چه کسی مخالف اکران این فیلم ضدملکه است؟ وزیر ارشاد یا رییس سازمان؟؟

سینماروزان: در کوران مناقشات برآمده از توقیف “خانه پدری” یک دیالوگ قابل توجه شکل گرفت میان رییس سازمان سینمایی حوزه هنری و معاون سابق نظارت.

محمد حمزه‌زاده رییس سازمان سینمایی حوزه هنری پرسشی طرح کرد درباره سرانجام فیلم ضدملکه “دیدن این فیلم جرم است” و چرایی عدم اکران این فیلم.

ابراهیم داروغه‌زاده معاون پیشین نظارت در پاسخ به حمزه‌زاده به صراحت از صدور پروانه نمایش این فیلم حرف زد و نوشت: شما که می‌دانید اکران فیلم پس از تایید شورا طبق قانون از اختیارات وزیر و رییس سازمان است. مسأله اصلی احترام و پایبندی به قوانین جمهوری اسلامی‌ است که متأسفانه توسط عده‌ای از دوستان حزب‌الهی رعایت نمی‌شود.

داروغه‌زاده ادامه داد: اختیارات شورای پروانه نمایش و رییس سازمان و وزیر محترم در قانون پیش‌بینی شده است. دعوت به تبعیت از قانون این قدر سخت است؟ امیدوارم فیلم محصول حوزه هنری هم بزودی اکران شود.

آنچه معاون پیشین نظارت درباره اختیارات وزیر و رییس سازمان در ماجرای عدم اکران “دیدن…” گفته بیش از هر چیز این ظن را پیش‌رو می‌گذارد که وزیر ارشاد مخالف اکران این فیلم ضدملکه است یا رییس سازمان سینمایی؟؟؟

ریشه این مخالفت کجاست؟؟ اینکه “دیدن‌‌‌…” بدون جانبداری از چپ و راست هم متحجرین بی‌مغز را زده و هم شبه‌روشنفکران متصل به ملکه را؟؟

بهتر نیست به‌جای ممانعت از اکران فیلم، خیلی سریع شرایط اکران فیلم فراهم شود تا خدای نکرده این حس به صاحبان آثار دست ندهد که یکی از مدیران فرهنگی مملکت، خویشتن خویش را در آینه فیلم دیده‌اند و به همین خاطر جلوی اکران را گرفته‌اند؟؟؟




داریوش ارجمند زودتر از حد تصور پاسخ افخمی را داد⇐افخمی با اصطلاحات نمایندگان مجلس و وکلا مرا کوبیده بدون اینکه با من کار کرده باشد!!/چطور بدون اینکه یک فریم با من کار کرده باشد میگوید ضعیف کش است؟؟!!

سینماروزان: اظهارات بهروز افخمی روی آنتن زنده شبکه سوم درباره اینکه داریوش ارجمند فردیست که از بالا و با تحقیر به بقیه نگاه میکند و در بازیگری، ضعیف‌کش است خیلی زود با واکنش داریوش ارجمند مواجه شد.

ارجمند روی آنتن زنده شبکه اول سیما با طعنه به سوابق نمایندگی مجلس افخمی گفت: ایشان با ادبیات و اصطلاحات نمایندگان مجلس و وکلا مرا کوبیده بدون اینکه اصلا با من کار کرده باشد.

ارجمند ادامه داد: افتخار من به کارهایی است که نکرده‌ام و کارهای کرده‌ام هم پیش روی مخاطبان است و می‌توانند راحت درباره‌اش نظر دهند.

این بازیگر قدیمی افزود: افخمی چطور بدون اینکه یک فریم با من کار کرده باشد میگوید فلانی بداخلاق و ضعیف‌کش است؟؟ ابدا چنین نیست!!




اعتراض به بی‌کفایتی ارگان متولی بیمه تکمیلی درمان سینماگران بالا گرفت/شورای‌عالی تهیه‌کنندگان، انجمن مدیران تولید، کانون بازیگران، انجمن فیلمبرداران، انجمن تدوین‌گران، انجمن آهنگسازان، انجمن نویسندگان و چند صنف فعال دیگر سینما خواستار برخورد با مدیران صندوق اعتباری هنر شدند

سینماروزان: از همان زمان که صندوق اعتباری هنر، یک شرکت بیمه‌ای نه‌چندان شناخته‌شده را به‌عنوان ارگان متولی بیمه درمانی سینماگران معرفی کرد، کم نبودند سینماگرانی که نسبت به این مساله اعتراض کردند و خواستار انتخاب یک شرکت قدرتمند و شناخته‌شده به‌عنوان بیمه‌گذار هنرمندان شدند.

با این حال مدیران صندوق اعتباری اعتراضات سینماگران را جدی نگرفتند تا عملکرد فشل شرکت بیمه مذکور با واکنش کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران موجب شود که روال بازگشت هزینه‌های درمانی سینماگران از سوی این شرکت بیمه را زیر سوال ببرد.

به دنبال آن بدنه سینماگران هم معترض شدند به اینکه برخی مراکز درمانی که نامشان در وبسایت بیمه مذکور به‌عنوان طرف قرارداد آمده، از ارائه تسهیلات به بیمه‌شدگان صندوق اعتباری هنر سرباز میزنند.

هیچ کدام از این اعتراضات با واکنش عملیاتی مدیران صندوق اعتباری هنر مواجه نشد تا حالا از یک سو شورایعالی تهیه‌کنندگان و از سوی دیگر چندین صنف فعال سینما با انتشار بیانیه‌هایی از وزیر ارشاد و مدیران خانه سینما بخواهند با بی‌کفایتی مدیران صندوق برخورد کنند.

شورایعالی تهیه کنندگان سینمای ایران با اعلام “وضعیت غیرقابل قبول بیمه هنرمندان” نامه‌ای سرگشاده خطاب به وزیر ارشاد نوشتند.

در متن نامه سید ضیاء هاشمی دبیر شورایعالی تهیه‌کنندگان سینمای ایران خطاب به دکتر سیدعباس صالحی وزیر ارشاد آمده است: متاسفانه صندوق اعتباری هنر در زمینه‌ی درمانی هنرمندان ، سال جاری را به یکی از بدترین سالها بدل کرده است. به گونه‌ای که هنرمندان برای استفاده از بیمه تکمیلی ( بیمه سرمد ) کاملاً زمین گیر شده و قادر نیستند از بدیهی‌ترین خدمات درمانی متعارف بهره بگیرند. این در حالی است که فلسفه‌ی وجودی صندوق اعتباری هنر نه فقط حمایت از هنرمندان بلکه حفظ قدر و منزلت رفیع اجتماعی آنهاست. با توجه به اینکه هنوز از عمر بیمه تکمیلی مشارالیه هشت ماه باقی است، مستدعی است در خصوص رفع این ستم آشکار که کاهنده‌ی ارج و قرب هنرمندان در محضر افکار عمومی است، دستورات لازم را صادر نمایید.

به دنبال شورایعالی تهیه‌کنندگان، جمعی از صنوف دیگر خانه سینما نیز نسبت به روند “عملکرد صندوق اعتباری هنر” اعتراض‌شان را مطرح کردند و درخواست کردند تا مدیران خانه سینما این روند را پیگیری کنند.

انجمن ‌صنفی فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران – انجمن ‌صنفی فیلم‌برداران سینمای ایران – انجمن ‌صنفی تدوین‌گران سینمای ایران – کانون آهنگسازان سینمای ایران – انجمن ‌مدیران تولید سینمای ایران – انجمن ‌صنفی منتقدان و نویسندگان آثار سینما – انجمن‌ صنفی برنامه‌ریزان و دستیاران کارگردان سینما – انجمن جلوه‌های بصری سینما – انجمن‌ صنفی طراحان فنی و مجریان صحنه سینما – انجمن ‌صنفی دستیاران فیلمبردار سینما – انجمن ‌صنفی مدیران و دستیاران تدارکات سینما – انجمن ‌صنفی بازیگران و بدل‌کاران سینما از جمله صنوفی هستند که با انتشار یک بیانیه سرگشاده به اعتراض نسبت به بی‌کفایتی مدیران صندوق اعتباری هنری پرداخته‌اند.

در این بیانیه آمده است: بی‌اعتنایی شگفتِ «صندوق اعتباری هنر» به اعتراض‌ها در باره شیوه‌ی خدمت رسانی‌اش نشان از این پدیده‌ی زشت دارد که مدیران صندوق برای سلامت و جان و روان افراد تحت پوشش‌اش ارزشی قائل نیستند. ریال‌ریال دستمزد ماهانه مدیران صندوق اعتباری هنر برای این است که خدمتی در خور به هنرمندان ارایه دهند و بدون انجام این‌ خدمت علتِ وجودی ندارند.
انجمن صنفی فیلم‌نامه‌نویسان سینمای ایران در بیانیه‌ی پیشین، نارضایتی اعضایش از بیمه تکمیلی و روند بازپرداخت هزینه‌های درمانی را اعلام کرد. انتظار داشتیم مدیران صندوق اعتباری هنر ناکارآمدی‌هایشان را اصلاح کنند که تا الان تغییری مشاهده نکرده‌ایم.
این‌بار به همراه صنوف دیگر و همدلی هیات‌مدیره و مدیرعامل خانه‌سینما منتظریم با اقدام سریع مدیران خانه‌سینما این بی‌اعتنایی غیرقابل تحمل صندوق اعتباری هنر به پایان رسد. حداقل ۹ ماه تا اتمام این دوره‌ی قراردادِ بیمه تکمیلی باقیمانده است. راهی پیدا کنید که بیش از این اعضای خانه سینما تحت فشار و بی‌پناه نباشند.

کانون کارگردانان سینمای ایران از دیگر صنوفی است که با نگارش نامه ای خطاب به وزیر به عملکرد صندوق اعتباری هنر این گونه اعتراض کرده است: جناب آقای دکتر سیدعباس صالحی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی! متاسفانه عملکرد صندوق اعتباری هنر باعث اعتراضات گسترده بسیاری از اهالی محترم سینما شده است. صندوق اعتباری هنر نه اعتباری برای هنرمندان قائل است و نه هنرمندان را به رسمیت می‌شناسد که جای تاسف بسیار دارد. کانون کارگردانان سینمای ایران ضمن همدلی با تمامی صنوف سینمایی معترض، خواستار تغییرات جدی در رویه این صندوق در برخورد و ارائه خدمات به سینماگران است. لطفا شرایطی به وجود آورید تا قفل صندوق اعتباری هنر باز شده و رسیدگی سریع به مشکلات سینماگران در اولویت قرار گیرد.

در ادامه اعتراض‌ها به عملکرد صندوق اعتباری هنر در قبال سینماگران، انجمن صنفی فیلم کوتاه و انجمن صنفی فیلمسازان انیمیشن نیز به وضعیت بیمه تکمیلی و خدمات درمانی صندوق اعتباری هنر اعتراض کردند.

این دو صنف اعلام کردند که متاسفانه صندوق اعتباری هنر در زمینه درمانی هنرمندان سال جاری را به یکی از بدترین سال‌ها بدل کرده است. به گونه‌ای که هنرمندان برای استفاده از بیمه تکمیلی (بیمه سرمد) کاملاً زمینگیر شده و قادر نیستند از بدیهی‌ترین خدمات درمانی متعارف بهره بگیرند.

۶ صنف سینمایی شامل انجمن صنفی صدای سینمای ایران، انجمن صنفی منشیان صحنه، انجمن صنفی جلوه‌های ویژه میدانی، انجمن صنفی عکاسان سینما، انجمن صنفی کارکنان لابراتوار و انجمن صنفی کارگردانان مستند سینما از دیگر صنوفی هستند که طی بیانیه‌ای به عملکرد صندوق اعتباری هنر درباره خدمات بیمه تکمیلی اعتراض کردند.

در بیانیه این ۶ صنف ضمن اعلام همبستگی و حمایت از خواسته ۱۳ صنف دیگر خانه سینما که روز گذشته اول ابان ۱۳۹۸ بیانیه مشترکی را منتشر کرده بودند، تاکید شده است که متاسفانه صندوق اعتباری هنر در زمینه درمانی هنرمندان، سال جاری را به یکی از بدترین سال‌ها بدل کرده است به گونه‌ای که هنرمندان برای استفاده از بیمه تکمیلی (بیمه سرمد) کاملاً زمینگیر شده و قادر نیستند از بدیهی‌ترین خدمات درمانی متعارف بهره بگیرند.




انتقاد پروانه معصومی از فقدان عفت کلام در محصولات سمعی-بصری⇐چه معنی دارد که در یک سریال تلویزیونی، زن به شوهرش بگوید: تو غلط کردی!!؟

سینماروزان: اینکه هنرمندان دور از تلویزیون به نقدهای تند و تیز از این رسانه بپردازند چندان عجیب نیست ولی اینکه بازیگرانی مثل پروانه معصومی که در همه این سالها مشغول بازی در سریالهای مختلف تلویزیون بوده‌اند به‌صراحت به انتقاد از آن بپردازند عجیب است.

پروانه معصومی بازیگر سینما و تلویزیون در گفتگویی مرتبط با چرایی درجه‌بندی محصولات سینمایی و تلویزیونی به “کیهان” اظهار داشت: اگر دقت کنید در برخی از فیلم‌ها و سریالها چیزی به اسم عفت کلام وجود ندارد؛ بنده در یکی از شبکه‌های پربیننده تلویزیون سریالی را تماشا می‌کردم که زن به شوهرش می‌گفت: تو غلط کردی! تو نمی‌فهمی!» من تعجب می‌کنم که از تلویزیون این مسائل مطرح می‌شود.

وی با‌ اشاره به قید محدودیت سنی در محصولات نمایشی، گفت: وقتی قید محدودیت سنی مطرح می‌شود، دیگر آزاد می‌شوند هر کاری دلشان می‌خواهد انجام بدهند؛ ضمن اینکه وقتی محدودیت سنی در جایی قید می‌شود، افراد بیشتری برای دیدن فیلم علاقه نشان می‌دهند؛ چون معمولا افراد به چیزهایی که منع می‌شوند، رغبت بیشتری نشان می‌دهند.

این بازیگر سینما و تلویزیون ادامه داد: به‌نظرم باید ابتدا فرهنگ‌سازی شود که خانواده‌ها محدودیت سنی را در تماشای فیلم‌ها رعایت کنند. چون وقتی کودک و نوجوان پای فیلم‌های ضدفرهنگی می‌نشینند، تحت تأثیر قرار می‌گیرد و این مسائل می‌تواند به فرهنگ جامعه لطمه بزند.




پیشنهاد یک رسانه اصولگرا برای جلوگیری از خرید بلیت‌های یک فیلم حاکمیتی توسط تهیه‌کننده‌اش⇐خرید بلیت را منوط کنید به ارائه کارت ملی!!

سینماروزان: متعاقب گلایه‌های برخی سینماگران مستقل از خرید بلیت‌های سینمای سرگروه یک فیلم حاکمیتی توسط تهیه‌کننده‌اش برای بالا بردن آمار فروش، یکی از رسانه‌های اصولگرانما نیز به این ماجرا تاخت.(اینجا را بخوانید)

حالا روزنامه اصولگرای “جوان” هم در تحلیلی تنها راه مبارزه با بدعت زشت تهیه‌کنندگان این‌چنینی را منوط کردن فروش تعداد بالای بلیت به ارائه کارت ملی دانسته تا امکان پیگیری خریداران بلیت‌های فله‌ای مشخص شود.

متن تحلیل “جوان” را بخوانید:

یکی از دلایلی که در سینما جداول فروش هفتگی اعلام می‌شود و رسانه‌ها به دنبال نشر آن هستند، این است که مخاطبان سینما از بهترین‌های فروش آگاه شوند و احتمالاً آن‌هایی که قصد دارند به سینما بروند و دنبال گزینه مناسب هستند، بهترین فیلم جدول فروش را برای تماشا انتخاب کنند.

هر سال در زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر، این شائبه به وجود می‌آید که برخی از صاحبان فیلم‌ها با خرید بلیت برای فامیل و آشنایان و حتی مردم غریبه آن‌ها را رایگان به سینما می‌فرستند تا فیلم ببینند و به نفع آن‌ها رأی دهند، این روش غیراخلاقی به نحو دیگری در اکران سینما‌ها نیز دخالت دارد.

چه فیلمی پرفروش‌تر از سایرین است؟ این سؤال راهنمای خوبی برای تماشای فیلم در سینماست، چون بر اساس یک قاعده قدیمی آن چه سایرین از آن استقبال کرده‌اند، حتماً ارزش دیده شدن را دارد. اصولاً یکی از دلایلی که در سینما جداول فروش هفتگی اعلام می‌شود و رسانه‌ها به دنبال نشر آن هستند، همین مسئله است تا مخاطبان سینما از بهترین‌های فروش آگاه شوند و احتمالاً آن‌هایی که قصد دارند به سینما بروند و دنبال گزینه مناسب هستند، بهترین فیلم جدول فروش را برای تماشا انتخاب کنند. با این پیش‌فرض، رسیدن و قرار گرفتن در رأس جدول فروش به خودی خود می‌تواند میزان فروش را بالاتر ببرد. پس همین که یک فیلم به جمع پرفروش‌ها رسید به ابزاری تبلیغاتی به سود فیلم تبدیل می‌شود. در تیزر‌های تلویزیونی یا آگهی‌های مطبوعاتی بار‌ها پیش آمده که بر پرمخاطب بودن فیلم اصرار می‌شود یا این که در تبلیغات دوره‌ای بر میزان فروش فیلم تأکید خاصی می‌شود. همه این‌ها تکنیک‌هایی برای جلب بیشتر مخاطب است، اما برخی فیلمسازان برای تبلیغ فیلم‌هایشان منتظر نمی‌شوند که یک فیلم در روندی طبیعی به فروش خوب برسد، آن‌ها پرفروش شدن فیلم را به نحوی می‌خرند! شیوه‌ای که در جشنواره فیلم فجر برای به دست آوردن سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران استفاده می‌شود، این بار برای به دست آوردن عنوان پرفروش‌ترین فیلم روی پرده در حال انجام است با این تفاوت که کار به مراتب راحت‌تر نیز می‌شود و برخلاف جشنواره فیلم فجر که خرید بلیت با محدودیت همراه است و قیمت بلیت‌ها گران‌تر از اکران عمومی است، این بار در فروش گیشه، صاحبان فیلم می‌توانند با خرید بلیت و اهدای آن به افراد مورد نظر، حجم مخاطب و میزان فروش را بالا ببرند.
خرید و اهدای بلیت به دیگران از نظر قانونی دارای ایراد ذاتی نیست، حتی اگر قرار باشد به وسیله آن یک فیلم تولیدشده با بودجه میلیاردی بیت‌المال به طور مصنوعی پرفروش شود و جایگاه بالایی در جدول فروش از آن خود کند، اما همین روش به ظاهر قانونی یک رقابت غیراخلاقی را در سینما دامن می‌زند. خرید بلیت‌های جشنواره فجر برای به دست آوردن سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، هر سال اعتراض تهیه‌کنندگان سینما را در پی دارد. با این حال هنوز سازمان سینمایی نتوانسته است برای جلوگیری از این روش غیرمعمول برای رسیدن به موفقیت راهکاری را ارائه کند. دو سال پیش در جشنواره فیلم فجر، مسئله اهدای بلیت به مردم برای رأی دادن به فیلم خاص، حتی پای مجلس را به مناقشه بهترین فیلم از نگاه مردم، باز کرد. جمشید جعفرپور، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در آن زمان اعلام کرد: «قطعاً بلیت‌های فروخته نشده و اهدایی به مقامات، نهاد‌ها و دستگاه‌های خاص در نتیجه آرای مردمی که در جشنواره فیلم فجر این جایزه بسیار اهمیت دارد، تأثیرگذار است و چنانچه نسبت نامتعارفی بین فروش بلیت و بلیت‌های اهدایی وجود داشته باشد، دبیر جشنواره فجر باید در این زمینه توضیح دهد». با آنکه کمیسیون فرهنگی قرار بود از دبیر جشنواره فجر توضیح بخواهد این اتفاق رخ نداد، چون عملاً چیزی برای اثبات ماجرا در دسترس نبود مگر اینکه یک نهاد یا ارگان فاکتور خرید بلیت سینما را ارائه می‌داد که مسئله‌ای محال به نظر می‌رسید. اکنون حتی اگر یک تهیه‌کننده همه بلیت‌های اکران را خریده و به رایگان به مردم ارائه دهد، سازمان سینمایی نمی‌تواند وی را نهی کند. تنها راهی که به نظر می‌رسد برای جلوگیری از این اقدام در نظر گرفت این است که خرید بلیت سینما مانند خرید بلیت جشنواره فجر دارای محدودیت‌هایی، چون ارائه کارت ملی شود.




گزارش یک رسانه اصولگرانما از خالی بودن اغلب سالنهای یک فیلم پرفروش روی پرده!⇐ بلیت‌هایش را خودش می‌خرد تا ارگان سفارش‌دهنده را توجیه کند؟؟!!

سینماروزان: در فصل کم‌مخاطب سینما اینکه ناگاه مواجه می‌شویم با آمار بالایی که از فروش یک فیلم حاکمیتی ارائه می‌شود جای سوال است؛ به‌خصوص اگر بدانیم یک ارگان سینمایی دولتی هم حمایتی هنگفت از این فیلم داشته است.

رسانه اصولگرانمای “تابناک” در گزارشی با اشاره به خالی بودن اغلب سالنهای یک فیلم پرفروش روی پرده، این اقدام را ترفندی برای توجیه کردن ارگانی دانسته که از این فیلم حمایت میلیاردی داشته!

متن گزارش “تابناک” را بخوانید:

شواهد حکایت از آن دارد که بلیت‌های برخی فیلم‌های سینمایی سازمان یافته با هدف آمارسازی و یا تداوم‌بخشی به اکران، خریداری می‌شود؛ اقدامی که با توجه به تبادل مالی و سکوت قوانین حوزه اکران در قبالِ آن، مشخص نیست تا چه میزان خلاف قانون است، ولی در عین حال به نظر نمی‌رسد اخلاقی باشد، چون دست کم سیگنال اشتباه به تماشاگر و همچنین تداوم بخشی به اکران در خارج از فرآیند طبیعی فروش محسوب می‌شود.

در حال خوردن پاپ کورن و تماشای فیلم سینمایی هستید که در خبرها به عنوان یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های روی پرده معرفی شده است. اطراف‌تان را که نگاه می‌کنید، اکثر صندلی‌ها خالی است، در حالی که وقت خرید بلیت اکثر صندلی‌ها اشغال شده بود و نتوانسته‌اید صندلی مناسب را در سالن انتخاب کنید؛ فضا کمی عجیب نیست؟ این صحنه‌ای است که اگر در یک روز غیرتعطیل که قیمت بلیت سینما نیم بها نباشد، ممکن است با آن در سالن سینما مواجه شوید و اسباب شگفتی‌تان را رقم بزند اما از کنارش به سادگی عبور کنید.

چگونه ممکن است گروه بزرگی در سانس‌های متعدد بلیت سینما بخرند اما در سالن سینما حضور نیابند؟ بحث درباره چند تماشاگر نیست، بلکه سخن پیرامون ده‌ها هزار تماشاگر است که در سانس‌های مختلف توزیع شده‌اند. این تماشاگران واقعاً اشخاص منفردی هستند که برای خود و دوستان یا خانواده‌شان بلیت می‌خرند اما همزمان با هم به این نتیجه می‌رسند که قید سینما رفتن را بزنند!؟ قاعدتاً با منطق احتمالات نیز چنین هماهنگی دور از ذهن نیست و اتفاق دیگری در حال وقوع است که از نظرها به دور مانده است؛ اتفاقی که می‌توان آن را یک «سوءجریان» خواند.

 براساس آیین نامه اکران، در صورتی که فیلمی کف فروش را از دست دهد، سینمای سرگروه که سینمای پرفروشی است را از دست می‌دهد و به مرور اکرانش پایان می‌یابد اما اگر بالاتر از کف فروش در سینمای سرگروه باشد، همچنان به اکرانش در سقف زمانی تعیین شده تداوم بخشیده می‌شود. بنابراین اگر به عنوان صاحب یک فیلم، به قدری که فروش سینمای سرگروه بالاتر از کف باشد، اقدام به خرید بلیت نمایید، عملاً تداوم اکران فیلم‌تان را گارانتی کرده‌اید. این اقدام در گذشته نیز مطرح بوده و اکنون با مکانیزه شدنِ فروش، ردیابی‌اش ساده‌تر است.

رویکرد سوم، آمارسازی است که درباره فیلم‌های ارگانی بیشتر می‌تواند صادق باشد؛ فیلمی که هزینه‌ای گزاف داشته، با شکست مطلق در اکران هم نهاد سفارش‌دهنده‌اش زیر سؤال می‌رود و هم توانایی و کیفیت محصول سازندگانش به چالش کشیده می‌شود. در این شرایط تهیه کننده می‌تواند شخصاً یا با حمایت سازمان سفارش دهنده بلیت بخرد که حدود ۳۵ درصد قیمت بلیت در نهایت به جیب تهیه کننده بازمی‌گردد اما حدود ۶۵ درصد قیمت بلیت سهم سینمادار و پخش کننده و مالیات است که دیگر بازنمی‌گردد و در مسیر چنین آمارسازی هزینه می‌شود!

در گذشته از شیوه‌های آبرومندانه‌تری نظیر بلیت نیم‌بها برای نهادها و مدارس استفاده می‌شد که هزینه کمتری روی دست صاحبان فیلم‌های سینمایی می‌گذاشت اما اکنون به نظر می‌رسد ترجیح داده می‌شود رو بازی شود. البته آیین نامه‌های اکران درباره این شیوه‌ها سکوت کرده و بنابراین تخلفی صورت نپذیرفته، مگر آنکه در این آیین نامه‌ها بازنگری نشود اما دست‌کم به گروه‌هایی نظیر تماشاگران پالس‌های اشتباه و غیرواقعی داده می‌شود. در شرایط کنونی سالن‌دار راضی است که سالن خالی و با کمترین استهلاک برایش درآمدزا باشد و با سکوت همراهی می‌کند و این جزو اتفاقات عجیب سینمای ایران است!!!




ادعاهای گزنده مسعود جعفری جوزانی روی آنتن زنده⇐تولید فیلم را دستهایی گران کردند که یک سرشان در وزارت ارشاد است!!!/شاید اگر ده سال پیش بود، اتحاد تهیه‌کنندگان ممکن بود ولی در شرایط فعلی، ایجاد انسجام میان تهیه‌کنندگان، غیرممکن است!!!/سرقت محصولات سینمایی را نمیتوان حل کرد چون صنوف تهیه‌کنندگی همدیگر را قبول ندارند!!

سینماروزان: هر قدر که دستگاه قضا در برخورد با مجرمان سایبری، شدت عمل نشان میدهد و هر قدر هم که ارشاد بودجه صرف کمیته صیانت میکند باز هم مشکل سرقت مجازی محصولات سینمایی حل نمیشود.

مسعود جعفری جوزانی کارگردان قدیمی سینمای ایران، دلیل اصلی این عدم حل مشکل را چنددستگی تهیه کنندگان دانست و روی آنتن زنده شبکه خبر گفت: سرقت محصولات سینمایی به همه لطمه زده و نمیتوان حلش کرد. چون هر کدام از صنوف تهیه کنندگی که به دستگاه قضا مراجعه میکند، گروه دیگر زیر پایش را خالی میکند و میگوید اینها نماینده ما نیستند!!!

جعفری جوزانی با اشاره به معضل بالا رفتن هزینه تولید بیان داشت: چه کسانی تولید فیلم را رسما و عامدانه گران کردند؟؟ دستهایی که یک سرش در وزارت ارشاد است و سر دیگرش در میان تهیه‌کنندگانی که به یک سری منابع خاص دسترسی دارند؛ منابعی مشکوک که از ارگانها تا نهادهای شبه‌خصوصی را دربرمیگیرد. گرانی بی‌ضابطه تولید، حل نمیشود مگر زمانی که تهیه کنندگان یکدست شوند.

کارگردان «شیر سنگی» و «در مسیر تندباد» با لحنی گزنده تأکید کرد: شاید اگر ده سال پیش بود امکان اتحاد تهیه کنندگان وجود داشت ولی حالا دیگر نمیشود تهیه کنندگان را یکدست کرد. اتحاد تهیه کنندگان غیرممکن است! چرا؟ چون تهیه کنندگان چنددسته شده اند و دسته هایی خرد از تهیه کنندگان بخاطر منافعی که دارند به سراغ اتحاد نمی‌آیند. این دسته های خرد آب را گل آلود میکنند و نمیگذارند انسجام ایجاد شود.




واکنش یک تهیه کننده باسابقه به راه اندازی “کمیته تطبیق” در خانه سینما⇐آیا مشکلات معیشتی و مسأله بیمه بیکاری و بیمه درمانی سینماگران حل شده که آقایان به طرح مسائل فرعی روی آورده اند؟؟

سینماروزان: هرچقدر هم که بخواهیم درباره معضلات معیشتی گریبانگیر بدنه سینما ننویسیم و انفعال مدیران بالادستی خانه در این باره را نادیده بگیریم باز اتفاقی می افتد که باب بحث را می‌گشاید.

به تازگی در خانه سینما کمیته ای راه افتاده با نام”کمیته تطبیق اعضای تشکل های خانه سینما” که هدفش ساماندهی اعضای صنوف زیرمجموعه خانه سینما است. این کمیته از روسای صنوف، انجمن ها و کانون ها خواسته هرچه سریعتر تکلیف اعضایی که مدتی است فعالیت ندارند و یا در چند صنف عضویت دارند، مشخص کنند. اینکه در اوضاعی که سینماگران یک بیمه درمانی جامع ندارند چه نیازیست به راه اندازی کمیته های هزینه زا محل سوال است؟؟

روح الله برادری مدیرتولید و تهیه کننده سینما با انتقاد از اینکه اولویت های سینمایی جابجا شده است به “صبا” گفت: از این موضوع متعجبم که آیا همه مسایل مبتلابه اعضای خانه سینما به ویژه مسایل معیشتی و بیمه درمانی و بیمه بیکاری حل شده است که آقایان به طرح مسأله ای فرعی روی آورده اند و الان باید افرادی که عضو چند صنف هستند ساماندهی شوند؟

وی افزود: به طور مثال شخصی مانند من هم توفیق دارم تهیه کننده باشم هم مدیرتولید. من افتخار میکنم که از بدو ورودم به سینما مدیرتولید بوده ام و در این حوزه تجربه دارم ضمن اینکه این صنف از صنوف مقتدر سینماست و اقتدارش را از اعضا و سابقه آنها می گیرد و نباید با لغو عضویت اعضای قدیمی، این صنف را تضعیف کرد.

مدیر تولید فیلم سینمایی «سجاده آتش» تاکید کرد: خانه سینما باید به صنوف پرقدرت خود پر و بال بدهد و همچنین به سیاستگذاری مدیران صنوف احترام بگذارد. خودم اگر بخواهم بین صنف مدیران تولید و تهیه کنندگان یکی را انتخاب کنم صنف مدیران تولید را برای ادامه عضویت انتخاب می کنم ولی مسأله اینجاست که بیکاری در سینما غوغا میکند و آقایان در مسیر فرعی اند!




واکنش طراح گریم سریال “مختارنامه” به گریم حاشیه ساز نرگس محمدی در “ستایش۳″⇐میخواهند کار را ارزان تمام کنند!

سینماروزان: فصل سوم سریال “ستایش”سعید سلطانی در حالی روی آنتن رفته که فارغ از کندی بیش از حد خط داستانی این گریم بازیگر نقش “ستایش” است که سوژه مخاطبان شده.

نرگس محمدی در “ستایش3” با گریمی جوانانه ظاهر شده که بیش از همه یادآور گریمش در سریال “بوی باران” است و نه در ادامه گریمش در “ستایش2” و همین است که سوژه خنده مخاطبان در فضای مجازی شده.

مسعود ولدبیگی طراح چهره پردازی “مختارنامه” در خلال گفتگویی با “جوان” درباره کیفیت چهره پردازی “مختار” پاسخگوی سوالاتی پیرامون طراحی گریم “ستایش” هم بوده است.

ولدبیگی درباره طراحی چهره ضعیف در برخی سریال‌های تلویزیونی و از جمله سریال “ستایش” گفت: بستگی به تهیه‌کننده کار دارد. بعضی‌ها می‌خواهند کار را ارزان تمام کنند و به جای گریمور و طراح حرفه‌ای سراغ مبتدی‌ها می‌روند و کار به درستی انجام نمی‌شود. از طرف دیگر خیلی از بازیگران هستند که دوست ندارند چهره‌شان بد نشان داده شود و تصویر بدی در ذهن بیننده باقی بماند، برای همین تلاش می‌کنند روی مواردی مانند پیر شدن مقاومت کنند و سعی دارند زیبایی صورت‌شان را حتی بیشتر نشان دهند. بازیگرانی داریم که بعد از گریم، به گوشه‌ای می‌روند و در خلوت آرایش می‌کنند و بعد جلوی دوربین می‌آیند.

ولدبیگی درباره اینکه چرا بازیگر نقش یک زن جاافتاده در “ستایش3” هیچ اثری از پیری ندارد، گفت: این هم به نظر کارگردان و تهیه‌کننده باز می‌گردد. کارگردانی داریم که روی طراحی چهره انجام شده پافشاری می‌کند، مثلاً قرار است چهره بازیگر پیر و شکسته شود یا سوخته شود یا اینکه روی آن اثر اسیدپاشی گذاشته شود، اگر بازیگر حاضر نشود چنین گریمی داشته باشد، کارگردان به او می‌گوید اگر قبول نکنی از کار کنار گذاشته می‌شوی و بازیگر دیگری می‌آورد که آن طراحی را قبول کند ولی می‌بینیم بعضی از تهیه کننده‌ها و کارگردان‌ها خیلی ضعیف هستند و اجازه می‌دهند بازیگر با طراحی انجام شده مخالفت کند، برای همین است که می‌بینیم در بعضی کار‌ها فقط با گذاشتن عینک می‌خواهند بازیگر را پیر نشان دهند یا اینکه قرار است کاراکتر پیرتر شود، اما بازیگر جوان‌تر از نقش می‌شود!!




تناقضات سینمای کودک از منظر یک رسانه اصلاح طلب⇐چرا تهیه کننده ای که از دولتی بودن سینمای کودک انتقاد دارد برای تبلیغات فیلمش هم دست در جیب دولت میکند؟؟/چرا فارابی همچنان اصرار دارد از فیلمسازانی حمایت کند که منتقد دولتی بودن سینمای کودکند؟؟

سینماروزان: سینمای کودک هرچند سهمی اندک از فروش سالانه سینماها دارد ولی هم جشنواره ای چندمیلیاردی با حمایت فارابی برایش برگزار میشود و هم فارابی اصرار بسیاری دارد همه ساله بخشی از بودجه اش را صرف حمایت از این سینما کند.

مرتضی رنجبران با نوشتاری برای رسانه اصلاح طلب “شرق” به انتقاد از برخی تناقضات موجود در سینمای کودک این سالها پرداخته است.

متن نوشتار مرتضی رنجبران را بخوانید:

اتفاقات متعددی این روزها مردم را حیرت‌زده کرده است و در حوزه‌های مختلف خبرهای متعددی به گوش و چشم می‌رسد که احوالات همه را به‌هم می‌ریزد. فارغ از اتفاقات بخش‌های مختلف که شاید اشاره به آن یقه یا آستین نگارنده را در زیر در یکی از بخش‌ها گیر اندازد و باعث رنجش مسئولی یا مدیری شود و خدای ناکرده نفس قلم و رسانه را به شماره اندازد، سینما هم روزهای پرحادثه‌ای را می‌گذراند؛ حوادثی که البته برای خیلی از آنان که در این ورطه قدم می‌زنند، عادی شده و در نهایت واکنش همه به یک اتفاق در حد یک آه، آن هم نیمه‌سوز است.باب نگارش این مطلب اما سینمای کودک و فیلم‌سازان همیشه همراه و البته منتقد این رویداد است.

هر سال که جشنواره فیلم کودک برگزار می‌شود، عده‌ای هستند که در اغلب ادوار فیلم دارند. فیلم‌هایشان هم خیلی بد است، آن‌قدر بد که خیلی از بچه‌ها هنگام تماشای این آثار به بهانه امر اجباری بیرون می‌زنند یا به بازی‌های کودکانه بین خودشان می‌پردازند. از خود این فیلم‌سازان که بپرسید همه یک‌صدا می‌گویند که فیلم برای کودکان باید با خلاقیت و رؤیاپردازی همراه باشد اما همین‌ها، همین آقایان فیلمشان چیزی نیست جز یک دعوای خانوادگی و کودکی که نظاره‌گر این دعواست و از نظر آقای فیلم‌ساز او یک شاهکار در سینمای کودک خلق کرده است.

نکته جالب‌تر آنکه همین آقا یا آقایان فیلم‌ساز برای ساخت این آثار بی‌تأثیر و غیر‌قابل‌دیدن از سوی قشر دانش‌آموز، دست در جیب دولت گرامی می‌کنند. پیش از ماجرای شفافیت رئیس سازمان سینمایی، این دست‌در‌جیب‌ها یواشکی بود اما خب حالا با انتشار این فهرست‌ها کمی عیان‌تر شده است.

برای نمونه، اخیرا مطلبی از یک فیلم‌ساز سینمای کودک خواندم که از دولتی‌بودن سینمای کودک انتقاد کرده بود و دقیقا نمی‌دانیم چرا این قشر از فیلم‌سازان که حمایت دولتی از سینمای کودک را بلا می‌دانند، نمی‌گذارند خانه‌شان بی‌بلا بماند.حجم این بلایای دولتی البته ناچیز هم نبوده و در روزگار دلار سه، چهار هزار تومانی (روزگار به‌معنای چند دهه نیست منظور نگارنده همین ابتدای دهه 1390 شمسی است) همین عزیزان بیش از یک میلیارد تومان از این بلا برای ساخت فیلم به خانه برده و در همین سه سال اخیر بیش از 800 میلیون متحمل بلایای دولتی در ساخت سینمای کودک شده‌اند. نکته قابل تأمل این فهرست‌های منتشر‌شده اصطلاحا لقمه شرم و حیای دولتی است؛ تا جایی که همین عزیزان فیلم‌ساز دوست‌دار کودک و البته دغدغه‌مند برای تبلیغات فیلمشان در زمان اکران هم پول گرفته‌اند! حتی شده یک میلیون تومان اما خب حق یا همان بلا گرفتنی است.

از همه این فیلم‌سازان بلاگرفته که بگذریم، به این نکته باید توجه کنیم که انتشار فهرستی که با عنوان شفاف‌سازی هر سال تکرار می‌شود، دردی از سینمای ایران و سینمای کودک دوا نمی‌کند. وقتی فیلم‌سازی سال‌هاست دست‌به‌جیب دولت است و منتقد حمایت دولتی از فیلم‌سازان کودک، چرا دولت و نهادهای دولتی از جمله بنیاد سینمایی فارابی، درخواست فیلم‌سازان را لبیک نگوید و هر سال یا حق رایت فیلم آرشیوی کودکشان را می‌خرند یا وام می‌دهند یا مشارکت می‌کنند؟ تکلیف این فیلم‌سازان که نیمی از عمر خود را در حیاط و دفتر مدیران فارابی و دیگر نهادهای ذی‌ربط سینمایی گذرانده‌ا‌ند، چیست؟ وقتی کسی از حمایت دولتی ناراضی است، خب این دست بلا را از زیر سر او و خانه و خانواده‌اش بردارید و به جوانانی بسپارید که زخم‌خورده داعیه‌داران سینمای کودک هستند؛ همان داعیه‌دارانی که دست در جیب دولت رو به مردم از بلایای حمایت از کودک و نوجوان می‌گویند و سرآخر پشت در اتاق یک مدیر در انتظار امضای نامه مالی و صدور چک آخرین شاهکار آرشیوی خود هستند.




واکنش مسعود ده نمکی به حذف سهوی(!؟) نام شهدا از برخی معابر پایتخت⇐مدتی بعد از پایان جنگ هم تصاویر شهدا را از اتوبانها حذف کردند و بیلبوردهای تبلیغاتی کاشتند!/شهدا باعث حواس‌پرتی مسئولین می‌شوند!/ باید عکس و نام شهدا را پاک کرد تا بتوان خیلی راحت برعکس شهدا حرکت کرد!

سینماروزان: انتشار خبر حذف نام شهدا از برخی معابر پایتخت که رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس آن را “سهوی” خوانده با واکنش مسعود ده نمکی کارگردان سینما و تلویزیون مواجه شده است.

مسعود ده نمکی با انتشار برگی از خاطراتش در سالهای دهه هفتاد به مرور اتفاقی مشابه در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی پرداخته است؛ اتفاقی مبتنی بر حذف تصویر شهدا از اتوبان تهران-قم و جایگزینی بیلبوردهای تبلیغاتی که ده نمکی آن را اقدامی در جهت پرت کردن حواس از آرمانهای شهدا میداند.

متن نوشتار مسعود ده نمکی را بخوانید:

بعد از رحلت حضرت امام(ره) کشور در فضایی حزن‌انگیز فرو رفت و تا اربعین امام در سراسر کشور مراسم عزاداری و سوگواری برگزار شد و همه مردم درگیر برگزاری این مراسم‌ بودند.

به علت رحلت ایشان از برگزاری برنامه‌ تجمعی که پیش از رحلت امام برنامه‌ریزی کرده بودیم و قصد داشتیم به سمت جماران حرکت کنیم و پیرو بحث مبارزه‌ای که حضرت امام در پیام قبول قطعنامه‌ (ضرورت جنگ فقر و غنا و مسائل دیگر) تذکر داده بودند با ایشان تجدید بیعت داشته باشیم منصرف شدیم.

امیدوار بودیم ضربه از دست دادن این نعمت الهی، به جامعه که در مسیر قهقرای فرهنگی پیش می‌رفت تلنگری بزند و موجب کندی آن حرکت گردد، اما متأسفانه فضای تابستان بعد از رحلت حضرت امام با اتفاقات در حال وقوع، نشان ‌می‌داد که حرکت خزنده فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و بی‌تفاوتی نسبت به ارزش‌ها و امام‌زدایی و جنگ‌زدایی تشدید شده است.

یکی از این اقدامات در زمان حیات حضرت امام حذف تابلوهای شهدا در اتوبان قم‌ ـ تهران بود. اعتراض ما به روزنامه‌ها کشیده شد. ژاندارمری کشور که آن زمان مسئول این اقدام بود، مجبور به پاسخ‌گویی شد و آنها اعلام کردند که این اقدام براساس استفتاء از حضرت امام صورت گرفته است. آنها معتقد بودند که وجود این تابلوها موجب حواس‌پرتی راننده‌ها و وقوع تصادف می‌‌‌شود، ولی چرا پس از برداشتن تصاویر شهدا، به‌مرور «تابلوهای تبلیغاتی» را در اتوبان‌ها  نصب کردند و کسی نگفت اینها باعث حواس‌پرتی راننده‌ها و تصادف می‌شود!

همان زمان دکلمه‌ای در مورد این دوگانگی رفتاری با این مضمون نوشتم:

«بله شهدا باعث حواس‌پرتی می‌شوند، حواس‌پرتی از سمت دنیاگرایی مردم و مسئولین، باید هم عکس و نام شهدا را پاک کرد تا بتوان خیلی راحت برعکس شهدا حرکت کرد.»

همان زمان که جنگ تمام شد زمزمه‌هائی به اسم ایجاد فضای شاد و با نشاط و این شعار ‌که، «مردم را باید از فضای اندوهناک جبهه و جنگ دور کرد» شروع شده بود و به نظر من این‌گونه اقدامات در همان راستا بود.

بعد از انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست جمهوری و انتصاب غلامحسین کرباسچی در شهرداری تهران، روند نمادزدایی از دیوارها و معابر شهر جدی‌تر و در دایره‌ای‌ وسیع‌تر، ادامه یافت.

پاک کردن شعارهای جنگ از دیوارها و چاپ مقاله ضد جنگ در روزنامه اطلاعات آن هم سه ماه بعد از رحلت امام سرآغاز سازماندهی یک حرکت جدید از طرف ما شد.

ما در کنار برگزاری تجمعات هفتگی خود، نیروهای داوطلب را سازماندهی ‌کردیم تا شب‌ها به‌‌صورت گشت موتوری در هر مکانی که شهرداری اقدام به پاک کردن شعارهای جنگ و انقلاب از دیوارها می‌کرد ما هم همان شعارها را با پیستوله و یا کلیشه و رنگ بنویسیم. چون بچه‌ها خط‌ خوشی نداشتند، سعی ‌کردیم این شعارها را روی کلیشه‌های فیلم‌های رادیولوژی طراحی و آنها را بین بچه‌ها تقسیم کنیم. نیروهای این گروه از موتورسوارها را به ‌دلایل امنیتی و حفاظتی از بین افرادی غیر از بچه‌های تظاهرکننده انتخاب می‌کردم تا کسی پی به هوششان نبرد.

البته تأمین هزینه این حجم از رنگ و پیستوله هم خیلی سخت بود.

بعضی‌ وقت‌ها کار شعارنویسی به چالش و درگیری کشیده می‌شد و نیروهای شهرداری با بچه‌ها درگیر می‌شدند و ما مجبور بودیم سوار بر موتور به آن منطقه شهرداری برویم و بچه‌ها را آزاد کنیم. این چالش بین ما و شهرداری و همچنین وجود رسانه‌هایی که به فضای نفی گفتمان مقاومت و جنگ دامن می‌زدند موجب شد که دوباره تصمیم به برگزاری راه‌پیمایی‌های رسمی بگیریم.

در کنار مبارزه شبانه ما گاهی مطالبی انتقادی در بخش اخبار ویژه روزنامه‌های جمهوری و کیهان آن زمان درج می‌شدند که، «عده‌ای به اسم دفاع از ارزش‌ها با بی‌سلیقگی و بدخطی روی دیوارها، شعارهای انقلابی می‌نویسند که این بی‌سلیقگی باعث دلزدگی مخاطب می‌شود.» درواقع این روزنامه‌ها خط بد دولت و شهرداری را نمی‌دیدند؛ ولی بدخطی ما را می‌دیدند. حالا سهواً یا عمداً متوجه نمی‌شدند که در کشور چه وارونگی فرهنگی‌ای دارد روی می‌دهد.




روایت عجیب راما قویدل از ممیزی اعظم تهیه کننده “چاقی” بر فیلمنامه ای که پروانه ارشاد را داشته!!+تشریح ممیزی صحنه ای با حضور حمید فرخ نژاد

سینماروزان: از جمله فیلمهای اکران شده مقارن ماه محرم که گیشه خوبی هم نداشته “چاقی” است. فیلمی به کارگردانی راما قویدل و تهیه کنندگی مشترک حمید آخوندی مرحوم و علیرضا جلالی.

از همان اولین رونمایی “چاقی” در جشنواره فجر گنگی دراماتیک فیلم و فاقد منطق بودن رفتار کاراکترهای اصلی با انتقاد مواجه شد.

راما قویدل در گفتگو با تینا جلالی در “اعتماد” با پذیرفتن این گنگی دلیل آن را ممیزی تهیه کننده بر فیلمنامه ای دانسته که ارشاد بهش مجوز داده بود!!

راما قویدل گفت: ما فيلمنامه را نوشتيم از ارشاد پروانه ساخت گرفتيم. خاطرم هست آن زمان وزارت ارشاد پنج مورد تذكر جدي و كوچك به فيلمنامه وارد دانست كه كاملا درست هم بود و ما اين موارد مميزي جزيي را رعايت كرديم. اما سه روز مانده به شروع فيلمبرداري به يكباره از تهيه‌كننده پروژه براي من پيغام آمد كه با اين فيلمنامه مشكل داريم و آن را نمي‌سازيم! آن هم فيلمنامه‌اي كه برايش پروانه ساخت گرفته بوديم و به لحاظ حقوقي و اجرايي با ساخت آن مشكلي نداشتيم. در واقع تهيه‌كننده مي‌خواست در فيلمنامه اديت و مميزي مجددي اعمال كند و من در وهله اول نپذيرفتم و زير بار نرفتم و ماجرا پيچيده شد و با خودم گفتم كه اين فيلم را هم نتوانستم بسازم. اما مشاور من آقاي محمدحسين لطيفي ميانجيگري كرد و به من توصيه كرد كه فيلم اول را بالاخره بايد بسازم. من بين ساختن و نساختن قرار گفتم. يك راه اين بود كه فيلم بايد با تهيه‌كننده‌اي ساخته شود و من با اين شرايط فيلم را بسازم. و شكل دومش اين بود كه صبر كنم هر وقت دلم خواست مطابق با شرايط ايده‌آل فيلمم را بسازم. در نهايت اينكه فيلم را ساختم اما فيلمنامه دچار تغييرات بنيادي و زيربنايي شده بود.

قویدل ادامه داد: هنوز كه هنوز است نفهميدم علت اينكه چرا تهيه‌كننده‌اي كه خودش فيلمنامه را خوانده و به وزارت ارشاد ارايه داده بود دوباره خواسته فيلمنامه تغيير كند؟ به جزييات بيشتر از اين ماجرا نمي‌پردازم. چون خاطره تلخي برايم است. در نهايت فيلمي كه شما بر پرده مي‌بينيد بخش اعظم آن دچار مميزي شده است. البته فيلمنامه ما از ابتدا شريف و اخلاقي بود و كاملا موازين اخلاقي در آن رعايت مي‌شد ولي تهيه‌كننده مي‌خواست كه فيلمنامه به شكل اوليه نباشد و آن طور كه او مي‌خواست باشد. در نهايت هم به خواسته خود رسيد.

راما قویدل با اشاره به گنگی ایجاد شده در فیلم به سبب ممیزیهای تهیه کننده بیان داشت: مميزي شاكله فيلمنامه را به هم ريخته و امكان ترميم در شكل نهايي فيلم وجود نداشت و من هم فضا براي پرداخت نداشتم. همين براي مخاطب ايجاد گنگي به وجود مي‌آورد. به عنوان مثال در فيلمنامه صحنه‌اي وجود داشت كه حميد فرخ‌نژاد با شادي مي‌آمد منزل امير نريمان و مي‌پرسيد راجع به نحوه آشنايي امير نريمان و همسرش و همين مساله گذشته آنها را باز مي‌كرد. به دستور تهيه‌كننده اين صحنه حذف شد.




ادعای بازیگر “مختارنامه”: به خاطر دو رکعت نماز که میخوانیم به ما نقش نمیدهند!!!

سینماروزان: درباره ارتباطات پشت پرده توزیع نقشهای آثار سینمایی و تلویزیونی حرف و حدیث فراوان است. از گلایه های پیشکسوتان بابت نادیده گرفته شدن تا گلایه های جوانان بابت خرید و فروش نقشها و ارجحیت دادن بازیگر-اسپانسرها بر آنها.

انوش معظمی بازیگر نقش حرمله در سریال «مختارنامه» و بازیگر نقش شمر در “رستاخیز” از جمله بازیگران توانمندیست که در این سالها چنان که باید بهش نقش نمیرسد.

معظمی با تأکید بر عشقش به سیدالشهداء به “تسنیم” گفت: قبلاً هم امام حسین(ع) به ما آبرویی داده بود و در هیئت فعالیت می‌کردیم و مورد توجه بودیم. اما با ایفای این نقش، کانون توجهات هزار چندان شد. همین قدر که خیلی از هیئت‌ها با دیدن این نقش به یاد من می‌افتند و به هیئت‌های مختلفی دعوت می‌شوم. در آن چند دقیقه حضور به من کرامت می‌کنند و احترام می‌گذارند. من همه‌چیز را از نوکری امام حسین(ع) دارم.

معظمی درباره وجود مافیا در عرصه بازیگری هم اظهار داشت: یک زمانی یکی دو نفر را به‌عنوان مافیای بازیگری و انتخاب بازیگر معرفی می‌کردند ولی امروز آن دو نفر در حاشیه قرار گرفته‌اند و باندها جزیره جزیره و فامیلی، اداره می‌شوند. آن‌قدر ماجرا پیچیده شده که حد و حساب ندارد. هرکس را می‌بینیم اقوام و آشنایان خودش را آورده و جزیره‌ای برای خودش درست کرده است. تخصص و شایسته‌سالاری اصلاً ملاک نیست. عمق فاجعه اینجاست که همان بازیگر سفارشی ناکارآمد در یک جشنواره مهم، جایزه هم می‌گیرد. حیرت‌زده می‌شوم که چطور آن بازیگر که هیچ بار حرفه‌ای ندارد؛ هیئت داوران جایزه بازیگری به او می‌دهند؛ اینجاست که می‌گویم مافیا و باندبازی حقیقت دارد.

معظمی با اشاره به اعتقادات مذهبی اش ‌تصریح کرد: در طول سال نقش‌ها بین عده خاصی تقسیم می‌شود و به ما برچسب می‌زنند. وقتی نام من می‌آید به‌خاطر دو رکعت نماز که می‌خوانیم ما را زیر سؤال می‌برند و به ما کار نمی‌دهند!! اصلاً نماز خواندن من چه ربطی به سینما و بازیگری‌ام دارد؟؟!!




حمله تازه “کیهان” به “رستاخیز”ی که شش سال بعد از رونمایی همچنان توقیف است⇐به روایتی ۴۰ میلیارد هزینه تولیدش شده ولی ضعیف است و پر از تحریفات تاریخی!!/بسیاری از ماجراها و تصاویرش، زائد هستند!!/داستان فیلم دچار اغتشاش است و میان ماجراهای مختلف روایت، ارتباط دیالکتیک برقرار نشده!!

سینماروزان: شش سال بعد از رونمایی فیلم “رستاخیز” در جشنواره فجر همچنان این فیلم عاشورایی توقیف است و با تغییر و تحولات چندباره در سازمان سینمایی، هنوز که هنوز است بهبودی در وضعیت این فیلم رخ نداده.

با ورود به ماه محرم 1441 قمری روزنامه “کیهان” در تحلیلی بر “رستاخیز” نگاشت: یکی از فیلم‌هایی هم که به طور مستقیم به تاریخ قیام امام حسین(ع) و جزئیات و اصلیات و فرعیات آن می‌پردازد، «رستاخیز» است. اما این فیلم علاوه‌بر اینکه به خاطر نمایش چهره حضرت ابوالفضل(ع) هنوز امکان نمایش عمومی نیافته، فیلمی ضعیف و پر از تحریفات تاریخی است.

“کیهان” ادامه داد: برای این فیلم ده‌ها میلیارد (به روایتی 40 میلیارد تومان) پول و سال‌ها زمان و انرژی هزینه شده است. مشکل بزرگ فیلم «رستاخیز» فقدان انسجام در روایت است. داستان فیلم دچار اغتشاش است و میان ماجراها، فصول و بندهای مختلف روایت، ارتباط دیالکتیک و ارگانیک برقرار نشده است. از همان ابتدا، سیر داستانی فیلم، خودش را از مخاطب جدا می‌کند.

“کیهان” افزود: بسیاری از ماجراها و تصاویر ابتدایی فیلم، زائد هستند و بی‌خود و بی‌جهت زمان فیلم را طولانی کرده‌اند. به نظر می‌رسد که حتی اگر همه فیلم تا قبل از خواندن نامه‌های کوفیان به امام حسین(ع) حذف شود هم هیچ خللی بر فیلم وارد نمی‌شود و حتی به آسان شدن ورود داستان به ذهن مخاطب هم کمک شایانی خواهد کرد.




واکنش یک بازیگر پیشکسوت به شائبه ادغام موسسه هنرمندان پیشکسوت⇐اگر بنا بر چابک‌سازی اساسی است چرا از رأس هرم وزارت ارشاد شروع نمی‌کنند که این همه نیرو در آنجا وجود دارد؟ /این وزارتخانه مثل زمان قاجار شده که هر کسی بیکار است پست مدیریتی برایش درست کرده‌اند!!/اگر قرار بر ساماندهی است از معاونتهای پرتعدادی شروع کنند که هر کدام هم کلی مدیرکل دارند!!!

سینماروزان: موضوع ادغام مؤسسه‌های وزارت ارشاد و اینکه بناست، مؤسسه‌های مرتبط به معاونت هنری ارشاد به دو مؤسسه کاهش یابد شائبه ادغام برخی انجمنها و موسسات و از جمله ادغام موسسه هنرمندان پیشکسوت را شکل داده است.

محمود عزیزی بازیگر پیشکسوت با انتقاد از ادغام موسسه هنرمندان پیشکسوت به “ایسنا” گفت: اگر قرار بر چابک‌سازی یا ساماندهی است باید گفت، یک وزارتخانه احتیاج به این‌ همه معاونت ندارد.  معاونت‌ها هم احتیاج به این تعداد مدیرکل ندارند. پس چرا چابک‌سازی را از همین جا شروع نمی‌کنند؟

عزیزی ادامه داد: مگر قبل از انقلاب این همه معاون و مدیرکل و زیرمجموعه مدیریتی داشتیم؟  آن هم برای کاری که به دست خود هنرمندان هم می‌تواند انجام شود. فقط این مسئله یک قانون می‌خواهد که آن قانون وجود ندارد و اگر باشد به هیچ کدام از این مدیریت‌ها احتیاج نیست. ما باید یک مدیریت در هنر داشته باشیم تا چند زیرشاخه موسیقی، تئاتر، تجسمی، سینما و … داشته باشد. اصلا اگر سینما را صنعت می‌بینند مدیریت حمایتی آن معنی ندارد. در وضعیت این‌ها مشکلاتی هست که اشکالش از فهم مدیریتی برای مسائل فرهنگی است.

این هنرمند با سابقه تئاتر، سینما و تلویزیون در ادامه به موسسه هنرمندان پیشکسوت که جمع زیادی از  900 هنرمند عضو آن مخالف طرح ادغام هستند، اشاره کرد و افزود: موسسه هنرمندان پیشکسوت مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را دارد و موسساتی که زیر مجموعه ارشاد هستند و با مجوز  این وزارتخانه ایجاد شده‌اند نمی‌توانند از نظر قانونی هر بالادستی داشته باشند یعنی موسسه دیگری نمی‌تواند بالادست این موسسه قرار گیرد اما در مملکت ما چون برای همه چیز باید یک جایی باشد که از آنجا نظارت بشود این موسسه را به تالار (بنیاد) رودکی وصل کردند، در حالی که موسسه هنرمندان پیشکسوت از چند دستگاه و وزارتخانه مختلف نماینده دارد. این موسسه با امکانات کم ۹۰۰ نفر را وارد مناسبات اجتماعی کرده؛ آن هم افرادی که قریب به اتفاق‌شان با تلخی از بدنه جامعه هنری جدا شده بودند، حال این موسسه را می‌خواهند چابک سازی یا ساماندهی کنند که چه بشود؟! مثلا الان که با چند نفر محدود اداره می‌شود را بدهند دست یک نفر؟ این نوع برنامه‌ریزی‌ها بیشتر کودکانه است و برای پُر کردن بیلان کاری است چون هر کدام از این کارها را قبلا هم دیده‌ایم و نه تنها نتیجه نداشته بلکه تخریب هم داشته است.

عزیزی ادامه داد: برای اجرای هر طرحی باید بررسی کارشناسی شود. اینکه با بعضی دوستان متخصص در هر کدام از حوزه‌ها صحبت و مشورت نشده را، نمی‌گویم بی‌ادبی است اما بی‌خردی است. نشناختن موضوع است. مثلا درباره موسسه هنرمندان پیشکسوت باید از بدنه هنرمندان چند نفر را انتخاب می‌کردند تا مشکلات و نظرات را از زبان آن‌ها بشنوند و در راستای طرحشان از نظرات آن‌ها استفاده کنند ضمن اینکه جای تعجب دارد وقتی یک نفر خوب کار کرده و مشکلی نداشته، به جای تشویق کردن با چنین برخوردها و تصمیم‌هایی هم مواجه شود.

محمود عزیزی تأکید کرد: مهم‌ترین مسئله این است که چرا وقتی یک چیزی وجود دارد باید آن را داغان کنیم و به اجبار چیز دیگری را ایجاد کنیم که هنوز تجربه نشده و نمی‌دانیم مفاد آن چیست. کاش فردی که این پیشنهاد را در این مجموعه به این شکل داده با دلایل مشخص توضیح دهد که چه می‌خواهند، آن وقت شاید همگان حمایت کنند اما اگر بنا بر چابک‌سازی اساسی است پس چرا از رأس هرم وزارت ارشاد شروع نمی‌شود که این همه نیرو در آنجا وجود دارد؟ این وزارتخانه مثل زمان قاجار شده که هر کسی بیکار است پست مدیریتی برایش درست کرده‌اند.




پیشنهاد “کیهان”: از طریق قراردادهای نجومی برخی بازیگران خاص، رد مفاسد اقتصادی را بزنید!

سینماروزان: بریز و بپاشهای میلیاردی در برخی پروژه های سینمایی همچنان وجود دارد و از آن سو مدیران سازمان سینمایی همچنان اصرار دارند بر اینکه قدرت تشخیص پولشویان سینمایی را ندارند.

در این اوضاع روزنامه “کیهان” به نهادهای بالادستی پیشنهاد داده از طریق بررسی قراردادهای نجومی برخی بازیگران خاص، رد پولشویان را بزنند.

“کیهان” نوشت: عقد قرارداد‌های نجومی برخی از بازیگران، موضوعی است که قوه قضائیه نباید به سادگی از کنار آن عبور کند.روز گذشته برخی از رسانه‌ها از قرارداد یک سریال شبکه نمایش خانگی با بازیگری خبر دادند که به موجب این قرارداد، بازیگر مذکور ماهیانه 700 میلیون تومان دستمزد دریافت خواهد کرد.

“کیهان” ادامه داد: این اولین بار نیست که بازیگرانی صرفا به واسطه شهرت خود چنین مبالغی را مطالبه می‌کنند، اما سؤال مهم این است که منبع پرداخت چنین دستمزدهایی چیست؟ به‌طور طبیعی، با توجه به هزینه این پروژه‌ها افراد عادی از راه‌های قانونی قادر به تأمین سرمایه این آثار نیستند.  بنابراین، چرایی و چگونگی تعیین دستمزدهای نجومی برای بازیگران در برخی پروژه‌ها، می‌تواند راه نفوذی برای ردیابی برخی مفاسد اقتصادی باشد.




واکنش دو کارگردان جوان به معرفی یک شورای سی نفره برای درجه بندی فیلمها⇐ آقای انتظامی! شما گفته بودید راه را هموارتر خواهید نه اینکه دست انداز جدیدی ایجاد کنید/از راه‌اندازی شوراهای کودک و جشنواره و… چه فایده‌ای حاصل شد که باز شورایی تازه راه انداختید؟/چرا اکثر این سی نفری که معرفی شده‌اند به لحاظ سینمایی ناآشنا هستند؟!/چرا حداقل يك نماينده از نسل جديد سينما در اين شورا نيست؟/ يعني از ميان اهالي سينما يك روانشناس و جامعه‌شناس پيدا نمي‌شد كه ميان اين افراد قرار بگيرد؟/این درجه‌بندی، سینمای مستقل را نشانه خواهد گرفت تا مافیای قدرت و ثروت با خیال راحت به نمایش آثار سطح پایین خود بپردازد!؟

سینماروزان: اعلام نام سی فرد بی ربط با یکدیگر که بخش عمده آنها نیز هیچ سابقه ای در سینما ندارند به عنوان اعضای شورایی برای درجه بندی فیلمهای سینمایی(اینجا را بخوانید) با واکنش دو کارگردان مستقل سینمای ایران مواجه شده است.

پدرام علیزاده کارگردان جوان سینمای ایران از جمله منتقدان راه اندازی این شورای تازه است. علیزاده که سابقه ساخت آثاری مستقل همچون «آخرین سرقت» و «خشکسالی و دروغ» را در کارنامه دارد گفت: درجه بندی سنی فیلمهای سینمایی قطعا عملی شایسته در جهت آگاهی بخشی به خانواده ها خواهد بود اما محدود کردن نمایش فیلمهای سینمایی که درجه بندی های مختلف خواهند گرفت قطعا سینمای اجتماعی و مستقل ایران را هدف قرار خواهد داد تا هرچه بیشتر دست سانسورگران بازتر شود و مافیای قدرت و ثروت با این حربه به نمایش فیلمهای سطح پایین خود بپردازند و حذف سینمای دغدغه مند را با قدرت بیشتر ادامه دهند.

علیزاده با مخاطب قرار دادن رییس سینما تأکید کرد: جناب آقای انتظامی! این قرار ما در جلسه مشترک با فیلمسازان جوان و نسل نو سینما نبود و شما فرمودید که راه را هموارتر خواهید کرد نه اینکه دست انداز جدید دیگری سر راهمان بگذارید.

مجیدرضا مصطفوي دیگر کارگردان جوانی است که به نقد شورای درجه بندی پرداخته است. مصطفوی به «اعتماد» گفت: سي نفر در اين هيات قرار گرفتند كه اكثر آنها به لحاظ سينمايي ناآشنا هستند و بيشتر اين افراد از رسانه و ادبيات انتخاب شدند. آيا به نظر آقاي انتظامي تركيب 30نفر براي رسيدن به اجماع نظر كمي زياد نيست؟ چرا حداقل يك نماينده مورد وثوق خودشان از نسل جديد سينما در ميان اين هيات نيست ؟ يعني از ميان اهالي سينما يك روانشناس و جامعه‌شناس پيدا نمي‌شد كه ميان اين افراد قرار بگيرند؟ اين تعدادافراد آيا فيلم بين‌هاي حرفه‌اي سينما هستند و مناسبات روز سينما را كاملا مي‌شناسند؟

کارگردان “انارهای نارس” و «آستیگمات» تأکید کرد: بعضي وقت‌ها شاهديم و مي‌شنويم كه در يك جلسه و شوراي پنج نفره اتفاق نظر وجود ندارد و كار به درگيري مي‌انجامد! حالا اتفاق نظر بين 30 نفر چگونه حاصل مي‌شود؟ آن چيزي كه در سينما به تعداد زياد وجود دارد شوراهايي است كه تجربه‌هاي شكست خورده در پي دارند. شوراي كودك، شوراي گروه‌هاي ارزشي، شوراي جشنواره و…!!! باور كنيد خروجي مفيد و مثبت اين تعداد زياد شوراها به اندازه انگشتان يك دست نيست! آخر به چه كاري مي‌آيد اين حجم بالاي شوراها؟




رد فرضیه در خدمت اصلاحات بودن “سرکوب” توسط رضا گوران⇐اصولگرایی که به خودش باور داشته باشد را به یک اصلاح‌طلب ترسو ترجیح می‌دهم!!/هیچ‌چیز بدتر از یک اصلاح‌طلب ترسو برای دفاع از رأی مردم نیست!!/صد بار تحسین می‌کنم اصولگرایی را که پای اعتقادش می‌ایستد!!+جزییات سانسور پایان بندی و چندی از دیالوگها

سینماروزان: نخستین فیلم رضا گوران کارگردان تئاتر علیرغم محدودیت نمایش در سینماهای حوزه هنری در آستانه یک میلیارد فروش خالص است.

به گزارش سینماروزان هرچند برخی کوشیده اند “سرکوب” را فیلمی در خدمت اصلاح طلبان بدانند با این حال رضا گوران کارگردان “سرکوب” در خلال تازه ترین گفتگویش با “شرق” به صراحت اصلاح طلبان منفعل را زیر سوال برده است.

گوران میگوید: برای من صحبت‌کردن از مردمانی که برای این سرزمین رنج کشیدند و مادرانی که فقدان را تجربه کردند یا مادرانی که از نزاع‌های سیاسی آسیب دیدند، مهم است. مادرانی که در طول جنگ فرزندانشان را از دست دادند. همه اینها برایم ارزشمند است و نمی‌توانم درباره آن بی‌تفاوت باشم و اگر دقت کرده باشید هیچ‌گونه شعار سیاسی ندادم.

رضا گوران ادامه میدهد: نه اصلاح‌طلبانه برخورد کردیم نه اصولگرايانه. اما قاطعانه می‌گویم من اصولگرایی را که به خودش باور داشته باشد فارغ از اینکه من آن را قبول داشته باشم یا نه به یک اصلاح‌طلب ترسو ترجیح می‌دهم. هیچ‌چیز بدتر از یک اصلاح‌طلب ترسو برای دفاع از رأی مردم نیست. صد بار تحسین می‌کنم اصولگرایی را که پای اعتقادش می‌ایستد و این زیباست. اصولگرایی را که با هر تفکر پای اعتقادش ایستاده و شجاعانه از آن دفاع می‌کند، در برابر یک اصلاح‌طلب ترسو که مدام جا می‌زند، ترجیح می‌دهم؛ بنابراین فکر می‌کنم چیزی که ما نیاز داریم ایستادن پای آرمان‌های فرهنگی است که از آن حرف می‌زنیم.

گوران در گفتگوی تازه اش جزییاتی تازه از سانسور فیلمش ارائه میدهد. گوران میگوید: بخشی از نریشن پایانی مادر(رویا افشار) حذف شد و چیز دیگری نوشته شد. بخشی از سکانس جمشید هاشم‌پور و الهام کردا حذف شد. بخشی از دیالوگ‌های سارا بهرامی و الهام کردا نزدیک به دو دقیقه حذف شد. ابتدا گفتند 11 دقیقه حذف شود یا موسیقی و شعر ابتهاج نباید در فیلم باشد و با شخصیتی که آقای هاشم‌پور در فیلم بازی می‌کنند، مشکل داشتند.




دستیار اول علی حاتمی فاش ساخت⇐ناصر تقوایی به علی حاتمی توصیه کرده بود سراغ ساخت فیلم زندگی “تختی” نرود!!/ به تقوایی پیشنهاد شده بود فیلم زندگی “طالقانی” را بسازد ولی وی طفره رفته بود!!!

سینماروزان: علی حاتمی فیلمساز فقید ایرانی آخرین روزهای عمرش و همزمان با شدت گرفتن بیماری سرطانش، درگیر ساخت فیلم “جهان پهلوان…” بود. فیلمی که بنا بود از تختی بگوید ولی حاتمی به آن دنیا نزد تختی رفت و “جهان پهلوان…” هم ناتمام ماند تا اخیرا که یک فیلمساز ارگانی همراستا با تحلیلهای ساواک، فیلمی با تأکید بر خودکشی تختی ساخت و البته کمترین بازخورد مثبتی از مخاطبان دریافت نکرد.

همزمان با سالگرد تولد علی حاتمی، احمد بخشی دستیار اول و برنامه ریز این کارگردان در پروژه های مختلف در گفتگویی با نرگس عاشوری در “ایران” روایتی ارائه داده از توصیه ناصر تقوایی به علی حاتمی برای نرفتن به سمت زندگی تختی!!

بخشی میگوید: حاتمی قصد داشت «ملکه‌های برفی» را درباره سه زن محمدرضاشاه بسازد. با هیچ بازیگری صحبت نکرده بود اما یکی از نقش‌های اصلی برای لیلا بود. ارشاد دستور داده بود که فعلاً برای ساخت این فیلم زود است و باید صبر کند و علی حاتمی هم مشغول «جهان پهلوان تختی» شد.

احمد بخشی با فاش ساختن ماجرای طفره رفتن ناصر تقوایی از تولید فیلم ارگانی “طالقانی” ادامه داد: یک روز ناصر تقوایی به من گفت شنیده‌ام حاتمی قرار است «تختی» را بسازد، به من هم پیشنهاد فیلم زندگی “پدر طالقانی” را داده‌اند که قبول نکرده‌ام، از قول من به علی سلام برسان و بگو سراغ “تختی” و فیلمهای این گونه نرود.

احمد بخشی افزود: قصه ساخت «تختی» هم مفصل است ولی نهایتا انگار روح تختی هم راضی نبود فیلمش ساخته شود و اجل مهلت نداد و علی حاتمی مرحوم شد و هیچ کس هم نتوانست فیلم او را کامل کند.




پیشنهاد قابل تأمل یک رسانه سینمایی⇐بعد از ادغام موسسه رسانه های تصویری، بهای ساختمان ۱۰۰ میلیاردی آن را صرف ساخت کاخ جشنواره فجر کنید!!

سینماروزان: جشنواره فیلم فجر سی و هفت سال بعد از برگزاری هنوز کاخ یا مرکزی جامع برای برگزاری ندارد. بعد از حوادث 88، جواد شمقدری از سالن همایشهای برج میلاد به عنوان کاخ جشنواره فجر استفاده کرد.

برج میلاد در سالهای ابتدایی مرکزیت به عنوان کاخ جشنواره به دلیل عدم ورود بی رویه آدمهایی بی ربط، محلی دنج برای جشنواره بود ولی در سالهای بعد با باز کردن درهای برج میلاد به روی آدمهای بی ربط به رسانه و سینما، فیلم دیدن در این کاخ، به عذابی الیم بدل شد چون تقریبا برای تمامی فیلمها باید در صفی طویل می ایستادی یادآور صف اجناس کوپنی دهه شصت!!

ابراهیم داروغه زاده در دو سال اخیر مرکزیت جشنواره فجر را به پردیس ملت برد که هم سیستم نمایش درجه یکی داشت و هم سالنهای استاندارد و چهارگانه ای که مشکل تراکم افراد جلوی یک سالن را حل میکرد ولی مشکل عدم وجود پارکینگ و عدم وجود پیاده رویی استاندارد حدفاصل ولیعصر تا جلوی پردیس، مشهود بود.

در حالی که مدیر تصویرشهر مدعی راه اندازی پارکینگی با ظرفیت 1200 خودرو برای این پردیس شده ولی مشکل پیاده رو به قوت خود باقیست، یک رسانه سینمایی پیشنهادی قابل تأمل برای حل مشکل همیشگی کاخ جشنواره داده است.

“سینما پرس” می‌نویسد: پس از تعطیلی مؤسسه رسانه‌های تصویری و ادغام آن با دیگر مؤسسات زیرمجموعه سازمان سینمایی، ساختمان این مجموعه که تخمین زده می‌شود ارزشی بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان داشته باشد، متروک شده است؛ مجموعه‌ای که می‌تواند تأمین‌کننده بودجه مورد نیاز برای ساخت کاخ جشنواره سینمای ایران باشد و رویداد‌های سینمایی کشور به ویژه جشنواره‌ فجر، از بلاتکلیفی خارج و مطابق استاندارد‌های بین‌المللی برگزار شود.