انتقادات صریح یک پخش‌کننده از چینش نادرست اکران رمضان⇐چرا شورای صنفی نمایش هیچ پیش‌بینی برای اکران رمضان نکرد؟؟/وقتی از ابتدای رمضان به ناگاه شش فیلم را همزمان وارد اکران می‌کنند معلوم است که ظرفیت اکران به همه نمی‌رسد!!/اکران همزمان ۱۳فیلم در ماه رمضان به فیلمسوزی منجر می‌شود!/از حالا برای محرم و صفر برنامه‌ریزی کنند تا مجددا فیلمسوزی رخ ندهد

سینماروزان: هرچقدر که فضای اکران برای فیلمهای اکران نوروزی فراهم بود که در دو ماه، سالن و سانس کافی داشته باشند تا بفروشند، اکران دوم نوروز که مقارن شده با ماه رمضان، محدودیت بالایی را برای آثار تازه اکران شده ایجاد کرده است.

همزمان با آغاز ماه رمضان شش فیلم تازه روی پرده رفتند که در کنار 7فیلم اکران نوروز که همچنان بخش عمده سالنها را در اختیار دارند یک ترکیب 13فیلمه ساختند که به جز برخی از آنها، مابقی از محدودیت شدید سالن رنج میبرند.

سعید خانی از پخش کنندگان جوان سینمای ایران با نتقاد از چیدمان اکران ماه مبارک رمضان به «ایسنا» گفت: متأسفانه ساختار سینما هم فضای متفاوتی از دیگر فعالیت‌های کشور ندارد و برنامه‌ریزی‌های دقیقی وجود ندارد. شورای صنفی نمایش تحت تاثیر اکران نوروز قرار گرفت و هیچ پیش‌بینی برای اکران دوم نوروز که همزمان با شروع ماه رمضان شد، نکرد. 

او ادامه داد: ما باید پیش‌بینی‌های لازم را انجام می‌دادیم و می‌دانستیم که با توجه به شروع ماه رمضان دیگر برنامه اکران دوم نوروزی وجود ندارد؛ بنابراین باید تدبیری اندیشیده می‌شد که دوباره ۶ یا هفت فیلم با هم اکران نشوند. وقتی که این تعداد فیلم را با هم وارد اکران رمضان می‌کنید باعث می‌شود ظرفیت‌های اکران به همه فیلم‌ها نرسد!! باید برای آن پیش‌بینی‌هایی می‌شد. وقتی در یک تایم فیلم‌هایی ضعیف اکران می‌شوند، برای سینمادار و سینما هزینه بر می‌دارد.

این پخش‌کننده افزود: بعد از این زمان و از عید فطر هم قرار است چند فیلم قوی همزمان با هم اکران شوند که این هم مشکلاتی را ایجاد می‌کند؛ یعنی مدتی فیلم خوب نداریم و دوباره در یک بازه زمانی چند فیلم خوب با هم روی پرده می‌روند که در این حالت با توجه به تعداد سالن‌های سینمایی و ظرفیت‌های موجود شرایط برای هر یک از فیلم‌ها سخت می‌شود. برای ماه رمضان چون شورای صنفی با صاحبان آثار صحبت نکرده بود و به آنها انگیزه‌ای برای اکران نداده بود، باعث شد چند فیلم ضعیف باهم روی پرده بروند.

تهیه‌کننده «لونه زنبور» با اشاره به فیلمسوزی منتج از اکران تعداد بالای فیلم در ماه رمضان گفت: امسال آئین‌نامه می‌گفت که فیلم‌ها هفت هفته می‌توانند سرگروه باشند و چون فیلم «رحمان ۱۴۰۰» هم از نمایش برداشته و فیلم دیگری جایگزین آن شد، شورای صنفی گفت فیلم جایگزین می‌تواند نمایش خود را ادامه دهد و به دنبال آن نیز شش فیلم از ابتدای رمضان روی پرده رفتند! باید پیش‌بینی می‌شد که در ایام ماه رمضان و با اکران همزمان 13 فیلم شرایط خوبی را در گیشه نخواهیم داشت و احتمال فیلمسوزی میرود.

خانی در پایان مطرح کرد: باید از همان ایام نوروز با فیلمسازان مذاکراتی انجام می‌شد برای چینش اکران رمضان زیرا اگر بخواهیم نگاهی بلند مدت‌تر هم داشته باشیم، محرم و صفر را در پیش داریم که آن هم محدودیت‌هایی برای اکران ایجاد می‌کند. بنابراین باید از الان با صاحبان فیلم‌های غیرکمدی صحبت شود و شرایطی را برایشان در نظر می‌گرفتند تا در بازه‌های زمانی خاص، شاهد خالی بودن گیشه سینما از فیلم‌های خوب و فیلمسوزی نباشیم.




سه هفته بعد از اقدام ابلهانه ترامپ در تروریستی خواندن سپاه⇐هنوز هیچ کدام از سینماگران سپاهی از جواد نوروزبیگی تا سرهنگ سعید سعدی و حاج اکبر ثقفی واکنشی به این اتفاق نشان نداده اند! چرا؟

سینماروزان: سه هفته پیش و بعد از اقدام ابلهانه دولت ترامپ در تروریستی خواندن سپاه در تحلیلی از لزوم واکنش سینماگران دارای عقبه سپاهی و همچنین آنها که با حمایت ارگانهای متصل به سپاه محصول تولید کرده اند، نسبت به این اقدام نوشتیم.

با این حال به غیر از جمال شورجه و مسعود ده نمکی که در همان ابتدای کار و با انتشار هشتگ #من_یک_سپاهی_هستم واکنش خود را نسبت به اقدام ترامپ نشان دادند هیچ واکنش ملموس دیگری از سینماگران را شاهد نبودیم.

نه فقط سینماگرانی مانند کیومرث پوراحمد، بهرام توکلی، سیروس مقدم، احمدرضا معتمدی و محسن تنابنده که در این سالها حمایت نهادهای زیرمجموعه سپاه را پشت تولیدات خود داشته اند نسبت به این اقدام موضع نگرفتند بلکه سینماگران دارای عقبه سپاهی نیز کمترین واکنشی به این اقدام نداشته اند.

جواد نوروزبیگی، سعید سعدی و اکبر ثقفی از جمله سینماگران سپاهی هستند که ازشان انتظار میرفت واکنشی صریح نسبت به اقدام سپاه داشته باشند. اینها که اتفاقا در ادوار مختلف کاری خود حمایت ارگانهای متنفذ نظام را کنار محصولات خود داشته اند باید پیشتاز همراهی سینماگران با سپاه پاسداران میشدند.

با این حال تاکنون هیچ واکنش صریحی ازشان سر نزده است تا این پرسش شکل گیرد که چرا این جماعت در قبال توهین به یک نیروی جهادی-دفاعی نظام که اگر نبود شاید اینها هم نبودند، این قدر منفعلانه نظاره گر اوضاعند؟؟؟

سینماروزان آماده است هم توضیحات این سینماگران سپاهی و هم سینماگرانی که حمایت نهادهای متصل به سپاه را داشته اند درباره چرایی عدم واکنش به اقدام ترامپ، بی کم و کاست منعکس کند.




انتقاد کارگردان یک پروژه دوملیتی از اوضاع اکران⇐مسئولان پاسخ دهند که چرا اکران فیلمها در انحصار افراد خاصی است؟؟!/چرا بخش عمده سالنها در اختیار فیلمهایی فاقد استانداردهای سینمایی است؟؟/اينكه دو بازيگر و يك پورشه در فيلم بگنجانيم كه نشد سينما!!/ اگر «‌اي ايران» الان ساخته مي‌شد محال بود اكران سراسري بگیرد!!

سینماروزان: اوضاع اکران در سینماها کما فی السابق با باز گذاشتن مسیر پیش روی آثار حاکمیتی-مافیایی ادامه دارد و هرقدر هم که سینماگران مستقل گلایه و نقد کنند باز بنا نیست اتفاق تازه ای بیفتد.

آناهید آباد بانویی که پس از سالها دستیاری کارگردانانی مختلف از بهرام بیضایی تا علیرضا داوودنژاد و احمدرضا درویش توانست فیلمی با نام “یه وا” که پروژه ای دوملیتی است را بسازد از جمله سینماگرانی است که به شدت به اکران نقد دارد.

آناهید آباد با انتقاد از اوضاع اکران سینمای ایران به “اعتماد” گفت: از مسئولان بپرسيد چرا اكران فيلم‌ها در انحصار عده خاصي است؟ در واقع چرخه ناسالم و خشن و غير‌سينمايي باعث شد فیلمم «يه وا» بعد از مدتها انتظار در چرخه اكران سراسري قرار نگيرد و سر از هنروتجربه برآورد.

این کارگردان ادامه داد: بنده كاري به فيلم‌هاي كمدي و پرفروش و… ندارم، اصلا وارد بحث‌هايي همچون فرهنگ و هويت و ادراك زيبايي‌شناسي جامعه و… هم نمي‌شوم اما در حال حاضر يك‌سري سينما در اختيار فيلم‌هاي غير‌سينمايي قرار گرفته است. هر فيلمي كه در سينما نمايش داده مي‌شود كه سينما نيست. اينكه دو بازيگر و يك پورشه در فيلم بگنجانيم كه نشد سينما.

آناهید آباد خاطرنشان ساخت: بحث من اصلا فيلم كمدي نيست چراكه خود من آرزو دارم روزي شانس ساخت فيلم كمدي را داشته باشم اما اين فيلم‌هايي كه در سينما اكران مي‌شوند سينما نيستند. سوالي از شما بپرسم. اگر فيلم «‌اي ايران» الان ساخته مي‌شد اكران سراسري به آن تعلق مي‌گرفت؟ خير. شما نگاه كنيد به سريال «‌دايي جان ناپلئون» كه براي خودش سينماست و هر ايراني به نظر من نسخه‌اي از آن را بايد در خانه نگاه داشته باشد و هر از چند گاه نگاهش كند.

آباد تأکید کرد: صراحتا مي‌گويم كه فيلم من گنجايش اكران سراسري داشت كه از آن دريغ شد… اين سرنوشت فيلم‌هاي زيادي بوده و هست.




رک‌گویی برادر محمد مطیع که فرسنگها دورتر از ایران درگذشت و بی حضور تابوت‌کشان مذبذب به خاک سپرده شد⇐برادرم اشتباه نکرد که رفت! اگر در ایران می‌ماند همان موقع از دست می‌رفت!!

سینماروزان: محمد مطیع بازیگر سرشناس ایرانی، ابتدای سال 98، فرسنگها دورتر از ایران در سوئد درگذشت و بی حضور تابوت کشان مذبذب در همان سوئد به خاک سپرده شد.

در مراسم یادمان این بازیگر فقید هرچند ایرج راد رییس هیأت مدیره خانه تئاتر از تلاشهای ناکامش برای انتقال پیکر مطیع به ایران گفته ولی مهران مطیع برادر کوچکتر محمد مطیع با صراحت از تصمیم درست برادرش در مهاجرت از ایران گفت.

مهران مطیع بیان داشت: برادرم اشتباه نکرد که رفت، او ناراحتی قلبی داشت و اگر در ایران می‌ماند همان موقع از دست می رفت!!

برادر کوچکتر این بازیگر فقید با اشاره به مهاجرت برادرش به سوئد در اواخر دهه شصت و بازگشت در اواخر دهه هشتاد گفت: برادرم زمانی که رفت سالها دور از وطن زیست ولی برای بازگشتش به ایران هم اشتباه نکرد چون عاشق بازیگری بود و برگشت و کارنامه اش را غنی تر کرد ولی در نهایت باز هم به سوئد بازگشت و همان جا بدرود حیات گفت.

مهران مطیع با لحنی گریان خاطرنشان ساخت: من با شنیدن خبر مرگش باور نکردم تا زمانیکه فیلم خاک سپاریش را ندیده بودم، برایش فاتحه نفرستاده بودم!!




…و بالاخره اظهارات سخنگوی هیأت مدیره خانه سینما⇐ از عیدی میلیاردی ارشاد فقط ۷۹۲میلیون و خرده‌ای به صنوف رسیده!!

سینماروزان: بیشتر از یک ماه بعد از لو رفتن ورود عیدی میلیاردی ارشاد به خانه سینما و در حالیکه در روزهای گذشته سوالاتی جدی طرح شده درباره اینکه مبلغ عیدی بیشتر از یک میلیارد بوده همچنان هیأت مدیره خانه سینما از شفاف سازی کامل پیرامون گیرندگان عیدی میلیاردی سرباز میزنند.

به گزارش سینماروزان در دل همین عدم شفاف سازی است که برخی افراد فاقد مسئولیت صنفی با اظهارات خود درباره این عیدی میلیاردی بر ابهامات می افزایند.

علی قائم مقامی عضو و سخنگوی هیأت مدیره خانه سینما در واکنش به حرف و حدیثهای پیش آمده بیان داشت: چهارشنبه 28 فروردین ماه اولین جلسه هیأت مدیره خانه سینما در سال جدید برگزار شد و مهم ترین بحث، موضوع عیدی امسال بود. با توجه به اينكه دقت در محاسبه جزء لاينفك حرفه من (مديريت توليد) است، در حضور اعضای محترم هیأت مدیره اسناد پرداختى را محاسبه كردم. نتيجه اين كه: جمع کل پرداختی ها (به اعضای 28 صنف دریافت کننده عیدی) مبلغ 792/400/000(792میلیون و 400هزار) تومان است.

 

 




به دنبال تروریستی خوانده شدن “سپاه” از سوی دولت آمریکا⇐آیا جواد نوروزبیگی به نمایندگی از سینماگران دارای عقبه سپاهی، گرین کارتش را میسوزاند یا منتظر میشود ترامپ گرین کارتش را باطل کند؟/آیا امثال بهرام توکلی، سعید ملکان، سیروس مقدم، محسن تنابنده و کیومرث پوراحمد که حمایت هنگفت نهادهای متصل به “سپاه” را پشت تولیدات خود داشته اند، رفتار دولت آمریکا را محکوم خواهند کرد؟؟؟

سینماروزان/حامد مظفری: رفتار ابلهانه دولت آمریکا در تروریستی خواندن “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” تا اینجا فقط با واکنش صریح دو کارگردان سینما یعنی جمال شورجه و مسعود ده نمکی مواجه شده که به صراحت و با هشتگ #من_یک_سپاهی_هستم تکلیف خود را با دولت آمریکا مشخص کرده اند.

به گزارش سینماروزان هنوز جواد نوروزبیگی که از جمله شناخته شده ترین سینماگران دارای عقبه سپاهی است و گویا گرین کارت امریکا را هم دارد درباره این رفتار دولت آمریکا واکنشی نشان نداده است.

خیلیها منتظرند ببینند نوروزبیگی هم به صراحت شورجه و ده نمکی به کمپین “من یک سپاهی هستم” خواهد پیوست یا معذوریت انتقال بخشی از زندگی به آمریکا مانع وی خواهد شد؟؟ آیا جواد نوروزبیگی به نمایندگی از سینماگران دارای عقبه سپاهی، گرین کارتش را میسوزاند یا منتظر میشود ترامپ گرین کارتش را باطل کند؟

به جز نوروزبیگی وقتش نیست تمام آنها که در سالهای اخیر از ارگانهای متصل به سپاه و از جمله اوج و بنیاد روایت و انجمن سینمای دفاع مقدس حمایتهای هنگفت مالی گرفته اند، اکنون همراهی خود با سپاه را نشان دهند!؟

افرادی نظیر ابراهیم حاتمی کیا، سعید ملکان، بهرام توکلی، محسن تنابنده، سیروس مقدم، الهام غفوری و احمدرضا معتمدی که با حمایت مالی اوج محصولاتی پرهزینه نظیر “بادیگارد”، “به وقت شام”، “تنگه ابوقریب”،”پایتخت5″،”سوء تفاهم” و “راه رفتن روی سیم” را ساختند الان باید مردانگی خود را نشان دهند و به شفاف ترین شکل رفتار دولت آمریکا در تروریستی خواندن سپاه را محکوم کنند.

یکی مثل کیومرث پوراحمد که با حمایت بنیاد روایت فیلم شکست خورده “پنجاه قدم آخر” را ساخت از دیگر کارگردانانیست که باید موضع خود را نسبت به سپاه مشخص کند.

حالاست که ارگانهای متصل به سپاه هم میتوانند سرندی داشته باشند برای یافتن سینماگرانی که واقعا علقه نظام و سپاه را دارند! این طور نیست؟




قال داور مجهول‌العقبه «عصر جدید»: کشورهایی که آمار شهوت جنسی شان بالاست، فوتبال بهتری دارند!! ⇔نکته: پس لابد بخاطر کمبود شهوت جنسی، از ژاپن سه گل خوردیم؟؟!!⇔پرسش: تئوری این داور درباره رشد جهشی خودش چیست؟؟ آیا این رشد هم منتج از امیال ممنوعه است؟؟ یا باز هم پای آقازادگی و «ژن خوب» در میان است؟؟

سینماروزان: از عجایب رسانه ملی یکی اش همین است که یکباره آدمها را در جایی قرار میدهد که برایش ساخته نشده اند و همین است که سیکلی از تناقضات را شکل میدهد. اخیرا فردی به نام #بشیر_حسینی پیدا شده که بی عقبه مشهود به عنوان داور مسابقه ای متصل به یک اپلیکیشن انتخاب شده و در این برنامه همردیف آدمهایی قرار گرفته مثل امین حیایی، رویا نونهایی و آریا عظیمی نژاد که هر یک کلی تجربه هنری دارند. فرد نامبرده که در همین مسابقه نیز عدم اعتماد به نفس ناشی از ضعف معلوماتش بدجوری علیه کلیت مسابقه عمل کرده، برای دیده شدن(؟) هرازگاه ادعاهایی را مطرح میسازد سرگیجه آور!!!

از جمله اظهارات منتشره ایشان درباره ربط کیفیت فوتبال با میزان شهوت جنسی است و اینکه هر کشوری که مردمان شهوانی تری داشته باشد فوتبالش قوی تر است!!(اینجا را ببینید)

بر این اساس لابد بخاطر کمبود شهوت جنسی مردمان مان بود که از ژاپن سه گل خوردیم و از جام ملتها حذف شدیم؟؟ و احتمالا از این به بعد بجای استخدام مربی فوتبال باید پناه ببریم به داروهای افزایش میل جنسی تا رشد فوتبالی داشته باشیم؟

یکی پیدا شود و بگوید این داور نورس با آن لحن غیرمتعارف به کجا متصل است که این گونه فرش قرمز برای خودش و نظرات ابترش پهن کرده اند؟؟ رزومه ایشان چیست؟! کدام خلق هنری را انجام داده اند؟؟

چرا بشیر حسینی در همه چیز اظهارنظر میکند بجز چگونگی رشدش؟؟ تئوری ایشان درباره رشد جهشی خودشان چیست؟؟ پای فروید و امیال ممنوعه در بین است؟ یا باز هم پای آقازادگی در میان است؟!




خوش به حال محمد مطیع که در تشییعش نه مدیر ابوالمشاغل صنف هست و نه تابوت کشان ریاکار!!

سینماروزان: درگذشت محمد مطیع در آخرین ساعات سال 97 خورشیدی کیلومترها دور از ایران و در سوئد رخ داد.

اتفاقی که هرچند برای رفقای این بازیگر تراژیک بود ولی از یک منظر برای خود آن مرحوم خوشبختی به شمار میرود.

در سالهای اخیر بارها و بارها دیده بودیم سینماگرانی را که در زمان حیاتشان کمترین حمایتی از سران صنف سینما ندیدند ولی تا مردند روسای چندشغله صنف و میکروفن داران دور و برشان بدوبدو به مراسم تشییعشان رفتند و در رثایشان تا توانستند دروغ گفتند!

چرا حرفهای اینان را دروغ می پنداریم؟؟ چون چنین سینماگرانی تا زنده بودند خبری حتی از یک تکریم ساده ولو در حد ارسال یک عیدی ناقابل- که حقشان بود از بودجه های هنگفتی که به نامشان از دولت میگرفتند-نبود و تا می مردند روسای اهمال کار در صف اول تابوت کشی می ایستادند.

حالا با مرگ محمد مطیع در سوئد دیگر نه خبری از ابوالمشاغل در تشییع هست و نه خبری از دروغپردازان بالادستی صنف که بیایند و با تابوت مطیع عکس بیندازند!!




با تأییدیه سازمان، قیمت بلیت سینماها در شهرستانها ثابت ماند اما چون پایتخت‌نشینان غرق در رفاه هستند(؟)شورای اکران دستور به افزایش قیمت بلیت سینما در سال۹۸ داد⇐سقف قیمت بلیت در تهران به ۲۰هزار تومان رسید!!/اگر بلیت ارزان میخواهید، از تهران خارج شوید!!

سینماروزان: با تأییدیه سازمان سینمایی بر طرح شورای صنفی نمایش مبنی بر افزایش و در عین حال شناور شدن قیمت بلیت سینماهای تهران در سال98، ارقام بلیت برای سینماهای مختلف در سال آینده اعلام شد. البته افزایش بهای بلیت فقط برای تهران است و سینماهای شهرستان افزایش قیمت ندارد!! چرا؟ چون تهرانیها غرق در رفاه هستند؟؟

با احتساب 9درصد مالیات ارزش افزوده که باید از جیب مخاطب بخت برگشته برود، سقف قیمت بلیت برای سینماهای مدرن تهران در بهترین روزهای هفته که تعطیلات باشد به 20هزار تومان رسید و این سقف برای سینماهای درجه دو 11 هزار تومان است!!

ارقام بلیت برای سینماهای مختلف تهران بدون احتساب مالیات ارزش افزوده به شرح زیر است:

–قیمت بلیت در سینماهای مدرن در روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه ۱۳ هزار تومان، روزهای سه‌شنبه (نیم‌بها) ۹ هزار تومان و پنجشنبه، جمعه و روزهای تعطیل ۱۸ هزار تومان خواهد بود.
 –بهای بلیت سینماهای ممتاز در روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه حداکثر ۱۱ هزار تومان، روزهای سه‌شنبه (نیم‌بها) ۷ هزار تومان و پنجشنبه، جمعه و روزهای تعطیل ۱۳ هزار تومان است.
قیمت بلیت در سینماهای درجه یک در روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه حداکثر ۹ هزار تومان، روزهای سه‌شنبه (نیم‌بها) ۵۵۰۰ هزار تومان و پنجشنبه، جمعه و روزهای تعطیل ۱۱ هزار تومان خواهد بود.
قیمت بلیت در سینماهای درجه دو نیز در روزهای شنبه، یکشنبه، دوشنبه و چهارشنبه حداکثر ۷ هزار تومان، روزهای سه‌شنبه (نیم‌بها) ۵ هزار تومان و پنجشنبه، جمعه و روزهای تعطیل ۱۰ هزار تومان تعیین شده است.
مبالغ فوق بدون احتساب مالیات بر ارزش‌افزوده تعیین شده لذا سینماداران باید براساس قانون مالیات بر ارزش‌افزوده، با افزودن ۹ درصد مالیات به ارزش‌افزوده اقدام کنند که به این ترتیب مثلاً قیمت بلیت ۱۸ هزار تومانی به حدود ۲۰ هزار تومان می‌رسد.



بری دیگر از شفاف سازی حسین انتظامی⇐از بودجه ۱۰٫۹ میلیاردی مرکز گسترش، فقط ۴٫۶ میلیارد هزینه پشتیبانی شده و نزدیک به ۲٫۸ میلیارد صرف برگزاری جشنواره های حقیقت و آوینی!!

سینماروزان: استمرار شفاف سازی مالی حسین انتظامی موجب شده به بودجه خوارترین عنصر محافل سینمایی که “هزینه پشتیبانی” است برخورد کنیم.

در شفاف سازی جشنواره موسوم به جهانی فجر نزدیک به 1.9 میلیارد هزینه پشتیبانی دستمزد مدیران و پرسنل هویدا شد! در شفاف سازی انجمن سینمای جوانان نزدیک به 9 میلیارد هزینه پشتیبانی عیان گشت و حالا در شفاف سازی مرکز گسترش به رقم 4.6 میلیاردی هزینه پشتیبانی رسیده ایم!!!

اینکه کل بودجه مرکز گسترش 10.9 میلیارد است و از این مقدار هم فقط 4.9میلیارد هزینه پشتیبانی شده جای سوال دارد؟؟ از آن سو مرکز 2.8 میلیارد هم صرف برگزاری دو جشنواره حقیقت و آوینی کرده و آنچه برای مابقی امور مانده چیزیست حدود میلیارد که باید صرف کلی مستندساز کوچک و بزرگ شود؟؟




پرسش کلیدی رسانه‌های مستقل⇐چرا یک کارگردان شکست‌خورده، شده است رابط بین‌الملل فارابی؟/چرا این کارگردان شکست‌خورده و همسرش در فهرست مسافران برلین فارابی قرار گرفته‌اند؟/هزینه سفر این زن و شوهر به برلین را فارابی داده؟؟

سینماروزان: علیرغم همه تقاضاها امسال هیچ فیلم بلند ایرانی نتوانست به جشنواره برلین راه یابد با این حال عدم حضور سینمای ایران در این فستیوال منجر به عدم سفر هیأتی از فارابی به این جشنواره نشد!! رائد فریدزاده معاون بین الملل فارابی به همراه هیأتی ایرانی به این جشنواره رفت و البته شب سینمای ایران را هم در این جشنواره راه انداخت؛ چرایی این سفر در شرایطی که ایران هیچ نماینده ای در برلین ندارد و حضور افرادی با کارنامه بحث برانگیز در این شب نشینی با واکنش رسانه های مستقل مواجه شد.

رسانه مستقل «سینما آسیا» با اشاره به منصب مصطفی احمدی در فارابی گزارش داد: در فارابی چه میگذرد؟؟؟ مصطفی احمدی کارگردان فیلم شکست خورده «بی حساب/میلیونر میامی» شده است مسئول تولید مشترک فارابی!!! با کدام رزومه؟؟؟ بخاطر بازرسی در خانه سینما؟؟؟

این رسانه ادامه داد: درحالیکه جشنواره برلین حتی یک فیلم بلند ایرانی را در بخشهای مختلف خود راه نداده، فارابی در این جشنواره، شب نشینی برگزار کرده!! عجیب که فیلمسازی شکست خورده به نام مصطفی احمدی هم در این شب نشینی حاضر است!! خدا را خوش میآید در اوضاع بغرنج اقتصادی بدنه سینمای ایران، بودجه های فرهنگی صرف چنین شب نشینی هایی شود؟؟؟

رسانه «سینمامخاطب» با اشاره به چرایی حضور یک کارگردان شکست خورده در فهرست مسافران برلین فارابی نگاشت: مصطفی احمدی دستیار کارگردان که دو فیلم شکست خورده «نزدیکتر» و «بی حساب/میلیونر میامی» را در کارنامه دارد به همراه همسرش آتوسا قلمفرسایی در شمار مسافران فارابی به برلین قرار دارد!! این زن و شوهر با لبانی خندان در شب نشینی فارابی در برلین هم حضور یافته اند!! چرا باید فارابی اینها را به برلین ببرد؟ بخاطر کدام دستاورد جهانی؟ عجیب است که همسر احمدی پیشتر هم عضو کمیته انتخاب فیلم برای اسکار بود!!! همان کمیته ای که فیلم درنهایت ناکام دوارگانی «نفس»-که با حمایت فارابی و نورتابان وابسته به بنیاد مستضعفان تولید شده بود- را به آکادمی فرستاد!! چرا فارابی این قدر هوای این زن و شوهر را دارد؟

رسانه «ستاره سینما» هم در این باره نوشته است: درحالی‌که در این دوره از جشنواره فیلم برلین، سینمای ایران کمرنگ‌ترین و بی‌نماینده‌ترین حضور خود را تجربه می‌کند، جماعتی تحت عنوان برگزاری شب سینمای ایران در برلین با بودجه بنیاد سینمایی فارابی از محل بیت‌المال راهی سفر شده‌اند. جالب آنکه در بین مسافران آتوسا قلمفرسایی که طراح صحنه‌ و لباس است به همراه همسر دستیار کارگردانش نیز دیده می‌شود. قلمفرسایی همان است که در جریان انتخاب نماینده ایران برای شرکت در اسکار عضو هیات انتخاب بنیاد سینمایی فارابی بود و فیلم «نفس» نرگس آبیار به عنوان منتخب هیات مذکور راهی اسکار شد و همان ابتدا از رقابت حذف گردید و سینمای ایران از موفقیت در اسکار بازماند!

معاون بین الملل فارابی و هیأت همراه او در برلین/مصطفی احمدی و همسرش با لبی خندان سمت چپ معاون بین الملل دیده میشوند!




این همه تناقض در کمی بیش از یک ماه؟؟⇐احمد امینی(یک عضو هیأت انتخاب/۱۵ دی): فیلمهای امسال جشنواره هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص را راضی میکند!⇔محمدعلی حسین‌نژاد(عضو هیأت انتخاب/۲۰بهمن): فقط ۱۰ فیلم نظر اکثریت هیأت انتخاب را به خود جلب کرد!!/ با توجه به کیفیت فیلمها باید نهایتا ۱۵ فیلم وارد بخش مسابقه می‌شد!!

سینماروزان: کیفیت پایین آثار بخش مسابقه جشنواره فجر و حتی رسوخ فیلمهای موسوم به «شونه تخم مرغی» در این بخش با انتقادات بدنه مستقل رسانه ها مواجه شده است؛ این انتقادات در حالیست که احمد امینی از اعضای هیأت انتخاب جشنواره فجر 15 دی ماه و بعد از اعلام اسامی فیلمها به «تسنیم» گفته بود: من فکر می‌کنم فیلم‌های امسال جشنواره هم مخاطب عام یعنی مردم و هم مخاطب خاص یعنی منتقدین و رسانه‌ای‌ها را راضی می‌کند!!!

حالا اما محمدعلی حسین نژاد از دیگر اعضای هیأت انتخاب جشنواره بیان داشته است که فقط ده فیلم جشنواره نظر اکثریت هیأت انتخاب را جلب کرده است!! حسین نژاد به «ایلنا» گفت: براساس نظر برگزارکنندگان جشنواره و مصلحت جشنواره فیلم فجر تصمیم گرفته شد که 22 فیلم در بخش سودای سیمرغ حضور داشته باشند اما اینکه 22 فیلم در این بخش حضور دارند به معنی آن نیست که کیفیت همه این 22 فیلم یکسان است و باهم برابر است و همه آنها از کیفیت خوبی برخوردارند. سقف تعداد فیلم‌ها در بخش سودای سیمرغ براساس نظر مدیران جشنواره 22 فیلم بود اما نظر شخصی من به عنوان یکی از اعضای هیئت انتخاب این بود که باید سقف را معلوم کنیم ولی کف را درنظر بگیریم و ببنیم چقدر فیلم‌ها قابلیت حضور دارند و مقدورات ما چقدر است و اصرار نداشته باشیم که حتما به اندازه سقف فیلم انتخاب کنیم بلکه بگوییم تعداد فیلم‌ها از 22 فیلم بیشتر نشود اما اگر کمتر شد اشکالی وجود ندارد.

حسین‌نژاد افزود: نظر من این بود که باتوجه به کیفیت فیلم‌ها باید نهایتا 15 فیلم در بخش سودای سیمرغ انتخاب شود و به نمایش دربیاید اما مدیران جشنواره تصمیم گرفتند که 22 فیلم انتخاب و اعلام شود لذا هیئت انتخاب براساس آ‌رایی که به فیلم‌ها داده بود اسامی فیلم‌ها را تا سقف 22 فیلم اعلام کرد. هیئت انتخاب هفت عضو داشت و از میان فیلم‌ها 10 فیلم تمامی هفت رای هیئت انتخاب را به دست آورده بودند. از فیلم دهم تا پانزدهم فیلم‌ها با شش رای انتخاب شدند و فیلم‌های پانزدهم تا بیست و دوم با چهار الی شش رای انتخاب شدند. پنج فیلم آخری که انتخاب شدند و فیلم‌های ذخیره بودند، تقریبا آرای برابری داشتند و شاید یک فیلم با اختلاف یک یا نهایت دو رای تکلیفش مشخص شد.

وی افزود: یکی از مسائلی که برای انتخاب پنج فیلم نهایی و فیلم‌های ذخیره ملاک قرار گرفت علاوه بر کیفیت آثار برخی نکات دیگر بود مثلا اینکه تنوع در مجموعه فیلم‌های جشنواره صورت بگیرد.

حسین‌نژاد با اشاره به کیفیت آثار در  بخش نگاه نو (فیلم‌های اول) گفت: فیلم‌های بخش نگاه نو به راحتی و با آرای خوبی انتخاب شدند و به نوعی دست ما به دلیل کیفیت فیلم‌ها بازتر بود و 10 فیلم به راحتی انتخاب شدند. اگر مثلا اجازه داشتیم که 12 یا 13 فیلم انتخاب کنیم قطعا می‌توانستیم دو یا سه فیلم دیگر به مجموعه فیلم‌های نگاه نو اضافه کنیم و 10 فیلم با آرای بالا انتخاب شوند.

وی ادامه داد:‌ من به دلیل کیفیت آثار بخش نگاه نو پیشنهاد دادم که دو فیلمی که قرار است به نمایندگی از این بخش در سودای سیمرغ حضور داشته باشند از آثاری انتخاب بشوند که در این بخش نیستند یا آنها را جایگزین دو فیلمی کنیم که از بخش نگاه نو به سودای سیمرغ راه پیدا کرده بودند که جشنواره این اجازه را به ما نداد البته قرار بود سه فیلم از بخش نگاه نو به بخش سودای سیمرغ راه پیدا کند که دو فیلم انتخاب شد اما برای فیلم سوم در رای‌گیری به جمع‌بندی نهایی نرسیدیم.

وی با اشاره به انتخاب سه انیمیشن در بخش مسابقه گفت: درست است که در سینمای انیمیشن در سال‌های اخیر فعالیت‌های خوبی شده و تولیدات خوبی صورت گرفته و فعالان این بخش که اکثرا از جوانان هستند زحمات زیادی می‌کشند اما این صنعت همچنان در کشور ما جوان است و به همین دلیل از استانداردهای جهانی فاصله دارد و این حرفه نیاز به تجربه زیادی دارد و همین مساله باعث می‌شد که ما با دیدن آثار این حسرت را داشته باشیم که با وجود زحماتی که کشیده شده اما آثار از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست و این امر نشان می‌دهد که باید یک سازمان مشخص از تولیدات انیمیشن پشتیبانی کند تا از استعدادها به خوبی استفاده شود. در این بخش سه فیلم سینمایی بلند عرضه شده بود که ما پیشنهاد دادیم همین سه فیلم حضور داشته باشند و باهم رقابت کنند و اگر وارد بخش دیگری می‌شدند و یا کنار گذاشته می شدند مهجور قرار می‌گرفتند پس قرار شد که این سه فیلم با همدیگر رقابت بکنند نه با سایر فیلم‌ها.

وی در پاسخ به این سوال که برخی فیلم‌ها در زمان نمایش در جشنواره و به دنبال برخی انتقادات مجدد تدوین شدند و یا روایت خود را تغییر دادند، گفت: من از جزئیات این تغییرات اطلاعی ندارم اما زمانی که ما فیلم‌ها را انتخاب کردیم نظرمان را اعلام کردیم و بعد نیز آثار همان گونه که ما دیده بودیم پروانه گرفتند و اجازه نمایش پیدا کردند. اگر اتفاقی افتاده نظر فیلمساز بوده است هر چند در زمان تماشای فیلم در هیئت انتخاب نیز برخی بخش‌هایی از برخی فیلم‌ها همچون جلوه‌های ویژه‌شان کامل نشده بود و بعد کامل شد.




آفرین به داداش کوچیکه مجیدی که برخلاف زوج متصل، راستش را گفت و سرمایه‌گذار «جان‌دار» را معرفی کرد!!

سینماروزان: در حالی که از مدتها پیش از برگزاری جشنواره فیلم فجر پرسشهایی جدی درباره حمایت سرمایه گذاری خاص از دو فیلم جشنواره وجود داشت ولی زوجی که صاحب یکی از این دو فیلم هستند با ادعای تأمین سرمایه توسط سرمایه گذاران بلوچ کوشیدند از پاسخگویی در این باره طفره روند.

با این حال کامران مجیدی تهیه کننده فیلم «جاندار» صداقت پیشه کرد و به صراحت سرمایه گذاران فیلمش را معرفی کرد. کامران مجیدی در نشست خبری فیلمش گفت: خیلی شفاف میگویم 50 درصد سرمایه فیلم توسط من و 50 درصد بقیه توسط علی اسدزاده که از سال 87 سرمایه گذار تولید بوده اند تامین شده است. 

راستگویی کامران مجیدی روندی است که میتواند الگویی باشد برای تمامی تهیه کنندگان پروژه های مشکوک المنابع سینمای ایران که وقتی از شخص یا نهادی حمایت می گیرند رک و راست سرمایه گذار فیلم را معرفی کنند و آلوده دروغ نشوند!

هرچند صداقت وقتی تکامل می یابد که درباره شرکای درجه اول همین سرمایه گذاران هم شفاف سازی شود ولی برای شروع هم که شده بد نیست زوج صاحب فیلم لرزان مطلوب افراطیون هم صداقت پیشه کنند و به راستی سرمایه گذاران خویش را معرفی نمایند.




لزوم شفاف‌سازی خانه سینما درباره مجری شمارش آرای مردمی جشنواره فجر⇐سینماتیکت یا بیت‌کوین‌باز جوان!؟

سینماروزان: امسال برای دومین بار است که شمارش آرای مردمی جشنواره به صورت الکترونیک انجام میشود. سال گذشته این روند با همراهی سامانه سینماتیکت انجام شد و موجبات این را فراهم کرد که برخلاف سالهای قبلتر، در نهایت کمترین حاشیه بر سر اهدای سیمرغ مردمی ایجاد شود.

امسال نیز هرچند گمان برده میشد باز هم سینماتیکت است که مجری شمارش آرا باشد ولی در روزهای گذشته پرسشهایی جدی طرح شده درباره واگذاری پیمانکاری اجرای شمارش آرا به بیت‌کوین‌باز جوانی که سال گذشته هم پروژه‌ای پربریز و بپاش را به تهیه کنندگی مدیر یک محفل 8میلیاردی تولید کرده بود!!

پرسشها درباره حضور این بیت‌کوین‌باز در ماجرای شمارش آرای مردمی وقتی بیشتر میشود که می‌بینیم فیلم کم‌مایه شریک این بیت‌کوین باز در همان پروژه پربریز و بپاش نیز در میان فیلمهای برتر مردمی قرار دارد!!

این بیت‌کوین‌باز جوان که مشخص نیست بیت‌کوین‌بازی شغل اصلیش است یا پوششی برای پشت پرده‌اش(؟) با گرفتن مجوز وی.اُ.دی و راه اندازی یک اپلیکیشن، شده است مجری شمارش آرای مردمی جشنواره. اینکه چگونه در کوتاهترین زمان ممکن برای ایشان مجوز سامانه ویدیوی درخواستی صادر شده بماند، اینکه چرا یک فرد نورس باید بشود مجری شمارش آرای مهمترین جشنواره وطنی به شدت جای سوال دارد.

به نظر میرسد مدیران خانه سینما که ناظر شمارش آرای مردمی هستند هرچه زودتر باید درباره این ماجرا شفاف سازی کنند! آیا واقعا یک بیت کوین باز مجری شمارش آرای مردمی است؟ اگر پاسخ مثبت است چرایی این واسپاری است که جای سوال قرار میگیرد.




شریک فارابی در تأمین بودجه هنگفت “ماجرای نیمروز۲” مشخص شد⇐ پیام رسانی منسوب به اسپانسر جشنواره، بانکی منتسب به یک خودروساز و…!!

سینماروزان: بالاخره در آستانه برگزاری جشنواره و با انتشار اولین تیزر از “ماجرای نیمروز2” حامیان مالی فیلم مشخص شدند!!

به غیر از بنیاد سینمایی فارابی که پیشتر مسعود نقاش زاده معاون فرهنگی این نهاد از حضورش در این پروژه خبر داده بود حالا مشخص شده که پیام رسانی به نام “آی گپ” هم حامی مالی پروژه بوده!!!

“آی گپ” پیام رسانیست متعلق به «توسعه فناوری‌های هوشمند کیان ایرانیان»؛ شرکتی که سهامداران آن متشکل از گروه سرمایه‌گذاری نور دنا (متعلق به همراه اول)، گروه داده‌پردازی بانک پارسیان(منسوب به ایران خودرو) و شرکت تابان آتی داده پرداز هستند.

“آی گپ” از جمله پیام رسانهایی است که در اوج فیلترینگ تلگرام به عنوان جانشینی برای آن مطرح شد ولی…

آیا آی گپ در رقابت برای جلب مشتریان تلگرام جامانده که حالا با حمایت مالی محصولی که قسمت دوم یک فیلم 3ارگانیست(!) به دنبال عرض اندام است؟

حضور شرکتی وابسته به همراه اول -که اسپانسر رسمی جشنواره فجر- است در میان سهامداران “آی گپ” نیز بیش از پیش سوال برانگیز است! وقتی همراه اول اسپانسر جشنواره است و در عین حال فیلمی منسوب به این اسپانسر در جشنواره وجود دارد چگونه میتوان شائبه های نقش همراه اول در جوایز احتمالی به این فیلم را کاور کرد؟؟؟




در فاصله ای سه روزه تا جشنواره⇐بالاخره حمایت فارابی از “تختی” تأیید شد!!/پرسش: چرا میزان حمایت از تولید “تختی” در فهرست اعلامی فارابی نیست؟؟ آیا حمایت هنگفت از پروژه باعث شده رقم حمایت فعلا اعلام نشود؟؟

سینماروزان: بالاخره و بعد از مدتها گمانه زنی در آستانه برگزاری جشنواره فجر مشخص شد فیلم “تختی” با حمایت مستقیم فارابی تولید شده است.

پیشتر رسانه مستقل “سینمامثبت” درباره این حمایت خبررسانی کرده بود و حالا با رونمایی از پوستر “تختی” مشخص شده فارابی در تولید پروژه حضور مستقیم داشته!!

اینکه چرا علیرغم حضور فارابی نام “تختی” در فهرست حمایتهای امسال فارابی نیامده جای سوال دارد؟؟ چرا فارابی علیرغم دعوت به شفاف سازی انتظامی مشخص نکرده پروژه “تختی” چقدر حمایت گرفته؟؟؟

آیا رقم بالای حمایت از این پروژه در کنار واهمه از کیفیت نهایی آن باعث شده فعلا فارابی درباره این پروژه اطلاع رسانی نکند و منتظر باشد تا بعد از جشنواره و گرفتن بازخورد مخاطبان درباره اش شفاف سازی کند؟؟

 

پوستر “تختی” -در انتهای فهرست عوامل نام فارابی به چشم میخورد




معادله دو مجهولی⇐”ایران مال” پول میلیاردی میدهد که کاخ رسانه شود!/پردیس ملت[متعلق به شهرداری]پول میگیرد که کاخ رسانه شود!؟

سینماروزان: شفاف سازی دبیر جشنواره فجر درباره انتخاب پردیس ملت به عنوان کاخ رسانه برای خودش به یک معما نزد مخاطبان بدل شده!

اینکه دبیر فجر از پیشنهاد ده میلیاردی پردیس تازه تأسیس ایران مال برای تخصیص به کاخ جشنواره حرف زده و در عین حال تاکید کرده که تخصیص پردیس ملت به کاخ رسانه، هزینه زا بوده به شدت جای سوال است.

چرا پردیسی تازه تأسیس که در ماههای اخیر به شدت هم حول مالکانش حرف و حدیث وجود داشته باید ده میلیارد هزینه انتخاب به عنوان کاخ جشنواره کند؟؟ مگر بناست از این پردیس چه درآمدی استحصال شود که در همان ابتدای کار چنین هزینه ای صرف آن میشود؟؟

پاسخ ساده است. مالکان ایران مال دریافته اند که به دلیل تراکم پردیس در غرب تهران، کارشان برای جذب مخاطب دشوار است و از این رو خواسته اند با کشاندن کاخ جشنواره به آن، پاخور پردیس شان را بالا ببرند!!

این رفتار را بگذارید کنار رفتار شهرداری به عنوان مالک پردیس ملت که به خاطر تخصیص به کاخ رسانه، پول دریافت میکند!! شهرداری که در سرفصلهایش حمایت از فرهنگ و هنر قرار داده شده چرا باید تنها محفل پرمخاطب سینمایی را محل درآمدزایی کند؟؟؟

باز اگر بحث بر سر پردیسی مانند آزادی بود که در کل سال مخاطب دارد، مسأله آن قدرها حاد نبود ولی در مورد پردیس ملت چرا؟؟ این پردیس به دلایل مختلف که مهمترین دلیلش دسترسی دشوار است در ده سال راه اندازی هیچ گاه نتوانسته رقیب قدر پردیسهایی مانند کوروش و آزادی و حتی همین باغ کتابی شود که یک سال هم از افتتاحش نگذشته ولی در میان سه پردیس پرمخاطب جای گرفته!

فقط درنظر بگیرید تازه امسال، ده سال بعد از ساخت و آن هم به همت قرارگاه خاتم پارکینگی طبقاتی برای پردیس ملت راه اندازی شده!

پس چرا مالک این پردیس باید بابت تخصیصش به جشنواره، پولی هم دریافت کند؟؟

اگر مالکان یک پردیس خصوصی با دریافت اهمیت جشنواره فجر، پیشنهاد ده میلیاردی میدهند تا کاخ جشنواره را به پردیس خود بیاورند، مالکان پردیسی عمومی حداقل کاری که میکنند تخصیص رایگان به جشنواره است که کلی به برندینگ شان کمک میکند و شرایط تبلیغی همه جانبه حول پردیس را فراهم می آورد!

آیا نگاه کارمندی و روزمره به مدیریت پردیسی عمومی نبوده که اسباب چنین روندی شده؟؟

ِ




پرسشهایی از منادیان نورس شفاف‌سازی درباره سرمایه‌گذار «شهرزاد»⇐چرا نمی‌پرسید چه کسی برای این سرمایه‌گذار، کارت تهیه‌کنندگی صادر کرد؟ و کدام مقام صنفی در جامعه تهیه کنندگان، دخترش را بدل کرد به بازیگر کاراکتری موثر در سریال ایشان؟/چرا درباره شرکای سینمایی این سالهای ایشان طرح سوال نمی‌کنید؟ چرا نمی‌گویید کدام سینماگران بظاهر ارزشی و کدام روشنفکرنمایان کنار ایشان موفق به تولید شدند؟/چرا درباره هیأت داورانی حرف نمی‌زنید که ۹ سیمرغ را یکجا تقدیم به فیلم چرک این سرمایه‌گذار کرد؟؟/چرا درباره حمایت مجلات متبوع خویش از فیلمهای تولیدشده توسط این سرمایه گذار حرفی نمیزنید؟/  چرا از همراهی هم‌مجله‌ایهای خود با محافل این سرمایه گذار چیزی نمی‌گویید؟/چرا از مجله شبه‌انتلکتی نمی‌گویید که برای سریال این سرمایه‌گذار پرونده پر و پیمان درآورد؟/ چرا نمی‌گویید داداش کوچیکه کدام کارگردان با حمایت ایشان فیلمی ساخته که در بخش فیلم اولیهای فجر است؟ /چرا نمی‌گویید کدام سریال ایشان با تهیه‌کنندگی یک نیروی سابقا ارزشی و اخیرا انتلکت بدون داشتن پروانه ساخت در مسیر تولید است؟/چرا نمی‌گویید همین تهیه‌کننده با کدام پروژه مطبوع رسانه‌های ارزشی در بخش مسابقه فجر است؟/چرا نمی‌گویید تکلیف اموال ایشان چیست؟ آیا به مانند داستان فیلمی محصول خودشان گرفتار مصادره خواهد شد یا …؟

سینماروزان: الحمدلله که در سایه فضای پیشروانه‌‌ای که در سالهای اخیر از سوی معدود ژورنالیستها و رسانه‌های مستقل حیطه سینما شکل گرفته حتی آنها که زمانی جرأت طرح پرسش پیرامون منابع مالی پروژه‌های مشکوک را نداشتند نیز به قافله تکفیرکنندگان این پروژه‌ها و صاحبان آنها میپردازند.

اگر این روزها گشتی در فضای رسانه‌های سینمایی بزنیم می‌بینیم که اغلب زوم کرده‌اند بر محمد امامی سرمایه‌گذار سریال «شهرزاد»؛ سرمایه‌گذاری که چهار سال قبل وقتی با شراکت محمدهادی رضوی داماد محمد شریعتمداری پروژه «شهرزاد»ی که ابتدا اسماعیل عفیفه پروانه ساختش را گرفته بود روی غلتک انداخت فقط این سینماروزان و یکی دو رسانه مستقل دیگر بودند که درباره اش نوشتند!

وقتی برای اولین بار در سینماروزان به صراحت درباره حضور داماد محمد شریعتمداری در تولید یک سریال خانگی گزارشی مبسوط ارائه کردیم(اینجا را بخوانید) نه از آن توئیت‌نویس متصل به ملکه(؟) خبری بود و نه آنها که این روزها داعیه‌دار شفاف سازی مالی پروژه‌های این سرمایه گذاران شده اند. بعدتر و زمانی که درباره صدور کارت تهیه کنندگی برای محمد امامی توسط خواهر همسر معمار سینمای گلخانه ای نوشتیم(اینجا را بخوانید) نه تنها این جماعت وسط لحاف گز کرده بودند بلکه برخی شان نیز مشغول برگزاری نشست برای همان سریال و مشاوره دادن به متنهای سرمایه گذاران بودند.

به هنگام اولین بازداشت محمد امامی باز خبری از این جماعت نبود و چهار سال بعد و تازه نه پس از بازداشت دوم بلکه پس از انتشار شرح اتهامات وی در دادگاه متهمان بانک سرمایه است که این جماعت منادی شفاف سازی سروکله شان پیدا شده. برای سینماروزان اسباب خرسندی است که به نوبه خود اسباب رشد تهور در این جماعت را فراهم کرده و باعث شده حالا آن قدر جرأت داشته باشند که پویش شفاف سازی مالی راه بیندازند ولی این شفاف سازی ابتر است به دلایلی که در ادامه می‌آید:

اول. آنها که این روزها منادی شفاف سازی شده‌اند چرا همچنان جرأت ندارند بپرسند چه کسی برای امامی کارت تهیه کنندگی صادر کرد؟ و کدام مقام صنفی در جامعه تهیه کنندگان، دخترش را بدل کرد به بازیگر کاراکتری موثر در سریال «شهرزاد»؟

دوم. منادیان نورس شفاف‌سازی چرا درباره شرکای سینمایی این سالهای امامی طرح سوال نمیکنند؟ چرا درباره همراهی حمید فرخ نژاد، سعید ملکان، مانی حقیقی، سعید سعدی و محمدحسین قاسمی با امامی و تولید «خوب بد جلف»، «ابد و یک روز»، «خوک»، «مغزها…» و «مصادره» حرف نمیزنند؟ «ابد و یک روز» همان فیلمی است که به ناگاه یازده سیمرغ جشنواره سی و چهارم فجر را گرفت؛ جشنواره ای که از ابوالحسن داوودی تا جمال ساداتیان و منوچهر شاهسواری در هیأت داوران آن حاضر بودند! هیچ کدام از این چهره ها حواسشان نبود سرمایه تولید فیلم را چه کسی فراهم کرده؟؟

سوم. منادیان نورس شفاف‌سازی چرا درباره حمایت مجلات متبوع خویش از فیلمهای تولیدشده توسط این سرمایه گذار حرفی نمیزنند؟ چرا اینها از پرونده ویژه مجله خود برای «شهرزاد» صحبت نمی‌کنند؟ ایشان چرا از همراهی هم‌مجله‌ایهای خود با محافل این سرمایه گذار چیزی نمی‌گویند؟ دقیقا بیایند و بگویند چه کسی بود که در یک مجله شبه‌انتلکت سینمایی(!) برای سریال امامی پرونده ای پر و پیمان تدارک دید؟

چهارم. چرا منادیان نورس شفافیت که از مجله‌درآورندگان برای «شهرزاد» تا یک فیلمساز سابقا همکار با آقازاده سیاسی و فیلمسازی که مدام با همکاری بانکها و فارابی فیلم ساخته را شامل میشود، مدام میگویند نباید فیلمهای اخیر امامی وارد جشنواره شود ولی نمیگویند امامی با کدام فیلمها متقاضی حضور در جشنواره شده؟؟ اگر واقعا متهور شده‌اید رک و راست بگویید داداش کوچیکه کدام کارگردان با حمایت ایشان فیلمی ساخته که در بخش فیلم اولیهاست؟ اگر واقعا به دنبال شفاف سازی هستید بگویید کدام سریال ایشان با تهیه‌کنندگی یک نیروی سابقا ارزشی و اخیرا انتلکت بدون داشتن پروانه ساخت در مسیر تولید است؟ و همین تهیه کننده با کدام فیلم در بخش مسابقه فجر حاضر است؟

پنجم. منادیان نورس شفاف‌سازی ورای اینکه باید بپرسند آیا بخشی از سرمایه‌های این متهم برای رد گم کردن به سمت حمایت از تولیدهای استراتژیک با مضمون قتل زن‌داداش یک تروریست یا تحقیر قتلهای زنجیره ای رفته تا اسباب تسهیل تولید سریالهای روتین اش را فراهم کند(؟) حتما در این باره هم طرح سوال کنند که اموال این سرمایه‌گذار الان کجاست؟ و آیا همان طور که در یکی از فیلمهای متبوع ایشان یعنی «مصادره» دیدیم آیا این اموال هم گرفتار مصادره خواهد شد یا از تمام اتهامات وارده تبرئه خواهد شد و به دامن پاک تولید بازخواهد گشت؟




به بن‌بست رسیدن ساختاری دولتی که میلیاردها هزینه‌اش شد؟!⇐خسرو سینایی: فروش فیلم آخرم در «هنروتجربه» به اندازه یک وعده ناهار گروه تولید هم نشد!!!

سینماروزان: از همان اوان راه اندازی گروه دولتی هنروتجربه در زمان رییس معزول سینما، رسانه های مستقل به انتقاد از کمیت گرایی این گروه و تلاش برای تبدیل آن به ساختاری کارمندمحور و دور از جریان آزاد اکران پرداختند ولی افسوس که آن انتقادات جدی گرفته نشد و در این سالها مدام فیلمسازان حاضر در این گروه بوده اند که به انتقاد از آن پرداختند و حالا فیلمسازی محجوب مانند خسرو سینایی هم علنا به انتقاد از این گروه پرداخته است.

خسرو سینایی که آخرین فیلمش «جزیره رنگین» در هنروتجربه اکران شد، درباره چرایی عدم تولید فیلمی تازه به «ایسنا» گفت: پیشنهادهایی به من شده و چند سوژه در ذهن دارم اما در شرایط موجود سینما هرکاری بخواهی انجام بدهیم به بن‌بست می‌خوریم. من سعی‌ام را می‌کنم اما باید ببینیم به کجا می‌رسم. موضوعاتی هست که اگر بشود انجام می‌دهم اما در نهایت اصراری برای انجام آن ندارم زیرا عملاً دیدم که سینما مخارج اش را از طریق گیشه‌اش مشخص می‌کند و به هر دلیلی در زمان اکران آن را می‌سوزاند. با توجه به فعالیت‌هایی که تاکنون داشته‌ام و در این سنی که هستم شرایطی ندارم که بخواهم بگویم اثری شاهکار ساخته‌ام.

خسرو سینایی همچنین یادآور شد: من دلم می‌خواست فیلم‌هایی بر اساس فرهنگ بومی نقاط مختلف ایران با بازیگران بومی و همراهی یکی دو چهره سینمایی بسازم تا مردم ایران مملکت خود را بشناسند اما با توجه به فروشی که مثلا از مستند «جزیره رنگین» به دست آمد که به اندازه یک وعده ناهار اعضای گروه هم نشد، امکان اینکه بتوانیم این راه را ادامه دهیم بسته شد. بر این اساس کار فیلمساز فیلم ساختن است اما نحوه اکرانش نیاز به حمایت دارد.

سینایی با اشاره به مهجوریت اکران آثار آلترناتیو بیان داشت:  وقتی صحبت از فیلم فرهنگی می‌کنیم باید امکان نمایش عمومی آن را هم فراهم کنیم. هنگامی که این اتفاق نمی‌افتد و مسائل مادی تعیین کننده سرنوشت فیلم است دیگر من کاری از دستم برنمی‌آید. حدود دو سال پیش در زمانی که بیشتر فیلم‌های سینمایی حدود ۱۵ میلیارد و ۲۰ میلیارد فروش داشتند و فیلم من در گروه سینمایی هنر و تجربه به نمایش درآمده بود، به یکی از مسئولان غیردولتی که نقش بسیار مهمی دارد گفتم با توجه به این شرایط چگونه است که درآمد حاصل از فروش فیلم من به اندازه یک وعده ناهار اعضای گروهم هم نشده است؟ او در پاسخ به من گفت: “بفروش بساز” تا اکران خوب بگذاریم!




پرسشهای منتج از شکست سنگین “بی نامی” در گیشه⇐چه کسی بودجه تولید این فیلم شکست خورده را در اختیار مجید رضابالا قرار داده؟/باران کوثری چطور رضایت داده به حضور در این فیلم؟ بخاطر حل مشکل ممنوع التصویری؟؟/رضابالا که در نخستین تجربه عملی خود چنین شکست سنگینی را متحمل شده، باز هم صلاحیت حضور در مناصب ارگانی را دارد؟

سینماروزان/حامد مظفری: مجید رضابالا که مدام در مناصب مختلف ارگانی از شوراهای نظارتی ارشاد تا معاونت فرهنگی فارابی و از هیأت انتخاب جشنواره فجر تا مدیریت میانی سیمافیلم حضور داشته و اغلب از موضع یک کارشناس درجه اول(!) با فیلمسازان برخورد داشته فیلمی روی پرده دارد به نام “بی نامی” که تاکنون و بعد از ده روز اکران پنجاه میلیون هم نفروخته است!

این شکست فاحش یک مدیر ارگانی را کنار هزینه های بالای تولید فیلمی با بازی باران کوثری و حسن معجونی بگذاریم اولین پرسش ناظر بر چگونگی تأمین بودجه فیلم است. بودجه این فیلم شکست خورده را چه کسی داده؟

“بی نامی” فیلمیست که تیزرهایش با حضور باران کوثری-که پیشتر ممنوع التصویر بود-به کرات در شبکه های مختلف تلویزیون-حتی مدتی پیش از اکران- روی آنتن میرفت ولی فیلم مخاطب چندانی را جلب نکرد! هزینه حضور باران کوثری در این فیلم را چه کسی داده؟ آیا رضایت باران جهت همکاری در چنین پروژه ای ، تهاتری بوده در جهت رفع ممنوع التصویری!؟؟

از اینها گذشته، رضابالایی که در نخستین تجربه عملی خود در سینما این چنین شکستی را تجربه کرده آیا باز هم صلاحیت این را دارد که در شوراهای مختلف ارگانی حضور داشته باشد و درباره کیفیت کار سینماگران دیگر نظر دهد؟؟ این پرسشی است که علاوه بر رضابالا مدیران ارگانها و نهادهای سینمایی که از وی استفاده کرده اند باید بدان پاسخ دهند.