پرسشهای منتج از شکست سنگین “بی نامی” در گیشه⇐چه کسی بودجه تولید این فیلم شکست خورده را در اختیار مجید رضابالا قرار داده؟/باران کوثری چطور رضایت داده به حضور در این فیلم؟ بخاطر حل مشکل ممنوع التصویری؟؟/رضابالا که در نخستین تجربه عملی خود چنین شکست سنگینی را متحمل شده، باز هم صلاحیت حضور در مناصب ارگانی را دارد؟

سینماروزان/حامد مظفری: مجید رضابالا که مدام در مناصب مختلف ارگانی از شوراهای نظارتی ارشاد تا معاونت فرهنگی فارابی و از هیأت انتخاب جشنواره فجر تا مدیریت میانی سیمافیلم حضور داشته و اغلب از موضع یک کارشناس درجه اول(!) با فیلمسازان برخورد داشته فیلمی روی پرده دارد به نام “بی نامی” که تاکنون و بعد از ده روز اکران پنجاه میلیون هم نفروخته است!

این شکست فاحش یک مدیر ارگانی را کنار هزینه های بالای تولید فیلمی با بازی باران کوثری و حسن معجونی بگذاریم اولین پرسش ناظر بر چگونگی تأمین بودجه فیلم است. بودجه این فیلم شکست خورده را چه کسی داده؟

“بی نامی” فیلمیست که تیزرهایش با حضور باران کوثری-که پیشتر ممنوع التصویر بود-به کرات در شبکه های مختلف تلویزیون-حتی مدتی پیش از اکران- روی آنتن میرفت ولی فیلم مخاطب چندانی را جلب نکرد! هزینه حضور باران کوثری در این فیلم را چه کسی داده؟ آیا رضایت باران جهت همکاری در چنین پروژه ای ، تهاتری بوده در جهت رفع ممنوع التصویری!؟؟

از اینها گذشته، رضابالایی که در نخستین تجربه عملی خود در سینما این چنین شکستی را تجربه کرده آیا باز هم صلاحیت این را دارد که در شوراهای مختلف ارگانی حضور داشته باشد و درباره کیفیت کار سینماگران دیگر نظر دهد؟؟ این پرسشی است که علاوه بر رضابالا مدیران ارگانها و نهادهای سینمایی که از وی استفاده کرده اند باید بدان پاسخ دهند.




طعنه رندانه علیرضا تابش خطاب به کیومرث پوراحمد⇐از تهیه‌کننده‌تان بخواهید برایتان سرمایه‌گذار پیدا کند!!+گزارش یک رسانه مستقل از حمایتهایی که در سالیان مختلف از فارابی تا حوزه و از سیمافیلم تا موسسه رسانه‌های تصویری نثار پوراحمد شده!!

سینماروزان: کیومرث پوراحمد که در سالهای اخیر از روزگار اوجش فاصله گرفته و فیلمهایی ساخته مثل «پنجاه قدم آخر» و «کفهشایم کو؟» که اقبالی در مخاطبان برنینگیخته علیرغم حمایتهایی که در برهه های مختلف از ارگانهای مختلف داشته ولی اغلب حضورش در محافل عمومی را مجالی میکند برای انتقاد از این ارگانها.

به گزارش سینماروزان کیومرث پوراحمد در تازه ترین انتقاداتش که در جشن منتقدان خانه سینما مطرح شد از این گلایه کرد که چند سال پیش در بنیاد فارابی به تهیه کننده فیلم او گفته ‌اند برای تامین بخشی از هزینه ساخت فیلمش باید سرمایه گذار داشته باشد!!

در پی این اظهارات علیرضا تابش مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی خطاب به این کارگردان گفت: آقای پوراحمد زادروزتان دو روز پیش بود که به شما و همسرتان تبریک می گویم، ما متولدین دهه ۵۰ با فیلم‌ها و آثار شما در دوران نوجوانی مان خاطرات زیادی داریم، شما حق بزرگی به گردن همه‌ بچه ها دارید. آقای پوراحمد شما جزو سرمایه‌های نمادین سینمای ایران هستید و اگر من (بطور مثال) تهیه کننده فیلم شما بودم حتما از سرمایه معنوی شما برای تامین بخشی از سرمایه فیلم تان به درستی استفاده می‌کردم؛ البته بنیاد سینمایی فارابی هم مثل سابق تمام همت خود را می گمارد که برای تولید فیلم جدید شما، در کنار شما باشد.

این همه واکنشها به اظهارات پوراحمد نبوده است. پوراحمد در جشن منتقدان بی نام بردن از شخصی خاص گفته بود: طرف سی سالش است اما دفترش به اندازه زندگی من است!

این اظهارات، گزارش رسانه مستقل «امپایرمدیا» را به دنبال داشته که از پوراحمد خواسته از مختصات زندگی خودش هم بگوید و از حمایتهای مختلفی که از فارابی و حوزه تا رسانه های تصویری و تلویزیون نثارش شده. این رسانه نوشت: کیومرث پوراحمد به تازگی از فردی نام برده که سی سالش است اما دفترش به اندازه کل زندگی وی است!! آیا کسی میداند طول و عرض و ارتفاع زندگی پوراحمد چقدر است؟؟ پوراحمد همان کارگردانیست که در عین ژست اصلاح طلبی با حمایت میلیاردی نهادی منسوب به اصولگرایان یعنی انجمن دفاع مقدس “پنجاه قدم آخر” را ساخت و فیلمش در گیشه 50 میلیون هم نفروخت و باز رسانه های تصویری 170 میلیون بابت رایت همین فیلم پرداخت کرد!!!

این رسانه ادامه داد: پوراحمد همان کارگردانیست که تسهیلات نیم میلیاردی فارابی را برای ساخت “کفشهایم کو” داشت و فیلمش در بهترین موعد اکران که نوروز باشد از آخر اول شد و در قعر جدول فروش قرار گرفت!! اصلا مهمترین محصول پوراحمد “قصه های مجید” با بودجه کجا تولید شد؟ با بودجه همین رسانه ملی؟ مگر ایشان با بودجه رسانه ملی “اتوبوس شب” را نساخت؟؟ بودجه تولید “خواهران غریب” را هم که حوزه هنری داد!! جز این است؟؟ تنها تجربه محسوس پوراحمد در بخش خصوصی بازسازی “سلطان قلبها” با نام “گل یخ” بود که آن هم با سر در گیشه شکست خورد. این است بخش عمده زندگی حرفه ای پوراحمد!! کارگردانی که در دهه های مختلف بهره مند از حمایتهای دولتی بوده و باز به جای حرف زدن از عایدیهایش برای دیگران طعنه میفرستد. یکی بگوید چرا؟




روایت علی مصفا از تجربه ناکامش در ساخت کمدی⇐اگر میتوانستم سر تهیه‌کننده را کلاه بگذارم یک کمدی بزرگ خلق می‌شد!!!/هنوز نتوانسته‌ام کسی را گمراه کنم(!) که پولی دهد تا فیلم سوم‌ام را بسازم!!

سینماروزان: علی مصفا بازیگری که اخیرا درام رازآلود «گرگ بازی» را روی پرده داشت و دو فیلم آماده اکران به نامهای «روزهای نارنجی» و «سال دوم دانشکده من» را هم دارد، سالها بعد از ایفای نقش در کمدی «همه دختران من»اسماعیل سلطانیان قصد دارد در یک کمدی دیگر با نام «پیچ تند» به کارگردانی سروش صحت و تهیه کنندگی محمدرضا تخت کشیان ایفای نقش کند.

علی مصفا که در کنار پژمان جمشیدی و جواد عزتی در کمدی «پیچ تند» ایفای نقش خواهد کرد با اشاره به این کمدی به بهناز شیربانی در «شرق» گفت: اول بگویم این کار اصلا کمدی نیست. یا حداقل کمدی معمول این روزهای سینمای ما نیست. درست است که به‌هرحال طنزی در جریان قصه هست. فیلم‌نامه را خیلی دوست داشتم و امیدوارم کار خوبی از آب دربیاید.

مصفا درباره علاقمندیش به ژانر کمدی گفت: خودم  همیشه کمدی را دوست داشته‌ام و فکر می‌کنم می‌توانم کمدی بسازم. یک ‌بار هم فیلم‌نامه‌ای کمدی نوشتم و شاید 14-15 بار فیلم‌نامه را بازنویسی کردم تا رسید به یک هفته قبل از شروع فیلم‌برداری. تهیه‌کننده با من جلسه‌ای گذاشت و شروع کرد به دادوبیداد و فریاد که تو می‌خواهی سر ما کلاه بگذاری و به اسم فیلم کمدی فیلم روشنفکری بسازی که نشد. البته اگر من می‌توانستم سر ایشان کلاه بگذارم، خودش یک کمدی بزرگ می‌شد. منظورم این است که فیلم کمدی به نظر من اولا خیلی کار سختی است شاید واقعا از باقی گونه‌های فیلم سخت‌تر باشد ولی درباره  چیزی که این روزها در سینماها می‌بینیم، باید گفت این هم به‌هرحال شکلی از فیلم‌هایی است که مردم دوست دارند و اصلا هم بد نیست و به‌هرحال کمدی است ولی شکلی که در ذهن من به عنوان فیلم کمدی جاافتاده، این نوع فیلم نیست. راستش من بلد نیستم تعریفی از فیلم کمدی بدهم که خودم دوست دارم، ولی خب در ذهن من شکل ایده‌آل یک فیلم کمدی فیلم‌های وودی آلن است که شبیه‌اش را در ایران شاید در چند کار از آقای مهرجویی دیده باشیم. این چیزی است که من به عنوان کمدی دوست دارم و می‌پسندم.

علی مصفا که سابقه ساخت دو فیلم «پله آخر» و «سیمای زنی در دوردست» را در کارنامه دارد درباره برنامه هایش برای ساخت فیلم سوم گفت: الان خیلی سال است که در تلاشم سرمایه‌ای جور شود و فیلمم را بسازم ولی هنوز متأسفانه نتوانسته‌ام کسی را گمراه کنم که پولی بدهد تا من فیلم بسازم، به‌هرحال دارم کارهایی می‌کنم و امیدوارم بالاخره یکی به دامم بیفتد. 




انتقاد یک فیلمساز از محصولات کودک تلویزیون⇐اینکه هنوز میخواهند با تکیه بر “بکن و نکن” محصول تولید کنند جواب نمیدهد!/خودم در شورای کودک یکی از شبکه ها بودم و می دیدم چه طرحهای خوبی که به خاطر نبود اسپانسر رد میشد!!/نباید اجازه می دادند کار به اینجا برسد که اسپانسر تعیین کننده باشد و به همه چیز جهت دهد!

سینماروزان: کیفیت محصولات کودک تلویزیون در سالهای اخیر بارها با نگاه تحلیلی منتقدان روبرو شده است و کمتر دیده ایم که برای اصلاح مشی تولیدی حرکت محسوسی انجام شود.

فرزاد اژدری کارگردان کودک به تازگی در اظهاراتی برای “جام جم” با اشاره به مشی پیام دهی مستقیم که در محصولات کودک تلویزیون شیوع یافته خواستار تعدیل این مشی شد.

متن اظهارات اژدری را بخوانید:

نه فقط به عنوان فیلمساز کودک بلکه به عنوان پدر به واسطه فرزندانم محصولات کودک و نوجوان تلویزیون به خصوص محصولات کانالهای نهال و پویا را رصد می کنم. درست است که تلاشهایی شده برای جلب مخاطب کودک ولی نیاز وافر داریم به بازنگری در شکل دهی به مضامین آثار. آنچه بیش از حد محصولات کودک را پر کرده نوعی پیام دهی مستقیم به کودکان و نوجوانان است آن هم در شرایطی که کودکان این نسل بسیار باهوشتر از کودکان سابق هستند.

 اینکه هنوز برخی تولیدکنندگان میخواهند با “بکن و نکن” محصول تولید کنند جواب نمیدهد؛ اگر همکاران ما سری به مدارس بزنند می بینند که میزان فرمان برداری این نسل از آموزگاران به شدت پایین آمده است. خودم یک دختر و یک پسر دارم در دو مقطع سنی کودک و نوجوان که برنامه های دارای پیام دهی مستقیم را پس میزنند.

مهم نیست که پیام چه باشد؟ مذهبی باشد یا ملی باشد یا بهداشتی. به عنوان مثال تشویق به دینداری خیلی هم خوب است ولی باید به صورت غیرمستقیم و در قالب داستان های رویاپردازانه ارائه شود. هرچقدر دوز فانتزی سازی و پیام دهی غیرمستقیم برای کودک بالاتر باشد محصول بیشتر و بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. به عنوان مثال سریال “بچه مهندس” به یک دلیل مهم مورد توجه قرار گرفت و آن هم اینکه سریال کاملا غیرمستقیم و از طریق داستان پردازی جذاب حرفهایش را میزد.
البته کارگردانان تلویزیون هم مشکلات خودشان را دارند و در کمبودهای محصولات کودک بر آنها حرجی نیست چون اغلب این اسپانسرها هستند که به کار جهت میدهند. من مدت کوتاهی در شورای کودک شبکه دوم بودم و می دیدم چه طرحهای خوبی که به شورا می آمد ولی به خاطر نبود اسپانسر رد میشد و چه طرحهای ضعیفی که به خاطر اسپانسر حتی زیربار اصلاحات هم نمی رفتند.
نباید اجازه می دادند کار به اینجا برسد که اسپانسر تعیین کننده باشد و به همه چیز جهت دهد ولی به هر حال الان در این نقطه ایم و باید جلوی ضرر را حداقل در تولید محصولات آینده کودک بگیریم. باید اسپانسرها را توجیه کرد که با آدمهای کار بلد و در طرح های درجه یک شریک شوند.

خودم چندین طرح کودک در گونه فانتزی-قهرمان پرورانه دارم که اتفاقا عناصر اسلامی-دینی-ایرانی به شدت در آنها پررنگ است ولی به دلیل نبود اسپانسر به جایی نمیرسد؛ بماند که در محصولات کودکی که برای سینما ساختم هم شراکت تلویزیون را ندیدم.

ای کاش هم به اوضاع تولید محصولات کودک در تلویزیون جهت دهند و هم محصولات کودک شاخص سینما را برای پخش در تلویزیون خریداری کنند. هرچقدر هم که برای کودکان کار کنیم باز هم کم است چون خطر جهت دهی محصولات غربی به کودکان پاک طینت به شدت بیشتر از خطر محصولات غربی بزرگسالان است.




مهدی صباغ زاده کارگردان سینما بیان کرد⇐اوضاع معیشتی بدنه سینما روزبروز بدتر میشود ولی الویت مدیران هنری ربطی با بهبود معیشتی ندارد!/آیا اینکه یک سینماگر بعد از سی سال فعالیت با ماهی یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بازنشسته شود اخلاقی است؟؟/ مگر وزارت نفت یا وزارت صنعت یا وزارت آموزش و پرورش برای پرسنلش بودجه نمی‌گیرد؟/چرا وزارت ارشاد برای بهبود اوضاع معیشتی هنرمندان بودجه نمی‌گیرد؟

سینماروزان: تنشهای اقتصادی وارده به بدنه جامعه بدنه هنرمندان را گاهی بیش از دیگر اقشار متأثر میکند چون هنرمندان فقط موقعی درآمد دارند که درگیر کار باشند و در ایام بیکاری هیچ مستمری حداقلی بهشان نمیرسد.

به گزارش سینماروزان مهدی صباغ زاده کارگردان باسابقه تلویزیون با اشاره به وضعیت اقتصادی هنرمندان به “جام جم” گفت: اوضاع معیشتی هنرمندان و به خصوص فعالان سینما و تلویزیون روزبروز بدتر و ناراحت‌کننده‌تر میشود و متأسفانه همچنان الویت مدیران هنری کشور ما ربط چندانی با بهبود معیشتی ندارد. این وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد است که مشکلات معیشتی هنرمندان را حل کند؛ واقعا همکاران در شرایط بدی هستند و به خصوص فعالان سینما و تلویزیون که ماهها بیکارند بلکه کاری بهشان پیشنهاد شود. مدیران ارشاد باید فکری کنند برای حل مشکل معیشتی اهالی هنر.

کارگردان “خانه خلوت” ادامه داد: در تمام دنیا هنرمندان مورد توجه سیستمهای هنری هستند و سعی میشود مشکلاتشان در کوتاه‌ترین زمان ممکن حل شود ولی متأسفانه در ایران سالهاست که هنرمندان حتی مشکل بیمه بیکاری شان هم حل نشده است. مدیران فرهنگی یادشان رفته که هنرمندان سالها تلاش و کوشش کرده‌اند تا هنر ملی ایران را شکل داده و در جهان نام ایران را به واسطه هنر مطرح کرده‌اند. تعارف که نداریم؛ این همه سیاستمداران امور خارجه فعالیت می‌کنند تا نام ایران را مطرح کنند و نتیجه نمی‌گیرند اما به ناگاه یک محصول هنری نام ایران را در سراسر جهان پرآوازه میکند ولی از آن سو می‌بینیم دستمزد هنرمندان یک دهم آن سیاستمداران نیست و حتی حقوق بازنشستگی درست و حسابی ندارند. آیا اینکه یک هنرمند بعد از سی سال فعالیت با ماهی یک میلیون و 200 هزار تومان بازنشسته شود اخلاقی است؟؟

این کارگردان خاطرنشان ساخت: دولتمردان اگر بخواهند میتوانند ساده تر از حد تصور اوضاع معیشتی هنرمندان را سامان دهند. ما نهادهای صنفی داریم که اعضایشان مشخص است و میتوان با در اختیار گرفتن آمار اعضای خانه‌های تئاتر و سینما و موسیقی و دیگر تشکلهای هنری، شرایط اعطای مستقیم کمکهای نقدی یا غیرنقدی به هنرمندان را فراهم کرد. البته آقایان اغلب می‌گویند بودجه ها محدود است و کفاف همه را نمی‌دهد! این هم راه چاره دارد؛ چاره اش هم آن است که در این همه دیدار و گفتگویی که با نمایندگان مجلس دارند بودجه ای را هم تصویب کنند برای رفع نیازهای سالانه هنرمندان. چه ایرادی دارد؟ مگر وزارت نفت یا وزارت صنعت یا وزارت آموزش و پرورش برای پرسنلش بودجه نمی‌گیرد؟ به همین ترتیب وزارت ارشاد هم برای هنرمندان صنوف مرتبط بودجه های کمک‌معیشتی بگیرد.

صباغ زاده با تأکید بر حذف واسطه گری در توزیع کمک میان بدنه هنری گفت: بودجه ای که برای کمک به بهبود معیشت هنرمندان می آید هم باید بدون واسطه و به طور مستقیم صرف هنرمندان شود تا باز به مانند گذشته با واسطه گری، مجالی برای سوءاستفاده و فساد ایجاد نشود.




انتقادات یک مدیر فرهنگی از اوضاع تلویزیون⇐تب پر کردن آنتن به هر قیمت و با هر چهره غیرموجه، می شود همین آشی که یا شوری اش آزاردهنده است و یا بی نمکی اش!!/کاش به جای این همه لودگی و ترویج فرهنگ مصرف گرایی و به جان هم افتادن مجری و بازیگر و… چند ساعتی فقط برفک میدیم!!

سینماروزان: انتقادات وارده به رسانه ملی در ماههای اخیر به اوج رسیده و کار به جایی رسیده که انتقادات وارده به درگیری یک مجری-مهمان در یکی از شبکه ها به تغییر تیم تولید برنامه منجر شد.

به گزارش سینماروزان محمدهادی ناصری مدیرکل روابط عمومی و امور بین الملل نهاد کتابخانه های عمومی کشور در واکنش به اتفاقات اخیر رسانه ملی یادداشتی نوشته و با زبان طنز خواستار پخش برفک به جای برخی برنامه های فعلی شده است.

متن یادداشت ناصری را بخوانید:

به یاد برفک

نسل امروز نمیدانند برفک یعنی چه؟! نمیدانند چطور گاهی پیه دیدن  چند ساعت برفک را با تن میمالیدیم تا یک کارتون یا برنامه خوب ببینیم. برنامه ای که انتخاب شده بود با دقت و ظرافت های جدی! برفک برای نسل امروز معنی ندارد چون بیست و چهار ساعت شاهد برنامه های رنگارنگ  مختلف جعبه جادویی هستند. برنامه هایی که گاهی آرزو میکنی کاش جایشان برفک میدیدی…

و متاسفانه بعضی اتفاق ها که این روزها شاهدش هستیم جای خالی برفک را بیشتر و بیشتر نشان می دهد. باور کنید این حرف جدی است. اصلا باور کردنش سخت تر از این نیست که بخواهید باور کنید در یک برنامه صبحگاهی برای ادب کردن بخش خبر  به خبر حمله شود و یا شب،  گوینده خبر حالی به مجری برنامه صبحگاهی بدهد و …

یاد دارید که در یک برنامه آموزشی و مهارتی، کارشناس به هنرجو توهین کند ؟ حتی زمانی که برفک ها در صفحه جادو جولان میدادند باز هم از این خبرها نبود.

یا در آخرین اتفاق تلخ، یک مجری لوده و لمپن به یک منتقد باسواد (با همه نقدهایی که ممکن است به او هم باشد)توهین کند؟
اتفاقی که البته به مراتب بدتر و تلختر از قبلی هاست و برفک هم خجالت زده میشود و نمیتواند جای این برنامه را پر کند.

گاهی این اتفاقها را که می بینم آرزو میکنم کاش بجای این همه لودگی و ترویج فرهنگ مصرف گرایی و سبک زندگی غربی و به جان هم افتادن مجری و بازیگر و… چند ساعتی فقط برفک میدیم. کاش برفک دوباره سرو کله اش پیدا میشد اما هر برنامه ای از سیما پخش نمیشد و همه اینها در شرایطی است که قرار بود صداوسیما دانشگاه عمومی باشد.  تب پر کردن آنتن به هر قیمت و با هر چهره غیر موجه در بعضی از شبکه ها، می شود همین آشی که یا شوری اش آزار دهنده است و یا بی نمکی اش …

کاش یکی به بعضی مدیران متعهد و دلسوز و خستگی ناپذیر میگفت: بیایید مردانگی کنید و با گذاشتن چند ساعت برفک در کنداکتور پخش بهره وری این جعبه جادویی را بیشتر کنید!!!

محمدمهدی ناصری
محمدمهدی ناصری



تهیه کننده “کاغذ بی خط” و “دستهای آلوده” در واکنش به حضور “سرمایه گذار هشت فیلمه” در سینما مطرح کرد⇐فردی که نامش به عنوان مجری طرح یا سرمایه گذار هشت فیلم مختلف آمده سینما را به شدت گران کرده!!!/ چرا ارشاد درباره ریشه‌های سرمایه این افراد مضر به حال سینما تحقیق نمیکند؟!/ارشاد نباید به هر که از راه میرسد پروانه دهد!!/دلیل اصلی بالا رفتن بی حساب و کتاب دستمزدهای بازیگران، ناشی از ورود همین سرمایه گذاران مشکوک است!!/سرمایه های مشکوک است که بازیگران را سواره کرده و کارگردانان و تهیه کنندگان باسابقه را پیاده!!!

سینماروزان: پرسشهای شکل گرفته بر سر حضور یک “سرمایه گذار هشت فیلمه” به سینما همچنان ادامه دارد.

به گزارش سینماروزان این فرد نه پله پله و تدریجی که در بازه ای چندماهه سرمایه تولید هشت فیلم را تأمین کرده و همین است که به شدت پرسش برانگیز شده.
حسن توکل‌نیا تهیه کننده ای که سابقه تولید آثاری همچون “کاغذ بی خط” و “دستهای آلوده” در کارنامه دارد در اظهاراتی برای “جام جم” با اشاره به سختیهای تولید مستقل در سینمای ایران گفت: زمانی نه چندان دور کافی بود یک کارگردان سرشناس در کنار پروژه ای سینمایی یا تلویزیونی قرار گیرد تا مشهورترین بازیگران با دستمزدهای معقول جذب کار شوند اما این روزها بازیگران کاری با نام کارگردان ندارند و هر که پشت کار باشد آنها فقط رقم دستمزدشان را میخواهند!!
توکل نیا ادامه داد: بازیگری را میشناسم که سال قبل دستمزد 350 میلیونی می گرفت ولی بعد از بالا کشیدن دلار دستمزدش سه برابر شد و نزدیک به یک میلیارد میخواهد تا در کاری بازی کند. آخر  یکی به ما توضیح دهد قیمت دلار چه ربطی دارد به دستمزد بازیگر؟؟؟ مگر بازیگر هم وارداتی است که رقمش با نرخ دلار بالا میرود؟؟؟
این تهیه کننده افزود: کم نیستند تهیه‌کنندگانی که بخاطر دستمزدهای عجیب بازیگران، نتوانسته اند طرحهایشان را اجرایی کنند ولی برای من اگر فیلمنامه‌ای پیدا شود که قابل تکیه باشد شک نکنید که  در کوتاهترین زمان محصولم -چه سینمایی چه تلویزیونی-به تولید خواهد رسید چون من بعد از سالها کار تولید لنگ بازیگر نمی‌مانم و یا میتوانم بازیگر مدنظر را قانع کنم که دستمزد معقول بگیرد یا کلا قیدش را میزنم و تیمی می‌بندم که بی ادعا باشند و توانا.
تهیه کننده “نفرین” و “جابجا” خاطرنشان ساخت: برای حل مشکل دستمزدهای عجیب بازیگران هیچ بگیر و ببندی جواب نمیدهد و هیچ محدودیتی نمی شود روی دستمزدها گذاشت. تجربه فوتبال جلوی رویمان است که کنترل قراردادها منجر شد به قراردادهای صوری و زیرمیزی گرفتن! در سینما و تلویزیون هم همین است؛ اگر بخواهند سقف قرارداد بگذارند، بازیگر، مازاد قرارداد را از طرق دیگر میگیرد؛ مثلا بازیگر به جای یک شماره حساب، چند شماره حساب مختلف که به آدمهای مختلف مربوط است به تهیه کننده میدهد و مازاد دستمزد را از طریق واریز به حسابهای اقماری میگیرد تا به نوبه خود بگیر و ببند را دور بزند.
توکل نیا درباره پیشنهاد خودش برای حل مشکل گفت: پیشنهاد من برای حل مشکل دستمزدهای نجومی بازیگران پرمدعا، تکیه به فیلمنامه‌های قوی است که هر بازیگری را راغب کند به بازی یا اینکه کارگردانان مطرح را بیشتر و بیشتر استفاده کنیم و یا اینکه چهره های جدید را وارد تولیدات سینمایی و تلویزیونی کنیم. چرا یک مرد 40 ساله هنوز باید نقش پسر 20 ساله را بازی کند و مدام هم ژست و ادعاهایش بیشتر میشود؟؟ چرا تهیه‌کنندگان به سمت وارد کردن چهره های توانا نمیروند؟
این تهیه کننده باسابقه تأکید کرد: از آن سو وزارت ارشاد هم نباید به هر که از راه میرسد پروانه دهد؟ بخش عمده دلیل بالا رفتن بی حساب و کتاب دستمزدهای بازیگران، ناشی از پروژه های پولشویان و ورود سرمایه های مشکوک است!! چرا ارشاد بر این پروژه ها نظارت کافی را ندارد؟؟؟
توکل نیا با اشاره به سرمایه گذار هشت فیلمه بیان کرد: اخیرا فردی وارد سینما شده که همزمان در هشت پروژه نامش به عنوان سرمایه‌گذار یا مجری طرح آمده و سینما را به شدت گران کرده! چرا ارشاد درباره ریشه‌های سرمایه این افراد مضر به حال سینما تحقیق نمیکند؟؟؟!! همین جماعت باعث افزایش غیرمنطقی دستمزدها شده اند و نتیجه آن شده که بازیگران سواره محصولاتند و مابقی، پیاده!!!
توکل نیا تأکید کرد: زمانی بود که کارگردان بخاطر اهمیت کارش دو برابر بازیگر دستمزد می گرفت ولی حالا بزرگترین کارگردانان ما هم حاضرند سرمایه تولیدشان فراهم شود به قیمت اینکه دستمزد نگیرند!! مگر چند بازیگر داریم که قادر باشند سرمایه تولید را برگردانند؟ بعید است بیشتر از 3 بازیگر داشته باشیم که نام و چهره شان پتانسیل فروش چندمیلیاردی باشد! در این اوضاع چه معنا دارد بازیگری که فروش ده فیلمش روی هم به 5میلیارد نمی رسد تقاضای دستمزد نیم میلیاردی دارد؟




یک عضو هیات رییسه شورایعالی تهیه کنندگان اظهار داشت⇐شورایعالی تهیه کنندگان نیاز به دبیر ندارد چون بناست صنف واحد تهیه کنندگان شکل گیرد!/ اینکه فلان تهیه کننده، رفقایش را جمع کرده و صنف جدید زده بیش از همه به ضرر خودشان است!/چنددستگی صنوف تهیه کنندگی موجب بالا رفتن غیرمنطقی دستمزد بازیگران شده!!/در آخرین همکاریم با گلزار، دستمزدش ۷۰ میلیون بود و حالا شنیده ام که دستمزد میلیاردی میگیرد!!!

سینماروزان/محمد شاکری: هرچند انتظار میرفت با پایان دوره یک ساله منوچهر شاهسواری در دبیری شورایعالی تهیه کنندگان، دبیری تازه برای این شورا انتخاب شود ولی هنوز این اتفاق نیفتاده است و همین امر پرسشهایی مختلف را شکل داده.

محمد بانکی از اعضای هیات رییسه شورایعالی تهیه کنندگان در چرایی عدم معرفی دبیر جدید برای شورایعالی به سینماروزان گفت: بساط شورایعالی تهیه کنندگان باید جمع شود چون بناست صنف واحد تهیه کنندگان شکل گیرد. هشت نفر مشغول نگارش آیین نامه شورا هستند و به زودی این آیین نامه منتشر خواهد شد.

بانکی ادامه داد: بعد از انتشار آیین نامه یکپارچگی صنوف تهیه کنندگی، انتخابات برگزار شده و هیات رییسه صنف واحد تهیه کنندگان شکل خواهد گرفت. در این شرایط شورایعالی نیاز به دبیر ندارد.

محمد بانکی با انتقاد از تلاشهای هفته های اخیر یک تهیه کننده برای راه اندازی صنفی جدید گفت: اینکه فلان تهیه کننده به نام ثبت در وزارت کار رفقایش را جمع کرده و انتخابات گذاشته و صنف زده، اسمش منفعت طلبی است و نه کار صنفی!! اینکه جنبه کار تیمی را ندارند و میروند کانون میزنند در درازمدت به ضرر خودشان است چون ضعف تهیه کنندگان در انشقاق است.

محمد بانکی که درگیر پیش تولید فیلمی با نام “دو زن” شده به سینماروزان گفت: اغلب همکارانی که در شش ماه اخیر درگیر تولید شده اند از افزایش سرسام آور دستمزد بازیگران نالیده اند؛ این افزایش دستمزد که نتیجه حضور سرمایه های مشکوک در سینماست یکی از آسیب های چنددستگی تهیه کنندگان است.

بانکی با بیان اینکه بخش خصوصی نمی تواند چنین دستمزدهایی را پرداخت کند گفت: من چند فیلم مختلف را با محمدرضا گلزار کار کردم و یادم می آید دستمزد ایشان از 13 میلیون در “سیزده گربه…” شروع شد و در “دو خواهر” به حدود 30 میلیون رسبد و در نهایت در آخرین همکاری مان “تو ومن” به 70میلیون رسید اما اخیرا شنیده ام دستمزد ایشان میلیاردی شده!؟؟ آن زمان میشد با بازگشت سرمایه از گیشه این دستمزدها را جبران کرد اما حالا چه؟؟ یک فیلم باید چندمیلیارد بفروشد که فقط دستمزد یک بازیگر را برگرداند؟؟؟

تهیه کننده “دو دوست” خاطرنشان ساخت: اینکه در گذر زمان دستمزدها افزایش یابد منطقی و منصفانه است اما افزایش جهشی دستمزد در فقط چند ماه که ناشی از چنددستگی تهیه کنندگان است به ضرر بخش خصوصی است و موجب پررنگ شدن دوقطبی پروژه های ارگانی- محصولات مشکوک المنابع خواهد شد و رفته رفته بخش خصوصی کاملا حذف شده و همین تنوع حداقلی تولید هم وجود نخواهد داشت.




فقط چند روز پس از انتشار نسخه قاچاق “همه میدانند” با زیرنویس سلیس فارسی، اصغر فرهادی مسئولیت آماده سازی زیرنویس این نسخه را برعهده گرفت⇐از همان ابتدا به ذهنم رسيد که مي‌توان فيلم را با کيفيت بالا در فضاي مجازي منتشر کرد!!/میخواستیم زیرنویس را بعد از اکران آمریکا منتشر کنیم اما برنامه ریزی قبلی به هم خورد/بلافاصله بعد از عرضه بلوری “همه میدانند” در فرانسه فایل زیرنویس را منتشر کردیم/بیانیه روابط عمومی[در مذمت قاچاق فیلم] از سوی تهیه کنندگان بود و نه سازندگان!!!/نه تنها با دیده شدن فیلم در ایران مشکل ندارم که اتفاقا باعث خوشحالیم است که مردم فیلم را ببینند

سینماروزان: انتشار نسخه قاچاق فیلم “همه میدانند”  در ایران با زیرنویس سلیس فارسی از همان ابتدا محل پرسش قرار گرفت. اصلی ترین پرسش این بود که با توجه به منبع قاچاق که بلوری فرانسویست چگونه زیرنویسی سلیس به زبان فارسی در نسخه های قاچاق داخلی وجود دارد؟؟

اصغر فرهادی تنها چند روز بعد از انتشار این نسخه قاچاق نه تنها مسئولیت زیرنویس را برعهده گرفته بلکه به عسل عباسیان در “شرق” گفته که از همان زمان پیش تولید به انتشار نسخه کامل در فضای مجازی فکر کرده بود!!!

اصغر فرهادی با اشاره به برنامه ریزی برای انتشار زیرنویس مطلوب خود ذیل نسخه قاچاق بیان داشت:

برنامه‌ريزي براي نمايش «همه مي‌دانند» در ايران اين بود که فيلم را بعد از اکران آمريكا؛ يعني چند ماه ديگر، به طور رايگان با زيرنويس روان و مورد تأييد روي اينترنت بگذاريم تا هرکس دوست دارد ببيند و چون حقوق پخش اين فيلم در ايران متعلق به کارگردان است، با تهيه‌کنندگان هم روي اين موضوع از قبل توافق شده بود که بعد از اکران آنها، به دليل اينکه در ايران امکان اکران اين فيلم وجود ندارد، روي اينترنت منتشر شود، اما اتفاقي که افتاد اين بود که از دو هفته پيش و با توزيع رسمي دي‌وي‌دي و بلورِي فيلم در فرانسه که طبق قوانين آنجا مدت معيني بعد از اکران انجام مي‌شود حدس زدم که ممکن است فيلم روي اينترنت منتشر شود و برنامه‌ريزي قبلي ما را به‌هم بريزد. به همين دليل زيرنويس را سريع آماده کرديم که اگر فيلم غيرقانوني آمد، لااقل با زيرنويس درست ديده شود. همين هم شد؛ نسخه قاچاق فيلم از فرانسه با کيفيت بالا به فاصله چند روز از توزيع روي اينترنت آمد و به‌سرعت گسترش پيدا کرد و چندساعت بعد ما به‌ناچار فايل زيرنويس را روي اينترنت گذاشتيم تا مانع انتشار زيرنويس‌هاي متفرقه شويم.

فرهادی درباره بیانیه روابط‌عموميش پیرامون نارضایتی و مذمت انتشار نسخه قاچاق گفت:  در آن بیانیه گفته شده تهيه‌کنندگان، نه سازندگان. به‌هرحال وقتي اين اتفاق افتاد به نظر نمي‌رسيد با توجه به سرعت انتشار لينک‌ها کاري بشود کرد و تصميم من اين بود که علي‌رغم برنامه‌ريزي که براي چند ماه بعد شده بود که فيلم منتشر بشود، اعلام کنيم که هرکس خواست فيلم را ببيند، اما تهيه‌کننده‌ها اين ميزان از گستردگي لينک‌ها در اينترنت را که ديدند برايشان خيلي نگران‌کننده بود. تماس گرفتند و خواهش کردند که روابط‌عمومي فيلم در ايران از قول آنها انتشار فيلم را غيرقانوني اعلام کند که فيلم انتشارش به بيرون از ايران گسترش پيدا نکند. آنها با توجه به توافقي که براي پخش ايران وجود دارد مي‌دانند علاقه‌مندان نهايتا در ايران اين فيلم را از طريق اينترنت خواهند ديد، اما فکر مي‌کردند چند ماه ديگر اين اتفاق مي‌افتد که اکران‌هاي اصلي انجام شده که اين‌گونه نشد و بدتر از آن، در اين بين دو شبکه ماهواره‌اي فيلم را غيرقانوني پخش کردند که البته پخش‌کننده آمريكا در مورد آنها اقدام حقوقي‌اش را شروع کرده است.

اصغر فرهادی با اشاره به مخاطبانی که نسخه قاچاق را می بینند گفت: يک وجه مربوط به داخل ايران است که چون حقوق پخش آن متعلق به من است با وجود اينکه فيلم زودتر منتشر شده، نه‌تنها با ديده‌شدنش مشکلي ندارم، بلکه باعث خوشحالي من است که مردم فيلم را ببينند. بخش دوم اما مربوط به بيرون از ايران است و حق پخش فيلم متعلق به پخش‌کننده‌هاي آن کشورهاست که بعضي‌شان فيلم را سال گذشته پيش‌خريد کرده‌اند. اينکه اين لينک‌ها بيرون از ايران هم امکان دسترسي به فيلم را فراهم کرده چيزي است که باعث آسيب به اکران ديگر کشورها مي‌شود.

این کارگردان ادامه داد: داخل ايران با خیال راحت فیلم را ببیند. فقط اميدوارم که دانلود فيلم به خارج از ايران گسترش پيدا نکند. وقتي اين لينک‌ها روي اينترنت مي‌آيد ديگر فقط محدود به ايران نيست. در بسياري از کشور‌هاي ديگر که فيلم هنوز اکران نشده براي همه در دسترس است. اميدوارم کسي فيلم را به زبان‌هاي ديگر زيرنويس نکند، اما ديدنش در ايران باعث خوشحالي من است.

فرهادی پیرامون درگیری ذهنی بر سر عدم اکران فیلمش در ایران گفت: در سفرهاي متعددي که به اسپانيا داشتم، متوجه شدم ساخت اين فيلم به طوري که در ايران هم قابل نمايش باشد، شدني نيست. قراري با خودم گذاشته بودم فيلم را هر اسپانيايي هم که ببيند، احساس نکند يک غيراسپانيايي سازنده آن است. اين در واقع يک چالش بود. بنابراين ديدم اولين تصميمي که بايد بگيرم اين است که آيا اين فيلم در ايران اکران رسمي بشود يا نه؟ و به دلايل بسيار، ديدم بهتر است ذهنم را گرفتار اين موضوع نکنم؛ حتي به قيمت اينکه فيلم در سينماهاي ايران روي پرده نرود و به ذهنم رسيد که مي‌توان فيلم را با کيفيت بالا در فضاي مجازي منتشر کرد. اين از تصميمات اوليه بود.




واکنش بیژن بیرنگ به ادعای حاتمی کیا درباره نمایندگی بیضایی⇐شما نماینده خودتان و امثال خودتان هستید!/شما همانهائى هستيد كه دهه شصت را براى امثال بيضائى تنگ و تار كرديد و استاد را ناچار به هجرت!/من و مسعود رسام هیچ گاه الطاف(!) شما درباره فیلم “سیندرلا” را فراموش نکردیم!/قهرمانان اصلی مقاومت، مردمی هستند که برای دریافت حقوقشان در هفت تپه ها فریاد میزنند!!

سینماروزان: اظهارات ابراهیم حاتمی کیا در افتتاحیه جشنواره مقاومت و طرح ادعای نمایندگی همه اهالی سینما و از جمله بهرام بیضایی، با واکنش بیژن بیرنگ نویسنده و کارگردان مواجه شد.

متن واکنش بیژن بیرنگ به اظهارات حاتمی کیا را بخوانید:

شما نماينده آنها نيستيد و نماينده عزيزمان استاد بيضائى كه حتما نيستيد!!! شما نماينده خودتان و امثال خودتان هستيد و من حتم دارم كه شما شاگرد خوبى هم نيستيد. من و مسعود رسام هيچوقت الطاف(!!) شما را در مورد فيلم سينمایی “سيندرلا” كه آن را تبديل به تجربه اى تلخ كرديد، فراموش نميكنيم…

شما لياقت فهم حق استاد و شاگردى را نداريد كما اينكه با من كه استادتان بودم در دانشكده نداشتيد. قرارم با خودم بود كه هميشه سكوت كنم ولى افاضات شما بيش از اندازه… بود و متأسفانه نتوانستم سكوت كنم…

شما همانهائى هستيد كه دهه شصت و همه دهه ها را براى امثال بيضائى تنگ و تار كرديد و استاد را ناچار به هجرت. همان كسى كه ذرات وجودش براى اين آب و خاك و فرهنگ ايران می تپید… بگذريم…

چه خوب به هم جايزه ميدهيد و يادتان ميرود كه قهرمانان مقاومت اصلى ايران همين مردمند كه در هفت تپه ها براى دريافت حقوقشان بايد هفته ها فرياد بزنند و سكوت شما را تحمل كنند!

واکنش بیژن بیرنگ به اظهارات حاتمی کیا
واکنش بیژن بیرنگ به اظهارات حاتمی کیا




مجید قاری‌زاده در گفتگویی تلویزیونی بیان داشت⇐برای سینماگران مستقل امکان رقابت با معدود تهیه‌‌کنندگانی که هم دفتر پخش دارند و هم به غیر از پردیس‌داری در کلی سالن شریک هستند، وجود ندارد/رییس سینمایی که تجربه سینمایی نداشته باشد بعید است بتواند سینما را در مسیر درست قرار دهد/سرپرست تازه سینما گوشش به چند مشاور تکراری نباشد و درها را باز کند به روی بدنه استخوان خرد کرده سینما

سینماروزان: حضور حسین انتظامی به عنوان سرپرست سازمان سینمایی مدتها بعد از جدی شدن بازنشستگی محمدمهدی حیدریان فضایی را فراهم کرده که به مانند همه تغییر و تحولات، سینماگران، آرای خود برای بهبود اوضاع سینما را در اختیار وی قرار دهند.

به گزارش سینماروزان مجید قاری زاده کارگردان قدیمی سینمای ایران که به بهانه نمایش فیلم «جوانی» در شبکه «آیفیلم» حضور یافته بودد با اشاره به اوضاع سینما گفت: رییس سینمایی که تجربه سینمایی نداشته باشد بعید است بتواند سینما را به مسیر درست قرار دهد. زمانی در این سینما امثال یدالله صمدی و ابراهیم وحیدزاده کمدی می‌ساختند اما این روزها کمدی تبدیل شده به ابتذال.

قاری زاده با تأکید بر یکی از معضلات مبتلابه سینمای ایران ادامه داد: نبود مدیریت قوی موجب شده سینما بدجوری دست سالن داران بیفتد و همین است که جز عده ای معدود مابقی تهیه کنندگان پیشکسوت بیکارند.

کارگردان «پدربزرگ» افزود: سالن داری که هم پخش دارد و هم تهیه کننده است جای رقابت را برای کسی باقی نگذاشته! قبل از انقلاب پخشهایی بودند که سینمادار بودند اما کمتر تهیه کننده ای بود که هم پخش داشت و هم سینمادار. سینماگر مستقل چطور میتواند با تهیه‌کننده‌ای رقابت کند که به غیر از پردیس‌داری در کلی سالن شریک است و دفتر پخش هم دارد؟؟ من هرچقدر هم که محصول باکیفیت تولید کنم، چطور میتوانم با چنین تهیه کنندگانی رقابت کنم؟ 

مجید قاری زاده با اشاره به دوران مدیریت داد بیان داشت: سیف الله داد در مدتی که معاون سینمایی داشت چون سینماگران و زیر و بمهای سینما را میشناخت سعی کرد هم گرفت و گیر ممیزی را کم کند و هم جلوی انحصارگرایی را بگیرد. امیدوارم سرپرست تازه سینمایی گوشش به چند مشاور ثابت و تکراری نباشد بلکه درها را باز کند به روی بدنه استخوان خردکرده سینما و به سراغ همه اهالی سینما بیاید تا بفهمد در سینما چه میگذرد.




وزیر ارشاد در معارفه انتظامی: نیاز داریم به نوسازی سازمانی و آینده نگری!!!↔پرسش: نوسازی مشتمل بر حذف مدیران ناکارآمد است یا همچنان رییس در سایه و شرکایش از خوان سینما منتفع خواهند شد؟؟

سینماروزان: عباس صالحی وزیر ارشاد در معارفه حسین انتظامی به مانند اغلب معارفه ها حرفهایی امیدوارانه درباره اوضاع سینما زد و حتی درباره رابطه موثر صنف و مدیران سینما گفت اما نگفت این رابطه موثر چه سودی به حال بدنه صنفی داشته که این روزها بیش از همیشه در تنگنای اقتصادی است.

با این حال در خلال حرفهای انتظامی تأکیدش بر نوسازی سازمانی به شدت جلب توجه کرد. وزیر ارشاد در مراسم معارفه حسین انتظامی با تأکید بر اهمیت برنامه‌گرایی و اصلاحات ساختاری سینما، گفت: در این حوزه حتما نیاز به نوسازی سازمانی و آینده‌نگری داریم، سینمای ایران هم باید در این راستا تغییراتی داشته باشد.

پرسش آنجاست که آیا نوسازی سازمانی مدنظر وزیر مشتمل بر حذف مدیران ناکارآمد است یا همچنان رییس در سایه و شرکایش از خوان سینما منتفع خواهند شد؟

آیا وزیر ارشاد از انتظامی حمایت خواهد کرد که با تغییر مدیران تکراری و فرسوده و جانشینی نیروهایی اندیشمند و امتحان پس داده، مسیری تازه در برابر سینمای ایران گمارد یا همچنان همین جماعت منفعل و درگیر روزمرگی
، امور را پیش خواهند برد؟؟




ادعای مدیر مرکز گسترش: تلاش کردیم هم در زمینه عمل به تعهدات و هم در بخش افزایش برآوردها بهترین عملکرد را داشته باشیم!!⇔پرسش: در زمینه شفاف‌سازی چطور؟؟ چرا علیرغم تأکید وزیر ارشاد مبنی بر شفاف‌سازی، فهرست کامل حمایتهای مالی مرکز از پروژه‌های مستند منتشر نشده؟؟؟

سینماروزان: عباس صالحی وزیر ارشاد دولت دوازدهم از همان ابتدای حضورش در ارشاد بر لزوم شفاف سازی مالی سازمانهای زیرمجموعه تأکید کرد و در این مسیر برخی سازمانهای سینمایی و از جمله فارابی و موسسه رسانه های تصویری فهرستهای حمایتی خود را منتشر کردند.

با این حال مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که الویتش حمایت از سینمای مستند است جز فهرستی از فیلمهای داستانی مشمول حمایت، داده ای درباره دریافتیهای مستندسازان از این ارگان منتشر نکرد!

محمدمهدی طباطبایی نژاد مدیر مرکز به تازگی در گفتگو با “مهر” با اشاره به نوسانات اقتصادی کشور فرموده اند: ما در مقام دولت، تلاش داشته‌ایم هم در زمینه عمل به تعهدات و هم در بخش افزایش برآوردها، بهترین عملکرد را داشته باشیم!!

اینکه مدیر مرکز شخصا از تلاشهایش برای عمل به تعهدات و افزایش برآوردها گفته ویژگی اغلب مدیران ایرانی است اما ایشان برای نشان دادن عیار کاری خویش و اینکه چقدر تلاشهایش به ثمر نشسته باید یک کار مهم دیگر انجام دهد.

آن کار عبارتست از اینکه در راستای تأکیدات وزیر، مدیر مرکز به شفاف سازی مالی زیرمجموعه اش پرداخته و دقیقا بگوید در حیطه مستند از کدام پروژه ها حمایت صورت گرفته و هر پروژه چقدر مشمول حمایت شده!؟




یک بازیگر پیشکسوت با مخاطب قرار دادن سرپرست تازه سازمان سینمایی گفت⇐آقای انتظامی! همه را به یک چشم ببینید و بساط اعطای وامهای کلان به عده ای معدود را جمع کنید!/آقای انتظامی! با مافیایی که اکران را در چنبره خود گرفته مقابله کنید/آقای انتظامی! بساط فاسد لابی گران کاسبکار را جمع کنید

سینماروزان: حضور حسین انتظامی به عنوان سرپرست سازمان سینمایی قاعدتا دامنه انتظارات انباشت شده سینماگران در سالیان مختلف را به سمت وی سوق میدهد و اینکه انتظامی بتواند این انتظارات را پاسخ دهد یا خیر مشخص نیست.

حبيب دهقان نسب بازیگر قدیمی در خصوص انتصاب حسين انتظامي و الويت هاي پيش روي اين مدير به “جوان آنلاین” گفت: من به عنوان يك هنرمند از حسین انتظامي درخواست مي كنم تا هر چه سريع تر نسبت به حل مسائل و مشكلات سينماي ايران اقدام كنند.

اين بازيگر در پاسخ به اين سؤال كه به نظر شما اولويت آقاي انتظامي در رفع مشكلات و معضلات سينماي ايران چه چيزي بايد باشد اظهار داشت: معتقدم امروز سينماي كشور ما با مشكلات بيشماري مواجه است. يكي ديگر از معضلات سينما به اعتقاد من معضل اكران است. متاسفانه برخي از طريق لابي گري مي آيند و بدين وسيله در پي نيل به اهداف خود هستند و در آخر هم فيلم هاي خودشان را در بهترين سينماها و بيشترين سينماها اكران مي كنند و برعكس عده اي ديگر هم ساليان سال بايد به انتظار اكران فيلم شان بنشينند.

به گفته اين هنرمند، اكنون بي عدالتي در سينما و در بحث اكران فيلم ها بيداد مي كند و باید با مافیایی که اکران را در چنبره خود گرفته مقابله شود. دهقان نسب گفت: اولويت مهم ديگر انتظامي برچيدن بساط و سيستم فاسد لابي گران کاسبکار و ايجاد عدالت در پخش و اكران فيلم ها باشد. ايشان بايد همه را به يك چشم ببينند و از نظر وي عده اي عزيزكرده نباشند!

حبيب دهقان نسب در خاتمه تاكيد کرد: بهتر است هر چه سريع تر اقداماتي توسط انتظامي انجام شود تا جلوي اكران و نمايش فيلم هاي سخيف و مبتذل گرفته شده و در مقابل به فيلم هاي ارزشمندي كه حرف براي گفتن به مخاطب دارند، ‌بها داده شود. فيلم هاي مفيد و كاربردي كه در آنها تلاش شده است تا به آگاهي هر چه بيشتر مردم كمك شود. هر كس هم به جاي حسین انتظامي بود بايد به عنوان سكاندار امور سازمان سينمايي، اينها را در اولويت قرار مي داد. واگذاري وام به فيلمسازان با عدالت هر چه تمام انجام شود. اينكه وامها به فيلمسازان عادلانه باشد و تلاش شود تا به عده اي معدود وام هاي كلان داده نشود و به عده اي ديگر نگويند شما در اولويت سازمان نيستيد.




اظهارات یک کارگردان سینما پیش‌روی نماینده اصولگرای مجلس که از اکران فیلمهای مستهجن انتقاد کرده بود⇐در دل اوضاع نزار اقتصادی است که تولید کمدیهای سبک تقویت می‌شود/آیا مقامات مملکتی خبر دارند که اوضاع اقتصادی سینماگران بسیار تراژیک‌تر از طبقات عادی جامعه است؟/کمبود صنوفی که در بزنگاههای بحرانی به داد سینماگران برسند بدجوری محسوس است/سینماگری که کمترین توجهی نمی‌بیند معلوم است که کینه‌توز می‌شود/اگر التهابات اقتصادی جامعه درمان نشود تولید محصولات مفرح ارزان بیش از پیش گسترش خواهد یافت

سینماروزان: در روزهای اخیر سخنان نصرالله پژمانفر نماینده اصولگرای مجلس درباره اکران فیلمهای مستهجن با واکنش معاون نظارت و رییس جامعه صنفی تهیه کنندگان مواجه شد که از وی خواستند مصادیق فیلمهای مستهجن را معرفی کند.

به تازگی حمیدرضا صلاحمند نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون در اظهاراتی که برای «جام جم» داشته با اشاره به التهابات اقتصادی جامعه، یکی از دلایل مهم تولید کمدیهای سطحی را همین التهابات دانسته و به مسئولان مملکتی هشدار داده که اگر برای درمان مشکلات اقتصادی هنرمندان چاره ای نیندیشند، تولید محصولات مفرح سطحی بیش از پیش گسترش خواهد یافت.

متن اظهارات صلاحمند را بخوانید:

برای امثال من که زندگی شخصی‌شان را مدتهاست از زندگی حرفه‌ای جدا کرده‌اند نوسانات اقتصادی جامعه به مانند طبقات عادی اجتماع حس می‌شود ولی آیا مقامات مملکتی میدانند که این نوسانات آنها که متمرکز بر هنر شده‌اند را بسیار بیشتر از طبقات عادی رنج می‌دهد؟؟ و به همین دلیل این روزها اوضاع اقتصادی سینماگران بسیار تراژیکتر از طبقات عادی جامعه است چون بدنه سینماگران از همان مستمری دائمی که مثلا یک کارمند دارد هم برخوردار نیستند! وقتی زندگی هنرمندان متکی باشد با درآمد هنری در بحرانهای اقتصادی که رکودی همه جانبه بر فعالیتهای هنری مستولی می‌شود، این زندگیها به شدت آسیب می‌بیند.

بدبختانه کمبود صنوفی که به معنای واقعی کلمه کار صنفی انجام دهند در میان هنرمندان بدجوری محسوس است. نمونه‌اش خانه سینما که بنا شد برای کار صنفی اما کمترین کارکرد محسوسی درباره اوضاع زندگی سینماگران نداشته است. سینماگر و به بیان بهتر هنرمندی که دغدغه اقتصادی نداشته باشد راحتتر می‌تواند لانگ‌شاتی از اوضاع را پیش‌روی مخاطب قرار دهد ولی در دل هنرمندی که حتی از طرف صنفش هم تحویل گرفته نمی‌شود معلوم است که کینه‌ای شکل می‌گیرد که تا رسوخ نگاه غرض ورزانه در محصول هنری پیش خواهد رفت.

صنوف هنری و از جمله خانه سینما باید در بحرانهای اقتصادی بیشتر از گذشته کنار بدنه صنف باشند و امنیتی روانی برای آنها ایجاد کنند تا بعدتر بدنه هم در خدمت صنف قرار گیرد. بدنه‌ای که از رأس صنف حمایت نبیند معلوم است که در بزنگاهها قید حمایت از رئوس را می‌زند و ترجیح می‌دهد فعالیت انفرادی خودش را پیگیری کند. این یکی از معضلات صنوف هنری ماست که متأسفانه میان رأس صنف و بدنه فاصله افتاده است.

فارغ از اثراتی که التهابات اقتصادی بر بدنه هنرمندان به جای می‌گذارد در دل همین اوضاع نزار اقتصادی است که دو نوع سینما تقویت می‌شود؛ یکی تولید کمدیهای ارزان و گاهی سطحی و سبک که فقط تولید شده‌اند برای وقت گذرانی و دیگر تولید آثاری که انگشت بر درد مردم می‌گذارند و بدبختیهای آنان را به تصویر می‌کشند! این دو سینما به شدت متضادند ولی نگاهی به دوروبر و مثلا اقبالی که به دو فیلم «هزارپا» و «مغزها…» شده حکایت دارد از تقویت این دوقطبی سینمایی در دل بحرانهای اقتصادی سالیان اخیر.

این تجربه‌ایست که زمانی در کشورهای دیگر هم از سر گذرانده شده؛ مثلا فقر اقتصادی کف جامعه در هندوستان مردمان را سوق داده به استقبال از آثار مفرح و پر از رقص و آواز یا گرفتاریهای اقتصادی دهه‌های سی و چهل ایالات متحده، هالیوود را سوق داد به سمت جدی گرفتن تفنن در سینما بنابراین تأثیرگیری سینما و حتی هنر ایران از این التهابات چندان عجیب نیست اما خطرناک آن است که گستردگی این التهابات  اقتصادی کار را به جایی برساند که دیگر هیچ نوع هنری دیگری وجود نداشته باشد و فقط دوقطبی محصولات مفرح ارزان-محصولات تلخ رئالیستی عرضه شود و این خود باز بذر کینه را خواهد پاشید در دل هنرمندانی که می‌خواهند کار متفاوت کنند.




شراره رخام در اظهاراتی قابل تأمل طرح کرد⇐باعث تأسف است که فقط در چند ماه ارزش داراییهایمان یک پنجم قبل شده!!/چرا حداقل بخشی از بودجه های میلیاردی سینما سهم اصناف نمی‌شود؟/سرمایه‌های میلیاردی صرف دستمزدهای نجومی گعده های خاص می‌شود و این بریز و بپاش جز به خطر انداختن سلامت اقتصادی سینما فایده ای ندارد!!!/باید قوانینی وضع کرد که بخشی از سرمایه هر پروژه پرهزینه سهم سینماگران بیکار شود

سینماروزان: اوضاع بغرنج اقتصادی جامعه و در عین حال بریز و بپاشهای عجیبی که در برخی تولیدات صورت میگیرد با واکنش شراره رخام بازیگر سینما و تلویزیون مواجه شده است.

به گزارش سینماروزان شراره رخام در یادداشتی برای “جام جم” با انتقاد از عدم فایده گردش میلیاردی سینما به حال بدنه صنف، خواستار وضع قوانینی برای تخصیص درصدی از بریز و بپاشها برای سینماگران بیکار شد.

یادداشت شراره رخام را بخوانید:

همواره گفته‌ام که بازیگری غیر از موارد معدود هیچ گاه پشتوانه‌ای مطمئن برای تامین معیشت زندگی بازیگران نبوده؛ چه برسد به شرایط حاد اقتصادی که در این صورت آسیب اقتصادی وارده به زندگی بازیگر بیشتر هم می‌شود.

در اتفاقات اقتصادی ماههای اخیر که متأسفانه به دلیل عدم کنترل قیمت ارز به ناگاه ارزش داراییهای بخش عمده جامعه به یک چهارم یا حتی یک پنجم قبل رسید آسیب وارده به بازیگری و در کل هنرمندان هم محسوس بود.

در تمام مشاغل وقتی حجم نقدینگی پایین می‌آید به افراد فعال در آن مشاغل شوک اقتصادی وارد می‌شود و در دنیای هنر هم همین طور است و زمانی که ارزش پول ملی پایین می‌آید ریسک سرمایه گذاری پایین می‌آید و به دنبال آن تولید کمتر می‍شود و کم‌کاری و بیکاری در هنرمندان بیشتر می‌شود.

اما اتفاق مهیب‌تر زندگی هنرمندان، آسیب دیدگی حسی است. هنرمندان شناخته شده چون ارتباط مستقیم با مردم دارند مدام باید گلایه‌های آنها را درباره اوضاع ملتهب بشنوند و از آن جایی که راکفلر نیستند(!) که بتوانند به همگان کمک کنند بارها پیش می‌آید که کاری برای کمک ازشان برنمی‌آید و همین به لحاظ احساسی آنها را متاثر می‌کند.

اگر در حیطه‌های مختلف هنری صنوف متمکن داشتیم شاید می‌شد در بزنگاهها بهتر از این به داد هنرمندان رسید ولی چون اغلب صنوف ما دارای قدرت مالی استانداردی نیستند معلوم است که نمی‌توانند کمک حال بدنه باشند. بودجه میلیاردی در هنر و از جمله در سینما هست اما این بودجه به سمت صنف نمی‌آید. بودجه‌ها اغلب در تولید و مابین گعده‌هایی خاص ردوبدل میشود و این حسرت را به جا می‌گذارد که چرا حداقل بخشی از بودجه های میلیاردی سهم اصناف نمی‌شود؟ اگر قوانینی وضع شود که بخشی از هر پروژه پرهزینه سهم صنف باشد و مثلا در صندوق حمایت از هنرمندان بیکار ذخیره شود معلوم است که اوضاع بهتر خواهد شد.

اما متأسفانه بودجه‌های میلیاردی صرف دستمزدهای نجومی عواملشان می‌شود و این بریز و بپاش جز به خطر انداختن سلامت اقتصادی هنر فایده ای ندارد؛ درست مانند آن است که در شومینه به جای هیزم، روزنامه بریزید!!! درست است که در کوتاه مدت آتش زبانه می‌کشد اما خیلی زود آتش فروکش کرد و استاندارد شومینه هم نزول می‌کند.

هنر ایران چاره ای ندارد که برای قوام خود هم که شده به سمت تقویت صنوف برود و تقویت صنوف هم رخ نمیدهد مگر با ملزم کردن صاحبان سرمایه های هنگفت به هزینه کردن بابت صنف البته که این الزام هم مخالفان خاص خود را خواهد داشت ولی چون منطبق با منطق و به نفع همگان است یا یک طیف خاص، میتوان الزامات را اجرایی کرد.

همواره گفته‌ام که بازیگری غیر از موارد معدود هیچ گاه پشتوانه‌ای مطمئن برای تامین معیشت زندگی بازیگران نبوده؛ چه برسد به شرایط حاد اقتصادی که در این صورت آسیب اقتصادی وارده به زندگی بازیگر بیشتر هم می‌شود.

در اتفاقات اقتصادی ماههای اخیر که به دلیل عدم کنترل قیمت ارز به ناگاه ارزش داراییهای بخش عمده جامعه به یک چهارم یا حتی یک پنجم قبل رسید آسیب وارده به بازیگری و در کل هنرمندان هم محسوس بود.

در تمام مشاغل وقتی حجم نقدینگی پایین می‌آید به افراد فعال در آن مشاغل شوک اقتصادی وارد می‌شود و در دنیای هنر هم همین طور است و زمانی که ارزش پول ملی پایین می‌آید ریسک سرمای‌گذاری پایین می‌آید و به دنبال آن تولید کمتر می‍شود و کم‌کاری و بیکاری در هنرمندان بیشتر می‌شود.

اما اتفاق مهیب‌تر زندگی هنرمندان، آسیب دیدگی حسی است. هنرمندان شناخته شده چون ارتباط مستقیم با مردم دارند مدام باید گلایه‌های آنها را درباره اوضاع ملتهب بشنوند و از آن جایی که راکفلر نیستند(!) که بتوانند به همگان کمک کنند بارها پیش می‌آید که کاری برای کمک ازشان برنمی‌آید و همین به لحاظ احساسی آنها را متاثر می‌کند.

اگر در حیطه‌های مختلف هنری صنوف متمکن داشتیم شاید می‌شد در بزنگاهها بهتر از این به داد هنرمندان رسید ولی چون اغلب صنوف ما دارای قدرت مالی استانداردی نیستند معلوم است که نمی‌توانند کمک حال بدنه باشند. بودجه میلیاردی در هنر و از جمله در سینما هست اما این بودجه به سمت صنف نمی‌آید. بودجه‌ها اغلب در تولید و مابین گعده‌هایی خاص ردوبدل میشود و این حسرت را به جا می‌گذارد که چرا حداقل بخشی از بودجه های میلیاردی سهم اصناف نمی‌شود؟ اگر قوانینی وضع شود که بخشی از هر پروژه پرهزینه سهم صنف باشد و مثلا در صندوق حمایت از هنرمندان بیکار ذخیره شود معلوم است که اوضاع بهتر خواهد شد.

اما متأسفانه بودجه‌های میلیاردی صرف دستمزدهای نجومی عواملشان می‌شود و این بریز و بپاش جز به خطر انداختن سلامت اقتصادی هنر فایده ای ندارد؛ درست مانند آن است که در شومینه به جای هیزم، روزنامه بریزید!!! درست است که در کوتاه مدت آتش زبانه می‌کشد اما خیلی زود آتش فروکش کرد و استاندارد شومینه هم نزول می‌کند.

هنر ایران چاره ای ندارد که برای قوام خود هم که شده به سمت تقویت صنوف برود و تقویت صنوف هم رخ نمیدهد مگر با ملزم کردن صاحبان سرمایه‌های هنگفت به هزینه کردن بابت بدنه صنف البته که این الزام هم مخالفان خاص خود را خواهد داشت ولی چون منطبق با منطق و به نفع همگان است و نه یک گروه خاص، میتوان با یک برنامه‌ریزی دقیق الزامات را اجرایی کرد.




اظهارات برون‌ریزانه هوشنگ توکلی بازیگر پیشکسوت⇐یک تبانی کاملا آگاهانه در تولید کمدی‌های مبتذل وجود دارد!/مدام از مبارزه با پولشویی میگویند اما با سرمایه‌های مشکوک فیلمهایی میسازند در ردّ پولشویی!/سرمایه‌گزاران مشکوک و حتی بازداشتی به راحتی پروانه  می‌گیرند و نه فقط در تولید که حتی در اکران، مافیا به راه می‌اندازند!/چرا ارگانهای متصل به بیت‌المال، پروژه‌ها را براساس روابط تقسیم می‌کنند؟/چرا یک دستیار تولید باید بشود تهیه‌کننده پروژه‌های ارگانی؟

سینماروزان: هوشنگ توکلی از جمله بازیگران برخاسته از تئاتر است که هرچند در اواسط دهه پنجاه برای اولین بار با ایفای نقش در یک فیلم کوتاه جلوی دوربین رفت اما وقوع انقلاب اسلامی و استفاده از چهره های توانمند تئاتر در سینما و تلویزیون بود که جایگاهی قابل اعتنا برایش رقم زد. هوشنگ توکلی در اواسط دهه شصت و با بازی در ملودرام «خانه ابری»اکبر خواجویی استارت فعالیتش در سینمای بلند را زد و به دنبال آن و طی سه دهه فعالیت از سینما تا تلویزیون تجربیات متفاوتی را پشت سر گذاشت.

به گزارش سینماروزان و به نقل از «سوره سینما»، فیلمهای «انفجار در اتاق عمل»، «ماه وش»، «نفوذی»، «زادبوم»، «دلخون» و «پرنده باز» و سریالهای «کوچک جنگلی»، «شاخه طوبی»، «مرگ تدریجی یک رویا»، «زیر تیغ»، «روزگار قریب» و «جستجوگران» از جمله تجربیات بازیگری توکلی بوده است.

بهانه گفتگوی «سوره سینما» با توکلی، چرایی افت کیفی محصولات سرگرم کننده سینمای ایران در دهه نود بود و در خلال گفتگو بود که بخشهایی از مدیریت سینمایی هم آسیب شناسی شد.

*با مروری کوتاه بر اوضاع سینمای روز متوجه غلبه تولید و اکران کمدی‌هایی هستیم که هرچند پرده‌دری‌های بصری فیلمفارسی‌ها را ندارند اما درگیر نوعی نابهنجاری در دیالوگ و حتی داستان‌پردازی هستند. این اتفاق در شرایطی رخ داده که بعد از وقوع انقلاب اسلامی تا امروز مدیران مدام بر تولید محصولات اخلاق‌گرا تأکید داشته اند. به عنوان بازیگری که از ابتدای انقلاب در سینما حضور داشته‌اید این اتفاقات را چطور ارزیابی می‌کنید؟

 

نمی توانیم بگوییم اتفاقی که درسینما افتاده، اتفاق خوبی است یا بد! روندی که درتولید آثارسینمایی داشتیم یک پروسه تقریبا چهار دهه‌ایست و ناشی از دیدگاه دوگانه ای که مدیران فرهنگی کشورمان داشته اند. در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از بازه‌ای کوتاه که همچنان تولیدات تجاری از نوع میهنی‌اش انجام شد مدیران تصمیم گرفتند با شکل دهی نوعی سینمای دولتی، نگاه خویش را در آثار سینمایی جاری کنند. دولت در عین حال که حمایت می‌کرد انتظار داشت مفاهیم خودش هم در تولید فیلمها جاری شود که انتظار بیجایی هم نبود و در نتیجه این روند برخی محصولات قابل اعتنا هم تولید شد.

اما از جایی به بعد دولت و مدیران دولتی که دریافته بودند در نتیجه دیدگاه‎های خاصشان آن تحولی که فکر می‌کردند رخ نداده است سعی کردند با دخالت دادن بخش خصوصی در امور مختلف شرایطی را فراهم کنند که اگر هم نقصانی ایجاد میشود، عواقبش متوجه آنها نباشد.

از آموزش و پرورش شروع کردند و مدارس غیرانتقاعی راه افتاد! وارد دانشگاه شدند و دانشگاه آزاد را پدید آوردند! در سینما هم سختگیریهایی که پیشتر در زمینه فعالیت بخش خصوصی و درجه بندی سینمایی وجود داشت برچیده شد و بسیاری از فعالان بخش خصوصی توانستند تولید کنند.

وقتی بخش خصوصی وارد می شود طبیعتا به منافع خودش فکر می‌کند و این منفعت طلبی، رشدی همه جانبه را هم برایش رقم زد و در یک بازه دو دهه و نیمی کار به جایی رسید که کم‌کم سیاستگذاران ناگزیر شدند از کسانی که به عنوان سردمدار بخش خصوصی شناخته می‌شوند تبعیت کنند و از همین جا بود که مقاومت ها و عکس‌العمل‌ها هم در مقابل تولیدات خصوصی شکل گرفت!!

*در این شرایط دلیل اینکه همچنان بخش دولتی سینمای ایران تلاش دارد با راه‌اندازی محفل و گروه و جشنواره و مدرسه، خود را رشد دهد چیست؟ مگر نه اینکه سینما دست بخش خصوصی است پس تلاش بخش دولتی برای بزرگتر شدن از کجا نشأت گرفته است؟

 

وضعیت شتر، گاو، پلنگ که می‌گویند همین است و بدبختانه در حوزه کلان فرهنگ و هنر بیداد میکند و مشخص نیست بالاخره هنرمان خصوصی است یا دولتی؟! دولتیها مدام میخواهند با بخشنامه دادن و دستور دادن به زعم خود اوضاع را بهبود بخشند اما بخشنامه ها به عکس خود بدل میشود. مثلا مدام از مبارزه با پولشویی و ورود پولهای کثیف به سینما سخن میگویند اما از آن طرف با سرمایه های مشکوک فیلمهایی میسازند در ردّ پولشویی!!! سرمایه گزاران مشکوک و حتی بازداشتی به راحتی پروانه تولید میگیرند و نه فقط در تولید که حتی در اکران، مافیا به راه می‌اندازند و مدیران هم چون نمی‌توانند جلوی سلطه آنها بایستند می کوشند در طی مسیری انحرافی به نام راه اندازی محافل بودجه‌خوار از حیات خویش در سینما بگویند!! حواسشان نیست که وقتی پرفروشترین فیلمها، کمدیهای اروتیک هستند دیگر مدیریت سینمایی فرهنگی، معنا ندارد!

*یعنی فکر می‌کنید اگر این سینما کلا به بخش خصوصی واگذار شود اوضاع بهتر خواهد شد؟

ما نیاز به بازوی دولتی سینما داریم در حد نظارت و ممیزی آن هم ممیزی راهبردی یعنی به سینماگران راهبرد بدهند که برای جذب مخاطب چه کنند؟

*کم پیش نیامده که سینماگران ما وجود ممیزیهای دست و پاگیر را عاملی دانسته اند بر کیفیت پایین محصول اما به نظر می‌آید که شما به ممیزی نظارتی معتقدید؟

من معتقد به وجود خط قرمز نیستم.  خط قرمز در حوزه هنر و فرهنگ جای خوبی ندارد؛ شرایط اگر درست باشد و عوامل بخواهند کار کنند مطمئنا سر راهشان خط قرمزی نخواهد بود و می‌توانند مسائل خودشان را مطرح کنند. دلیل این که خط قرمزها دیده می‌شود به خاطر ضعف تولید است. ضعف در مدیریت تولید است و خط قرمز یک بهانه است  برای رانت گرفتن!!! ممیزی عاقلانه هست و این همه سخافت در سینما می‌بینیم؛ اگر نباشد چه خواهد شد؟؟ این را هم صریح و رک بگویم که برخلاف نظر برخی که مدعیند دولت مخالف تولید کمدیهای سخیف است من مخالف این نظرم چون حتی در شرایطی که دولتی‌‌ترین سینما را به لحاظ تولید و اکران داشته‌ایم باز آثار سخیف تولید شده اند و البته سالن سینما هم برای اکرانشان بوده است…

*با این حساب یک هماهنگی آگاهانه در تولید چنین آثاری وجود دارد؟

یک  تبانی کاملا آگاهانه  در تولید آثار سخیف و کمدیهای مبتذل وجود دارد که فقط و فقط ناشی از ضعف مدیریت است. ما در همه این سالها با دو دسته مدیر مواجه بوده ایم؛ مدیرانی که از سینما چیزی نمی‌دانستند و می آمدند در این حیطه رزومه ای پر کنند و به منصب بعدی برسند و مدیرانی که سابقه سینمایی داشته اند و همین سابقه باعث شده تصمیمات آگاهانه بگیرند. مسأله اینجاست که حتی دسته دوم مدیران سینمایی هم شاید در برابر آثار تابوشکن سیاسی ایستادگی کرده اند اما در برابر کمدیهای مبتذل واکنشی نشان نداده اند چون در منصفانه ترین حالت پیش خود فکر میکردند کسر شأن است که پیرامون این آثار، روشنگری کنند. نتیجه هم که کاملا پیش روست؛ جشن میگیرند در رکوردشکنی فیلمهایی که نمیتوان حتی یک ربع آنها را با خانواده دید!

*راه چاره چیست؟

 جا دارد سینمای ما از درون خودش را بازسازی کند و منتظر تغییر و تحولات مدیریتی نباشد. ای کاش صنفی قوی داشتیم که در این گونه موارد به کمکمان می آمد. تجربه نشان داده مدیران جز اثرات کوتاه مدت نمی‌توانند آفات سینما را برطرف کنند.

*یعنی حتی ارگانهایی که برای ارائه محصولات فاخر راه افتادند، هم نمی‌توانند در این حیطه کمک حال بدنه سینما باشند؟

وقتی همه چیز برمی‌گردد به مدیریت دولتی ارشاد معلوم است که ارگانهایی که تولید سینمایی دارند مانند  حوزه هنری یا انجمن سینمای دفاع مقدس هم نمی‌توانند درخششی خیره کننده داشته باشند چون طبق قانون ناگزیرهستند از سیاست هایی که در وزارت ارشاد ساطع می‌شود، تبعیت کنند.

اگر آثار سینمایی دهه شصت یا اوایل دهه هفتاد را مرور کنید با آثار بسیار درخشانی مواجهید که از حوزه هنری بیرون آمده است. چرا؟ دلیل اصلی آن بود که حوزه هنری در آن دوران مستقل‌تر بود و مدام با تهدیدات ارشاد مواجه نبود.  زمانی که وزارت ارشاد به عنوان مدیریت اصلی تولید آثارهنری می‌گوید که همه چیز را من باید بررسی کنم و درباره همه امور تصمیم‌گیری کنم و مجوز بدهم، ارگانهای دیگر علیرغم مقاومت هایی که می کنند، درنهایت مجبورهستند از سیستم فکری ارشاد تبعیت کنند و معلوم است که نمی‌توانند به اوج تواناییهای خود برسند!! حوزه هنری باید بتواند بدون مجوز ارشاد فیلم تولید کند مگر زمانی نبود که حوزه هنری حتی بی مجوز ارشاد، آلبوم موسیقی هم منتشر میکرد و مگر در سایه همان فضای آزاد نبود که بسیاری از هنرمندان توانستند وارد فعالیت مجاز شوند?!

*به عبارت بهتر اگر استقلال تولید را به ارگانهایی مثل حوزه برگردانیم در آن صورت شکوفایی مثمرثمری روی خواهد داد.

حوزه هنری اگر استقلال پیدا کند، در تولید آثارسینمایی حتما آثار بیشتری و با کیفیت بهتری خواهد داشت چون این توانایی را دارد؛ به خصوص که سالن‌داری هم میکند و این پتانسیلی مهم در جلب مخاطب است. بماند که بخشی از وظایف به اصطلاح مرام‌نامه‌ای و اساسنامه‌ای حوزه هم همین است که در این راستا کار کند یعنی با ارتقای فرهنگ به جلب مخاطب بیندیشد. این درمورد انجمن دفاع مقدس و بسیاری از ارگانهای دیگر هم صادق است.

*آیا استقلال عملکرد حوزه هنری و نهادهای دیگر به پویایی تولید محصولات از ژانرهای گوناگون هم کمکی خواهد کرد؟

بدیهی است که این اتفاق خواهد افتاد. شما ژانر جنگ یا دفاع مقدس را درنظر بگیرید که در این سالها مهجور واقع شده است. چرا؟ یک دلیلش آن است که انجمن سینمای دفاع مقدس نتوانسته محصولات درخور این ژانر را تولید کند در صورتی که جوانان نسل دوم و سوم انقلاب به شدت علاقه دارند از روزهای جنگ بدانند! انجمن دفاع مقدس هم به مانند بسیاری دیگر از ارگانهای سینمایی ناچار است از سیاستهای کلی سینمایی ارشاد تبعیت کند و در سایه این تبعیت است که از تولیدات جنگی حرفه ای و داستانگو بازمانده است!

*یعنی رکود سینمای جنگ فقط به خاطر سیاستگزاریهای ارشاد است؟

اول بگویم که سینمای دفاع مقدس فعلا خواب است!! یعنی به رکود رسیده است؛ ارگانهای متولی سینمای دفاع مقدس اگر بخواهند محصولاتی پاسخگو تولید کنند باید با جماعتی کار کنند که عاقل هستند و وفادار به نظام، نه آن که براساس یک سری روابط رانتی، پروژه ها را واگذار کنند. ما هنوزمتأثرهستیم ازحوادثی که در دفاع مقدس به سرمان آمده است اما نیازداریم که به صورت دلنشین این موضوعات را برای آیندگان و تاریخ روایت کنیم. متولیان سینمای دفاع مقدس اگر از خواب بیدار شوند و خود را بازسازی کنند و وارد عرصه تولید بهینه شوند، فکرمی‌کنم لااقل ده سالی طول بکشد که به سالهای درخشش برسند.

*اگر بخواهید سینمای پس از انقلاب را براساس دستاوردهای کلانش مرور کنید اولین دستاوردی که به ذهن تان می‌رسد چیست؟

راحتتان کنم علیرغم همه کمبودها ما یک جا موفق بودیم و آن هم تربیت نیرو است؛ یک بخش این دستاورد مربوط به ما و نسل ما بوده که وظیفه خود را انجام داده ایم که به هرحال تولید کننده‌هایی تربیت کنیم که نه تنها درایران بلکه درمنطقه حرف اول را بزنند؛ در حوزه کارگردانی و بازیگری و حتی پشت صحنه نیرویی که تربیت شده واقعا از دستاوردهای انقلاب است اما مشکل این است که بخش عمده این نیروها درست به کار گرفته نمیشوند. ببینید؛ ما نیروی سینماگر خلاق بسیار داریم که می توانند کارهای باارزش تولید و انجام دهند ولی اگر این هنرمندان بخواهند وارد عرصه سینمای تجاری شوند یقینا کارهایشان بد و ضعیف خواهد شد چون حوزه تجارت مربوط به گروه دیگری می شود که آنها بلد هستند چگونه آثارهنری را به کالایی تبدیل کنند که سودآور شود. این استعداد در همه نیست؛ همان طور که درهنر هم این چنین است بنابراین تربیت نیرویی زمانی مفیدفایده خواهد شده که پلی ایجاد شود میان صاحبان سرمایه و نیروهای خلاق تا در یک حرکت بینابین محصولاتی مطلوب مخاطب و با بازگشت مالی تولید شود.

*…این همه نیروی حاذق تربیت کرده‌ایم اما همچنان در بسیاری از نهادها این نیروهای غیرحرفه‌ای هستند که به کار گرفته می‌شوند.

این هم خودش یک فاجعه است که در نتیجه غلبه سینمای دولتی حادث می‌شود. برخی نهادهای متصل به بیت‌المال برای آن که بودجه ها را آن طور که خود می‌خواهند خرج کنند به جای استفاده از نیروی حرفه‌ای به سراغ نیروهای آماتور فرمانبر می‌روند مثلا به ناگاه می‌بینیم نام افرادی به عنوان تهیه کنندگان ارگانی می‌آید با رزومه ای کاملا خلوت! مثلا فردی که در فلان دفتر تولید فیلم مدیر تدارکات یا دستیار تولید بوده، به واسطه ارتباطات می‌شود تهیه کننده یک پروژه ارگانی! در تلویزیون هم این روند، تهیه‌کننده‌هایی به وجود آورد که هیچ گونه تجربه و تعهدی ندارند و در یک سری روابط پیچیده و مریض به سرعت تهیه‌کننده شدند و به سرعت بودجه‌های میلیاردی گرفتند و با این پولها هم که گرفتند جیب خود را پر کردند، دستمزد هنرمندان را خوردند و رفتند برج ساختند و کارهای اقتصادی کردند.




ادعاهای تهیه‌کننده «ضیافت» و «اشک سرما»⇐برای سینماگران بخت برگشته، رفتن «این» و آمدن «آن» هیچ فرقی نمی‌کند/ تا این دولت سرکار هست، وضعیت سینما همین است!!/ رییس بعدی سینما هم رفیق رضاداد و شاهسواری است!!

سینماروزان: محمدمهدی حیدریان آخرین روزهای حضور در سازمان سینمایی را میگذراند و به خاطر قانون منع به کارگیری بازنشستگان باید سازمان را ترک کند و شنیده ها حکایت دارد از جایگزینی حسین انتظامی معاون سابق مطبوعات به جای وی.

به گزارش سینماروزان درباره این تغییر و تحول حرف و حدیث فراوان است و هر کس به نوبه خود به این تغییر مینگرد اما امیرحسین شریفی از سینماگران پیشکسوت سینمای ایران اعتقاد دارد که هر فردی به جای حیدریان بیاید تفاوت چندانی در وضعیت سینماگران نخواهد کرد چون همان طور که با تغییر حجت ایوبی رییس قبلی سینما در دولت اعتدال اتفاقی نیفتاد حالا با تغییر حیدریان هم اتفاق کلانی رخ نخواهد داد.

 امیرحسین شریفی تهیه کننده سینما و تلویزیون در رابطه با انتظارات سینماگران از مدیریت سینمای کشور به «سینماپرس» گفت: تا این دولت سر کار هست وضعیت سینما همین گونه خواهد بود و با تغییر مدیران اتفاق مثبتی در سینما رخ نخواهد داد و برای سینما و سینماگران هیچ فرقی نمی کند چه کسی در راس سازمان سینمایی باشد.

تهیه کننده فیلم سینمایی «اشک سرما» افزود: برای بنده هیچ تردیدی نیست که رییس بعدی سازمان سینمایی باز هم رفیق آقایان رضاداد و شاهسواری است! واقعیت سینمای ما این است که افراد تغییر اساسی پیدا نمی کنند و تنها از جایی به جای دیگر منتقل می‌شوند؛ تردیدی نیست که تا زمانی که این دولت در رأس کار هست همین افراد و دوستان و آشنایان شان در پست های کلیدی جا به جا میشوند و هیچ اتفاق خوب و سازنده ای هم در سینما رخ نمی دهد!

وی ادامه داد: اینها همگی دار و دسته یکدیگر هستند و تنها هدفشان این است که منافع یکدیگر را تضمین کنند و بس! از این رو برای سینماگران بخت برگشته ای که مدتهاست با مشکلات متعدد در حال دست و پنجه نرم کردن هستند رفتن این و آمدن آن هیچ فرقی نمی کند، چرا که سینماگران تنها و تنها خواستار حضور افرادی هستند که دردی از آن ها درمان کنند!

تهیه کننده فیلم سینمایی «ضیافت» خاطرنشان کرد: اما با این همه انسان با امید زنده است و من امیدوارم مدیر بعدی که می آید دست از رفیق بازی و دوست و آشنا بازی بردارد و افراد حرفه ای را به کار بگیرد که فکری به حال معیشت و وضعیت بد معیشتی اهالی سینمای کشور کند. این اتفاق بسیار تلخ و ناگوار است که بسیاری از اهالی حرفه ای و کاربلد و پیشکسوت سینما در حرفه ها و رشته های گوناگون مدت ها است در بیکاری مطلق و وضعیت بد معیشتی زندگی می کنند و هیچ مدیری هم تدبیری برای برون رفت این سینماگران از این اوضاع ناخوشایند ندارد!

شریفی تأکید کرد: بدنه سینمای ایران در مسیر نابودی و اضمحلال است؛ تنها تعداد اندکی از افراد که وابسته هستند مشغول کار و فعالیت هستند و رسماً فضا برای حضور بسیاری از حرفه ای های سینما فراهم نیست و این ها نکاتی اساسی است که باید به آن ها رسیدگی جدی و فوری شود.




«هزارپا» مماس با ۳۸میلیارد به اکران خود ادامه میدهد/«مغزها…» ۸میلیاردی شد/«لس آنجلس…» ۴میلیارد را رد کرد/«لازانیا» بدون سینماهای شهرداری و بدون تیزر ۲میلیاردی شد/«پیشونی سفید۲» میلیاردی شد/دو فیلم ارگانی تازه‌ اکران‌شده رویهم ۲۰۰هزار تومان هم نفروختند!!+آمار کامل فروش

سینماروزان: «هزارپا» صدرنشین آمار فروش آخرین روزهای اکران را در آستانه 38میلیاردی شدن میگذراند و درام «مغزها…» که عنوان بهترین فیلم مردمی جشنواره سی و ششم را به خود اختصاص داده بود 8میلیارد را هم رد کرده است.

فروش فیلم ارگانی «تنگه ابوقریب» از 5.5 میلیارد گذشته است و کمدی «لس آنجلس…» نیز با وجود همه نظرات متناقضی که درباره اش وجود دارد به مرز 4.5میلیارد رسیده است.

«کاتیوشا» به 3میلیارد نزدیک شده است و کمدی «لازانیا» که توسط شهرداری توقیف شده و از هر گونه تبلیغات محیطی و تیزر تلویزیونی محروم است فروش خود را از 2میلیارد گذرانده است. «هشتگ» هم دومیلیاردی شده. «عرق سرد» اما علیرغم همه حاشیه سازیهای پیرامونی بعد از یک ماه اکران تازه به نزدیکی 1.5میلیارد رسیده که رقمی نومیدکننده است.

فانتزی-موزیکال «پیشونی سفید2» که تنها فیلم کودک روی پرده است و البته با کم لطفی برخی پردیس داران در تخصیص سانسهای مکفی روبرو شده بعد از فقط دو هفته، فروشش را از میلیارد گذرانده اما «جاده قدیم» بعد از سی روز فقط نیم میلیارد را رد کرده است!!!

«سوفی و دیوانه» که خیلی زود و در حالی که فروشش افزایش پیدا کرده بود سرگروهش را از دست داد 200میلیون را رد کرده و فیلم ارگانی «ماهورا» که با حمایت مستقیم فارابی تولید شده علیرغم داشتن حجم بالای تبلیغات تلویزیونی همین قدر فروخته است.

فروش سه فیلم تازه اکران شده به شدت مأیوس کننده است؛ «گرگ بازی» در دو روز ابتدایی اکران فقط 60میلیون فروخته است و دو فیلم ارگانی «گامهای شیدایی» و «در مسیر باران» که اولی با حمایت موسسه آوینی و دومی با حمایت موسسه ای منسوب به آستان قدس تولید شده، رویهم فروششان به 200هزار تومان هم نرسیده است!!!

آمار فروش تا ابتدای جمعه 4 آبان ۱۳۹۷ به شرح زیر است:

(تمامی ارقام به تومان است)

–هزارپا ۳۷ میلیارد و 800 میلیون(114روز)

–مغزهای کوچک زنگ زده 8 میلیارد و 150 میلیون(30روز)

–تنگه ابوقریب ۵میلیارد و 550 میلیون(79روز)

–لس آنجلس تهران 4میلیارد و 300میلیون(16 روز)

–کاتیوشا ۲میلیارد و 700 میلیون(93روز)

–لازانیا 2میلیارد و 120 میلیون(23روز)

–هشتگ 2میلیارد و 100میلیون(30روز)

–عرق سرد ۱میلیارد و 400 میلیون(30 روز)

–پیشونی سفید(۲) 1میلیارد و 100 میلیون(16روز)

–جاده قدیم 505 میلیون(30روز)

–سوفی و دیوانه 225 میلیون(30روز)

–ماهورا 210 میلیون(23 روز)

–گرگ بازی 60میلیون(2روز)

–گامهای شیدایی 120هزار تومان(2روز)

–در مسیر باران 20هزار تومان(2روز)




حبیب اسماعیلی بیان کرد⇐هرچقدر هزینه سینما رفتن کمتر باشد، فیلمها بیشتر دیده می‌شوند/نیم‌بها شدن قیمت بلیت در روزهای شنبه و سه‌شنبه، باعث چهار برابری میزان مخاطبان شده!/یک مخاطب کودک برابر است با سه مخاطب چون کودک بدون والدینش به سینما نمی‌آید

سینماروزان: اوضاع اکران در سینماها در هفته های گذشته چندان خوب نبوده و شاید اینکه تمامی سینماها، اعلام فروش نیم بهای بلیت در روزهای شنبه را کرده اند ناشی از همین امر باشد؛ در عدم اقبال مخاطبان به سینماها بیش از همه کیفیت فیلم است که نقش دارد و البته در کنار آن هزینه‌زا بودن سینما رفتن هم نقش دارد.

حبیب اسماعیلی تهیه‌کننده باتجربه با اشاره به اوضاع اکران در فصل پاییز به «ایلنا» گفت: اینکه فروش فیلم‌ها در تابستان نسبت به فصل‌های دیگر بخصوص پاییز و زمستان بهتر است امر بدیهی است اما اگر در پاییز نیز فیلم‌های خوبی اکران شود قطعا مخاطبان استقبال می‌کنند.

اسماعیلی ادامه داد: رفتن به سینما برای مخاطبان هزینه دارد و از آنجایی که سینما رفتن تقریبا تنها تفریح مردم در کشور در خارج از خانه است هر میزان هزینه‌ای که خانواده برای این تفریح انجام می‌دهد کمتر باشد استقبال بیشتر خواهد بود و ما شاهد حضور بیشتر مخاطبان در سینما خواهیم بود.

این پخش کننده ادامه داد: به همین دلیل روزهای شنبه و سه‌شنبه که بلیت سینما نیم‌بها است ما شاهد تکمیل شدن ظرفیت اکثر سینماها هستیم و میزان حضور مخاطبان نسبت به روزهای دیگر تقریبا چهاربرابر می‌شود. البته با کیفیت بودن فیلم‌ها نیز تاثیر زیادی دارد و فیلم بد را حتی رایگان نیز مردم تماشا نمی‌کنند.

وی با اشاره به اینکه فصل پاییز با توجه به باز شدن مدارس فصل خوبی برای اکران فیلم‌های کودک است، گفت: حمایت از نمایش فیلم‌های کودک می‌توانند به اکران کمک کنند. اما جذب مخاطب در فیلم کودک و فیلم‌هایی که برای کودکان و نوجوانان ساخته می‌شود با فیلم‌های بزرگسالان متفاوت است و این جذب آرام آرام شکل می‌گیرد.

وی ادامه داد: کودکان و نوجوانان و مخاطبان مهم و طیف گسترده‌ای از تماشاگران سینما هستند که پنهان مانده‌اند و اگر فیلم خوبی برای آنها اکران شود قطعا از آن استقبال می‌کنند و استقبال مخاطبان و خانواده‌ها از فیلم «پیشونی سفید2» این مساله را ثابت کرد و تعدادی از سینماها که نمایش این فیلم را برای سانس صبح در نظر گرفته بودند با توجه به استقبال مخاطبان سانس‌های شب نیز به این فیلم اختصاص دادند.

وی ادامه داد: هر کودک و نوجوان می‌تواند پدر و مادرش را نیز به سینما بیاورد و به نوعی هر مخاطب کودک حداقل به اندازه سه نفر مخاطب سینما محسوب می‌شود. پس مسئولان فرهنگی باید به این طیف گسترده از مخاطبین توجه ویژه‌ای بکنند.