینه شده و در عین حال ۱۱.۷میلیون برای عکس‌های بولتن هزینه شده!! مگر بخش عکس بولتن نباید با همان هزینه بولتن اداره شود؟؟

متن کامل جوابیه روابط عمومی کودک را اینجا ببینید.




خروجی تازه‌ترین شفاف‌سازی مالی سازمان درباره فارابی⇐۸.۵میلیارد هزینه پشتیبانی/بیش از ۵میلیارد برای جشنواره کودک/۵میلیارد برای جشنواره جهانی(؟!)/بیشتر از ۱.۵میلیارد برای تهیه‌کننده‌ فیلم ۳ارگانی!/بیش از نیم میلیارد هزینه برای حضور در کن!!/نزدیک به نیم میلیارد هزینه برای عوامل اجرایی جشنواره کودک!/نزدیک به ۴۰۰میلیون فقط برای ستاد خبری جشنواره کودک!!/حمایت‌های ۴۰۰میلیونی و ۳۰۰میلیونی برای بهروز افخمی، نیکی کریمی و علی مصفا/بیش از نیم میلیارد برای حمایت از پدیده‌ای به نام “وب سری”!!

سینماروزان: در تازه‌ترین شفاف‌سازی سازمان سینمایی حسین انتظامی، عملکرد مالی هفت ماه ابتدایی امسال بنیاد سینمایی فارابی منتشر شده است؛ عملکردی که به مانند همیشه پر است از عجایب.

در سیاهه مالی فارابی رقمی معادل ۱۸میلیارد و ۷۰۰میلیون برای حمایت از فیلمهای فاخر مصوب شده!! اگر میخواهید بدانید فاخرها کدامند باید به فیلمهایی مثل “غلامرضا تختی” و “رد خون” اشاره کنیم که اولی حمایت ۳.۹میلیاردی و دومی حمایت ۲.۲میلیاردی را گرفته‌اند و تکلیفشان در اکران عمومی هم که روشن است.

حامد حسینی ۱میلیارد و ۵۰۴میلیون برای پروژه‌ای فاخر(!) به نام “بی‌تار” گرفته به جهت مشارکت ۶۰درصدی. “بی‌تار” به کارگردانی جمیل رستمی ساخته میشود که سالها بود فیلمی نساخته بود؛ جالب است که تنها تجربه اکران شده حامد حسینی هم فیلم ۳ارگانی “سرو زیر آب” بود که گیشه موفقی نداشت.

علی عطشانی برای کمدی فاخر “سلفی با دموکراسی” مشمول حمایت ۹۰۰میلیونی فارابی شده؛ به جهت مشارکت ۲۵درصدی.

“رمانتیسیسم عماد و طوبی” به تهیه کنندگی مهدی صباغ‌زاده دیگر پروژه فاخر فارابی است که ۵۷۵میلیون حمایت داشته.

به مانند ادوار گذشته، فارابی رقمی هنگفت معادل ۸‌.۵میلیارد را هم برای پشتیبانی بودجه گرفته!!

فارابی رقمی معادل ۵میلیارد و ۳۵۰میلیون را برای حمایت از برگزاری جشنواره کودک هزینه کرده است و ۵میلیارد هم برای حمایت از جشنواره موسوم به جهانی فجر هزینه کرده.

در ریزهزینه‌ای جشنواره کودک به شگفتی‌های فراوانی می‌رسیم و ازجمله صرف ۲۹۵میلیون برای انتشار کاتالوگ و پوستر، ۹۲میلیون برای آگهی و تبلیغات، ۳۴۸.۹میلیون برای ستاد خبری، ۲۵۵.۹میلیون برای تولید برنامه تلویزیونی که همین چندقلم رویهم به عددی حدود ۷۰۰میلیون(دقیقا ۶۹۶.۸میلیون) می‌رسد!!
اینها تازه به جز هزینه‌هایی مثل ۴۸۴.۷میلیون برای عوامل اجرایی جشنواره است!!!

فارابی برای برپایی چتر و حضور فعالان بین‌الملل در جشنواره کن بیش از نیم میلیارد(۵۷۷میلیون) هزینه کرده؛ آن هم در حالی که در سالهای اخیر هیچ فیلم تولید داخل در بخش‌های اصلی این جشنواره حضور نداشته!

فارابی ۵۵۰میلیون هزینه کرده برای حمایت از تولید پدیده‌ای با عنوان “وب سری”!!

بهروز افخمی، نیکی کریمی و علی مصفا از جمله سینماگران سرشناسی هستند که حمایت‌های مالی فارابی را در قالب وام داشته‌اند. افخمی حمایت ۴۰۰میلیونی برای “کاغذ شطرنجی”، نیکی حمایت ۳۰۰میلیونی برای “آتابای” و مصفا حمایت ۳۰۰میلیونی برای “ناتنی‌ها”.

برای مطالعه ریزعملکرد مالی هفت ماه ابتدایی۹۸ فارابی اینجا را ببینید.




مدیرعامل خانه سینما تاکید کرد⇐حذف بیش از ۱۵۰۰نفر از خانه سینما در قالب طرح خالص‌سازی!!

سینماروزان: در هفته‌های اخیر به‌کرات درباره راه‌اندازی کمیته‌ای موسوم به تطبیق در خانه سینما در جهت پالایش صنوف و حذف افراد غیرمرتبط از خانه سینما شنیده‌ایم؛ اقدامی که هرچند به بهانه افزایش خدمات رفاهی انجام شده ولی گلایه‌هایی مختلف از سوی برخی سینماگران را موجب شده.

گلایه‌ها بدین دلیل است که سینماگران می‌گویند چرا به‌جای بسامان کردن توزیع منصفانه حمایتهای دولتی و فی‌المثل عیدی میلیاردی ارشاد میان تمامی اعضای خانه سینما به سمت اموری فرعی نظیر غربال اعضا رفته‌اند.

منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما در چرایی راه‌اندازی کمیته تطبیق به “مهر” گفت: در برخی از اصناف ما، کسانی عضو هستند که مطلقاً در سینما یا تلویزیون کار نمی‌کنند، که این امر یا اشتباه آیین‌نامه و یا شرایط عضویت بوده است و باید برای آن‌ها کاری کرد. لازم است تاکید کنم انضباط دادن به نظام‌های صنفی و تشکیلات، راز بقای آن است و اگر از انضباط خارج شویم، همیشه امکان اختلال‌هایی در کار خود را برای خود ایجاد کرده‌ایم. از نظر من آنچه که کمیته تطبیق انجام می‌دهد، تنها منضبط کردن و به قاعده کردن نحوه عضوگیری و تطبیق اعضا با آیین نامه مصوب خود صنوف است.

شاهسواری درباره حذف‌شدگان منتج از پالایش گفت: کسانی وجود دارند که هیچ فعالیت سینمایی نداشته‌اند اما عضو یک صنف هستند و خدمات بیمه را هم از جای دیگری دریافت می‌کنند، این موارد که بالای ۱۵۰۰ نفر هستند حذف شده(!) و از آن‌ها خواسته‌ایم که این گروه از دوستان، از نهادی که بیمه شده‌اند حمایت‌های عمومی را دریافت کنند، چرا که این فرصت حق افرادی است که هیچ منبع دیگری بابت حمایت‌های رفاهی، بیمه‌ای و معیشتی ندارند. این روند در واقع خالص کردن است نه غربال‌گری!

 




فرهاد اصلانی بی‌اشاره به سرانجام سرمایه‌گذاران “شاهگوش” و “مغزها…” بیان داشت⇐اگر می‌توانند، بروند و جلوی کسانی را بگیرند که برای فرار از مالیات، وارد سینما شدند!

سینماروزان: بحث درباره معافیت مالیاتی درصدی اندک ولی متمول از هنرمندان همچنان ادامه دارد و حالا فرهاد اصلانی بازیگر توانای سینما و تلویزیون نیز در این باره اظهاراتی را طرح کرده که می‌تواند کمک‌رسان ارگانهای نظارتی برای پیدا کردن منشا سرمایه‌های مشکوک باشد.

فرهاد اصلانی که سابقه ایفای نقش در سریال “شاهگوش” و فیلم “مغزها…” را دارد که با حمایت احسان دلاویز و محمد امامی از متهمان اقتصادی پرسروصدا تولید شده‌اند بی‌اشاره به این آثار، به انتقاد از سرمایه‌گذارانی پرداخته که برای معافیت مالیاتی به سینما آمده‌اند!

فرهاد اصلانی به خبرگزاری “دانشجو” گفت: همین موضوع گرانی دستمزد‌های بازیگران را دستگاه‌های تبلیغاتی به راه انداختند. باید به خود مسئولین گفت که خود شما باعث گرانی سینما شده‌اید. دولتمردان ما کاری کرده‌اند که امروز عده‌ای بدون هر ضابطه، به خصوص برای فرار از مالیاتشان، نه‌تنها به راحتی وارد سینما و فیلمسازی شده‌اند بلکه همین عرصه فیلمسازی را هم خراب‌کرده‌اند.

اصلانی ادامه داد: اگر متولیان ما می‌توانند بروند و جلوی کسانی را بگیرند که هر سرمایه‌ای را صرفا برای فرار از مالیات و لابد سود کردن، وارد سینما کرده‌اند. هیچ ضابطه‌ای هم برای ورود آنان مشخص نمی‌کنند. حتی همین‌هایی که این روز‌ها به اسم سرمایه‌گذار در سینما وارد شده و مالیات هم نمی‌دهند، گاه ساختار تشکیلات و سازمان‌دهی شده، دارند؛ بی‌آنکه کسی بداند از کجا به سینما آمده‎اند و همچنان هم می‌آیند؟




تحلیل یک اقتصاددان بر اغتشاشات منتج از گرانی بنزین⇐ياد «پرندگان» هيچكاك افتادم كه پرندگان سياه و سفيد بالاخره بيرون مي‌ريزند و به يك دنياي رنگي حمله مي‌كنند!!

سینماروزان: در تمام روزهای پس از اغتشاشات منتج از گرانی بنزین کم نداشته‌ایم تحلیلگرانی را که کوشیده‌اند برمبنای ذهنیت خود درباره چرایی بروز این اغتشاشات، تحلیل ارائه کنند.

در یکی از تازه‌ترین تحلیل‌ها کمال اطهاری اقتصاددان، با یادآوری فیلم “پرندگان” آلفرد هیچکاک به قیاس خیزش پرندگان در آن فیلم با اعتراضات اخیر پرداخته است.

كمال اطهاري، اقتصاددان و  پژوهشگر اقتصاد توسعه در واکنش به سوزاندن بانکها در جریان اغتشاشات بعد از گرانی بنزین به “شرق” گفت: تنها 9 درصد جمعيت به نوعي با بانك‌ها در ارتباط هستند و همین است که کینه میسازد. اين نوع اعتراض دسته‌جمعي كه در اغلب شهرهاي كشور رخ داد را با فيلم “پرندگان” هيچكاك قياس مي‌کنم. اينجاست كه ياد فيلم «پرندگان» هيچكاك مي‌افتم كه پرندگان سياه و سفيد بالاخره بيرون مي‌ريزند و به يك دنياي رنگي حمله مي‌كنند!!

این اقتصاددان ادامه داد: طبق آمارها، در سكونتگاه‌هاي غيررسمي فقط 9 درصد افراد به‌نوعي با بانك‌ها ارتباط دارند. اين خيلي مهم است. پس بانك امري است براي دنياي رنگي كساني‌كه اين افراد را به تله سياه و سفيد هل ‌داده‌اند. اين روان‌شناسي بهتري است كه نيروهاي انتظامي متوجه باشند براي افراد حاشيه‌نشين، بانك مظهر كنار‌گذاشتگي‌شان است.

کمال اطهاری افزود: به هر صورت واكنش به پمپ بنزين‌ها، واكنش كور كساني است كه مثل تاس لغزنده در تله فضايي پايين مي‌رود و به هر چيز بتواند چنگ مي‌زند كه نفرتش را نشان دهد. شما شير گاز را كه باز كنيد، جرقه مي‌زند و ممكن است عمدي باشد يا سهوي. در فيلم “پرندگان” هيچكاك هم چند تا از پرندگان مصنوعي بودند!! مسئولان در مقابل اين تله فضايي كه هر سال تنگ‌تر كرده‌اند، مسئول هستند و واكنش اين افراد واكنش كساني است كه به هر چيزي چنگ مي‌اندازند تا پايين‌تر نروند، حتي اگر غارت يك مغازه در ازاي دو روز سير‌بودن باشد.

اطهاری تاکید کرد: سال 70 در آمارگيري‌ها متوجه شدم كه هيچ‌كدام از اين افراد حاشیه‌نشین نمي‌توانستند به دندان‌پزشكي مراجعه كنند و از سنين پايين تا 40، 50 سالگي دندان‌هايشان دچار تخريب مي‌شد. حتي بيمه اين افراد را هم گرفته بودند، اما آنها تلاش مي‌كردند فرزندانشان را به دانشگاه بفرستند تا از آن تله خارج شوند و شغل ثابت داشته باشند. كساني آنجا هستند كه شغل ثابت ندارند. شما به پاي كسي كه در حال غرق‌شدن بوده، وزنه بسته‌ايد. آنها اگر واكنش نشان داده‌اند، طبيعي است. اين افراد در انتخابات سال 92، آن‌قدر عقلاني عمل كرده كه فكر مي‌كرده نباید يارانه بيشتر بگيرد و دست رد به آن زده است. حالا بعد از وقوع بخواهيم يارانه بدهيم كه چه بشود؟ خودش و فرزندش شغل ندارند. در سكونتگاه‌هاي غيررسمي براي اينكه بتوانند بيرون از تله ارتباط زنده‌اي داشته باشند، ممكن است براي يك كارت تلفن، کارهایی که نباید را انجام دهند.

اطهاری خاطرنشان ساخت: وقتي در اينجاها قدم مي‌زنيد وقتي دختران و پسران را مي‌بينيد چهره‌هاي معصومي مي‌بينيد كه واقعا مي‌تابند، اما در تله فضايي گير كرده‌اند. در اين مناطق، پيشاني مغازه‌ها دو، سه متر است و به همين خاطر نمي‌شود ويترين مغازه جا بگيرد چون بايد به جايش در بگذارند. نمي‌شود كارگاهي تأسيس شود چون زمين كوچك است، امكان رفت‌و‌آمد ماشين نيست. كنارشان كارخانه‌هاي تعطيل‌شده‌اي وجود دارند و حالا مي‌خواهند آنها را مال كنند يا ساختمان 20 طبقه بسازند! هيچ‌كس به اينجاها كاري ندارد. شهردار اين مناطق مي‌بيند به دلايل مختلف نمي‌تواند به اندازه نيمي از جاهاي ديگر خدمت برساند. شهرداري مي‌خواهد پول دربياورد و مال بسازد، آيا نجات پيدا مي‌كنند؟ يك عده صاحب زمين هستند، كارخانه‌دار پول مي‌دهد كه اين كار صورت بگيرد. چند مشاور يك‌مدت مقاومت مي‌كنند و بعد راضي مي‌شوند چون مي‌بينند پول ندارند تا به كاركنان بدهند. ببينيد چطور يك دور باطل، تله فضايي را تشديد مي‌كند. بايد جلوي اين كار گرفته شود!




حمله مجدد “کیهان” به “خانه پدری” در حالی که این فیلم فقط با ۱۵ سالن نزدیک به ۲میلیارد فروخته⇐ “خانه پدری” نسخه به‌روزرسانی شده “بدون دخترم هرگز” است!!

سینماروزان: حتی تدبیر رییس دستگاه قضا برای حل مشکل “خانه پدری” و روی پرده فرستادن فیلم با محدودیت کامل و فقط با ۱۵ سالن در تهران هم باعث نشده “کیهان” انتقادات خود به این فیلم را ادامه ندهد.

“کیهان” در تازه‌ترین محتوای انتقادی خود پیرامون “خانه پدری” -که فقط با همان ۱۵ ساان نزدیک به دومیلیارد فروخته- در گفتگو با مدیرعامل خبرگزاری بسیج به “خانه پدری” تاخته است.

حسین علوی در گفت‌وگو با کیهان گفت: “خانه پدری” در واقع نسخه به‌روز‌رسانی شده از فیلم آمریکایی و معاندانه «بدون دخترم هرگز» است. “خانه پدری” را کاری علیه جامعه دینی می‌دانم و معتقدم سازنده – خواسته و ناخواسته – به هر دلیلی از جمله اطلاعات اندک جامعه شناختی و معارفی، قشر متدین را قشری جاهل و متعصب و سبک مغز و دور از عدالت به تصویر کشیده است.

مدیرعامل خبرگزاری بسیج تأکید کرد: یک تماشاگر سطحی، قطعا با تماشای “خانه پدری: نسبت به افراد متدین دارای موضع منفی می‌شود و این جفایی بزرگ به ساحت دین و دین‌مداران است.

علوی گفت: با توقیف این اثر تمامی ‌شبکه‌های معاند و معاندین داخلی و خارجی پشت آن قرار گرفتند و همین نشان می‌دهد که تا چه اندازه “خانه پدری” علیه دین ظاهر شده است. این فیلم به همان اندازه که ضددینی است، ضدایران و ضدایرانی، ضدسنت و ضدغیرت هم ارزیابی می‌شود.




استنتاج واپس‌گرای رسانه اصلاح‌طلب از اقبال مخاطبان به یک کمدی خالتوری⇐ تماشاگري كه به‌طور مداوم با نسخه‌هاي ژنريك «مطرب» همدل باشد، مي‌تواند در مقاطع حساس، مطالبات بحق -و در عين حال روشن‌بينانه- اجتماعي داشته باشد؟

سینماروزان: اینکه در روزهای سرد گیشه‌ها در دوران قطعی اینترنت همچنان این کمدی خالتوری “مطرب” بوده که مخاطبان را به خود جلب کرده چندان عجیب نیست! چرا؟ چون مخاطب خسته از اتفاقات بیرونی وقتی به سینما می‌رود دوست دارد گرفتار تخدیری شود که او را از خستگیها برهاند و چه تخدیری بهتر از تماشای یک کمدی-موزیکال.

این رخداد کاملا بدیهی با استنتاج واپسگرای رسانه اصلاح‌طلب “اعتماد” مواجه شده که همدلی مخاطب با “مطرب” را تلویحا در تناقض با مطالبه‌جویی وی دانسته است.

“اعتماد” نوشت: در سالن شلوغ يكي از سينماهاي مركزي تهران شاهد شور و نشاط و كف زدن جماعت در حين تماشاي فيلم «مطرب» مصطفي كيايي بودیم. آن‌ موقع از اين ابراز احساسات مردم براي فيلمي كه در دل قصه عامه‌پسند و لود‌گي‌ها و شوخي‌هايش به شكل منفعلانه‌اي با «تحقير ملي» كنار مي‌آيد و ذره‌اي عرق وطن‌پرستي در آدم‌هايش موج نمي‌زند بسيار متاسف و اندوهگين شدم. هر قدر توده مردم در يك فطرت فرهنگي و اوضاع بد اقتصادي نياز به دوپينگ و تخليه شدن داشته باشند، باز اين دليلي براي وادادگي و پس‌رفت تاريخي (در همين حوزه فيلمسازي تجاري) نيست.

این رسانه ادامه داد: اگر بخواهیم مصداقي سخن بگویيم، آيا ما بعد از فيلم‌هاي نصرت‌الله وحدت و رضا بيك‌ايمانوردي و امان منطقي (بابا نان داد و مي‌رم بابا بخرم) و… بايد به فيلمي در حد و اندازه «مطرب» برسيم؟ چه مي‌شود كه مصطفي كيايي سازنده «ضدگلوله»، «خط‌ويژه» و «عصريخبندان» در سير نزولي‌اش تن به ساخت چنين فيلمي مي‌دهد كه بهره‌برداري از رگ خواب تماشاگر متفنن و به پوچي رسيده و بي‌دل و دماغ اين زمانه (به هر شكل ممكن و با هر ترفندي)، اصل است؟ نكته غم‌انگيزتر آنكه فضاي بي‌رونق حاكم بر اكران تابستانه فيلم‌هاي ايراني مستمسكي براي دفاع از فيلمي با ارزش‌هاي كيفي نازل «مطرب» از سوي پخش‌كننده، سينمادار و تهيه‌كننده بخش خصوصي شده است. رونق گيشه و راه افتادن دوباره چرخ اقتصاد سينما يك اصل ضروري و واقعيت انكارناپذير براي حيات ‌بخش خصوصي است؛ اما به چه قيمتي و با چه خوراكي؟ آيا ساخت فيلمي با قصه‌اي و قالب آتراكسيوني «مطرب» كه كلاژي از فيلم‌هاي سطحي و بازاري دهه چهل و پنجاه است و گوشه چشمي هم به «مكث» و «نهنگ عنبر» سامان مقدم دارد و استقبال تماشاچي سخت‌پسند از آن، نشانه بارز انحطاط فرهنگي نيست؟

“اعتماد” افزود: در شرايطي كه حوادث يك هفته اخير در كاهش فروش اوليه «مطرب» بسيار نقش موثر داشته و در يكي، دو روز اخير اين فروش رو به افزايش بوده است…به گذشته و حال كارگردان و بازيگري فكر مي‌كنم كه به ‌هر حال كارهاي آبرومندانه و قابل دفاعي در سوابق خود داشته‌اند و نقطه انتخاب، احترام به شعور مخاطب و توجه به ضرورت‌هاي اجتماعي براي‌شان مهم بود. تصور مي‌كنم از يك‌ جا به‌ بعد وقتي تهيه و سرمايه‌گذاري و شراكت در چرخه توليد اصل مي‌شود و تخصص و حرفه اصلي را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد، مشكل آغاز مي‌شود. بايد اين واقعيت را بپذيريم كه در جوامع پركش و قوسي مثل ما «رفاه» با هنرمندانه زيستن و كار كردن، قابل جمع نيستند.

این رسانه تاکید کرد: به اين نكته مهم نيز بايد توجه داشت كه آيا تماشاگري كه به‌طور مداوم با نسخه‌هاي ژنريك فيلم «مطرب» همدل و همراه باشد و غرق در بي‌خبري و بشكن و بالا بنداز شود، آيا مي‌تواند در مقاطع حساس مطالبات بحق -و در عين حال روشن‌بينانه- اجتماعي داشته باشد؟




برای شورای صنفی نمایش کدامیک مهمتر است؟⇐ عمل به مقررات یا کمک به افزایش فروش فیلم نایب رییس؟؟

سینماروزان: دعوت حسین انتظامی از سینماگران برای ارائه پیشنهادات اصلاحی جهت بهبود اکران با مرور برخی از نقاط ضعف اکران توسط سینماگران مختلف مواجه شده است.

ازجمله نقاط ضعفی که سینماگران، مکررا بر آن اصرار کرده‌اند منفعت مستقیم برخی اعضای خاص شورای صنفی نمایش از سینماداری و پخش است که موجبات شکل‌گیری سوءتفاهماتی درباره تصمیمات آنها را شکل می‌دهد.

این حداقل انتظار از شورای صنفی نمایش است که مقررات اکران را درباره آثار این اعضای خاص به طور دقیق اجرایی کند. فی‌المثل این روزها فیلم “…رد خون” متعلق به نایب رییس شورای صنفی نمایش در گروه آزادی روی پرده است. سقف اکران این فیلم با حفظ کف فروش هشت هفته بوده که بخاطر ماجرای قطعی اینترنت یک هفته نیز بر این سقف افزوده شده است.

این حداقل انتظار از شورای صنفی نمایش است که بلافاصله بعد از پایان هفته نهم اکران “رد خون”-که میشود ششم آذر- این فیلم را از گروه آزادی بردارد و فیلم “جاندار” که مدتهاست قرارداد اکرانش در گروه آزادی ثبت شده را به‌جای این فیلم روی پرده بفرستد.

آیا این اتفاق خواهد افتاد و شورای صنفی نمایش با احترام به مقررات، دستور خواهد داد به جایگزینی “جاندار” با “رد خون” از ششم آذرماه؟؟؟ امیدواریم این اتفاق بیفتد تا عموم سینماگران، شورای صنفی نمایش را به رعایت مقررات بشناسند.

 

 

 




توجیهات نیروی سالیان جعفری‌جلوه جهت امتداد حضور در شبکه دو؟ ⇐مهم‌ترین‌ سریالهای شبکه دو مربوط به زمان مدیریت جلوه در ۲۰ سال پیش(!) است!/دوران پرشکوه مدیریت جلوه بر شبکه یک، تکرار نشده!!

سینماروزان: در روزهایی که بیش از هر زمان دیگری پرسشهایی جدی درباره تغییر و تحول مدیریتی در شبکه دوم سیما به گوش می‌رسد، اینکه یک نیروی سالیان جعفری‌جلوه با یادآوری خاطرات سابق از مدیریت وی به‌دنبال توجیه نقدهای وارده به این شبکه است، اسباب شگفتی نیست؟؟

حمیدرضا دیبایی که معلوم نیست چرا در سالهای اخیر هرجا که جلوه، مدیر بوده وی نیز، پست گرفته و حالا هم قائم مقام جلوه در شبکه دوم است در پاسخ به انتقادات روزنامه “فرهیختگان” به مدیریت شبکه دوم گفت: مهم‌ترین‌ سریالهای شبکه دو مربوط به زمان مدیریت آقای جلوه در 20 سال پیش(!) است که در همین شبکه اتفاق افتاد؛ مثلا “همسران”، “خانه سبز”، “در پناه تو”، “مزد ترس و به‌ویژه “پهلوانان نمی‌میرند” از جمله سریال‌هایی هستند که مردم فراموش نمی‌کنند. اینها عملکرد جعفری جلوه در همین شبکه است.

دیبایی ادامه داد: در ۵،۶ سالی که آقای جعفری جلوه رئیس شبکه بودند، شبکه2 یا آمار دوم یا نهایتا آمار سوم میزان مخاطب را داشته است. ایشان هفت سال رئیس شبکه یک سیما بودند که اگر به آن زمان برگردید، هنوز آن دوره پرشکوه(!) تکرار نشده است. سریال “کیف انگلیسی”، “در چشم باد”، “مدار صفر درجه”، “شب دهم” و… را داشتیم!!

قائم‌مقام جلوه درباره دستاوردهای اخیر جلوه هم فرمود: در 6-5 سال اخیر سریال “پدر” را پخش کردیم که سریال بسیار پرمخاطبی بود. سریال “بچه‌مهندس”، “هشت‌ونیم دقیقه”، “نوار زرد” و “کیمیا” را پخش کردیم که پرمخاطب بودند. اینها سریال‌هایی هستند که در 6-5 سال گذشته تولید و پخش شده‌اند.




آقازاده‌های متنفذ علیه «آقازاده»؟!/امتداد مشکلات قابل پیش‌بینی برای سریال ملتهب حامد عنقا!!

سینماروزان: در یکی دو ماه گذشته درز برخی اخبار غیررسمی درباره سریال خانگی «آقازاده» موجب واکنش‌هایی از سوی نویسنده و تهیه کننده سریال و ذکر توضیحاتی دوپهلو درباره محتوای ملتهب سریال گردید.

با این حال این توضیحات هم نه تنها از حجم شایعات حول سریال کم نکرد بلکه باعث شکل‌گیری حساسیت‌های بیشتری حول سریال و درونمایه آن شده؛ حساسیت‌هایی که هسته اصلی تولید را هم متحمل فشارها و ایجاد موانع جدی برای ادامه کار کرده.

از جمله این موانع به اعمال فشار از سوی برخی گروه‌های اقتصادی خاص برمی‌گردد که در روزهای گذشته از در اختیار قرار دادن لوکیشن‌هایشان به این پروژه سرباز زده‌اند و با بدقولی مشکلات مختلفی را برای تولید سریال در جهت تغییر مسیر داستان ایجاد کرده اند.

فشار برخی وزارتخانه‌های خاص و نامه‌نگاری‌های متعدد برای تغییر بخش‌هایی از خط اصلی داستان، از دیگر مشکلات شکل گرفته حول “آقازاده” است که افزایش حساسیت وزارت ارشاد و پیشنهاد برای حذف برخی از بخشها را نیز به دنبال داشته است.

یکی از عوامل پروژه که نخواست نامش اعلام شود فاش کرده به غیر از توصیه‌ برای اعمال تغییرات ده‌ها سکانس اصلی این سریال، کارشکنی‌هایی هم در روند تولید صورت گرفته و فی‌المثل برای یکی از سکانسهای خیلی مهم مرتبط با نمایش اتصالات ژن‌های خوب، به هلی‌کوپتری احتیاج بوده که علیرغم هماهنگی‌های قبلی، به پروژه نرسیده است.

از داستان «آقازاده» به طور رسمی چیزی منتشر نشده ولی آن طور که نویسنده و تهیه‌کننده‌اش حامد عنقا گفته با سریال تند و تیزی درباره پدیده «آقازاده»ها و فسادهایشان در ایران و بالاخص مفاسد اقتصادی‌شان روبرو هستیم.

فشارها فقط از بیرون نیست چون عنقا حتی از مجموعه‌ای که در آن مسئولیت دارد هم تحت فشار است. حامد عنقا مشاور هنری رییس هیات امنای دانشگاه آزاد است ولی به واسطه عنوان سریال که “آقازاده” است و حساسیتها و فشارهای موجود، رییس یکی از زیرمجموعه‌های این دانشگاه نیز از دراختیار قرار دادن لوکیشن به سریال سرباز زده!!

این اتفاقات در شرایطی رخ داده که هنوز پخش سریال شروع نشده چون با توجه به شمایلی که در قسمتهای ابتدایی از برخی آقازادگان خاص(!) و بخصوص ژن‌های خوب مشغول حال و حول در سینما و موسیقی، ارائه شده، هیچ بعید نیست «آقازاده»های مدنظر این سریال برای جلوگیری از افشای پشت پرده زندگی‌شان، اقداماتی موثرتر(!!) انجام دهند.

سینماروزان به دنبال آن بود که در گفتگو با تهیه کننده و کارگردان سریال درباره سرنوشت این سریال، شفاف‌سازی کند ولی هیچ کدام از این دو صحبت در شرایط فعلی را به صلاح سریال ندانستند و جز کلماتی مختصر در این باره حرف نزدند.

یکی از پرسشهای سینماروزان از کارگردان، شایعه پیشنهاد مشارکت یکی از سرمایه‌گذاران متمول فعال در سینما در پروژه “آقازاده” بود. بهرنگ توفیقی ضمن تایید این شایعه از پاسخ منفی به این سرمایه‌گذار بخاطر درخواست اعمال نظرات سوء در متن فیلمنامه خبر داد!

پرسش دیگر از توفیقی پیرامون ربط اعمال فشارهای وارده به سریال با شرکای سازمان‌هایی بود که در این سریال کنار تهیه‌کننده هستند. آیا همراهی برخی ارگانهای فیلم و سریال‌ساز به عنوان سرمایه گذاران این سریال اسباب اعمال فشار شده؟؟

توفیقی با ذکر آیه “یوم تبلی السرائر” ، پاسخگویی درباره این پرسش را به آینده محول کرد…