یک خبر: حلقه بالادستی خانه سینما حق رأی را از صنوفی که ثبت “کارگری” نشده اند میگیرد!؟!⇔یک پرسش: اگر این همه اصرار است بر کارگر شدن سینماگران، چرا خانه سینما را منحل نمیکنید و همه اعضا را به “خانه کارگر” سوق نمیدهید؟؟

سینماروزان: نزدیک به دو ماه بعد از دریافت حکم ریاست سازمان سینمایی، حسین انتظامی هنوز تکلیفش را با اهمال حلقه بالادستی خانه سینما در تخصیص امکانات رفاهی عادلانه به بدنه سینما مشخص نکرده و در این اوضاع یک رسانه سینمایی خبری دردناک از خانه سینما مخابره کرده است.

“سینماپرس” گزارش داده که هیأت مدیره خانه سینما در حال تصویب قانونی برای گرفتن حق رأی از صنوفی هستند که به عنوان صنف کارگری ثبت نشده اند تا بدین طریق آنها را مجبور کنند که به عنوان صنف کارگری ثبت شوند.

سینماپرس نوشت: تصمیم پیشین هیأت مدیره خانه سینما بر این بوده که صنف هایی که ثبت وزارت کار نشده اند امکان عضویت در هیأت مدیره را نداشته باشند اما حالا در تصمیمی جدید و غیرقانونی میخواهند حق رأی را هم از صنوفی که این ظلم را نپذیرفته و حاضر به ثبت در وزارت کار نشده اند سلب کنند؛ عملکردی غیرقانونی که باعث شده تا شائبه های زیادی را به وجود آورد.

این رسانه ادامه داد: نکته قابل تأمل اینجا است که هر مصوبه ای توسط هیأت مدیره خانه سینما باید در مجمع عمومی به رأی گذاشته شود نه اینکه آنها به اصطلاح ببرند و بدوزند و تعیین و تصویب کنند و هر بلایی می خواهند به سر سینما و سینماگران و صنوف سینمایی بیاورند! از ۳۲ صنف خانه سینما تعداد زیادی راضی به ثبت صنف شان در وزارت کار که رسما هیچ ارتباطی با سینما و سینماگر و هنرمند ندارد نشده اند و مسئولان خانه سینما می خواهند با هر ترفندی شده آنها را راضی کنند که در وزارت کار ثبت شوند. در همین راستا شنیده می شود آنها با وعده و وعیدهای مکرر به اهالی صنوفی که راضی به ثبت صنف شان نشده اند می گویند شما فقط کافی است مدارک تان را به وزارت کار ارسال کنید حالا بقیه اش هم بماند برای بعد اشکال ندارد!

متعاقب گزارش سینماپرس، یک رسانه سینمایی دیگر هم با انتشار خبر تلاش برای ثبت صنف منتقدان و نویسندگان سینما به عنوان صنف کارگری نیز بر این تصمیم تاخته و پیشنهاد انحلال خانه سینما و عضویت سینماگران در خانه کارگر را داده است.

“انلی سینما” نوشت: انجمن کارگری منتقدان را چطور هضم کنیم؟؟! طوسی فریب ابوالمشاغلی را خورده که در آستانه حذف از معادلات سینماست؟؟ اینکه جواد طوسی رییس انجمن منتقدان سینمایی را با چه ترفندی راضی کرده اند به ثبت کارگری این صنف واقعا جای سوال دارد؟؟ جواد طوسی با آن همه سابقه قضایی چطور خام ابوالمشاغلی شده که عنقریب است از خانه سینما حذف شود و جای خود را به مدیری صنفی دهد؟؟

این رسانه ادامه داد: تا به یاد داریم نقد و نویسندگی امری فرهنگیست که هیچ سنخیتی با کارگری ندارد مگر در شعارهای احزاب توده گرای عوامفریب!! چرا انجمن منتقدان باید تن دهد به کارگری شدن؟؟ اگر این همه اصرار است بر عملیاتی کردن طرحی مربوط به وزیر معزول کار چرا خانه سینما را منحل نمیکنید و همه اعضا را به خانه کارگر سوق نمیدهید؟؟؟




به دنبال گزارش سینماروزان پیرامون شبهه های متعدد برخی از سرگروههای اکران۹۸، حالا یک سینماگر قدیمی بیان کرد⇐چطور تمام فیلمهای محمدصادق رنجکشان سرمایه گذار تازه وارد به سینما به تناوب در سرگروه‌های آستارا یا باغ کتاب روی پرده رفته یا قرارداد اکران‌شان منعقد شده؟؟؟

سینماروزان: دو روز قبل بود که در گزارشی تحلیلی به مرور عملکرد شبهه دار برخی سرگروههای سینمایی اکران98 و از جمله آستارا و باغ کتاب پرداختیم و از شورایعالی اکران و بالاخص رییس اش که وعده بازبینی سرگروهها در تابستان را داده بود خواستیم فکری کند بر این شبهه ها.(اینجا را بخوانید)

به دنبال آن گزارش تحلیلی یکی از سینماگران قدیمی که فیلمش علیرغم حضور در بخش مسابقه ذجشنواره فجر هنوز فرصت اکران نیافته هم به انتقاد از شبهه های گروه بندی اکران98 پرداخته است.

این سینماگر با اشاره به تاثیرگذاری بیش از حد یک سرمایه گذار نورس بر اوضاع اکران به “سینماپرس” گفت: این سرمایه گذار که معلوم نیست این پول های کلان و مشکوک را از کجا آورده در سهام سینما آستارا به عنوان یکی از سرگروه های سینمایی هم شریک است و به تازگی حتی به عرصه تئاتر هم ورود پیدا کرده و مالکیت برخی از سالن های خصوصی تئاتر را هم خریده است! ‌ این افراد رسما اجازه نفس کشیدن و دیده شدن به دیگر فیلمسازان و تهیه کنندگان را نمی دهند و به نوعی در سالن های خود سایر فیلم ها و فیلمسازان را بایکوت کرده اند و مسئولان سازمان سینمایی هم دست روی دست گذاشته و مشغول تماشای این جریانات شوم و ناپسند هستند.

این سینماگر افزود: سوأل اینجا است که چطور تمام فیلمهای محمدصادق رنجکشان سرمایه گذار تازه وارد به سینما به تناوب در سرگروه‌های آستارا یا باغ کتاب روی پرده رفته یا قرارداد اکران‌شان منعقد شده؟ فیلم هایی مانند «متری شش و نیم» و یا «سرخپوست»؟ چرا حالا مجدد قرارداد اکران «سرکوب» در گروه آستارا منعقد شده و «روسی» برای اکران در باغ کتاب در انتظار است؟ این ها سوألاتی است که احتمالا جواب آن را مدیران سینمایی می دانند و باید پاسخگوی این سوألات باشند.

این سینماگر ادامه داد: حرف بنده این است که ابراهیم داروغه زاده بعنوان رییس شورایعالی اکران حالا که قرار است به زودی از سازمان سینمایی بروند باید پاسخگوی اعمال و رفتارشان در چیدمان اکران باشند.




سینماگران مستقل در انتظار جلسه تازه شورای عالی اکران⇐آیا داروغه زاده به وعده اش عمل خواهد کرد و سرگروههای مناقشه برانگیز را تغییر خواهد داد؟؟/آیا داروغه زاده پاسخی خواهد داد به این پرسش که چطور میشود رنجکشان هنوز حضورش در سینما به دو سال نرسیده قادر است دو فیلمش را در گل اکران روی پرده بفرستد و همزمان با اکران آن دو فیلم،   قرارداد اکران دو فیلم دیگر را هم ببندد!!!؟؟؟/آیا داروغه زاده خواهد گفت که دفتر پخش تازه تأسیس یکی از یاران مدیرعامل چندشغله، چگونه هم اکران نوروز و هم اکران عیدفطر یک سرگروه خاص را از آن خود کرده؟؟؟

سینماروزان/محمد شاکری: نیمه دوم اسفند سال قبل و بعد از اعلام نام هفت سرگروه سینمایی اکران نوروز،  ابراهیم داروغه زاده با تأکید بر فسادبرانگیز بودن ثبات سرگروههای سینمایی از تغییر دو سرگروه دیگر در تابستان 98 گفت ولی شاید خود داروغه زاده هم باورش نمیشد که فقط سه ماه بعد از آغاز سال دو سرگروه تازه سینماها یعنی آستارا و فرهنگ چنان عملکرد مناقشه برانگیزی داشته باشند که قبل از تغییر دیگر سرگروهها باید فکری به حال همین دو کرد.

حذف دو سرگروه کوروش و ماندانا و افزوده شدن سرگروههای فرهنگ و آستارا صورت گرفت تا شک و شبهه های اکران کاهش یابد! جز این است؟؟ ولی نه تنها شک و شبهه ها کاهش نیافته که با قرارگیری سرگروه باغ کتاب در کنار سرگروههای آستارا و فرهنگ، دوز شبهه بالا رفته!

کافیست نگاهی بیندازیم به چیدمان اکران در سال جدید؛ تمام فیلمهای محمدصادق رنجکشان سرمایه گذار چندفیلمه تازه وارد به سینما به تناوب در سرگروههای آستارا یا باغ کتاب روی پرده رفته یا قرارداد اکرانشان منعقد شده. “متری شش و نیم” اکران نوروز گروه آستارا را گرفته، “سرخپوست” اکران عیدفطر گروه آستارا را به خود اختصاص داده،

قرارداد اکران “سرکوب” برای گروه آستارا منعقد شده و قرارداد اکران “روسی” برای گروه باغ کتاب بسته شده است و لابد بزودی قرارداد اکران فیلمهای دیگر ایشان و از جمله “بی حسی موضعی” منعقد خواهد شد؟؟

دقت کردید؟؟؟ رنجکشان هنوز حضورش در سینما به دو سال نرسیده قادر است دو فیلمش را در گل اکران روی پرده بفرستد و همزمان با اکران آن دو فیلم قرارداد دو فیلم دیگر را ببندد!!! ناگفته پیداست که در تسهیلات ویژه اکران برای فیلمهای رنجکشان سرگروههای آستارا و باغ کتاب هستند که نامشان در کانون توجه است.

بماند که سرگروه باغ کتاب تسهیلات ویژه ای قائل شده برای فیلمهای دفتر پخشی تازه تأسیس به مدیریت علی آشتیانی پور از یاران مدیرعامل خانه سینما به گونه ای که این دفتر پخش تازه تأسیس بعد از تصاحب اکران نوروز باغ کتاب با فیلم “ژن خوک” قرارداد اکران عیدفطر باغ کتاب را نیز به خود اختصاص داده آن هم با فیلمی به نام “نیوکاسل” که اصلا معلوم نیست ویدیویی است یا سینمایی و چه زمانی پروانه ساخت گرفته؟؟؟

چرای اتفاقات سرگروههای آستارا و باغ کتاب را ما نمی دانیم ولی داروغه زاده حتما باید بداند.

این مشتی نمونه خروار از اتفاقاتی است که فقط در دو سرگروه اکران98 میگذرد.

درباره مابقی میخواهید بدانید؟؟

کافیست بدانید سرگروه فرهنگ بخاطر مدیریت ضعیف فارابی در چینش فیلمها عملا تاثیرگذاریش را از دست داده و بلحاظ جذب مخاطب تبدیل شده به یکی از ضعیفترین سرگروهها!

سرگروههای ارگانی آزادی و استقلال نیز تبدیل شده اند به پاتوق فیلمهای حاکمیتی-مشکوک المنابع!!

و در یک کلام سهم سینماگران مستقل از این سرگروهها به نزدیکی صفر رسیده!

در جلسه تازه شورایعالی اکران چه خواهد گذشت؟ آیا داروغه زاده بعنوان رییس شورایعالی اکران به وعده اش عمل خواهد کرد و برای حذف شبهه های پیش آمده فکری عاجل خواهد کرد برای سرگروههایی که عملکرد شبهه زا داشته اند؟؟؟




چرا مدیران شهری فکری نمی‌کنند برای این مدیران بی‌خبر از زیرمجموعه‌ها؟؟⇐مدیرعامل تصویرشهر مدعی ۱۵سالنه کردن پردیس ملت است در حالی که پردیس ملت یازده سال بعد از افتتاح برای همین پنج سالن فعلی هم پارکینگ ندارد!!

سینماروزان: هاشم میرزاخانی بعد از آن که فقط ظرف چند ماه از انجمن سینمای دفاع مقدس حذف شد از مدیریت تصویرشهر سربرآورد! آن هم بخاطر حجم بالای گلایه های سینماگران و رسانه های مستقل از مدیریت پیشین تصویرشهر.

با این حال میرزاخانی پنج ماه بعد از حضور در تصویرشهر بجای آن که طرح مسأله های پیشین از سوی سینماگران و رسانه های مستقل را مجالی کند برای بهبود عملکرد زیرمجموعه هایش در نخستین گقتگوی مفصلش در این پنج ماه ادعاهایی غریب مطرح کرده!

عجیب ترین ادعا درباره 15 سالنه کردن پردیس ملت است. هاشم میرزاخانی که همه سابقه مدیریتش در سینما به دولت دوم احمدی نژاد بازمیگردد فرموده است: به زودی ۵۰۰ صندلی(در ده سالن شامل هشت سالن 40نفره و 2سالن 28نفره) به ظرفیت پردیس ملت اضافه خواهد شد و پردیس ملت به سینمایی ۱۵ سالنه تبدیل می‌شود!!

ادعای هاشم میرزاخانی در شرایطی رخ میدهد که اولا عمده انتقادات به اغلب پردیسهای شهرداری ضعف مدیریت ناشی از ریاست افراد بی رزومه و گاه چندشغله بر این پردیسهاست!

همین پردیس ملت در سالهای اخیر توسط مدیری به نام مریم جلالی اداره شده که همزمان مشغول کار برای تلویزیون هم بوده و کمترین حرکت مشهودی برای اعتراضات سینماگران به تبعیض در تخصیص سانسها انجام نداد!

ثانیا مشکل کلیدی پردیس ملت که داد مخاطبان را درآورده نه کمبود سالن بلکه نداشتن یک پارکینگ اختصاصی برای پردیس است! عجیب است که بیش از ده سال از راه اندازی این پردیس گذشته و هنوز مشکل حل نشده!! میرزاخانی اگر فقط یک بار بعنوان مخاطب عام-و نه مدیر- سری به پردیس ملت میزد قطعا متوجه میشد که عمده گلایه مخاطبان از این پردیس به نداشتن پارکینگ مرتبط است!

اگر هاشم میرزاخانی از نزدیک با مخاطبان سینما ارتباط داشت یا لااقل مشاورانی به روز داشت که ظرف این پنج ماه اطلاعاتی کامل از وضعیت زیرمجموعه های تصویرشهر در اختیارش بگذارند بجای حل مشکلات کلیدی پردیسهای شهری و از جمله پردیس ملت به فکر توسعه کمی آنها بود؟؟؟




پاسخ محمد هاشمی به چرایی تعطیلی مناظرات بی سانسور سیاسی با آغاز جنگ تحمیلی⇐اگر يك نفر در مناظره میگفت فلان‌جا شكست خورديم، ديگر نمي‌شد جمعش کرد!!!

سینماروزان: در ابتدای دهه 1360 مناظره‌هايي از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شد كه مباحثي ايدئولوژيك داشت. در اين مناظره‌ها در يك طرف نورالدين كيانوري و احسان طبري بود و طرف ديگرش شهيد بهشتي و مصباح‌يزدي و عبدالكريم سروش. مناظره‌هايي كه بدون اينكه ناسزا، پرونده‌سازي يا اتهام زدن به طرف مقابل در آنها وجود داشته باشد بين دو طرف بحث، سوال و جواب در مي‌گرفت و اين مخاطب بود كه تصميم مي‌گرفت فارغ از هر نوع تحميلي سرانجام يك گفت‌وگو چيست.

مناظره‌هاي دهه 60 اگرچه به صورت ضبطي انجام شد اما به گفته مسوولان وقت هيچ نوع سانسوري در آنها نبوده است و البته اگر هم مي‌بود از حواشي آن زمان و اخبار منتشره مي‌شد فهميد كه چقدر طرفين بحث مناظره‌ها را قبول داشته‌اند؛ با اين حال اين مناظره‌ها كه در بهار 60 در تلويزيون جريان داشت بعد از دوره‌اي قطع شد و ادامه پيدا نكرد.

محمد هاشمي كه تيرماه 60 رياست صداوسيما را بر عهده گرفته است در گفت‌وگو با “اعتماد” و درباره اينكه چرا تلاش نكرده است تا دوباره اين مناظره‌ها برگزار شود، مي‌گويد: وقتي جنگ شروع شد همه سياست‌هاي كشور تحت‌الشعاع كشور بود آن وقت ممكن بود در مناظره‌ها برخي مخالف جنگ باشند و نمي‌توانستيم چنين مخالفتي را در آن زمان از تلويزيون پخش كنيم.

وي در واكنش به اين سوال كه اين اطمينان وجود نداشت كه در مناظره جواب اين مخالفت‌ها با دلايل روشن داده شود، پاسخ مي‌دهد: بحث اطمينان نبود. نمي‌خواستيم مناظره ضبطي باشد مي‌خواستيم زنده برگزار شود. در برنامه زنده هم نمي‌شود كسي را كنترل كرد. از طرفي هم شرايط كشور در آن برهه بسيار حساس بود. دشمن سعي مي‌كرد به هر طريقي به درون كشور نفوذ كند. اگر يك نفر در مناظره به دروغ پخش مي‌كرد شما فلان‌جا شكست خورديد ديگر نمي‌توانستيم جمعش کنیم و كاري از پيش ببريم. به هر حال جنگ بود و جنگ شوخي ندارد.

هاشمي در واكنش به اينكه توجيه وي توسط مديران بعدي نسبت به ديگر مسائل امنيتي كشور ادامه پيدا كرده است، ادامه مي‌دهد: به هر حال شما در مناظره‌هاي انتخاباتي سال 88 هم ديديد كه چقدر كشور دچار زيان شد. رقيب براي برنده شدن خود هر حرفي مي‌زد و در نهايت خسارت آن مناظره‌ها به مراتب بيشتر از فوايدش بود. مردم مي‌گفتند اگر اين نكاتي كه در مناظره‌ها درباره افراد مي‌گوييد، درست است پس چرا اينها را اعدام نمي‌كنيد.




اطلاعیه خانه سینما در واکنش به منع قانونی حضور معتمدآریا در هیأت مدیره: دوره دو ساله قانونی هئیت مدیره خانه سینما اسفند ۹۷ به پایان رسیده و امتداد دوره تا خردادماه فقط بخاطر تطبیق اوراق مالی است!⇔پرسش اول: کجای اساسنامه خانه سینما گفته شده میتوان دوره دوساله هیأت مدیره را به دلیل تطبیق اوراق مالی امتداد داد؟؟؟/پرسش دوم: چرا معتمدآریا به خاطر حفظ حرمت اساسنامه خانه سینما هم که شده شخصا از هیأت مدیره استعفا نمیدهد تا خانه سینما وادار به صدور اطلاعیه های پرسش ساز نشود؟؟

سینماروزان: بعد از اعلام خبر ریاست فاطمه معتمدآریا بر انجمن بازیگران خانه سینما مشخص شد که طبق بند 30 فصل پنجم اساسنامه خانه سینما حضور ایشان بعنوان عضو هیأت مدیره خانه سینما غیرقانونی است و باید از این سمت استعفا دهد.(اینجا را بخوانید)

با این حال بجای عملی شدن استعفای ایشان با اطلاعیه ای از هیأت مدیره خانه سینما روبرو هستیم که در آن ذکر شده چون دوره دوساله هیأت مدیره خانه سینما اسفند97 پایان پذیرفته پس حضور معتمدآریا در هیأت مدیره ایرادی نداشته! هیأت مدیره خانه سینما متذکر شده که ادامه فعالیت هیأت مدیره تا خردادماه پیش رو فقط برای تطبیق گزارش مالی هیئت مدیره با حسابرسی مالی سال 97 صورت گرفته است و لاغیر!

پرسش اولی که پیرامون این توجیه هیأت مدیره خانه سینما حادث میشود آن است که کجای اساسنامه خانه سینما گفته شده میتوان دوره دوساله هیأت مدیره را بخاطر تطبیق اوراق مالی امتداد داد؟

پرسش دوم ناظر به ماجرا آن است که چرا معتمدآریا بخاطر حفظ حرمت اساسنامه خانه سینما هم که شده شخصا از هیأت مدیره استعفا نمیدهد تا هیأت مدیره وادار به صدور اطلاعیه های پرسش ساز نشود؟؟




بازخوانی گزارش چهار سال پیش سینماروزان درباره محمدهادی رضوی+یک پیشنهاد تازه⇐به‌جای شلاق و حبس احتمالی، سرمایه گذار «شهرزاد» را به ادلب سوریه بفرستید بلکه به آرزویش که مرگ در راه جهاد با داعش است، نائل آید

سینماروزان: وقتی حدود چهار سال قبل در تیر ماه 1394 در چرایی سرمایه گذاری میلیاردی محمدهادی رضوی داماد محمد شریعتمداری- که آن زمان معاون اجرایی رییس جمهور بود- در «شهرزاد»، نوشتیم خیلیها حتی جرأت این را نداشتند که رزومه چنین سرمایه گذارانی را مرور کنند چه برسد به اینکه بخواهند درباره اهدافشان از سرمایه گذاری طرح سوال کنند.(اینجا را بخوانید)

همان چهار سال پیش که محمدهادی رضوی در واکنش به گزارش سینماروزان در یادداشتی بلندبالا نوشت:« خدایا مرگم را در جهاد با حرامیان صهیونیسم و داعش و وابستگانشان قرار بده» خطاب به ایشان نوشتیم به واسطه مجاهدتهای مدافعان حرم در برابر داعش، آرزوی شهادت در این مسیر آن قدرها محال و دست نیافتنی نیست و کافیست فقط ایشان فعل خواستن را درست صرف کند.(اینجا را بخواند)

پس از آن نیز مدام درباره آفات حضور سرمایه گذاران مشکوک در سینما و شبکه خانگی نوشتیم و حتی نخستین رسانه ای بودیم که خبر بازداشت سرمایه گذاران «شهرزاد» را منتشر کردیم! اینکه چهار سال بعد از آن افشاگریها حالا گروهی از همانها که برای محصولات این سرمایه‌های مشکوک ویژه نامه های پر و پیمان و جلسات نقد و بررسی میگذاشتند تازه بعد از سخنان نماینده دادستان درباره ایشان، سعی میکنند آنها را تکفیر کنند هم برایمان، مهم نیست چون جسارت، کیمیایی است که در هر دکان سرگذری یافت نمیشود.

این روزها که حکم شلاق و حبس و رد مال حسین هدایتی-یکی دیگر از همان سرمایه گذاران ورود کرده به هنر- اعلام شده و دادگاه یکی دیگر از آن سرمایه گذاران که محمدهادی رضوی باشد در حال برگزاری است فقط یک پیشنهاد داریم و آن هم باز برآمده از خواسته های خود رضوی است.

آنها که به صفحه اجتماعی محمدهادی رضوی سر زده اند حتما دیده اند در بالای صفحه آمده: «در حسرت راه شهدای حرمت یا زینب! السلام علی قلب زینب صبور»؛

پیشنهاد سینماروزان آن است که چون پیشتر هم رضوی از آرزویش برای مرگ در راه جهاد با داعش و وابستگانش گفته بود به جای حبس و شلاق احتمالی(؟)، برای پاک کردن کامل سوریه از بقایای داعش، رضوی را به ادلب سوریه بفرستند؛ اگر سعادتش را داشت به آرزویش که مرگ در راه جهاد با داعش است نائل آید و اگر این گونه نشد و شهادت به سراغش نیامد، لااقل حسرت راه شهدای حرم در دلش نماند!

تصویری از صفحه اجتماعی محمدهادی رضوی با تأکید بر حسرتی که در راه شهدای حرم داشته!




این هم عواقب رفتار غیرمنطقی عوامل «رحمان۱۴۰۰» در اکران نسخه‌ای متفاوت با نسخه مجاز⇐سعید خانی: تا پیش از ماجرای «رحمان…» مذاکرات مثبتی برای اکران «ارادتمند…»کاهانی داشتیم ولی با اتفاق پیش آمده برای «رحمان…» کار برایمان دشوار شد/صادقانه میگویم که «ارادتمند…» مناسب افراد زیر ۱۵سال نیست!/به اکران محدود «ارادتمند…» هم راضی هستیم/امیدوارم بعد از تغییر ساختار سازمان سینمایی بتوانیم «ارادتمند…» را اکران کنیم

سینماروزان: ایراهیم داروغه زاده که بعد از معاون معزول نظارت وارد سازمان سینمایی شد طی دوران مدیریت خود توانست برخی از فیلمهای مشکل دار سالیان اخیر از «خانه دختر» و «عصبانی نیستم» تا «آشغالها…» و «پارادایس» را روی پرده بفرستد با این حال همچنان برخی فیلمهای توقیفی در زمان معاون معزول نظارت و از جمله «ارادتمند، نازنین، بهاره و تینا» هنوز نتوانسته اند مجوز اکران بگیرند.

به گزارش سینماروزان سعید خانی تهیه کننده «ارادتمند…» به تازگی در گفتگویی به افشاگری درباره این مسأله پرداخته که تا پیش از ماجرای از پرده پایین آمدن «رحمان1400» بخاطر تفاوت نسخه اکران با نسخه مجاز، مذاکرات مثمرثمری با ارشاد برای حل مشکل «ارادتمند…» داشته ولی با اتفاق پیش آمده برای «رحمان…» همه چیز به محاق رفته است.

سعید خانی درباره آخرین وضعیت «ارادتمند…» به «سینمامعیار» گفت: قبل از توقیف فیلم «رحمان ۱۴۰۰» مذاکراتی مثبت با وزارت ارشاد داشتیم که متاسفانه بعد از اتفاقاتی که برای «رحمان…» افتاد شرایط نمایش برایمان دشوار شد.

خانی ادامه داد: به ما گفته اند قرار است تغییر و تحولاتی در ساختار سازمان سینمایی صورت گیرد و بعد از این تغییرات قرار است دوباره مذاکره کنیم و امیدوارم که بتوانیم فیلم را بالاخره اکران کنیم.

وی در خصوص درجه بندی فیلم «ارادتمند…» گفت: من با درجه بندی فیلم ها کاملا موافقم و صادقانه میگویم فیلم ما برای زیر ۱۵ سال اصلا مناسب نیست. ما حتی به اکران محدود هم رضایت داریم و برایمان مهم این است که بتوانیم با هم گفتگو کنیم.




منوچهر والی زاده دوبلور پیشکوت در انتقاد از عدم شفاف سازی پیرامون گیرندگان عیدی میلیاردی ارشاد بیان داشت⇐رفتار مسئولان خانه سینما در توزیع عیدی میلیاردی ارشاد میان عده ای خاص، عین بی معرفتی است!!!/ این رفتار باعث ایجاد تفرقه، تبعیض و تشتت میان سینماگران شده!/چرا خانه سینما که یک مکان فرهنگی و هنری است باید با اعضایش این طور ناعادلانه رفتار کند؟/چطور بود که در دولت احمدی نژاد عیدی ارشاد به طور یکسان میان همه سینماگران توزیع میشد و حالا فقط عده ای خاص عیدی میگیرند؟؟/چه ایرادی داشت که عیدی میلیاردی ارشاد به مساوات میان تمام اعضا تقسیم میشد؟؟

سینماروزان: بیشتر از دو ماه بعد از افشای ورود عیدی میلیاردی ارشاد به خانه سینما هنوز درباره گیرندگان عیدی هیچ شفاف سازی صورت نگرفته است.

منوچهر والی زاده دوبلور پیشکسوت با انتقاد از ابهامات درباره سرنوشت عیدی میلیاردی ارشاد به “سینماپرس” گفت: سؤال مهم بنده از مسئولان توزیع‌کننده عیدی وزارت ارشاد این است که در زمان ریاست جمهوری قبل همه اهالی سینما به صورت یکسان عیدی می‌گرفتند، حالا چرا عیدی فقط به عده‌ای خاص تعلق گرفته است و به اغلب اهالی سینما این عیدی را نداده اند؟

عضو انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم سینمای ایران افزود: زمانی که بنده شنیدم مسئولان خانه سینما عیدی را به عده‌ای داده‌اند و عده‌ای دیگر را بطور کل نادیده گرفته‌اند بسیار ناراحت شدم و اعلام کردم عملکرد آنها عین بی‌معرفتی بوده و باید پاسخگوی این رفتار عجیب خود باشند. عیدی همه ساله به همه اهالی سینما تعلق می‌گرفت و امسال هم نباید این اتفاق می‌افتاد.

وی تأکید کرد: بدیهی است که همه ما نسبت به این اتفاق عجیب و ناراحت‌کننده معترض هستیم؛ این کار باعث ایجاد تفرقه، تبعیض و تشتت شده و من نمی‌دانم کدام مغز متفکری ایده اجرایی شدن این اتفاق نادرست را داده است. چرا نباید همه اهالی سینما مانند دوران احمدی نژاد رییس جمهور قبل که همه به صورت عادلانه و یکسان عیدی دریافت می‌کردند حالا هم عیدی می‌گرفتند؟

والی زاده خاطرنشان کرد: ما می‌خواهیم بدانیم پولی که ارشاد برای یکایک اهالی سینما به خانه سینما داده چه شده؟ چه کسی پول عیدی را بالا کشیده؟ چرا خانه سینما که مثلا یک مکان فرهنگی و هنری است باید با اعضایش این طور ناعادلانه رفتار کند؟

این دوبلور برجسته تأکید کرد: این پول بخشی از پول دولت و بودجه بیت‌المال بوده، حالا چرا عده‌ای باید بیایند و تصمیم بگیرند که این پول را به چه کسی بدهند؟ این روشن است که این پول متعلق به همه صنوف و یکایک اهالی صنوف بوده و هر کس که این پول را دریافت نکرده ناراضی است.




انتقادات یک فیلمساز دیگر از گروه دولتی هنروتجربه⇐وضعیت “هنروتجربه” به مرحله‌ای رسیده است که مدیرانش تنها می‌خواهند بگویند که ما این تعداد فیلم را اکران می‌کنیم!!/در بخش اداری و تبلیغات، “هنروتجربه” به یک روند کسل‌کننده افتاده است!!/مدیران “هنروتجربه” تبلیغات در فضاهای شهری و تلویزیون را هم به گردن فیلمساز انداخته اند!!

سینماروزان: راه اندازی گروه دولتی “هنروتجربه” در دوران رییس معزول سینما از همان آغاز با انتقادات مختلف مواجه شد.

نگاه کمیت گرای مدیران این گروه که موجب اکران انبوهی فیلم در تعداد محدودی سالن میشود و غلبه نگاه کارمندی بر مدیریت این گروه از جمله دلایل انتقاد بوده است.

هادی آفریده مستندسازی که فیلم تازه اش “باشگاه حیوانات” را برای اکران در هنروتجربه داشته
با اشاره به چگونگی اکران فیلم‌های مستند در گروه «هنر و تجربه» عنوان کرد: وضعیت اکران “هنروتجربه” به مرحله‌ای رسیده است که گویا دوستان مدیر تنها می‌خواهند بگویند که ما این تعداد فیلم را اکران می‌کنیم، اما این فیلم‌ها در چه شرایطی اکران می‌شوند؟ آیا با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند؟

وی ادامه داد: سانس‌های پراکنده گروه «هنر و تجربه» به ویژه در تهران باعث می‌شود هیچ برنامه‌ریزی خاصی برای تبلیغات رخ ندهد. این اکران شناور یک روش غلط است که باعث می‌شود سانس‌های پراکنده در ازدحام نمایش فیلم‌های جریان اصلی سینمایی ایران گم شوند. مستندها حتی یک بیلبورد در سر در سینماها هم ندارند. البته در شهرستان‌ها وضعیت کمی بهتر است و مردم عادت کرده‌اند که یک روز در هفته و در سانسی مشخص فیلمی از گروه هنروتجربه اکران شود.

آفریده با تاکید بر اینکه این نوع برنامه‌ریزی‌ها علیه فیلم‌هاست، گفت: در بخش امور اداری و تبلیغات، “هنروتجربه” به یک روند کسل‌کننده افتاده است. پوسترهای فیلم ما ۲ ماه پس از اکران آماده شد که تقریباً بی‌فایده بود. تبلیغات در تلویزیون و فضاهای شهری هم که باید طی ساز و کاری از سوی «هنر و تجربه» صورت گیرد، به گردن فیلمساز افتاده است. ما زبان دولتی‌ها را بلد نیستیم و آن‌ها هم متوجه حرف‌های ما نمی‌شوند!!!




نظرات یک مجری پیشکسوت تلویزیون درباره کیفیت پایین اجرا در رسانه ملی⇐دهان راديو و تلويزيون كج شده!!/چرا كج حرف مي‌زنند و مجرياني به كار مي‌گيرند كه استاندارد سخن نمي‌گويند!؟/مجریان زن تلویزیون عشوه‌هايي مي‌آيند كه مجريان اروپايي و امريكايي ندارند؟؟!!/ تلويزيون حتي در خبر “ايدئولوژي” تبليغ مي‌كند و تمام دردش اين است كه در چارچوب فروختن “ايدئولوژي” مبادا پايش را كج بگذارد!!

سینماروزان: ورود بی ضابطه بازیگران به حیطه اجرا از یک طرف و جذب برخی افراد کم توان- که حتی تسلط کافی بر زبان فارسی ندارند-به عنوان مجری در شبکه های مختلف صداوسیما با انتقاد اکبر عالمی مواجه شد.

اکبر عالمی مجری قدیمی تلویزیون که سالهاست در حیطه تدریس هم فعال است با انتقاد از کیفیت اجرا در رادیو و تلویزیون به “اعتماد” گفت: راديو الان نه تنها معيار نيست، بلكه باعث تنفر شده است. اكنون گويي دهان راديو و تلويزيون كج است چون كج حرف مي‌زنتد و مجرياني به كار مي‌گيرند كه استاندارد سخن نمي‌گويند.

اکبر عالمی ادامه داد: تلويزيون الان تمام دردش اين است كه در چارچوب فروختن ايدئولوژي مبادا پايش را كج بگذارد و تصور نمي‌كنم دغدغه ديگري داشته باشد، تلويزيون حتي در خبر ايدئولوژي تبليغ مي‌كند.

عالمی با اشاره به جایگاه فرهنگ ساز تلویزیون بیان داشت: تلويزيون خودش نمي‌داند كه در طرز لباس پوشيدن بچه‌هاي ما سليقه‌ساز است. فرزندان ما فرزندان حافظ و سعدي و مولوي هستند و سخن گفتن مجريان در چنين كشوري بايد اين نكته را لحاظ كند.

عالمی خاطرنشان ساخت: اينها چه كت و شلوارهايي است كه مجري‌هاي مرد مي‌پوشند يا زنان مجری چرا عشوه‌هايي مي‌آيند كه مجري‌ برنامه‌هاي اروپايي و امريكايي هم این عشوه ها را ندارند؟؟!!




انتقادات صریح یک پخش‌کننده از چینش نادرست اکران رمضان⇐چرا شورای صنفی نمایش هیچ پیش‌بینی برای اکران رمضان نکرد؟؟/وقتی از ابتدای رمضان به ناگاه شش فیلم را همزمان وارد اکران می‌کنند معلوم است که ظرفیت اکران به همه نمی‌رسد!!/اکران همزمان ۱۳فیلم در ماه رمضان به فیلمسوزی منجر می‌شود!/از حالا برای محرم و صفر برنامه‌ریزی کنند تا مجددا فیلمسوزی رخ ندهد

سینماروزان: هرچقدر که فضای اکران برای فیلمهای اکران نوروزی فراهم بود که در دو ماه، سالن و سانس کافی داشته باشند تا بفروشند، اکران دوم نوروز که مقارن شده با ماه رمضان، محدودیت بالایی را برای آثار تازه اکران شده ایجاد کرده است.

همزمان با آغاز ماه رمضان شش فیلم تازه روی پرده رفتند که در کنار 7فیلم اکران نوروز که همچنان بخش عمده سالنها را در اختیار دارند یک ترکیب 13فیلمه ساختند که به جز برخی از آنها، مابقی از محدودیت شدید سالن رنج میبرند.

سعید خانی از پخش کنندگان جوان سینمای ایران با نتقاد از چیدمان اکران ماه مبارک رمضان به «ایسنا» گفت: متأسفانه ساختار سینما هم فضای متفاوتی از دیگر فعالیت‌های کشور ندارد و برنامه‌ریزی‌های دقیقی وجود ندارد. شورای صنفی نمایش تحت تاثیر اکران نوروز قرار گرفت و هیچ پیش‌بینی برای اکران دوم نوروز که همزمان با شروع ماه رمضان شد، نکرد. 

او ادامه داد: ما باید پیش‌بینی‌های لازم را انجام می‌دادیم و می‌دانستیم که با توجه به شروع ماه رمضان دیگر برنامه اکران دوم نوروزی وجود ندارد؛ بنابراین باید تدبیری اندیشیده می‌شد که دوباره ۶ یا هفت فیلم با هم اکران نشوند. وقتی که این تعداد فیلم را با هم وارد اکران رمضان می‌کنید باعث می‌شود ظرفیت‌های اکران به همه فیلم‌ها نرسد!! باید برای آن پیش‌بینی‌هایی می‌شد. وقتی در یک تایم فیلم‌هایی ضعیف اکران می‌شوند، برای سینمادار و سینما هزینه بر می‌دارد.

این پخش‌کننده افزود: بعد از این زمان و از عید فطر هم قرار است چند فیلم قوی همزمان با هم اکران شوند که این هم مشکلاتی را ایجاد می‌کند؛ یعنی مدتی فیلم خوب نداریم و دوباره در یک بازه زمانی چند فیلم خوب با هم روی پرده می‌روند که در این حالت با توجه به تعداد سالن‌های سینمایی و ظرفیت‌های موجود شرایط برای هر یک از فیلم‌ها سخت می‌شود. برای ماه رمضان چون شورای صنفی با صاحبان آثار صحبت نکرده بود و به آنها انگیزه‌ای برای اکران نداده بود، باعث شد چند فیلم ضعیف باهم روی پرده بروند.

تهیه‌کننده «لونه زنبور» با اشاره به فیلمسوزی منتج از اکران تعداد بالای فیلم در ماه رمضان گفت: امسال آئین‌نامه می‌گفت که فیلم‌ها هفت هفته می‌توانند سرگروه باشند و چون فیلم «رحمان ۱۴۰۰» هم از نمایش برداشته و فیلم دیگری جایگزین آن شد، شورای صنفی گفت فیلم جایگزین می‌تواند نمایش خود را ادامه دهد و به دنبال آن نیز شش فیلم از ابتدای رمضان روی پرده رفتند! باید پیش‌بینی می‌شد که در ایام ماه رمضان و با اکران همزمان 13 فیلم شرایط خوبی را در گیشه نخواهیم داشت و احتمال فیلمسوزی میرود.

خانی در پایان مطرح کرد: باید از همان ایام نوروز با فیلمسازان مذاکراتی انجام می‌شد برای چینش اکران رمضان زیرا اگر بخواهیم نگاهی بلند مدت‌تر هم داشته باشیم، محرم و صفر را در پیش داریم که آن هم محدودیت‌هایی برای اکران ایجاد می‌کند. بنابراین باید از الان با صاحبان فیلم‌های غیرکمدی صحبت شود و شرایطی را برایشان در نظر می‌گرفتند تا در بازه‌های زمانی خاص، شاهد خالی بودن گیشه سینما از فیلم‌های خوب و فیلمسوزی نباشیم.




سه هفته بعد از اقدام ابلهانه ترامپ در تروریستی خواندن سپاه⇐هنوز هیچ کدام از سینماگران سپاهی از جواد نوروزبیگی تا سرهنگ سعید سعدی و حاج اکبر ثقفی واکنشی به این اتفاق نشان نداده اند! چرا؟

سینماروزان: سه هفته پیش و بعد از اقدام ابلهانه دولت ترامپ در تروریستی خواندن سپاه در تحلیلی از لزوم واکنش سینماگران دارای عقبه سپاهی و همچنین آنها که با حمایت ارگانهای متصل به سپاه محصول تولید کرده اند، نسبت به این اقدام نوشتیم.

با این حال به غیر از جمال شورجه و مسعود ده نمکی که در همان ابتدای کار و با انتشار هشتگ #من_یک_سپاهی_هستم واکنش خود را نسبت به اقدام ترامپ نشان دادند هیچ واکنش ملموس دیگری از سینماگران را شاهد نبودیم.

نه فقط سینماگرانی مانند کیومرث پوراحمد، بهرام توکلی، سیروس مقدم، احمدرضا معتمدی و محسن تنابنده که در این سالها حمایت نهادهای زیرمجموعه سپاه را پشت تولیدات خود داشته اند نسبت به این اقدام موضع نگرفتند بلکه سینماگران دارای عقبه سپاهی نیز کمترین واکنشی به این اقدام نداشته اند.

جواد نوروزبیگی، سعید سعدی و اکبر ثقفی از جمله سینماگران سپاهی هستند که ازشان انتظار میرفت واکنشی صریح نسبت به اقدام سپاه داشته باشند. اینها که اتفاقا در ادوار مختلف کاری خود حمایت ارگانهای متنفذ نظام را کنار محصولات خود داشته اند باید پیشتاز همراهی سینماگران با سپاه پاسداران میشدند.

با این حال تاکنون هیچ واکنش صریحی ازشان سر نزده است تا این پرسش شکل گیرد که چرا این جماعت در قبال توهین به یک نیروی جهادی-دفاعی نظام که اگر نبود شاید اینها هم نبودند، این قدر منفعلانه نظاره گر اوضاعند؟؟؟

سینماروزان آماده است هم توضیحات این سینماگران سپاهی و هم سینماگرانی که حمایت نهادهای متصل به سپاه را داشته اند درباره چرایی عدم واکنش به اقدام ترامپ، بی کم و کاست منعکس کند.




انتقادات بازیگر تختی علی حاتمی از فیلم ارگانی “غلامرضا…”⇐شخصیت تختی در این فیلم زیر سوال رفته!/بازیگر نقش اصلی فیلم اصلا شباهتی به تختی ندارد و انگار بادش کرده اند!!!/عجیب است که تختی را به مانند آفریقائی ها در لجنزار و خاک و خل نشان داده!!/علی حاتمی حتی میدانست تختی در مسجدسلیمان ناهار چه خورده ولی توکلی اطلاعات اندکی داشته!/با توجه به همین مسائل بود که اینها مزد کارشان را گرفتند و مردم از فیلم توکلی استقبال نکردند

سینماروزان: فیلم ارگانی “غلامرضا تختی” که با حمایت بیش از 3 میلیاردی فارابی تولید شد، با وجود تخصیص سالنهای فراوان و تبلیغات مکفی، شکست خورده اصلی اکران نوروز بود.

به گزارش سینماروزان خسرو نظافت دوست کشتی گیری که بنا بود در پروژه ناتمام “جهان پهلوان”علی حاتمی نقش تختی را ایفا کند به تازگی در گفتگویی با “کیهان ورزشی” به انتقاد از فیلم ارگانی “غلامرضا…” پرداخته است.

خسرو نظافت دوست با انتقاد از فیلم “غلامرضا…” بیان داشت: فیلم توکلی را دیدم و خیلی ناراحت شدم. متاسفانه ایشان اطلاعات اندکی داشته و نتوانسته فیلم خوبی بسازد!

وی با ابراز شگفتی از نمایش غلط کودکی تختی ادامه داد: این طور نبوده که تختی در لجنزار و خاک و گل به همراه پنجاه بچه مثلا جنوب شهری که به سبک آفریقائی ها نشان داده شده اند تمرین کند. برادر بزرگ تختی آقامهدی خودش غلامرضا را سوار دوچرخه کرد و به باشگاه پولاد فرد و تحویل حاج فیلی خدابیامرز داد و ایشان هم کلی روی تختی کار کرد.

خسرو نظافت دوست با اشاره به اشتباه در انتخاب بازیگر نقش تختی گفت: شخصیت تختی در این فیلم زیر سوال رفته! تختی چهارم که نقش روزهای پایانی عمر تختی را بازی کرده بود اصلا شباهتی به ایشان نداشت و به اصطلاح انگار بادش کرده بودند؛ تختی اصلا این گونه نبود! با توجه به همین مسائل بود که اینها مزد کارشان را گرفتند و مردم استقبال خوبی از فیلم نکردند.

نظافت دوست با تاکید بر تحقیقات علی حاتمی برای تولید “جهان پهلوان” اظهار داشت: علی حاتمی آن قدر تحقیقاتش قوی بود که حتی میخواست سریال تختی را بسازد. حاتمی آن قدر ریزبین بود که برای اینکه متوجه شود تختی موقع رفتن به مسجدسلیمان ناهار چه خورده، آشپز راه آهن را پیدا کرده بود!!!




انتقاد کارگردان یک پروژه دوملیتی از اوضاع اکران⇐مسئولان پاسخ دهند که چرا اکران فیلمها در انحصار افراد خاصی است؟؟!/چرا بخش عمده سالنها در اختیار فیلمهایی فاقد استانداردهای سینمایی است؟؟/اينكه دو بازيگر و يك پورشه در فيلم بگنجانيم كه نشد سينما!!/ اگر «‌اي ايران» الان ساخته مي‌شد محال بود اكران سراسري بگیرد!!

سینماروزان: اوضاع اکران در سینماها کما فی السابق با باز گذاشتن مسیر پیش روی آثار حاکمیتی-مافیایی ادامه دارد و هرقدر هم که سینماگران مستقل گلایه و نقد کنند باز بنا نیست اتفاق تازه ای بیفتد.

آناهید آباد بانویی که پس از سالها دستیاری کارگردانانی مختلف از بهرام بیضایی تا علیرضا داوودنژاد و احمدرضا درویش توانست فیلمی با نام “یه وا” که پروژه ای دوملیتی است را بسازد از جمله سینماگرانی است که به شدت به اکران نقد دارد.

آناهید آباد با انتقاد از اوضاع اکران سینمای ایران به “اعتماد” گفت: از مسئولان بپرسيد چرا اكران فيلم‌ها در انحصار عده خاصي است؟ در واقع چرخه ناسالم و خشن و غير‌سينمايي باعث شد فیلمم «يه وا» بعد از مدتها انتظار در چرخه اكران سراسري قرار نگيرد و سر از هنروتجربه برآورد.

این کارگردان ادامه داد: بنده كاري به فيلم‌هاي كمدي و پرفروش و… ندارم، اصلا وارد بحث‌هايي همچون فرهنگ و هويت و ادراك زيبايي‌شناسي جامعه و… هم نمي‌شوم اما در حال حاضر يك‌سري سينما در اختيار فيلم‌هاي غير‌سينمايي قرار گرفته است. هر فيلمي كه در سينما نمايش داده مي‌شود كه سينما نيست. اينكه دو بازيگر و يك پورشه در فيلم بگنجانيم كه نشد سينما.

آناهید آباد خاطرنشان ساخت: بحث من اصلا فيلم كمدي نيست چراكه خود من آرزو دارم روزي شانس ساخت فيلم كمدي را داشته باشم اما اين فيلم‌هايي كه در سينما اكران مي‌شوند سينما نيستند. سوالي از شما بپرسم. اگر فيلم «‌اي ايران» الان ساخته مي‌شد اكران سراسري به آن تعلق مي‌گرفت؟ خير. شما نگاه كنيد به سريال «‌دايي جان ناپلئون» كه براي خودش سينماست و هر ايراني به نظر من نسخه‌اي از آن را بايد در خانه نگاه داشته باشد و هر از چند گاه نگاهش كند.

آباد تأکید کرد: صراحتا مي‌گويم كه فيلم من گنجايش اكران سراسري داشت كه از آن دريغ شد… اين سرنوشت فيلم‌هاي زيادي بوده و هست.




رک‌گویی برادر محمد مطیع که فرسنگها دورتر از ایران درگذشت و بی حضور تابوت‌کشان مذبذب به خاک سپرده شد⇐برادرم اشتباه نکرد که رفت! اگر در ایران می‌ماند همان موقع از دست می‌رفت!!

سینماروزان: محمد مطیع بازیگر سرشناس ایرانی، ابتدای سال 98، فرسنگها دورتر از ایران در سوئد درگذشت و بی حضور تابوت کشان مذبذب در همان سوئد به خاک سپرده شد.

در مراسم یادمان این بازیگر فقید هرچند ایرج راد رییس هیأت مدیره خانه تئاتر از تلاشهای ناکامش برای انتقال پیکر مطیع به ایران گفته ولی مهران مطیع برادر کوچکتر محمد مطیع با صراحت از تصمیم درست برادرش در مهاجرت از ایران گفت.

مهران مطیع بیان داشت: برادرم اشتباه نکرد که رفت، او ناراحتی قلبی داشت و اگر در ایران می‌ماند همان موقع از دست می رفت!!

برادر کوچکتر این بازیگر فقید با اشاره به مهاجرت برادرش به سوئد در اواخر دهه شصت و بازگشت در اواخر دهه هشتاد گفت: برادرم زمانی که رفت سالها دور از وطن زیست ولی برای بازگشتش به ایران هم اشتباه نکرد چون عاشق بازیگری بود و برگشت و کارنامه اش را غنی تر کرد ولی در نهایت باز هم به سوئد بازگشت و همان جا بدرود حیات گفت.

مهران مطیع با لحنی گریان خاطرنشان ساخت: من با شنیدن خبر مرگش باور نکردم تا زمانیکه فیلم خاک سپاریش را ندیده بودم، برایش فاتحه نفرستاده بودم!!




…و بالاخره اظهارات سخنگوی هیأت مدیره خانه سینما⇐ از عیدی میلیاردی ارشاد فقط ۷۹۲میلیون و خرده‌ای به صنوف رسیده!!

سینماروزان: بیشتر از یک ماه بعد از لو رفتن ورود عیدی میلیاردی ارشاد به خانه سینما و در حالیکه در روزهای گذشته سوالاتی جدی طرح شده درباره اینکه مبلغ عیدی بیشتر از یک میلیارد بوده همچنان هیأت مدیره خانه سینما از شفاف سازی کامل پیرامون گیرندگان عیدی میلیاردی سرباز میزنند.

به گزارش سینماروزان در دل همین عدم شفاف سازی است که برخی افراد فاقد مسئولیت صنفی با اظهارات خود درباره این عیدی میلیاردی بر ابهامات می افزایند.

علی قائم مقامی عضو و سخنگوی هیأت مدیره خانه سینما در واکنش به حرف و حدیثهای پیش آمده بیان داشت: چهارشنبه 28 فروردین ماه اولین جلسه هیأت مدیره خانه سینما در سال جدید برگزار شد و مهم ترین بحث، موضوع عیدی امسال بود. با توجه به اينكه دقت در محاسبه جزء لاينفك حرفه من (مديريت توليد) است، در حضور اعضای محترم هیأت مدیره اسناد پرداختى را محاسبه كردم. نتيجه اين كه: جمع کل پرداختی ها (به اعضای 28 صنف دریافت کننده عیدی) مبلغ 792/400/000(792میلیون و 400هزار) تومان است.

 

 




به دنبال تروریستی خوانده شدن “سپاه” از سوی دولت آمریکا⇐آیا جواد نوروزبیگی به نمایندگی از سینماگران دارای عقبه سپاهی، گرین کارتش را میسوزاند یا منتظر میشود ترامپ گرین کارتش را باطل کند؟/آیا امثال بهرام توکلی، سعید ملکان، سیروس مقدم، محسن تنابنده و کیومرث پوراحمد که حمایت هنگفت نهادهای متصل به “سپاه” را پشت تولیدات خود داشته اند، رفتار دولت آمریکا را محکوم خواهند کرد؟؟؟

سینماروزان/حامد مظفری: رفتار ابلهانه دولت آمریکا در تروریستی خواندن “سپاه پاسداران انقلاب اسلامی” تا اینجا فقط با واکنش صریح دو کارگردان سینما یعنی جمال شورجه و مسعود ده نمکی مواجه شده که به صراحت و با هشتگ #من_یک_سپاهی_هستم تکلیف خود را با دولت آمریکا مشخص کرده اند.

به گزارش سینماروزان هنوز جواد نوروزبیگی که از جمله شناخته شده ترین سینماگران دارای عقبه سپاهی است و گویا گرین کارت امریکا را هم دارد درباره این رفتار دولت آمریکا واکنشی نشان نداده است.

خیلیها منتظرند ببینند نوروزبیگی هم به صراحت شورجه و ده نمکی به کمپین “من یک سپاهی هستم” خواهد پیوست یا معذوریت انتقال بخشی از زندگی به آمریکا مانع وی خواهد شد؟؟ آیا جواد نوروزبیگی به نمایندگی از سینماگران دارای عقبه سپاهی، گرین کارتش را میسوزاند یا منتظر میشود ترامپ گرین کارتش را باطل کند؟

به جز نوروزبیگی وقتش نیست تمام آنها که در سالهای اخیر از ارگانهای متصل به سپاه و از جمله اوج و بنیاد روایت و انجمن سینمای دفاع مقدس حمایتهای هنگفت مالی گرفته اند، اکنون همراهی خود با سپاه را نشان دهند!؟

افرادی نظیر ابراهیم حاتمی کیا، سعید ملکان، بهرام توکلی، محسن تنابنده، سیروس مقدم، الهام غفوری و احمدرضا معتمدی که با حمایت مالی اوج محصولاتی پرهزینه نظیر “بادیگارد”، “به وقت شام”، “تنگه ابوقریب”،”پایتخت5″،”سوء تفاهم” و “راه رفتن روی سیم” را ساختند الان باید مردانگی خود را نشان دهند و به شفاف ترین شکل رفتار دولت آمریکا در تروریستی خواندن سپاه را محکوم کنند.

یکی مثل کیومرث پوراحمد که با حمایت بنیاد روایت فیلم شکست خورده “پنجاه قدم آخر” را ساخت از دیگر کارگردانانیست که باید موضع خود را نسبت به سپاه مشخص کند.

حالاست که ارگانهای متصل به سپاه هم میتوانند سرندی داشته باشند برای یافتن سینماگرانی که واقعا علقه نظام و سپاه را دارند! این طور نیست؟




قال داور مجهول‌العقبه «عصر جدید»: کشورهایی که آمار شهوت جنسی شان بالاست، فوتبال بهتری دارند!! ⇔نکته: پس لابد بخاطر کمبود شهوت جنسی، از ژاپن سه گل خوردیم؟؟!!⇔پرسش: تئوری این داور درباره رشد جهشی خودش چیست؟؟ آیا این رشد هم منتج از امیال ممنوعه است؟؟ یا باز هم پای آقازادگی و «ژن خوب» در میان است؟؟

سینماروزان: از عجایب رسانه ملی یکی اش همین است که یکباره آدمها را در جایی قرار میدهد که برایش ساخته نشده اند و همین است که سیکلی از تناقضات را شکل میدهد. اخیرا فردی به نام #بشیر_حسینی پیدا شده که بی عقبه مشهود به عنوان داور مسابقه ای متصل به یک اپلیکیشن انتخاب شده و در این برنامه همردیف آدمهایی قرار گرفته مثل امین حیایی، رویا نونهایی و آریا عظیمی نژاد که هر یک کلی تجربه هنری دارند. فرد نامبرده که در همین مسابقه نیز عدم اعتماد به نفس ناشی از ضعف معلوماتش بدجوری علیه کلیت مسابقه عمل کرده، برای دیده شدن(؟) هرازگاه ادعاهایی را مطرح میسازد سرگیجه آور!!!

از جمله اظهارات منتشره ایشان درباره ربط کیفیت فوتبال با میزان شهوت جنسی است و اینکه هر کشوری که مردمان شهوانی تری داشته باشد فوتبالش قوی تر است!!(اینجا را ببینید)

بر این اساس لابد بخاطر کمبود شهوت جنسی مردمان مان بود که از ژاپن سه گل خوردیم و از جام ملتها حذف شدیم؟؟ و احتمالا از این به بعد بجای استخدام مربی فوتبال باید پناه ببریم به داروهای افزایش میل جنسی تا رشد فوتبالی داشته باشیم؟

یکی پیدا شود و بگوید این داور نورس با آن لحن غیرمتعارف به کجا متصل است که این گونه فرش قرمز برای خودش و نظرات ابترش پهن کرده اند؟؟ رزومه ایشان چیست؟! کدام خلق هنری را انجام داده اند؟؟

چرا بشیر حسینی در همه چیز اظهارنظر میکند بجز چگونگی رشدش؟؟ تئوری ایشان درباره رشد جهشی خودشان چیست؟؟ پای فروید و امیال ممنوعه در بین است؟ یا باز هم پای آقازادگی در میان است؟!




خوش به حال محمد مطیع که در تشییعش نه مدیر ابوالمشاغل صنف هست و نه تابوت کشان ریاکار!!

سینماروزان: درگذشت محمد مطیع در آخرین ساعات سال 97 خورشیدی کیلومترها دور از ایران و در سوئد رخ داد.

اتفاقی که هرچند برای رفقای این بازیگر تراژیک بود ولی از یک منظر برای خود آن مرحوم خوشبختی به شمار میرود.

در سالهای اخیر بارها و بارها دیده بودیم سینماگرانی را که در زمان حیاتشان کمترین حمایتی از سران صنف سینما ندیدند ولی تا مردند روسای چندشغله صنف و میکروفن داران دور و برشان بدوبدو به مراسم تشییعشان رفتند و در رثایشان تا توانستند دروغ گفتند!

چرا حرفهای اینان را دروغ می پنداریم؟؟ چون چنین سینماگرانی تا زنده بودند خبری حتی از یک تکریم ساده ولو در حد ارسال یک عیدی ناقابل- که حقشان بود از بودجه های هنگفتی که به نامشان از دولت میگرفتند-نبود و تا می مردند روسای اهمال کار در صف اول تابوت کشی می ایستادند.

حالا با مرگ محمد مطیع در سوئد دیگر نه خبری از ابوالمشاغل در تشییع هست و نه خبری از دروغپردازان بالادستی صنف که بیایند و با تابوت مطیع عکس بیندازند!!