خبر وسط بایگانی - ژورنال سینما | ژورنال سینما
۲۰۰۹۱۳۹۷

معرفی هیأت انتخاب فجر بدون حضور فیلمساز شاخص و با حضور پررنگ نیروهای نظارتی⇐ از نویسنده “سالوادور…” تا مجری برنامه ای به تهیه کنندگی داداش کوچیکه تهیه کننده فیلم “۳ارگانی”!!/از همسر سرپرست موزه سینما تا یک مدیر پرمشغله تلویزیون؛ همه در هیأت انتخاب!!

سینماروزان: طی احکامی از سوی ابراهیم داروغه زاده دبیر سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر احمد امینی، محمد علی حسین نژاد، حسن خجسته، شاهرخ دولکو، بهروز شعیبی، حسین کرمی و رضا مقصودی به عنوان اعضای هیات انتخاب این دوره جشنواره منصوب شدند.

به گزارش سینماروزان هرچند مشخص نیست داروغه زاده در انتخاب این افراد چقدر استقلال داشته و چقدر تحت تاثیر “مدیر در سایه” سازمان بوده(؟) اما آنچه هویداست خلأ فیلمساز یا سینماگر شاخص در هیأت انتخاب است.

حسین کرمی و حسن خجسته نیروهای نظارتی هیأت انتخاب هستند و هنوز نفهمیده ایم چرا حسین کرمی با آن همه مشغله در تلویزیون باز حضور در چنین هیأتی را پذیرفته!؟؟

فیلمسازان هیأت انتخاب احمد امینی، بهروز شعیبی و رضا مقصودی هستند که هیچ کدام فیلمساز شاخص و صریح اللهجه ای نیستند و بعید است که بتوانند در برابر فشارهای وارده برای حضور فیلمهای خاص(!) دوام بیاورند؟؟

مقصودی فیلمنامه نویس کمدیهایی مثل “من سالوادور نیستم” است که سال قبل اولین فیلمش “خجالت نکش” را ساخت.

احمد امینی که سالهاست فیلمی نساخته ولی چند سال است که به طور متوالی وارد هیأت انتخاب میشود!! بماند که همسرش لادن طاهری هم اخیرا به سرپرستی موزه سینما رسیده و این معنایی دارد جز ارتباط نزدیکتر با مدیریت دولتی سینما؟؟؟

بهروز شعیبی هم که به واسطه همکاری با تهیه کنندگی فیلم 3ارگانی هلاکت موسی خیابانی شناخته میشود و تجربه موفقی در بخش خصوصی نداشته!

تهیه کننده ای به نام محمدعلی حسین نژاد هم در هیأت انتخاب حضور دارد که بیش از هر چیز به واسطه سوابق مدیریتی به خصوص در مرکز گسترش شناخته میشود.

در هیأت انتخاب شاهرخ دولکو هم هست که مشخص نیست با کارنامه اش به عنوان منتقد وارد شده یا تیزرساز؟؟ بماند که ایشان همین حالا مجری برنامه ای در تلویزیون هستند که تهیه کننده اش داداش کوچیکه تهیه کننده فیلم 3ارگانی هلاکت موسی خیابانی است!!

این تهیه کننده امسال با قسمت دوم این فیلم با عنوان “رد خون” متقاضی جشنواره است و از همین حالا حضور این فیلم در جشنواره شبهه برانگیز خواهد بود!!




انتقاد یک فیلمساز از محصولات کودک تلویزیون⇐اینکه هنوز میخواهند با تکیه بر “بکن و نکن” محصول تولید کنند جواب نمیدهد!/خودم در شورای کودک یکی از شبکه ها بودم و می دیدم چه طرحهای خوبی که به خاطر نبود اسپانسر رد میشد!!/نباید اجازه می دادند کار به اینجا برسد که اسپانسر تعیین کننده باشد و به همه چیز جهت دهد!

سینماروزان: کیفیت محصولات کودک تلویزیون در سالهای اخیر بارها با نگاه تحلیلی منتقدان روبرو شده است و کمتر دیده ایم که برای اصلاح مشی تولیدی حرکت محسوسی انجام شود.

فرزاد اژدری کارگردان کودک به تازگی در اظهاراتی برای “جام جم” با اشاره به مشی پیام دهی مستقیم که در محصولات کودک تلویزیون شیوع یافته خواستار تعدیل این مشی شد.

متن اظهارات اژدری را بخوانید:

نه فقط به عنوان فیلمساز کودک بلکه به عنوان پدر به واسطه فرزندانم محصولات کودک و نوجوان تلویزیون به خصوص محصولات کانالهای نهال و پویا را رصد می کنم. درست است که تلاشهایی شده برای جلب مخاطب کودک ولی نیاز وافر داریم به بازنگری در شکل دهی به مضامین آثار. آنچه بیش از حد محصولات کودک را پر کرده نوعی پیام دهی مستقیم به کودکان و نوجوانان است آن هم در شرایطی که کودکان این نسل بسیار باهوشتر از کودکان سابق هستند.

 اینکه هنوز برخی تولیدکنندگان میخواهند با “بکن و نکن” محصول تولید کنند جواب نمیدهد؛ اگر همکاران ما سری به مدارس بزنند می بینند که میزان فرمان برداری این نسل از آموزگاران به شدت پایین آمده است. خودم یک دختر و یک پسر دارم در دو مقطع سنی کودک و نوجوان که برنامه های دارای پیام دهی مستقیم را پس میزنند.

مهم نیست که پیام چه باشد؟ مذهبی باشد یا ملی باشد یا بهداشتی. به عنوان مثال تشویق به دینداری خیلی هم خوب است ولی باید به صورت غیرمستقیم و در قالب داستان های رویاپردازانه ارائه شود. هرچقدر دوز فانتزی سازی و پیام دهی غیرمستقیم برای کودک بالاتر باشد محصول بیشتر و بیشتر مورد توجه قرار میگیرد. به عنوان مثال سریال “بچه مهندس” به یک دلیل مهم مورد توجه قرار گرفت و آن هم اینکه سریال کاملا غیرمستقیم و از طریق داستان پردازی جذاب حرفهایش را میزد.
البته کارگردانان تلویزیون هم مشکلات خودشان را دارند و در کمبودهای محصولات کودک بر آنها حرجی نیست چون اغلب این اسپانسرها هستند که به کار جهت میدهند. من مدت کوتاهی در شورای کودک شبکه دوم بودم و می دیدم چه طرحهای خوبی که به شورا می آمد ولی به خاطر نبود اسپانسر رد میشد و چه طرحهای ضعیفی که به خاطر اسپانسر حتی زیربار اصلاحات هم نمی رفتند.
نباید اجازه می دادند کار به اینجا برسد که اسپانسر تعیین کننده باشد و به همه چیز جهت دهد ولی به هر حال الان در این نقطه ایم و باید جلوی ضرر را حداقل در تولید محصولات آینده کودک بگیریم. باید اسپانسرها را توجیه کرد که با آدمهای کار بلد و در طرح های درجه یک شریک شوند.

خودم چندین طرح کودک در گونه فانتزی-قهرمان پرورانه دارم که اتفاقا عناصر اسلامی-دینی-ایرانی به شدت در آنها پررنگ است ولی به دلیل نبود اسپانسر به جایی نمیرسد؛ بماند که در محصولات کودکی که برای سینما ساختم هم شراکت تلویزیون را ندیدم.

ای کاش هم به اوضاع تولید محصولات کودک در تلویزیون جهت دهند و هم محصولات کودک شاخص سینما را برای پخش در تلویزیون خریداری کنند. هرچقدر هم که برای کودکان کار کنیم باز هم کم است چون خطر جهت دهی محصولات غربی به کودکان پاک طینت به شدت بیشتر از خطر محصولات غربی بزرگسالان است.




تازه ترین خروجی شورای صنفی نمایش⇐اکران سه فیلم جدید از همین هفته

سینماروزان: شورای صنفی نمایش در تازه ترین جلسه خود مقرر کرد کمدی «مارموز» به کارگردانی کمال تبریزی از چهارشنبه ۲۱ آذر ماه در سرگروه باغ کتاب به جای فیلم «آستیگمات» به کارگردانی مجیدرضا مصطفوی اکران شود.

همچنین شورا مقرر کرد فیلم سینمایی «بی نامی» به کارگردانی علیرضا صمدی در سرگروه ایران به جای فیلم «خانم یایا» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی از چهارشنبه ۲۱ آذر اکران  شود.

البته اکران «آستیگمات» و «خانم یایا» در  زیرگروه های خود ادامه می یابد.

شورا به جز این دستور داد فیلم انیمیشن سینمایی «امین و اکوان» زحل رضوی از چهارشنبه ۲۱ آذر ماه در نوبت صبح دانش آموزی اکران شود.




اظهارات محسن امیریوسفی که در دولت دوم اعتدال تا ریاست شورای صنفی نمایش پیش رفت و برای آخرین فیلمش حمایت ۶۹۵میلیونی(سال ۹۱) فارابی را داشته⇐در شرایط سختی هستیم/متأسفانه دولت اعتدال در زمينه فرهنگي به‌ویژه سينما موفق نبود!!/از وزرای روحانی توقع نمیرفت که توان حل مشکل “آشغالها…” را نداشته باشند!!/دولتمردان راه‌حلي فراتر از “گفتاردرماني” بيابند!!

سینماروزان: محسن امیریوسفی کارگردانی است که بیشتر از کیفیت آثار به توقیف فیلمهایش شناخته میشود. او کلا سه فیلم بیشتر نساخته اما حاشیه های شکل گرفته بر سر توقیف این فیلمها اسباب در کانون توجه قرار گرفتن وی را موجب شده.

به گزارش سینماروزان محسن امیریوسفی که از جمله حامیان انتخاباتی حسن روحانی بوده و در روندی عجیب و با ساخت فقط سه فیلم(!) در دولت دوم اعتدال به ریاست شورای صنفی نمایش رسیده به تازگی در گفتگویی با “شرق” به انتقاد از روحانی پرداخته است!!

محسن امیریوسفی که برای فیلم “آشغالها…” حمایت 695میلیونی فارابی در سال 91 یعنی زمانی که دلار کمتر از 4هزار تومان بود را داشته ، با اشاره به وضعیت فیلم آخرش بیان داشت: فيلم‌نامه «آشغال‌هاي دوست‌داشتني» در پاييز 89 براي دريافت پروانه ساخت به سازمان سينمايي ارائه شد که بعد از يک‌سال‌و نيم رفت‌وآمد و 16 بازنويسي فيلم‌نامه! در تير 91 پروانه ساختش را دريافت کرد. اين فيلم در زمان وزارت آقاي محمد حسيني پروانه ساخت گرفت و در زمان وزارت آقاي جنتي توقيف شد! در زمان وزارت آقاي صالحي‌اميري پروانه نمايش دريافت کرد و در زمان وزارت آقاي دکتر صالحي مشمول «قول اکران» شد! «آشغال‌هاي دوست‌داشتني» تاکنون چهار وزير ارشاد را به خود ديده است که هرکدام روش متفاوتي در مقابل اين فيلم اتخاذ کرده‌اند؛ ولي از وزراي آقاي دکتر روحاني توقع نمي‌رفت که توان حل مشکل يک فيلم را نداشته باشند و اين‌طور ارثيه توقيف و اکران‌نشدن آن را براي يکديگر بگذارند و روزبه‌روز مسئله را سخت‌تر و پيچيده‌تر کنند.

این کارگردان درباره موضع گیری سیاسی آینده اش اظهار داشت: مسئله فيلم‌هاي من هرچند مستقيم بر کار و زندگي و روحيه خودم تأثير گذاشته و با دستپخت مديران سينمايي دکتر روحاني شش سال خانه‌نشيني برايم به ارمغان آورده! ولي در مسائل مهمي مثل انتخابات رياست‌جمهوري ديگر بحث شخصي نيست. ولي متأسفانه دولت اعتدال در زمينه فرهنگي به‌ویژه سينما آن‌چنان موفق نبود، هرچند بايد به آمار کلي فروش فيلم‌هاي سينمايي که بالاتر رفته و بيشترشدن تعداد سالن‌هاي مناسب سينما و البته تأسيس گروه «هنر و تجربه» اشاره کرد.

امیریوسفی خاطرنشان ساخت: بازهم بايد تکرار کنم که من در زمينه امیدواری شبيه فيلمم «آشغال‌هاي دوست‌داشتني» هستم و اميد و انگيزه‌اي که گفتيد مثل اميدي است که در اين فيلم وجود دارد. اميدي که براي مردم زماني خودش را در جنبش ملي‌شدن صنعت نفت نشان داد. زماني در انقلاب و بعد در جنبش اصلاحات، اميدي که آخرين‌بار هم در انتخابات سال 96 خود را نشان داد و اميدوارم به نااميدي و بي‌تفاوتي مردم مثل بعضي سال‌هاي گذشته منجر نشود. هرچند با ديدن وضعيت اقتصادي و روحي مردم واضح است که در شرايط سختي هستيم و بايد دولتمردان راه‌حلي فراتر از گفتاردرماني بيابند.




ادعای “کیهان” درباره برخی فیلمهای پرمخاطب سینماها⇐از “هزارپا” تا “لازانیا” یک انشعاب در فیلمفارسی هستند و به شدت شبیهند به موسیقی لس آنجلسی!!

سینماروزان: در سال اخیر هم با فروش 40میلیاردی “هزارپا” اقبال مخاطبان به کمدی به اوج خود رسید و هم با تب بالای اکران کمدی ، بازار در نیمه دوم سال به اشباعی رسید که نتیجه اش فروش نازل کمدیهایی مانند “میلیونر میامی” است.

روزنامه اصولگرای “کیهان” در تحلیلی با کنار هم قرار دادن برخی کمدیهای پرفروش نوشت: طی ماه‌های اخیر، موجی از فیلم‌ها روی پرده سینماها رفته‌اند که ویژگی‌های مشترکی دارند. گرچه سابقه تولید و نمایش آثار مبتذل در ایران قدمتی به اندازه ورود سینما به کشورمان دارد؛ فیلمفارسی اصطلاحی است که معرف این نوع فیلم‌هاست.

این روزنامه ادامه داد: فیلم‌هایی چون «لس ‌آنجلس تهران»، «خانم یایا»، «واااای آمپول»، «لازانیا»، «هزار پا» و … ویژگی‌هایی متمایز دارند و می‌توان آن‌ها را یک خرده جریان یا یک انشعاب در فیلمفارسی دانست. این فیلم‌ها شباهت بسیار زیادی به آنچه موسیقی لس آنجلسی خوانده می‌شود دارند. هم آن نوع موسیقی و هم این نوع فیلم‌ها، از تعلقات فرهنگی و تاریخی و قومی بریده‌اند؛ بی هویتی، رفاه‌زدگی و بی‌دغدغه‌ای جز مسائل غریزی، زیستن درد لس آنجلسی‌هاست. فرم‌گریزی و آشفتگی در ساختار و روایت، ابتلا به محتوایی لغو و بیهوده و البته آلوده بودن به کنایه‌ها و اشارات سیاسی آن هم به سطحی‌ترین شکل ممکن، از دیگر شباهت‌های چنین فیلم‌ها و ترانه‌هایی است.

“کیهان” افزود: فیلم‌های لس آنجلسی نیز همچون موسیقی لس آنجلسی، مملو از عبارات و حرف‌های رکیک و بی‌مایه هستند. جالب این است که بخشی از داستان یا عنوان این نوع فیلم‌ها، به غرب یا نشانه‌های فرهنگی بیگانه گره می‌خورد. «تگزاس»، «لس آنجلس»، «لازانیا» و … انتخاب اسم‌های زشت و بدترکیب نیز ناشی از نداشتن مبنا و ریشه فرهنگی در چنین فیلم‌هایی است؛ درست شبیه موسیقی لس آنجلسی!




صدور پروانه ساخت برای تهیه کنندگان “مختارنامه” و “آژانس شیشه ای”+صدور یک پروانه دیگر

سینماروزان: شورای پروانه ساخت سینمایی با صدور سه پروانه موافقت کرده است.

به گزارش سینماروزان محمود فلاح تهیه کننده “مختارنامه” بعد از کناره گیری از تولید “سلمان” پروانه “ممنوع الخروج” را گرفته به کارگردانی جلال دهقانی.

مهدی کریمی تهیه کننده “آژانس شیشه ای” نیز پروانه “شیهه اسب” را گرفته به کارگردانی علی عظیمی.

فهرست کامل فیلمنامه های پروانه گرفته به شرح زیر است:

–“شیهه اسب” به تهیه‌کنندگی مهدی کریمی ، کارگردانی و نویسندگی علی عظیمی

–“دیاپازون” به تهیه‌کنندگی علیرضا شجاع نوری، کارگردانی و نویسندگی حامد میرزا علیزاده طهرانی

–“ممنوع الخروج” به تهیه‌کنندگی محمود فلاح ،کارگردانی و نویسندگی سید جلال اشکذری هر سه با موضوع اجتماعی




بعد از پرسش رسانه های مستقل درباره ظهور “سرمایه گذار هشت فیلمه ۷۰ساله” در سینما⇐یک رسانه اصولگرا از حسین انتظامی خواست به شفاف سازی اوضاع بپردازد!!

سینماروزان: در روزهای اخیر برخی رسانه های مستقل از حضور یک سرمایه گذار هفتاد ساله که به طور متوالی در نزدیک به هشت فیلم سرمایه گذاری کرده خبر داده اند. سرمایه گذاری که مشخص نیست منشأ پول او داخلی است یا خارجی؟؟

روزنامه اصولگرای “جوان” در گزارشی با اشاره به حضور این سرمایه گذار در سینما از حسین انتظامی سرپرست سازمان سینمایی خواسته به شفاف سازی درباره رسوخ چنین سرمایه گذارانی در سینما بپردازد.

“جوان” نوشت: حسین انتظامی، سرپرست سازمان سینمایی در یکی از اولین پست‌های توئیتری‌اش درباره اوضاع سینما، وعده شفافیت‌سازی در سینما را داد؛ موضوعی که شرایط خاص سینمای ایران لزوم ورود جدی‌تر سازمان سینمایی را در آن گوشزد می‌کند؛ سینمایی که گفته می‌شود فیلمسازی در آن از برج‌سازی پرسود‌تر است، اما بیشتر فعالان سینما به دلیل فقر مالی زندگی پر مشقتی دارند.

این روزنامه با اشاره به ماجرای ظهور سرمایه گذار هشت فیلمه و اخبار مبتنی بر حضور پولشویان در سینما ادامه داد: در روز‌هایی که سازمان سینمایی «شفاف سازی» را در بوق و کرنا کرده است، باید به دنبال پاسخ به پرسشهای مرتبط با این سرمایه گذار باشد. علاوه بر شفافیت مالی، حسین انتظامی باید به دنبال شفافیت در سیاست‌های حمایتی سازمان هم باشد.




قابل توجه چهره هایی که افتخار میکنند به زایش در خارج⇐حسین علیزاده بعد از رد دریافت نشان شوالیه فرانسه، با افتخار نشان شهروندی شیراز را دریافت کرد

سینماروزان: در دورانی که بخش عمده چهره های هنری دست و پا میزنند برای دریافت تبعیت کشور ثانی و زایش فرزندان خویش در کشورهای خارجی را با افتخار جار میزنند اینکه یک موزیسین مطرح نشان یک کشور خارجی به نام فرانسه را پس زده و افتخار کند به شهروندی شیراز به شدت قابل تحسین است.

حسین علیزاده، استاد موسیقی که قبلا از دریافت نشان شوالیه از سوی سفارت فرانسه امتناع کرده بود، نشان شهروند افتخاری شیراز را دریافت کرد.

در آیین پایانی دومین جشنواره موسیقی فارس، شهردار شیراز، عنوان شهروند شیراز را با کسب اجازه از شهروندان این کلان‌شهر به حسین علیزاده اهدا کرد.

علیزاده که سابقه ساخت موسیقی آثاری همچون “ملکه” ،”آواز گنجشکها” و “در چشم باد” را در کارنامه دارد پس از دریافت این جایزه گفت: زمانی از من می‌پرسیدند که چرا نشان شوالیه را نپذیرفتم اما اگر کسی هم اکنون در این نشست باشد متوجه می‌شود که افتخار شهروند شدن در شیراز چقدر در مقابل آن نشان بزرگ‌تر است.




متعاقب رسانه های مستقل حالا یک رسانه اصلاح طلب متذکر شد⇐ناکارآمدی تشکل‌های صنفی زیر پوشش خانه سینما به انزوا و فترت طولانی فیلم‌بردارانی مانند فرج حیدری منجر شد!!/آیا اراده ای در خانه سینما برای جلوگیری از این وضعیت غم انگیز وجود ندارد؟؟

سینماروزان: مرگ فرج حیدری فیلمبردار توانای سینمای بدنه درحالی که تازه دو هفته پیش از مرگ بیمه شده بود(!!) با انتقادات رسانه های مستقل مواجه شد و این رسانه ها به طرح این پرسش پرداختند که چرا بدنه پیشکسوت صنف برای بیمه شدن هم باید کلی دوندگی کنند و حرمتشان در زمان حیات رعایت نمیشود؟

به تازگی روزنامه اصلاح طلب “شرق” در تحلیلی با مرور کارنامه فرج حیدری به انتقاد از وضعیت سالهای آخر عمر او و دیگر پیشکسوتان فیلمبرداری پرداخته است.

این رسانه نوشته است: اساسا این‌گونه فیلم‌برداران و عوامل فنی سینما سیر تکاملی خود را در یک سینمای حرفه‌ای که «بخش خصوصی» در آن به درستی تعریف شده باشد، پیدا می‌کنند.

“شرق” ادامه داده: متأسفانه با سیاست‌گذاری‌های دائم در تغییر و تبدیل سینمای ما در سه دهه اخیر و از دور خارج‌شدن بخش خصوصی و ناکارآمدی تشکل‌های صنفی زیر پوشش خانه سینما برای تقسیم کار عادلانه و تداوم حضور و فعالیت افرادی مانند فرج حیدری، با انزوا و دوران فترت طولانی فیلم‌بردارانی مانند فرج حیدری و جمشید الوندی و اصغر رفیعی‌جم و… مواجه بوده‌ایم. این توقف و رکود ناگزیر باعث فرسودگی و عزلت‌گزینی و بازنشستگی زودهنگام و مرگ تدریجی این‌گونه افراد می‌شود.

این رسانه اصلاح طلب افزوده است: فرج حیدری در زمان مرگش 62ساله بود و فرصت زیادی برای ادامه کار حرفه‌ای و اثبات قابلیت‌های فردی‌اش داشت. آیا اراده‌ای در سازمان سینمایی و خانه سینما و صنوف اصلی و حرفه‌ای مرتبط با آن وجود ندارد تا با برنامه‌ریزی صحیح و کارشناسانه و ایجاد شرایط مناسب و الزام‌آور برای حضور اهالی حرفه‌ای سینما در دوره‌های آموزشی و به‌روزکردن خود و تطبیق با دنیای دیجیتال، از تداوم این وضعیت غم‌انگیز جلوگیری به عمل آورند؟؟




نسل سوم خانواده گلشیفته فراهانی هم بازیگر شد!!!+عکس

سینماروزان: بهزاد فراهانی از هنرمندانی است که علاوه بر فعالیت در حوزه تئاتر و تربیت بازیگران مختلف، از خانواده خود نیز بازیگران مختلفی را به سینما و تلویزیون ایران معرفی کرده است. پس از گلشیفته و شقایق و آذرخش فراهانی که نسل دوم این خانواده هنری محسوب می شود، حالا سام حسامی فرزند شقایق فراهانی نیز به دنیای بازیگری پیوسته است.

سام حسامی که در اواسط دهه هشتاد در سریال «کلاه پهلوی» در نقش فرزند شقایق فراهانی و داریوش فرهنگ ایفای نقش کرده بود، به زودی در فیلم سینمایی «فریدِ؟ میگه ساعت هشت» در یکی از نقش های اصلی مقابل دوربین خواهد رفت. این هنرمند 27 ساله حالا حضور در فیلم « فریدِ؟ میگه ساعت هشت» ساخته مسعودفرجام با گریمی خاص در نقش جوانی سی و پنج ساله ظاهر خواهد شد. در این فیلم سینمایی آذرخش فراهانی،روشنک گرامی، الهه افشاری، آزاده سدیری در کنار شقایق فراهانی ایفای نقش می‌کنند.

پیمان راد تهیه کننده این فیلم است و این اثر محصول بخش خصوصی سینمای ایران است. آنگونه که راد گفته «فریدِ؟ میگه ساعت هشت» یک فیلم پُر جنب و جوش اجتماعی با حال و هوایی جوانانه است که ته مایه‌ای اجتماعی دارد. فیلم روایت و برشی از دو شب زندگی چند جوان است که بر اساس تصمیمها و انتخابهای غلط سرنوشت نافرجامی را برای خود رقم می زنند و از این منظر در گونه سینمای اجتماعی طبقه بندی میشود.

مسعود فرجام از سال ٨٨ فعالیت خود در سینما را آغاز کرده است. او دانش آموخته کلاس تدوین فیلم از مرکز هنرهای نمایشی کالیفرنیا است و علاوه بر حضور در بیش از بیست فیلم و سریال به عنوان دستیار تدوین، به صورت مستقل یازده فیلم کوتاه را تدوین کرده و برای سریال ها و فیلم های مختلف تریلر و فیلم پشت صحنه ساخته است. فرجام بیش از ده جایزه بین المللی در حوزه تدوین و ساخت تریلر کسب کرده و تجربه هایی را در سطح بین المللی به ثبت رسانده که از جمله آن ها می توان به تدوین فیلم کوتاه «ناخواسته محصول سوئد»،تدوین مستند «بوسه بر کشور» محصول مشترک هلند و کوبا ۲۰۱۸،تدوين مستند «خارجی» محصول هلند ٢٠١٧ و… اشاره کرد. فرجام همچنین فیلم کوتاه «باد ما را با خود خواهد برد» را تیر ماه سال ۱۳۹۵ در ستایش عباس کیارستمی ساخته است.

در ساخت این فیلم عباس رافعی در مقام مشاور پروژه، این فیلم را همراهي مي كند.

سام حسامی
سام حسامی با گریم «فریدِ؟ میگه ساعت8»



«هزارپا» یک نفس تا ۴۰میلیارد/«مغزها…» ۱۲میلیاردی شد/«پیشونی سفید۲» ۳٫۵میلیاردی شد/«لازانیا» ۴میلیاردی شد/«سرو…» نیم میلیارد را رد کرد/«خانم یایا» ۳میلیاردی شد/«بمب» دوروزه نیم میلیاردی شد/استارت ضعیف کمدیهای تازه اکران شده!!!+آمار کامل فروش

سینماروزان: کمدی رکوردشکن «هزارپا» که به نظر نمیرسد لااقل تا یکی دو سال آینده فیلمی بتواند رکوردش را بزند آخرین روزهای اکران را با سانسهای محدود میگذراند و یک نفس دارد تا 40میلیاردی شدن.

به گزارش سینماروزان «مغزها…» با عبور از 12میلیارد اکران خود را ادامه میدهد و «لس آنجلس…» هم در مرز 7.5میلیارد قرار دارد. «لازانیا» که محدودیتهای فراوانی گریبانیش را گرفته 4میلیارد را رد کرده و فانتزی «پیشونی سفید2» نیز از 3.5میلیارد عبور کرده است.

کمدی «هشتگ» آخرین روزهای اکران را با عبور از فروش 3.5میلیارد میگذراند و «خانم یایا» هم 3میلیاردی شده. «عرق سرد» با کلی حاشیه سازی بعد از 72 روز روی پرده بودن به زحمت 2میلیاردی شده!!! و «گرگ بازی» بعد از پایان اکران در سرگروه میلیاردی شده است. «آستیگمات» که کلی بازیگر از باران کوثری تا نیکی کریمی و محسن کیایی و حتی هادی حجازی فر را داشته هم به زحمت میلیاردی شده است!!!

فیلم کودکانه «وای آمپول» بعد از سه هفته اکران در آستانه میلیاردی شدن قرار گرفته و «سرو زیر آب» که از خلأ تبلیغات محیطی-تلویزیونی و اکرانهای مردمی موثر رنج میبرد نیم میلیارد را رد کرده است.

در میان فیلمهای تازه اکران شده «بمب» توانسته فقط در دو روز نیم میلیاردی شود ولی فروش کمدیهای «کلمبوس» و «میلیونر میامی» که اولی کلی هم بیلبورد شهری داشته راضی کننده نیست؛ «کلمبوس» 200میلیونی فروخته و «میلیونر…» هم فقط صدمیلیون!!!

در قعر آمار فروش هم «اسکی باز» قرار دارد؛ فیلم تحسین شده در جشنواره میلیاردی کودک(!) که تا اینجا فقط صدهزار تومان فروخته است!!!

آمار فروش تا ابتدای جمعه 16 آذر ۱۳۹۷ به شرح زیر است:

(تمامی ارقام به تومان است)

–هزارپا 39 میلیارد و 100میلیون (156روز)

–مغزهای کوچک زنگ زده 12 میلیارد و 220 میلیون(72روز)

–لس آنجلس تهران ۷ میلیارد و 300میلیون(58 روز)

–لازانیا 4میلیارد و 200میلیون(65 روز)

–پیشونی سفید(۲) ۳میلیارد و 580 میلیون(59روز)

–هشتگ ۳میلیارد و 550میلیون(72 روز)

–خانم یایا 3 میلیارد و 100میلیون(28روز)

–عرق سرد ۲ میلیارد و 100میلیون(72 روز)

–گرگ بازی ۱میلیارد و 300 میلیون(44 روز)

–آستیگمات 1میلیارد و 50 میلیون(16روز)

–وای آمپول 850میلیون(23 روز)

–سرو زیر آب 510میلیون(16 روز)

–بمب 500میلیون (2روز)

–پاستاریونی 330میلیون(9روز)

–کلمبوس 200میلیون(2روز)

–در مسیر باران 120 میلیون(44 روز)

–میلیونر میامی 100میلیون(2روز)

–اسکی باز 100 هزار تومان(2روز)




عمق فاجعه را ببینید⇐تازه دو هفته پیش از مرگ فرج حیدری، مشکلات بیمه‌اش حل شده بود!!!

سینماروزان: ماه‌هاست که رسانه‌های مستقل درباره مشکلات معیشتی بدنه سینمای ایران می‌گویند و سینماگران هم مدام درباره کم‌کاری تنها نهاد صنفی‌شان در این باره اظهارنظر می‌کنند و متأسفانه همچنان این مشکلات وجود دارد.

در هفته های اخیر کم نشنیده‌ایم گلایه‌های برخی از اعضای صنوف مختلف خانه سینما را که از ماندن طولانی در صف انتظار بیمه شدن نالیده‌اند و همچنان اقدام ضربتی برای حل این مسأله را شاهد نیستیم و به‌جایش مدیران سینمایی توئیت میزنند در رثای سینماگرانی که دو دهه قبل مرحوم شده اند.

درگذشت فرج حیدری فیلمبردار باسابقه سینمای ایران مجالی شده که علی اللهیاری از دیگر فیلمبرداران باسابقه در کنار ذکرخیر فرج گلایه کند از اینکه او تا دو هفته پیش از مرگ حتی بیمه هم نداشته!!!

علی اللهیاری به «ایسنا» گفت: حدود دو سال بود که من به شخصه دنبال کارهای بیمه‌ای او بودم و از طریق صندوق اعتباری هنر شرایط بیمه‌اش را پیگیری می‌کردم. و تازه حدود دو هفته پیش که با هم صحبتی داشتیم توانسته بودم نامه‌ها و امضاهای لازم را از خانه سینما جمع‌آوری کنم که اگر انجام می‌شد بیمه بازنشستگی‌ شامل حالش می‌شد و حالا از دست دادن او واقعا سخت است.

آیا واقعا ایجاد تسهیلات بیمه‌ای برای سینماگران این قدر دشوار است که حتی یکی مثل فرج حیدری با سابقه فیلمبرداری آثاری همچون «بایکوت»، «ناصرالدین شاه اکتور سینما»، «تاراج» و بسیاری دیگر از آثار خاطره انگیز باید در فاصله ای کوتاه تا مرگ هم بیمه بازنشستگی نداشته باشد!!!؟؟ آن هم بیمه ای که مستمری بازنشستگانش در حال حاضر یک میلیون و 200 هزار تومان است؟؟




امیرحسین قهرایی در گفتگویی تفصیلی مطرح کرد⇐به‌خاطر خدا اجازه دهند که نسخه امروزی «چاق و لاغر» را تولید کنیم/تولید «دوربین مخفی» به شدت پرهزینه شده!/برای تولید «سورپرایز شو» کلی هزینه صرف شد ولی به‌خاطر عدم اطلاع‌رسانی صحیح، بازخورد لازم را ازش نگرفتیم!!/قصد دارم با ترکیب رئال و تصویرسازی رایانه‌ای، یک کمدی جذاب سینمایی تولید کنم!/به دنبال جلب‌نظر یک پخش کننده موفق برای مشارکت در تولید هستم!!

سینماروزان: امیرحسین قهرایی برای اغلب مخاطبان یادآور «دوربین مخفی» است؛ او سالها به عنوان طراح و مجری سلسله برنامه‌هایی فعالیت داشته که کارشان ثبت نامحسوس واکنشهای آدمهای عادی یا چهره‌ها نسبت به اتفاقات غیرقابل پیش بینی است.

به گزارش سینماروزان و به نقل از «جام جم» قهرایی ورای کارهایی که در تولید مجموعه های مختلف دوربین مخفی داشته یکی از هسته‌های مرکزی تولید برخی محصولات کودک دهه شصت و از جمله «چاق و لاغر» و «علی کوچولو» بود؛ مجموعه هایی خاطره انگیز که هرچند هیچ گاه در سالهای اخیر بازپخش‌شان روی آنتن نرفت اما همچنان به عنوان محصولات مخاطب‌پسند کودکان آن دوران نگریسته شده‌اند.

امیرحسین قهرایی مدتها به دنبال تولید نسخه ای امروزی از مجموعه عروسکی «چاق و لاغر» بوده است. روزنامه «جام جم» درباره کم و کیف نسخه امروزی «چاق و لاغر» با قهرایی گفتگو کرده‌ و امتداد گفتگو به تجربیات تازه این کارگردان در حیطه دوربین مخفی هم رسید.

*بالاخره تولید نسخه دهه نودی «چاق و لاغر» به کجا رسید؟ فکر نمی‌کنید دیگر وقتش است که داستان این عروسکها را احیاء کنید؟

در سالهای اخیر به شدت به دنبال این بودم که هم «چاق» و هم «لاغر» را از آرشیو بیرون بکشم و داستانی تازه برایشان خلق کنم. فکرهایی هم درباره جزییات داستان کرده بودم اما متأسفانه تغییر و تحولات مدیریتی در سازمان و نوعی بی‌علاقگی برای تولید این مجموعه باعث شد که طرح من به نتیجه نرسد.  من به دنبال راضی کردن مدیران جهت این بودم که حتی اگر بودجه لازم برای تولید مجموعه را ندارند اجازه تولید نسخه سینمایی «چاق و لاغر» را دهند و مشارکت کنند در تولید این نسخه تا بعد از اکران در سینما، فیلم بتواند در تلویزیون هم روی آنتن برود؛ هنوز که نتوانسته ام رضایت خاطرشان را جلب کنم.

*فکر می‌کنید چرا علاقه‌ای برای تولید نسخه امروزی «چاق و لاغر» وجود ندارد؟

از کمبود بودجه بگیرید تا ادعای تاریخ مصرف گذشته بودن این کاراکترها، در این امر دخیل است اما تجربه نشان داده بازسازی محصولات نوستالژیک به شدت در جلب مخاطب موثر است؛ شما نگاه کنید که در هالیوود مدام انیمیشنهای موفق را دنباله‌سازی می‌کنند چون میدانند ریسک بازگشت سرمایه به شدت پایین می‌آید یا در همین کشور خودمان مگر دنباله سازی در مورد «کلاه قرمزی» یا حتی «شهر موشها» جواب نداد!؟

*در طرح پیشنهادی‌تان برای ساخت نسخه تازه «چاق و لاغر» همچنان به تولید یک رئال-عروسکی علاقه دارید؟

واقعیتی که از «چاق و لاغر» وجود دارد ترس مخاطبان کودک دهه شصت از این دو شخصیت عروسکی است! مایه‌های معمایی کار باعث شده بود در کنار مفرح بودن، قدری ترس بر کار غلبه کند پس اگر بخواهیم مجموعه ای بسازیم که کودکان امروزی را هم جلب کند باید کمی بر ظاهر عروسکها کار کنیم که آن حجم ترس کاهش یابد. به جز این اعتقاد دارم در نسخه امروزی «چاق و لاغر» باید در کنار تصاویر رئال و استفاده از عروسکها، حجم تصویرسازی رایانه ای کار هم بالا برود که فضایی به شدت جذاب برای کار خلق شود. در دهه شصت امکانات تصویرسازی رایانه‌ای خیلی کم بود و واقعا دستمان خالی بود در پرداخت بسیاری از اتفاقات اما حالا میشود با ترکیب رئال و فانتزی یک داستان فوق العاده پرتحرک معمایی را روایت کرد. به خاطر خدا اجازه دهند که نسخه امروزی «چاق و لاغر» را تولید کنیم.

*مدتها به عنوان سازنده آیتمهای دوربین مخفی در تلویزیون و اخیرا شبکه خانگی فعالیت داشتید اما مدتی است که در این حیطه کم‌کارتر شده‌اید. دلیلش چیست؟

اوضاع اقتصادی واقعا خراب است. برای تولید دوربین مخفی یا باید به سراغ شبکه سوم برویم یا شبکه نسیم تا مغایرت مضمونی با اهداف شبکه نداشته باشیم اما مشکل اینجاست که بدون وجود اسپانسر نمی‌شود کاری را روی غلتک انداخت. اسپانسرها اغلب میروند سراغ برنامه هایی مانند «دورهمی» و «خندوانه» که گفتگومحور هستند.

*…بعد از این همه سال فعالیت در حیطه دوربین مخفی که نباید نگران یافتن اسپانسر باشید.

اتفاقا برای یک طرح تازه تولید دوربین مخفی یک اسپانسر هم پیدا کردیم که خرج کار را بدهد و به جایش در برنامه برایش تبلیغ انجام دهیم ولی مسأله این بود که مدیران به غیر از تأمین هزینه کار، از اسپانسر درخواست داشتند که برای حضور تبلیغاتی در برنامه‌ها، هزینه‌ جداگانه‌ای دهد که اسپانسر هم موافقت نکرد.

*خیلیها گمان می‌کنند تولید دوربین مخفی کاری کم‌هزینه است که با حداقلها جمع و جور می‌شود. آیا در واقع همین طور است؟

اصلا این طور نیست. اتفاقا نه تنها در ایران که در همه جای دنیا تولید حرفه ای دوربین مخفی جزو گرانترین کارهاست. اول از همه اینکه اغلب مهمانانی که در چنین برنامه‌هایی حاضر میشوند انتظارات مادی خاص خود را دارند که گاهی این انتظارات بیشتر از دستمزد آن مهمان از یک پروژه سینمایی یا تلویزیونی است. به جز این تولید دوربین مخفی به زمان بالایی نیاز دارد؛ گاهی پیش می‌آید باید چند ساعت فیلم بگیریم برای رسیدن به یک آیتم سی دقیقه ای دوربین مخفی. چون بسیاری از آنها که در برابر دوربین مخفی قرار می‌گیرند واکنش جالبی بروز نمی‌دهند و مثلا از هر شش نفر شاید یک نفر خروجی موفقی داشته باشد.

*اخیرا مجموعه ای از دوربین مخفیها را هم در فضای مجازی عرضه کردید اما بازخورد زمان عرضه برای تلویزیون را نداشت.

مجموعه ای به نام «سورپرایز شو» را برای یکی از سامانه های اینترنتی کار کردیم اما متأسفانه کار درست دیده نشد چون درست معرفی نشد. کلی هزینه برای تولید این کار صرف شد ولی بازخورد لازم را ازش نگرفتیم. ما انتظار داشتیم به واسطه غلبه فضای مجازی بر زندگی روز ایرانیان زودتر از حد تصور دیده شویم و مخاطب به سمت‌مان بیاید اما آنچه دیدیم خلاف این امر بود. تولید برای فضای مجازی بیش از هر چیز نیاز به معرفی درست و اطلاع رسانی محصول دارد ولی سامانه موردنظر بر روی تبلیغات «سورپرایز شو» کاری انجام نداد و با اینکه در این مجموعه کوشیده بودیم ساختار تازه‌ای را برای تولید دوربین مخفی با حضور مردم عادی، چهره ها و روانشناسان بچینیم ولی نشد آنچه باید میشد…

*آیا امکان ارائه «سورپرایز شو» به تلویزیون و پخش در رسانه ملی وجود ندارد؟

رایت مجموعه در اختیار همان سامانه اینترنتی است و اگر موافقت کنند میشود مجموعه را در تلویزیون روی آنتن برد ولی هنوز که در این باره اقدامی صورت نگرفته.

*زمانی با مجموعه هایی مثل «شوخی با ستارگان» تولید دوربین مخفی را برای شبکه خانگی انجام دادید اما انگار دیگر در شبکه خانگی هم مشتری برای این گونه نیست.

زمانی اوضاع شبکه خانگی برای تولید خوب بود ولی اخیرا و به خصوص با افزایش ناگهانی قیمت لوح فشرده، کمتر کسی است که رغبت کند به تولید برای شبکه خانگی چون به خاطر قدرت گیری شبکه قاچاق، آمار تکفروشی محصولات در این مدیوم هم خیلی پایین آمده است.

*در این اوضاع به نظر میرسد که همچنان تلویزیون است که میتواند محملی باشد برای تولید و ارائه «دوربین مخفی» مگر آن تغییر مدیوم دهید و مثلا به سمت سینما بروید.

اگر تلویزیون همراهی کند خوشحال میشوم که باز هم برایش دوربین مخفی تولید کنم ولی اوضاع اقتصادی تراژیک‌تر از آن است که بشود امیدی به کار برای تلویزیون داشت. آنچه این روزها ذهنم را درگیر کرده این است که یک کمدی سینمایی با محوریت کودکان بسازم. سعی دارم که با ترکیب رئال و تصویرسازی رایانه‌ای، یک کمدی جذاب برای مخاطب تولید کنم؛ البته در سینما هم پخش است که مهم است و کم نبوده فیلم خوب که در اکران ذبح شده برای همین به دنبال جلب نظر یک پخش کننده موفق مثل فیلمیران برای مشارکت در تولید هستم.




پرسشهای منتج از صدور بیانیه ای برای حذف پروانه ساخت⇐چرا بخش عمده فیلمسازان شاخص کشور این بیانیه را امضاء نکرده اند؟؟/ از حذف پروانه ساخت چه کسی سود می برد؟ فیلمسازان استخوان خرد کرده یا تهیه کننده نمایانی که در کار واردات بچه مایه داران عشق کارگردانی به سینما هستند؟؟/چرا علیه ورود سرمایه های مشکوک به سینما بیانیه نمیدهند؟/ چرا علیه انحصار اکران بیانیه نمیدهند و امضاء جمع نمیکنند؟؟/چرا درباره ورود یک بیت کوین باز ۲۶ ساله به سینما و آن هم از کانال یک محفل هشت میلیاردی(!!) بیانیه نمیدهند؟/ چرا درباره ورود “سرمایه گذار هشت فیلمه ۷۰ ساله” و اینکه پولش از کدام کشور خارجی وارد شده بیانیه نمی دهند؟

سینماروزان: اخیرا بیانیه ای حاوی درخواست حذف پروانه ساخت از سیکل تولید محصولات سینمایی منتشر شده.

در صدر این بیانیه مدعی شده اند امضای 200 فیلمساز پای آن آمده ولی به دل امضاکنندگان که میزنی کمتر از هر چیز نام کارگردان شاخص است که به چشم میخورد و به جایش از هنرور تا منتقدان تاریخ مصرف گذشته و دلالان فیلم و کارمندان محافل بودجه خوار است که نامشان در بین امضاءشوندگان آمده.

نخستین پرسشی که با انتشار بیانیه مذکور رقم میخورد همین چرایی عدم حضور کارگردانان شاخص در میان امضاءکنندگان است.

پرسش بعدی هم درباره درخواست واپسگرای ارائه شده در بیانیه است. حذف پروانه ساخت به نفع کیست؟

کم پیش می آید استخوان خردکرده های سینما در دریافت پروانه ساخت مشکل داشته باشند پس حذف پروانه ساخت کمترین دغدغه فیلمسازان باتجربه نیست و فقط به سود تهیه کننده نمایانی است که اجاره کارت تهیه کنندگی را مجالی کرده اند برای تور کردن بچه پولدارهای عشق فیلم!! این طیف با حذف پروانه ساخت راحتتر میتوانند به واردات پرسود بچه پولدارهای عشق کارگردانی به سینما اقدام کنند!!

راستی چرا به جای حذف سانسور میگویند حذف پروانه ساخت؟ اگر با سانسور مخالفند که باید با نظارت در مسیر صدور پروانه نمایش هم مخالف باشند! این طور نیست؟

در همین اوضاع فیلمهایی مثل “کاناپه” و “ارادتمند…” که با پروانه ساخت تولید شدند هم گرفتار توقیفند وای به حال آن روزی که محصولات بدون پروانه ساخت تولید شوند!

سینمای ایران آفت و مسأله مبتلابه کم ندارد که اتفاقا بدنه حرفه ای سینما مدام از آنها نالیده اند و میتوان درباره آنها بیانیه داد.

آیا کسی میداند چرا علیه ورود سرمایه های مشکوک به سینما بیانیه نمیدهند؟ چرا علیه انحصار اکران بیانیه نمیدهند و امضاء جمع نمیکنند؟؟چرا درباره ورود یک بیت کوین باز 26 ساله به سینما و آن هم از کانال یک محفل هشت میلیاردی(!!) بیانیه نمیدهند؟ چرا درباره ورود “سرمایه گذار هشت فیلمه 70 ساله” و اینکه پولش از کدام کشور خارجی وارد شده بیانیه نمی دهند؟

صدالبته که بیانیه دادن آن هم از طریق گروه زدن در فضای مجازی(!!) ابتدایی ترین واکنش به معضلات است. ای کاش حداقل از همین امکان ابتدایی هم درست استفاده میشد ولی زهی خیال باطل…




مهدی صباغ زاده کارگردان سینما بیان کرد⇐اوضاع معیشتی بدنه سینما روزبروز بدتر میشود ولی الویت مدیران هنری ربطی با بهبود معیشتی ندارد!/آیا اینکه یک سینماگر بعد از سی سال فعالیت با ماهی یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بازنشسته شود اخلاقی است؟؟/ مگر وزارت نفت یا وزارت صنعت یا وزارت آموزش و پرورش برای پرسنلش بودجه نمی‌گیرد؟/چرا وزارت ارشاد برای بهبود اوضاع معیشتی هنرمندان بودجه نمی‌گیرد؟

سینماروزان: تنشهای اقتصادی وارده به بدنه جامعه بدنه هنرمندان را گاهی بیش از دیگر اقشار متأثر میکند چون هنرمندان فقط موقعی درآمد دارند که درگیر کار باشند و در ایام بیکاری هیچ مستمری حداقلی بهشان نمیرسد.

به گزارش سینماروزان مهدی صباغ زاده کارگردان باسابقه تلویزیون با اشاره به وضعیت اقتصادی هنرمندان به “جام جم” گفت: اوضاع معیشتی هنرمندان و به خصوص فعالان سینما و تلویزیون روزبروز بدتر و ناراحت‌کننده‌تر میشود و متأسفانه همچنان الویت مدیران هنری کشور ما ربط چندانی با بهبود معیشتی ندارد. این وظیفه وزارت فرهنگ و ارشاد است که مشکلات معیشتی هنرمندان را حل کند؛ واقعا همکاران در شرایط بدی هستند و به خصوص فعالان سینما و تلویزیون که ماهها بیکارند بلکه کاری بهشان پیشنهاد شود. مدیران ارشاد باید فکری کنند برای حل مشکل معیشتی اهالی هنر.

کارگردان “خانه خلوت” ادامه داد: در تمام دنیا هنرمندان مورد توجه سیستمهای هنری هستند و سعی میشود مشکلاتشان در کوتاه‌ترین زمان ممکن حل شود ولی متأسفانه در ایران سالهاست که هنرمندان حتی مشکل بیمه بیکاری شان هم حل نشده است. مدیران فرهنگی یادشان رفته که هنرمندان سالها تلاش و کوشش کرده‌اند تا هنر ملی ایران را شکل داده و در جهان نام ایران را به واسطه هنر مطرح کرده‌اند. تعارف که نداریم؛ این همه سیاستمداران امور خارجه فعالیت می‌کنند تا نام ایران را مطرح کنند و نتیجه نمی‌گیرند اما به ناگاه یک محصول هنری نام ایران را در سراسر جهان پرآوازه میکند ولی از آن سو می‌بینیم دستمزد هنرمندان یک دهم آن سیاستمداران نیست و حتی حقوق بازنشستگی درست و حسابی ندارند. آیا اینکه یک هنرمند بعد از سی سال فعالیت با ماهی یک میلیون و 200 هزار تومان بازنشسته شود اخلاقی است؟؟

این کارگردان خاطرنشان ساخت: دولتمردان اگر بخواهند میتوانند ساده تر از حد تصور اوضاع معیشتی هنرمندان را سامان دهند. ما نهادهای صنفی داریم که اعضایشان مشخص است و میتوان با در اختیار گرفتن آمار اعضای خانه‌های تئاتر و سینما و موسیقی و دیگر تشکلهای هنری، شرایط اعطای مستقیم کمکهای نقدی یا غیرنقدی به هنرمندان را فراهم کرد. البته آقایان اغلب می‌گویند بودجه ها محدود است و کفاف همه را نمی‌دهد! این هم راه چاره دارد؛ چاره اش هم آن است که در این همه دیدار و گفتگویی که با نمایندگان مجلس دارند بودجه ای را هم تصویب کنند برای رفع نیازهای سالانه هنرمندان. چه ایرادی دارد؟ مگر وزارت نفت یا وزارت صنعت یا وزارت آموزش و پرورش برای پرسنلش بودجه نمی‌گیرد؟ به همین ترتیب وزارت ارشاد هم برای هنرمندان صنوف مرتبط بودجه های کمک‌معیشتی بگیرد.

صباغ زاده با تأکید بر حذف واسطه گری در توزیع کمک میان بدنه هنری گفت: بودجه ای که برای کمک به بهبود معیشت هنرمندان می آید هم باید بدون واسطه و به طور مستقیم صرف هنرمندان شود تا باز به مانند گذشته با واسطه گری، مجالی برای سوءاستفاده و فساد ایجاد نشود.




انتقادات یک مدیر فرهنگی از اوضاع تلویزیون⇐تب پر کردن آنتن به هر قیمت و با هر چهره غیرموجه، می شود همین آشی که یا شوری اش آزاردهنده است و یا بی نمکی اش!!/کاش به جای این همه لودگی و ترویج فرهنگ مصرف گرایی و به جان هم افتادن مجری و بازیگر و… چند ساعتی فقط برفک میدیم!!

سینماروزان: انتقادات وارده به رسانه ملی در ماههای اخیر به اوج رسیده و کار به جایی رسیده که انتقادات وارده به درگیری یک مجری-مهمان در یکی از شبکه ها به تغییر تیم تولید برنامه منجر شد.

به گزارش سینماروزان محمدهادی ناصری مدیرکل روابط عمومی و امور بین الملل نهاد کتابخانه های عمومی کشور در واکنش به اتفاقات اخیر رسانه ملی یادداشتی نوشته و با زبان طنز خواستار پخش برفک به جای برخی برنامه های فعلی شده است.

متن یادداشت ناصری را بخوانید:

به یاد برفک

نسل امروز نمیدانند برفک یعنی چه؟! نمیدانند چطور گاهی پیه دیدن  چند ساعت برفک را با تن میمالیدیم تا یک کارتون یا برنامه خوب ببینیم. برنامه ای که انتخاب شده بود با دقت و ظرافت های جدی! برفک برای نسل امروز معنی ندارد چون بیست و چهار ساعت شاهد برنامه های رنگارنگ  مختلف جعبه جادویی هستند. برنامه هایی که گاهی آرزو میکنی کاش جایشان برفک میدیدی…

و متاسفانه بعضی اتفاق ها که این روزها شاهدش هستیم جای خالی برفک را بیشتر و بیشتر نشان می دهد. باور کنید این حرف جدی است. اصلا باور کردنش سخت تر از این نیست که بخواهید باور کنید در یک برنامه صبحگاهی برای ادب کردن بخش خبر  به خبر حمله شود و یا شب،  گوینده خبر حالی به مجری برنامه صبحگاهی بدهد و …

یاد دارید که در یک برنامه آموزشی و مهارتی، کارشناس به هنرجو توهین کند ؟ حتی زمانی که برفک ها در صفحه جادو جولان میدادند باز هم از این خبرها نبود.

یا در آخرین اتفاق تلخ، یک مجری لوده و لمپن به یک منتقد باسواد (با همه نقدهایی که ممکن است به او هم باشد)توهین کند؟
اتفاقی که البته به مراتب بدتر و تلختر از قبلی هاست و برفک هم خجالت زده میشود و نمیتواند جای این برنامه را پر کند.

گاهی این اتفاقها را که می بینم آرزو میکنم کاش بجای این همه لودگی و ترویج فرهنگ مصرف گرایی و سبک زندگی غربی و به جان هم افتادن مجری و بازیگر و… چند ساعتی فقط برفک میدیم. کاش برفک دوباره سرو کله اش پیدا میشد اما هر برنامه ای از سیما پخش نمیشد و همه اینها در شرایطی است که قرار بود صداوسیما دانشگاه عمومی باشد.  تب پر کردن آنتن به هر قیمت و با هر چهره غیر موجه در بعضی از شبکه ها، می شود همین آشی که یا شوری اش آزار دهنده است و یا بی نمکی اش …

کاش یکی به بعضی مدیران متعهد و دلسوز و خستگی ناپذیر میگفت: بیایید مردانگی کنید و با گذاشتن چند ساعت برفک در کنداکتور پخش بهره وری این جعبه جادویی را بیشتر کنید!!!

محمدمهدی ناصری
محمدمهدی ناصری



تهیه کننده “کاغذ بی خط” و “دستهای آلوده” در واکنش به حضور “سرمایه گذار هشت فیلمه” در سینما مطرح کرد⇐فردی که نامش به عنوان مجری طرح یا سرمایه گذار هشت فیلم مختلف آمده سینما را به شدت گران کرده!!!/ چرا ارشاد درباره ریشه‌های سرمایه این افراد مضر به حال سینما تحقیق نمیکند؟!/ارشاد نباید به هر که از راه میرسد پروانه دهد!!/دلیل اصلی بالا رفتن بی حساب و کتاب دستمزدهای بازیگران، ناشی از ورود همین سرمایه گذاران مشکوک است!!/سرمایه های مشکوک است که بازیگران را سواره کرده و کارگردانان و تهیه کنندگان باسابقه را پیاده!!!

سینماروزان: پرسشهای شکل گرفته بر سر حضور یک “سرمایه گذار هشت فیلمه” به سینما همچنان ادامه دارد.

به گزارش سینماروزان این فرد نه پله پله و تدریجی که در بازه ای چندماهه سرمایه تولید هشت فیلم را تأمین کرده و همین است که به شدت پرسش برانگیز شده.
حسن توکل‌نیا تهیه کننده ای که سابقه تولید آثاری همچون “کاغذ بی خط” و “دستهای آلوده” در کارنامه دارد در اظهاراتی برای “جام جم” با اشاره به سختیهای تولید مستقل در سینمای ایران گفت: زمانی نه چندان دور کافی بود یک کارگردان سرشناس در کنار پروژه ای سینمایی یا تلویزیونی قرار گیرد تا مشهورترین بازیگران با دستمزدهای معقول جذب کار شوند اما این روزها بازیگران کاری با نام کارگردان ندارند و هر که پشت کار باشد آنها فقط رقم دستمزدشان را میخواهند!!
توکل نیا ادامه داد: بازیگری را میشناسم که سال قبل دستمزد 350 میلیونی می گرفت ولی بعد از بالا کشیدن دلار دستمزدش سه برابر شد و نزدیک به یک میلیارد میخواهد تا در کاری بازی کند. آخر  یکی به ما توضیح دهد قیمت دلار چه ربطی دارد به دستمزد بازیگر؟؟؟ مگر بازیگر هم وارداتی است که رقمش با نرخ دلار بالا میرود؟؟؟
این تهیه کننده افزود: کم نیستند تهیه‌کنندگانی که بخاطر دستمزدهای عجیب بازیگران، نتوانسته اند طرحهایشان را اجرایی کنند ولی برای من اگر فیلمنامه‌ای پیدا شود که قابل تکیه باشد شک نکنید که  در کوتاهترین زمان محصولم -چه سینمایی چه تلویزیونی-به تولید خواهد رسید چون من بعد از سالها کار تولید لنگ بازیگر نمی‌مانم و یا میتوانم بازیگر مدنظر را قانع کنم که دستمزد معقول بگیرد یا کلا قیدش را میزنم و تیمی می‌بندم که بی ادعا باشند و توانا.
تهیه کننده “نفرین” و “جابجا” خاطرنشان ساخت: برای حل مشکل دستمزدهای عجیب بازیگران هیچ بگیر و ببندی جواب نمیدهد و هیچ محدودیتی نمی شود روی دستمزدها گذاشت. تجربه فوتبال جلوی رویمان است که کنترل قراردادها منجر شد به قراردادهای صوری و زیرمیزی گرفتن! در سینما و تلویزیون هم همین است؛ اگر بخواهند سقف قرارداد بگذارند، بازیگر، مازاد قرارداد را از طرق دیگر میگیرد؛ مثلا بازیگر به جای یک شماره حساب، چند شماره حساب مختلف که به آدمهای مختلف مربوط است به تهیه کننده میدهد و مازاد دستمزد را از طریق واریز به حسابهای اقماری میگیرد تا به نوبه خود بگیر و ببند را دور بزند.
توکل نیا درباره پیشنهاد خودش برای حل مشکل گفت: پیشنهاد من برای حل مشکل دستمزدهای نجومی بازیگران پرمدعا، تکیه به فیلمنامه‌های قوی است که هر بازیگری را راغب کند به بازی یا اینکه کارگردانان مطرح را بیشتر و بیشتر استفاده کنیم و یا اینکه چهره های جدید را وارد تولیدات سینمایی و تلویزیونی کنیم. چرا یک مرد 40 ساله هنوز باید نقش پسر 20 ساله را بازی کند و مدام هم ژست و ادعاهایش بیشتر میشود؟؟ چرا تهیه‌کنندگان به سمت وارد کردن چهره های توانا نمیروند؟
این تهیه کننده باسابقه تأکید کرد: از آن سو وزارت ارشاد هم نباید به هر که از راه میرسد پروانه دهد؟ بخش عمده دلیل بالا رفتن بی حساب و کتاب دستمزدهای بازیگران، ناشی از پروژه های پولشویان و ورود سرمایه های مشکوک است!! چرا ارشاد بر این پروژه ها نظارت کافی را ندارد؟؟؟
توکل نیا با اشاره به سرمایه گذار هشت فیلمه بیان کرد: اخیرا فردی وارد سینما شده که همزمان در هشت پروژه نامش به عنوان سرمایه‌گذار یا مجری طرح آمده و سینما را به شدت گران کرده! چرا ارشاد درباره ریشه‌های سرمایه این افراد مضر به حال سینما تحقیق نمیکند؟؟؟!! همین جماعت باعث افزایش غیرمنطقی دستمزدها شده اند و نتیجه آن شده که بازیگران سواره محصولاتند و مابقی، پیاده!!!
توکل نیا تأکید کرد: زمانی بود که کارگردان بخاطر اهمیت کارش دو برابر بازیگر دستمزد می گرفت ولی حالا بزرگترین کارگردانان ما هم حاضرند سرمایه تولیدشان فراهم شود به قیمت اینکه دستمزد نگیرند!! مگر چند بازیگر داریم که قادر باشند سرمایه تولید را برگردانند؟ بعید است بیشتر از 3 بازیگر داشته باشیم که نام و چهره شان پتانسیل فروش چندمیلیاردی باشد! در این اوضاع چه معنا دارد بازیگری که فروش ده فیلمش روی هم به 5میلیارد نمی رسد تقاضای دستمزد نیم میلیاردی دارد؟




یک عضو هیات رییسه شورایعالی تهیه کنندگان اظهار داشت⇐شورایعالی تهیه کنندگان نیاز به دبیر ندارد چون بناست صنف واحد تهیه کنندگان شکل گیرد!/ اینکه فلان تهیه کننده، رفقایش را جمع کرده و صنف جدید زده بیش از همه به ضرر خودشان است!/چنددستگی صنوف تهیه کنندگی موجب بالا رفتن غیرمنطقی دستمزد بازیگران شده!!/در آخرین همکاریم با گلزار، دستمزدش ۷۰ میلیون بود و حالا شنیده ام که دستمزد میلیاردی میگیرد!!!

سینماروزان/محمد شاکری: هرچند انتظار میرفت با پایان دوره یک ساله منوچهر شاهسواری در دبیری شورایعالی تهیه کنندگان، دبیری تازه برای این شورا انتخاب شود ولی هنوز این اتفاق نیفتاده است و همین امر پرسشهایی مختلف را شکل داده.

محمد بانکی از اعضای هیات رییسه شورایعالی تهیه کنندگان در چرایی عدم معرفی دبیر جدید برای شورایعالی به سینماروزان گفت: بساط شورایعالی تهیه کنندگان باید جمع شود چون بناست صنف واحد تهیه کنندگان شکل گیرد. هشت نفر مشغول نگارش آیین نامه شورا هستند و به زودی این آیین نامه منتشر خواهد شد.

بانکی ادامه داد: بعد از انتشار آیین نامه یکپارچگی صنوف تهیه کنندگی، انتخابات برگزار شده و هیات رییسه صنف واحد تهیه کنندگان شکل خواهد گرفت. در این شرایط شورایعالی نیاز به دبیر ندارد.

محمد بانکی با انتقاد از تلاشهای هفته های اخیر یک تهیه کننده برای راه اندازی صنفی جدید گفت: اینکه فلان تهیه کننده به نام ثبت در وزارت کار رفقایش را جمع کرده و انتخابات گذاشته و صنف زده، اسمش منفعت طلبی است و نه کار صنفی!! اینکه جنبه کار تیمی را ندارند و میروند کانون میزنند در درازمدت به ضرر خودشان است چون ضعف تهیه کنندگان در انشقاق است.

محمد بانکی که درگیر پیش تولید فیلمی با نام “دو زن” شده به سینماروزان گفت: اغلب همکارانی که در شش ماه اخیر درگیر تولید شده اند از افزایش سرسام آور دستمزد بازیگران نالیده اند؛ این افزایش دستمزد که نتیجه حضور سرمایه های مشکوک در سینماست یکی از آسیب های چنددستگی تهیه کنندگان است.

بانکی با بیان اینکه بخش خصوصی نمی تواند چنین دستمزدهایی را پرداخت کند گفت: من چند فیلم مختلف را با محمدرضا گلزار کار کردم و یادم می آید دستمزد ایشان از 13 میلیون در “سیزده گربه…” شروع شد و در “دو خواهر” به حدود 30 میلیون رسبد و در نهایت در آخرین همکاری مان “تو ومن” به 70میلیون رسید اما اخیرا شنیده ام دستمزد ایشان میلیاردی شده!؟؟ آن زمان میشد با بازگشت سرمایه از گیشه این دستمزدها را جبران کرد اما حالا چه؟؟ یک فیلم باید چندمیلیارد بفروشد که فقط دستمزد یک بازیگر را برگرداند؟؟؟

تهیه کننده “دو دوست” خاطرنشان ساخت: اینکه در گذر زمان دستمزدها افزایش یابد منطقی و منصفانه است اما افزایش جهشی دستمزد در فقط چند ماه که ناشی از چنددستگی تهیه کنندگان است به ضرر بخش خصوصی است و موجب پررنگ شدن دوقطبی پروژه های ارگانی- محصولات مشکوک المنابع خواهد شد و رفته رفته بخش خصوصی کاملا حذف شده و همین تنوع حداقلی تولید هم وجود نخواهد داشت.




فقط چند روز پس از انتشار نسخه قاچاق “همه میدانند” با زیرنویس سلیس فارسی، اصغر فرهادی مسئولیت آماده سازی زیرنویس این نسخه را برعهده گرفت⇐از همان ابتدا به ذهنم رسيد که مي‌توان فيلم را با کيفيت بالا در فضاي مجازي منتشر کرد!!/میخواستیم زیرنویس را بعد از اکران آمریکا منتشر کنیم اما برنامه ریزی قبلی به هم خورد/بلافاصله بعد از عرضه بلوری “همه میدانند” در فرانسه فایل زیرنویس را منتشر کردیم/بیانیه روابط عمومی[در مذمت قاچاق فیلم] از سوی تهیه کنندگان بود و نه سازندگان!!!/نه تنها با دیده شدن فیلم در ایران مشکل ندارم که اتفاقا باعث خوشحالیم است که مردم فیلم را ببینند

سینماروزان: انتشار نسخه قاچاق فیلم “همه میدانند”  در ایران با زیرنویس سلیس فارسی از همان ابتدا محل پرسش قرار گرفت. اصلی ترین پرسش این بود که با توجه به منبع قاچاق که بلوری فرانسویست چگونه زیرنویسی سلیس به زبان فارسی در نسخه های قاچاق داخلی وجود دارد؟؟

اصغر فرهادی تنها چند روز بعد از انتشار این نسخه قاچاق نه تنها مسئولیت زیرنویس را برعهده گرفته بلکه به عسل عباسیان در “شرق” گفته که از همان زمان پیش تولید به انتشار نسخه کامل در فضای مجازی فکر کرده بود!!!

اصغر فرهادی با اشاره به برنامه ریزی برای انتشار زیرنویس مطلوب خود ذیل نسخه قاچاق بیان داشت:

برنامه‌ريزي براي نمايش «همه مي‌دانند» در ايران اين بود که فيلم را بعد از اکران آمريكا؛ يعني چند ماه ديگر، به طور رايگان با زيرنويس روان و مورد تأييد روي اينترنت بگذاريم تا هرکس دوست دارد ببيند و چون حقوق پخش اين فيلم در ايران متعلق به کارگردان است، با تهيه‌کنندگان هم روي اين موضوع از قبل توافق شده بود که بعد از اکران آنها، به دليل اينکه در ايران امکان اکران اين فيلم وجود ندارد، روي اينترنت منتشر شود، اما اتفاقي که افتاد اين بود که از دو هفته پيش و با توزيع رسمي دي‌وي‌دي و بلورِي فيلم در فرانسه که طبق قوانين آنجا مدت معيني بعد از اکران انجام مي‌شود حدس زدم که ممکن است فيلم روي اينترنت منتشر شود و برنامه‌ريزي قبلي ما را به‌هم بريزد. به همين دليل زيرنويس را سريع آماده کرديم که اگر فيلم غيرقانوني آمد، لااقل با زيرنويس درست ديده شود. همين هم شد؛ نسخه قاچاق فيلم از فرانسه با کيفيت بالا به فاصله چند روز از توزيع روي اينترنت آمد و به‌سرعت گسترش پيدا کرد و چندساعت بعد ما به‌ناچار فايل زيرنويس را روي اينترنت گذاشتيم تا مانع انتشار زيرنويس‌هاي متفرقه شويم.

فرهادی درباره بیانیه روابط‌عموميش پیرامون نارضایتی و مذمت انتشار نسخه قاچاق گفت:  در آن بیانیه گفته شده تهيه‌کنندگان، نه سازندگان. به‌هرحال وقتي اين اتفاق افتاد به نظر نمي‌رسيد با توجه به سرعت انتشار لينک‌ها کاري بشود کرد و تصميم من اين بود که علي‌رغم برنامه‌ريزي که براي چند ماه بعد شده بود که فيلم منتشر بشود، اعلام کنيم که هرکس خواست فيلم را ببيند، اما تهيه‌کننده‌ها اين ميزان از گستردگي لينک‌ها در اينترنت را که ديدند برايشان خيلي نگران‌کننده بود. تماس گرفتند و خواهش کردند که روابط‌عمومي فيلم در ايران از قول آنها انتشار فيلم را غيرقانوني اعلام کند که فيلم انتشارش به بيرون از ايران گسترش پيدا نکند. آنها با توجه به توافقي که براي پخش ايران وجود دارد مي‌دانند علاقه‌مندان نهايتا در ايران اين فيلم را از طريق اينترنت خواهند ديد، اما فکر مي‌کردند چند ماه ديگر اين اتفاق مي‌افتد که اکران‌هاي اصلي انجام شده که اين‌گونه نشد و بدتر از آن، در اين بين دو شبکه ماهواره‌اي فيلم را غيرقانوني پخش کردند که البته پخش‌کننده آمريكا در مورد آنها اقدام حقوقي‌اش را شروع کرده است.

اصغر فرهادی با اشاره به مخاطبانی که نسخه قاچاق را می بینند گفت: يک وجه مربوط به داخل ايران است که چون حقوق پخش آن متعلق به من است با وجود اينکه فيلم زودتر منتشر شده، نه‌تنها با ديده‌شدنش مشکلي ندارم، بلکه باعث خوشحالي من است که مردم فيلم را ببينند. بخش دوم اما مربوط به بيرون از ايران است و حق پخش فيلم متعلق به پخش‌کننده‌هاي آن کشورهاست که بعضي‌شان فيلم را سال گذشته پيش‌خريد کرده‌اند. اينکه اين لينک‌ها بيرون از ايران هم امکان دسترسي به فيلم را فراهم کرده چيزي است که باعث آسيب به اکران ديگر کشورها مي‌شود.

این کارگردان ادامه داد: داخل ايران با خیال راحت فیلم را ببیند. فقط اميدوارم که دانلود فيلم به خارج از ايران گسترش پيدا نکند. وقتي اين لينک‌ها روي اينترنت مي‌آيد ديگر فقط محدود به ايران نيست. در بسياري از کشور‌هاي ديگر که فيلم هنوز اکران نشده براي همه در دسترس است. اميدوارم کسي فيلم را به زبان‌هاي ديگر زيرنويس نکند، اما ديدنش در ايران باعث خوشحالي من است.

فرهادی پیرامون درگیری ذهنی بر سر عدم اکران فیلمش در ایران گفت: در سفرهاي متعددي که به اسپانيا داشتم، متوجه شدم ساخت اين فيلم به طوري که در ايران هم قابل نمايش باشد، شدني نيست. قراري با خودم گذاشته بودم فيلم را هر اسپانيايي هم که ببيند، احساس نکند يک غيراسپانيايي سازنده آن است. اين در واقع يک چالش بود. بنابراين ديدم اولين تصميمي که بايد بگيرم اين است که آيا اين فيلم در ايران اکران رسمي بشود يا نه؟ و به دلايل بسيار، ديدم بهتر است ذهنم را گرفتار اين موضوع نکنم؛ حتي به قيمت اينکه فيلم در سينماهاي ايران روي پرده نرود و به ذهنم رسيد که مي‌توان فيلم را با کيفيت بالا در فضاي مجازي منتشر کرد. اين از تصميمات اوليه بود.




حرفهای قابل تأمل تهیه کننده “مختارنامه” در روزهایی که سازمان از آغاز پیش تولید “سلمان” خبر داده⇐چون فهمیدم امکان تولید «سلمان فارسی» آن طور که خودم می‌خواهم وجود ندارد پس قیدش را زدم!!/ آقایان می‌خواستند «سلمان…» را جور دیگری بسازند و چون با زاویه نگاه ایشان کنار نیامدم از تهیه کنندگی کنار کشیدم!!/امیدوارم میرباقری موفق باشد ولی ساخته شدن «سلمان…» به این راحتیها نیست!!

سینماروزان: در روزهای گذشته خبری درباره آغاز پیش تولید سریال “سلمان فارسی” در بخشهای خبری صداوسیما منتشر شد. خبری که متکی بود بر ملاقات داوود میرباقری با رییس سازمان بدون کمترین داده ای درباره تیم تولید و انتخاب بازیگران و حتی زمان فیلمبرداری!!

به گزارش سینماروزان محمود فلاح تهیه کننده ای که پیشتر در تولید “مختارنامه” کنار میرباقری بود در اظهاراتی برای “جام جم” از دلایل کنار رفتن خود از پروژه “سلمان” سخن گفته است.

محمود فلاح گفت: سالها بعد از بازنشستگی رسمی‌ام این روزها بیش ار همیشه احساس بازنشستگی می‌کنم البته نه به خاطر عدم توانایی شخصی بلکه به خاطر عدم توانایی روی غلتک انداختن پروژه‌هایی که مدتها دنبالشان بودم. طرحهایی که بعد از «مختارنامه» برای تولید داشتم اغلب تاریخی بودند و دیگر مثل قدیم نمی‌شود کارهای تاریخی را به جریان انداخت چون اوضاع اقتصادی در همه جا نامیزان است و در این نامیزانی بودجه‌هایی که می‌آید صرف کارهای روتین می‌شود.

این تهیه کننده ادامه داد: مدتها پیش چون فهمیدم امکان تولید «سلمان فارسی» آن طور که خودم می‌خواهم وجود ندارد پس قیدش را زدم. آقایان می‌خواستند «سلمان…» را جور دیگری بسازند و چون با زاویه نگاه ایشان کنار نیامدم از تهیه کنندگی کنار کشیدم.

محمود فلاح افزود: البته داوود میرباقری دوست عزیزم همچنان به دنبال فراهم آوردن شرایط تولید این سریال است و از صمیم قلب از خدا میخواهم کمکش کند ولی آنچه حس شخصیم است اینکه ساخته شدن «سلمان…» به این راحتیها نیست. «سلمان…» باید به گونه‌ای ساخته شود که چندپله جلوتر از «مختارنامه» و تمام محصولات تاریخی پیش از خود باشد و اگر بدون اطمینان به این اتفاق به تولید برسد مطمئنا کارنامه عواملش را خدشه‌دار خواهد کرد. امید که لطف خدا همراه میرباقری باشد و در صورت فراهم شدن ابزار بتواند یک سریال ماندگار دیگر خلق کند.