سعید رجبی‌فروتن ۶۰ساله؛ “همه گزینه روی میز”انتظامی برای معاونت نظارت؟!

سینماروزان: یک هفته بعد از آن که سینماروزان خبر جدایی محمدمهدی طباطبایی‌نژاد از معاونت نظارت را داد حالا رییس سینما، جانشین طباطبایی‌نژاد را اعلام کرده است.

به گزارش سینماروزان، سعید رجبی‌فروتن ازجمله افرادی که تقریبا در تمامی ادوار سینمایی، سابقه مدیریت داشته از سوی انتظامی به‌عنوان معاون تازه نظارت منصوب شده است.

سعید رجبی فروتن متولد شهریور ۱۳۳۹ در شهر اراک دارای مدرک کارشناسی ادبیات فارسی و کارشناسی ارشد مدیریت رسانه تهران است و ازجمله مدیران فرهنگی برآمده از هیات اسلامی هنرمندان است.

در سوابق مدیریتی رجبی فروتن مواردی چون سرپرست معاونت مرکز گسترش نیروی انسانی معاونت سینمایی، سرپرست اداره کل توسعه همکاری های سمعی و بصری، مدیر کل دفتر توسعه فناوری سینمایی، مدیر کل دفتر نمایش خانگی (دو دوره مجموعا ۵ سال)، مدیرکل حوزه ریاست سازمان سینمایی(سه دوره مجموعا ۱۱ سال) دیده می شود.




بعد از جدایی از معاونت نظارت ⇐طباطبایی‌نژاد، دو حکم تازه گرفت؛ یکی برای دبیری فجر و دیگری هم برای مشاوره دادن به رییس سینما!!

سینماروزان: در حالی که شنیده‌هایی جدی وجود دارد درباره جدایی محمدمهدی طباطبایی‌نژاد از معاونت نظارت ارشاد سازمان سینمایی، حسین انتظامی وی را به عنوان دبیر جشنواره سی و نهم فجر منصوب کرد.

به گزارش سینماروزان در حکم انتظامی برای دبیری طباطبایی‌نژاد بر فجر از تلاشهای او در معاونت نظارت قدردانی شده ولی درباره آینده معاونت نظارت، چیزی نیامده؛ با این حال حکم دوم طباطبایی‌نژاد به‌عنوان مشاور رییس سازمان سینمایی بر شائبه‌های جدایی او از  معاونت نظارت سازمان صحه می‌گذارد.

محمدمهدی طباطبایی‌نژاد آقازاده حجت الاسلام سیدنورالله طباطبائی نژاد است که اولین نماینده شهرستان اردستان در مجلس شورای اسلامی بود و در حادثه تروریستی هفت تیر۶۰ به شهادت رسید.

متن حکم انتظامی برای طباطبایی‌نژاد را بخوانید:

ضمن قدردانی از تلاش های موفق و ارزشمندتان در معاونت ارزشیابی و نظارت سازمان و تعامل شایسته با سینماگران، بدینوسیله به دبیری سی و نهمین جشنواره فیلم فجر منصوب می شوید.

امیدوارم با استعانت از درگاه احدیت و با همکاری فعالان سینمایی کشور که نقش اصلی در پیشبرد و تحقق اهداف فرهنگی، هنری در حوزه سینما را به عهده دارند زمینه اجرای ایده های نو و خلاقانه را بویژه در شرایط زیست کرونایی فراهم سازید و در انجام وظایف محوله موید باشید.




صدور پروانه همکاری دبیر فجر و نویسنده “مصادره” با عنوانی یادآور پروژه‌ای از رضا رخشان+صدور یک پروانه دیگر

سینماروزان: در آخرین جلسه شورای پروانه ساخت سینمایی، مجوز تولید دو فیلمنامه صادر شد.

به گزارش سینماروزان ابراهیم داروغه‌زاده دبیر ادوار اخیر جشنواره اصلی فجر پروانه ساخت فیلمی را گرفته با نام “با هم بریم بهشت”.

عنوان فیلم یادآور پروژه “بزن بریم بهشت” به تهیه‌کنندگی رضا رخشان است که نزدیک به یک دهه قبل پروانه ساخت گرفت و در طول مسیر تولید ابتدا به “غیرمجاز” و درنهایت به “ضدگلوله” تغییر نام داد.

نویسنده “با هم بریم بهشت” هم علی فرقانی است که نامش را به‌عنوان نویسنده کمدی “مصادره” دیده بودیم. کارگردانی فیلم را هم کمال تبریزی برعهده دارد.

پس از محمد آفریده که سال قبل کمدی-فانتزی “دست انداز” را با تبریزی ساخت حالا داروغه‌زاده دومین مدیر سالیان سینماست که بناست با کمال تبریزی کار کند!

به جز داروغه‌زاده، شهرام مسلخی هم که فیلم اکران نشده “پدران” را به‌عنوان تهیه‌کننده در کارنامه دارد نیز مجوز ساخت “یقه سفیدها” را گرفته.

فهرست پروانه‌های صادره به شرح ذیل است:

— «با هم بریم بهشت» به نویسندگی علی فرقانی، تهیه‌کنندگی ابراهیم داروغه‌زاده و کارگردانی کمال تبریزی

— «یقه‌سفیدها» به نویسندگی فرزاد گودرزی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی شهرام مسلخی




مدیر سینما فرهنگ اظهار داشت⇐بسیاری از مردم حتی نمی‌دانند که سینماها باز است!/نه فیلم خوب داریم و نه اطلاع‌رسانی مناسب و نتیجه اینکه برخی از سینماهای کشور رسماً تعطیل‌اند و برخی دیگر مجبور به تعدیل نیرو شده‌اند!

سینماروزان: کسادی گیشه سینماها همچنان ادامه دارد و با اینکه سه ماه است از بازگشایی سینماها می‌گذرد ولی کل فروش سینماها در این سه ماه برابر با فروش یکی از کمدی‌های نیمه دوم سال قبل و مثلا “زیرنظر” هم نیست و ادامه این وضع ضربات جبران‌ناپذیری را بر بدنه سینما وارد خواهد کرد؛ با این حال همچنان از فقدان یک برنامه اطلاع‌رسانی جامع برای بازگرداندن مخاطب به سینماها بی‌بهره‌ایم!!

مجتبی بهزادیان مدیر سینما فرهنگ که از سینماهای قدیمی تهران است به تسنیم گفت: بعد از اینکه مدیریت سینمایی کشور تصمیم گرفت که سینماهای کشور بازگشایی شود، باید اطلاع‌رسانی درستی از طریق رسانه ملی و رسانه‌های دیگر انجام می‌شد تا عموم مردم از بازگشایی سینماهای کشور باخبر شوند. البته تنها اطلاع‌رسانی شرط کافی برای بازگشایی موفق سینماها نبود و باید به اکران فیلم خوب و بفروش برای سینماها نیز اشاره کرد.

بهزادیان ادامه داد: در بدو بازگشایی ساختار سینمای کشور دو فیلم «خوب، بد، جلف۲» و «شنای پروانه» را برای اکران انتخاب کرد که آن دو فیلم نیز به علت عدم حمایت درست نتوانستند در فروش موفق باشند و از ادامه اکران انصراف دادند که این موضوع نیز به فروش سینماها ضربه زد. اگر به بازگشایی سینماهای دنیا نگاه کنیم فیلم «تنت» نولان برای بازگشایی انتخاب شد تا بتواند به گیشه تکانی بدهد.

وی درباره وضعیت سینمای تحت مدیریتش افزود: سینما فرهنگ تنها با 50 درصد ظرفیت مانند دیگر سینماهای تهران در حال فعالیت است که همین موضوع نیز در فروش پایین اثرگذار است و البته چاره‌ای جز پذیرش آن نبود. در حال حاضر سینماها به فروشگاه‌هایی شبیه‌اند که درهایشان باز است اما کالایی برای فروش ندارند. درست است که چند فیلم در اکران دیده می‌شود اما آثار ضعیفی برای جذب حداکثری مخاطب‌اند.

بهزادیان خاطرنشان ساخت: آمار اکران 1398 نشان می‌دهد که نزدیک به 80 فیلم اکران شده بود که از این تعداد 11 فیلم بالای 10 میلیارد فروش داشتند. یعنی در سال قبل نیز این فیلم‌ها بودند که سینما را نجات دادند. حالا در این اوضاع که کرونا شیوع پیدا کرده است و مردم به سینما نمی‌آیند و تبلیغی هم نداریم، اوضاع وخیم‌تر هم شده است. باید اذعان کرد که بسیاری از مردم حتی نمی‌دانند که سینما باز است یا نه و اشاره‌ای به اینکه سینما سالم است یا نه نمی‌شود. اطلاع‌رسانی درباره اینکه سالن‌های سینما نسبت به دیگر مکان‌هایی مانند مترو بسیار امن‌تر است نیز نشده است. این اتفاق که نمی‌افتد، فیلم خوب هم اکران نمی‌شود و در نتیجه دود آن به چشم سینماداران و کارمندان آن می‌رود. این شرایط باعث شده است که سینماهای متعددی مجبور به تعدیل نیرو بشوند.

وی در پایان اشاره کرد: کار سینما به گونه‌ای است که مدیر سالن سینما و کارمندان آن بزرگ شدن فرزندشان را نمی‌بینند زیرا از صبح تا شب کار می‌کنند. وقتی سینما درآمد ندارد و نمی‌تواند پاسخگوی نیرو باشد مجبور به تعدیل نیرو می‌شود. زمانی که چرخ سینما نچرخد در تولید هم به مشکل برمی‌خوریم. امیدوارم تمهیدی اندیشیده شود که سینمای کشور نجات پیدا کند. در حال حاضر برخی از سینماهای کشور رسماً تعطیل‌اند و برخی دیگر مجبور به تعدیل نیرو شدند.

 




یک تهیه‌کننده سینما متذکر شد⇐صاحبان پول کثیف با استراتژی وارد سینما شده‌اند ولی وزارت ارشاد در برابر این ورود، هیچ دستورالعملی ندارد!

سینماروزان: حتی در دورانی که گیشه سینماها سوت و کور است باز تولید در سینما ادامه دارد و هرازگاه چندین پروانه ساخت صادر می‌شود؛ این رونق تولید هرچند این مزیت را دارد که به رهایی از بیکاری بخشی از سینما کمک کند ولی درنهایت عدم چشم‌انداز مناسب برای اکران آثار است که شک و شبهه‌های مرتبط با روند تامین سرمایه آنها را بیشتر می‌کند.

منصور لشکری قوچانی تهیه‌کننده سینما با اشاره به آفات رسوخ سرمایه‌های کثیف در “هفت” گفت: برخلاف آنها که کلا منکر وجود پول کثیف میشوند من میگویم درکنار سرمایه‌‌های سالم، پول کثیف است که وارد سینما شده؛ ما در سینما استراتژی نداشتیم ولی صاحبان این پولها استراتژی داشتند. پول کثیف به محض ورود به سینما استراتژی داشت.

تهیه‌کننده “خط ویژه” و “قاتل اهلی” ادامه داد: ما در سینما به پول سالم و افراد متخصص نیاز داریم ولی پول کثیف اولین کاری که میکند این است که افراد سالم و پول سالم را فراری میدهد چون منافع آنها به شخص میرسد و این پول، سینما را فلج کرده است.

لشکری قوچانی افزود: سینما ابزاری است که میتواند تطهیر کند و حتی رابطه هابیل و قابیل را میتوان در سینما عوض کرد و بدیهی است که در این مسیر گاهی منافع شخصی بر هر چیز دیگر ارجحیت می‌یابد.

تهیه‌کننده “عصر یخبندان” و “هفت ماهگی” اظهار داشت: وزارت ارشاد به عنوان متولی سینما در برابر پولهای کثیفی که وارد سینما میشود هیچ دستور العملی ندارد پس باید این ماجرا از طریق مجلس پیگیری شود. البته معتقدم که تهیه‌کنندگان به عنوان یک صنف باید راه‌حل به مجلس ارایه بدهند و باید ورود سرمایه به سینما مدیریت شود. متاسفانه در شرایطی هستیم که پول سالم هم وقتی وارد سینما شود ناسالم میشود پس باید دولت و مجلس با شفاف‌سازی، برنامه ریزی کنند برای ورود سرمایه به سینما.

این تهیه‌کننده تاکید کرد: یکی از آسیبهای پول کثیف بحث اختلاف طبقاتی بین خود بچه‌های سینماست که عده‌ای محدود را فربه کرده و بر فقر بقیه افزوده! سینما قرار بود باعث رشد باشد ولی الان حتی دیگر سرگرمی هم نیست.

منصور لشکری قوچانی درباره چاره‌کار گفت: چرا باید متخصصان ما خانه نشین باشند؟ کشور دارد ضرر میکند. در حوزه فرهنگ باید فکری اندیشید و این حوزه را درست مدیریت کرد. زیرساخت باید دست حاکمیت باشد ولی مدیریت به دست بخش خصوصی باشد نه اینکه بوروکراسی طویلی را که متعلق به چهل سال قبل است همچنان حفظ کنیم تا منفعت مادی ناشی از آن، از بین نرود!

 




ادعای تهیه‌کننده‌ای که پوریا پورسرخ را مجری برنامه‌اش کرده⇐مخالف اجرای سلبریتی‌ها هستم ولی اولین سلبریتی که اصول و قواعد اجرا را رعایت کرده است، پوریاست!!

سینماروزان: درباره اجرای چهره‌های شناخته‌شده سینما در تلویزیون به‌اندازه مخالف، موافق هم وجود دارد.
موافقان از جبر زمانه و تعجیل در ارتباط‌گیری با مخاطب می‌گویند و مخالفان، از پیشینه تلویزیون که زمانی خود مجری پرورش می‌داد و حالا دست به دامان سینما شده که چهره‌هایش برای اجرا بیایند.

به گزارش سینماروزان در این میان اینکه تهیه‌کننده برنامه‌ای که مجریش یک سلبریتی است خود منتقد اجرای سلبریتی‌ها باشد جای تعجب دارد!

احسان ارغوانی تهیه‌کننده برنامه-مسابقه “ایرانیش” که اجرایش را پوریا پورسرخ برعهده دارد به “صبح نو” گفت: همیشه مخالف حضور سلبریتی‌ها بوده‌ام و الان هم مخالفم! حضور یک سلبریتی را به‌عنوان مجری اشتباه می‌دانم.

تهیه‌کننده “ایرانیش” در چرایی انتخاب پوریا پورسرخ به‌عنوان مجری گفت: در بین موارد مختلف یکی از گزینه‌هایی که داشتیم انتخاب سلبریتی بود. اما باتوجه به اینکه هدف من دیده شدن برنامه بود و به قول خودتان خیلی از نوجوانان امروز به راحتی با بازی‌های قدیمی ارتباط نمی‌گرفتند این انتخاب را انجام دادم. من باید مخاطب را ابتدا مجاب می‌کردم که پای برنامه بنشیند سپس درباره محتوای آن قضاوت کند.

به گزارش سینماروزان تهیه‌کننده “ایرانیش” ادامه داد: من پوریا پورسرخ را یک‌ضرب جلوی دوربین نفرستادم. محسن آزادی، سردبیر برنامه ماست که خودش از مجریان خوب سیماست. پوریا و محسن آزادی نزدیک به یک‌ماه باهم جلسه و حتی تمرین داشتند. تمام چیزهایی که فکر می‌کردند یک سلبریتی به‌عنوان مجری باید بلد باشد، محسن آزادی در گفتمان و چیدمانش به پوریا انتقال داد. به گفته بسیاری از همکارانم و سلبریتی‌های دیگر، اولین سلبریتی که حتی از دیدگاه مجریان سازمان، اصول و قواعد اجرا را رعایت کرده است، پوریاست.

این تهیه‌کننده خاطرنشان ساخت: اگر من که تهیه‌کننده‌ام بخواهم بازیگر شوم طبیعتاً باید ابتدا آن را آموزش ببینم. اگر یک ورزشکار بخواهد خواننده شود باید آن را آموزش ببیند. اگر یک سلبریتی پتانسیل کار را دارد و آموزش هم ببیند با اجرای او موافقم اما در غیر این‌صورت کاملاً مخالفم. معتقدم پوریا یکی از بهترین سلبریتی‌هایی است که این سال‌ها اجرا کرده است!!

 

پوریا+پورسرخ+ایرانیش

پوریا+پورسرخ+ایرانیش




ماجرای قلمدوش شدن بهمن مفید در تشییع جنازه فردین!

سینماروزان:  محمدعلی فردین و بهمن مفید در آثاری همچون “بابا شمل” فرصت همکاری با یکدیگر یافتند و هر دو متعلق به جریان بازیگری قبل از انقلاب بودند که بعد از انقلاب در مهجوریت هنری به سر بردند.

البته بهمن مفید توانست بعد از انقلاب یک بار و در “سرود تولد” بازیگری را تجربه کند ولی فردین همین فرصت را هم نیافت و زودتر از خیلی از هم‌نسلانش دار فانی را وداع گفت.

بهروز غریب‌پور کارگردان تئاتر در خاطره‌نگاری از روز تشییع محمدعلی فردین به ماجرای قلمدوش شدن بهمن مفید در آن مراسم پرداخت.

متن خاطره‌نگاری غریب‌پور را بخوانید:

از خانه هنرمندان ایران تا ورزشگاه شیرودی -امجدیه- راهی نبود: پس می‌شد از پنجره اتاق من موج جماعتی را که به قصد شرکت در مراسم بدرقه «فردین» به شیرودی هجوم آورده بودند، دید، البته پنجره را که باز کردیم، سروگوش که آب دادیم شستمان خبردار شد که فردین در 69‌سالگی سکته قلبی کرده است؛ مرگ ناگهانی ستاره‌ای که فقط و فقط ستاره توده مردم بود؛ هرچند پیش از آن فقط یک نفر -فروغ- از میان مدعیان روشنفکری او را ستوده بود:

چقدر باغ ملی رفتن خوب است/ چقدر مزه پپسی خوب است/ چقدر سینمای فردین خوب است.
آن روز ایرج راد با من جلسه داشت و من تنها نبودم؛ پیشنهاد کردم که در مراسم شرکت کنیم چون رسما نخواهیم توانست مرگ فردین را تسلیت بگوییم. او موافقت کرد و ما پیاده و درحالی‌که موج مردم ما را با خود می‌برد، به طرف ورزشگاه روانه شدیم… . در راه من خاطره نشست‌هایی را که با مرحوم فردین به همت علی حاتمی داشتم، برایش تعریف می‌کردم که مفصل است و جایش اینجا نیست و فقط اشاره کنم که آن دو بزرگوار هر دو به این نتیجه رسیده بودند که بازسازی و تغییر کاربری سینما جمهوری -نیاگارا- را به من محول کنند و پس از پذیرش من در خانه علی حاتمی نشستی و شبه‌جشنی برگزار شد، به میمنت تأسیس سینما تئاتر جمهوری. هرچند این طرح ناکام ماند اما من شیفته انسانی شدم که بی‌معلم و بی‌مرشد و بی‌راهنما آداب حفظ شهرتش را می‌دانست… . موج مردم ما را می‌برد و ما وارد ورزشگاه شدیم: میزان جمعیت باورنکردنی بود، از آن جهت که خبر فوت محمدعلی فردین و برگزاری مراسمش اعلام عمومی نشده بود، اما هر لحظه بر میزان آنها اضافه می‌شد: من به ایرج گفتم: زیر دست‌وپا له می‌شویم و بهتر است که برگردیم اما از پشت‌سرمان یک هم‌نوایی عجیب شنیده می‌شد که هیچ مناسبتی با سوگواری نداشت:
«…قصه‌ش درازه، هیچ بابا، من بودم و حاجی نهصد، رضا پونصد… کریم آقامونم بود…»؛ این جملات را جمعیتی همخوانی می‌کردند که «بهمن مفید» از غربت برگشته را قلمدوش گرفته و به ‌طرف تابوت فردین پیش می‌رفتند. یکی از چهره‌های محبوب آن جماعت، آن توده عاشق سینمای غیرروشنفکری، در تابوت و دیگری بر دوش‌شان بود. هر شعار سیاسی فراموش شده بود؛ آنها نشان می‌دادند که گوش‌شان بدهکار بلندگوها نیست.  ناگهان، خدا می‌داند از کجا هلیکوپتری بر بالای ورزشگاه چرخ‌زنان پایین آمد تا تابوت بازیگر محبوب مردمان ساده‌دل را به آسمان ببرد. بهمن مفید هم هر جور که بود از گرده هوادارانش پایین آمد و با ما چاق‌سلامتی کرد؛ بعدها معلوم شد که دلش هوای وطن کرده و در عهد اصلاحات برگشته است، برگشتنی که تا مرگ ادامه یافت. با اینکه تا این اواخر هم اجازه فعالیت نداشت و با نام مستعار بهمن فریور، نام فامیلی مادرش، صداپیشگی می‌کرد، اما هرچه بود در اینجا بود که همه او را می‌شناختند و آرزوی محالی که شفیعی‌کدکنی از آن می‌گوید میسر نبود و نیست:
ای کاش آدمی وطنش را/ مثل بنفشه‌ها / در جعبه خاک / یک روز می‌توانست / همراه خویش ببرد، هر کجا که خواست… .
اما در ایران و بیشتر در تهران بود که او را به‌ دوش می‌گرفتند، در اینجا بود که می‌توانست از حوالی قهوه‌خانه‌ «درویش» بگذرد و محمد گردویی یا محمد سرباز را به یاد بیاورد که مونولوگ فیلم قیصر را او از این لاف‌زن خوش‌کلام و دوست‌داشتنی هنرمندانه تقلید کرده بود: «چشممون رو که وا کردیم دیدیم مریض‌خونه روساس، ما گفتیم زدیم شمام بگین زد…». در خاک وطن بود که می‌توانست از جلوی تالار سنگلج پیاده یا سواره بگذرد و نمایش سلطان مار بیضائی را به یاد بیاورد که در نقش «داروغه» درخشیده و تماشاگران را با شکلک و چشمک و شلنگ‌تخته‌انداختن ارادی و بسیار ماهرانه، به‌اصطلاح مراسم خاک‌سپاری سلطان از خنده روده‌بر بکند، اما حیف که دامنه شهرت تئاتری‌ها آن‌قدر کم است که اگر او هزار بار و هزار نقش را به همان قدرت و صلابت آفریده بود، از دنیا که می‌رفت این‌همه آه و حسرت و دریغ و افسوس در میان نبود: بهمن مفید دانسته راهی را انتخاب کرده بود که اگر هیچ اعتبار فرهنگی‌ای برایش به ‌بار نمی‌آورد حداقل او را مشهور و معروف و تا حدی بی‌نیاز از مواجب‌بگیری دولتی می‌کرد: شندرغازی که توبیخ و تنبیه و کسر حقوق هم در پی داشت، درحالی‌که در 70 فیلم سینمایی نان همان مونولوگ چند دقیقه‌ای فیلم قیصر را می‌خورد و اگر در زمان حیات بر دوش و زمان مرگ بر شانه‌های مردم قرار گرفت، به اعتبار حضورش بر پرده سینما و جا واکردن در دل مردم بود. من بسیاری از تئاتری‌ها را می‌شناسم که بهمن مفید بالرین، در نقش زال و بر صحنه تالار رودکی -وحدت-، بازیگری او گروه تئاتر ملی به کارگردانی عباس جوانمرد، بازیگری‌اش در شهر قصه برادرش بیژن را به یاد نمی‌آورند اما همان سینمای جاهلی، آب‌گوشتی، فیلمفارسی، فردینی و… او را جاودانه کرد! این گناه و تقصیر اوست یا گناه و تقصیر کسانی که استعدادهای تئاتر را عامدانه به مسیر دیگری سوق می‌دهند؟… خواست و اراده هرکس که بود باید سپاسگزار سینما باشیم که بازیگران را درشت‌تر، جذاب‌تر و ماندگارتر می‌کند، درحالی‌که اگر بازیگری در نقش «میتی» قیصر در قیاس با آنچه او در سلطان مار بیضائی و در نقش داروغه قیاس کنیم، تفاوت از زمین تا آسمان است، دریغ که اکنون این بازیگر خانه و محفل دوستانه و صحنه و پرده ولو برای بیان خاطراتش در میان‌مان نیست.




تازه‌ترین خروجی شورای صنفی نمایش⇐دستور اکران “پیشی میشی” و یک فیلم دیگر از همین هفته+ثبت قرارداد اکران “سازهای ناکوک” و دو فیلم دیگر+تذکر به تهیه‌کننده “روزهای نارنجی”

سینماروزان: در تازه‌ترین جلسه شورای صنفی نمایش مصوب شد کمدی-خانوادگی «پیشی میشی» به کارگردانی حسین قناعت در سرگروه ایران و «تومان» به کارگردانی مرتضی فرشباف در گروه مگامال از چهارشنبه همین هفته برابر با ۹ مهرماه به نمایش دربیاید.

همچنین شورا مصوب کرد فیلم سینمایی «سراسر شب» به کارگردانی فرزاد موتمن در گروه ماندانا از ۲۳ مهرماه، فیلم سینمایی «سازهای ناکوک» به کارگردانی علی حضرتی ۱۶ مهرماه و فیلم «مردن در آب مطهر» ساخته برادران محمودی از ۳۰ مهرماه روی پرده بیایند.

در جلسه اخیر شورای صنفی نمایش به علیرضا قاسم خان تهیه کننده «روزهای نارنجی» به کارگردانی آرش لاهوتی به دلیل کم‌کاری در زمینه تبلیغات مجازی تذکر داده شد!




گلایه‌های یک بازیگر باسابقه از بی‌توجهی‌های مدیران به معیشت هنرمندان⇐از من و همسر بیمارم جداگانه حق عضویت خانه سینما را می‌گیرند ولی به هنگام توزیع سبدکالا، به ما دو نفر فقط یک سهمیه دادند!!/موقعی که اعتراض کردیم با جواب قانع‌کننده‌ای مواجه نشدیم و مدام می‌گویند محدودیت منابع داریم!!/مگر سالی چند سبدکالا به اهالی سینما می‌دهید که مدام می‌گویید نمی‌شود به همه داد؟/متاسفانه مدیران فرهنگی فقط برای گرفتن ژست و عکس یادگاری به صورت تشریفاتی به عیادت برخی هنرمندان بیمار می‌روند!/کمک واقعی این است که حداقل یک فروشگاه زنجیره‌ای یا یک کلینیک یا لااقل یک درمانگاه وجود داشته باشد که اهالی هنر بتوانند با حداقل هزینه، نیازهای‌شان را از آن طریق برآورده کنند!

سینماروزان: گرفتاریهای معیشتی اهالی سینمای ایران با شیوع کرونا چندبرابر شده و متاسفانه مدیریت فرتوتی که گرفتار سیکل تکراری توجیه و اتلاف وقت هست نتوانسته ابتدایی‌ترین کار که مثلا توزیع ماهانه سبدکالا میان اهالی سینما است را به سرانجام برساند.

در این اوضاع اینکه یک بازیگر شناخته‌شده(مهوش وقاری) که همسر بازیگرش(محسن قاضی‌مرادی)مدتهاست گرفتار پارکینسون است به گلایه از این بپردازد که همان حداقل‌ها هم شامل حالش نشده واقعا برخورنده است!

مهوش وقاری با اشاره به کم‌کاری ماههای اخیرش به “صبح نو” گفت: به‌دلیل شرایط بیماری حاد همسرم (محسن قاضی‌مرادی) چند سالی از روند بازیگری دور شده‌ام و مجبور هستم از محسن پذیرایی کنم و البته شکایتی ندارم چون بیش از چهار دهه با ایشان زندگی کرده‌ام و فکر می‌کنم وظیفه زن و شوهر باشد که در این مواقع سخت کنار هم باشند ولی گله دارم از متولیان هنری کشور که تسهیلات را برای هنرمندان بیمار و گرفتار در انبوه مشکلات اقتصادی فراهم نمی‌کنند. واقعاً از این همه بودجه میلیاردی که صرف ارگان‌های هنری می‌شود نباید بخشی هم برای تأمین امنیت و آرامش جسمانی هنرمندان صرف گردد؟

این بازیگر باسابقه خاطرنشان ساخت: نکته قابل اشاره در این بحث نقش نهادهای ذیربط به سینما نظیر خانه سینما و وزارت ارشاد در جهت حمایت از هنرمندان پیشکسوت و بیمار است. چند ماه قبل که برای دریافت کارت یک میلیونی کمک‌هزینه کرونا و سبدکالا با ما تماس گرفته شد و به خانه سینما رفتم در کمال تعجب به من و همسرم(محسن قاضی مرادی) فقط یک سهمیه دادند! این در حالی است که هر کدام‌مان جداگانه، سالانه حق عضویت خودمان را پرداخت می‌کنیم. آخر این انصاف است؟

مهوش وقاری ادامه داد: موقعی که اعتراض کردم با جواب قانع‌کننده‌ای مواجه نشدم و مدام می‌گویند محدودیت منابع داریم. مگر چند سینماگر داریم که مدام از محدویت منابع می‌گویند؟ مگر سالی چند سبدکالا به اهالی سینما می‌دهید که مدام می‌گویید نمی‌شود به همه داد؟ یعنی حتی در دل کرونا هم نباید از مدیران انتظار داشت که دست از خودی و نخودی‌بازی بردارند و تسهیلات مصوب را به تمام اهالی هنر تخصیص دهند؟

بازیگر “تقاطع” و “زیر پوست شهر” خاطرنشان ساخت: متاسفانه در سال‌های اخیر مدیران فرهنگی برای گرفتن  ژست و عکس یادگاری به صورت تشریفاتی به عیادت برخی هنرمندان بیمار می‌روند که این هم بیشتر فقط تبلیغ برای خودشان است تا انجام کمک واقعی به هنرمندان بیمار وگرنه کمک واقعی این است که حداقل یک فروشگاه زنجیره‌ای یا یک کلینیک یا لااقل یک درمانگاه وجود داشته باشد که اهالی هنر بتوانند به صورت منصفانه و با حداقل قیمت، نیازهای‌شان را از آن طریق برآورده کنند.

 

مهوش وقاری+محسن+قاضی+مرادی

مهوش وقاری+محسن+قاضی+مرادی




انعقاد تفاهم‌نامه “صدمیلیاردی” سازمان سینمایی با بانک ملی!!

سینماروزان: در روزهایی که مشکلات معیشتی صنف سینمای ایران به سبب شیوع کرونا چند برابر شده سازمان سینمایی از انعقاد تفاهم‌نامه‌ای هنگفت با بانک ملی خبر داده است.

به گزارش سینماروزان برطبق این تفاهم‌نامه بانک ملی تا سقف صدمیلیارد تومان برای یک سال، تسهیلاتی در اختیار سینما قرار خواهد داد. البته این تسهیلات به صورت تلفیقی و به‌نسبت یک به دو میان سازمان و بانک ارائه خواهد شد.

در شرح شمول این تسهیلات، توسعه و ایجاد اشتغال در بخشهای مرتبط با هنر و صنعت سینما(۱) و همچنین اعطای تسهیلات به طرح های مرتبط با هنر و صنعت سینما(۲) و متقاضیان حائز شرایط(۳) آمده است.

اینکه این صدمیلیارد چطور و بر چه اساسی در میان اهالی سینما توزیع خواهد شد، مشخص نشده و اینکه آیا لااقل بخشی از این صدمیلیارد صرف ارتقای معیشت سینماگران گرفتار در مشکلات اقتصادی می‌شود یا نه، هم معلوم نیست!؟

⇓⇓⇓

متن اطلاعیه سازمان سینمایی درباره انعقاد تفاهم‌نامه با بانک ملی ایران را بخوانید:

سازمان سینمایی و بانک ملی ایران در جهت گسترش و ارتقای همکاری فی مابین از طریق ارائه خدمات بانکی و تامین نیازهای تسهیلاتی طرح توسعه ای سینمایی کشور و تمرکز منابع و فعالیت های بانکی سازمان نزد بانک با رعایت ضوابط و مقررات نظام پولی و بانکی کشور و سیاست های اعتباری بانک تفاهم نامه ای منعقد کردند.

این تفاهم نامه مشتمل بر 5 ماده و 20 بند و 5 تبصره به امضاء حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی و محمدرضا حسین زاده رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل بانک ملی رسیده است.

از جمله موارد این تفاهم نامه می توان به عاملیت بانک در اعطای تسهیلات تلفیقی از محل کمک های فنی و اعتباری در اختیار سازمان (به نسبت یک به دو، یک سازمان و دو بانک) به منظور توسعه و ایجاد اشتغال در بخشهای مرتبط با هنر و صنعت سینما و اعطای تسهیلات به طرح های مرتبط با هنر و صنعت سینما و متقاضیان حائز شرایط (حقیقی و حقوقی) طبق ضوابط و مقررات بانک و براساس سیاست های اعتباری و دستورالعمل های بانک مرکزی اشاره کرد.

همچنین به منظور تامین نیازهای تسهیلاتی طرح های سینمایی موضوع این تفاهمنامه که از سوی سازمان معرفی می شود، تا سقف هزار میلیارد ریال اعتبار از سوی بانک برای یک دوره یکساله پیش بینی می گردد.




تازه‌ترین نظرات معمار سینمای گلخانه‌ای⇐در دهه شصت “مدیریت قرنطینه‌” را در سینما حاکم کردیم چون سینماها در ردیف كاباره‌ها، عرق‌فروشي‌ها و محله‌های خاص به آتش كشيده مي‌شد!/شرايط سينما در دهه شصت مثل كتابفروشي، تئاتر يا مراكز فرهنگي، “محترم” شمرده نمي‌شد و براي مردم مفيد نبود بنابراين با استفاده از شيوه “مديريت قرنطينه”، سينماي جديد متولد شد!!/در دهه هفتاد موضوع تصویب سناریو را ملغی اعلام کردیم ولی دو گروه تهيه‌كنندگان و نويسندگان حاضر به حذف شوراي تصويب سناريو نشدند چون هراس وجود داشت از صرف سرمایه بر فیلمنامه تصویب‌نشده!/در روزگار فعلی که ارشاد نمي‌تواند از پروانه‌هايي كه صادر كرده مراقبت كند، اصلا ديگر صدور پروانه ساخت چه اهميتي دارد؟/روال صدور پروانه ساخت باید حذف شود و اگر شكايتي در توليد فيلم صورت گرفت بايد دادگاه به موضوع رسيدگي کند!!

سینماروزان: مدتهاست که درباره حذف شوراهای نظارتی مربوط به صدور پروانه ساخت، نظر و تحلیل مطرح می‌شود و بسیاری از سینماگران معتقدند نظارت باید به بعد از تولید فیلم و قبل از عرضه منتقل شود.

به گزارش سینماروزان محمد بهشتي از مديران شناخته‌شده دهه شصت که پایه‌گزار سینمایی کاملا هدایت‌شده موسوم به سینمای گلخانه‌ای بوده در گفتگو با تینا جلالی در “اعتماد” به صراحت از این گفته که روزگار فعلی، صدور پروانه ساخت را برنمی‌تابد.

بهشتي با اشاره به اينكه ما در شرايطي مديريت سينما را در دهه شصت به عهده گرفتيم كه به هيچ عنوان امروز ديگر از آن وضعيت خبري نيست، مي‌گويد: «آن مقطع به لحاظ شرايط عمومي و تكنولوژي ارتباطات وضعيت در همه جاي جهان به گونه‌اي بود كه مسوولان، پيشخوان فرهنگ كشورشان را با بهره‌گيري از الگوي مديريتي مبتني بر قرنطينه اداره مي‌كردند. بعضي كشورها همچون كشورهاي سوسياليستي به صراحت اعلام مي‌كردند كه مطابق با اين شيوه مديريتي رفتار مي‌كنند و بعضي مثل امريكا پوشيده عمل مي‌كردند ولي آنچه مسلم است بر همه كشورها مديريت مبتني بر شرايط قرنطينه حاكم بود

بهشتي در توضيح صحبت‌هاي خود مي‌گويد: «وقتي ما در دهه شصت مديريت سينما را بر عهده گرفتيم كه يك سينماي ورشكسته به ما تحويل داده شد. آن زمان اصلا سينماي جدي وجود نداشت و تلقي جامعه ايران نسبت به سينماي ايران معطوف به آن چيزي بود كه متن سينماي قبل از انقلاب را تشكيل مي‌داد. در واقع همان چيزي كه معروف به فيلمفارسي بود. به دليل همين تلقي‌ها بود سينما در رديف كاباره‌ها، عرق‌فروشي‌ها، محله‌هاي خاص به آتش كشيده مي‌شد، شرايط سينما در آن برهه از تاريخ مثل كتابفروشي، تئاتر يا مراكز فرهنگي محترم شمرده نمي‌شد و براي مردم مفيد نبود بنابراين ما بايد اوضاع سينما را نسبت به قبل از انقلاب تغيير مي‌داديم و سينما بايد شكل و شمايل جديدي پيدا مي‌كرد، با استفاده از شيوه “مديريتي قرنطينه” سينماي جديد متولد شد و يك جابه‌جايي بين حاشيه و متن سينماي ايران نسبت به قبل از انقلاب به وجود آمد. اگر قبل از انقلاب سينماي انديشمند در حاشيه قرار داشت و فيلم‌هاي مبتذل در متن مي‌تاختند بعد از انقلاب فيلم‌هاي متفكرانه به متن سينما آمدند و سينماي ابتذال به حاشيه رانده شد در واقع بعد از انقلاب اين قضيه شكل معكوس به خود گرفت.» عضو هيات موسس خانه سينما در ادامه صحبت خود با اشاره به اينكه شرايط مديريت قرنطينه‌اي تا اوايل دهه 70 مي‌توانست ادامه پيدا كند به اين نكته مهم اشاره مي‌كند كه در اوايل دهه هفتاد به دليل اينكه تحولات تكنولوژي ارتباطات اتفاق افتاد، پديده‌هايي مثل دريافت‌هاي مستقيم خانگي از ماهواره و اينترنت به وجود آمد پس عملا شرايط قرنطينه منتفي شد. او به صحبت‌هايش ادامه مي‌دهد: «از آن زمان به بعد همه تمهيداتي كه ما را به سمت مديريت قرنطينه‌اي هدايت مي‌كرد به صورت كلي منتفي و به‌طور كلي جهان دگرگون شد اما آن چيزي كه اهميت دارد اينكه از همان زمان تا به امروز مديريت ارشد اداره كشور اين تحول را برنمي‌تابد و پذيراي اين تحول نيست و همچنان مي‌خواهد شيوه‌هاي مبتني بر شرايط قرنطينه را ادامه دهد.»

او در ادامه با تعجب از اينكه در تمام سال‌هاي بعد از دهه هفتاد مديريت‌ها تلاش كردند به لحاظ اندازه و منطق مديريتي در دهه شصت باقي بمانند اين مساله را فقط مربوط به حكومت و دولت نمي‌داند بلكه معتقد است سينماي ايران هم در دهه شصت خود را حبس كرده است.

از بهشتي مي‌پرسيم چرا همان زمان در دهه هفتاد كه ديگر احتياجي به مديريت قرنطينه‌اي نبود، تشكيل شوراي پروانه ساخت را ملغي اعلام نكرديد كه وي در اين خصوص توضيح مي‌دهد اولين اقدامي كه انجام داديم، اين بود كه موضوع تصويب سناريو را ملغي اعلام كرديم و در اين وضعيت شايد باوركردني نباشد اما دو گروه تهيه‌كنندگان و نويسندگان سناريو بودند كه حاضر به حذف شوراي تصويب سناريو نمي‌شدند. او در چرايي اين دليل توضيح مي‌دهد: «نظر آنها اين بود كه ارزش ريالي فيلمنامه بعد از تصويب بسيار بالاتر از فيلمنامه‌اي است كه تصويب نشده باشد و دليل تهيه‌كننده‌ها هم اين بود كه از سرمايه‌گذاري بر پروژه‌هايي كه فيلمنامه‌هاي تصويب شده نداشته باشند، هراس داشتند و از همان زمان به بعد بود كه بدنه سينما هم به چنين قوانيني خود را عادت داده و اين روش كماكان ادامه پيدا كرده است.»

مديرعامل بنياد سينماي فارابي در دهه شصت براي توضيح بيشتر به مثالي اشاره مي‌كند: «مقاومت كردن در برابر تكنولوژي و امكانات روز مثل اين مي‌ماند كه ما بخواهيم در برابر سيل عظيم سيم خاردار بكشيم در حالي كه مي‌دانيم چنين مقاومتي جز اينكه دست و بال خودمان را زخمي كند پيامد ديگري ندارد حالا شما در نظر بگيريد اين شيوه مديريتي از دهه هفتاد بر سينماي ايران اعمال مي‌شود.» بهشتي با بيان اينكه سينماي ايران و مديريت آن خود را در قفس دهه شصت حبس كرده است به اين نكته اشاره مي‌كند كه در همه اين سي سال اخير هم انگار اهالي سينما با اين موضوع كنار آمدند.

به گزارش سینماروزان در بخش ديگري از صحبت‌هاي خود به نحوه ارسال فيلم به جشنواره‌هاي خارجي اشاره مي‌كند: «در زمان مديريت ما فيلم‌ها پلمب مي‌شد تا از كشور خارج شوند و در جشنواره‌اي نمايش داده شود ولي در حال حاضر سينماگر در خانه نشسته است و با فشردن يك دكمه از كامپيوتر فيلم را به اقصي نقاط جهان ارسال مي‌كند. در چنين شرايطي واقعا خنده‌دار است كه ما همچنان به مديريت دهه شصت متوسل شويم. به عقيده من در دوران و زمانه فعلي مديران بايد زحمت بكشند و وقت بگذارند و طراحي جديد و نويني از شرايط مديريتي داشته باشند. اصلا مگر امروز روز مي‌شود تك‌تك انبوه فيلم‌هايي كه در شبكه نمايش خانگي عرضه مي‌شود را نظارت كرد يا فيلمنامه آنها را خواند؟

از بهشتي درمورد نگراني فيلمسازان در مورد اكران فيلم‌هاي ساخته شده بدون عبور از شوراي پروانه ساخت، مي‌پرسيم كه او مي‌گويد: «به عقيده من اگر قرار است نظارتي باشد، اين نظارت قبل از توليد بايد به بعد از توليد منتهي شود و به جاي اينكه شورا نظارت را بر عهده بگيرد اگر شكايتي و خطايي در توليد فيلم صورت گرفته بايد دادگاه در اين زمينه مطابق قانون به موضوع رسيدگي كند، مشابه رفتاري كه در مطبوعات اتفاق مي‌افتد. به باور بهشتي اينجاست كه بحث تخصص تهيه‌كنندگي در سينماي ايران مهم جلوه مي‌كند. وقتي سازنده‌اي با علم قوانين جاري در سينما فيلمي بسازد هيچ‌وقت نگران عدم نمايش اثرش نخواهد بود و اگر هم خطايي مرتكب شود در دادگاه بايد جوابگو باشد و دادگاه در مورد فيلمش اظهارنظر مي‌كند.»

او مي‌گويد: «به نظر من شرايط نظارت بر فيلم و سينما فرقي با نظارت بر مطبوعات وروزنامه‌ها ندارد مگر مدير مسوول شما نمي‌داند چه موضوعي را بايد بگويد و از بيان چه چيزهايي خودداري كند؟ قانون به او اجازه مي‌دهد چه چيزي را بگويد و از چه چيزي خودداري كند ولي در پاره‌اي موارد ريسك را به جان مي‌خرد و مسائلي را مطرح مي‌كند و در اين مسير ممكن است حرف درج شده در روزنامه او به چهار نفر هم بر بخورد. ولي اگر در مطالب منتشر شده روزنامه‌اي دچار خطاي فاحش شود بلافاصله روزنامه توقيف مي‌شود. به گفته او در سينما هم از اين به بعد بايد چنين قوانيني براي سينماگران وضع شود كه خودشان ناظر بر اجراي قانون باشند. آنها بدانند قانوني بر رفتارشان حاكم است و به قانون بايد پاسخگو باشند.» اين مدير سابق سينما در انتهاي صحبتش به نكته جالبي اشاره مي‌كند و آن اينكه در روزگاري كه خود وزارت ارشاد نمي‌تواند از پروانه‌هايي كه صادر كرده مراقبت كند و فيلم‌ها از گوشه و اطراف نهادهاي كشور از پرده سينماها پايين كشيده مي‌شوند اصلا ديگر صدور پروانه ساخت چه اهميتي دارد؟

 




“زنها فرشته‌اند۲” همچنان می‌فروشد/رقابت نزدیک “بی‌حسی موضعی” و “آقای سانسور”/شکست سنگین فیلم ارگانی و فیلم مدیر بازنشسته+آمار کامل فروش

سینماروزان: فروش سینماها تعریفی ندارد و به نظر نمی‌رسد حالا حالاها هم اوضاع سینماها بهبود پیدا کند.

در صدر آمار فروش همچنان قسمت دوم “خوب بد جلف” است و به دنبال آن “زنها فرشته‌اند۲” قرار گرفته؛ هر دو فیلم اکران آنلاین را پشت سر گذاشته‌اند ولی فضای مفرح‌شان باعث شده همچنان در سینماها هم مشتری داشته باشند.

به گزارش سینماروزان در میان فیلمهای تازه اکران شده، رقابت اصلی میان “بی حسی موضعی” و “آقای سانسور” است که هر دو در مرز ۲۰۰میلیون فروش قرار دارند.

فیلم ارگانی “آبادان یازده شصت”-از محصولات اوج- و فیلم “روزهای نارنجی” به تهیه‌کنندگی علیرضا قاسم‌خان-مدیر بازنشسته موزه سینما- فروش مطلوبی نداشته‌اند.

آمار فروش سینماهای ایران تا ابتدای جمعه ۴مهر ۱۳۹۹ به شرح زیر است:

–خوب بد جلف(۲) دو میلیارد و ۵۶۰میلیون (۸۳روز)

–زنها فرشته‌اند(۲) ۷۵۰ میلیون(۶۰روز)

–بی‌حسی موضعی ۱۷۰میلیون(۱۸روز)

–آقای سانسور ۱۵۰میلیون (۹روز)

–تا ابد ۹۰ میلیون(۳۹روز)

–آبادان یازده شصت ۳۱ میلیون(۹روز)

–روزهای نارنجی ۲۲میلیون(۹روز)

–قتل عمد ۱۲میلیون(۳۹روز)

–کاکا ۱۰میلیون(۱۶روز)




روزهای پیچیده ساختار دولتی سینما⇐بازگشت طباطبایی‌نژاد به جام‌جم!؟/سفر انتظامی به اتریش!؟

سینماروزان: در آخرین ماههای دولت دوم تدبیر، سازمان سینمایی روزهای پیچیده‌ای را می‌گذراند.

از یک طرف شنیده شده که حسین انتظامی رییس سینما تا انتهای امسال از سینما خداحافظی کرده و در کسوت رایزن فرهنگی به اتریش خواهد رفت.

از طرف دیگر گویا مقامات تلویزیون با ادامه ماموریت محمدمهدی طباطبایی‌نژاد در ارشاد موافقت نکرده‌اند و طباطبایی‌نژاد نیز به‌زودی معاونت نظارت سینما را تحویل داده و به جام‌جم بازخواهد گشت.

شنیده‌های سینماروزان حکایت از آن دارد که بازگشت طباطبایی‌نژاد به تلویزیون عنقریب است که صورت گیرد و به این ترتیب ساختار دولتی سینمای ایران به‌زودی عنوان “معاونت نظارت”- که پس از تبدیل معاونت سینمایی به سازمان سینمایی، بیش از حد تشریفاتی شده بود- را از دست خواهد داد.

نتیجه منطقی حذف معاونت نظارت، سپردن کامل امور نظارتی به دو مدیر کل نظارت بر تولید و عرضه (یعنی بهمن حبشی و محمدرضا فرجی) خواهد بود و نتیجتا طباطبایی‌نژاد حداقل تا پایان دولت فعلی جانشینی نخواهد داشت.

درباره جانشین حسین انتظامی حرف و حدیث فراوان است ولی آیا آدم عاقلی پیدا می‌شود که در فاصله کوتاه تا انتخابات ۱۴۰۰ جرات این را داشته باشد که سرپرستی سینما و درعین حال پذیرفتن مسئولیت مشکلات متعدد این سازمان- به‌خصوص در بحث بی‌توجهی‌های معیشتی به اهالی سینما- را بپذیرد!؟؟




مسعود کیمیایی و حجت‌الاسلام گل‌محمدی در زندان قصر!+عکس

سینماروزان: “تیغ و ابریشم” علیرغم همه ممیزی‌های وارده به آن همچنان یکی از بهترین آثار مسعود کیمیایی به شمار می‌رود.

کیمیایی که بناست تازه‌ترین فیلمش “خائن‌کشی” را به تهیه‌کنندگی علی اوجی(!!) بسازد درام جنایی “تیغ و ابریشم” را به تهیه‌کنندگی خودش و حمایت ستاد مبارزه با مواد مخدر ساخته بود.

یکی از قاب‌های ماندگار این فیلم مربوط است به پشت‌صحنه‌ای از فیلم در زندان قصر!

به گزارش سینماروزان حجت‌الاسلام گل‌محمدی ازجمله مدیران نظارتی سینمای دهه شصت در این قاب دیده می‌شود. در کنار وی عبدالله اسکندری(گریمور) و ابراهیم غفوری(فیلمبردار) را ایستاده و مهرداد فخیمی(مدیر فیلمبردار) را سیگار به دست، نشسته بر ویلچر می‌بینیم.

در منتهی‌الیه راست تصویر و کنار مسعود کیمیایی هم عبدالرضا منجزی را می‌بینیم که به‌عنوان نویسنده در این پروژه حضور داشت و سالها بعد هم “متروپل” را با کیمیایی کار کرد.

“تیغ و ابریشم” با چهل دقیقه سانسور و درجه کیفی جیم از مدیران گلخانه‌ای دهه شصت، پروانه نمایش گرفت.
فیلم در ماه رمضان۶۴ روی پرده رفت؛ آیدین آغداشلو یک سردر به‌شدت هنری برای فیلم زد ولی فروش پایین در سه روز ابتدایی باعث پایین کشیدن سردر اصلی و بالا بردن سردری جدید شد اما درنهایت باز هم فیلم در گیشه شکست خورد یا بعبارت بهتر کاری کردند که نفروشد. با این حال در طول سالها نه تنها از ارزش‌هایش کم نشد بلکه در زمره ماندگارترین آثار تاریخ سینمای ایران جای گرفت.

 

تیغ و ابریشم

پشت صحنه “تیغ و ابریشم: در زندان قصر(از چپ: حجت‌الاسلام گل محمدی+عبدالله اسکندری+ابراهیم غفوری+مهرداد فخیمی+مسعود کیمیایی+عبدالرضا منجزی)

 




تازه‌ترین شفاف‌سازی درباره سینماشهری که ۱۵ سال است مدیرش عوض نشده⇐نزدیک به ۴میلیارد فقط بودجه پشتیبانی!+بیش از یک میلیارد برای سمفا!+بیش از ۱۷میلیارد برای بازسازی یا ساخت سینماهایی که بعد از کرونا، گرفتار رکودند!+فقط ۵۰۰میلیون برای صیانت از آثار

سینماروزان: دوره تازه شفاف‌سازی مالی سازمان سینمایی به موسسه سینماشهر رسیده است؛ موسسه‌ای که نزدیک ۱۵ سال است مجید مسچی بر کرسی مدیریت آن تکیه زده است.

به گزارش سینماروزان برطبق شفاف‌سازی سازمان سینمایی مشخص شده که از بودجه نزدیک ۵۰میلیاردی سینماشهر(دقیقا ۴۷.۴۴میلیارد) نزدیک ۴میلیارد(دقیقا ۳.۸۹میلیارد) صرف امور پشتیبانی می‌شود. همچنان و به‌مانند دیگر زیرمجموعه‌های سازمان سینمایی معلوم نیست جزییات خرج امور پشتیبانی چیست؟

سینماشهر بیش از ۱میلیارد بودجه(دقیقا ۱.۲۵میلیارد) برای پشتیبانی سالانه سمفا درنظر گرفته است یعنی سامانه سمفا ماهانه بیش از صد میلیون، خرج دارد!! باز هم اینکه این صدمیلیون ماهانه صرف کجای سمفا میشود مشخص نیست؟؟

سینماشهر نزدیک به ۱۱میلیارد بودجه سالانه برای حمایت از ساخت سالنهای جدید می‌گیرد و ۶.۵میلیارد بودجه برای بازسازی سالنهای قدیمی. درمجموع بیش از ۱۷میلیارد از بودجه حدود ۵۰میلیاردی سینماشهر صرف ساخت یا بازسازی سینماهایی می‌شود که بعد از شیوع کرونا بدجوری گرفتار ورشکستگی شده‌اند.

موسسه سینماشهر بیش از یک میلیارد بودجه صرف می‌کند برای حمایت از اکران ۸۰فیلم که حدودا ۱۴میلیون را نصیب هر فیلم می‌کند.

همچنان یکی از کمترین بودجه‌های سینماشهر(۵۰۰میلیون برای یک سال) صرف صیانت از محصولات فرهنگی میشود که رقم اندکی است؛ آن هم با توجه به قاچاق گسترده و بلحظه‌ای که بخصوص بعد از رواج اکران آنلاین، شدت یافته است!

شفاف‌سازی کامل سازمان سینمایی درباره سینماشهر را اینجا ببینید.




اظهارات سیدجواد هاشمی در روزهایی که کلی هزینه شده برای برگزاری جشنواره مقاومت⇐دروغ می‌گویند که در حال حمایت از سینمای دفاع مقدس هستند!/آنچه شاهدیم عدم حمایت همه‌جانبه مسئولان ذیربط از فیلمها و سینمای دفاع مقدس است!/شرایط تولید در سینمای دفاع مقدس بسیار دشوار است و حتی پول فشنگهای استفاده شده در فیلمها را تهیه‌کنندگان باید تقبل کنند!!/چرا استفاده از شهرک دفاع مقدس برای فیلمسازان، مجانی نیست؟/چرا می‌گویند راجع به فلان شهید فیلم نسازید چون بچه هایش زاویه پیدا کرده‌اند؟؟

سینماروزان: در روزهایی که با صرف بودجه هنگفت جشنواره مقاومت درحال برگزاری است و علاوه بر بنیاد روایت، وزارت بهداشت هم به کمک این جشنواره آمده، سیدجواد هاشمی بازیگر باسابقه در سینمای جنگ به انتقاد از عدم حمایت نسبت به سینمای دفاع مقدس پرداخت.

سیدجواد هاشمی بازیگر و کارگردان سینما همزمان با برگزاری جشنواره فیلم مقاومت به سینماپرس گفت: مدیران دروغ می‌گویند که از سینمای دفاع مقدس حمایت می کنند؛ متأسفانه ما که رسماً هیچ نوع حمایتی را از سمت مدیران برای تولید آثار سینمای مقاومت و دفاع مقدس شاهد نبوده ایم و بالعکس آنچه شاهدیم عدم حمایت همه جانبه مسئولان ذیربط از فیلم ها و سینمای دفاع مقدس است!

بازیگر فیلم های سینمایی «معراجی ها» و «سجاده آتش» در گفتگو با سینماپرس افزود: علاوه بر دروغگویی مدیران مبنی بر حمایت از سینمای ارزشمند مقاومت و دفاع مقدس، یکی دیگر از دلایل مهجوریت این گونه مهم سینمایی این است که نویسندگان به صورت مستقیم به جنگ می پردازند و در فیلمنامه‌های شان تنها خاکریز و جبهه و جنگ و تفنگ وجود دارد که این مسأله باعث می شود نتوان با سرمایه اندک فیلمهایی در حوزه دفاع مقدس تولید کرد.

وی ادامه داد: متأسفانه شرایط تولید در سینمای مقاومت و دفاع مقدس بسیار دشوار است. حتی پول فشنگ های استفاده شده در فیلم ها را تهیه کنندگان باید تقبل کنند! خوب چه کسی می تواند این همه پول جمع کند تا فقط بتواند بودجه هنگفتی برای خرید فشنگ اختصاص دهد؟ این در حالی است که اگر دغدغه مندی در میان مدیران فرهنگی و سینمایی وجود داشته باشد آن ها می توانند این امکانات را به صورت مجانی در اختیار تهیه کنندگان سینما قرار دهند.

هاشمی خاطرنشان کرد: مثلاً همین شهرک سینمایی دفاع مقدس باید به صورت مجانی در اختیار دغدغه‌مندان حوزه سینمای دفاع مقدس و مقاومت اسلامی قرار بگیرد. اگر قرار است فیلم دفاع مقدسی در هنگامه نبرد ساخته و تولید شود مسئولان باید امکانات مکفی را در اختیار تهیه کنندگان و کارگردانان قرار بدهند.

این سینماگر در بخش دیگری از این گفتگو متذکر شد: در هر صورت پرداختن به مقوله دفاع مقدس در هر دوره ای تازه است. ما نباید دوران دفاع مقدس را تنها از جنبه تیر و تفنگ و خاکریز ببینیم. دفاع مقدس مقوله ای است که می تواند با سوژه های ناب کمدی و اجتماعی و خانوادگی تولید شود به شرط آنکه زاویه نگاه نویسنده و کارگردان تنها به سمت جبهه و خاکریزها نباشد.

وی در همین راستا یادآور شد: آنچه در این خصوص تا امروز در سینمای دفاع مقدس تبلور پیدا کرده اندک بوده؛ به عنوان نمونه «لیلی با من است» فیلمی دفاع مقدسی در ژانر کمدی بوده، همینطور فیلم های انتقادی راجع به دفاع مقدس ساخته شده اما اینها کافی نیست! ما همین مسأله عشق شهدا به خانواده و همسر و فرزندان و خاک میهن شان را می‌توانیم دستمایه قرار دهیم تا عاشقانه هایی ناب و ماندگار در سینمای دفاع مقدس تولید کنیم.

کارگردان فیلم های سینمایی «تورنادو» و «پیشونی سفید» تأکید کرد: بی شک می توان با سرمایه های کمتر فیلم های نابی در حوزه دفاع مقدس تولید کرد. همه ما می دانیم فیلم جنگی سخت و گران است اما همانطور که اشاره کردم اگر به هنگامه نبرد توجه نکنیم و شهدا را از ریشه بررسی کنیم می توانیم راحت هرجور فیلم با هر موضوعی با مبالغ کمتر تولید کنیم.

هاشمی سپس با بیان اینکه باید راجع به اسطوره های تکرارنشدنی و گنجینه های ارزشمند دفاع مقدس آثار متعددی تولید شود اظهار داشت: بنده در پاره ای اوقات حرفهایی می شنوم که درد تمام وجودم را می‌گیرد. مثلاً می گویند راجع به فلان شهید فیلم نسازید چرا که بچه هایش زاویه پیدا کرده اند! حساب شهدا با چه کسی است؟ من واقعاً متوجه نمی شوم. باید از باکری و بروجردی و همتها  فیلم هایی ناب ساخت. نباید مدیران اعمال نفوذ و اعمال سلیقه کنند، این ها همه خیانت به شهدای گرانقدر دفاع مقدس است، ما باید همگی دست در دست هم بدهیم تا سینمای ارزشمند دفاع مقدس را احیاء کرده و خونی تازه در رگ های آن به جریان بیندازیم.




ادعاهای مسترتستر که از سینما هم سردرآورده⇐همه مثل من نیستند که خوب و بد رستورانها را بگویند!/به‌خاطر نقد یک رستوران از دادگاه سردرآوردم!/ با دستبند، زندان هم رفتم ولی از حرف خود کوتاه نیامدم!!/هیچ درآمدی نداشته‌ام که مالیاتش را نداده باشم!

سینماروزان: ورود شاخ‌های اینستاگرام به تلویزیون و سینما سرعت بیشتری یافته و با وجود همه انتقادات همچنان اینفلوئنسرها رغبت نشان می‌دهند برای ورود به سینما و تلویزیون.

به گزارش سینماروزان حمید سپیدنام یا مسترتستر ازجمله چهره‌های اینستاگرامی است که وارد سینما هم شده و در فیلم “پاستاریونی” به تهیه‌کنندگی بیتا منصوری(همسر ابوالحسن داوودی) ایفای نقش داشته است.

مسرتستر در گفتگویی که بهانه‌اش فاش کردن دستمزد وی بوده بی‌اشاره به رقم درآمدش از دردسرهای شغلش گفته است. مسترتستر به فرهیختگان گفت: مردم خود باید تشخیص دهند و نمی‌توانید جلوی کسی که تبلیغ می‌کند را بگیرید؛ کار او تبلیغ است. همه مثل مستر تستر نیستند که خوب و بد را بیان کنند. این مساله برای ما عواقبی هم داشته است و هنوز پرونده‌های دادگاه من در لاهیجان باز است. پرونده‌های تهران هم به تازگی بسته شده است.

مستر تستر ادامه داد: برای اینکه یک رستوران را نقد کردم و منتقد بودم. زمانی که منتقد بودم یک سال‌ونیم پیش بود و به رستوران‌های بزرگ هم انتقاد کردم. سر از دادگاه و پلیس درآوردیم و توانی برای پیگیری باقی نماند.

حمید سپیدنام افزود: مردم باید عاقل باشند و تشخیص دهند کسی که این کار را می‌کند برای او اعتبار و برند و راستگویی مهم است یا خیر. این مساله در بلندمدت مشخص می‌شود. چرا یکی یک میلیون و 300 هزار فالوور دارد؟ برای اینکه مسترتستر با دستبند زندان هم رفته ولی از حرف خود کوتاه نیامده است. بازداشت هم رفتم اما گفتم هر جایی که بد باشد را صریح می‌گویم. فرض کنید من کارشناسی دارم و قبل از اینکه گزارش بگیرم تست می‌کند و بیرون می‌آید و نمونه این هم یکی از رستوران‌های معروف بلندترین برج ایران بود و برای من تبلیغ می‌خواست و گفتم انجام نمی‌دهم. دلیل را پرسیدند و گفتم چون کیفیت ندارید با اینکه اسم بزرگی دارد.

به گزارش سینماروزان مسترتستر درباره روال معرفی رستوران گفت: بدون هماهنگی، کارشناس ما به صورت ناشناس به رستوران می‌رود. غذای خود را می‌خورد و بیرون می‌آید و به من می‌گوید تبلیغ این رستوران را انجام دهم یا خیر. به کارشناسم اعتماد 1000 درصد دارم. ایشان استاد دانشگاه هستند و قبل از من غذا را تست می‌کنند و اگر مورد تایید باشد من آن را معرفی می‌کنم.

این اینفلوئنسر درباره درآمد خود گفت: من نمی‌توانم درآمد خود را بیان کنم. بابت این باید مالیات به اداره مالیات پرداخت کنم. مالیات را حساب می‌کنند، 9 درصد ارزش افزوده و مالیات‌ها را براساس فاکتورهایی که وجود دارد پرداخت می‌کنیم و هیچ درآمدی نداشته‌ام که مالیاتش را نداده باشم!!

مسترتستر+پاستاریونی

مسترتستر+پاستاریونی

 




انتقاد داوود فتحعلی‌بیگی از بایکوت یک هنر آئینی در ساختار آموزش کشور⇐تعزیه، هنر مقاومت است و حتی دولت‌های اول و دوم پهلوی هم نتوانستند آن را حذف کنند پس چگونه است که اکنون به‌جای توسعه، آقایان مدیر این درس را حذف کرده‌اند؟/بهرام بیضایی در ابتدا دهه ۵۰ و در دانشکده هنرهای زیبا به تجزیه و تحلیل “تعزیه” می‌پرداخت ولی حالا در انتهای دهه ۹۰، “تعزیه” را به طور کامل از سرفصل دروس هنرهای زیبا حذف کرده‌اند!/آقایان چه‌فکر کرده‌اند که به‌جای یک ملت تصمیم می‌گیرند و هنر یک ملت را از رشته‌های دانشگاهی حذف می‌کنند؟ 

سینماروزان: تعزیه ازجمله هنرهای آیینی است که هرچند بیش از هر چیز به تاریخ تشیع و شهادت امام حسین(ع) گره خورده ولی برخی نیز ریشه‌های آن را به سالها پیش از ورود اسلام به ایران و سوگ سیاوش مربوط می‌دانند.

به گزارش سینماروزان حذف تعزیه از سرفصل دروس دانشگاهی رشته تئاتر با واکنش داوود فتحعلی‌بیگی از بازیگران و کارگردانان سرشناس که از فعالان هنرهای آیینی است مواجه گردیده.

داوود فتحعلی‌بیگی بازیگر و کارگردان پیشکسوت با اشاره به ریشه‌های تعزیه به تسنیم گفت: تعزیه به‌عنوان یک هنر آئینی و ایرانی یا به‌عبارتی ملی‌مذهبی به ثبت جهانی در سازمان جهانی یونسکو رسیده است. این هنر طبق اسنادی که موجود است نزدیک به ۳ قرن، به‌عنوان یک رسانه تلقی می‌شده و نماد هنر ایرانی و اسلامی و شیعی بوده است؛ تعزیه یک هنر جامعی است که همه مختصات یک هنر نمایشی را دارد و قابلیت این را دارد که به‌عنوان یک سرچشمه و الگو از سوی هنرمندان تئاتر مورد بهره‌برداری قرار بگیرد.

فتحعلی‌بیگی ادامه داد: در اوایل دهه ۵۰ به دانشکده هنرهای زیبا رفتم، در آنجا درسی داشتیم به‌عنوان هنر نمایش در ایران که استاد بهرام بیضایی آن درس را می‌گفتند. بیضایی به‌قدری درس نمایش ایرانی و خاصه بخش تعزیه را برای ما خوب تجزیه‌وتحلیل کردند که بنده شخصاً عنوان پایان‌نامه‌ام، عنوان شخصیت در تعزیه بود که بخشی از کتاب شبیه‌خوانی در تعزیه من را تشکیل می‌دهد که چند سال پیش چاپ شد. عجیب است که آن زمان بیضایی به راحتی و به تفصیل درس تعزیه را می‌گفت ولی حالا دستور حذف این درس را داده‌اند!

فتحعلی‌بیگی افزود: بعد از انقلاب در تصمیمی درست درس تعزیه بنا بر پیشنهاد و صلاحدید بعضی از اساتید توسعه پیدا کرد یعنی علاوه بر نمایش در ایران ۱ و ۲، درس‌های آشنایی با تعزیه و هم شیوه‌های نمایش در ایران و اجرای کارگاهی تعزیه به این دروس اضافه شد. در این سال‌ها ما دیده‌ایم و شنیده‌ایم و خوانده‌ایم که مطالعات زیادی راجع به تعزیه شده است، هم از بابت گردآوری نسخ و هم از بابت نوشتن رساله‌ها در دوره کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا و هم کتاب‌های پژوهشی و نسخ تعزیه چاپ شده است، حال سؤال اینجاست که چرا در انتهای دهه ۹۰ در دانشگاه هنرهای زیبا و به‌تبع آن در دانشگاه سوره، درس تعزیه را به‌جای توسعه حذف کردند؟؟

به گزارش سینماروزان این بازیگر خاطرنشان ساخت: بخش بزرگی از آنچه در دانشکده‌های تئاتر تدریس می‌شود تئاتر غربی است. حالا بعضی گفته‌اند اگر اسم درس را نمایش در آسیا بگذارند حق مطلب ادا شده است درصورتی‌که این‌طور نیست. تعزیه هنر ملی و مذهبی ماست و بسیاری از آن مفهوم هنر انسانی، اخلاقی و عقیدتی که امروز هم جامعه به آن نیاز دارد در دل نسخ تعزیه وجود دارد.

فتحعلی‌بیگی تاکید کرد: تعزیه، هنر مقاومت است و خودش هم در مقابل دولت‌های اول و دوم پهلوی و در مقابل فشارهایی که به‌اشکال مختلف به او وارد آمده مقاومت کرده است و خوشبختانه به‌برکت عاشورای امام حسین(ع) و به‌برکت مردم علاقه‌مند به این هنر و پایمردی تعزیه‌خوانان پیشکسوت این هنر هنوز باقی مانده است. سؤال اینجاست؛ چرا این آقایان مدیر آموزش فرهنگی این درس را حذف کردند درصورتی‌که خودشان می‌دانند هنر تعزیه از جنبه نمایش سوای از جنبه عقیدتی چقدر ارزش دارد؟ این‌ها لازم بود که این درس را توسعه دهند یا خودشان پیشنهاد بدهند و پیش‌قدم بشوند تا رشته ای مستقل در رابطه با هنرهای نمایشی سنتی در دانشگاه دایر شود تا کسانی که دوست دارند این هنر را یاد بگیرند به آنجا مراجعه کنند.

بازیگر “سگ‌کشی” و “کتاب قانون” بیان داشت: طبیعی است کسی با خواندن دو واحد درس تعزیه‌خوان نمی‌شود اما بوده‌اند دانشجویانی که تحت تأثیر همین دو واحد درس علاقه‌مند به تعزیه شده‌اند و رفته‌اند دنبالش تا بفهمند و به ارزش‌های معنوی و هنری‌اش پی ببرند. ما سؤال‌مان از این آقایان مدیر این است که؛ چه‌فکر کرده‌اند که به‌جای یک ملت تصمیم بگیرند و هنر یک ملت را از رشته‌های دانشگاهی حذف کنند؟ باید پاسخگو باشند و به‌نظر من باید همه کسانی که نسبت به این آب‌وخاک و این فرهنگ و هنر و اندیشه که منجر به پیدایش هنر شبیه‌خوانی شده است، احساسی دارند نسبت به این مقوله اعتراض بکنند تا نه‌تنها درس آشنایی هنر شبیه‌خوانی مجدد در دانشکده‌های تئاتر راه‌اندازی شود بلکه پافشاری کنند تا رشته نمایش‌های آئینی سنتی یا رشته هنرهای ایرانی که بخشی از آن هنر شبیه‌خوانی است دایر شود.الآن دو دانشگاه سوره و فرشچیان، پیش‌قدم شدند و طرحی را نوشته‌اند و امیدوارم وقتی به وزارت علوم می‌فرستند آن شورایی که برای رشته‌های هنری تصمیم‌گیری می‌کنند، اجازه بدهند این رشته دایر شود، چون ما مثل خیلی از کشورهای دیگر دنیا تا این هنرها را به‌صورت دانشگاهی و آکادمیک ارائه ندهیم به‌راحتی ماندگار نمی‌شود به‌علت اینکه ما یک مرکز ملی نمایش‌های آئینی سنتی هم نداریم.

فتحعلی‌بیگی ادامه داد: این‌همه ساختمان قدیمی در تهران وجود دارد که شهرداری آن‌ها را خریداری کرده است یا میراث فرهنگی آن را مرمت و دایر کرده است ولی هنوز یک مکان ثابت و اختصاصی برای اجرای تعزیه نداریم. یعنی نمی‌شود یکی از این همه ساختمان را به مرکز ملی شبیه‌خوانی اختصاص دهند؟ به جایی هم برنمی‌خورد و بودجه عجیب‌وغریبی هم نمی‌خواهد. حداقلش آن است که این هنر ملی حفظ می‌شود و زمینه‌های بهره‌برداری از آن در نمایش معاصر فراهم می‌شود، از بین نمی‌رود و هم اینکه زمینه‌های پژوهش برای آن فراهم می‌شود.

داوود+فتحعلی+بیگی

داوود+فتحعلی+بیگی




توقف پروژه‌ای که فارابی بودجه‌ای هنگفت صرف طراحی تولیدش کرده بود!!؟؟

سینماروزان: شفاف‌سازی حسین انتظامی درباره هزینه‌کرد فارابی در سال ۹۸ مشخص ساخت که همایون اسعدیان برای طراحی تولید “سرزمین بود و نبود”به کارگردانی مرضیه برومند، حمایت ۲۲۵میلیونی فارابی را داشته است‌.(اینجا را بخوانید)

مدتی کوتاه بعد از شفاف‌سازی، مرضیه برومند هم تلویحا این هزینه‌کرد هنگفت برای پروژه‌ای که به پیش‌تولید هم نرسیده بود را تایید کرد.(اینجا را بخوانید)

با این حال به تازگی خبر رسیده که مرضیه برومند، نگارش فیلمنامه فیلم سینمایی «شهرموش‌ها ۳» را آغاز کرده است تا با حمایت فارابی آن را بسازد!

به گزارش سینماروزان اینکه چرا حتی برای برندی امتحان پس‌داده مثل “شهر موشها” هم امکان جلب سرمایه‌گذار خصوصی وجود ندارد و باز دست به دامن ارگانی دولتی شده‌اند، به کنار؛ حالا تکلیف “سرزمین بود و نبود” که بیش از ۲۰۰میلیون فقط صرف طراحی تولیدش شده بود، چه می‌شود؟؟

خبرگزاری “ایسنا” خبر داده که پروژه «سرزمین بود و نبود» در همان مرحله تحقیق و نگارش متوقف شده و گویا ساخت “شهرموشها ۳” در اولویت قرار گرفته است.

اگر خبر ایسنا صحت داشته باشد باید از مدیران فارابی پرسید تکلیف آن هزینه هنگفتی که برای طراحی تولید “سرزمین بود و نبود” صرف شده، چه می‌گردد و با توقف تولید، هزینه‌های مصروفه بازپس گرفته شده و به بیت‌المال بازگردانده می‌شود یا ….؟؟؟




استقبال روزنامه اصولگرا از مناظره مخالفان و موافقان حجاب در رسانه ملی

سینماروزان: اخیراً رسانه ملی در قالب دو برنامه که یکی به شکل زنده و دیگری به صورت ضبط شده روی آنتن می‌رود، به مسئله حجاب قانونی پرداخته و آرای موافقان و مخالفان حجاب اجباری را انعکاس داده؛ روندی که با استقبال روزنامه اصولگرای جوان مواجه شده تا در گزارشی این روال تولید برنامه را موثر و بهترین راه برای پاسخگویی به شبهات بداند.

متن گزارش جوان را بخوانید:

«بدون توقف» و «زاویه» عنوان دو برنامه گفتگو‌محور تلویزیونی هستند که طرح مباحث جدی درباره مسئله حجاب در آن‌ها با واکنش افکار عمومی مواجه شده است، از این بابت که چالش بر سر این مسئله در فضایی گفت‌وگومحور با حضور مخالف و موافق به بحث کشیده شد. از آنجا که یکی از این برنامه‌ها به شکل زنده روی آنتن می‌رود به طور عادی بازتاب‌های ویژه‌تری پیدا کرد.

«زاویه» عنوان برنامه‌ای است که از شبکه ۴ سیما روی آنتن می‌رود. این برنامه در آخرین قسمت با حضور دو کارشناس به طرح مناظره‌ای درباره حجاب پرداخت و نظر مخالف یکی از حاضران فارغ از عیار کارشناسانه بودن آن سبب شد بحث‌های جدی‌تری در این باب در فضای مجازی از سوی چهره‌های رسانه‌ای و کارشناس مطرح و به قوام بیشتر مسئله در جامعه منجر شود و در میان همین گفتمان‌ها، پاسخ‌های احتمالی بخشی از جامعه درباره حجاب پاسخ داده شود، ضمن اینکه بار دیگر سخنان و مواضع سه سال پیش رهبر معظم انقلاب در این باره برجسته شده و قوت استدلال مدافعان قانون حجاب بیش از پیش در مرئا و منظر افکار عمومی قرار گیرد و همین بازتاب‌ها نشان می‌دهد شهامت طرح چالش‌هایی از این دست در رسانه ملی به طور قطع نه تنها در افکار عمومی ایجاد شبهه نمی‌کند بلکه منجر به شبهه‌زدایی شده و طرح نظرات موافق و مخالف برکات غیرقابل‌انکاری برای اقناع افکار عمومی دربر خواهد داشت.

برنامه زاویه بار دیگر نشان داد که رسانه ملی اگر خود را از قید و بند نگاه‌های صرفاً خشک و تک‌بعدی امنیت محور رها کند و از طرح چالش‌های ذهنی جامعه نترسد، می‌تواند در رقابت با شبکه‌های ضد‌انقلاب برتری خود را به اثبات برساند. درباره مسئله حجاب سال‌هاست شبکه‌های معاند با طرح موضوع چهارشنبه‌های سفید و آزادی‌های یواشکی جامعه مسلمان ایران را مانند طفلی که هیچ پناهی ندارد، زیر آماج حملات رسانه‌ای قرار داده‌اند و در این جنگ رسانه‌ای متأسفانه رسانه ملی آنطور که باید و شاید از ظرفیت‌های خود برای تبیین مسئله بهره نبرد و همین انفعال باعث شد افراد معلوم‌الحالی، چون مسیح علینژاد در این عرصه با رویکرد کاملاً سیاسی جولان بدهند، هر چند بلوغ فرهنگی جامعه همواره سپر محکمی مقابل هجوم رسانه‌ای دشمن بوده است. در برنامه اخیر زاویه که از شبکه ۴ سیما پخش شد مهدی نصیری مدعی مخالفت ۷۰ درصدی مردم با قانون حجاب در کشور شد، همین ادعا منجر به واکنش پژوهشگاه ارتباطات وزارت ارشاد شد که اعلام کرد آمار وی در تضاد با پیمایش این پژوهشگاه است: اخیراً آقای مهدی نصیری، سردبیر پیشین روزنامه کیهان در برنامه تلویزیونی «زاویه» در شبکه ۴ به یافته‌ای از نتایج موج سوم پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان اشاره کرد که در تعارض جدی با یافته‌های واقعی این پیمایش است. وی گفته است «بر اساس آمار وزارت ارشاد ۷۰درصد مردم ایران مخالف الزام به حجاب هستند.» در پیمایش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان (پژوهش سال ۱۳۹۴ در سطح شهری و روستایی) سؤال شده است «تا چه اندازه با این جمله که «همه خانم‌ها باید حجاب داشته باشند، حتی اگر به آن اعتقاد نداشته باشند» موافق یا مخالف هستید؟» بر اساس نتایج به دست آمده از این پیمایش، ۱/ ۵۳ درصد موافق این گزینه بوده و تنها ۲ /۲۲ درصد با آن مخالفت کرده‌اند. ۸/ ۲۴ درصد هم گزینه نه موافق، نه مخالف را انتخاب کرده‌اند، لذا برداشت و اظهار نظر آقای نصیری با یافته‌های این پژوهش کاملاً ناهمخوان است.

این پژوهشکده در ادامه آورده است: در دو استان نامبرده آقای نصیری (قم و خراسان‌جنوبی)، درصد موافقان با این گویه از مخالفان بیشتر است، لذا در هر دو مورد اعلامی آقای نصیری، یافته‌های مستخرج از این طرح با اظهارات ایشان در تضاد است. پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن استقبال از تحلیل علمی داده‌های برآمده از پیمایش‌های ملی پژوهشگاه، انتظار دارد تحلیل و استفاده از این داده‌ها همراه با رعایت اصول علمی باشد.

بنابراین ادعای خلاف و غیردقیق یک کارشناس در برنامه‌ای تلویزیونی از آنجا که با واکنش‌های دقیق و حساب شده صاحبان اندیشه و دلسوزان در فضای مجازی و رسانه‌ها مواجه شد، نه تنها منجر به شبهه‌افکنی در افکار عمومی نشد بلکه شبهات فکری جامعه درباره حجاب را کاهش داد. این اتفاق میمون به دلیل رویکرد فعالانه و نه منفعلانه یک برنامه از آنتن رسانه ملی رخ داد و اگر خدایی نکرده باز هم رسانه ملی به لاک دفاعی فرو رود، جامعه در برابر حملات رسانه‌ای دشمن بی‌دفاع می‌ماند، با این حال رسانه ملی می‌تواند انتخاب کند که مرجعی جدی برای جذب همه اقشار جامعه باشد یا صرفاً به کار سرگرم کردن مردم با برنامه‌هایی، چون «عصر جدید» و «خندوانه» اکتفا کند.

از دشمن انتظاری نیست چراکه کار او دشمنی است، اما همواره از رسانه‌های وطنی و در رأس آن‌ها رسانه ملی انتظار می‌رود ظرفیت‌های اقناع و شبهه‌زدایی از بخشی از جامعه را به کار بیندازند و از اینکه طرح مسائلی در فضای رسانه به شکلی منطقی و حرفه‌ای انجام پذیرد، بیم و هراسی نداشته باشند. وقتی دست حاکمیت از بینه و استدلال پر است و به راحتی می‌توان جامعه را درباره مسئله حجاب اقناع کرد، دلیلی ندارد تا قافیه این جنگ رسانه‌ای را با سستی و کاهلی واگذار کرد و جامعه را در زیر بمباران تبلیغات بی‌امان دشمن بدون محافظ گذاشت. متأسفانه کاری که رسانه ملی طی سال‌های اخیر در مقابل هجمه بی‌وقفه شبکه‌های ضد‌انقلاب انجام داده فعالانه نبوده و صرفاً گاهی با تولید برنامه‌هایی که اغلب غلبه نگاه امنیتی و نه فرهنگی در آن‌ها پررنگ است، دست به واکنش زده است. در این میان، اما برنامه‌هایی مثل «زاویه» و «بدون توقف» که صدای مخالف و شبهه‌های فکری بخشی از جامعه در آن طرح شده و پاسخ داده می‌شود، به ارتقای اعتماد عمومی و احساس نزدیکی بیشتر با رسانه ملی و حاکمیت کمک شایانی می‌کند.

هر قدر فضا برای طرح شبهات در رسانه ملی به بهانه غلبه رویکرد‌های امنیتی بسته‌تر شود، به همان نسبت عرصه جولان شبکه‌های معاند برای جذب افکار عمومی داخلی بیشتر خواهد شد و در این معادله خطرناک، هم مردم ضرر می‌کنند هم نظام اسلامی که مردم شاکله اصلی آن هستند. به طور قطع برنده گفتگو درباره همه شبهات طرفی است که استدلال و منطق محکم‌تری در اختیار دارد و بدیهی است که در موضوع قانون حجاب دست حاکمیت برای اقناع جامعه پر است