تازه‌ترین اظهارات علی سرتیپی مدیر موسسه فیلمیران⇐صنعت سینمای ایران تاکنون بالای ۲۰۰میلیارد از کرونا لطمه خورده!/به غیر از سینماهای حوزه هنری که دولتی بودند، اغلب سینماها به‌خاطر کرونا تعدیل نیرو داشتند ولی ما هیچ تعدیلی نداشتیم!/بابت تعطیلی پردیس کوروش ۷ تا ۸میلیارد ضرر دادیم ولی حتی یک نیرو را هم تعدیل نکردیم!/در سینماهایی مانند گالریا و شکوفه هم علیرغم تعطیلی، حقوق و مزایای کامل پرسنل را دادیم!/حتی یک ریال هم از سوی دولت به ما کمک نشده است!/آن وام ده میلیونی دولت را هم نگرفتیم چون باز باید با سود آن را برمی‌گرداندیم!/سمفا قابلیت تخصیص به‌لحظه سهم صاحبان آثار را دارد منتها سینماداران با این مورد مساله دارند!!/سینماداران مخالف سانس‌بندی‌های دولتی ازطریق سمفا هستند!/مهم‎ترین خطر سمفا این است که این مجموعه شاید در آینده بیفتد دست آدم‌هایی که بخواهند یک‎جور دیگر سینما را کنترل کنند!!/ارزان‌ترین بلیت سینماهای جهان در ایران عرضه می‌شود!/حتی مترو و اتوبوس که متعلق به دولت است در سال جدید، بهای بلیت را افزایش دادند ولی درمورد سینما، فقط مالیات ارزش افزوده به بهای بلیت افزوده‌ شده!/متاسفانه سینماها علیرغم ساحت فرهنگی مشمول هیچ تخفیف مالیاتی نمی‎شوند و باید مانند اصناف دیگر، ۹درصد ارزش‏افزوده خود را کامل بپردازد!/ورود{ امثال م.الف} به سینما به ضررشان تمام شد چون اگر می‌رفتند ملک می‌خریدند، شاید اینقدر روی آنها تمرکز نمی‌شد!!/آن جوانک بیت‌کوین‌باز بعد از ساخت چند فیلم فهمید خبری در سینما نیست و رفت که رفت!/ ما در زمینه تولید سینمایی، دهمین کشور دنیا هستیم ولی به لحاظ تعداد سالن، صد‌وچهلمین کشور!!/با ظرفیت فعلی سالن، سالانه باید ۴۰ تا ۴۵ فیلم تولید شود و نه بیشتر!/همین عدم تناسب کمیت تولید با کمیت سالن باعث فیلمسوزی شده!/اگر قرار بود بین «رحمان ۱۴۰۰»، «خروج» و «شنای پروانه»، تنها یک فیلم را نمایش دهیم قطعا “شنای پروانه” را انتخاب می‌کردم!!/ملاکم برای پخش فیلم، ارتباط با مخاطب است و برای همین بود که “جدایی…” اصغر فرهادی را همزمان با “اخراجیها۳” مسعود ده‌نمکی اکران کردم!

سینماروزان: علی سرتیپی مدیر موسسه فیلمیران در یک دهه اخیر چنان سیطره‌ای در پخش و سینماداری پیدا کرده که بسیاری از مال‌سازان ایرانی از همان مراحل آغازین ساخت، او را دعوت به مشاوره برای بهره‌برداری فرهنگی از طبقات بالایی سازه‌های خود می‌نمایند؛ روندی که درعین کمک به توسعه ظرفیت سینمایی کشور، شائبه‌هایی مختلف را هم شکل می‌دهد.

علی سرتیپی کمتر گفتگو می‌کند ولی هرگاه تن به گفتگوی تفصیلی می‌دهد سعی می‌کند حرفهایش را بی‌تعارف مطرح کند.

به گزارش سینماروزان علی سرتیپی در گفتگویی با محتبی اردشیری در فرهیختگان با اشاره به لطمات سینما از کرونا گفت:  در کنار صنایع دیگری مثل رستوران‌ها و هتل‌ها که از کرونا لطمه خوردند صنعت سینما خیلی از این اوضاع لطمه خورد. فکر می‌کنم صنعت سینما طی این چند ماه، حداقل بالای 200میلیارد از کرونا لطمه خورد ولی امیدواریم  روزی این کابوس تمام شود.

سرتیپی با اشاره به آفات تعطیلی کرونایی سینماها گفت: تقریبا غیر از سینماهای حوزه هنری که دولتی بودند، بقیه تعدیل داشتند ولی ما نه، اما اینکه تا چه زمانی بتوانیم این روند را ادامه دهیم، نمی‌دانم. الان بیشتر پردیس‌ها نیروهایشان را تعدیل کرده‎اند؛ 20 نفر بوده‎اند، کرده‎اند چهار یا پنج نفر. اگر ما در کوروش این کار را نکردیم به این دلیل که در مجتمع شلوغی هستیم و پشتوانه این مجتمع را داریم. سینما حال و روز خوبی ندارد.

سرتیپی درباره وضعیت سینماهایی که مدیریتش را برعهده دارد گفت: طی چهار ماه تعطیلی سینماها، یک نفر را هم برای تعدیل معرفی نکردیم. تمام پول شارژ را هم دادیم یعنی ما فقط ماهی ۴۰۰میلیون تومان پول شارژ دادیم. خود سینما (کورش) طی این چهار ماه بین هفت تا هشت میلیارد ضرر و زیان داد اما با این‌حال، یک نفر از نیروهایمان را تعدیل نکردیم. حقوق‌ها را کم نکردیم. حقوق‌ها با افزایش امسال و بیمه‌های پرسنل، همه پرداخت شده است. واقعا عین نهادهای دولتی که با کارمندان خودشان برخورد می‌کردند، ما در بخش خصوصی این کار را کردیم، البته یکی از بزرگ‌ترین پشتوانه‌های ما، گروه صنعتی گلرنگ بوده که این دوستان که شریک ما هستند، این سیستم را به کار بستند. حتی در مجتمع‌های دیگر نظیر شکوفه یا گالریای تجریش ما هیچ پرسنلی را رد نکردیم. با اینکه کسی سرکار نبود، حقوق و مزایایشان را به‌صورت کامل دریافت کردند.

سرتیپی با انتقاد از کمک حداقلی دولت به سینماداران گفت: من الان به‌عنوان سینمادار اعلام می‌کنم تا این لحظه حتی یک ریال هم از سوی دولت به ما کمک نشده است. آن وام 10 میلیونی را هم نگرفتیم چون کمکی به حال ما نمی‌کرد. یعنی ما با 14 پرده باید 140 میلیون وام می‌گرفتیم و چند ماه دیگر هم آن را با سود پس می‌دادیم؛ ما که کاسب نیستیم که با پولش کار کنیم!!

مدیرعامل فیلمیران پیرامون عدم تخصیص بلحظه سهم صاحبان آثار از بلیت‌فروشی که سمفا وعده‌اش را داده بود بیان داشت: بزرگترین امتیاز سمفا این بود که انحصار بلیت‌فروشی را شکست؛ مساله فروش و تقسیم پول در لحظه، که ازجمله قابلیت‌های اصلی سمفا بود. سمفا این قابلیت را دارد منتها سینماداران با این مورد مساله دارند. مسائل دیگری هم دارند؛ یکی‌اش سانس‌بندی‌های دولتی که اینها می‌تواند یک جاهایی خطرناک باشد و سینماداران مخالف سانس‌بندی‌های دولتی از طریق سمفا هستند!

سرتیپی با اشاره به آفات دولتی بودن سمفا خاطرنشان ساخت: مهم‎ترین خطر سمفا این است که مجموعه شاید در آینده بیفتد دست آدم‌هایی که بعدا بخواهند یک‎جور دیگر سینما را کنترل کنند!

علی سرتیپی با تاکید بر ارزانی قیمت بلیت سینما در ایران گفت: واقعیتش این است که تا پیش از این، هندوستان، ارزان‎ترین بلیت سینما‌های جهان را داشت که درحال‎حاضر این عنوان در اختیار ایران است. یعنی ارزان‎ترین بلیت سینما متعلق به ایران است که به قیمت کمتر از یک دلار به فروش می‎رسد، آن‎هم در بهترین سالن‎هایمان. ولی هزینه‌های ما، دستگاه‌هایی که دارند کار می‏کنند، آن لامپی که آنجا روشن است، آن صندلی و… را داریم، به‌دلیل تحریم، گران‎تر از اروپا و آمریکا می‎خریم. هزینه‌های ما بسیار بسیار بالاست!!

سرتیپی ادامه داد: حتی مترو و اتوبوس که متعلق به دولت است در سال جدید با افزایش قیمت بلیت مواجه شد اما ما هیچ افزایش قیمتی در بحث بلیت سینما نداشته‎ایم و فقط مالیات ارزش افزوده را به بهای بلیت افزوده‌ایم که این مختص سینما هم‌ نیست و هر کالایی بخرید باید بپردازید. متاسفانه سینما علیرغم ساحت فرهنگی مشمول هیچ تخفیف مالیاتی نمی‎شود و باید مانند اصناف دیگر، 9درصد ارزش‏افزوده خود را کامل بپردازد! شما غذایی که تیرماه سال گذشته خورده‎اید، ببینید الان چند تومان شده است، اما ما داریم بلیت را به همان قیمت پارسال می‎فروشیم!!

علی سرتیپی درباره برخی سرمایه‌گذاران سینما نظیر م.الف که در زندان به سر می‌برند بیان داشت: اینکه ایشان پول گرفته یا وام گرفته، اگر کار خلافی کرده باید محکوم شود. ولی می‌گویم ایشان که پولی را وارد سینما کرده، اتفاقا برعکس عمل کرده؛ یعنی اگر ایشان در سینما نبود، شاید این نورافکنی که رویش روشن شد و این اتفاق‌هایی که برایش افتاد و این رسانه‌ای شدن مسائلش، به او ضرر زد تا اینکه بخواهد به او کمک کند. یعنی اگر ایشان پولی را که گرفته بود وارد سینما نمی‌کرد و مثلا می‌رفت ملک می‌خرید، شاید اینقدر روی او تمرکز نمی‌شد. ضمن اینکه مگر ایشان چقدر پول آورده؛ 50 تا 100 میلیارد که بیشتر نیاورده. چند سریال شبکه نمایش خانگی ساخته و چهارپنج تا هم فیلم. جز متمرکز شدن و حساس شدن روی این آدم، اتفاق دیگری برایش رقم خورده؟ درنتیجه ایشان هم آن ضربه را خورده؛ یعنی ایشان یک پول‌هایی داشته و چون می‌خواسته دیده شود یا به هر دلیلی، وارد سینما شده.

سرتیپی درباره جوانک بیت‌کوین‌بازی که اخیرا در چند فیلم سرمایه‌گذاری کرده بود اظهار داشت: یکی‌دو نفر بودند که کار بیت‌کوین انجام می‌دادند. طرف رفته بیت‌کوین خریده و فیلم ساخته. البته الان می‌گوید دیگر فیلم نمی‌سازم و تمام شد. چند تا ساخت و فهمید خبری نیست و رفت که رفت. اصلا این خبرها نیست.

سرتیپی با رد وجود مافیای اکران گفت: ما در زمینه تولید سینمایی، دهمین کشور دنیا هستیم ولی به لحاظ تعداد سالن، صد‌وچهلمین کشور. همین عدم تناسب کمیت تولید با کمیت سالن باعث فیلمسوزی شده!
عدم تناسب عرضه و تقاضا همیشه این مشکلات را به‌وجود می‌آورد. ظرفیت ما تولید 40 تا 45 فیلم در سال است. برای همین همه مدعی هستند و معلوم نیست چرا به فکر ایجاد تناسب تولید-توزیع نیستیم؟؟

مدیر فیلمیران درباره چیدمان اکران پساکرونا گفت: اگر قرار بود بین3 فیلم «رحمان 1400»، «خروج» و «شنای پروانه»، تنها یک فیلم را نمایش دهیم قطعا “شنای پروانه” را اکران میکردم.

سرتیپی در چرایی این امر گفت: فیلم خوب فیلمی است که استانداردها را رعایت کرده و با مردم ارتباط برقرار کند؛ یعنی خوب بفروشد و مردم از آن استقبال کنند. من- علی سرتیپی- هم فیلم «مسعود ده نمکی» یعنی «اخراجی‌ها 3» را اکران می‌کنم و همزمان با این فیلم، اثر «اصغر فرهادی» یعنی «جدایی نادر از سیمین» را. حالا ملاکم چیست؟ ملاکم این است که این فیلم‌ها با مردم ارتباط برقرار می‌کنند و هر دو هم گیشه دارند و هر دو هم کنار هم می‌فروشند!

علی+سرتیپی

علی+سرتیپی




اقدام قابل تحسین حسین انتظامی⇐تعطیلی نشریات کاغذی بودجه‌خوار زیرمجموعه‌ها

سینماروزان: بالاخره بعد از چند دهه یکی از شریان‌های بر باد رفتن بیت‌المال، مسدود شد.

حسین انتظامی رییس سازمان سینمایی با صدور دستور تعطیلی نشریات کاغذی منتشره در زیرمجموعه‌های سازمان، بالاخره توانست یک قدم هم که شده از تمام اسلاف خود پیشی بگیرد.

سالها بود که با وجود نضج یافتن فضای مجازی، زیرمجموعه‌های سازمان سینمایی از فارابی گرفته تا مرکز گسترش و هنروتجربه و… همچنان اصرار داشتند به انتشار نشریات کاغذی و خرج بخشی از ردیف بودجه برای این نشریات.

نشریات منتشره در این زیرمجموعه‌ها هیچ‌گاه نتوانسته بودند از طریق تک‌فروشی یا جذب آگهی به سودآوری برسند آن هم در شرایطی که برخی از آنها سالهای سال بودجه بیت‌المال را خرج دفتر و دستک و استخدام دبیر و کارمند و نیرو کرده بودند.

حسین انتظامی یک بار برای همیشه جلوی انتشار نشریات کاغذی زیرمجموعه‌ها را گرفت تا از این به بعد انتشار نشریه کاغذی مجالی نشود برای اتلاف بودجه‌های بیت‌المال.

البته که تعطیلی انتشار نشریات کاغذی به‌معنای تعطیلی کار رسانه‌ای زیرمجموعه‌های سازمان نیست و دست‌اندرکاران مجلات ارگانی تعطیل‌شده، اگر واقعا توانایی جلب مخاطب را دارند می‌توانند در اقیانوس فضای مجازی، فعالیت کرده و خودی نشان دهند. فقط امیدواریم شیفت فعالیت مجلات ارگانی تعطیل‌شده به فضای مجازی، منجر نشود به شکل‌گیری ترفندهایی تازه برای تلفات بیت‌المال!

 

 




تازه‌ترین خروجی شورای صنفی نمایش ⇐اکران “زنها فرشته‌اند۲”، “پیشی میشی” و یک‌ فیلم دیگر از ۲۵ تیرماه+تاکید بر ماسک‌دار بودن مخاطبان و پرسنل سینماها

سینماروزان: شورای صنفی نمایش در تازه‌ترین جلسه خود مقرر کرد سه فیلم جدید از ۲۵ تیرماه اکران شوند.

فیلم سینمایی «زن‌ها فرشته‌اند ۲» به کارگردانی آرش معیریان در گروه ماندانا، «آنجا همان ساعت» ساخته سیروس الوند در گروه ایران و فیلم کودک «پیشی‌میشی» ساخته حسین قناعت در گروه بهمن از ۲۵ تیرماه اکران خود را شروع خواهند کرد.

به جز این شورا اعلام کرد اکران دو فیلم سینمایی «شنای پروانه» و «خوب بد جلف، ارتش سری» طبق اعلام قبلی بعد از به پایان رساندن سه هفته اکران خود، ادامه یافته و سه هفته ابتدایی جزو هفته‌های اکران آن‌ها محسوب نمی‌شود اما فیلم‌های تازه اکران مشمول این امتیاز نمی‌شوند.

شورای صنفی نمایش همچنین از سینماداران خواست با رعایت‌ پروتکل‌های بهداشتی و به ویژه زدن ماسک توسط پرسنل و مخاطبان ، سینما را به محیطی امن تبدیل کنند.




حرفهای فریدون جیرانی پیرامون وضعیت صدور مجوز در شورای پروانه ساخت⇐تاکنون فقط یک فیلمنامه مرتبط با کرونا به شورای ساخت ارائه شده!/اکثر فیلمنامه‌های کمدی ارائه‌شده، شبیه به هم هستند!/تصمیمات شورا متاثر است از حملات رسانه‌های مخالف به دولت ولی مدیریت شورا تا به حال سعي كرده تعادل را در شورا حفظ كند!/دفاع من از تعادل معني‌اش اين نيست كه همه فيلمنامه‌های انتقادی، تصويب شده و فيلمنامه‌اي رد نشده است!!

سینماروزان: با راه‌اندازی شوراهای پروانه ساخت، صدور پروانه ساخت برای آثار سینمایی از سر گرفته شده ولی همچنان مشخص نیست که چه حجمی از این فیلمنامه‌های پروانه‌گرفته، دست گذاشته‌اند بر مشکلات کلان اجتماعی و فی‌المثل شیوع کرونا و اغتشاشات بازار ارز.

فریدون جیرانی کارگردان پیشکسوت که عضو شورای پروانه ساخت است پیرامون کیفیت فیلمنامه‌های بررسی شده در شورای ساخت در هفته‌های اخیر به تینا جلالی در اعتماد گفت: دو دسته فيلمنامه به شورا ارسال مي‌شود، يك‌سري فيلمنامه‌هايي كه وصل به جريان اصلي هستند، آن جرياني كه به ميزان فروش و مخاطب سينما فكر مي‌كند و سازندگان براي جلب ‌توجه مخاطب بيشتر تلاش مي‌كنند بنابراين بيشتر فيلمنامه‌هاي ارسالي، كمدي هستند، اكثر اين فيلمنامه‌هاي كمدي فيلمنامه‌هاي بدي ندارند اما اكثرا شبيه به هم هستند، يك‌سري فيلمنامه‌هايي هم هستند كه توسط نسل جوان نوشته مي‌شود و قرار است توسط اين گروه ساخته شود كه مربوط به سينماي اجتماعي مي‌شود يا بخشي كه من نامش را سينماي اعتراضي مي‌گذارم دركنار اينها يك‌سري فيلمنامه‌ها هم توسط كارگردان‌هاي مطرح نوشته مي‌شود كه در كنار اين جوانان در مجموع مورد ارزيابي و بررسي قرار مي‌گيرد.

این عضو شورای صدور پروانه ساخت با اشاره به قلت فیلمنامه‌های مرتبط با کرونا گفت: تا اين لحظه كه با شما صحبت مي‌كنم به غير از يك فيلمنامه درباره كرونا، فيلمنامه ديگري نخواندم. البته بگويم كه 4 هفته بيشتر نيست شوراي پروانه ساخت كارش را مجددا شروع كرده است، در سال جديد اين هفته پنجم است كه بررسي فيلمنامه‌ها را از سر گرفتيم.

جیرانی درباره تاثیرپذیری شورا از اتفاقات سیاسی-اجتماعی گفت: شورا سياست خاصي كه نوشته شده باشد، ندارد. اما سليقه اعضاي شورا و مديريت شورا در تصميم‌گيري موثر است. اين سليقه و مديريت هم متاثر از فضاي سياسي و اجتماعي است. متر اين فضاي سياسي و اجتماعي را هم بايد در برخورد سايت‌ها و رسانه‌هاي مخالف دولت و ارشاد ديد. اين سايت‌ها و رسانه‌ها مي‌دانند با انتقاد تندشان روي عملكردها تاثير میگذارند. البته اين انتقادهاي تند هم ريشه در حال و هواي همان فضاي سياسي و اجتماعي‌ دارد كه امكان اين تندروي را ايجاد كرده است. البته مديريت شورا تا به حال سعي كرده تعادل را در شورا حفظ كند و نگذارد جوان‌هايي كه فيلمنامه اجتماعي نوشتند، آسيب ببينند.

جیرانی درباره حجم فیلمنامه‌های ردشده تاکید کرد: دفاع من از تعادل معني‌اش اين نيست كه همه فيلمنامه‌های انتقادی، تصويب شدند و فيلمنامه‌اي رد نشده است. اما مي‌توانم با قاطعيت عنوان كنم، فيلمنامه‌هاي تصويب شده جوان‌ها بيشتر از رد شده‌هاست!!




واکنش جامعه صنفی تهیه‌کنندگان به خروج سینماداران از خانه سینما⇐ اقدام مدبرانه و جسورانه انجمن سینماداران ایران، گامی بلند است در جهت استیفای حقوق اعضا!/اقدام خردمندانه انجمن سینماداران اگر به دیگر صنوف، تسری یابد، بی‌شک بهره مندی از برکات آن در ابتدا نصیب خانه سینما خواهد شد!!/خانه سینما باید بپذیرد با صنوف مستقل، دغدغه‌های فراموش شده‌ای همچون برقراری رفاه، امنیت شغلی پایدار و عدالت در توزیع منابع، الویت خواهد بود

سینماروزان: خروج انجمن سینماداران از خانه سینما متعاقب فشارهای روسای خانه برای کارگری کردن صنوف حکایت دارد از وقوع اتفافاتی تازه در خانه سینما.

متاسفانه خانه سینما هیچ گاه نتوانست به صنفی پیگیر حقوق رفاهی اعضا بدل شود و نمونه‌اش اینکه بعد از سالها از راه‌اندازی خانه هنوز یک بیمه بیکاری برای سینماگران وجود ندارد و معلوم است که با این وضع رفته رفته باید شاهد جدایی صنوف دیگر از خانه و فعالیت مستقل صنوف درجهت حمایت از حقوق اعضا باشیم.

جامعه صنفی تهیه‌کنندگان که قدیمی‌ترین صنف قانونی سینمای ایران است در واکنش به خروج انجمن سینماداران از خانه سینما، این اقدام را خردمندانه دانسته و راه چاره‌ای برای حل مشکلات صنفی.

متن بیانیه جامعه صنفی تهیه‌کنندگان در این باره را بخوانید:

خروج انجمن سینماداران از خانه سینما،در یک کلام محصول تدبیری ست برآمده از هوشمندی،آینده نگری صنفی و حرکتی صحیح در مسیر منافع عمومی سینمای ایران که در صورت تحلیل واقع بینانه می‌تواند آغازگر تحولی عمیق در خانه سینما گردد.

خانه سینما بعنوان موسسه ای غیردولتی متشکل از دست اندرکاران سینما تشکیل و بعدها با ادعای جامعیت اصناف سینمای ایران بنایی نهاد تا تمامی صنوف هویت صنفی خود را وامدار و برگرفته از خانه سینما بدانند.

در این ساختار معیوب صنوف بدون استقلال صنفی و حقوقی، تابع ضوابط تشکیلاتی و مجری سیاستهای راهبردی خانه قرار گرفتند، تاجاییکه در این دایره بسته حتی فاقد هرگونه استقلال مالی و حقوق مالکانه نسبت به اموال خود بودند، این تصمیماتِ پُر از ایراد و ابهام، ساختار نوپای خانه را چنان متزلزل نمود که در سالهای بعد زمینه ساز چالش و منازعاتی شد که خانه سینما همچنان با عوارض آن دست به گریبان بوده و هست، چنانکه صنوف سینمایی را امروز با بحران جدی هویت صنفی مواجه نموده است.

دراین گذار متاسفانه خانه سینما بدون توجه به این مهم که صنوف بسته به نوع اشتغال آنها دارای خاستگاه ، منافع و مطالبات متفاوت و حتی متعارضی هستند، جمع اضدادی را پدید آورد که در ساختار صنفی هیچ کشوری در دنیا تا کنون نمونه و نظیر نداشته است.

خانه سینما متاسفانه از ابتدا برمبنای نظام های تک ساحتی کارگری که ریشه در تفکرات سیاسی پوسیده و مضمحل شده بود، ایجاد شد؛ پیاده نظام های بلشویکی این بار قامت صنف را در آینه زنگار گرفته اندیشه سوسیالیست‌ها می‌دیدند و برهمین مبنا حضور و فعالیت همه صنوف بدون هر گونه استقلال و تحت لوای یک نگاه قیم مآبانه تا جایی پیش رفت که نهایتا الزامات قانونی برای استمرار خدمات بیمه ای صنوف را ملزم به ثبت حقوقی مستقل آن هم در قالب صنوف کارگری نمود؛ تکلیفی که متاسفانه بدلیل عدم انطباق با ماهیت صنوف فرهنگی و هنری، خود زمینه بروز اختلاف، تکروی و انشقاق را بیش از پیش فراهم آورد تا جاییکه امروز یکی از مهمترین صنوف سینمایی، حیات خود را در خروج از خانه سینما می یابد، تصمیمی که هرچند با تاخیر ولی پیام روشنی دارد.

لذا جامعه صنفی تهیه کنندگان سینمای ایران به عنوان نخستین نهاد صنفی مدنی سینمای ایران که از وزارتین ارشاد و کشور دارای پروانه فعالیت می باشد؛ بر خود تکلیف می داند این تصمیم و اقدام مدبرانه و جسورانه انجمن سینماداران ایران را ارج نهاده و آنرا گامی بلند در جهت استیفا حقوق اعضا خود قلمداد کند، اقدام خردمندانه ای که اگر به دیگر صنوف کارفرمایی تسری یابد بی شک بهره مندی از برکات آن در ابتدا نصیب خانه سینما خواهد شد، خروجی که زمینه را برای حضور پررنگ سایر صنوف کارگزاری در اداره خانه مهیا ساخته و کدام عقل سلیمی ست که آنرا موجب تحول و شکوفایی خانه آنهم به دست صنوف کارگزاری نداند؟ چنانکه “زمانه به مردم شد آراسته / وزو ارج گیرد همی خواسته.

با این اوصاف ضروری ست خانه سینما بپذیرد که امکان حراست توامان از حقوق تمامی صنوف اعم از کارفرما و کارگزار را نداشته و با کنارگذاشتن این لجاجت پنهان، برای نیل به نهادی قدرتمند و موثر، به جداشدن صنوف کارفرمایی و حضور صنوف مستقل و با منشا شغلی مشترک نیاز دارد.

خانه سینما بپذیرد با صنوف مستقل کارگزاری ،نمایندگان واقعی و آشنا به مشکلات آنها برای اداره خانه انتخاب خواهند شد، نمایندگانی که دغدغه‌های فراموش شده ای همچون برقراری رفاه بدون تجسس و تبعیض، امنیت شغلی پایدار و عدالت در توزیع منابع را الویت خواهند داد.

و آخر اینکه خانه سینما بپذیرد با صنوف مستقل و تحت نظارت کلان خانه در کنار دیگر صنوف خارج از خانه سینما (تهیه کنندگان و سینماداران) حقوق به حق همه اعضا در یک وفاق و همدلی صنفی پیگیری، استیفا و در نهایت منافع عمومی سینمای ایران تامین و محافظت خواهد شد.

در پایان می بایست تاکید کنیم سینمای ایران از رهگذر سیاستگذاری های واقعیت نگر ؛ با حذف رویکردهای حزبی در اداره صنوف و ممانعت از ایجاد رانت و قبیله پروری ؛ با حساسیت بر ورود سرمایه های پاک ؛ با شفاف سازی در توزیع منابع و تبدیل حداکثری قوای حاکمه به ناظره و النهایه با داشتن جامعه صنفی پویا و مطالبه گر است که روزهای پرفروغ و درخشان گذشته را مجدد تجربه خواهد کرد که به فضل الهی محقق خواهد شد.

جامعه صنفی تهیه‌کنندگان+انجمن سینماداران

جامعه صنفی تهیه‌کنندگان+انجمن سینماداران




باز شدن پای رامبد جوان به درگیری دو نماینده مجلس!!

سینماروزان: درگیری بر سر اعتبارنامه غلامرضا تاج‌گردون نماینده مجلس و افشاگری علیه وی از سوی علیرضا زاکانی دیگر نماینده مجلس با واکنش‌هایی از سوی جریان نزدیک به تاج‌گردون مواجه شده است؛ واکنش‌هایی که به صورت کاملا غیرمستقیم پای رامبد جوان را هم به ماجرا باز کرده است!!

به گزارش سینماروزان و به نقل از “رویداد۲۴” علیرضا زاکانی که لیدری نمایندگان معترض به اعتبارنامه غلامرضا تاجگردون را برعهده گرفته است در آخرین اظهارنظرش از ماجرای «همسر دوم» منتخب گچساران سخن گفته و مدعی شده که تاجگردون همسر دوم و دخترشان که در خارج زندگی می‌کنند را پنهان کرده و زمانی که ما این موضوع را در کمیسیون مطرح کردیم، نتوانست صحبت کند!!

طرف مقابل زاکانی هم دست گذاشته‌ بر فرزند تنی او مریم زاکانی و همسرش حسین حیدری که پای رامبد جوان را هم به ماجرا گشوده؛ مریم زاکانی وارد فعالیت‌های سیاسی نشده و در «شرکت عمید رایانه شریف» فعالیت دارد؛ شرکتی که به اختصار عرش نام دارد و با “خندوانه” همکاری داشته؟!

شرکت عرش که توسط مریم زاکانی مدیریت می‌شود با چند دانشگاه بزرگ مثل تهران، صنعتی شریف، علامه طباطبائی و … زیر مجموعه‌های مخابرات و همراه اول بانک صادرات، سازمان تامین اجتماعی، مترو، فروشگاه رفاه، صدا و سیما (برنامه خندوانه)، فدراسیون فوتبال و همراه اول قرارداد داشته است!

حسین حیدری همسر مریم زاکانی در «شرکت ایده نگار عرش» با رامبد جوان شریک است. در این شرکت حیدری مدیرعامل و رامبد رئیس هیئت مدیره است. (نگار نام همسر رامبد جوان و عرش نام شرکت همسر حسین حیدری است)

باید منتظر ماند و موضع‌گیری رامبد جوان درباره باز شدن پایش به درگیری بر سر اعتبارنامه تاج‌گردون و همکاری با داماد زاکانی را نظاره کرد…

هسته اصلی ایده نگار عرش

هسته اصلی ایده نگار عرش




حمایت همزمان مرکز گسترش و یک تشکل متمول از داداش بزرگه قائم‌مقام مرکز!!!+تعریف و تمجیدهای داداش بزرگه از مرکز و اتاق بازرگانی

سینماروزان: مصطفی برادر بزرگتر مرتضی رزاق‌کریمی(قائم مقام مرکز)، در ساخت تازه‌ترین مستند خود حمایت همزمان مرکز گسترش و اتاق بازرگانی را داشته است.

مصطفی رزاق‌کریمی مستندی به نام “راه ناتمام” را ساخته است که مروری دارد بر زندگی اصغر قندچی پدر صنعت کامیون‌سازی ایران و موسس ایران‌کاوه!

اینکه چرا از میان ده‌ها مستندساز فعال در بخش خصوصی، سفارش ساخت این مستند از سوی اتاق بازرگانی به رزاق‌کریمی داده شده، نامشخص است و اینکه چرا علاوه بر اتاق بازرگانی که یک تشکل متمول است، مرکز گسترش هم از پروژه حمایت کرده، مبهم است؟؟ ولی رزاق‌کریمی در گفتگویی مرتبط با این مستند در تعریف و تمجید از مرکز و اتاق بازرگانی، سنگ تمام گذاشته است!!

مصطفی رزاق‌کریمی با اذعان به حمایت همزمان مرکز و اتاق بازرگانی از مستندش در گفتگو با خبرگزاری مهر مدعی شد:  «راه ناتمام» به سفارش اتاق بازرگانی تهران و مرکز گسترش ساخته شده ولی من به این کار نگاه سفارشی نداشتم و می‌خواستم نگاهی به تاریخ معاصر از دیدگاه صنعتی و شیوه موفقیت آدم‌ها داشته باشم!!

رزاق‌کریمی با تعریف و تمجید از مدیر مرکز گسترش ادامه داد: حمیدی‌مقدم مدیرعامل مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هیچ‌گاه در طول پروژه خود را کنار نکشید و با ما در ارتباط بود. این موضوع که مدیری، نگرانی‌های مستندساز را برطرف کنند بسیار اهمیت دارد!!! محمد حمیدی‌مقدم تحلیل‌گر خوبی است و از میان این تحلیل‌ها می‌تواند افراد تعریف‌شده‌ای را برای پروژه‌هایش معرفی کند. در واقع مسیری را که سیدمحمدمهدی طباطبایی‌نژاد در دوره مدیریت خود آغاز کرد، حمیدی‌مقدم ادامه داده و تکمیل می‌کند.

رزاق‌کریمی با تحسین اتاق بازرگانی که از فیلمش حمایت کرده افزود: در اتاق بازرگانی تهران یک فکر وجود دارد که جسورانه و سدشکن است. این سازمان نشانه‌گذاری خوبی کرده که با مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی در زمینه تولید فیلم‌های صنعتی و کارآفرینی وارد همکاری شده است!!




پاسخ‌های شگفت‌انگیز شش عضو کمیسیون فرهنگی به یک پرسش ساده⇔اعضای کمیسیون فرهنگی فقط حاتمی‌کیا و ده‌نمکی و “پایتخت” را می‌شناسند؟؟

سینماروزان: کمیسیون فرهنگی مجلس کمیسیونی است که معمولا دیرتر از کمیسیون‌های دیگر تشکیل می‌شود؛ چون اولویت نمایندگان، حوزه‌های دیگر و کمیسیون‌های دیگر مجلس است. برای تحلیل این مساله هم فاکتورها و دلایل زیادی وجود دارد.

روزنامه اصولگرای “فرهیختگان” سراغ نمایندگان دوره جدید مجلس که در این کمیسیون فعالیت می‌کنند، رفته و از آنها درباره آخرین کتاب و فیلمی که خوانده و دیده‌اند، پرسیده است.

جالب است که از میان شش نماینده فقط سه نماینده نام آخرین فیلمهایی که دیده‌اند را گفته‌اند که این سه فیلم هم “زندانیها”، “به وقت شام” و “پایتخت” است، یک نماینده رک و راست گفته وقت فیلم دیدن ندارد و نماینده‌ای دیگر اصلا الویت خود را کمیسیون فرهنگی ندانسته است.

حسین میرزایی، نماینده اصفهان:

* اولویت اول برای من مساله آرد استان اصفهان بود و انتخاب اول بنده هم با توجه به ضرورتی که در استان‌مان داشتیم، کمیسیون فرهنگی نبود.
* آخرین کتابی که خواندم قرآن است. همین چند ساعت پیش قرآن خواندم و خیلی اهل کتاب‌های این‌جوری نیستم.
* آخرین فیلمی که دیدم دیشب بود، اما اسمش را نمی‌گویم.

احمد راستینه‌هفشجانی، نماینده شهرکرد

* آخرین کتابی که خواندم طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن مقام معظم رهبری بود. آخرین فیلم سینمایی که دیدم فیلم “زندانی‌ها” به کارگردانی مسعود ده‌نمکی بود.

حسین جلالی، نماینده شهرستان رفسنجان:

* در حوزه انتخابیه‌ام هستم و مراجعه‌کننده زیاد دارم. خیلی نمی‌توانم پاسخ بدهم. من حقیقتا از دیدن فیلم معذورم چون از صبح تا شب، یا در مجلس هستم یا در حوره انتخابیه. فقط اگر فرصت کنم اخبار گوش می‌دهم. بیشتر هم طرفدار کتاب‌های ساندویچی هستم. «سه روز در قیامت» آخرین کتابی است که خوانده‌ام. اتفاقا ۵۰۰ جلد از این کتاب را گرفتم و هدیه دادم.

سیدمجتبی محفوظی، نماینده آبادان:

* من حق دارم که کمیسیونم را خودم انتخاب کنم و انتخابم کمیسیون فرهنگی نبوده است. به این کاری که دوستانم انجام دادند و اسمم را در این کمیسیون قرار دادند، اعتراض دارم.
* من خودم را عضو این کمیسیون نمی‌دانم. از شما می‌خواهم که این موضوع را خبری کنید. در اولویت‌های من اصلا کمیسیون فرهنگی نبوده است. نه اولویت اول، نه حتی اولویت دهم. من در کمیسیون انرژی مجلس حضور دارم.

مجید نصیرایی، نماینده فردوس و طبس:

* یک کتاب در مورد شهید سلیمانی تورق کردم. یک کتاب در مورد حوزه انتخابیه‌ام بوده است. آخرین فیلم را هم همین چند وقت قبل با خانواده دیدم که «به وقت شام» ابراهیم حاتمی‌کیا بود.

جواد نیک‌بین، نماینده کاشمر، بردسکن‎ و خلیل‌آباد:

* آخرین کتابی که خواندم تفسیر قرآن در نگاه امام(ره) بود که جلد دومش را تمام کردم ‎و شب گذشته هم مثنوی مولوی را به پایان رساندم. خیلی اهل فیلم دیدن نیستم و ‎آخرین فیلمی که دیدم سریال تلویزیونی “پایتخت” در ایام نوروز بود.




ادعای مجری خندان مناظره‌های انتخاباتی⇐می‌خواستم با موسسان فیسبوک، مایکروسافت و علی‌بابا گفتگو کنم ولی سازمان نگذاشت…

سینماروزان: مرتضی حیدری که شنیدن نامش، اذهان را به سمت اجرای مناظره‌های انتخاباتی می‌برد ادعا کرده به‌دنبال مصاحبه با صد نفر از خالقان برندهای کارآفرین دنیا بوده ولی به‌خاطر مخالفت مدیران صداوسیما موفق به این کار نشده است با این حال همچنان امید دارد با هزینه شخصی، این کار را بکند!

مرتضی حیدری با اشاره به طرح “صد کارآفرین دنیا” به جام‌جم گفت: طرحی را برای گفتگو با شخصیت‌های بزرگ جهانی مطرح کردم. یکی از آنها مصاحبه با صد کارآفرین مطرح دنیاست. چون با ۱۲۵ تا از بزرگ‌ترین کارآفرین‌های ایران مصاحبه داشتم، می‌خواستم با خارجی‌ها مثل پایه‌گذاران علی‌بابا، مایکروسافت، ای‌بی، فیسبوک و… هم گفت‌وگو کنم. متاسفانه سازمان از این طرح حمایت نکرد.

حیدری افزود: هرچند سازمان با تولید این طرح موافق نبود ولی من می‌خواهم این کار را با هزینه شخصی خودم انجام دهم و امیدوارم که بشود.

حیدری درباره سرانجام این طرح گفت: خودم به دنبال تولیدم و باید حضوری برای مصاحبه بروم و با این قیمت ارز و بسته بودن مرزها به خاطر شرایط کرونا، کار سختی است، اما به انجام دادنش امیدوارم.




بازیگر “تنوره دیو” و “دوران سربی” درگذشت…

سینماروزان: سیروس گرجستانی بازیگر سینما،تئاتر و تلویزیون در سن ۷۶ سالگی به‌دلیل سکته قلبی در بیمارستان لواسانی درگذشت.

علی اکبر محمودزاده گرجستانی با نام هنری سیروس گرجستانی (زاده ۲۵ اسفند ۱۳۲۳ در بندرانزلی) بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون ایرانی بود. او دارای مدرک درجه ۲ هنری از وزارت ارشاد بود.

گرجستانی فعالیت در تئاتر را در سال ۱۳۴۹ و فعالیت در تلویزیون را در سال ۱۳۵۶ شروع کرد و پس از آن به استخدام وزارت فرهنگ و هنر سابق و ارشاد کنونی درآمد.

پیش از انقلاب، او در دو فیلم سینمایی با نامهای «بیست سال انتظار» (۱۳۴۵) و «مأمور دوجانبه» (۱۳۴۵) بازی کرده بود. وی همچنین در عرصه ورزش نیز فعال بوده و به مدت ۱۰ الی ۱۲ سال بازیکن تیم فوتبال شاهین بوده‌است.
پس از انقلاب، فعالیت سینمایی او با فیلم «فریاد مجاهد» به عنوان بازیگر در سال ۱۳۵۸ آغاز شد.

گرجستانی پس از آن هم در سینما و هم در تلویزیون در نقشهای مکمل فراوانی ایفای نقش کرد و ازجمله در “زرد قناری”، “شکار خاموش”، “آدم برفی”، “ساحره”، “مسافر ری”، “مدرس”، “امام علی”، “شلیک نهایی”، “هتل”، “کیف انگلیسی”، “کلاه پهلوی” و “شیخ مفید”.

سیروس گرجستانی در ابتدای دهه هشتاد و با ایفای نقش در سریال کمدی “متهم گریخت” با چنان بازخورد بالایی مواجه شد که متعاقب آن در کلی سریال طنز دیگر نظیر “سه دونگ سه دونگ”، “زن بابا”، “خوش نشینها” و “دنگ و فنگ روزگار” در همان حال و هوا بازی کرد ولی هیچ کدام از این سریالها به اندازه “متهم گریخت” مورد توجه قرار نگرفت.

آخرین کارهای سینمایی گرجستانی “قانون مورفی”، “نهنگ عنبر۲” و “ما همه با هم هستیم” بود.

گرجستانی هرچند اواخر عمر خود را با بازی در آثار به قول خودش “سوپرمارکتی” گذراند ولی در کارنامه خود دو فیلم فوق‌العاده با نامهای “دوران سربی”خسرو معصومی و “تنوره دیو”کیانوش عیاری را دارد؛ فیلمهایی به‌شدت جذاب که هنرنمایی گرجستانی در آنها فراتر از حد انتظار است.




ادعای کارگردان سریال روی آنتن “آخر خط”⇐کاری کردم که مردم ظرف ۴۰ دقیقه، غم و غصه و بدهکاری و مشکلات‌شان را فراموش کنند!!!

سینماروزان: سریال “آخر خط” که این شبها روی آنتن شبکه سوم سیماست با الگوی سریالهای رضا عطاران ساخته شده ولی فاصله با الگو، فاصله از زمین تا آسمان است چون به‌جز طبقه اقتصادی محوریت سریال که در هر دو مشترک بوده به‌لحاظ داستان‌پردازی و اجرا، “آخر خط” به‌شدت متزلزل است و انتقادبرانگیز.

با این حال علی مسعودی کارگردان سریال ادعای رفع غم‌ مردم را در هر اپیزود ۴۰دقیقه‌ای سریال دارد. علی مسعودی به فرهیختگان گفت: شرایط جامعه درحال حاضر به‌گونه‌ای است که مردم نیاز به شادی دارند. بازخوردهایی به من رسید که ظرف ۴۰ دقیقه غم، غصه و بدهکاری و مشکلات را فراموش می‌کنیم و می‌خندیم!!! نیاز است این مدل کارها از تلویزیون پخش شود، البته با کیفیت خوب!

کارگردان “آخر خط” با قدردانی از مدیران شبکه سوم گفت: جا دارد تشکر ویژه‌ای از آقای علی فروغی کنم که بسیار تلاش کرد و هم از آقای مهدی آذرپندار که تا اواخر کار همه‌جوره مایه گذاشتند تا این کار به پخش برسد و حال دل مردم خوب شود!!




پیشنهاد یک عضو مجمع تشخیص مصلحت به سینماگران⇐اعتراضات کارگران هپکو، آذرآب و کشت و صنعت دشت مغان را در قالب فیلم و سریال به تصویر بکشید

سینماروزان: یک عضو مجمع تشخیص مصلحت در دیدار با سینماگران، از آنها خواست اعتراضات کارگری را زمینه‌ای کنند برای ساخت فیلم و سریال.

به گزارش سینماروزان سعید جلیلی عضو مجمع تشخیص مصلحت در نشستی با سینماگران، اظهار داشت: رسالت سینما این است که سایه به سایه تحولات کشور را دنبال کند و سینماگر ما اگر جایی می‌بیند کار خوبی صورت می‌گیرد با هنرش آن را حمایت کند، همچنان‌که اگر خطایی می‌بیند داد بزند تا جلوی خطا گرفته شود. اگر جایی هم کاری ناقص است با هنرش برای تکمیل آن گام بردارد و اگر می‌خواهیم جامعه رشد کند این نگاه: «تایید. تصحیح. تکمیل»؛ نه فقط در سینما، بلکه در بقیه هنرها و رسانه‌ها از شعر تا منبر و… نیز باید مورد توجه باشد.

جلیلی افزود: سینما می‌تواند روندهای کشور را تصحیح و تکمیل کند. اگر کسانی خواستند در این مسیر حرکت کنند، وظیفه ماست که به آنها کمک کنیم و موانع را از سر راهشان برداریم.

وی دراین باره با ذکر یک مثال از پیگیری و تصحیح روند کشور توسط دانشجویان دانشگاه سهند تبریز، تصریح کرد: پیش از این جلسه، جلسه‌ای با دانشجویان دانشگاه سهند داشتیم که در آن گزارشی از فعالیت‌های دانشجویی ضدفساد ارائه شد. این دانشجویان همت کردند و مشکلات عدیده خصوصی‌سازی ماشین‌سازی تبریز را فریاد زدند؛ سرمایه‌ای نزدیک به چندهزار میلیارد به فردی واگذار شده بود که اهلیت این کار را نداشت؛ دانشجویان تا آخرین لحظه، این مسئله را پیگیری کردند و قوه‌قضائیه نیز او را خلع ید‌کرد و تلاششان به ثمر نشست.

نماینده رهبرانقلاب در شورای عالی امنیت ملی با طرح پیشنهاد به سینماگران افزود: در جلساتی کارگران هپکو، آذرآب و کشت و صنعت دشت مغان اینجا آمدند و مشکلات خود را مطرح کردند. طبیعتا جنس موضع‌گیری و اعتراض امثال بنده در این موارد، با جنس اعتراض اهالی هنر متفاوت است. شما می‌توانید این مشکلات را با زبان هنر در قالب فیلم سینمایی و سریال و مستند، به تصویر بکشید و فضای رسانه‌ای را به نفع مردم تغییر دهید. مشکلات اخیر در خصوصی‌سازی چند شرکتی که ذکر شد، یکی از مصادیق مناسب جهت ورود اهالی سینما به این مسائل است تا به اصلاح روند بپردازند.

جلیلی با بیان این نکته که «سینما یک قدرت است»، گفت: برداشت من به عنوان یک مخاطب این است که همانگونه که اسلحه یک قدرت است و می‌تواند فردی را از پا در بیاورد؛ سینما هم به‌مثابه یک ابزار قدرتمند، می‌تواند حق را باطل و باطل را حق نشان دهد.




کامبوزیا پرتوی بعد از پشت سر گذاشتن سکته مغزی بیان کرد ⇐سه سال است به‌دنبال اکران “کامیون” هستیم و به جایی نمی‌رسیم!/حمایت مسئولین در حد احوال‌پرسی است و نه چیز دیگر!!/به‌دنبال تولید فیلمی مرتبط با جنگ جهانی دوم هستیم!!

سینماروزان: کامبوزیا پرتوی کارگردانی که بیش از هر چیز به‌خاطر ساخت “کافه ترانزیت” شناخته می‌شود سه سال قبل فیلمی به نام “کامیون” را ساخت که هنوز مجال اکران نیافته است.

پرتوی که در ابتدای بهار امسال یک سکته مغزی را هم پشت سر گذاشته به‌شدت نگران سرنوشت “کامیون” است.

پرتوی با انتقاد از بلاتکلیفی سه ساله در اکران “کامیون” به سینماروزان اظهار داشت: سه سال از زمان ساخت فیلم می‌گذرد و هر بار تصمیم به اکران “کامیون” داشتیم شرایط مهیا نشده است و به جایی نرسیده‌ایم. این امر این روزها با توجه به تعطیلی چهار ماهه سینما و انباشته شدن تعداد زیادی فیلم پشت در اکران بسیار دشوارتر شده است.

این کارگردان افزود: صحبتهایی با تهیه‌کننده فیلم داشتم و ایشان عنوان کردند فیلم را برای حضور در قرعه کشی اکران به شورای صنفی نمایش ارائه کرده اند که در دوره اول، فیلم انتخاب نشد و منتظر نوبت‌های بعدی قرعه‌کشی هستیم.

نویسنده “قطعه ناتمام” درباره میزان اصولی بودن طرح قرعه‌کشی برای اکران فیلمها گفت: نمی‌شود در این باره اظهار نظر قطعی انجام داد و باید منتظر ماند و اثرات این طرح را با توجه به فشردگی فیلمهای درانتظار اکران دید. هرچند در دوره جدید بازگشایی سینماها نیز همه چیز به هم ریخته و مشخص نیست اصلا قرعه‌کشی برای اکران ادامه داشته باشد یا نه.

کامبوزیا پرتوی در باره شرایط کاریش و خانه‌نشینی به واسطه شیوع کورنا عنوان کرد: در چهار ماهی که به دلیل شیوع کرونا خانه‌نشین بودم چند طرح و سیناپس را که برای نوشتن آماده کرده بودم، کامل نمودم. یکی از این فیلم‌نامه‌ها “روزی روزگاری در کوتاییسی” است که برای ساختش برنامه‌هایی دارم.

پرتوی درباره مضمون “روزی روزگاری در کوتاییسی” به سینماروزان گفت: موضوع این فیلم‌نامه درباره اتفاقات رخ داده بعد از جنگ جهانی دوم در ایران است؛ شهر کوتاییسی یکی از شهرهای مهم گرجستان است که ارتباط ماهوی با داستان دارد.

کارگردان “گلنار” درباره روند درمان و بازیابی سلامتیش پس از حمله مغزی و همچنین کیفیت حمایت مسئولین فرهنگی بیان کرد: خوشبختانه روند روبه رشدی را برای رسیدن به سلامتی طی می‌کنم. حمایت مسئولین هم در زمان بیماریم بیشتر در حد تماس و احوال‌پرسی بود و نه چیز دیگر!!!

کامبوزیا+پرتوی

کامبوزیا+پرتوی




اکران پنج فیلم تازه از ۲۸ تیر/صاحبان آثار متقاضی پخش، تا ۱۴ تیر درخواست خود را به شورای صنفی نمایش ارائه کنند

سینماروزان: شورای صنفی نمایش هفته آینده برای انتخاب پنج فیلم جدید جلسه تشکیل می‌دهد؛ این پنج فیلم از ۲۸ تیرماه و درکنار دو فیلم روی پرده “شنای پروانه” و “ارتش سری” روی پرده خواهند رفت‌.

مرتضی شایسته دبیر شورای صنفی نمایش بیان کرد: این هفته شورا جلسه نداشت ولی هفته آینده به روال همیشه جلسه خود را برگزار می‌کند و قرار است فیلم‌های جدید را برای اکران اننتخاب کنیم.

او افزود: به تمام دفترهای پخش فیلم اعلام کرده‌ایم اگر متقاضی اکران فیلم خود هستند، تا روز شنبه (۱۴ تیرماه) فیلم‌های خود را به شورا معرفی کنند.

به گفته او پنج فیلم‌ جدید از دو هفته آینده (۲۸ تیرماه) اکران خواهند شد و سه هفته اول اکران دو فیلم «شنای پروانه» و «خوب، بد، جلف۲» که پس از بازگشایی سینماها اولین فیلم‌های اکران شده در دوران شیوع کرونا بودند طبق قرار قبلی محاسبه نمی‌شود.




تولید فصل سوم‌ “روزگار جوانی” بدون حضور هیچ‌کدام از ارکان تولید دو فصل قبل!/فقط یکی از بازیگران اصلی قبلی، اینجا هم هست!

 

سینماروزان: بعد از حدود ۲۰ سال از پخش اولیه سریال “روزگار جوانی” و در شرایطی که شبکه پنج تلویزیون در سالهای اخیر هیچ سریال جریان‌سازی را تولید نکرده، بنا شده فصل سوم “روزگار جوانی” تولید شود.

به گزارش سینماروزان هرچند تهیه‌کننده فصول اول و دوم سریال، اصغر توسلی بوده و به کارگردانی اصغر توسلی و شاپور قریب ساخته شده و نام اصغر فرهادی و علی‌اکبر محلوجیان و فرهاد نقدعلی در میان نویسندگان بود ولی در فصل سوم هیچ خبری از اینها نیست و حمید طاهری به‌عنوان نویسنده انتخاب شده است!!

طاهری که پیشتر سریالهایی نظیر “آرماندو” و “در جستجوی آرامش” را نگاشته، از پنجاه قسمتی بودن فصل تازه “روزگار جوانی” و حضور یکی از پنج بازیگر اصلی فصول قبل در فصل سوم خبر داد؛ بدون آن که ربط معنایی میان این فصل و فصول قبلی باشد.

حمید طاهری گفت: به تازگی سیناپس های این سریال به پایان رسیده است و مرحله نگارش را آغاز کردیم. تا الان نزدیک به ۳۰ قسمت را برای «روزگار جوانی» در نظر گرفتیم اما به احتمال فراوان پتانسیل قصه آن را تا ۵۰ قسمت برساند.

نویسنده با بیان شباهت هایی بین نسخه جدید و قدیمی این سریال نیز بیان داشت: قصه ای که ما به تصویر می کشیم ادامه داستان همان شخصیت های قبلی نیست چراکه دیگر ۲۰ سال از آن زمان می گذرد اما باید بگویم که قصه ای که در دست داریم قرابت جنسی دارد با نسخه «روزگار جوانی» در فصل یک و دو که در سال ۷۷ پخش شد.

طاهری همچنین افزود: ما در قصه مان چند جوان دانشجوی بیست ساله داریم که از شهرستان به تهران آمده اند و برای پیدا کردن کار، شغل، تحصیل و خانه و … با مشکلاتی مواجهند. تم جذابی که آن کار داشت، حضور دانشجوها در تهران و رابطه آنها با یکدیگر بود. اما خب به خاطر تغییر زمانه و شرایط جدید و تغییر سبک زندگی دهه ۷۰ و ۸۰ ای ها با دهه ۵۰ و ۶۰ ای ها ما هم باید این تغییرات را نسبت به سریالی که در دهه ۷۰ پخش شد را در قصه می گنجاندیم.

این نویسنده درباره انتخاب بازیگران این سریال نیز عنوان داشت: باید از بازیگران جدید در بازیگری استفاده کنیم که بین رده سنی ۲۰ تا ۳۰ سال باشند و با نقش هماهنگی داشته باشند. با این کار می توانیم تعدادی بازیگر جدید را به سینما و تلویزیون کشور معرفی کنیم.

وی در پایان نیز با اشاره به حضور یکی از بازیگران اصلی «روزگار جوانی» در نسخه جدید این سریال نیز گفت: طبق صحبت هایی که انجام شده است قرار بر این است تا یکی از پنج بازیگر اصلی روزگار جوانی در نسخه جدید این سریال نیز حضور داشته باشد اما هنوز قطعی نشده که کدامیک از این دوستان در این سریال بازی میکند.




درددل‌های رضا رویگری که به‌مانند بسیاری از هنرمندان گرفتار انبوه مشکلات اقتصادی است⇐نزدیک به ۵۰۰ میلیون تومان از پروژه‌های مختلف طلب دارم ولی هیچ یک وصول نمی‌شود!/نمی‌شود که بازیگر و عوامل، کار کنند و مزایای مالی‌اش به شخص دیگری برسد!/ابوالقاسم طالبی پیشنهاد همکاری در سریال “طلاق” را داد ولی چون پیش‌پرداخت نمی‌دادند، نپذیرفتم!/خودم هم نمی‌دانم با ادامه وضع فعلی چگونه باید ماهی پنج میلیون و سیصد هزار تومان اجاره خانه‌ام را پرداخت کنم؟؟/آن قدر خسته شده‌ام که بعضی وقت‌ها از کرونا خواهش می‌کنم تشریف بیاورند منزل ما…

سینماروزان: شیوع کرونا و تعطیلی بسیاری از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی، اقتصاد زندگی هنرمندان را بدجوری به هم زد؛ هنرمندان در حالت عادی هم حتی یک بیمه بیکاری برایشان تعریف نشده و حالا هم که کرونا آمده و بیکاری چندبرابر شده هیچ کمک قابل توجهی نثارشان نشده.

رضا رویگری بازیگر پیشکسوت با گلایه از اوضاع اقتصادیش به ایسنا گفت: نمی‌شود که بازیگر و عوامل کار کنند و مزایای مالی‌اش به شخص دیگری برسد. بازیگر هم در همین جامعه زندگی می‌کند. من الان ماهی پنج میلیون و سیصد هزار تومان اجاره می‌دهم چطور باید این مبلغ را پرداخت کنم؟ طلب‌هایم را نمی‌توانم بگیرم.

این بازیگر با یادآوری اینکه چند سالی می‌شود که بیمار است و هر نقشی را نمی‌تواند بپذیرد و کرونا هم دردسرها را بیشتر کرده اظهار کرد: نزدیک به ۵۰۰ میلیون تومان از این و آن و از کارهای تلویزیونی و سینمایی طلب دارم که وصول نمیشود و نمی‌توانم بگیرم. کار کرده‌ام و پولم را نداده‌اند. درست نیست من با این شرایط بروم کار کنم و پولم را هم ندهند.

رویگری درباره شرایط حال حاضر و حال‌وهوای این ‌روزهایش توضیح داد: آجرهای دیوار روبه‌رویم را می‌شمارم تا ببینم کم نشده باشد! من بعد از «مختارنامه» از طرف دوستان تلویزیونی چهار سال ممنوع‌الکار شدم. علتش را نپرسید چون خودم هم نمی‌دانم. شش ـ هفت سال هم می‌شود که بیمار هستم برای همین چند سالی می‌شود که کار درست و حسابی نکرده‌ام. کاری که به دل خودم بچسبد نکردم. گاهی کارهایی پیشنهاد می‌شود اما مثل هنرور با ما برخورد می‌کنند. من پنجاه و هفت سال کار نکردم که روزی چندر غاز دستمزد بگیرم. نمی‌شود که بازیگر و عوامل کار کنند و مزایای مالی‌اش به  شخص دیگری برسد. بازیگر هم در همین جامعه زندگی می‌کند.

او با عنوان اینکه پیشنهادی از ابوالقاسم طالبی برای سریال “طلاق” داشته که به دلیل مسائل مالی به نتیجه نرسیده است، گفت: پیشنهادی برای یک سریال به کارگردانی ابوالقاسم طالبی داشتم که سر مسائل مالی به توافق نرسیدیم و نشد. من قبلا سریال «به کجا چنین شتابان» را با طالبی کار کرده بودم خودش گفته بود رضا رویگری کار مرا زنده کرد. در این کار هم می‌توانستم یک نقش خوب دیگر برای ایشان بازی کنم. گفتم مبلغی به عنوان پیش پرداخت بدهند تا مطمئن شوم پولم را می‌دهند اما نپذیرفتند. من الان بیمار هستم. کارهایی هم هست که پیشنهاد می‌شود و خودم نمی‌پسندم.

رضا رویگری با لحنی آمیخته به طنز اما تلخ درباره اوضاع این روزهایش گفت: من بعضی وقت‌ها آن قدر خسته و گرفتار میشوم که از کرونا خواهش می‌کنم تشریف بیاورند منزل ما و کار را تمام کند! واقعا خسته شدم، زیاد هم از کرونا نمی‌ترسم. ما زندگی نمی‌کنیم. یک هنرمند به چه چیزی زنده است؟ به این که کار بکند و از کاری که می‌کند لذت ببرد ولی وقتی کار نیست و حمایتی وجود ندارد چه کنیم جز استقبال از کرونا؟؟




واکنش رسانه اصولگرا به همخوانی کویتی‌پور و یک‌ دختر رپر سیزده ساله⇐حق تعیین سرنوشت برای همه محفوظ است؛ از مخملباف تا کویتی‌پور!

سینماروزان: همزمان با روز دختر، غلام کویتی‌پور حماسی‌خوان شناخته‌شده ایرانی با انتشار فایلی ویدئویی از همخوانی خود با یک دختر رپر سیزده ساله به نام پریچهر خبر داد؛ آن هم همخوانی قطعه‌ای با ترجیع‌بند “حیف که ورق برگشت/دیگه نمیشه عقب برگشت”.(اینجا را ببینید)

انتشار این ویدیو، بخش عمده رسانه‌های اصولگرا را به حمله علیه کویتی‌پور واداشت با این حال در یک خرق عادت، روزنامه اصولگرای جوان در گزارشی در عین نقد کویتی‌پور، حق او را در تعیین سرنوشت خویش، محترم شمرده است.

متن گزارش روزنامه جوان به قلم جواد محرمی را بخوانید:

چند سال پیش برای نوشتن گزارشی درباره آسیب‌های نوحه‌خوانی با غلام کویتی‌پور تماس تلفنی گرفتم. با اینکه مرا نمی‌شناخت خوش‌رو و خاکی پاسخ داد و از هر دری باهم سخن گفتیم. از صداقت و صفا و یکرنگی و البته تواضعش لذت بردم، اما حین مصاحبه هر قدر که جلو می‌رفتیم احساس می‌کردم از حرف‌هایش چیز دندان‌گیری برای پیاده کردن و استفاده در گزارش عایدم نخواهد شد و نشد. بخشی از حرف‌هایش درباره بهروز وثوقی و اگر اشتباه نکنم رضا بیگ‌ایمان‌وردی و داریوش بود و اینکه چرا این آدم‌ها الان خارج هستند و جمهوری اسلامی اجازه نمی‌دهد این‌ها به ایران بازگردند. این‌ها البته برایم تازه نبود. پیشتر همین حرف‌ها را جای دیگری گفته بود و خوانده بودم. از اینکه نتوانستم یا نشد پس از نزدیک ۴۵ دقیقه گفتگو چند جمله درباره آسیب‌های مداحی و نوحه‌خوانی از زیر زبانش بیرون بکشم، سرخورده شدم. او کسی بود که از کودکی با صدایش بزرگ شده بودم و سبک منحصربه‌فردش را در خواندن اشعار حماسی به شدت می‌پسندیدم و نغمه‌های عاشورایی و ترانه‌های حماسی‌اش درباره جبهه و جنگ هیچ‌گاه از خاطرم پاک نمی‌شود.

آثار کویتی‌پور در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ آنقدر تأثیرگذار بود که بسیاری از جوانانی را که خیلی هم مذهبی نبودند، جذب می‌کرد. صدای کویتی‌پور مانند آهنگران آن سا‌ل‌ها تبدیل به برند موسیقی جبهه و جنگ شده بود، هنوز هم شهرت او وامدار همان ترانه‌هایی است که در فضا و حال و هوای جبهه و انقلاب خوانده است. جالب است که هر قدر در مقطعی کوشید با وارد کردن آلات موسیقی به آثارش به‌روزتر شود، تأثیرگذاری‌اش کمتر شد. درباره این عدم‌موفقیت هم باید کارشناسان این عرصه نظر بدهند. اما آن روز پس از آن گپ و گفت نسبتاً طولانی احساسم این بود که جبهه فرهنگی انقلاب یک هنرمند تأثیرگذار را از دست داده است چراکه کویتی‌پور در میان حرف‌هایش از هر دری سخن گفت جز موضوعی که من فکر می‌کردم تخصصش است و باید درباره آن، نظرات راهگشا و مهمی از زبان او شنید. همین ماجرا باعث شد وقتی ترانه‌خوانی اخیر او را در فضای مجازی دیدم اصلاً تعجب نکنم. او در آن ویدئو همان آدم ساده و صادق و بی‌شیله پیله و البته حیران و سرگشته و پریشانی است که در مصاحبه چند سال پیشم او را شناخته بودم؛ آدمی که گویی دوست ندارد او را به نام و عنوان و هویتی که داشته و دارد، بشناسند و ترجیح می‌دهد آدم دیگری باشد، اما واقعیتی که او توجهی به آن ندارد این است که شهرت و محبوبیت او صرفاً به حنجره‌ای برمی‌گردد که زمانی از آن ترانه‌های حماسی بروز کرده و در دل مخاطبان نشسته است. مردم کویتی‌پور را به خاطر اظهارنظراتش درباره موضوعات احیاناً سیاسی دوست ندارند و نخواهند داشت، تجربه هم همین را نشان می‌دهد. تقریباً هیچ هنرمندی را نمی‌توان مثال زد که در برهه‌ای از دل انقلاب و کار برای انقلاب به شهرت رسیده باشد و توفیقاتش با پشت کردن به انقلاب و ارزش‌های آن ادامه پیدا کرده باشد.

عاقبت محسن مخملباف شاید بهترین مثال باشد. مخملباف البته آنطور که اطرافیانش بار‌ها گفته‌اند، چوب غرور و خودشیفتگی‌اش را و اینکه احساس کرد برای خودش کسی است، خورد. آن‌ها که در مقطعی فکر کردند توفیقاتشان صرفاً متکی بر استعداد‌های فردی و ذاتی خودشان بوده است و چیزی به انقلاب اضافه کرده‌اند، چرخش دوران اثبات کرده که اشتباه کرده‌اند. گویا هنرمند انقلابی و توفیق از این گذر زکاتی دارد و اگر فرد از درک جایگاهی که در آن ایستاده غافل شود و به یک معنا زکات کارش را نپردازد، از بازیابی و خلاقیت و جوشش هنری باز می‌ایستد و آن استعداد درونی و خدادادی دیگر نه دنیا برایش می‌سازد و نه آخرتش را آباد می‌کند. درباره غلام کویتی‌پور و هنرمندانی، چون او باید عاقبت بخیری خواست وگرنه انقلاب اسلامی تا به حال و در این ۴۰ سال بسیار چهره‌ها و شخصیت‌های بزرگ و کوچک به خود دیده و آمد و شد‌های زیادی را تجربه کرده است.

کویتی‌پور هم یکی از آن همه است که روزی آمده و با صدایش بر دل‌های عاشق خیمه زده و روزگاری نیز با خواست و اراده خود جایش را با خواسته‌ها و دغدغه‌های دیگری عوض کرده و بر خاستگاهی دیگر گام زده است. هر انسانی خودش سرنوشتش را انتخاب می‌کند و این حق تعیین سرنوشت است که مسئولیت پاسخگویی به سرنوشتی را که برای خود رقم زده‌ای، ایجاد می‌کند.




علی سرتیپی اظهار داشت⇐جریانی وجود دارد که اصلا علاقه ندارد سینماها راه بیفتند!/ آمار واقعی تماشاگران سینماها بیشتر از اعداد اعلام شده است!!

سینماروزان: در حالی که سازمان سینمایی آمار مخاطبان سینماها در سه روز ابتدایی پس از بازگشایی را بیش از ۴۰ هزار نفر اعلام کرده ولی علی سرتیپی پخش‌کننده سینما، اعتقاد دارد آمار مخاطبان بیش از اعداد اعلام شده است.

سرتیپی با اشاره به آمار ۴۴ هزار نفری استقبال مردم از سینماها پس از بازگشایی به ایسنا گفت: ظرفیت ۵۰ درصدی سالن‌ها بخاطر شرایط کرونا بویژه در ساعت‌های پیک مشکلاتی به همراه دارد، چون ظرفیت سالن‌ها بخصوص اگر سالن کوچک باشد زود پر می‌شود و مخاطب نمی‌تواند بلیت تهیه‌ کند. ضمن اینکه هنوز تعدادی از سالن‌ها به سامانه سمفا وصل نشده‌اند و بر همین اساس به نظرم آمار اعلام شده پایین‌تر از رقمی است که در واقعیت وجود دارد.

سرتیپی درباره برخی اعتراض‌ها به رعایت نشدن موارد بهداشتی از جمله زدن ماسک توسط تماشاگران بیان کرد: به نظرم یک جریانی هست که اصلا علاقه ندارد سینماها راه بیفتند. این در حالی است که آمار رسمی نشان می دهد حدود ۸۰ درصد مردم دیگر مثل قبل نکات بهداشتی را رعایت نمی‌کنند پس باید به مردم آموزش داد که از ماسک استفاده کنند نه اینکه سینما را ببندیم.




ادعای پرسش‌برانگیز رسانه اصولگرا ⇐واگذاری تولید سریال تاریخی صدوچهارقسمتی(!) به احمدرضا درویش!

سینماروزان: در دوران بی‌پولی تلویزیون که حتی وضعیت تولید سریالهایی نظیر “موسی(ع)” بعد از مدتها پیگیری به جایی نرسیده اینکه خبر برسد احمدرضا درویش بناست یک سریال تاریخی صدوچند قسمتی برای تلویزیون بسازد، واقعا پرسش‌برانگیز است.

خبرگزاری اصولگرای فارس مدعی شده درویش بناست سریال تاریخی ۱۰۴ قسمتی “فصل قلندران” که وقایعش در دوره صفویه می‌گذرد را برای رسانه ملی بسازد. این خبرگزاری درباره چگونگی تامین منابع تولید این سریال، اطلاعاتی ارائه نکرده!؟؟

متن گزارش خبرگزاری فارس درباره سریال سازی درویش را بخوانید:

«فصل قلندران» که احمدرضا درویش قصد دارد آن را کارگردانی کند، قصه ای در عصر صفویه دارد که در جنوب کشور و حاشیه خلیج فارس می‌گذرد.

این سریال داستانی و تاریخی در ۸ فصل ۱۳ قسمتی که هر قسمت ۶۰ دقیقه زمان دارد ساخته خواهد شد و برای نگارش فیلمنامه این اثر ۶ ماه تحقیق شده است. همچنین مدت نگارش فیلمنامه ۱۸ ماه بوده و ۴ نویسنده فیلمنامه این اثر را به نگارش درآورده اند.

در سال ۱۰۳۱ هجری قمری «خالو حسین دادور»، کهن سالترین ساکن جزیره هرمز همراه با فرزندان، نوه ها، نبیره ها و اقوام خود در یک سفر جمعی عازم دریا شده اند. همراهان خالو حسین همه ماهیگیر و صیاد مروارید هستند. خالو حسین بر روی عرشه کشتی بادبانی، در بستر دراز کشیده و کودکان صیاد مروازدی، دور او حلقه زده اند. خالو حسین با سیمایی حاکی از یکصد و بیست و پنج سال تجربه های تلخ و شیرینی، خاطرات گذشته را مرور می کند.

نوه ها، نتیجه ها و نبیره های خالو حسین، مبهوت، به سخنان خالو حسین گوش می دهند. صدای خالو حسین، در پیچ و تاب بادبان ها می پیچد. خالو حسین دادور، به یکصد و بیست سال قبل اشاره می کند، به دوران پس از استیلای مغولان و تیموریان و آنچه بر ایرانیان گذشته است.

همه رویدادهای فیلمنامه «فصل قلندران» از زبان خالو حسین دلاور روایت می شود. «خالو حسین دادور»، فرزندان ابراهیم پیک دادور است که در کودکی تحت تعالیم پدر خود در دسته صیادان مروارید فعال بوده است. ابراهیم بیک دادور، پدر خالو حسین، تاجر جواهر و مروارید در خطه جنوب بوده که همه اموال و گنجینه جواهراتش توسط پرتغالی ها در هرمز مصادره و به یغما رفته است. خالو حسین با همان سن اندکف صندوقچه حاوی مروارید سفید (مرجانه) یادگار پدرش را در قعر دریا و در لابلای بدنه یک کشتی غرق شده پنهان کرده است.

کشتی مسافری غرق شده، قبل از اشغال هرمز و هنگام بازگشت از سفر حج، توسط کشتی های توپدار پرتغالی به آتش کشیده شده و با مسافرانش که از حج باز می گردند، غرق شده است. حالو حسین اکنون در جوانی در راس گروهی مخفی از مبارزان به کشتی های تدارکاتی پرتغالی شبیخون می زنند و پهنه خلیج فارس را برای آنان نا امن کرده اند.




حمله مرجان گلچین به سریالی که روی آنتن دارد⇐چرا در تمام سی قسمت “پرگار”، مرا با یک پانچوی سیاه نشان داده‌اند؟/کاش می‌گفتند خودم چند دست لباس سرصحنه “پرگار” می‌بردم و آن وقت می‌نوشتند طراح لباس خود مرجانه گلچین!

سینماروزان: شبکه اول تلویزیون بعد از سه سریال طنز که از ابتدای سال روی آنتن فرستاده بود، در چندهفته اخیر سریال ملودرام “پرگار” را روی آنتن فرستاده که کارگردانیش را شهرام شاه‌حسینی سازنده فیلم ملتهب “خانه دختر” برعهده داشته است.

مرجان گلچین بازیگر تیپیکال طنزهای روتین سالهای اخیر در این سریال نقشی جدی ایفا کرده. گلچین با انتقاد از سریال اخیرش به ایسنا گفت: به سریال “پرگار” نقد وارد است؛ از طراحی صحنه گرفته تا آخر. در این مجموعه از اول تا ۳۰ قسمت سریال من را با یک پانچوی سیاه رنگ می‌بینید و نقشم خانمی است که از اروپا آمده است.

گلچین ادامه داد: جذابیت تصویری بخشی از زیبایی کار است. گریم خوب و متعادل‌سازی صورت مهم است. نمی‌گویم صرفا بر زیبا کردن بازیگر تاکید کنید، اما تو را به خدا این قدر بازیگران را زشت و تصنعی نکنید. ما را در خیابان می‌بینند می‌گویند شما که این شکلی نیستید چرا شما را در تصویر آنقدر بد ترکیب می‌کنند. در همه‌ جای دنیا تمام ترفندها را به کار می‌گیرند تا قهرمان داستان را به بهترین شکل ممکن به نمایش بگذارند اما اینجا برعکس عمل می‌شود.

این بازیگر افزود: من هنوز به این فکر می‌کنم که در سریال «پرگار» چطور می‌شود خانمی که از اروپا برگشته ۳۰ قسمت با یک لباس باشد؟؟ کاش می‌گفتند خودم چند دست لباس می‌بردم و آن وقت می‌نوشتند طراح لباس خود مرجانه گلچین!! اکثر فیلم‌هایی هم که می‌بینید خوش آب و رنگ است، بچه‌ها خودشان لباس می‌برند.

این هنرپیشه با اشاره به رنگ و لعاب سریال‌های ماهواره‌ای گفت: من سریال‌های ماهواره‌ای را هم می‌بینم اصلا خط قصه ندارند. ۳۰ قسمت می‌گذرد و هیچ اتفاقی نمی‌افتد و همچنان در مورد خیانت به یکدیگر حرف می‌زنند و هیچ جذابیت دراماتیکی اتفاق نمی‌افتد اما رنگ و لعاب و سکانس و صحنه و نورپردازی مخاطب را جذب می‌کند ولی اینجا داستان داریم و به رنگ بندی بی توجهیم.

مرجان گلچین+فریبا کوثری+سریال پرگار

مرجان گلچین+فریبا کوثری+سریال پرگار