پرسش‌های پوران درخشنده از مدیران تلویزیون⇐به تلويزيون سرمايه‌هاي هنگفتي تزريق مي‌شود اما چرا اتفاقات خوبي را در اين رسانه شاهد نيستيم؟ /چرا نیروهای ارشد مجرب تلویزیون بیکار و خانه‌نشین هستند؟/چرا تلويزيون ترجيح مي‌دهد از نيروي تازه‌وارد استفاده كند اما از نيروي خلاق و باتجربه خود استفاده نكند!؟/چرا تلویزیون بهترين شرايط را در اختيار عوامل هنري درجه یک خود قرار نمي‌دهد؟

سینماروزان: افزایش سالانه بودجه تلویزیون همواره مخالفان خود را داشته است؛ مخالفانی که در عین تاکید بر اهمیت تلویزیون خواستار منطقی شدن توزیع بودجه در این رسانه هستند.

به گزارش سینماروزان پوران درخشنده درباره تزريق بودجه بالا به صدا و سيما و عدم بازدهي لازم اين سازمان عريض و طويل به روزنامه اعتماد مي‌گويد: تا جايي كه من مي‌دانم تلويزيون ما بالاي 60 – 50 كارگردان و فيلمساز و عوامل فني ارشد مجرب دارد (از فيلمبردار گرفته تا صدابردار و بازيگر و…) كه خودش آنها را تربيت كرده يعني براي آنها هزينه كرده تا آنها تجربه كسب كنند. همه آنها در تلويزيون تربيت شدند براي سينماي ايران افتخار كسب كرده‌اند ولي متاسفانه در حال حاضر همه آنها اين روزها بيكار و خانه‌نشين هستند. چرا؟ آيا به اين افراد اعتمادي ندارند؟ چرا نبايد از اين سرمايه عظيم انساني بهره ببريم؟ آن هم در حالي كه همه اين فيلمسازان شاخص سرمايه‌هاي تلويزيون و مردم به شمار مي‌روند. بله به تلويزيون سرمايه‌هاي هنگفتي تزريق مي‌شود اما چرا اتفاق خوبي در اين خانه شاهد نيستيم؟

درخشنده مي‌گويد: عجیب است که تلويزيون ترجيح مي‌دهد از نيروي تازه‌وارد استفاده كند و آنها را در اختيار بگيرد اما از نيروي خلاق و با تجربه خود استفاده نكند. آن هم در حالي كه براي نيروي انساني خيلي هزينه شده؛ آنها فيلمسازان باتجربه و با افتخار اين مملكت هستند و در سينما حرف اول را مي‌زنند چرا نبايد تلويزيون را خانه خود بدانند؟

کارگردان “شمعی در باد” و “بچه‌های ابدی” می‌افزاید: سوال من از رسانه ملي اين است چرا تلويزيون كه حق پدري بر گردن هنرمندان اين كشور دارد بهترين شرايط را در اختيار عوامل هنري درجه یک خود قرار نمي‌دهد و در اين شرايط باعث روحيه و اميد آنها نمي‌شود؟ پس اين بودجه‌هايي كه مي‌گيرند صرف چه چيزي مي‌شود؟؟




حرف‌های مهدی صباغ‌زاده در انتقاد از بی‌توجهی به بدنه سینما ⇐سینما گرفتار بحران‌‌های زیادی است ولی برای هیچ کس وضعیت سینما، مهم نیست!!/چرا معاون رییس‌جمهور درباره بودجه تمام بخش‌های مملکت صحبت کرد اما درباره بودجه سینما صحبت نکرد!؟/انگار اصلا سينما و اهالی سینما هيچ گرفتاري و مشكلي ندارند!

سینماروزان: بی‌توجهی به معیشت اهالی سینما در دوران تعطیلی کرونایی سینماها همراه شده با اصرار مدیران دولتی برای برگزاری جشنواره‌های بی‌فایده و پرهزینه.

مهدی صباغ‌زاده كارگردان سينما با گلایه از این بی‌توجهی، به صحبت‌هاي اخير باقر نوبخت معاون رییس جمهور در تلويزيون اشاره مي‌كند كه او درباره بودجه تمام بخش‌هاي مملكت صحبت كرده اما درباره بودجه سينما هيچ صحبتي نكرده است!

صباغ‌زاده به اعتماد گفت: ايشان راجع به سينما هيچ حرفي نزدند گو اينكه انگار اصلا سينما و اهالی سینما هيچ گرفتاري و مشكلي ندارد و همه مشکلات را حل کرده‌اند!!

کارگردان آثاری ماندگار مثل “خانه خلوت” و “مارال” ادامه داد: درحالي كه سينما در سال 99 با بحران زيادي دست و پنجه نرم كرده و اين شرايط پيچيده تا آخر سال هم ادامه دارد ولی انگار برای هیچ کس وضعیت سینما، مهم نیست!!

صباغ‌زاده تاکید کرد: ميليون‌ها نفر كه از سينما ارتزاق مي‌كردند که تقریبا بخش عمده آنها همه بيكار و بی‌پول هستند. من تعجب مي‌كنم انگار سينما جزو بخش‌هاي كشور نيست و همگان در اشتراک‌نظری واحد به سینما بی‌توجهند!!




حرف‌های نگران‌کننده بازیگر “شاید وقتی دیگر” و “آن سوی آتش”⇐فعالان سینما از وضعیت معیشتی مناسبی برخوردار نیستند و نیازمند حمایت و کمک هستند!/این همه سیاستمداری که دم انتخابات با هنرمندان سلفی میگیرند باید وادار می شدند به حل مشکل امنیت شغلی هنرمندان ولی این اتفاق نیفتاد/چرا همه هنر را خلاصه کرده‌اند در پنجاه هنرمند ثروتمند و مابقی را نادیده میگیرند؟؟/چطور است که در این مملکت برای انبوه جشنواره‌های مختلف بودجه‌های میلیاردی هست و برای سفر خارجی روسا، ارز هست ولی برای هنرمندان آن قدر بودجه نیست که ماهیانه یک بار، سبدکالایی به آنها بدهند؟؟/چرا اعضای هیات مدیره نهادهایی مثل خانه سینما کاملا گنگ و بیصدا، هیچ واکنشی به مشکلات اقتصادی اهالی سینما نشان نمی‌دهند؟؟/این سکوت به‌خاطر آن نیست که آقایان به‌واسطه ارتباطات خاص هم پروژه های نان و آب دار گیرشان می آید، هم چندتا چندتا پروانه ساخت میگیرند و هم اینکه به واسطه منصب صنفی خویش سرمایه‌های سرگردان را به سمت خود سوق می‌دهند؟؟/ اگر آقایان حاضر در هیات مدیره صنوف هنری درد صنف را دارند بیایند و برای یک سال هم که شده حق جلسه نگیرند!/دولتمردان و رئوس صنوف هنری که به‌نام هنر و هنرمندان بودجه می‌گیرند، اگر در این بحران کرونا نتوانند کاری برای اهالی هنر کنند واقعا کل منصب شان زیر سوال می‌رود!

سینماروزان: مشکلات معیشتی اهالی هنر کماکان ادامه دارد و فقدان برنامه‌ریزی دائمی برای ارائه کمک‌های معیشتی به هنرمندان موجبات شکل‌گیری اعتراضات مختلفی شده است.

به گزارش سینماروزان هنرمندان که شاید تعدادشان به صدهزارنفر هم نرسد همچنان از کمترین تسهیلات کرونایی برخوردارند و متاسفانه مدیران هم هیچ کار جدی برای حل مشکل صورت نمی‌دهند.

سیامک اطلسی بازیگر و دوبلور باسابقه با اشاره به مشکلات اقتصادی هنرمندان به صبحنو گفت: تعداد تولیدات در سینما و تلویزیون بسیار کم شده  و این امر باعث بیکاری خیلی از هنرمندان سینما و تلویزیون شده است و به همین خاطر آنها از وضع معیشتی مناسبی برخوردار نمی‌باشند و نیازمند حمایت و کمک هستند. چه کسی باید کمک کند؟ دولتمردان و روسای صنوف هنری. چرا؟ چون بودجه میگیرند به نام هنر و هنرمندان و اگر در این بحران نتوانند کاری برای اهالی هنر کنند واقعا کل منصب شان زیر سوال میرود.

کارگردان “مشت” و “راز شب بارانی” ادامه داد: خود من در این مدت به جز مواقع ضروری از خانه خارج نمی شوم و در قرنطینه هستم ولی به هر حال فشار اقتصادی را کاملا حس میکنم و امیدوارم شرایط به وضع عادی بازگردد و دوستان کارگردان هم به فکر ما بازیگران پیشکسوت و قدیمی باشند و از ما هم در کارهایشان استفاده کنند وگرنه واقعا نمیتوان گذران زندگی کرد.

اطلسی افزود: متاسفانه سالهای سال است که هنرمندان تحت فشار هستند ولی چون برنامه‌ریزی برای حمایت از آنها وجود نداشته حالا که کرونا آمده عواقب عدم دوراندیشی ده برابر شده. باید مدتها پیش از این تلاش میکردند برای راه اندازی بیمه بیکاری قدرتمندی برای هنرمندان. این همه سیاستمداری که دم انتخابات با هنرمندان سلفی میگیرند باید وادار می شدند به حل مشکل امنیت شغلی هنرمندان ولی این اتفاق نیفتاد و دست روی دست گذاشتند تا امروز که می بینیم چقدر در مضیقه هستیم.

بازیگر “شاید وقتی دیگر” و “آن سوی آتش” درباره ریشه‌های فقدان امنیت شغلی هنرمندان گفت: چرا همه هنر را خلاصه کرده‌اند در پنجاه هنرمند ثروتمند و مابقی را نادیده میگیرند؟ برای آن که هنرمندان رویشان نمیشود بگویند نداریم و مدام صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند. یک کارگر یا یک فرهنگی یا یک تاکسیران به راحتی میتواند پیش نماینده مجلس یا فلان وزیر فریاد اعتراض بلند کند ولی هنرمندان افرادی ماخوذ به حیا هستند که سنگ به شکم می بندند ولی خجالت میکشند از نداری بگویند.

دوبلور “محمد رسول الله(ص)” و “پرنده‌باز آلکاتراز” خاطرنشان ساخت: در همین مدتی که کرونا آمده و همه را گرفتار کرده، هنرمندان انتظار داشتند نهادهایی نظیر خانه سینما وخانه تئاتر و وزارت ارشاد حمایت‌های زیادی از آنها انجام بدهند ولی همه کمبود بودجه را بهانه کردند تا از زیربار مسئولیت رهایی یابند. بیچاره هنرمندانی که چنین متولیانی دارند. در این مملکت برای انبوه جشنواره های مختلف بودجه های میلیاردی هست و برای سفر خارجی روسا به جشنواره های خارجی، ارز هست ولی برای هنرمندان آن قدر بودجه نیست که ماهیانه یک بار، سبدکالایی به آنها بدهند.

این بازیگر ادامه داد: متاسفانه اعضای هیات مدیره نهادهایی مثل خانه سینما کاملا گنگ و بیصدا و به سبک آثار سینمای صامت هیچ واکنشی به مشکلات اقتصادی اهالی سینما نشان نمیدهند. البته در سینمای صامت هرازگاه تصویرنوشته هایی پخش میشد که ارتباط نماها را میسر کند ولی اینها حتی در حد همان تصویرنوشته ها هم واکنش نشان نمیدهند. شاید به خاطر اینکه خودشان نیاز مالی ندارند و به واسطه ارتباط نزدیک با دولتیان هم پروژه های نان و آب دار گیرشان می آید و هم اینکه چندتا چندتا پروانه ساخت میگیرند و هم اینکه به واسطه منصب خویش سرمایه های سرگردان را به سمت خود سوق میدهند؟؟؟

بازیگر “بی بی چلچله” تاکید کرد: حتی شاهد بودیم که خبر کاهش هزینه بیمه تکمیلی درمان سینماگران را با یک هفته تاخیر اعلام کردند و آن هم پس از آن که بسیاری از هنرمندان مجبور به پرداخت رقم هنگفت اولیه شدند ولی باز هم آقایان هیات مدیره نسبت به این اتفاق هیچ واکنشی نشان ندادند. واقعا اگر آقایان حاضر در هیات مدیره صنوف هنری درد صنف را دارند بیایند و برای یک سال هم که شده حق جلسه نگیرند. والله که هنرمندان ما خیلی نجیب هستند چون باوجود این همه بی توجهی و نامرادی باز به نوبه خود میکوشند زمینه ساز شکل گیری آثاری متفاوت باشند.




یک تهیه‌کننده سینما متذکر شد⇐سازوکار نظارتی فعلی نه‌تنها جلوی رانت را نگرفته بلکه باعث بیشتر شدن فضای رانتی در سینمای ایران شده!/اینکه در دوران کرونایی و تعطیلی سینما، به‌صورت میانگین، یک روز درمیان، یک پروانه ساخت صادر شده چه معنایی دارد؟؟

سینماروزان/پیمان اسماعیلی: تناقضات موجود در مدیریت سینمای ایران با شیوع کرونا بیشتر شده و هرچه شیوع کرونا بیشتر می‌شود، این تناقضات بیشتر و بیشتر می‌شود.

به گزارش سینماروزان نبود مدیرانی آشنا به سینمای روز و چرخاندن چرخ سینما بر مدار تجربیات دهه شصت ازجمله دلایل افزایش تناقضات سینمای ایران است.

منصور لشکری‌قوچانی تهیه‌کننده سینما با اشاره به رسوخ دیجیتالیسم در سینمای ایران در نقدسینما گفت: سینمای ما با نزدیک به ۱۰ سال تأخیر نسبت به سینمای جهان، دیجیتالی شد. این تحول حسن‌هایی داشت اما معتقدم بزرگ‌ترین لطمه را هم این اتفاق به سینمای ما زد و آن اینکه دیگر صبر و حوصله‌ای در تیم‌های فیلم‌سازی و تولید ما نیست.

وی افزود: فیلم زمانی فیلم می‌شود که در مرحله فیلم‌نامه، گروه فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده و کارگردان برای تحقیقات مقدماتی وقت بگذارند و نسبت به پدیده مدنظرشان شناخت پیدا کنند. این اتفاق در سینمای ایران کم‌رنگ شده و گویی گرفتار یک رقابت در تولید شده‌ایم. انگار همه می‌خواهند فیلم تولید کنند و دیگر به اینکه چه می‌خواهند تولید کنند فکر نمی‌کنند؟؟ این اتفاق محدود به سینمای ایران نیست و در سینمای جهان هم شاهد از بین رفتن این صبر هستیم.

این تهیه‌کننده ادامه داد: کارگردانی ایده‌ای را نزد من آورد که خیلی هم علاقه داشتم فیلمی درباره‌اش بسازم اما اصلاً صبر و حوصله نداشت و چون می‌خواست فیلمش به جشنواره برسد، نتوانست تحمل کند و رفت! به‌جای آنکه من به‌عنوان تهیه‌کننده نگران طولانی‌شدن کار و هزینه‌هایش باشم، او عجله داشت!

لشکری‌قوچانی «کرونا» را هم دیگر پدیده‌ای دانست که مانند «دیجیتال» سینمای ایران را در دهه ۹۰ متحول کرد و درباره آن توضیح داد: در این شرایط کرونایی که می‌دانیم امکان اکران فیلم وجود ندارد و سینماها تقریبا تعطیل هستند، از ابتدای سال به‌صورت میانگین، یک روز درمیان، یک پروانه ساخت صادر شده است! این یعنی چه و چه معنایی دارد؟ جالب اینکه دربرخی از این آثاری که پروانه می‌گیرند، نویسنده و کارگردان و تهیه‌کننده هم یک نفر است. به نظرم اتفاق بدی برای سینمای ایران در حال وقوع است.

این تهیه‌کننده درباره تغییر دولت‌ها در دهه ۹۰ و تأثیر آن بر سینمای ایران گفت: چه در دوران محمود احمدی‌نژاد و چه در دوران حسن روحانی، هیچ یک از دولت‌ها دغدغه فرهنگ نداشتند و به همین دلیل در هر دو دوره، مدیران مسیر خود را رفته و سینما هم مسیر خود را طی کرده، فیلم خوبی هم اگر در این دوره‌ها تولید شده، که شده، محصول جوشش هنرمندان بوده است نه کمک دولت‌ها.

لشکری‌قوچانی درباره ممیزی قبل و بعد از تولید فیلم گفت: من با کلیت این فرآیند مشکل دارم و معتقدم حتی اگر پروانه ساخت هم حذف شود، فیلم‌ها در مرحله پروانه نمایش با مشکل مواجه می‌شوند. به جای فضای پلیسی و امنیتی در حوزه پروانه نظارتی بهتر است اتفاقی در حوزه محتوا و فیلمنامه‌نویسی سینمای ایران رخ دهد. سازوکار نظارتی فعلی نه فقط جلوی رانت را نگرفته که باعث بیشتر شدن فضای رانتی در سینمای ایران شده است.

وی افزود: مدیران ما افرادی نیستند که دغدغه تحول فرهنگی داشته باشند، بلکه صرفاً می‌خواهند دوره مدیریتی خود را طی کنند و بروند.

این تهیه‌کننده سینما تأکید کرد: همان‌طور که در زمینه سینماسازی نیاز به تأمین زیرساخت‌ها از سوی دولت داریم، در زمینه اندیشه‌ای هم سینما نیاز به زیرساخت دارد. باید فضایی را فراهم بیاوریم که اهل فکر و اندیشه بتوانند وارد میدان شوند و کار کنند.

 




حرفهای یکی از برگزیدگان متاخر جشنواره کودک⇐مگر برگزاري جشنواره کودک به شيوه حضوري چه دستاوردي داشته كه حالا برپايي آنلاين آن مثمرثمر باشد؟؟/بهتر است بودجه‌ جشنواره‌ها، به اهالي بيكارمانده هنرمند اختصاص داده شود كه متاسفانه روزگار بسيار هولناكي را مي‌گذرانند!!

سینماروزان: «مگر برگزاري جشنواره به شيوه حضوري چه دستاوردي در اين سال‌ها داشته كه حالا شكل برپايي آنلاين آن مثمرثمر باشد؟»

حرفهای بالا حرفهای سینماگری نیست که از دور، دستی بر آتش داشته باشد؛ این حرفها، حرفهای سینماگری است که فیلمی از خودش برگزیده جشنواره کودک بوده است.

حميدرضا قطبي كارگردان فيلم «قطار آن شب» كه اتفاقا جوايز بسياري از جمله جايزه بدعت و نوآوري را از سي و دومين دوره جشنواره فيلم‌هاي كودكان و نوجوانان دريافت كرده، صرف برگزاري اين رويداد را كافي نمي‌داند و اين پرسش را مطرح مي‌كند كه مگر برگزاري جشنواره به شيوه حضوري چه دستاوردي در اين سال‌ها داشته كه حالا شكل برپايي آنلاين آن مثمرثمر باشد؟ 

او مي‌گويد: برگزاري جشنواره بيشتر به هياهويي مي‌ماند كه هر سال برپا مي‌شود. فضايي ايجاد مي‌شود كه عده‌اي برنامه‌هاي‌شان را اجرا كنند، نهادها بيلان كاري و گزارش‌هاي سالانه خود را تحويل دهند و بعد از پايان جشنواره هم متوليان برگزاري اين رويداد آن را به امان خدا رها مي‌كنند و فيلم‌هايي كه در اين گردهمايي مورد توجه قرار مي‌گيرند نه پشتيباني لازم مي‌شوند و نه اكران درستي در سينماها دارند؛ ضمن اينكه هنگام اكران در رقابت ناسالم با فيلم‌هاي تجاري اصلا اجازه عرض اندام به آنها داده نمي‌شود و به قول معروف فيلم مي‌سوزد.

قطبی ادامه داد: البته ناگفته نماند اين وسط تعدادي از فيلم‌هاي كودك ارگاني، به واسطه ارتباطاتي كه دارند گليم‌شان را از آب بيرون مي‌كشند و به گيشه خوبي دست پيدا مي‌كنند.

قطبي با بيان اينكه به خاطر شرايط كرونايي، امسال جشنواره با محدوديت زيادي برگزار شد و نمايش فيلم‌ها حضوري و به صورت عمومي نبود، توضيح مي‌دهد: همين ميزان اثرگذاري آن را پايين مي‌آورد. اساساشعار هر خانه يك سينما، مسكني است بر دردهاي كرونايي وگرنه فيلم را بايد در سينما ديد و حالا كه انگار همه زورشان به سينماها مي‌رسد و كلا فيلم، خانه‌نشين شده است چگونه مي‌توان از يك هيجان، لذت و بازخورد عمومي از فيلم و فيلم كودك صحبت كرد؟

اين كارگردان در بخش ديگري از صحبت خود با بيان اينكه ذات جشنواره بايد مشوق فيلمساز باشد كه وقتي فيلم‌شان ديده و با اقبال عمومي روبرو مي‌شود، فعاليت‌شان را در اين حوزه بيشتر كنند، مي‌گويد: از اين جهت برگزاري چنين رويدادي در جذب كارگردانان موثر است، به شرطي كه هنگام ساخت و عرضه، فيلم‌شان مورد حمايت هم قرار گيرد. تلويزيون و آموزش و پرورش و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان به وسط ميدان بيايند و كمك كنند. اصلا چه اشكالي دارد مسوولان جشنواره يك سال اين رويداد را برگزار نكنند به جايش از ساخت و عرضه درست فيلم‌هاي كودك حمايت كنند؟

قطبي با اشاره به اينكه رسالت جشنواره كودك حمايت از فيلمسازان اين حوزه است، مي‌گويد: فيلم «قطار آن شب» جايزه بدعت و نوآوري را از جشنواره كودك و نوجوان دريافت كرد. اين در هر جاي دنيا بدان معني است كه از فيلم بعدي اين كارگردان بايد حمايت شود اما فارابي فيلمنامه «توران تور» كه اقتباسي است از كتاب عباس جهانگيريان  را رد مي‌كند. اين نشانه آن است كه متاسفانه تداومي در حمايت از سينماگران مستقل از سوي مسوولان وجود ندارد و حضور اين يا آن فيلمساز در اين حوزه كاملا اتفاقي و شانسي است.

قطبی تاکید کرد: در پايان ضمن نگراني براي زحمتكشان حرفه سينما و تئاتر پيشنهاد مي‌كنم كه بودجه‌هاي فرهنگي جشنواره‌ها كه هر سال در شرايط عادي حيف و ميل مي‌شود و امسال آشكار است كه به خاطر محدوديت‌ها مفري براي بريز و بپاش ندارد به اهالي بيكار مانده هنرمند اختصاص داده شود كه متاسفانه از هيچ نوع حمايت مادي و قانوني برخوردار نيستند و  روزگار بسيار هولناكي را مي‌گذرانند.




علیرضا رییسیان اظهار داشت⇐ رکود ناشی از کرونا باعث شده در همه جای دنیا هم دستمزدها و هم تولید فیلم کاهش یابد ولی در سینمای ایران هم تولید افزایش یافته و هم دستمزدها!/اینکه در وضعیت رکود بازار اکران، تولید پیشی گرفته و دستمزدها جهشی ناگهانی داشته واقعا نشان‌دهنده شکوفایی مدیریتی(!!) است/لازم است این روش مدیریتی سینمای ایران به همه دنیا درس داده شود که یاد بگیرند چگونه در رکود، تولیدات بیشتری داشته باشند!!!

سینماروزان: بروز کرونا تقریبا به شکست گیشه‌‌ای سینماها منجر شده و اکران آنلاین نیز به‌دلیل قاچاق گسترده نتوانسته سودآوری چندانی داشته باشد ولی این رکود مالی، باعث کاهش تولید در سینما نشده و نه تنها هرازگاه کلی پروانه ساخت صادر میشود بلکه بسیاری نیز در نوبت دریافت پروانه ساخت هستند!

علیرضا رییسیان کارگردان سینما با ابراز حیرت از افزایش تولید سینمایی در دل رکود کرونا به همشهری گفت: در روزگاری که بهترین فیلم‌ها نیز در گیشه حتی نتوانسته‌اند به فروش حداقلی دست پیدا کنند و هزینه تولید خود را بازگردانند این افزایش تولید واقعا شگفت است.

رئیسیان ادامه داد: این متد موفقیت‌آمیز را باید در سینمای دنیا آموزش بدهیم. اینکه در وضعیت رکود بازار اکران، تولید پیشی گرفته و دستمزدها جهشی ناگهانی داشته چندان در چهارچوب منطق قابل بررسی نیست.

کارگردان “دوران عاشقی” تاکید کرد: این مفهوم که «سود در تولید است»، بیش از سه دهه در سینمای ایران رایج شده. به این دلیل که سرمایه‌گذاران تولید آثار سینمایی هدف‌شان تصرف اکران سال آینده است. چون امسال با شیوع ویروس کرونا عملا اکران‌ها مختل شده. مسئله این‌جاست که با وجود این، کشورهای توسعه‌یافته هم به اندازه سینمای ایران تولید ندارند. این کشورها معمولا در سیستم آنلاین نمایشی تولیدات زیادی دارند، اما در سینما نه. و عجیب‌تر آنکه دستمزدها در ایران به‌شدت افزایش پیدا کرده. درحالی‌که در دوران بیکاری، بحران اقتصادی و تورم، در همه دنیا دستمزدها کاهش پیدا می‌کند.

کارگردان “چهل سالگی” با طعنه ادامه داد: این پیشی گرفتن تولید در رکود اکران، نشانه شکوفایی در یک چرخه‌ معیوب است که تدبیر مدیران در ایجاد آن بی‌تأثیر نبوده!! شاید لازم باشد این روش مدیریتی سینمای ایران به همه دنیا درس داده شود(!!) که یاد بگیرند چگونه در رکود تولیدات بیشتری داشته باشند. آن دسته که در این سینما بیکارند هم حتما نمی‌دانند چطور باید سرمایه جذب کرده و کار کنند. اصلا چه نیازی به فیلم خوب وجود دارد؟ همین آثاری که در این چند سال، از فروش‌های بالایی برخوردارند، برای سینمای ما کافی است.

به گزارش سینماروزان علیرضا رییسیان در چرایی حمایت دولت از تولید به‌جای حمایت از سینماگران گرفتار در مشکلات معیشتی اظهار داشت: لابد برای جشنواره فجر فیلم نیاز است و دولت همه امکانات را به ‌کار گرفته تا جشنواره چند فیلم برای نمایش داشته باشد. آنها که قرار است مثل سال‌های گذشته جوایز را بگیرند باید با فیلم‌هایشان امسال نیز در جشنواره حضور داشته باشند!!

رییسیان پیرامون ریشه‌های مالی فیلمهای تولیدی گفت: سرمایه‌گذار خصوصی به‌صورت کلان وجود ندارد. همه سرمایه‌گذاران موجود در سینمای ایران که اکنون در حال کار هستند وابسته به نهادی دولتی بوده و به شکل‌های گوناگون وارد سینما شده‌اند. سرمایه خصوصی و سالم کمتر وجود دارد. کارگردانان و تهیه‌کنندگان ممکن است با چند نفر شریک شوند و یک اثر را به تولید برسانند و امید داشته باشند در سال آینده، سینما روزهای بهتری را تجربه کند. اما اینها هم به واقع سرمایه‌گذار محسوب نمی‌شوند، بلکه این شراکت عده‌ای از اهالی سینماست که عموما هم پخش‌کننده، هم سینمادار و هم تولیدکننده هستند. سرمایه‌گذاری به‌معنای آنکه سرمایه‌گذار در سینما یا در فرهنگ، تئاتر، سینما و موسیقی باشد، وجود ندارد و بسیار روشن است که داستان از چه قرار است.

علیرضا رییسیان درباره معضل گرانی بازیگر در ایران بیان داشت: تحلیل من این است که هیچ سینمایی در دنیا وجود ندارد که تعداد بازیگران مطرحش به اندازه انگشتان دو دست هم نباشد. این مسئله در سینمای ایران به بحران بدل شده. این بحران را نیز باید تولیدکنندگان حل کنند. شاید لازم باشد صنوف سینما با یکدیگر متحد شده و 100 بازیگر در سنین مختلف برای این بازار گسترده تربیت کنند. اگر از بحران کرونا عبور کردیم، آیا باید همچنان از همان مسیر 10 سال گذشته عبور کنیم؟ پیشنهاد می‌کنم بازیگران جدید و بازیگران قدیمی به تعادلی با یکدیگر برسند. در این‌باره باید فکر جدی شود تا هم محصولات بهتر و هم مقرون به‌صرفه‌تری در سینما تولید کنیم. کاری که در همه دنیا انجام می‌شود و هر سال تعداد زیادی از بازیگران سینما به این چرخه افزوده می‌شوند. متأسفانه ما همچنان در جا می‌زنیم.




دبیر اسبق جشنواره فجر متذکر شد⇐با شرایط امروز کشور، برگزاری جشنواره فجر حتی با ۱۰ درصد ظرفیت هم خطرناک است!!/وقتی مسئولان بهداشتی تاکید دارند پاییز و زمستان سختی داریم و وقتی دولت هنوز برای تامین واكسن آنفلوآنزا به طور کامل موفق نبوده، این همه اصرار برای برگزاری جشنواره‌ها چه معنایی دارد؟؟/جشنواره فجر به‌کنار؛ حتی جشنواره‌ای مثل مقاومت هم نباید برگزار می‌شد!/ در این شرایط کرونا و مشکلات اقتصادی اهالی سینما، برگزاری جشنواره مقاومت چه آورده‌ای برای فرهنگ مقاومت داشته؟/وقتی حتی راهپیمایی اربعین- که یک رویداد چندین میلیونی فرهنگی است- هم به‌خاطر کرونا تعطیل شده چرا از برگزاری جشنواره‌ها دست برنمی‌دارند؟؟/ برگزاری جشنواره در این دوران جز برای کاسبی تیم‌های برگزارکننده و عکس یادگاری ‌گرفتن آن‌ها با مسوولان رده‌بالاست؟؟!! /اگر قرار است مبلغی خرج جشنواره شود، همان را بدهید به تعدادی فیلمساز بلکه محتوایی تولید شود برای مخاطبان!!/جشنواره‌ها به کابوس حوزه فرهنگ در کشورمان بدل شده‌اند و برگزاری جشنواره در دوران کرونا یک خیانت فرهنگی است!

 

سینماروزان: علیرغم همه هشدارهایی که وزارت بهداشت درباره افزایش شیوع کرونا در پاییز و زمستان می‌دهد و علیرغم بیکاری گسترده اهالی سینما درنتیجه کرونا، دست‌اندرکاران سینمایی کشور همچنان علاقه زیادی نشان می‌دهند برای برگزاری جشنواره‌های مختلف و تقریبا بخش عمده خبررسانی ارگانهای بودجه‌خوار سینمایی هم حول برگزاری جشنواره است.

به گزارش سینماروزان به تازگی محمدمهدی طباطبایی‌نژاد دبیر جشنواره سی و نهم فجر از برگزاری جشنواره امسال فجر با ۵۰ درصد ظرفیت سالنهای سینما خبر داد و دبیر جشنواره مقاومت هم بعد از برگزاری بخش اول جشنواره همچنان اصرار به برگزاری بخش دوم جشنواره دارد!

محمدرضا عباسیان دبیر اسبق جشنواره فجر با انتقاد از این همه اصرار به برگزاری جشنواره در دل کرونا به صبح‌نو گفت: واقعا درباره موضوع کرونا هنوز هیچ‌کس اطلاع دقیقی ندارد؛ البته در اروپا هم اوضاع همین است. خیلی از جشنواره‌ها برگزار نشدند اما یک جشنواره برگزار شد. اصلا کسی نمی‌تواند از الان با اطمینان درباره بهمن‌ صحبت کند. با فرض شباهت به اوضاع الان، به هیچ عنوان برگزار کردن جشنواره درست نیست، اصلا امکان‌پذیر نیست و اصولا کار خطرناکی است. جشنواره فجر را بگذارید کنار، حتی جشنواره‌ای مثل مقاومت هم نباید برگزار می‌شد. در این شرایط کرونا و مشکلات اقتصادی، چه آورده‌ای برای فرهنگ مقاومت دارد؟ لزومی برای برگزاری‌اش نبود.

عباسیان ادامه داد: در دنیا جشنواره‌ها طراحی شده‌اند برای خط‌دهی به سمت تولیدی که رویدادهای سینمایی براساس آن برگزار شوند. مانیفست جشنواره سینماگران را به سمت تولیدات سوق می‌دهد. اصولا ما در ایران چنین جشنواره‌‎ای نداریم. صرفا یک جشن و دورهمی است که هرکس فیلم ساخته آنجا نمایش می‌دهد؛ البته برای سینمای ما همین هم لازم است. درباره جشنواره‌های مختلف سینمایی کشورمان این مورد رقم خورده و نمی‌توان جلوی آن را گرفت. به‌هرحال هست و باید باشد. جشنواره‌هایی مثل شهر، مقاومت، سلامت و… همه پول دور ریختن و شو است. این‌ها جز کاسبی برای تیم‌های برگزارکننده  و عکس یادگاری ‌گرفتن آن‌ها با مسوولان رده‌بالاست؟؟ به نظرم برگزاری این جشنواره‌ها در این شرایط کرونا و اقتصاد یک خیانت فرهنگی است. خب اگر پولی وجود دارد، بدهید محتوا تولید کنند بلکه مخاطب ببیند به جای اینکه صرف برگزاری جشنواره های بی مخاطب شود. اگر قرار است مبلغی خرج جشنواره شود، همان را بدهید یک فیلمساز با موضوع آن جشنواره، فیلم بسازد.

به گزارش سینماروزان دبیر جشنواره سی و یکم فجر خاطرنشان ساخت: وقتی جشنواره برگزار شود، یک جماعتی خاص راضی می‌شوند! تعدادی فیلمساز هیات داوران می‌شوند، عده‌ای این وسط ستاد جشنواره می‌شوند، ستاد خبری و بولتن راه می‌افتد، هدیه می‌دهند و خلاصه طیف گسترده‌ای این وسط خوشحال می‌شوند! برای همین است که کسی از حلقه مدیران به برگزاری جشنواره‌ها اعتراض نمی‌کند. جشنواره‌ها کابوس حوزه فرهنگ در کشورمان شده‌اند.

عباسیان ادامه داد: من با شرایط امروز به هیچ عنوان صلاح نمی‌دانم جشنواره فجر برگزار شود؛ 50درصد ظرفیت که جای خود، حتی با 10درصد هم خطرناک است.

عباسیان درباره برگزاری جشنواره در خرداد آینده گفت: وزارت ارشاد باید پیش‌بینی بکند که اگر جشنواره ملی با جشنواره جهانی تجمیع و در خرداد سال آینده برگزار شود، آیا شرایط مساعدتر خواهد بود یا نه. این باعث می‌شود فشار از فیلمسازها برداشته شود كه اقدامی منطقی‌تر است. وقتی مسوولان بهداشتی تاکید دارند پاییز و زمستان سختی داریم، وقتی دولت هنوز برای تامین واكسن آنفلوآنزا به طور کامل موفق نبوده، اینکه دوستان از الان اعلام کنند جشنواره در خرداد برگزار خواهد شد، حرف عاقلانه‌ای نیست. راهپیمایی اربعین یک رویداد چندین میلیونی فرهنگی است که برای نظام اهمیت بسیاری دارد، اما مسوولان به‌خاطر حفظ سلامتی مردم آن را برای امسال لغو ‌کردند ولی همچنان دست از برگزاری جشنواره‌ها برنمی‌دارند. حالا مگر جشنواره‌های مختلف در سیاست‌های کلان مهم‌تر از راهپیمایی اربعین است که نشود موقتا تعطیلش کرد؟ سلامتی مردم و هنرمندان مهم‌تر است.

دبیر اسبق فجر تاکید کرد: منافع شخصی برگزارکنندگان و هم اینکه به هرحال در سال آخر دولت فعلی هستیم باعث شده ترجیح می‌دهند این جشنواره‌ها هر طور شده برگزار شود.

 




اظهارات سیدجواد هاشمی در روزهایی که کلی هزینه شده برای برگزاری جشنواره مقاومت⇐دروغ می‌گویند که در حال حمایت از سینمای دفاع مقدس هستند!/آنچه شاهدیم عدم حمایت همه‌جانبه مسئولان ذیربط از فیلمها و سینمای دفاع مقدس است!/شرایط تولید در سینمای دفاع مقدس بسیار دشوار است و حتی پول فشنگهای استفاده شده در فیلمها را تهیه‌کنندگان باید تقبل کنند!!/چرا استفاده از شهرک دفاع مقدس برای فیلمسازان، مجانی نیست؟/چرا می‌گویند راجع به فلان شهید فیلم نسازید چون بچه هایش زاویه پیدا کرده‌اند؟؟

سینماروزان: در روزهایی که با صرف بودجه هنگفت جشنواره مقاومت درحال برگزاری است و علاوه بر بنیاد روایت، وزارت بهداشت هم به کمک این جشنواره آمده، سیدجواد هاشمی بازیگر باسابقه در سینمای جنگ به انتقاد از عدم حمایت نسبت به سینمای دفاع مقدس پرداخت.

سیدجواد هاشمی بازیگر و کارگردان سینما همزمان با برگزاری جشنواره فیلم مقاومت به سینماپرس گفت: مدیران دروغ می‌گویند که از سینمای دفاع مقدس حمایت می کنند؛ متأسفانه ما که رسماً هیچ نوع حمایتی را از سمت مدیران برای تولید آثار سینمای مقاومت و دفاع مقدس شاهد نبوده ایم و بالعکس آنچه شاهدیم عدم حمایت همه جانبه مسئولان ذیربط از فیلم ها و سینمای دفاع مقدس است!

بازیگر فیلم های سینمایی «معراجی ها» و «سجاده آتش» در گفتگو با سینماپرس افزود: علاوه بر دروغگویی مدیران مبنی بر حمایت از سینمای ارزشمند مقاومت و دفاع مقدس، یکی دیگر از دلایل مهجوریت این گونه مهم سینمایی این است که نویسندگان به صورت مستقیم به جنگ می پردازند و در فیلمنامه‌های شان تنها خاکریز و جبهه و جنگ و تفنگ وجود دارد که این مسأله باعث می شود نتوان با سرمایه اندک فیلمهایی در حوزه دفاع مقدس تولید کرد.

وی ادامه داد: متأسفانه شرایط تولید در سینمای مقاومت و دفاع مقدس بسیار دشوار است. حتی پول فشنگ های استفاده شده در فیلم ها را تهیه کنندگان باید تقبل کنند! خوب چه کسی می تواند این همه پول جمع کند تا فقط بتواند بودجه هنگفتی برای خرید فشنگ اختصاص دهد؟ این در حالی است که اگر دغدغه مندی در میان مدیران فرهنگی و سینمایی وجود داشته باشد آن ها می توانند این امکانات را به صورت مجانی در اختیار تهیه کنندگان سینما قرار دهند.

هاشمی خاطرنشان کرد: مثلاً همین شهرک سینمایی دفاع مقدس باید به صورت مجانی در اختیار دغدغه‌مندان حوزه سینمای دفاع مقدس و مقاومت اسلامی قرار بگیرد. اگر قرار است فیلم دفاع مقدسی در هنگامه نبرد ساخته و تولید شود مسئولان باید امکانات مکفی را در اختیار تهیه کنندگان و کارگردانان قرار بدهند.

این سینماگر در بخش دیگری از این گفتگو متذکر شد: در هر صورت پرداختن به مقوله دفاع مقدس در هر دوره ای تازه است. ما نباید دوران دفاع مقدس را تنها از جنبه تیر و تفنگ و خاکریز ببینیم. دفاع مقدس مقوله ای است که می تواند با سوژه های ناب کمدی و اجتماعی و خانوادگی تولید شود به شرط آنکه زاویه نگاه نویسنده و کارگردان تنها به سمت جبهه و خاکریزها نباشد.

وی در همین راستا یادآور شد: آنچه در این خصوص تا امروز در سینمای دفاع مقدس تبلور پیدا کرده اندک بوده؛ به عنوان نمونه «لیلی با من است» فیلمی دفاع مقدسی در ژانر کمدی بوده، همینطور فیلم های انتقادی راجع به دفاع مقدس ساخته شده اما اینها کافی نیست! ما همین مسأله عشق شهدا به خانواده و همسر و فرزندان و خاک میهن شان را می‌توانیم دستمایه قرار دهیم تا عاشقانه هایی ناب و ماندگار در سینمای دفاع مقدس تولید کنیم.

کارگردان فیلم های سینمایی «تورنادو» و «پیشونی سفید» تأکید کرد: بی شک می توان با سرمایه های کمتر فیلم های نابی در حوزه دفاع مقدس تولید کرد. همه ما می دانیم فیلم جنگی سخت و گران است اما همانطور که اشاره کردم اگر به هنگامه نبرد توجه نکنیم و شهدا را از ریشه بررسی کنیم می توانیم راحت هرجور فیلم با هر موضوعی با مبالغ کمتر تولید کنیم.

هاشمی سپس با بیان اینکه باید راجع به اسطوره های تکرارنشدنی و گنجینه های ارزشمند دفاع مقدس آثار متعددی تولید شود اظهار داشت: بنده در پاره ای اوقات حرفهایی می شنوم که درد تمام وجودم را می‌گیرد. مثلاً می گویند راجع به فلان شهید فیلم نسازید چرا که بچه هایش زاویه پیدا کرده اند! حساب شهدا با چه کسی است؟ من واقعاً متوجه نمی شوم. باید از باکری و بروجردی و همتها  فیلم هایی ناب ساخت. نباید مدیران اعمال نفوذ و اعمال سلیقه کنند، این ها همه خیانت به شهدای گرانقدر دفاع مقدس است، ما باید همگی دست در دست هم بدهیم تا سینمای ارزشمند دفاع مقدس را احیاء کرده و خونی تازه در رگ های آن به جریان بیندازیم.




ادعاهای مسترتستر که از سینما هم سردرآورده⇐همه مثل من نیستند که خوب و بد رستورانها را بگویند!/به‌خاطر نقد یک رستوران از دادگاه سردرآوردم!/ با دستبند، زندان هم رفتم ولی از حرف خود کوتاه نیامدم!!/هیچ درآمدی نداشته‌ام که مالیاتش را نداده باشم!

سینماروزان: ورود شاخ‌های اینستاگرام به تلویزیون و سینما سرعت بیشتری یافته و با وجود همه انتقادات همچنان اینفلوئنسرها رغبت نشان می‌دهند برای ورود به سینما و تلویزیون.

به گزارش سینماروزان حمید سپیدنام یا مسترتستر ازجمله چهره‌های اینستاگرامی است که وارد سینما هم شده و در فیلم “پاستاریونی” به تهیه‌کنندگی بیتا منصوری(همسر ابوالحسن داوودی) ایفای نقش داشته است.

مسرتستر در گفتگویی که بهانه‌اش فاش کردن دستمزد وی بوده بی‌اشاره به رقم درآمدش از دردسرهای شغلش گفته است. مسترتستر به فرهیختگان گفت: مردم خود باید تشخیص دهند و نمی‌توانید جلوی کسی که تبلیغ می‌کند را بگیرید؛ کار او تبلیغ است. همه مثل مستر تستر نیستند که خوب و بد را بیان کنند. این مساله برای ما عواقبی هم داشته است و هنوز پرونده‌های دادگاه من در لاهیجان باز است. پرونده‌های تهران هم به تازگی بسته شده است.

مستر تستر ادامه داد: برای اینکه یک رستوران را نقد کردم و منتقد بودم. زمانی که منتقد بودم یک سال‌ونیم پیش بود و به رستوران‌های بزرگ هم انتقاد کردم. سر از دادگاه و پلیس درآوردیم و توانی برای پیگیری باقی نماند.

حمید سپیدنام افزود: مردم باید عاقل باشند و تشخیص دهند کسی که این کار را می‌کند برای او اعتبار و برند و راستگویی مهم است یا خیر. این مساله در بلندمدت مشخص می‌شود. چرا یکی یک میلیون و 300 هزار فالوور دارد؟ برای اینکه مسترتستر با دستبند زندان هم رفته ولی از حرف خود کوتاه نیامده است. بازداشت هم رفتم اما گفتم هر جایی که بد باشد را صریح می‌گویم. فرض کنید من کارشناسی دارم و قبل از اینکه گزارش بگیرم تست می‌کند و بیرون می‌آید و نمونه این هم یکی از رستوران‌های معروف بلندترین برج ایران بود و برای من تبلیغ می‌خواست و گفتم انجام نمی‌دهم. دلیل را پرسیدند و گفتم چون کیفیت ندارید با اینکه اسم بزرگی دارد.

به گزارش سینماروزان مسترتستر درباره روال معرفی رستوران گفت: بدون هماهنگی، کارشناس ما به صورت ناشناس به رستوران می‌رود. غذای خود را می‌خورد و بیرون می‌آید و به من می‌گوید تبلیغ این رستوران را انجام دهم یا خیر. به کارشناسم اعتماد 1000 درصد دارم. ایشان استاد دانشگاه هستند و قبل از من غذا را تست می‌کنند و اگر مورد تایید باشد من آن را معرفی می‌کنم.

این اینفلوئنسر درباره درآمد خود گفت: من نمی‌توانم درآمد خود را بیان کنم. بابت این باید مالیات به اداره مالیات پرداخت کنم. مالیات را حساب می‌کنند، 9 درصد ارزش افزوده و مالیات‌ها را براساس فاکتورهایی که وجود دارد پرداخت می‌کنیم و هیچ درآمدی نداشته‌ام که مالیاتش را نداده باشم!!

مسترتستر+پاستاریونی

مسترتستر+پاستاریونی

 




تازه‌ترین حرفهای علی‌اصغر شادروان کارگردان درام زندگینامه‌ای “تیرباران”⇐معاونت سینمایی دهه شصت اصرار داشت که “تیرباران” را مسعود کیمیایی بسازد!/مسعود کیمیایی به‌شدت از فیلمنامه “تیرباران” خوشش آمده بود!/برای نقش شهیداندرزگو، فرد دیگری را درنظر داشتم ولی محمدعلی زم تاکید داشت که یا از مجیدی استفاده کن یا از جعفر دهقان!/استدلال زم این بود که ماهانه به اینها حقوق می‌دهد تا در فیلمها از هنر آنها(!)استفاده شود!!/رانت‌خواری در سینمای امروز ایران بیداد می‌کند!/به عناوینی مثل “ماتیک” و “تکزاس” پروانه می‌دهند ولی عنوان فیلم مرا به‌خاطر غیرفارسی بودن، تغییر دادند!/بعد از این همه سال وقتی به فارابی رفتم تازه دیدم باید خودم را معرفی کنم!!/در فارابی امثال من را سرپا نگه می‌دارند ولی کار رفقای خودشان را بدون وقفه راه می‌اندازند!

سینماروزان: از جمله آثار بیوپیک(زندگینامه‌ای) سینمای ایران که بارها از رسانه ملی روی آنتن رفته فیلمی است با عنوان “تیرباران” که در دهه شصت با محوریت زندگی شهیدعلی اندرزگو تولید شد ولی همچنان فیلمی استاندارد است.

علی‌اصغر شادروان کارگردان “تیرباران” هرچند به دنبال آن چند فیلم دیگر مثل “پاتک”، “جدال بزرگ” و “بحران” را ساخت ولی در سالهای اخیر کم‌کار شده است.

علی‌اصغر شادروان با اشاره به دردسرهای تولید “تیرباران” به تسنیم گفت: بعد از اتمام نگارش “تیرباران”، معاونت سینمایی دهه شصت ارشاد به من گفت که “تو نمی‌توانی به‌عنوان اولین بار این فیلم را بسازی و باید کارگردان دیگری را انتخاب بکنیم”. آنها مسعود کیمیایی را برای این کار در نظر داشتند و من هم کنار وی به‌عنوان دستیار کارگردان این کار را تولید بکنم. من به آنها گفتم که “این قول را می‌دهم که می‌توانم این فیلم را بسازم و توانایی آن را حتی برای اولین بار دارم”.

شادروان درباره نظر کیمیایی گفت: یکبار هم با مسعود کیمیایی در این باره گفت‌وگو کردم که به من گفت فیلمنامه بسیار خوبی نوشتی که میتواند فیلم خوبی شود؛ او از فیلمنامه به شدت خوشش آمده بود اما من به او گفتم که خودم تمایل برای ساخت دارم و او هم بدون هیچ مسأله‌ای موافقت کرد.

این کارگردان ادامه داد: در نهایت معاون سینمایی هم برای من شرط گذاشت که “در صورتی که یک سکانس به‌انتخاب خودت بسازی و آن را تأیید بکنیم می‌توانی تمام فیلم را تولید بکنی.” من هم سکانس محاکمه یکی از همرزمان شهید اندرزگو را ساختم که در اواسط فیلم است. سکانس سختی بود زیرا در فضای بسته فیلمبرداری می‌شد و التهاب و حساسیت داشت. اما توانستم این سکانس را به‌خوبی بسازم و در نهایت تأیید انجام شد و سرمایه‌گذاری هم توسط حوزه هنری روی فیلم انجام شد.

شادروان پیرامون انتخاب مجید مجیدی برای بازی در نقش اصلی “تیرباران” گفت: برای بازی نقش شهید اندرزگو من فردی دیگری را در نظر داشتم که نمی‌خواهم نامش را ببرم اما حجت‌الاسلام محمدعلی زم تاکید داشت که از مجیدی و یا جعفر دهقان استفاده کن؛ استدلال هم این بود که می‌گفتند “ما ماهانه به اینها حقوق می‌دهیم تا برای این روزها و در فیلمها از هنر آنها(!) استفاده شود”. آن زمان در فیلم‌های مخملباف هم از این چهره‌ها استفاده می‌شد. عبدالله اسکندری که طراح چهره‌پردازی بودند نیز گفتند که می‌شود از چهره آقای مجیدی نزدیک به چهره شهید اندرزگو درآورد!

تیرباران

تیرباران

این کارگردان قدیمی درباره شرایط این سالهای سینما و بایکوت امثال خودش گفت: به‌نظر من رانت‌خواری در سینمای امروز ایران بی‌داد می‌کند. اگر فیلم اخیرم “یوسف هور” را که درباره شهید سیدعلی هاشمی هست با بودجه 400میلیون تومانی در یک سالن و فیلم ارزشی دیگری را که هفت میلیارد تومان هزینه داشته است در سالن دیگر اکران می‌کردند می‌گفتم که کدام‌یک از نظر مخاطبین محبوبیت بیشتری دارد ولی بدبختانه فیلمهای ما را اکران هم نمی‌کنند!!

شادروان افزود: سال گذشته فیلم “ریگلام” را توانستم با سرمایه شخصی خودم تولید کنم و در زمان حاضر نیز آماده نمایش است ولی اصرار ارشاد باعث تغییر نام فیلم شد. معاونت سینمایی ارشاد به من گفت “نام فیلمت را تغییر بده چون فارسی نیست”. من هم به آنان گفتم که “هرچه اسم خارجی است در فیلم‌هایی که به آن جواز دادید هست از “ماتیک” گرفته تا “تگزاس”؛ تنها نام فیلم من باید تغییر می‌کرد؟”، اما در هر حال مجبور شدم نام فیلم را به «باغ گل سرخ» تغییر بدهم که با خود فضا و حس و حال و هوای فیلم چندان همسو نیست اما چاره‌ای از تغییر نام نداشتم.

شادروان ادامه داد: چند روز قبل به فارابی رفتم؛ به هر حال من از سینماگران دهه 1360هستم اما زمانی که به این نهاد سینمایی قدیمی رفتم، تازه دیدم باید خودم را معرفی بکنم؛ من و امثال من را آنجا سرپا نگه می‌دارند اما اگر از رفقای خودشان و سینماگرانی که به آنها علاقه دارند بیایند بدون وقفه کارش جلو می‌رود. اگر آن افرادی که مدیر شده‌اند، سینمایی باشند و بدانند نقش سینما چیست، قطعاً حرمتی را که باید برای یک فیلمساز نگه بدارند نگه می‌داشتند.

 

علی اصغر شادروان

علی اصغر شادروان




در نامه حسین فرحبخش به عبدالعلی علی‌عسکری بیان شد⇐جای تاسف است که شما ریاست سازمانی را برعهده دارید که مدیران میانی‌تان برای دستور صریح‌تان تره هم خرد نمی‌کنند!/چرا علیرغم دستور شما مبنی بر حمایت تبلیغاتی از فیلمی درحال اکران، بخش‌های مختلف- از بازرگانی تا حوزه ریاست- به هر شکل که بود از زیر بار اجرای دستور شما شانه خالی کردند؟؟/این چه بلبشویی است که مدیری در مرز بازنشستگی دستور شما را ملغی می‌کند؟؟/برای کنترل این افراد معلوم‌الحال و نجات رسانه ملی از دست آن‌ها چه کرده‌اید؟/وقتی مرئوس‌تان، دستورتان را بایکوت می‌کند چگونه جرات دارید ادعا کنید در حال اداره کشور(!؟) و مبارزه با صد و سی کانال ماهواره‌ای هستید؟/حکایت انواع ترفندها و به این و آن پاس دادن‌های زیردستان شما برای اجرا نکردن دستور شما، خود فیلم‌نامه‌ای تراژیک و در عین حال خنده‌دار است که اگر مجوزش را بدهند می‌تواند به یک سریال نودشبی پرمخاطب بدل شود!

سینماروزان: مدتی کوتاه پس از نامه شورایعالی تهیه‌کنندگان سینمای ایران به رییس صداوسیما و گلایه از عدم پخش تیزرهای آثار سینمایی(اینجا را بخوانید) حسین فرحبخش تهیه‌کننده سینما هم در نامه‌ای پرگلایه به علی‌عسکری از او خواسته که بر رفتار زیردستانش نظارت کند.

متن نامه حسین فرحبخش را بخوانید:

ریاست سازمان صدا و سیما! با سلام و احترام!

آنچه در زیر می‌نویسم نه گلایه‌ای شخصی و از سر درخواستِ چیزی از شما که شهادت‌نامه‌ای است در شرحِ گوشه کوچکی از نابسامانی و هرج و مرجِ سازمان صدا و سیما در دوران ریاست شما، این روایتی است از خودکامگی، انحصارطلبی و تحجر مدیران تحت نظر شما که سکان یکی از مهم‌ترین دستگاه‌های فرهنگی نظام را در دست دارند و در نتیجه سوءمدیریت، موجبات شادی اغیار فراهم شده.

من برای خود چیزی نمی‌خواهم، اگر جز این بود بعد از چهار دهه تهیه و تولید فیلم در سینما در این دوران رکود ناشی از بلای کرونا فیلم “زن‌ها فرشته‌اند۲” را روانه اکران سینماهای خالی از مشتری نمی‌کردم، من از پیش می‌دانستم اکران فیلم در این شرایط مثل ورود به میدان مین، پرخطر است اما با خود و خدای خود معامله کردم که برای روشن ماندن چراغ سینماها سرمایه‌ام را وارد این جریان پر ریسک کنم و به همین نیت هم برای رونق سینماها از شما طی نامه‌ای تقاضای حمایت و پخش تیزر کردم تا حداقل مردم متوجه شوند سینماهای کشور باز هستند و این صنعت بیش از این آسیب نبیند. راستش وقتی دستور مساعد و موافقت شما را پای نامه‌ام دیدم اندکی دلگرم شدم، اما حالا می‌خواهم بگویم جای تاسف است که شما ریاست سازمانی را بر عهده دارید که مدیران میانی‌تان برای دستور صریح‌تان تره هم خرد نمی‌کنند؟؟

بله، مدیران شما در بخش‌های مختلف از بازرگانی تا حوزه ریاست به هر شکل که بود از زیر بار اجرای دستور شما، پخش تیزر و حتی زیرنویس اعلام اکران فیلم “زن‌ها فرشته‌اند 2” شانه خالی کردند. حکایت انواع ترفندها و به این و آن پاس دادن‌های زیردستان شما برای اجرا نکردن دستور شما و عدم پخش تیزرهای فیلمی مجاز که روی پرده رفته، خود فیلم‌نامه‌ای تراژیک و در عین حال خنده‌دار است؛ فیلمنامه‌ای که اگر مجوزش را دهند می‌توان آن را به یک سریال نودشبی پرمخاطب بدل کرد و البته با محوریت هزار رنگی آدم‌هایی که ظاهراً مدیران حزب‌اللهی یک نهاد در کشوری اسلامی هستند اما در باطن احتمالا جز ناراستی و ریشخند ارزش‌ها چیزی در چنته‌شان نیست؟؟!!

آقای علی‌عسکری!
این چه بلبشویی است در سازمان صدا و سیما که شما دستور می‌دهید اما مدیر کل بازرگانی آقای م. (که به رغم بازنشستگی مشغول به کار است) بعد از چند روز وقت‌کشی و سر دواندن با وجود دستور صریح شما، گرفتن کد و بستن قرارداد، اعلام می‌کند آقای ف. (مدیرکل حوزه ریاست سازمان) دستور شما را ملغی کرده؟ ما که متحیر مانده‌ایم که مگر می‌شود مرئوس دستور رئیس را سرخود ملغی کند؟

شاید خودتان هم خنده‌تان بگیرد اما باور کنید خواستیم یک نامه به آقای ف. بنویسیم، دفتر ایشان یک بار گفتند نامه را با عنوان “مدیر کل حوزه ریاست” بنویسید، روز بعد گفتند نامه را به جریان نینداخته‌اند چون باید عنوان او را “رییس حوزه ریاست” می‌نوشتیم و بعد نامه سوم ما با عنوان جدید را هم مسکوت گذاشتند چون گفتند باید عنوان عوض شود و بنویسیم “مشاور اجرایی و رییس حوزه ریاست” و در این بهانه‌جویی برای تغییر عنوان نامه تا توانستند وقت کشی کردند و در نهایت هم گفتند اگر آقای م. به دستور رییس سازمان تمکین نمی‌کند مشکل شما است. آقای علی‌عسکری باور می‌کنید؟ گفتند مشکل ما است که یک مدیر به دستور رئیس سازمان عمل نمی‌کند!!

اگر باور ندارید متن مکالمات تلفنی این چند روزه ما با این حضرات را که قطعاً ضبط شده از حراست سازمان درخواست کنید و بشنوید تا در جریان اوج بحران در صدا و سیما و سنگ اندازی‌های عجیب و غریب مدیران و کارمندان‌تان بر سر راه مردم قرار بگیرید.

همین قدر بگویم من در عمر شصت ساله خود که چهل سال از آن در کار سینما گذشته و بعد از تولید نزدیک به شصت فیلم سینمایی، غیر راستگوترین آدم‌هایی که دیده‌ام همین مدیرانی هستند که امروز در صدا و سیمای تحت مدیریت شما کار می‌کنند؟؟!! البته حالا دلایل انحطاط و زوال این رسانه ظاهراً ملی اما در باطن فرقه‌ای و باندی را متوجه می‌شوم.

آقای علی‌عسکری!
این ننگ همواره بر پیشانی آنهایی خواهد ماند که صدا و سیما را به حضیض کشاندند تا حدی که حتی مقام معظم رهبری (حفظ‌الله) هم صراحتاً نسبت به عملکرد آن ابراز نارضایتی کرده و فرمودند هر چند رئیس سازمان را منصوب می‌کنند اما در نحوه اداره آن دخالتی ندارند و خود منتقد عملکرد آن هستند.

شما بگویید این چه مدیریتی است که نه بسیاری از مردم به رسانه‌تان اعتماد دارند و نه شخص اول مملکت از آن راضی است و تازه در واکنش‌هایی جناحی به‌رغم تاکید رهبر معظم انقلاب مبنی بر حفظ وحدت میان قوا دائم چوب لای چرخ دولت می‌گذارد و در کار آن کارشکنی می‌کنید.

مگر مصوبه شورای عالی امنیت ملی این نیست که تلویزیون فیلم‌های سینمای ایران را تبلیغ کند تا مانع از توجه و گرایش مردم به شبکه‌های ماهواره‌ای معاند شود؟ پس چرا مدیران سازمان بر خلاف مصوبه شورای عالی امنیت ملی، بر ضد مصالح ملی کشورمان و در جهت ریختن آب به آسیاب دشمن(؟؟!) نه تنها به بهانه‌های مختلف از اجرای این مصوبه خودداری می‌کنند بلکه این روزها به جای حمایت مضاعف از سینما، ویروس کرونا را بهانه کرده‌اند برای دشمنی بیشتر و زدن ضربه‌های کاری و غیر قابل جبران به سینمای ایران.

این عناد و دشمنی با سینمای ایران تا حدی آشکار است که وقتی یک مسئول رده پایین اداره اماکن می‌گوید سینماها تعطیل هستند، خبر آن ده‌ها بار در شبکه‌های مختلف اعلام و حتی زیرنویس می‌شود اما وقتی مسئول ستاد مبارزه با کرونا می‌گوید سینماها باز هستند خبرش یک بار بیشتر اعلام نمی‌شود، یا در جای دیگر به جای تبلیغ رعایت پروتکل‌های بهداشتی در سینماها و امن معرفی کردن سالن‌ها، خبرنگار صدا و سیما گزارش ویژه تهیه می‌کند که به رغم باز بودن سینماها مردم از ترس‌شان به سینما نمی‌روند، یا مثلاً برنامه‌ای در اقدامی خصمانه سر و ته پلان‌های فیلم‌های سینمایی و سریال‌های شبکه نمایش خانگی را می‌زنند تا با چند دیالوگ تقطیع شده به خانواده‌های متدین القا کنند که این‌ها آثاری غیر اخلاقی هستند.

البته خدا را شکر این دسیسه‌ها تاثیری در نظر و دیدگاه مردم ندارد چون خود می‌دانید به رغم ادعاهای‌تان مبنی بر استقبال و رضایت هشتاد و پنج درصدی مردم از صدا و سیما، بدنه مخاطبین به این دم و دستگاه چنان بی اعتماد هستند و چنان از آن فراری شده‌اند که فقط تلویزیون خود را روشن می‌کنند تا اخبار و آمار تلفات کرونا را بدانند و بعد خاموشش می‌کنند؟؟

این بلایی است که مدیریتی نادرست بر سر رسانه ملی آورده و از آن چیزی ساخته که نه در شان نظام مقدس جمهوری اسلامی است و نه مورد وثوق ملت فهیم ایران، آن وقت شما را چه شده که با غرور و تبختر در جلسه هیات دولت ادعا می‌کنید سازمان صدا و سیما مشغول اداره مملکت است یا جای دیگر مدعی می‌شوید یک تنه در حال مبارزه با یکصد و سی شبکه معاند فارسی زبان هستید؟

آقای علی‌عسکری! کسی که کارمندش برای دستورش ارزش قائل نیست و از اداره مدیران یک سازمان عاجز است چگونه می‌تواند مدعی اداره یک کشور باشد؟ شما بدانید رشد و بال و پر گرفتن آن صد و سی شبکه ماهواره‌ای معاند هم ناشی از ضعف مدیریت و فقدان کارآیی این طرفی‌ها است که آنها توانسته‌اند با چند نیروی انگشت شمار و در یک اتاق کوچک عجز و ناتوانی رسانه شما را به دنیا نشان دهند.

آقای علی‌عسکری!

تقابل شما با دولت منتخب مردم و زیر مجموعه فرهنگی آن یعنی وزارت ارشاد، در حالی که هر هفته در جلسات هیات دولت شرکت دارید و برای بودجه بیشتر لابی می‌کنید، نشان از چه دارد جز عناد با مردم و دولت مستقر و همزمان منفعت طلبی برای اهداف خودتان؟
شما گرفتار کدام توهم هستید که هر شب با مقام مسئولی، اعم از کشوری یا لشگری، جلسه و نشست می‌گذارید و فیلمش را در صدا و سیما پخش می‌فرمایید؟ شما چکاره مملکت هستید که گمان می‌کنید نظرات‌تان راهگشا است و باید مردم و مسئولان را مجبور به شنیدن‌شان کنید؟ چه کسی به شما اجازه داده آنتن صدا و سیما که با بیت‌المال اداره می‌شود را اشغال و از آن برای نمایش شخص خود و ابراز نظرات‌تان در اموری که در صلاحیت و حیطه وظیفه‌تان نیست استفاده کنید؟ چرا به جای این خودنمایی‌ها فکری به حال اوضاع اسفناک رسانه ملی نمی‌کنید؟

شما عده‌ای از افراد…را در مناصب مختلف صدا و سیما گمارده‌اید که حالا حتی خط و دستور خودتان را هم نمی‌خوانند. گروهی از این افراد بیمار ذهن در شورای تصویب تیزرها نشسته‌اند و به هیچ قاعده، قانون و منطقی جز آنچه فکر خود و همپالکی‌های‌شان می‌گوید اعتنا ندارند و در خودباوری و خودمحوری دست همه دیکتاتورها را از پشت بسته‌اند.

شما برای کنترل این افراد معلوم‌الحال و نجات رسانه ملی از دست آن‌ها چه کرده‌اید؟ اگر در جریان این ترکتازی‌ها نیستید که وای بر شما و اگر در جریان هستید و سکوت کرده‌اید یا توان اداره و کنترلش را ندارید باز هم وای بر شما که این منصب مهم را  اشغال کرده‌اید. در همین فقره دستور پخش تیزرها و عدم اجرای آن اگر خود شما پنهانی دستورتان را لغو کرده‌اید(؟؟) که اکیداً به‌تان توصیه می‌کنم از ریاکاری خود توبه کنید و اگر هم شما دستور خود را لغو نکرده‌اید و زیر دستان‌تان به آن توجه ندارند که فکری به حال آخرت خود کنید چرا که عده‌ای ظالم را بر مقدرات مردم کرده‌اید و قدرت کنترل‌شان را ندارید.

آقای علی‌عسکری!

در خاتمه به عنوان فردی خیرخواه به شما توصیه می‌کنم اگر باور و اعتقادی به روز جزا دارید، آخرت خود را فدای دنیای چند منفعت طلب خشک مغز نکنید، همین امروز یا در جهت اصلاح امور مردانه وارد صحنه شوید یا اگر توان مدیریت ندارید و حریف نیستید این میدان را به افراد صاحب صلاحیت بسپارید و با استعفای خود مانع بروز خسارت بیش از این و صدمه به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شوید.

حسین فرحبخش+عبدالعلی علی عسکری

حسین فرحبخش+عبدالعلی علی عسکری




شورایعالی تهیه‌کنندگان خطاب به رییس صداوسیما⇐چرا علیرغم تاکید شورای‌عالی امنیت ملی، از پخش تیزرهای سینمایی سرباز می‌زنید؟/چرا با جلوگیری از پخش تیزرهای آثار سینمایی و ایجاد اشکال‌تراشی به سینمای ایران جفا روا می‌دارید؟/چرا فرصتی فراهم نمی‌کنید که مردم از تلویزیون کشورشان با فیلم‌های روی پرده آشنا شوند و نه از طریق تلویزیون‌های خارج از کشور؟؟/آیا خبر ندارید ارتزاق ۱۵هزار نفر از خانواده سینما درگروی گردش اقتصادی فیلمهاست؟؟

سینماروزان: شورایعالی تهیه کنندگان سینمای ایران طی نامه ای سرگشاده به ریاست سازمان صدا وسیما از عدم پخش تیزر فیلم های سینمای ایران گلایه کرد.

متن نامه شورایعالی تهیه‌کنندگان بشرح زیر است:

متاسفانه مدتی است که سازمان صدا و سیما از پخش آگهی‌های فیلم های سینمایی به اشکال مختلف خودداری می کند؛ آن هم در شرایطی که این مهم و پخش آن بارها از سوی مسئولان مختلف و شورایعالی امنیت ملی مورد تاکید قرار گرفته است.

شورایعالی تهیه کنندگان انتظار دارد در شرایط ویژه کنونی، سازمان صدا و سیما همکاری لازم، بیشتر و دقیق‌تری را با سینمای ایران داشته باشد، نه اینکه با جلوگیری از پخش تیزرهای تلویزیونی و ایجاد اشکالتراشی به سینمای ایران جفا روا دارد.

شورایعالی تهیه‌کنندگان از جنابعالی و همکاران شما انتظار دارد با پخش آگهی با حجم مورد قبول ، آن هم بصورت تعداد و نه ریالی، بار دیگر فرصتی فراهم کنید که مردم از تلویزیون کشورشان با فیلم های روی پرده آشنا شوند ، ونه از طریق تلویزیون‌های خارج از کشور.

شما همچنان نیک می دانید که این اقدام جدا از معرفی فیلم ها، به ارتزاق ۱۵ هزار نفر از خانواده فعال در سالنهای نمایش هم می‌تواند کمک کند و از بیکاری آنها جلوگیری وصد البته در بخش تولید نیز ایجاد شغل نماید.




در یادداشت سرگشاده یک پخش‌کننده سینما خطاب به رییس سینما آمد⇐چهل سال است که مدام پیشکسوتان را به مشاوره می‌خوانند؛ چهار روز هم با جوانان خوش‌فکر وقت بگذرانید و نظرات ایشان را جویا شوید!/قاچاق، کمر اکران آنلاین را شکسته و بدون پذیرفتن کپی‌رایت به جایی نمی‌رسیم!/مارکتینگ سینما یک علم است و تجربه بازگشایی سینماها پس از کرونا نشان داد که قاطبه مدیران از مارکتینگ بویی نبرده‌اند!/چرا از پتانسیل انجمن سینمای جوان، فیلمخانه و موزه سینما برای جذب مخاطب استفاده نمی‌شود؟/باعث تاسف است که هنوز مهمترین ویژگی سمفا که تقسیم به‌لحظه عایدی فروش است به نتیجه نرسیده!

سینماروزان: مشکلات دامنگیر سینمای ایران به‌خاطر کرونا، بعد از بازگشایی سینماها نه تنها کاهش نیافت که فقدان برنامه منسجم تبلیغاتی برای کشاندن مخاطبان به سینماها موجب شده بیشتر از یک ماه از بازگشایی مجدد سینماها هم بگذرد و جز ضرر برای سینماداران و صاحبان آثار رقم نخورد.

به گزارش سینماروزان امیرحسین حیدری مدیرعامل موسسه پخش نمایش‌گستران طی یادداشتی سرگشاده برای حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی با اشاره به ورشکستگی روزافزون اهالی سینما، پیشنهاداتی را برای بهبود وضعیت سینماها در شرایط کنونی ارائه داد.

متن یادداشت امیرحسین حیدری به شرح زیر است:

جناب آقای انتظامی ریاست محترم سازمان سینمایی!

فرصت و توفیق دیدار شما در این مدت حضور حضرتعالی در سازمان سینمایی برای بنده فراهم نشده ولی به گواه دوستان مطبوعاتی همگی از شما و خصایص خوب شما به نیکی یاد می‌کنند. از این رو موجب شد تا این چند سطر را با شما در میان بگذارم. البته قبل از هر چیز از تلاش‌های شما و همکاران در سازمان سینمایی به خصوص در این ایام قدردانی کرده و خدا قوت می‌گویم.

– بزرگترین گله و به نظر بنده ایراد اساسی در ساختار مدیریت سازمان سینمایی عدم استفاده و مشورت با جوانان شاغل در این عرصه می‌باشد که بسیارند جوانانی که در حوزه‌های مختلف سینمایی جزو نخبه‌ها و افراد تاثیرگذار صنف خود می‌باشند. جناب انتظامی! چهل سال پیشکسوتان و ریش سفیدهای صنوف مختلف به سازمان و دفتر ریاست رفت و آمد داشتند، لطفا “چهار روز هم با جوانان وقت بگذارنید و نظرات ایشان را جویا شوید که قطعا” شما بیشتر از این مهم منتفع می‌شوید.

-عدم آشنایی با مارکتینگ و تبلیغات در سینما در این روزها به وضوح خود را نشان می‌دهد، سینماهایی که سال‌ها فقط مصرف‌کننده بودند و فروش خود را کاملا وابسته به پتانسیل فروش و تبلیغاتی که یک فیلم سینمایی می‌توانست داشته باشد کرده‌اند در این ایام کاملا ورشکسته یا در مرز ورشکستگی هستند. بسیاری از پردیس‌ها و سینماهای ما قابلیت کسب درآمدهای جانبی که از تبلیغات می‌تواند کسب کنند را دارند که متاسفانه از این پتانسیل استفاده نکرده و به مشکلاتی که امروز گریبان سینمادارها را گرفته رسیده‌ایم که حتی قادر نیستند سهم پخش و تهیه‌کننده از فروش فیلم‌ها را پرداخت کنند. جناب رئیس! سینماداری امروزه یک علم محسوب می‌شود و لازمه آن آشنایی با اصول مارکتینگ است. متاسفانه غالب سینماگران و مدیران ما بر این باورند که همچنان با روش سنتی و متداول قدیم بدون صرف وقت و هزینه می‌توان موفق بود.

-اکران آنلاین در دوران کرونا تجربه‌ای جدید بود که به این شکل در هیچ جای دنیا انجام نشده است. همان طور که مستحضرید اکران آنلاین یا اجاره فیلم در پلتفرمهای بین المللی بصورت موردی و در مقاطعی از سال صورت میگیرد که این نمونه انجام شده در ایران منحصر به فرد است و میتواند در صورت اجرای درست به الگوی مناسبی تبدیل گردد که متاسفانه عدم رعایت کپی‌رایت باعث ایجاد ضررهای هنگفت مالی شده است. آقای انتظامی عزیز! برای مبارزه با قاچاق  فیلم‌ها می‌بایست همتی مضاعف کرد؛ دیگر زمان مانور و حمله به چند دستفروش در پشت شهرداری و ریختن فیلم‌های آنها در گونی گذشته و می‌بایست به شکلی جدی و به روز و با مشورت افراد آگاه به حوزه دیجیتال و آی تی این معضل برطرف گردد که البته قبل از همه اینها به رسمیت شناختن قانون کپی‌رایت لازمه مبارزه با قاچاق فیلم است. در اینصورت حتما می‌توان به اکران فیلم‌های خارجی هم بصورت جدی فکر کرد.

-سمفا کار بسیار خوب و بزرگی که در دوره مدیریت حضرتعالی شکل گرفت و می‌تواند در دراز مدت تاثیر بسیار مثبتی در اقتصاد و مناسبات سینما داشته باشد که متاسفانه دوران کرونا مانع توسعه و بهره‌مندی از همه مزایای آن شده و البته کوتاه آمدن شما از مهمترین ویژگی سمفا که تقسیم فروش فیلم در لحظه می‌باشد جای سؤال دارد که امیدوارم فقط در این ایام بدین گونه باشد و بر اساس آنچه که طراحی شده پیش برود.

-هم افزایی بیشتر مجموعه‌هایی که زیر نظر وزارت ارشاد و سازمان سینمایی هستند قطعا می‌تواند کمک بزرگی به بهبود شرایط سینما در دوران کرونا و پساکرونا کند. انجمن سینمای جوان، فیلمخانه، موزه سینما حتما می‌توانند به سینماداران و سینماگران در زمینه جذب مخاطب کمک‌های فراوانی کنند و از پتانسیل بالای آنها استفاده کرد. انجمن عریض و طویل سینمای جوان در شهرها و استان‌های مختلف می‌تواند با ساخت فیلم‌های کوتاه و تبلیغاتی جهت تشویق و ترغیب مردم به رفتن به سینمای شهرشان بسیار مفیدتر از همیشه باشد، فیلمخانه با ترمیم و اکران فیلم‌های ماندگار تاریخ سینمای ایران (قبل و بعد انقلاب) حتما کمک بزرگی هم به سینما و هم به اکران خواهد کرد. موزه سینما با ساخت تبلیغات جذاب و فعالیت بیشتر در فضای مجازی و معرفی سینماگران مطرح کشور قطعا می‌تواند مردم را مجدد به سینما علاقمند کند و بسیارند طرح‌هایی که دوستان جوان من بهتر و جذاب‌تر می‌توانند برای شما مطرح و اجرا کنند.

جناب رئیس! به شما اطمینان می‌دهم که علاقمندان به سینما و کشور در بین جوانان فعال در صنوف مختلف سینمایی بسیارند که با اندکی توجه و گوش سپردن به حرف‌ها و ایده‌های آنها می‌توانید تا سال‌ها بهره فراوانی برده و البته یادگاری خوبی از خود به جای بگذارید. در صورت لزوم و نیاز می‌توانم لیستی بلند بالا از دوستان و همکاران جوان و خلاق در صنوف مختلف سینما در اختیار حضرتعالی بگذارم.

 

امیرحسین حیدری+حسین انتظامی

امیرحسین حیدری+حسین انتظامی




محمدهادی کریمی در گفتگویی تفصیلی مطرح کرد⇐ ️چرا سینمای ایران به چهره‌فروشی، نقش‌فروشی و عکس‌فروشی افتاده‌؟؟/چرا ️سینمای ایران به‌جای کالبدشکافی عمیق وقایع به نقدهای روزمره‌ای دچار شده که به‌قدر کفایت در اینستاگرام و تلگرام هست!/چرا نویسندگان از همان ابتدا حتی اسم کاراکتر را هم برمبنای دوست یا دشمن خود می‌گذارند؟؟/️چرا از ابتدا تا انتهای برخی آثار فقط و فقط “بازیگر” دیده می‌شود و نه “شخصیت”!؟/️چرا دوران قدیم در حال جعل شدن در سینما و تلویزیون است؟!/️چرا تا حرف فیلم تاریخی می‌شود همه یاد مدرسه البرز، شهرک غزالی، صدای قمر و سمساری‌های میدان امام حسین می‌افتند؟؟/️ در سینمای ایران، اصلی‌ترین سانسور توسط صاحبان سرمایه بر آثار تحمیل می‌شود!/️سرمایه است که مجریان خود را بر سینما و شبکه خانگی تحمیل می‌کند!/️سرمایه‌های هنگفت به جای آنکه این سینما را به صنعتی سودآور بدل کنند، آن را به خرده‌کاسب‌کاری جزء تبدیل کردند!/دولت چگونه می‌خواهد از سینمایی مراقبت کند که بخش عمده سرمایه‌اش از جای دیگری می‌آید؟!/️واگذاری صدور مجوز سریالهای خانگی به تلویزیون، کار را برای صاحبان سرمایه راحت‌تر می‌کند!/️وزارت ارشاد، وزیری داشت که حداقل در مجلس باید پاسخگوی افعالش باشد، اما حالا در تلویزیون دیگر همین جواب‌گویی حداقلی هم وجود ندارد!!

سینماروزان: تازه‌ترین فیلم محمدهادی کریمی، درامی معمایی است به نام “پسرکشی” که علیرغم عدم بهره‌وری از تبلیغات محیطی، جزو پربیننده‌ترین آثار اکران آنلاین است و به‌جز کسب رضایت هفتاد درصدی مخاطبان، واکنش‌های عمدتا سمپاتیک رسانه‌های مختلف را موجب شده.

به گزارش سینماروزان محمدهادی کریمی که کم تن به گفتگو می‌دهد در گفتگویی تفصیلی که به بهانه اکران “پسرکشی” با نیوشا روزبان و محمد صابری در مهر داشته کوشیده هم پاره‌ای از ایرادات سینمای ایران را برشمارد و هم نقطه‌نظرات خود را درباره سینما و شبکه خانگی مطرح نماید.

محمدهادی کریمی درباره ارائه تصویری چشم‌نواز و درعین حال دگرگونه از تاریخ ایران در “پسرکشی” اظهار داشت: دوست دارم قدیم را نشان دهم، چرا که به نظر من دوران قدیم در حال جعل شدن است، یعنی تا می‌گویند دوران قدیم همه به یاد مدرسه البرز، شهرک غزالی و صدای قمر …می‌افتند و زمان قدیم نه بر اساس پژوهش‌ها که به واسطه هر چه اشیاء عتیقه در سمساری‌های میدان امام حسین (ع) باقی مانده و سر پروژه دیگری نبرده‌اند، بازسازی می‌شود! برای من جالب است که یک تصویر واقعی از آن دوران بدهم و فکر می‌کنم تصویر گذشته در «پسرکشی» تصویر واقعی آن دوران بوده است. به عنوان مثال برای طراحی صحنه به دوستان گفتم به‌جای اینکه فکر کنید چه چیزهایی به صحنه اضافه کنید، به این فکر کنید که چه چیزهایی را باید پاک کنید، تا به صحنه و لباس آن دوران برسید.

محمدهادی کریمی با اشاره به آفات حاکمیت سرمایه بر هنر گفت: به‌نظرم در آسیب‌شناسی این حوزه این جمله مارکس که بسیار هم درست است و ما به‌شدت به آن بی‌اعتنا بوده‌ایم، بسیار تعیین‌کننده است؛ مارکس می‌گوید «سرمایه ایده‌هایش را خودش مشخص می‌کند و مجریان آن ایده را نیز خود انتخاب می‌کند». دولت می‌خواهد عرصه‌ای را مراقبت کند که پولش را کس دیگری می‌دهد اما این امر امکان‌پذیر نیست!!

کریمی ادامه داد: سرمایه، مجریانش را خودش می‌آورد. سرمایه است که می‌گوید این تعداد سالن را به این فیلم باید بدهیم و پولی که صرف ساخت سالن یا تجهیز آن کرده در ظاهر برهان قاطع است و شما به‌عنوان وزارت ارشاد تا یک جایی می‌توانید بگویید که نه ما به شما دستور می‌دهیم که آن فیلم را در آن تاریخ نمایش دهید… سرمایه آمد اما به جای آنکه این سرمایه سینما را صنعت کند، به خرده‌کاسب‌کاری جزء تبدیل کرد و وجهه فرهنگی‌اش را هم از آن گرفت.

کریمی ادامه داد: حالا در شبکه نمایش خانگی هم سرمایه می‌گوید این سریال‌ها باید با این کارگردان‌ها و این بازیگران ساخته شود، الان این اتفاق افتاده است که وزارت ارشاد نباید این مجوزها را بدهد و از جای دیگری مجوز باید دریافت کنند، که البته برای صاحبان سرمایه ماجرا خیلی راحت‌تر می‌شود! چرا که دریافت مجوز از تلویزیون خیلی راحت‌تر است. وزارت ارشاد وزیری داشت که پاسخگوی فعالیت‌ها و تولیداتش حداقل در مجلس باید باشد، اما حالا در تلویزیون دیگر همین جواب گویی وجود ندارد، اصلاً آیا تلویزیون قرار است تن دهد به یک حاکمیت و یک استاندارد دوگانه؟ برای خودش یک استاندارد داشته باشد و برای شبکه خانگی یک استاندارد دیگر؟ جواب مشخص است، سرمایه‌گذار که نمی‌رود سرمایه خود را برای سریالی که با استانداردهای تلویزیون یکی باشد هزینه کند، چراکه همین الان تلویزیون ۶ تا سریال پخش می‌کند که هیچ استقبالی از آن نمی‌شود. در نتیجه این تصمیم مانند سم مهلکی برای خود تلویزیون است، چرا؟ چون دچار استاندارد دو گانه می‌شوند. به یک عده‌ای بگویند حجاب این گونه باشد و به یک عده‌ای هم چیز دیگر بگویند…از آن سو ممکن است یک سری از خانواده‌هایی که فرهنگ خاصی دارند و تا امروز فیلم‌های شبکه نمایش خانگی را نمی‌دیدند، هم دچار این استاندارد دوگانه شوند، چون آن کسی که آثار این بخش را شخصاً تحریم کرده بود، گمان می‌کند آثاری که زیر نظر تلویزیون ساخته شده‌اند حتماً با ضوابط اخلاقی و عرفی خانواده‌اش همخوان است در صورتی که نمی‌داند مخاطب محصولی است که همچنان «سرمایه» درباره محتوای آن تصمیم‌گیری می‌کند.

کریمی با بیان کمبود شخصیت‌پردازی در سینما اظهار داشت: متاسفانه این روزها در بعضی از فیلم‌ها، از ابتدا تا انتها بازیگر دیده می‌شود نه نقش، چه برسد به همذات پنداری! در این فیلم‌ها معمولاً بازیگر آشنا و عمدتاً در بورس را می‌آورند که تا انتها مخاطب او را ببیند که یک «چهره فروشی» محض است، البته از آن بدتر زمانی است که بازیگر قرار نیست حتی در نقشش دیده شود قرار است با خود خارج از جهان آن فیلم دیده شود؛ این فیلم‌ها به مرحله «عکس فروشی» در واقع می‌رسند! یک جاهایی نیز فیلم «نقش فروشی» می‌کنند، متاسفانه در سینمای ما، شخصیت‌ها معمولاً ما به ازای خارجی دارند. خیلی وقت‌ها می‌گوییم این کاراکتر بدمن است، چرا؟ چون پولدار است! ممکن است این فیلم را در هند نمایش دهید ولی کسی متوجه این بد بودن نشود، چرا که در آنجا پولدار کسی است که خیلی مورد الطاف کائنات قرار گرفته و الزاماً بدمن نیست!

کریمی افزود: زمانی در سکانس در «عروسی خوبان» در پس‌زمینه آرم بنز شعارهای انقلاب را می‌دیدیم، یک نفر نوشته بود اگر این فیلم را در آلمان نمایش دهند، آن‌ها اصلاً متوجه نمی‌شوند منظور ما این است که سرمایه‌داری آرمان‌های ما را، هدف گرفته است! چون این نمادسازی در زادگاه بنز معنایی ندارد. به همین دلایل کمی کشف شخصیت‌ها در فیلم‌ها برای مخاطب ایرانی آسان شده، چرا که از قبل گویا این شخصیت‌ها برایش کاملاً آشنا هستند و برای همین بیشتر منتظر حادثه در داستان می‌ماند. در حالی که اتفاقاً در جامعه ما درام شخصیت محور است که جواب می‌دهد. یعنی شخصیت‌ها هستند که مدام باید مواجهه داشته باشند و حاصل آن نیروی پیشران قصه باشد، برای شخصیت‌پردازی هم قبل از تحصیلات و قبل از کتاب خواندن و یا نوشتن، «زیست» مهم است. شما باید زیست داشته باشید، آدم زیاد ببینید، همه جا رفته باشید، دیده باشید و برخورد کرده باشید.

کارگردان “برف روی شیروانی داغ” و “کمدی انسانی” تاکید کرد: مشکل اصلی شخصیت‌پردازی در سینمای ایران این است که فیلم‌نامه‌نویس (که ممکن است کارگردان هم باشد)، نسبت به شخصیت‌ها حب و بغض دارند، از همان ابتدا حتی اسم کاراکتر را هم برمبنای دوست یا دشمن خود می‌گذارند! البته این امر فی‌نفسه بد نیست برای یک کاتارسیس در خلوت شاید درمانگرایانه برای فرد نویسنده باشد اما وقتی اثر برای مخاطب است، این دیگر سم است، یعنی نکته دقیق ماجرا این است که چطور فردیت خودمان را در طول ساخت اثر داشته باشیم اما اثری شخصی و یا محفلی یا برای خود نسازیم.

نویسنده “مارال”، “دختران انتظار” و “شمعی در باد” بیان داشت: در کل، آدم‌ها در فیلم‌های ایرانی خیلی از یک متر و میزان و شابلونی فراتر نمی‌روند. مثلاً یک زن طبقه متوسط تهرانی می‌خواهیم که بالای بلوار کشاورز هم به دنیا آمده باشد، اما نمی‌پرسند خب در این شخصیت چه چیزی باید باشد که مخاطبی که یک زن طبقه متوسط تهرانی در آن سن و سال نیست هم بتواند با او همذات پنداری کند، چرا که اصل در شخصیت‌پردازی این قبیل نشانه‌ها و آدرس‌ها نیست، آن چیزهایی است که در همه انسان‌ها مشترک است؛ ایمان، یقین، تردید یا موارد اخلاقی که وجود دارد مثل حسد یا طمع یا حالات هیجانی روحی مثل خشم و شهوت و … پس اگر شما در آن خانم مثلاً «طمع» را پررنگ کرده و آن را جلو بیاورید، دانشجو، کشاورز، کاسب، مرد و زنی هم که فیلم را می‌بیند و به نوعی طمع کار است یا طمع داشته با آن همراه می‌شود و آن شخصیت را درک می‌کند. اصولاً در هر فیلم خوب در دوتا سه دقیقه اول ممکن است یک بازیگر آشنا را بینیم و او را دنبال می‌کنیم یا بازیگری که نا آشناست ولی می‌دانیم دارد بازی می‌کند، از دقیقه ۵ بازیگر دیگر نباید دیده شود و نقش دیده می‌شود اما از جایی به بعد باید به‌جای نقش خودمان را ببینیم. اتفاقی که در فیلم‌های خوب جهان رخ داده است ولی از ابتدا تا انتهای اغلب فیلمهای ما، بازیگر دیده می‌شود و نه شخصیت!

محمدهادی کریمی در چرایی عدم واکنش به اجحاف‌های مدیران جشنواره دولتی فجر به “پسرکشی” گفت: اگر بخواهم اعتراض کنم، آن قدر مسائل مختلف برای اعتراض وجود دارد که دیگر به این مسئله نمی‌رسد، این در حالی است که همه می‌دانند من هر فیلمی که ساخته‌ام به جز فیلم اولم که تهیه‌کننده‌اش حاضر نشد به جشنواره بدهد در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر حضور داشته است. ماجرای «پسرکشی» و حضورش در فجر هم حتماً دلایلی داشته است روشن و یا ناواضح که به طرف توضیح آن هرگز نرفته‌ام که بنا به آن دلایل نخواسته‌اند و یا دوست نداشته‌اند و یا مردد بوده‌اند که این فیلم باشد یا نباشد! یا من باشم یا نباشم …این فیلم در حال حاضر اکران شده و مخاطب باهوش می‌تواند متوجه شود که چرا این اتفاق برای چنین فیلمی رخ داده و چه چیزی در این فیلم می‌تواند باشد که باعث نگرانی یک عده شود؟

کریمی تاکید کرد: رویه من اما اعتراض به سبک مرسوم نیست؛ معتقدم اگر شما در خیابان ایستاده‌اید و یک نفر با سرعت از کنار شما رد می‌شود و آب گل‌آلود را به لباس شما می‌پاشد، شما به‌جای دعوا و درگیری باید سریع بروید و پیراهن خود را بشویید چرا که هرچقدر این لک روی پیراهن بماند پاک کردن آن سخت‌تر می‌شود. بعداً اگر توان آن را دارید باید چاله‌ای که آب در آن جمع شده است را پرکنید تا نفر بعدی اینگونه نشود. سینمای ایران هم آن‌قدر در روند ساخت یک فیلم و عرضه آن مشکلات مشابه وجود دارد، که واقعاً نمی‌توان روی یکی تمرکز کرد! فکر کنید شما در یک کوچه که راه برای شما است در حال رانندگی هستید، طرف مقابل ورود ممنوع می‌آید و به شما می‌کوبد، اینجا دیگر شما نباید جواب دهید که چرا این ماشین به ماشینتان کوبیده است، بلکه آن‌ها باید بگویند چرا این اتفاق رخ داد. در ماجرای حضور «پسرکشی» در جشنواره فجر، آن‌ها چه کسانی هستند؟ کسانی که بخشی از خود ما هستند. به تعبیری در چنین شرایطی خیلی «آن ها» به آن مفهوم وجود ندارد. آن‌ها بخشی از ما هستند که خیلی راحت می‌توانند چشم‌های خود را روی بازی‌ها، قصه، موسیقی و …همکارانشان دریک فیلم ببندند، اما بعد بشنویم که در محافل و خلوت‌ها بگویند که سال‌ها بود فیلمی این چنین ندیده بودیم که نان سینما را فقط بخواهد بخورد، علیه تبعیض جنسی باشد اما خودش جنسیت زده نباشد، از زن‌ها دفاع کند اما فمینیستی نباشد، علیه خشونت باشد اما مروج خشونت نباشد، همه حرف‌ها را بگوید اما با این حرف‌ها نخواهد کاسبی کند و سینما باشد.

این کارگردان بیان کرد: خب من با سختی بسیار قصه‌ای را به تصویر کشیده‌ام که حرف روز را می‌زند و می‌گوید این‌قدر تنی و ناتنی نکنیم. دشمنی‌ها را باید یک جا کات کرد. باید نشان دهیم که خون به خون شستن محال آمد محال، این‌ها را مخاطبین فیلم خوب در می‌یابند، و مدام از من می‌پرسند ما امتیازهای فیلم را دریافته‌ایم پس چرا در داوری؟ که بلافاصله آبروداری می‌کنم و مثل همیشه لبخندی هرچند تصنعی می‌زنم و می‌گویم خب داوری سلیقه‌ای است اما جواب می‌شنوم نه دیگر موضوع سلیقه نیست و چیز دیگری است، و این قضاوتی که مردم به درست درباره بعضی از همکاران من دارند بیشتر آزارم می‌دهد تا رفتار آن‌ها که ریشه‌اش را می‌دانم چیست.حالا تصور کنید در جشنواره می‌خواستم به این موارد اعتراض کنم و می‌گفتم که فیلم من باید در جشنواره فلان جایزه را بگیرد و چه و چه… آیا واقعاً حق یک هنرمند همین سیمرغ‌ها است؟ نه. حق من این است که قانون کپی‌رایت را تصویب کنید، حق من این است که حقوق مؤلف تصویب شود. حق ما یک احترام است.

محمدهادی کریمی افزود: حق ما این است که سالن‌دار به تفکر و فردیت ما فیلمسازان و سلیقه مخاطبان احترام بگذارد، همیشه می‌گویند دو سین «سرمایه» و «سانسور» سینما را نابود می‌کند. شخصاً معتقدم این روزها سانسور هم با سرمایه اتفاق می‌افتد، چراکه قبل از اینکه اثر به ارشاد برسد، سانسور اصلی از سوی «سرمایه» اعمال شده است.

کارگردان “غیرمنتظره” و “بشارت…” با تاکید بر لزوم ارائه نقدهای عمیق در آثار سینمایی گفت: فکر می‌کنم در شرایط فعلی باید خودمان را هم با سوژه‌های ملتهب نقد کنیم، چراکه نقد روزمره علیه بالادست و فی‌المثل دولت در اینستاگرام و تلگرام و تاکسی وجود دارد و به قدر کفایت هم هست؛ سینما باید لااقل یک درجه بالاتر رود و به‌دنبال کالبدشکافی عمیق وقایع باشد! در چنین شرایطی من فیلمساز اگر مثلاً پدربزرگم و تاریخم را نقد کنم خیلی کار درست‌تری کرده‌ام، واقعیت این است که این روزها همه در حال توییت کردن اعتراض‌های خود هستند اما هیچ حرف عمیقی مطرح نمی‌شود. جنس من طرح این گونه و اعتراض به این سبک نیست، خاطرات و خطرات زیادی را از دوران روزنامه نگاری تا اینجا که در محضرتان هستم از سر گذرانده‌ام، شاید و احتمالاً شنیدنی‌تر و جذاب‌تر و ملتهب تر از خاطرات و توییت ها و پست‌هایی که گذاشته می‌شود، اما واقعاً داب من این نیست … اول باید جهان درون را اصلاح کنیم!

محمدهادی کریمی

محمدهادی کریمی

 




رضا رویگری در اظهاراتی صریح بیان کرد⇐شیوع کرونا زندگی اهالی سینما را صدچندان بیش از گذشته دچار خسران کرده اما متأسفانه هیچ تدبیر جدی برای برون رفت از این اوضاع صورت نگرفته!/چرا به فریاد هنرمندان درمانده، بیکار و خانه نشین نمی‌رسند؟؟/چرا دولت برای بهبود وضعیت بد معیشتی و بیکاری گسترده اهالی سینما در دوران کرونایی هیچ تدبیری نمی‌کند؟/باعث تاسف است که آقایان مدیر اصلاً هنرمندان را نمی‌بینند؛ چه برسد به آن که بخواهند فکری برای رفع مشکلات آنها داشته باشند!

سینماروزان: اوضاع اقتصادی سینماگران بعد از بروز کرونا و بیکاریهای منتج از آن به شدت تراژیک شده و متاسفانه هیچ حمایت معیشتی جدی هم برای سینماگران صورت نگرفته و حتی در روزهای اخیر گلایه‌هایی جدی طرح شده درباره مسدود شدن خدمات بیمه تکمیلی سینماگران.

رضا رویگری بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون با انتقاد شدید از انفعال مدیران سینمایی در روزهای کرونایی اخیر به سینماپرس گفت: شیوع و گسترش ویروس کرونا این روزها زندگی هنرمندان و اهالی سینما را صدچندان بیشتر از گذشته دچار نقصان و خسران کرده است اما متأسفانه هیچ تدبیری از سوی مسئولان برای برون رفت از این اوضاع نابسامان نمی‌شود؛ سوأل اصلی بنده این است که چرا دولت برای بهبود وضعیت بد معیشتی و بیکاری گسترده اهالی سینما در دوران کرونایی هیچ تدبیری اندیشه نمیکند؟

بازیگر فیلم های ماندگار «اجاره‌نشینها» و «شب بیست و نهم» افزود: تمامی نهادها و دستگاه های فرهنگی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گرفته تا سازمان صدا و سیما، خانه سینما و… موظف هستند در این روزهای کرونایی تدبیری جدی برای بیکاری و خانه نشینی گسترده اهالی سینمای کشور داشته باشند.

وی ادامه داد: آقایانی که از هنرمندان به عنوان زینت‌المجالس شان استفاده می کنند و یا از هنر هنرمندان برای پر کردن زمان برنامه های تلویزیونی و تولید فیلم های سینمایی استفاده می کنند، در این ایام خطیر وظیفه دارند به فریاد هنرمندان درمانده، بیکار و خانه نشین برسند. مسئولانی که از هنرمندان برای استحکام موقعیتهای شان استفاده میکنند باید این روزها به فکر هنر و هنرمندان باشند و نگذارند بیش از این زندگی هنرمندان دچار آسیب شود.

این سینماگر سپس با تأکید بر اینکه اوضاع زندگی پیشکسوتان هنر اسفناک است تصریح کرد: برخی از جوان ترها در سینما موقعیت های ویژه تری دارند آن ها از سوی مسئولان به صورت ویژه حمایت می شوند، دستمزدهای نجومی می گیرند، تبلیغات می کنند اما این پیشکسوتان هستند که از درد تنهایی و بیکاری و بی‌نانی نالان هستند و کسی هم به فریادشان نمی رسد!آقایان شما موظف هستید به وضعیت زندگی پیشکسوتان هنر که عمر و جوانی شان را برای رشد و اعتلای فرهنگ و هنر این مرز و بوم صرف کرده اند تدبیری اساسی داشته باشید نه اینکه آن ها را به حال خود رها کنید!

رویگری در خاتمه اظهاراتش افزود: این روزها وضعیت بد اقتصادی، تورم و گرانی فزاینده، بیکاری و ترس از آینده، گریبان اکثریت قریب به اتفاق مردم را گرفته و این وظیفه دولتمردان است که تدبیری ویژه برای رفع معضلات به وجود آمده در کشور داشته باشند؛ این وظیفه دولت است که به همه اقشار جامعه کمک کند. هنرمندان و اهالی سینما نیز بخشی از جامعه و مردم هستند که دولت باید فریادرس آنها نیز باشد اما متأسفم که حتی تاکنون برنامه‌ای برای بهبود وضعیت هنرمندان در روزهای کرونایی اجرایی نشده و آقایان اصلاً هنرمندان را نمی بینند چه برسد به آنکه بخواهند فکری برای رفع مشکلات آن ها داشته باشند!




درحالی‌که همین امروز حسن روحانی از “مضر” بودن برگزاری “جشنواره” گفت⇐مدیرعامل خانه سینما به دیدار دبیر “جشنواره” مقاومت رفت!!!

سینماروزان: افزایش دامنه شیوع کرونا در کشور سبب‌ساز تعطیلی سینماهای شهرستانها شده و رییس جمهور همین امروز به صراحت از مضر بودن برگزاری محافلی مثل جشنواره گفته است.

حسن روحانی گفت: تجمعات به طور کلی در وضعیت امروز غیرقابل قبول است. چه عزا چه عروسی، چه سمینار، چه جشنواره؛ همه اینها مضر است و حتی اگر برای کنکور هم وزارت بهداشت مشکلی داشته باشد برای آن تمهیدات بیشتری در نظر می‌گیرم!

در همین اوضاع منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما به دیدار دبیر جشنواره‌ای با نام مقاومت رفته که در همین دوران کرونازده، اصراری عجیب شکل گرفته برای برگزاری آن.

اینکه هدف اصلی از دیدار شاهسواری با دبیر جشنواره مقاومت درست در روزی که رییس جمهور برگزاری جشنواره را “مضر” دانسته، چه بوده نامعلوم است ولی ذکر سوابق کاری دبیر جشنواره مقاومت هم خالی از لطف نیست.

مهدی عظیمی میرآبادی، معاون‌ نظارت سازمان سینمایی ارشاد در دوران معاونت سینمایی جواد شمقدری بود؛ یعنی همان هنگام که خانه سینما بسته شد و کلی هم انتقاد بر سر بی‌تفاوتی مدیران سینمایی وقت ارشاد نسبت به این تعطیلی را شاهد بودیم.

در آن دوران هیچ اظهارنظری علیه تعطیلی خانه را از عظیمی میرآبادی ندیدیم و اینکه حالا میرآبادی با مدیرعامل خانه سینما دیدار می‌کند، واقعا مایه تعجب است!؟

حسن روحانی+مهدی عظیمی میرآبادی+منوچهر شاهسواری

حسن روحانی+مهدی عظیمی میرآبادی+منوچهر شاهسواری




یک کارگردان سینما متذکر شد⇐از حوزه تنها یک تابلو مانده!/چرا حوزه پشت فیلم ضدملکه‌اش نایستاد؟؟

سینماروزان: تغییر و تحول در حوزه هنری، جدایی محسن مومنی‌شریف و سپردن ریاست حوزه هنری به آقازاده یک وزیر دولت اول اصلاحات با واکنش‌ها و اظهارنظرات مختلفی روبرو شده؛ برخی این تغییرات را مثبت دیده‌اند و برخی نیز خواستار تغییر کارکرد حوزه هنری در روزگار جدید شده‌اند.

انسیه شاه‌حسینی کارگردان سینما با اشاره به زوال حوزه هنری به فرهیختگان گفت: در حال حاضر از حوزه هنری تنها یک تابلو مانده که اگر همان تابلو را هم برداری، هیچ‌گاه متوجه نمی‌شوی که این شکل مدیریت و مسیر، در امتداد آن حوزه هنری آرمانی بود.

شاه‌حسینی با اشاره به بلاتکلیفی فیلم ضدملکه حوزه گفت: من دو سال پیش یک فیلم خوب از حوزه هنری دیدم به اسم «دیدن این فیلم جرم نیست». فیلم خیلی خوبی بود که هنوز هم از خاطره تماشای آن کیف می‌کنم، چون اندیشه‌ داشت، ولی در کمال تاسف، حوزه هنری حتی پشت فیلم ضدملکه خودش نایستاد و به آن هم رحم نکرد.

این کارگردان تاکید کرد: اول که فیلم مذکور را دیدم کمی امیدوار شدم که اتفاقاتی مثبت در حوزه رخ داده اما بعد که بی تفاوتی به اکران فیلم را دیدم حس کردم که تولید فیلم، اتفاقی بوده. حوزه‌ای که در این مقطع باید از این دست فیلم‌ها بسازد، ببینید تا چه اندازه منفعل است و حتی فیلم خوبش را اکران نکرده‌!




پیشنهاد یک روزنامه‌نگار جهت جلوگیری از ورود سرمایه‌های مشکوک به عرصه فرهنگ⇐باید یک رایزنی بین وزارت ارشاد و قوه قضاییه انجام شود که هر صاحب سرمایه‌ای، اول یک تاییدیه از نهادهای بالادستی بگیرد و بعد وارد سرمایه‌گذاری فرهنگی شود

سینماروزان: ورود بی‌رویه سرمایه‌های مشکوک به عرصه فرهنگ بارها و بارها با انتقادات سینماگران مختلف مواجه شده ولی هنوز برای علاج آن، چاره‌ای اندیشیده نشده است؛ در این شرایط یک روزنامه‌نگار از لزوم رایزنی ارشاد و دستگاه قضا برای حل این مساله، سخن گفته است.

مرتضی رنجبران روزنامه‌نگار با اشاره به اتفاقات اخیر حول ورود پولشویان به عرصه هنر در هفت گفت: در این چند ماه اخیر برخی رایزنی زیادی کرده‌اند برای کمرنگ‌تر کردن نقش یک متهم بانکی در پولشویی‌های هنری و حتی برای آزادیش، نامه حمایت داده‌اند؛ روندی که واقعا جای سوال دارد.

مرتضی رنجبران ادامه داد: باید یک رایزنی بین وزارت ارشاد و قوه قضاییه انجام شود که هرکس که علاقمند به حوزه فرهنگ است برای سرمایه گذاری، اول یک تاییدیه از نهادهای بالادستی بگیرد مثلا باید تحقیقات لازم صورت گیرد که یک فرد ۲۵ ساله که وارد سینما شده، این حجم پول را از کجا آورده و تازه بعد از تاییدیه‌ها باید سرمایه‌گذار را واداشت که در چارچوب خاصی و مطابق با مقررات تدوین‌شده عمل کند.

این روزنامه‌نگار با انتقاد از بالا رفتن بی‌رویه دستمزد عوامل تولید پروژه‌های متصل به سرمایه‌گذاران مشکوک گفت: در بالارفتن دستمزدهای عوامل و بخصوص بازیگران، سرمایه‌گذاران مشکوک و تهیه‌کنندگان همکار آنها، مقصر هستند. تولید همیشه در فضای فرهنگی کار خوبی است ولی به شرط اینکه تولید، فراگیر باشد و با سرمایه‌های پاک. اینکه به تولید انبوه با سرمایه‌های مشکوک ببالیم کاری غیرمنطقی است.

رنجبران تاکید کرد: برخی در رد پولشویی حرف می‌زنند ولی نمی‌گویند چطور است کلی هزینه صرف تولید سریالها و فیلمهایی میشود که در مدتی کوتاه بعد از عرضه، قاچاق می‌شوند؟؟ سرمایه‌گذاری نیاز به منطق دارد و نمی‌شود سرمایه‌گذاری مرتب آثار شکست‌خورده بسازد و در چرایی رفتارش، شک و شبهه وارد نشود.




واکنش تند جمال شورجه به ادعاهای مقامات سیمافیلم درباره پشیمانی از تولید “موسی”⇐نه‌تنها از تولید “موسی” پشیمان نشده‌ام که تا آخرین نفس برای انجام این فریضه خواهم جنگید!/با پیگیری‌های متعدد، بودجه ساخت سریال “موسی” را از خارج از سازمان تأمین کرده‌ایم ولی در کمال ناباوری اجازه تولید نمی‌دهند!/ در زمان ساخت “یوسف پیامبر” با مرحوم سلحشور برخوردهای نامتعارف و غیراصولی داشتند و حالا مدعی یافت نشدن یکی مثل او برای ساخت “موسی” هستند؟؟/اگر سازمان صداوسیما از تولید “موسی” پشیمان شده صراحتاً نظر خود را اعلام کند تا تکلیف خودمان را بدانیم و به سراغ مدیوم‌های دیگر برویم!

سینماروزان: در پی اظهارات برخی مقامات سیمافیلم در خصوص متوقف ماندن تولید سریال عظیم “موسی” به‌دلیل پشیمانی جمال شورجه از کارگردانی و یافت نشدن کارگردانی درحد فرج سلحشور برای ساخت، این کارگردان باسابقه در اظهاراتی تند به انتقاد از مدیران صداوسیما پرداخت‌.

جمال شورجه با انتقاد از برخوردهای دوگانه مسئولان سازمان صدا و سیما به سینماپرس اظهار داشت: ساخت پروژه «حضرت موسی (ع)» برای بنده مثل یک فریضه است و چون ولی امر تکلیف فرمودند و همچنین با توجه به تعهدی که به موضوع سریال و نویسنده آن مرحوم سلحشور احساس می کنم تا آخرین نفس آماده انجام وظیفه خواهم بود.

جمال شورجه در خصوص وضعیت جسمانی خود گفت: به لطف پروردگار و با همکاری تیم پزشکی، مسیر بهبودی پس از عارضه ای که داشتم به خوبی پیش رفته و آماده ساخت سریال «حضرت موسی (ع)» هستم.

وی در مورد اظهار نظر برخی مدیران صدا و سیما در رابطه با عدم اتخاذ تصمیم جدی در ارتباط با سریال «حضرت موسی (ع)» اظهار داشت: این موضع گیری برای ما تازگی ندارد و در طول چند سال گذشته با فراز و نشیب های مختلف مواجه بودیم که به جز گذر عمر و صرف وقت تاکنون حاصلی نداشته است.

این کارگردان با رد پشیمانی از تولید این سریال اظهار داشت: خیر!  به لطف خدا و دعای مؤمنین پشیمان نشدم و نخواهم شد؛ ساخت پروژه  «حضرت موسی (ع)» برای بنده مثل یک فریضه است و چون ولی امر تکلیف فرمودند و همچنین با توجه به تعهدی که به موضوع سریال و نویسنده آن مرحوم سلحشور احساس می کنم تا آخرین نفس آماده انجام وظیفه خواهم بود.

وی ادامه داد: ولی اگر سازمان صدا و سیما پشیمان شده؛ صراحتاً نظر خود را اعلام کنند تا ما بعد از خون دل خوردن های ۶ سال گذشته و چند سال قبل از آن هم با مرحوم سلحشور، تکلیف خودمان را بدانیم و به سراغ مدیوم‌های دیگر برویم. حتی حاضریم هزینه‌هایی را هم که سازمان برای این سریال پرداخت نموده را جبران نماییم؛ اما مسئولیم به وظیفه خود عمل نماییم و به همین دلیل از هیچ کوششی در جهت ساخت این سریال کوتاهی نخواهیم کرد.

این کارگردان در پاسخ به مدعای “نبودن کارگردان درحد سلحشور برای ساخت این سریال” گفت: جای تعجب است! ظاهراً آقایان فراموش کرده اند که همین سازمان در زمان ساخت سریال «یوسف پیامبر (ع)» و حتی پس از آن با مرحوم سلحشور چه برخوردهای نامتعارف و غیراصولی داشته‌اند و یادم نمی‌رود سلحشور این هنرمند ارزشمند با چه مظلومیت و دل پر سوز و گدازی این سریال را به پایان رساند و من مطمئنم اگر او هم زنده بود و می خواست سریال «حضرت موسی (ع)» را بسازد؛ همان رفتارها و کم توجهی های دوره یوسف شامل حالش می شد.

وی تصریح کرد: حالا به دنبال مثل او می گردند!؟ در مورد بنده نیز قس‌علیهذا … خدا را شاهد می گیرم؛ ۶ سال است برای ساخت این سریال در رسانه ملی حسب وعده و وعیدهای مدیران سعی خودمان را مخلصانه به کار برده ایم و با دل و جان برای فراهم نمودن شرایط ساخت این سریال قرآنی تلاش نمودیم. بی توجهی ها؛ بی مهری ها و بعضاً برخوردهای دوگانه و نامناسب و حتی شایعات ناشایست دور از شأن و شخصیتمان را تاکنون به جان خریدیم و پوستمان کلفت تر از این حرف ها شده.  از سازمان صدا و سیما باید سوال کرد من یک سال پیش سکته کردم؛ ۵ سال قبل از آن چه گلی به سر من زدید؟  وظیفه ای داریم باید انجام دهیم و در راه انجام آن جان چه قابلی دارد.

شورجه متذکر شد: ما معتقدیم این سریال افزون بر ارزش های مقدس آن در صورتی که درست مدیریت شود علاوه بر کسب آبرو برای کشور با سود دهی مناسبی نیز می تواند روبرو باشد. البته اگر خوب ساخته شود و برای خوب ساخته شدن شرایطی مورد نیاز هست که بحث در مورد آن بماند و بماند… ما بنا به اظهار نظر سازمان مبنی بر مشکلات مالی و عدم تأمین اعتبار لازم برای ساخت این سریال و درخواست آنان مبنی بر معرفی سرمایه گذار با پیگیری‌های متعدد بودجه ساخت این سریال عظیم را از خارج از سازمان با شرایط ایده آل تأمین و به تلویزیون معرفی نمودیم ولی در کمال ناباوری دست رد به سینه آنها زدند و اجازه تولید ندادند و هنوز هم علامت تعجب ذهن من از این عمل پاک نشده.  به هر حال خداوند ناظر اعمال ماست و اوست که قضاوت خواهد کرد.

جمال شورجه+فرج ا.. سلحشور




واکنش یک روزنامه‌نگار باسابقه به ورود مراجع تقلید به غائله بی‌حرمتی‌های سران خانه سینما⇐ آقایان خانه سینما! سفسطه نکنید و رک بگویید چه کردید که شرافت عجین شد با نیازمندی؟؟/چه زشت است وضعیت سینماگرانی که مجبورند برای گرفتن یک سبد ارزاق، نیازمند بودنشان را با سین‌جیم شدن، اثبات کنند!!/چرا هنرمندانی با یک دنیا توانایی و تجربه، برای شرمنده نماندن پیش خانواده، باید فرم پر کنند و ثابت کنند که نیازمندند!؟/ اگر اوضاع، منطقی و شایسته‌سالاری، حاکم بود حالا به‌جای امثال شما، همین سینماگران نیازمند شریف که مدام تحقیرشان می‌کنید، در راس خانه سینما نبودند؟/آقایان لانه‌کرده در راس خانه سینما! ای کاش رعایت اخلاقیات و توجه به کف صنف را از سیف‌الله داد می‌آموختید!/فتوای آیت‌الله مکارم را جدی بگیرید و از عزت نفس هنرمندان مراقبت کنید وگرنه…

سینماروزان: افزایش حجم بی‌حرمتی‌های روایافته علیه بدنه سینما از حذف هزاران نفر از فهرست عیدی میلیاردی استارت خورد و به دنبال آن نیز برای اعطای یک سبدکالای حداقلی نیز سران صنف، کف صنف را مجبور کردن به سین‌جیم شدن آنلاین و به اشتراک‌گذاری اطلاعات زندگی شخصی.

این رفتار با واکنش آیت‌الله مکارم شیرازی از مراجع تقلید عالم تشیع مواجه شد و ایشان در پاسخ به استفتای صورت گرفته از ایشان به روشنی، سین‌جیم کردن اهالی سینما برای اعطای کمک را رد کردند.(اینجا را بخوانید)

کیوان امجدیان منتقد و روزنامه‌نگار باسابقه در واکنش به ورود آیت‌الله مکارم به غائله بی‌حرمتی‌های روایافته علیه بدنه سینما نوشت: چه بلایی سر عزت نفس هنرمندان میاوریم؟! این چند روز ، خبری نقل شده که برای فرهنگ و هنر و خصوصا سینما تلخ و کلافه کننده است. اینکه بدنه سینماگران گرفتار در مشکلات اقتصادی برای دریافت یک سبدکالا، باید فرم پرکنند و بعد در صورت تایید نیازمندی بروند فلان نقطه شهر و احتمالا صف و…

امجدیان ادامه داد: فتوای حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی دوباره نشان داد که در هر حالت، مراقبت از عزت نفس افراد باید برای مسئولان از هر چیزی مهمتر باشد. در این میان کاش بزرگواران و مدیران خانه سینما دست از سفسطه بردارند و فتوای مراجع را جدی بگیرند و بدانند که میزها و مناصب این ایام تا چه اندازه بی ‌معیار است وگرنه ممکن است همان طور که یک‌شبه آمدند یک‌شبه هم بروند...کاش یادشان نرود که حالا فقط رابطه و نسب و رانت و ثروت است که بسیاری از مدیران را منصوب یا معزول میکند. کاش فراموش نکنند اینکه آنها در راس تصمیم گیریها و فعالیتهای خانه سینما هستند اصلا به معنای برتریشان نسبت به سایر اعضای خانه سینما و سایر سینماگران نیست.

این منتقد افزود: چه زشت است که سینماگرانی که مجبورند برای گرفتن یک سبد ارزاق، نیازمند بودنشان را با سین‌جیم شدن، اثبات کنند. باور کنند که اگر اوضاع، منطقی و شایسته سالاری حاکم بود حالا خیلی از همان سینماگران نیازمند در راس تصمیم گیریهای نه فقط خانه سینما که تمام فرهنگ و هنر قرار می‌گرفتند. اگر اوضاع، منطقی و شایسته‌سالاری، حاکم بود حالا به‌جای امثال شما، همین سینماگران نیازمند شریف که مدام تحقیرشان می‌کنید، در راس خانه سینما نبودند؟!

کیوان امجدیان خاطرنشان ساخت: باور کنید هنرمندانی که مجبورند تشریف ببرند در فلان جا و صف بکشند برای گرفتن سبد، فقط به دلیل نداشتن رابطه و شاید محکم ایستادن بر بعضی اصولشان حالا بیکارند و پول مایحتاج زندگی را هم ندارند و شرمنده زن و بچه شده اند؛ هنرمندانی که با یک دنیا توانایی و تجربه، حاضرند برای شرمنده نماندن پیش خانواده، فرم پر کنند و ثابت کنند که نیازمندند. آقایان لانه کرده در راس خانه سینما! یادشان نرود که درنتیجه سیاست‌های نادرست آنان بوده که دو صفت شرافت و نیازمندی، عجیب عجین شده اند با هم. چه کردید که کار بدینجا رسید؟؟ ای کاش رعایت اخلاقیات و توجه به کف صنف را از سیف‌الله داد می‌آموختید!