مرگ بازیگر دل‌نمک!+عکس

سینماروزان/نسترن حسینی: هوشنگ منصورخاکی بازیگر سینما درگذست.

به گزارش سینماروزان منصورخاکی متولد ۱۳۲۲ کرج بود و کار بازیگریش را از ابتدای دهه پنجاه و با “جعفر جنی و محبوبه‌اش” آغاز کرد.

منصورخاکی طی سه دهه بازیگری در آثاری مختلف ایفای نقش کرد.

“شب غریبان”، “کوسه جنوب”، “زخمه”، “دل‌نمک”، “مروارید سیاه”، “خفاش”، “مریم مقدس”، “لوکوموتیوران” و “صنوبر” ازجمله کارهای بازیگری منصورخاکی هستند.

هوشنگ منصورخاکی در کنار اسدالله یکتا

هوشنگ منصورخاکی در کنار اسدالله یکتا




ادعای روزنامه کیهان⇐ خرابکاری نطنز در یک سریال اسرائیلی پیش‌بینی شده بود!!+عکس

سینماروزان/امیر قریب: سیزده مرداد سال گذشته، یادداشتی با عنوان «بازتاب تحقیر رژیم صهیونیستی توسط ایران» با نقد سریال اسرائیلی «تهران» در صفحه تصویرروز کیهان منتشر شد.

در بخش‌هایی از این یادداشت به قلم امیر قریب، به تلاش این سریال برای زمینه‌سازی روانی و افکار عمومی برای اقدام علیه ایران ازجمله خرابکاری در سایت هسته‌ای نطنز ‌اشاره شده بود.

در این یادداشت کیهان، آمده بود:‌ مینی سریال تهران یک محصول بسیار ضعیف و سراسر ‌اشتباهات فاحش ساختاری است، هرچند این سریال به‌نوعی محصول موساد است ولیکن ظاهراً موساد علی‌رغم لاف‌های گزاف شناخت زیادی از داخل ایران ندارد که نتوانسته محصولی نزدیک به واقعیت تولید نماید، البته این موضوع فارغ از سیاه‌نمایی‌های تعمدی و پروپاگاندای رسانه‌ای است که در آن علیه جمهوری اسلامی ایران ایجاد شده است. درمجموع دیدن حتی یک نوبت این سریال برای مخاطب عام فاقد ارزش بوده و اتلاف زمان محسوب می‌گردد. ولیکن نباید از حیث پایبندی جامعه صهیونیست به نمادشناسی و الگوسازی بی‌تفاوت از کنار این اثر گذشت، این احتمال با درصد بالا متصور است که این سریال تکه‌ای از یک پازل بزرگ‌تر است، ادعای حمله به تأسیسات هسته‌ای نطنز در تیرماه سال جاری، ترور سردار حاج قاسم سلیمانی در سال ۹۸، تحرکات منطقه‌ای و… همه در کنار هم می‌تواند بخش‌هایی از یک سریال واحد باشند، لذا نهادهای امنیتی ـ نظامی و بسترهای تصمیم‌ساز و مدیران تصمیم‌گیر می‌بایست رفتار اسرائیل و رویکرد شبه‌هالیوودی او در آماده‌سازی اذهان عمومی پیش از وقوع رخداد را مورد توجه و پالایش قرار دهند، زیرا امپریالیسم و سلطه‌گران جهانی قبل از اقداماتی که احتمال واکنش جهانی و افکار عمومی علیه آن وجود دارد، با مقدمه‌چینی‌هایی از قبیل نگارش کتاب و انتشار اخبار، فیلم و سریال ذهن‌ها را با موضوعات حاد، غیر بشری و… آشنا و آموخته می‌کنند و کم‌کم بعد از گذر زمان که افکار عمومی با آن رخداد به‌صورت انتزاعی آشنا و عجین گردید، اقدام اصلی صورت می‌گیرد، آنگاه است که واکنش خاص و حقیقی از جامعه جهانی برنمی‌خیزد زیرا مدت‌هاست با آن موضوع آشناست و حساسیت جدی برانگیخته نخواهد شد، این تجربه را در جهانگشایی‌های خاورمیانه‌ای عمو سام و هالیوود بسیار دیده‌ایم.

پوستر+سریال+تهران

پوستر+سریال+تهران

روزنامه کیهان تاکید کرده بود: از سوی دیگر ضمن تأکید ویژه بر خلأ بسیار مهم فقدان تولید محصولات ضدصهیونیستی در صنعت سینما و صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و نیاز به برنامه‌ریزی و ورود جدی تولیدکنندگان شجاع و خوش‌ذوق، نگارنده پیشنهاد می‌نماید محصولات ضدایرانی ـ اسلامی مانند فیلم‌های 300، اپراتور، سنگسار ثریا و حتی سریال بسیار ضعیف تهران توسط مجموعه‌های فعال فرهنگی ترجمه و دوبله و با بهره‌گیری از نظرات کارشناسان صاحب‌نظر در این عرصه، محصولات در قالب یک بسته تحلیلی غنی به مخاطبین عرضه گردد، بدیهی است این اقدام در میدان نبرد، تک دشمن را پاتک نموده و قدمی مثبت در خنثی‌سازی اهداف شوم آنها و آگاهی‌بخشی و غنی‌سازی ذهن مخاطبین و افسران جنگ نرم خواهد بود، بدون تردید دوران این تفکر گذشته است که این دست اقدامات را ترویج بیشتر آثار ضدایرانی بدانیم، در عصر دهکده جهانی دسترسی به محصولات متنوع به فاصله زدن یک دکمه و دانلود آن است، پس چه‌بهتر که مبادی ذی‌صلاح خوراک فکری سالم در اختیار مخاطبین قرار دهند.

 




اعلام کاندیداتوری باجناق تهیه‌کننده “لیلی با من است”!!+عکس

سینماروزان/حامد مظفری: یکی از کاندیداهای گمنام انتخابات ۱۴۰۰ فردی است دارای رابطه خویشاوندی با یکی از تهیه‌کنندگان سینما.

به گزارش سینماروزان شاهین محمدصادقی که به تازگی و با برگزاری نشستی مهجور اعلام کاندیداتوری کرده باجناق سعید حاجی‌میری است.

سعید حاجی‌میری از تهیه‌کنندگان باسابقه سینماست که سابقه همکاری با کمال تبریزی، احمدرضا معتمدی و ابراهیم حاتمی‌کیا و تولید آثاری همچون “لیلی با من است”، “هبوط” و “هویت” را در کارنامه دارد.

حاجی‌میری یک‌ تجربه ناتمام با ناصر تقوایی هم دارد؛ در ابتدای دهه هشتاد حاجی‌میری و تقوایی به دنبال تولید فیلمنامه “چای تلخ” بودند که در دل جنگ ایران و عراق روایت می‌شد ولی درنهایت این همکاری به نتیجه نرسید.

حاجی‌میری سابقه همکاری مشترک با ناصر شفق در تولید “تقاطع” را هم داشته؛ فیلمی که با همراهی شیخی سعودی با نام صالح عبدالله کامل(مدیر “دله البرکه” و نماینده کمپانی رادیو و تلویزیون روتانو) تولید شد.(اینجا را بخوانید)

شاهین محمدصادقی باجناق حاجی‌میری که فارغ‌التحصیل پزشکی از دانشگاه شیراز بوده و برای گذراندن فلورشیپ مدتی هم در لندن(!) بوده، سابقه عضویت هیات رییسه مجلس در ادوار هفتم و نهم را دارد. محمدصادقی در حال حاضر مشاور وزیر بهداشت دولت دوازدهم است.

آخرین محصولات سینمایی حاجی‌میری، ملودرام “انعکاس” و کمدی “پسر آدم دختر حوا” بودند که در اواخر دهه هشتاد تولید شدند و هر کدام از آنها نزدیک به نیم میلیون مخاطب داشتند. حاجی‌میری دارای یک کارخانه تولید موتورسیکلت هم بود که گرفتار آتش‌سوزی شد و پس از آن آتش‌سوزی، فعالیت سینمایی حاجی‌میری هم کم و کمتر شد…

در نشست اعلام کاندیداتوری شاهین محمدصادقی این محمود دینی بازیگر نقش “علی” سریال “آینه عبرت” و از مدیران آخرین دوره جشنواره پرحرف و حدیث مقاومت بود که در کنار محمدصادقی دیده شد.

باید دید در روزهای آینده سعید حاجی‌میری نیز به‌عنوان یکی از مدیران ستاد تبلیغاتی این کاندیدا ظاهر شده و از پتانسیل هنرمندان نزدیک به خود برای کمک به باجناق استفاده خواهد کرد یا نه؟؟

شاهین محمدصادقی+محمود دینی

شاهین محمدصادقی+محمود دینی




پاسخ‌های بهزاد فراهانی به پرسش‌هایی پیرامون هنر سیاسی⇐قبل از انقلاب اصلا هنر غیرماركسیستی وجود داشت؟؟/زندان به‌معنای مرسوم، سهم من نشد!/محمود دولت‌آبادی را هنرمند سیاسی می‌دانم!/قبل از انقلاب دلبسته جنبش چریكی بودم!/”گوزنها” متاثر از جنبش چریکی ایران است!!!/گلسرخی می‌گفت اگر مطالعه کنی، بازیگر بزرگی می‌شوی!/به گلسرخی گفتم حركت سیاسی‌ بدون جنبش توده‌ای فایده ندارد‌!/همین حالا هم عطر اسفندیار منفردزاده را بو می‌كنم!!!

سینماروزان/امیرحسین جعفری: بهزاد فراهانی بازبگر سرشناس با بیان اینکه هنر سیاسی از هنر عام جدا نیست، از علایق پیشین خود به جنبش چریکی گفت.

بهزاد فراهانی درباره تاثیرپذیری جریان هنری ایران از حزب توده به روزنامه شرق گفت: بحث بر سر این است كه قبل از انقلاب اصلا هنر غیرماركسیستی وجود داشت یا خیر؟ این خودش یك سؤال اصلی است. بعد از انقلاب با محدودشدن احزاب و كانون‌ها وضعیت فرق كرد و شما در جامعه سیاسی هنرمندان بزرگ را از دست می‌دهید و طبیعتا اینها متأثر از اندیشه مسلط آن زمان است كه درون جامعه ادبی و هنری نقش اصلی را پیدا كرده بود؛ اینكه این تأثیرات به‌طور مستقیم از حزب توده و سازمان‌های سیاسی است را باید یك‌جور دیگر نگاه كرد. آن زمان تمامی هنرمندان و نویسندگان به‌خاطر مطالعات و خواسته‌های آرمانی‌شان به چپ گرایش داشتند، زیرا چپ را تنها راه رهایی می‌شناختند.

‌فراهانی در پاسخ به اینکه آیا تا‌به‌حال به خاطر فعالیت‌هایش به زندان افتاده‌ یا با گروه خاصی همكاری داشته‌، بیان داشت: منظور شما از همكاری با گروه‌ها را متوجه نمی‌شوم اما تمامی دوستان و استادان، چپ بودند. زندگی ما همواره در كنار سیاسیون صاحب‌نظر گذشته است؛ شخصیت‌هایی مثل امیرپرویز پویان یاری‌گر اندیشه‌های ما در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی بوده‌اند و این یك واقعیت است و نمی‌شود آن را نفی كرد. زندان هم به‌معنای مرسوم، خیر، سهم‌ من نشد!

نمونه آثار و مصادیق هنرمندان سیاسی ازجمله مباحث مناقشه‌ساز بوده. به گزارش سینماروزان بهزاد فراهانی درباره نمونه‌های هنر و هنرمند سیاسی اظهار داشت: وقتی هنر ایران در‌حال اجتماعی‌شدن بود و این هنر سیاسی تحلیل می‌شود، در‌واقع این هنر شجاعت انسانی را نشان می‌دهد كه نمی‌تواند وضعیت زندگی خودش را كه خیلی تلخ و ناهنجار است، تحمل كند. شما “گوزن‌ها” را كه می‌بینید، متأثر از جنبش چریكی ایران است. محمود دولت‌آبادی را هنرمند سیاسی می‌دانم، برای اینكه مفاهیم اجتماعی، دموكراتیك و عدالتخواهانه در آثارشان موج می‌زند به این دلیل ما به آنها هنرمند سیاسی می‌گوییم.

بهزاد فراهانی اظهار داشت: من تا قبل از انقلاب دلبسته جنبش چریكی بودم، بعد از انقلاب به‌خاطر همدلی با فرزانگانی مانند احسان طبری، به‌آذین، كسرایی و دیگران نگاهم تغییر كرد اما علاقه‌ام به بچه‌های چریك همه بوده و هنوز نیز ادامه دارد. خسرو گلسرخی آن زمان كه در روزنامه كیهان كار می‌كرد، با من رفاقتی داشت، آن زمان من‌ منزلی داشتم و تنها زندگی می‌كردم، گاهی گلسرخی به من سر می‌زد و شب‌ها را صبح می‌كردیم؛ بنابراین طبیعی بود كه اعدام این مرد بزرگ برای من قابل‌تحمل نبود. حمید اشرف را از نزدیك نمی‌شناختم، بهروز دهقانی و صمد بهرنگی را در انجمن تئاتر ایران دیده بودم؛ بنابراین از مرگ حمید اشرف زیاد اذیت نشدم، هرچند ناراحت و نگران بودم كه در كمیته مركزی فداییان خلق ایران اتفاقات ناگواری در‌حال وقوع است. من دوستان خوب چریكم را مانند حسین اقدامی، صفاری‌آشتیانی كه از بزرگان جنبش چریكی بودند، از دست دادم و همیشه در اندوه این قضیه هستم. روی‌هم‌رفته باید بگویم شهادت رفقایم در دهه 50 برایم سنگین بوده تا حالا و جز به سوگ نشستن و غم در دل نهادن راهی وجود ندارد. آنها راهی را انتخاب كردند و با شجاعت به آن مسیر رفتند. مرگ امیرپرویز پویان برای من یكی از سنگین‌ترین مرگ‌های بعد از سعید سلطانپور بود. به‌هر‌حال این عمر 75ساله چندان هم به خوشی نگذشته است. جنبش چریكی در تهران را كه گلسرخی و دیگران در آن بودند، با اشتباهات تاكتیكی روبه‌رو بود؛ واقعیت این است كه در آن زمان نمی‌شد شخصیت سیاسی معروفی را گروگان گرفت و آزادی رفقا را طلب كرد. كار گلسرخی احساسی به نظر می‌آمد.

فراهانی ادامه داد: نقدهایی كه گلسرخی می‌نوشت، با اسم دامون منتشر می‌شد. من یك نقد از ایشان دارم كه در آن مدعی است اگر فراهانی مطالعه كند، یكی از بازیگران پرقدرت و بزرگی ایران‌زمین خواهد شد. توجه من به این نقد آقای گلسرخی بیشتر از خاطراتم با اوست، نه به خاطر اینكه آینده من را پیش‌بینی كرده؛ به‌خاطر اینكه نگاه نقد ایشان را دیگران نداشتند. آقای گلسرخی را تا زمانی كه به زندان نیفتاد، مردم و جامعه روشنفكری نمی‌شناخت، چون شخصیت تودار و آرامی بود و بعد از زندان بود كه به یك حماسه و اسطوره تبدیل شد. دانشیان هم همین‌طور بود، ما در جریان فیلمی كه در شمال به كارگردانی آقای علامه‌زاده می‌ساختیم كه بعدا هم توقیف شد، این دوستان را ملاقات كردیم و زمانی بود كه در‌حال طراحی عملیات چریكی بودند. آن‌موقع من جمله كوچكی به گلسرخی گفتم كه خسرو حركت سیاسی‌ بدون جنبش توده‌ای فایده ندارد‌ كه زیاد خوشش نیامد. پیشنهاد كاری را كه می‌خواستند انجام دهند، نمی‌دانم چه كسی مطرح كرده بود؛ اما این كار از نظر تاكتیك اشكال داشت و تحت تأثیر آمریكای جنوبی بود.

فراهانی افزود: فكر نمی‌كنم اثری نوشته باشم كه جای پا و نگاه و عطر خوش این جماعت در آن نباشد. واقعیت این است كه آنها همیشه با من هستند. من حالا كه اینجا نشسته‌ام هم عطر اسفندیار منفردزاده را بو می‌كنم. هنرمندان برای من همه با‌ارزش هستند!




دو نقطه نظر متضاد در مساله‌ای ساده⇐تهیه‌کننده “پژمان”: در تمام عمرم بازیگر-پولی ندیده‌ام!/تهیه‌کننده “لونه زنبور”: بازیگر-پولی وجود دارد و نباید کتمانش کرد!

 

سینماروزان/مجتبی اردشیری: عجیب است که در مساله‌ای کاملا ساده مرتبط با رسوخ بازیگر-اسپانسر در سینما و تلویزیون، نقطه نظراتی کاملا متضاد وجود دارد.

به‌گزارش سینماروزان محسن چگینی تهیه‌کننده‌ایست که می‌گوید تاکنون بازیگر-پولی در سینما و تلویزیون ندیده و سعید خانی تهیه‌کننده‌ایست که وجود بازیگر-پولی را تایید کرده!

محسن چگینی از تهیه‌کنندگان تلویزیون که سابقه تولید “پژمان”، “گسل”، “شمعدونی” و “خوب بد جلف رادیواکتیو” را در کارنامه دارد به روزنامه فرهیختگان گفت: من درتمام این سال‌ها که در سینما، تلویزیون و شبکه نمایش خانگی کار کرده‌ام، نه دیده‌ام و نه شنیده‌ام که بازیگری پول بدهد و در کاری بازی کند!!

این تهیه‌کننده تلویزیون ادامه داد: من حتی سرمایه‌گذاری را هم ندیده‌ام که خودش سرمایه وسط بگذارد و بگوید که خودم یا نزدیکانم در این کار بازی کنند!!!

تهیه‌کننده سریال “ساختمان پزشکان” ادامه داد: آخر کدام سرمایه‌گذاری را می‌شناسید که چنین ریسکی کند که بیاید برای یک سریال 20 تا 30 میلیارد وسط بگذارد و بعد از آدم ناشی در کارش استفاده کند؟ اصلا با عقل جور درنمی‌آید. او پول وسط می‌گذارد که بتواند به سودآوری برسد. به همین دلیل هنرپیشه‌ای را برای کارش انتخاب می‌کند که مخاطب او را ببیند و بتواند از آن هنرپیشه‌ها جواب بگیرد.

سعید+خانی+محسن+چگینی

سعید+خانی+محسن+چگینی

سعید خانی تهیه‌کننده “لونه زنبور”،‌ “استراحت مطلق” و “دوزیست” نظری دارد کاملا در خلاف جهت نظر چگینی.

سعید خانی بیان داشت: اینکه فردی بیاید و برای بازی در فیلم یا سریالی پول بدهد، اساسا وجود دارد و من هم نمی‌خواهم آن را کتمان کنم، اما باصراحت اعلام می‌کنم که من تاکنون از وجود چنین افرادی در کارهایم استفاده نکرده‌ام. به خود من پیشنهادهایی داده‌اند که بیا این پول را بگیر و اجازه بده که همسر یا پسرم بازی کند، اما من تا این لحظه، چنین پیشنهادهایی را قبول نکرده‌ام، چون آن را به‌لحاظ اخلاقی درست نمی‌دانم.

این تهیه‌کننده ادامه داد: البته آن مواردی هم که وجود دارد، مربوط به نقش‌های اصلی سریال‌ها نیست و بیشتر در قالب نقش‌های فرعی اتفاق می‌افتد. این موارد هم از جانب تهیه‌کنندگان حرفه‌ای اتفاق نمی‌افتد و تنها معدودی از همکاران آماتور هستند که دست به چنین کارهایی می‌زنند.




حرف‌های بازیگر پربیننده‌ترین سریال تاریخ تلویزیون⇐بدشانس‌ترین هنرپیشه تاریخ ایران، منم؛ همین که به شهرت رسیدم، فضای سیاسی کشور تغییر کرد و مدت‌ها بیکار شدم!/هیچ‌گونه سابقه سیاسی نداشتم ولی همه جور ممنوعیتی را تجربه کردم!/یک زمانی شرایط اجتماعی، اجازه کار به ما نداد، حالا هم که کرونا نمی‌گذارد کار کنیم!/حق‌‌مان به هزار و یک دلیل پایمال شده!!

سینماروزان/ندا آل‌طیب: سریال دهه پنجاهی “خانه به دوش” و سریال دهه هشتادی “متهم گریخت” جزو پربیننده‌ترین سریالهای تاریخ تلویزیون هستند ولی اینکه اصغر سمسارزاده بازیگر سریال “خانه به دوش”، خود را بدشانس‌ترین بازیگر تاریخ ایران بنامد، شگفت‌آور است.

اصغر سمسارزاده با اشاره به سوابق کاری خود به خبرگزاری ایسنا گفت: سال ۱۳۳۷ در گروهی، کار تئاتر را آغاز کردم که همه موفق و مشهور شدیم، کسانی مانند سیروس ابراهیم‌زاده، رضا بیک ایمانوردی، عبدالله بوتیمار، ولی شیراندامی و … همدوره‌های من بودند که همه نامی به هم زدند.

او ادامه داد: بعدا به استخدام وزارت فرهنگ و هنر درآمدم که البته بعد از انقلاب، این همکاری قطع شد.

سمسارزاده با لحن شوخ و شنگ خود اضافه کرد: من ذوحیاتین بودم! (جانداری که هم در خشکی زندگی می‌کند و هم در آب) هم کار روشنفکری داشتم و هم مطربی و هم مردمی. در لاله‌زار هم با دوستانی مانند آقایان شیراندامی و وحدت کار می‌کردم و بیشتر در تئاتر تهران فعالیت داشتیم.

بازیگر “ممل آمریکایی” افزود: در لاله‌زار همه جور تئاتری بود؛ هم روشنفکری و هم مردم پسند. هنرمندانی مانند مجید محسنی، علی محزون، خانم‌ها توران مهرزاد و ایرن، زنده‌یادان نوذری و قنبری و … در این تئاترها فعال بودند. لاله‌زار تازه داشت رنگ فرهنگی می‌گرفت که انقلاب شد و تئاترها هم تعطیل شدند.

بازیگر “اصغر ترقه” در سریال دهه پنجاهی “خانه به دوش” بیان داشت: سال ۵۷ که بیکار شدم بسیاری از همکارانم از ایران رفتند ولی من ماندم. من فقط هنرپیشه بودم و هیچ‌گونه سابقه سیاسی نداشتم ولی همه جور ممنوعیتی را تجربه کردم.

بازیگر “لازانیا” ادامه داد: با وجود بیکاری چندساله، با این حال در کشور خودم ماندم تا اینکه بعد از چند سال بیکاری تازه در اواسط دهه شصت اجازه فعالیت در رادیو به من داده شد و با برنامه «صبح جمعه با شما» وارد کار شدم که این همکاری همچنان هم ادامه دارد.

سمسارزاده با گلایه از ممنوعیت فعالیت گاه و بیگاه گفت: بدشانس‌ترین هنرپیشه تاریخ ایران، منم؛ همین که به شهرت رسیدم، فضای سیاسی کشور تغییر کرد و مدت‌ها بیکار شدم ولی در همان دو سه سالی که در اوج شهرت بودم، نزدیک به ۳۰ فیلم بازی کردم که همه هم موفق بودند ولی بعدش مدتها بیکار بودم…

بازیگر “چپ دست” و “خالتور” تاکید کرد: یک زمانی شرایط اجتماعی ابتدای انقلاب ، اجازه کار به ما نداد، حالا هم که کرونا نمی‌گذارد کار کنیم. سال‌هاست حق‌ بچه‌های هنرمند به هزار و یک دلیل پایمال شده درحالیکه بسیار سختکوش هستند. امیدواریم همه فعالان سینمایی و تئاتری بیشتر مورد حمایت قرار بگیرند.

اصغر سمسارزاده+جواد رضویان+فیلم+لازانیا

اصغر سمسارزاده+جواد رضویان+فیلم+لازانیا




ادعاهای مدیر انجمن سینمای جوانان ایران⇐مزیت سینمای ما جشنواره‌های کوتاه، حقیقت و مستند هستند!!!/فیلم‌های پرفروش دو سه سال اخیر حاصل کار کسانی بوده که با انجمن سینمای جوانان ایران شروع کردند!!!/در سینمای فرهنگی جهان، حرف برای گفتن داریم!/تهیه‌کنندگان سینمای بلند به منظور کشف استعداد به مراسم‌‌ فیلم کوتاه می‌آیند!

سینماروزان/نسترن حسینی: سیدصادق موسوی مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران در نشستی مجازی به میزبانی دانشگاه سوره مدعی این شد که سینمای ایران در سینمای فرهنگی جهان، حرف برای گفتن دارد!!

سیدصادق موسوی دربرابر رامتین شهبازی مجری نشست سوره توضیح داد: به نظرم وضع جشنواره فیلم کوتاه تهران به این دلیل خوب است که وضع فیلم کوتاه خوب است. جریان زنده‌ای در فیلم کوتاه وجود دارد و حیات دارد. این یک سرمایه بزرگ است. هم جشنواره‌ها توانسته‌اند چهره‌ها را معرفی کنند و فرصت دیده شدن به افراد بدهند هم فیلم‌های خوب در جشنواره‌ها حضور دارند. سال ۹۹ هرچند جشنواره به شکل حضوری و مجازی برگزار شد، اما مخاطبان زیادی داشتیم.

موسوی مدعی شد: از همین رهگذر است که می‌بینیم فیلم‌های پرفروش دو سه سال اخیر حاصل کار کسانی بوده که با فیلم کوتاه و انجمن سینمای جوانان ایران شروع به کار کردند!! جریان فیلم کوتاه توانسته به معرفی فیلم کوتاه و به سینمای بلند کمک کند.

وی تأکید کرد: با همه تواضع می‌خواهم بگویم همین سه جشنواره فیلم کوتاه تهران، «سینما حقیقت» و جشنواره کودک و فیلم‌های آن امروز دارند سینمای فرهنگی ایران را نمایندگی می‌کنند، مزیت نسبی سینمای ما همین جشنواره‌ها هستند.

موسوی در ادعایی دیگر افزود: هرچند فیلم‌های پرفروش دنیا فیلم‌های ایرانی نیستند ولی در بخش فیلم‌های فرهنگی جهان، سینمای ایران حرف برای گفتن دارد. در سال‌های گذشته دیده‌ام که تهیه‌کنندگان سینمای بلند به منظور کشف استعداد به مراسم‌های فیلم کوتاه می‌آیند. فکر می‌کنم جشنواره‌های ما از حیث معرفی و کشف استعداد موفق ظاهر شده‌اند.

 




اظهارات سعید آقاخانی دربرابر رییس حوزه هنری⇐ کار کردن با افراد حرفه‌ای ناامیدکننده است چراکه اغلب بحث پول مطرح است! / تازه‌کار‌ها بسیار با پشتکار و خالص هستند!/در دوران دانشجویی جرأت نمی‌کردم بگویم کُرد هستم!/تصورات درباره مردم کردستان بسیار بد بود!!/صد حیف که برای ساخت فیلم و سریال فقط به فکر ساخت فیلم‌های پرزرق و برق در تهرانیم!

سینماروزان/کیوان بهارلویی: سعید آقاخانی بعد از موفقیت فصل سوم “نون خ” در نشستی در حوزه هنری، از عموم سازندگان فیلم و سریال خواسته، سری هم به نقاط خارج از مرکز بزنند.

به گزارش سینماروزان سعید آقاخانی دربرابر رییس حوزه هنری بیان داشت: طرح اولیه این سریال، قصه‌ای در دل تهران بود، اما من پیشنهاد دادم حتما قصه را درون یک قومیت و خارج تهران ببریم. براساس ظرفیت‌ها و شناختم نسبت به قومیت کُرد فیلمنامه را بر این اساس طراحی کردیم. هرچند روز اول که می‌خواستیم پروژه را آغاز کنیم، می‌دانستیم هزینه این تصمیم بالاست و عملاً برای ما آورده مالی نخواهد داشت، اما مهدی فرجی تهیه‌کننده سریال موافقت کرد و شروع به ساخت کردیم.

وی افزود: تصمیم ما استفاده از نیروی انسانی شهرستان و بازیگران بومی بود. نیرو‌های انسانی داخل شهرستان‌ها بسیار خوب و قوی هستند و فقط به سرمایه‌گذار متخصص و کاربلد احتیاج دارند تا به درستی هدایت و اعتماد شوند.

این بازیگر باسابقه بیان کرد: واقعیت این است که در سینما و تلویزیون کار کردن با افراد حرفه‌ای گاهی ناامیدکننده است. چراکه اغلب بحث پول و حاشیه مطرح است، اما تازه‌کار‌ها از این حیث بسیار با پشتکار و خالص هستند.

آقاخانی با اشاره به لزوم اصلاح در بازنمایی از برخی قومیت‌ها، اشاره داشت: من در دوران دانشجویی جرأت نمی‌کردم بگویم کُرد هستم، زیرا تصورات درباره مردم کردستان بسیار بد بود. اما حقیقت ماجرا این است که مردمی بسیار خون گرم، مهمان‌نواز و هنرمند هستند.

این کارگردان ادامه داد: با پرداختن به قومیت‌های مختلف می‌توان کار‌های جذابی ساخت. اما باید این نکته را در نظر گرفت که ساخت کار برای قومیت‌ها بسیار پرهزینه است و به شناخت و انگیزه بالایی احتیاج دارد. صدحیف است که در ساخت سریال و آثار سینمایی فقط به فکر ساخت فیلم‌های پرزرق و برق در تهران باشیم.

وی با اشاره به آنکه «نون خ» ساخته شد تا فرهنگ قوم کُرد را به نمایش بگذارد، بیان داشت: نمایش این سریال در قاب تلویزیون باعث ایجاد همدلی و ایجاد حس وطن پرستی در مردم شد و به بسیاری فهماند که اتفاقات اساسی مملکت، جای جای ایران را متاثر می‌کند.




توضیحات مجری “سمت خدا” درباره تذکر به این برنامه!

سینماروزان/مهدی موسوی‌تبار: مجری برنامه مذهبی “سمت خدا” در خلال گفتگویی تفصیلی درباره ماجرای تذکر به این برنامه توضیح داد.

هفت سال قبل بود که یکی از کارشناسان “سمت خدا” خطاب به رییس صداوسیما، از پخش تبلیغ اجناس در برنامه‌های کودک و همچنین پخش مسابقات شبهه‌دار از تلویزیون ایراد گرفت و همین ایرادات شائبه تعطیلی برنامه را هم شکل داد.

حالا نجم‌الدین شریعتی مجری “سمت خدا” در پاسخ به آن ماجراها به روزنامه فرهیختگان گفت: در مقطعی بحث امر به ‌معروف مطرح شد و احساس کردیم چرا از خودمان شروع نکنیم. کارشناسان انتقادهایی به برخی برنامه‌های تلویزیونی داشتند که به‌مذاق مدیران وقت سازمان خوش نیامد. به ما گفتند در این حوزه وارد نشوید، درصورتی‌که احساس می‌کنم وقتی می‌خواهیم امر به معروف کنیم و مساله‌ای را جا بیندازیم، چه خوب است که از خانواده‌مان شروع کنیم.

شریعتی ادامه داد:  آن زمان این کار را کردیم که برخی خوش‌شان نیامد. شاید امروز در فضای رسانه چنین محدودیت‌هایی وجود نداشته باشد و شاید هم آن حساسیت وجود نداشته باشد و این حساسیت برای آن زمان است، درمجموع تمام تلاش‌مان را کردیم که وارد حاشیه نشویم، یعنی خدای‌ناکرده حواشی برنامه پررنگ‌تر از متن نشود.




حرف‌های قابل تامل کارگردان فیلم توقیفی “رستاخیز”⇐بخش بین‌الملل سینمای ایران و برگزاری جشنواره‌های مثلا جهانی(!) اساساًً ادعاست!/تعداد محدودی آدم هستند که در جشنواره‌های مختلف همدیگر را ملاقات می‌کنند و تمام!/ فیلم‌های ما در زنجیره سینمای جهان، جایگاهی نداشته و ندارد!!/این همه بودجه بیت‌المال برای مدیریت سینما وجود دارد اما آیا یک دی‌وی‌دی فیلم ایرانی در مزارشریف که حدود دو میلیون جمعیت شیعه و فارسی‌زبان دارد، فروخته می‌شود؟! /در همین کشور عراق آیا می‌توانند تولیدات شبکه نمایش خانگی ایران را بخرند و ببینند؟/به‌جای برگزاری جشنواره‌های پرهزینه در همین کشورهای اطراف برای محصولات ایرانی، بازار ایجاد کنند!

سینماروزان/نسترن حسینی: احمدرضا درویش، کارگردان فیلم توقیفی “رستاخیز” در اظهاراتی قابل تامل از بی‌فایده بودن برگزاری جشنواره‌های پرهزینه مثلا جهانی در ایران گفت و خواستار ورود به بازار فرهنگی منطقه شد.

این فیلمساز در نشست «انقلاب اسلامی و سینمای ایران» که به‌صورت مجازی در دانشگاه سوره برگزار شد، اظهار داشت: از نظر من سینمای ایران ملی نیست، چون بازتاب‌دهنده آرمان‌ها و مطالبات ملت ایران نیست. آنچه در محضر سینما مشاهده می‌کنیم، دربردارنده خواست ملی نیست، پس سینما نیست. از نظر جغرافیایی هم همین‌طور است و یک فرد در شهرهای سیستان و بلوچستان امکان حضور در سینما را مانند یک فرد در شهرهای تهران و تبریز و مشهد ندارد. هنوز برخی شهرهای ما فاقد سینما است.

کارگردان “دوئل” افزود: این همه بودجه بیت‌المال برای مدیریت رسمی ‌سینما وجود دارد اما آیا یک دی‌وی‌دی فیلم ایرانی در مزارشریف که حدود دو میلیون جمعیت شیعه و فارسی‌زبان دارد، وجود دارد و فروخته می‌شود؟! یا از طریق فضای اینترنتی می‌توانند بخرند و ببینند الان در کشور عراق آیا می‌توانند تولیدات شبکه نمایش خانگی ما را بخرند و ببینند؟ بخش بین‌الملل سینمای ایران و برگزاری جشنواره‌های مثلا جهانی(!) اساساًً ادعاست! به‌جای برگزاری جشنواره‌های پرهزینه در داخل، در همین کشورهای اطراف برای محصولات ایرانی، بازار ایجاد کنند!

درویش با طرح این پرسش که آیا واقعاًً سینمای ایران فرهنگ و عطر و زیست اجتماعی ایرانی را نمایندگی می‌کند، پاسخ به آن را منفی دانست و ادامه داد: اصلاً این‌چنین نیست! اساساًً این جنس سینما کجای بازار و نقطه طلایی نگاه مخاطب جهانی قرار می‌گیرد؟ تعداد محدودی آدم حدود ۴ – ۵ هزار نفر هستند که در جشنواره‌ها همدیگر را ملاقات می‌کنند و حمایت و ترویج می‌کنند و تمام! فیلم‌های ما در زنجیره سینمای جهان، جایگاهی نداشته و ندارد.

کارگردان “سرزمین خورشید” همچنین درباره ضلعی از تهاجم به فرهنگ و سینمای ایران که همه اصالت را به سینمای قبل از انقلاب می‌دهد، تصریح کرد: این ضلع، تصویری به مخاطب ارائه می‌دهد که نه تنها در شأن هنری و فرهنگی ملت آرمان‌گرا و انقلاب‌کرده ایران نیست بلکه اساساًً هر چی هست، چیزی مخدوش و جعلی است. در بررسی هر پدیده باید تمام تاریخش را دید و نه فقط یک بخش را!!




یک انجمن و کلی حاشیه⇐رسانه اول: مدیر انجمن دفاع مقدس، برکنار شده!/عظیمی میرآبادی: پنج ماه قبل از انجمن استعفا دادم!/رسانه دوم: تصویر استعفانامه ثبت شده در دبیرخانه بنیاد را منتشر کنید!/بنیاد روایت: نه استعفایی در کار بوده و نه برکناری!!+همه گزینه‌های مدیریت بر انجمن

سینماروزان/کیوان بهارلویی: در یک سال گذشته عملکرد انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس مدام در کانون نقد و نظر بوده و این انتقادات با صرف هزینه هنگفت برای برگزاری دوتکه جشنواره مقاومت و خرج بودجه هنگفت برای ساخت فیلمی با عنوان “تک تیرانداز” افزایش یافت.

در روزهای اخیر از یک طرف خبر برکناری مهدی عظیمی میرآبادی از انجمن منتشر شد و از طرف دیگر میرآبادی مدعی استعفا شد!!

رسانه ستاره سینما مدعی برکناری عظیمی میرآبادی از انجمن شد و عظیمی میرآبادی در گفتگو با تسنیم، برکناری را تکذیب و مدعی شد پنج ماه پیش استعفا داده است.

به دنبال آن رسانه اینترتینمنت‌ویکلی‌ایران از بنیاد روایت خواست، تصویر استعفانامه میرآبادی که قاعدتا باید همان پنج ماه پیش، تاریخ و شماره خورده باشد را منتشر کند.

روابط عمومی بنیاد روایت هم در واکنش به همه اتفاقات از این گفته که نه استعفا شده و نه برکناری صورت گرفته!!
محمد محمدی مدیر روابط عمومی بنیاد روایت فتح درباره وضعیت مدیریت انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس به کیهان گفت: با توجه به تغییر ساختار بنیاد روایت فتح و چارت جدید و چابک‌سازی آن، انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس نیز به عنوان یکی از مراکز زیرمجموعه این بنیاد نیازمند یک مدیر جوان خلاق است. بنابراین از چند ماه قبل طی توافق بین دکتر یاشار نادری رئیس ‌بنیاد روایت فتح و آقای مهدی عظیمی میرآبادی، مدیرعامل این انجمن، قرار بر عدم همکاری شد. بنابراین نه استعفایی در کار بوده و نه برکناری و صرفا یک توافق بین دو طرف برای قطع همکاری، واقعیت ماجراست.

اینکه چگونه میشود میرآبادی مدعی استعفاست و بنیاد روایت، استعفا را تایید نمی‌کند از آن تناقضات پرسش‌ساز است؛ به خصوص که بنیاد، برکناری را هم تایید نمی‌کند!

جدایی میرآبادی از انجمن، گمانه‌زنی‌هایی مختلف درباره جانشین وی را نیز شکل داده و افرادی مختلف از رضا برجی و یزدان عشیری تا مهدی همایونفر، کیوان امجدیان و محمد خزاعی به‌عنوان جانشین وی مطرح شده‌اند ولی تا تعیین مدیر بعدی، محسن جوادی سرپرست انجمن است.

رضا برجی ار مستندسازان باسابقه و از همکاران شهید آوینی است. یزدان عشیری از قدیمی‌های رسانه و جزو مدیران جشنواره‌های مختلف از فجر تا مقاومت و رویش و… بوده است. مهدی همایونفر تهیه‌کننده‌ای است دارای عقبه همکاری با شهید آوینی. کیوان امجدیان از منتقدان باسابقه و عضو شورای سردبیری روزنامه جام‌جم به شمار می‌رود. محمد خزاعی از دبیران جشنواره‌های فجر و مقاومت و درعین حال از تهیه‌کنندگان سینما و تلویزیون است.

 




نخستین اظهارات هواپیماربای “ارتفاع پست” بلافاصله پس از آزادی⇐ما دزد نیستیم؛ بلکه hijacker هستیم!!/دزد، کسی‌ است که از دیوار خانه مردم بالا می‌رود و مال مردم را می‌خورد!/هواپیما مال خودمان است، بیت‌المال است، مال ما ایرانی‌هاست!!/برادرم، فرودگاه دوبی را تهدید کرد که اگر اجازه فرود ندهند، ساختمان فرودگاه را می‌زنیم!/قبل از فرود در دوبی، بزن و برقص راه انداختیم و همین بزن و برقص، کار دستمان داد!!/در تمام جلسات دادگاه، یا حاتمی‌کیا می‌آمد یا اصغر فرهادی!!!/آیت‌الله شاهرودی مانع اعدام ما شد!/در زندان، ازدواج کردم ولی کارم به طلاق کشید!/فقط یک سال و نیم مانده بود تا آزادی‌ام که عفو خوردم!

سینماروزان/لیلا حسین‌زاده: پرواز شماره 1493 اهواز ـ بندرعباس، خبرسازترین پرواز 23 آذرماه سال 1379 بود؛ پروازی پرماجرا که زمینه تولید فیلم “ارتفاع پست” شد.

به گزارش سینماروزان و به نقل از روزنامه جام‌جم، در این ماجرای پرهراس، هواپیمای یاک 40 با همدستی چهار هواپیماربا برای دقایقی ربوده شد و ناگهان فضای محدود داخل هواپیما تبدیل به یک جنگ تمام‌عیار میان هواپیمارباها و گارد امنیت پرواز شد. درگیری اما به‌سرعت تمام شد و نیروهای امنیتی ایران دوباره کنترل هواپیما را به‌دست‌ گرفتند.

پس از دستگیری هواپیماربایان، برای چهار متهم اصلی یعنی خالد و رسول حردانی و شهرام و فرهنگ حکم اعدام و برای بعضی دیگر، حکم زندان صادر شد، اما چند سال بعد، احکام اعدامی‌ها به زندان‌ طولانی‌مدت تبدیل شد.

20 سال پس از این ماجرا و در حالی‌که چهار متهم اصلی هنوز در زندان بودند، فروردین ماه امسال و به مناسبت زادروز حضرت مهدی، درخواست عفو ابراهیم حاتمی‌کیا ـ فیلمساز ایرانی ـ و موافقت سید‌ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضاییه حکم آزادی آنان از زندان امضا شد.

رسول حردانی، یکی از هواپیمارباها که حالا40ساله است  در گفت‌وگو با روزنامه جام‌جم از ماجرای هواپیمایی‌ربایی در سال 79 می‌گوید.

* چه زمانی آزاد شدید؟
16 فروردین ساعت 22 و 30دقیقه شب. البته اخوی‌ام خالد هنوز در زندان است.

چرا؟
یک پرونده مالی دارد که باید به آن رسیدگی شود.

چند سال از محکومیت‌تان مانده بود؟
22 سال حبس داشتم که 20 سال و شش ماه آن را گذراندم و یک‌سال و نیم دیگرش مانده بود. روز آزادی‌ام در واقع یکم شهریور ماه 1401 بود.

* از سال 79 بگویید. ربودن هواپیما، فکر چه‌کسی بود؟
فکر برادرم بود و من خبر نداشتم.

* آن زمان چند سال‌تان بود؟
هنوز نوزده سالم هم نشده بود، اما خالد بزرگسال بود. با این اتفاق، ناگهان در منجلابی‌ گرفتار شدم‌ که نه راه پس داشتم و نه راه پیش. داخل هواپیما از برادرم هواداری‌کردم و همین باعث شد به من شک‌ کنند که از این جریان خبر داشتم، در حالی‌که لیدر برادرم خالد بود.

* انگیزه خالد چه بود؟
ما هیچ مشکلی با کشور نداشتیم. مشکل ما، مالی بود. برادرم شرکت تجاری داشت و ورشکست شده بود. او می‌خواست به‌طور غیرقانونی از ایران خارج شود.

* قرار بود بعد از خروج از مرزهای کشور کجا بروید؟
من نمی‌دانستم، اما بعدش فهمیدم. خالد می‌خواست هواپیما را به یکی از کشورهای اروپایی، ببرد.

* برای هواپیماربایی از فیلم‌های خارجی تقلید کردید؟ تمرین هم داشتید؟
جوابی ندارم، چون از هیچ چیز خبر نداشتم. فقط موقع دستگیری به خالد اعتراض‌کردم چرا به من نگفتی؟ گفت فکر کن یک بازی قمار بوده یا می‌بردیم یا می‌باختیم، حالا باختیم. اگر می‌بردیم باز هم این حرف را می‌زدی؟

* هواپیما چند مسافر داشت؟
حدود صد نفر.

چند نفر در عملیات ربایش هواپیما دست داشتند؟
چهارده نفر بودیم‌ که بعضی سایت‌ها به اشتباه نوشته‌اند بیست و چند نفر. من و خالد، فرهنگ و شهرام همسران اول و دوم خالد، پسر و دختر خالد که آن زمان بچه بودند، مادرخانم خالد، دو نفر از خواهران خانم دوم خالد و چند نفر دیگر که خالد را همراهی می‌کردند. در اینستاگرام به ما اتهام دزدی زدند که درست نیست.

* چه‌کسی اتهام دزدی زد؟
در اینستاگرام گفته بودند که چهار نفر از هواپیمارباها آزاد شدند. یک نفر نوشته بود چهار دزد به دزدهای ایران اضافه شد. برادرزاده‌ام در جواب‌ گفته بود آنها هواپیماربا هستند، نه دزد. از نظر من، ما دزد نیستیم؛ بلکه hijacker (هواپیماربا) هستیم.

از نظر شما دزد چه‌کسی است؟
کسی‌که از دیوار خانه مردم بالا می‌رود و مال مردم را می‌خورد.

* یعنی هواپیماربایی دزدی نیست؟
نه، چون هواپیما مال خودمان است، بیت‌المال است، مال ما ایرانی‌هاست. درست است خطا کرده‌ایم اما دزدی نکرده‌ایم.

وقتی سوارهواپیما شدید، اسلحه هم داشتید؟
خانم دوم خالد، یک اسلحه کالیبر22 و فرهنگ و شهرام هم چاقو آورده بودند.

مگر در فرودگاه بازرسی بدنی نشدید؟
چون همزبان و همشهری بودیم، خوب بازرسی نشدیم.

* چند دقیقه بعد از بلند شدن هواپیما، عملیات شروع شد؟
شاید بیست دقیقه از پرواز گذشته بود که خالد بلند شد و با اسلحه تهدید را شروع کرد. بعد با بلندگوی مهمانداران به مسافران ‌گفت می‌خواهم هواپیما را از کشور خارج‌ کنم. ما برای سوختگیری در دبی فرود می‌آییم. هر که دوست دارد با ما بیاید و هر که دوست ندارد، برگردد.

* با مهمانداران چه‌ کردید؟
هم جرم‌های‌مان، دستان دو مهماندار مرد را بستند و خانم مهماندار را هم بین مسافران نشاندند.

برادرتان با خلبان هم صحبت کرد؟ چه درخواست‌هایی داشت؟
چون فاصله زیادی با هم داشتیم، نمی‌دانم چه حرف‌هایی بین‌شان رد و بدل شد، اما خالد هر چه می‌گفت، آنها انجام می‌دادند. یادم است وارد آسمان دبی ‌که شدیم، اجازه نشستن به هواپیمای ما را ندادند. خالد تهدیدشان کرد که اگر اجازه فرود ندهید، ساختمان برج فرودگاه دبی را می‌زنیم ‌که بعد قبول ‌کردند به این فرودگاه برویم.

ارتفاع پست

ارتفاع پست

* بعد از این‌که کنترل هواپیما را به دست‌ گرفتید، چه اتفاقی افتاد؟
قبل از فرود بزن و برقص راه انداختیم و همین کار دستمان داد. یکی از خانم‌ها روسری‌اش را برداشت که برادرم سرش داد زد و گفت ما برای عیاشی این کار را نمی‌کنیم و برای حل مشکل‌مان می‌خواهیم به یک کشور دیگر برویم. در همین حال بودیم که دو گارد امنیت پرواز وارد درگیری با ما شدند.  یکی از ماموران به سمت خالد شلیک کرد که یک‌ گلوله به فکش خورد و خون فوران زد. خالد دست و بعد کتش را روی آن گذاشت تا جلوی خونریزی را بگیرد. در این درگیری یک تیر به فک‌ و دو تیر هم به دو دستش اصابت کرد. یک تیر هم از کنار گوشش عبور کرد.  من به هواخواهی از خالد به سمت یکی از ماموران امنیت پرواز رفتم و او را با چاقو زدم. یک مامور دیگر هم خلع سلاح شد که یادم نیست چه کسی این کار را کرد.

همسران برادرتان چه کمکی به خالد کردند؟
خانم دوم‌اش به او اسلحه داد. خانم اولش‌ زن متدینی است و از چیزی خبر نداشت.

اسلحه از کجا آورده بود؟
در جایی که ما زندگی می‌کردیم پیدا کردن اسلحه سخت نبود.

* خالد با اسلحه تیراندازی ‌کرد؟
نه، فقط تهدید کرد.

* نگران نبودید در جریان این تیراندازی‌ها برخی از مسافران بی‌گناه کشته شوند؟
نه، چون هوایپما دست ما بود.

* چطور دستگیر شدید؟
یکی از گلوله‌هایی‌که به سمت خالد شلیک شد، به یکی از سیستم‌های هواپیما اصابت‌ کرد و یکی از موتورهایش را از کار انداخت. شرایط طوری شد که خلبان فرود اضطراری ‌کرد و بعد هم دستگیر شدیم.

* هواپیما در دبی فرود آمد؟
نه در جزیره‌ای بین بندرعباس و دبی. پنج دقیقه بعد، چند قایق آمد که همه از بچه‌های سپاه بودند و همه ما را در قایق‌ها خواباندند. ما را به بندرعباس برگرداندند و وقتی آنجا مشخص شد کی چه‌کاره است، ما را جدا و بقیه را آزاد کردند. سه ماه در بندرعباس بودیم و بعد قرار شد برای محاکمه به تهران برویم. روز پرواز، دست‌های ما را با دستبندهای پلاستیکی بستند و بین مسافران نشاندند. یادم است آن روز وقتی چند مسافر متوجه شدند ما هواپیماربا هستیم، از پرواز انصراف دادند. به سمت تهران پرواز کردیم و بعد هم محاکمه‌ها شروع شد.

* شما، خالد، فرهنگ و شهرام حکم اعدام گرفتید. برای همسران برادرتان چه حکمی صادر شد؟
ماه رمضان سال هشتاد و در جلسه پنجم یا ششم دادگاه بود که به ما حکم اعدام دادند. خانم اول خالد تبرئه شد، اما برای خانم دومش، سه سال زندان بریدند. یک‌سال و نیم آن را گذراند و چون در زندان وضع حمل‌ کرده بود، با بخشش او موافقت شد و به خاطر فرزندش به او آزادی مشروط دادند. البته جدا شد و رفت.

* چه حسی دارید که با این قمار، بیست سال از عمرتان پشت میله‌های زندان‌ گذشت؟
چه بگویم.

* به این فکر کرده بودید که اگر دولت آن کشور شما را به خاک خودش راه نمی‌داد، چه اتفاقی می‌افتاد؟
(سکوت)

*شایعه شده بود که شما در زندان ازدواج کردید. درست است؟
بله، سال 93 بود اما ازدواج موفقی نبود. من در زندان اوین و از طریق برادرش که به دلیل جرم مالی در زندان بود، با همسرم آشنا شدم. موضوع را با برادرش در میان گذاشتم و یک روز در واحد مددکاری زندان اوین با هم صحبت کردیم. بعد از صحبت، عقد کردیم و بعد از عقد دو‌سه باری به ملاقاتم آمد. اما بعدها متوجه شدم واقعیت‌های زندگی‌اش را از من پنهان کرده بود. در کل چهار‌پنج ماه بیشتر با هم زندگی نکردیم و الان هم درخواست طلاق غیابی داده‌ام.

* وقتی به شما چهار نفر حکم اعدام دادند، چه حالی شدید؟
در زندان چهارشنبه‌ها معمولا اعدام انجام می‌شود. الان که صحبتش را کردید، دوباره حالم بد شد و یخ زدم. آن شب همه‌مان را بردند به انفرادی و همه در سلول‌های جدا بودیم. هیچ‌کدام حال حرف زدن نداشتیم.

از لحظه‌ای بگویید که خبر توقف حکم را دادند.
قابل وصف نیست. آن لحظه هیچ امیدی به نجات نداشتم. وقتی از انفرادی به بند عمومی برگشتم، فهمیدم حکم شکسته است و از خوشحالی روی پا بند نبودم. خدا انگار عمر دوباره به ما داده بود. با مادرم تماس گرفتم و خبر شکستن حکم را به او دادم که به‌شدت خوشحال شد. البته سال ۹۶ به رحمت خدا رفت.

ارتفاع پست

ارتفاع پست

*از روند ساخت “ارتفاع پست” خبر دارید؟
در تمام جلسات دادگاه، یا حاتمی‌کیا می‌آمد یا اصغر فرهادی. حاتمی‌کیا یک روز نزد من و برادرم آمد و گفت من فیلمسازم و می‌توانم با ساخت فیلم شما به پرونده‌تان کمک‌ کنم، برایتان وکیل بگیرم و کمک مالی‌کنم. همین ‌کار را هم‌ کرد و برایمان وکیلی به نام طباطبایی‌گرفت‌ که به پرونده ما رسیدگی‌ کرد. حتی وقتی آن‌ور آبی‌ها می‌خواستند از ماجرای ما بهره‌برداری سیاسی ‌کنند، وکیل‌مان مانع می‌شد. سال 86 بود که ما چهار نفر متهم اصلی هواپیماربایی را برای اعدام بردند.

*چه شد که اعدام نشدید؟
آن زمان، مرحوم آیت‌ا… هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضاییه بود. وقتی آیت‌ا… شاهرودی به قم و جمکران رفته بود، حاتمی‌کیا و یکی از دوستانش به دیدن او رفتند و در مورد پرونده ما صحبت‌ کردند. البته خانواده من هم از این قضیه اطلاع داشتند و حتی مادرم با آیت‌ا… شاهرودی صحبت‌ کرده بود. در نهایت، با توجه به نوع رفتار ما در زندان، آنجا توانستند حکم توقف اعدام را بگیرند. یک درجه عفو خوردم و 22سال زندان برایم بریدند و برادرم و فرهنگ و شهرام پورمنصوری هم حبس ابد خوردند. در نهایت امسال به‌واسطه تلاش‌های ابراهیم حاتمی‌کیا، کادوی عید و تولد چهل سالگی‌ام را با هم از او گرفتم و حالا به فکر ساختن آینده‌ام هستم.




انتقادات یک تهیه‌کننده از تعطیلی گاه و بیگاه سینماها⇐ به محض اینکه سینماها باز می‌شود، دوباره بسته می‌شود!/تا مردم آمدند و به سینماها اعتماد کردند، سالن‌های سینمایی بسته شد!!/سینماها از بهداشتی‌ترین مکان‌های شهر هستند و معنا ندارد که مدام تعطیل می‌شوند/باعث تاسف است که انبوه مردم در بازار و مراکز خرید حضور دارند ولی سینما با حداقل مخاطب، تعطیل است!/حضور بی‌فاصله‌گذاری مردم در هایپرها و مراکز خرید است که عامل گسترش کروناست و نه حضور در سینما!

سینماروزان/نیوشا روزبان: محمدحسین فرحبخش مدیرعامل موسسه پارسافیلم به انتقاد از تعطیلی گاه و بیگاه سینماها پرداخت.

محمدحسین فرحبخش تهیه‌کننده و کارگردان سینما که در اکران نوروز ۱۴۰۰ کمدی «تکخال» را به‌عنوان تهیه‌کننده بر پرده سینماها داشت، در گفتگو خبرگزاری مهر با تأکید بر اینکه نباید در مواجهه با بحران سینماها بلافاصله تعطیل شود، گفت: متاسفانه به محض اینکه سینماها باز می‌شود و تا می‌آید جان بگیرد، دوباره بسته می‌شود، همین مساله سبب می‌شود فیلم‌ها کمتر مورد استقبال قرار بگیرند.

وی بیان کرد: مدتی پیش با تغییر گروه مشاغل سینمایی، سینماها باز شد، اما تا مردم آمدند و به سینماها اعتماد کردند، دوباره با قرمز شدن شرایط درب سالن‌های سینمایی بسته شد، همین مساله سبب ضربه مضاعف به سینما شده است. این موارد سبب شده که اکران نوروزی در سال ۱۴۰۰ هرچند با باز شدن سالن‌های سینمایی همراه شد، اما نتوانست چندان موفق باشد.

این تهیه کننده سینما تاکید کرد: معتقدم که نباید در سالن‌های سینما به دلیل شیوع ویروس کرونا و یا قرمز شدن وضعیت شهرها بسته شود، این روزها انبوه مردم در کوچه و خیابان‌ها و مراکز خرید حضور دارند ولی سینما با حداقل مخاطب تعطیل است. حضور بدون فاصله گذاری در خیابان‌ها و مراکز خرید و هایپرها است که خود به گسترش کرونا کمک می‌کند، اما حضور در سالن‌های سینمایی هیچ تاثیری در این زمینه ندارند.

وی ادامه داد: به سینما رفتن یک امر انتخابی است و این مردم هستند که می‌توانند انتخاب کنند به سینما بروند یا خیر، به همین دلیل سینماها در هر شرایطی باید باز باشد تا مردم خود تصمیم بگیرند، البته این را هم باید بگویم که رعایت دقیق پروتکل‌های بهداشتی در سالن‌های سینما سبب شده است تا سینماها تبدیل به بهداشتی‌ترین مکان‌های شهر شود و معنا ندارد که مدام تعطیل شوند.

فرح بخش در پایان گفت: اینکه سینماها تعطیل شوند تنها زمانی منطقی است که همه مشاغل جامعه تعطیل شوند نه اینکه بلافاصله با قرمز شدن وضعیت اولین مکان‌هایی که بسته می‌شود سالن‌های سینمایی باشد و سایر فعالیت‌ها همچنان ادامه داشته باشد.

 




تهیه‌کننده قطعه ارگانی ۴۰نفره “منو بشناس”، بدون اعلام رقم بودجه، مدعی شد⇐این کار، بسیار ارزان تولید شده!/به‌لحاظ کیفی، درخشان است!/جزو کم‌هزینه‌ترین پروژه‌های موسیقایی کشور است!/کاوه آفاق و حمید هیراد دستمزدی نگرفتند!/به بقیه همکاران، مبالغ بسیار ناچیزی پرداخت شده!+ادعاهای این تهیه‌کننده ارگانی علیه یک اپراتور تلفن همراه!

سینماروزان/پیمان طالبی: میثم محمدحسنی تهیه‌کننده کلیپ “منو بشناس” که با حمایت ماوا منسوب به ارگان ارزشی اوج تولید شده، مدعی تولید ارزان این قطعه شد و به گلایه از یک اپراتور تلفن‌همراه پرداخت؛ گلایه‌هایی که می‌تواند با واکنش مدیران این اپراتور مواجه شود.

“منو بشناس” قطعه‌ایست که ۲۰ خواننده در قطعه صوتی و ۴۰ خواننده در کلیپ تصویری آن حضورند.

میثم محمدحسنی که برادر کوچکتر احسان(رییس اوج) است درباره حواشی صرف هزینه بالا برای این قطعه به روزنامه جام جم گفت: بیشتر بحث این بوده که چرا این‌قدر در این پروژه هزینه شده اما جالب است که حتی یک نفر از این دوستان هم نمی‌داند میزان بودجه و هزینه این پروژه چقدر بوده است. این قضاوت‌ها صرفا براساس تصاویر نماآهنگ منو بشناس صورت گرفته و این اتفاقا برای ما بسیار خوشایند است.

میثم محمدحسنی بدون اعلام رقم دقیق بودجه تولید ادامه داد: این کار که بسیار ارزان تولیدشده به لحاظ کیفی آن‌قدر درخشان بوده که تولید آن برای مخاطب هزینه‌بر تلقی می‌شود. این پروژه اتفاقا جزو کم‌هزینه‌ترین پروژه‌های موسیقایی کشور است.

تهیه‌کننده “منو بشناس” افزود: یک سری از دوستان به‌صورت افتخاری در این پروژه حضور یافتند مثل کاوه آفاق یا حمیدهیراد که دستمزدی نگرفتند. بقیه همکاران هم مبالغی را دریافت کردند و البته این مبالغی که به این دوستان پرداخت شد، بسیار ناچیز بود و چون کار درباره ایران و همدلی بود، بیشتر هنرمندان انگار به‌صورت افتخاری در پروژه شرکت کردند،زیرا مبالغ دریافتی این عزیزان بسیار ناچیز بوده است.

میثم محمدحسنی در گفتگو با روزنامه جام‌جم ادعاهایی را علیه یک اپراتور تلفن همراه این گونه بیان کرد: شرکت همراه اول، نماآهنگ “منو بشناس” را دیده و بسیار پسندیده بود و می‌خواست در حوزه تبلیغات این پروژه مشارکت کند. قرار بود برنامه‌ای با این عنوان ساخته و نماآهنگ در آن رونمایی شود اما کار را به گروهی از عوامل خودشان سپردند و متاسفانه درنهایت آن چیزی که قرار بود باشد از آب درنیامد و همراه اول در این زمینه بسیار ضعیف عمل کرد. این شرکت قرار بود برای نماآهنگ “منوبشناس” تعداد زیادی بیلبورد تبلیغاتی عرضه کند اما درنهایت ما فقط دو سه بیلبورد برای نماآهنگ دیدیم و بقیه بیلبوردها برای برنامه “منوبشناس” بود. می‌شود گفت از این نوع رونمایی و تبلیغات در این پروژه ضربه بزرگی خوردیم.




حضور فعال کوروش یغمایی، آرتوش و دیگران در پرمخاطب‌ترین شبکه رادیویی صداوسیما

سینماروزان/ساناز پورغفور: معرفی رادیوآوا به‌عنوان پرمخاطب‌ترین شبکه رادیویی رسانه ملی بیش از هر چیز نشانه‌ای است از نیاز بالای مخاطب ایرانی به شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی مختص موسیقی.

علی طلوعی رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما در خلال ارائه آمار مخاطبان رادیو و تلویزیون از رادیوآوا در زمره پرمخاطب‌ترین شبکه‌های رادیویی نام برد. علی طلوعی گفت: رادیو آوا، رادیو جوان و رادیو پیام بیشترین میزان شنونده را داشته‌اند.

اینکه رادیو آوا که فقط موسیقی پخش می‌کند پرمخاطب‌ترین شبکه رادیویی بوده یک نتیجه مهم را پیش رو می‌گذارد و آن هم‌ نیاز مخاطب روزگار ما به موسیقی و اگر برمبنای همین آمار بخواهند سازوکاری برای افزایش مخاطب تلویزیون طراحی کنند باید شبکه‌ای تلویزیونی مختص موسیقی راه بیندازند با این حال راه‌اندازی شبکه تلویزیونی که هیچ، حتی از پخش ساز در تلویزیون مبادرت می‌ورزند.

اگر بخواهیم براساس هزینه‌ای که صرف شبکه‌های مختلف می‌شود مقایسه کنیم باید رادیوآوا را جزو کم‌هزینه‌ترین شبکه‌ها بدانیم چون بخش عمده ساعات این رادیو با قطعاتی‌ پر می‌شود که طی سالیان دراز در آرشیو رادیو گردآوری شده‌اند.

در رادیوآوا ممیزی‌های مرسوم تلویزیون هم وجود ندارد. رادیوآوا، رادیویی است که به غیر از خوانندگان بعد از انقلاب، قطعات برخی هنرمندان شاخص پیس از انقلاب هم به کرات از آن پخش می‌شود.

از عبدالوهاب شهیدی گرفته تا آرتوش و عباس مهرپویا و از افشین مقدم و مازیار گرفته تا کوروش یغمایی و… در این رادیو حضور دارند و قطعات‌شان با حداقل سانسور روی آنتن می‌رود و همین تنوع نسبی در بها دادن به هنرمندان است که برای این رادیو، مخاطب جمع کرده.

شکست نسبی رویه غلط “خودی_غیرخودی” و استفاده از دامنه بالایی از هنرمندان در رادیوآوا می‌تواند الگویی باشد نه برای رسانه‌های حاکمیتی بلکه برای تمام ارگان‌هایی که با پول ملت ارتزاق می‌کنند که بدانند با احترام به تمام آرا و سلایق خیلی راحتتر می‌توان مخاطب جلب کرد.




حسین بی‌گزند سینمای ایران که بود؟+عکس و فیلم

سینماروزان/حسین فرحبخش(تهیه‌کننده): با درگذشت حسین ملکی یکی از بااخلاق‌ترین سینماگران ایرانی را از دست دادیم.

حسین ملکی انسانی بی‌گزند بود و همه به خیرش امیدوار بودند. آدمی شاد و خنده‌رو بود و حضورش در هر پروژه‌ای یک سرمایه بود چون با حضورش آرامش به همراه می‌آورد.

انسانی شریف و عکاسی درجه یک بود و بسیاری از پروژه‌ها ماهها منتظر می‌ماندند تا حسین ملکی، وقتش آزاد شود و به عنوان عکاس با آنها کار کند و بعدتر هم در فیلمبرداری باز تجربه‌هایی خوب را رقم زد.

حسین ملکی در تاریخ سینمای ایران مثمرثمر بود. هیچ کس عصبانیت و اخم او را ندید. تا قبل از شدت یافتن بیماری کبدی‌اش، هر هفته چهارشنبه‌ها در کنار او و رفقای قدیمی یک دورهمی داشتیم و در همین دورهمی هم جز متانت از حسین ندیدیم.
خدایش بیامرزد که هر جا بود مایه آرامش و شادمانی بود.

برای تماشای فیلمی از حسین ملکی در پشت صحنه “گروگان” اینجا را ببینید.

حسین ملکی(نفر چهارم از راست) در پشت صحنه فیلم "گروگان" در کنار حسین فرحبخش و جمشید آریا

حسین ملکی(نفر چهارم از راست) در پشت صحنه فیلم “گروگان” در کنار حسین فرحبخش و جمشید آریا

حسین ملکی پشت دوربین در پشت صحنه فیلم "گروگان" در کنار حسین فرحبخش و اصغر هاشمی

حسین ملکی پشت دوربین در پشت صحنه فیلم “گروگان” در کنار حسین فرحبخش و اصغر هاشمی




پرسش‌های آقازاده مسعود کیمیایی از مدیران سینما⇐چرا پدر ۸۰ ساله بنده که نه بازنشستگی دارد، نه بیمه، در این دوران کرونایی باید به‌دلیل غم نان مجبور به کار و فعالیت باشد؟/چرا مدیران فرهنگی برای راه‌اندازی بیمه بیکاری هنرمندان هیچ تدبیری نکردند؟ /چرا جشنواره فجر نباید یکجا برگزار شود که ما شاهد دو بار هزینه کرد نباشیم؟/در کجای دنیا چنین اتفاقی افتاده که یک جشنواره دوپاره شود و در فاصله چند ماه از هم برگزار گردد؟/جشنواره‌های برلین و کن با تمام ابهت‌شان به علت شیوع کرونا تعطیل شدند ولی ما اصرار داریم به برگزاری جشنواره‌های پرهزینه؟!/چرا پولهای هنگفتی که در جشنواره‌ها هزینه می‌شود صرف نیازمندان سینما نمی‌شود و به دست کسانی نمی‌رسد که زندگی‌شان در شرایط فوق اضطراری و بحرانی است؟

سینماروزان/رضا منتظری: پولاد آقازاده مسعود کیمیایی با انتقاد از بی‌توجهی به معیشت سينماگران در دوران کرونا، برپایی بی‌منطق جشنواره‌های پرهزینه را به چالش کشید.

پولاد کیمیایی به سینماپرس گفت: ما شاهد این هستیم پیک کرونا در کشور رو به افزایش است و دولتمردان نتوانستند این بحران جدی را کنترل کنند. در این شرایط باید تدبیری برای تمامی حوزه هایی که از کرونا ضربه خوردند اندیشه شود. مردم باید آسوده زندگی کنند.

پولاد با اشاره به فعالیت کرونایی مسعود کیمیایی ادامه داد: به عنوان مثال پدر ۸۰ ساله بنده که نه بازنشستگی دارد نه بیمه نباید در این سن و در دوران کرونایی به دلیل غم نان مجبور به کار و فعالیت باشد.  

وی افزود: همین پدر بنده اگر آموزشگاهش تعطیل شود کسی نیست به او کمک کند. تازه ما جزو خوب‌ها هستیم اما کسانی که روزمزد هستند در این بحران وانفسای کرونا چه باید بکنند؟ چرا دولت مرتب وعده‌های واهی می‌دهد؟

پولاد کیمیایی خاطرنشان ساخت: یکی از دلایل بزرگی که کشورهایی نظیر ما را جهان سوم می نامند این است که ما مدیران باسواد، دغدغه مند، دلسوز و… نداریم! مدیران ما فقط عنوان مدیر را با خود به یدک می کشند و در عمل افرادی پشت میزنشین هستند که هیچ تخصصی در هیچ حوزه ای ندارند! به همین علت است که مدیران سینمایی در بحران کرونا فقط توانستند جشنواره های اخته و بی خاصیت برگزار کنند و فاکتورهای آنچنانی ارائه دهند. چرا پولهای هنگفتی که در جشنواره‌ها هزینه می‌شود صرف نیازمندان سینما نشد و به دست کسانی نرسید که زندگی های شان در شرایط فوق اضطراری و بحرانی است؟

کارگردان فیلم سینمایی «معکوس» افزود: این جشنواره‌ای که به اسم جشنواره فجر برگزار شد اما هیچ شباهت و سنخیتی با این جشنواره نداشت برای چه بود؟ مدیران سینمایی چرا این جشنواره خنثی و بی‌جهت را برگزار کردند؟ این دورهمی که عده ای از دوستان و نزدیکان مدیران سینمایی در آن شرکت داشتند چرا با بودجه های کلانی از بیت المال برگزار شد؟

وی ادامه داد: بسیاری از اهالی سینما امروز در تنگدستی شدید روزگار می گذرانند و این بودجه‌هایی که اینطور بی‌محابا هدر می شود می‌تواند نجات بخش زندگی آن‌ها باشد و قطعاً اگر مدیری دغدغه مند و دلسوز در سینمای کشور وجود داشت هرگز اجازه نمی داد این بودجه ها چنین هدر شود!

کیمیایی سپس با انتقاد شدید از برگزاری جشنواره جهانی در سال ۱۴۰۰ اظهار داشت: اصلاً این چه معنایی دارد که جشنواره فجر در ۲ قسمت برگزار شود؟ چرا این جشنواره نباید یکجا برگزار شود که ما شاهد ۲ بار هزینه کرد نباشیم؟ این چه کاری است؟ در کجای دنیا چنین اتفاقی افتاده که یک جشنواره ۲ پاره شود و در فاصله چند ماه از هم برگزار گردد. این دورهمی ها چرا باید برگزار شود تا فقط عده ای از خودی ها در آن دیده شوند و جایزه بگیرند؟

وی افزود: جشنواره های برلین و کن با تمام ابهت شان به علت شیوع کرونا تعطیل شدند، سوأل اینجا است که چرا ما جشنواره های مان را تعطیل نکردیم؟ آیا ما خیلی بزرگ تر از آن ها هستیم؟ مشکل مان این است که به فکر جان مردم نیستیم و قطعاً با این روشی که پیش می رویم یک فاجعه در راه است!

بازیگر فیلم های سینمایی «خفه گی» و «سلفی با دموکراسی» سپس با بیان اینکه در ۸ سال دولت اعتدال اغلب شاهد شنیدن وعده بودیم تصریح کرد: در این ۸ سال اگر سیل آمد مردم به داد یکدیگر رسیدند، اگر زلزله آمد مردم به داد یکدیگر رسیدند، خیریه ها بودند که در این مدت به هم نوعان خود کمک می کردند و رسماً دولت هیچ نقش سازنده ای در این میان نداشت.

کیمیایی متذکر شد: فرهنگ و هنر در آستانه فروپاشی دائمی است؛ بنده به هیچ عنوان چشم انداز خوبی را برای آینده فرهنگ و هنر کشور متصور نیستم؛ یک سال اخیر وضعیت به گونه ای بود که کارد را به استخوان بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر رسانده و من امیدوارم تدبیری عاجل برای برون رفت از این بحران اندیشه شود.

وی تأکید کرد: با این شرایط دهشتناک حاکم بر سینمای ایران اگر فیلم ها اکران شوند نابود می شوند، اگر اکران نشوند نمی دانند در آینده چه اتفاقی رخ می دهد و چه بلایی سر سرمایه های شان می آید.

این فیلمساز در خاتمه یادآور شد: سال ها قبل که همه تأکید می کردند اهالی سینما باید بیمه بیکاری داشته باشند فکر همین امروز را می کردند! اینکه چرا مدیران منفعل فرهنگی هرگز چنین تدبیری اندیشه نکردند جای تأمل دارد و باید خودشان در محضر هنرمندان پاسخگوی رفتار ضد فرهنگی شان باشند.

 




خروجی تازه‌ترین گفتگوی بهروز افخمی⇐کرونا مشخص کرد سینمای ایدئولوژیک و آپارتمانی دیگر مشتری ندارد!/سازمان اوج با موانع درونی روبروست!/سازمان اوج به انسداد رسیده است!/در دو سه سال اخیر، مورد درخوری از این سازمان ندیده‌ام!/اوج جسارت خود را از دست داده و به‌دنبال سازش با سینمای موجود است!/سینمای حاتمی‌کیا جریان‌ساز نیست!

سینماروزان/کیوان بهارلویی: بن‌بست موجود در ارگان‌های متمول ارزشی که بیش از هر چیز ناشی است از دسته‌بندی سینماگران براساس ظواهر و نه تبحر، بارها در سینماروزان، نهیب زده شد و حالا بهروز افخمی کارگردانی که در سالهای اخیر متمایل به جریان ارزشی نشان داده نیز بر این بن‌بست صحه گذاشته است.

بهروز افخمی به خبرگزاری ایلنا گفت: در دوران کرونا مشخص شد که ایدئولوژی و فیلم‌های آپارتمانی و آنچه که ویژگی این سینمای ایدئولوژیک است دیگر مشتری ندارد. سینمایی که به آن اشاره کردید، زمینه مستند دارد و متوجه خود واقعیت است. معنای دقیق ایدئولوژی به معنای وارونه کردن واقعیت است و برون‌فکنی تصویری دروغین از واقعیت برای طبقه پولدار و خرده پولدار است که مشتری سینمای ایران بوده‌اند.

افخمی در مرور کارنامه ارگان ارزشی اوج بیان داشت: پس از ساخت چند فیلم، سازمان سینمایی اوج با موانعی درون خود برخورد کرده است. کسانی نگاه تندتری دارند و خواهان فیلم‌های ایدئولوژیک‌تر هستند و فیلم‌های حاضر را کافی نمی‌دانند. اگر چنین فیلم‌هایی ساخته شوند بازهم آثار نمایشی بدی خواهند بود. دلیل موضوع این است که فیلمسازانی مثل محمدحسین مهدیان که موفق به ساخت فیلم‌های خوب شده‌اند، حاضر نیستند روی به ساختن فیلم‌های تندتر بیاورند. به تبع این موضوع، این روند تبدیل به جریان نخواهد شد، به دلیل اینکه ایراداتی به کار آن‌ها وارد می‌شود.

افخمی ادامه داد: تصور می‌کنم این سازمان اوج به انسداد رسیده است. در دو سه سال اخیر، مورد درخوری از این سازمان ندیده‌ام…این موسسه تلاش می‌کند تا با سینمای موجود سازش کند. منظور من این است، اوج جسارت خود را از دست می‌دهد و سرنوشت آن معلوم است. سینمای موجود تعطیل شده و از بین رفته است. 

بهروز افخمی درباره کارنامه سینمایی ابراهیم حاتمی‌کیا که در سالهای اخیر بیشترین همکاری را با اوج داشته، گفت: زمانی ایشان اعلام کرده بود تا زمانی که فیلم بسازم، فیلم جنگی خواهم ساخت. او تلاش می‌کرد که آثارش ارتباطی با جنگ داشته باشند، جنگی که تجربه حضور در آن را داشت. فیلم‌های این کارگردان، کم و بیش با واقعیت تماس دارد. سینمای حاتمی‌کیا جریان‌ساز نیست و میلیون‌ها نفر مخاطب فیلم‌هایش نیستند یا عده‌ای فیلم‌های او را چندین بار نمی‌بینند. من تصور می‌کنم که حاتمی‌کیا فیلمسازی است که دغدغه‌های شخصی خود را دنبال می‌کند؛ این موضوع به هیچ عنوان بد نیست. به نظرم نباید عنوان جریان‌ساز به این فیلمساز نسبت داد.

افخمی افزود: فیلمسازی که بخواهد به صورت تعمدی جریان‌سازی کند، هیچگاه موفق نخواهد شد. من نیز نمی‌خواستم که به صورت تعمدی جریان‌سازی کنم. اینکه فیلمسازی جریان‌ساز باشد، امتیاز خود او به حساب نمی‌آید. این موضوع یک اتفاق است یعنی فیلمی در موقعیت اجتماعی و تاریخی خاص ساخته شده و به هدف زده است.

 




اظهارات تهیه‌کننده فیلم روی پرده کیمیایی⇐تعطیلی سینماها در میانه نوروز به تمام فیلمها ضربه زد!/مردم از باز بودن سینماها بی‌اطلاعند و سینما را از سبد تفریحی خود حذف کرده‌اند!/تلویزیون حتی همان حداقل تیزر را نیز به همه آثار نداد!

سینماروزان/زهرا منصوری: تهیه‌کننده تازه‌ترین فیلم مسعود کیمیایی با عنوان “خون شد” از دلایل فروش پایین فیلمها در اکران نوروزی گفت.

جواد نوروزبیگی با اشاره به تعطیلی حدودا یک ساله سینماها که باعث بی‌اطلاعی مردم از باز بودن سینماها شده به خبرگزاری مهر گفت: اکران نوروزی امسال نشان داد که مردم در تعطیلات نوروزی، تفریحی به نام سینما را از میان برنامه‌های خود حذف کرده بودند و به سمت سینما نرفتند، یعنی هرچند به تفریحات دیگر و مسافرت پرداختند اما سینما را در میان سبد تفریحی خود قرار ندادند از این رو باید وضعیت سینماها تقویت شود.

نوروزبیگی ادامه داد: با توجه به وضعیت کرونا ما پیش‌بینی می‌کردیم که استقبال چندانی از فیلم نشود ولی نه این‌قدر پایین!

این تهیه‌کننده با تاکید بر بی‌اطلاعی بسیاری از مخاطبان از باز بودن سینماها بیان داشت: گرچه تیزرهایی از فیلم‌ها از تلویزیون پخش شد اما رسانه ملی به آن اندازه‌ای که باید، به فیلم‌ها تبلیغات نداد تا مردم متوجه باز شدن سینماها نشوند.

این تهیه‌کننده ادامه داد: آثار سینمایی همیشه چیزی حداقل ۲۵۰ نوبت پخش تیزر تبلیغاتی دارند اما این اتفاق امسال رخ نداد و این مسأله هم به وضعیت اکران فیلم‌ها ضربه زد.

نوروزبیگی با اشاره به تعطیلی ناگهانی سینماها در میانه نوروز گفت: این تعطیلاتی که گه‌گاه برای سینماها پیش می‌آید هم آسیب‌زننده است. این اتفاق نه تنها به “خون شد” که به همه آثار روی پرده صدمه زد.

 




چرا فهرست پرمخاطبان نماوا در تعطیلات عید به‌روز نشد؟؟ به‌خاطر دل گلزار؟

سینماروزان/محمد شاکری: چرا ساترا و ارشاد که هر دو ادعای زعامت شبکه خانگی را دارند، آمار هفتگی تایید‌شده‌ای از میزان مخاطبان در شبکه خانگی ارائه نمی‌کنند؟

اعلام هفتگی آمار پرمخاطب‌ترین محصولات مدتهاست در سینما رواج دارد و با راه‌اندازی سمفا، امکان دریافت به‌لحظه آمار هم وجود دارد.

علیرغم اینکه شبکه خانگی و به‌ویژه سامانه‌های ویدیوی درخواستی در یک سال کرونایی اخیر، رونق قابل ملاحظه‌ای داشته‌اند ولی هیچ سامانه هماهنگی برای رصد میزان مخاطبان وجود ندارد.

آماری که هر یک از سامانه‌های ویدیوی درخواستی ارائه می‌کنند هم چون نظارت بالادستی ندارد بارها محل شک و شبهه بوده و فقط حجم پرسشها را بیشتر کرده.

به عنوان یک مثال ساده سامانه نماوا در تمام تعطیلات دو هفته‌ای نوروز هیچ داده‌ای درباره میزان مخاطبان خود ارائه نکرد و تازه بعد از تعطیلات بود که به ارائه آمار پرداخت.

اینکه چرا با وجود عرضه سریالهایی همچون “گیسو”، “سیاوش”، “قورباغه” و “دراکولا” و مسابقه “هفت‌خان”، آمار مخاطبان نماوا به صورت هفته به هفته اعلام نشد، جای پرسش دارد؟

اینکه دو محصول نماوا(گیسو+هفت‌خان) هر دو با حضور محمدرضا گلزار عرضه شده و البته هیچ یک نتوانست جریانی ویژه در شبکه خانگی ایجاد کند، عامل این وقفه در ارائه آماردهی است؟ به‌خصوص که هفت‌خان گلزار در رده آخر آمار پس از تعطیلات نماواست.

بعید است شخص گلزار با عقبه کمّی طولانی که در بازیگری دارد ابایی داشته باشد از اینکه آمار دقیق و به‌روز از میزان مخاطبان آثارش ارائه شود. هرچه نباشد از طریق چنین آماری می‌توان به ترمیم اشتباه در گزینش آثار پرداخت ولی اینکه نماوا چرا در کل تعطیلات، آمار مخاطبان را نداده، شبهه‌زاست؟ آیا از گلزار خجالت می‌کشند که فهرست دقیق و هفتگی مخاطبان آثار را اعلام کنند؟؟

البته که این فقدان منبع مطمئن برای آماردهی درباره سریالهای خانگی مختص نماوا نیست و دیگر سامانه‌های ویدیوی درخواستی را نیز دربرمی‌گیرد و انگاری هیچ کدام از این سامانه‌ها جرات ندارند سریالهایی با حضور بازیگران شناخته‌شده را در ردیف کم‌مخاطبان قرار دهند مبادا در همکاری‌های بعدی آنها اثرگذار باشد؟؟؟

به نظر می‌رسد تا ساترا و ارشاد که هر دو ادعای زعامت شبکه خانگی را دارند، آمار هفتگی تایید‌شده‌ای از میزان مخاطبان در شبکه خانگی ارائه نکنند همچنان با چنین مصادیقی روبرو خواهیم بود.