رییس انجمن گویندگان(دوبلورها) بیان کرد⇐چرا هر سال مبلغی اندک برای عیدی سینماگران می‌رسد و چرا هر سال هم لااقل به نصف سینماگران، عیدی نمی‌رسد؟/هر سال سینماگران به این روال اعتراض می‌کنند و متاسفانه انگاری مدیران سینما علاقه‌ای ندارند صدای سینماگران را بشنوند!/برخی صنوف به روسا هشدار داده‌اند اگر این روال اصلاح نشود و به همه سینماگران عیدی ندهند، اصلا عیدی نمی‌گیرند!/این طور عیدی دادن به‌ درد نمی‌خورد و بهتر است حرمت‌‌ها را حفظ کنند و به همه سینماگران عیدی دهند تا راه را بر هر گونه سوءتفاهم ببندند!/اگر سازمان سینمایی برای سالی یک بار عیدی‌دادن به سینماگران هم بودجه ندارد بهتر نیست زعامت سینما را به نهادی دیگر واگذار کند؟/روسای خانه سینما کنار بدنه صنف قرار گیرند و از ارشاد بخواهند به همه سینماگران عیدی دهد و نه یک عده خاص!

سینماروزان: انتشار جدول توزیع عیدی ارشاد میان سینماگران به‌غیر از آن که مشخص ساخت بیش از ۲۶۰۰ نفر از سینماگران از عیدی محروم شده‌اند معلوم کرد چندین صنف و ازجمله کارگردانان، تهیه‌کنندگان، پخش‌کنندگان و مدرسان نیز مشمول عیدی نشده‌اند؛ این روال، انتقادات مختلفی را در بدنه سینما موجب شده و اختلافاتی داخلی در صنوف مختلف را سبب ساخته است.

حمیدرضا آشتیانی‌پور رییس انجمن گویندگان( دوبلورهای) ایران با انتقاد از تخصیص مبلغی اندک برای عیدی سینماگران به سینماروزان گفت: متاسفانه هر سال همین مشکل را در توزیع عیدی سینماگران داریم و هر سال مبلغی اندک برای عیدی سینماگران می‌رسد و متاسفانه هر سال نیز لااقل به نصف سینماگران، عیدی نمی‌رسد. هر سال هم اعتراض می‌کنیم و متاسفانه انگاری مدیران سینما علاقه‌ای ندارند صدای سینماگران را بشنوند. چرا؟؟؟

این دوبلور باسابقه تاکید کرد: بخش عمده سینما در قرنطینه به‌سر می‌برند و حداقل انتظارشان این بود که شب عیدی به همه سینماگران، عیدی دهند. یعنی ارشاد و سازمان سینمایی برای سالی یک بار عیدی‌دادن هم بودجه ندارند؟؟ اگر این طور است پس چرا کلا زعامت سینما را به نهادی دیگر واگذار نمی‌کنند؟؟

آشتیانی‌پور با انتقاد از حذف بیش از ۲۰۰۰ سینماگر از فهرست عیدی‌گیرندگان بیان کرد: تعدادی از صنوف به روسا هشدار داده‌اند اگر این روال اصلاح نشود و به همه سینماگران عیدی ندهند، اصلا عیدی نمی‌گیرند. این مبلغ اندک عیدی به‌ درد نمی‌خورد و بهتر است حرمت‌ها را حفظ کنند و به همه سینماگران عیدی دهند تا راه را بر هر گونه سوءتفاهم ببندند!

مدیر دوبلاژ آثاری همچون “مختارنامه” و “معصومیت از دست رفته” خاطرنشان ساخت: توزیع نامناسب عیدی و حذف کلی سینماگر از فهرست عیدی‌گیرندگان، اعتراضات مختلفی را در صنوف مختلف خانه سینما موجب شده و بسیاری از سینماگران دارند ماجرا را پیگیری می‌کنند بلکه یک بار برای همیشه مشکل را حل کنند. امیدوارم روسای خانه سینما کنار بدنه صنف قرار گیرند و از ارشاد بخواهند به همه سینماگران عیدی دهد و نه یک عده خاص!




واکنش حبیب اسماعیلی به راه‌اندازی قرعه‌کشی برای اصلاح نظام اکران⇐حتی یک قانون کهنه، بهتر از بی‌قانونی است!/اگر مدیریت قوی و نظارت دقیق وجود داشته باشد، قرعه‌کشی، اتفاق خوبی است!

سینماروزان: آشفتگی‌های اکران و تبعیضات فراوان علیه آثار مستقل در پنج سال اخیر چنان بالا گرفت که کار را از اعتراضات پیاپی سینماگران مستقل عبور داده و به گل‌مالی در شورای صنفی نمایش منجر شد!

در این شرایط حسین انتظامی رییس سینما به‌دنبال راه‌اندازی قرعه‌کشی برای سروسامان دادن به اوضاع اکران است؛ اتفاقی که با اقبال بدنه مستقل سینما روبروست.

حبیب اسماعیلی مدیر موسسه پخش رسانه‌فیلمسازان در واکنش به راه‌اندازی قرعه‌کشی برای چینش اکران به صبح‌نو بیان کرد: این طرح عنوان شده مبنی بر سیاست گذاری و انتخاب فیلم ها به صورت قرعه‌کشی، احتمال ایجاد سوءتفاهم ها را بالا می برد. امکان دارد کسانی که منافعشان در خطر است این برداشت را داشته باشند که مدیریت روی فیلم ها از بین رفته و هر فیلمی با هر کیفیتی با این شیوه، اکران می شود در صورتی که این طور نیست و همه اینها نشات گرفته از این است که ما قانون مدون و درستی برای اکران فیلمها نداریم.

اسماعیلی ادامه داد: در حال حاضر فیلم ها در سینماهایی موسوم به سرگروه اکران می‌شود که در واقع مشکل‌ساز شده. برای مثال یک سرگروه در واقع یک سینمااست که صاحب آن هم تهیه کننده و هم پخش کننده آثار است پس باید منافع اصلی خود را نیز در نظر بگیرد. اگر ما یک قانون حتی کهنه و منقضی داشته باشیم بهتر از بی قانونی است. اکران فیلم ها یا باید به صورت قرعه کشی باشد و یا طبق تاریخ پروانه نمایش.

مدیر رسانه‌‌فیلمسازان افزود: نحوه انتخاب اکران به صورت قرعه‌کشی،  به صورت اکران فیلم‌های باکیفیت و پرمخاطب در یک زمان و فیلم هایی با کیفیت سطحی در کنار همدیگر نیست بلکه این شیوه هم قوانین خاص خود را دارد. اتفاقا این مسئله، هم باعث می شود فیلمهای خوب با یکدیگر رقابت کنند و به یکدیگر ضربه نزنند و هم چرخه اکران در فصول مختلف خالی از فیلمهای باکیفیت نشود.

اسماعیلی تاکید دارد: نفس قرعه‌کشی اشکالی ندارد و اگر قانونی پشت آن باشد، اتفاقا از آثارخوب سینما استقبال درخور صورت می‌گیرد و آثار کم کیفیت دیگر هم رنگ اکران به خود می گیرند. هیچ کدام از ما اعتقاد نداریم که چراغهای سینما خاموش شود، صندلیها خالی شود و سینما مخاطبی نداشته باشد. قرعه‌کشی اگر با قانون متناسب به خود و نظارت دقیق همراه شود میتواند به سینما و دیده شدن فیلم ها کمک بسیاری کند.




روی آنتن زنده بیان شد⇐تنوع ژانری وقتی به جشنواره کمک می‌کند که فیلم ترسناک یا فیلم اعتراضی(!) به کمدی ناخواسته بدل نشده باشد/شک نداشته باشید که “مجبوریم”درمیشیان از دوسوم آثار جشنواره بهتر است!/چرا “پسرکشی” که یکی از دراماتیک‌ترین، پرگره‌ترین، معمایی‌ترین و چشم‌نوازترین آثار سالهای اخیر سینمای ایران است، با چند روز تاخیر وارد جشنواره شد و حتی در رای‌گیری مردمی هم احتساب نشد؟/ “عنکبوت”ایرجزاد و “دست‌انداز”کمال تبریزی به‌مراتب بهترند از بسیاری از آثار فعلی حاضر در جشنواره!/”درخت گردو”، “روز صفر”، “شنای پروانه” و “کشتارگاه” قابل‌قبول‌ترین فیلمهای این جشنواره‌اند

سینماروزان: افت کیفی آثار جشنواره سی و هشتم نسبت به ادوار پیشین و جاماندن یا حدف برخی آثار کنجکاوی‌برانگیز از جشنواره موجبات نارضایتی بخشی از مخاطبان جشنواره را فراهم کرده؛ مخاطبان ناراضیند از اینکه چرا وقتی یک سری ۱۰ تایی بلیت می‌خرند حداقل نباید ۵ فیلم خوب ببینند و باید بسنده کنند به آثار سفارشی سطحی یا محصولات هنروتجربه ضدمخاطب.

حامد مظفری سربیر رسانه مستقل سینماروزان روی آنتن زنده “سینمامعیار” در تحلیلی بر کیفیت آثار جشنواره گفت: جشنواره فجر امسال پر شده از آثاری که رگه‌های شبه‌روشنفکرانه ضدمخاطب دارند؛ این جشنواره‌ایست که مخاطب باید برود گیشه سینمای مردمی و بلیت بخرد و بر این اساس عجیب است که کلی فیلم انتلکت‌نمایانه مطول وارد جشنواره شده‌اند.

این روزنامه‌نگار ادامه داد: به جرات می‌توانم بگویم سطح کیفی برخی آثار حذف شده از جشنواره به مراتب از فیلمهای جشنواره بالاتر است. شک نکنید که”مجبوریم” درمیشیان از دوسوم آثار جشنواره بهتر است. “عنکبوت”ابراهیم ایرجزاد از نصف فیلمهای جشنواره بهتر است‌. حتی “دست انداز”کمال تبریزی به مراتب بهتر از برخی آثار این جشنواره است.

حامد مظفری درباره این توجیه که هیات انتخاب بخاطر تنوع ژانری، برخی آثار را حذف کرده گفت: تنوع ژانری وقتی به ویژگی مثبت جشنواره بدل می‌شود که آثار موجود در جشنواره حداقلی از کیفیت را رعایت کرده باشند یعنی آثاری حائز کیفیت وارد جشنواره شده باشند که بلحاظ ژانری، متنوع باشد وگرنه اینکه فیلم ترسناکی به جشنواره بیاوریم که به کمدی‌ناخواسته بدل شده که نمی‌شود تنوع ژانری یا اینکه فیلم سیاسی بدون عمق وارد جشنواره کنیم که نمی‌شود تنوع ژانری! اینکه فیلمی پرهزینه را به نام فیلم اعتراضی وارد جشنواره کنیم و بعد مخاطب ببیند با کمدی ناخواسته مواجه شده که نشد تنوع ژانری.

مظفری خطاب به هیات انتخاب ادامه داد: چرا “پسرکشی” که یکی از دراماتیک‌ترین، پرگره‌ترین، معمایی‌ترین و چشم‌نوازترین آثار سالهای اخیر سینمای ایران است، با چند روز تاخیر وارد جشنواره شد و حتی در آرای مردمی هم احتساب نشد؟ مگر بنا نبوده مخاطب را ترغیب کنیم به جشنواره بیاید پس چرا با فیلمهای داستانگوی غنی چنین برخوردی می‌شود؟

این روزنامه‌نگار درباره بهترین آثار جشنواره گفت: “درخت گردو” بلحاظ حسی فیلم استانداردی شده و ادامه منطقی روش مستندنمایانه کارگردانش است. “روز صفر” هم بلحاظ پروداکشن اثر استانداردی شده و می‌توان خوشحال بود که به‌مانند نمونه‌های پیشین تلفات بودجه‌ای آن اندک است. در میان فیلم اولیها هم “شنای پروانه” و “کشتارگاه” آثاری قابل قبول بوده‌اند.

 

حامد مظفری+رضا اورنگ+در+سینمامعیار




فارابی فیلمهای جشنواره‌ای تحت حمایت خود را معرفی کرد⇐ از مجید آقای برزگر مستقل(!) تا برادران محمودی افغان تا تهیه‌کننده‌‌ای با فیلمهای شکست‌خورده و…

سینماروزان: بنیاد فارابی شش فیلم تحت حمایت خود در جشنواره را معرفی کرد و عجبا که نام برخی متشبثان به صفت “مستقل” هم در میان این شش سینماگر تحت حمایت فارابی به چشم می‌خورد.

“ابر بارانش گرفته”(مجید برزگر)، “پدران”(سالم صلواتی)، “سینما شهرقصه”(کیوان علیمحمدی)، “مغز استخوان”(حمیدرضا قربانی)، “من میترسم”(بهنام یهزادی)و “مردن در آب مطهر”(برادران محمودی) شش فیلم جشنواره‌اند که با پشتیبانی فارابی تولید شده‌اند‌.

در این بین “ابر بارانش گرفته” را مجید برزگر ساخته که مدعی فیلمسازی مستقل(!) هم هست. “مردن در آب مطهر” را دو برادر افغان با نام خانوادگی محمودی ساخته‌اند که در اغلب آثارشان تصویری منفی از ایران و ایرانی به چشم می‌خورد.

“سینما شهرقصه” به تهیه‌کنندگی محمدرضا مصباح تولیدشده که آثاری شکست‌خورده در اکران نظیر “برمودا” و “پیلوت” را در کارنامه دارد.




#خون_شد ( #مسعود_کیمیایی)؛ #آقاخان تاربه‌دست(!) خونه رو تحویل داد، رفت!/خون به پا خواهد شد در مرکز تجارت جهانی فردوسی!!؟؟

سینماروزان/مهدی فلاح‌صابر:

➕تصاویری خواستنی و دلربا از آدمهایی کم‌یاب در موقعیت‌هایی پرسوءظن؛ هنر دست زرین‌دست به‌شدت کمک کرده به مانا شدن میزانسن‌های کیمیایی.

➕طعنه‌های نمادین به آنچه این سالها بر سر ایران و ایرانی و وطن رفته؛ طعنه‌هایی که از تهران تا شمال و مرکز تجارت جهانی فردوسی(!) را نشانه رفته و درنهایت خون می‌شود سوداگری‌های سفته‌بازان حوالی چهارراه استانبول.

➕چه فضلی و چه مرتضی هرجا که می‌روند افیون است که بیرون می‌زند؛ افیونی که مقداری به شکل شیشه نزد نانوایان و مقداری به‌شکل پول خارجی نزد ویلچرنشینان(!) است

➕ #آقاخان پدر خانواده، تار(!!) می‌زند؛ پدری که همه چیز را به باد داده ولی باز می‌زند تار و تار و تار

➖فضلی سه‌سوت و در کمترین زمان ممکن تمام خائنین را به‌سزای اعمالشان می‌رساند؛ یکی را می‌سوزاند، یکی را لت و پار می‌کند و دیگری را نیز می‌چزاند و سرآخر روبروی مرکز تجارت جهانی است که از پشت می‌زنندش

➕آن قدر قاب زیبا گرفته که یک‌دم حوصله مخاطب سر نرود؛ حتی اگر صدها بار داستان انتقام فضلی و فضلی‌ها را دیده یا شنیده باشد باز این همه قاب زیبا جذب‌تان می‌کند

➕سعید آقاخانی اصل جنس بوده برای کیمیایی؛ دل داده به قلوه کیمیایی و شده سرداری که کم‌کاری‌های آقاخان تارزن(!) را جبران می‌کند

➖بازی‌های باسمه‌ای نقشهای فرعی که انگاری اغلب هم جزو هنرجویان کارگاه استاد بوده‌اند!! وقتی #رنجکشان پشت استاد بوده چرا به‌جای این هنرجویان، بازیگر حرفه‌ای نیاورده‌اند؟؟

➕پایان بندی به‌روز در مرکز مبادلات ارزی که نبض زندگی‌مان گره خورده به کاندولای نمایشگرهای عریضش

👥سکانس
–خروج فضلی از تیمارستان برخلاف جهت افعال دیوانگان همزمان با اجرای ارکستر بادی دیوانگان

–فاطمه در آغوش فضلی

🤠جوک
–کلینیک ترک اعتیاد سیامک انصاری متکی بر رقاصی با جلال همتی

–استفاده از ته‌مایه‌های موزیک اسفند برای قیصر

👤کاراکتر

–آقاخان پدر خانواده با بازی اکبر معززی که بدجوری گند زده به زندگی فرزندان و به‌خصوص دختران مظلوم!؟

🗣دیالوگ
–مرد ترک خورده آخرشه… که خدا اون روزو نیاره

–کفن‌دزد از مرده نمی‌ترسه

–من نبودم و تو هم بی‌خبر ولی معرفتت پرِخبر

–بریم خونه رو پس بگیریم
—-خونه رو تحویل دادیم، رفت!!

–آدم بزرگ اسیر کار کوچیک نمیشه

–من چی دارم،؟ هیچی! خرد شدم، خون شدم

–زن؟؟ بالای ده سالش، دودش میره تو چشمت

–راست گفتن مردا که اگه چاقو تو جیبت نباشه انگار که لختی!

–به گور هر چی نامرده که دم از مردی میزنه

–اگه اومدی منو تیغ بزنی، من خودم ژیلتم!




#عامه_پسند ( #سهیل_بیرقی) ؛ تشبث به بازی‌های مونتاژی برای فرار از ضعف روایت/لزبازی جواب نداد، روی آوردند به گی‌بازی؟!/ربط #مادرزن_سلام با شراکت #خانه_فیلم در این پروژه؟!/اگر تریلوژی این است باید دعا کنیم که به همان دستیاری برگردند مباد چشم‌مان به تترالوژی‌شان روشن شود

سینماروزان/حامد مظفری:

➕تاکید بر اکت به‌جای حرف در سکانسهای ابتدایی و درجهت معرفی روحیات کاراکترهای مختلف ولی

➖ولی از دقیقه پنج به بعد باز حرف و حرافی است که فیلم را پیش می‌برد…

➖بازی‌های مونتاژی و عقب و جلو بردن‌ها برای گریز از ضعف درام است؟

➖بازی باران که یادآور #کوچه‌_بی‌نام است؛ منتها لهجه‌دار!

➖گم کردن مدام لهجه شهرضایی توسط باران ! یک نابازیگر شهرضایی می‌آوردید ارژینال‌تر نمی‌شد؟

➖فیلمبرداری شلخته و طراحی صحنه آشفته یادآور تله‌فیلمهای شبکه شما!

➖مدام ساختار پیش‌رو، زن داستان را می‌ترساند از ورود به بیزنس؛ در اجتماع بیرونی عکس این رویه را شاهد نیستیم؟ در هر اداره و آفیسی که می‌روید بیشتر از مردان، زنان را سرکار نمی‌بینیم و مردان بخت‌برگشته خیلی که هنر کنند نمی‌شوند راننده اسنپ! ؟

➖در فیلم قبل به لزبازی پناه برد ولی دریغ از ورود به یک جشنواره مطرح خارجی و حالا به سراغ گی‌بازی رفته؛ باز لابد برای پرزنت در آن ور ولی دریغ که حتی یک تیپ دگرباش منطقی را هم در نیاورده!!

➖#هوتن_شکیبا واقعا نومیدکننده است و عاجز از ایفای یک ترنس تیپیکال! بهتر نبود یک ترنس را برای بازی در این تیپ، از پارک دانشجو می‌آوردند؟

➕استفاده از #بیخودی_خانه به‌جای …خانه !!

➕نمایش قومیت‌گرایی مخالف با رشد مهاجرین در شهرستان‌ها ولی…

➖ولی این قومیت‌گرایی، مرد و زن نمی‌شناسد و قومیت‌گرایان اتفاقا به‌خاطر ترحم بدوی با زن بیشتر کنار می‌آیند تا مرد!

➖با این حجم خامدستی و بی‌مایگی که از فرم گرفته تا محتوا را دربردارد، ادعای تریلوژی شان هم می‌آید! امید که به همان دستیاری کارگردان برگردند که چشم‌مان به تترالوژی‌شان روشن نشود!

➖ نوری پیکچرز(کتی شهابی) و خانه فیلم و لوگوهای سایپا+سردر دانشگاه آزاد(؟) همراهی کرده‌اند برای ساخت فیلمی با یک خرده‌پیرنگ مستعمل، حقیقتا که هنر می‌خواهد داشتن همه اینها کنار هم و ناتوان از روایت یک داستان ساده!

➖ مگر #عرق_سرد از همین کارگردان گیشه گرمی داشت که خانه‌فیلم باز شریک شده؟؟ پروسه #مادرزن_سلام که نقشی ندارد در این شراکت؟

🗣دیالوگ
–اینستا هم شریه؛ همه زندگیا رو به هم میریزه

–حواست به دختر مخترا باش؛ همه تو کار مرد مسن ان
—-چی میگن بهش؟ شوگر ددی یا ددی شوگر؟

–تخفیف میدی؟
—-نه
–چرا؟
—-مدلمه!

🤠جوک
–پیژامه‌هایی که مدام در سکانس‌های داخلی در پای معتمدآریا به چشم می‌خورد

☑️نتیجه اخلاقی
–با فامیل لهجه‌دار شراکت کن و سفره‌خانه پرقلیان راه بنداز؛ شراکت با دگرباش برای راه‌اندازی کافه نتیجه‌ای ندارد جز پلمب کافه!




#قصیده_گاو_سفید ( #بهتاش_صناعیها) ؛ تدارکات #شکوفافیلم چه ربطی دارد به انتلکت‌بازی؟!/آموزش سینمارفتن با قضات خطاکار در سه‌شنبه‌های نیم‌بها؟!/سمپات بازیگر معترض با دستگاه قضا!؟؟

 

سینماروزان/محمد شاکری:

➕خط داستانی که اعدام به‌خاطر اشتباه قضایی است می‌تواند نوآوری محسوب شود؛ منوط به اینکه حس نشود که این اشتباه مربوط به قبل از تغییر و تحول در دستگاه قضاست

➖اجرای ضعیف و دم‌دستی سوژه‌‌ای بکر! تلاش برای روشنفکرنمایی سوژه‌ای رئال آن هم توسط یک تدارکاتچی سابق #شکوفافیلم ! #شکوفافیلم را چه به ژست انتلکت؟؟

➖اغراق بر نمایش استیصال یک قاضی با حکم اشتباه؛ لابد برای ایجاد همذات‌پنداری با قاضی ولی مشکل آنجاست که این قاضی هیچ شباهتی ندارد با قضاتی که در دنیای واقعی دیده‌ایم!

➖ایستا بودن تصاویر و تمرکز بیش از حد بر تثبیت دوربین هیچ ربطی ندارد به موقعیت متشنجی که برای قاضی مرکزی فیلم ایجاد شده

➖بارش مداوم باران برای جلوگیری از کسالت!؟؟ چه کاریست آخر؟؟ هیچ مفری جز باراندن باران برای کمک به صحنه‌آرایی نیست؟

➖فقدان منطق در رفتار زن مرکزی فیلم که بلافاصله جلب ناشناسی می‌شود که مدعیست رفیق همسر اعدامیش بوده و بلافاصله هم با مرد ناشناس که یک قاضی خطاکار است به سینما میرود؛ آن هم در سه‌شنبه‌های نیم‌بها !!

➕نمایش دار مکافاتی که همه در آن اسیریم؛ قاضی خطاکاری که عامل اعدام اشتباهی شده، فرزندش را بخاطر اوردوز از دست می‌دهد!

➖پایان‌بندی کمیک؛ قتل قاضی خطاکار با شیر مسموم!

➖حضور #مریم_مقدم بازیگری که سابقه نامه‌نگاریش به ارکان هنری دولت در ذهن‌مان است در فیلمی که بوی سمپاتی با قضات از جای‌جای آن به مشام می‌رسد حقیقتا که جلوه‌ای دگرباشانه به بخش مسابقه فجر داده!

🗣دیالوگ

–یکی مواد میزنه، یکی عرق میخوره، یکی هم مثل من ماهواره می‌بینه!

–وقتی همه قضات با هم اشتباه کردن لابد حکمتی توشه!

👥سکانس
–تماشای قاضی خطاکار به خواب‌رفته توسط سگی پشمالو به نام #پنبه !

🤠جوک
–طرف در انتهای گرفتاری‌های اقتصادی، شماره کارت بانکی‌اش را ندارد و دنبال دفترچه حساب است!

–گرفتن طرف به‌خاطر نگه داشتن تعدادی فیلم کلاسیک در خانه؟؟!!

–همچنان افاغنه هستند که مدام برای ایرانیان کارگری می‌کنند بی‌توجه به بازگشت به وطن صدها افغان بعد از پایین آمدن دفعتی ارزش پول ایران و واسپاری پروژه‌های میلیاردی به برادرون افغان!

–رنگ کردن موی زن همزمان با کلاه به سر بودن!

–بچه ۷ساله با لذت به تماشای #بیتا ی #هژیر_داریوش نشسته؛ انگار که دارد باب اسفنجی تماشا می‌کند!

–تین‌ایجر دهه هشتادی عشق بیس، آهنگ موردعلاقه‌اش #آینه فرهاد مهراد است!

☑️نتیجه اخلاقی
–خطر مرگ؛ هیچ قاضی حتی مستفعی با کیس پرونده‌هایش روی هم نریزد!




رفتن به سراغ ریشه‌های عبری “خروج” از کجا نشات گرفته؟؟ فرعون فیلم حاتمی‌کیا کیست؟؟

سینماروزان/محمد شاکری: ابراهیم حاتمی‌کیا که در کنار مجید مجیدی ازجمله مدعیان جشنواره‌ای است که حتی یک نفر هم‌سنگ این دو در هیات داورانش وجود ندارد به تازگی از پوستر “خروج” رونمایی کرده.

در میان آثار متعلق به اوج که سرمایه‌گذار فیلمهای اخیر حاتمی‌کیا باشد، پوستر “خروج” سروشکلی استانداردتر دارد که بلاشک ناشی از حساسیت‌های خود کارگردان است با این حال آنچه بر پوستر جلب نظر می‌کند برگردان انگلیسی عنوان فیلم است.

حاتمی‌کیا واژه exodus را به‌عنوان معادل خروج انتخاب کرده بی آن که چرایی این انتخاب مشخص باشد.

داستان خروج”حاتمی‌کیا درباره دهاقینی است که گرفتار سیل شده و کارد به استخوانشان رسیده و برای تظلم‌خواهی روانه مرکز می‌شوند؛ با شباهت‌های این خط داستانی با درام‌های روستایی متعدد و از آثار تبلیغی برای انقلاب سفید شاه مخلوع گرفته تا نمونه‌هایی به‌یادماندنی مثل”بلوچ” و “خاک” کیمیایی کاری نداریم و فعلا به‌دنبال کشف دلیل استفاده از exodus به‌عنوان معادل “خروج” هستیم؟

متبادرترین تلقی از exodus ، خروج بنی‌اسرائیل از مصر و رفتن به سمت فلسطین است! آیا “خروج”حاتمی‌کیا هم خروج از زیر یوغ فرعون و رسیدن به ارض موعود است!؟؟ اگر این طور باشد و دهاقین حاتمی‌کیا معادل بنی‌اسرائیل قرار داده شوند در آن صورت فرعون “خروج” کیست؟ دولت روحانی یا…؟

اساسا اینکه در ترجمه “خروج” به سراغ ریشه‌های عبری رفته‌اند از کجا نشات گرفته؟ از ترس ورود به ریشه‌های خروج در فقه اسلامی؟ در فقه اسلام، “خارجی” کسی یا جریانی است که از حکومت خروج کرده و از این منظر، “خارجی” یا “خروج‌کننده” بار معنایی کاملا منفی دارد.

آنچه از “خروج”حاتمی‌کیا پیداست نگاهی همدلانه با خروج‌کنندگان است. همین تفاوت شگرف معنای خروج‌کنندگان حاتمی‌کیا با خروج‌کنندگان در فقه است که موجب شده از exodus به‌عنوان معادل فیلم حاتمی‌کیا استفاده شود؟؟

یعنی از ترس مقایسه شدن خروج‌کنندگان فیلم با خوارج صدراسلام؟؟ یا از واهمه قیاس‌سازی با آنها که امام سوم(ع) را خروج‌کرده و خارجی قلمداد کردند، از ریشه‌های عبری خروج برای معادل‌سازی استفاده شده؟؟

اگر این فرض، درست باشد آن گاه حاتمی‌کیا چه پاسخی خواهد داشت بر معادل‌سازی فرعون؟؟

به‌مانند “آژانس شیشه‌ای” فرعون و فرعونیان همان دولت و دولتیان ناکارآمد هستند و باز آتش به اختیاران هستند که بناست با حکم حکومتی به داد دهاقین برسند؟؟

 

پوستر “خروج” و برگردان exodus بر پوستر




پاره‌ای از ادعاها و اظهارات مهدی فخیم‌زاده در تازه‌ترین گفتگوی تفصیلی‌اش⇐ از دستمزد ۱.۵میلیاردی ناصر تا دستمزد ۳میلیاردی بهروز در سالهای منتهی به انقلاب/از حضور قاچاقی سرکار استوار در یک سریال بعد از انقلاب تا ممانعت فخرالدین انوار از اعطای سیمرغ به فخری خوروش!!/از رد پیشنهاد ساخت پروژه‌های “محمد(ص)” و “امام حسین(ع)” تا نقد انفعال دولت در مسأله “رستاخیز”

سینماروزان: مهدی فخیم زاده از معدود کارگردانان ایرانی است که هم در سینما و هم در تلویزیون محصولاتی مخاطب پسند داشته است؛ هم فیلمهایی مانند «همسر» و «خواستگاری» و «مسافران مهتاب» و هم سریالهای نظیر «بی صدا فریاد کن»، «ساختمان85»، «تنهاترین سردار» و «ولایت عشق» جزو آثاری از فخیم هستند که توجهات را برانگیخته اند.

فخیم این روزها فیلم «مشت آخر» را روی پرده دارد و همین بهانه ای شده برای گفتگویی تفصیلی با علی زادمهر در «ایلنا» که در خلال آن حرفهایی خواندنی زده است.

مهدی فخیم‌زاده با اشاره به دستمزد بالای بازیگران مطرح در ادوار مختلف گفت: درحالیکه در سالهای منتهی به انقلاب تولیدات در سینمای قبل از انقلاب بسیار کاهش پیدا کرده بود اما چهار هنرپیشه شناخت شده محمدعلی فردین، بهروز وثوقی، بیک ایمانوردی و ناصر ملک‌مطیعی دستمزدهای خیلی خوبی می‌گرفتند. مثلا ناصر ملک‌مطیعی برای حضور در یک فیلم 150 هزار تومان(معادل ۱۵۰هزار دلار آن زمان و بیش از ۱.۵میلیارد این زمان) دستمزد گرفت یا بهروز وثوقی برای حضور در فیلم «نفس بریده» 300 هزار تومان (معادل ۳۰۰ هزار دلار آن زمان و بیش از ۳میلیارد این زمان) دستمزد گرفت درحالیکه همان زمان نیز همین بازیگران فیلم‌های ناموفقی در سینما داشتند که به فروش خوبی نرسیده بود.

فخیم‌زاده درباره همراهی با بازیگران قبل از انقلاب در سالهای بعد از انقلاب گفت: اصولا سراغ آن تیپ بازیگران نمی‌رفتم چون مجوز نمیدادند ولی یک بار در تلویزیون و در زمان ساخت سریال «بی‌صدا فریاد کن» عبدالعلی همایون(سرکار استوار) که پیر شده بود به دیدن من آمد و من می‌دانستم اگر به مسئولان صداوسیما اعلام کنم که می‌خواهم به او نقش بدهم آنها سابقه وی را بررسی می‌کنند و به او اجازه کار نمی‌دهند زیرا دنبال دردسر نبودند اما من یک نقش معمولی و پزشکی در بیمارستان را به او دادم و شش روز نیز سر صحنه بود اما به هیچ عنوان خبرش را اعلام نکردم و به روابط عمومی سریال نیز گفتم که اطلاع‌رسانی نکنند. البته متاسفانه چند روز بعد از پایان فیلمبرداری و قبل از پخش سریال عبدالعلی همایون درگذشت و تصاویر وی در آن سریال به عنوان آخرین نقش‌آفرینی او ثبت شد و دخترش نیز از ما بسیار تشکر کرد و گفت که پدرش آن شش روز را جزو یکی از بهترین روزهای زندگی‌اش می‌دانست.

فخیم‌زاده ادامه داد: وضعیت درباره بازیگران زن قبل از انقلاب بسیار بدتر بود و حتی کسانی که چهره‌های شناخته شده معروفی نیز نبودند باز اجازه نداشتند بعد از انقلاب فعالیت کنند و ما باید از بازیگرانی استفاده می‌کردیم که سن آنها بالا رفته باشد و دیگر شبیه چهره‌شان قبل از انقلاب نباشند. مثلا من با فخری خروش در فیلم «زخمه» همکار بودم و نقش زن و شوهر را ایفا می‌کردیم، بعد فخری خروش در فیلم «مترسک» ایفای نقش کرد و در جشنواره فیلم فجر می‌خواستند به او جایزه بدهند اما انوار اعلام کرد اگر به او جایزه بدهید گروه‌های فشار جنجال درست می‌کنند و دیگر اجازه نمی‌دهند تا او کار کند!!

فخیم‌زاده درباره چرایی عدم همکاری با تلویزیون در سالهای اخیر بیان داشت: همیشه از تلویزیون پیشنهاد داشتم و بعد از ساخت آخرین سریالم «فوق سری» پیشنهادات زیادی از تلویزیون داشتم و حتی به من پیشنهاد شد که سریالی تاریخی درباره شیخ بهایی، امام حسین(ع) بسازم یا سریالی در سه مقطع (از تولد تا بعثت، از بعثت تا فتح مکه، از فتح مکه تا رحلت) درباره حضرت محمد(ص) بسازم و حتی رسول جعفریان پژوهش و تحقیقات سریال را انجام داد اما من نپذیرفتم زیرا سریال تاریخی توانایی و انرژی زیادی می‌خواهد و البته دردسرهای بسیار زیادی دارد.

فخیم‌زاده افزود: من در هنگام ساخت سریال «ولایت عشق» استرس زیادی را تحمل کردم و آن زمان تازه سیستمی وارد کشور شده بود که می‌توانستیم بر روی شخصیتی که نقش معصوم را بازی می‌کند هاله نور بیندازیم تا مشکلی نداشته باشد و علیرضا رضاداد که مدیر تولید سیمافیلم بود به من و مازیار پرتو گفت که این سیستم را امتحان کنیم. بعد از آنکه سریال “ولایت عشق” ساخته شد شب اول پخش من تا صبح خوابم نبرد و می‌ترسیدم که پخش آن واکنش‌های زیادی را داشته باشد حتی نذر کردم که اتفاقی نیفتد که بعد از 10 روز پخش نیز آیت‌الله مکارم شیرازی نامه‌ای به تلویزیون نوشت و تشکر کرد ولی دیگر من سراغ ساخت سریال تاریخی و مذهبی نرفتم با اینکه پیشنهادات بسیاری داشتم .

این کارگردان خاطرنشان ساخت:  ساخت فیلم‌های تاریخی و مذهبی علاوه بر آنکه باید از فیلمنامه و تیم تولید قوی برخوردار باشد باید مورد حمایت کامل مدیران قرار بگیرد اما مدیران علاقه ندارند برای این کارها هزینه بدهند مثلا الان دولت نمی‌خواهد برای فیلم «رستاخیز» ساخته درویش هزینه بدهد و از آن دفاع کند.




پرسش رسانه اصلاح‌طلب: چرا حاتمی‌کیا هم مثل کیمیایی از جشنواره انصراف نمی‌دهد؟؟

سینماروزان: بختک “انصراف” بر پیکر جشنواره سی و هشتم فجر افتاده و بعد از مسعود کیمیایی که با فیلمی به سرمایه و تهیه دیگران(!) از جشنواره انصراف داد، شماری از بازیگرانی که برخی در جشنواره فیلم داشتند و برخی هم مدتهاست فیلمی در جشنواره نداشته‌اند، در حال انصراف از جشنواره‌اند.

روزنامه اصلاح‌طلب “شرق” در یادداشتی با مرور رفتار کیمیایی، از ابراهیم حاتمی‌کیا که با فیلم “خروج” از محصولات سازمان ارزشی اوج به جشنواره آمده خواسته که جشنواره را تحریم کند.

“شرق” نوشت: مسعود کیمیایی بدون خودنمایی، با بیان احساس درونی‌اش نسبت به درگذشت تعداد کثیری از هموطنان ایرانی در فاجعه سقوط هواپیمای اوکراینی و همچنین شرایط بد معیشتی مردم در این اوضاع و احوال، از حضورش در جشنواره فیلم فجر اعلام انصراف و به همان مردم تکیه می‌کند. این نقطه انتخاب دلخواه یک فیلم‌ساز باتجربه در ۷۹سالگی است. او درست مثل قهرمانان فیلم‌هایش، ترجیح می‌دهد در این شرایط حساس موضعی به نفع مردم داشته باشد. آیا همین انتظار را از فیلم‌سازی دیگر مثل حاتمی‌کیا در جایگاه قرص و محکم نزد مسئولان نباید داشت که از جشنواره انصراف دهد؟ او که بلد بود قهرمانان قابل باوری در «مهاجر» و «دیده‌بان» خلق کند و سیر تاریخی- اجتماعی بعدی این قهرمانان گمنامش را در دوره‌ای دیگر در «آژانس شیشه‌ای»، «موج مرده» و «بادیگارد» به نمایش گذاشت، او که با «آژانس شیشه‌ای» و «ارتفاع پست» نشان داده دغدغه عدالت اجتماعی دارد، چرا در این شرایط سکوت می‌کند و نسبت به این وضعیت معترض نمی‌شود؟؟




انصراف مسعود کیمیایی از جشنواره فجر با فیلمی که سرمایه‌اش تمام و کمال از جیب دیگری است!! +فیلم⇔راهی بهتر برای همدردی نبود رییس؟!

سینماروزان: مسعود کیمیایی به‌بهانه روزگار سخت مردم و تسلیت به مسافران پرواز اوکراین از این گفته که دلش نمی‌خواهد فیلم اخیرش “خون شد” در جشنواره فجر باشد!

اگر “خون شد” فیلمی بود که کیمیایی آن را به تهیه‌کنندگی خودش و با سرمایه شخصی تولید می‌کرد این انصراف، منطقی می‌نمود ولی وقتی تهیه‌کننده فیلم جواد نوروزبیگی است و سرمایه تولید “خون شد” را محمدصادق رنجکشان فراهم کرده، این انصراف چه کارکردی می‌تواند داشته باشد؟؟

مسعود کیمیایی کارگردانی است که حتی بعد از حوادث۸۸ هم نه تنها جشنواره را تحریم نکرد که به تهیه‌کنندگی خودش فیلم “جرم” را ساخت و در جشنواره هم حضور به‌هم رسانید ولی حالا که تهیه‌کننده فیلم، دیگری است و سرمایه‌گذارش، یکی دیگر، یاد مردم افتاده و دم از انصراف می‌زند؟؟

نیک آن بود که کیمیایی ابتدا سرمایه تولید را پس می‌داد و سپس تهیه‌کنندگی را به خودش منتقل می‌نمود و آن گاه به فکر بیرون کشیدن فیلم خودش-و نه فیلم دیگران- از جشنواره می‌افتاد!

فیلم حرفهای کیمیایی را ابنجا ببینید.




اظهارات پرسش‌برانگیز یک عضو هیات انتخاب فجر که پیشتر در هیات رییسه انجمن کارگری منتقدان تهران حضور داشته⇐آسان ترین کار ممکن در این هیات انتخاب اتفاق افتاد/برای انتخاب کردن، فیلم، کم داشتیم!!!/این آسان‌ترین دوره من در این چهل دوره‌ای است که در جشنواره‌های مختلف مسئولیت انتخاب و داوری را برعهده داشتم!!/تمام فیلمهای رزرو حداقل ۵ رای را کسب کرده‌اند!/مشکل فیلمهای انتخاب‌نشده{و از جمله فیلمهای درمیشیان و تبریزی}فقط در کیفیت آثار است!⇔پرسش اول: اساسا فرد مذکور چگونه و با کدام رزومه از عضویت در انجمن منتقدان کارگری تهران پرش کرده‌ به هیات انتخاب فجر؟؟ حداقل ده محتوای تولیدی راهبردی از این منتقد در یک سال اخیر منتشر شود تا عیار ایشان پیش‌روی مخاطبان قرار گیرد/پرسش دوم: این چهل دوره‌ای که این عضو هیات انتخاب مدعیست در جشنواره‌های مختلف به‌عنوان داور یا گزینشگر در آنها حضور داشته‌ مربوط به کدام چهل سال است؟ چهل سال قبل از انقلاب یا چهل سال بعد از انقلاب؟/پرسش سوم: آیا کیفیت تله‌فیلم‌های تولیدشده توسط یک ارگان حاکمیتی که مستقیم به جشنواره راه یافته‌اند، از “مجبوریم” و “دست انداز” بالاتر است؟؟/ پرسش چهارم: چطور است که این هیات انتخاب، فیلم کم داشته ولی پنج فیلم رزرو اعلام کرده؟؟/پرسش پنجم: اگر تمام فیلمهای رزرو، بزرگترمساوی ۵ رای داشته‌اند پس فیلمهای سینماگران فعال در سالن‌های خالی(!) هنروتجربه، ۶رای یا ییشتر آورده‌‌اند که مستقیم وارد جشنواره شده‌اند؟؟

سینماروزان: نحوه عملکرد هیات انتخاب فجر سی و هشتم در گزینش فیلمهای بخش اصلی جشنواره و توجه بیش از حد به فیلمهای متصل به ارگانهای حاکمیتی که برخی از آنها همچنان در مسیر تولید قرار دارند به‌جای ایجاد مجال برای سینمای مستقل با انتقادات فراوانی مواجه شده است.

وزن پایین هیات انتخاب و عدم شفافیت درباره رزومه آنها اصلی‌ترین دلیل این چینش است؛ هیات انتخابی بدون اعتماد به نفس است که همه فیلمهای یک ارگان حاکمیتی را ولو به قیمت اینکه کیفیتشان درحد تله‌فیلم باشد یا در نیمه‌های تولید باشند وارد جشنواره می‌کند بدون توجه به ضربه‌ای که به این‌واسطه به برند جشنواره وارد می‌شود.

فردی به نام رضا درستکار از اعضای هیات انتخاب جشنواره سی و هشتم فجر در دفاع از عملکرد هیات انتخاب به قدس گفت: در عین این که همه می‌گویند کار هیئت انتخاب بسیار سخت است اما من معتقدم آسان ترین کار ممکن در این دوره اتفاق افتاد(!!) زیرا اصلا فیلم های عجیب و غریبی وجود نداشت و حتی می‌توانم بگویم فیلم هم برای انتخاب کردن کم داشتیم!!

این عضو هیات انتخاب ادامه داد: چه بسا بسیاری فیلم‌ها متقاضی حضور بودند و بدون هیچ غرض ورزی رأی نیاورند. با تمام این اوصاف این آسان‌ترین دوره داوری برای من در این چهل دوره‌ای که در جشنواره‌های مختلف مسئولیت انتخاب و داوری را برعهده داشتم، بود.

درستکار درباره فیلمهای رزرو گفت: این فیلم‌ها به این دلیل در لیست رزرو قرار گرفتند که چنانچه فیلمی به جشنواره نرسید و از بخش مسابقه خارج شد فیلم‌های اعلام شده در بخش رزرو به ترتیب ذکر شده جایگزین شوند. البته امیدوارم دبیر جشنواره فرصتی را حداقل برای اصحاب رسانه فراهم کند تا این فیلم‌ها را تماشا کنند. ما به عنوان هیئت انتخاب از این موضوع استقبال می‌کنیم و همه به این فیلم‌ها رأی دادیم و هرکدام از این آثار حداقل 5 رای را کسب کرده‌اند اما نمایش این فیلم‌ها در اختیار و چارچوب جشنواره است که به تعداد 22 فیلم افزوده شود یا خیر.

درستکار در پاسخ به سوالی در چرایی حذف فیلمهای “محبوریم”رضا درمیشیان و “دست‌انداز”کمال تبریزی گفت: زمانی که یک فیلم انتخاب نمی‌شود به این دلیل است که جمیع آرا و اتفاق نظر بر نبود آن فیلم است و به ضرس قاطع می‌گویم که مشکل فقط در کیفیت آثار است. در عین این که همه می‌گویند کار هیئت انتخاب بسیار سخت است اما من معتقدم آسان ترین کار ممکن در این دوره اتفاق افتاد، زیرا اصلا فیلم های عجیب و غریبی وجود نداشت و حتی می‌توانم بگویم فیلم هم برای انتخاب کردن کم داشتیم. من فکر می کنم اگر گروه دیگری به غیر از این هیئت انتخاب مسئولیت گزینش فیلم ها را برعهده داشتند، نهایتا با یکی دو مورد تغییر همین لیست انتخاب می شد. بر همین اساس معتقدم کار هیئت انتخاب آسان و بدون دردسر بود.

اصلی‌ترین پرسش‌های ناظر به ادعاهای این عضو هیات انتخاب چنین است:

پرسش اول این است که اساسا فرد مذکور چگونه و با کدام رزومه از عضویت در انجمن منتقدان کارگری تهران پرش کرده‌ به هیات انتخاب فجر؟؟ دبیرخانه فجر حداقل ده محتوای تولیدی راهبردی از این منتقد در یک سال اخیر را منتشر کند تا عیار ایشان پیش‌روی مخاطبان قرار گیرد.

پرسش دوم آن است که این چهل دوره‌ای که این عضو هیات انتخاب مدعیست در جشنواره‌های مختلف به‌عنوان داور یا گزینشگر در آنها حضور داشته‌ را به ترتیب سال اعلام کند؟

پرسش سوم آن است که اگر فیلمهای امثال درمیشیان و تبریزی به‌دلیل کیفیت پایین رد شده باشد آن گاه باید کیفیت تله‌فیلم‌های تولیدشده توسط یک ارگان حاکمیتی که مستقیم به جشنواره راه یافته‌اند، از “مجبوریم” و “دست انداز” بالاتر باشد. آیا واقعا همین طور است؟؟

پرسش چهارم اینکه چطور میشود که هیات انتخاب هم فیلم، کم داشته‌ باشد و هم پنج فیلم رزرو اعلام کند؟

پرسش پنجم درباره ادعای ۵رای یا بیشتر بودن فیلمهای رزرو است. اگر تمام فیلمهای رزرو، بزرگترمساوی ۵ رای داشته‌اند یعنی فیلمهای سینماگران فعال در سالن‌های خالی(!) هنروتجربه، ۶رای یا ییشتر آورده‌ باشند. واقعا همین طور است؟؟ اگر همین طور است چرا در فراخوان الویت را با فعالین هنروتجربه قرار ندادید؟؟




ادعاهای یک بانوی کارگردان درباره پروژه‌ای ناتمام مرتبط با سردار⇐قاسم سلیمانی از فیلمنامه ما خوشش آمد و ابومهدی المهندس قبول کرد در فیلم بازی کند ولی در فارابی به ما گفتند آمریکا به این بدی که نوشتید، نیست!!/در بنیاد فارابی، گفتند وقتی مردم کف خیابان فریاد میزنند “نه غزه نه لبنان…” ما نمی‌توانیم حمایت کنیم که چنین فیلمی بسازی!!+پاسخ یک معاون گمنام(!؟) فارابی!

سینماروزان: به دنبال شهادت سردار قاسم سلیمانی، کم نبودند هنرمندانی در شاخه‌های مختلف که وعده تولید محصول هنری با محوریت سردار را دادند و برخی نیز از لزوم فاصله‌گیری با زمان شهادت سردار برای تولید یک محصول فراگیر هنری سخن راندند.

یکی از معدود پروژه‌های مرتبط با جنگ عراق و حضور سردار قاسم سلیمانی در منطقه، “به کودکان شلیک نکنید” نام دارد که انسیه شاه‌حسینی پنج سالی به دنبال تولید آن است ولی به جایی نمیرسد.

شاه‌حسینی با اشاره به حمایت سردار از این فیلم به “جام جم” گفت: پنج سال مدام در حال رفت و آمد به عراق بودم و به نوعی آنجا زندگی کردم تا فیلمنامه “به کودکان شلیک نکنید” را بنویسم و حتی سردار قاسم سلیمانی، فیلمنامه را خوانده بود و دستور همراهی سخت‌افزاری داده بود و از آن طرف ابومهدی المهندس نیز قبول کرد در فیلم بازی کند با این حال نتوانستیم فیلم را تولید کنیم.

این کارگردان در چرایی عدم تولید فیلم گفت: هیچ ارگانی از فیلم حمایت نکرد. در بنیاد فارابی به من گفتند وقتی مردم کف خیابان فریاد میزنند “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران” ما نمی‌توانیم حمایت کنیم که بروی در عراق فیلم بسازی؛ مردم نمی‌گویند چرا بودجه فرهنگی دادی راجع به عراق فیلم ساخته شود؟ همچنین در فارابی به من گفتند آمریکا به این بدی که در فیلمنامه‌ات نوشتی، نیست!!

یک معاون فارابی که نخواسته نامش فاش شود(!) با رد ادعاهای شاه‌حسینی به “جام جم” گفت: این کارگردان یا دچار اشتباه شده یا ناراحت است!فارابی از فیلمهای ضدآمریکایی و آثار مقاومت استقبال میکند و هدف اصلیش مبارزه فرهنگی با استعمار است!

اینکه شاه‌حسینی ادعاهایی طرح کرده و فارابی هم آنها را تکذیب کرده امری تازه نیست و مسبوق به سابقه است. پرسش آنجاست چرا معاونی از فارابی که وظیفه پاسخگویی به شاه‌حسینی را برعهده گرفته، ناشناخته است؟؟ چرا این معاون با ذکر نام حرفش را نزده؟؟ یعنی دیالوگ با یک کارگردان این قدر دشوار است؟؟




واکنش محمد متوسلانی به واسپاری اقتباس “سووشون” به یک جوان گمنام⇐سیمین دانشور شخصا امتیاز اقتباس از “سووشون” را به من واگذار کرده بود…

سینماروزان: سالها پیش و در زمان حیات سیمین دانشور، این محمد متوسلانی بود که طی تعاملاتی با دانشور، امتیاز اقتباس از رمان “سووشون” را دریافت کرد.

انتشار خبر اقتباس تلویزیونی از رمان دانشور توسط یک جوان گمنام با واکنش محمد متوسلانی مواجه شد.

متوسلانی با بیان اینکه مدتها قبل حقوق اقتباس “سووشون” را از سیمین دانشور دریافت کرده بود به سینماروزان گفت: من رضایت دانشور را گرفته بودم و با ایشان تعاملاتی مفید بر سر اقتباس انجام دادم و رضایت نامبرده هم در تمام مراحل اقتباس جلب شده بود ولی در نهایت حمایت مالی از تولید صورت نگرفت و تولید به نتیجه نرسید.

متوسلانی در پاسخ به اینکه واسپاری تولید چنین اقتباس‌هایی به افراد کم‌تجربه، خطرناک نیست اظهار داشت: فرد بی‌تجربه با کم‌تجربه تفاوت دارد و مهم، رعایت استانداردهای مکفی در چنین اقتباس‌هایی است. گاهی از یک جوان، محصولی را می‌بینید که فردی بعد از سالها تجربه نمی‌تواند بدان برسد. مساله اصلی، داشتن درکی متعالی از منبع اقتباس و آگاهی از اصول اقتباس است.

این کارگردان با بیان اینکه “بهتر انجام دادن کار باید ملاک واگذاری چنین پروژه‌هایی باشد” خاطرنشان ساخت: من چون از نزدیک با دانشور کار می‌کردم خیلی راحت می‌توانستم عناصر مطلوب طرفین را در اقتباس ایجاد کنم و هدف نهایی‌ام که ایجاد محصول استاندارد و مخاطب‌پسند است را در فیلمنامه لحاظ کنم و علیرغم رضایت دانشور متاسفانه تامین سرمایه انجام نشد و کار به سرانجام نرسید و من هم امتیاز اقتباس را به خود دانشور پس دادم.




حوزه و تلویزیون همزمان با هم “زیرنظر” عطاران را تحریم کردند!+روایت تهیه‌کننده از مشابهت این تحریم با تحریم ظالمانه آمریکا علیه مردم ایران!!

سینماروزان: کمدی تازه رضا عطاران با عنوان “زیرنظر” درحالی از چهارم دی ماه روی پرده رفته که هیچ کدام از سالن‌های حوزه فیلم را اکران نکرده‌اند.

نه سینماهای تهران حوزه و نه سینماهای شهرستان این نهاد این کمدی را در برنامه نمایش خود قرار نداده‌اند و این معنایی ندارد جز تحریم.

از آن سو تاکنون هیچ تیزر تلویزیونی از این کمدی هم روی آنتن تلویزیون نرفته است.

اینکه چرا حوزه هنری که خود زخم‌خورده توقیف فیلم ضدملکه “دیدن این فیلم جرم است” می‌باشد به‌دنبال توقیف یک کمدی رفته جای سوال است؟؟

محمد شایسته تهیه‌کننده “زیرنظر” که برای روی پرده فرستادن این فیلم مدتها انتظار کشید درباره تحریم حوزه به سینماروزان گفت: وقتی حوزه فیلم را حتی در سینماهای دورافتاده‌اش اکران نمی‌کند یعنی تحریم شده‌ایم.

شایسته در چرایی مشکل حوزه با “زیرنظر” گفت: هرچند با رایرنی به دنبال حل مشکل بوده‌ایم ولی گویا اساسا با کل فیلم مشکل دارند و نه سکانسهای خاص چون حتی یک سالن هم به “زیرنظر” نداده‌اند!

شایسته تاکید کرد: همان طور که به مدیران حوزه هم گفته‌ام حالا هم می‌گویم تحریم کار ظالمانه‌ایست که از آمریکا بر مردمان مظلوم اعمال می‌شود و از حوزه بر سینماگران مستقل و غیرمتصل!!

تهیه‌کننده “زیرنظر” درباره ممنوعیت پخش تیزر تلویزیونی فیلمش به سینماروزان اظهار داشت: تلویزیون تاکنون که به ما تیزر نداده و نمیدانم در روزهای آینده چه خواهد شد ولی تجربه می‌گوید وقتی در ابتدا تیزر نمی‌دهند اینکه در آینده نزدیک تیزر بدهند هم چندان ممکن نیست!!




بازیگر “آژانس شیشه‌ای” خطاب به دولتمردان⇐ “زنده باد زاپاتا” را حتما ببینید!!

سینماروزان: مشکلات اقتصادی جامعه برای همه اقشار است و هنرمندان را هم درگیر کرده ولی کو گوش شنوا و کدام مدیری را دیده‌اید که برای همدلی هم که شده خانه‌ و زندگیش را به مناطق حاشیه‌ای ببرد؟

قاسم زارع بازیگر سینما با بیان مطلب فوق به “جوان” گفت: سینما و تلویزیون روزهای خوبی را نمی‌گذراند چون سرمایه‌های پاک کم شده و صاحبان سرمایه‌های مشکوک هم اغلب به سمت تولید محصولاتی می‌روند که کارکرد فرهنگی‌شان پایین است.

بازیگر کاراکتر “احمد کوهی” در درام ماندگار “آژانس شیشه‌ای” ادامه داد: این حجم از گرانی و مشکلات اقتصادی پیرامون جامعه را ببینید؛ چرا این مشکلات نمود چندانی در سینما و تلویزیون و شبکه خانگی ما ندارد؟؟ جز این است که تولیدکنندگان ما خودشان لاکچری شده‌اند و عطش بالایی نشان می‌دهند برای نمایش طبقه لاکچری؟؟؟

قاسم زارع افزود: متاسفانه در نبود رسانه‌های قدرتمند سراسری، ثبات اقتصادی جامعه هم روزبروز کمتر می‌شود و جز تعدادی معدودی که به تعداد انگشت های یک دست هم نمی رسند، بقیه هنرمندان هم به شدت مشکل دارند.

بازیگر “آواز قو” و “اخراجیها” خاطرنشان ساخت: این وظیفه سینما و تلویزیون است که تولیداتشان را با نقد اختلاسها و رانتها، پیش ببرند. اگر سالی پنج فیلم مستند-داستانی قوی درباره اختلاسگران و رانتخواران‌ تولید شود یقین بدانید که هم دستگاه قضا در برخورد با رانتخواران دلگرمتر خواهد شد و هم مردم انگیزه بیشتری در برخورد با فسادهای قابل مشاهده پیدا خواهند کرد.

این بازیگر ۶۲ ساله تاکید کرد: ضربه ای که مفسدان اقتصادی به ملت و دولت و نظام می زنند از ضربات تحریم خارجی ها بدتر است. اینها دشمنان واقعی هستند و کاری کرده‌اند که داشتن یک شغل مناسب برای جوانان ، یک رویای دست نیافتنی شده است.

بازیگر “فرزند خاک” و “مزرعه پدری” خاطرنشان ساخت: من فقط یک خواهش از مسئولان دارم و آن هم اینکه فقط به مدت چهارسال قیمت ارزاق عمومی را ثابت نگه دارند و اگر قادر به چنین کاری نیستند خیلی سریع جایشان را به مدیران جهادی باانگیزه دهند.

قاسم زارع با اشاره به تاثیرپذیری سینمای مطرح دنیا از اتفاقات اجتماعی گفت: من به عنوان یک هنرمند یک توصیه به مسئولین دارم و آن هم اینکه حتما فیلم “زنده باد زاپاتا” را نه یک بار بلکه چند بار ببینند.

زارع افزود: فیلمهایی که اتفاقات اجتماع را بی سانسور بازتاب دهند نیاز تمام جوامع سالم و از جمله ایران است. سینماگران ایرانی فقط به دنبال کلیشه ها نروند و دوربین‌های خود را به دل اجتماع امروز ببرند و داستان جوانانی را بگویند که التهابات اقتصادی، زمین‌گیرشان کرده! فقط در این صورت است که سینما کارکرد فرهنگیش را حفظ خواهد کرد.




چله‌نشینی انتظامی با روسای صنوف!؟؟⇐پس کی نوبتِ کف صنف میشود؟+عکس

سینماروزان: ارسال پیامک‌هایی برای روسای صنوف مختلف خانه سینما جهت شرکت در جلسه با حسین انتظامی در عصر منتهی به شب یلدا، پرسش‌هایی را در بدنه سینما موجب شده است.

در پیامکی که برای روسای صنوف ارسال شده چنین آمده است: باسلام و احترام! از شما دعوت می شود در نشست روسای اصناف با حضور دکتر انتظامی رئیس محترم سازمان سینمایی که روز شنبه 30 آذرماه ساعت 16 در خانه سینما ساختمان بهار حضور بهم رسانید.

اینکه حسین انتظامی در عصر شنبه‌ای که منتهی به شب یلداست بناست برای روسای صنوف چه بگوید و اینکه روسای صنوف مختلف خانه سینما بناست درباره کدام امر صنفی با رییس سینما حرف بزنند مشخص نیست.

آنچه مشخص است اینکه به‌مانند اغلب روسای پیشین سینما، انتظامی هم برای آگاهی از مشکلات صنف به سراغ روسا رفته!! به راستی چرا انتظامی خرق عادت نکرده و برای یک بار هم که شده به جای روسای صنوف به سراغ کف صنف نرفته و از آنها درباره کیفیت امور صنفی-رفاهی طرح پرسش نمی‌کند؟؟

آیا نمی‌شد همین نشست شب چله را مجالی کرد برای دیدار حسین انتظامی با برخی از سینماگرانی که بخاطر قرارگیری در کف صنف، مدتهاست کسی به دادشان نمی‌رسد؟ همان سینماگرانی که در ماههای اخیر از غائله تبعیض در توزیع عیدی میلیاردی ارشاد تا ضعف بیمه تکمیلی درمان مدام صدای گلایه‌هایشان بلند بوده و دریغ از ذره‌ای اقدام عملی جدی برای دلگرم کردن آنها!

اتفاقا خیلی راحت می‌شد شرایط دیدار یلدایی انتظامی با معترضان به کارکرد صنفی خانه سینما را فراهم کرد و لااقل با گفتاردرمانی(!) ازشان دلجویی کرد.

چرا حلقه بالادستی خانه سینما این کار را نکرد؟؟ به‌خاطر ترس از عیان شدن اوج کم‌کاری‌های صنفی خانه سینما؟؟

اگر جز این است و فرض اخیر نادرست است، حتما گزارش اتفاقات این چله‌نشینی(!) را به صورت زنده به اشتراک بگذارند تا دریابیم کدام بخش از دغدغه‌های صنفی در این نشست بروز می‌یاید؟؟

پیامک دعوت به نشست رییس سینما




اعتراف مهران احمدی به اشتباه بزرگش!+انتقاد این بازیگر از ادعاهای نوید در «متری شش و نیم»

سینماروزان: مهران احمدی این روزها هم مشغول تولید کمدی «سگ بند» برای ارائه به جشنواره سی و هشتم فجر است و هم دو فیلم «مطرب» و «لیلاج» را روی پرده دارد؛ ضمن اینکه «آشفتگی» با بازی او از چهارشنبه روی پرده خواهد رفت.

مهران احمدی در «مطرب» ایفاگر یک نوازنده است و در «لیلاج» ایفاگر کاراکتر یک مرد به‌ظاهر متجاوزگر ولی درواقع اخته!! مهران احمدی دلیل ایفای نقشهایی متنوع را تجربه گرایی دانسته و در عین حال معترف هست به اشتباه بزرگی که حین ایفای نقش در «لیلاج» داشته.

مهران احمدی با اشاره به ایفای نقش «شهباز» در «لیلاج» به نیوشا روزبان در «مهر» گفت: زمانی که نسخه نهایی «لیلاج» را دیدم، به این نتیجه رسیدم که پایان‌بندی فیلم را دوست ندارم. به نظر من آن صحنه آخر گریه کردن شهباز متجاوز(!) اضافه بود، زمانی که شهباز می‌گوید اخته شده است، تماشاچی با شنیدن آن شروع به خنده می‌کند، یعنی کارگردان یک فیلم تراژیک ساخته تا به جایی برسد که تماشاچی سنگین از سینما برود، یا فیلمی ساخته است که آخرش مخاطب را می‌خنداند؟ معتقدم که تماشاچی فهمیده است، جریان چیست و دیگر لازم نبود که این پایان آورده شود.

احمدی ادامه داد: مساله این است که فیلم ۲ قسمت شده است، بخش اول جایی است که شهباز حرف‌های خود را به خورشید می‌زند اما خورشید به دلیل ناشنوا بودن صدای شهباز را نمی‌شنود، بعد چند سکانس بعدتر دوباره به همان سکانس بازمی‌گردیم و این بار صدای شهباز را مخاطب می‌شنود. من از خنده تماشاگران در این سکانس خوشحال نشدم. به نظر من در مورد شخصیت شهباز تماشاچی همه چیز را فهمیده است، گریه سوزناکی که شهباز در فیلم می‌کند درست نیست و اعتراف می‌کنم که این گریه اشتباه بزرگ من در این فیلم بود. چرا که شهباز گناهکار است اما مظلومانه گریه می‌کند. اصلا این شخصیت چرا باید گریه کند؟ شهباز یک اشتباه بزرگی کرده است که اخته شدن کمترین بلایی بود که باید سرش می‌آمد، چرا که با سرنوشت یک آدم بازی کرده است و بعد در فیلم مظلومانه گریه می‌کند که رعنا به او لگد زده است؟ نمی‌دانم قصد کارگردان و تدوینگر از این نوع تدوین چه بوده است، آیا به دنبال این بودید که شهباز را یک شکست خورده نشان دهید؟ به نظر من این سکانس از فیلم، خنده‌دار است و حتی در همان اکران مردمی ۴۰ درصد از مخاطبان خندیدند. ببینید بحث من در حال حاضر خنده مخاطب نیست بلکه تطهیری است که شهباز در آخر داستان می‌شود. تاکید می‌کنم که خودم این سکانس گریه را اشتباه بازی کردم، با گریه سوزناکی که این آدم می‌کند، انگار در حال تطهیر خود است، در صورتی که تطهیر نمی‌شود.

این بازیگر-کارگردان سینما تاکید کرد: احساس می‌کنم که هر آنچه که هرکس سرش می‌آید، پاسخ اعمال خود فرد است که می‌شود همان «از ما است که بر ما است». برخلاف نظر برخی دولت‌ها را پدر و مادر ملت‌ها نمی‌دانم، فکر می‌کنم که دولت ریشه در ملت‌ها دارد و ملت‌ها پدر و مادر دولت‌ها و حکومت‌ها هستند. واقعیت این است که از کوچکترین مناسبات اجتماعی روز به روز دورتر می‌شویم که این امر هیچ ربطی به دولت‌ها ندارد، یعنی اگر فردی آشغال در جنگل نمی‌اندازد هیچ ربطی به دولت ندارد، اگر هم بریزد هم ربطی به دولت ندارد.

مهران احمدی با اشاره به ساخته پرمخاطب سعید روستایی بیان داشت: به عنوان مثال فیلم «متری شیش و نیم» یک آدم با بازی نوید محمدزاده را نشان می‌دهد که کارتل شیشه و مواد مخدر است و بعد می‌گوید که کوچه ما باریک بود، پس کارتل مواد مخدر شدم. این چه معنایی دارد؟؟؟ این درحالی است که همسایه بغلی این فرد در همان کوچه باریک تبدیل به جراح قلب یا یک دبیر شرافتمند آموزش و پرورش شده باشد. کسی که قرار است هدایت شود، هدایت می‌شود و این امر ذاتی است و ربطی به تنگی کوچه ندارد!!




اظهارات گزنده یک عضو هیات مدیره خانه سینما⇐به بهبود وضعیت اقتصادی کشور امیدوار نیستم!!/بعد از چهل سال انگار همچنان در سال ۵۸ گیر کرده‌ایم و تازه میخواهیم برای درست شدن اقتصاد تصمیم گیری کنیم!/وزیر ما به پورشه سواری خود افتخار می‌کند و برند کت و شلوار مسئولان دولتی ما الگوهای این مملکت شده!/پس از این همه سال حتی در تولید چادر و مُهر نماز به خودکفایی نرسیده‌ایم!!/چرا فیلمسازانی در جامعه خود نداریم که با هر اثر خود نگرانی جدیدی نسبت به بحران‌های جامعه نشان دهند؟؟/اگر از همان اوایل انقلاب سینما را با مسائل اقتصادی و اجتماعی همراه کرده بودند الان در این وضعیت بغرنج قرار نداشتیم!

سینماروزان: کمتر پیش میآید در محافل انتقادی برگزار شده در ارگانها و نهادهای حاکمیتی شاهد طرح مسائلی گزنده مرتبط با بدنه جامعه باشیم. چه برسد به اینکه بیان کننده این مباحث یکی از فعالان صنفی سینمای ایران باشد.

با این حال برگزاری نشست «جایگاه سینما در تبیین اقتصاد مقاومتی» در حوزه هنری مواجه شد با اظهارات گزنده کامران ملکی از اعضای هیأت مدیره خانه سینما نسبت به اوضاع بغرنج اقتصاد.

کامران ملکی گفت: من ‌از خوش بینی مدیران دولتی نسبت به بهبود وضعیت اقتصادی کشور تقدیر می‌کنم اما بنده با وضعیت کنونی کشور نسبت به این خوش بینی، امیدوار نیستم. من احساس کردم در جلسه‌ای حضور دارم که در سال 58 برگزار شده و قرار است بعد از پیروزی انقلاب تازه برای درست برگزار شدن اوضاع تصمیم گیری کنیم. در واقع ما بعد از گذشت 40 سال هنوز در سال 58 گیر کرده ایم و درگیر مسایل اقتصادی‌ای هستیم که باید زودتر از اینها حل میشد.

وی افزود: من در چند سال اخیر به این نتیجه رسیده‌ام که علیرغم اینکه این بحث مهم است اما دوران اقتصاد مقاومتی تمام شده است.چرا ما فیلمسازانی در جامعه خود نداریم که با هر اثر خود نگرانی جدیدی نسبت به بحران‌های جامعه ما را نشان می‌دهند و روز به روز نگاه عمیق تری را از ایشان می‌بینیم؟؟

ملکی خاطرنشان کرد: سینما نمی‌تواند وارد مسائلی چون فساد‌های اقتصادی شود چرا که این موضوع برای مسئولین اهمیت ندارد. در واقع سینما در وضعیتی قرار دارد که وزیر ما به پورشه سواری خود افتخار می‌کند و برند کت و شلوار مسئولان دولتی ما الگوهای این مملکت شده است! سینما چه اقدامی می‌تواند در این زمینه انجام دهد؟ سینما تنها می‌تواند بستری را در راستای فرهنگ یک کشور فراهم کند که این نیز خود مستلزم مسیری طولانی و چندین ساله است در حالی که فرهنگ ما با گذشت 40 سال هنوز به جایگاه خود نرسیده است.

وی عنوان کرد: هیچ وقت بخشنامه‌های از بالا به پایین، در کشور کارساز نبوده است. چرا که فرهنگ از درون مردم شکل می‌گیرد. سیر اقتصاد مقاومتی هم باید از بدنه سینما شکل بگیرد که آن هم همراه با مردم است. بحث ارزان سازی در سینما باید مطرح شود اما با پول‌های باد آورده نمی‌توان به آن رسید. فرهنگ مصرف گرایی معلوم نیست از کجا در کشور ما باب شده است چرا که قبلا به معیشت مردم فکر می‌شد و امروز به برند موبایل بچه‌هایمان فکر می‌شود و از ما فرهنگ ارزان سازی را نمی‌پذیرند. تا زمانی که خود جامعه و مدیران اقتصادی کشور به این قضیه فکر نکنند سینما هم به عنوان جزیی از این مجموعه تنها قادر به بیان دغدغه‌هایش است. 41 سال از انقلاب گذشته و دیر به سراغ سینما آمده‌اند. سینمایی که از همان اوایل حکم محکومیتش صادر شده بود. اگر از همان اوایل انقلاب سینما را با طرح مسائل اقتصادی و اجتماعی همراه کرده بودند الان در این وضعیت قرار نداشتیم.

عضو هیات مدیره خانه سینما اظهار داشت: سینما خود یک صنعت است و از وضعیت حاکم در کشور نیز آسیب می‌بیند. ما حتی در چادر و مهر نمازی که مرتبط با اعتقاد ما است خودکفا نیستیم و اینها را از چین وارد می‌کنیم!!! ما هم مانند دیگر آحاد مردم باید رنج بکشیم پس همه با هم باید به یک نتیجه برای اصلاح برسیم. بحث فرار اندیشه‌ها و مغز‌ها یکی از معضلات اصلی کشورمان است چرا که همه به دنبال فرار از این وضعیت کشور هستند. ناگفته نماند در شرایط امروز، فقیر ادای غنی را در می‌آورد و این نیاز به ریشه یابی، بررسی و اصلاح دارد.




عیدی «آتقی» را هم خوردند؟!+فیلم

سینماروزان: نزدیک به ۹ ماه از سال گذشته و هنوز مشخص نشده عیدی میلیاردی ارشاد میان کدام سینماگران توزیع شده و نه ارشاد و نه خانه سینما در این باره شفاف سازی نکرده اند.

در یک رسوایی تازه یکی از نیازمندترین افراد صنف سینما که جواد گلپایگانی یا همان «آتقی» سریال «آینه عبرت» باشد بشدت حمله کرده به آنها که عیدی‌اش را خورده‌اند!!

وقتی از عیدی میلیاردی ارشاد حتی ریالی به آتقی هم نرسیده پس این عیدی به چه کسانی رسیده؟؟ چرا هیات مدیره خانه سینما، فهرست کامل عیدی‌گیرندگان را منتشر نمی‌کند؟

برای تماشای گلایه‌های آتقی اینجا را ببینید.